با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار آدم جگرش کباب میشه وقتی جریان شهید شدن تک تک افراد مدرسه ی شجره ی طيبه ي میناب رو میشنوه. نظرتون در مورد شهدای میناب و لحظه ی شهادت شون چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید متوجه بود که ظلمات آخرالزمان تا اینجاها جلو آمده تا ما با عزمی آخرالزمانی که نهایت عزم در مقابل آن جریان است، قرار گیریم که نمونۀ آن حضور این مردم بصیر و فرخنده است در این شبها تا پیامی باشند برای پایداری در جبهۀ ایمان و تعهد هرچه بیشتر به رهبر فرهیختۀ انقلاب که نمادی از بصیرت در مقابل جبهه کفر میباشند. موفق باشید
سلام استاد عزیز: من تحصیلات خاصی ندارم مطالب شما را به دقت پیگیری میکنم. الان میخوام تکلیف خودم را بدانم در برابر جامعه. آیا به نظر شما با جمعی در هیاتهای خانگی مباحث شما را کار کنم یا آنها را تشویق به گروه های کتابخوانی کنم و از سایت شما برای صوتها استفاده کنند هر چند برای تدریس کتابهای شما من هم از همان مطالب صوتهای شما میخواهم یادداشت برداری کنم و بیان کنم، اصلا این درست است؟ و آیا وظیفه من این است درحالی که از خودم نو آوری و مطلبی و تحلیلی ندارم بخواهم اینطور تدریس کنم؟ و البته یه موضوعی هم هست که افراد هیات یه انس و علاقه ای به من دارند میخواستم از این محبت استفاده کنم اما نمیدانم کدام روش خدا پسندانه است و مهم تر از آن وظیفه من است بیشتر به سمت کتاب خوانی کتابهای شما برود تاثیرش بیشتر است؟ یا تدریس های کپی گونه از مطالب شما.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم نزدیکیِ هرچه بیشتر مخاطبان است به معارف توحیدی تا آرامآرام در کسب سجایای اخلاقی و تقوای الهی موفق شوند و با قرآن و روایات اولیای معصوم مأنوس گردند. همین مسیری که میفرمایید خوب است تا ان شاءالله آماده شوند و صوتهای مباحث قرآنی را با راهنمایی جنابعالی دنبال کنند تا ان شاءالله با تفسیر گرانقدر «المیزان» آشنا شوند. البته باید مواظب باشید که علاقۀ آنها به جنابعالی حالت مرید و مرادی پیدا نکند. موفق باشید
با سلام و نور خدمت استاد گرامی: استاد، در برخی مجامع عرفانی مسائلی مطرح می گردد که تضاد بسیاری با شریعت حضرت محمد (ص) دارد. مسائلی از قبیل محرم شدن شاگردها با استاد، ترک همسر و عدم فرزند داری و مسائل دیگر. اساتید خود را صاحب شریعت معرفی می کنند و یا می گویند این باطن شریعت است و شما به آن احاطه ندارید. یا به ابن عربی این مطالب را ارجاع می دهند یا به مولانا و غیره. اساتید خود را صاحب مقام ولایت می دانند و بر این اساس می گویند که بر مال و جان انفس شما مقدم هستیم. یا می گویند که در زمان ظهور هم امام زمان (روحی له الفدا) در مواجهه با زنان نیمه عریان هم استقبال گرمی دارند و از این قبیل مسائل. اگر هم شخصی چون و چرا می آورد او را ترد می کنند و برچسب عامی و از راه افتاده یا عدم استعداد سلوک بر او می زنند. استاد این مسائل بشدت در جامعه در حال رشد است و بسیار نگران کننده. چرا بزرگان هرگز در این حیطه وارد عمل و بحث و فحص نگردیده که رابطه ی استاد و شاگرد علی الخصوص استاد مرد و شاگرد زن باید به چه صورت باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک و حجّت ما تا قیام قیامت، قرآن و سیرۀ اهل البیت «علیهمالسلام» است و از این نوع مدعیان عرفان که می فرمایید باید به شدت حذر کرد زیرا این افراد، شیطانهای خطرناکی هستند و وظیفه است که به مراکز اطلاعاتی خبر دهید. اتفاقاً عارفان وارسته به شدت در رعایت مرزهای نامحرم، مقیّد و مقیّدتر میباشند. موفق باشید
به نام خدا سلام و عرض ادب و احترام دارم خدمت شما استاد عزیز و گرامی: با توجه به اینکه تحلیل جنگ از جهتهای مختلف مورد اهمیت هست ازتون درخواست دارم تحلیل و نگرش توحیدی خود را نسبت به جنگ اخیر بفرمایید و لطفا در خصوص نسبت ترس با ایمان و اینکه برخی از افراد با کمترین و کوچکترین تهدید ترامپ و همدستانش تمام پیکره توحید خود را از دست میدهند و عظمت و دست الهی بر سر ملت و جامعه اسلامی را نادیده میگیرند هم ممنون میشم تحلیلی داشته باشید و بفرمایید یک جامعه توحیدی. و ایمانی با چه معیارهایی از ایمان به قله خواهند رسید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین رابطه تا کنون ۴۵ نکته تحت عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» در کانال https://eitaa.com/bartarin_hozoor مطرح شده است. از جمله شماره ۴۴ آن اشارات که عنوان آن «نگاه توحیدی به رخداد ها و برکات آن» میباشد 2- ترس را میتوان یک امر روانی دانست. مهم آن است که با اعتماد به سنت الهی که آن دفاع از حق و شکست باطل است، مسیری که به لطف الهی برایمان در این تاریخ به طور خاص پیش آمده است، ادامه دهیم. موفق باشید
سلام استاد وقت بخیر: تقریبا ۷ ، ۸ سال توفیق دارم عید غدیر جشن میگیرم، امسال این عید عزیز مقارن شده با رحلت امام خمینی رحمة الله علیه، می خواستم نظرتون رو در مورد برپایی جشن بپرسم، آیا اشکالی داره من این جشن رو در روز خودش برگزار کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در مورد «غدیر» به عنوان رخدادی بس بزرگ، همواره باید مورد توجه و پاسداشت قرار گیرد به آن معنا که متوجه باشیم اسلامی که آغاز شد تنها و تنها در بستر غدیر یعنی ذیل نظر به انسانهای کامل ادامه مییابد و از این جهت، شیعیان در روز غدیر نسبت به این امر سخنها به میان میآوردند. حال چه نام آن را عید بگذاریم و چه آغازی بعد از آغاز. بنابراین سنت خوبی که مؤمنین کنار هم جمع میشوند تا از تاریخ خود منقطع نگردند؛ شایسته است که همچنان ادامه یابد و در همان روز به عنوان روز پاسداشت ولایت برنامۀ خود را ادامه دهید. در رابطه با «غدیر» عرایضی شده است که میتوان یکی از آن متون را در آن جلسه قرائت نمود مانند https://eitaa.com/jozavatlobolmizan/2070 . به هر حال ما در شرایطی هستیم که برای حضور در تاریخی که ایران را ایرانِ فردایی کرده است؛ نیاز داریم باز گرفتار نوعی سقیفهگرایی که غفلت از تاریخی است که در آینده باید در آن حاضر باشیم، نگردیم از آن جهت که متأسفانه با افرادی روبرو هستیم که برای اثبات نگاه و نظر خود تلاش بر نفیِ دیگران دارند و این، با روح غدیر که به وسعت انسانیت انسانها نظر میکند، موافق نیست. از این جهت در سالهای گذشته به صورتهای مختلف در گفتار و نوشتار عرایضی شده است که خوب است نظری به آن مطالب انداخته شود. https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%BA%D8%AF%DB%8C%D8%B1&tab=posts&inner_tab=leaflet و https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%BA%D8%AF%DB%8C%D8%B1&tab=sounds موفق باشید
