بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
6574
متن پرسش
سلام علیکم حضرت استاد بنده از سال 88 بعد از اتمام دوره کارشناسی ارشد فلسفه اسلامی با آثار حضرتعالی آشنا شدم. از آشتی با خدا و ده نکته شروع کردم و بسیاری دیگر از آثار مکتوب را خوانده و درسهای متعددی از جمله تمامی درسهای معاد، نقد مدرنیته و گزینش تکنولوژی و جنود عقل و جهل را طی سه سال گوش دادم و برخی را با دوستان مباحثه کردم. هچنین برخی از آثار شهید مطهری، علامه طباطبایی و چند جلد تفسیر تسنیم را گوش داده‌ام.(این توضیحات صرفا برای تبیین موقعیت است تا ضعف ها و کاستی های مطالعاتم را گوشزد بفرمایید.) از سال گذشته در دانشگاه مشغول به تدریس دروس معارف(اندیشه اسلامی) شدم و متوجه شدم خطر مادی شدن دین و شبه قدسی شدن دینداری جدی است. این نوع نگرش آنچنان عمیق در افکار جوانان - که آبشخور فکری شان همه چیز هست جز منابع اصیل اسلامی – عمیق شده که گاهی از تصحیح و تغییر آن حتی در جمع معدود دانشجویان خودم نا امید می شوم. گاهی احساس میکنم شاید وظیفه من اصلا تدریس نیست، شاید این روش اصلا نتیجه نمی دهد. با توجه به اینکه من خانم هستم و وظیفه تامین اقتصادی خانواده را ندارم؛ نگاه من به تدریس منبع درآمد نیست واقعا احساس وظیفه میکنم چون هم چند سال را به طورکامل به مطالعه و مباحثه‌ گذراندم و هم به لطف الهی توان خوبی در برقراری ارتباط با دانشجو، انتقال مطلب و پاسخگویی دارم. لطفا بنده را راهنمایی بفرمایید که به همین تدریس ادامه دهم یا راههای تاثیر گذارتری وجود دارد. بنده از هیچ تلاشی دریغ ندارم چون میدانم اگر من دین خدا را یاری نکنم خداوند دیگرانی را جایگزین میکند. میخواهم به مفیدترین روش یاور دین خدا باشم. از توجه و راهنمایی حضرتعالی پیشا پیش سپاسگزارم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری اگر به‌طور مشخص کسی هست که شما جای او را گرفته‌اید و او بهتر از شما می‌تواند معارف الهی را به گوش دانشجویان برساند، باید جای خود را به او بدهید. ولی اگر این‌طور نیست با حوصله و دلسوزی و پشت‌کار و بدون حرص و عجله انچه را حق تشخیص می‌دهید با دانشجویان در میان بگذارید تا آن‌هایی که به دنبال حق و حقیقت‌اند محروم نشوند و خدا هم شما را در زمره‌ی یاران دین خودش به‌حساب آورد. موفق باشید
6262

ذوالقرنینبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم ، میخواستم بدونم آیا کوروش همون ذوالقرنین است و اگر هست آیا پیامبر هم هست ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌جا نظرات متفاوتی هست. علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» این نظر را تا حدّی پذیرفته‌اند ولی آیا ذوالقرنین پیامبر بوده یا به دستور یک پیامبر کار می‌کرده؛ هر دوی این را می‌توان از آیات آخر سوره‌ی کهف استنباط کرد. موفق باشید
6158
متن پرسش
با سلام واحترام خدمت استاد عزیز.من وهمسرم شش سال است با کلاس ها و کتب شما اشنا شده ایم ولی من مدتی است کلاسهای شما را ترک کرده و علاقه ای به امدن این کلاسها ندارم چون این مباحث هیچ تاثیری در من نداردناگفته نماند در زندگی با همسرم بسیار مشکل دارم و از اینکه پای جلسات شما بنشینم و نتوانم رفتارم را اصلاح کنم خجالت میکشم از شما خواهش میکنم من را راهنمایی کنید ایا ترک کردن این کلاسها درست است یا نه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره راه حل مسئله آن نیست که از جلساتی که متذکر اخلاق فاضله و معارف حقه می‌شوند – حالا هرکجا که می‌خواهد باشد – فاصله بگیرید. آرام‌آرام سعی کنید با تواضع هرچه بیشتر مشکل را حل کنید. موفق باشید
5396
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز در کتاب سلوک ذیل شخصیت امام فرمودید برای فهم حرفهای امام یک سری مقدمات لازم است می خواستم مشخصا بفرمایین که1- آن مقدمات چیست؟ 2- چگونه باید بگذرانیم؟(دقیقا با چه سیری«مطالعاتی؛ اخلاقی، سلوکی و...»)3- خود کتابهای امام را با چه ترتیبی و چگونه(با استاد یا بی استاد-بهترین استاد کیست) بخوانیم؟ یا زهرا سلام الله علیها
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در جلسات انتهایی کتاب، هندسه‌ی فکری مورد نیاز را عرض کرده‌ام. گفت: «تو پای به راه در نه و هیچ مپرس .... خود راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید
4627

