بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
3267
متن پرسش
با سلام نظر جنابعالی در مورد این حدیث که می فرماید هر انقلابی تا قبل از ظهور شکست می خورد چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: قبلاً عرض شد. منظور انقلابی است که به اسم حضرت مهدی«عجل‌الله تعالی‌فرجه» و با ادعای آن‌که رهبر آن حضرت ولی‌عصر«عجل‌الله تعالی‌فرجه» است، محکوم به شکست است. موفق باشید
3010

تنبلیبازدید:

متن پرسش
با سلام در بیشتر کارهایم اعم از دینی وغیر دینی تنبلی وسستی می کنم لطفا دستوری بفرمایدد که از این مشکل رهایی پیدا کنم با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: شاید کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» در این مورد کمک کند. موفق باشید
2572
متن پرسش
با سلام جناب استاد در خصوص بحث ماهیت و وجود من دچار مشکل شدم چون حس میکنم در بحث اصالت وجود مطلب به نحوی ارائه میشود و در بحث وجود ذهنی به نحو دیگر در اصالت وجود مطرح میشود انچه در خارج تحقق دارد وجود است بعد نفس ما از طریق قوای خود با وجود خارجی ارتباط پیدا میکند و وجود خارجی که دارای تشکیک هست را بصورت صور و ماهیتها درک می نماید یعنی ما در خارج صورتها و ماهیت نداریم و وجود خارجی به صورت وجودی برای ما محسوس نیست بلکه معقول است و توسط براهین به وجود ان پی میبریم بلکه به صورت ماهیت ها انرا درک میکنیم و نفس انها را در اثر ارتباط با وجود خارجی میسازد ولی در خارج ماهیت نداریم بعد این ماهیت بوسیله نفس در ذهن تحقق پیدا میکند که همان وجود ذهنی میشود یعنی اگر ما از ذهن ازاد شویم دیگر عالم خارج را بصورت ماهیتها نمیبینیم این ان چیزیست که از اصالت وجود فهمیده میشود. ولی در بحث وجود ذهنی میگوییم در خارج صورتها را داریم نفس از طریق قوا انها را میگیرد و در ذهن تحقق میدهد این خلاف بحث اصالت وجود است یا عوارض که جز ماهیت ها هست را میگیرد در صورتیکه ما در بیرون عوارض نداریم بلکه نفس وقتی وجود خارجی را بصورت ماهیت درک کرد ان ماهیت را به جوهر و عرض تقسیم میکند در صورتیکه ما در بیرون فقط وجود داریم که نه جوهر است نه عرض سوالی دیگر هم پیش میاید و ان این است که اگر ما قبول کنیم نفس وقتی صورتها را تشکیل و تحقق داد چرا همین را درباره خارج نگوییم که در بیرون هم ما صورت داریم و انها توسط وجود تحقق پیدا کرده است که البته با بحث اصالت وجود تداخل دارد چون انجا میگوییم اگر در خارج هم ماهیت داشته باشیم یا باید با وجود متحد باشد و الی اخر حالا همین در مورد وجود ذهنی هم پیش میاید که این صورتها در ذهن ایا با وجود متحد است و همان بحثها خلاصه ما نفهمیدیم چه شد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همین‌طور که مستحضرید اصالت وجود روشن می‌کند وجود در مراتب مختلف و یا در شرایط و زمینه‌های مختلف به صورت‌های متفاوت ظهور می‌یابد، حال اگر آن صورت ـ که چیزی نیست جز حدّ وجود ـ در ذهن آمد از آن‌جایی که عارضی بر ذهن شده چیزی جز حقیقت شیئ خارجی است. می‌گوییم همان وجود است که در مرتبه‌ای خاص ـ که وجود در آن مرتبه نسبت به مرتبه‌ی شیئ خارجی در مرتبه‌ی بالاتری قرار دارد که موجب مجردشدن آن وجود شده - به صورت علم ما در آمده زیرا نفس ناطقه با روبه‌روشدن با شیئ خارجی مستعد می‌شود تا وجودی با همان صورت در ذهن خود ابداع کند که به آن وجود ذهنی می‌گویند که به حمل اولیِ ذاتی همان شیئ خارجی است هرچند از نظر درجه‌ی وجودی در مرتبه‌ی علم قرار گرفته. فراموش نفرمایید وجود ذهنی چیزی نیست جز علم و علم مقول به تشکیک است، یعنی یک حقیقت وجودی است. پس در هر حال اصالت وجود ثابت است و ماهیت بالعرض مطرح است. موفق باشید
12413
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: در سخنرانی ای از آیت الله جوادی آملی فرمودند: (اهل سیر و سلوک اواخر شعبان در نهايت تلاش و كوشش اند كه خسارت ها را جبران كنند. ماه شعبان مده از دست قدح كين خورشيد از نظر تا شب عيد رمضان خواهد شد مي گويد: درياب ماه شعبان را و گرنه ماه مبارك رمضان خبري نيست! ماه مبارك رمضان ماه راه است، نه ماه جايزه! http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1685666) منظورشان چیست؟ آیا کسی مثلا ماه رجب و شعبان را از دست بدهد دیگر ماه رمضان خبری نیست؟! یعنی دیگر شخص امیدی به خبر نداشته باشد؟! همچنان که از آیت الله انصاری همدانی علت عدم بهره بردن افراد از ماه مبارک رمضان را پرسیدند ایشان به این مضمون علت آن را عدم استفاده از ماه رجب دانستند. یا نه اصلا خیر ماه شعبان با ماه رمضان تفاوت دارد و منظور آقای جوادی این نبوده که عدم استفاده از ماه شعبان دلیل عدم استفاده از ماه رمضان است؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دوی این بزرگواران متوجه‌اند که در ماه رجب و شعبان حضرت حق، افق را به ما می‌نمایاند و ماه رمضان جاده‌ی سیر به سوی آن افق به روی ما گشوده می‌گردد. به همین جهت است که اگر بهره‌ی لازم را از طریق استغفارهای ماه‌های رجب و شعبان نبریم بیشتر در ماه رمضان به حکم وظیفه‌ی الهی عمل می‌کنیم و کمتر به شوق سیر إلی اللّه نایل می‌شویم. موفق باشید