سلام و نور استاد: استاد آیا برای اعمال عبادی پیشنهادی دارید؟ احساس میکنم وقتی برنامه ای را در نظر می گیرم بعد از مدتی رها می شود به این دلیل که بنظر مانند بیماری هستم که به عطاری رجوع کرده و هر چه میخواهد استفاده میکند در نهایت یا بهبود نمی یابد و یا اگر بدتر نشود خسته می شود. بینهایت از پاسخگویی شما سپاسگزارم و البته عذرخواهی میکنم که وقت شریف شما را می گیرم. استاد برای همه ی راهنمایی ها ممنونم و ان شاءالله اجر شما با مولا صاحب الزمان
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید در یک بستر زندگی طبیعی به خودمان برنامهای بدهیم که هر قسمت از زندگی در جای خود قرار گیرد. بدین معنا که هم وظایف خانوادگی خود نسبت به همسر و ارحام طرفین در جای خود قرار گیرد و هم تدبّر در معارف الهی یعنی روایات و آیات در جای خود باشد. و در همین رابطه در روایت داریم: «تُوزیع الْوَقْت، تُوسِيعُ الوقت» اگر وقت درست تقسيم شود گسترش مى يابد و زمان براى انجام همه ى كارها پيدا مى كنيم. و این یعنی نباید کاری ما را از کاری باز دارد به همان وسعت اهل ایمان. البته معلوم است که در این مسیر نباید از ملامت ملامت کنندگان ما را هراسی باشد. موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد گرامی و عزیز استاد طاهرزاده: لطفا کمی درباره نحوه ی انتساب نائب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بطور کل از زمان شروع غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف توضیح بفرمایید. به چه شکلی این انتخاب صورت میگیرد؟ وقتی اولین نائب امام غایب انتخاب شد، مجلس خبرگانی نبود که، آیا امام اون شخص مورد نظر رو دعوت میکردند و بهشون میفرمودند که تو رابط ما و مردم خواهی بود؟ یا اینکه یک نوع ارتباط قلبی و وجودی و ولایی بین امام و نائبش ایجاد میشده مبنی بر اینکه خود نائب انتخاب شده هم به درجه ای از تقوا رسیده است که متوجه انتخاب شدنش از طرف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میشده؟ آیا این افرادی که تا الان بعنوان نائبان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف انتخاب میشدند چه عام چه خاص، از کودکی میدونستند که در آینده نائب خواهند شد؟ و به نحوی خاص تربیت میشدند؟ آیا استعداد وجودی خاصی دارند؟ آیا همه این نائبان سید بودند؟ آیا همه شأن از درجه فقاهت بالایی برخوردار بودند؟ التماس دعا در نماز شبهای تان، یا علی
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که شیعیان از زمان امام صادق «علیهالسلام» تشکیلاتی را داشتهاند که به اصطلاح، حکومت در حکومت گفته میشود و به همین جهت همواره حاکمان غاصب نگران این امر بودهاند و در این راستا زیر نظر ائمه «علیهمالسلام» این جریان همواره ادامه داشت تا آنجایی که با غیبت کبرای حضرت صاحب الزمان «عجلاللهتعالیفرجه» آن جریان به خوبی در صحنه، میدانداری میکرد و از آن به بعد چه در سامرا و چه در نجف در تشکیلات خاصی ادامه یافت و در همان تشکیلات به طور طبیعی علمایی که به طور شاخص مدّ نظر قرار میگرفتند، به صحنه میآمدند و به همین جهت میتوان گفت ولایت فقیه، ریشۀ تاریخی دارد که در مقدمۀ جزوۀ «ولایت فقیه موافقتها و مخالفتها - نقدی مختصر بر نظریۀ آقای کدیور» https://lobolmizan.ir/leaflet/271?mark=%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87 عرایضی در این مورد شده است. و در مورد جریان حکومت در حکومت، میتوانید به جزوات «هویت گمشدۀ شیعه» رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام علیکم: با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده: پیام ارسالی یکی از دوستانمون که امسال توفیق داشتن به حج مشرف بشن را محضر شما و مخاطبان گرامی به اشتراک میگذارم و ممنون میشم نظرتان را بیان بفرمایید. با تشکر. رحمت و رضوان خدا بر قائد شهید ما که ایران و ایرانی، بلکه اسلام و مسلمین، مخصوصا شیعیان را عزیز کرد.
از وقتی اومدیم عربستان روزی نبوده که به خاطر ایرانی بودنمون بهمون احترام نذارن. توی مدینه: راننده مصری که با دستاش لایک نشون میداد و میگفت: ایران، أحب؛ ایران، مقاوم؛ بعدش صدای موشک درمیآورد. یا مغازهدار کنار هتل که وقتی از کنارش رد میشدیم، آروم میگفت: شیعه، عزیز. اون یکی مغازه دار که تحویلمون میگرفت و باهامون شوخی میکرد و آخرش میگفت: ببخشید، أمزح! اون جوون دانشجوی پاکستانی که کنار من نشسته بود و مشغول حل مسائل ریاضی بود؛ وقتی که بلند شد بره، با لبخند بهم گفت: ایرانی؟ ماشاءالله؛ انگار دلش میخواست اون یه ساعتی که کنار هم بودیم، باهام از عزت ایران بگه، اما دوربینای مجهز به هوش مصنوعی، مانع میشدن. اون چنتا افغانستانی که با فارسی حرف زدنشون، خودشون رو همزبون ما میدونستن و به این همزبونی افتخار میکردن و به هر بهانهای باهامون همکلام میشدن. اون پلیس داخل مسجد النبی که وقت نماز، در حالی که با بقیه برخورد خوبی نداشت، به ما اجازه میداد که روی سنگفرش نماز بخونیم. اون پسر نظافتچی مسجد النبی که وقتی دید خیلی وقته دارم قرآن میخونم، برام یه لیوان آب آورد. اون پلیسای امر به معروف که تا میفهمیدن ایرانی هستیم، ترجیح میدادن خودشونو بزنن به اون راه. توی مکه: موقع اولین ورود به هتل، مراسم استقبال از کاروان کرمانیها با شربت و شیرینی خامهای همراه با پخش صوت رهبر شهید که سلام به چهارده معصوم میدن؛ پخش سرود جمهوری اسلامی که اینقدر برامون جالب بود که همه بلند تکرار میکردیم؛ بعدشم صلوات خاصه امام رضا علیه السلام. ورودی مسجد الحرام زن و مردی که ظاهراً اروپایی بودن، وقتی زنه پرچم روی دوشمون رو دید، با هیجان زد به شوهرش و گفت: نگاه کن ایرانی، ایرانی! بعدش شروع کرد فیلم گرفتن. بازم توی مسجد الحرام مثل مسجد النبی صدای ماشاءالله گفتن مردمی که میفهمیدن ما ایرانی هستیم. از همه اینا جالبتر، وقتی دیشب داشتم طواف مستحبی انجام میدادم، حس کردم یکی از پشت سرم دست گذاشته روی شونهام؛ اولش توجه نکرم؛ چون توی اون شلوغی، برای اینکه نخوری زمین، گرفتن دیگران طبیعیه؛ اما وقتی دیدم خیلی وقته که دستشو بر نمیداره و داره شونهام رو ماساژ میده، رومو برگردوندم، دیدم یه جوون قد بلند و رشید پشت سرمه و با لبخند و البته با احتیاط (به خاطر دوربینای مجهز به هوش مصنوعی)، گفت: ایران، عزیز؛ نصرکم الله و مرتب دعا میکرد؛ بعدش شونهام رو فشرد و از کنارم رد شد و گفت: ماشاءالله! جلو که افتاد،. دیدم پشت لباس احرامش نوشته: شؤون الحاج العراقی خلاصه ما خیلی عزیزیم و این عزت رو مدیون اون مردی هستیم که دستش توی دست اهل بیت بود؛ پاشو جای پای اهل بیت میذاشت؛ گوشش به فرمان ولی عصر بود؛ توکلش به خدا بود و ایران و ایرانی رو دوست داشت و همه ما رو عزیز کرد. 🌴🌴🌴🌴🌴🌴