ولایت فقیهبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم شما فرمودید امام فرمودند هر کس ولایت فقیه را منکر شود مرتد است لطفا منبع کلام امام را بفرمایید چون ما پیدا نکردیم ؟/2. آیا نظر امام درمورد مرتد بودن چنین شخصی در حکم همان مرتد خدا و اهل البیت است؟البته ما می دانیم ولایت فقیه امداد ولایت خداست و لی حتی اگر کسی به این مساله علم داشته باشد و منکر شود چگونه می تون حکم به ارتداد او داد ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آنچه در ذهن دارم حضرت امام فرمودند: هرکس منکر ولایت فقیه باشد و لوازم آن انکار را بداند مرتد است. به این معنا که متوجه باشد لازمه‌ی انکار ولایت فقیه، انکار حاکمیت حکم خدا و رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» است. و به نظر منطقی می‌آید که چنین کسی مرتد باشد. یکی از جملاتشان در کتاب ولایت فقیه چاپ نجف این است « هر که اظهار کند که تشکیل حکومت اسلامی ضرورت ندارد منکر ضرورت اجرای احکام اسلام شده»2 - به نظرم تفصیل این موضوع نیاز به بحث فقهی دارد تا شقوق آن روشن شود. موفق باشید
3009
متن پرسش
سلام علیکم! لطفا در مورد احادیث زیر توضیح دهید چون خیلی عجیب هستند: 1- «عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالا مَا مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ هُوَ یُصِیبُ حَظّاً مِنَ الزِّنَى‏...» منظور این روایت چیست؟!!! آیا علما و اولیاءالله امثال حضرت امام(ره)، علامه طباطبائی(ره)، آقا سید علی آقا قاضی(ره)، شیخ انصاری(ره)، شیخ مفید(ره)، آیت الله بهجت(ره)، آیت الله جوادی حفظه الله و سایر علمای متقدم و متأخر نیز مشمول این «مَا مِنْ أَحَدٍ» هستند؟!!! اگر هستند مثلاً زنای این بزرگواران چیست؟!!! البته اگر این بزرگواران مشمول حدیث نباشند؛ مردم عادی که 99/9% مردم شاید هم بیشتر هستند؛ همگی مشمول حدیث می شوند. آیا این نتیجه گیری درست است؟!!! اگر درست باشد یعنی همه انواع و مراتب زنا که در این حدیث مد نظر است گناه است؟!!! 2- «سُلَیْمَانُ ع إِنَّ الْغَالِبَ لِهَوَاهُ أَشَدُّ مِنَ الَّذِی یَفْتَحُ الْمَدِینَةَ وَحْدَه‏» خب چند نفر هستند که بتوانند یک شهر را به تنهائی فتح کنند؟!!!(تازه اگر این الف و لام المدینة را الف و لام جنس یا عهد بگیریم. اما اگر الف و لام استغراق باشد که می شود کل شهرها که اوضاع بازهم خرابتر می شود.) عملا شاید از هر یک میلیون نفر یک نفر نیز نتواند. حال می گوید غلبه بر هوای نفس از فتح یک شهر به تنهائی نیز سخت تر است. آیا واقعاً اینطور است؟!!! در حالی که به نظر می رسد هر فردی در طول عمرش بارها بر هوای نفسش غلبه کرده باشد. 3- «وَ قَالَ ع: مَا الْمُجَاهِدُ الشَّهِیدُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ لَکَادَ الْعَفِیفُ أَنْ یَکُونَ مَلَکاً مِنَ الْمَلَائِکَة» این هم مانند موارد قبل عجیب است. باز هر فردی در طول عمرش بارها اتفاق افتاده که بتواند کاری کند؛ اما عفت بخرج داده و آن کار را نکرده. این یعنی فرد مورد نظر نزدیک ملائکه شده؟!!! یعنی ملائکه شدن اینقدر راحت است؟!!! آیا همین عفیف های عادی و عرفی اصطلاحی که خیلی ها عفیف هستند نیز مصداق این روایت هستند یا در این روایت منظور از عفیف چیز دیگری است؟! 4- «عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَالَ لَهُ رَجُلٌ إِنِّی ضَعِیفُ الْعَمَلِ قَلِیلُ الصَّلَاةِ قَلِیلُ الصَّوْمِ وَ لَکِنْ أَرْجُو أَنْ لَا آکُلَ إِلَّا حَلَالًا وَ لَا أَنْکَحَ إِلَّا حَلَالًا فَقَالَ وَ أَیُّ جِهَادٍ أَفْضَلُ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْجٍ.» این هم هکذا. ظاهراً خیلی ها هستند که هم عفت بطن دارند هم عفت فرج. یعنی همگی اینها دارند افضل الجهاد می کنند طبق این روایت؟!!! 5- «عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: مَا مِنْ عِبَادَةٍ أَفْضَلَ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْج‏» این هم مانند مورد قبل.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- ملاحظه فرمایید که روایت در ادامه می‌فرماید: زنای چشم ، نگاه‌کردن و زنای دهان ، بوسیدن و زنای دست، لمس‌کردن است و می‌خواهند بفرمایند عموماً انسان‌ها به غیر از معصوم به نحوی گرفتاراین امور شده‌اند. حدّاقل در آن حد که یک نگاه از سر میل کرده باشند 2- آیا جز این است که کنترل میل از جنگیدن با شمشیر سخت‌تر است؟ 3- آن فرد در آن لحظه از آن‌جهت که عفت به خرج داده حتماً از ملائکه بالاتر است. 4 و 5- گویا شما برکات عفت بطن و فرج را کم گرفته‌اید، واقعاً بالاترین جهاد است که انسان با میل‌های خود مقابله کند. موفق باشید
2858
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی شما در کتاب "ادب خیال و عقل وقلب" فرمودید که انسان 4 بعد دارد. بنده از عالمی شنیدم که نفس اماره، لوامه و مطمئنه هم از ابعاد ما هستند. می خواستم بپرسم که اولا این نفس ها با چهار بعدی که شما بیان فرمودید(بدن، خیال، عقل و قلب) چه ارتباطی دارند و ثانیا در کل ما چند بعدی هستیم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نباید مباحث اخلاقی و فلسفی را مخلوط کرد. نفس امّاره و لوّامه و مطمئنه مربوط به مسائل اخلاقی است. موفق باشید
2544