9614
متن پرسش
سلام استاد: در بحث ماهیت چند نظر مشهور که شرح ملاصدرا هست وجود دارد نظر شما چیست؟ (لطفا ماهیت را خوب توضیح دهید) 1- اصالت با وجود است و ماهیت حد وجودی است. (در واقع عدم است) 2- ماهیت نه وجود است نه عدم 3- هم وجود اصالت دارد هم ماهیت
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اول فراموش نکنید موضوعاتی که باید در کلاس و درس و بحث حل شود در محدوده‌ی یک سؤال و جواب روشن نمی‌گردد 1- اگر تصور درستی از «وجود» داشته باشیم می‌فهمیم آنچه هست، وجود است با ظهورات و محدودیت‌های مختلف که این محدودیت‌ها را ماهیت می‌گویند. بحث‌های فنی آن را در جای دیگر دنبال کنید. موفق باشید
8359

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز در جواب سوال 8252 ، " اخوی عوضی گرفتی من از اونا نیستم" فرمودید که با سوال کننده هم عقیده اید. یعنی آیا شما با این میزان عزاداری برای اهل بیت موافق نیستید؟ ضمن قبول اینکه باید به معارف هم پرداخت، نه اینکه فقط عزاداری باشد، آیا شما این حد از عزاداری برای معصومین را قبول ندارید. لطفا توضیح دهید با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: سؤال‌کننده گله‌مند بود چرا در مواقعی که جای عزاداری نیست باز عزاداری انجام می‌شود. در حالی‌که دستور ائمه«علیهم‌السلام» آن است که در غم ما غمناک و در شادی ما شاد باشید. موفق باشید
6891
متن پرسش
سلام علیکم . خدمت استاد عزیز . در سوالی که در شماره 6873 در خصوص تفاوت سلوک حضرت امام و آقای قاضی پرسیدم جنابعالی متن زیر را مرقوم فرمودید بنده در جلسه‌ای که سال گذسته در مدرسه‌ی معصومیه داشتم تحت عنوان «وظیفه‌ و نحوه‌ی سلوک طلبه‌ی عصر انقلاب» که به صورت جزوه در آمد و روی سایت هم هست، عرض کردم اگر امروز مرحوم قاضی زنده بودند همان راهی را می‌رفتند که حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» رفتند. زیرا اصل قضیه که توحید و حضور مع‌اللّه است که فرقی نمی‌کند، می‌ماند رویکردی که باید امروز داشت که بحمداللّه امروز به بهترین شکل می‌توان در ذیل شخصیت حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» رویکرد دینی خود را به ثمر برسانیم. موفق باشید من قلب ام گواهی میدهد که اگر بخواهیم برای مهدی زهرا کاری انجام دهیم باید به شیوه امام جلو برویم ولی باز هم یک سوال در ذهن ام مانده و آن اینکه اگر در عصر انقلاب سید علی آقا قاضی نبود ولی عرفای بزرگ و سرشناسی بودند که به هیچ وجه نمیتوان به سادگی از کنار آنان عبور کرد . بزرگانی مثل شیخ محمد جواد انصاری - علامه محمد حسین طهرانی - علامه سیدمحمدحسین طباطبائی - مرحوم حداد - مرحوم بهالدینی - مرحوم کشمیری - مرحوم بهجت .اما من تنها از افرادی مثل علامه طباطبایی کمی فعالیت سیاسی دیدم . آن هم در غالب تفسیر قرآن که در مقابل جریان فکری مارکسیستی و فلسفه های الحادی ایستاد . و مقداری فعالیت سیاسی هم از علامه سیدمحمدحسین طهرانی دیدم که آن هم باز در قالب درسی بود و نتیجه اش یک دوره کتب معارف اسلام شد . ولی هیچ کدام از این اولیای الهی را بطور جدی داخل در سیاست و انجام فعالیت های سیاسی ندیدیم . علت این کار چیست ؟ مگر بزرگ مرد عرفان و یقین علی (ع) با اینکه در حالت فنای الهی بود و سرنماز تیر را از پایش کشیدند و متوجه نشد ،‌ولی باز هم میبینید که حضرت امیر با اینکه در حال فنا بوده ولی از جهاد برمیگشته .دقت کنید در متن سلوک و فنا و اشک و آه با حضرت احدیت و در متن سیاست و جنگ و جهاد. یعنی سلوک علی (ع) در عین اینکه جنبه فردی داشته از جنبه سیاسی و اجتماعی آن هم نمیشود گذشت .من نمیخواهم خدای ناکرده به این بزرگ مردان و راسخان طریق لقاالله جسارت کرده باشم ولی واقعا برایم سوال پیش آمده است از راهنمایی هایتان ممنونم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در دوران پیری و کهولت تنها می‌تواند با ملکاتی که در جوانی و میان‌سالی به‌دست آورده زندگی را ادامه دهد، این عزیزانی که نام بردید در عین ارادت به امام و تأکید حضرت امام تنها آنچه از دست‌شان برمی‌آمد را انجام دادند. عاش سعیدا و مات سعیدا. موفق باشید
6075
متن پرسش
سلام 1. باتوجه به نزدیکی محرم برای استفاده بیشتر چه توصیه ای رامی کنید (کتب جایگاه تاریخی حادثه ها را مطالعه کردم)؟ 2.گفتید:معرفت به مقام نورانی امام حسین«علیه‌السلام» غوغا می‌کند.؟ می شود کمی توضیح بدهید می دانم نوشتاری نیست؟ باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با مطالعه‌ی کتاب‌هایی که در رابطه با امام حسین«علیه‌السلام» و نهضت آن حضرت نوشته شده زمینه‌ی معرفت به مقام آن حضرت شروع می‌شود. موفق باشید
5247

