بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
168

بدون عنوان**بازدید:

متن پرسش
آیا بین اصحاب کهف وسفر در زمان ارتباطی وجود دارد؟ باتشکر.
متن پاسخ

سلام علیکم
با عرض معذرت اطلاعی ندارم.

15835
متن پرسش
سلام و احترام: استاد فاضل و مهربان؛ شما نظرتان این است که در برخورد با بی حجابها در اجتماع جز نسبت به بی حجابان سازمان دهی شده توسط دشمن ،نباید تذکر لسانی داد. بلکه باید تفکر خانم بی حجاب را اصلاح کرد. حال ما در جامعه هنگام برخورد با بی حجابها فقط باید سکوت کنیم؟ روایت ها و آیه های مربوط به امر به معروف و نهی از منکر چه می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک بحث بسیار مفصل است و بنده هم در زمانی بر روی آن وقت گذاشته‌ام که در حال حاضر نمی‌دانم کجا بوده تا خدمتتان عرض کنم. هرچه هست ملاحظه کنید که قرآن می‌فرماید: « وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ (71) /توبه» یعنی در یک فضای ایمانی که بین مؤمنین دوستی  حاکم است، امر به معروف جریان دارد و این غیر از ان فضایی است که شما انتظار دارید به یک خانم بی‌حجاب تذکر دهید و به آن نتایجی که نیاز هست برسید، مگر آن‌که بتوانید آن فضا را ایجاد کنید که البته با فعالیت‌های فرهنگی مسلّم این فضا ایجاد خواهد شد. موفق باشید

15562

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی: برای وارد شدن در عالم علمای عالم دار این سیر را مناسب می بینید: آثار شهید مطهری، المیزان، آثار امام خمینی(ره)، فلسفه صدرایی و در نهایت عرفان نظری. آیا این ترتیب خوب است؟ آثار آیت الله جوادی یا آیت الله مصباح در کجا جا دارند؟ البته پاسخ خود را با توجه به اینکه بنده طلبه ام بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طرح خوبی است. در رابطه با تفصیل بیشتر فلسفه‌ی صدرایی، آثار آیت اللّه جوادی و آیت اللّه مصباح کمک می‌کند. در ضمن از مباحث تفسیریِ آیت اللّه جوادی غفلت نشود. موفق باشید  

15328
متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: راجع به نوروز در اسلام مطلبی بفرمایید. روایات وارده در این زمینه چقدر اعتبار دارد؟ تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب مُعَلَّى بْنُ خُنَيْس از شیعیان امام صادق«علیه‌السلام» که ایرانی بوده است برای حضرت، توصیف نوروز را می‌کرده و حضرت نوروز را به معنای روزِ نو، وصف می‌نمودند که چندان کاری به روز اول فروردین ندارد. موفق باشید

14832
متن پرسش
با سلام: در حدیث عنوان بصری در ابتدا امام صادق علیه السلام در بیان حقیقت عبودیت می فرمایند: «یکی از حقیقت های عبودیت این است که بنده امور خود را به دست مدبر حقیقی بدهد و برای خود تدبیر و پیش بینی نکند.» معنای این جمله چیست؟ چطور انسان برای امور خود تدبیر و پیش بینی نکند آیا اساسا امکان پذیر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به سخن حضرت؛ انسان به حكم وظيفه عمل مي‌كند ولي امورات را به خدا مي‌سپارد مثل كاري كه حضرت امام در نسبت با انقلاب انجام دادند و اين خدا بود كه كار را تا اين‌جاها جلو برد. موفق باشيد

13941
متن پرسش
سلام علیکم: بنده از مطالعه کتب حضرتعالی و سخنرانی های صوتی و تصویریتان بسیار استفاده برده ام. می خواستم بیابم که چگونه آدمی بین یاد خدا (دیدن او) و ارتباط با خلق خدا جمع نماید، مثلا در یاد خدا به سر می بریم اما همین که سر کلاس درس رفته و به مباحث درسی توجه می کنیم بعد از لحظاتی به خودمان که می آییم می بینیم چند دقیقه ای است که مباحث ما را به خود مشغول کرده و از دیدن خدا محروم بوده ایم. با تشکر از جنابعالی، لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مستلزم یک کار درازمدتِ سلوکی است و این‌که در هر مرحله‌ای به خود تذکر دهیم تا إن‌شاءاللّه بتوان همه‌چیز را به نور حق نگریست و درنتیجه، ارتباط با خلق خدا به صورت مستقل از منظر ما تبدیل شود به ارتباط با خدا در آینه‌ی حادثه‌ها و مخلوقات. موفق باشید