باسمه تعالی: سلام علیکم: این است آن صحنه و صحنههایی که امام عزیز و رهبر شهید ما مدّ نظر داشتند که با سبک خاص خودشان یعنی متانت و دلسوزی و صبر نشان دادند ایران انقلابی و اسلامی یعنی چه. و از این جهت نیز ما باید با تقوا و وارستگیِ لازم، عامل دلسپردنِ مردم جهان به ایران باشیم که در بین خودمان تقوا را رعایت کنیم و از این جهت صادقانه از دلسوزانِ انقلاب و اسلام انتظار هست به اختلافات دامن نزنند و به گفتۀ استاد مهدی محمدی آنچه نقشۀ دشمن را خنثی میکند اتحاد ملی و آمادگی روحی برای مجاهده در مقابل استکبار، و انسجامی است که ذیل دستورات رهبر انقلاب در میان است. https://eitaa.com/mohammadi61/939 . با توجه به این امر، ما مطمئناً به آیندهای درخشان دست مییابیم. موفق باشید
سلام و عرض ادب از اینکه برای بار چندم مزاحم وقت گرامی شما میشوم شرمنده و بابت اینکه شما با سعه صدر پاسخگو هستید سپاسگذارم. امروز صوتی از صحبتهای آقای مهدی محمدی (مشاور آقای قالیباف) به دستم رسید که بخشی از اون، خیلی عجیب بود!! متن زیر همون بخش هست: «بذارید یه چیزی رو خیلی راحت و صادقانه به شما بگم و اون اینه که حالا ممکنه واقعاً باز یه عدهای به شهادت برسند؛ امروز نه، دو ماه دیگه. دو ماه دیگه نه، شش ماه دیگه. این فوقالعاده مهمه که توی اون لحظات، یأس و ناامیدی رخ نده. اگر لحظهی سختی دوباره برای ملت ایران ایجاد شد، به نظر من استحکام و قوی بودن در اون لحظه مهمترین عاملی است که اون زخمی را که به ما وارد شده، جبران خواهد کرد. ببینید، زخم شهادت حضرت آقا، کم چیزی که نبود. ما هنوز احتمالاً نمیدونیم چه بلایی سرمون اومده. چه چیزی این رو جبران کرد؟ استحکام مردم.» این مطلب در لینک زیر توسط جناب شکوهیانراد متخصص علوم سایبرنتیک و علوم شناختی تبیین شده است https://eitaa.com/SHRChannel/5580 بنده قبلا هم نسبت به باز نشر مواضع آقای محمدی هشدار داده بودم، لطفا تجدید نظر بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده بیش از ۲۰ سال است آقای استاد مهدی محمدی را میشناسم. حداقل به صحبت امروز ایشان توجه بفرمایید که چه اندازه نسبت به ادعای اخیر ترامپ و تغییر موضع او با دقت، مخاطبان خود را در جریان میگذارد که چگونه واقعیت پنهان کردن شکست آمریکا از طریق ترامپ، امری نیست که بتوان از آن غفلت کرد و اگر ملاحظه بفرمایید ایشان سه فرض را مطرح میکنند به امید آنکه آمریکا به نحوی از مهلکه خود را فراری دهد حتی اگر در حدّ عملیاتی محدود باشد. ولی به گفتۀ ایشان با دیپلماسیِ پیروزمندانۀ ما نه، بازگشاییِ تنگۀ هرمز آنطور که آنها گمان دارند و نه هستهای امری نیست که آنان بتوانند بر ما تحمیل کنند و به گفتۀ ایشان یا مجبورند شرایط ما را بپذیرند و یا به جنگی دامن میزنند که باز شکست نصیبشان میشود و به گفتۀ استاد محمدی با اتحاد ملی و آمادگیِ روحی و کنار همدیگر انسجام خود را حفظ کردن. در این مورد خوب است به آخرین سخن ایشان با دقت توجه فرمایید. https://eitaa.com/mohammadi61/939 . آری! این مائیم و آیندهای بس بزرگ؛ آن آیندهای که سؤال شمارۀ 41688 متذکر آن میباشد که چگونه مردم جهان به ایرانی نظر دارند که ایران نمایش سلحشوری و تقوا میباشد. و انتقام خون رهبر شهیدمان، ادامۀ برنامههای آن رهبر عزیز میباشد، ادامۀ برنامۀ رهبری که دشمنان ما گمان کردند با شهادت او آن راه و آن برنامه متوقف و از میان برداشته میشود، در حالیکه ما در کربلا با توجه به همین نکته، قاتلان امام شهیدمان را ناکام گذاشتیم و این خصوصیات فرهنگ شیعه میباشد نسبت به هر شهیدی و انتقام خون شهید ما شکلگیری نظم جدید جهانی میباشد، با اشارات انقلاب اسلامی و از این جهت این جنگ، جنگ تمدنی خواهد بود، با نظر به بحرانهایی که در تمدن غربی پیش آمده است. پس مسئلۀ ما شخص ترامپ نیست، مسئلۀ ما نظامی است که تفاوت عمیقی با آن داریم، نظامی که بر عکس نظام موجود، در آن همه اُبژۀ قدرت حاکم نمیباشند تا مجبور شوند مانند نظام جهانی موجود برای نگهداری مردم این همه دروغ بگوییم. موفق باشید.
سلام علیکم: در جواب کاربر سوال شماره 41677 که مرقوم فرمودید: مطالبات تغییر سیاست اقتصادی را نیروهای حکیم و کاردان و انقلابی می بایست انجام دهند تا تقابل با دولت پیش نیاید؛ بنظر می رسد در وهله اول صدا و سیما، و سپس سازمان تبلیغات اسلامی، ائمه جمعه و دیگر متولیان برگزاری تجمعات باید پیشران در این خط دهیِ مدارا محور و مطالبه مشفقانه باشند تا هم اثر و انعکاسی بیشتر از چند پلاکارد دست نوشته داشته باشد و هم نوع مطالبه و ادب و آداب آنرا به عامه منتقل کند و هم وقتی درد از زبان مسئولین بازگو شود، قطعا به تعداد حاضرین تجمعات و پویایی آن افزون می شود؛ اما با صد تاسف نامبردگان هنوز به جد تصمیمی برای این موضوع و طرح حقوق حقه مردم ندارند و به شدت هراسان هستند! حال آنکه خطر پیشگام نشدن در این مطالبه، به مراتب بیشتر از موضع بیطرفانه است. مسلما وقتی از مطالبات سخن می گوییم مصداق و راهش را هم باید به مردم ارائه دهیم، که در اصلاحات کلان این امر با حرکت مسئولین معتمد و کاردان با پشتیبانی و حمایت مردمِ در صحنه امکان پذیر است که فعلا رخ نداده است و همین جا از نامبردگان تقاضامندم قبل از آنکه دیر شود حرکت را شروع کنند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله همانطور که آقای استاد مهدی محمدی در سخنان خود میفرمایند و با توجه به اشرافی که ایشان نسبت به جریانهای جاری کشور دارند؛ در کلان قضیه، کارها به درستی جلو میرود و ایجاد شک و شبهه، کار درستی نیست. مهم آن است که به آینده، در میانمدت و بلندمدت فکر کنیم با کلاننظری، و از این جهت مشغول جزئیات نمیشویم و جبهۀ تروریسم را که امیدوارِ برجستهکردن تفاوتها میباشد، ناکام میگذاریم. موفق باشید
سلام استاد عزیز وقتتان به خیر: عذرخواهی از مزاحمت دو سؤال حدمتتان داشتم: سوال ۱. نظرتون را در مورد این جمله که این روزها در تجمّعات به صورت دست نوشته هایی در منظر عموم قرا گرفته برایم بیان فرمایید: « اگر آن هایی که با اجازهٔ امامشان، کربلا را ترک کردند، عاقبت به خیر شدند، ما هم با اجازهٔ اماممان به مذاکره عاقبت به خیر می شویم.» سؤال ۲: آیا این جمله درست است که: «ممکن است امام معصوم اجازه به انجام کاری بدهند امّا از آن کار راضی نباشند.» و با توجًه به این مطلب، آیا امام حسین «علیه السّلام» که بنا بر نقل، شب عاشورا فرمودند بیعتم را برداشتم از تاریکی شب کمک بگیرید و بروید، امام «علیه السّلام» که جازهٔ رفتن دادند، آیا از رفتنشان هم راضی بودند یا نه؟ ممنونم استاد. خداوند از باب اسم «عظیم الرّجا یش» شما استاد عزیز را به بهترین و بالاترین آرزوهایتان در دنیا و آخرت برساند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با آرزوی توفیق برای جنابعالی. اساساً طرح این نوع مسائل، درست نیست و شاید موجب فتنه شود همه حرف در همین نکته است که رهبر عزیز انقلاب میفرمایند: « «تضعیف» یا «توهین» به دولت یا سایر مسئولانی که هریک عهدهدار مأموریتهای حساسی هستند، بهویژه در زمان جنگ، خط قرمز امام شهید و امام حاضر محسوب میشود و البته این امر منطقی و عقلانی، هیچ منافاتی با نقد دلسوزانه ندارد.» موفق باشید.
