بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
7443
متن پرسش
با سلام در آخر وقت موقع خواب که می خواهم بخوابم چند رکعت نماز می خوانم که معمولا برای نماز حضور قلب خوبی دارم و کیف هم می کنم ولی وقتی برای نماز شب بیدار می شوم بیشتر مواقع قلب راه نمی آید لطفاً در سلوک راهنمایی کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید در روز وارد جدال با کسی نشوید و خیلی هم حرف نزنید مگر در حدّ نیاز، آرام‌آرام نور نماز شب به سراغ‌تان می‌اید. کتاب آداب‌الصلوات حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» با شرحی که بنده داده‌ام إن‌شاءاللّه کارساز خواهد بود. موفق باشید
6956

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی خیلی خوشحال شدم که از سکوت نسبت به نقد کتابتان خارج شدید، البته جای این امر هنوز خالی است که جواب دندان شکن علمی خود را نسبت به انتقادها بیان نمایید تا جای هیچ شبهه ایی باقی نماند و راه هدایت در این زمانه روشن تر شود. البته شاید چون روح جدال را در آن دیده اید قصد دیگری داشته باشید ولی به نظر من حقیر هر انسانی اگر می تواند حقیقت را زنده کند این کار بر گردنش خواهد بود حتی اگر سوالات و شبهات از سوی منافقین و با دشمنی مطرح شود بمانند پاسخ ائمه به سوالات و شبهات. اگر نظر بنده اشتباه است بفرمایین چون که رویه پاسخ به شبهات با همان دلیلی که بیان شد،در من زیاد است. لطفا من را راهنمایی کنید. (راستی برای اینکه باب سوء استفاده بسته شود بهتر است در متن پاسخ سوال 6925 اصلاحی انجام شود،در وبلاگ آن افراد یکی از مخالفانشان با نام مستعار" برزو بیطرف" در کامنتی برای آگاه کردن آنها به اشتباهشان و متنبه کردن آْنهابا طنز گفته بود: «یک باره بیاید جزوه زمان شناسی طاهرزاده را جلوی خودش آتش بزنید!!!....» و این جمله از نویسندگان وبلاگ نیست. با عرض پوزش از تذکرم. خیلی خیلی التماس دعا متشکرم.)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر فضایی علمی فراهم شود و شرایط برای ظهور حقیقت باشد چرا انسان سکوت کند. ولی وقتی شرایط فراهم نیست چرا باید انسان اصرار داشته باشد حرفش را به کرسی بنشاند؟ موفق باشید
5459
متن پرسش
باسلام طبق جواب سئوال5345 که در جواب آخرین سئوال فرموده بودید:خیر، چون از محدود نمی‌توان نامحدود را به‌دست آورد. این افراد در زندگی به بن‌بست می‌رسند، سئوال من این که کسانی که فطرتا نامحدود هستند ولی در دنیا مصداقشان محدود بوده در آن دنیا(برزخ و قیامت) سیر نامحدود می توانند داشته باشند چون شما قائل به سیر تکاملی در ان دنیا هستید؟ 2. فرموده بودید برای معراج السعاده اگر استاد اهلی را پیدا کردید بخوانید حال اگر امکان دارد ویژگی استاد اهل را بفرمایید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر تکاملی در برزخ و قیامت به معنای داشتن ارداه برای ایجاد شخصیت جدید ممکن نیست ولی تکامل به معنای رفع حجاب و رسیدن به ابعادی از شخصیت ایمانی خود که نیاز به رفع حجاب قبلی دارد ممکن است. با این حال آنچه در برزخ و قیامت شخصیت انسان را می‌سازد ارداه‌ها و انتخاب های اوست و نه فطرت او. هرکس حتی یزید فطرت بی‌نهایت طلب دارد ولی جزء شخصیت خود در نیاورده و مطابق فطرت خود انتخاب نکرده 2- اگر بخواهم مختصر بگویم باید با شخصیت انقلابی، سیاسی و فلسفی و عرفانی امام آشنا باشد و جایگاه قدسی رهبری انقلاب را نیز بشناسد وگرنه ما را گرفتار اسلام و اخلاق سکولار می‌کند. موفق باشید
3267
متن پرسش
با سلام نظر جنابعالی در مورد این حدیث که می فرماید هر انقلابی تا قبل از ظهور شکست می خورد چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: قبلاً عرض شد. منظور انقلابی است که به اسم حضرت مهدی«عجل‌الله تعالی‌فرجه» و با ادعای آن‌که رهبر آن حضرت ولی‌عصر«عجل‌الله تعالی‌فرجه» است، محکوم به شکست است. موفق باشید
1789
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز مبلغی که می خواهد در منطقه ای مثلا در یک روستا فعالیتهای تبلیغی کند بطور مستمر (روحانی مستقر) اگر بخواهد کار علمی ومناسب انجام دهد وباعث رشد وتعالی مردم شود باید چگونه عمل کند؟ با توجه به اینکه یک مبلغ باید تمام اوقات خودش را برای آماده شدن منبر وکلاسهای خود بگذراند وبه کارهای علمی شخصی خود شاید کمتر برسد واگر بخواهد در دوران پختگی وارد عرصه تبلیغ شود به دلیل زیاد شدن سن او روحیه ارتباط با جوانان در او از بین می رود ودر سن کم هم بخواهد وارد عرصه تبلیغ شود خطرات خاص خود را دارد. علاوه بر اینکه می خواهم بدانم باید در چنین محیطهای کوچک وروستایی با چه دستگاهی باید تبلیغ دین کند؟ از زحمات شما ممنونم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام انبیاء آمدند تا انسان‌ها در اجتماع خود بهترین شرایط را جهت تعالی جسم و روح به‌دست آورند و با روحی که راه‌های ارتباط با خدا را در دنیا یافته است در ابدیت خود با اُنس با خدا – یعنی کمال مطلق – باقی بمانند و در همین راستا بزرگانی مثل فارابی موضوع مدینه‌ی فاضله را مطرح کردند تا روشن کنند چگونه می‌توان اجتماعی پدید آورد که انسان‌ها در عین زندگی زمینی به تعالی روحانی لازم دست یابند. در این رابطه به چند نکته باید اشاره کرد: 1- انسان برای تعالی خود نیاز به اجتماع دارد و باید بهترین روابط اجتماعی را مدّ نظر قرار دهد. در این صورت هر اجتماعی – اعم از اجتماع کوچک یا بزرگ – که شرایط بهترین روابطِ بین انسان‌ها را فراهم کند آن اجتماع می‌تواند مطلوب انسان باشد. 2- باید نظم مدینه‌ی فاضله مطابق نظم عالم قدس باشد و تحت تأثیر آن عالم خود را شکل دهد. پس افراد و جامعه باید تلاش کنند رابطه‌ی خود را با عالم قدس و معنویت قطع نکنند و مطابق سنت‌های الهی عمل کنند تا به کرامت لازم دست یابند و با ارتباطی که جامعه و افراد با عالم قدس و معنویت پیدا می‌کنند هیچ‌کس احساس دلتنگی و تنهایی نکند. با این مقدمه به نظر بنده در حال حاضر در هر شهر و هر محله‌ای با بودن یک روحانی زمینه‌ی تحقق مدینه‌ی فاضله‌ی مورد نظر انبیاء فراهم است. زیرا از یک طرف شریعتی در میان است که راه‌های رجوع به عالم قدس و عملِ مطابق سنت‌های الهی را فراهم کرده، از طرفی با وجود یک روحانی در محل و روستا شرایط تذکر به سنت‌های الهی فراهم شده و وظیفه‌ی روحانی آن است که با نهایت دلسوزی و پشت‌کار شرایط تحقق مدینه‌ی فاضله را در محدوده‌ای که امکان دارد فراهم کند، حتی در آن حدّی که افراد در مسجد حاضر می‌شوند. روحانی محل می‌تواند شرایط را برای ایجاد رابطه‌ای اجتماعی در بین افرادی که در مسجد حاضر می‌شوند فراهم ‌کنند و در هر شرایطی که پیش می‌آید به تعالی روحانی مردم توجه کند و آن جمع محدود را به یک مدینه‌ی فاضله تبدیل کند و همه‌ی همت خود را در این امر صرف نماید و در این راستا مطالعه کند. پس از مدتی حاصل کار خود را در رشد فکری و فرهنگی افراد می‌یابد و هرکدام بازوی فرهنگی آن روحانی می‌شوند. حوصله و پشت‌کار و دلسوزی نیاز است، به کوچکی روستا و محل، کاری نداشته باشید چون ملکوتی که در جلو شما باز می‌شود بسیار بزرگ است. در مورد چگونگی تبلیغ پیشنهاد می‌کنم سؤال شماره‌ی 1774 را مطالعه فرمایید. موفق باشید
1365

