بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
8282
متن پرسش
با سلام در کتاب هدف حیات زمینی آدم نوشته اید در داستان آدم به اختیار شیطان به سجده نکردن در عین تکوینی بودن آن اشاره کرده اید و در پاورقی فرموده اید مثل عصمت تکوینی ائمه در عین داشتن اختیار.عصمت تکوینی ائمه در عین داشتن اختیار با داشتن دو ساحت مقام نوری و نفس ناطقه قابل توجیح است،اما در مورد شیطان این مطلب را اصلا متوجه نمیشوم.اگر امکان دارد این مطلب را تبیین فرمایید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: شیطان هم از آن جهت که از جنّ است و جنّ از آن جهت که دارای بدن و روح است و مثل فرشتگان نیست، و جسم شیطان از مارِج و لهیبی از آتش است ولی روح‌اش مجرد است. پس شیطان هم می‌تواند از جهت تکوینی مورد خطاب سجده باشد در عین آن‌که اختیار دارد می‌تواند دستور را انجام ندهد. در جلسه‌ی اخیر تفسیر سوره‌ی احزاب در مورد رابطه‌ی عصمت تکوینی اهل‌البیت«علیهم‌السلام» و اختیار آن‌ها عرایضی داشته‌ام که إن‌شاءاللّه ادامه دارد. موفق باشید
6215
متن پرسش
سلام استاد،ایام محرم رو تسلیت میگم. از وقتی کتاب انسان کامل شهید مطهری را مطالعه میکنم هزاران سوال ذهنم رو مشغول کرده و واقعا احساس خلأ میکنم، لذا اگر پاسخی به بنده بدین لطف بزرگی در حقم نمودید 1. از تحریکات شیطان این است که انسان درصدد افزایش ظرفیت خود است در صورتیکه ظرفیت کنونی را پر نکرده،من نوعی از کجا بدانم ظرفیتم پر شده و با توجه به اینکه انسان کمال طلب است این کمال طلبی را چطور با بیان شهید مطهری میتوان تحلیل کرد؟ 2. انسان حق ندارد خود را مقابل دیگر انسان ها ذلیل کند و آن چیزهایی را که باید به خدا بگوید نباید به دیگران بگوید مثل مسیحی ها که نزد کشیش ها تخلیه میشوند، پس جایگاه استاد اخلاق چیست فرد چگونه میتواند بی حرفی انتظار داشته باشد مشکلاتی که در اخلاقش تاثیر میگذارند حل نمکاید؟ 3. اگر فرد باطن اعمال رابا چشم ببیند روح انسانی دارد در غیر اینصورت روح حالت حیوانی دارد، سنگی که از خشیت خداوند خرد میشود و هبوط میکند پس چطور بر قلب ما نازل میشود و هیچ اتفاقی نمیفتد آیا روح در این حالت حیوانی است؟؟؟؟؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ وقتی انسان پذیرفت که سالک الی‌الله باشد، هر چه جلو می‌رود به هدایت منور می‌شود گفت:«خود راه بگویدت که چون باید کرد» می‌فهمد که کمال او در هر چه بیشتر بنده بودن است. 2ـ در هر صورت ما جز در مقابل خدا نباید احساس ذلت بکنیم. نهایتا به استاد اخلاق وضع خود را می‌گوییم و در مقابل او تواضع می‌کنیم حاکی از آن‌که توصیه‌هایش را می‌پذیریم. 3ـ همین است، انسان به لطف الهی به جایی می‌رسد که نور اعمال و باطن آن‌ها را احساس می‌کند و تنها در حد قالب اعمال متوقف نمی‌شود. موفق باشید.
5592

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی.با سلام.استاد من قبلا این پرسش را از شما پرسیده بودم.از شما تقاضا می کنم از جنبه ی اخلاقی و مبحث غیبت آن را پاسخ گویید.باتشکر.: اگر شخصی که از همسرش جدا شده بخواهد جواب سوال پدر و مادر و خانواده و دوستان را درباره ی علت متارکه اش بگوید باید از بدی های او که باعث جدایی شده بگوید.مثلا بگوید بهم خیانت کرد، بی نماز بود،بد دهن ،بداخلاق،بدقول،...بود و از ماجراهای اتفاق افتاده را تعریف کند.آیا این کار درست است؟چون علت متارکه که همه می پرسن همان بدی هاست که دیگران تا آن زمان از آن ها بی خبر بودند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید کاری بالاتر از اخلاق یعنی مکارم اخلاق را پیشه کنید و به صورت اجمالی تنها بفرمایید«بالاخره ضعف‌هایی بود که امکان ادامه‌ی زندگی و تربیت فرزند فراهم نبود» وارد اخلاقی برتر از اخلاق معمولی شده‌اید و به همان اندازه از برکات آن مقام بهره‌مند می‌شوید إن‌شاءاللّه. موفق باشید
5150
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید در بحث برهان صدیقین گفته شد که هر نقصی ناشی از عدم هست و هر کمالی ناشی از وجود مثلا جهل به تنهایی وجود نداره بلکه عدم علم یا عدم عقل معنی جهل میگیره از طرف دیگه در حدیث شرح جنود عقل و جهل حضرت صادق می فرمایند خدا جهل را آفرید و برایش سربازانی قرار داد... من متوجه نمیشم که اگر جهل به معنی عدم عقل است مگر عدم هم خلق دارد؟ ممنون از زحمات شما
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح آن حدیث عرض شد؛ جهل در آن حدیث، علم به جهل است و نحوه‌ای از اراده است در انسان که اراده عدم برگشت به حق است و از این جهت نحوه‌ای از وجود است، مثل آن است که شما اراده می‌کنید که نماز نخوانید. نماز نخواندن فعلی نیست ولی اراده‌ی نمازنخواندن فعل است نسبت به شما. موفق باشید
