باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تمام اسفار اربعه مربوط به قوس صعود است و در رابطه با اختیار انسان میباشد 2- فیض اقدس از شئون الهی است و تجلی حق است برای خودِ حق. ولی فیض مقدس، مقامِ اولین مخلوق یعنی عقل اول یا مقام محمد و آل محمد«علیهمالسلام» میباشد که به یک معنا، مظهر مقام خلیفةاللهی است. بدین جهت فکر میکنم تطبیقی که میفرمایید مشکل باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن حدّ که لازم است باید با ارحام غیر محرم ارتباط داشت ولی اگر بیخود بهانهای برای صحبت فراهم کنیم مثل آن است که بیدلیل با نامحرم صحبت کردهایم. باید ارتباط طوری باشد که گمان نکند ما نسبت به شخصیت آنها بیگانه و بیتفاوتیم، ولی نه بیشتر از آن. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها از طریق قوهی واهمه است که انسان به گناهان و شهوات اصالت میدهد و انسانهای مؤمن با عدم پیروی از قوهی واهمه، خود را از گرفتاریهای فوقالذکر نجات میدهند. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست کمک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رقص سماعی که بعضی از گروههای عرفانی در گذشته بر آن وارد میشدند، غیر از اداهایی است که این روزها عدهای صوفینما دارند. مجلس سماع آدابی داشته است از جمله آنکه عموماً جوانان که تحت تأثیرِ وَهمِ جوانی هستند نمیتوانستند وارد شود. به قول مولوی: «چون رهند از دست خود دستی زنند ** چون جهند از نقص خود رقصی کنند · مطربانشان از درون دف میزنند ** بحرها در شورشان کف میزنند». اساساً آن حالت وَجد در اختیار خودشان نیست و فعلاً آن نحوه حضور از تاریخ، بربسته شده است و شبیه آن همان حالتِ بر سینه و بر سرزدنی است که در عزاداریِ حضرت سیدالشهداء «علیهالسلام» بعضاً برای عدهای پیش میاید. موفق باشید
سلام استاد عزیز: اعمالتان قبول درگاه الهی 1. در اعتکاف صورتهای خیالی سراغم می آمدند. زیادتر از نماز. مثلا اگر چند سال پیش صحنه ای بد و یا نسبتا بد به چشمم خورده بود در اعتکاف مرور می شد به شدت. حتی گناهانی که یادم هم نبود مرور می شد. بنده هم احساس کردم کار شیطان باشد به همین خاطر بی اعتنایی کردم و به ذکر و فکر و خواندن جزوات شما مشغول شدم و کمی با کشف المحجوب به سر بردم تا راحت شدم. به نظر شما این صورتها از بین می روند؟ 2. در اعتکاف جوانی آمده بود و به من می گفت: حاج آقا من نمیتونم اعمال ام داود را انجام بدم خیلی سخته. فقط میخوام ذکر بگم خدا ازم قبول میکنه؟ استاد بنده طبق آیه «لا یکلف نفسا الا وسعها» گفتم: بله. همین ذکر را با توجه بگو ان شاءالله خدا قبول می کند. استاد اشتباه گفتم به ایشون؟ 3. در اعتکاف، روز اول و دوم قبض در من بیشتر شد. ولی شب دوم حال بسیااار خوبی پیدا کردم که تا صبح ادامه داشت و بسیار عجیب اینکه دوباره در روز سوم رفت و دوباره ادبار آمد. علتش چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1. چقدر خوب است که این حالات در این دنیا سراغ ما میآید که با عدم توجه به آنها میتوانیم از آنها عبور کنیم وگرنه در برزخ به پای ما میپیچد 2. جواب مناسبی به او دادهاید، زیرا حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) فرمودهاند: «بُعثت بالحنيفيةِ السمحة السهلة»، بر دینی برگزیده شدهام که در عینِ مستقیمبودن، آسان و سهلگیر است. 3- قصه تا آخر همین است که: «ای بردار عقلْ یکدم با خودآر / دمبدم در تو خزان است و بهار». در حالت بسط در آن شب نباید زیاد بیدار میماندید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ نزدیکترین منبعی که میتوانید به آن رجوع کنید کتاب «صهبای حج» آیتالله جوادی است. 2ـ در گذشته مسیر بسیار سخت و طولانی بوده است و باید با پای پیاده عموما این راه را طی میکردهاند. 3ـ آنچه که باید مورد نظر باشد، روایاتی است که میفرمایند «اگر کسی نسبت به ولایت امامان معصوم عناد داشتهباشد عبادات او قبول نمیشود»که امروز مصداقش انقلاب اسلامی میتواند باشد. 4ـ فکر نمیکنم لازم باشد نسبت به این موضوع حساس باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه این بحث را در سه جلسهی اول کتاب «آشتی با خدا» داشتهایم. متن کتاب روی سایت هست. موفق باشید
