باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همینطور که متوجهاید به غیر از آنها که میفرمایید اکثر کسانیکه به آقای روحانی رأی دادند، هم انقلاب را و هم رهبری را قبول دارند ولی تصورشان این بود که اگر اقای رئیسی رئیس جمهور شوند، یک نوع تحجر و خشونت پیش میآید. این جا هست که ما باید طوری عمل کنیم که این تصور در بین مردم نباشد بهخصوص نسبت به جناب آقای رئیسی که سوابق و تحصیلات ایشان همه خبر از یک نوع سعهی صدرِ حکیمانه میدهد. 2- آنچه نقش اصلی را همیشه داشته، مردم بودند لذا اگر تلاش شود مطالبات مردم متعالی گردد و از نحوهی زیستِ غربی به نحوهی حیات قدسی نظر کنند، دولتها خواسته و نخواسته در مسیر مطالبات مردم قرار میگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این قاعدهی راه است که گاهی «قبض» سراغ انسان میآید و خطورات غلبه میکند و گاهی «بسط» میآید و شوق عبور از خطورات نصیب انسان میگردد. عمدهی مطلب در این مسیر صبر و عزم است. و به همین جهت فرمودهاند: «پردههای دیده را داروی صبر / هم بسوزد هم بسازد شرح صدر // آینة دل چون شود صافی و پاک / نقشها بینی برون از آب و خاک // هم ببینی نقش و هم نقاش را / فرش دولت را و هم فراش را // چون خلیل آمد خیال یار من / صورتش بت معنی او بتشکن». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد ایشان پیشنهادی اصولی و کارآمد است و این به معنای چلهگرفتن نیست، بلکه مواظبت چهل روزه است در امورات خود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته بهتر است که بماند و رعایت کند. ولی اگر در خود، رویهمرفته رعایت چنین روحیهای را نمیشناسد، چارهای نیست که نه خود را به زحمت بیندازد و نه بقیه را. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایض نسبتاً مفصلی در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» در رابطه با آزاداندیشی شده است. آزاداندیشی یک ملکهی روحانی است در این رابطه که سعی کنیم اندیشههای مقابل اندیشهی خود را درست بفهمیم و تنها با اندیشهی خود آنها را ارزیابی نکنیم و جایگاه آن اندیشه و اندیشمندان را نیز بفهمیم و این نیاز به سعهی صدر خاصی دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ با توجه به سخنان آیتالله مومن که فرمودند باید اجتهاد نامزدهای خبرگان برای فقهای شورای نگهبان احراز شود، حال این شناخت میتواند با شناختی که از افراد دارند محقق شود و یا با امتحان و با توجه به درس خارج آیتالله میرباقری که درس قدرتمندی است چه در زمینهی درسهای مرسوم فقهی حوزه و چه در زمینهي فقه حکومتی از آن جهت که اجتهاد ایشان برای اعضای شورای نگهبان احراز شدهاست، نمیتوان به آنها اشکال گرفت. 2ـ در مورد تغییر ذائقهی مردم، نباید عجله کرد؛ مردم نسبت خود را با انقلاب طوری تعریف کردهاند که غیر از نسبت آنها است با مسائل سیاسی و اجرایی کشور و لذا وقتی تمدنی محقق میشود که «علم» و «فرهنگ» و «تاریخ» در یگانگی کامل در کنار هم قرار گیرند و ما سالها است از جدایی این سه مقوله رنج میبریم و به نظر میآید با ظهور انقلاب اسلامی، زمینهی یگانگی این سه، ذیل فهم جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی فراهم شده است تا به جای ادامهی عقلی که تنها با مفاهیم سر و کار دارد، علمی دنبال شود که در این تاریخ به کار میآید و عقل مفهومی خود را در خدمت شرایط جدید تاریخی قرار گیرد؛ که روح انقلاب اسلامی متذکر آن است. این علم لازم نیست ادامهی تجدد باشد ولی برگشت به گذشته هم نیست و با درک تاریخی که در آن هستیم شکل میگیرد و در کنار آن، فرهنگِ مناسبِ این تاریخ به صحنه میآید. اگر درک درستی از تاریخی که در آن هستیم پیدا شود و بفهمیم با انقلاب اسلامی، تاریخ دیگری که ادامهی غرب نیست، برای ما مقدّر شده و با دقت در معادلات زمانه متوجه باشیم افق آیندهی ما در این میدان روشن است؛ در این حالت «تفکر» ظهور میکند و تواناییها به صحنه میآید، زیرا هر جا «تفکر» نیست، توانایی هم نیست. یعنی «تفکر» و «توانایی» با هماند. وقتی «تفکر» نیست، مجال افراط و تفریط و دست و پازدن فراهم میشود و آینده را تیره و تار میکند و جانها پژمرده و خردها، افسرده و علیل مینماید. با توجه به این امر، وظیفهی ما برای برگرداندن تفکر به جامعه سنگین میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: مستقیماً بنا نیست ما در مقابل ایننوع افراد موضعگیری کنیم، زیرا موجب مطرحشدنشان میشود ثانیاً: عرایضی در تبیین آیهی 4 سورهی احزاب شده است. إنشاءاللّه کمک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه طرف عفت نگه داشته و ذیل ارادهی الهی خود را حفظ کرده، در واقع برای خدا جایگاهی بالاتر از میل خود قائل شده و این خود، یک نحوه فنای از خود و بقای به حق است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم نباید چنین کاری انجام شود زیرا خود علماء جایگاهی جز در ذیل ائمهی معصومبودن برای خود قائل نیستند و لذا با نظر به حقایق انسانی یعنی امامان معصوم، موضوع بهخوبی شکل میگیرد که ما بخواهیم از طریق نور امامان معصوم به حضرت حق رجوع کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم همانطور که اکثر شیعیان مقصد روایت فوق را درست متوجه نشدهاند، جنابعالی نیز همان مشکل را پیدا کردهاید. اجازه دهید بنده برداشت خود را عرض میکنم تا خودتان هرطور صلاح دانستید در مورد آن فکر کنید. در قرآن داريم: «ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ الّا لِيَعْبُدُونَ»[1] يعنى؛ هدف خلقتِ جن و انس، عبادت و بندگى خدا است. و از طرفى حضرت حق در حديث قدسى مىفرمايد: «يا احْمَد! لَوْلاكَ لَما خَلَقْتُ الْافْلاكَ، وَ لَوْلا عَلِيٌّ لَما خَلَقْتُكَ، وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما»[2] اى احمد! اگر تو نبودى آسمان و زمين را نمىآفريدم و اگر على نبود، تو را نمىآفريدم و اگر فاطمه نبود، شما دو نفر را نمىآفريدم. ممكن است در برخورد اول تصور كنيم كه مقام حضرت فاطمه (س) از مقام پيامبر خدا (ص) و على (ع) برتر است در حالىكه اگر توجه بفرماييد ملاحظه خواهيد كرد اين روايت نظر به نبوت حضرت محمّد (ص) و امامت حضرت على (ع) دارد و اينكه هدف نبوت و امامت، ظهور عبوديت انسانها است و به اعتبار نبوت حضرت محمد (ص) و امامتِ حضرت على (ع)، هدف از خلقتِ حضرت محمّد و حضرت على «عليهماالسلام»، حضرت فاطمه (س) است، آنهم به عنوان مظهر بندگى كامل خدا. يعنى حال كه هدف خلقت انسانها، بندگى خداست و از طرفى هدف از خلق نبى (ص)- به اعتبار نبوتش - و هدف از خلق امام - به اعتبار امامتش - همه و همه، ظهور آن بندگى است كه خداوند هدف خلقت انسانها قرار داده است، و حال كه فاطمهزهرا (س) مظهر بالفعل آن بندگى است كه نبوت و امامت براى ظهور آن پديد آمدهاند، پس اگر نظر به فعليت كامل بندگى كه همان فاطمهزهرا (س) است نبود، اصلًا خداوند نبوّت و امامتى را اراده نمىكرد و لذا است كه مىتوان نتيجه گرفت فاطمهزهرا (س) مظهر كامل بندگى است. بايد توجّه داشت كه اين روايت نمىخواهد مقام عبوديت پيامبر و على (ع) را نفى كند، زيرا خداوند در توصيف رسولالله (ص) صفت «عَبْدُهُ» را بر صفت «رَسُولُهُ» مقدم مىدارد و در واقع عبوديت محض رسولالله (ص) را تأييد كردهاست، ولى در پيامبرخدا (ص) عبوديت و نبوت و در على (ع) عبوديت و امامت جمع است و چون خداوند در خلقت انسان، نظر به عبوديت او دارد و فاطمهزهرا (س) نمونهى صريح و روشن آن عبوديت است، روايت مىفرمايد: مقصد خلقتِ نبوّت و امامت، خلقت فاطمهزهرا (س) است و در واقع فاطمه (س) مظهر همان عبوديت پيامبر خدا (ص) است و محبت شديد پيامبر خدا (ص) به فاطمهزهرا (س) در همين راستا است كه در آينهى وجود فاطمه (س) عبوديت خود را مىيابد و درعبوديت او مظهرى از حقايق را مىبيند و لذا پيامبر (ص) مىفرمايد: «فَاطِمَةُ حَوراءُ انْسِيَّةٌ، فَكُلَّما اشْتَقْتُ الي رائِحَةِالْجَنَّةِ، شَمَمْتُ رائِحَةَ ابْنَتي فاطِمَةَ»[3] فاطمه حوريهاى بشرگونه است، هر زمان مشتاق بوى بهشت مىشوم، دخترم فاطمه را مىبويم. در حديث ديگرى مىفرمايند: «فَما قَبَّلْتُها قَطُّ الّا وَجَدْتُ رائِحَةَ شَجَرَةِ طُوبي مِنْها»[4] هرگز فاطمه را نمىبوسم، مگر اينكه بوى درخت طوبى را از او استشمام مىكنم. پس فاطمهزهرا (س) مظهر جامعيت بهشت است و حضرت پيامبر (ص) وقتى مىخواهند به بهشت و شجرهى طوبى منتقل شوند و از آن حقايق غيبى بهره گيرند، به فاطمه (س) نظر مىكنند و او را مىبويند و ارادت به مقام فاطمهزهرا (س) و توجّه به مقام آن حضرت، قدرت چنين انتقالى را براى ما نيز به همراه خواهد داشت، البته در حدّ خودمان. توجه به اينگونه مقاماتِ حضرتزهرا (س) مقدمه براى معرفت به آن حضرت خواهد شد و زمينهى درك شب قدر مىشود. موفق باشید
[1] ( 1)- سورهى ذاريات، آيهى 56.
[2] ( 2)-« جنةالعاصمه»، ص 168، به نقل از كشفاللئالى.
[3] ( 1)- بحارالانوار، ج 43، ص 4.
[4] ( 2)- بحارالانوار، ج 43، ص 6.