3626
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز بنده طلبه پایه پنج هستم و کتابهای از برهان تا عرفان و معاد و ... شما را نیز با سی دی مطالعه کردم. بنده با توجه به علاقه به آثار حضرت علامه طباطبایی به پیشنهاد شما میخاستم تفسیر ایشان را شروع کنم. حال میخاستم بدانم برای هم افق شدن بیشتر و درک عالَم ایشان چه راهی را پیشنهاد میکنید؟ آیا صلاح میدانید قبل از اینکه تفسیر را شروع کنم کتاب های بدایه و نهایه ایشان را خودم با سی دی یا راه های دیگر بخوانم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هرحال باید بدایه و نهایه را خوب مطالعه کنید، هرچند فکر می‌کنم برای مطالعه‌ی تفسیر المیزان در شرایطی هستید که بدون بدایه و نهایه بتوانید از آن استفاده کنید. موفق باشید
3272
متن پرسش
باعرض سلام خدمت استاد غزیز من کتاب جوان و انتخاب بزرگ شما را خوانده ام خیلی روی من اثر گذاشت ولی متاسفانه این تاثیر تا یکی دو روز بیشتر نبود لطفا راهنمایی کنید که من چیکار کنم تا در زندگی ام همیشه روح خدایی حاکم باشه.قبلا خیلی به مسایل مذهبی اعتقاد داشتم ولی الان حس میکنم این اعتقاداتم دار ه کم رنگ میشه.در ضمن من دانشجوی کارسناسی ارشد علوم تربیتی هستم ولی هیچ انگیزه ای بزای درس و بژوهش ندارم ، احساس بوچی میکنم. وضعیت روحی خیلی بدی دارم. ازدواج هم نکرده ام.تورو خدا کمکم کنید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام:اگر سیر مطالعاتی که در روی سایت هست را ادامه دهید إن‌شاءالله می‌توانید به جمع بندی خوبی برسید. موفق باشید
2813
متن پرسش
با سلام محضر استاد عزیز و دوستانی که درباره سوال همسر دوم نظر داده اند: من همان فردی هستم که از دوستم خواستم آن سؤال را از استاد بکند، بعد از آن‌که جواب استاد را گرفتم با سیل اشکالاتی که به جواب استاد داده شد روبه‌رو شدم ، حال خودم چند سوال دارم:آیا هر کس با این اوضاع اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی و ... حتی یک بار ازدواج کند و بتواند حقوق زندگی مشترک را رعایت کند کاری بزرگ انجام نداده ؟آیا کسی که به خود جسارت داده و قبول کرده با رمسئولیت دو خانواده را به دوش بکشد آیا هوس باز است؟آیا اگر کسی اهل هوسبازی باشد راه های شرعی و غیر شرعی دیگری وجود ندارد؟آیا اسلام گفته ندانسته و بدون آگاهی همه را با یک چشم نکاه کن و به هر رابطه یا هر دو نفری که با هم هستند تهمت بزن؟آیا بعضی از مراجع عقد موقت را برای دختر رشیده حتی اگر باکره باشد جایز ندانسته؟آیا مردی 40 ساله اگر با دختری 36 ساله آشنا شود و بعد از محرمیت به نتیجه برسند ازدواج نمایند ولی به خاطر مصالح خانواده هر دو طرف به بزرگتری مراجعه و مشاوره نمایند باید توبه کارشان نمود و به جای کمک کردن آنان را به اعماق چاه فرستاد؟آیا عاشقی و وفاداری فقط در گوشه مساجد یافت می شود و نمی توان در هر جای اجتماع، پاک و بدون آلایش و از راه های شرعی زندگی کرد؟آیا کسی که همسر دوم اختیار کند باید همه به چشم جنایتکار و هوس باز به او نگاه کنند ولی در جامعه افراد زناکار به راحتی به فسادشان ادامه دهند و درکمال بی حیایی در اجتماع حاضر شوند، آیا هوس‌بازی زناکردن است یا زن دوم اختیار کردن؟ آیا دختر خانمی 36 ساله چون همدم و همزبان مورد نظرش را پیدا نکرده و حال و در این سن و به این حقیر تن می دهد و می داند باید با خیلی از لذات و حقوق دنیوی خود به خاطر این تصمیمش پشت کند هوس باز است؟ نه استاد عزیز نه دوستان گرامی : خدا به انسان اختیار داده، نه من آن دختر را اجبار کردم و نه او مرا اجبار کرده، هیچ کدام اهل هوس نبودیم ودر ارتباط ما ذره ای مسائل شرعی زیر پا گذاشته نشده است. ما به خاطر احترام به خانواده من و خانواده آن دختر به این نتیجه رسیدیم پای روی عشق خود گذاشته و در فراغ بسوزیم .اما با همه آموخته هایی که دارم نباید همه را به یک چشم نگاه کرد : التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام . بنده جهت هرچه بیشتر روشن‌شدن جواب‌های داده شده عین سخن جنابعالی را در معرض دید عزیزان قرار می‌دهم تا در هر حال هیچ‌کدام راه افراط و تفریط را در پیش نگیریم. موفق باشید
2534
متن پرسش