13699
متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد گرامی: جوابی که حضرتعالی به سؤال یکی از دوستان در خصوص رزق داده اید (سؤال شماره 1649) با مطالبی که در کتاب رزق فرموده اید از جمله روایاتی چون: «لو أنّ ابن آدم هرب من رزقه کما یهرب من الموت ...» یا «لو کان العبد فی جحر لأتاه رزقه ...» و به طور کلی با روح روایاتی که در آن کتاب مطرح فرموده اید مغایرت دارد. به نظر می رسد انسان هایی که در اثر گرسنگی از بین رفته اند در واقع رزقشان تمام شده است نه اینکه کسی رزق آنها را از ایشان گرفته باشد. چرا که باز هم در کتاب جایگاه رزق روایاتی را بیان فرموده اید مانند "و لن یسبقک إلی رزقک طالب و لن یغلبک علیه غالب ..." که این پاسخ را رد می کند. ممنون می شوم ابهام را روشن فرمایید. با تشکر و من الله التوفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: درست می‌فرمایید و این به درجه‌ی یقن افراد بستگی دارد، ولی سیره‌ی ائمه‌ای که آن روایات را فرموده‌اند، طوری است که اولاً به دنبال رزق بوده‌اند، ثانیاً: در نهج البلاغه هست که حضرت می‌فرمایند: إنّ اللّهَ سبحانَهُ فَرَضَ فی أموالِ الأغنیاءِ أقواتَ الفُقَراءِ، فما جاعَ فَقیرٌ إلّا بما مُتِّعَ بهِ غَنی، و اللّهُ تعالى سائلُهُم عن ذلک.[1] خداوند سبحان خوراک تهیدستان را در اموال توانگران قرار داده است. پس، هیچ تهیدستى گرسنه نماند، مگر به سبب این که ثروتمندى از حقّ او بهره مند شده است. و خداى بزرگ در این باره از آنان بازخواست مى کند. موفق باشید

 


[1] - نهج البلاغة، حکمت ۳۲۸؛

12890
متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده عزیز که دلخوشیمان شده ای در این ظلمات هم پیمانی نفس و شیاطینمان چرا وقتی بنده از 18 سالگی هدفم مشخص، چشم انداز آینده ام در همه جوانب علمی معنوی اخلاقی مادی و... معین، راه و مسیرم مشخص امکانات فراهم، سلامتی در حد وفور، شرایط مهیا... چرا من سالیانی ست می ترسم از قدم برداشتن علمی و راهی نمی روم؟ چرا سالیانی ست چله هایم به چهار روز نمی رسد و استمرار ندارد؟ چرا سالیانی ست امروز و فردا می کنم؟ ریشه درجا زدن چیست؟ اساس بی تحرکی و تنبلی چیست؟ سوالم خلاصه: ریشه ترس و تسویف علمی؟ ریشه تنبلی و تسویف در امور معنوی؟ گفتن حاج آقا دعامون کنید آدم بشیم گویا مرحوم بهالدینی در جواب فرمود کسی به دعا کردن آدم نشد. با این وجود شما مرا دعا کنید. خدا را به حق علی و اولاد علی و بحق باب الحوائج موسی بن جعفر (ع) قسم میدم اگر بنا نیست درست بشم مرگم را زودتر برساند. گویا علامه طباطبایی به جهت تنبلی اوایل تحصیلش کلافه شده بود در بیابانی خارج از شهر نجف گفته بود «یا مرگ یا شوق درس خدایا»، که خداوند دومی را بهش عنایت کرد ما 70 ساله داریم میگیم «یا مرگ یا شوق بندگی» هیچکدوم مستجاب نمشه دعا بفرمایید در جهت همین دعایم. استاد بله یا مرگ یا آدم شدن و تحرک و پویایی و بندگی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم از این شعر حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» چه می‌دانید که گفت: «طاعت نتوان کرد گناهی بکنیم / از مدرسه رو به خانقاهی بکنیم». حداقل بگذار این‌جور بفهمیم که زنده باد گناه‌کاری که در گناه‌کاری خود، خود را به رسمیت نمی‌شناسد! کم‌حرفی، نداشتن آرزوهای بلند دنیایی، نداشتن کینه به خلق عالَم، و از همه مهم‌تر راضی‌بودن به آن‌چه خداوند عالَم برای ما مقدّر کرده، راه‌هایی است که بهشت را در جلوی ما می‌گشاید. در آن حالت مگر می‌شود تنبلی و تسویف در زندگی ما میدان‌داری کند؟! موفق باشید

