بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
13875
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: داستانی از ملاقات امام خمینی (ره) و مرحوم قاضی (ره) نقل شده، که امام به ملاقات مرحوم قاضی رفته اند و ایشان جلوی امام بلند نشده اند و فقط برای ایشان داستانی توسط مرحوم قوچانی شبیه اتفاقات انقلاب خوانده شده است، آیا چنین ملاقاتی اتفاق افتاده است؟ و اگر بوده علت چنین برخوردی با امام چه بوده است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون فرزند آیت‌الله قوچانی این قضیه را نقل می‌کردند به نظرم می‌توان به آن اعتماد کرد؛ شاید مرحوم قاضی خواسته‌باشند با این حرکت خطورات نفس حضرت امام را بیابند و از این جهت که حضرت امام بعد از خروج از آن جلسه بسیار راضی بودند شاید قضیه از همین قرار‌ها باشد. موفق باشید

12633
متن پرسش
سلام: حاج آقا من از سخنرانی، کنفرانس و یا خواندن یک صفحه قرآن در جمع یا پشت بلند گو به شدت ترس و اضطراب دارم، خواهش می کنم، خواهش می کنم، هم چندین کتاب از خود و دیگران معرفی کنید و هم بگویید چه کنم؟ این مشکل زندگیم را فلج کرده راه درمان دهید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در چنین مواردی که قوه‌ی واهمه غلبه دارد هرچه با آن بیشتر مبارزه کنید و بدون توجه به آن به وظایف خود بپردازید، با راحتی بیشتر از آن راحت می‌شوید. عمده آن است که بدون توجه به آن کار خود را حتی در حال اضطراب انجام دهید. کتاب «فرزندم این‌چنین باید بود» یعنی توصیه‌های حضرت علی«علیه‌السلام» بسیار در این مورد کارساز است در ضمن به جواب 12632 نیز نظری بیندازید. موفق باشید

11749
متن پرسش
سلام استاد عزیز: آنچه که می نویسم درد دلی است از آن موقع که این به اصطلاح توافق هسته ای را شنیدم بسیار غصه می خورم که استکبار یک خاکریز دیگر از جبهه انقلاب را تصرف کرد. از آن جهت که به کمک ایادی داخلی خود دست به این اقدام زد، اگر تاسیسات هسته ای ما را بمباران کرده بودند بسیار سرفراز تر بودیم، کیست که نداند امریکا به خاطر چند سانتریفیوژ این همه هجمه نمی کند بلکه می خواست دستاورد فرزندان انقلاب را به نابودی بکشاند و جبهه جهانی انقلاب اسلامی را تضعیف کند، اگر مطلبی برای تسلی دل این دل سوختگان دارید که لطفا بیان نمایید، در غیر این صورت که فقط درد دلی بود. والسلام
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور نیست که تصور می‌کنید. در جواب سؤال شماره‌ی 11688 عرایض مختصری داشتم. تیم مذاکره‌کننده؛ هم بهانه را از دست دشمن گرفتند و هم بستر داشتن انرژی هسته‌ای را برای ما فراهم کردند. فراموش نکنید که ما مطابق قراردادی که با روسیه بسته‌ایم تا ده سال نمی‌توانیم باطری‌های اتمی وارد رآکتور بوشهر کنیم بنابراین از انبارکردن اورانیوم عدول کردیم نه از ایجاد اورانیوم. در این بیانیه یا به یک معنا قرار داد رویهمرفته آنچه مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» می‌خواستند عملی شده و تیم مذاکره‌کننده‌ی هسته‌ای به عنوان نماینده‌ی انقلاب اسلامی در صحنه حاضر شدند و نه نماینده‌ی حزب و گروه خاص. توافق اخیر در خصوص برنامه هسته‌ای، ایران به عنوان یک قدرت فرامنطقه‌ای، از برقراری یک وضعیت جغرافیای سیاسی جدید در خاورمیانه حکایت دارد. ایران در این مصاف سیاسی موفق شد توانمندی خود را به اثبات برساند و کار را به جلو ببرد و این نیاز به فهم صحیح و همه‌جانبه از بیانیه‌ی لوزان دارد. نیاز ما به انرژی هسته‌ای در آن حدّ که امروز بدان نیاز داریم در بیانیه‌ی لوزان مورد توجه بوده است و کاهش تولید اورانیوم به جهت اعتمادسازی به طرف مقابل است از آن جهت که می‌داند ما امروز نیاز فراوانی به اورانیوم غنی‌شده نداریم و لذا دیگر کسانی که از امکان ایجاد بمب اتم در ایران سخن می‌گفتند و ما را بدان متهم می‌کردند، مورد تمسخر جهانی خواهند بود و جنگ‌طلبان آمریکا و لابی صهیونیست نمی‌توانند افکار جهانیان را در اختیار خود بگیرند و از آن طرف مسلّم‌شناخته‌شدنِ حقّ هسته‌ای ما نکته‌ی بسیار مهمی است و از این جهت گله‌ی بنده از بعضی نیروهای دلسوز انقلاب آن است که چرا طوری سخن می‌گویند که گویا دولت، با دشمنان انقلاب ائتلاف کرده است. آری باید منتظر ماند تا معلوم شود جریان 1+5 می‌تواند در فضایی که در لوزان تصمیم گرفت، تصمیم خود را عملی کند و یا جریان‌های جنگ‌طلب غربی در تحقق آن تصمیمات موانع جدّی ایجاد می‌کنند که در آن صورت باز این ایران است که هویت غیر تسلیحاتی فعالیت‌های هسته‌ای او به اثبات رسیده است چیزی که رهبری عزیز آن را به عهده‌ی مذاکره‌کننده‌گان گذاشته بودند. موفق باشید