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم.با سلام خدمت استادطاهرزاده.امیدوارم در پناه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف سربلند و سلامت باشید.پیشاپیش شهادت امام جواد علیه السلام را تسلیت عرض می کنیم.استادعزیز برادری داشته ام پانزده ساله که شانزده سال پیش در اردویی که با یکی از مراکز فرهنگی رفت و آنها بدون مجوز بچه ها را به سد برده بودند غرق شد.ما تمام تلاش خود را کردیم تا فهمیم چگونه این اتفاق افتاد ولی به دلایل مختلف روشن نشد و ما به ناچار رضایت دادیم.خیلی از خدا خواستیم که اگر کسی مقصر بوده روشن شود تا بتوانیم انتقام خونش را بگیریم.چندتا از مسئولین این کار عزیزان خود را پس از مدتی از دست دادند و ما هم به امید اینکه روزی امام زمان علیه السلام انتقام او را میگیرد تقریبا ماجرا را رها کردیم.اما حالا بعضی وقتها عذاب وجدانهای شدیدی میگیرم که نکند مرحوم برادرم منتظر انتقام خونش باشد و از ما ناراضی.آنقدر فکرهای منفی بهم حمله ور می شود که به همه حتی به پدر و مادرم بدبین می شوم و گاهی هم به خودم که نکند به خاطر اشتباهات و گناهان دارم تاوان میدهم و بدتر اینکه گاهی به خود مرحوم هم شک میکنم با همه عاتقه و وابستگی که به ایشان داشتم.این حالت را بقیه اعضای خانواده کم و بیش دارند و زندگی ما خیلی تحت تاثیر این ماجرا قرار گرفته است.حالا از شما تمنا دارم مرا راهنمایی بفرمایید که چه کنم؟امروز صبح به قرآن استخاره زدم آیه28سوره مبارکه نور آمد.منتظرم.با تشکر.من الله توفیق.ربنا افرغ علینا صبرا.التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اولاً: این‌که مؤمنین به همدیگر تسلیت می‌گویند، تسلیت به معنی فراموشی است و از خدا می‌خواهند که آن مصیبت را از ذهن بازماندگان متوفی ببرد، زیرا شخص متوفی وارد یک زندگی دیگر شده و دارد در آن‌جا زندگی برزخی خود را می‌گذراند، ما هم باید زندگی خود را بکنیم و هر هفته برایش خیرات بدهیم. سعی کنیم ذهن خود را مشغول او نکنیم، این شیطان است که ما را متوجه انتقام می‌کند تا از زندگی خود بازمان کند. مواظب باشید کسی را متهم نکنید، گذشت کنید تا خداوند نیز از شما و کوتاهی‌های برادرتان بگذرد. موفق باشید
18502
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: در رابطه با تقسیم رزق حکایتی طنز آمیز به شرح زیر وجود دارد: ﻣﻼﻧﺼﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﺩ ﻣﯿ ﺸﺪ ﺩﯾﺪ ۳ ﻧﻔﺮ ﺩﺍﺭﻥ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﭘﺮﺳﯿﺪ چه ﺷﺪﻩ ﮔﻔﺘﻦ ۷ ﺗﺎ ﮔﺮﺩﻭ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﯾﻢ ﺑﯿﻦ ﻫﻢ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﻨﯿﻢ: ﺧﻼﺻﻪ ﻣﻼ ﺭﻭ ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﻗﺎﺿﯽ ﮐﺮﺩﻥ، ﻣﻼ ﮔﻔﺖ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﻨﻢ ﯾﺎ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ؟ ﮔﻔﺘﻦ ﺧﻮﺏ ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﻦ، ﻣﻼ ﺑﻪ ﺍﻭﻟﯽ ۵ ﺗﺎ ﮔﺮﺩﻭ ﺩﺍﺩ ﺑﻪ ﺩﻭﻣﯽ ۲ ﺗﺎ ﻭ ﯾﻪ ﭘﺴﮕﺮﺩﻧﯽ ﻫﻢ ﺯﺩ ﺑﻪ ﺳﻮﻣﯽ. ﮔﻔﺘﻦ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﭼﻪ ﺟﻮﺭ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﺮﺩﻧﯽ ﺑﻮﺩ؟ ﻣﻼ ﮔﻔﺖ ﺍﮔﻪ ﺑﻪ ﺩﻗﺖ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﯿﻦ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻧﻌﻤﺘﻬﺎﺷﻮ ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭﯼ ﺑﯿﻦ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﺮﺩه است. حال سوال من در اینجاست چرا خداوند برای عده ایی رزقشان را وسیع تر مقدر نموده است و اصلا وسعت رزق انسان جزء تقدیر اوست یا اینکه باید با اراده ی خود رزقش را وسعت ببخشد و یا آنکه حتما خداوند باید ثروتمند شدن بنده اش را برای او بخواهد و شرایط ثروتمند شدن را در زندگی او ایجاد کند و در عین ثابته ی او چنین چیزی قرار داده باشد سپس او با اختیاری که دارد ثروتمند شدن را انتخاب کند؟ مثلا درست است که بگوییم جناب ظهیر بن قین که در جریان کربلا از ثروتمندان دوران خود بوده است و در نهایت عاقبت بخیر شدند خداوند شرایط ثروت و وسعت رزق را در عین ثابته شان و روند زندگیشان، برای ایشان مقدر کرده بوده است؟ البته عنایت داشته باشبد بنده کتاب رزقتان را مطالعه نموده ام و به مطالب آن آگاهی دارم و بیشتر مسئله بر همان حکایت بالا و تاثیر عین ثابته ی افراد در وسعت رزق آنان است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین اندازه می‌دانم که در روایت داریم که خداوند می‌دانسته اگر آن کس را که رزقش را وسیع کرده، وسیع نمی‌کرد و آن کس را که رزقش را وسیع نکرده، وسیع می‌کرد؛ هر دو کافر می‌شدند. آیا خود جنابعالی به تجربه به این نرسیده‌اید که بعضی‌ها بر خلاف تقدیر الهی مثلاً اصرار می‌کنند از مسیر طبیعی رزقی که برایشان تعیین شده به مسیرهای دیگر برای رزق بیشتر رجوع کنند و کار خودشان و فرزندان‌شان را به وادیِ کفر و بی‌ایمانی کشانده‌اند؟! مگر جز این است که خداوند راهِ بندگی ما را در همان نوع زندگی قرار داده است که به طور طبیعی در مقابل ما است؟! موفق باشید 