12154
متن پرسش
سلام علیکم: استاد برایم عجیب است بسیاری از جوانان امروز، کسانی که یا امام را ندیده اند و یا در زمان حضور حضرت امام رحمت الله علیه، بچه سال بوده اند؛ ولی اینقدر به مکتب پیرجماران دلسپرده اند؛ یا اصلا زمان جنگ خردسال بوده اند اما اینقدر شیدای شهدایند؛ نمونه اش مثل جلسات میثاق با شهدا که در دانشگاه امام صادق علیه السلام بر گزار می شود و امثال آقای میثم مطیعی و سایر دانشجویان با شور و شوق به یاد شهدا و نظر به راه خمینی کبیر سیر و عروج می کنند؛ استاد این راه پر فیض تا کجا ادامه خواهد یافت؟ چگونه مستدام شود؟ مثلا این متن یکی از مداحی هاست استاد عزیز تا نفس می زنیم همه، تا دمی که ما زنده ایم یادمون نره از روی شهدا شرمنده ایم توی قصه ی عاشقی، همیشه بازنده ایم فراموش نکنیم که از شهدا شرمنده ایم دلامون شده خالی از، غم عاشقی و جنون توی شهر ما این روزا فراموش شده یادتون شهدا شرمنده ایم، شهدا شرمنده ایم شهدا شرمنده ایم، شهدا شرمنده ایم یاد صیاد و کاظمی، یاد همت و باکری یاد اون مردا به خیر یاد چمران و باقری شهدا شرمنده ایم، شهدا شرمنده ایم شهدا شرمنده ایم، شهدا شرمنده ایم روز دشمن شب میشه، تا به خط می زنید همه به ندای خمینی و با نوای یا فاطمه وصیت کردید شما به اطاعت از ولی ایشالا ما هم بشیم فدای سید علی شهدا شرمنده ایم، شهدا شرمنده ایم شهدا شرمنده ایم، شهدا شرمنده ایم روی لب های خشکتون ، السلام علی الحسین علی اکبر شدید برای پیر خمین توی قصه ی عاشقی، همیشه بازنده ایم “یادمون نره از روی شهدا شرمنده ایم “
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شهدا در این تاریخ، سالکان سیر الی اللّه این زمانه‌اند تا هرکس اندازه‌ی خود را نسبت به فنای الی اللهی که آن‌ها نشان دادند مشخص کند و رهبری عزیز انقلاب«حفظه‌اللّه» مذکّر این راه‌اند. موفق باشید

11955
متن پرسش
سلام و خدا قوت: سوال 1: چرا حضرت ختمی مرتبت (ص) قبل از بعثت حضرتشان به دین حضرت مسیح (ع) نبودند و ایشان، حضرت ابوطالب (ع) و حضرت عبدالمطلب (ع) متدین به دین حضرت ابراهیم (ع) بودند؟ اگر بگوییم وحدت تکلیف الزام آور نیست و لزومی نداشته همه مردم آن زمان به آخرین دین یعنی مسیحیت رجوع کنند، توجیهی برای پیروان ادیان دیگر در زمان بعد از حضرت خاتم (ص) ایجاد نمی شود؟ سوال2: آیا طبق آموزه های مسیحیت بعد از به دار آویخته شدن مسیح (ع) همه گناهان گذشته و آینده بشر بخشوده شده و اکنون مسیحیان هیچ عملی را برای خود گناه محسوب نمی کنند؟ متشکرم. التماس دعای فراوان در ایام الله پیش رو.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- موضوع مقام حضرت محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» که اصل و اساس نبوت همه‌ی انبیاء و اولیاء است جدا است، حضرت عیسی«علیه‌السلام» هم بر اساس دین محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» به صحنه آمده‌اند، از این جهت موضوع ایشان با بقیه فرق می‌کند. در مورد جناب ابوطالب و عبدالمطلب قرائن نشان می‌دهد که در ذیل نور مسیح«علیه‌السلام» نظر به مبنای آن یعنی حقیقت حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» داشته‌اند. در هر حال در مورد عموم مردم آن زمان تنها راه ارتباط با خدا دین حضرت مسیح«علیه‌السلام» بوده 2- فکر نمی‌کنم امروز هم مسیحیان واقعی چنین اعتقادی داشته باشند. آن‌ها هم مثل ما گناه را گناه می‌دانند و اهل توبه و إنابه هستند. ظرایفی در موضوع مصلوب‌شدن حضرت مسیح«علیه‌السلام» در ذهن خود دارند که قابل تأمل است. مشکل شان اطلاعات غلطی است که نسبت به مصلوب‌بودن حضرت مسیح«علیه‌السلام» دارند. موفق باشید

