بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15611
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم: سفر اول از اسفار اربعه مربوط به قوس نزول است یا صعود؟ آیا این برداشت صحیح است مقام ماه رجب مقام فیض اقدس (ماه ولایت) است و شعبان مقام فیض مقدس (اولین تجلی فیض اقدس) و رمضان مقام تجلی ثانی فیض اقدس و ظهور اعیان می باشد چون روایت می فرماید رمضان ماه امت من است که ناظر به ظهور اعیان است و روایت دیگری رمضان را ماه خدا می داند که می شود همان علم حق که اجمال در عین تفصیل است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تمام اسفار اربعه مربوط به قوس صعود است و در رابطه با اختیار انسان می‌باشد 2- فیض اقدس از شئون الهی است و تجلی حق است برای خودِ حق. ولی فیض مقدس، مقامِ اولین مخلوق یعنی عقل اول یا مقام محمد و آل محمد«علیهم‌السلام» می‌باشد که به یک معنا، مظهر مقام خلیفة‌اللهی است. بدین جهت فکر می‌کنم تطبیقی که می‌فرمایید مشکل باشد. موفق باشید

14431
متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیز: لطف بفرمایید به دو پرسش ذیل طبق «شریعت اسلام» پاسخ دهید: 1. ارتباط کلامی یک زن با برادر شوهر خود باید در چه حدود و ثغوری باشد تا به فریضه صله ارحام خدشه ای وارد نکند؟ 2. اساسا طبق سیره اهل بیت (ع) ارتباط کلامی زن با اقوام و دوستان نامحرم بایستی چگونه باشد تا به صله ارحام خدشه ای وارد ننماید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن حدّ که لازم است باید با ارحام غیر محرم ارتباط داشت ولی اگر بی‌خود بهانه‌ای برای صحبت فراهم کنیم مثل آن است که بی‌دلیل با نامحرم صحبت کرده‌ایم. باید ارتباط طوری باشد که گمان نکند ما نسبت به شخصیت آن‌ها بیگانه و بی‌تفاوتیم، ولی نه بیشتر از آن. موفق باشید

12855
متن پرسش
با سلام استاد لطفا بفرمائید: 1. رابطه ی گناه مخصوصا از نوع شهوت جنسی و شکم و چشم چرانی با تقویت قوه واهمه و زیاد شدن خیالات مزاحم و بیهوده چیست؟ 2. چه اتفاقی در خود نفس و چه اتفاقی در ارتباط نفس با منبع نور الهی و واسطه فیض می افتد که با گناه مخصوصا از نوع شهوت جنسی و شکمی و چشم چرانی قوه واهمه قوی می شود و خیالات مزاحم زیاد و قوی می شوند؟ 3. چرا مومنین واقعی هیچگاه دچار توهم و خیالات مزاحم و بیهوده نمی شوند؟ نفس آنها چگونه است که به این نوع مشکلات دچار نمی شوند؟ 4. چه راهکاری برای درمان و خلاصی از این نوع درد و مصیبت هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها از طریق قوه‌ی واهمه است که انسان به گناهان و شهوات اصالت می‌دهد و انسان‌های مؤمن با عدم پیروی از قوه‌ی واهمه، خود را از گرفتاری‌های فوق‌الذکر نجات می‌دهند. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست کمک می‌کند. موفق باشید