شرح مثنویبازدید:

متن پرسش
سلام وقبولی طاعات باتوجه به اهمیت مثوی ودشوار بودن فهم آن چه توصیه وشرحی برای فهم ان میفرمایید؟ نظرشمادرموردکتاب شرح مختصرجامع مثنوی از اقای کریم زمانی چیست؟ باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آقای کریم زمانی به عنوان استاد ادبیات کار خوبی کرده‌اند تا معنای کلمات مولوی را بفهمیم. ولی برای فهم مثنوی باید نگاه عرفانی داشت تا مقصود مولوی معلوم شود. شرح علامه محمدتقی جعفری شروع نسبتاً خوبی است ولی باز موضوع خیلی بالاتر از این‌‌ها است یا باید بعد از علم به عرفان نظری به مثنوی رجوع کرد و یا باید کسی که عرفان و حالات عرفانی را می‌شناسد مثنوی را شرح دهد. کار خیلی‌ها نیست. موفق باشید
4758
متن پرسش

به نام خدای رحمان رحیم و با سلام خدمت استاد عزیز این که در ماه رجب روایت داریم اگر کسی یک روز از آن را روزه بگیرد ار نهری که در بهشت است که از شیر گواراتر و عسل شیرین تر است می خورد و شما فرمودید شیر صورت علم تو حیدی و..... است یا اگر کسی سه روز را از ماه رجب را روزه بگیرد از پل صراط به سلامت رد می شود و روایتها یی از این قبیل به چه معنا ست و شرط ان چیست ایا هر کسی یک روز روزه گرفت شا مل می شود مثلا من کسی را می شناسم که هر سال در مراسم اعتکاف شرکت می کند اما در همان زمانی که در اعتکاف بود پدرش به خا طر رفتار بد او و حتی فحش قبیح به پدرش او را فرزند خود نمی دانست و او مدتهاست با پدرش قهر است برا ی به دست اوردن رزق از رشوه دادن هیچ ابایی ندارد استفاده از ما هواره در خانه برایشان عادی است و.... آیا این که سه روز روزه گرفته و کار هر سالش است و لی تغییری در این اعمال زشتش حا صل نمی شود باعث می شود شامل این روایات بشود یا مثلا روایت داریم اگر کسی این دعا را حتی یک بار در عمرش بخواند در قیامت چه و چه می شود اگر کسی یک بار خواند و آش هما ن آش و کاسه همان کاسه شامل حا لش می شود و اگر شرو طی دارد چرا روایات این چنین مبهم و به طور کلی گفته اند. با عرض تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید تمام این دستورات بر اساس آن است که شرایط آن فراهم باشد به همین جهت در آیه‌ی 27 سوره‌ی مائده داریم « َ إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقین‏»خداوند اعمال دینی را از انسان‌های متقین قبول می‌کند به همین جهت هدیه‌ی قابیل را قبول نکرد. موفق باشید