11550
متن پرسش
با سلام و احترام: در کتاب عدل الهی شهید مطهری ذیل مبحث شیطان می فرمایند: «قلمروی شیطان تشریع است نه تکوین» و در ادامه تذکر می دهند که «مقصود از اینکه تکوین از قلمروی شیطان خارج است این نیست که شیطان هیچ نقشی در تکوین ندارد» دقیقا شیطان در عالم چکاری از دستش بر می آید، با این جملات دچار اضطراب شده ام که مبادا شیطان مایه ی بسیاری از ناکامی ها در زندگی باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن می‌فرماید در روز قیامت شیطان به کسانی که به دنبال او راه افتادند می‌گوید من فقط شما را دعوت کردم و شما با اراده‌ی خود دعوت مرا پذیرفتید، پس خود را ملامت کنید؛ «فَلا تَلُومُوني‏ وَ لُومُوا أَنْفُسَكُم‏» پس جایی برای اضطراب نمی‌ماند. شاید از این‌که مرحوم شهید مطهری فرموده‌اند شیطان در تکوین بی‌نقش نیست منظور خاصی داشته‌اند، ولی در هرحال حوزه‌ی عمل شیطان نسبت به ما دعوت است و انتخاب با ما است، ما موظفیم به جای آن، آن‌چه را خدا می‌گوید عمل کنیم. موفق باشید

11425
متن پرسش
سلام استاد: اختلاف جزیی بین علما به کنار، اما در بحث تفاوت دو اسلام، اسلام ناب و اسلام غیر ناب، چطور خدا به هر دو طایفه علما عنایت میکنه؟ چطور میشه هم به امام خمینی عنایت کنه و هم به آیت الله خویی؟ چطور میشه هم به نواب صفوی که در صدد ایجاد حکومت بوده خواب حضرت زهرا ببینه و هم آیت الله بروجردی که معتقد به اسلام فردی بوده و هیچ کمکی به نواب نکرده عنایت بشه؟ اینها دو تناقض هستند، اختلاف کوچکی هم نیستند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق به هرکس به همان اندازه‌ای که برای اسلام مفید است مدد می‌رساند. حضرت آیت اللّه خویی خارج از آن ضعفی که در یک مرحله با پذیرفتن فرح پهلوی از خود نشان دادند، در بقیه‌ی امور شاگردانی تربیت نمودند که امروز از اساتید ارزشمند حوزه و در خدمت اسلام و انقلاب‌اند و مرحوم نواب صفوی از آن جهت که می‌خواست یک‌شبه همه‌ی کارها درست شود متوجه کار بزرگی که آیت اللّه بروجردی در صدد پایه‌گذاری آن بودند نشد و امروز ما وامدار حوزه‌ی علمیه‌ی قمی هستیم که پایه‌های علمی آن را آیت اللّه بروجردی گذاشتند. خداوند همه‌ی آن‌ها را رحمت کند و خداوند به نیّت پاک این بزرگان می‌نگرد و همه را مشمول رحمت خود قرار می‌دهد. موفق باشید