16908
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: شبتون بخیر. ان شاءالله که خوب هستین. خدا بهتون طول عمر و سلامت بده، استاد بنده الان نزدیک به یک سال میشه تقریبا که ذکر یونسیه رو در سجده به عدد 400 دارم. اما بعضی ها میگن که این ذکر جزء اذکار خاص هستش و باید اجازه استاد باشه و بعضی ها هم میگن به تعداد 400 جزء اذکار عام هستش و اجازه ولی و استاد رو نمیخواد. حالا بنده سردرگم شدم که این ذکرو ادامه بدم یا اینکه بعد از یک سال که دارمش قطعش کنم. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید استاد. تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید خود را در حالت حضرت یونس«علیه‌السلام» در وسط دریا در شکم ماهی حس کنید که تنها دادرسِ شما حضرت حق است و لذا با گفتن این ذکر، امیدوارِ قسمت بعدی آن هستید که حضرت حق می‌فرماید: «وکذالک ننجی‌المؤمنین» یعنی هر مؤمنی را که چون یونس«علیه‌السلام» با خدا مرتبط شود، از تنهایی و تنگنایی نجات می‌دهد. لذا با چنین رویکردی، اگر ذکر مذکور را داشته باشید، مشکلی پیش نخواهد آمد و به طور عادی به اموراتِ خود می‌پردازید و اگر هم در بعضی موارد، کارِ لازم‌تری پیش آمدع آن کار را انجام می‌دهید. موفق باشید

