بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
10434
متن پرسش
سلام: چرا سران فتنه محاکمه نمی شوند؟ کجاست عدالت علوی در جمهوری اسلامی. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم اگر محاکمه شوند حکم آن‌ها اعدام است و چون دارای کبر سن هستند مثل آقای شریعتمداری که در کودتای سرنگونی نظام شرکت کرد و به جهت کهولت سن در حبس خانگی قرارش دادند تا این‌که فوت کرد، کار عاقلانه در برخورد با سران فتنه همین کاری است که نظام فعلاً انجام می‌دهد، با این کار بهانه هم دست دشمن نمی‌دهند و امام‌زاده هم از آن‌ها ساخته نخواهد شد. موفق باشید
8607
متن پرسش
سلام آیا وقت آن نرسیده تمدن نوین اسلامی با اعجوبه ای به اسم حافظ شیرازی راه خود را ادامه دهد؟ حیف نیست امثال شما عزیزان از معرفی این پدیده اسلامی سهل انگاری میکنید در حالی که آنان که داعیه حافظ شناسی دارند بی سوادانی بیش نیستند و متاسفانه شرح درستی بر حافظ نداریم؟ آیا نگران نیستید در قیامت شما را به خاطر نشناساندن حافظ به جوانان تشنه ایرانی مواخذه کنند؟ همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بحمداللّه تا این‌جا را خوب متوجه شده‌اید که یکی از ابعاد تمدن نوین اسلامی، نگاه عرفانی به عالم و آدم است و نگاه حافظ از همین نوع است. ولی فکر می‌کنم ما باید مقدمات عرفانی لازم را شکل دهیم. در همین رابطه شرح تفسیر سوره‌ی حمد امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را دنبال می‌کنم و به شما هم پیشنهاد می‌کنم اگر آن مباحث را دنبال کنید إن‌شاءاللّه به مطلوب خود می‌رسید.
7149
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد طاهر زاده در ضمن مطالعه سایت جنابعالی مطالبی دال بر اینکه ما در آستانه ایجاد تمدن عظیم اسلامی هستیم و انقلاب تغییرات بنیادی در جهان ایجاد خواهد کرد و در مسیر تغییر تاریخ قرار گرفته ایم و ....از این دست گفته ها زیاد دیدم . بنده ضمن رعایت احترام به نظرات حضرت عالی ، عرض می نمایم صحت یک ادعا را بایستی از نتایج آن مورد بررسی قرار داد. ما پس از سالها وبا وجود تبلیغات زیادی که در جهان ایجاد کرده ایم ، عملا بیش از سه چهار کشور دنیا کسی با ما همسو نشده . بجز سوریه و لبنان و یکی دو کشور آمریکای لاتین در حد محدود. که این نسبت به کل جهان ناچیز است . حالا جهان پیشکش. مردم خود ما نیز کلا در عالم دیگری سیر می کنند . شما خود در جامعه میبینید . واقعیت کلن عکس قضیه است . ما در جامعه ایرانی شاهد دین گریزی ،کاهش ازدواج ، طلاق بالا ، روابط نامشروع زیاد ، بی حجابی، فساد اقتصادی ، اعتیاد و ..ووووو که شرح کاملش اینجا نمیگنجد هستیم .من میبینم شاید 10 درصدجامعه در عالمی که شما تصویر میکنید سیر نمیکنند. 90 در صد دنباله گرفتاری و بدبختی و ...یا بقول شما دنیا هستند. من خودم از مطالعه کنندگان مطالب شما هستم . خیلی جاها با حضرتعالی اشتراک نظر دارم . در مورد دین ، امامت ، غرب، اصالت خانواده و هر چیز دیگر..... ولی قویا معتقدم ما داریم خودمان را گول میزنیم . واقعیت جامعه چیز دیگری است و ما همان دین پاک و آسمانی و شخصی که مردم در دوران طاغوت برای خودشان داشتند را نیز آلوده کردیم . آلوده به دروغ ، به شعار ، ما دین را ابزار کردیم و مردم را از اسلام فراری دادیم .. همه ضعفها را هم میاندازیم گردن پهلوی و آمریکا . به هر حال سیر تاریخی که میفرمایید به نظر من نه تنها محقق نمیشود. بلکه روز به روز از آن در حال فاصله گرفتنیم . من این ادعا را با شواهد موجود در جامعه میگویم . لطفا نظر یا نقد خود را نسبت به نظر من در سایت منعکس فرمایید . باتشکر موید باشید .