11202

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد گرامی: با توجه به جواب سوال 11193، آیا شما منکر این سخن ابن سینا هستید که: ابن سینا: سئوال می کنیم از سوفسطایی که آیا اینکه واقعیت را انکار می کنید به حق بودن حرف خودتان علم دارید یا به باطل بودن آن علم داید یا در آن شک دارید. اگر گفتند علم داریم که حق است یا علم داریم که باطل است پس به حقیقتی اعتراف کرده اند و اگر گویند که شک داریم به آنها گفته می شود که آیا به شک خودتان علم دارید یا به آن هم شک دارید اگر گفتند که شک داریم باز گوییم که به شک خود علم دارید یا نه و همینطور تا بی نهایت اگر شک آنها ادمه داشته باشد که این می شود تسلسل و محال است. یا آیا منکر دلیل بدیهی و محکم زیر هستید در مورد محال بودن تسلسل شک؟ هر شک وابسته به دو احتمال اثباتی و سلبی است، یعنی در دیدگاه شک کننده هر یک از دو طرف سلب و اثبات ممکن الوقوع است، در غیر این صورت، شک به یک جاده ی یک طرفه تبدیل می شود و دیگر شک نخواهد بود. بر این مبنا، باید در دیدگاه شک کننده، هر یک از دو طرف اثبات و سلب ممکن الوقوع باشد، یعنی او به دو گزاره ی «طرف اثباتی ممکن الوقوع است» و «طرف سلبی ممکن الوقوع است» مطمئن باشد و به محتمل بودن هر یک از آنها یقین داشته باشد، زیرا اگر به جای اطمینان و یقین، به هر یک از دو گزاره ی فوق شک داشته باشد، گرفتار یک تسلسل بی پایان خواهد شد، مثلا اگر به گزاره ی «طرف اثباتی ممکن الوقوع است» شک داشته باشد، خود این شک به دو احتمال اثباتی و سلبی قبلی وابسته خواهد شد، یعنی در دیدگاه او ممکن الوقوع بودن طرف اثباتی و ممکن الوقوع نبودن آن هر دو محتمل خواهد بود؛ بنابراین، احتمال اثباتی اول، خود به دو احتمال اثباتی و سلبی قبلی وابسته خواهد شد و چون، طبق فرض، هر احتمالی خود امری غیریقینی و مشکوک است، باز برای هر احتمال قبلی به دو احتمال سلبی و اثباتی قبل تری نیاز خواهد شد و به همین صورت این زنجیره تا بی نهایت پیش خواهد رفت و گرفتار یک تسلسل محال خواهیم شد. معنای این سخن این است که برای شک در یک گزاره، باید به بی نهایت گزاره ی قبلی شک داشته باشیم و بی نهایت احتمال سلبی و اثباتی را تعقل کنیم و این چیزی است که با محدودیت های ذهنی ما ناشدنی است؛ بنابراین، شک بدون یقین، ناشدنی و ناممکن خواهد بود و این همان ادعای ماست که هر شک به یقین وابسته است و آن، یقین به ممکن الوقوع بودن طرف اثباتی و سلبی گزاره ی مشکوک است. به نظر بنده به هیچ وجه نمی توان محال بودن تسلسل شک را انکار کرد چون امریست بدیهی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اشکال ندارد این‌طور که می‌فرمایید وارد شویم، ولی صحبت بر سر آن است که چرا تسلسل در شک باطل است؟ مگر اگر به شکِ خود علم داشتیم منجر می‌شود که از شک خارج شویم؟ طرف می‌گوید آری به شک خود یقین دارم و این یقین، یقینِ به شک است و منجر به رفع شک نمی‌شود. باید در مورد رفع شک موضوع بدیهی‌بودن علم به خارج را از یاد نبرد. خوب است که نظری هم به جواب سؤال شماره‌ی 11199 بیندازید. موفق باشید
11003
متن پرسش
آیت اللّه جوادی وَ ما أَدْراکَ ماآیت اللّه جوادی! به به روشن شدیم قرار بود جایی برای ارتباط با شما و دیگر کاربران را در سایت راه بیاندازید که گویا فراموش شد. همین خاطر اینجا بوجود آمدنم از جوابتان به فلان سوال را با عنوان مذکور بیان کردم گاهی از شما در وبلاگم می گویم و از نقطه نظرتتان حلال بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد شما را به مسئولان محترم سایت عرض کردم فرمودند با تعریفی که برای قسمت سؤال و جواب سایت کرده‌اند برایشان پیشنهاد شما ممکن نیست. شما صاحب اختیار هستید که هرچه می‌خواهید از مباحثی که بنده دارم در وبلاگ خود درج نمایید، ولی خوب است به جهت رعایت اخلاق رسانه‌ای و راهنمایی بیشتر کاربران، منبع اصلی موضوع را درج نمایید. موفق باشید
10865
متن پرسش
سلام: آیا با انجام اوامر الهی و ترک محرمات تخلیه و پس از آن تحلیه صورت می گیرد؟ آیا حصول تخلیه و تحلیه قطعی ست؟ آلوسی در تفسیر خود در ذیل آیه 33 سوره احزاب می گوید این آیه در بیان این است که اگر اهل بیت (ع) به اوامر الهی عمل کنند و از نواهی او دوری کنند قطعا تخلیه و تحلیه در آنها صورت می گیرد اما در افراد دیگر این امر قطعی نیست یعنی ممکنه تخلیه و تحلیه حاصل نشه. به نظر شما این حرف درسته " و الآیة متضمنة الوعد منه عزّ و جلّ لأهل بیت نبیه صلّى اللّه علیه و سلم بأنهم أن ینتهوا عما ینهی عنه و یأتمروا بما یأمرهم به یذهب عنهم لا محالة مبادئ ما یستهجن و یحلیهم أجلّ تحلیة بما یستحسن، و فیه إیماء إلى قبول أعمالهم و ترتب الآثار الجمیلة علیها قطعا و یکون هذا خصوصیة لهم و مزیة على من عداهم من حیث إن أولئک الأغیار إذا انتهوا و ائتمروا لا یقطع لهم بحصول ذلک." روح المعانی /ذیل ایه 33 احزاب
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر رویکرد ما به جای فرار از جهنم رجوع الی اللّه باشد رعایت اوامر و نواهی الهی جهت امر تحلیه کافی است و تحلیه‌ی بعد از تخلیه حاصل می‌شود و از آن جهت که رویکرد اهل‌البیت«علیهم‌السلام» در همه‌ی امور «ابتغاءً لوجه اللّه» بود آلوسی آن سخن را گفته. موفق باشید
10512

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: به نام خدا من 25 سال دارم (قبلا خلاف میلم تا کاردانی عمران پیش رفتم) و تازه از خدمت آمده ام. اکنون بین انتخاب دو مسیر از زندگیم مانده ام. بسیار علاقمند به علوم دینی هستم. برای همین در این مانده ام که مشغول به تحصیل در حوزه شوم یا مشغول به تحصیل در رشته ی فقه و حقوق اسلامی در دانشگاه دولتی در تهران. هر دو را بسیار دوست دارم خصوصاً اینکه اشتغال در شغل های حقوقی مثل قضاوت را بسیار دوست دارم. از طرفی هم بسیار دلم با حوزه هست. علت اینکه نسبت به حوزه مرددم این هست که بعد از چند سال سربازی و با این سن (25 سال) می خواهم تازه شروع به تحصیل در حوزه کنم و دیگران خصوصاً پدر و مادرم مدام متذکر می شوند تو با این وضع تا بیایی درس بخوانی و تا بتوانی پخته شوی و بتوانی زندگی تشکیل دهی خیلی دیر است. و با این وضع مملکت، چگونه می خواهی خانه بخری و زن بگیری و خرج آن ها را بدهی. تو تا بیایی در موقعیت علمی به جایی برسی بیش از 10 سال طول می کشد و تا آن موقع می خواهی چه کنی؟ اگر از 18 سالگی شروع کرده بودی توجیهی داشت ولی الان دیگر دیر است. حوزه جای درس خواندن است و مثل دانشگاه نیست که در حین آن هم درس بخوانی و هم کار کنی؛ و از این قبیل نصیحت های مشفقانه. توضیحات آن ها منطقی هست ولی من صفای طلبه ها را با هیچ عوض نمی کنم. برای همین به علوم دینی و حوزه و استاد محوری حوزه ها بسیار علاقه دارم و تمام فکرم این هست که اگر بخواهم با سلامت و سعادت از دنیا بروم و بخواهم خودم را اصلاح کنم و خدمت به اسلام کنم بهترین راه حوزه هست هرچند از طریق دانشگاه هم می توانم ولی حوزه طبعاً چیز دیگری است. غنایی که حوزه دارد به هیچ وجه دانشگاه ندارد. اگر دغدغه ی مسائل مالی برایم با توجه به وضع فعلیم حل شود نگرانیم گویا تمام می شود زیرا نزد دو نفر که یکی از آن ها حاج آقای قاضی زاده بود استخاره کردم یکی گفت جز به حوزه اصلاً فکر نکن و فقط برو حوزه؛ و دیگری گفت موانعی فعلاً داری ولی ابتدا اون ها رو حل کن بعد سریع برای حوزه اقدام کن. اکنون می خواستم بدانم به نظر شما من با این وضع چه راهی را برگزینم و آیا به این دغدغه هایم جا دارد اعتنا کنم؟ لطفاً به تفصیل راهنمایی کنید که من در این برهه ی حساس از زندگیم چه راهی برگزینم که کم نیاورم و پشیمان نشوم و این وسوسه ها را خنثی کنم؟ بسیار متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در دانشگاه هم بخواهید رشته قوق را ادامه دهید معلوم نیست زودتر از حوزه به سر و سامان زندگی برسید. به نظرم حال که خداوند علاقه به حوزه را در قلب شما انداخته توکل کنید به خدا، خودش حلّ می‌کند. موفق باشید
10293

