سلام علیکم: موضوع سخن بنده اینست: «چرا با وجود ولیفقیه هم وحدت حاصل نمیشود؟!» از وحدت به معنای نفی اختلاف نظر و سلیقه که لازمه جامعه بوده سخن نمیگویم، سخن در وحدت مبانی و عدم نفی یکدیگرست. چرا این وحدت که یکی از برکات و محصولات وجود ولی در جامعه باید باشد در اهل ولایت دیده نشده و حاصل نمیشود؟ دل انسان از دیدن این همه اختلاف مبانی در میان حزب اللهی ها به درد میآید و بدتر وقتی می بیند همگی مرجع اختلاف خود را ولیِ جامعه معرفی میکنند دلش میترکد! رهبر جامعه رئیس جدید تیم مذاکره کننده و خط و خطوط تعیین میکند و در پیام خود می گوید برای مذاکرات دعا کنید، بعد عده ای از مردم حزب اللهی و نمایندگان ایشان اساساً با اصل مذاکره مخالفت میکنند و می گویند چرا با مذاکره به رهبری خیانت میکنید؟!! عده ای دیگر هم می گویند چرا بر خلاف موضوعات رهبری مذاکره می کنید؟! شاید بتوانم بحث تحمیل و عبور از خطوط قرمز را در دوران رهبر شهید فقید آنهم به علت بروز فترت در بیداری بخشی از جامعهی وقت، قبول کنم، اما مگر میشود اکنون که بعثت بروز و ظهور کرده و مردم تمام قد پشتیبان ولایت هستند حرف از تحمیل زد؟ بنده آن ایراد رفقا را حمایت از رهبر ندانسته و اتفاقا ناخواسته ایراد وارد کردن به ایشان می دانم که گویی نتوانسته اند علیرغم این بعثت و حضور حاضرین به نفع عامه مسلمین بهره برده و با سکوت خود تحمیل و ضرر ایشان را پذیرفته اند! اینکه عده ای انقلابی واقعی چون رسایی و ثابتی و نبویان و ... خود را مدافع و مراقب خطوط رهبری میدانند و لحظه به لحظه بر مذاکراتی های ماموریت یافته از همان رهبر میتازند واقعا چگونه است؟ رهبری فرمود فریادهای شما در خیابان بر مذاکرات اثر دارد؛ اما گویا عده ای گمان کرده اند فریادهای ما بر مذاکره کنندگان مقصودشان بوده! آیا قول عده ای که معتقدند در فتنه ها و چند دستگی ها، برای حصول آن وحدت، قول و بیان صریح تر از جانب رهبری نیاز است درست است؟ و در پایان با طرح مجدد موضوع، نظر حضرتعالی را خواستارم که چرا با وجود ولیفقیه هم، آن وحدت حاصل نمیشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً رهبر معظم انقلاب با سخنان خود بخصوص در پیام اخیرشان به مجلس، حجّت را تمام کردند. از آن جهت که سخن رهبر معظم انقلاب با نظر به عنایاتی که به ایشان میشود برای حفظ جبههای که مقابل شیطانیترین جریان ایستادهاند و با نظر به بصیرتی که دارند، سخنشان برای ما حجّت است و حال در نظر بگیرید ایشان در پیام فوقالعادهای که به مناسبت آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم مطرح فرمودند که در واقع، وظیفۀ بسیار بزرگی بر دوش ما خواهد بود و آن رعایت «وحدت» است. تا آنجایی که فرمودند: « بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههمپیوسته ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند». و این حکایت از آن دارد که با توجه به چنین رویکردی میتوان بسیار نسبت به آینده امیدوار بود و خود را مشغول اموری که موجب بدبینی نسبت به مسئولان میشود، ننمود. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: این علي عليه السلام کیست که خداوند او را پیشوای ما قرار داده و اطاعت از امرش را واجب نموده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن در این مورد بیش از حدّ است که در میدان سؤال و جواب بگنجد. اسلام را! و عظمت اسلام را! که چنین انسانی را تربیت نمود که به تعبیر جناب مولوی: «ای علی که جمله عقل و دیدهای .... شمه ای بنما از آنچه دیدهای» میگوید ای علی تو تنها عاقل نیستی، خودِ عقلی و خودِ بصیرت هستی و از آن حضرت تقاضا میکند شمهای از آن بصیرت را به ما بده. تا آنجایی که در وصف آن حضرت میگوید: «تو ترازوی احدخو بودهای / بل زبانۀ هر ترازو بودهای» که هر اندازه در این بیت فکر کنیم، جا دارد. موفق باشید
سلام الله علیکم: استاد طاهرزاده عزیز امام خمینی رحمة الله علیه درباره دو جمله «و لتصنعَ علی عَینی» و «و اصْطَنعتُک لنفسی» بیان داشتهاند که اگر چشم دل باز کنی، یک نغمه روحانی و لطیفی میشنوی که جمیع مسامع قلبت و سراسر وجودت از سِرّ توحید پر شود. تقاضا دارم حضرتعالی ما را به این لذت قلبی از سِرّ توحید رهنمون فرمایید. سپاس.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در امر حضور توحیدی و توجه توحیدی، ابتدا باید در معرفت نسبت به این امر بزرگ حاضر شد که آن، «برهان صدیقین» است با ارزش فوقالعادهای که دارد و سپس منوّرشدن به نگاه قرآنی که در اعتکاف رمضانی امسال عرایضی تحت عنوان «آیات قرآنی و نظر به وجه حضرت حق و در طلب دیدار حق» https://lobolmizan.ir/sound/1782?mark=%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1 شد. امید است مؤثر افتد. موفق باشید
سلام خدمت استاد بزرگوار: سوالی دارم: طبق توصیه حضرتعالی من تمام صحبتهای آقای مهدی محمدی را گوش می دهم.که میگوید مذاکرات هم بخشی ازجنگ است و به آقای قالیباف هم تا حد زیادی اعتماد دارم اما بازهم نگرانیم راجع به نتیجه مذاکرات با توجه به تجربه تلخ برجا م برقرار هست که چطور خطوط قرمز رهبر شهید رعایت نشد درحالیکه گفته میشد که مذاکرات برجام با هماهنگی رهبر شهید انجام شده. البته به دیگران که در این مورد خیلی مخالف و بدبین هستند توصیه به حفظ وحدت میکنم لطفا بیشتر راهنمایی فرمایید چگونه این نگرانی را برطرف کنم و اطمینان پیدا کنم که درانجام وظیفه خود در دفاع از دستاوردهای شهیدان و رزمندگان کوتاهی نکرده ام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید توصیههای رهبر معظم انقلاب بخصوص پیام فوقالعادهای که به مناسبت آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم مطرح فرمودند که در واقع، وظیفۀ بسیار بزرگی بر دوش ما خواهد بود و آن رعایت «وحدت» است. تا آنجایی که فرمودند: « بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههمپیوسته ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند». و این حکایت از آن دارد که با توجه به چنین رویکردی میتوان بسیار نسبت به آینده امیدوار بود و خود را مشغول اموری که موجب بدبینی نسبت به مسئولان میشود، ننمود. موفق باشید