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تأمل بر نحوه‌ی ظهور سنت‌های بزرگ در تاریخ می‌تواند مقدمه‌ی مناسبی باشد برای آن‌که بدانیم آینده چگونه شکل می‌گیرد. این‌که شاه به عنوان مظهر خودباختگی یک ملت نسبت به تفکر غربی، رفت و این‌که در حال حاظرآمریکا هر تصمیمی که با روحیه‌ی استکباری‌اش می‌گیرد موفق به انجام آن، آن‌طور که او تصمیم می‌گیرد نمی‌شود و این‌که روح مردم جهان به سوی معنویت گرایش پیدا کرده؛ حکایت از آن دارد که خداوند تقدیر دیگری را برای ما رقم زده، هرچند برای حاکمیت آن تقدیر باید فرایندی طی شود. بنده نمی‌گویم آنچه در حال وقوع است بدون تفکر در منظر دید همگان قرار می گیرد تا شما بفرمایید چرا در همگان قابل رؤیت نیست. مگر آن زمانی که حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» فرمودند: «شاه رفتنی است» در ظاهر جامعه چیزی در از نمایان بود؟ یا وقتی از شکست مارکسیسم لنینیسم خبر دادند از ظاهر حرکات کشور شوروی و مردم آن می‌توانستیم چنین شکستی را دید؟ همه‌ی عرض بنده آن است که رابطه‌ای بین تفکر و زمان هست که اگر بتوانیم تقدیری را که در زمان ما جاری است احساس کنیم تفکر شروع می‌شود و اگر بتوانیم ماوراء آنچه ظاهر است با آنچه تفکر در اختیار ما می‌گذارد مأنوس شویم حضوری در تاریخ زمانه‌ی خود احساس می‌کنید که چون هوای تازه می‌خواهد تاریخ جدیدی را بسازد و شما از حضور در این فرایند محروم نمی‌شوید. به شرطی که احساس خود را از چهارچوب مفهوم به چیزی بالاتر معطوف داریم که آن «وجود» است. در آن حال با انسانی سخن می‌گویید که در حال ظهور است و نه با انسانی که دوره‌اش گذشته، و آن‌وقت روشن می‌شود حرکتی که در تاریخ خود نیست نمی‌ماند همان‌طور که حرکات شاه و صدام نماند. به نظر شما چه کسی در دوران خود زندگی می‌کند؟ آن کسی که با وضع موجود همرنگ است یا آن‌هایی که نسبت خود را با تاریخی که شروع شده، تعریف کرده‌اند؟ شهدای عزیز ما نسبت جاری‌شده در تاریخ را با تذکر حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» شناختند و همرنگ تاریخی شدند که با وجود خود باید احساس می‌کردند و احساس کردند. آن‌ها چون می‌خواستند باشند متفاوت از ظاهر زمانه‌ی خود شدند و مسئولیت تحقق تاریخی که شروع شده است را به گردن دیگری نینداختند، مسئولیت دوران خود را به تنهایی به دوش کشیدند. این درک دیگری است از زمانی که در آن زندگی می‌کنیم. موفق باشید
7103
متن پرسش
اگر اینگونه باشد که هر کسی بر حسب استعداد عین ثابت خود که همان تجلی حق و دانسته و خواسته حق است عمل کند پس چگونه است که ما از افرادی چون صدام حسین و یا دیگر ستمکاران انتقاد کرده و انها را کافر میخوانیم شاید همین آقای صدام حسین عین ثابتش مظهر اسم غضب و قهاریت خدا باشد و با این اسما خود را در این جهان سیر داده و کامل شده باشد ؟ لطفا توضیح دهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: صدام با انتخاب‌هایش صدام شده و چون انتخاب‌های بدی کرده است بد است. در هر حال عین ثابته‌ی انسان عین انتخاب است و همواره انتخاب‌کردن با او است و هر لحظه می‌تواند به جای انتخاب‌های بد، انتخاب‌های خوب داشته باشد. موفق باشید
6298
متن پرسش
سلام علیکم . لطفا عالم ذر را تبیین فرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عالم ذر موضوعی نیست که در یک سؤال و جواب بگنجد. در ذیل آیه‌ی 173 سوره‌ی اعراف به تفاسیر رجوع فرمایید. اگر در حین بررسی موضوع به سؤالی برخورد کردید بنده در خدمت شما هستم. موفق باشید
6289

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام نظرشمادرمورد صیغه کردن (صیغه ای)چیست،چون برخی میگویند اگراینکار صورت بگیرد نسبت به همسری که درآینده میگیری بی تفاوت میشوی؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: (شخصی) فکر نمی‌کنم و اگر این طور بود باید شریعت اجازه نمی‌داد. موفق باشید
3509
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و عرض خسته نباشید_از کتاب ادب عقل و قلب و خیال انصافا استفاده بردیم و همچنان هم این جریان ادامه دارد؛ خدا شما را جزای خیر بدهد_سوالی در ذهنم پیش آمده که احتمالا از شما پرسیده شده و در آن باب بحث فرموده اید اما میخواهم از زلویه ای دیگر هم به آن نظر شود انشالله که راهگشا باشد: سوالی رو از شما پرسیدند در این کتاب در مورد وظایف دانشجو و طلبه و شما هم اشاره کردید به دوران پایه گذاری شخصیت انسان، به دلیل داشتن همت های بلند_حالا سوالی که پیش میاد اینه که آیا چون این کتاب سلوک فردی رو مد نظر داره فقط اینگونه اشاره کردید و اصلا جدا شدنی هست سلوک فردی و اجتماعی؟! و حتی شما در این بحث یک جا اشاره به سلوک جمعی داشتید که باز، آن هم برگشت به خود دارد و از جهتی اگر هم مربوط