10995

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: زیاد وقت شما رو نمی گیرم. بنده با تمام سختی هایی که بود خدا رو شکر توانستم به مدد الهی عروسی بدون گناهی بگیرم، ولی برادر خانمم خیلی اهل رعایت نیست و به زودی قرار هست عروسی بگیرن بنده از خیلی وقت پیش اضطراب این را دارم که چکار کنم؟ با توجه به اینکه بنده طلبه ای ساده هستم و با اینکه ملبس نیستم خیلی احساس گناه می کنم که به چنین جلساتی بروم اما با توجه به شخصیت عصبی که برادر خانم بنده دارن اصلا امکان اینکه جلوی رفتن خانمم به عروسی داداشش رو ندم نیست. خانم بنده هم طلبه هستن و خیلی مقید هستن منتها الان بحث بر سر دعواها و کدورت هایی هست که بعدا ایجاد می شود، اگر بهانه ای جور کنیم که نرویم هم باز دلخوری ایجاد می شود، چکار کنم استاد؟ در ضمن بنده خیلی دوست دارم امر به معروف که می کنم مردانه جلوی شخص بایستم ولی بعضی اوقات فقط با بهانه توانستم جلوی منکر کسی رو بگیرم مثلا وقتی داخل تاکسی راننده نوار میزاره بنده به بهانه صحبت با گوشی میگم صدای نوارو کم کنه اما ته دلم راضی نمیشم چون فکر می کنم از سر ترس صحبت با گوشی رو بهانه کردم. این بهانه ها نشانه ترسو بودن ما نیستند؟ ممنون استاد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا در مورد موسیقی و حتی رقص، آخرین نظر فقها را بگیرید. ظاهراً موضوع چندان حساس نیست که شما گمان کنید با حضور در این جلسات به گناه می‌افتید مگر آن‌که اختلاط زن و مرد در میان آید که باید جلسه را ترک کرد. ولی در غیر این صورت موضوع حساس نیست. موفق باشید
10171
متن پرسش
عرض سلام و ادب: لطف کرده و راهنمایی بفرمایید ما در برابر غدیر چه وظیفه هایی داریم؟ و منبع معرفی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: غدیر زمینه‌ی ظهور به فعلیت‌درآمدن قرآن است در مناسبات بشری با مدیریت انسان‌های معصوم و آن افقی است که هرگز نباید فراموش شود وگرنه انسان خود را گرفتار سردرگمی و نیهیلیسم خواهد کرد. غدیر یک حادثه نیست، ظهور سنت الهی است که پس از وَحی باید از طریق انسان‌های معصوم به بشریت عرضه شود. لذا نه غدیر فراموش‌شدنی است ،نه علی«علیه‌السلام» ونه فرزندان معصومش«علیهم‌السلام». غدیر نقشه‌ی راه بشریت است جهت زندگی. وظیفه‌ی ما نسبت به غدیر تلاش برای هماهنگی با پیامی است که در غدیر ظهور کرد، یعنی تلاش برای هماهنگی با اهداف.
9823
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بنده چند وقت پیش سوالی با مضمون زیر از حضورتان پرسیدم: یکی از دوستان می گفت اگر نفس مجرد است حرکت از قوه به فعل در مجردات چگونه معنا پیدا می کند؟ بنده بعدا که به سوال اش فکر کردم یاد مثال شما افتادم. فرمودید که پیری وجود دارد ولی انسان باید بهش برسد. حال پس مقام تجرد هم اینگونه است، یعنی مقام تجرد وجود دارد ولی شخص باید به آن برسد. خب مثلا علامه طباطبائی در 20 سالگی به مقام تجرد رسیدند و ما هم معلوم نیست تا کی بتوانیم برسیم، از طرفی نمی توان منکر حرکت در جوهر و رسیدن از قوه به فعل شد، پس قبل از اینکه نفس ما به مقام تجرد برسد از جنس چیست؟ یعنی تا قبل از رسیدن به مقام تجرد مجرد بودن نفس معنا نمی دهد؟ یعنی الآن نفس ما مجرد نیست؟ سپس شما جواب دادید: این در بحث حرکت جوهری روشن شد که چون تجرد نفس ناطقه نسبی است و به بدن تعلق دارد، حرکت جوهری بدن به نفس سرایت می‌کند با این تفاوت که در نفس حرکت به صورت لَبْسِ بعد از لَبس صورت می‌گیرد و نه به صورت خَلع و لبس. به همین جهت شما در عین آن‌که 20 ساله شده‌اید در 5 سالگی خود نیز حاضرید. در جزوه‌ی جدید «حرکت جوهری» که به صورت مختصر تهیه شده، این نکته طرح شده است. حال می خواستم بگم من هرچه جواب را خواندم هیچ چیزی متوجه نشدم. برایم هم مقدور نبود تا با پست از حاج آقای نظری جزوه را تهیه کنم می شود این قضیه را توضیح بدهید تا بتوانم آن را در جزوه ام درج کنم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض کردم تجرد نفس در ابتدای امر نسبی است، بدین معنا که از جهتی دارای تجرد است و زمان‌بردار نیست و می‌تواند گذشته و آینده را در خود جمع کند و از طرفی دارای حرکت است و می‌یابد این جوان امروزی در اثر تغییرِ آن کودک دیروزی به‌وجود آمد. در ضمن فایل جزوه‌ی جدید حرکت جوهری خدمت مسئول محترم سایت ارسال شد تا بر روی سایت قرار گیرد. موفق باشید
9010
متن پرسش