سلام و رحمة الله استاد عزیز: خدا شما را حفظ کند. بنده یکی دو سالی هست که کانال های شما را در ایتا دنبال میکنم و پیگیر مطالبی که در آن قرار می دهید هستم. بحمداللَّه مطالب شما ما را در زمینه تبیین و درک و معنا و موارد دیگر در جای بسیار خوبی حاضر کرده است و به این خاطر خدا را شاکر هستیم که ما را به لطف خودش با چنین اساتیدی آشنا کرده است. اما مطلبی که خدمت شما می خواهم عرض کنم با دیدگاه انتقادی و دلسوزانه نسبت به خودم و دیگر اعضا هست که اگر اشکال از ما هست از آن مطلع شویم و به مسیر درست آن نظر کنیم و بنده آن را در مثالی خدمت شما عرض میکنم. در سطح جامعه ای که هستیم همانطور که عرض شد در حد زیادی مطالب شما راهگشا بوده است اما در یک مسیر بنده احساس ضعف میکنم که هنگامی که ما در خصوص مطالب شما با دیگران صحبت میکنیم دست مان پر است ولی تا به بحث تحلیل شرایط میشه ما اینجا حرف زیادی برای گفتن نداریم. برای مثال در شرایط قبل از جنگ شما صوت آقای خوش چشم را در گروه قرار داده بودید و ما آن را که گوش کردیم و در بحث های خودمان با نظر به خوش چشم می گفتیم که جنگ نمی شود اگر هم بشود رهبر را نمی زنند و کسانی که با نظر به رسانه های خارجی با ما گفت و گو می کردند گفتند که جنگ می شود و شد و در ابتدای جنگ رهبر ترور شد. در ابتدای جنگ ما با توجه به رسانه های داخلی گفتیم که رهبر ما شهید نشده و آنها بالعکس گفتند شده و شد. در ادامه در اوج جنگ آنها به ما گفتند که دارد توافق می شود و ما با نظر به حرف آقای مهدی محمدی که اصرار داشت توافق نمی شود گفتیم که نمی شود ولی شد. در ادامه در جایی که آقای طائب فرمودند در سخنرانی شان ترامپ در کنگره این بار برای ادامه جنگ دستش را خواهند بست و پایان او خواهد بود ولی دیدیم که اتفاقا رای کافی را به پایان جنگ ندادند و دستش همچنان باز ماند هر چند که بنده از مسائلی که مطرح فرمودند در خصوص آیات قرآن و محکمات خیلی مفید و عالی دونستم برای خودم مطلب ایشان را ولی بعضی از نظرات ایشان در خصوص بحث نظامی گری با واقعیت میدانی ما حداقل ۳۰ سال فاصله داشت و به صورت تخصصی حرف ایشان در مسائل نظامی که مطرح فرمودند جای بحث داشت و در ادامه هم که آقای مهدی محمدی وضعیت را در آستانه جنگ خواند یا آقای خوش چشم که گفت تا یه هفته ديگه جنگ میشه ولی مجددا حرف کسانی که با نظر به رسانه های خارجی با ما سخن می گفتند شد که جنگ نزدیک نیست و به سمت توافق دارند پیش می روند. چرا اینگونه دارد می شود؟ بنده هر چند که اصلا دوست ندارم خودم را متوقف و درگیر این مسائل کنم و نظر اساتید مثل مهدی محمدی و طائب و.... را بر نظر خود ترجیح میدهم اما این موارد جزئی آیا خبر از این نمی دهد که ما هر چند در شناخت حقیقت دشمن بهتر از او خودش را می شناسیم ولی در روند بازی های آن و سبک کار آنها هنوز به شناخت نسبی و متعادل نرسیدیم؟ استاد آیا اینها خبر از این نمی دهد که ما در روند معادلات ضعف داریم و این ضعف ها در مواردی در بحث فریب عوام و جهانیانِ بعضا از همه جا بی خبر موجب گمراهی می شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که ضعف داریم ولی به نظر میآید همان عزیزانی را که نام بردید جوانب مختلف را با نظر به آنچه از میدان میدانند، با ما در میان میگذارند و خودشان هم جوانب دیگر را نفی نمیکنند. ولی بعضیها خیلی راحت حدس میزنند و اگر حدسشان محقق شد، میگویند ما که گفتیم. و اگر محقق نشد، خیلی راحت از آن ردّ میشوند. و البته همین امور را نیز طبیعی بدانید. مهم توجه به افقهای بلندی میباشد که در این جنگ، مقابل ما گشوده شده است و روایتهایی که باید از جایگاه تاریخیِ این رخداد داشته باشیم که در این مورد سعی شده است در مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است»https://eitaa.com/bartarin_hozoor تذکراتی داده شود و از آن مهمتر، تذکراتی است که رهبر معظم انقلاب در پیامهای خود متذکر میشوند. موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام: بعضی از اساتید سیر و سلوک هستند که ذکر خاص و گرفتن چله و برنامه منظم به شاگردانشون میدهند. آیا شما کسی را سراغ دارید که به بنده حقیر معرفی نمایید؟ آیا شما این نوع راهها را میپسندید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده کسی را سراغ ندارم و به نظر میآید همین دستوراتی که مرحوم شیخ عباس قمی از طریق ائمه «علیهمالسلام» در مفاتیح آوردند، کارساز است آنهم بدون افراط و سختگیری. موفق باشید
سلام جناب استاد: بنده مدتی هست دارم شرح صوتی مقالات استاد شجاعی که روی سایت هست رو گوش میدم، خیلی شیفته این مسیر بودم و الان شوقم بیشتر شده، برای اینکه از این مسیر به الله جل جلاله برسم چه نکاتی رو باید رعایت کنم؟ با اینکه گناه سد راه هست اما ناخودآگاه انجام میدهم و اگر یادم باشه سریع استغفار میکنم. خیلی دوست دارم سریع این راه به پایان برسد و به خدا برسم. سوال بعدم این هست آیا این مسیر مشکلات زیادی داره یا اینکه راحته؟ چون احساس میکنم خیلی دارم امتحان میشم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به رحمت واسعۀ الهی ان شاءالله از موانع عبور خواهید کرد. به خودتان سختگیری نکنید و فراموش نفرمایید که یکی از صفات خوب که خداوند برای بندهاش بسیار دوست دارد، صبر بر معصیت است. بدین معنا که همواره در مقابل امیال غیر الهی صبر پیشه کند و باز صبر پیشه کند تا نتایج گشوده شدنِ راه در مقابل حضرت حقّ را بیابد. https://eitaa.com/matalebevijeh/22720 موفق باشید
سلام بر استاد طاهرزاده عزیز: امیدوارم که در صحت و سلامت باشید و ما را از دعای خیرتان فراموش نفرمایید. حضرت امام خمینی در تأویل «فاخلع نعلیک» فرمودهاند که در میعادگاه به حضرت موسی خطاب به قطع ریشههای محبت دنیا و مهمترین آنها زن و فرزند باشد، رسید. لکن به رسول ختمی مرتبت امر به حبِّ علی مرتضی شد. که در این سِرّ جذوه ای است که دم از او نزنم. سپاسگزار خواهم بود چنانچه حضرتعالی ما را از این سِرّ مطلع سازید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در مسیر اُنس با حضرت محبوب باید از هر آنچه در این راه حجابِ آن اُنس میشود منصرف شد و نسبت به هر آنچه مظهر آن راه میباشد، همچون مولایمان علی «علیهالسلام» دل سپرد. و البته این به معنای نفی جایگاه زن و فرزند نیست آنها در جای خود راههای اُنس با زندگی معنوی هستند. موفق باشید
«یا دلیل المتحیرین» سلام استاد بزرگوار; سرم پایین است😔. شرمسارم. از خودم منزجر و متنفرم. کی قرار است شیطان دست از سر ما بردارد؟ به لطف خدا ماه رجب و شعبان و رمضان نسبتاً خوبی داشتم. مخصوصاً اینکه این ایام الله با ایام الله جنگ با استکبار و شهادت قائد عظیم الشأن انقلاب اسلامی آمیخته بود. چه خوش روزگاری بود. «شهادت نردبان آسمان بود /شهادت آسمان را نردبان بود / چرا برداشتند این نردبان را؟ / چرا بستند راه آسمان را؟» ولی دوباره زمین خوردم. دوباره از نفس و شیطان شکست شدیدی خوردم. نومید نیستم. ولی خسته ام. دعا کنید زودتر بمیرم. تا همگان از دستم خلاص بشوند. خطاب به پدر و رهبر شهیدم: تو بالا رفته ای من در زمینم / پدر جان روسیاه و شرمگینم😭