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام علیکم: عرض خدا قوت استاد إن شاءالله دوشنبه عازم زیارت نورانی شمس الشموس سرور و مولایم آقا امام رضا روحی و ارواحنا فداه هستم از برای این زیارت شور و حال وصف نشدنی دارم. و بنا دارم این زیارت به نیابت از حضرت ولی عصر (عج) باشد برای برنامه ریزی روز های زیارت سعی دارم به توصیه های شما در جواب سوال شماره 8536 عمل کنم ان شاء الله، اما اتفاق مبارکی که برای من رخ داده اینکه قبل از محرم عازم حرم امام رضا علیه السلام هستم که از قبل بنا داشتم اذن محرممان را از حضرت علی بن موسی بگیرم لذا استاد گرامی از شما تقاضا مندم با توجه به نزدیکی محرم و تشرف ما به حرم امام رضا و آرزوی پیاده روی اربعین تا کربلا که عمریست دل ما را لک زده توصیه ای، فرمایشی و... هر آنچه که برای نهایت استفاده از وجود مقدس امام رضا برای ورودمان به محرم مد نظرتان هست بفرمایید. اگر توصیه ی دیگری هم دارید بفرمایید. مخصوصا برای گرفتن زیارت امام حسین علیه السلام در اربعین إن شاءالله امیدوارم بر سر ما منت نهاده و مارا راهنمایی کنید تا از این زیارت نهایت استفاده را ببریم و کلا با زیارت های گذشته ام متفاوت باشد. استاد دعاگوتون هستم إن شاءالله امیدوارم تا قبل از سفر ما که دوشنبه هست جوابم را بدهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در چند روزی که آن‌جا هستید هر روز به صورت کامل زیارت کنید. اعم از اذن دخول تا نماز زیارت با سوره‌های یس و الرحمن و دعای زیارت. استمرار هر روزی موجب می‌شود که در هر روز برکات جدیدی شامل حالتان شود. موفق باشید
7533

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام آیا هر موجودی نمایش وجود مطلق است که با حدی محدود شده؟آیت بودن هر موجودی به همین معناست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌طور است ولی ظرائفی دارد که باید در دروس عرفانی دنبال کنید. مباحث شرح سوره‌ی حمد حضرت امام که در دانشگاه صنعتی بحث شده، إن‌شاءاللّه شروع خوبی است. سی‌دی آن را باید از گروه فرهنگی المیزان تهیه بفرمایید. موفق باشید
6645

طی‌الأرضبازدید:

متن پرسش
باسلام میخواستم بدونم نحوه ی انتقال جسم در طی الارض به چه صورت انجام میشه ایا در نقطه ی مقصد بدن جدیدی تشکیل میشه یا اینکه همون جسم انتقال پیدا میکنه و اینکه در دو حالت میخواستم بدونم به چه صورته اگه میشه پاسخ رو برام ایمیل کنید واینکه توی کدوم جزوه یا کتاب دربارش بخونم اگه میشه جواب رو سریع برام بفرستید چون ضروریه با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث طی‌الأرض در کتاب «از برهان تا عرفان» در قسمت حرکت جوهری شده است. و هر دو فرض که فرموده‌اید هست. اولیاء الهی توان تصرف در مبادی ایجاد بدن را دارند و لذا به جای آن‌که بدن این‌جا تشکیل شود در آن‌جایی که آن‌ها می‌خواهند ایجاد می‌شود، کاری که عاصف‌بن‌برخیا با تخت بلقیس کرد. ولی بعضاً طی‌الأرض به کمک جنّیان انجام می‌شود که در آن صورت انتقال سریع است کاری که عِفْریتٌ مِنَ الْجِن‏ می‌خواست با تخت بلقیس انجام دهد. موفق باشید
6226
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم. مدتی است با یکی از شاگردان شما ازدواج کردا هم که بسیار مومن و با اخلاق است فقط تنها مشکلی که همسرم دارد این است که با هدیه خریدن برای من مخالف است و سالگرد ازدواج و روز تولد را قبول ندارن ولی من به عنوان یه دختر جوان دوست دارم شوهرم برایم هدیه بیاورد هرچند ان هدیه ناچیز باشداز طرفی چون تازه ازدواج کرده ام خانواده ام از همسرم انتظار دارند برایم هدیه بیاورد و من را تحت فشار قرار میدهند واقعا نمیدانم چه کنم چون نه میتوانم خانواده ام را راضی کنم و نه همسرم رالطفا مرا راهنمایی کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم:بنده نمی‌گویم رفقای ما از این نوع ظریف‌کارهای انجام ندهند ولی شما هم خودتان را بالاتر از این‌ها بدانید و به افق‌های بالاتری در زندگی مشترک خود نظر بیندازید و همسرتان را مشغول این امور نکنید. موفق باشید
6224
متن پرسش
سلام علیکم نظرتان را در مورد آمریکاستیزی میخواستم بدانم آیا وقت آن نرسیده که با دولت آمریکا رابطه ای معقولانه داشته باشیم باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مذاکره در حدّ رفع ابهام نسبت به انرژی هسته‌ای کار خوبی است ولی عنایت داشته باشید که تقابل تمدنی با غرب یک تقابل اساسی است و ما در فکر ایجاد تمدن اسلامی باید باشیم تا از قرارگرفتن در ولایت غرب نجات یابیم. موفق باشید
5461
متن پرسش
با سلام وتشکر بسیار ازاستاد عزیز شکل مثالی ما دربرزخ مثل همین شکل اینجاست یا براساس خلق وخویارفتارمان در اینجااست؟اگراینگونه است چرااموات راکه خواب میبینیم یا باارواحی که ارتباط برقرار میشده توسط اهل فن هیچ کدام این امرراتصدیق نمی کنند؟ واوضاع انجا را خیلی بهتر از اینجا بیان میکنند.باتشکر از بیانات بسیار شیوایتان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عالم مجردات امکان جمع چند حالت در یک جا هست، مثل آن‌که نفس شما هم شنونده است و هم فکر می‌کند و هم اراده می‌کند. لذا افراد در عالم برزخ بین صورت دنیایی خود و صورتی که حاصل اخلاقشان است جمع می‌کنند به طوری که همه می‌بینند این میمون همان فلانی است. ولی عموماً ما وقتی خواب افراد را می‌بینیم با صورتی که از آن‌ها در ذهن داریم خواب آن‌ها را می‌بینیم، قسمت دوم سؤال‌تان همیشه درست نیست، بعضاً خواب افراد را می‌بینیم که بسیار وضع بدی دارند. کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» نکاتی در این مورد دارد. موفق باشید
3957
متن پرسش
سلام حاج آقا انصافا کدوم سیر و سلوک کدوم نمایش حق در پشت انجام وظایف.برای آدمایی مثل من که می خوام دنبال معارف باشم تکالیفم رو درست انجام بدم ولی یه کلاس معرفتی که می رم یا می خوام برم نماز جمعه از طرف خانوادم متهم میشم به ولگردی گناه من چیه که توی یه شهر کوچیک زندگی میکنم و تفکرات مردمش پوسیدس .براشون دختر هیچ ارزشی نداره .چرا مایی که توی یه شهر کوچیک زندگی میکنیم حتی برای رفتن به جلسات مذهبی هم باید به خاطر حرف مردم مشکل داشته باشیم چون مجردیم هیچ جا نریم چون ممکنه فکر دیگه ای راجع به ما بشه .لطفا راهنماییم کنید .التماس دعا .من الله االتوفیق.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مریم‌وار باید در درون همین تضییقات و سخت‌گیری‌ها راه خود را با آرامش و امید و بدون دعوا و درگیری ادامه دهید تا نور روح الهی بر جانتان بدرخشد. چرا نسبت به راه‌هایی که خداوند در مقابل‌تان گشوده است ناشکرید؟ موفق باشید
3886
متن پرسش
با عرض سلا م/سوال :اگر بتوانند مغز افراد را جدا کنند و مغزها را جابه جا کنند روح به کدام جسم میرود!!!!!!
متن پاسخ
مه تعالی: سلام علیکم: بر فرض امکان، روح بدنی را انتخاب می‌کند که با گرایش‌های آن بسازد، همان‌طور که در دوره‌ی جنینی بدنی را انتخاب کرد که با گرایش‌های مردبودن یا زن‌بودنش می‌ساخت. موفق باشید
3877
متن پرسش
سلام عرض میکنم خدمت استاد گرانقدر استاد حقیقتش را بخواهید به گفته بسیاری درجه هوشی من بالاست. حالا نه اینکه تعریف از خودم باشد اما صرفا جهت اطلاع عرض میکنم من مدتی از دانش آموزان مراکز استعدادهای درخشان بودم. از طرف دیگر پدرم هم معلم دینی عربی قرآن بود و در فلسفه هم بسیار با استعداد. حالا من هم شاید قسمتی از پدرم به ارث برده بودم.از بچگی یادم می آید که به سمت دین جهت گیری داشتم.خیلی خیلی کم بودند کسانی مثل من در آن مدرسه که همه به دنبال ریاضیات و فیزیک بودند ولی من به دنبال این چیزها هم بودم.اما فکر میکنم درست هدایت نشدم. مثلا یادم می آید مدام به سمت احکام میرفتم. کارم به جایی رسید که به شدت وسواس شدم و این روی درس و زندگی ام به شدت تاثیر گذاشت که تا کنون هم ادامه دارد. آرزویم این بود که بروم دانشگاه امام صادق اما آیا من را به آنجا قبول کردند؟ یکی پیدا نشد بگوید به جای این کارها برو دو تا کتاب شهید مطهری بخوان. حتی یادم می آید سال دوم برای کنکور نخواندم چون فکر میکردم چیزهای مهمتر از آن برایم هست ولی به خاطر وسواسی سراغ نماز نمیتوانستم بروم از طرف دیگر میگفتم که میگویند آن دنیا اول از نماز سوال میکنند قبول شد هیچی قبول نشد اعمال دیگر اهمیت چندانی ندارند لذا میگفتم ما که در دنیا هیچی نشدیم نماز هم نمیخوانیم در آخرت هم هیچی بعد میرفتم سراغ گناهها این است که خسر الدنیا و الاخره. من که آنموقع نمیدانستم این عملم وسواسی است بعدا فهمیدم. من میتوانستم الان در یکی از دانشگاههای خوب کشور و در یکی از بهترین رشته های تحصیلی باشم مثل خیلی از دوستانم ولی حالا چه؟! گفتم خب من به خاطر خدا نرسیدم اشکالی ندارد.بحث اینجاست کدام عمل؟ من چه عملی پیش خدا دارم؟ خب اگر هم در پیشگاه خدا اینطور باشد که من از روی وسواسی و عدم معرفت کافی منحرف شدم تازه میشود صفر.گناههایی که کردم همه اینها را خنثی میکند.یعنی برگشتیم به نقطه اول. خب از همان اول ما را به حال خودمان می گذاشتند. اصلا میدانید اینها نمی آیند یک سری اطلاعات در اختیار یک نوجوان قرار دهند که بداند فلان کار را که میکند چه تاثیری بر آینده اش دارد؟ میگویند اگر میخواهی سالم بمانی باید دیندار باشی وگرنه سالم نمیمانی.حالا اگر کسی دیندار نشد باید منحرف شود؟ اگر من با آموزش و پرورش مدرسه بزرگ میشدم که الان خیلی بهتر بود. چرا اینها اینقدر قراردادها را در آسمان می بندند؟ در کشور ژاپن وقتی یک نفر باهوش را تشخیص میدهند از دوران جنینی به او میرسند. تا آمدم درس بخوانم گفتند اهل دنیا شدی درس میخوانی که پول درآوری.من ساده هم خب اعتماد میکردم و باور میکردم. آیا این رسمش است؟چرا اسلام خوبها و باهوشهای خودش را میکشد؟ باشد آنروزها گذشته ولی من الان دارم تاوان گذشته را پس میدهم.دچار بیماریهای روانی شده ام.دوست من به فکر تحصیل در خارج کشور است اما من به خاطر مشکلات فکری و ذهنی باید برای یک حد معمولی هم تقلا کنم. فلان دوستم طبع شعری داشته و الان شکوفا شده ولی من چه؟ ذره ای امید به دنیا ندارم یعنی اصلا چیزی برایم نمانده این در حالی است که حتی کسانی که برای آخرت تلاش میکنند در دنیا هم ضرر نمیکنند و به جاهای خوبی میرسند فلانی هم بچه پاکی است هم در دانشگاه امام صادق است فلانی هم بچه پاکی است هم در دانشگاه شریف درس میخواند.من آخرت را دارم؟کدام آخرت؟ کسی که بارها به سایتهای نامناسب رفته آخرت دارد؟! میگویم اگر هم پیش خدا توجیهی باشد این گناههایم همه چیز را خنثی میکند. پدر و مادر هم مرا درک نمیکنند. یقین دارم فقط شما میتوانید بفهمید که چه میگویم. میدانید فاصله من تا خودکشی یک قدم است و آن اینکه بتوانم بپذیرم که اینکه میگویند کسی که خودکشی کند آخرت ندارد واقعیت ندارد. استاد عاجزانه درخواست میکنم مرا راهنمایی کنید و از آن مهمتر دعایم کنید.
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: شخصی که قلبش با خدا آشتی نیست همواره از خود ناامید است و نمی‏تواند خودش باشد، چون در حقیقت خودش همان بندگی‏اش است که او ندارد، پس چنین آدمی خود را در اختیار ندارد بلکه این ندامت است که او را در اختیار دارد. در دنیا خودی را که خدا به او داده بود نمی‏خواست، خودِ دیگری را که آرزوها برای او ساخته بود طلب می‏کرد، خودی که او نبود و خدا نمی‏خواست که او آن خود باشد، و لذا خود را از پروردگارش گسست. در قیامت در افق جان خود و در نگاه به فطرتش با خودی روبه‌رو می‏شود که بهتر بود باشد ولی نیست و این ندامت است. همواره در دنیا از آن بودنِ دروغین، ناامید می‏شد ولی خود را فریب می‏داد ولذا به خودی که خدا می‏خواست برنگشت و حالا با یک ندامت ابدی روبه‌رو است. اگر ما در این دنیا خودمان را در ابدیتِ خودمان ببینیم، دنبال خودی می‏گردیم که خدا می‏خواهد ما باشیم، و در نتیجه از ندامت وتنگی رها می‏شویم، زیرا آن خود، عین ارتباط با خداست، چه در تکوین و از نظر وجود، و چه در تشریع و از نظر انتخاب ما. دین، حکم خداست برای انسان تا آن گونه باشد که خدا می‏خواهد و از طریق دینِ الهی از ناامیدی در دنیا، و ندامت در آخرت رها شود. هرکس که دینداری پیشه نمی‏کند یک ناامیدی در درون خود دارد واگر امروز هم به آن توجه نکرد فردا برایش آشکار می‏شود و یک ندامتِ عمیق همه جان او را فرا می‏گیرد. نباید با پنهان‌کردن ناامیدی، خود را فریب دهیم بلکه برعکس، باید با دینداری راستین، خود را از آن نجات دهیم، حتی اصرار بر خوشبختی دنیایی، پنهان‌کردن ناامیدی است؛ ولی اصرار بر بندگی همراه با محبت به حق، ریشه نومیدی وندامت را بر می‏کند. زندگی هدر رفته، زندگی فریب خورده در شادی‌ها وغم‌ها است؛ و در مقابل، دست‏یابی به خدا تنها راه امیدواری خواهد بود که اصل اساسی همه امیدهاست؛ و از طرف دیگرنومیدی از خود -که خود را منشأ نجات خود بدانی- و نومیدی از خلق و امیدواری به حق، تنها راهی است که ما را از ندامت ابدی می‏رهاند؛ و اگر کسی در طول حیات دنیایی نتوانست به حق امیدوار شود و به عبارت دیگر نتوانست با حق آشتی کند و همه چیزش را از حق بخواهد، در ابدیتش همه چیزش را ازدست رفته می‏بیند و خود را در بند نومیدی از حق گرفتار می‏یابد، یعنی به‌جای بندِ حق‌شدن با آن همه کمال، گرفتار منِ دروغین خود می‏شود. چون خودی که خدا به او داده بود نمی‏خواست، خود دیگری را می‏خواست و همین موجب گسستگی از پروردگارش خواهد شد. چون خود واقعی که خودش باشد را رها کرد و خود وَهْمی که خودِ آرزویی‏اش باشد را جستجو می‏کرد، خودی، که او آن خودْ نبود، خودی بود که شیطان برای او ترسیم کرده بود. خداوند در قرآن یکی از کارهای شیطان را آرزوسازی معرفی می‌کند و می‌فرماید: «یَعِدُهُمْ وَیُمَنِّیهِمْ وَمَا یَعِدُهُمُ الشَّیْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا» شیطان گفت: من به انسان‌ها وعده‌های دروغ می‌دهم و آن‌ها را گرفتار آرزوهای وَهمی می‌کنم. و خداوند می‌فرماید: در حالی‌که وعده‌های شیطان فریب است و انسان را به سوی ناکجاآباد سوق می‌دهد و از واقعیات دور می‌کند. انسان باید با آن خودی که پروردگارش برایش خواسته است، صیقل یابد، نه این‌که از آن دست بکشد و از ترس دیگران جرأت نکند که خودش باشد. انسانی که با خود آشتی کرده، هم خودش است، هم از آن طریق به سوی خودی سیر می‌کند که باید بشود، نه این‌که آنچنان غیرخودش شود که دیگر خودش نباشد، و نه آنچنان در خود اولیه‌اش منجمد شود که هرگز به خود برترش نظر نداشته باشد و در اصلاح خود قدمی برندارد. آری باید هم با خود آشتی کرده باشد تا بتواند به خدا برسد که فرمود: «مَن عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ» و هم با خدا آشتی کند تا بتواند خود را بپذیرد، و خودِ از دست رفته را بازیابد، که فرمود: «نَسُوااللَّهَ فَاَنْساهُمْ اَنْفُسَهُمْ» آن‌ها خدا را فراموش کردند و لذا خودشان فراموششان شد و به سعادت و تعالی خود فکر نکردند، چون چشم دلی را که با آن می‏بایست حق را ببینند کور کردند، خودی را هم که باید اصلاح می‌کردند و به کمالات الهی نزدیک می‏شدند از دست دادند و به خودِ وَهْمی گرفتار آمدند. انسانی که در آرزوهای دنیایی، خودی خودش را به سراب تبدیل کرده، و از حقیقت خود درآمده، انسان بالقوّه‌ای است که هرگز ارادة بالفعل‌شدن در خود پدید نیاورده و به خود نیامده است، حالا «بی‌خود» است ولی به دنبال خود می‏گردد، گمشدن خود را دارد ولی خود را ندارد، می‏توانست کمالات بی‌نهایتی به‌دست آورد ولی حالا هیچ چیز از آن‌ها را ندارد. باید از طریق آشتی با خود به حداقل آن چیزی که می‏توانست دست بیابد، دست می‏یافت. ولی با خود آشتی نبود، و خود را نپذیرفت و با خود آرام نبود، حالا با نفسی روبه‌روست که فاقد واقعیت است، مثل آن شخصی که دنبال سایة پرنده‌ای راه افتاد، و تمام کارش همین شد، بالاخره شب فرا رسید و تاریکی او را احاطه کرد، بدون هیچ نتیجه‌ای، دنیا هم همین طوری ما را دنبال خود می‏برد، و بعد با ظلمت خود و استعدادهای به ثمرنرسیدة خود روبه‌رو می‏شویم. آری! باید با پذیرش و شناخت خود، از خودْ پنجره‌ای به عالَم الهی بسازیم و از طریق آن پنجره به عوالم وسیع و گسترده غیب سفر کنیم و خود را به ثمر رسانیم، و روشن است که ایمان به خدا و عبادت او، راهِ یافتن آن پنجره و روش سیر و سفر به عالم قدس است. که گفت: گر تو خواهی حرّی و دل زندگی بندگی کن ، بندگی کن، بندگی . موفق باشید
3532
متن پرسش
سلام علیکم چرا در بحث حرکت جوهری گفتید:اگر جوهر در خودش متحول نبود عطای الهی موقف میشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: جواب این سؤال را در کتاب «از برهان تا عرفان» و شرح آن به وسیله‌ی سی‌دی دنبال کنید در آن‌جا بحث شده. موفق باشید
1119

