باسمه تعالی: سلام علیکم: این مستلزم یک کار درازمدتِ سلوکی است و اینکه در هر مرحلهای به خود تذکر دهیم تا إنشاءاللّه بتوان همهچیز را به نور حق نگریست و درنتیجه، ارتباط با خلق خدا به صورت مستقل از منظر ما تبدیل شود به ارتباط با خدا در آینهی حادثهها و مخلوقات. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتی که بر روی سایت پیشنهاد شده با همین نیت است که إنشاءاللّه آرامآرام کاربران عزیز در مسیر عرفان اسلامی قرار گیرند. موفق باشید
به نام خدا
با سلام: فایلهای جلد اول «فرزندم اینچنین باید بود» اصلاح شده و قابل استفاده می باشد. مدیریت سایت
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به حکم وظیفه و برای پرورش یک گویندهی «لا إله إلاّ اللّه» به فرزندتان خدمت کنید، عمل شما مخصوص خدا است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیرهی زندگی امثال مرحوم آیت اللّه مرحوم انصاری همدانی تحت عنوان «سوخته» کمک میکند.
عنایت داشته باشید بعد از امام معصوم بايد مجارى امور به دست علماى الهى باشد كه حلال و حرام شريعت را مى شناسند. حضرت امام خمينى «رضوان الله تعالى عليه» مى فرمايند: من با تمام اين جناحهايى كه براى اسلام خدمت مى كنند، چه جناحهاى روحانى كه از اول تا حالا خدمت كرده اند و چه جناح هاى ديگر، از سياسيون، از روشنفكرها كه براى اسلام خدمت مى كنند، من به همه ى اينها علاقه دارم و از همه ى اينها هم گلايه دارم. اما علاقه دارم چون وقتى انسان ببيند گروه هايى در خدمت انسان هستند، در خدمت انسانيت هستند، در خدمت اسلام كه انسان ساز است هستند، چاره ندارد الّا اينكه علاقه داشته باشد به آن، از آن طرف گلايه هم هست براى اينكه مى بينم در بعضى نوشته هايشان، راجع به علماى اسلام، راجع به فقه اسلام، اينها يك قدرى زياده روى كرده اند، يك قدرى حرف هايى زده اند كه مناسب نبوده است. ما مى بينيم اين اسلام را در همه ى ابعادش روحانيون حفظ كرده اند، يعنى معارفش را روحانى حفظ كرده، فلسفه اش را روحانى حفظ كرده، اخلاقش را روحانى حفظ كرده، فقهش را روحانى حفظ كرده، احكام سياسى اش را روحانى حفظ كرده. از اول كه زمان پيغمبر بوده است و دنبالش زمان ائمه، اين علماى شيعه بودند كه جمع مى شدند دور ائمه (ع) و احكام را از آنها اخذ مى كردند و در اصولى كه چهار صد تا كتاب بوده است نوشته اند ... اينها همه با زحمت علماى شيعه، فقهاى شيعه درست شده است. تمام ابعادى كه اسلام دارد و قرآن دارد، آن مقدارى كه درخور فهم بشر است، تمام اينها را اين جماعت عمامه به سر - به قول اين آقايان، عمامه به سر و ريش دار - اينها درست كرده اند. تا اينجا اسلام را اينها رسانده اند، اسلام بى آخوند اصلًا نمى شود. پيغمبر هم آخوند بوده؛ يكى از آخوندهاى بزرگْ پيغمبر است. رأس همه ى علماء پيغمبر است. حضرت جعفر صادق (ع) هم يكى از علماى اسلام است.[1]
موفق باشید
[1] ( 1)- صحيفه ى امام، ج 3، ص 10. 234 آبان 1356.
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت خداوند با نگاه عمومی به خانهی عنکبوت آن مثال را میزنند که با یک انگشت تمام تارهای بافتهشده در هم میپیچد تا بگوید نظر به دنیا و تکیه بر امور غیر الهی تا این حدّ سست و بیبنیاد است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ با توجه به سخنان آیتالله مومن که فرمودند باید اجتهاد نامزدهای خبرگان برای فقهای شورای نگهبان احراز شود، حال این شناخت میتواند با شناختی که از افراد دارند محقق شود و یا با امتحان و با توجه به درس خارج آیتالله میرباقری که درس قدرتمندی است چه در زمینهی درسهای مرسوم فقهی حوزه و چه در زمینهي فقه حکومتی از آن جهت که اجتهاد ایشان برای اعضای شورای نگهبان احراز شدهاست، نمیتوان به آنها اشکال گرفت. 2ـ در مورد تغییر ذائقهی مردم، نباید عجله کرد؛ مردم نسبت خود را با انقلاب طوری تعریف کردهاند که غیر از نسبت آنها است با مسائل سیاسی و اجرایی کشور و لذا وقتی تمدنی محقق میشود که «علم» و «فرهنگ» و «تاریخ» در یگانگی کامل در کنار هم قرار گیرند و ما سالها است از جدایی این سه مقوله رنج میبریم و به نظر میآید با ظهور انقلاب اسلامی، زمینهی یگانگی این سه، ذیل فهم جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی فراهم شده است تا به جای ادامهی عقلی که تنها با مفاهیم سر و کار دارد، علمی دنبال شود که در این تاریخ به کار میآید و عقل مفهومی خود را در خدمت شرایط جدید تاریخی قرار گیرد؛ که روح انقلاب اسلامی متذکر آن است. این علم لازم نیست ادامهی تجدد باشد ولی برگشت به گذشته هم نیست و با درک تاریخی که در آن هستیم شکل میگیرد و در کنار آن، فرهنگِ مناسبِ این تاریخ به صحنه میآید. اگر درک درستی از تاریخی که در آن هستیم پیدا شود و بفهمیم با انقلاب اسلامی، تاریخ دیگری که ادامهی غرب نیست، برای ما مقدّر شده و با دقت در معادلات زمانه متوجه باشیم افق آیندهی ما در این میدان روشن است؛ در این حالت «تفکر» ظهور میکند و تواناییها به صحنه میآید، زیرا هر جا «تفکر» نیست، توانایی هم نیست. یعنی «تفکر» و «توانایی» با هماند. وقتی «تفکر» نیست، مجال افراط و تفریط و دست و پازدن فراهم میشود و آینده را تیره و تار میکند و جانها پژمرده و خردها، افسرده و علیل مینماید. با توجه به این امر، وظیفهی ما برای برگرداندن تفکر به جامعه سنگین میشود. موفق باشید