11325

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم با تشکر و عرض ارادت خدمت شما استاد بزرگوار سه سوال از خدمتتان دارم اول آیا با توجه به پژوهشهای زیاد دانشمندان تجربی در خصوص مکانیسم مغز و اعصاب انسان وپیچیدگی های فوق العاده از احساسات و ادراکات بشر رابطه روح یا به قول شما آن من اصلی فرد با این مکانیسم چگونه است چون شما تمام ادراک و احساس را به روح منحصر می کنید و این دانشمندان بدون توجه به وجود روح مجرد تمام این موارد را به همین مکانیسم مادی محدود میکنند و تقریباً آن را بصورت تجربی اثبات می کنند.دوم بفرمائید رابطه نفس یا من یک انسان الزایمری با تن او چگونه است سوم اینکه بنده توانایی کنترل خیلی از رزائل اخلاقی از جمله پرخوری ، خشم، حسادت و...را از دست داده ام با توجه به اینکه 35 سال سن دارم و از سالهای دور با افکار شما آشنا هستم و در تمام فصول مشغول یک مبارزه بیهوده با نفس اماره ام هستم لطفاً راهنمایی بفرمائید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مباحث «روان‌تنی» که امروز مطرح است در همین رابطه است که نمی‌توان همه‌ی عکس‌العمل‌های بدن را به خودش نسبت داد 2- چون حافظه مربوط به روح است ولی ابزار استفاده از محفوظات، مغز می‌باشد. اگر انسان مشکل مغزی پیدا کرد نمی‌تواند از محفوظات خود در نسبت با سایرین استفاده کند، مثل وقتی که چشم ضعیف می‌شود در حالی‌که قوه‌‌ی بینایی در جای خود محفوظ است 3- هر اندازه توجه شما به امور معنوی و سعی برای اُنس با حقایق بیشتر شود، جذبه‌ی آن امور جذبه‌ی این طرف را کم می‌کند. از «کم‌حرفی» شروع کنید. موفق باشید
10361

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: اگر امکان دارد کتابی در رابطه با مقایسه عقل از دید اسلام و غرب به صورت کاربردی معرفی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «تاریخ یونان‌زدگی ما» از مرحوم مددپور خوب است. موفق باشید
9968

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم حضور استاد سلام علیکم: به نظر شما کدامیک از شروح فارسی فصوص برای تدریس بهتر است؟ شرح خوارزمی و ممد الهمم چطور است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً هیچ‌کدام از این شروح یا ترجمه‌های فارسی نمی‌تواند حق مطلب را به‌جا آورد،. شرح خوارزمی با نثر قرن دهمی‌اش باز برای فارسی‌زبان مشکل را حلّ نکرده و شرح ممدالهمم هم که بعضاً ناقص است. موفق باشید
8436