باسمه تعالی با سلام خدمت حضرت عالی: در سؤال 8945 یک بندة خدایی پرسیده بود که شما از کدام تیم در جام جهانی حمایت میکنید، شما هم جوابی داده بودید که در خلال جواب هایتان جملاتی بود مثل «من و این همه توهم؟!!؟» یا «بیکاری»، که به نظر حقیر این جملات در شأن شما نیست. به نظر حقیر پیغمبر (ص) با مخاطبین خود اینطور صحبت نمیکرد. مسلماً شما این حق را برای بعضی مخاطبین تان که مباحث غرب شناسی را کارکرده اند، باید همینطور جواب بدهید. اما این بندة خدا گویا آنقدر در این حال و هواهاست که مطمئن است شما این بازی ها را دنبال میکنید، حالا میخواهد ببیند کدام تیم؟ آیا مثلا بهتر نبود به جملة «من وقت ندارم ببینم» اکتفا میکردید و این بندة خدا را این قدر تند و رُک ضایع نمیکردید؟! کما این که یک بار مقام معظم رهبری هم همین را فرمودند. البته بیشتر یک فضایی در ذهنم است که در آن فضا این برخورد حضرتعالی اخلاقی نیست، اما شاید بتوان مستند این نظر حقیر را همان روایتی قرارداد که میگوید: ایمان هفت (یا ده) سهم دارد که نباید فشار سهم بالاتر را به پایین تر آورد. بعضاً شما روحیة رُکِ رد باطلِ در حد کفر را در زندگی دینی به کار میگیرید، و این باعث میشود برخی شاگردان شما نیز این روحیه را در کل زندگی پیدا کنند و اطرافیان شان را مدام ضایع کنند و خودشان هم دچار یک کبر و غروری بشوند. البته حقیر هم تا به حال حتی یک دقیقه از بازی های این جام جهانی را هم ندیده ام، اما اگر جوانی در این باره از من بپرسد، میدانم که تا فضای زندگی اش عوض نشود، من اگر او را از دیدن این بازی ها زده کنم، میرود فیلم دانلود میکند میبیند و آسیبش بیشتر است، پس سعی نمیکنم او را از محبوبش جدا کنم. و اگر بتوانم سعی میکنم مطالب مهمترِ زندگی اش را به او تذکردهم و اگر بتوانم چند گناهی که متوجه اش نیست را به او متذکر شوم. اینها نظر غیر کارشناسیِ یک فرد کم تجربه در عرصة فرهنگی بود که مسلماً از حیث علم و عمل از شما خیلی عقب تر است و لذا خودم هم به این نظراتم وقتی در مقابل نظرات شما قراربگیرد، خیلی با اطمینان نگاه نمیکنم. برای این حقیر دعا کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با شما موافقم که باید رعایت مخاطبان عزیز را کرد، ولی تصورم آن بود که ضعف‌های خودم را متذکر می‌شوم و گرفتاری‌هایی که با توهّمات خود دارم. در هر حال اگر نتیجه به آن صورتی بود که شما برداشت فرمودید از آن عزیز معذرت‌خواهی می‌کنم. موفق باشید
4960
متن پرسش
سلام علیکم باتشکر از پاسخ به پرسشهای بنده، می‌خواستم پیشنهاد بدهم که به مسئولان سایت لب المیزان موارد زیر را تذکر دهید 1- به اشخاصی که پرسشی مطرح می کنند در همان ابتدا یک شماره برای یافتن پاسخ بدهند چون خودم خیلی دنبال جواب گشتم تا آنرا پیدا کردم 2- یک نسخه از جواب به ایمیل پرسشگر نیز حتما ارسال شود 3- با توجه به اینکه یک هفته ای سایت شما هک شده است بنده به نسخه‌ی دموی آن بطور اتفاقی برخورد کردم تا جواب خودم را پیدا کنم. لذا برای هک نشدن مجدد، تدابیری اندیشیده شود اجرکم عندالله
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت توجه فرمایند.
3469
متن پرسش
سلام.می خواستم بدانم اگر روزی مسیر انقلاب مارا به سمتی کشاند که نظرمان با رهبری مخالف بود و ما مطمئن بودیم که نظر ما درست است باز هم باید به نظر رهبری عمل کنیم.آیا انجام دادن دستور رهبری باید با سرعت انجام گیرد.باتشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در مباحث فقهی این موضوع مورد بررسی قرار گرفته و بحث از این قرار است که اگر در موردی نظر کارشناسی شما غیر از نظر رهبری شد شما می‌توانید به نظر خود عمل کنید ولی نباید به طور علنی با نظر رهبری وقتی به عنوان حکم حاکم اسلامی مطرح است مخالفت نمایید. موفق باشید
3443
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم از اعضای خانه طلاب جوان قم هستم. از طرف نشریه خط، چند مرتبه مزاحم حضرتعالی شده ایم. بنا داریم انشاالله کتابی، آموزشی راجع به علم فلسفه، برای طلابی که قصد شروع این دانش را دارند،-زیر نظر استاد امینی نژاد از شاگردان استاد یزدان پناه- بنویسیم. این کتاب بخشهای مختلفی دارد؛ بخش دوم این کتاب راجع به کارکردهای فلسفه اسلامی است. به نظرمان رسید که یکی از کارکردهای این دانش می تواند تاثیری باشد که این دانش در پی ریزی تمدن اسلامی دارد.این را در کلام رهبری و برخی از نوشته های حضرتعالی پی گیری کرده ایم که بخشی از آن در شماره اخیر خط نیز چاپ شد. اگر لطف بفرمایید؛ برای این دسته از طلاب به گونه ای که برای فراگیری این دانش انگیزه سازی شود ،پاسخی بفرمایید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: غیر از ان‌چه به صورت پراکنده در مباحث عرض کرده‌ام، چیزی ندارم. جناب آقای فنایی اشکوری در سایت خبرگزاری فارس در یکشنبه 8/11/91 مقاله‌ای تحت عنوان «زادگاه فلسفه‌، عقل خدادادی انسان است» دارند که می‌تواند مفید باشد، ولی معتقدم اگر افراد را با مباحثی مثل «برهان صدیقین» و یا «معرفت نفس» آشنا کنید خود به خود متوجه‌ی کارکردهای فلسفه خواهند شد. موفق باشید
2156