به جمع بتوان به حساب آورد از جهت نفی است(بحث کنترل وقت در جمع دوستان و ...) اگر موضوع این کتاب اینچنینی بوده ادامه (سلوک اجتماعی) را در کجا باید جستجو کرد و بحث ایجابی سلوک اجتماعی (با فرض آنکه اشاره شما ناظر به سلوک جمعی بوده) به چه صورت خواهد بود؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: وقتی انسان توانست با راه‌انداختن عقل و قلب و خیال در مسیر صحیح، خود را اصلاح کند روحیه‌ی حق‌خواهی در او رشد می‌کند و لذا در امور اجتماعی نیز مسیر حق را انتخاب می‌کند که فکر می‌کنم چند جلد کتابی که در مورد انقلاب اسلامی است بتواند در رابطه با سلوک اجتماعی کمک‌تان کند در ضمن یک ‌سری هم به جزوه‌ی «سبک زندگی در تمدن نوین اسلامی» بزنید. موفق باشید
2671
متن پرسش
سلام علیکم با عنایت به اینکه روایات زیادی از پیامبر و آقا امیرالمومنین علیهماالسلام رسیده که ایشان هنگام رفتن از مکانی به مکان دیگر بصورت سواره ، هنگامی که مردم بخاطر محبت و احترام ایشان با پای پیاده مرکب ایشان را همراهی میکردند ایشان مردم را از این کار منع میکردند و اینکار را دور از شان آنها میدانستند . پس چگونه است که وقتی مقام معظم رهبری به یک سفر استانی میروند اصلا به گونه ای برنامه ریزی میشود که مردم مدتها با پای پیاده بدنبال ماشین ایشان بدوند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: قبلاً عرض شد آنچه حضرت علی«علیه‌السلام» منع می‌فرمودند این بود که مردم به عنوان یک رسمی که باید در مقابل پادشاهان انجام می‌دادند باید در رکاب پادشاه می‌دویدند ولی این‌که مردم با اختیار و اشتیاق خود از رهبر و یا مسئولان نظام اسلامی استقبال می‌کنند و از این طریق به اسلام و نظام اسلامی ارادت می‌ورزند، چیز دیگری است. موفق باشید
667

مرز توهمبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی سوالی در مورد مطلبی که یکی از دوستان در رابطه با ارتباطشان با جنیان نوشته بودند (سوال 631) داشتم مگر شما نگفتید که انسان تا روحش را خیلی پایین نیاورد نمی تواند با آنها ارتباط برقرار کند پس این مورد چگونه پیش آمده است؟ مدتی است که احساس می کنم در توهم سیر می کنم یعنی اینکه کارهایی انجام می دهم که احساس می کنم تنها توهم است و حقیقتی ندارد و اصلا ارزشی هم ندارد زیرا نتیجه ای هم نمی بینتم و گاهی احساس نا امیدی می کنم.اصلا مرز بین توهم و واقعیت را گم کرده ام و سرگردان مانده ام. خواهشمندم مرا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیک السلام: همین طور است که به نحوی شرایط روحی از جهت اصلی که باید به آن بپردازد غافل شده. فکر می کنم کتاب «ادب خیل و عقل و قلب » کمکتان کند موفق باشید
509

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم لطفا به مکالمه زیر که میان دو شخص فرضی الف و ب بر قرار شده است توجه نمایید. به نظر شما آیا سیر کلی مکالمه و استدلالات مطروحه از طرفین روند خوبی را طی میکند الف: با توجه به عصمت ازلیه ائمه اطهار علیهم السلام چگونه می توان تعالی و برتری آنان را نسبت به بندگان دیگر توجیه کرد زیرا خداوند فرمود «ان اکرمکم عندالله اتقیکم» و معلوم است که تقوا با انتخابگری میان خوب و بد معنا پیدا می کند اما در حالتی که عصمت ازلی مانع از هرگونه انتخاب بد می شود پس تقوا بی معنی و هرگونه تعالی منتفی است و لذا فرشتگان همواره در مقامی ثابت اند و تعالی ندارند اما انسان کامل که شریف تر از فرشتگان است مختار است. در حقیقت گویی با طرح مسئله عصمت ازلی مقام ائمه را به جای بالا بردن ، پایین آورده ایم و در مقابل, هر انسان دیگر که مرتکب کوچکترین ثواب اختیاری شده است را شریف تر از آنان محسوب کرده ایم در حالی که اگر عصمت را اکتساب محسوب کنیم به اشکال فوق دچار نمی شویم ب: اولا عصمت اکتسابی اگر چه اشکال فوق را موقتا مسکوت می گذارد اما منجر به اشکال کلامی دیگری می شود و آن «نقص نسبی» ائمه است زیرا لازمه عصمت اکتسابی این است که ائمه هر لحظه نسبت به لحظه بعد از کمال کمتری برخوردار باشند ثانیا عمصت ازلی اختیار معصومین را مغشوش نمی کند زیرا همواره حفظ عصمت از اکتساب آن دشوار تر است و اختیار ائمه در حفظ موهبت عصمت بروز می کند و همین است که انان را شایسته مقام خلیفه اللهی و سجده ی ملائکه کرده است. دشواری حفظ عصمت وقتی روشن می شود که بدانیم طبق حدیث هرکس توبه کند گویی از مادر متولد شده است اما می بینیم که عموم انسانها پس از توبه های مکرر مرتکب گناهان بزرگ می شوند الف: اگرچه استدلالت را می پذیرم اما آن را برای جواب به سوال خود کافی نمی دانم زیرا گویی عصمت به تنهایی چاره دوری از گناه نیست همانگونه که علم به تنهایی چاره نیست زیرا حضرت آدم علیه السلام اگر چه لایق مقام تعلیم کل اسما شد اما باز مرتکب