سلام.آیا خداوند در آخرت هم با اسم ستارالعیوب ظهور می کند؟ یا آبرویمان می رود...؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: خداوند تا آن‌جا که ممکن است همواره با بنده‌اش مدارا می‌کند به همین جهت شما در مناجات شعبانیه عرضه می‌دارید: «إِلَهِی قَدْ سَتَرْتَ عَلَیَّ ذُنُوباً فِی الدُّنْیَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَى سَتْرِهَا عَلَیَّ مِنْکَ فِی الْأُخْرَى‏ إِذْ لَمْ تُظْهِرْهَا لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ‏فَلاَ تَفْضَحْنِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَى رُءُوسِ الْأَشْهَاد» اى خدا تو در دار دنیا گناهانم را از تمام خلق پنهان داشتى و من در آخرت به ستاریت از دنیا محتاج‌ترم و چون لطف کردى و گناهانم را بر هیچ بنده صالحى آشکار نکردى پس روز قیامت هم مرا مفتضح و رسوا در حضور جمیع خلایق مگردان . موفق باشید
18427
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: با توجه به سوالاتی که از شما در مورد معمم شدنتان پرسیده شده و پاسخ های شما برای بنده سوالاتی پیش آمده که مطرح می کنم: استاد شما دلیل اصلی که برای معمم نشدنتان فرمودید این بوده که مطالعات لازم فقهی را نداشته اید مثلا در جایی فرمودین (چون به طور کامل فقه نخوانده‌ام نباید معمم شوم) و... البته در جایی دیگر از شرایط علمی لازم برای معمم شدن ذکر کردید: (از جهت علمی اولاً: بتواند به سوالات فقهی شایع مردم ـ با توجه به آگاهی اجمالی به اختلاف فتاوی و اطلاع از مبانی احکام (در حدّ کتب نیمه استدلالی مثل شرح لمعه) ـ پاسخ دهد همچنین لازم است در این مورد، به مطالعه‌ی احکام از رساله و عروه نیز بپردازد.) می خواستم بپرسم که 1. آیا منظورتان از مطالعات لازم فقهی همان است که در بالا متذکر شدید؟ 2. استاد در جایی فرمودید (معتقدم فعالیت‌های فرهنگی وقتی با لباس روحانیت باشد تأثیرش بیشتر است و جهت آن هم سالم‌تر خواهد بود) پس چرا در راستای تاثیر بیشتر فعالیت های فرهنگیتان اقدام به مطالعات فقهی و در نتیجه اقدام به ملبس شدن نکردید؟! با توجه به اینکه با خواندن مقداری رساله و آگاهی از اختلافات فتوا می توان به سوالات رایج مردم پاسخ داد 3. آیا طلبه ای که نخواهد مطالعات فقهی داشته باشد و صرفا بخواهد در زمینه های تخصصی دیگر مطالعه داشته باشد مثلا کلام و...نباید معمم شود؟ چون شما فرمودین (چون به طور کامل فقه نخوانده‌ام نباید معمم شوم) 4. به نظر بنده می رسد که در راستای کتب و جزواتتان و مطالبی که برای طلاب نوشته اید اگر جزوه ای هم به امر ملبس شدن اختصاص دهید و مسائل آن را بررسی کنید خیلی برای طلاب در شرایط امروز مفید باشد چون طلاب بسیاری در این مسئله درگیر هستند و کتبی که در این زمینه نوشته شده و مطالبی که از طرف اساتید مطرح شده به نظر می رسد کافی نیست و نمی تواند پاسخگوی دغدغه های طلاب و نگرانی ها و نا آرامی های آنان در این زمینه باشد. مثلا مطالبی که آیت الله طهرانی در امام شناسی آورده اند یا ... با توجه به اینکه بنده خود شاهد این مسائل در برخی از طلبه ها هستم. خواهشمندم مفصل پاسخ دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی برای مفصل گفتن در این مورد ندارم. همین اندازه می‌توان گفت روی هم رفته برای اصلاح یک جامعه روحانیون تأثیر بیشتری دارند مگر آن‌که مخاطبان، خاص باشند و فرد هم در موقعیّت شناخته شده‌ای باشد. شرایط اولیه‌ی انقلاب چنین اقتضا کرد که برای افرادی امثال بنده امکان طرح مسائل معرفتی را بدون آن‌که لازم باشد معمم گردند بود و این به جهت شرایط خاص انقلاب به وجود آمد که افراد در یک نحوه اتحاد و یگانگی همدیگر را درک می‌کردند ولی بعد از آن، این موضوع به آن شکل به جهت گستردگی شهر منتفی شد و از این جهت افراد، با کسوت روحانی می‌توانند سخن دینی خود را بیشتر برای عموم قابل پذیرش کنند. موفق باشید.

14861
متن پرسش
سلام: ۱. شرح نهج البلاغه مرحوم جعفری را در کنار شروح شما استفاده کنیم خوب است؟ ۲. تفسیر مجمع البیان چه جایگاهی دارد؟ ۳.به طور کلی جامع ترین تفسیر پس از المیزان کدام است از نظر شما؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم علامه‌ی جعفری با صفای خاص خود و با تعلق درونی که به مولایش علی«علیه‌السلام» داشته است، نهج‌البلاغه را شرح کرده است و از طریق سخنان آن حضرت، قصه‌ی معاشقه با حقیقت را به ظهور آورده است. 2- «مجمع‌البیان» تفسیر نیست، جمعِ نظرات عالمان است نسبت به یک آیه که به عنوان منبع تفسیر می‌توان از آن استفاده کرد 3- نمی‌دانم. موفق باشید

11566
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: فیض و واسطه فیض بودن یعنی چه؟ فیض در مکتب اهل بیت (ع)با فیض در حکمت متعالیه چه تفاوتی دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکمت متعالیه حاصل تدبّر در فرهنگ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» است. وقتی حضرت حق عین وجود و عین کمال و عین جُود بود، عین تجلی و فیضان است و اولین تجلی که کامل‌ترین تجلی است، واسطه‌ی فیض است. موفق باشید

9791
متن پرسش