توحیدبازدید:

متن پرسش
داستان موسی و چوپان را شنیده اید؟من هم یک خدایی داشتم که شما زدید و خرابش کردید.در یکی از سخنرانی هاتان گفتید که خداوند به هیچ چیز جز خودش توجه ندارد و هیچ جیز جز خودش را دوست ندارد.هر چقدر کسی بالاتر رفت بیشتر آینه صفات خداوند می شود و به طبع خداوند بیشتر او را می بیند.از آن موقع من به کلی از خدا دور شده ام.خدایی که شما گفتید یک غریبه از ما جداست که ما باید دست و پا بزنیم و دیده بشویم.او مشغول خودش است و ما هم مشغول خودمان.پس بهتر است با او کاری نداشته باشیم.ما که نه چیزی داریم نه کمالی نه علمی،بالاخره آخرش نفهمیدم هستیم؟نیستیم؟ واقعیت داریم؟توهم هستیم؟به چه دردی می خوریم؟اصلا ارزشی داریم؟پرستش و با این خدا بودن به چه دردی می خورد؟خدایی که هیچ جیز او مثل انسان نیست؟و کاری به کار ما ندارد؟و کار ما فقط بالا و پایین پریدن است؟اصلا می شود با خدا ارتباط برقرار کرد؟این به چه درد می خورد که ما فقط باید تلاش کنیم تا شبیه او شویم و از این طریق او ما را ببیند نه مستقلا.ارتباط با انسان ها خیلی لذت بخش تر است!خدای این چوپان خراب شد!
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نفی ما را فهمیدید ولی اثبات ما را دنبال نکردید، اگر دنبال می‌کردید همه‌ی این سؤالاتتان حل می‌شد. از خود نپرسیدید خدایی که با یک سخنرانی خراب شد چه خدایی بود؟! اگر کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» را با 76 جلسه شرح آن دنبال کنید با توجه به روایات توحیدی إن‌شاءالله به خدایی می‌رسید که دیگر خراب نمی‌شود. موفق باشید
2024
متن پرسش
سلام علیکم! با تشکر از پاسخ دوم شما به سوال بنده در مورد نحوه ارتباط با زنان فامیل. اما شما در سوال اول بنده در سوال شماره 1959 طوری صحبت کرده بودید که من اینگونه برداشت کردم که باید به زنان فامیل نگاه کرد. مثلا اینکه فرموده بودید:«چطور می‌شود انسان همسر برادرش را در خیابان ببیند و نشناسد، این یک مورد طبیعی نیست و حقوق آن خانم رعایت نشده است...» خوب این یعنی اینکه فرد باید به زن برادر خویش نگاه کند. و سایر موار پاسخ اول. اما در پاسخ دوم به شماره 1978 فرموده اید:«همچنان که دیدن نامحرم به معنای آن است که اراده کنیم او را ببینیم غیر از آن است که چشم ما به چهره ی او برخورد کند.» به نظر من این دو جواب تناقض دارد. بالاخره ما با اراده باید زن نامحرم را ببینیم یا خیر؟! اگر نباید ببینیم خوب وقتی نبینیم نمی شناسیم. پس آن دوست من که گفته بود من زن برادر خویش را دیدم ولی نشناختم طبیعی است. اما اگر این طبیعی نیست پس باید انسان زن نامحرم را ببیند. بالاخره کدام درست است!؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: منظور بنده نگاه گذرا برای شناختن است. موفق باشید
1788
متن پرسش
سلام استاد عزیز : با احترام استاد گرامی آیا قبل از اینکه سیر شما را شروع کنیم باید به دنبال ترک گناه و مسائل اخلاقی رفت به عنوان مثال اگر به پدر و مادرش بی احترامی می کند یا احترامی که شایسته انهاست و خدا خواسته نمی گذارد باید اول برود این را حل کند بعد بنشیند پای سیر شما یا همه این موارد(اخلاق ، احکام و ... ) در خلال معرفت نفس جای خود را باز میکنند و انسان نیاز خود می بیند به آنها عمل کند . (البته در بحث رابطه معرفت با شریعت در کتاب شما برداشت ما از نظر شما در این قضیه مورد دوم می باشد ولی مرددیم ) تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام دنبال‌کردن مباحث معرفت نفس علاوه بر آن که یک موضوع علمی است یک نوع سلوک روحانی نیز هست و در طی مسیر آرام‌آرام میل به گناه می‌رود و شعف بندگی بیش از بیش ظهور می‌کند، إن‌شا‌‌‌‌ءالله. موفق باشید
955