اشتباه شد بلکه به نظر می رسد آنچه دوری شخص از گناه را تضمین می کند علم+ عصمت است و لذا عموم مردم اگر چه بارها به مقام عصمت پس از توبه نائل می شوند اما به دلیل نداشتن علم باز مرتکب گناه می شوند. این معنا از زبان حضرت خضر سلام الله علیه بیان شده است که فرمود «و کیف تصبر علی مالم تحط به خبرا» «و چگونه بر آنچه علم نداری صبر توانی کرد». می بینیم که حضرت خضر دوری از اشتباه را در گرو داشتن علم می داند و البته همانطور که درباره حضرت آدم بیان شد علم به تنهایی هم کارساز نیست و حال اگر کسی این دو را به صورت توامان و ازلی(نه اختیاری و اکتسابی) داشته باشد تعالی و برتری برای او منتفی است و با توجه به آیات قرآن مشاهده می شود که این دو مقام به صورت توامان و ازلی تنها برای یک گروه(اهل بیت علیهم السلام) معین شده است(آیه 31 سوره بقره درباره علم و آیه 33 سوره احزاب درباره عصمت) و لذا باید گفت اینان مقامی مادون دیگر بندگان دارند ب: استدلالت را می پذیرم و حرفی برای گفتن ندارم جز آنکه بدانیم مسئله عصمت اهل بیت علیهم السلام جزء اسرار قرآن محسوب می شود که نباید انتظار داشت براحتی در دسترس قرار گیرد زیرا خداوند متعال بنا ندارد همه اسرار را در اختیار ما گذارد که فرمود«و ما کان الله لیطلعکم علی الغیب و لکن الله یجتبی من رسله من یشا فامنوا بالله و رسله و ان تومنوا و تتقوا و فلکم اجر عظیم»
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در مورد شخصیت ائمه«علیهم‌السلام» باید متوجه دو بُعدِ نفس ناطقه و حقیقت نوری ان‌ها بود. نفس ناطقه‌ی آن‌ها مثل بقیه «النفس جسمانیة‌الحدوث و روحانیة‌البقاء» است و به عنوان یک شخص از شکم مادرشان شروع می‌شوند، ولی حقیقت نوری آن ذوات مقدس فوق خلقت آسمان‌ها است، مقام «اول ما خلق‌الله» هستند. موضوعی که در مورد ائمه«علیهم‌السلام» با آن روبه‌رو هستیم این است که آن ها اشخاصی‌اند که با آن مقام نوری متحداند، و لذا با توجه با ارتباطی که با آن مقام دارند با ما سخن می‌گویند و ما را هدایت می‌کنند، اما در مورد خودشان همان‌طور که فرمودید باید تلاش کنند که اتحاد نفس ناطقه‌ی آن‌ها با آن مقام حفظ شود و عبادات طولانی آن‌ها جهت حفظ آن اتحاد است. خداوند در عینی که آن ذوات مقدس را با مقام حقیقت نوری و نور عظمت متحد کرده‌،ازاختیار خارجشان ننموده است و حفظ اتحاد با آن حقیقت را بر عهده‌ی آن‌ها گذارده و عبادات طاقت فرسای ائمه«علیهم‌السلام» جهت حفظ همان ارتباط است که سخت‌ترین کار ممکنه برای هرکس همین کار است و کمال ائمه«علیهم‌السلام» نیز در همین است که با حفظ اختیار و داشتن همه‌ی ابعاد بشری عصمت موهبی را حفظ کردند. موفق باشید
144

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام، ما آعتقاد داریم که حقیقت انسان روح اوست و جسم او و اینکه هیچ کس به صفاتی که خدا به او داده نباید افتخار کند لیکن می بینیم که پیامبر و امامان در مورد انتخاب همسر به رنگ پوست زن بوی زن و سایر خصوصیاتی که قاعدتا برای رسیدن به کمال لازم نیستند تاکید میکنّند چرا؟ سوال دیگر اینکه شما در جایی سخنی از حضرت علی به یکی از اصحابشان نقل کردید که ایشان تاهل و تجرد را یکسان می دانند یکی سنّت حضرت عیسی و دیگری سنت پیامبر در حالی که ما در روایت داریم که سنّت رسول نکاح است و کسی که سنت رسول را ترک کند نمی رسد چطور ایندو را جمع میکنید؟ ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی جواب: علیک السلام 1- از جهت عقل و در منظر عقل، آری حقیقت انسان روح اوست، ولی از آن جهت که نفس ناطقه‌ی انسان مرتبه‌ای به نام خیال دارد که در عین کنترل و مدیریت نباید به‌کلی سرکوب شود و کشش‌های آن بی‌جواب بماند. ما نمی توانیم به صِرف خاصیت غذا ، غذا بخوریم بلکه باید به خوشمزه‌بودن آن نیز توجه کنیم، وگرنه پس از مدتی میل ما به غذا از بین می‌رود. همان‌طور در مورد ظاهرِ همسر هم در عین کنترل خیالات و آرزوهای آرمانی، نباید به زیبایی او بی‌توجه بود وگرنه پس از مدتی روح ما سرخورده می‌شود. البته این غیر از آن است که خودمان را در دست خیالات و آرزوهای عجیب و غریب بیندازیم و نسبت به آن همسری که خداوند برایمان قرار داده شاکر نباشیم و فراموش کنیم که رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: «آنچه در بقیه‌ی زنان سراغ داری، در همسر خودت هست». 2- سؤال دوم را در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» به طور مفصل جواب داده‌ام. إن‌شاءالله منتظر بمانید تا کتاب حاظر شود. موفق باشید
14786
متن پرسش
