باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه امروزه با نسلی روبهرو هستیم که روح و عقل او تشنهی نگاه حکمت متعالیه و عرفان به موضوعات است و جز با اشارهای که از این طریق به حقایق میشود به طریق دیگری قانع نمیشود، نظر جنابعالی را به کاری که حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» با طرح تفسیر سورهی حمد در تلویزیون و برای عموم مردم انجام دادند، جلب میکنم چون به ایشان همین اشکالها را گرفته بودند. در جلسهی پنجم از قول آیت اللّه شاهآبادی که مباحث عمیق عرفانی را برای کسبه طرح میکردند نقل قول میکنند که؛ بگذار این کفریات به گوش اینها هم برسد. فکر میکنم اگر رفقا بحث برهان صدیقین را آنطور که در کتاب «از برهان تا عرفان» عرض شده با شرحهای صوتی آن دنبال کنند، برای شروع تفکر هستیشناسی قدم خوبی را برداشتهاند، تجربهی سیسالهی تدریس بنده در این امر از این حکایت دارد، حالا بعضیها تا منطق ندانند نمیتوانند درک درستی از مباحث فلسفی داشته باشند، استثناء هستند، در حالیکه تفکر منطقی ربطی به تفکر فلسفی و عرفانی ندارد. تفکر فلسفی و عرفانی مربوط به هرکسی است که بخواهد فکر کند و زمینهی آن به طور فطری در همه هست و به همین جهت حضرت امام در آخر کتاب «مصباح الهدایه» در عین آنکه توصیه میکنند این مباحث برای غیرِ اهلش طرح نشود، میفرمایند مشتاقان چنین مباحثی را هم از ارائهی آن محروم نگردانید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سخن جناب استاد وکیلی یک سخن علمی و منطقی است و اتفاقاً بنده در جریان تجربیاتی هستم که قسمت میکروبشناسی دانشگاه پزشکی اصفهان در کفشداریِ حضرت رضا «علیهالسلام» انجام دادند و عجیب بود که به گفتهی جناب آقای دکتر اسفندیاری رئیس وقت دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه اصفهان حتی یک مورد از میکروب در آنجا یافت نشد، با اینکه مردم کفشهای خود را با همان خاکآلودگی به کشداریها تحویل میدادند. حدّاقل پیشنهاد استاد وکیلی پیشنهادی است که نباید از نظر علمی نادیده گرفته شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته در جریان این مسائل و مطالب هستم. فراموش نفرمایید که سالک إلی اللّه دائماً نسبت به کمالات برتر در تأسف است تا آنجایی که رسول خدا«صلواتاللّهعلیهواله» در محضر حق عرضه میدارند: «مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ وَ مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِك». از طرفی مگر حضرت امام وقتی عارف کاملِ مکمل باشند، معصوم به حساب میآیند؟ تازه مگر امام علی«علیهالسلام» به آن فرمانداری که به خطا رفته بود، نفرمودند خوبیِ پدرت مرا به تو خوشبین کرد؟ آیا میتوان این موضوع را دلیلِ عدم عصمت امام دانست؟ در رابطه با عارفِ کامل مکملبودن حضرت امام باید به نقش تاریخیِ ایشان نظر نمود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات بسیار خوبی را متذکر شدهاید و واقعاً بحثی بر روی نقش دعا و تغییر تقدیرها نیست تا آنجایی که قرآن میفرماید: «قُلْ ما یَعْبَؤُاْ بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکُمْ»؛ اگر دعای شما نبود، خداوند به شما اعتنا و توجهی نداشت. دعا "بهترین و برترین عبادت"، "مغز عبادت"، "کلید رستگاری"، "گشاینده درِ رحمت" و "سلاح مؤمن و ستون دین و نور آسمانها و زمین" است. میماند که آیا قضا و قدرهای ثابتی هست که با دعا قابل تغییر نباشد؟ در جواب آن سؤالکنندهی محترم که سؤال کرده بود، چرا با اینهمه دعا آنچه میخواستم محقق نشد؛ عرض شد متوجه قضا و قدرهای ثابتی که به مصلحت بندگان است نیز باشند. و روایاتی که جنابعالی متذکر شدید برای آن است که بفهمیم نقش دعا چه اندازه در تغییر سرنوشت انسانها موثر است ولی نه به آن معنا که هرچه ما بخواهیم باید با دعا محقق شود و به قول اساتید محترم؛ خدا در اختیار ما باشد و ما فرماندهی همهچیز. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همان فساد شاه از یک طرف و نوعِ نگاه امام در ایجاد نظام اسلامی از طرف دیگر موجب ارادهی مردم برای تحقق انقلاب شد و هنوز هم نظام اسلامی در کلیت تاریخیِ آن، همانی است که انقلابیون اراده کردهاند، نباید که آفاتِ پیشآمده، ما را از توجه به درخت تنومند انقلاب اسلامی غافل کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در سلوک عرفانی و حیات دینیِ فردی همانطور که عزیزان متوجهاند مقام آیت اللّه طهرانی بس گرانقدر است. و از این جهت به فهمی که عزیزانمان نسبت به استادشان دارند، باید اعتماد کرد؛ میماند که حضور تاریخیِ حضرت حق در این زمانه، از طریق حضرت روح اللّه«رضواناللّهتعالیعلیه» گشوده شده است و به حکم «کلّ یومٍ هو فی شأن» این «یوم»، یومِ ظهور شأنی از حضرت حق است که در بستر انقلاب اسلامی به میان آمده است که البته این منافیِ بهرهمندی از حضرت آیت اللّه طهرانی در این تاریخ نیست، مگر آنکه با غفلت از حضور تاریخی انقلاب اسلامی به صورت فرقهبازی نظر به آیت اللّه طهرانی شود که مسلّم روحِ خود آن مرحوم نیز چنین چیزی را نمیخواهد 2- گفتی از امام و اینهمه فهم عرفانی متعجبی! مگر در قرآن نداریم: «یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ» قلبهایی هست که با اینکه آتشی به آنها برخورد نکرده است، با همان روغن و غیرتی که دارند، روشن و نورانیاند. و حضرت امام روح اللّه«رضواناللّهتعالیعلیه» بدون آنکه اسفار را از استادی بیاموزند، به گفتهی مرحوم آشتیانی با بقیه مباحثه میکردند. بدین معنا که حضرت امام در افقِ فهمِ امثال صدرالمتألهین و محیالدین حاضر بودند. لذا با کمترین اشارهی آنها خود را در آن افق مییافت. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آداب زیارت همان است که مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح فرمودند، میماند رویکردی که باید در زیارت امامان مدّ نظر باشد و آن اُنس با حقیقت امامی است که به زیارت او میروید که در قسمت زیارت بالای سر امام رضا(ع) به آن حضرت که وارث همهی اولیاء و انبیاء است سلام میدهید یعنی همهی حقایقی که در قلوب مبارک همهی انبیاء و اولیاء هست را در زیارت حضرت در جلو خود دارید. در این رویکرد است که شما در عالَم دیگری قرار میگیرید و طلب و تقاضای شما تصحیح میشود و اگر بنا است حاجت شما برآورده شود، برآورده میگردد و اگر به مصلحت شما نیست ،چیزی بالاتر به شما میدهند و آن احساس نورانیتی است که در زیارت آن امام رئوف در خود مییابید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سؤال شمارهی 11504 عرایضی در این مورد داشتم. موفق باشید