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. . .سلام علیکم استاد عزیز. . .حق بدهید استاد،وقتی 9 ماه سال را انتظار بکشی برای رجب و شعبان و رمضان و بعد عشق بکنی با روزه هایش بعد بروی دکتر و دکتر بگوید به علت اسید بالای معدت و زخم معده ای که داری،روزه داری برایت حرامه،دنیا رو سرت خراب بشه،باور نمیکنید چه مصیبتی دارم میکشم،درده معدت به درک،دائما منتظر بودم رجب بیاید و با انوار قدسیه ناب ماه رجب و روزه شیرینش با این نفس سرکش به مخاصمه تمام عیار بپردازم. . .اما دکتر میگوید نمیتوانی،واقعا نمیدانم چه کنم،نمیدانم این دو ماه دارو های شیمیایی که داده اند را مصرف کنم،با اما و اگر خوب شوم،اما زجر اینکه شاید نتوانم ماه رمضان را روزه بگیرم،دارد دیوانه ام میکند،ماه رجب و شعبان هم که مستحبی ست و دیگر نمیشود روزه گرفت آن هم وحشتناک است. . .اصلا مانده ام،لابد میخواهید بفرمایید اذکارش را بگو،به جان خودم اذکارش را میگویم،اما ذکرش کجا و روزه کجا؟من که حضور قلب ندارم،روزه ای میگرفتم،شب بیدار میشدم با عشق،کمی رازو نیاز میکردم،همان هم اگر گرفته شود من چه کنم؟بفرمایید چه کنم؟. . .میفرمایند روزه سپر مقابل آتش است،بله هست،وقتی روزه میگرفتی حتی خطورات نفس هم قابل کنترل بود،حال من چه کنم؟...بخدا سختم است استاد...موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: یک‌سری هم به اطبای طب سنتی بزنید شاید فرجی حاصل شود. شماره‌ی جناب آقای رستگاری در این رابطه 09132652954 است با ایشان تماس بگیرید. موفق باشید
7477
متن پرسش
ضمن سلام و احترام. استاد بزرگوار ، سؤالم کوتاه اما خیلی جدیه. تا الآن عطش کسب معرفت داشتم و به خاطر تکلیف دینی ، از دانشگاه به حوزه آمدم و خداوند علاقه ی آن را هم در من ایجاد کرد. سؤال اساسی و جدی من اینه که با توجه به روش هایی که امروزه اومده و نیم کره ی راست مغز را فعال می کند مثل فراخوان و موارد مشابه ، کسب معرفت و گذراندن سطوح مقدماتی و عالی حوزوی و ... را می توان نهایتا دو سه ساله گذراند ، لذاست که سقوط پایه های نظام آموزشی امروزی و به طور کلی سیستم کارشناس پروری امروزی چه سیستم حوزوی چه دانشگاهی به عینه مشاهده می شود. و به اندازه ای که سیستم ها حفظ محور تر باشند بیشتر نابودی آنها دیده می شود. سؤال جدی و اساسی بنده این است که الآن که رفتن به متاریدینگ و امثالهم اپیدمی شده و عالم یا دانشمند بودن به معنای مصطلح امروزی ، زیر سؤال می رود برای تمدن آینده باید سراغ چه چیزی برویم ؟؟؟ ظاهرا یکی دو ساله با این سیستم کسی می تونه مجتهد یا دانشمند بشه ، واقعا ما سراغ چه کاری بریم که بعد از فروپاشی نظام های حفظ محور ، جایی برای کار کردن در انقلاب داشته باشیم ؟ هم به لحاظ توانایی خودمان هم به لحاظ جایگاه اجتماعی. صدای لرزه ی پایه های نظام لیبرالیسم غربی با تمام ابعادش به گوش می رسه. نظام آموزشی غربی داره منهدم میشه. چه کنیم که عقب نمانیم ؟ به غیر از ارتباط با خدا و تقویت رابطه ی حضوری و حقیقی با خدا ، دنبال چه کاری بریم که در تمدن آینده ی بشر جایگاه داشته باشیم و بتوانیم گره های کور انقلاب به سمت ظهور حضرت مهدی (عج) را بگشاییم ؟؟؟؟ چه کاری ما را از دیگران جلو می اندازد برای کارکردن برا انقلاب؟؟ حتی اعتبار مدارک دانشگاه یا حوزوی هم زیر سؤال خواهد رفت . حقیر واقعا نابودی نظام آموزشی(دانشگاه بیشتر از حوزه) کنونی را مقابل خود می بینم. خیلی خیلی متشکرم از توجه و پاسختون.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از ابتدایی که در فضای فرهنگ غرب پژوهش جای اندیشیدن را گرفت و به جای تلاش برای کشف سنت‌های جاری در عالم با آزمون و خطاهای علم تجربی خواستند بر طبیعت مسلط شوند، معلوم بود کار به این‌جاها کشیده می‌شود ولی این ربطی به مراکز حوزوی ندارد که در فقه قدرت تربیت مجتهد را دارد و ماوراء مجموعه‌ی اطلاعات، راه‌های فهم و کشف تکلیف مکلَّف را در این زمان به عهده دارد و در حکمت و عرفان نظر به حقایق وجودی عالم دارد و درصدد تحقق تمدنی است که به جای جمع کثرات عالم ناسوت، جامعه را باید با ملکوت آشنا کند و در منظر آن نوعی دیگر از زندگی را قرار می‌دهد. این‌هایی که متذکر شده‌اید همه دلیل بر آن است که به قول هیدگر تمدنی که با تفکر ریاضی و جمع کمیّت‌ها شکل بگیرد از درون متلاشی می‌شود، تلاش آن تمدن به همین است که به ضدّ خود تبدیل می‌گردد. موفق باشید
6285
متن پرسش
سلام بر استاد گرانقدر در روایات داریم که اطاعت اهل البیت واجب است ولی می بینیم که اهل البیت دستور به عملی دادند که مراجع تقلید مستجب می دانند یا از موردی نهی می کنند که مراجع ممکن است مکروه بدانند حال سوال اینجاست که منظور از این که اطاعت اهل البیت واجب است چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم اطاعت دستورات اهل‌البیت«علیهم‌السلام» به عنوان اولی‌الأمری که قرآن اطاعت آن‌ها را واجب کرده، واجب است ولی این مجتهدین هستند که می‌فهمند این روایاتی که از آن ذوات مقدس رسیده به چه‌چیز اشاره دارد چون بعضی روایات متعارض دارد و بعضی روایات با روایات دیگر تخصیص می‌خورند. موفق باشید
6185
متن پرسش
سلام استاد عزیز. من به عنوان شاگرد حقیر شما که البته هیچگاه توفیق حضور در کلاس های شما را نداشتم, شبهه ای در ذهنم بوجود آمده در مورد نظرات جالب . و تعجب انگیز از طرف شما! من و خیلی از دوستان دیگر در عرصه سیاست داشتیم در منجلاب شطرنج هاشمی فرو می رفتیم... که به یکباره با فرمایشات شما برخورد کردیم و راه را یافتیم و حامی پدیده ای به نام احمدی نژاد شدیم و از او عبرت گرفتیم خلاصه ماهم از دکتر و دولت ایشان به عنوان خاکریز اول ولایت دفاع کردیم تا پای جان!!! هرکسی نقدی می کرد به فرمایشات شما رجوع می کردیم و می فهمدیم که بله فلانی اشتباه کرده حالا فلانی هرکسی می خواهد باشد... یادگرفتیم هرکسی حرفش با حرف آقا نمی خواند ازش عبور کنیم ! ببخشید استاد مجبورم اسم ببرم(قصد توهین نیست یا مقابله نیست...) حضرت علامه مصباح حفظه الله ایشان نظراتی در مورد دولت و دکتر احمدی نژاد داشتند که با کمک شما و فرمایشات حضرت آقا فهمیدیم زیاد اگر نگویم کاملا اشتباست! مثل انحراف، فراماسون،بزرگترین