سلام استاد: ۱. بعضی از علمای منطق و فلسفه قدیمی بر این عقیده اند که جهل مرکب در دسته بندی علوم قرار می گیرد چون صورت ذهنیه دارد. آیا این می تواند درست باشد؟ جهل یعنی عدم علم. جهل مرکب یعنی عدم را نمی دانم که عدم است. دو عدم پشت سر هم. عدم که چیزی نیست؟! ۲. آیا اگر انسان در مسیر سیر و سلوک پیشرفت کند علمش اشراقی می شود؟ یا اشراق برای عده ای خاص از عرفاست؟ ۳. برای اینکه حافظه به طور خیلی محسوسی قوی شود عرفا چه ذکر عامی را تجویز کرده اند؟ چند بار (ظاهرا جایی شنیدم آیت الکرسی) ولی عددش را نمی دانم. کمی توضیح دهید. ۴. به طلبه ای فرموده بودید شرح مناجات خمسه عشر را کار کنند. آیا همه خمسه عشر را شما شرح فرموده اید که صوتهایش باشد؟ اگر نه به شرح چه کسی رجوع کنیم؟ عذر خواهم که زیاد شد. می خواستم استاد وقتشان کمتر گرفته شود و کوتاه کوتاه پاسخ بفرمایند و مشغول سوالات جداگانه نشوند. التماس دعا یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- علم به عدم، علم است ولی جهل مرکب، علم به عدم هم نیست. 2- إن‌شاءاللّه برای هرکسی که در مسیر شریعت الهی قرار گیرد، با رویکرد اُنس با حضرت حق پیش می‌آید 3- در روایت داریم 21 مرتبه «آیت الکرسی» در روز کارساز است 4- خیر؛ فقط مناجات التائبین شرح شده است. عجله نکنید، با المیزان بهتر است مأنوس باشید. موفق باشید

13040
متن پرسش
سلام: در رساله داریم صحبت دنیایی در مسجد مکروه است آنچه مبتلا به است بعضا با دوستان صحبت دنیایی می کنیم که باعث الفت و صمیمیت می شود در این صورت مکروه است؟ گاهی هم صحبت دنیایی بخاطر اغرض معنوی مثلا کمک به دیگری یا ابراز همدردی و سایر موارد انجام می شود در این صورت هم مکروه است؟ سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید: « يا بَني‏ آدَمَ خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِد » و علامه طباطبایی در تفسیر آن می‌فرمایند یعنی ابعاد معنوی شخصیت شما در مساجد است، بروید آن ابعاد را از مساجد بگیرید. لذا نباید فضای مسجد را برای خود و دیگران از این حالت خارج کرد. موفق باشید

12503
متن پرسش
سلام استاد: بنده تاکنون تعدای از کتب دکتر داوری از جمله: ما و راه دشوار تجدد، درباره ی علم، درباره ی غرب، فلسفه چیست، فلسفه در دادگاه ایدئولوژی، فرهنگ خرد آزادی و.... در ابتدا با شور و شوق خاصی این کتابها را می خواندم ولی پس از مدتی با تفکر در مطالعاتم به نتایجی رسیدم: آقای داوری در کتابهایش گزاره های اثباتی نمی آورد و گزاره های ایشان صرفا گزاره های توصیفی است. و همین باعث شده نتوان به صحت نوشته های ایشان پی برد. به نظر بنده ایشان در کتابهایشان فقط افکار خودشان را می نویسند و برای درستی افکارشان در کمتر جایی اثبات و دلیل می آورند. در حالیکه تا مطلبی مستدل نباشد از کجا باید دانست که صحیح و درست است. ایشان در کتابهایشان فلسفه را رد می کنند در حالیکه پارادایمی که در آن می نویسند کاملا فلسفی است. می گویند از اینکه به صورت فلسفی می نویسند ناگزیرند، ولی چه ناگزیر بودنی؟ مگر تنها ادبیاتی که می توان با آن به نقد مدرنیته و غرب پرداخت، ادبیات فلسفی مابانه است؟ نوشته های آقای داوری، بویی از آیات، روایات، احادیث، و یا اهل بیت (ع) و .... ندارد (مگر در معدودی از مقالات). مگر می شود بدون مددگیری از قرآن و اهل بیت (ع) (که طبق حدیث ثقلین تنها عوامل هدایت بشریت اند) بتوانیم در مورد حقیق اظهار نظر کنیم. بنده قائل به اخباری گری و تفکیک نیستم ولی از اینکه فقط اتکای به تفکر و عقل خالی از وحی داشته باشیم را مردود می دام چرا که تنها و تنها اهل بیت (ع) چراغ هدایت اند و برای رسیدن به حقیقت ناچارا باید جوع به اهل بیت (ع) کنیم. بعلاوه مایی که ادعای پیروی از مکتب امام حسین علیه السلام داریم، باید در قبال جامعه سیاست و انقلاب نیز بی تفاوت نباشیم. ایشان در کتابهایشان به نقد انقلاب های معاصر می پردازند (سیاست تاریخ تفکر و...) و آنها را محکوم به ایدئولوژی می دانند. در کتب معاصرشان بنده ندیده ام جایی ایشان به صراحت از انقلاب عظیم و نورانی اسلامی دفاع نموده و به تبیین ماهیت دینی و الهی آن بپردازند. البته ایشان در مکتوبات نخستینشان مقاله ای در حمایت ارزش و عظمت انقلاب اسلامی نوشته اند ولی با مطالعه ی آثار جدیدشان تقریبا در هیچ جا به صورت صریح از انقلاب اسلامی سخن به میان نمی آورند. به همین دلیل نیز ناخود اگاه انقلاب اسلامی نیز در زمره ی انقلاب های مارکسیستی و در بسط مدرنیته دیده می شود! از اینکه به سوالات قبلی بنده پاسخ داده اید کمال قدردانی از شما استاد بزرگوار و عزیز را دارم و طول عمر باعزت برای شما آرزومندم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم از آقای دکتر داوری و کتاب‌های ایشان چه انتظاری دارید! اگر دکتر داوری را در حدّ یک فیلسوف بدانید، همان چیزی که خودِ او بر آن اصرار دارد، پس دیگر نباید انتظار داشته باشید آیه و روایت را شاهد سخن خود بیاورد. کار فیلسوف به حرکت‌درآوردنِ تفکر است و