بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
9769
متن پرسش
سلام استاد: ببخشید مزاحم می شوم. بعضی از سوال ها که از شما می شود سوالاتی است که از سایت ها و رسانه های دیگر کپی شده و در واقع جواب داده شده است و فقط زمان و وقت شما را می گیرد. لطفا قبل از این که به سوالی جواب بدهید حتما احتمال کپی بودن یا این که نظر شما را در برابر حرف کس دیگری قرار دهند مورد سنجش قرار دهید. ببخشید بابت هشداری که دادم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ممنون می‌شوم اگر نمونه‌هایی از آن را متذکر شوید. چون واقعاً بنده در عین کم‌فرصتی سعی می‌کنم به سؤال کاربران محترم جواب دهم. حالا اگر جواب سؤال خود را بدانند دیگر به بنده و سایر کاربران جفا کرده‌اند. موفق باشید
5607
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم از طلاب قم هستم و 3سالیست با اندیشه شما اشنا شده ام و با مطالعه کتب شما بالاخص سلوک ذیل اندیشه امام که خود شما به بنده در سوالیکه کرده بودم پیشنهاد دادید،حیاتی جدید پیدا کردم اما مدتیست متحیر گشته ام وان مساله تولید علم هست که حضرت اقا مدت 12 ساله که ازحوزه مطالبه میفرماید و ما دنبال اجرای این مهم هستیم تا دین به تمامه در بستر انقلاب اسلامی به ظهور در آیداما انچه مااز شما اموخته و یافته ایم اینست که باید ازعالم حصول به حضور رویم ودر این عالم هست که ما سیر داریم بسوی حق.اما انچه از حوزه میبینیم بجای اجرا در اوردن این امر وحتی بحث تولید علم ،این است که بدنبال نظام فکری ریاضی گونه هستند واین گونه با روایات معامله میکنند و ایا این گونه باید بدنبال احکام الهی در شئون مختلف دین در تولید علم بود؟!یا نه. لطفا راهنمایی بفرمایید تا درزمینه تولید علم چطورعمل کنیم وحتی تولید علم را در کلام اقا معنا کنید .وسوال دیگر اینکه جایگاه مقدم داشتن علم حصولی برای حضور چقدر وتا چه حد است وایا میتوان گفت اگر در جایی علم حصولی مثلا در برهان صدیقین یا هر مسئله دیگر چه فقهی چه اخلاقی و چه عرفانی نداشته باشیم در این صورت از ان حضور خاص در ان مسئله محروم یا ناقصیم ؟ودر صورت محرومیت باید چه کنیم .با تشکر از استادی که مارا یاری کرده و راه او را نشان ما داده
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با فقه به نظر بنده در زمان غیبت امام معصوم بهترین روش‌ همین روشی است که در حوزه معمول است که مجتهدین عمل می‌کنند تا تکلیف مکلَّف را از متون دینی استنباط کنند. ولی همین‌طور که متوجه‌اید در سایر علوم دینی نباید از جنبه‌ی حضوری آن علوم غفلت کرد که به نظر بنده روش معرفت نفس به‌خوبی در این امر کمک می‌کند، آری وقتی می‌خواهیم با دشمنان عقیده‌ی خود محاجّه کنیم باید به روش کلامی عمل نماییم و از استدلال کمک گرفت ولی این غیر از روش فلسفه‌ی اسلامی است که مبتنی بر بدیهیات است، نه برای آن‌که طرف مقابل را محکوم کنیم بلکه برای آن‌که انسان طالب حقیقت را اقناع نماییم و در همه‌ی این موارد می‌توان به تولید علم پرداخت هم در معرفت نفس و عرفان و هم در فقه و کلام و فلسفه. موفق باشید
2954

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم بنده هر سال مراسم تاسوعا وعاشورا را به روستای خود میروم با اینکه جمعیت روستا خیلی کم است اما همه اهالی کوچ کرده از روستا در این ایام به روستا برمیگردند و انجا مراسم برگزار میکنند امسال تصمیم گرفتیم به جوانان وکسانی که سواد دارند در این ایام کتاب هدیه دهیم اما نمیدانیم چه کتابی بدهیم که در این دنیای پر از شک و شبهه و غربی مطالب ان عمیق و همه جانبه وجرقه ای باشد بر دلهای عزاداران. لطفا اگر کتابی میشناسید معرفی کنید ترجیحا کتابهای خودتان را معرفی کنید با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده خیلی در مورد کتاب‌هایی که به درد افراد معمولی بخورد اطلاع ندارم، شاید کتاب‌های مثل «پدر عشق ، پس عشق» و یا «آفتاب در حجاب» و یا «صمیمانه با جوانان وطنم» از آقای مهدی شجاعی خوب باشد.،