خطر برای اسلام آن هم از صدر تا الان، رمال، مخالف امام خامنه ای و ... که تا یک روز می شود نام برد!!! خلاصه این همه شبهه را به کمک شما و... جواب دادیم ولی... تعجب و اوج سوال من اینجاست که شما استاد ما معلم فکری ما اخیرا نظراتی گفتید و می گویید که ما را متحیر کرده و دقیقا مخالف نظرات راسخ و متیقن شما هستند... و دیگر آن حمایت سراسر عشق شما از دکتر یا به تعبیر خود شما خاکریز رهبر نمی بینیم! و کلمات و سخنان شما بویی مثل بوی انتقاد به خود گرفته و حتی مخالفان و منتقدان دولت دکتر محمود را تایید کرده اید کسانی که هر حرفی را به دکتر زدند حتی بیشتر از دشمنان و مخالفان حزبی مثل اصلاح طلبان و... شما فرمودید آن شخص(اسم نمی برم ولی کمی پیش اشاره کردم) ایشان همیشه مواضع خوبی داشتند و علت مخالفتشان با دکتر این بود که بع تعبیری دست دکتر را بگیرند تا به انحراف نرود!!! استاد عزیز لطفا ،به عنوان شاگرد حقیرت تقاضا می کنم حرف نهایی و قلبی خود را در مورد پدیده احمدینژاد و مهندس مشایی اعلام کنید تا من و خیلی های دیگر از این تحیر خارج شویم... ما بارها عبرت های پدیده احمدی نژاد را خوانده ایم ولی قسمت زمان شناسی آن با ... نمی خواند‍!؟ راستی یک مطلب فراموش شد که استاد چشم خیلی ها به تحلیل های شماست صحیح یا غلط به هر حال چشمشان به شماست!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بنده و جنابعالی پذیرفته‌ایم بیانگر یک تفکر سیاسی نباشیم و در هر تاریخ و در هر شرایط متذکر تفکری باشیم که به نور الهی باید در آن شرایط در صحنه باشد و از این جهت هنوز باید خاک‌ریز رهبری و اهداف متعالی ایشان بود و با همان عقلی که متوجه بی‌انصافی‌هایی بودیم که به آقای احمدی‌نژاد روا می‌داشتند در ادامه و به کمک همان عقل وجوه دیگر تاریخ خود را نیز نگاه کنیم و از طرف دیگر نیز غافل نباشیم که فکر می‌کنم در جواب سؤال‌های شماره‌ی6140و6136و6100و5865و5797و5731 سعی کردم آن وجوه دیگری را که باید مورد تفکر قرار گیرد مدّ نظر عزیزان قرار دهیم تا با سعه‌ی بیشتری وارد تاریخ جدیدی شویم که اقتضای انقلاب اسلامی است و موجب می‌شود تنها در گذشته و امروز خود زندگی نکنیم و از حضور در آینده باز بمانیم، آن‌طور که اصول‌گرایی سیاسی و حزبی باز ماندند و عملاً گرفتار بی‌تاریخی شدند. بنده امیدوارم دوستان عزیز سعی کنند موضوعات را ماوراء یک نگاه سیاسی محدود بنگرند و حداقل در ابتدای امر با بنده همدلی کنند شاید با این معلم پیر بتوانید قدمی جلوتر بگذارید. و آنچه باید در فضایی دیگر و در تاریخی دیگر به آن نگاه کرد مدّ نظر قرار دهید. می‌فرمایید: حرف نهایی و قلبی خود را در مورد پدیده‌ی احمدی‌نژاد و مهندس مشائی اعلام کنم؛ چگونه بگویم چیزی را که شما باید لابه‌لای سخن بنده به صورت حضوری احساس کنید. بنده شما را دعوت به نگاه وسیع‌تری می‌کنم و نه به اطلاعات بیشتر. اگر کسی به شما بگوید هوای تازه‌ای را که بیرون از چهاردیواری اطاق است به من نشان بده، چکار باید بکنید؟ سخن در این نیست که در آن اطاق هوای قابل تنفس نیست، سخن در آن است که در هوای تازه با وسعت بیشتری از اکسیژن روبه‌روئید. هوشیاری بالاتری نیاز است . سرباز انقلاب اسلامی تنها در وسعتی به وسعت تاریخ کربلا می‌تواند مدافعی پرشور و فداکار و بصیر باشد ولی طرز خدمتگزاری او خیلی پیدا نیست هرچند با شکوه است، با این همه هرچه کار سخت‌تر می‌گردد و هرچه روزگار تیره‌تر می‌گردد و شناخت جبهه‌های خودی از غیر خودی مشکل‌تر، او درخشنده‌تر می‌شود. اگر دشمن از هر سو در آید تا قلعه‌ی راز ماندگاری ما که اتحاد در جبهه‌ی خودی‌ها است را فتح کند، ما نیز از هر اسلحه‌ای استفاده می‌‌کنیم تا او را مثل همیشه ناکام بگذاریم. ما در این عالم چه جایی داریم برویم، جز این‌که در کنار این انقلاب توحیدی باشیم و با رهبری عزیز زندگی کنیم؟ وقتی می‌خواهیم دست از این انقلاب حسینی بر نداریم چگونه می‌توانیم آن‌هایی که دغدغه‌ی حفظ این انقلاب را دارند با خود دوگانه ببینیم؟ نمی‌دانم از عبرت‌های پدیده‌ی احمدی‌نژاد چه برداشت کرده‌اید که چون ابر مرد – فوق مسائل جزیی انقلاب – خود را در صحنه نمی‌یابید؟ گفت «دامن مزن آتش را، دست من و دامانت». موفق باشید
6005
متن پرسش
سلام وخداقوت درسرچی درسوالات دیدم درجواب سئوال4908 فرمودید: تأکید بنده آن است جایگاه فکری آقای هاشمی را بشناسیم تا نوع تعامل ما با این فکر، آگاهانه و عالمانه و کارشناسانه باشد و این به معنای تأیید آقای هاشمی نیست بلکه به معنای چشم‌نبستن به این طرز فکر است، و امیدوارم در چهارسالی که در پیش داریم بر روی این موضوع به‌خوبی از جهت فکری و فرهنگی کار شود. استاد باتوجه به کارهای آقای هاشمی امروزه (که دیگر همه میدانند)اگرمیشود پشت جریان این موضوعات یابهترحرف خودتان جایگاه فکری آقای هاشمی را به طورمفصل توضیح دهید؟ باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم کتاب «خطر مادی‌شدن دین» و کتاب «راز شادی امام حسین«علیه‌السلام» در کربلا» قسمت «چه شد که کار به قتل حسین«علیه‌السلام» کشیده شد» کمک می‌کند. موفق باشید
5804
متن پرسش
با سلام و احترام می خواستم بدونم نظر شما در مورد دیدگاه و آثار مرحوم شیخ علی صفایی (ع-ص) چیست ؟ آیا دیدگاه ایشان را به دیدگاه خودتان نزدیک می دانید ؟ در صورت امکان توضیحات کامل ارائه فرمایید التماس دعا یاعلی
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: بنده قبلاً نظرم را در رابطه با محتوا و روش عالمانه‌ و همه‌جانبه‌ی آثار مرحوم حضرت استاد صفایی عرض کرده‌ام. در جواب شماره 1570 موفق باشید
5316
متن پرسش
سلام علیکم استاد.سلام جنابعالی از نحوه تبلغات وهابیت در بوشهر خبر دارید؟بهائیت در شیراز؟لطفا ما را روشن کنید.
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی5237 داشتم. که اگر ما شیعه‌ی انقلابی، عرفانی، فقهی را که امام در قرن حاضر شکل دادند درست ارائه ندهیم، از یک‌طرف جا برای منطق وهابیون متحجر و از طرف دیگر جا برای حرف‌های بهائیت لااُبالی باز کرده‌ایم. تنها با ارائه روح انقلابی حضرت روح‌اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» این‌ها بی‌رنگ می‌شوند. موفق باشید
5067