چون روش آقای دکتر داوری روشی است که هایدگر در فلسفه در پیش گرفته است و عملاً سعی بر آن است که به روش متافیزیکی موضوعات را در میان نگذارد، شما تصور فرموده‌اید که ایشان استدلالی سخن نمی‌گوید. در حالی‌که عقل متافیزیکی یک نوع عقل است و به یک معنا می‌توان گفت روش هایدگر یک نوع تذکر است به موضوعات تاریخی تا انسان خود، به تفکر بنشیند. دکتر داوری برای خود رسالتی خاص را تعریف کرده‌ است و آن دعوت به تفکر، چیزی که حقیقتاً ما از نظر تاریخی از آن محرومیم و عموماً مراوده‌های ما و گفتگوهای ما حجاب تفکر است. در تفکری که دکتر داوری بنا دارد به تاریخ ما برگرداند نه‌تنها جایگاه فرهنگ مدرنیته و تکنولوژی روشن می‌شود بلکه جایگاه تاریخی خودمان نیز ظهور می‌کند و می‌فهمیم ما در کجا هستیم و چگونه شروع کنیم و در این‌جا است که شما متوجه می‌شوید از ذخیره‌ی متعالی قرآن و روایات برای عبور از بی‌فکریِ تاریخی چه اندازه می‌توان استفاده کرد. موفق باشید    

12134
متن پرسش
سلام: تقدیم به استاد بسیار عزیزم. ان شاءالله جزء درجه داران لشکر امام مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف باشید: در جان ما هر دم، غوغای عاشوراست بیداری عالم، از یا حسین ماست با روضه ها هر لحظه می سوزیم و می باریم بر لب همه «یا لیتناکنّا معک» داریم تا آن دمی که سر به پای یار بگذاریم نذر تو این جان و تن، مولا اباعبدالله ذکر نفس های من، لبیک یا ثارالله (لبیک یا ثارالله) میثاق این دل با، خون شهیدان است جان روشن از یادِ، پیر جماران است از سر گذشتن، سرگذشت و سرنوشت ماست دلداده ایم و بهر ما هر روز عاشوراست ما راهمان از کربلا تا مسجد الأقصاست ما انقلابی هستیم، مِهر ولایت با ماست هیهاتَ منّا الذّله، شوق شهادت با ماست (لبیک یا ثارالله) دل خسته از هجران، دلتنگ دیداریم چشم انتظارانِ، دیدار آن یاریم بر ندبه های جمعه های ما نگاهی کن بر گریه های روضه ها آقا نگاهی کن بر لاله های سرخ این صحرا نگاهی کن نذر قدم هایت شد، خون شهیدان ما آماده پیکاریم، یابن الحسن یا مولا (یابن الحسن یا مولا)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه به‌خوبی متوجه‌اید تنها راه عبور از ظلمات این دوران، راهِ شهدا است و تا آن‌جا خود را آماده کنید که حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» فرمودند: «مگر بيش‏ از اين است كه فرزندان عزيز اسلامِ ناب محمدى در سراسر جهان بر چوبه‏هاى دار مى‏روند؟ مگر بيش‏ از اين است كه زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته مى‏شوند؟ بگذار دنياى پست ماديت با ما چنين كند ولى ما به وظيفه‏ى اسلامى خود عمل كنيم.». موفق باشید

11417

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا امام خمینی (ره) در بحث بدن قیامتی با آیت الله شجاعی هم عقیده اند یا با ملاصدرا؟ شواهدش را هم اگر لطف بفرمایید بیان نمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» سخت معتقد به نگاه ملاصدرا هستند، حتی آیت‌اللّه شجاعی غیر از این نکته که فرمودید جای دیگر ندیدم که از دستگاه فکری ملاصدرا عدول کرده باشند، به همین جهت بنده این نظر ایشان را در کتاب معاد نیاوردم. موفق باشید

10691
متن پرسش
با سلام: در بحث های معرفه النفس جملاتی از دکارت در اثبات «من» انسان آوردید که برای ما خیلی جالب بود، ولی استاد مطهری در کتاب توحید صفحه ی 200 این حرف را که «من فکر می کنم پس وجود دارم» را یکی از مزخرف ترین حرف های دنیا می دانند و این پایه را می شکنند و البته خیلی از اثبات های دیگر دکارت هم می ریزد. آیا این حرف دکارت برای استفاده در معرفه النفس مضر نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که آن استاد شهید«رضوان‌اللّه‌علیه» می‌فرماید این حرف دکارت به عنوان یک قضیه‌ی منطقی هیچ ارزش علمی ندارد و حتی پایه‌ی انانیت فرهنگ غربی شد، ولی از جهت فضای شکاکیتی که منجر به این جمله می‌شود و می‌رسد به این‌که پس یک چیز غیر قابل شکی در من هست که نمی‌توانم به آن شک کنم، می‌توان مورد توجه قرار داد. موفق باشید
10610
متن پرسش