4262
متن پرسش
بسمه تعالی با تقدیم سلام و تحیات محضر استاد معظم اینجانب طلبه پایه دهم حوزه علمیه اصفهان هستم. در جهت ارتقاء روحی و معنوی خود بحمدالله فیض نماز شب را در غالب شبها از دست نمی دهم . به تازگی حرکت جدیدی آغاز نموده ام و آن اقامه نمودن دو رکعت نماز امام عصر(صدمرتبه آیه ایاک نعبد...) پس از برخاستن از خواب در نیمه شب و هر شب به نیابت یکی از معصومین علیهم السلام است. مستدعیست بفرمایید که این عمل چه تاثیرات روحی در بردارد؟ و آیا در طی مراحل علمی نیز دخلی خواهد داشت؟ والسلام علیکم و رحمه الله
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است به شرطی که استراحت شما آن‌قدر کم نباشد که بدنتان ضعیف شود و قوه‌ی واهمه بر عاقله غلبه کند. در هر حال احتیاط کنید. موفق باشید
4044
متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید : شرایط خودم: 22ساله هستم کارشناس رشته برق دارم الآن 4ماهه که به خدمت رفتم و 1 سال است که متاهل شده ام ولی 3 سال هم عقد بوده ام خداوند لطف کرد و به من توفیق داد که مقید شدم تا بندگی کنم (حدودا 3 سال است) قبل آن واجبات خود را یا انجام نمی دادم یا دست پا شکسته انجام می‌دادم در این 3 سال هم اصلا حرف مردم و مسخره کردنشان برایم مهم نبود از نظر اقتصادی ضعیفم و فعلاً در خانه‌ی پدرم زندگی می‌کنم ولی به تازگی دارم کاری را شروع می‌کنم که انشاء الله کار خوبی است و می توانم روی پای خودم بایستم البته یک سوالی هم درباره‌ی کارم دارم که بعد از این مطلب عرض می کنم (شغلم کار آزاد است وقت انجام کار دست خودم است می توانم صبح یا عصر انجام دهم) شرایط همسرم: همسرم زن خوبی است همیشه چادر به سر نمی‌کند ولی حجاب خود را رعایت می‌کند همتی برای یادگیری دروس دینی ندارد با طلبگی من مخالفت می کند 2 دلیل می‌آورد یک حرف مردم و دوم مشکلات اقتصادی یک طلبه . من سعی می‌کنم با این شغل مشکل اقتصادی را حل کنم . من را هم بعد از شغل به ادامه‌ی تحصیل در دانشگاه تشویق می کند ولی با این که استعدادش را دارم برایم رنگ باخته است. شرایط خانواده ام: خانواده ام مقید نیستند شرایط مالی آنها هم متوسط است اگر هم بفهمند قصد رفتن به حوزه دارم شاید کمی مخالفت کنند چون در این 3 سال به تغییر رفتار من عادت کرده اند. اگه به حوزه بروم که همت بیشترم را برای حوزه می‌گذارم اگه نروم قصد دارم این شغل را توسعه دهم و ثروت را به خدمت اسلام بگیرم انشاء الله. به نظر شما با این شرایط به حوزه بروم یا نه؟ در ضمن اگر من مسولیتی که در قبال همسرم پذیرفتم را نپذیرفته بودم یعنی ازدواج نکرده بودم تا حالا حوزه بودم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید همسرتان را مطلع کنید که نگران مشکل اقتصادی جهت طلبه‌شدن‌تان نداشته باشند و شرایط را کمی برایشان باز کنید که چنین نیست که فکر می‌کند و اگر استعداد ادامه‌ی دروس حوزه را داشته باشید از حوزه غافل نشوید اگر موفق نشدید إن‌شاءالله با مطالعه‌ی معارف دینی و تلاش اقتصادی راه قرب الهی را برای خود هموار کنید. موفق باشید
3485

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز بنده چند ماه بود که در فکر ازدواج بودم و تقریبا هیچ مشکلی برای این امر نبود .(لازم به ذکر است که نیاز بنده به ازدواج روحی-عاطفی ست) دو مورد برای خواستگاری رفتم ،که یک مورد تقریبا آنها نپذیرفتند و مورد دیگر طبق فرموده شما برای بنده پذیرفتنی نبود. و دیگر هیچ مورد دیگری پیدا نشد. در حالی که بنده توسلات زیادی انجام داده بودم و دیدم خبری نشد ، با خودم فکر کردم که حتما قسمت بنده نیست که در حال حاضر ازدواج کنم و یا شاید صلاح نیست. بنده قبلا خیلی اهل مطالعه سیر مطالعاتی شما بودم و تقریبا با مشورت خودتون آماده شده بودم که تفسیر حضرت علامه رو شروع کنم ولی بعد از این موضوع دیگر دل و دماغ مطالعه ندارم. نمیدونم باید چیکار کنم؟ لطفا راهنماییم کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: هم خواستگاری را ادامه دهید و هم جهت مطالعه به خودتان برنامه بدهید. موفق باشید
3426