سلام علیکم: نظر به اینکه پزشکی مدرن صلاحیت تشخیص مردن افراد را ندارد، در چه صورت می توان گفت انسانی مرده و باید او را غسل و کفن و دفن کرد؟؟ با تشکر. حاج آقا، برایمان دعا کنید در برهوت دنیا. شرمگین هستم و اسیر نفس.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آثار حیات را هر انسانی در سایر انسان‌ها می‌یابد و کاری به پزشک ندارد. اگر انسانی را در حالت عادی بدون وسایلی که امروز هست به حال خود واگذاشتیم و اثری از تنفس در او نبود، نفس او از بدنش منصرف شده. مشکل را پزشکی مدرن برای خود ایجاد کرده که نمی‌گذارد نفس آدم‌ها به طور طبیعی از بدنشان منصرف شود و آن‌وقت بحث مرگ مغزی و امثال آن پیش می‌آید. این دستگاه‌ها را از او جدا کنند تا نفس او به طور طبیعی از بدنش منصرف شود و زندگی ماوراء بدن را شروع کند. موفق باشید
9655
متن پرسش
سلام حضور استاد گرانقدر: من به شدت دنبال تحقیق و مطالعه کتب مذهبی هستم، و به شدت علاقمند تدبر و تفسیر قرآن و... و به شدت متاثرم که عمرم را به این مسایل اختصاص ندادم. حال اینکه مطالبی که می خوانم تفسیر ها و.. از یادم می رود. اما قلبا اعتقاد دارم. اگز بخواهم توضیح بدم اکثر مطالب را نمی توانم بگویم با وجودیکه در کل قدرت بیان و سخنوری خوبی دارم!! با این اوصاف آیا برای آخرتم می ماند آنچه می خوانم و می دانم؟ ضمنا اگر بجای این مطالعه ها شروع کنم به خواندن دعاهای مفاتیح، قرآن و تعقیبات نماز... آیا پیشرفت و فهمم را در حوزه مطالب معنوی بیشتر نمی کند؟؟؟ امیدوارم منظورم را توانسته باشم برسانم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در قیامت عقاید ما که قلبی شده‌اند به کمک ما می‌آیند و ما را جلو می‌برد، محفوظات ما که در حافظه است همه از یادمان می‌رود. سعی بفرمایید عقاید و اخلاق را قوت ببخشید و به کمک تفاسیر با تدبّر در قرآن، عقاید خود را محکم کنید و با دعاهای مشهور اُنس خود را با خدا رونق بخشید. موفق باشید
8623
متن پرسش
سلام، نمی دونم از کجا شروع کنم چون واقعا نمی دونم مشکلم از کجاست! دختری هستم سی ساله و با مدرک لیسانس و مجرد...به دلیل اینکه خواهری بزرگتر از خودم داشتم خانواده خیلی دیر اجازه دادند که خواستگاری داشته باشم و الان همون یکی دو تا خواستگارم ندارم... الان بیکار و بلاتکلیفم... دختری هم نیستم که بتونم هر شغلی و در هر محیطی رو قبول کنم، تا حدودی مذهبی هستم و هر شرایطی رو نمی تونم قبول کنم و کلا روحیاتم جوریه که ترجیح میدم خانه دار باشم تا شاغل. چند سالی هست خیلی دعا و نذر و نیاز می کنم و نماز شب می خونم بلکه راهی باز بشه برام ولی هیچ فایده ای نداشته... هر چند وقت یه بار قرارهایی بین خودم و خدا و ائمه میگذارم و سعی می کنم با خدا باشم تا آرامش داشته باشم و دعاهام مستجاب بشه ولی هم هوای نفس خیلی اذیتم می کنه هم اینکه دعایی مستجاب نمیشه... استاد راهنماییم کنید...خسته شدم از این بلاتکلیفی... از این بی هدفی من واقعا نمی دونم چیکار کنم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: هیچ‌کدام از این چیزهایی که برایتان پیش می‌آید مثل آن‌که خواهری بزرگ‌تر داشته‌اید اتفاقی نیست. شما باید در دل همین نوع زندگی که با آن روبه‌رو هستید خود را به روحانیتی که جانتان طلب کرده برسانید. و متوجه باشید راه اصلی ما راه اُنس با خدا است. هرکس را در شرایطی قرار دادند تا نشان دهد این راه را در هر حال گُم نمی‌کند. موفق باشید
7810
متن پرسش
باسلام لطفا در مورد فضیلت اخلاقی دوست داشتن انسانها و خیرخواهی برای دیگران و مبارزه با خودخواهی توصیه هایی بفرمایید. چه کنیم تا دوست داشتن انسانها و خیرخواهی برای آنان بصورت ملکه ای در جان ما تثبیت شود و از این طریق بتوانیم بر سرعت سیر الی الله بیفزاییم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بحمدلله حضرت سجاد علیه‌السلام در دعای شریف مکارم الاخلاق این فضیلت را به خوبی در معرض دید ما قرار داده‌اند و روشن نموده‌اند سلامت جامعه به آن است که جواب بدی انسان‌ها را با خوبی‌ بدهیم. بنده خدا را شاکر هستم که با این دعا مأنوس می‌باشم و سعی کرده‌ام برای تحقق جامعه و تمدّن اسلامی رهنمودهای آن حضرت را با شرحی مختصر در اختیار مردم عزیز قرار دهم و شما می‌توانید صوت آن شروح را در سایت دنبال نمایید. به قسمت جلسات دوشنبه رجوع فرمایید. موفق باشید
6242
متن پرسش