سلام استاد: امشب خیلی مستاصل بودم، بی هدف اینترنتمو روشن کردم. یه لحظه به دلم خورد سایت شما رو سرچ کنم. وقتی دیدم که به سوالهای همه جواب می دید اشک تو چشمام جمع شد، با بغض گریه کردم. ازتون ممنونم که تو این روزگار بی امامی، با حوصله جواب سوال های ما رو می دید. من تا حالا شما رو ندیدم نزدیک سه الی چهار ساله با کتابهاتون آشنا شدم و تو شهرستان زندگی می کنم. استاد خیالات بیهوده دست از سرم بر نمیداره، نمیدونم چی کار کنم؟ مستاصل شدم. حتی سیر مطالعاتی داشتم ولی به محض اینکه میذارم کنار دوباره شروع میشه. تو زندگیم وابستگی شدیدی به یه آدم دارم که اون همیشه من رو ازخودش رونده، دلم می خواد رهاش کنم ولی خیالش دست از سرم برنمیداره، بهم بگید چی کار کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «آب گِل خواهد که در دریا رود/ گِل گرفته پای او را می‌کِشد» تا نمی‌خواستید به دریای توحید روید که نمی‌دانستید این خیالاتِ مزاحم را دارید! پس معلوم است راهی به سوی شما گشوده شده که این گِل‌های تعلقات مانع است. راه‌کارِ رفع این مشکل خیلی روشن است و آن چیزی نیست جز «مقاومت در مقابل این خیالات»، به همان روشی که آیت‌اللّه بهجت«رحمة‌اللّه‌علیه» می‌فرمایند که «آمدنش دست شما نیست، ولی شما دنبال نکنید» تا آرام‌آرام از قوت و قدرت بیفتد در آن صورت به شکل معجزه‌آسایی می‌بینید در فضای دیگری زندگی می‌کنید که از آن خیالات، دیگر خبری نیست. طول می‌کشد، ولی راه‌کار همان است که آن عارف جلیل‌القدر فرمودند. موفق باشید
10398
متن پرسش
ﺳﻼﻡ: ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺿﻄﺮﺍﺏ ﻭ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﻭ ﺗﺮﺱ ﭼﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺮﺩ؟ ﻭ ﯾﺎ ﺍﺻﻼ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺘﻨﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﯾﺎ ﺭﯾﺸﻪ ﺩﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﻭ ﯾﺎ ﻫﻤﻪ دارد؟ ﻭ آﯾﺎ ﺻﺪ ﺩﺭ ﺻﺪ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﯽ‌ﺭﻭﻧﺪ؟ ﭼﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺮﺩ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هراندازه به توحید نزدیک شویم و حضور همه‌جانبه‌ی حق را در عالم بیشتر احساس کنیم، این نوع اضطراب‌هایی که اهل دنیا دارند، بیشتر از بین می‌رود، ولی آن اضطراب‌هایی که برای رشد مردم است و غم دین خوردن است که به آن غم مقدس می‌گویند برای اولیاء الهی هم هست. موفق باشید
7160

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام منظور از نفس کلی و عقل کلی که به حضرت زهرا و حضرت رسول نسبت داده شده و در انتهای کتاب انسان از تنگنای بدن...به آن اشاره شده چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقایق عالم وجود در عالم ارض مصداق‌هایی دارد که آن مصداق‌ها مظهر کامل آن حقایق‌اند. عقل کلی حقیقت همه‌ی عقل‌ها است و عامل تجلی انوار الهی به عالم‌اشت و نفس کلی حقیقت همه‌ی پذیرش‌ها است و مظهر آن درعالم ارض مظهر عبودیت کامل یعنی حضرت زهرا (س) است. موفق باشید
5408
متن پرسش
سلام علیکم عرض ارادت خدمت استاد گرانقدر چند روز پیش با چند نفر از دوستان مشغول صحبت بودیم که در حین بحث سوالاتی مطرح شد که نتوانستیم به جمع بندی برسیم لذا مزاحم شما شدم تا انشاءالله لطف کنید و تا حد امکان پاسخ سوالاتمان را بفرمایید این مطلب درست است: 1- از آنجایی که ما نمی توانیم با ذات خدا ارتباط برقرار کنیم لذا باید با اسماء و صفات حضرت حق ارتباط برقرار کنیم؟ 2- اگر این مطلب درست است مظهر تام و تمام اسماء و صفات چه کسانی هستند؟ 3- فکر میکنم پاسخ شما بنا بر روایات اهل بیت علیهم السلام باشد. اگر اینگونه است پس ما به هنگام ارتباط با خدا باید توجهمان به اهل بیت باشد؟ 4- اگر اینگونه است معنای مناجات و دعا چه می شود؟ در نماز ما که نمی توانیم با خدا ارتباط برقرار کنیم و تنها راه ارتباط با خدا، اسماء و صفات او هستند پس در نماز باید توجهمان به اهل بیت باشد!!!!؟ اگر پاسختان منفی است چگونه می توان بین دو مساله فوق جمع کرد؟ 5- آیت الله جوادی در یکی از سخنرانی هایشان در شب قدر فرمودند: رسیدن به مقام امیرالمومنین برای ما نه مقدور است و نه میسور ولی ما در این شب از خدا می خواهیم تا اماممان راندیدیم نماز نخوانیم، تا اماممان را ندیدیم عبادت نکنیم.معنای این حرف چیست؟ اگر بگوییم این همان معنای ارتباط با خدا از طریق اسماء و صفات است پس در نماز متوجه امام هستیم و نه خدا. و اگر بگوییم که در نماز باید به خدا توجه داشت منطورمان از این توجه، توجه به ذات است یا به اسماء؟ 6- معنای دقیق این فراز از زیارت جامعه کبیره چیست: من اراد الله بدا بکم و من وحده قبل عنکم و من قصده توجه بکم؟ 7- تمام این بحث بین ما چند نفر از آن جایی شروع شد که در یکی از شب های ماه مبارک مداح داشت دعای ابوحمزه را میخواند و مردم چندان گریه نمی کردند. مداح گفت برای اینکه قفل دلها باز شود روضه امام حسین میخوانم و اون موقع بود که صدای گریه مردم بلند شد. من بعد از جلسه به دوستان گفتم که این یک آفت است. اهمیت روضه و گریه در مصائب اهل بیت به جای خود(که از فهم و درک بنده خارج است) ولی اینکه مردم نمی توانند با خدا صحبت و مناجات کنند، این یک آفت است. آنوقت دوستم گفت که ارتباط با خدا از طریق اسماء اوست و باید روضه خواند. طبق استدلال مشابه جلسه ای در یکی از مناطق تهران توسط پیر غلامان سیدالشهدا در شب های ماه مبارک برگزار می شود و در این جلسه ی دو ساعته فقط روضه خوانده می شود حتی بدون خواندن یک خط دعا. سوالم از شما این است که جایگاه دقیق توسل را بیان کنید و بفرمایید معنای دقیق توسل چیست و چگونه با مناجات قابل جمع است؟ بنده این سوال را از عده ای می پرسم آنوقت در جواب می گویند وابتغوا الیه الوسیله. بنده وهابی نیستم که بخواهند توسل را برایم اثبات کنم من میخواهم جایگاه معرفتی توسل را به صورت اصولی و مبنایی درک کنم و جمع آن با مناجات و دعا را(با توجه به توضیحات فوق) متوجه شوم. با تشکر فراوان التماس دعا