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
شما در کتاب اشتی با خدا از طریق اشتی با خود راستین می فرمایید که تن انسان ابزاری برای نفس است و انسان به این دنیا آمده تا از طریق تن خود نفس خود را کامل کند حال سوال اینجاست که اگر همه چیز در ید نفس باشد تن چگونه می تواند او را پرورش دهد خواهشمند است این مطلب را برای درک این بنده حقیر بیشتر توضیح دهید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: إن‌شاءالله سعی بفرمایید بعد از کتاب آشتی با خدا موضوعِ معرفت نفس را در کتاب «ده نکته از معرفت نفس» دنبال کنید در آن‌جا در نکته‌ی پنجم این موضوع شرح داده می‌شود. موفق باشید
2155

هستی شناسیبازدید:

متن پرسش
سلام.1.ذات چیست؟2.آیا می توان به ذات چیزی پی برد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: ذات هرچیز همان وجود آن چیز است و با نگاه وجودبینی می‌توان نظر به ذات هرچیز کرد. ولی همان‌طور که فلاسفه فرموده‌اند «وجود» قابل تعریف نیست. موفق باشید
1995
متن پرسش
با سلام استاد عزیز هنگامی که توفیق زیارت بزرگانی چون آیت الله جوادی (حفظ ا..) حاصل می شود به نظر حضرتعالی بهترین سوال و درخواست به نظرتان چه باشد بهتر است ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: هر آنچه خودتان تشخیص می‌دهید بپرسید . در آن فرصت‌های کوتاه که نمی‌توانید با ایشان بحث علمی راه بیندازید، بخواهید تذکری به شما بدهند. موفق باشید
1994
متن پرسش
با سلام استاد بزرگوار شما فرمودید اول اندیشه اتان را محکم کنید بعد حرکت کنید و چون اکثریت خدا را قبول دارند نیازی نیست خدا را برایشان اثبات کرد : این حقیر در حال خواندن برهان صدقین می باشم در حین مبحث گاهی افکاری کفر گونه به سراغم می آید مثلا ایا تو خدارو قبول داری و شک در برخی موارد حتی بدیهیات و کتاب دارد به پایان می رسد و من هنوز از لحاظ عقلی و قلبی قانع شدم و یقین نکرده ام آیا این گونه جلو رفتن صحیح است و به سراغ دیگر کتاب ها بروم یا خیر. بسیار ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: جنگ بین عقل و قلب در این موارد جنگ مبارکی است، چون از یک طرف عقل قانع می‌شود و انسان گمان می‌کند پس کار تمام است که قلب به صحنه می‌آید و روشن می‌کند هنوز به هیچ‌چیز از نظر قلبی نرسیده‌اید به همین جهت تأکید می‌کنیم بعد از استحکام در امور عقلی از طریق رعایت احکام الهی قلب را به راه می‌اندازید تا آنچه را عقل فهمیده قلب بچشد. موفق باشید
661
متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و ادب خدمت حضرتعالی جناب استاد بنده بهترین سیر را برای اشنا شدن با معارف اسلامی همان سیر ادبیات عرب ،منطق فلسفه ، عرفان ، قران و حدیث می دانم ولی مشکل کار این است که فرصت طی کردن این سیر برای بنده نیست از طرفی مشکل دیگر سیرها در این است که انسان بصورت پراکنده با معارف اشنا می شود برای همین بنده متحیرم چه سیری را انتخاب کنم که وقت برای ان داشته باشم بصورت فردی بتوانم ادامه دهم و بصورت منظم هم با معارف آشنا شوم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیک السلام: بنده فکر می‌کنم سیری که در سایت لب‌المیزان هست کمک می‌کند، به‌خصوص که إن‌شاءالله عالَم شما عالَم خاصی می‌شود که در تمام طول عمر برای حفظ عالم دینی می‌توانید با مباحث مأنوس باشید. موفق باشید
459