سلام استاد عزیز ، (1) در جواب سوال 5901 فرموده اید: " ... باید با تزکیه ‌ی لازم حجاب بین قلب خود و آن حقایق ( عالم معنا) را بزداید و .... انسان باید با تزکیه‌ی لازم با آن حقایق مأنوس گردد. " ازعبارت " تزکیه لازم" من اینگونه می فهمم که برای رفع حجابها و وجدان هر حقیقتی از عالم معنا ، تزکیه ای نیاز است ، حال برای درک و وجدان قلبی ( و یا به قول شما رفع حجاب ها و مانوس شدن با ) حقیقتی مانند " لااله الا الله " دقیقاً چه تزکیه ای (عملی ، فکری و ... ) باید کرد ؟ در مورد درک قلبی حقیقت " الله اکبر" چه باید کرد ؟ برای حقیقت " سبحان الله " و " الحمدالله " چه ؟ اگر درک هرکدام از حقایق فوق تزکیه خاصی می طلبد ، لطفاً جداگانه ( و مشروح اگر ممکن است) بیان کنید. (2) وقتی از خدا یاد می کنم و یا با او مناجات می کنم ، ناخودآگاه تصور و مفهومی مبهم و گنگ از خدا در ذهنم می آید ، گرچه می دانم که این تصور ، خدا نیست و ساخته و مخلوق ذهن من است ولی نمی توانم ذهنم را از این تصور آزاد کنم و بگونه دیگری فکر کنم ( متاسفانه با این تصور مدتهای زیادی است مانوس شده ام ) . حالا می بینم این خدای ذهنی ام زیبا نیست ، خیلی قوی نیست ، عظمت و هیبت ندارد و شاید در برخی مواقع ضعیف هم هست ، خیلی قابل اتکاء و توکل نیست ، اصولاً " اکبر" نیست و... و اصلاً شایسته عبادت ، ستایش و عشق ورزیدن و مجاهدت در راهش نیست . سوال من اینست که چگونه از این خدای ذهنی و تصوری رهایی پیدا کنم و خدای واقعی را بیابم ؟ لطفاً راهکار عملی بفرمایید . (3) آیا ممکن است انسان وقتی از خدا یاد می کند هیچ تصوری در ذهنش نیاید ؟ چگونه ؟
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: لازم نیست برای اُنس با هریک از حقایق معنوی تزکیه‌ی خاصی داشته باشیم. تزکیه‌ی لازم یعنی رعایت آنچه شریعت در عقیده و عمل به عهده‌ی انسان‌ها گذارده 2- شاید مباحث شرح تفسیر سوره‌ی حمد امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» کمک کند 3- در نهایت کار به جایی می‌رسد که در مناجات شعبانیه دارید. «إِلَهِی‏ هَبْ‏ لِی‏ کَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَیْکَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْکَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِکَ» پروردگارا نهایت جدایى از غیر خودت را به من ببخش و چشم‏هاى دلم را با نظر به خودت، روشن فرما تا آن حدّ که چشم‏هاى دل بتواند حجاب‏هاى نور را بشکافد، پس متصل گردم به معدن عظمت و در نتیجه روح‏هاى ما آویزان به عزّ قدس تو گردد. موفق باشید
5981
متن پرسش
سلام استاد عزیز در مقدمه‌ی نهایه الحکمه در فضائل علامه طباطبایی (ره) حکایتی از علامه جوادی (حفظ الله) نقل شده به این شرح: "اوج تکامل عقلی و تجرد روح این ابرمرد حکمت به مقامی رسید که کلیات عقلی را بدون دخالت قوه تخیل و تمثل مصداق آن‌ها در مرحله‌ی خیال و تجسد آن در مرتبه‌ی مثال متصل یا با صرف نظر از آن ادراک می‌نمود. یکی از ادله‌ی تجرد روح همانا ادراک کلیات مرسله است که از هر قید مجرد و از هر کثرتی منزه می‌باشد، و روحی که یک موجود مجرد تام را ادراک می‌کند و می‌یابد حتما مجرد خواهد بودو البته این برهان تجرد روح از راه ادراک کلی، درباره اوحدی از نفوس ناطقه صادق است، نه درباره نفوس همه‌ی مردم. بعد از پایان بحث مزبور از مرحوم استاد علامه پرسیدم: آیا شما می‌توانید کلی را بدون تمثیل هیچ فرد خیالی آن، و نیز بدون تخیل انتشار آن در بین مصادیق مثالی ادراک کنید؟ فرمود: تاحدی. و این جواب با توجه به خفض جناح و تواضع جبلی آن بزرگوار که هرگز اعجاب و خودبینی نداشت یعنی «آری»." – 1) ظاهرا علامه جوادی بین تصور مصداق کلیات در مرحله‌ی خیال و مرحله‌ی مثال تفاوت گذاشته‌اند. این تفاوت چیست؟ 2) می‌فرمایند ادراک کلیات بدون تصور مصادیق جزئی در مورد اوحدی از انسان‌ها صادق است. این چه طور ممکن است؟ بنده مثلا وقتی مفهوم انسان به ذهنم متبادر می‌شود بدون این که انسان جزئی به ذهنم بیاید معنای آن را حس می‌کنم. آیا این همان ادراک مفهوم کلی بدون مصداق آن در خیال نیست؟ اما علامه می‌فرمایند اوحدی از نفوس این توانایی را دارند و آن را از امتیازات علامه طباطبایی می‌دانند. این چگونه ممکن است؟ متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولیای الهی امثال علامه توانسته اند به حقیقت کلی بدون نظر به مناظر و اعیانی که محل ظهور حقایق اند، نظر کنند مثل آن که نور کبریائی حق را به خود کبریایی بیابند ولی نه از منظر اعیانی که مظهر کبریایی حق اند. و این غیر از نظر به مفاهیم است، مسئله خیلی بالاتر از این هاست و تنها با توحید ناب ظهور می کند، آن طور که علی«علیه السلام» قبل از دیدن هرچیز و با آن چیز و بعد از آن چیز ،«اللّه» را می بینند. از این سنخ است ولی در مرتبه ی خودشان. موفق باشید
5975
متن پرسش