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! و نه! با افقی که آن مرد الهی در مقابل ما گشود، اگر ۷۰ بار هم زمین بخوریم باز قد عَلم کرده، خود را زیر سایۀ صفای آن رهبر شهید ادامه میدهیم و اینجا است که جای تنفر از خود نمیماند، ولی جای همّتی که ما را در جایگاهی بس بلندتر از دیروزمان قرار میدهد؛ در میان خواهد بود. آیا این نوع حرارت و شوری را که انسانها در این شبها در خود مییابند را، میتوان حکایت حضور انسانیتی متعالی که شیطان را به شیون انداخته است؛ ندانیم؟ امیدوار باشید و امیدوار. عنایت بفرمایید که رهبر جوان انقلاب در رابطه با حج و حاجیان در پیام خود ظرایف دقیق و عمیقی را با ما در میان گذاشتهاند که لازم است با دقت هر فرازی را مد نظر قرار دهیم. در این رابطه متن پیام رهبر انقلاب را با نظر بر فرازهای آن مد نظر رفقا قرار میگیرد. https://eitaa.com/arshiv3133/59 موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت شما استاد عزیز: استاد ببخشید یه سوالی در ذهنم داشتم؛ اینکه با وجود این همه مشکلات اقتصادی، فرهنگی، معیشتی، تربیتی، مدیریتی و حکمرانی، وجود فسادهای اخلاقی و جنایی زیاد، تربیت های نادرست، دین زدگی گسترده، نارضایتی مردم و... چرا بازهم باید از انقلاب و جمهوری اسلامی ایران طرفداری و دفاع کنیم؟ شاید بگویید که امروزه جمهوری اسلامی ایران، مرکزیت و مدیریت یک جبهه حق را بر عهده دارد و خب در این مسیر مشکلاتی هم هست. اما خب الان بعضی به دلیل بی اطلاعی یا هرچیز دیگری، زندگی آرام و با رفاه را در مدت عمر کوتاه خود ترجیح می دهند و کار به بقیه اش ندارند و دوست ندارند مبارزه طولانی مدت با کفر کنند. و خب از طرفی دیگر حکومت ما یک جمهوری است، و با اینکه حکومت ما مدیریت یک جبهه حق علیه باطل را دارد و اگر نابود شود تقریباً ممکن است جبهه مقاومت نابود شود، اما اگر مردم خود آن کشور آن حکومت را نخواهند که به نظر میرسد اکثریت حرفشان این است، پس تکلیف چیست؟ وظیفه ما چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در اینکه این ضعفها هست؛ بحثی نیست. ولی با اینهمه اساساً قابل مقایسه با بقیۀ کشورها نمیباشد و همین انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است که اینچنین در مقایسه با بقیۀ حکومتها بسی بزرگ و آیندهدار است در مقابل جهانی که در اوج بیآیندگی و پوچی، هر روز خود را گرفتار انواع بحرانها مییابند. چگونه از چنین الطافی که حضرت پروردگار به ملت ما نموده است که برای حفظ خود در جهانی که به سرکردگی استکبار بنا دارد ایران را تجزیه کند تا هیچ قدرتی در مقابل اسرائیل نباشد؛ غفلت کنیم؟
اگر جمهوری اسلامی یک. مثبت داشته باشد و همه آن نقاط مثبت آن را در نظر نگیریم همین مقابله با رژیم صهیونی باشد در دفاع از مردم مظلوم فلسطین به حکم «وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا.»
شما را چه شده که در راه خدا و [رهایی] مردان و زنان و کودکان مستضعف [ی که ستمکاران هر گونه راه چاره را بر آنان بسته اند] نمی جنگید؟ آن مستضعفانی که همواره می گویند: پروردگارا! ما را از این شهری که اهلش ستمکارند، بیرون ببر و از سوی خود، سرپرستی برای ما بگمار و از جانب خود برای ما یاوری قرار ده. موفق باشید
بسمه تعالی. عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: چند سالی هست مباحث استاد یزدان پناه رو پیگیری می کنیم، اخیرا درس اخلاق تهران رو که چهارشنبه ها برگزار می شد، در بین تجمعات و سردر دانشگاه تهران برگزار می کنند، هفت هفته است که سخنرانی دارند. دو جلسه آخر رو که گوش دادم دیدم به خلاف سیره رایج شون دقیقا به روایات آخر الزمانی و برخی آیات قرآن اشاره می کنند و به طور صریح و با قاطعیت اون رو به شخصیت ها و شهرها و ... این ایام و سال ها تطبیق می دهند. یا مثلا امتی که طبق فرموده رسول الله ص عهده دار ولایت میشن و جایگزین قومی که کفران نعمت کردند قوم سلمان هستند و استاد این رو همین مردم این روزهای ایران دانستند و فرمودند منظور پیامبر همین مردم ایران بوده. مایل بودم نظر حضرتعالی را درباره این بیان استاد یزدان پناه و همچنین تغییر سبک شون در این موارد، بدونم. سپاس بی کران.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همه چیز حکایت از آن دارد که تاریخ، در حال آخرالزمانیِ خودش پیش میرود و بحمدالله شواهد زیادی این امر را تأیید میکند. به این معنا که آری! چهرۀ آخرالزمانیِ تاریخ، بیشتر از پیش خود را نمایان کرده است ولی البته این هرگز به معنای تعیین وقت ظهور نیست و به معنای آنکه فردا و پس فردا آن حضرت ظهور میکنند؛ نیز نمیباشد. ولی درک شرایط تاریخی به نحوۀ آخرالزمانی آن بسیار مهم است و از این جهت چه اندازه بصیرتی در ائمۀ ما «علیهمالسلام» در اشاره به چنین ظرفیتهایی بوده است. موفق باشید
سلام: طاعات و عبادات شما قبول باشه انشاءالله. یک سوال: حضرت امیر علیه السلام میفرمایند: نامه ۳۱ «وَ أَنْ أَبْتَدِئَكَ بِتَعْلِيمِ كِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَأْوِيلِهِ» پس در آغاز تربيت، تصميم گرفتم تا كتاب خداى توانا و بزرگ را همراه با تفسير آيات، به تو بياموزم. کتاب فرزندم اینچنین باید بود رو هم نگاه کردیم، آیا ممکنه تفسیر باطنی این جمله رو بیشتر برامون توضیح بدید. ۱. چرا امام ابتدای تربیت را با قرآن آغاز می کند؟ ۲. آیا در مسیر تربیت می توانیم فقط از قرآن استفاده کنیم؟ ۳. چرا در مدارس و مراکز تربیتی از تربیت قرآنی غافل هستیم؟ و ... با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ ما در هر صورت باید تربیت را با نظر به قرآن و اشارات قرآنی شروع کنیم. میماند که آمادگیها متفاوت است و البته آمادگیهایی که اهل البیت «علیهمالسلام» حتی در کودکی دارند، چیز دیگری است. امید است جامعۀ ما و مراکزتربیتی ما به جایی برسند که بتوانیم از طریق قرآن و اشارات خاص آن، نظام تربیتی خود را شکل دهیم. موفق باشید
سلام طاعات و عبادات شما قبول باشه انشاءالله یک سوال: در فایل سخنرانی که از حاج آقا طائب فرستاده بودید، ایشون فرمودند تحمیل بر امام معنی نداره اما امام خمینی رحمه الله علیه میفرمایند در ماجرای حکمیت؛ هم حکمیت تحمیل شد، هم حکم تحمیل شد. اگر توضیح دهید ممنون میشم. با تشکر از شما استاد عزیز.