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام، من دانشجوی مهندسی مکانیک هستم. ما در رشته ی خود بعضاً پژوهش هایی انجام می دهیم و نیز بعضاً طرح های صنعتی و غیر صنعتی مختلفی را در مصارف گوناگون مثلا تبدیل انرژی باد به برق، عملکرد بهینه ی ابزارالات، دستگاه های نقلیه ی جدید با استفاده از سوخت های پاک و... در خلال تحصیل و بعد از تحصیل، طراحی می کنیم. از زمانی که مباحث مربوط به مدرنیته شما را خوانده ام، کمی گیج و سردر گم شده ام. چرا که با اینکه مباحثی را که شما مثلا در کتاب فرهنگ مدرنیته و توهم یا گزینش تکنولوژی مطرح کرده اید، روحم به راحتی می پذیرد اما عقلم متحیر است. شما بسیار کلی گویی کرده اید و ابدا برای ما مهندسین و طراحان راهکار ارائه نداده اید. مثلا به تفاوت بلوک سیمانی و کوزه اشاره کرده اید و ما نیز آن را می پذیریم اما اصلا به اندازه کافی توضیح نداده اید. اصلا چرا این یکی حاصل انکشاف استعداد طبیعت است و آن یکی حاصل سرکوب طبیعت؟ واقعا چرا؟ ای کاش ابزارالات دیگری را هم نام می بردید و در این دسته بندی قرار می دادید. میتوانم حدس بزنم که مثلا بادگیر و کولر هم تفاوتی نظیر کوزه و بلوک سیمانی دارند. اما اگر کسی برایم ادعا کند که مثلا کولر هم حاصل انکشاف استعدادهای طبیعت است، چرا که اولا از برقی استفاده می کند که از انرژی باد طبیعت بدست آمده و از این منظر کاملا شبیه بادگیر است و ثانیا در ساختار کولر هم برای خنک کردن از تبخیر آب نظیر آنچه در جای جای مختلف طبعیت (حتی در ساختمان زندگی برخی مورچه ها) استفاده می شود، بهره می گیرد. یعنی مکانیزمی کاملا طبیعی در یک حجم کوچک عمل می کند. حال این چه فرقی با بادگیرهای یزدی دارد؟ یا مثلا در مورد بلوک سیمانی هم می توان استدلالی به همین شکل اقامه کرد. با این مقدمه از شما تقاضای عاجزانه دارم به سوالات من به صورت موردی و همراه با توضیحات کافی پاسخ دهید: 1- تفاوت دقیق کوزه و بلوک سیمانی چیست و اگر ادعا دارید یکی حاصل انکشاف استعداد طبیعت است و دیگری خیر، ادله کافی و وافی اقامه کنید. 2- در گذشته هم ما مصالحی مانند بلوک سیمانی امروزه داشته ایم. مثلا شما آجر را در کدام دسته طبقه بندی می کنید. آجری که از دیرباز وجود داشته. آیا آن هم حاصل سرکوب کردن طبیعت است؟ چرا؟ 3- آیا همه ابزارالات جدید در دسته بلوک سیمانی طبقه بندی می شوند، حتی مثلا دوچرخه؟ لطفا کلیدی معرفی کنید که این تمایز را به راحتی بتوان تشخیص داد. 4- و سوال اصلی اینکه، آیا چون در عصر جدید بشر دیگر حتی بیش از حد نیاز خود ابزار دارد، ما مهندسین بهتر است از تولید ابزارهای بیشتر دست برداریم و خود و دیگران را ترغیب کنیم به استفاده درست از ابزارهای موجود؟ و یا اینکه نه، ابزارآلات جدید روح مدرنیزم را در خود دارند و بشر نیاز به ابزارالاتی که حاصل انکشاف استعداد طبیعت باشد دارد و ما باید سعی کنیم از این دست ابزارها را اختراع کنیم؟ اگر بله چگونه؟ (لطفا اگر کتابی هم معرفی می کنید، از دادن پاسخ مستقیم دریغ نورزید). با تشکر از زحمات گرانقدرتان و با آرزوی توفقیات روز افزون برای شما و همکارانتان.
متن پاسخ
- علیکم السلام باسمه تعالی در مورد سرکوب‌‌نکردن استعدادهای طبیعت و کشف استعدادهای آن در مباحث «شیعه و تمدن‌زایی» مثال‌های بیشتری آورده شده. مثلاً مقایسه کنید بین قنات که با یک مهندسی دقیق آب زمین را به سوی مزرعه هدایت می‌کند با کندن چاه عمیق که موجب آسیب به سفره‌های زیرزمینی می‌شود. در موضوع کولر؛ شما مجبورید برای تهیه‌ی مقدمات آن، طبیعت را تخریب کنید تا آهن و برقِ مورد نیاز آن را به‌دست آورید، ولی در بادگیر هیچ‌کدام از این تخریبات بر طبیعت تحمیل نمی‌شود. در مباحث «شیعه و تمدن‌زایی» عرض شده است برای عبور از تمدنی و رجوع به تمدنی دیگر با انبوه سؤالات روبه‌رو خواهیم شد که باید به همه‌ی آن‌ها جواب داده شود تا ذهن‌ها بتواند از تمدن گذشته عبور کند و تمدن جدید را بپذیرد. لذا پیشنهاد می‌کنم جهت جواب‌گویی به سؤالاتتان، کتاب‌های «گزینش تکنولوژی از دریچه‌ی توحیدی» و «علل تزلزل تمدن غرب» و جزوات تمدن‌زایی شیعه را مطالعه فرمایید. مهندسی همیشه قسمتی از زندگی بشر بوده، ولی اگر مهندسان ظرفیت‌های عالم را بشناسند علم خود را طوری در خدمت بشر قرار می‌دهند که موجب تخریب طبیعت و آزار روحی بشر نگردد. مقام معظم رهبری«حفظه‌الله‌تعالی» در دیدار خود با جمعی از نخبگان علمی کشور در تاریخ 6/8/1388 در عین تکیه بر روی علم و تحقیق، موضوع «شکستن مرزهای علمی موجود» را به میان می‌کشند تا جهت‌گیری علمی کشور مطابق فرهنگ دینی جلو رود. می‌فرمایند: «علم را اهمیت بدهید. این که من سال‌هاست روى مسئله‌ى علم، تحقیق، پژوهش، پیشرفت، نوآورى، شکستن مرزهاى علمىِ موجود تکیه می‌کنم، به خاطر این است. بدون انواع دانش، اقتدار کشور امکان‌پذیر نیست. دانش اقتدار مى‌آورد. یا درجایی دیگر می‌فرمایند:« ما وقتى میگوئیم پیشرفت، نباید توسعه‏ى به مفهوم رائج غربى تداعى بشود. امروز توسعه، در اصطلاحات سیاسى و جهانى و بین المللى حرف رائجى است. ممکن است پیشرفتى که ما میگوئیم، با آن چه که امروز از مفهوم توسعه در دنیا فهمیده میشود، وجوه مشترکى داشته باشد - که حتماً دارد - اما در نظام واژگانى ما، کلمه‏ى پیشرفت معناى خاص خودش را داشته باشد که با توسعه در نظام واژگانى امروز غرب، نبایستى اشتباه بشود. آن چه ما دنبالش هستیم، لزوماً توسعه‏ى غربى - با همان مختصات و با همان شاخصها - نیست.»( 27/2/1388)
242