15537
متن پرسش
سلام و اردت: باسمه تعالی؛ علیکم السلام: شوهرتان اشتباه می‌کند و اگر با همسر خود درست برخورد نکند و از لذائذ خدادادی بهره نبرد شوق عبادت نیز در او کم می‌شود. لطفا این مطلب خود را بیشتر توضیح دهید؟ منظورتان از لذت خدادی چیست؟ منظورتان لذت دنیایی حلال است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» از حضرت صادق (عليه السلام) در اين رابطه داریم که: «إِنَّ فِي حِكْمَةِ آلِ دَاوُدَ يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ لَا يُرَى ظَاعِناً إِلَّا فِي ثَلَاثٍ؛ مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ، أَوْ تَزَوُّدٍ لِمَعَادٍ، أَوْ لَذَّةٍ فِي غَيْرِ ذَاتِ مُحَرَّمٍ، وَ يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ لَهُ سَاعَةٌ يُفْضِي بِهَا إِلَى عَمَلِهِ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سَاعَةٌ يُلَاقِي إِخْوَانَهُ الَّذِينَ يُفَاوِضُهُمْ وَ يُفَاوِضُونَهُ فِي أَمْرِ آخِرَتِهِ، وَ سَاعَةٌ يُخَلِّي بَيْنَ نَفْسِهِ وَ لَذَّاتِهَا فِي غَيْرِ مُحَرَّمٍ، فَإِنَّهَا عَوْنٌ عَلَى تِلْكَ السَّاعَتَيْنِ»[1] در حكمت آل داود چنين است كه شايسته است مسلمانِ عاقل زمانى از روز خود را براى كارهائى كه بين او و خداوند انجام مى‏ گيرد، اختصاص دهد و زمانى ديگر برادران ايمانى خود را كه با همديگر در امر آخرت مشاركت دارند، ملاقات كند و زمانى نفس خود را با لذائذى كه گناه نباشد آزاد بگذارد. زيرا اين زمان، آدمى را در انجام وظائف دو امر ديگرش كمك مى‏ كند. ملاحظه مى‏ فرماييد كه حضرت مى ‏فرمايند از طريق لذّت‏ با همسر حلال خود كمك بگير براى ارتباط با خدا و آبادانى آخرت؛ «فَإِنَّهَا عَوْنٌ عَلَى تِلْكَ السَّاعَتَيْنِ» و معنى انتقالى كه عرض كردم به همين معنى است، و لذا نه بايد از آن لذّت‏ فاصله گرفت، و نه بايد در آن متوقف شد. لذّات حرام بر عكسِ لذّات شرعى كه داراى باطن قدسى و عمق معنوى است، بى ‏باطن و بى‏ ريشه مى‏ باشند و به همين جهت عمق جان مرتكبين را ارضاء نمى كنند و لذا آن‏ها گرفتار كثرت لذات دنيايى مى شوند. موفق باشید

 


[1] ( 1)- الكافى، ج 5، ص 87.

 

14986
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: ان شاءلله بنده هفته آینده عازم مشهد مقدس هستم و نایب الزیاره همه دوستان، استاد عزیز جهت استفاده بیشتر از این فرصت و انس بیشتر با امام رضا (ع) و بهره بیشتر بردن از این زیارت، اگر توصیه ای دارید لطفا در اختیار بنده حقیر قرار دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیز خاصی ندارم جز این‌که فراموش نکنید حقیقتاً به زیارت امامی می‌روید که امکانِ قرارگرفتن در معرض پرتو نورِ عصمت، برای شما هست. بعد از اذن دخول و زیارت به همان شکلی که در مفاتیح هست، نماز جعفر طیّار در هر روز از روزهای زیارت فراموش نشود. در هر روز گویا روز اول است، تمام آداب را به‌جا می‌آورید. و در هر عصر با زیارت جامعه‌ی کبیره، حضرت را زیارت کنید. و قبل از اذن دخول با این ابیات زیارت را شروع کنید:

«دل همیشه غریبم هوایتان كرده است / هواى گریه پایین پایتان كرده است 

 وَ گیوه ‏هاى مرا رد پاى غمگینت / مسافر سحر كوچه هایتان كرده است

 خداش خیر دهد آن كسى كه بال مرا / كبوتر حرم باصفایتان كرده است 

 چگونه لطف ندارى به این دو چشمى كه / كنار پنجره‌هایت صدایتان كرده است؟

 چگونه از تو نگیرم نجات فردا را / خدا براى همین ها سوایتان كرده است 

چرا امید ندارى مدینه برگردى / مگر نه آنكه خدا هم دعایتان كرده است

 میان شهر مدینه یگانه خواهرتان / چه نذرهاى بزرگى برایتان كرده است

 تو آن نماز غریب همیشه ‏ها هستى / كه كوچه‏ هاى خراسان قضایتان كرده است

سپیده ‏اى و به رنگ شفق در آمده ‏اى / كدام زهر ستم جابجایتان كرده است»