با عرض سلام خدمت جناب آقای استاد طاهر زاده : اینجانب سوالی از حضرتعالی دارم . بنده با کتب و سی دی های شماارتباط دارم و از این منابع استفاده می نمایم . خدا قوت میگویم خدمت شما بخاطر زحماتتان در عرصه دینی فرهنگی . لکن انتقاداتی نیز دارم . اولا چرا در سایت شما همه پرسش پاسخها مطابق با سلیقه و دید گاه جریان خودتان است؟ چرا پرسشهای چالشی در زمینه دین یا سیاست که اتفاقا سوالات جوانان بیشتر حول همین محور هاست خیلی کمتر است و بیشتر سوالات شامل به به و چه چه گفتن به همدیگر است .شاگردانتان به شما و برعکس . حال من یک سوال متفاوت از شما میپرسم .اگر دوست داشتید در سایتتان بگذارید. شما در کتابهایتان به کرات تمدن غرب را می کوبید .ما نیز مخالف این صحبت نیستیم . لکن تجربه سفرهای خارجی که من داشته ام و پرس و جوهایی که ازایرانیان ساکن خارج داشته ام ، به این نتیجه می رسم که : یک مقایسه سر انگشتی بین اخلاق و ادب و نزاکت و...مردم ما با ملت غرب نشان می دهد ، ما که 32 سال است روحانیت دارد تربیتمان می کند و مرتب هم بد و بیراه به غربی ها میگوییم و آنها را پوج و فاسد و ... می دانیم ، ملت خودمان دراخلاق خیلی خیلی عقبتر از آنها هست. از فساد اقتصادیمان بگیرید تا بی بند و باری در خیابانها تا اعتیاد تا بیکاری تا فقر تا شعارهای گنده گنده دادن و عمل نکردن مسوولین تا بی نظمی تابد اخلاقی در رانندگی، تا تعداد بالای پرونده های قضایی تا آمار بالای طلاق ، تا چک های برگشتی و خیلی های دیگر .... میدانم جواب میدهید که ما از اصل اسلام فاصله گرفته ایم . پاسخ شما مذهبی ها همیشه همین است . (من خودم هم مذهبی هستم و از دست جوابها خیلی داده ام) من میگویم اگر این همه مشکل داریم و از اصل دین هم دور شده ایم ، پس دیگر وقت آن نرسیده این چماق توی سر فرهنگ غرب زدن را زمین بگذاریم ، ما که صد جای خودمان لنگ میزند؟ منتظر پاسختان هم در ایمیل وهم در سایتتان هستم . باز هم مزاحم جنابعالی میشوم . موید و پیروز باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید بنده و امثال بنده نگاهمان به غرب بر مبنای تمدن غرب است و این که غرب بعد از رنسانس به بهانه ی کارهای غلط کشیشان و اصحاب کلیسا تمدنی را پایه گذاری کرد که منقطع از عالم قدس و معنویت، به امورات اقتصادی و سیاسی و فرهنگی خود پرداخت و عملاً انسانی را به صحنه آورد که محور خوب و بد، میل های خودش است و توصیه ی ما به دوستان آن است که مواظب باشید گرفتار چنین نگاهی نباشید که از تمدن اسلامی باز می مانید. تمدنی که با عبور غرب ظهور می کند و زندگی زمینی بشر را به آسمان معنویت متصل می کند. تعجب بنده از جنابعالی از آن جهت است که برای بررسی ملت خود بر روی آسیب هایی انگشت گذارده اید که عموماً حاصل کار استعمارگران و حاکمان وابسته ی قاجار و پهلوی است که ملت را از نظر فرهنگی و اقتصادی به این روز کشاندند. انتظار بنده از جنابعالی و امثال شما آن است که معضلات و مشکلات را خیلی عمیق تر ارزیابی کنید تا راه کارِ برون رفت از آن ها در منظر شما ظهور کند. موفق باشید
4745
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدا قوّت. استاد غزیز:شما در سی دی رجب و اعتکاف فرمودین نبینم در جمع ما مومن بد اخلاق باشه خودتون را اصلاح کنین. در صورتی که یکی ازمعصومین فرمودند که بد اخلاقی درمان ندارد.چطور با هم جمع مکنین؟تناقضی نیست؟ اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر می‌شود بداخلاقی درمان نداشته باشد؟ پس این‌همه توصیه برای ایجاد اخلاق فاضله برای چیست؟ موفق باشید
3124

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. . .سلام علیکم استاد عزیز. . . راستش یک دفعه این سوال رو پرسیدیم،جوابی بسیار قانع کننده دریافت کردیم،ولی چه کنیم که شیطان در مقابل این موهبت الهی یه حربه بدی رو بکار میبره،حالا عرض میکنم. . .3 سال با امسال شده که ما تغییر کردیم،روند تغییرات هر سال بعد ماه رمضان به صورت دلی متوجه میشدیم که چیزی بهمون داده شده(با احتمالات). . .امثال تقریبا بعد از ماه رمضان،مشاهده کردیم که علاقه شدیدی به حضرت آقا پیدا کردیم،استاد به جان خودم شوخی نمیکنم،من ایشون رو قبلا خیلی دوست داشتم و بخدا هم رهبرم میدیدم و فرمایشاتشون رو رو هوا میزدم،اما این یه جنس دیگس،وامونده با کلمات نمیشه بیانش کرد چه کنم آخه. . .حالا چالش روبروش،من عرض کردم نکنه استاد این علاقه جای علاقه به حضرت حجت رو بگیره،شما فرمودید چون دلتون در محضر امام زمان علیه آلاف تحیه و الثناء هست،ایشون آقا رو به دل شما میارن. . .استاد تا این علاقه به رهبری عزیز بعد از یه مدت سلوک و ترک گناه سر باز میکنه،نمیدونم عقله،شیطانه،چیه،میاد هزار سوال مطرح میکنه،بذارید بگم:1-تو چرا امام خمینی رحمت الله علیه رو به اندازه ایشون دوست نداری؟2-چرا وقتی ایشون میاد تو دلت یاد امام زمان نمیکنی3-نکنه اشتباه کنی؟ و سوالات دیگه که بسیار زیادن اما در همین عنوان ها هستند. . .ما هم هیچ دوری نمیکنیم از آقا،درو دیورا دورو برمون عکس آقا زدیم ،همیشه سعی میکنیم بیاناتو مرور کنیم،حتی تازگیا نرم افزار گیر آوردیم،از صحبتای آقا میخوایم،همین عاشورا رو در کلام آقا با طبقه بندی بررسی کنیم. . .خلاصه تن ما هم تا حدودی میخواره. . .امیدوارم مدیریت سایت و شما از ما با مطرح کردن سوال تکراری ناراحت نشید. . .یا علی مدد.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اصل قضیه که رجوع به مقام معظم رهبری دارید مبارک است ولی آن ملکی که به شما تذکر می‌دهد که متوجه نور حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی» و از همه مهم‌تر متوجه نور حضرت مولا صاحب‌الزمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» باشید، تذکر خوبی می‌دهد چون حضرت آقای خامنه‌ای هرچه دارند از حضرت صاحب‌الزمان دارند که از طریق حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» به ایشان رسیده. گفتید عکس آقا را همه‌ جا به در و دیوار زده‌اید مواظب باشید افراط نکنید که بگویند عاقلانه عمل نمی‌کنید یک عکس کافی است. موفق باشید
2266

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده لطفا خودتان جواب دهید نه کارشناسان سایت گناهکاری هستم که مدتی اسj توبه کرده ام و در دانشگاه قبول شدم . وارد شدن در جو مذهبی ها و تصور اینکه من هم مثل آنها هستم کم کم گناهانم را از یادم برد . تا اینکه در شبهای قدر از حق الناس شنیدم و اینکه علاوه برا عذاب اخروی انعکاس دنیوی هم دارد و قطعا جوابش را در دنیا خواهم شنید . با این که شرم دارم ولی نمیتوانم این مسئله بدون کمک کارشناس دینی حل کنم . زنی محجبه و پاکدامن و متاهل در فامیل داریم که در دوران شهوترانی و گناه به ایشان نظر داشتم و حتی عکس های خصوصی ایشان را گیر آورده بودم و نگاه میکردم . پرده های حیا افتاده بودند . تمام گناهانم و حق الناس ها از قبیل تهمت دروغ اذیت و ازار والدین یک طرف و این خیانت به این زن پاکدامن یک طرف . به یاد آوردن این گناه گرچه من را در خودم شکست و فهمیدم که مذهبی نیستم ولی از چند لحاظ مرا فلج کرده است 1- ایا میتوانم بدون اینکه آن خانم متوجه شود او را از خود راضی کنم ؟ ایا دادن صدقه و دعا در حق او برای راضی کردنش در قبال چنین ظلمی که هیچ تقصیری در آن نداشته کفایت میکند ؟ در چه صورت حاضر میشود من را ببخشد ؟ مومنین در ازای چه اعمالی و چه کار نیکی حاضر میشوند افرادی که در حقشان طلم کردند ، را ببخشند ؟ 2- آیا میتوانم جلوی انعکاس این گناه را بگیرم ؟ چون شنیدم که عذاب چنین گناهانی معمولا گرفتار شدن به دست همسری ناپاک است ! یا اینکه همین اتفاق در مورد ناموس خودم بیفتد . آیا میتوان جلوی انعکاس گناه را گرفت یا انعکاس گناه امری حتمی و سنت خداوند است ؟ من میخواستم سلوک دینی را از ابتدای آن شروع کنم سعی میکردم گناهانم را انجام ندهم و خیلی از آن ها را ترک کرده ام ولی احساس میکنم بحث سلوک برای من بحثی مثل نجات شمر و ابن ملجم است . خجالت میشکم از این که بخواهم مراتب بالاتری از سلوک را انجام دهم . چون فکر میکنم تا وقتی او من را نبخشد کم خوردن و کم خوابیدن فایده ای ندارد 3- ایا برای من راه نجاتی است ؟ چون این گناه را نمیتوانم برای خودم هضم کنم . دلیل اینکه توانستم توبه کنم و با خیال راحت در بین مذهبی خودم را جا کنم این بود که باقی گناهانم با معذرت خواهی و یا دادن صدقه و دعا کردن در حق شخص احتمال بخشش داشت ولی ایا روز قیامت آن خانم حاضر میشود به ازای چند ثواب کوچک من از عذابم در گذرد ؟ 4- این گناه به شدت مرا در انجام وظایف اجتماعی یک مومن دچار تردید کرده . آیا من با چنین سابقه ای حق دارم کار فرهنگی کنم / حالا که توبه کردم و نگاه به نامحرم نمیکنم ، حق دارم در مورد عفاف و حجاب مطلب بزنم ؟ اگر حق دارم آیا وظیفه دارم ؟ حق دارم در مورد انقلاب اسلامی و غرب مطلب بزنم ؟ آیا با وجود اینکه امر به معروف و نهی از منکر وظیفه هر مسلمانی است آیا این وظیفه بر دوش مسلمانی همچون من با چنین گناه شنیعی وجود دارد ؟ انتظار ندارم که امیدواری بدهید بلکه از شما میخواهم راهی موثر پیش پایم بگذارید . شاید توقع بزرگی باشد که با وجود ارتکاب گناهی چنین بزرگ بخواهم همسری خوب و پاک نصیبم شود. و بتوانم بدون این که انعکاس گناهم نصیبم شود و مصیبتی جنسی جلویم را بگیرد، به سلوک و توبه بپردازم و گامی در جهت پیشبرد اهداف انقلاب انجام دهم . من خیلی دوست دارم که به اسلام خدمت کنم ولی با این سابقه احساس میکنم نوعی وسوسه شیطان هست که میگوید خودت را به کارهای مدهبی مشغول کن تا یادت برود چه انسان کثیفی بوده ای !