سلام استاد: ان شاءالله برای عید غدیر چند شبی دوستان تصمیم به برپایی جشن دارند این عزیزان میخواهند امسال با رویکردی جدید جشن را برپا کنند شما چه پیشنهادی دارید؟ جسارتا پیشنهاد مسابقه کتابخوانی از آثار حضرتعالی داده شده اگر مورد تائید هست بفرمایید کدام جزوه یا کتاب؟ پیشنهاد بعدی برای غرفه ی کودک و نوجوان هست آیا آثار خاصی رو برای این دو گروه سنی معرفی میفرمایید؟ نظرتون چیه پلاکاردهای غدیر امسال بحث بعثت مردم درش قید بشه؟ پیشاپیش ممنون و سپاسگزارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتابهای «دعای ندبه، زندگی در فردایی نورانی» https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%86%D8%AF%D8%A8%D9%87&tab=posts&inner_tab=book و «فلسفه حضور تاریخی حضرت حجت (عج)» https://lobolmizan.ir/book/256 در رابطه با «غدیر» و ظرائف آن با ما سخنها دارد. در مورد جزوات، در قسمت جزوات و یادداشتها https://eitaa.com/jozavatlobolmizan، مطالب زیادی هست که رفقا میتوانند بر اساس سلیقهها و مخاطبان خود نکاتی را انتخاب نمایند. ۲. به نظر میآید برای نوجوانان کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» خوب باشد بخصوص با شرح آقای وحدتی میتواند کمک بیشتری بکند. https://eitaa.com/tafakorism/1763 3- آری و صد آری! مگر میشود از غدیر سخن بگوییم و از بعثتی که پیش آمده است و مردم را از سقیفۀ لیبرالها آزاد میکند؛ سخن نگوییم؟ اتفاقاً بسیار لازم است تا مردم عزیز ما متوجه شوند ما اگر از جهتی غدیر را ادامه دادیم، ولی از جهتی با جریان اصلاحطلبی گرفتار سقیفه شدهایم و ان شاءالله از آن عبور خواهیم کرد. نکاتی در سؤال و جواب شمارۀ 41677 در این رابطه مطرح شده که خوب است به آن نیز رجوع شود. https://lobolmizan.ir/quest/41677 موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی: اول سوال بنده این است که عشق چیست؟ معنای حقیقی آن کجا به کار میرود؟ و اینکه: چند وقت پیش برای رفیق بنده یک سوالی راجع به مفهوم عشق به وجود اومد و ذهنش رو درگیر کرده بود که رفت دنبالش و خب فهمید که معنای اصلی عشق فقط مخصوص خداست و بقیه مفاهیم که ما عشق می نامیم در مورد بقیه چیزها، دوست داشتن خیلی زیاد است. من آن موقع به این زیاد توجه نکردم. اما الان یک سوال ذهنم را خیلی درگیر کرده. ما همگی عاشق ائمه و همسر و پدر و مادر و فرزند و وطن و... هستیم اما اگر اینطور باشد که این ها عشق محسوب نمی شود و حتی ما راجع به اهل بیت هم نمیتوانیم این مفهوم را به کار ببریم و یا اگر مثلاً من که متوجه این مفهوم شدم، بعد ها اگر این موضوع را به همسرم بگویم خب او هم میفهمد که عشق این نیست. و خب روابط بین زن و شوهر خدشه دار می شود. برخی در پاسخ به این سوال می گویند که بله عشق اصلی مال خداست ولی باقی عشق ها (دوست داشتن های خیلی زیاد) وسائلی برای رسیدن به عشق خدا هستند. خب این هم یعنی اینجا ما حب و دوست داشتن را، عل الخصوص راجع به اهل بیت، فقط یک وسیله می بینیم. خب این را که دیگر نمی توان حب و دوست داشتن یا عشق نامید. یعنی اینکه ما میگوییم عاشق اهل بیت و همسرمان و... هستیم و آنها را دوست داریم، یعنی اگر خیلی فرد معتقدی باشیم و بخواهیم در مسیر حرکت کنیم، فقط آنها را وسیله میبینیم و الکی میگوییم که دوستشان داریم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار مفصل است. در شرح صوتی کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت» عرایضی در این مورد شده است. ما تنها در رابطه با واژۀ «عشق» دو روایت بیشتر نداریم یکی آنکه میفرماید: « قالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : أَفْضَلُ اَلنَّاسِ مَنْ عَشِقَ اَلْعِبَادَةَ فَعَانَقَهَا وَ أَحَبَّهَا بِقَلْبِهِ وَ بَاشَرَهَا بِجَسَدِهِ» . و دیگر آنکه میفرماید: حضرت علی علیه السلام روزی گذرش از کربلا افتاد و فرمود «هَذَا...وَ مُنَاخُ رِکابٍ وَ مَصَارِعُ عُشَّاقٍ شُهَدَاءَ لاَ یسْبِقُهُمْ مَنْ کانَ قَبْلَهُمْ وَ لاَ یلْحَقُهُمْ مَنْ بَعْدَهُمْ.» : اینجا (کربلا) قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانی که نه شهدای گذشته و نه شهدای آینده به پای آنها نمی رسند. ولی در هر حال محبت حقیقی و یا عشق، مربوط به کمال مطلق یعنی خداوند است و در این راستا هر آنچه مظهر نور خداوند باشد به اعتبار آنکه آینۀ تجلی انوار الهی میباشد، دوستداشتنی میباشد و در مورد همسر، خود خداوند لطف کرده و به حکم آیۀ: « وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» خودش، مودت و رحمت را بین آنها ایجاد کرده. موفق باشید
سلام علیکم: «بِكَ عَرَفْتُكَ وَ أَنْتَ دَلَلْتَنِى عَلَيْكَ وَ دَعَوْتَنِي إلَيْكَ ...» درود خدا بر همه مربیان و عزیزانی که با درایت تمام، بنده و جوانان امثال بنده را یاد دادند تا نظام اسلامی را به واسطه دولت ها و حتی اجزای مختلف حاکمیت نشناسیم همانطور که اسلام را نه به واسطه مسلمانش؛ و به لطف الهی توانستیم در شاکله فکری خود، حساب ها را از هم تفکیک کنیم تا امروز با دیدن برخی ناکارآمدی ها، نور پرفروغ دُر درخشان انقلاب اسلامی در دیدگانمان زنگار نگیرد. و از همین جا خواهش دارم این مد نظر همه مربیان باشد که بس مهم است. بعثت و دو بال مبارزه و تغییر: بنده عقیده ندارم صرف بعثت مردم و حضور در خیابان، خود رافع مشکلات است که هر بعثتی رنج و تعب و تلاش فراوان برای مبارزه و تغییرات است. در پس هر بعثتی تغییرات و مبارزه بوده و هست، تغییر در ساختارهای منحرف شده داخلی، و مبارزه با دشمن خارجی. اصلا بعثت رخ نمیدهد مگر برای مبارزه و تغییر. مبارزه با دشمن خارجی و تغییر در سیاست های غلط داخلی. سیاست های اقتصادی از بیخ و بن اشتباه و وحشتناک دولت در این برهه حساس زمانی یکی از آن هاست که این بعثت باید تغییر دهنده آن باشد. جنگ بد است اما همیشه لطف خفی الهی بوده است وگرنه شاید رها کردن کشور با سیاست های خطرناک اقتصادی دولت نتیجه ای بس بهتر و بیشتر برای دشمنان داشت کما اینکه اتفاقات دی ماه این را عیان کرده بود، اما لطف خدا شامل حال این کشور شد تا امروز مردم بجای قیام بر علیه حکومت، برای بقایش فریاد بزنند. مخلص کلام آنست که اگر بعثت به مبارزه و تغییر توأمان نینجامد گویا نبوده و دیر یا زود بی حاصل و اتفاقی در حاشیه میشود. نباید ترسید و ترساند؛ آنانی که با محافظهکاری و بستن دهان ها نگذراند این بعثت، در کنار مبارزات، تغییرات را فریاد بزنند و مسیر مطالبات را به شعار مرگ بر آمریکا محدود کنند، در پیشگاه الهی مسئولیت دارند. زیرا تغییر سیاست های داخلی در این بعثت که تغییراتی درون حاکمیتیست قطعا با مسالمت و آرامش قابل حصول است و بخش مبارزات در این بعثت متوجه دشمن خارجیست! جوی در کشور ما درست شده است که عده ای هر انتقاد و مطالبه از دولت را نقض وحدت می بینند و این بسیار بسیار امری اشتباه است زیرا شکستن یکی از بال های بعثت است. ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه عالمانه و حکیمانه از نسبت بین «بعثتِ پیشآمده» و «عبور از اقتصاد نئولیبرالیسم» سخن گفتید و حقیقتاً همچنانکه میفرمایید حضور مردم در این شبها، اگر در عین عبور سیاسی از استکبار جهانی را مهم میدانیم، عبور از اقتصاد استکباری نیز باید مدّ نظرها باشد با بعثتی که اگر در این مورد در میدان نیاید، شورشی پیش میآید در مقابل انقلاب اسلامی و نظام اسلامی. و از این جهت وظیفۀ ما میباشد که در دل همین بعثتِ پیشآمده از این نوع اقتصاد عبور کنیم و این باید یکی از اهداف حضور ما در این شبها باشد ولی نه آنطور که منجر به تقابل ملت با دولت شود که رهبر عزیز ما، ما را از آن حذر میدهند بلکه با عنوان مطالبهای بس عمیق تا جهت کلی اقتصاد تغییر کند وگرنه باز به نحوی دیگر فارغ التحصیلان دانشگاه شیکاگو ولی با چفیه. جناب آقای احسان فرزانه در مصاحبهای که با آقای علیزاده در جدال داشتند، به خوبی متذکر این نکته شدند. https://eitaa.com/jedaaltv/5723 به گفتۀ ایشان همانطور که جنگ ایران با آمریکا آرایش جهانی را تغییر داد، میتواند آرایش داخلی را هم از نظر اقتصادی و سیاسی ذیل انقلاب اسلامی تغییر دهد تا موازنه به نفع عدالتخواهان باشد، البته به نظر بنده این مهم، باید از طریق نیروهای انقلابی و حکیم و کاردان انجام گیرد که به جای مدارا، گرفتار غیر ستیزی نشویم وگرنه با کسانی که دشمن ما نیستند، ولی مانند ما فکر نمیکنند؛ درگیر میشویم. موفق باشید
سلام و ارادت خدمت استاد گرامی: از پیام آیت الله سید مجتبی خامنهای در رابطه با پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت فردوسی؛ بسیار به وجد آمدم که چگونه رهبر جوان ما از یک طرف در توصیف پدر بزرگوارشان فرمودند: «آنقدر مشهور بود که شناخته نشد» و هنرش خلق معانی بود از طریق شناختِ به هنگام واژگان و ترکیبهای بدیعی که هر یک انبوهی از معانی را خلق و حمل میکرد.» و حال از زبان ایشان میشنویم که باید متوجۀ استعدادهای زبان فارسی شد و تواناییهای این زبان برای تبیین درست حضور مردم در خیابانها و برای نشاندادنِ آنچه با ایران اسلامی به میان آمده است با توجه به آنکه از جنابعالی نسبت به تواناییهای زبان و اشارات متعالی آن، سخنهایی شنیدهایم، هم آنجایی که در ابتدای سورۀ آلعمران از زبان و ظرفیت زبان سخن گفتید و هم اینکه چند سال پیش در رابطه با کلام رهبرشهیدمان فرمودید، زبانِ او زبان هستی است. حال خواهشمندم با نظر به پیام رهبر عزیزمان باز از «زبان» برایمان بگویید. با تشکر
باسمه تعالی، سلام علیکم، اگر جناب فردوسی با بصیرت تاریخی خود در بستر تشیّع به خوبی متوجه شد که باید متذکر گذشتۀ فرهنگ ایمانی و خسروانی ما باشد تا آن حماسهها در ادامۀ خود تنها در خاطرهها نمانند و حضور فردایی خود را در کلماتی که اشاره به باطن آن خاطرهها در شاهنامه مطرح است با ما به گفتگو بگذرد. امروز نیز در همین راستا باید به زبانی فکر کنیم که نهتنها به گفتۀ رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنهای «حفظهاللهتعالی»:
«رشتۀ اتصال اندیشه و مرزهای هویتی ما ایرانیان را تشکیل میدهد»
بلکه میتواند در امروز ما زبانی باشد که به امور متعالی اشاره میکند و معنای بعثت مردم را در ابعاد آسمانیاش با جان مردم در میان گذارد. حقیقتاً سخن رهبر معظم انقلاب، سخن دقیقی است که:
«داستانهای اسطورهای فردوسی، واقعیت زندگی و شخصیت قهرمانانۀ آنان بوده و مفاهیم انسانساز، سلحشورانه، و قرآنیِ شاهنامه، همۀ اقوام و اقشار ایران را در حفظ هویت، اصالت و استقلال خود و مبارزه با «ضحّاکوَشانِ» متجاوز، همدل و همراه و همساز میکند.»
و اینجا است که به گفتۀ ایشان:
«تکلیف بزرگی را بر دوش اهالی فرهنگ و ادب و هنر میگذارد تا همچون فردوسی برخیزند و بعثت هنرمندان را در امتداد بعثت مردم رقم زنند»
تا معجزۀ زبان که کمتر از معجزۀ موشکها نیست، از یک طرف قلب دشمن را بشکافد و از طرف دیگر جانهای به بعثترسیده را اوج دهد. تا روایتی باشد به گفتۀ رهبر معظم انقلاب: «روایت خیزش عظیم ملت در تاریخ» و این است که این حضور را معنا میکند و به گفتۀ ایشان ماندگار میشود. ملت را برای پاسداری از استقلال تمدنی و مقابله با تهاجم زبانی، فرهنگی، و سبک زندگی آمریکایی آمادهتر میکند. آنهم با زبانی که حقیقتاً پدافندی میباشد در مقابل حملۀ دشمنان ما. و این است معجزۀ زبان، و این است بصیرت فوق العاده دقیق رهبر جوانِ ما که چگونه متوجۀ نقش زبان در این زمانه و این تاریخ شدهاند به همان معنایی که جناب هایدگر بحث «زبان، خانۀ وجود» است را به میان آورد. آری! تا مردم در خیابانها و میادین آثار رازآموز و تاریخی حضور خود را در جان خود احساس کنند، تا نهتنها از این حضور خسته نشوند بلکه به دنبال هرچه بیشتر حاضرشدن در آن حضور باشند.
حال باید از خود پرسید کدامین است آن زبان که اشارهای باشد به آنچه در جانها حاضر است، حضوری که نمیدانیم که نمیدانیم ولی در جان ما حاضر میباشد؟ کدامین زبان است که اینگونه با ما گفتگو کند؟ تا معلوم شود زبان فارسی برای حاضرکردن روح انسانِ آخرالزمانی در خود و در جهان چه ظرفیتی و چه گفتگویی دارد برای معنای حضورِ مردم ما در این مرحله از تاریخ در خیابانها. زبانی که متذکر فردایی است که انسانها در اوج انسانیت خود در خود و در عین یگانگی با خود، ذیل انسان کامل حاضرند. آری! از طریق زبان فارسی در امروز، باید با چنین زبانی در خود حاضر بود تا فردوسی در کنار تهمتن و آوینی کنار باکری قرار گیرد. و اینجا است که باید با حساسیت تمام منتظر زبانی بود که بیشتر، زبانِ اشاره میباشد. در این رابطه نکاتی در مصاحبۀ «در استقبالِ کفر آخرالزمانی و در طلب زبانی برای گفتگو با بشر معاصر» https://eitaa.com/matalebevijeh/22459 پیش آمد. امید است اهل تحقیق در سخن رهبر معظم انقلاب، آغازی را برای خلق آن زبان مدّ نظر داشته باشند، حال سوال این است که کدامین زبان است که در شکل جدید جنگ که میخواهند بر ذهنها غلبه کنند و استاد مهدی محمدی در صحبت های اخیرشان متذکر آن هستند، توانایی عبور از نقشه های دشمن را بما می دهد؟ https://eitaa.com/mohammadi61 موفق باشید.