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه‌تعالی با سلام و آروزی موفقیّت و طول عمر با برکت از درگاه خدای متعال برای شما استاد عزیز و گرامی. بنده در دوران دانشجویی‌خود از کلاس‌های مختلط و مشترک دختر و پسر علاوه بر این‌که متأذّی بودم، و البته اگر چه از جهت محرّکات جنسی به لطف خدا لغزشی نداشتم ولی برایم خالی از ضرر جدّی نیز نبود چرا که جدای از محرکات زیاد، زمینه‌ی دوری از خدا و اعمال صالحه و حتّی عقائد نیز به همین خاطر برای بنده و دانشجویان مذهبی به وجود می‌آمد و می‌آید. (زمینه‌ی فساد برای افراد لا ابالی و فضای نا امن برای دختران متدیّن و غیر متدیّن هم که نگفته معلوم است). همچنین بنده اکنون نیز از مبلّغین نهاد مقام معظّم رهبری هستم و در ایام تبلیغی به دانشگاه‌ها اعزام می‌‌شوم و با تمام وجود برایم محسوس و ملموس است که بسیاری از مشکلات (اعم از اجتماعی، فرهنگی و مهمتر از همه، مشکل عدم فضای تفکّر) از همین اختلاط سرچشمه می‌گیرد. البته بنده منکر فضای غیر توحیدی علمی و القائات فکریِ غربی و اقتضای این امور در دوری از خدا نیستم ولی عرض بنده بیشتر به آثار ابتدائی ای است که از اختلاط در این سنّ سرچشمه می‌گیرد و در قیاس دانشگاه‌های مختلط با آموزش‌گاه های تک جنسی به خوبی مشهود است. به هر حال، سوال بنده این است که: اولا: نظر حضرت‌عالی در مورد تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها چیست؟ ثانیا: اگر موافقید نظر مبارکتان در مورد نحوه‌ی اجرایی کردن آن چیست؟ ثالثا:اگر مخالف تفکیک هستید به نظرتان با این مشکلاتی که از این اختلاط ها سرچشمه می‌گیرد چگونه باید مقابله کرد؟ از این که وقت عزیزتان را گرفتم واقعا معذرت می‌خواهم.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بالاخره بهترین شرایط آن است که نامحرمان با همدیگر برخورد نداشته باشند و این یک موضوع شرعی است، می‌ماند که با حساب انجام شود تا ما نتیجه بگیریم و جوّگیر نشویم و امیدوارم با اعتقادی که دولتمردان به این امر دارند این کار به صورتی عالمانه و غیر سطحی انجام گیرد. موفق باشید
455