علی اکبر لطیفیان. موفق باشید

11922

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد طاهرزاده: نمي دانم چرا در بين علما گويا کسي يافت نمي شود که درد ما را بشناسد پاسخ 11902 تان را بار ديگر مرور کنيد، ما که نه به مبدا معتقديم و نه معاد چگونه مي توانيم از ماه رجب استفاده کنيم؟ چرا شما علما نمي خواهيد بپذيريد بر شاک در اصول، عمل به ذره اي از فروع لازم نيست. زباني که ما متوجه مي شويم عقل است چرا ما را حواله به رجب و... مي دهيد که براي ما مفهوم نيست. باز از شما مي خواهم راهکاري ارائه کنيد تا از شکوک رهايي يابيم يا بگذاريد دراين باقي مانده سياهچال حيات به اندک لذايذ خوش باشيم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور بنده آن است که عموم انسان‌ها از جهت فطری متوجه حضور خدا و ابدیت خود هستند، می‌ماند که با تزکیه‌ی لازم آن را احساس می‌کنند و لذا در کنار روزه‌ی ماه رجب برای آن‌که عقل هم چموشی نکند و همراهی نماید مباحث کتاب «ده نکته در معرفت نفس» را همراه با شرح صوتی آن پیشنهاد می‌کنم. از طرفی فراموش نکنید اگر دغدغه‌ی رسیدن به حقیقت را داشته باشید راه‌کارها کمک می‌کند، و اگر مایلید به قول خودتان در سیاهچال حیات باقی بمانید کسی کاری به شما ندارد که می‌فرمایید بگذارید درآن حیات بمانیم!! موفق باشید