2900

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و خداقوت خدمت استاد ارجمند اینجانب در سیر مطالعاتی خود به کتب ارزشمند شما برخوردم و از آنها استفاده های فراوان برده ام. در این راستا شدیدا به مباحث فلسفی چون معرفت نفس و حرکت جوهری علاقمند گشتم. اما هرچه به دنبال کتاب (معرفت النفس و الحشر) شما گشتم آن را نیافتم. من ساکن تهران هستم ، خواهش می کنم من را راهنمایی کنید. ضمنا خواهان معرفی کتاب های دیگری از شرح اسفار و کتب فلسفی والبته قابل فهم دیگر هستم. بی صبرانه منتظر راهنمایی شما می مانم. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: با انتشارات لب المیزان09138037964تماس بگیرید. موفق باشید
2312

تعریف عصمتبازدید:

متن پرسش
عصمت چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مقامی است که انسان به‌کلی از گناه در عمل و از عقیده‌ی باطل در نظر، فاصله دارد. موفق باشید
17637
متن پرسش
سلام خدمت استاد طاهرزاده: در کلاس قرآن استاد ما آقای ... می گوید زیارت عاشورا نمی تواند حدیث قدسی باشد چون گفتن عبارت (بابی انت و امی) از طرف خداوند شرک است و اینکه جدیدا عبارات دیگری به فرازهای آن اضافه شده است. من گفتم این آموزش طریقه زیارت است اما پذیرفته نشد و جواب کاملتری می خواهم و اینکه فرق بین حدیث قدسی و غیر قدسی و معمولی چیست؟ من کتاب شما را که در سایت هست نگاه کردم ولی از لحاظ صحت سند منابع دیگری هم به من معرفی کنید. لطفا مرا راهنمایی کنید تا پاسخ محکمی به ایشان بدهم چون همه جا این مسئله را بیان می کنند و باعث سردرگمی خیلی ها می شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معنای حدیث قدسی‌بودنِ زیارت عاشورا به آن معنا است که از طرف خداوند به قلب حضرت باقر و حضرت صادق«علیهماالسلام» القاء شده است و این غیر از آن نوع حدیث قدسی است که خود خداوند سخن می‌گوید. در رابطه با سند آن وقتی شخصیتی مثل آیت اللّه شبیری زنجانی که در علم رجال و سند احادیث شهره‌ی آفاق‌اند، آن را تأیید کنند، حرفی برای بقیه نمی‌ماند. از این گذشته؛ آیا برای زیارت امام حسین«علیه‌السلام» واژه‌های بهتری را با این‌همه معارف اصیل می‌توان تصور کرد؟ آیا خود این محتوا حکایت از آن ندارد که این سخنان آسمانی است؟ موفق باشید

17045
متن پرسش
خدمت استاد گرانقدرم سلامٌ علیکم: مدتی است که با فایلهای صوتی سخنرانی های استاد ارجمند جناب آقای صمدی آملی (از شاگردان علامه ابوالفضائل حسن زاده آملی) مشغول و محشورم. ایشان به بهانه های گوناگون و در جاهای مختلف نیاز ضروری به یک استاد ره طی کرده را برای سیر علمی و عملی مطرح می گنند و صراحتاً می فرمایند که بدون استاد به جایی نمی رسید! سپس به نقل از استاد گرانقدرشان عنوان می کنند که کتاب و سی دی جمادند و جای استاد زنده و حاضر را نمی گیرند. علاوه بر این حتماً مستحضر هستید که منظور ایشان از استاد، صرف یک معلم و مبین دروس نیست بلکه نوعی واسطه فیض است. همچنان که خود حضرت علامه برای شاگردانشان چنین اند. واقعاً در این زمینه مستآصل شده ام. من در استان اصفهان جز شما کسی را به این عنوان نمی شناسم. حال آنگه ظاهراً شما نیز شاگرد پروری بدان معنا را ندارید. دو جلسه در کلاسهای مسجد انبیا شرکت نمودم و جلسه اول شرح کتاب «عقل و ادب ادامه انقلاب اسلامی در این تاریخ» را نیز در کتابخانه شهرداری حضور داشتم. علیرغم بحثهای خوبی که مطرح شد، اما حقیقتاً اینها چیزهایی نیست که بنده در حال حاضر بدنبال آن هستم. آنچه روحم را اغنا می کند مباحث توحیدی، معرفت النفس، و شرح کتب عرفانی مانند «فتوحات مکیه» جناب ابن عربی یا کتب فلسفی همچون «اسفار» ملاصدراست. البته مطالعه کتاب «معرفة النفس و الحشر» را اخیراً با فایلهای صوتی مرتبط با آن آغاز کرده ام. اما همیشه این تذکر استاد صمدی مد نظرم هست که می فرمودند (به نقل از استاد گرانقدرشان): کتاب و سی دی جمادند و جای استاد زنده و حاضر را نمی گیرند. رهنمود حضرتعالی به بنده چیست؟ خداوند بر توفیقات شما بیفزاید ان شاء الله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم حاضرشدن در محضرِ استادِ راه‌رفته، عالی‌ترین شکل بهره‌مندی از حقایق است. ولی حال که چنین شرایطی فراهم نیست، مطمئن باشید خداوند راه‌های دیگری را برای ارتباط با حقایق عالم گشوده است و در همین رابطه آیت اللّه بهجت«رحمت‌اللّه‌علیه» با نظر به چنین شرایطی می‌فرمایند: «علم تو استاد توست». عرایضی در این رابطه در جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست، شده است 2- آیا در این شرایط، به بهانه‌ی آن‌که کتاب و سی‌دی جمادند می‌توانیم خود را از به‌دست‌آوردنِ معارف الهی از این طریقه‌ها محروم کنیم؟ و از امدادهای الهی که در این رابطه می‌تواند به طالبِ صادق برسد، غافل شویم؟ موفق باشید

15176
متن پرسش
سلام علیکم: شخصی به نام محمد علی اکبری که خارج از ایران است و احتمالا شما هم می شناسید و از جریاناتش با خبرید مدعی است که انرژی درمانی می کند و مراجعات بسیار زیادی به وی می شود، از نابینا و ناشنوا بگرید تا معلول جسمانی. این فرد طی یک برنامه ریزی با بیماران خود هماهنگی می کند و آنها را در یک کشور جمع آوری و نسبت به مداوای آنها اقدام می کند. مثلا اخیرا به ارمنستان آمده بود و دایی یکی از دوستان بنده بدلیل یک عمل ناموفقی که در ایران باعث شد هر دو چشمش کور شود و کلیه هایش از کار بیفتد، به ارمنستان رفت و طی هفت جلسه، انرژی درمانی شد. علی اکبری که به او دکتر می گویند بعد آن هفت جلسه که هر روز 2 ساعت انجام می شد ادعا کرد که بعد از سه ماه بینایی به چشمتان باز می گردد و کلیه ها دوباره شروع به کار می کنند و حتی مدعی شد که 1 ماه بعد از انرژی درمانی با مراجعه به آزمایشگاه و صحت تست فعالیت کلیه ها می تواند داروهایش را هم نیز کنار بگذارد. همین بیمار از حال و هوای فضای انرژی درمانی می گوید و عنوان می کند که در زمان انرژی درمانی او دستهایش را نزدیک چشمانم کرد و آنقدر گرما داشت که صورتش به سختی این گرما را تحمل می کرد. الان هم بیمار مدعی است که سایه ی اجسام را می بیند و هنوز قادر به رویت خود اجسام نیست و هنوز 1 ماه نمی شود که از این دیدار می گذرد. نکته دیگر اینکه این بیمار فیلم هایی را از مداوای بیماران آورده که مثلا یه فردی که فلج بوده، بعد از طی جلسات انرژی درمانی از ویلچر خود بلند شده و راه رفته است و یا خود دکتر علی اکبری در همان جا که برای بیماران سخنرانی می کرد، مدعی شد که در جریان دستگیریش در ایران، یکی از قضات مسئول در پرونده این شخص، یکی از پاهایش می لنگید که با انرژی درمانی مداوا یافت. ( راست و یا دروغش به گردن راوی). حال سوال بنده اینست که انرژی درمانی از لحاظ اسلام مورد تائید است؟ و اگر نیست چرا؟ و آیا این نوع قدرت می تواند شیطانی باشد یا نه؟ و در مجموع اسلام رفتن به سمت این گونه معالجات را تایید می کند یا رد؟ لازم است عنوان کنم که همین مریض مورد نظر اولا، کاملا در دسترس است و مطالب نقلی نیست و عینا مشاهده شده و ثانیا، مریض مورد نظر، تقریبا از تمام دکتر های مطرح کشور جواب منفی شنیده و هیچ کدام امیدی به معالجه از راه علم پزشکی نداشتند. راهنمایی بفرمائید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  عرایضی در این مورد در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» شده است. که عیناً از صفحه‌ی 61 آن نکته‌ای را که در این مورد بحث شده، خدمتتان ارسال می‌دارم. در ضمن به عرض برسانم که این نوع انرژی‌درمانی که می‌فرمایید از نظر شرعی حرام نمی‌باشد.