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم محضر مبارک استاد معظم جناب آقای طاهرزاده زیدعزه سلام علیکم با سلام و صلوات بر پیامبر اعظم و خاندان پاکش با احترام سوالاتی در مورد نقش و جایگاه مسجد در عرصه فعالیت های سیاسی و اجتماعی از حضرتعالی دارم که به شرح ذیل می باشد . امید است راهنمایی های شما مانند همیشه روشنگر و سرلوحه ای برای ما باشد ان شاءالله 1- آیا به صلاح است مساجد در عرصه انتخابات به طور علنی از یک نماینده خاص حمایت کنند و ستاد تبلیغاتی او شوند؟ 2- و در عرصه اجتماعی آیا مساجد باید محلی برای افراد خاص با عقاید خاص باشد یا اینکه نقش مسجد نقشی فراصلیقه ای در چارچوب موازین و اصول اسلامی است و باید پاسخگو برای تمامی این صلیقه ها باشد؟ با کمال تقدیر و تشکر توفیق روزافزون حضرتعالی را از درگاه ایزد منان خواستارم . والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
متن پاسخ
باسمه تعالی علیک السلام: اگر فضای انتخابات، فضای معنوی باشد و کاندیداها همه در راستای اهداف انقلاب اسلامی قدم بردارند، چنانچه موجب دو دستگی در محل نشود، اشکال ندارد. کاندیداها یا طرفدارانشان بیایند برای مؤمنین برنامه‌های خود را شرح دهند تا موجب رشد اندیشه‌ها گردد، ولی روی‌هم‌رفته باید سعی شود مساجد محل همه‌ی اندیشه‌هایی باشد که به انقلاب تعلق دارند و نه این که یک اندیشه‌ی خاص از مسلمانان در مساجد میدان‌داری کنند. موفق باشید
18015
متن پرسش
سلام استاد: آیا دعای صنمی قریش معتبر است؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی از اهل تحقیق این طور می‌فرمایند: دعای صنمی قریش به هیچ وجه معتبر نیست بلکه به نظر بعضی از محققین جعلی است. این دعا نخستین بار در حدود سال ششصد هجری توسط یکی از راویان ترویج و علنی شد. ادبیات این دعا با ادبیات دعاهای دیگر تفاوت فاحشی دارد. هیچ دلیل معتبری نداریم که ثابت کند دعای صنمی قریش از سوی معصوم (ع) توصیه شده و ثوابهای آنچنانی را دارا باشد. برخی از کسانی که دعای صنمی قریش را ترویج می کنند قصدشان ایجاد درگیری بین شیعه و سنی است زیرا منظور از صنمی قریش در این دعا «شخصیتهای مقدس نزد اهل سنت» است. بنابراین باید به جای چنین دعای مشکوک و تفرقه افکنی به قرائت زیارت ها و ادعیه معتبری مثل زیارت عاشورا و زیارت امین لله و صلوات و دعاهای صحیفه سجادیه بپردازیم که واقعا معجزه می کنند.

تاثیر دعای صنمی قریش بیش از هر چیزی افزایش نفرت بین شیعه و سنی است که موجب می شود سنی های معتدل به وهابی های افراطی تبدیل شوند.

اینکه گفته شده است بعضیها دعای صنمی قریش خوانده اند و حاجت گرفته اند گرچه محال نیست ولی ما به راستگویی این مدعیان شک داریم چون می دانیم که این افراد مأموریت دارند که با ترویج این دعا بین شیعه و سنی درگیری و اختلاف ایجاد نمایند.

قرآن کریم به ما می فرماید ایجاد دشمنی بین مسلمانان کار شیطان است (۱). نباید از شیطان غافل شویم. اگر دعای صنمی قریش که یک دعای مشکوک و فاقد سند معتبر است حاجت می دهد قطعا زیارت امین لله و زیارت عاشورا که معتبر هستند چند برابر حاجت می دهند بنابراین چرا دعاهای معتبر را رها کنیم و وقت خود را به دعاهای مشکوک و تفرقه افکن بگذرانیم؟!

اگر دعای صنمی قریش در سطح گسترده رواج یابد موجب بیشتر شدن کینه بین شیعه و سنی خواهد شد.

متاسفانه مدیران گروه های اجتماعی منتسب به شیعیان انگلیسی که به عمد به دنبال ایجاد درگیری بین شیعه و سنی هستند بر قرائت این دعا بسیار تأکید می کنند در حالی که این کار دقیقا کمک کردن به انگلیس و اسراییل و آل سعود است.

لذا وقتی گروههای تفرقه افکن سعی می کند مردم را با احادیث مشکوک و ضعیف به سمت اختلاف و کینه سوق دهند راه حل این است که ما هم مردم را آگاه کنیم.