رزقبازدید:

متن پرسش
سلام ووطاعات قبول 1.قال الله تعالی:ضمنت لاهل العلم ارزاقهم 2.پیامبر(ص):بعضی از گناهان با نمازوصدقه هم آمرزیده نمیشوند.سوال شد:چه چیز موجب آمرزش آن است؟فرمودند:جدیت وتلاش در طلب معیشت زندگی (مستدرک ج13) بحثی هست این که دنبال پول نباید بری یا باید بری با توجه به اینکه طلبه هستی یا دانشجو ومی خواهی تحصیل کنی اما زن هم که می خواهی بگیری و خرجی خودت برای تحصیل باید پول داشته باشی پس ناچار هستی که از یه جایی سرمایه را تامین کنی و بعد از آن استفاده کنی و تابتوانی درس بخوانی آیا این حرف درست است؟ وباتوجه به این که بالاخره زندگی رو چرخوندن وخانواده که با پول طلبگی و... نمیشود در حال حاضر(بدون تجملاتی خیلی خیلی ساده زندگی کردن)؟؟ باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده آن است که ما مطابق وظیفه وارد فعالیت‌های معمولی جهت تأمین رزق می‌شویم و بدون آن‌که نگران باشیم و یا حرص بزنیم خداوند برکتش را می‌دهد. نگاه کنید به طلبه‌های اطرافتان ببینید عمدتاً زندگی‌شان به راحتی می‌گذرد. موفق باشید
4285
متن پرسش
سلام استاد من چند وقتی است که خوابم را در 5 ساعت در شبانه روز کردم. به دلیل مشغله ای زیادی که دارم برای پیدا کردن فرصت مطالعه نیاز دارم که از خوابم بزنم. به نظرتان در این عصر انقلاب خوابم را به چند ساعت برسانم خوب است و چه کار کنم که بدنم اذیت نشود. چوم الان بدنم سست و ضعیف شده و مدام خمیازه می کشم با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه طباطبایی«رحمت‌الله‌علیه» فرموده بودند از یک‌سوم تا یک‌چهارم از شبانه‌روز خواب ضرر ندارد یعنی کم‌تر از 6 ساعت نشود و بیشتر از 8 ساعت نگردد تا نه قوه‌ی واهمه میدان بگیرد و نه قوه‌ی بهیمیه رشد کند. موفق باشید
3547
متن پرسش
با سلام و عرض ادب.آیا فرشته یا فرشته هایی وجود دارند که جمیع(نه جامع)صفات الهی در آن ها وجود داشته باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: از ظاهر آیه‌ی «وَ ما مِنَّا إِلاَّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ» بر می‌آید که چنین نباشد. در مورد حضرت جبرائیل هم که همه‌ی قرآن را حمل کرده باید بگوییم آن فرشته نیز مثل پیامبر در مقابل چند وجه نبوده تا یکی را انتخاب کند و لذا قرآن را نیز به عنوان یک نور واحد گرفته و در مقام انسان جنبه‌های مختلف آن نور ظاهر شده. موفق باشید
2267

روح تکنیکبازدید:

متن پرسش
سلام چند وقت پیش دوست بنده یک مطلب درباره استفاده از کامپیوتر و اینترنت بیان کرد که برای من دغدغه ای به وجود آمد و با کمی آشنایی قبلی که با آثار شما داشتم(جزوه عالم طلبگی) به سایت شما رجوع کردم و حالا سوال بنده از خدمت شما این است که دوست بنده گفت که استفاده از کامپیوتر و اینترنت جلوی رشد معنوی انسان و تفکر عمیق را میگیرد. کسی که از این ها استفاده میکند در حقیقت زندگی نمیکند و وقتی پشت کامیپوتر است 100% ذهن او درگیر کامپیوتر است و تمرکز را به شدت از انسان میگیرد. آیا این صحبت ها درست است؟ ینده موقع استفاده از کامپیوتر که زیاد هم هست بیشتر به گوش کردن سخنرانی، مطالعه و خبرخوانی و جستجو میپردازم آیا همین مقدار هم مضر میباشد لطفاً مبحث را باز کنید نهایت تشکر و آرزوی توفیق بیشتر برای جنابعالی و همکارتان دارم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مسلّم این ابزارها با روح و روحیه‌ی خاصی ساخته شده که آن روحیه رویکرد قدسی نداشته و به همین اندازه ما را از عالَم دینی خود خارج می‌کند و به همین جهت نباید شیفته‌ی آن‌ها شد. ولی ما امروز در شرایطی قرار داریم که مثل شرایط اَکل میته است و نمی‌توانیم از این ابزارها برای اهداف خود استفاده نکنیم و به نظرم اگر کتاب «فرهنگ مدرنیته و توهّم» را همراه با سی‌دی آن که شرح کتاب است مطالعه بفرمایید و به بحث دوران گذار در آن کتاب عنایت فرمایید إن‌شاءالله می‌توانید جواب خود را بگیرید. موفق باشید
1959
متن پرسش
سلام علیکم! این مسأله از لحاظ شرعی و اخلاقی وجود دارد که حدود روابط با نا محرم در حداقل سطح ممکن باید باشد. اما می خواهم مقداری تفصیلی بحث کنم. مثلا من جوان 20 یا 25 ساله در مهمانی ها مجاز هستم (البته مجاز چه به لحاظ فقهی که کف مسائل و حداقلها را بیان می کند چه به لحاظ اخلاقی از هر دو بعد بررسی کنید.) با دختر خاله یا دختر عموی خود که با هم هم سن و سال هستیم صحبت کنیم. آنهم نه اینکه به قول معروف گل بگوئیم و گل بشنویم یا شوخی های آنچنانی با هم بکنیم بلکه صحبت در حد اینکه بالاخره با هم در یکجا هستیم و چند کلمه صحبت کردن طبیعی است آنهم بیشتر در حوزه هایی مانند مسائل درسی و دانشگاه مثلا اینکه از یکدیگر معدل یکدیگر را بپرسیم یا اینکه مثلا به چه گرایشی از رشته ی خود علاقه مند است؟ یا سوالاتی و صحبت هایی از این دست. چون این مقدار صحبت کردن آنهم نه در خلوت بلکه در حضور جمع واقعا موجب تحریک شدن و یا احیانا به گناه افتادن نمی شود. دوم اینکه من خودم برخی اوقات با سایر دوستان در این زمینه صحبت می کنم برخی از آنها می گویند ما در مهمانی ها با دختران فامیل سلام و علیک می کنیم. حرف هم می زنیم. و در کل با هم راحت(راحت نه به معنای منفی اش) هستیم. اما برخی دیگرشان می گویند ما حتی سلامشان هم نمی کنیم و تنها اگر سلاممان کردند از آنجائیکه جواب سلام واجب است یک جواب ساده به آنها می دهیم. حال کدامیک از این دو رفتار درست است؟ البته فکر می کنم هیچکدام از این رفتارها از لحاظ شرعی مشکلی ندارد اما مسأله را شما اخلاقا و از یک دید حداکثری بررسی بکنید چون فقه یک دید حداقلی و کف مسائل را بیان می کند. نکته ی بعد اینکه حتی یکی از دوستان می گفت من سرم در مهمانیها همیشه پایین است به قسمی که یکبار در خیابان با زن برادرم(دقت کنید زن برادر نه دختر عمو و دختر خاله و ... چون روابط انسان معمولا با زن برادرش خیلی بیشتر از روابط با دختر عمو و دختر خاله است) برخورد کردم و او را نشناختم. حال آیا این درست است(درست نه به لحاظ شرعی و نه به لحاظ اخلاقی بلکه به لحاظ اجتماعی و عکس العمل مخاطب) که انسان آنچنان سر به زیر باشد که حتی زن برادر خویش را نشناسد چون معمولا موجب دلخوری و شاید احیانا به مسائل باریکتری مانند دعوا و یا حتی خدای نکرده به طلاق نیز بینجامد. چون این مقدار سر به زیر بودن را حتی خانواده های مذهبی و حزب اللهی نیز بر نمی تابند.یا برخی از دوستان می گفتند ما اگر دختر عمو یا دختر خاله ی خویش را در خیابان ببنیم آنها را نمی شناسیم. سوال بعد در مورد سیره امیرالمومنین(ع) است که ایشان به دختران جوان سلام نمی کردند من از یکی از دوستان (که اتفاقا می گفت با دختران فامیل حرف می زنم و سلام علیک می کنم) پرسیدم گفت ایشان در خیابان به دختران جوان سلام نمی کردند که ما هم نمی کنیم و گرنه مثلا در مهمانی ها قطعا به نامحرمان سلام می کردند. آیا این جواب ایشان صحیح است؟ درمجموع از شما یک پاسخ مفصل و موردی و کلی و جامع از شما می خواهم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: وقتی در ابتدا مسئله را از نظر فقهی آن رعایت کردیم، حوزه‌ی اخلاقی آن بستگی به شرایط‌های متفاوت دارد، یک وقت می‌شود با رعایت حدود اسلامی، با آشنایان سلام علیک مفصل داشت و به قول شما از درس و امور زندگی‌شان پرسید، و یک وقت در عین احترام به آن‌ها و رعایت حقوق آن‌ها در آن حدّ که بدانند برای آن‌ها ارزش قائلید و جویای احوالشان هستید ولی سلام و علیک مفصل با آن‌ها نداشت. بنده فکر می‌کنم از حقوق افرادی مثل دخترخاله و دخترعمه آن است که آن‌ها بدانند نه‌تنها آن‌ها را می‌شناسید ، جویای احوالشان نیز هستید. چطور می‌شود انسان همسر برادرش را در خیابان ببیند و نشناسد، این یک مورد طبیعی نیست و حقوق آن خانم رعایت نشده است، همان‌طور که اگر او نسبت به برادر شوهرش بی‌تفاوت باشد خوب نیست. آری یک وقت شرایط طوری است که ضرورت ندارد انسان راه خود را کج کند تا بخواهد توجه خاص خود را به آشنایان نشان دهد که نامحرم است، این نه‌تنها نیاز نیست شایسته هم هست. عمده رعایت حدود الهی است که باید در حین ارتباط با آشنایان رعایت شود. چه نیاز است که چشم افراد نامحرم حتی اگر آشنا باشند در چشم همدیگر بیفتد . خوب است که انسان نگاه گذرا داشته باشد تا فکر نکنند بی‌محلی کرده ولی چشمش در چشم نامحرم نیفتد. بنده نمی‌دانم حضرت علی«علیه‌السلام» در میهمانی با نامحرمان آشنا شروع به سلام می‌کردند و یا نه ولی می‌دانم تماماً رعایت حدود الهی را می‌نمودند در آن حال اگر شرایط اقتضا می‌کرد جلو می‌رفتند و احوال دختر خاله‌شان را هم می‌پرسیدند که این عین اخلاق است. موفق باشید
592