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و تشکر بابت پاسخ گویی به سوالات. برای افزایش اعتماد به نفس و همت برای انجام کارهای بزرگ چه پشنهادی دارید؟ ما دانشجویان چگونه بین علم و دین توازن ایجاد کنیم؟ در برنامه ریزی ها به دلیل اینکه از طرف اساتید برنامه های درسی و پروژه ها برای ما تعریف می شود، اصولا وقتی باقی نمی ماند که به مطالعات غیر درسی و دینی بپردازیم. ولی می دانیم که مطالعه دینی حتی خیلی بیشتر از مطالعات درسی می تواند برای ما مفید باشد.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» کمک می‌کند تا انسان بفهمد انتخاب بزرگ خود را آبادانی ابدیت خود بداند و با چنین منظری انسان عملاً همت کارهای بزرگ را مدّ نظر خود دارد و سعی می‌کند به یاد حضرت صاحب الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» به جهانی‌شدن عدالت و معنویت بیندیشد. وقتی جای علم و جای دین را درست شناختیم هرکدام را در جای خود قرار می‌دهیم. شاید کتاب «تمدن‌زایی شیعه» کمک کند. در هر صورت باید با مدیریت خودتان جای دروس رسمی و غیر رسمی را در زندگی خود تعیین کنید که هیچ‌کدام به حاشیه نردوند. موفق باشید
15894
متن پرسش
سلام استاد. خدا قوت: دو سوال دقیق خدمتتان داشتم که اگر منّت نهید و به طور کلّی پاسخ بفرمایید. تفصیلش را بنده انجام می دهم تا وقتتان گرفته نشود. 1. ویژگی یک حوزه انقلابی به طور کلی چه چیزهایی می باشد؟ 2. ویژگی یک طلبه عصر انقلاب چیست؟ شاخصه طلبه انقلابی چیست؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حوزه‌ی انقلابی و طلبه‌ی انقلابی، نظر به پایداریِ حقیقت و پاسداشت حقیقت دارد در مقابل جریان‌های فکری عالَم که حقیقت را نسبی می‌داند. و رویکرد چنین حوزه‌ای و چنین طلبه‌ای مقابله با روح جهان استکباری است و طلبه‌ی انقلابی با تأکید بر معارف الهی و آمادگی جهت ارائه‌ی اسلام، وارد حوزه شده است. موفق باشید

13375
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزادة عزیز: فرمودید که قبل از حضرت نوح (ع) که اولین رسول از طرف خدا بودند که شریعت آوردند هیچ قومی عذاب نشده بخاطر اینکه شریعتی وجود نداشته. سوالی که برایم ایجاد شد این است که آیا انبیایی که قبل از حضرت نوح (ع) برای هدایت آمده اند هیچگونه باید و نباید و امر و نهی برای مردم نداشته اند که جنبة شریعت داشته باشد؟ یا صرفا توصیه های آنها در حد توصیه های اخلاقی بوده است و نه واجبات و محرماتی که انجام آن و ترک آن مستوجب عذاب باشد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آنجایی که رسولان خدا با دستوراتی می‌آیند که موجب اتمام حجت می‌گردد، پشت‌کردن به آن‌ها عقاب دارد و بدین لحاظ هلاکت اقوام از بعد از قوم نوح شروع شد و خداوند در این رابطه  می‌فرماید: «وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِنَ الْقُرُونِ مِن بَعْدِ نُوحٍ وَكَفَى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرَاً بَصِيرًا»[1] چه اقوامی که بعد از نوح هلاک کردیم و کافی است پروردگار تو از گناهانش آگاه و بصیر باشد. زیرا قبل از حضرت نوح مردم بر فطرت الله بودند و شریعتی برای آن‌ها نبود. مسلّم پیامبران قبلی هم امر و نهی داشتند و تمرّد از آ‌ن‌ها موجب عقوبت فردی می‌شده، ولی نه به معنای عذابی که از حضرت نوح به بعد بر امت‌ها وارد می‌گشته است. موفق باشید

 


[1] - سوره‌ی اسراء، آیه‌ی 17.

نمایش چاپی