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ارادت. لطفا بفرمایید چرا حضرت رسول صل الله و علیه و آله قبل از اینکه در بستر بیماری بروند آن مطلب مهم را مکتوب نفرمودند؟ و چرا وقتی درخواست قلم و کاغذ کردند کسانی مانند حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها خواست ایشان را اجابت نفرمودند و اجازه دادند آن ملعون جسارت کند و نهایتا درخواست آن حضرت بی پاسخ بماند؟ 2 ـ لطفا در مورد طی الارض توضیحاتی را بفرمایید چگونه ممکن است بدن که گرفتار زمان و مکان است از آنها خارج شود و فاصله ها را در بی زمانی یا زمان کوتاهی طی کند؟ آیا در جریان تشرفاتی که نقل میشود که حضرت مهدی علیه السلام یا یکی از یاران ایشان گمشده هایی را در اندک زمان به مقصد میرساندند همین مسئله طی الارض مطرح است؟ممنون و التماس دعا
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی 1- نبی اکرم«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» در زمان‌های مختلف موضوع رجوع به علی«علیه‌السلام» را مطرح می‌فرمودند، ولی جریانی که بعداً سقیفه را به‌پا کرد سعی می‌کرد خود و جامعه را به نشنیدن بزند و این آخرین تأکید رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» بود که فرمودند کاغذ و قلمی بیاورید تا چیزی بنویسم که بعد از من گمراه نشوید. ولی وقتی شخص عمر آنچنان برخوردی را کرد دیگر نوشتن آن فایده‌ای نداشت، چون می‌گفتند در حال هذیان نوشته شده و اعتبار ندارد و موجب دو دستگی شدیدی می‌شد که موجودیت اسلام را به خطر می‌انداخت. 2- موضوع طیّ الأرض در بحث «حرکت جوهری» بحث شده به آن‌جا رجوع کنید، آری؛ موضوع به مقصدرساندن افرادی که گم شده‌اند توسط حضرت یا یاران حضرت نیز از همین قرار باید باشد. موفق باشید
20650
متن پرسش
عرض سلام خدمت حضرت استاد: در آثار بعضی از کسانی که مرید جناب مولانا و حضرت شمس اند زیاد دیده می شوند که آنها را صوفی و بنیانگذار رقص سماع می دانند فلذا در بیانات جنابعالی و امام خامنه ای مدح زیادی از این دو عزیز برده شده و الان بنده کمی گیج شده ام که شما معتقدید آنها صوفی نبوده اند و رقص سماع نمی کرده اند یا می کرده اند و صوفی بوده اند و اشکالی هم در آن نمی دانید؟ اگر لطف بفرمایید بنده را توجیح بفرمایید ممنون می شوم. پیشاپیش از زحمات جنابعالی قدردانی تشکر بسیار را دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رقص سماعی که بعضی از گروه‌های عرفانی در گذشته بر آن وارد می‌شدند، غیر از اداهایی است که این روزها عده‌ای صوفی‌نما دارند. مجلس سماع آدابی داشته است از جمله آن‌که عموماً جوانان که تحت تأثیرِ وَهمِ جوانی هستند نمی‌توانستند وارد شود. به قول مولوی:  «چون رهند از دست خود دستی زنند ** چون جهند از نقص خود رقصی کنند ·  مطربانشان از درون دف می‌زنند ** بحرها در شورشان کف می‌زنند». اساساً آن حالت وَجد در اختیار خودشان نیست و فعلاً آن نحوه حضور از تاریخ، بربسته شده است و شبیه آن همان حالتِ بر سینه و بر سرزدنی است که در عزاداریِ حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» بعضاً برای عده‌ای پیش می‌اید. موفق باشید