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته همانطور که میفرمایید تعبیر واژۀ تحمیل، ممکن است متفاوت باشد. در مورد فرمایش حاج آقا طائب، بیشتر باید بر این نکته فکر کرد که پذیرش پیشنهاد آتش بس در عینی که توان ادامۀ جنگ را داریم؛ از نظر قرآن جا دارد یا نه؟ تأکید حاج آقا طائب آن است که میتوان آن نوع پیشنهاد را پذیرفت. موفق باشید
سلام و ارادت استاد عزیز: نظرتان را درباره شعری که بمناسبت حال و هوای بعثت مردمی سرودم، میخواستم. حال و هوای مردمی که با ذره ذره وجود خود تمنای حضور در همه آینده را دارند. ✍ علی جلالی
مرا نَبُرده کجا میروی تَهَمتن من؟! اگر نحیفم و زارم، سِپر کُن از تن من. اگر که سنگ نماندهاست منجنیقت را / به تیغِ تیز جدا کن سری ز گردن من. شبِ نَبرد اگر اذنِ بازگشت دهی / مگر به خواب ببینی خیالِ رفتن من. مرا ز خانه آسایشم به میدان بَر/ به رهگذارِ گُدازه بساز مسکن من. اگر که خواهی دودی به چشمِ خصم کنی / بیا بیا و بسوزان تمامِ خرمن من. بسوز شاخه خشکیده حیاتم را / و پر گشودنِ ققنوس بین ز مدفن من. دلاوریِ تو را تا رجز کنم، بگشا / به کیمیای شهادت، زبانِ الکن من. نه من، که هر که در این شهر هست میگوید: / مرا نَبُرده کجا میروی تهمتن من؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عالی است! خدا قوت. امید است که نه او رفته باشد و نه ما را به عنوان سپر رها کرده باشد. حال، مائیم و او و جهانی که با شهادتش گشوده شد تا همۀ جهان، او باشد و همۀ او، ما. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار میشه بهم این حدیث امیرالمومنین علی علیه السلام که در نهج البلاغه به قلم فیض الإسلام صفحه ۱۲۲۹ اومده نظرتون رو راجع بهش بگین بهم؟ «دوستان تو سه گروهند و دشمنان تو نیز سه گروه و اما دوستانت ۱. دوست تو، ۲. دوست دوست تو و ۳. دشمن دشمن تو و اما دشمنانت: ۱. دشمن تو، ۲. دوست دشمن تو و ۳. دشمن دوست تو»
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ملاحظه بفرمایید که چه اندازه این سخنان، حکیمانه است و حقیقتاً معنی تفکر نسبت به دیگران، به همین معنا میباشد که مولایمان متذکر آن هستند. موفق باشید
استاد عزیزم سلام علیکم و رحمت الله: کاش برای ما روشن میکردید که اگر تحلیل شما درست نبود و تیم مذاکرهکنندهی معلوم الحال که همگی سوابقی غیرقابلقبول دارند، شروط دهگانهی رهبر انقلاب را زیرپا گذاشتند و دستاوردهای مردم و نیروهای مسلح را به ثمن بخس برباد دادند (که اکنون کم کم بوی این اتفاق به مشام میرسد) آنگاه چگونه به مسیری که برای سلوک الیالله نشانمیدهید اعتماد کنیم؟ که تشخیص صواب و خطا در موضوعات سیاسی بسیار سادهتر است. اصلا از جواب این سوال هم که بگذریم، بفرمایید چطور ملت مبعوث از طرف خداوند، درست تشخیص دادند که باید در صحنه حضور داشته باشند اما وقتی اکثریت همین ملت مبعوث به حضرات مذاکرهکننده بدبین هستند و به شدت نگران نتیجهی کار آقایان هستند، در کمال ناباوری توسط برخی بزرگان تخطئه میشوند؟ حاشا و کلا که این ملت در تشخیص خطا کند. حیف خون مطهر امام شهید که اینگونه بازیچهی مطامع سیاسی شده و در حال معامله با ثمن بخس است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حیف عزیزانی همچون شما که به راحتی بازیِ رسانههایی را میخورید که بنا دارند در قالب دلسوزی، در بستر دشمنانِ ما حرکت کنند و اجازه بدهید که عرض کنم در کلام دلسوزانۀ جنابعالی این خطر که موجب امیدواریِ دشمنان و به تأخیرافتادنِ پیروزی ما میباشد، به خوبی احساس میشود. خواهش میکنم در این مورد فکر کنید تا دلسوزی شما منجر به ناامیدی شما نسبت به انقلاب و فرزندانِ صادق انقلاب نگردد. کافی است سری به آخرین سخنان استاد مهدی محمدی با نظر به إشرافی که نسبت به موضوعات دارند؛ بیندازید. به امید آنکه این دوگانگیها به «انسجام» و «اعتماد نسبت به همدیگر» منجر شود. حقیقتاً باید از خود پرسید این دوگانگیها و عدم اعتمادها، امری غیر عادی نمیباشد؟ https://eitaa.com/mohammadi61/945 و https://eitaa.com/mohammadi61/946 و https://eitaa.com/mohammadi61/947 . موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار نظرتان در رابطه با این شعر چیست؟ «زدستم بر نمیخیزد که یک دم بیتو بنشینم / به جز رویت نمیخواهم که روی هیچ کس بینم / من اول روز دانستم که با شیرین در افتادم / که چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینم» سعدی
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حکایت نظر به حق و حقیقت، تا آنجا انسان را جلو میبرد که چیزی جز نظر به او برایمان نمیماند و این یعنی «فنا». از آن جهت که تناهی رویداد حقیقت به منزله پوشیدگی ذاتی انسان میباشد تا حضرت محبوب خود را بنمایاند. موفق باشید
سلام علیکم: راستش برای ما الان موقع انتخاب رشته در خارج از کشور است. البته سوالمون یک نوع انتخاب رشته ی کلاسیک متمایز از مشاوره های تحصیلی این موضوع است چون در نظر گرفتن جوانب خاص برای انتخاب یک مسئله از دیدگاه های گروه های فکری البته در یک راستا اون انتخاب رو قوی میکنه. داشتم پیام رهبرمان رو میخوندم که در قسمتی از پیامشون : «امروز برانگیختگی معجزهگون ملت ایران، منحصر در دهها میلیون جانفدای مبارزه با صهیونیسم و امریکای خونریز نمانده و پیشاپیش صفوف به هم پیوسته امّت مبعوث شدهی اسلامی؛ نود میلیون هموطن غیور و شریف ایرانی داخل و خارج از کشور، تمامی ظرفیتهای هویتی، معنوی، انسانی، علمی، صنعتی و فناوریهای پایهای و نوین ـ از نانو و بیو تا هستهای و موشکی ـ را سرمایهی ملی خود فرض کرده و همچون مرزهای آبی، خاکی و هوایی پاسدار آن خواهند بود.» راستش قصد داشتم از طریق رشته ی دندان پزشکی که به شدت در ایران و البته در خارج پول سازه از طریق پول این رشته قدم های محکمی در ظهور امام زمان (عج) برداریم، ولی در فرمایش آقا فناوری هایی که نام بردند برام جلب توجه کرد مخصوصا اینکه به طوری کلیدی فناوری هایی رو نام بردند و به شاخصه اشاره کردند البته هر رشته ایی به نوبه ی خودش کمک کننده است منتها آن کمکی که ستون یک اراده ی الهی باشد تا دیوارهای استوار بر آن ستون ها، قطعا مهم تر و البته ارزشمند تر خواهد بود، و رشته ایی که بشود در همه ی نکاتی که فرمودند (بیو و نانو و دو مورد دیگر که فرمودند) قدم محکم گذاشت و کسب علم کرد رشته «مهندسی مواد» هست بسیار جامع است و تمام ۴ مورد فناوری و میان آن که ذکر کردند رو دارا است به این معنا که هر ۴ فناوری زیر شاخه های این رشته میشوند حتی رشته های بیوشیمی و هسته ای مختص کمی از فناوری هایی هست که ذکر کردند، بازار مالی خوبی در ایران نسبت به دندانپزشکی نداره ولی در خارج که البته در حد و اندازه ی رشته ی دندان پزشکی و حتی فراترش میتونه از نظر مالی واقع بشه و البته از نظر بار علمی هم که خیلی قوی تر و کلیدی تر هست باتوجه به اینکه در دانشگاه های برتر جهان ان شاءالله اگر خدا بخواد بشه تحصیل کرد نظرتون این هست در میان این دو رشته، مهندسی مواد رو برای تحصیل انتخاب کنم؟ برداشت درستی داشتم از صحبت های آقا یا خیر؟ آیا میتونم از فرمایش های ایشون این موضوع رو کدی خاص در نظر بگیرم چون فرمایشات آقا درواقع برای هر جوامع فکری دیدگاه هدفمندی رو باز میکنه البته در یک راستا احساس کردم منظورشون میتونه این باشه که این فناوری ها برای ما کلیدی تر هستند و مانور آقا روی این چهار فناوری چون به اسم نام بردند ولی بقیه ی موارد رو نه میتونه یک کد خاص باشه که البته واضح هم هست و همچنین از آنها با نام سرمایه ی ملی استفاده کردند به طور مثال فردی بگوید من از گروه یک و دو و گروه سه که البته دارای افراد به نام ایکس و وای و زِد هستند حمایت میکنم اینکه از بردن نام افراد در گروه سه کلی گویی نشده و نام برده شده نشان دهنده اهمیت برای شخص گوینده است. در نهایت از خدا که به دست شما و تمام افرادی که نور روشن گری های معنوی رو بر روی علمی اجتماعی و فرهنگی و سیاسی میتابند متشکرم. دست تک تک شما رو میبوسم و ان شاءالله بشود با یاری خدا و لطف امام زمان (عج) و دعاهای شما اهداف خاص تعریف شده برایمان را تا حد «بذلوا مهجهم» با ثبات پیشرفت گونه روبه بالا در ایمان و نه ثبات خط صاف و حتی فراترش پیش بیریم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: از اینکه نسبت به رهنمودهای نایب امام که مسلّم منوّر به اشارات حضرت صاحب الأمر «عجلاللهتعالیفرجه» میباشد؛ حساسیت و توجه دارید، باید خدا را شکر کرد. و در اینکه در این شرایط تاریخی که خداوند زندگی به معنای واقعی آن را از طریق حضور هرچه فعّال در تاریخی که با انقلاب اسلامی در مقابل ما گشوده شده است، باید حساس بود؛ امر بسیار مهمی میباشد در مقابل آن نوع زندگی که جهان مدرن در مقابل بشریت گشود و زندگی را به روزمرّگی و پوچی بدل کرد. حال، با نظر به این مبنا به نظر میآید سلسله بحثهایی که استاد حجت الاسلام جناب آقای نجاتبخش تحت عنوان «اقتصاد مقاومتی» در بیانات رهبر شهید، مطرح فرمودهاند، بسیار در معناکردن حضوری آنچنانی که جنابعالی نسبت به آن میاندیشید و دغدغهمند هستید؛ راهگشاست به همان معنایی که ما را دعوت به اندیشیدنی میکنند که در انتخاب راههای بزرگ که بحمدالله جنابعالی نسبت به آن دغدغهمند هستید، سرگردان نباشیدhttps://eitaa.com/soha_sima/5789 موفق باشید
بسمه تعالی. إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿٢١﴾ أُولَئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ ﴿٢٢﴾ با سلام محضر استاد طاهرزاده: آیات ۲۱ و ۲۲ سوره آل عمران چقدر با شرایط امروزین ما تطابق دارد الله اکبر!! آنجا که خداوند میفرماید: «الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ» که دقیقا با شخصیت رهبر انقلاب مطابقت دارد که به واقعی کلمه آمر به قسط بودند و کافرین دوران ما ایشان را به شهادت رساندند و در ادامه خداوند میفرمایند: «أُولَئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا» در همین دنیا عملشان حبط میشود. از حضرتعالی درخواست دارم کمی بیشتر توضیح بفرمایید و از حبط عمل دنیایی قاتلین رهبر شهید برایمان بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور است که قرآن با ما در میان میگذارد که چگونه مقابله با انسانهایی که بر قسط تأکید دارند اعمالشان پوچ و بیفایده میشود و این سنت لایتغیّر الهی است که ما بتوانیم «در دل انگور، مِّی را بنگریم». و این یعنی از همان ابتدا با ایمان به سنت الهی مطمئن باشیم جریانهای مقابله با عدالت، بیثمر و بیآینده است و در اینجا باید ایمان خود را تجربه کنیم که آیا حقیقتاً قبل از آنکه خداوند جبهۀ استکبار را رسوا و رسواتر نماید، مطمئن به اضمحلال آنها بودیم؟ به همان معنایی که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» در آن روزها که هنوز هیچ آثاری از نابودی جهان استکبار به چشم نمیخورد، فرمودند آمریکا رفتنی است به آن معنا که حضور تعیینکنندۀ استکباری آن تمامشدنی خواهد بود و امروز این مائیم و جهانی که انقلاب اسلامی به عنوان یک ابرقدرت در تعیین نظام آیندۀ جهان نقشآفرین است تا آنجایی که به رئیس جمهور چین و روسیه، روحیۀ مقابله با آمریکا را در آنها شدت بخشیده است. آیا این همان حبط عملی نیست که خداوند برای آنهایی که مقابله با قسط را پیشه کردهاند، در میان آورده؟ به گفتۀ جناب استاد سعدالله زارعی به این نکتۀ «ریچارد نفیو» فکر کنید که «تحریمهای اقتصادی ایران تا زمانی کارآرایی دارند که آمریکا در جایگاه ابرقدرتی بتواند دیگر قدرتهای جهان را همراه خود کند». (يکشنبه ۰۳ خرداد ۱۴۰۵) و اینجا است که حتی در بیاثربودنِ تحریمها متوجۀ حبط عمل آمریکا خواهیم شد و در این رابطه به عزم رهبر جوانمان بیندیشید که چگونه نظر به حضور مردم در امور کشور را دارند. موفق باشید
سلام خدمت استاد طاهر زاده عزیزم: بنده به لطف خدای متعال در فضای انقلاب اسلامی دارم تنفس میکنم و به مدد الهی و عنایت اهل بیت علیهم السلام، افق و آرزوی جزء تأثیر گذاری عمیق، وسیع و عظیم برای تحقق اهداف الهی انقلاب اسلامی ندارم؛ در عین حال درگیر و آلوده به برخی گناهان و رذائل اخلاقی هستم اگر چه در صدد تلاش برای عبور از این وضعیت هستم. اولا نظرتون رو در مورد احوالِ کنونی بنده بفرمائید؟ ثانیا واقعا میشود با این همه عقب ماندگی و آلودگی، امید به تحقق آن آرزوی معنوی بزرگ داشت؟ ثالثا با چه اسمی از اسماء الهی برای طلب و تحقق این آرزوی بزرگ مواجه شوم و با خدای متعال نجواء کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً برای عبور از فرهنگ سراسر توهّمزایِ جهان مدرن که عموم جوانان عزیز ما گرفتار آن هستند، همین تقوایی میباشد که جنابعالی در آن حاضرید تا با نگهبانی خود از آلودگیها به جایی برسید که حضرت معبود به ما وعده داده « هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقينَ (۱۳۸) / آلعمران) یعنی این راهی که خداوند در مقابل مردم ما قرار داده و هدایتی که متذکر شده، تذکری است برای اهل تقوا از آن جهت که «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ». به هر حال اهل تقوا، آیندهای دارند که آن آینده همان حضوری است که آنها به دنبال آن بودند و با نظر به این نکته، خود را از آنچه از نظر شرع گناه به حساب میآید، آزاد خواهید کرد زیرا درست به آن چیزی که به دنبال آن بودید خواهید رسید. در موضوع «ذکر» از 21 مرتبه آیت الکرسی در هر روز جان خود را به توحید منوّر نمایید. موفق باشید
سلام علیکم: با توجه به اتفاقات موجود کشور و مسئله ی اقتصاد حقیقتا فضای دانشجویی کشور احساس مسئولیت و تکلیف کرده است لذا بیش از صد تشکل دانشجویی در کل کشور دور هم جمع شده اند و نامه ای خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشته اند در لبیک به حضور در میادین اقتصادی و توجه به آینده ی آن با توجه به اقتصاد دانش بنیان. همانطوری که جنابعالی لطف کردید و در خطاب به نشریه ی تمدن فرمودید: «امیدوار هستم تا آن عزیزان با همان همتی که گفتهاند و نوشتهاند همچنان برای آن آیندههای دور در میدان باشند که معنای فردای ما در فرهنگ دانش بنیان است، دانشی که نسبت انسان را در ارتباط با امکانات طبیعت همچنان قدسی نگه میدارد.» حال عاجزانه از جنابعالی خواستاریم که نسبت به نامه ی ۱۰۰ تشکل دانشجویی خطاب به رهبر انقلاب تقریری برای ما داشته باشید و ما را بهرهمند فرمایید.