10718

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: امیدوارم حالتون خوب باشه. اگه خدا بخواهد بنده اربعین عازم کربلا هستم. از شما استاد عزیر توصیه‌هایی را برای استفاده‌ی هرچه بیشتر از این زیارت به عرش الهی را دارم. می‌خواهم از زبان خودتان هر چند کوتاه بشنوم. خواهشا مرا به خواندن کتاب‌ها رجوع ندهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در مقاله‌ی «حضور تاریخی ما در راستای اربعین حسینی» که در حال حاضر روی سایت هست دارم، إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. در ضمن در جزوه‌ی «زیارت و دعا» در قسمت زیارت، عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
9694
متن پرسش
سلام علیکم: آیا تاثیر پذیری نفوس از همدیگر را بطور برهانی می توان استدلال کرد؟ مثلا وقتی یک نفس سلیم و پاک در مقابل یک نفس رذیله قرار می گیرد آن نفس رذیله بر نفس سلیم می تواند تاثیر بگذارد و در نتیجه سالک یا تحمل گفتگو با آن شخص را ندارد و یا در صورت گفتگو برایش حجاب پیش می آید. البته این تا مرحله ای است که عارف هنوز باقی به بقای بالله نشده است و هنوز در حال فنا است. استاد ما می گفت قاعده ی پیوستگی به این قضیه اشاره دارد. من تا به حال این قضیه را نشنیده ام. در حکمت صدرایی و عرفان محی الدینی چیزی از این قضیه صحبت شده است یا خیر؟ چطوری می توانم اطلاعات کامل بدست بیاورم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه در شرح کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» این بحث با مبانی معرفت‌النفسی طرح شده است و این بحث از زوایای مختلف دارای اهمیت است. موفق باشید
9544
متن پرسش
سلام علیکم: بعضی می گویند: اگر بگوییم فلان مشکل یا فلان سختی بوجود می آید، آن مشکل یا سختی بوجود می آید. آیا چنین چیزی بواقع صحیح است؟ اگر اینگونه است حتمی است یا ممکن است واقع شود؟ 2. بالعکس مورد قبل می گویند اگر بگوییم فلان کار خیر واقع می شود. پس واقع می شود. آیا این صحیح است و اگر صحیح است حتمی است یا ممکن است واقع شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهم‌رفته می‌فرمایند: زبان؛ مقدِّر است به همان معنایی که می‌فرمایند، و به همین جهت به ما فرموده‌اند: «تفعلوا بالخیر» یعنی امید به ظهور خیر برای خود داشته باشید. با این‌همه باید زمینه‌ی آن در شخصیت و رفتار ما باشد. موفق باشید
9003
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: بنده هنگام گوش دادن به برخی از موسیقی ها دچار یک احساس خیلی خوبی میشم و حس میکنم که این احساس به نوعی باعث تقرب و شناخت بیشتر خداوند هست. مثلا وقتی به برخی از آهنگ های آقای سراج گوش میکنم احساس میکنم این موسیقی ها باعث افزایش حالات عرفانی در انسان میشه. سوالی که دارم اینه که آیا این احساس کاذب هست یا حقیقی؟ و اگر کاذبه دلیل اون چی هست؟ یعنی موسیقی میتونه در مواردی قلب انسان رو به خدا نزدیکتر کنه یا فقط توهمه؟ با آرزوی طول عمر با عزت برای شما استاد عزیز و بزرگوار
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حوزه‌ی موسیقی، مرتبه‌ی خیال انسان است، اگر انسان‌ها طالب حضور در مقام قلب و روح هستند باید از موسیقی عبور کنند و در این راستا اهل‌البیت«علیهم‌السلام» هیچ رجوعی به موسیقی نداشتند. موفق باشید
8368
متن پرسش
سلام علیکم ؛ اگر شنیده باشید قرار است در روز 17 اردیبهشت ماه ، مردم تهران در تجمعی گسترده از مسئولان کشوری درخواست نمایند که وظایف خود را در قبال مسئله عفاف و حجاب به طور کامل انجام دهند ... می خواستیم در این خصوص ما را از راهنمایی خود بی بهره نگذارید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این‌که باید مسئولان متعهد به ارزش‌هایی باشند که انقلاب اسلامی بر آن تأکید دارد و به آن‌ها متذکر وظائفشان شویم خوب است ولی باید متوجه باشیم طرح و حل مسائل منوط به درک و امکان و شرایط تاریخی ما است و ما باید در نظام فکری و فرهنگی خود ریشه‌ی بی‌حجابی‌ها را بخشکانیم ودر این مورد باید فشار آورد که کارهای فرهنگ سر و سامان بگیرد.. موفق باشید
7189
متن پرسش
باسلام وخداقوت دوستی دارم که ادعامیکند برخی ازمسائل به اوالهام میشود ومیتواندتاحدکمی ذهن دیگران رابخواندومیتواندشخصیتهایی که مثل اوهستندرابشناسدومیگویدموردی درموردآینده به اوالهام شده است که فکرمیکندوقوع پیداخواهدکرد.لطفاراهنمایی بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه خودش به این حالاتش اعتماد کند و نه شما، زیرا خطر ورود شیطان در این خطورات بسیار زیاد است. موفق باشید
5562
متن پرسش
باسلام خدمت استاد گرامی وعرض خسته نباشید. استادمحترم یک طلبه مبتدی وقتی میخواهد به خواستگاری برود بهتراست چه چیزهایی رامطرح کند؟عقیده ام اینست که روحانیت باید ساده زیست باشند آیا این درست است؟آیا لازم است این موضوع درجلسه خواستگاری مطرح شود؟ به نظرشما اختلاف سن حدودا جقدرباشد بهتراست؟درشرایط امروزی با جه رویکردی ازدواج کنیم که ازسلوک دینی جانمونیم ودجار دنیا طلبی نشویم؟ اجرکم عندالله.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً طلبه باید ساده‌زیست باشد وگرنه چنانچه مشغول دنیا شود، فرصتی برای تعمق در دین پیدا نمی‌کند و باید به خواستگاری دختری برود که او هم ساده‌زیست است و اختلاف سن حدود 4 یا 5 سال خوب است رویکردش باید انقلابی و معنوی باشد. موفق باشید
4554
متن پرسش
سلام استاد. لطفا بفرمائید منظور آقایمان امام صادق(ع) از تعریف عقل در حدیث شریف "العقل ما عبد به الرحمان واکتسب به الجنان" چه می باشد. مراتب عقلی که فلاسفه شرح می دهند با این بیان نورانی چگونه جمع می شوند؟ همچنین بفرمائید که جمع بین تعاریف فلسفی و احادیثی که از اهل البیت نقل شده است را با چه روشی می توان بدست آورد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل در این حدیث شریف آن روحیه و شعوری است که ما را به بندگی خداوند دعوت می‌کند که با عقل عملی که در فلسفه بحث می‌شود تطبیق دارد 2- مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» در صحبت اخیری که با مداحان داشتند فرمودند: «انبیاء و فرستادگان الهی ننشسته‌اند با مردم با زبان فلسفی حرف بزنند، اگرچه برای فهمیدن کلام آن‌ها و تعمق در بیان آن‌ها، عقل فلسفی لازم بود و هست، یعنی فلاسفه‌ی بزرگ از سفره‌ی گسترده‌ی عمومی انبیاء الهی بیشترین بهره را می‌برند، اما این سفره، سفره‌ی خاص نیست». ملاحظه می‌فرمایید همین‌طور که رهبر فرزانه می‌فرمایند و حقیقتاً نکته‌ی ظریفی را مطرح کردند اگر انسان عقل فلسفی خود را رشد دهد با عمق بیشتری سخنان انسان‌های الهی را می‌فهمد. موفق باشید
4315
متن پرسش
سلام عرض میکنم خدمت استاد طاهر زاده آیا به تعداد همه انسان ها راه رسیدن به خدا وجود دارد؟ نظر شما نسبت به نظریه نسبیت انیشتین چیست؟ با تشکر از شما
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر انسانی از نظر وجودی یک مسیر است برای رسیدن به خدا به شرطی که خود را در مسیر شریعت الهی قرار دهد. در مورد نسبیت انیشتین در جواب سؤال شماره‌ی 4296 عرایضی داشتم. موفق باشید
3720

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
شما در صفحة 89 دربارة حضرت امام فرموده‌اید که: «می‌تواند آن حقایق را به صورت اشراقی به بقیه بدهد». در این راستا این سؤالات مطرح می‌شود: الف) آیا منظورتان به ارادة خود حضرت امام است (یعنی آیا امام می‌تواند اراده کند تا اشراقاتش بر قلب تک‌تک یک میلیارد مسلمان تجلی کند)؟ یا این که منظور این است که همانطور که امام فهمیده، ما هم می‌فهمیم ولو آن اشراق توسط یکی از ملائکه صورت بگیرد بدون ارادة حضرت امام؟ ب) آیا این ویژگی منحصر به حضرت امام است و بقیة علمای حاضر نمی‌توانند چنین کاری کنند؟ ج) آیا همة علمای دیگر، هر آنچه از اشراقات معنوی عالم غیب گرفته‌اند، از حضرت امام گرفته‌اند نه از اساتید دیگرشان؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- برای رجوع به انقلاب به عنوان حقیقتی که در این دوران باید به آن رجوع کرد، شخصیت اشراقی حضرت امام منشأ آن حقیقت است و آن شخصیت اراده کرده است تا این نور را به بقیه‌ی عالم برساند و ملائکه نیز از طریق رجوع ما به حضرت امام آن نور را به ما می‌دهند 2- در رابطه با رجوع به حقیقت انقلاب این اشراق مخصوص به امام است و هرکس خواست بگیرد با نگاه اشراقی به شخصیت امام می‌تواند از آن اشراق استفاده کند که راه‌کار آن در کتاب عرض شده است. موفق باشید
3680