( وَقُل لِّعِبَادِی یَقُولُواْ الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطَانَ یَنزَغُ بَیْنَهُمْ إِنَّ الشَّیْطَانَ كَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوًّا مُّبِینًا”( و به بندگانم بگو: «آنچه را كه بهتر است بگویند»، كه شیطان میانشان را به هم می زند، زیرا شیطان همواره براى انسان دشمنى آشكار است (اسراء/ ۵۳). ( به سایت http://masalnews.ir/ رجوع شود). موفق باشید

15921

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: (شایدسوال شخصی باشد چون بیشتر سوال احکام است) استاد هرچند این سوال احکام است ولی بسیار سپاسگذار خواهم بود این سوال ما پاسخ فرمایید در رساله آیت الله خامنه ای آمده است: «رعایت مراحل و مراتب امر به معروف و نهی از منکر واجب است یعنی تا به مرحله‌ی پایین‌تر مقصود حاصل می‌شود نباید وارد مرحله‌ی بالاتر شد.» لینک کامل فتوا http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27746 سوالم از حضرتعالی این است که با توجه به کار ما در دبیرستان و همچنین مساجد و کلا روابط اجتماعی ما زیاد است. گاه امر و نهی واجب می شود حال اگر بتوانیم به مرتبه پایین تر (قلبی) عمل کنیم ولی سراغ مرتبه بالاتر (لسانی) برویم آیا اینجا ما از واجبی (طبق فرمایش آقا) عدول کرده ایم؟ مثلا کسی کار اشتباهی می کند می دانیم مثلا با لب گزیدن یا اخم کردن دست برمی دارد ولی ما سراغ مرتبه لسانی می رویم تذکر می دهیم. با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که موضوع امر به معروف در امور فرهنگی و اجتماعی متفاوت است. در امور اجتماعی و فرهنگی اعمالِ منکر را باید در همه‌ی ابعاد، تحلیل کرد. موفق باشید

14230
متن پرسش
سلام استاد گرانقدر: در طول ماه ربیع الاول مراسمی تحت عنوان عیدالزهرا و.... برگزار می شود و گفته می شود علما و فضلا هم تاکید بر انجام این مراسمات داشته اند. استاد می دانم مقام معظم رهبری به اصل وحدت تاکید دارند و اینکه نباید بر مقدسات سایر ادیان توهین شود و .... ولی استاد در مجالس خصوصی و حتی تک نفری اگر برائت انجام شود به نظر شما اشکالی دارد؟ استاد این مطالبی که نقل می شود مانند مطلب زیر چقدر صحت دارد؟ سالی مجلس جشن و سرور در نهم ربیع الاول در منزل آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی رضوان الله تعالی علیه مرجع واحد تشیع پس از مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی رحمه الله علیه قبل از مرجعیت مرحوم آیت الله العظمی حاج اقا حسین بروجردی قدس الله روحه برگزار شد. در این مجلس فقهای طراز اول آیات عظام علمای اعلام فضلاء و مدرسان و طبقان مختلف با ایمان حضور داشتند. عده ای از اهل ولاء مترسکی را به شکل عمر بن الخطاب درست کردند. و بر الاغی سوار و وارد مجلس نمودند. آیت الله العظمی قمی مرجع واحد زمان از دیدن این صحنه کمی ناراحت شد که این عمل مناسب با چنین مجمعی نیست بدون اینکه این ناراحتی خود را ابراز کند. شب حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهراء سلام الله علیها را در خواب دید که از ایشان رو برگردانید. آن مرجع واحد زمانش، از این عمل حضرت زهراء علیها السلام افسرده خاطر شد و عرض کرد: مگر بنده سید و از نسل شما و محرم شما نیستم؟ آن حضرت سلام الله علیها فرمود: چرا هستی ولی چرا تو از صحنه ی دیروز ناراحت شدی؟ آیا تو در آن زمان بودی که عمر بن الخطاب چه ظلمی بر من و شوهرم علی مرتضی کرد؟ چگونه مرا سیلی زده؟ چگونه محسنم را بر اثر ضربت بر پهلویم کشته؟ چگونه بازویم و پهلویم را شکسته؟ چگونه در خانه ام را به آتش کشیده ؟ چه هتک حرمت، اهانت، قساوت، ظلم و ستمی را بر اهل بیت رسول الله روا نداشته است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک و حجت ما سخن نایب امام زمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف» یعنی حضرت آیت اللّه خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» در این زمان و در این تاریخ است و ایشان توهین به صحابه و همسران پیامبر را حرام می‌دانند و از آن جهت که ایشان به‌خوبی نشان داده‌اند در تحقق اهداف حضرت صاحب‌الزمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» به‌خوبی موفق بوده‌اند، در این مورد نیز باید از ایشان تبعیت کرد. از طرفی مگر خواب برای کسی حجت می‌شود؟!! آیا فردای قیامت می‌توانیم نسبت به عملی که مبتنی بر خواب انجام داده‌ایم جوابگو باشیم؟ موفق باشید

11699

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام محضر استاد: بنده طلبه هستم و بسیار مطالب شما را دنبال کرده و همین حالا هم این کار را می کنم. خواستم از محضر شما اجازه بگیرم که آیا اشکالی ندارد بنده از کتب و صحبتهای شما در منبر و تدریس استفاده کنم؟ مخصوصا در منبر؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر حرف حسابی در آن نوشته‌ها هست که از من نیست تا من اجازه دهم؛ از لطف خدا است و خداوند دوست دارد سخنان خوب را منتشر کنیم، و اگر حرف ناحسابی در آن است که خداوند مرا ببخشد، شما هم برایم دعا کنید. موفق باشید