بسم الله الرحمن الرحیم: نامۀ ۱۰۰ تشکل دانشجویی سراسر کشور در لبیک به رهبر انقلاب و اعلام آمادگی برای ساخت آینده کشور به آیت الله سید مجتبی خامنهای «حفظهاللهتعالی»:
جنگ و فرصتی دوباره برای اقتصاد مقاومتی محضر مبارک رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنهای «حفظهاللهتعالی» سلام علیکم: با شروع تجاوزات و جنایات دشمنان قدّاره کش در اسفند ماه و در پی آن شهادت رهبر عزیزمان، این ملت بعثت خود را با حضور مداوم در میادین و حفاظت از ارزشهای انقلاب اسلامی، نشان داده؛ و با امر شما که فرمودید حضور در صحنه جامعه باید استمرار یابد، بعد از گذشت دو ماه این ایستادگی پرشور ملت، جهان را به حیرت واداشته است؛ لکن میدانیم که حفظ صحنه جامعه، فقط محدود به تجمعات نیست؛ بلکه باید در هر زمان، نوع حضور خود در تاریخ را پیدا کرده و متناسب با نیاز زمانه و میهن، شیوه نقشآفرینی در پرتو وحدت ملی را، در این صراط مستقیم تاریخ پیدا کنیم. اکنون نیز با تخریب زیرساختها، دانشگاهها و مراکز تولیدی کشور، شاهد جنایت دیگری از وحوشان تاریخ در تجاوز به حریم علم، دانش و تولید ملی هستیم. ما دانشجویان ایران اسلامی این اتفاقات را محکوم میکنیم؛ اما نه مانند محکومیتهای مرسوم سازمانهای بینالمللی، بلکه از جنس محکومیتی که در پی آن، ارادهای حقیقی و برخاسته از متن دانشگاههای کشور ایجاد میشود برای مقاومت، برای ایستادن در نقطهی کارهای نشدنی و برای ساخت آینده ایران عزیز با شروع یک جهاد سازندگی دیگر. دشمنان ما با علمهای مرسوم و تقلیدی رایج در جهان کاری ندارند؛ مسئله آنها علمهای وابسته و مصرفکننده نیست، بلکه واهمهی آنها از حرکت علمی درونزایی است که به برکت انقلاب اسلامی جوانه زده و در حال رشد است؛ چرا که میدانند بالندگی این علم چه پیامدهایی در نظم نوین جهانی خواهد داشت. اینجا، پیشرفت بر پایه تولید علم، توأم با ایمانی است که از دل جوانان این سرزمین میجوشد و در میدان عمل، معادلات را به هم میریزد؛ همانطور که رهبر شهیدمان فرمودند: «ایران اسلامی، بر اساس دین و دانش بنا شده است»؛ آنان میخواهند با تخریب زیرساختهای مادی، نبض تولید و علمآموزی در ایران را متوقف کنند، اما غافل اند که نبض حقیقی این کشور نه در ساختمانها و ماشینآلات، که در قلب ها و ذهنهای جوانان مؤمن و دانشمند آن میتپد. نمیدانند که بمباران یک دانشگاه، تخریب یک مرکز تحقیقاتی یا یک خط تولید، نمیتواند ذهن خلاق و روحیه جهادی دانشجوی ایران را از کار بیندازد، و میکوشند، با این جنایات، ما را دچار تردید و توقف کنند؛ غافل از اینکه ما از دل همین آوارها انگیزهای مضاعف برای ساخت آینده کشور مییابیم. ما به شما عرض میکنیم که جنبش دانشجویی و گفتمان دانشجویی حال کشور، اکنون در نقطهای ایستاده است که به آینده جمهوری اسلامی ایران و ساخت آن میاندیشد که تحقق این امر در رفتن به سمت جهاد سازندگی نوین میباشد. امروز هنگامی که دشمنان ایران به بمباران و تخریب مراکز تولیدی و صنعتی همچون فولاد مبارکه اصفهان، خوزستان و یا پژوهشکدههای دانشگاههای مختلف روی میآورد، دانشجوی ما آماده است تا به میدان بیاید و در این صحنه با مناسبات دیگری حاضر شود. این منطق جدیدی است که تهدید را تبدیل به فرصتی از جنس دانش و فناوری میکند؛ دانشجویان این کشور برای ساخت دوباره و بهرهوری آنها، در صحنههای کشور حاضرند و هنگام آن است که مسئولین از این پشتوانه دانشجویی، جهت ساخت کشور استفاده کنند که این اتفاق، یکی از صحنههای تحقق اقتصاد مقاومتی است و میتواند ما را با شتاب مثبت، در حرکت درست انقلاب اسلامی هدایت کند. با امتداد این مسیر است که با شکر عملی این نعمتها ایران قوی را همچون گذشته میسازیم. حضرت آقا لبیک امروز ما یک شعار نیست؛ بلکه لبیک عزم گونه و اراده مندانۀ جوانانی است که با مقاومت و ایستادگی شبانه روزی خود در میدان های مختلف کشور در این جنگ تحمیلی سوم ایستادگی کردهاند. نسل جوان دانشگاهی سخت کوش و متعهد امروز، به خوبی دریافته است که تنها مسیر عزت و پیشرفت ایران اسلامی، عبور از لبه های فناوری راهبردی و دانش بنیان است. ما امروز بیش از هر زمان دیگری بر این باوریم که دین و دانش جوانان ما، در بسیاری از میدانها توانسته دشمن را وادار به عقب نشینی کند و پس از این هم به خواست خدا همینگونه خواهد بود. پس در پاسداری از سرمایههای ملی خود لبیک میگوییم همانطور که در دفاع از مرزهای آبی و خاکی خود گفتهایم. لبیک در جهت حفظ ظرفیت هویتی، معنوی، انسانی، علمی و صنعتی، و لبیک در حفظ و اعتلای فناوری های پایهای و نوین از نانو و بیو تا هستهای و موشکی. در پایان باید این را به دشمنان جمهوری اسلامی ایران یادآور شویم که تفکر دانشجویان امروز ایران، از جنس اراده های متزلزل و علم های دنیوی نیست؛ بلکه همان است که امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند: «اگر جهانخوران بخواهند در مقابل دین ما بایستند، ما در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد»، و امروز ما نیز با همین منطق در مقابل دنیای استکبار ایستادگی خواهیم کرد. ایستادن در نقطه کارهای نشدنی، همان ایستادگی است که رهبر شهیدمان (اعلی اللّه مقامه) الگوی آن بود و ما به تأسی از ایشان برای ساختن فردایی که قرنها از گزند حوادث مصون باشد، آمادهایم و این آمادگی، شروع گفتمان سازندگی و شعار سال (اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی) در فصل جدید انقلاب اسلامی است. امید است در این جنگ تحمیلی سوم که شکست هیمنهی دشمنان به وضوح قابل مشاهده است، و در این مقطع حساس تاریخی که دشمن همه توان خود را برای متوقف کردن ایران به کار بسته، بتوانیم با مقاومت علمی و ایستادگی فکری، ایران اسلامی را با پیروی از راه آقای شهیدمان و رهبری حکیمانهی شما، بیش از پیش بسازیم و به قلههای پیشرفت برسانیم. این عهد ما با شما و با ملت ایران، عهدی است برآمده از ایمان، دانش و اراده ی پولادین جوانان ایران اسلامی. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته جمعی از تشکلهای دانشجویی سراسر کشور