انرژى‏ درمانى هم يك‏ نوع هيپنوتيزم است. اگر كسى دستش طورى درد مى‏ كند كه نمى ‏تواند بالا بياورد، در واقع نفس او اراده‏اى قوى در حركت‏ دادن دستش ندارد در نتيجه دست او ضعيف شده و متقابلًا اراده او براى مقابله با ضعفِ دست او نيز ضعيف شده است و لذا نمى ‏تواند دست خود را بالا بياورد. حالا فردى كه با تمركز مى‏ تواند اراده خود را به او منتقل كند، به شخص القاء مى‏ كند كه تو مى‏ توانى دست خود را بالا بياورى، و اين تصور را در خيال او تثبيت مى ‏كند. اگر نفسِ او اين تلقين را پذيرفت، دست خود را بالا مى‏ آورد، و اگر درمان درد او به اين است كه چند روز دستش را تكان بدهد، تكان مى‏ دهد و بعد هم كه اين خيال رفت، چون چند روز دست خود را تكان داد، دستش خوب مى‏ شود، ولى تأثير هيپنوتيزم در همان چند روز بود، بقيه مربوط به بدن خودِ اوست. طرفِ مقابل پذيرفته كه سردرد دارد، با هيپنوتيزم به او القاء مى‏ كنى نه تو سرت درد نمى‏ كند، چون از اول سر دردِ او به ذهن و خيال او مربوط بود، اگر پذيرفت سردردى نيست، سردردش خوب مى‏ شود. چيزى كه بعضى مواقع خود شما با نصيحت به طرف القاء مى‏ كنيد، حال اگر طرف توانست بپذيرد، نتيجه مى‏ گيرد. بشر با انتقال خيال، مسئله ‏اى را كه اصل آن خيالى بوده است مى ‏تواند تغيير دهد. نوعِ ديگرى از انرژى‏ درمانى‏ هست كه با هيپنوتيزم فرق مى ‏كند، از آن‏جايى كه نفس بعضى از افراد تكويناً و به صورت خدادادى قدرت انتقال دارد، مى‏ توانند اراده و توانايى خود را به ديگرى منتقل نمايند. شما مى‏ بينيد يكى قدش بلند است و ديگرى كوتاه، يكى هوشش زياد است و ديگرى كم، به بعضى ‏ها هم خداوند توانايى ‏هايى مى‏ دهد كه خود آن‏ها حتى در ابتدا نمى‏ دانند چنين توانايى‏ هايى دارند. نفسِ طرف اين توانايى را دارد كه بتواند توانايى‏ هاى نفسِ خود را به فرد ديگرى منتقل كند. لذا اگر الآن بنده دستم را نمى‏ توانم بالا بياورم با انتقالِ توانايى شخصى كه توانايى انتقال قدرت نفس خود را به من دارد، ممكن است بتوانم اين كار را بكنم. بستگى دارد كه بنده چقدر برايم امكان دارد توانايى‏ هاى القاءشده را بگيرم. البته قدرت نفس آن شخص هم كه قدرت خود را انتقال مى‏ دهد در اين امر نقش دارد، به همين جهت همه به يك اندازه شفا نمى‏ يابند. بعضى‏ ها هم مشكلشان بيش از اين‏هاست و به همين جهت اصلًا درمان نمى‏ شوند. اگر آن نفس، قدرت طرف مقابل را گرفت و از آن متأثر شد، خودش آن را ادامه مى‏ دهد و آرام ‏آرام با اراده‏ هايى كه اعمال مى‏ كند، درمان مى‏ شود. در مورد انبياء الهى و ائمه معصومين‏ عليهم السلام موضوعِ شفادادن فرق مى‏ كند، قلب آن‏ها مظهر اسماء الهى است، حال اگر مصلحت بدانند اسم خاصى را كه مناسب رفع مشكل طرف است القاء مى‏ كنند و مشكل حل مى ‏شود. حضرت عيسى (ع) مظهر اسم حَى‏اند و لذا مرده را زنده مى‏ كنند. حضرت پروردگار در اين امور به واسطه‏ ى ذات مقدس حضرت عيسى (ع) بر روح و روان طرف جلوه مى‏كند. موفق باشید  

14581
متن پرسش