«السلام علیک یا اباعبدالله » سلام استاد: عذرخواهم. با نظر به ماه محرمی که در راه است، چه افق هایی را برای تفکر و تذکر توصیه می فرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، درک عمیق جایگاه یگانگی بین زندگی و مقاومت است از شهید مطهری عزیز و کتاب «حماسۀ حسینی» و ما ادراک کتابِ «حماسۀ حسینی»! بخصوص با آن صوتهایی که از دل سوختۀ آن مرد الهی بر میخاست و کتاب «پس از ۵۰ سال» استاد دکتر جعفر شهیدی و کتاب «کربلا و عبور از دوگانگیِ زندگی و مقاومت» که روی سایت هست. امید است که با اُنس با آن کتابها به الهاماتی نایل شوید که حکایت حضور امروزینتان گردد. آیا راز مطالعات حیرتافزای امام شهیدمان در این رابطه نبود؟ و آیا بیان بلیغ و رسای رهبر عزیزمان حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای حکایت از آن ندارد که به حکم «الولدُ سرّ أبیه»؟ که او نیز همچنان با عمقی حکیمانه میاندیشد و سخن میگوید؟ حتی در حدّ پیامی که به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی مطرح فرمودند. https://eitaa.com/hosein_darabi/45107 . موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخیر: بحث آقای طائب در مورد مذاکره و آتش بس در مورد آیه «ان جنحوا لسلم» درست نیست. پارسال هم ایشان در مورد مذاکرات عمان به همین آیه استناد کردند. در حالی که چطور از دشمن غداری که سابقه جنایاتش نسبت به آزادگان جهان برای همه مشخص است و به تعبیر رهبر شهید مذاکرات برای عملیات فریب هست و دیدیم که پارسال بود، میتوان چنین برآوردی کرد که واقعا میخواهد صلح کند!؟ چطور میشود بعد این همه جنایات آمریکا مصداق تقاضای آتش بس «ان جنحوا لسلم» شود؟! قاتل رهبری با تقاضای آتش بس خودش را نجات داد تا فرصت بخرد و حمله کند. دشمن وقتی رهبر عزیزمان را شهید کرده و رهبر جدید را تهدید به ترور میکند، میتوان ادعای «آن جنحوا لسلم» او را پذیرفت؟ بال سلم را گسترانده باشد! آمریکا واقعا چنین است؟ آقای طائب در ادامه اشاره کردند که مسئولین از رهبر خواسته اند، خب اینکه برای ما واضح است، مسئولینی که زمان انتخابات رفع مشکلات کشور را در مذاکره با غرب و عضویت در کنوانسیونهای بین المللی میدیدند و با نداریم و نمیشود و کودتا و شوک درمانی کشور را اداره کردند، اینکه چهل روز جنگیده اند هم برکت خون آقای شهیدمان هست! اجازه به چنین مسئولینی مثل اجازه امام به قطعنامه ۵۹۸ هست. واقعا اگر قرار بود خود رهبری با دولت انقلابی مثلا جلیلی تصمیمی برای ادامه جنگ بگیرند چنین تصمیمی میگرفتند؟ دقت کنید تحمیل دقیقا همینجا معنا میشود. آقای طائب هم همین را میفرمایند تحمیل نیست. از مسئولینی که ده شرط آقا در مورد مذاکره را به پنج شرط برای پایان جنگ تقلیل میدهند، توقع زیادی بود که چهلم آقا با قاتل آقا مذاکره نکنند!! هنوز هم که هنوز است آقای عراقچی میگوید اگر آمریکا جدی باشد ما مذاکره میکنیم! در مورد آیه سوره حشر هم مصداق درستی را مطرح نمیکنید. اینطور نیست که مذاکره و عدم آن نتیجه یکسانی داشته باشد. اگر آتش بس و مذاکره ای در کار نبود با حالا که هست نتیجه یکسان میشود که به چنین مصداقی تطبیق میدهید؟ مذاکره حتی در بیانیه گام دوم هم مورد نهی قرار گرفته، پارسال یک مهر فرمودند تا بیست سی سال دیگر هم مذاکره مضر هست. با پیروزی نسبی ما مگر ذات طرف مقابل عوض شده که مذاکره و عدم مذاکره نتیجه یکسانی داشته باشد؟ فرمودید اگر ایران به نقض آتش بس در لبنان پاسخ میداد بازی در پازل اسراییل بود! استاد این چه حرفیست؟ یعنی رهبری هم که پیش شرط مذاکره را وحدت ساحات تعیین کردند اشتباه کردند؟ اینکه افراد مذاکره کننده قبل از آتشبس کامل اقدام به مذاکره کردند صحیح بود؟ اگر ما پاسخ نقض آتش بس را میدادیم، عاشورایی که در لبنان اتفاق می افتاد و شش آسایشگاه زده میشد و هزار نفر در نقش آتش بس لبنان شهید میشدند؟ اقوام خودتان هم جزو همان مردم بودند باز هم همین را میفرمودید؟ مذاکره ای که در پی نقض پیش شرطها انجام شده باشد غیرتمندانه است؟ گزارش نبویان از روند مذاکره را شنیدید و هنوز دفاع از مذاکره میکنید؟! اگر رهبری از روند مذاکرات راضی بودند چرا اجازه مجدد مذاکره را ندادند؟ و با وجود عدم اجازه مجدد ایشان به مذاکره چرا باز هم مذاکره در حال انجام است؟ شما که با عشق و علاقه به جلیلی رای دادید واقعا فکر میکنید اگر جلیلی هم رای میآورد روند جنگ به همین شکل ادامه پیدا میکرد که اینقدر از مواضع غرب زدگان دفاع میکنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه اگر مردم به آقای دکتر جلیلی رأی میدادند به جهت آگاهی ایشان از معارف قرآن از یک طرف، و روحیۀ انقلابیِ قاطعشان از طرف دیگر، و آگاهیشان نسبت به قواعد دیپلماسی با روحیۀ انقلابی؛ همه حکایت از آن میکرد که دشمنان ما میدانستند با چه کسی و چه جایگاهی روبرو هستند و عملاً حتی ممکن بود امیدوارِ به مذاکره و حتی حمله به ما نمیشدند زیرا میدانستند با چه کسی روبرو هستند. ولی در مورد آنچه پیش آمده و بحمدالله مسئولان مربوطه با صداقت کامل به انسجام نسبت به یکدیگر میاندیشند، باید فکر کرد که حتی امثال آقای شمس الواعظین اینطور از جبهۀ اصلاحطلبیِ افراطی فاصله گرفتند زیرا متوجه شدهاند ملت ایران و ایرانِ عزیز در جای دیگری قرار دارند. و اینجا است که باید به یگانگی و باز به یگانگی فکر کرد. بنده در سخنان آقای ابالفضل امامی در نقد آقای طائب، نوعی کینه و دشمنی دیدم به جای نقد دلسوزانه. https://eitaa.com/abarin/3414 در حالیکه به حکم «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَالَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ» خداوند آنگاه ما را یاری میکند و در کنار ما، ما را هدایت مینماید که تقوا پیشه کنیم. موفق باشید
سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه و شما استاد بزرگوار: با توجه به اینکه خیلی از علمای کشور میفرمایند که مطالبات تون رو در قالب پلاکارد در تجمعات شبانه بیان کنید، مختصر و مفید و بصیرت افزا انگار که یک منبر سخنرانی رو در چند جمله یا کلمه خلاصه کرده باشیم، میخواستم نظرات و شعارهای متناسب و دشمن شناسانه حضرتعالی رو بدونم چون من هر روز برای مردم محله مون پلاکارد مینویسم و میدم که شبها ببرند. با تشکر، اجرتون با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف. التماس دعا در هر لحظه و نماز شبهای تان. یا علی
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید با توجه به آن که باید در آن پلاکاردها جملات کوتاهی باشد که اشاره میکند به آنچه دیدنی نیست، ولی در منظر جان انسانها به ظهور میآید. فکر میکنم سلسله نکاتی که تحت عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است»https://eitaa.com/bartarin_hozoor شده است و شرح آن نکات https://eitaa.com/soha_sima/5759 و یا نکاتی که در سلسله سؤالات برگزیده به میان میآید، بتوانید نسبت به آنچه دنبال میکنید بیابید، https://lobolmizan.ir/category/127?tab=posts&inner_tab=spost . وخواهران در کانال «صراط» تلاشهایی دارند ان شاءالله میتوانید نکاتی را بیابید. موفق باشید