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه رهبر جوان ما به خوبی متوجۀ آرمانهای آن امام شهید هستند؛ این یعنی بازگشت به آرزویی که آن رهبر شهید به دنبال آن بودند که هرچه مردمیکردنِ نظام و بخصوص اقتصاد است. البته شما دانشجویان عزیز خوب است که به یاد آورید که شهید رئیسی عزیز در راستای مردمیکردنِ دولت، حتی جناب آقای سید احمد عبودتیان را در حکمی به عنوان «دستیار رئیس جمهور در امر مردمیسازی دولت» منصوب و همه مقامات و دستگاههای دولتی را در راستای تحقق انتظارات پیوست این حکم، مکلف به همکاری با وی کردند. https://rooziato.com/1401386808/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA/
همه میدانیم که دولتها در جهان امروز در حال تبدیل به دولت الکترونیک هستند و مردم نیز هرکدام به پوشهای از داده های مختلف از تحصیلات و خرید و مکان و... تقلیل یافته اند. کشورما نیز درحالیکه هنوز نتوانسته است از یک دولت کارآمد برخوردار شود ودرگیر بروکراسی نابسامان است شاید امروز درمان خودرا در رسیدن به دولت الکترونیک بداند و هوش مصنوعی را موهبتی برای برنامه ریزی قلمداد کند و مردم ما نیز فضای مجازی را فرصت آزادی خود تلقی کنند. در این جهان وهمی انسان را می گیرد که گویی بدون اندیشه و عمل می توان با تکیه بر فضای مجازی از بن بست های کنونی عبور کرد. غلبه بر این وهم بسیار دشوار است چرا که گویا آنکس که میخواهد انسان را از این وهم آزاد سازد همچون ملک الموت است که میخواهد او را از دنیای شیرین جدا کند. مردمی سازی دولت بیش از آنکه با بروکراسی از کارافتاده چالش داشته باشد با این توهم دست به گریبان است. تجربه سالیان گذشته در مورد تاکسیرانی و مسائل پیچیده قیمت تاکسی ها که به یک سازمان ناکارآمد تبدیل شده بود و به ناگاه با اسنپ و...همه این مشکلات حل شد و همه در این وهم هستند که مسأله حل شده است. نمونه خوبی است تا ما متوجه باشیم خطری که در پیش داریم بسیار عظیم تر از امری است که امروز خود را در مواجهه با آن می بینم.
مردمی سازی دولت. اولاً: نیاز به درک مسائل و مشکلات کشور و همدلی و وفاق برای حرکت در مسیر توسعه و پیشرفت کشور است. همانطور که می دانید در جهانی زندگی میکنیم که مردمیسازیِ دولت امری بسیار پیچیده است و رسالت نظام اسلامی را در امر حضور مردم در سرنوشتشان که مربوط به ذات انقلاب اسلامی است بسیار سهمگین کرده. باید جهت عبور از نئولیبرالیسم، پس از درک مسائل کشور از یک طرف، و فهم درست مردم از خرد سیاسیِ لازم و آزادی مربوط به آن از طرف دیگر، بسیار فکر کرد تا همدلی و وفاق برای حرکت در مسیر توسعه و پیشرفت شکل بگیرد و این امر نیازمند توجه به فهم درست جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی از یک طرف و ادامه آن در دل همان روحیه از طرف دیگر دارد به این معنا که برای مردم و مسئولان روشن شود باید با همان روحیهای که انقلاب اسلامی محقق شد، یعنی درکِ خرد سیاسی مناسب این زمانه، با همان خرد، خود را معنا کند و خود را ادامه دهند. از این جهت باید متذکر افق و چشماندازی شد که در راستای مردمی سازی دولت در پیش است و عقل را جهت نزدیکی و به فعلیتآوردن آن چشمانداز به کار گرفت و به آنچه انگیزه تحقق انقلاب در مردم شد، نظر کرد. زیرا وقتی بنا باشد اداره کارهای جامعه و کشور بر عهده مردم قرار گیرد و مردم حقّ دخالت در امور را داشته باشند و رفع مشکلاتشان نیز بر عهده خودشان باشد، حقیقتاً به آزادی نیز نیازمند میشویم، امری که حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» بر آن تأکید داشتهاند و در جلسه با اعضای مجلس خبرگان فرمودند:
« من سفارش می کنم به آنهایی که خدای نخواسته یک آرایی دارند بر خلاف مسیر ملت، من سفارش میکنم به آنها، که طرحشان را و آرایشان را بگذارند برای یک وقت دیگری و یک وقتهای دیگری این کارها را بکنند، حالا وقت این نیست که آرائی که خلاف مسیر ملت است اظهار بکنند و حیثیت خودشان را در بین ملت از بین ببرند. من میل ندارم حیثیت آقایان از بین برود در بین ملت. اگر در این مجلس یک چیزهایی و یک حرفهایی زده بشود که برخلاف مسیر ملت است، اینها وجاهت خودشان را از بین ملت می برند و خدای نخواسته بعدها برایشان خیلی نفع ندارد. همان مسیری که ملت داشتند، همین چیزی که اگر می خواهید مطابق با میل خودتان دمکراسی عمل بکنید، دمکراسی این است که آراء اکثریت، و آن هم این طور اکثریت، معتبر است؛ اکثریت هر چه گفتند آرای ایشان معتبر است ولو به خلاف، به ضرر خودشان باشد. شما ولیّ آنها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ما نمی خواهیم بکنیم. شما وکیل آنها هستید؛ ولیّ آنها نیستید. بر طبق آن طوری که خود ملت مسیرش هست. شما هم خواهش می کنم از اشخاصی که ممکن است یک وقتی یک چیزی را طرح بکنند که این طرح برخلاف مسیر ملت است، طرحش نکنند از اوّل، لازم نیست، طرح هر مطلبی لازم نیست. لازم نیست هر مطلب صحیحی را اینجا گفتن. شما آن مسائلی که مربوط به وکالتتان هست و آن مسیری که ملت ما دارد، روی آن مسیر راه را بروید، ولو عقیده تان این است که این مسیری که ملت رفته خلاف صلاحش است. خوب، باشد. ملت می خواهد این طور بکند، به ما و شما چه کار دارد؟ خلاف صلاحش را می خواهد. ملت رأی داده؛ رأیی که داده متَّبع است».