با سلام: حضرت استاد بنده تا صوت 6 حمد امام رو گوش گرفتم. 1. در موضوع جعل شما جعل رو به وجود زدین مگ این مربوط به تشکیک در وجود نیست؟ یعنی عرفان جعل رو به وجود نمیزنه درسته؟ به همین خاطر اینجا واسم سوال پیش اومد که امام دارن بر اساس تشکیک وجود جلو میرن یا عرفان؟ 2. فرمودن زبان شما اسم الله هست دست شما اسم الله هست و... بعد گفتید اسم الله هست یعنی خود الله هست .. از آنجایی که این مخلوقات فانی در الله هستند پس زبان و دست و... خود الله است .. اینجا برداشت من این بود که منظورتون اینه که اینها تجلی الله هستند که الله به تمام شدیت در اینها ظهور و حضور داره و اینها هم چون ممکن الوجود هستن هیچ ذاتیتی ندارن و فانی در او هستن پس او در صحنه است .. نه این که الله در این دست ضعیف ظهور کرده و در عقول شدیدتر ظهور کرده بلکه این شدت و ضعف مربوط به ظرفیت مخلوقات هست که متعلق به خودشونه و الله به تمام شدت در اینها ظهور داره ازین بابت هست که میگیم الله در صحنه هست و مخلوق خود الله هست آیا درست گفتم؟ چون در خویشتن پنهان فرمودین من که به صورت بینایی ظهور می کنم تمام من به شدیت و کمال خودم در بینایی ظهور میکنه و محدودیت مال بینایی هست نه مال ظهور من در بینایی اگه درست یادم باشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- جعلِ وجود در این‌جا یعنی ممکن‌الوجود را وجود‌دادن، نه آن‌که نظر به جعلِ مطلق وجود باشد که آن معنا نمی‌دهد 2- تا این‌جا خوب آمده‌اید، بدون عجله ادامه دهید. موفق باشید

10782
متن پرسش
با سلام و درود به استاد گرامی: مستحضر هستید که این روزها شبکه های اجتماعی بخصوص وایبر بسیار همه گیر شده است. وایبر که کاربرد آن در موبایل بسیار سهل و ساده هم هست روزانه وقت بسیاری از مردم کشورمان را به خود اختصاص داده است که البته به جرات می‌گویم ۹۰ درصد محتوای آن ارسال جوکهای متعدد است که عموم آنها هم مسخره کردن و یا شوخی با قومیتهای مختلف (لر و ترک و اصفهانی و...) است. نظر استاد با این مقوله جدید چیست؟ آیا به نظر شما این مقوله موضوعی از پیش طراحی شده برای انحراف و سرگرم کردن و ایجاد وهم در مردم نیست؟ شاید بد نبود استاد عزیز در این زمینه به صورت خاص بررسی و جزوه ای برای راهنمایی جوانان ارایه می نمودند. باور نمی کنید بسیاری از جوانان حتی معتقد و‌ مومن درگیر این موضوع هستند و شاید متوجه نیستند که آرام آرام در حال استحاله هستند. این را من به عینه در مورد بعضی دوستان حس کرده‌ام.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانیم این نسل را متوجه کنیم که در تاریخی قرار دارد که می‌تواند اهدافی بسیار متعالی و تاریخ‌ساز را دنبال کند، از روح فرهنگ مدرنیته که کارش باطل‌کردن عمرها است فاصله می‌گیرد. موفق باشید
10080
متن پرسش
سلام: جاهای مختلفی دیدم که حضرت علی(ع) را به عقل کل و حضرت زهرا(س) را به نفس کل نسبت داده اند. آیا منظور از عقل کل، تعین اول و ثانی است و منظور از نفس کل تعین های خلقی است؟؟ و یا اینکه منظور از عقل کل و نفس کل نفس رحمانی است با این تفاوت که عقل کل، حالت اندماجی نفس رحمانی است؟؟ در عرفان داریم که بین قوس صعودی و نزولی فرق هایی است. از طرفی روایت داریم که «اول ما خلق الله نوری» آیا مربوط به قوص صعود است یا قوس نزول؟؟ در جایی خواندم که در مسیر قوس نزول همه حقایق از جمله خوبی ها و بدی ها مندمج بوده اند، مثل انسان ها که حقیقت همه انسانها یکی بوده است، فرعون و موسی، پیامبر و ابوجهل و .. همه یکی بوده اند و بعد از اینکه آمده اند در این دنیا با انتخاب های خودشون ،خوبی از بدی جدا می شود و فقط خوب ها به اون جایگاه اصلی برمی گردند و یکی از دلایل خلقت و آورده شدن انسان به عالم ماده همین بوده است که خدا دوست داشت، کمالات خود را صاف و زلال مشاهده کند ولی چون همه حقایق یکی بود، خودش یک نقص به حساب می آمد و انسان را آورد در دنیا که انسان های خوب کمالات خود را بالفعل کنند و خداوند در آینه این انسان ها کمالات خود را مشاهده کند. با این توضیح آیا نور محمدی(ص)،به قوس صعود برمی گردد یا به قوس نزول؟؟ اگر به قوس صعود برمی گردد، جایگاه حدیث(اول ما خلق الله نوری) کجاست؟؟ ممنون یا علی مدد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید تطبیق جایگاه اولیاء الهی با مقاماتی که در اصطلاحات فلسفی و عرفانی مطرح است، کار آسانی نیست به‌خصوص که بعضاً تعریف‌های متفاوتی از اصطلاحات عرفانی و فلسفی در میان است و یا با اعتبارات مختلفی موضوع مورد نظر قرار می‌گیرد از جمله همین نکته که می‌فرمایید در قوس نزول همه‌ی حقایق مندمج‌اند. زیرا این اندماج به معنای شخصیت‌های مجزای افراد نیست، بلکه نظر به درجه‌ی وجودی افراد دارد و نه شخصیت مجزای افراد به همان معنایی که حقیقت محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» جامع همه‌ی مراتب وجود است و «چون که صد آید نود هم پیش ما است» و اوّلُ ما خلق‌اللّه به معنای واسطه‌ی فیض در هستی مسیر تجلی انوار الهی به همه‌ی مخلوقات است. شاید بد نباشد تعبیری که برای مولا علی«علیه‌السلام» در رابطه با تعیّن اول و زهرای مرضیه«سلام‌اللّه‌علیها» در رابطه با تعیّن ثانی می‌فرمایید ولی به اعتبار مظهریت در حالی‌که این ذوات مقدس در مقام خود همه در فنای ذاتی و تعیّن اول جای دارند. در مورد راز خلقت بحث نقص رسا نیست، بلکه بحث انگیزه‌ی نظرکردن حضرت حق خود را در اسماء بهتر است که در فصّ آدمی مورد بحث قرار می‌گیرد. نور محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» از نظر تکوین به قوس نزول برمی‌گردد و از نظر تشریع به قوس صعود که این خودش عرض عریضی نیاز دارد. موفق باشید
9512
متن پرسش
سلام حضرت استاد: خسته نباشید. من در دوران دانشجویی همزمان با مطالعه جدی در حوزه معرفت نفس و اخلاق از یک دفتر برنامه ریزی هم برای ثبت گناهان و کنار گذاشتن نقاط ضعف از یک سو و فضایل اخلاقی و کارهای خوب از سوی دیگر استفاده می کردم، این دفتر امکان رصد کردن پیشرفتم را به من می داد و می توانستم حال امروزم را با روز قبل و همینطور هفته ها را با هم وسالها را با هم به من می داد. در سایه این دفتر و محاسبات شبانه توانستم ویژگیهای زیادی بدست آورم ولی در مشکل بزرگی و به خاطر تلقین اطرافیان و بعضی روحانیون به اینکه تو با این همه برنامه و این میزان مطالعه تازه این شدی!متاسفانه به داشته هایم شک کردم و همه چیز را آرام از دست دادم و بعد هم من و هم دیگران متوجه شدند من چه داشتم. حالا 2 سال است دوباره شروع کردم و خوب پیشرفت کردم البته کتب شما کمک زیادی به برگشت مجدد من کرد. می خواستم با احتیاط به بعضی از دوستان اهل نظم پیشنهاد کنم ولی به تایید شما مبنی بر درست بودن کارم نیاز دارم. این دفتر علاوه بر مزایای فوق جلوی از دست دادن ویژگیهای خوبی را که کسب کرده ای یا گناهانی را که کنار گذاشته ای در حوادث، می دهد، باید ابتدای دفتر یک لیست از خوبیهایی که باید کسب کنی بدی هایی که باید کنار بگذاری به عنوان چشم انداز داشته باشی و ضمنا بعد از مطالعه جدید و یاد گرفتن خوبیها و بدیها و مخصوصا مباحث شما باشد و مراقب یاس و غرور هم باید بود که احتمال مایوس شدن بیشتر است. همانطورکه امام(ره)فرمودند بدون برنامه ریزی نمیتوان در اخلاق و علم به جایی رسید.