امانت‌داریبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم. امانتداری که در روایات تاکید زیادی روی آن شده و گاهی از ارکان ایمان و نشانه ایمان و..... شمرده شده درعصر کنونی بیشتر چه مصداقی دارد چرا اینقدر روی این موضوع تاکید شده است.؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه باید نسبت به رعایت حق حساس بود تا حضرت حق توجه و رحمتش را از ما باز نگیرد و امانت‌داری یکی از نمونه‌های رعایت حقوق افراد است، چه رعایت امانت در برگشت آن‌چه از افراد در اختیار ما است و چه رعایت امانتی که مردم در اختیار مسئولان کشور قرار می‌دهند تا به وظیفه‌ی خود در خدمت‌گذاری به مردم آن را رعایت کنند و چه رعایت امانتی که مردم یک کشور به دانشجویان می‌دهند تا به بهترین نحو درس بخوانند. موفق باشید
3163
متن پرسش
با سلام و عرض ادب محضر استاد طاهرزاده مقام معظم رهبری فرمودند ما اکنون در پیچ تاریخی قرار داریم افق نزدیک این پیچ تاریخی چیست؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: عبور از حاکمیت فرهنگ مدرنیته و نظر به حاکمیت شریعت الهی در مناسبات اجتماعی چیزی است که در عزم عمومی مردم خاور میانه به چشم می‌خورد.به گفته اقای دکتر سعد الله زارعی: پیچ تاریخی تنها عبارت از سقوط چند رژیم نیست بلکه تحولی است که در عالم و آدم ایجاد شده و تعریف جدیدی است از همه‌ی آنچه که بشر در زندگی خود با آن سر و کار دارد و این یعنی پایان یک دوره‌ی تمدنی و آغاز یک دوره‌ی تمدنی دیگر. تحولی در سطح زیرین جامعه و در بین مردم در حال وقوع است و بیش از همه روح و قلب انسان‌ها را متوجه‌ی دگرگونی و خروج از سیطره‌ی غرب کرده. غرب سیصدسال بود به «تک‌گویی» عادت داشت و در پنجاه‌ساله‌ی اخیر دیگر سخن جدیدی از او ظاهر نشد، در حالی‌که رقیب غرب که بنا دارد زندگی زمینی را به آسمان معنویت متصل گرداند، تازه سخن‌گفتن را آغاز کرده و معلوم است وقتی اسلام در فضای بن‌بست غرب وارد میدان شود راه حل‌های روشنی برای برون‌رفت از آن بن‌بست دارد و این است که باید حقیقتاً به پیچ تاریخی زمان خود باور داشته باشیم و در بازتعریفی‌جدید خود را و جایگاه خود را دوباره تعریف کنیم. موفق باشید
3048
متن پرسش
سلام علیکم! با تشکر از پاسخ شما به سوال بنده در سوال شماره (3009) با عنوان بالاترین جهاد. 1- اما شما فرموده اید:«1- ملاحظه فرمایید که روایت در ادامه می‌فرماید: زنای چشم ، نگاه‌کردن و زنای دهان ، بوسیدن و زنای دست، لمس‌کردن است و می‌خواهند بفرمایند عموماً انسان‌ها به غیر از معصوم به نحوی گرفتاراین امور شده‌اند. حدّاقل در آن حد که یک نگاه از سر میل کرده باشند». بله من هم قبلاً ادامه روایت را دیده بودم. اما من سوالم این است که آیا علما و اولیاءالله امثال حضرت امام(ره)، علامه طباطبائی(ره)، آقا سید علی آقا قاضی(ره)، شیخ انصاری(ره)، شیخ مفید(ره)، آیت الله بهجت(ره)، آیت الله جوادی حفظه الله و سایر علمای متقدم و متأخر نیز مشمول این «مَا مِنْ أَحَدٍ» هستند؟!!! اگر هستند مثلاً زنای این بزرگواران چیست؟!!! یعنی آیا اینها نیز مثلاً نگاهی از سر میل کرده اند؟!!! 2- همچنین شما فرموده اید:«2- آیا جز این است که کنترل میل از جنگیدن با شمشیر سخت‌تر است؟» به نظر من همه امیال اینگونه نیستند. چون خیلی از امیال برای ما پیش می آید که خلاف شرع هستند. و جلوی این میل خودمان می ایستیم. در حالی که کنترل با این میل هیچ سختی خاصی هم برای ما نداشته است. یعنی به راحتی جلوی آن میل خلاف شرع خودمان ایستاده ایم. اما بله برخی امیال نیز هستند که جلوی آن امیال ایستادن از جنگیدن با شمشیر هم سخت تر هست. اما در این حالت این سوال پیش می آید که آیا اگر کسی در همچین موقعی مغلوب هوای نفس خود شد جای ملامت و سرزنش زیاد دارد یا خیر؟!!! چون کنترل برخی امیال از تنهائی جنگیدن با لشکری سخت تر است. 3- در بند پایانی نیز فرموده اید:«4 و 5- گویا شما برکات عفت بطن و فرج را کم گرفته‌اید، واقعاً بالاترین جهاد است که انسان با میل‌های خود مقابله کند. موفق باشید» نه من نیز به برکات عفت