15723
متن پرسش

سلام استاد عزیز: اعمالتان قبول درگاه الهی 1. در اعتکاف صورتهای خیالی سراغم می آمدند. زیادتر از نماز. مثلا اگر چند سال پیش صحنه ای بد و یا نسبتا بد به چشمم خورده بود در اعتکاف مرور می شد به شدت. حتی گناهانی که یادم هم نبود مرور می شد. بنده هم احساس کردم کار شیطان باشد به همین خاطر بی اعتنایی کردم و به ذکر و فکر و خواندن جزوات شما مشغول شدم و کمی با کشف المحجوب به سر بردم تا راحت شدم. به نظر شما این صورتها از بین می روند؟ 2. در اعتکاف جوانی آمده بود و به من می گفت: حاج آقا من نمیتونم اعمال ام داود را انجام بدم خیلی سخته. فقط میخوام ذکر بگم خدا ازم قبول میکنه؟ استاد بنده طبق آیه «لا یکلف نفسا الا وسعها» گفتم: بله. همین ذکر را با توجه بگو ان شاءالله خدا قبول می کند. استاد اشتباه گفتم به ایشون؟ 3. در اعتکاف، روز اول و دوم قبض در من بیشتر شد. ولی شب دوم حال بسیااار خوبی پیدا کردم که تا صبح ادامه داشت و بسیار عجیب اینکه دوباره در روز سوم رفت و دوباره ادبار آمد. علتش چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1. چقدر خوب است که این حالات در این دنیا سراغ ما می‌آید که با عدم توجه به آن‌ها می‌توانیم از آن‌ها عبور کنیم وگرنه در برزخ به پای ما می‌پیچد 2. جواب مناسبی به او داده‌اید، زیرا حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) فرموده‌اند: «بُعثت بالحنيفيةِ السمحة السهلة»، بر دینی برگزیده شده‌ام که در عینِ مستقیم‌بودن، آسان و سهل‌گیر است. 3- قصه تا آخر همین است که: «ای بردار عقلْ یک‌دم با خودآر / دمبدم در تو خزان است و بهار». در حالت بسط در آن شب نباید زیاد بیدار می‌ماندید. موفق باشید