10553
متن پرسش
سلام استاد: خیلی ماهی، اصلاً ما جوونا خیلی کتاب‌هاتو دوست داریم. واسمون دعاکن. من از تبریزم. چن وخ پیش را تم از کتابفروشی دریا کتابهاتو گرفتم. عااااااالی هستن، واقعا. اجرکم عندالله. خیلی دعامون کن خیلی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از حضرت حق می‌خواهم که شما را از این کتاب‌ها عبور دهد و کتابی که خودش نوشته به نام نفس ناطقه‌ی آدمی، جلوی شما باز کند تا با خواندن آن بتوانید خدای خود را پیدا کنید که در آن صورت خواهی گفت: «من آنچه خوانده‌ام همه از یاد برده‌ام/ إلاّ حدیث دوست که تکرار می‌کنم». موفق باشید
10528
متن پرسش
سلام علیکم: ضمن عرض خدا قوت و تشکر از حوصله حضرتعالی، تقاضا دارم در صورت صلاحدید توضیح بفرمایید: آیاحضور حضرات معصومین (ع) و بالتبع حضور برخی از اولیاءالهی در چند مکان در یک زمان واحد، اگر با بدن مادی (نه مثالی) باشد، مواد اولیه آن از طبیعت تأمین می شود و یا صرفا بصورت انشاء و ایجاد است. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی اولیاء الهی حاکم بر عالم ماده شدند و در مبادی ایجاد عالم مادی حاضر شدند، در هر جای عالم ماده نیز می‌توانند بدن مادی ایجاد کنند. کاری که عاصف‌بن‌برخیا در رابطه با تخت جناب بالقیس کرد و بنده در شرح بحث «حرکت جوهری» در این مورد و در رابطه با طیّ الأرض، عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
10448