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام - خسته نباشید - میخوام خیلی واضح حرف دلمو بزنم - خواهشا کتابی و کلیشه ای جوابمو ندید - من دختر 27 ساله داشجو هستم که نماز و روزه و دعا و و غیره ام به حمد لله ترک نمیشه - درسته با حضور قلب نیست ولی اینم از سستی و کوتاهیم بوده . من از 20 سالگی تا همین هفته اخیر خواستگارای زیادی داشتم (البته خواستگار که چه عرض کنم , مادر و خواهرایی که به جای پسراشون میومدن ) . ولی همه شون میانو و راضی هم نشون میدن ولی بعد دیگه پیداشون نمیشه - خانوادمم شکر خدا مذهبی و تحصیل کرده هستن یعنی فکر نکنید بابت خانوادست . راستی یه خواهر کوچک تر از من هم ازداج کرده - میخوام بگم من محجبه ی نمازخون , هرچند وظیفمه هرچند با حضور قلب نیست , ولی چرا باید این همه عذاب را تحمل کنم . احساس میکنم که بی حجابها زودتر به خواستشون میرسن - چند وقت پیش یه دعا تو جیبم پیدا کردم - من اصلا اینا رو باور نداشتم اما انقدر به من داره فشار میاد که احساس میکنم طلسم شدم و بختم بسته شده . دیگه دارم منکر همه چی میشم - حوصله ندارم . به گناه هم نیفتادم - شما بگید چه کنم . کمک از خدامیخوام ولی صبرم کمه - میگن دعا بگیر چون سحر شدی . به نظر شما این حرفا درسته ؟ لطفا کمکم کنید - قزوین - جانبازان - خ پیروزی - فرعی مهر - کوچه فجر 11 - پ 8 - ط اول - کد پستیم : 3414766976
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: خیلی واضح به شما بگویم. اولاً: کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» را بخوانید تا تحلیل درستی از این موضوعات داشته باشید. ثانیاً: بی‌خودی خود را به زحمت نیندازید و فکر کنید خدا شما را فراموش کرده است، بالاخره در این فرصت که در اختیار دارید در درک معارف عمیق‌تر قدم بردارید و اخلاق فاضله‌ی الهی را در خود نهادینه کنید و آن دعایی که در جیب‌تان بود را به چیزی نگیرید، کار و وظیفه شما چیز دیگری است. موفق باشید
3095
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم سوال بنده از شما این است که من حدود دو سه ماهی است که به لطف خدا شروع به حفظ قرآن کرده ام در ابتدا علاقه زیادی داشتم ولی الان میل چندانی به حفظ ندارم ولی همسرم اصرار زیادی به حفظ من دارندمیخواستم بدانم به نظر شما من به حرف همسرم گوش بدهم واین راه را ادامه دهم یا فعلا حفظ را قطع کنم وهر وقت حال داشتم دوباره به سراغش بروم ،همچنین الان که من مقداری از قران را حفظ کرده ام باید محفوظاتم را نگه دارم و اگر آنها را فراموش کنم در قبالش مسؤلیت دارم ؟با توجه به اینکه من وقت آزاد دارم وهنوز در بسیاری از مسایل دینی و اعتقادی مشکل دارم و معرفت لازم را از دین و قرآن ندارم استاد محترم در مورد آخر لطفا برنامه ای به من بدهید تا بیشتر با دین و قران آشنا شوم و معرفت لازم را در این زمینه بدست آورم با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: گفت: «هرکسی را بهر کاری ساختند.... میل آن اندر دلش انداختند» ما مأمور به تدبر در قرآن هستیم، اگر روحاً آمادگی حفظ آن را ندارید نباید به روحتان فشار آورید که از کارهای دیگر باز شود. چه کسی گفته اگر انسان آیاتی که حفظ است و بعد فراموش کرد مسئولیت دارد؟ بنده توصیه می‌کنم اگر آمادگی دارید یک دور تفسیر المیزان را مطالعه بفرمایید. بنده در رابطه با چگونگی کار با المیزان عرایضی در آن جزوه داشته‌ام شاید مفید افتد. موفق باشید
2840
متن پرسش
با سلام خدمت استادعزیز چرا پیامبر به عنوان حاکم جهان اسلام در زمان حکومت می فرمایند بعد از من بنی امیه با خاندان من دشمنی می کنند؟ آیا این روع کردن اختلافات وجنگ ودعوا بین دو قبیله نبوده و اصلا دلیل این رفتار حاکم جهان اسلام در آن برهه چه بوده است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: رسول خدا»صلواة الله علیه و آله» از آنچه در آینده واقع می شود خبر می دادند تا مسلمانان واقعی تصور نکنند با حاکمیت بنی امیه همه چیز تمام شد. بدانند این را رسول خدا»صلواة الله علیه و آله» می دانستند و با توجه به این علم کار خود را از طرف خدا شروع کردند. موفق باشید
2822
متن پرسش
سلام.1.معنای زندگی چیست؟2.هدف زندگی چیست؟3.چه رابطه ای بین معنا و هدف زندگی وجود دارد؟4.لطفا به کتاب و سخنرانی ارجاع ندهید!
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اگر به کتاب و سخنرانی ارجاع ندهم باید یک کتاب برایتان بنویسم و آن‌وقت شما که حوصله‌ی خواندن یک کتاب را ندارید حتماً جواب بنده را هم که در حدّ یک کتاب خواهد بود، نخواهید داشت. از خر شیطان پایین بیایید و کتاب «آشتی با خدا» را بخوانید إن‌شاءالله جواب خود را می‌گیرید. موفق باشید
2756
متن پرسش
ایا به نظر شما استاد حسن رحیم پور مورد تایید شما است یا نه و تخصص اصلی ایشان چیست و در چه حوزه ای می توان از ایشان استفاده کرد
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: از طلاب حوزه‌ی علمیه هستند که تا مرز اجتهاد درس خوانده‌اند و بنا به ضرورت انقلاب، چون اراده کرده‌اند سرباز انقلاب اسلامی باشند، مطالعاتی در امر جامعه‌شناسی، تاریخ، کلام و فلسفه و هنر داشته‌اند، و وظیفه‌ی ما است که برای موفقیت ایشان دعای مخصوص بکنیم و اندیشه ایشان را ترویج نمائیم. موفق باشید
2065
متن پرسش
با سلام استاد گرامی- آیا خداوند می تواند روح انسان را معدوم نماید - تشکر
متن پاسخ
بسمه تعالی . علیکم السلام .به همان معنایی که تو انسته است ایجاد کند معدوم می کند. موفق باشید.
810