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض ادب و احترام خدمت شما. در مورد سوال 583 باید عرض کنم که بنده تا به حال به خواستگاری کسی نرفتم. من اصلا قصد ازدواج ندارم و هیچ احساس نیازی نمیکنم . اما نمیدونم چه جوری این رو به خانواده بفهمانم . آن ها میگویند نمیشود هر وقت تو احساس نیاز داشتی ازدواج کنی . از کجا معلوم اون موقع کسی باشد که به خاستگاری تو بیاید .و این موضوع من رو عذاب میده . میخواهم بدانم وقتی ما میدانیم قصد ازدواج نداریم اگه به اصرار خانواده در جلسه خاستگاری حضور پیدا کنیم در حالی که میدانیم جوابمان خیر است آیا این کار درستی است ؟ اگر درست نیست چه کار میتوان کرد ؟ با تشکر فراوان از شما.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: مسلم اگر از اول جواب شما به خواستگارتان منفی است نباید مردم را اذیت کرد و شرعا جایز نیست. ولی عنایت داشته‌باشید اگر محذور خاصی نداشته‌باشیدٰ ازدواج موجب تقویت روحیه‌ی ایثار و تعادل برای خواهران می‌شود و به همین جهت الگوی زنان عالم یعنی حضرت زهراء (سلام‌الله‌علیها) این راه را پیمودند. در هر حال اگر به واقع قصد ازدواج ندارید باید به طور جدی با خانواده در میان بگذارید که موجب مزاحمت برای مردم نشوند.
24631
متن پرسش
سلام استاد وقت بخیر: در مورد پوشش بانوان سوالی داشتم: در فتاوای رهبری اخیرا مطلبی را دیدم که برایم سوالی پیش آمد. متن فتوا: منظور از زینتی که خانم‌ها باید از نامحرم بپوشانند: به زینت‌هایی گفته می‌شود که جزو بدن شخص به شمار نمی‌رود (مانند انواع زیورهای طلا و جواهر) و هم به آرایش‌هایی گفته می‌شود که به بدن شخص متصل بوده و گویی جزئی از اوست (همانند سرمه و رنگ مو). علاوه‌براین، خود زیبایی‌های طبیعی بدن (اندام و زیبایی‌های بدن) نیز زینت به شمار می‌رود، و در کل هر چیزی که عرفا زینت محسوب گردد، بانوان باید آنها را در برابر مرد نامحرم بپوشانند. البته صورت و دست‌ها تا مچ بدون زینت از این حکم مستثنی می‌باشند. سوال بنده این است که آیا هر پوششی که شیک و زیبا باشد مثلا روسری طرح‌دار، لبه چادر نگین دوزی شده، مانتو طرح‌دار و گل‌دوزی شده، حلقه ازدواج حتی اگر یک رینگ ساده باشد و یا گیره روسری..در کل هر پوششی که جلوی نامحرم پوشیده می‌شود اگر زیبا و شیک باشد زینت محسوب می‌شود؟ آیا پوشیدن لباسی که حدود اسلامی آن رعایت شده است (یعنی آستین تا مچ و گردی صورت..) و جلف و زننده نیست نکته دیگری را هم برای انتخاب آن باید رعایت کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسأله‌ی زینت به تشخیص  عرف است. یعنی به صورت کلی باید دید که عرف چه چیزی را زینت به حساب می‌آورد به این شکل که اگر شخصی آن کار را بکند عرفا گفته می‌شود که «زینت کرده‌است». بنابر این تشخیص این امور به نگاه عرفیِ خودتان بر می‌گردد و این‌چنین نیست که یک مجتهد مصداقی را اثبات و مصداق دیگری را نفی کرد. موفق باشید