اگر کسی پنداشته است که میتوان ایمان آورد و پای در بیابان بلا نگذاشت سخت در اشتباه است. او بداند که زمین دلش از سوراخهای پنهانی موشهای نفاق سست است و در خاکی این چنین بذر حیات نمیروید، اگر با زبان رسمی سیاست سخن بگوییم آنان با آمریکا میجنگند اما در بیان حقیقی با شیطان است که نبرد میکنند، این کبر شیطان است که در حکومتهای استکباری دنیا تمثل یافته و از همین است اگر حضرت امام آمریکا را شیطان بزرگ میخواند. باز نفس ملکوتی آوینی و طنینی که لرزه بر قلبم میاندازد و چقدر دل من دور است و خود را از این راه دور میبیند. این راه ایمان برای اهل ایمان است. اگر این چنین است ما چه هستیم؟ این صدا را که همراه حضور مردم کلیپ شده بود تماشا میکردم. و اشکی طلبگونه داشتم. به ذهنم آمد که این جمله آوینی که از ایمان و بیابان بلا و نفاق میگوید، از چه انسانی سخن میگوید. هر چه فکر میکنم نمیفهم. گویا اصلا فهمیدنی نیست. اما چه کسی اهل ایمان است و بلا را درک میکند و میایستد؟ میتوانم از حضور تاریخی و درک زمانه و تفکر و و و که خواندهام و شیرینی خواندنشان را درک کردهام و همه جا گفتهام_از سر گفتنی که زبانش مال خودم بود نه از سر تبلیغ_ اما هنوز به جان نیازموده و نسبت بهشان به خودآگاهی نرسیدهام سخن برانم، اما ای جانم به آنکه زبان و دلش یکی است. درست است که باید گفت تا شدن پیش بیاید، اما چه گفتنی است که با آن میشویم؟ این را هم در پیدا و پنهانیاش ناگهان به دل حس میکنم که شاید این خود ایمان است اما تا این حد قبض و بسط مگر ممکن است. صوفی از پرتو می راز نهانی دانست / گوهر هر کس از این لعل توانی دانست / قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس / که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست / عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتاده / بجز از عشق تو باقی همه فانی دانست / آن شد اکنون که ز ابنای عوام اندیشم / محتسب نیز در این عیش نهانی دانست / دلبر آسایش ما مصلحت وقت ندید / ور نه از جانب ما دل نگرانی دانست / سنگ و گل را کند از یمن نظر لعل و عقیق / هر که قدر نفس باد یمانی دانست / ای که از دفتر عقل آیت عشق آموزی / ترسم این نکته به تحقیق ندانی دانست / می بیاور که ننازد به گل باغ جهان / هر که غارتگری باد خزانی دانست / حافظ این گوهر منظوم که از طبع انگیخت / ز اثر تربیت آصف ثانی دانست. تنها سید علیها و حاج قاسمها راهی و رهروِ این راهند. و لحظه به لحظه عقبروی و جلورویهایش را میبینند. تنها بندگان خدایی که خدای اینان است میتوانند این راه بروند. آری و صد آری که حضرت امام این راه گشود. اما چرا ما پای در راه نمینهیم؟ یا حداقل خود را وامانده و زمین گیر میبینیم. ما چگونه بندِ بندگیِ این خدا را عزم میکنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: راهی که به سوی اوست، به سویِ «اویی» است که هیچ مفهوم پیشینی ندارد تا معلوم شود به کدام سو باید رفت. تنها میدانیم که در «بودنِ» خود، بودنی به عنوان افق بدون تعیّن و تعریفی خاص در میان است. و این است حضور آخرالزمانیِ حقیقت که آن را هیچ تعریفی نیست به ظهور میآید و در آینههایی که هیچ چیز خاصی نمیباشند، تنها ما را دعوت میکنند که در جمال شخصیت جلالیِ رهبر شهید احساساش کنیم و با نسبتی که با او در خود یافتهایم، به چیزی ماورای «زندگی و مردن» در این زمانه حاضر شویم و به خیابانها میآییم تا «او» را در حضوری که با شهادتش به میان آمد؛ احساس کنیم. و این، وقتی است که همۀ آن جمع عزیز حاضر در میادین و خیابانها را اشارهای به شخصیت او بیابیم و هر شخصی، آینهای میشود که آن عزیز را به ما عطا میکند و این، یعنی اینچنین دلدادگی نسبت به همدیگر، و این یعنی هرکس جان خود را در دیگری احساس میکند به جای سرمایهدارانِ رانتخوار که هرکس اموال خود را در دست آن دزدان و چپاولگران مییابد، و این یعنی تنفر و دوگانگی. چه اندازه زیباست که انسانها محبوب خود را در دیگر انسانها به تماشا بنشینند و آخرالزمانی فکر کنند. موفق باشید
با سلام خدمت استاد بزرگوار: راستش کتاب هدف حیات زمینی آدم شما رو که خوندم همین جوری بدون مقدمه در واقع از لطف خدا می دونم که روزی ام کرد خواندن این کتاب رو خیلی برام جالب بود و خیلی از گره های ذهنیم رو باز کرد. می خواستم از شما اول تشکر کنم بعد هم بگم چجوری زودتر برسیم به عالم عقل، البته می دونم عجله از شیطان هست و تأنی و آرامش از خدا، درسته ولی خیلی از عمرم رو متأسفانه مفید نگذروندم و حالا می ترسم عمرم کفاف نده، از طرفی باز با خودم میگم این رسیدن به عالم عقل اصلا به اختیار من نیست و همه چیز به خواست و اراده خداوند متعال است. من باید فقط بندگیم رو بکنم. حالم خوب نیست هم خوشحالم که می دونم، هم ناراحتم که الهام ملائکه رو به جای وسوسه شیطان بگیرم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال فدای خدایی شویم که چگونه به حکم ربوبیتش در پرورش بندگان، حکایت حضور انوار اسمای حسنای خود را در جان انسانها با ما در میان گذاشت تا با نظر به راهی که به عنوان شریعت الهی در مقابلمان از طریق انبیاء گشود، تا آنجایی که امیدوارانه به حکم: «وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنين» جلو و جلوتر رود. خدا میداند این امیدوارانهترین آیهای است که عارفان و سالکان را تا قلّۀ معنویت جلو برده است. زیرا میفرماید آنهایی که در مسیر نظر به حضرت پروردگار تلاش کنند، نه تنها هدایت میکند بلکه حتماً و حتماً هدایت آنها را به عهده میگیرد و از آن مهمتر مژدۀ معیّت و همراهی با آنها را به آنها میدهد. که این حالت، گفتنی نیست، میماند که به حکم آیۀ «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوا...» شرط معیّت خود را یک چیز قرار داده است و آن، وارستگی و تقوا است. چه اندازه لازم است که ما با رعایت تقوا در این زمانه به راههای گشودۀ پروردگارمان قدم بگذاریم به جای آنکه خود را محور حق و باطل بدانیم. موفق باشید
سلام جناب استاد: پیرو پاسخ شما به سوال ۴۱۶۱۸ بنده که البته پاسخی نبود و تنها ارجاع به سخنرانی آقای طائب بود، جوابیه فقهی به بیانات متناقض و غیر صحیح و گمراه کننده و جناحی حزبی ایشان تقدیم میگردد https://eitaa.com/abarin/3414 امید است برای هدایت آن دسته از دوستان که بواسطه شنیدن آن صوت به بیراهه فکری رفته اند این جوابیه هم در کانال مطالب ویژه باز نشر گردد. البته در مورد بیانات آقای محمدی که در کانال ارسال میکنید هم خیلی مساله وجود دارد و اینکه شما از ارجاع به تحلیل های آقای فواد ایزدی به ايشان رسیده اید به قول خودتان «ترقی معکوس» است اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: صحبتهای آقای اباالفضل امامی در نقد آقای طائب را نسبت به استناد ایشان به آیات مربوطه گوش دادم. https://eitaa.com/abarin/3414 چقدر خوب بود که فضای سخن، به جای جدال، فضای علمی بود و از همان ابتدا بنا را به جای فکرکردن به آیاتی که آقای طائب به میان آوردهاند؛ بر نفی نمیگذاشتند و بحث را به جای بررسی بر نگاه آقای طائب به موضوعات فرعی و مواضع ایشان به امور دیگر نمیبردند. آری! این کار شایستهای میباشد که به سخن رهبر شهید عزیز استناد شود، ولی شرایط پیش آمده را نبایدمدّ نظر قرار نداد و سخنانی را به بهانۀ فرمایشات رهبر شهید به میان آورد که بیشتر شبیه تهمت و طعنهزدن است. به نظر میآید سخنان آقای طائب نسبت به شرایط پیش آمده قابل توجه است هرچند که ممکن است عزیزی به دلایلی نگاه دیگری به موضوع داشته باشد و از آن طرف، موافقت رهبر عزیزمان آیت الله سید مجتبی خامنهای با مذاکرات را چگونه باید معنا کرد؟ از سخنان آقای ابالفضل امامی برمیآید که عمق حضورشان نسبت به میدانی که در آن قرار داریم، کم است هرچند تلاش صادقانه داشته باشند که فرمایشات رهبر شهیدمان را نسبت به وضع موجود، به میان آورند ولی فضای جدال، امکان تفکر را از بین میبرد. تأسف ما در این است که چرا به جای احترام به همدیگر، اینگونه همدیگر را نفی میکنیم؟ و امید دشمنان را که به اختلافات ما امیدوارند را پیش میآوریم به جای انسجامی که رهبر عزیزمان آیت الله سید مجتبی خامنهای بر آن تأکید دارند. نگرانی بنده از آن جهت است که این نوع تقابل ها پیروزی ما را بر نظام استکباری و صهیونیسم به تأخیر میاندازد .حتماً به آیه پنج سوره حشر فکر کردهاید که میفرمایند"«مَا قَطَعۡتُم مِّن لِّينَةٍ أَوۡ تَرَكۡتُمُوهَا قَآئِمَةً عَلَىٰٓ أُصُولِهَا فَبِإِذۡنِ ٱللَّهِ وَلِيُخۡزِيَ ٱلۡفَٰسِقِين» شـمـا مـسلمانان هيچ نخلى را قطع نمى كنيد و هيچ يك را سر پا نمى گذاريد مگر به اذن خدا و همه اينها براى اين است كه خدا فاسقان را خوار كند.