به نظر میآید با این جملاتِ حضرت امام بنا بوده همهچیز از نو آغاز شود و فهم مردم وارد تاریخ گردد و «تکلیف» و «آزادی» کنار هم بیاید.
اگرچه قبل از انقلاب به عقل افراد و عقل جمعی در شکلدادن به جامعه اهمیت داده نمیشد، ولی با انقلاب اسلامی که نوعی حضور در عصر جدید و نظر به انسان مدرن است، بنا بر این بود و هست که آن عقل، مقام خاصی در زندگی افراد پیدا کند. ما چارهای نداریم اگر بخواهیم در این جهان زندگی کنیم باید به عقل افراد و عقل جمعی نظر نماییم و به بهانه وجود قوانین، نمیتوان این حق را از مردم گرفت بلکه قانون را نیز باید با نظر به پیوستگیِ اجتماعی و خردی که نظر به عبور از مشکلات اجتماعی دارد، مدّ نظر قرار داد. اینجا است که اگر میخواهیم فرهنگ «دانشبنیان» به صحنه آید و تکنیک نیز رونق خاص خود را پیدا کند باید به آن خرد و پیوستگی اجتماعی نظر کرد وگرنه روح مردمی فرهنگ «دانشبنیان» به حاشیه میرود.
و مسلّم رهبر عزیز جوانمان در راستای آمادگی که شما جوانان به میان آوردهاید، امیدوار خواهند بود تا در همین میدانی که مردم ما وارد شدهاند، ما را از اقتصادی که هنوز آمریکاییهای داخلی برای مردم تصمیم میگیرند، نجات دهند و این یعنی عبور از آمریکای درون در عین عبور از آمریکای بیرون. موفق باشید
پیش نویس: سلام علیکم با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده: امام خمینی فرمودند: سربازان من در گهواره ها هستند و همچنین فرمودند: امید من به شما دبستانی هاست. در این شبها حضور کودکان و نوجوانان و حتی نوزادان در گهواره در این تجمعات چشمگیر است. و مشاهده میشود با چه شوری شعار میدهند، سرود میخوانند، خودشان را مزین به پرچم و سربند ایران میکنند و... جالب است انگار پدر و مادر ها میداننند این حضور چه اثری در جان فرزندانشان دارد و چه بسا معتقد هستند اثر به حضور آوردن فرزندانشان در تجمعات خیابانی کمتر از به حضور آوردنشان در امکان متبرکه نیست. با تذکرات اساتید معنوی معتقدیم این تجمعات مهبط ملائکه الهی است و قلب کوکان و نوجوانان به جهت لطایف روحی، استعداد درک الطاف الهی را دارند. از محضر حضرتعالی درخواست دارم نظرتان را درباره حضور گسترده کودکان و نوجوانان در تجمعات خیابانی، بیان نمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری و حضور مردم در این شبها حکایتی است بس غیر قابل توصیف همچنان که عرض شد شاید خود ما نیز ندانیم چه بر جان ما میگذرد و فردای حضور در همین دنیا و یا در یوم الفصل مییابیم که چه گشودگیهای توحیدی برای همهگان و حتی برای کودکان و نوجوانان پیش میآمدهاست و مسلم بدانید احساس معنوی خاصی که در کودکان و نوجوانانمان در این شبها برایشان نهادینه میشود چراغ راهی خواهد بود تا در ادامة زندگی همواره آن حضور را مد نظر داشتهباشند. اینجاست که خواهم گفت: این شبها راهی برای فردای فرزندان ما پیش میآورد تا در تاریخی که تاریخ عبور از آمریکا میباشد آنان راه را از چاه بشناسند و گرنه باز تحجر و باز غرب زدگی. خوشا به حال آنانی که در این شبها بیش از آنکه با انگیزهای سیاسی برای مقابله با جبهة استکبار گرد هم آیند، به آیندهای فکر کنند که آیندة حضور انسانیت انسانها با وسعت معنویتی است که هر کس دیگری را آینه نور ایمان خود بنگرد و این یعنی آیندهای که در پیش است. موفق باشید
سلام استاد عزیزم: در اوایل کتاب سدره المنتهی علامه حسنزاده آملی عزیزم در خصوص «بسم الله الرحمن الرحیم» فرمایشاتی فرموده اند. من فکر نمیکنم در این دنیا بتوانم آنچنان از این جمله استفاده کنم میخواستم بپرسم چگونه میتوانم در عوالم بعدی از فیوضاتش بهرمند شوم. اگر با همون تکرار با حضور قلب ۱۹ بار یا بیشتر همون ۷۸۶ بار و سپس ۱۳۴ صلوات. بالاخره اگر تخم این ذکر شریف را در نفس خودم بکارم. آیا در عوالم بعدی بهرهمند از خواص این ذکر شریف میشوم ؟ کامل یا ناقص؟ استاد شما ما رو کجا بردید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: جنابعالی بیشتر سعی بفرمایید از معارف توحیدی که ایشان بسیار از آن سخن گفته اند به خصوص از مباحث معرفت نفسی ایشان استفاده نمایید. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: دو سوال داشتم: ۱. خداوند به نظرتون سرّ این که کلماتی مانند الر، کهیعص، الم، ن و امثال اینها را در قرآن آورده چیه؟ ۲. چه کنم نگاهم به حوادث نگاه وجود شناسانه باشد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این کلمات ظاهرا اسراری باشد بین پیامبر خدا و خداوند. ۲. تدبر در قرآن نسبت به آنچه از صحنههای تاریخی با نگاه توحیدی با ما در میان میگذارد ما را نسبت به تحلیل صحنههای امروزینمان آگاه و توانا میکند. موفق باشید
با سلام حضور استاد محترم: من یه مشکل بزرگی که دارم، وقتی طعنه و حرفی، از کسی می شنوم. تا چندین روز با اون فرد تو قلبم کلنجار میرم. و متاسفانه آلودگی قلبی و... هم زیاد میاره و بعد با خودم مرور می کنم که همه عالم بدست خداوند و این افراد باید در مسیر باشند تا منیت ما را بگیرند، و در نهایت ما به شهود حق برسیم. (طبق مباحثی که از شما مطالعه کردم). آیا توحید فنایی این ماه ذلحجه کمکی خواهد کرد؟ اگر بخواهیم و خداوند بخواهد، کمک خواهد کرد که در لحظه متوجه باشیم کارگردانی خداوند در لحظه ها را؟ و آیا اگر در نهایت کارگردانی خداوند را در عالم یافتیم، بعد می یابیم که عزت هم تماما بدست اوست؟ فلله العزه جمیعا!
باسمه تعالی: سلام علیکم: کاملاً همینطور است. کافی است به لطف الهی در همین رابطه با قرآن مأنوس شویم و نسبت به سیرۀ اهلالبیت «علیهمالسلام» تدبّر داشته باشیم تا بیابیم که حقیقتاً این مسیر چه معجزههایی به پیش میآورد به همان معنایی که فرمودند: «هر عنایت که داری ای درویش / هدیۀ حق بود و نه کردۀ خویش». موفق باشید
