باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سیر مطالعاتی روی سایت، إنشاءاللّه برای شروع خوب است 2- خود خداوند به حکم «إنّ الحسنات یُذهبن السیئات» ضعفهای گذشته را جبران میفرماید 3- مباحث رشتهی خود را جدّی بگیرید و سری هم به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: مستقیماً بنا نیست ما در مقابل ایننوع افراد موضعگیری کنیم، زیرا موجب مطرحشدنشان میشود ثانیاً: عرایضی در تبیین آیهی 4 سورهی احزاب شده است. إنشاءاللّه کمک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «مبانی نظری و عملی حب اهل بیت» و به خصوص در شرح آن، عرایضی شدهاست که از جلسهی پنجاه به بعد میتوانید جواب خود را به صورت مبنایی بگیرید و گرنه هر روز در این موارد با سوال بدون جوابی روبرو هستید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در روایت داریم اگر یک روز از ماه رجب مانده، با روزهی آن روز منوّر به نور ماه رجب شدهاید 2- با توجه به اینکه چندسالی بنده با مرحوم شهید جلال افشار مأنوس بودهام میتوانم بگویم آنچه مرحوم جلال افشار را جلال افشار کرد بعد از معارف حِکمی و عرفانی که داشت، یکی نگاه درست او به حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» بود که او حضرت امام را یک هدیهی قدسی الهی میدانست و سعی میکرد مبادی میل خود را با رهبر قدسی خود هماهنگ کند، دیگر آنکه شدیداً سلیم النفس و لَیِّن بود، نسبت به مردم بسیار دلسوز بود، سعی بر رعایت حقوق مخالفین خود را داشت، بسیار هم صبور بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک در این موارد عرف عامهی مؤمنین است. معلوم است که عرف مؤمنین مورد اول را نفی میکنند و چون فسق آنها علنی بوده، تقبیح آنها غیبت محسوب نمیشود و در مورد دوم باز ملاک عرف افرادی است که مثل شما آن کار را دارند، با اینهمه در هر حال انصاف را فراموش نکنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی برای مفصل گفتن در این مورد ندارم. همین اندازه میتوان گفت روی هم رفته برای اصلاح یک جامعه روحانیون تأثیر بیشتری دارند مگر آنکه مخاطبان، خاص باشند و فرد هم در موقعیّت شناخته شدهای باشد. شرایط اولیهی انقلاب چنین اقتضا کرد که برای افرادی امثال بنده امکان طرح مسائل معرفتی را بدون آنکه لازم باشد معمم گردند بود و این به جهت شرایط خاص انقلاب به وجود آمد که افراد در یک نحوه اتحاد و یگانگی همدیگر را درک میکردند ولی بعد از آن، این موضوع به آن شکل به جهت گستردگی شهر منتفی شد و از این جهت افراد، با کسوت روحانی میتوانند سخن دینی خود را بیشتر برای عموم قابل پذیرش کنند. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مورد تشرفات چیزی ندارم بگویم مگر آنکه هرکس به اندازهای که با قلب خود رعایت شریعت بکند، از نور حضرت که مجسمهی عصمتاند محروم نیست، مگر آنکه مأموریت خاصی داشته باشد که حضرت به صورت خاص او را مدد میکنند، و امروز آن مددها را در کلام و رهنمودهای مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» ملاحظه میکنید 2- در مورد قسمت دوم سوال نظرتان را به این سوال جاب می کنم. سؤال: گاه شبهاتى راجع به جايگاه زن در اسلام مطرح مى شود و به آياتى از قبيل 5 و 6 سوره مؤمنون، 24 سوره نساء و 14 سوره آل عمران و آياتى كه مضمونى به ظاهر مردسالار دارد استناد شده و مى گويند در خطبه 80 نهج البلاغه زنان افرادى كم عقل خوانده شده اند يا به علت عادت ماهيانه كه امرى غير ارادى است براى آنها نقص در ايمان قائل شده اند. لطفاً راجع به خطبه حضرت و آيات نامبرده توضيح بفرماييد.