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: اجر شما با خداوند متعال که ما را در راستای کسب کمالات دینی یاری می نمایید. من چند روز پیش در سایتی با مطلبی در رابطه با تعدد زوجات پیامبر روبرو شدم. تا کنون نمی دانستم که پیامبر ما با این همه از زنها ازدواج کردند، دچار شک و شبهه شدم تا جایی که به خیلی از دستورات دینی شک کرده و اینکه اینکار از جانب پیامبر صورت گرفته کسی که با هوای نفسانی مبارزه کرده و دیگران را امر به دوری از هوای نفس کردند ولی چطور خود این همه تعدد زوجات اختیار کردند؟ آیا این کار منافاتی با وجهه اسلامی نداشت! و اینکه پیامبر خدا که دستور به کنترل شهوت دادند چرا خود این وجهه را نمایان کردن!؟ و اگر بگوییم هدف برای انتشار پیام اسلام بوده چرا با 11 زن! که در میان آنها دختری 7 ساله بوده با نام عایشه؟ خواهش می کنم مرا راهنمایی کنید. همه افکار و اعتقاداتم دچار ابهام شده وقتی می بینم پیامبری که خود امر به معروف کرده چگونه خود این کار را انجام داده اند اگر مهار و کنترل شهوت با ازدیاد همسر است پس اکنون چرا گناه شمرده می شود!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده قبلاً در همین سایت در مورد تعدد زوجات رسول خدا«صلی‌اللّه‌علیه‌واله» عرایضی را مطرح کردم، به‌خصوص در جواب سؤال 5450. و در شرح آیات 50 تا 52 سوره‌ی احزاب إن‌شاءاللّه نکات دقیقی در این مورد می‌یابید. تفسیر سوره‌ی احزاب در جلسات شنبه شب بر روی سایت هست. در ضمن در جواب سؤالات 9542 و 9562 عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
10263
متن پرسش
با سلام: یک معضلی در جامعه هست و کم هم نیست و بنده احساس می‌کنم شما کمتر به آن توجه داشته‌اید. امیدوارم بتونم هم‌زبانی ایجاد کنم. استاد تصور شما از قشر پایین جامعه چیه؟ اون چیزی که من توی این گروه می‌بینم این‌هاست: فقر عاطفی، فقر اقتصادی فقر حمایتی و فقر اجتماعی، معمولا این مدل خانواده ها مذهبی سنتی هستن و عموما روابط عاطفی همسران و والدین با فرزندان زشت و خجالت آور تلقی می‌شود. فرزندان بعضا از لحاظ حمایت از طرف والدین دچار مشکل هستند. (البته منظورم همه خانواده‌های از لحاظ معیشتی پایین نیست چه بسا خانواده‌ای با وجود فقر اقتصادی در گزینه‌های دیگر کاملا غنی باشد) و حالا با تمام این فشارهای روحی فرض می‌کنیم یکی از فرزندان این خانواده از آن جهت که باب رحمت و عنایت خداوند بر او باز شده قصد دارد با همه‌ی آن تنش‌ها مبارزه کند و وارد اجتماع بشود با هدف تمدن‌سازی و کار فرهنگی، مشکل اصلی دقیقاً همین جاست وقتی این فرد وارد اجتماع می‌شود (منظورم ازجامعه گروه بچه مذهبی‌هایی هستند که کارفرهنگی انجام می‌دهند) عملاً به رسمیت شناخته نمی‌شود چرا؟ چون پدرش منصب اجتماعی مطرحی ندارد یا به تعبیر خودشان هم شأن آنها نیست چون خانواده‌ی فرهنگی ندارد و حتی با وجود فکر عمیق توسط ابرفرهنگی‌های پولدار به ظاهر مذهبی (!) له می‌شود. به بی‌فکری و نفهمی محکوم می‌شود یا دست کم کارهای دم دستی اجرایی به او سپرده می‌شود. مشکل بعدی ازدواج اوست که همان خانواد‌های به ظاهر مذهبی او را بی‌فرهنگ خوانده و هم شأن خودشان نمی‌دانند. حتی افرادی که ادعا می‌کنند اقتصاد حقیقت ندارد (از جمله آنهایی که خود را هم ‌عالَمِ شما می‌خوانند) درک درستی از این قشر ندارند و عموما مرفهانه زندگی می‌کنند. آیا این افراد اگر در شرایطی که عرض شد زندگی می‌کردند آیا باز هم ادعای تمدن‌سازی داشتند؟ (جالبه وقتی بهشون انتقاد می‌کنی یا محافظه‌کارتر میشن یا مهربانی بیش از حد آنها نشان از عدم درک درست است) و اما سوال من: شأن حقیقی ما چیست؟ اصلا حد اقتصاد در زندگی اسلامی چیست؟ و این که برای اولا درک درست و دوم رفع این تبعیض چه باید کرد؟ یا حق- التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید هر اندازه جامعه به خداوند نزدیک شود و متوجه گردد که همه‌ی ارزش‌ها و کمالات در اُنس با خدا پیش می‌آید، به همان اندازه در چشم‌اش غیر خدا چیزی به حساب نمی‌آید، ما از این جهت در ابتدای راه هستیم. شما تلاش کنید هرچه بیشتر به خودتان و به بقیه توحید را متذکر شوید و در این رابطه فعالیت نمایید تا معارف توحیدی به جامعه برگردد و این معضلات که برمی‌شمارید رفع گردد و مطمئن باشید خدایی که ما را خلق کرده ماورای این‌که خانواده‌ی ما در چه موقعیتی است نمی‌گذارد ما درمانده شویم. برای آن‌که خدا به جامعه و تاریخ ما برگردد در ابتدای امر نیاز به عرفان نظری داریم. موفق باشید
10241
متن پرسش
سلام علیکم: سوال اول اینکه نفس مجرد هم جزو معقولات ثانویه می باشد؟ یعنی مثل بحث حرکت و جوهر و... جز مباحثی هست که عقل می فهمد یا اصلا نفس مجرد ربطی به معقولات ثانی ندارد؟ سوال دوم: اینکه شما می فرمایید در چهل سالگی با یک سلوک جدی علمی و عملی می توانید به درک معقولات برسید، فهم این معقولات با فهم معقولاتی فلسفی چه فرقی دارد؟ آیا درک معقولات بعد از سیر و سلوک جدی همان کشف و مشاهدات است؟ می توانید کمی برایم توضیح دهید. سوال سوم: شما در کتاب معرفت نفس و الحشر فرمودید که وحدت مثل وجود تشکیکی می باشد. استاد و خدا وحدت است دیگر. تشکیک و مراتب چگونه در آن راه دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- موضوعات مجرد را اگر با تعقل و تفکر مورد نظر قرار دهیم در زمره‌ی معقولات ثانویه قرار می‌گیرد، ولی اگر سعی شود با سلوک معنوی قلباً با آن‌ها مرتبط گردیم دیگر معقول نیست بلکه محسوس به حسّ معنوی است 2- آن‌جا دیگر بحث ارتباط وجودی با معقولات است و نه ارتباط با مفهوم آن‌ها 3- موجودات مجرد حقایق یگانه‌ای هستند که در عین واحدبودن، تشکیکی می‌باشند. موفق باشید
9733

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام به استاد عزیز و سخاوتمندمان: جسارتا آیا ترجمه جدید «معرفت النفس و الحشر» حضرت عالی به طبع رسیده است تا ممنون این خیر کثیر دیگر از جانب تان باشیم؟ از کجا می توانیم سفارش دهیم؟ با ارادات و احترام
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بلی؛ بحمداللّه مدتی است چاپ شده، فایل آن روی سایت در قسمت کتاب‌ها هست. با آقای مهندس نظری جهت تهیه‌ی آن می‌توانید تماس بگیرید. شماره‌ی ایشان 09136032342 است. موفق باشید
9654
متن پرسش
سلام استاد گرامی: آیا کار خوب کردن از سن 40 به بعد فایده ای دارد؟ تکلیف لحظه هایی که بیهوده گذشته چیست؟ در برزخ آیا با آن بیهوده گذرانیها مواجه می شویم؟ در صورت توبه از آن بیهوذه وقت گذرانیها آیا باز با اثر آن مواجه می شویم؟ ضمن این که الان دیگه اصلا نمیشه و شرایط انجام آن گناهان نیست باز هم توبه مقبول است؟ من توبه کرده ام قبلا و هنوز هم یادم که میاد باز توبه می کنم، آیا در برزخ با این صورتهایی که توبه شده اگرچه امکان آن گناهان هم دیگر نیست مواجه می شویم؟ اگه نه پس تکلیف بیهوده گذرانیها و گناهان چه میشه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که انسان اراده کرده است به گناهان گذشته برنگردد راه‌های آسمان به قلبش گشوده می‌شود و خداوند او را در دنیا و آخرت در جایگاه بنده‌های مطیع‌اش قرار می‌دهد. همت کنید، چهل سال دیر نیست. موفق باشید
نمایش چاپی