و از این جهت ملاحظه کنید که حتی آنهایی که نخلها را قطع میکردند تا یهودیان دل از مدینه بکنند و بروند و آنهایی که درختان را حفظ میکردند تا بعد از آنکه یهودیان رفتند از آن خود مجاهدان باشد قرآن میفرماید هر دو کارشان صحیح است با دو رو کرد ولی با یک هدف. موفق باشید
سلام علیکم: در این شب ها که تجمعات شرکت میکنیم توفیق نماز شب برای مان کمتر شده چه پیشنهادی میفرمایید که هر دو را بتوانیم انجام دهیم؟ دعا بفرمایید که انشاءالله بتوانیم توفیق این شب ها و نماز شب را از دست ندهیم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید با توجه به اهمیت حضور در میادین و خیابانها، قضای نماز شب را پیشه کنید؛ ثواب آن نصیبتان میشود. ولی چه بهتر که طوری مراسم شروع و به انتها برسد که توفیق نماز شب پا برجا باشد مثل تمام کردن مراسم در ساعت ۱۱ شب. موفق باشید
سلام خدمت شما استاد عزیز: مشکل جوانان امروز اینه که در ارتباط با خانواده هاشون مشکلاتی را دارند. خانواده ها درکی از جوانان و حس های آنان و شرایطی که جوانان در اون هستند ندارند و این موجب میشه که رفتارهایی که جوان انتظار داره از والدینش را باهاش انجام ندن و جوان حسش نسبت به خانواده اش حس دلسردانه و نا امیدانه بشه و از اونها دور بشه و صفا و صمیمیتش را با خانواده از دست بده به طوری که بودن در کنار خانواده براش اذیت کننده بشه و خانواده هم در مواردی به اون بخوان مواردی را تحمیل کنند و یا محدودیت هایی را برای اون بزارن. و در این بین بعضی اوقات از دست ما در میره و گاها با خانواده درست برخورد نمی کنیم و این موجب دلخوری و پشیمانی و نزاع میشه و توفیقات از آدم سلب میشه و سخت میتونه رابطه با خانواده برقرار کنه چکار کنیم که این مسئله ارتباط نگرفتن و سبک ارتباط گرفتن جوان با خانواده اش حل بشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئلۀ بسیار مهمی است تحت عنوان «گسست نسلها». آری! هم خانوادهها باید متوجۀ نسل جدید شوند که در این مورد در کتاب «ما و بشر جديد و آينده قدسی پيش رو» https://lobolmizan.ir/book/1599?mark=%D9%82%D8%AF%D8%B3%DB%8C عرایضی شده است و هم جوانان عزیز ما باید قدرت تحمل خانوداه را که ریشۀ گذشتۀ آنها میباشد با هزاران تجربه، داشته باشند تا از جهان مدرن که جهان جداییِ نسلها میباشد با قرارگرفتن ذیل اسلام و انقلاب اسلامی عبور کنند. موفق باشید
سلام استاد: در این شرایط فعلی در جامعه ما زمزمه هایی را از جانب افراد میشنویم که چرا جایگاهی و بستری برای اعتراض موثر در عرصه های حداقل اقتصادی وجود نداره و تا اونها میخوان از حق اعتراض استفاده کنند دشمن فرصت پیدا میکنه و اونا به اغتشاش تبدیل میکنه و حق اعتراض از آنها سلب میشه و صدای آنها گم میشه و مسئله به حاشیه میره و چکار کنند که بتونن فضای اعتراض بدون اغتشاش را داشته باشن؟ در گزینه بعد انتقاد بسیار شدید دارند که چرا هیچ مسئول و هیچ بخشی مسئله اقتصادی را مطرح نمی کنن و از مواجه با اون طفره میرن و چرا به هیچ عنوان به این مسائل پرداخته نمیشه که از هاله ابهام حداقل یکمی به سمت شفافیت بره و اصلا در قشر مردمی و انقلابی هیچ کس دلیل هایی برای بحث اقتصاد را نمیدونه و از اون مطلع نیست و خب از فشارهای بی دلیلی که به اونها میاد دارند خسته میشن. مردم ما مردمی هستند که اگر باهاشون صحبت بشه درک فهم مسائل را دارند و تحمل خودشون را وسعت میدن اما همانطوری که رهبر شهید ما در آخرین سخنرانی های خود فرمودن گرانی های اخیر هیچ دلیلی ندارن و من از اون قشر زیاد میشنوم که از دلسوزی که برای انقلاب دارن میخوان حداقلی ترین چیزهایی که حقشون هست را لااقل بدونن که رضایت شون حاصل بشه. الآن گرونی های اخیر واقعا داره فشار میاره بعضی ها ماورای نیاز شون چیز میخوان و زیاده خواهی دارند و ناله میزنن از وضع موجود که ما کاری به اونها نداریم ولی اون دسته ای که اندازه نیازشون امکانات میخوان براشون خیلی فضا سخت شده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مسلّم این گرانیها ریشه در اقتصاد معیوب ما دارد که متأسفانه در بدنۀ دولتها نفوذ کردهاند و البته نقش دشمن هم در این گرانیها در میان است. میماند که ان شاءالله از طریق همین مردمی که در خیابانها نقشههای دشمن را خنثی کردهاند، در ادامه، مطالباتشان باید در راستای عدالتخواهی باشد که آرمان انقلاب اسلامی بوده است هرچند فعلاً نباید این موضوع را عمده کرد تا دشمنان گمان کنند ما گرفتار اختلافات داخلی هستیم. ولی بنا نیست که موضوع عدالتخواهی را در شرایطی که به لطف الهی برای عبور از نظام سرمایهداری پیش آمده است به حاشیه برانیم. این حضور در میادین و خیابانها به این راحتیها نباید ترک شود. موفق باشید
سلام علیکم عرض ادب و احترام: قرآن کریم در سوره مبارکه انفال میفرماید که« إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلًا ۖ وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ ۗ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ» سوال اینجاست که ۱. آیا بیان تام حقایق ممکن است انسان را گمراه کند؟ ۲. در این مسئله،غلبهی قطعی حقایق بر اباطیل چگونه توجیه میشوند؟ ۳. از آنجایی که رشد حقیقی انسان در گرو نیات اختیاری اوست، این تصرف باریتعالی در ادراک انسان و پوشاندن ظاهر این جنگ، رشد آن مجاهدین را متأثر نخواهد کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث بر سر آن است که خداوند میخواهد این دو جبهه به حکم «لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولا» که در آیۀ ۴۴ یعنی آیۀ بعدی مطرح میفرماید در مقابل هم قرار گیرند با همان روحیهای که ملت ما بحمدالله در مقابل آمریکا با همۀ قدرتی که داشت، خود را نباختند و آن شد که ملاحظه میکنید. موفق باشید