17125
متن پرسش
با سلام: حصرت استاد در خصوص وحدت شخصی وجود فرمودید که در صحنه فقط حق متعال که یک وجود بسیط صرف هست موجوده. و در اون تمام اسماء فانی و مستهلک هستن و تمام اونها به قدر ظرفیت ما بر ما ظاهر میشن یعنی موقعی که ما طبیعت می بینیم حق به اسم حی و لطیف و ... بر ما به قدر ما ظاهر شده حالا اگر ما رفع حجاب کردیم مثال و عقل و و احدیت و احدیت می بینیم. یک سوال آیا همان طور که اسماء فانی در حق هستند و معدوم نیستند بلکه هستند اما فانی در حق به قول شما هستند و نیستند آیا این مبنا رو در مورد ماهیات هم میتونیم داشته باشیم؟ بنا بر تقریری گفته میشه ماهیات ظهور حدود عدمی وجودند اما آیا میشه گفت ماهیات من حیث هی فانیا فی الحق موجودند مانند اسماء الهی؟ استاد با توجه به اطلاع صعیف من از فلسفه اگر لطف کنید ساده جواب بدید و با بله و خیر هم توام باشه جوابتون ممنون میشم. 2.آیا میتونیم اون سلسله ای که در مورد وجودات طولی و عرضی در حکمت بعنوان تشکیک مطرح میشه در عرفان تمام این عوالم رو فانی در حق موجود بدونیم اعم از عالم عقل و مثال و طبیعت همه هستند اما مستهلک و فانی در حق؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مشکلی که عموماً پیش می‌آید بین ماهیت به معنای حدّ وجود در عالم عین است با ماهیت به معنای عین ثابته‌ی مخلوقات در عالم غیب و در علمِ الهی. آری! ماهیتی که در ذات خود، عدم است و در عالم غیب و علم الهی وجود برایش مطرح نیست، ماهیت به معنای حدِ وجود است. زیرا در آن عالم «وجود» به معنای مطلق هست، نه «وجود» به معنای محدود؛ ولی علم حضرت حق به ماهیات بحث دیگری است که حقیقت علمی موجودات است، نه محدودیت آن‌ها 2- مسلّم این‌طور است که نظام طولی و تشکیک وجود در عالم الهی معنا ندارد. موفق باشید

12676
متن پرسش
با سلام: برای این که از مردم توقع نداشته باشیم چه دستوری می فرمایید. 1. برای رسیدن به طمأنیه در رفتار و کلام چه طور؟ 2. برای این که در کلام، دچار اشتباه یا گناه نشویم لطف می کنید یک توجه ای را بفرمایید که با توجه به آن از حال مراقبه خارج نشویم. زیرا در ابتدای کلام توجه هست اما در حین کلام اگر کلام طولانی شود، مداقبه ضعیف می گردد. 3. در گفتن ذکر یونسیه باید به چیزی توجه داشت. 4. لطف می کنید، یک دستور توجهی در نماز در هنگام رفتن به سجده بفرمایید. 5. فرق حمد با ثنا چیست؟ 6. آیا خداوند هم واحد است و هم احد؟ فرق شان چیست؟ لطفا راهنمایی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای آزادشدن از کثرت سؤالات سعی بفرمایید دستگاه فکری معرفت نفس را دنبال کنید تا خودتان قدرت کشیک نفس‌کشیدن به‌دست آورید. در مورد ذکر یونسیه سؤالاتی با همین عنوان در سایت هست. موفق باشید

12519

عبور ار وهمبازدید:

متن پرسش
سلام: 1. در کتاب «روزه دریچه ای به عالم معنا» فرموده اید گرسنگی باعث ضعف و سستی نمی شود و داستان زنبور و مار را گفته اید و توصیه ای به جوانان کرده اید که عصر های ماه رمضان ورزش کنند من این حرف های شما را به شدت قبول دارم و می دانم که همه ی اینها زیر سر واهمه است. برای کنترل این واهمه با اهداف فوق چه کنیم چه تلقینی به خود کنیم؟ 2. در داستان زنبور و مار نکته ی دیگری که هست به نظر من این است که بزرگی چثه عامل قدرت بدنی نیست دوباره اینجا اگر پای وهم در میان است چگونه آن را تربیت یا کنترل کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان روشی که در دین‌داری حضور حضرت حق را در همه‌ی امور می‌یابید، باید جلو بروید تا همان‌طور که می‌گوییم آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، بقیه‌ی قدرت‌ها هم هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند. موفق باشید

8359

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز در جواب سوال 8252 ، " اخوی عوضی گرفتی من از اونا نیستم" فرمودید که با سوال کننده هم عقیده اید. یعنی آیا شما با این میزان عزاداری برای اهل بیت موافق نیستید؟ ضمن قبول اینکه باید به معارف هم پرداخت، نه اینکه فقط عزاداری باشد، آیا شما این حد از عزاداری برای معصومین را قبول ندارید. لطفا توضیح دهید با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: سؤال‌کننده گله‌مند بود چرا در مواقعی که جای عزاداری نیست باز عزاداری انجام می‌شود. در حالی‌که دستور ائمه«علیهم‌السلام» آن است که در غم ما غمناک و در شادی ما شاد باشید. موفق باشید
8001

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت شما استاد عزیز بنده با توجه به منویات مقام معظم رهبری در زمینه سال اقتصاد و فرهنگ باعزم ملی و مدیریت جهادی میخواستم شرح بسیارمبسوطی را در نیمه ی دوم این کلام مطرح فرمایید چرا که قسمت اول آن در سال گذشته تبیین شد به دست خود شخص رهبری ولی قسمت فرهنگ آن با وجود کتابهایی همچون جهاد فرهنگی و دغدغه های فرهنگی و برخورد شایسته با جوانان از شخص مقام معظم رهبری وبه علاوه توضیحاتشان در خود پیام نوروزی که کار را به دوقسمت ادامه کارهای خودجوش گذشته وایجاد و ادامه بستر نقد. باز برای جبه ی خودی و بچه های سیر مطالعاتی شما هنوز کمی وهم آلود جلوه کرده و به تفصیل کسی نمیداند باید ازکجا و چگونه و با چه کسی امر فرهنگ را پیگیری کند لذا این شرح شما چه در جلسات سخنرانیتان و چه به صورت جزوه و یا پاسخ به این سوال انشاءالله بستری فراهم کند تا جوانان به وظیفه ی خود مشرف تر شوند و باعث توسعه ی عرصه ی فرهنگی شود.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: امیدوارم فرصتی فراهم شود و عرایضی را طرح کنم. إن‌شاءاللّه. موفق باشید
نمایش چاپی