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی توانستیم نور حق را در جمال اهل‌البیت«علیهم‌السلام» بنگریم و آن بزرگواران را آینه‌ی نمایش حق بدانیم پس عملاً با نور حق در اسماء حسنایش آشنا شده‌ایم و در دعا با خدایی مناجات می‌کنیم که اهل‌البیت«علیهم‌السلام» به ما نشان داده‌اند. این‌که آیت‌اللّه جوادی می‌فرمایند: از خدا می‌خواهیم تا اماممان را ندیدیم نماز نخوانیم. به همین معنا است که در آینه‌ی حرکات و سکنات و گفتار امامانمان نظر به انوار اسماء الهی کنیم و حیّ و قیّوم و سمیع و علیم را در آینه‌ی امامان معصوم بنگریم. در همین رابطه در زیارت جامعه، خطاب به امامان عرضه می‌دارید: هرکس خدا را بخواهد باید از طریق شما به خدا رجوع کند و هرکس بخواهد به نور یگانگی حق برسد با روح یگانگی که در شما هست متوجه حضور یگانه‌ی حق می‌شود و ... همین‌طور که شما در آینه‌ی جبهه‌های دفاع مقدس با خدایی آشنا شدید که در جاهای دیگر به آن خوبی نمی‌توانستید با آن خدا مرتبط شوید. در مورد مداحی آن مداح، دوست شما درست می‌گوید چون آینه‌ی حرکات و سکنات اهل‌البیت«علیهم‌السلام» قدرت انتقال دارد برای ارتباط حضوری با انوار و تجلیات اسماء الهی. توسل به ائمه یعنی برای رجوع به حضرت حق متوجه نور حق در جمال اولیاء معصوم می‌شویم و از طریق وجود مقدس آن‌ها با حضرت حق مرتبط می‌گردیم. موفق باشید
3395

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
شما در صفحة 95 کتاب سلوک ذیل شخصیت امام خمینی(ره)روایتی را نقل کرده‌اید که باعث شد سه سؤال دربارة این عمل پیغمبر برای ما ایجادشود: الف) اگر امیرالمؤمنین موفق می‌شد آن شخص را بکشد، آیا هیچ‌کس اختلاف نمی‌کرد؟ حتی حضرت علی و عمر و ابوبکر و عایشه هم به تفاهم می‌رسیدند؟ ب) چرا حضرت از اول علی را نفرستاد تا هر اختلافی را ریشه‌کن کند و این همه مسلمین را به بدبختی نیندازد؟ ج) آن شخص که بود؟ حتی اگر شیطان یا ابلیس بوده، باز هم با از بین رفتن او، اختلافات از بین نمی رفت؛ چرا که بعضی انسانها خودشان شیطان هستند (کما این که در آیات قرآن داریم که «شیاطین الجن و الإنس»).
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: باید از خود پیامبر«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» بپرسید چرا اول علی«علیه‌السلام» را نفرستاد؟ بالاخره چنین واقع شده و ما با طرح روایت خواستیم تفاوت اصحاب را متذکر شویم. موفق باشید
1915
متن پرسش
با سلام: با توجه به اهمیت هنر و تاکیدات مقام معظم رهبری درباره بکارگیری هنر به عنوان یک ابزار قدرتمند انتقال مفاهیم جهت تبلیغ دین این امر چگونه ممکن است و با توجه به مادی و بهتر بگوییم غربی شدن اساس هنر ما در حال حاضر یک هنرمند اگر بخواهد از حدود تکنیک و مهارت فراتر رود و آثاری با روح دینی و پایدار و جاوید خلق کند بایست چکار کند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مرحوم شهید آوینی در استفاده از دوربین نمونه‌ی خوبی است و بعضی از شعرا و نویسندگان با استفاده از هنر کاره‌های ارزشمندی ارائه داده‌اند. موفق باشید.
16424
متن پرسش
سلام استاد عزیز: برنامه اعتکاف ماه رمضان امسال در چه تاریخی است؟ مدت آن سه روز است یا بیشتر؟ در اعتکاف امسال چه کتاب و مبحثی را دنبال خواهید کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اعتکاف ماه رمضان إن‌شاءاللّه به مدت سه روز، روزهای 26 و 27 و 28 ماه مبارک رمضان می‌باشد. إن‌شاءاللّه بحثی از کتاب «چهل حدیث» به میان می‌آید. موفق باشید

12777
متن پرسش
سلام: در پاسخ سوال ۱۲۷۵۷ (کدام علی؟) نوشتید علی علیه السلام دنیا را خلق کرد و البته نه آن علی که غذا می خورد و... درست اما استاد وهابیت می گویند شیعیان معتقدند خالق خدا نیست و ...مگر در قرآن نیامده که خدا خالق است؟ این چگونه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها و تنها خدا خالق هستی است و انسان‌های کامل واسطه‌های فیض حضرت حق‌اند به همان معنایی که شما در دعای ندبه اظهار می‌دارید که حضرت صاحب الزمان«سبب المتصل بین الارض و سماء»اند. موفق باشید

نمایش چاپی