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز در کتاب "از برهان تا عرفان" صفحه 39 مرقوم فرموده اید : " پذیرفتن چیزی که نه محسوس است و نه معقول ، یک نحوه خرافه گرایی است." آیا مثلاً در گذشته که به دست آوردن انرژی هسته ای نه محسوس بوده و نه معقول یک نحوه خرافه گرایی بوده ؟ یا مثال های زیاد دیگری از این دست . و آیا جمله ی به کار رفته در کتاب نیاز به اصلاح دارد یا نه ؟ البته می دانم منظور این جمله خرافاتی از قبیل غول و شانس و ... می باشد ولی ظاهر جمله کلیت دارد .
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: وقتی گفته می‌شود فلان چیز معقول نیست یعنی عقل به وجود آن اذعان ندارد، موضوع انرژی هسته‌ای به عنوان یکی از نیازهای زندگی از موضوع بحث خارج است چون در فلسفه از موجود بما هو موجود بحث می‌کند و نیازهای زندگی مربوط به نسبتی است که ما با اشیاء پیدا می‌کنیم و از اعتباریات است که موضوع فلسفه قرار نمی‌گیرد. عین وجود از آن جهت که عین وجود است با تجلیات خود مخلوقات ایجاد را ایجاد می کند ولی در موطن عالم ماده که برای پدیدآمدن موجودات شرایط زمانی و مکانی مخصوص نیاز است خداوند برای ایجاد آن موجودات ابتدا شرایط آن موجودات را فراهم می‌کند و به اصطلاح سببِ سبب را ایجاد می‌کند تا سبب ایجاد شود. در این مورد خوب است به کتاب عدل الهی شهید مطهری«رحمة‌الله‌علیه» رجوع فرمایید. موفق باشید
15399

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد:خدا قوت. در پاسخ سوال 15379 مرقوم داشتید که امامت به آن معنای خاص از زمان حضرت ابراهیم علیه السلام آغاز شد. یعنی قبل از آن مردم دنیا و خلایق از آن نوع امامت محروم بوده اند؟ و آن نوع هدایتی که مترتب بر امامت است یعنی همان موضوع ولایت امر و یهدون بامرنا و کن فیکون در هدایت؟ استاد چگونه به این نتیجه رسیدی که حدیث حضرت باقر علیه السلام که در آن تصریح به «امام منّا» شده، اشاره به حجت الهی دارد و نه امام به معنای خاص. بنده کتب مربوط به امامت حضرتعالی رو مطالعه کردم اما پاسخی روشن برای این سوالم نیافتم. سپاسگزارم. مؤید باشید و خدا سایه تان را مستدام دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه‌ی طباطبایی در تفسیر آیه‌ی 124 سوره‌ی بقره آن امامت خاص را مربوط به حضرت ابراهیم و ذریه‌ی آن حضرت که در مقام عصمت باشند، می‌داند. زیرا ظاهراً با حضرت ابراهیم تاریخی در جهان در حال وقوع است و تمدنی از بشر در حال شکل‌گیری است که نیاز به چنین مدیریتی دارد که جدای از نبوت حضرت است. از این جهت مشکل می‌شود که امام به این معنا را برای پیامبران قبل از حضرت ابراهیم قائل باشیم. موفق باشید