بطن و فرج واقم و می دانم بالاترین جهاد است. سوال من از این جهت است که از فحوای این روایات اینطور برداشت می شود که این بالاترین جهاد خیلی خیلی سخت است و اقلیت از افراد از آن سربلند بیرون می آیند. در حالی که آدم در زندگیش افراد زیادی را می شناسد که می داند آدم های عفیفی هستند. یعنی هم در عفت بطن حلال می خورند خمس و زکات خود را می دهند دزدی نمی کنند و ... . در عفت فرج نیز فقط به همسر خویش اکتفا کرده اند. نظر به ناموس مردم ندارند. اهل فیلم های مبتذل نیستند و ... . حال آیا همه اینگونه افراد دارند بالاترین جهاد را می کنند و مشمول روایت می شوند یا نه روایت منظور دیگری دارد؟!!!
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- نمی‌توان روایاتی را که می‌خواهد بالإجمال عموم را شامل چنین ضعف‌هایی بکند به خواص هم نسبت داد 2- آنچه روایات در مورد عظمت حفظ عفت مطرح می‌کند مربوط به مقابله با امیالی است که کنترل آن‌ها نیاز به تقوای زیاد دارد 3- آری انسان‌هایی که در ورطه‌های هلاکت توانسته‌اند فرج و بطن خود را کنترل کنند بالاترین جهاد را – یعنی جهاد اکبر را- انجام داده‌اند. موفق باشید
2572
متن پرسش
با سلام جناب استاد در خصوص بحث ماهیت و وجود من دچار مشکل شدم چون حس میکنم در بحث اصالت وجود مطلب به نحوی ارائه میشود و در بحث وجود ذهنی به نحو دیگر در اصالت وجود مطرح میشود انچه در خارج تحقق دارد وجود است بعد نفس ما از طریق قوای خود با وجود خارجی ارتباط پیدا میکند و وجود خارجی که دارای تشکیک هست را بصورت صور و ماهیتها درک می نماید یعنی ما در خارج صورتها و ماهیت نداریم و وجود خارجی به صورت وجودی برای ما محسوس نیست بلکه معقول است و توسط براهین به وجود ان پی میبریم بلکه به صورت ماهیت ها انرا درک میکنیم و نفس انها را در اثر ارتباط با وجود خارجی میسازد ولی در خارج ماهیت نداریم بعد این ماهیت بوسیله نفس در ذهن تحقق پیدا میکند که همان وجود ذهنی میشود یعنی اگر ما از ذهن ازاد شویم دیگر عالم خارج را بصورت ماهیتها نمیبینیم این ان چیزیست که از اصالت وجود فهمیده میشود. ولی در بحث وجود ذهنی میگوییم در خارج صورتها را داریم نفس از طریق قوا انها را میگیرد و در ذهن تحقق میدهد این خلاف بحث اصالت وجود است یا عوارض که جز ماهیت ها هست را میگیرد در صورتیکه ما در بیرون عوارض نداریم بلکه نفس وقتی وجود خارجی را بصورت ماهیت درک کرد ان ماهیت را به جوهر و عرض تقسیم میکند در صورتیکه ما در بیرون فقط وجود داریم که نه جوهر است نه عرض سوالی دیگر هم پیش میاید و ان این است که اگر ما قبول کنیم نفس وقتی صورتها را تشکیل و تحقق داد چرا همین را درباره خارج نگوییم که در بیرون هم ما صورت داریم و انها توسط وجود تحقق پیدا کرده است که البته با بحث اصالت وجود تداخل دارد چون انجا میگوییم اگر در خارج هم ماهیت داشته باشیم یا باید با وجود متحد باشد و الی اخر حالا همین در مورد وجود ذهنی هم پیش میاید که این صورتها در ذهن ایا با وجود متحد است و همان بحثها خلاصه ما نفهمیدیم چه شد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همین‌طور که مستحضرید اصالت وجود روشن می‌کند وجود در مراتب مختلف و یا در شرایط و زمینه‌های مختلف به صورت‌های متفاوت ظهور می‌یابد، حال اگر آن صورت ـ که چیزی نیست جز حدّ وجود ـ در ذهن آمد از آن‌جایی که عارضی بر ذهن شده چیزی جز حقیقت شیئ خارجی است. می‌گوییم همان وجود است که در مرتبه‌ای خاص ـ که وجود در آن مرتبه نسبت به مرتبه‌ی شیئ خارجی در مرتبه‌ی بالاتری قرار دارد که موجب مجردشدن آن وجود شده - به صورت علم ما در آمده زیرا نفس ناطقه با روبه‌روشدن با شیئ خارجی مستعد می‌شود تا وجودی با همان صورت در ذهن خود ابداع کند که به آن وجود ذهنی می‌گویند که به حمل اولیِ ذاتی همان شیئ خارجی است هرچند از نظر درجه‌ی وجودی در مرتبه‌ی علم قرار گرفته. فراموش نفرمایید وجود ذهنی چیزی نیست جز علم و علم مقول به تشکیک است، یعنی یک حقیقت وجودی است. پس در هر حال اصالت وجود ثابت است و ماهیت بالعرض مطرح است. موفق باشید
نمایش چاپی