14475

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی با سلام خدمت شما استاد بزرگوار و طلب توفیق روز افزون و طول عمر پر برکت از درگاه حضرت حق برای جنابعالی: 1. برای بنده سوال پیش آمد که شما فرمودید طبق روایت حضرت نوح (ع) چند صد حج عمره و تمتع بجا آوردند خانه کعبه قبل از حضرت ابراهیم (ع) بنا شده بوده است منبع رجوعی برای مطالعه هست؟ 2. سوال دیگر بنده مبنی بر این است که چرا قبلا اینقدر مردم به حج نمی رسیدند وقتی دقت می کنم به زندگی گذشتگان و اطرافیان و خودمان اینقدر حاجی نداشتیم منکر این عمل نیستم چون واقعا از عاشقان دین شدم متذکر این نکته ام که اینقدر پول به چه راهی بدست می آید که صرف زیارت می شود؟ آیا معرفت انسانها هم بالا رفته و آیا سایر احکام را هم بجا می آورند و آیا در این حقوق ها حق دیگران ضایع نمی شود تا بقیه راهی مکه شوند؟ 3. استاد با این همه تکیه در مورد نماز شب و روایات گاه سخنانی از شما در بعضی قسمتهای مباحث می شنوم مبنی بر اینکه اگر کسی در این انقلاب نقشی نداشته باشد - البته چیری که برداشت کردم شاید درست نتوانم منظورم را برسانم - این نماز شب فایده ای ندارد شاید بعضی ها نتوانند نقشی بیافرینند یا به نوعی محدودیتهایی دارند و باز هم عنوان کنم که تضادی با انقلاب ندارند یعنی تا جایی که بتوانند در حد خودشان از مدافعان امام و رهبری هستند آیا این هم به نوعی نماز شبش فایده ای برای او ندارد؟ 4. سوال آخر بنده این است که جدیدا حالتی برایم پیش می آید که اگر مثلا بگم چند وقتی فلان اتفاق برام نیفتاده یا قبلا سیستم بدنم فلان عمل را این طور انجام میداده چندی است به آن حالت نیست واقعا برایم به زودی پیش می آید آیا این تدبیر نفسم است؟ آیا این نحوه ای تجرد است؟ اجرکم عندالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ نزدیک‌ترین منبعی که می‌توانید به آن رجوع کنید کتاب «صهبای حج» آیت‌الله جوادی است. 2ـ در گذشته مسیر بسیار سخت و طولانی بوده است و باید با پای پیاده عموما این راه را طی می‌کرده‌اند. 3ـ آن‌چه که باید مورد نظر باشد، روایاتی است که می‌فرمایند «اگر کسی نسبت به ولایت امامان معصوم عناد داشته‌باشد عبادات او قبول نمی‌شود»که امروز مصداقش انقلاب اسلامی می‌تواند باشد. 4ـ فکر نمی‌کنم لازم باشد نسبت به این موضوع حساس باشید. موفق باشید

11612

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جناب استاد طاهر زاده سلام من دوستی دارم که متاسفانه از زندگی زده شده و حرفهایی از قبیل (چرا خدا منو آفرید، من نمی خواهم که باشم، من از خودم خوشم نمیاد، ....) و یک جورایی دلیلی برای زندگی نداره. میگه سوالامو از هرکی می پرسم فقط می شنوم که خدا قهرش میگیره و داری ناشکری می کنی و ... منم نتونستم قانعش کنم. لطفا شما زحمت بکشید و پاسخش را بدهید. ممنون از وقتی که می گذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه این بحث را در سه جلسه‌ی اول کتاب «آشتی با خدا» داشته‌ایم. متن کتاب روی سایت هست. موفق باشید

8757
متن پرسش
با سلام در بحث قرار داشتن در حال و فارغ بودن از گذشته و آینده، بنده تفاوت در وهمیات آینده بودن را که غلط است با برنامه ریزی که درست است کاملا متوجه می شوم. اما در بحث زمان زدگی در کتاب عوامل ورود به عالم بقیت اللهی طوری صحبت شده که انگار هر گونه سرعت دادن به کارها در راستای اینکه مثلا به تعداد بیشتری کار برسیم، یعنی مثلا در یک وقت محدود و مشخص، کارها را با سرعت انجام دهیم که به تعداد بیشتری کار برسیم، انگار این مساله مردود است. انگار علاوه بر آرامش قلبی، سرعت عمل داشتن مردود است.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: آن سرعتی که انسان را از زیر سایه‌ی تقدیر الهی خارج کند و به جای آن‌که سعی کنیم آنچه خدا می‌خواهد را انجام دهیم تلاش کنیم آنچه می‌خواهیم حتماً صورت گیرد، همان عجله‌ای است که از شیطان است. موفق باشید
7547

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام آیا خانه ی حضرت زهرا سلام الله علیها ، دو در داشته است یا فقط همان یک در رو به داخل مسجد را داشته است ؟! در کتب اهل سنت در مورد قضیه ی سد الابواب روایاتی را دیدم که تصریح کرده بودند که خانه ی حضرت زهرا (س) فقط یک در داشته و آن هم به داخل مسجد باز می شد ! با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌طور است . آن خانه یک در داشته. موفق باشید
نمایش چاپی