جواب: در مورد خطبه 80 نهج البلاغه كه سيد رضى صراحت دارد كه پس از جنگ جمل ايراد شده و با توجه به اينكه روش سيد رضى تقطيع كردن خطبه هاى حضرت بوده و قسمتهايى را مى آورده كه جنبه ى بلاغت آن زياد بوده معلوم مى شود عايشه مورد خطاب است. به گفته ى آيت اللّه جوادى اين خطبه هيچ پايگاهى ندارد، چون برهانهايى مى آورد كه خود را نقض مى كند، لذا به اهلش وا مى گذاريم. براى آنكه فرهنگ قرآن را در مورد زنان بدانيم بايد آيات زيادى را مدّ نظر قرار دهيم، در ضمن در رابطه با موضوع كنيزان كه در جنگ اسير مى شدند و به عنوان غنائم جنگى خريد و فروش مى شدند، لازم است مفصلًا بحث شود، همين قدر بدانيد كه اسلام با ورود آنها در خانواده ى يك مرد مسلمان نه تنها پناهى براى او ايجاد مى كرد و جلوى فحشاء گرفته مى شد، زمينه ى مادرشدن او پيش مى آمد و جهت شخصيت او تغيير مى كرد كه البته شرح آن احتياج به بحث طولانى دارد. اما در مورد شخصيت زن در اسلام، عنايت داشته باشيد ابتدا بايد آيات صريح را كه موضوع را روشن مى كند مورد توجه قرار داد و سپس بقيه ى آيات را بر مبناى آنها تحليل نمود. رجوع شود به کتاب زن، آنگونه كه بايد باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در خواب انسان در عالمی حاضر میشود که به صورت علم حضوری با واقعیتهای آن عالم روبهرو است. و به همین جهت عموماً چیزی در حافظهی او قرار نمیگیرد. در این مورد عرایضی در شرح کتاب «ده نکته در معرفت نفس» شده است. صوت آن را از سایت میتوانید بگیرید 2- بنده علامه تهرانی را یک دانشمند اسلامی میدانم و در جریان این مسائلی که میفرمایید هستم و حقیقتاً نگرانم که جوانان ما را که در این تاریخ میتوانند با توحیدِ حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» به بهترین سلوک برسند، مشغول این حرفها و فرقهبازیها کردهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر با یک بداخلاقی، زحمات بیستساله هبط میشود، با یک عذرخواهی همهی آن سیئات به حسنه تبدیل میگردد. پس چه جای یأس و ناامیدی!! 2- اگر قلب پاک باشد و انسان بتواند با عالمِ مثال منفصل مرتبط گردد، در خواب حقایقی برایش منکشف میگردد. آیت اللّه حسنزاده میفرمودند علامه طباطبایی مکرراً میگفتند هر وقت روز خوبی داشته باشم، شبهای خوبی نیز خواهم داشت که منظورشان احوالاتی است که در خواب و رؤیا نصیبشان میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم همانطور که اکثر شیعیان مقصد روایت فوق را درست متوجه نشدهاند، جنابعالی نیز همان مشکل را پیدا کردهاید. اجازه دهید بنده برداشت خود را عرض میکنم تا خودتان هرطور صلاح دانستید در مورد آن فکر کنید. در قرآن داريم: «ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ الّا لِيَعْبُدُونَ»[1] يعنى؛ هدف خلقتِ جن و انس، عبادت و بندگى خدا است. و از طرفى حضرت حق در حديث قدسى مىفرمايد: «يا احْمَد! لَوْلاكَ لَما خَلَقْتُ الْافْلاكَ، وَ لَوْلا عَلِيٌّ لَما خَلَقْتُكَ، وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما»[2] اى احمد! اگر تو نبودى آسمان و