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همان رسول خدایی که فرموده است این اعمال گناه است، فرموده است «من تاب لذنب کمن لا ذنب له» اگر کسی از گناهی توبه کرد مانند کسی است که آن گناه را مرتکب نشده و خداوند به این جهت می فرماید: توبه کنندگان را دوست دارد که همت توبه کنندگان برای کندن از گناه کمتر از آن هایی نیست که مرتکب آن گناه نشده اند.کسی که راضی باشد به خیانت به همسر دیگران، گرفتار همسری ناپاک می شود ولی کسی که توبه کرده است و از آن کار پشیمان است یک شخصیت دیگری است. خداوند در قیامت آن اعمال را در نامه ی اعمال شما قرار نداده که بحث بخشیدن یا نبخشیدن آن زن مطرح باشد . با تمام امیدواری به فعالیت های فرهنگی خود ادامه دهید و بدانید نه تنها خداوند فرمود: «انّ الحسنات یذهبن السّیئات» حسنات و کارهای نیک سیئات و گناهان را از بین می برد بلکه فرمود:« إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیما » خداوند گناهان کسانی که توبه کنند به حسنات تبدیل می کند و إن شاءالله شما از نوع دوم باشید. زیرا زشتی آن کار را به خوبی درک کرده اند. موفق باشید
2018
متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی، سوالی داشتم. من یکی از سرگروه های حلقه ی صالحین هستم که با افراد این حلقه جزوه ی ملک شناسی شما را بحث میکنیم. در طی این مطالعه سوالی ذهن ما را مشغول خود کرد که آیا ملک میتواند در جسم مادی ظهور کند و آیا میشود با چشم معمولی او را دید و لمس کرد؟ اگر نه و فقط در جان افراد ظهور میکند پس چرا قوم لوط هم دو ملک را دیدند مگر جان آن افراد پر از پلیدی و زشتی نبود؟ سوال دیگری نیز دارم و آن این است که مگر پیامبران ملک را نمی شناختند چون در داستان حضرت ابراهیم (علیه السلام ) که در سوره ی ذاریات آمده است این چنین ذکر شده که آن حضرت برای پذیرایی آن دو ملک کبابی بریان کرده و نزد آنها بردند در حالی که خوف و ترس زیادی داشتند سپس آن دو ملک خود را معرفی کرده و مژده ی بچه دار شدن را به آنها دادند؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اگر فرشتگان تا عالم ماده نازل شوند برای بقیه نیز محسوس می‌گردند ولی اگر نازل نشوند و پیامبران و امامان نظر به عالم ملکوت کنند و آن را ببینند بقیه نمی‌توانند آن را ببینند. فرشتگانی که مأمور عذاب قوم لوط بودند در حدّ نزول در عالم ماده نازل شده بودند و در ابتدا حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» تصور می‌کردند انسان‌های عادی هستند – چون با نظر به عالم ملکوت آن‌ها را نیافته بودند-. موفق باشید
1910
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد بزرگوار مصاحبه ای از شما دیدم که در مورد تحصیلات حوزویتان هم نوشته بود. می خواستم ببینم شما در دوران حوزه فقه هم خوانده اید؟و لزوم آنرا چه اندازه می دانید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: فقه و اصول‌خواندن من در حدّ لمعه و اصول مظفر بوده است ولی برای یک طلبه فقه و اصول بیش از این ها لازم است. موفق باشید
798

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز جناب آقای طاهرزاده با عنایت به اینکه در برخی کتابهای حضرتعالی از جملات و کتابهای جناب آقای دکتر سیدحسین نصر استفاده شده است و اینکه ایشان بنا به مستندات اطلاعاتی-امنیتی جزء عناصر ( خودفروخته )نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی محسوب میگردد،و جزء مروجین اسلام آمریکایی می باشند ،در برخورد با کتابها و جملات ایشان در آثار حضرتعالی و همچنین مطالعه آثار ایشان چه دستورالعمل مطالعاتی را معرفی می فرمائید؟ با توجه به اینکه اینجانب آثار حضرتعالی را با افتخار تمام در مبان دوستان دانشجو و غیر دانشجوی خود معرفی می نمایم ، جواب سؤال فوق برای اینجانب از اهمیت بالایی برخوردار است.(جدای از آشنایی بیشتر با مبانی اندیشه ای دکتر نصر و ...) باتشکر . گوزلی . تبریز
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: بنده در مباحث شرح کتاب «فرهنگ مدرنیته و توهّم» نظرات آقای دکتر نصر نسبت به امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» را عرض کردم و لذا نمی‌توان به‌راحتی دکتر نصر را از اردوگاه طرفداران انقلاب اسلامی بیرون کرد و شرایط قبل از انقلاب و مسئولیت‌های علمی ایشان را در نظام شاهنشاهی حمل بر شاهنشاهی‌بودن او کرد، سلوک و اندیشه و دوستان او همه حکایت از آن دارد که باید دکتر حسین نصر را یک دانشمندِ معتقد به حکمت خالده دانست و در همان حدّ هم به او انتقاد داشت که بنده در شرح کتاب «فرهنگ مدرنیته و توهّم» در قسمت حکمت خالده انتقادهای خود را عرض کرده‌ام. ولی باز تأکید می‌کنم دکتر حسین نصر کسی نیست که بتوان او را از منظر سیاسی نگریست و جامعه و جوانان خود را از اندیشه‌های بعضاً دقیق او محروم نمود. موفق باشید
16714

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: استاد حضرتعالی در جزوه راه های افزایش دین باوری در جوانان فرمودید که ما باید بین مدیریت اسلامی با مدیریت غربی تفکیک قائل شویم... و در مدیریت اسلامی باید ابتکار را در دست مردم داد یا به تعبیری مردم خودشان اموراتشان را بگذرانند و در ادامه فرمودید که نسل جوان را آماده کرد تا ان شاءالله تحول اساسی در نظام اداری ما به وجود آید. استاد بنده دانشجوی رشته حقوق هستم که پیاده ساختن چنین طرحی بر عهده دانشجویان رشته حقوق هست لذا لطف کنید که پیرامون مقوله مدیریت اسلامی توضیحی دهید؟ وبفرماییدکه پیاده ساختن چنین طرحی چقدرمی تواند انقلاب رابه انقلاب مهدی روحی له الفدا نزدیک نمایید؟؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصول کلّی مدیریت اسلامی و ایده‌های مربوط به آن را، حضرت مولی‌الموحدین«علیه‌السلام» در نامه‌ای که به مالک اشتر نوشته‌اند، به‌خوبی نشان داده‌اند. موفق باشید

نمایش چاپی