15176
متن پرسش
سلام علیکم: شخصی به نام محمد علی اکبری که خارج از ایران است و احتمالا شما هم می شناسید و از جریاناتش با خبرید مدعی است که انرژی درمانی می کند و مراجعات بسیار زیادی به وی می شود، از نابینا و ناشنوا بگرید تا معلول جسمانی. این فرد طی یک برنامه ریزی با بیماران خود هماهنگی می کند و آنها را در یک کشور جمع آوری و نسبت به مداوای آنها اقدام می کند. مثلا اخیرا به ارمنستان آمده بود و دایی یکی از دوستان بنده بدلیل یک عمل ناموفقی که در ایران باعث شد هر دو چشمش کور شود و کلیه هایش از کار بیفتد، به ارمنستان رفت و طی هفت جلسه، انرژی درمانی شد. علی اکبری که به او دکتر می گویند بعد آن هفت جلسه که هر روز 2 ساعت انجام می شد ادعا کرد که بعد از سه ماه بینایی به چشمتان باز می گردد و کلیه ها دوباره شروع به کار می کنند و حتی مدعی شد که 1 ماه بعد از انرژی درمانی با مراجعه به آزمایشگاه و صحت تست فعالیت کلیه ها می تواند داروهایش را هم نیز کنار بگذارد. همین بیمار از حال و هوای فضای انرژی درمانی می گوید و عنوان می کند که در زمان انرژی درمانی او دستهایش را نزدیک چشمانم کرد و آنقدر گرما داشت که صورتش به سختی این گرما را تحمل می کرد. الان هم بیمار مدعی است که سایه ی اجسام را می بیند و هنوز قادر به رویت خود اجسام نیست و هنوز 1 ماه نمی شود که از این دیدار می گذرد. نکته دیگر اینکه این بیمار فیلم هایی را از مداوای بیماران آورده که مثلا یه فردی که فلج بوده، بعد از طی جلسات انرژی درمانی از ویلچر خود بلند شده و راه رفته است و یا خود دکتر علی اکبری در همان جا که برای بیماران سخنرانی می کرد، مدعی شد که در جریان دستگیریش در ایران، یکی از قضات مسئول در پرونده این شخص، یکی از پاهایش می لنگید که با انرژی درمانی مداوا یافت. ( راست و یا دروغش به گردن راوی). حال سوال بنده اینست که انرژی درمانی از لحاظ اسلام مورد تائید است؟ و اگر نیست چرا؟ و آیا این نوع قدرت می تواند شیطانی باشد یا نه؟ و در مجموع اسلام رفتن به سمت این گونه معالجات را تایید می کند یا رد؟ لازم است عنوان کنم که همین مریض مورد نظر اولا، کاملا در دسترس است و مطالب نقلی نیست و عینا مشاهده شده و ثانیا، مریض مورد نظر، تقریبا از تمام دکتر های مطرح کشور جواب منفی شنیده و هیچ کدام امیدی به معالجه از راه علم پزشکی نداشتند. راهنمایی بفرمائید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  عرایضی در این مورد در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» شده است. که عیناً از صفحه‌ی 61 آن نکته‌ای را که در این مورد بحث شده، خدمتتان ارسال می‌دارم. در ضمن به عرض برسانم که این نوع انرژی‌درمانی که می‌فرمایید از نظر شرعی حرام نمی‌باشد.