زمين را نمىآفريدم و اگر على نبود، تو را نمىآفريدم و اگر فاطمه نبود، شما دو نفر را نمىآفريدم. ممكن است در برخورد اول تصور كنيم كه مقام حضرت فاطمه (س) از مقام پيامبر خدا (ص) و على (ع) برتر است در حالىكه اگر توجه بفرماييد ملاحظه خواهيد كرد اين روايت نظر به نبوت حضرت محمّد (ص) و امامت حضرت على (ع) دارد و اينكه هدف نبوت و امامت، ظهور عبوديت انسانها است و به اعتبار نبوت حضرت محمد (ص) و امامتِ حضرت على (ع)، هدف از خلقتِ حضرت محمّد و حضرت على «عليهماالسلام»، حضرت فاطمه (س) است، آنهم به عنوان مظهر بندگى كامل خدا. يعنى حال كه هدف خلقت انسانها، بندگى خداست و از طرفى هدف از خلق نبى (ص)- به اعتبار نبوتش - و هدف از خلق امام - به اعتبار امامتش - همه و همه، ظهور آن بندگى است كه خداوند هدف خلقت انسانها قرار داده است، و حال كه فاطمهزهرا (س) مظهر بالفعل آن بندگى است كه نبوت و امامت براى ظهور آن پديد آمدهاند، پس اگر نظر به فعليت كامل بندگى كه همان فاطمهزهرا (س) است نبود، اصلًا خداوند نبوّت و امامتى را اراده نمىكرد و لذا است كه مىتوان نتيجه گرفت فاطمهزهرا (س) مظهر كامل بندگى است. بايد توجّه داشت كه اين روايت نمىخواهد مقام عبوديت پيامبر و على (ع) را نفى كند، زيرا خداوند در توصيف رسولالله (ص) صفت «عَبْدُهُ» را بر صفت «رَسُولُهُ» مقدم مىدارد و در واقع عبوديت محض رسولالله (ص) را تأييد كردهاست، ولى در پيامبرخدا (ص) عبوديت و نبوت و در على (ع) عبوديت و امامت جمع است و چون خداوند در خلقت انسان، نظر به عبوديت او دارد و فاطمهزهرا (س) نمونهى صريح و روشن آن عبوديت است، روايت مىفرمايد: مقصد خلقتِ نبوّت و امامت، خلقت فاطمهزهرا (س) است و در واقع فاطمه (س) مظهر همان عبوديت پيامبر خدا (ص) است و محبت شديد پيامبر خدا (ص) به فاطمهزهرا (س) در همين راستا است كه در آينهى وجود فاطمه (س) عبوديت خود را مىيابد و درعبوديت او مظهرى از حقايق را مىبيند و لذا پيامبر (ص) مىفرمايد: «فَاطِمَةُ حَوراءُ انْسِيَّةٌ، فَكُلَّما اشْتَقْتُ الي رائِحَةِالْجَنَّةِ، شَمَمْتُ رائِحَةَ ابْنَتي فاطِمَةَ»[3] فاطمه حوريهاى بشرگونه است، هر زمان مشتاق بوى بهشت مىشوم، دخترم فاطمه را مىبويم. در حديث ديگرى مىفرمايند: «فَما قَبَّلْتُها قَطُّ الّا وَجَدْتُ رائِحَةَ شَجَرَةِ طُوبي مِنْها»[4] هرگز فاطمه را نمىبوسم، مگر اينكه بوى درخت طوبى را از او استشمام مىكنم. پس فاطمهزهرا (س) مظهر جامعيت بهشت است و حضرت پيامبر (ص) وقتى مىخواهند به بهشت و شجرهى طوبى منتقل شوند و از آن حقايق غيبى بهره گيرند، به فاطمه (س) نظر مىكنند و او را مىبويند و ارادت به مقام فاطمهزهرا (س) و توجّه به مقام آن حضرت، قدرت چنين انتقالى را براى ما نيز به همراه خواهد داشت، البته در حدّ خودمان. توجه به اينگونه مقاماتِ حضرتزهرا (س) مقدمه براى معرفت به آن حضرت خواهد شد و زمينهى درك شب قدر مىشود. موفق باشید
[1] ( 1)- سورهى ذاريات، آيهى 56.
[2] ( 2)-« جنةالعاصمه»، ص 168، به نقل از كشفاللئالى.
[3] ( 1)- بحارالانوار، ج 43، ص 4.
[4] ( 2)- بحارالانوار، ج 43، ص 6.
