باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ایدهی واقعی که در مراقبه باید مدّ نظر باشد را در شخصیتهای سلوکی مثل حضرت امام، بهتر میتوان مدّ نظر قرار داد 2- آنچه در متون دینی ما نهی شده است «فضول الکلام» است. یعنی حرفی که لازم نیست بزنیم، را نزنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مستلزم یک کار درازمدتِ سلوکی است و اینکه در هر مرحلهای به خود تذکر دهیم تا إنشاءاللّه بتوان همهچیز را به نور حق نگریست و درنتیجه، ارتباط با خلق خدا به صورت مستقل از منظر ما تبدیل شود به ارتباط با خدا در آینهی حادثهها و مخلوقات. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- شرح ابن میثم حرّانی و شرح ابن ابیالحدید و شرح مولی فتح الله کاشانی و منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة و ترجمه و تفسیر نهج البلاغه اثر استاد علامه مرحوم شیخ محمدتقی جعفری هست و هرکدام حُسنی دارند ولی بسیار باید راه طی شود تا شرحی در حدّ سخنان آسمانی مولایمان به تاریخ بیاید. 2- مرحوم شهید مطهری در کتب آشنایی با قرآن خود نکات ظریفی را مطرح کرده و به عنوان مقدمهی ارتباط با تفسیر المیزان بسیار ارزشمند است. 3- به نظر میرسد معرفت النفس مقدمهی معرفت امام باشد زیرا در شناخت نفس انسان متوجهی حقایقی میشود که مصداق متعیَّن آن امام است 4 - تفسیر المیزان به بهترین نحو قدرت فهم کلام معصوم را به ما میدهد وگرنه به صِرف روبهروشدن با روایات متوجه منظور اصلی آنها نمیشویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینکه در روایات به ما فرمودهاند: «توزیع الوقت، توسیع الوقت» یعنی اگر اوقات خود را درست تقسیم کنید، وقت زیادی بهدست میآورید، به معنای همان برنامهریزی است و این غیر از آن است که در گذشته و آینده زندگی کنیم بلکه این به معنای آن است که به ما فرمودهاند طوری زندگی کن که گویا فردا میمیری و طوری زندگی کن که گویا همیشه زندهای. بنابراین در عین زندگیکردن در «حال»، حال را وسعت میدهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسألهی زینت به تشخیص عرف است. یعنی به صورت کلی باید دید که عرف چه چیزی را زینت به حساب میآورد به این شکل که اگر شخصی آن کار را بکند عرفا گفته میشود که «زینت کردهاست». بنابر این تشخیص این امور به نگاه عرفیِ خودتان بر میگردد و اینچنین نیست که یک مجتهد مصداقی را اثبات و مصداق دیگری را نفی کرد. موفق باشید
بسمه تعالی: سلام علیکم: 1- احتمالاً این نوع روایات جای تأویل دارد و به چیزی ماوراء ظاهرش اشاره میکند. ممکن است اگر گفته میشود جسم مبارک آن حضرت سایه ندارد، مقابل این اصطلاح است که میگویند فلانی سایهاش سنگین است 2- به نظر بنده نیز همینطور است که میفرمایید. جریان شیرازیها بیشتر خواسته یا ناخواسته در اردوگاهِ دشمن عمل میکنند 3- در عارف توحیدیبودنِ علامهی طهرانی شکی نیست، بحث بر سر آن است که عدهای از ایشان یک نوع قطبیت میسازند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با یادداشتبرداری و تعمق بر روی مطالب، حوصلهی انسان برای دنبالکردنِ مطالب بیشتر میشود به شرطی که سعی شود پرحرفی و پرخوری نداشته باشیم و دنبال دیدنِ فیلم و سریال نباشیم. 2- سعی کنید ملکهی یادداشتبرداری را در خود تقویت کنید، حتی اگر نخواهید از آن یادداشتها استفاده کنید، ولی صرفِ یادداشتکردن تمرکز میآورد. 3- چنین کتابهایی کمک میکند تا بحثهای ادبیاتی به صورت ملکه در آید. ادبیات که فقط فهمیدنی نیست، تکرارکردنی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب مُعَلَّى بْنُ خُنَيْس از شیعیان امام صادق«علیهالسلام» که ایرانی بوده است برای حضرت، توصیف نوروز را میکرده و حضرت نوروز را به معنای روزِ نو، وصف مینمودند که چندان کاری به روز اول فروردین ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته اگر این اردوها بهانهای شود تا بتوانیم در کنار کارهای تفریحی، معارف خوبی را نیز ارائه دهیم، کار خوبی است وگرنه اگر به صرف تفریح باشد چیز مفیدی به آیندهی جوانان خود اضافه نکردهایم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم همانطور که اکثر شیعیان مقصد روایت فوق را درست متوجه نشدهاند، جنابعالی نیز همان مشکل را پیدا کردهاید. اجازه دهید بنده برداشت خود را عرض میکنم تا خودتان هرطور صلاح دانستید در مورد آن فکر کنید. در قرآن داريم: «ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ الّا لِيَعْبُدُونَ»[1] يعنى؛ هدف خلقتِ جن و انس، عبادت و بندگى خدا است. و از طرفى حضرت حق در حديث قدسى مىفرمايد: «يا احْمَد! لَوْلاكَ لَما خَلَقْتُ الْافْلاكَ، وَ لَوْلا عَلِيٌّ لَما خَلَقْتُكَ، وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما»[2] اى احمد! اگر تو نبودى آسمان و زمين را نمىآفريدم و اگر على نبود، تو را نمىآفريدم و اگر فاطمه نبود، شما دو نفر را نمىآفريدم. ممكن است در برخورد اول تصور كنيم كه مقام حضرت فاطمه (س) از مقام پيامبر خدا (ص) و على (ع) برتر است در حالىكه اگر توجه بفرماييد ملاحظه خواهيد كرد اين روايت نظر به نبوت حضرت محمّد (ص) و امامت حضرت على (ع) دارد و اينكه هدف نبوت و امامت، ظهور عبوديت انسانها است و به اعتبار نبوت حضرت محمد (ص) و امامتِ حضرت على (ع)، هدف از خلقتِ حضرت محمّد و حضرت على «عليهماالسلام»، حضرت فاطمه (س) است، آنهم به عنوان مظهر بندگى كامل خدا. يعنى حال كه هدف خلقت انسانها، بندگى خداست و از طرفى هدف از خلق نبى (ص)- به اعتبار نبوتش - و هدف از خلق امام - به اعتبار امامتش - همه و همه، ظهور آن بندگى است كه خداوند هدف خلقت انسانها قرار داده است، و حال كه فاطمهزهرا (س) مظهر بالفعل آن بندگى است كه نبوت و امامت براى ظهور آن پديد آمدهاند، پس اگر نظر به فعليت كامل بندگى كه همان فاطمهزهرا (س) است نبود، اصلًا خداوند نبوّت و امامتى را اراده نمىكرد و لذا است كه مىتوان نتيجه گرفت فاطمهزهرا (س) مظهر كامل بندگى است. بايد توجّه داشت كه اين روايت نمىخواهد مقام عبوديت پيامبر و على (ع) را نفى كند، زيرا خداوند در توصيف رسولالله (ص) صفت «عَبْدُهُ» را بر صفت «رَسُولُهُ» مقدم مىدارد و در واقع عبوديت محض رسولالله (ص) را تأييد كردهاست، ولى در پيامبرخدا (ص) عبوديت و نبوت و در على (ع) عبوديت و امامت جمع است و چون خداوند در خلقت انسان، نظر به عبوديت او دارد و فاطمهزهرا (س) نمونهى صريح و روشن آن عبوديت است، روايت مىفرمايد: مقصد خلقتِ نبوّت و امامت، خلقت فاطمهزهرا (س) است و در واقع فاطمه (س) مظهر همان عبوديت پيامبر خدا (ص) است و محبت شديد پيامبر خدا (ص) به فاطمهزهرا (س) در همين راستا است كه در آينهى وجود فاطمه (س) عبوديت خود را مىيابد و درعبوديت او مظهرى از حقايق را مىبيند و لذا پيامبر (ص) مىفرمايد: «فَاطِمَةُ حَوراءُ انْسِيَّةٌ، فَكُلَّما اشْتَقْتُ الي رائِحَةِالْجَنَّةِ، شَمَمْتُ رائِحَةَ ابْنَتي فاطِمَةَ»[3] فاطمه حوريهاى بشرگونه است، هر زمان مشتاق بوى بهشت مىشوم، دخترم فاطمه را مىبويم. در حديث ديگرى مىفرمايند: «فَما قَبَّلْتُها قَطُّ الّا وَجَدْتُ رائِحَةَ شَجَرَةِ طُوبي مِنْها»[4] هرگز فاطمه را نمىبوسم، مگر اينكه بوى درخت طوبى را از او استشمام مىكنم. پس فاطمهزهرا (س) مظهر جامعيت بهشت است و حضرت پيامبر (ص) وقتى مىخواهند به بهشت و شجرهى طوبى منتقل شوند و از آن حقايق غيبى بهره گيرند، به فاطمه (س) نظر مىكنند و او را مىبويند و ارادت به مقام فاطمهزهرا (س) و توجّه به مقام آن حضرت، قدرت چنين انتقالى را براى ما نيز به همراه خواهد داشت، البته در حدّ خودمان. توجه به اينگونه مقاماتِ حضرتزهرا (س) مقدمه براى معرفت به آن حضرت خواهد شد و زمينهى درك شب قدر مىشود. موفق باشید
[1] ( 1)- سورهى ذاريات، آيهى 56.
[2] ( 2)-« جنةالعاصمه»، ص 168، به نقل از كشفاللئالى.
[3] ( 1)- بحارالانوار، ج 43، ص 4.
[4] ( 2)- بحارالانوار، ج 43، ص 6.
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- موضوع مقام حضرت محمد«صلواتاللّهعلیهوآله» که اصل و اساس نبوت همهی انبیاء و اولیاء است جدا است، حضرت عیسی«علیهالسلام» هم بر اساس دین محمد«صلواتاللّهعلیهوآله» به صحنه آمدهاند، از این جهت موضوع ایشان با بقیه فرق میکند. در مورد جناب ابوطالب و عبدالمطلب قرائن نشان میدهد که در ذیل نور مسیح«علیهالسلام» نظر به مبنای آن یعنی حقیقت حضرت ابراهیم«علیهالسلام» داشتهاند. در هر حال در مورد عموم مردم آن زمان تنها راه ارتباط با خدا دین حضرت مسیح«علیهالسلام» بوده 2- فکر نمیکنم امروز هم مسیحیان واقعی چنین اعتقادی داشته باشند. آنها هم مثل ما گناه را گناه میدانند و اهل توبه و إنابه هستند. ظرایفی در موضوع مصلوبشدن حضرت مسیح«علیهالسلام» در ذهن خود دارند که قابل تأمل است. مشکل شان اطلاعات غلطی است که نسبت به مصلوببودن حضرت مسیح«علیهالسلام» دارند. موفق باشید