انرژى‏ درمانى هم يك‏ نوع هيپنوتيزم است. اگر كسى دستش طورى درد مى‏ كند كه نمى ‏تواند بالا بياورد، در واقع نفس او اراده‏اى قوى در حركت‏ دادن دستش ندارد در نتيجه دست او ضعيف شده و متقابلًا اراده او براى مقابله با ضعفِ دست او نيز ضعيف شده است و لذا نمى ‏تواند دست خود را بالا بياورد. حالا فردى كه با تمركز مى‏ تواند اراده خود را به او منتقل كند، به شخص القاء مى‏ كند كه تو مى‏ توانى دست خود را بالا بياورى، و اين تصور را در خيال او تثبيت مى ‏كند. اگر نفسِ او اين تلقين را پذيرفت، دست خود را بالا مى‏ آورد، و اگر درمان درد او به اين است كه چند روز دستش را تكان بدهد، تكان مى‏ دهد و بعد هم كه اين خيال رفت، چون چند روز دست خود را تكان داد، دستش خوب مى‏ شود، ولى تأثير هيپنوتيزم در همان چند روز بود، بقيه مربوط به بدن خودِ اوست. طرفِ مقابل پذيرفته كه سردرد دارد، با هيپنوتيزم به او القاء مى‏ كنى نه تو سرت درد نمى‏ كند، چون از اول سر دردِ او به ذهن و خيال او مربوط بود، اگر پذيرفت سردردى نيست، سردردش خوب مى‏ شود. چيزى كه بعضى مواقع خود شما با نصيحت به طرف القاء مى‏ كنيد، حال اگر طرف توانست بپذيرد، نتيجه مى‏ گيرد. بشر با انتقال خيال، مسئله ‏اى را كه اصل آن خيالى بوده است مى ‏تواند تغيير دهد. نوعِ ديگرى از انرژى‏ درمانى‏ هست كه با هيپنوتيزم فرق مى ‏كند، از آن‏جايى كه نفس بعضى از افراد تكويناً و به صورت خدادادى قدرت انتقال دارد، مى‏ توانند اراده و توانايى خود را به ديگرى منتقل نمايند. شما مى‏ بينيد يكى قدش بلند است و ديگرى كوتاه، يكى هوشش زياد است و ديگرى كم، به بعضى ‏ها هم خداوند توانايى ‏هايى مى‏ دهد كه خود آن‏ها حتى در ابتدا نمى‏ دانند چنين توانايى‏ هايى دارند. نفسِ طرف اين توانايى را دارد كه بتواند توانايى‏ هاى نفسِ خود را به فرد ديگرى منتقل كند. لذا اگر الآن بنده دستم را نمى‏ توانم بالا بياورم با انتقالِ توانايى شخصى كه توانايى انتقال قدرت نفس خود را به من دارد، ممكن است بتوانم اين كار را بكنم. بستگى دارد كه بنده چقدر برايم امكان دارد توانايى‏ هاى القاءشده را بگيرم. البته قدرت نفس آن شخص هم كه قدرت خود را انتقال مى‏ دهد در اين امر نقش دارد، به همين جهت همه به يك اندازه شفا نمى‏ يابند. بعضى‏ ها هم مشكلشان بيش از اين‏هاست و به همين جهت اصلًا درمان نمى‏ شوند. اگر آن نفس، قدرت طرف مقابل را گرفت و از آن متأثر شد، خودش آن را ادامه مى‏ دهد و آرام ‏آرام با اراده‏ هايى كه اعمال مى‏ كند، درمان مى‏ شود. در مورد انبياء الهى و ائمه معصومين‏ عليهم السلام موضوعِ شفادادن فرق مى‏ كند، قلب آن‏ها مظهر اسماء الهى است، حال اگر مصلحت بدانند اسم خاصى را كه مناسب رفع مشكل طرف است القاء مى‏ كنند و مشكل حل مى ‏شود. حضرت عيسى (ع) مظهر اسم حَى‏اند و لذا مرده را زنده مى‏ كنند. حضرت پروردگار در اين امور به واسطه‏ ى ذات مقدس حضرت عيسى (ع) بر روح و روان طرف جلوه مى‏كند. موفق باشید  

13455

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: امام حسین (ع) مقابله با فرهنگ معاویه را وظیفه خود می دانست. لذا بعد از رسیدن خبر شهادت مسلم نیز دست از راه خود برنداشت. هر چند می دانست تنهاست و شهید می شود. حال سوال اینجاست که چرا امام حسن (ع) نیز که همچون سیدالشهدا تنها بودند این راه را ادامه ندادند تا شهید بشوند؟ در حالی که در زمان هر دو حضرت فرهنگ معاویه یکی بود. اگر جواب این است که زمان قیام برای امام حسن (ع) مهیا نبود، دوباره این سوال پیش می آید که از کجا بفهمیم که زمان ما زمان قیام امام حسین (ع) است یا صلح امام حسن (ع)؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد عرایضی در کتاب «جایگاه تاریخی حادثه ها و هنر اصحاب کربلا در فهم آن» شده است. متن کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

12519

عبور ار وهمبازدید:

متن پرسش
سلام: 1. در کتاب «روزه دریچه ای به عالم معنا» فرموده اید گرسنگی باعث ضعف و سستی نمی شود و داستان زنبور و مار را گفته اید و توصیه ای به جوانان کرده اید که عصر های ماه رمضان ورزش کنند من این حرف های شما را به شدت قبول دارم و می دانم که همه ی اینها زیر سر واهمه است. برای کنترل این واهمه با اهداف فوق چه کنیم چه تلقینی به خود کنیم؟ 2. در داستان زنبور و مار نکته ی دیگری که هست به نظر من این است که بزرگی چثه عامل قدرت بدنی نیست دوباره اینجا اگر پای وهم در میان است چگونه آن را تربیت یا کنترل کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان روشی که در دین‌داری حضور حضرت حق را در همه‌ی امور می‌یابید، باید جلو بروید تا همان‌طور که می‌گوییم آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، بقیه‌ی قدرت‌ها هم هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند. موفق باشید

11023

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: شما در جلسه معاد گفته اید که متوفی در چهل روز اول این قدر مشغول وضعیت جدید هست که هیچ توجهی به دنیا ندارد. بستگان متوفی در این مدت چه طور می توانند به او کمک کنند تا از این هراس سریع عبور کند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای او خیرات و مبرّات بدهند. موفق باشید
نمایش چاپی