متن پاسخ
. باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی بزرگان جهت طی منازل سلوک از دو جهت برنامه‌ریزی داشته‌اند؛ یکی از جهت سیر از عقاید باطل به سوی عقاید حقه که عرفان نظری متکفّل آن است و دیگر از جهت سیر از رذائل اخلاقی به سوی فضائل اخلاقی که عرفان عملی مثل منازل‌السائرین متکفّل آن می‌باشد. امیدوارم خداوند به همه‌ی ما توفیق دهد که در این دو مسیر کوتاهی نکنیم حال به هرشکلی که باشد. در ضمن جدولی که ایمیل کردید باز نشد. موفق باشید
9499
متن پرسش
سلام: چند ساله هر که ازم میپرسه چرا رهبرتون «سگ» و «گرگ» و «مثل سگ پشیمون میشن و مثل سگ می ترسن» در بیاناتش استفاده میکنه جواب جالبی ندارم. آیا این رفتار با آموزه های قرآنی و روایی و مشی ائمه (ع) میخونه؟ بی تعصب جواب بدین. من کاملا موافق رهبری هستم و البته معتقدم صهیونیست ها را نباید با سگ مقایسه کرد چون از ارزشهای سگ وگرگ کم میشه اونا پست تر از حیوانات هستند. این شبهه را برای من منطقی حل کنید لطفا. یا علی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نزد حکما تعبیراتی این‌چنین وقتی به‌جا مصرف شود بی‌اشکال است، نمونه‌اش جملات حضرت علی«علیه‌السلام» به اشعث‌ بن قیس کندی که حضرت تعبیر « وَ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ لَعْنَةُ اللَّاعِنِینَ حَائِکٌ ابْنُ حَائِکٍ مُنَافِقٌ ابْنُ کَافِر.... لعنت خدا و لعنت لعنت کنندگان، بر تو باد اى متکبّر متکبّر زاده، «1» منافق پسر کافر » به‌کار می‌برند. یا در قرآن برای بلعم باعورا صفت سگ هار را به‌کار می‌برد و می‌فرماید: «فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ» اگر دنبالش کنی به تو حمله می‌کند و اگر رهایش هم بکنی به تو حمله می‌کند. منظور این‌که تنها باید این جملات را به‌جا مصرف کرد. آیا اصطلاح پشیمانی کامل را می‌توان در غیر «چون سگ پشیمان است» به‌کار برد؟ موفق باشید
9467
متن پرسش
سلام: می شود این جمله تان را شرح کامل بدهید؟ «عمده مشکلی که ما از نظر فرهنگی داریم و امیدوارم إن شاءاللَه از آن عبور کنیم، نگاه به صاحبان فکر است بر مبنای ژورنالیستی و ایدئولوژیک.» با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک نکته‌ی اساسی است که نه تلویزیون و نه روزنامه و نه گروه‌های سیاسی توان فهم سخن اندیشمندان جامعه را ندارند و ما باید به خود آییم و ماورای این‌ها عالمان و اندیشمندان را بیابیم و خود را محدود به رسانه‌ها و احزاب نکنیم. به تعبیر آیت‌اللّه جوادی«حفظه‌اللّه»: این دوربین به‌دست‌ها، سخت نزدیک‌بین هستند. موفق باشید
8780

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم . سوال و جوابی در سایت استاد حسن رمضانی شاگر علامه ابوالفضائل حسن زاده آملی زده بود به شرح زیر سوال: بعضی ها نظرشان این است که: سفر چهارمی که ملاصدرا مطرح می‌کند در واقع به انقلاب بر می گردد یا تئوری ولایت فقیه بر آمده از یک نگرش صدرایی است و برخی می‌گویند اسفار اربعه‌ صدرایی، نقشه‌ راه امام خمینی در انقلاب اسلامی است... آیا واقعا تئوری ولایت فقیه بر آمده از یک نگرش صدرایی است؟ آیا سفر چهارمی که ملاصدرا مطرح می کند در واقع به انقلاب بر می‌گردد؟ آیا اسفار اربعه آخوند ملا صدرا در اسفار همان اسفار اربعه عرفاست؟ پاسخ: باسمه تعالی. اسفار اربعه آخوند ملاصدرا در کتاب اسفار، تنها تشابه صوری با اسفار عرفا دارد. ایشان خواسته از سفرهای عرفا، چیزی شبیه به آن در حوزه حکمت درست کند و تنها تشابه صوری و لفظی دارد. عرفا چهار سفر در عمل دارند و آخوند خواسته چهار سفر در نظر و علم درست بکند وگرنه اسفار اربعه عرفا کجا و اسفار اربعه آخوند ملاصدرا کجا! ربطی به سفرهای عملی عرفا ندارد. به بیان دیگر، اسفار عرفا و اسفار آخوند در کتاب حکمت متعالیه، اشتراک لفظی است و در معنا و حقیقت متفاوتند. و اما در مورد سوال، هر کس این نظر را داده، اشتباه کرده است. و اینکه گفته می‌شود حضرت امام بر اساس حکمت صدرایی انقلاب کرد، من این را نمی‌پذیرم و قبول ندارم. امام به عنوان یک فقیه حکیم عارف بر اساس احساس تکلیف الهی کار خودش را انجام داد و اگر هم خواسته باشیم این امر را جزو اسفار اربعه به حساب بیاوریم، از اسفار اربعه عرفانی محسوب می‌کنیم (که سفر فی الخلق بالحق است که مقام دستگیری از دیگران است) نه اسفار اربعه صدرایی. در سفر چهارم عرفانی، عارف به مرحله ای می‌رسد که برای دستگیری دیگران، اقدامات عملی می‌کند. بله در فلسفه صدرایی چون بین سیاست و دیانت، ایجاد ارتباط شده و این حرف اصیلی است که ریشه در فقه دارد از این جهت می‌توان آن را به حکمت صدرایی نیز پیوند داد نه بیشتر. حال من چند سوال داشتم. خود مرحوم ملاصدرا چهار سفر عرفانی را طی کرده بود یا نه؟ سوال دوم اینکه حضرت روح الله که می فرماید من با سه چیز انقلاب کردم: اصول کافی – فلسفه ملاصدرا و فقه صاحب جواهر. این گفته ی ایشان با این پاسخ استاد عزیزمان چگونه قابل جمع است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مسلّم جناب ملاصدرا در سفرهای عرفانی وارد شده و همه‌چیز نشان از آن دارد که به مقامات ارزشمندی رسیده. جناب استاد رمضانی در آخر گفتارشان تا حدّی پذیرفته‌اند که نسبتی بین سفر چهارمی که صدرا می‌گوید با فعالیت اجتماعی هست. موفق باشید
7164
متن پرسش
با سلام عالم احدیت و واحدیت مثل عالم شهادت وجود عینی دارند یا عقل برای شرح نزول وجود مطلق یا به عبارت بهتر تجلی وجود مطلق به عالم شهادت چنین تقسیم بندی ای کرده است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال در نظام طولی هرچقدر عالم وجود نازل شود از وحدت به کثرت می‌گراید و لذا احدیت و واحدیت در جای خودشان هستند و مظاهر آن‌ها است که در عالم شهادت نزول می‌کنند. موفق باشید
6496
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار. آیا دو مقوله ی «مهدویت» و «عقلانیت» با هم تباین دارند؟ به نظر شما ارتباط این دو چگونه است؟ آیا مقوله ای به نام «عقلانیت مهدوی» را می پذیرید؟ در صورت مثبت بودن پاسخ چه تعریفی از «عقلانیت» مهدوی دارید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یقیناً مهدویت با نور عقلانیت همراه است ولی عقل قدسی و عقل فطری که همه‌ی جوانب عالم را مدّ نظر دارد، عقلانیت مهدوی نور کشف حقیقت است که از یک طرف فطرت انسان‌ها را می‌شناسد و از طرف دیگر قواعد تکوینی عالم را، و بر این مبنا عمل می‌کند. خداوند همه‌ی ما را در ذیل نور ولایت فقیه، از منتظران آن حضرت قرار دهد و یک لحظه از نظر به حضور مبارک آن حضرت غافل‌مان نگرداند. شاید کتاب «جایگاه واسطه فیض»موفق باشید
5429
متن پرسش
باسلام محضراستاد طاهرزاده راستش من نمیدانم کتاب مبانی نظری نبوت وامامت منتشر شده یا نه؟ واگرم منتشرشده چندوقته؟ چرا به دست مانرسیده؟من چندین باربا انتشارات مربوطه درتهران تماس گرفتم ولی گفتند که نیلمده
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هنوز منتشر نشده ولی إن‌شاءاللّه به زودی منتشر می‌شود. موفق باشید
4535
متن پرسش
سلام علیکم: در حال گوش کردن شرح دعای مکارم الاخلاق هستم. ظاهرا شما از روی متنی مطالب را می خوانید خواستم اگر امکان داشته باشد فایل متنی را هم در سایت بگذارید یا به ایمیل من بفرستید تا نکات اضافه را در ان متن داشته باشم. التماس دعد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم:انشاء الهف در اسرع وقت جزوه مربوطه را در فسمت جزوات سایت فرار می دهیم . موفق باشید
4313
متن پرسش
بسم الله استاد گرامی جناب آقای طاهرزاده با عرض سلام و احترام با توجه به فرصت کم‌نظیر انتخابات ریاست جمهوری برای تکرار و تبیین ابعاد جدید آرمان‌های انقلاب اسلامی قرارگاه شهید باقری بسیج دانشجویی – که با همت جمعی از فارغ‌التحصیلان بسیج دانشجویی برای پشتیبانی فکری و عملیاتی از بسیج‌های دانشجویی تشکیل شده است – اقدام به برگزاری مصاحبه‌هایی با اساتید برجسته جبهه انقلاب می‌نماید و سؤالات معرفتی و اجتماعی مهمی که در فضای کنونی کشور تعیین کننده هستند را در قالب این مصاحبه‌ها از این اساتید می‌پرسد و خروجی این مطالب را در اختیار عموم امت حزب‌الله و علی‌الخصوص بسیج‌های دانشجویی قرار می‌دهد. امید که به این وسیله گفتمان انقلاب اسلامی به عنوان گفتمان غالب در این انتخابات بر فضای فکری جریان‌های مختلف و مردم سایه بیندازد و انتخابات پیش رو تبدیل به انتخاباتی رو به جلو برای سیر پیشرفت‌آمیز انقلاب اسلامی گردد. ان‌شاءالله. از شما استاد گرامی و ارجمند خواهشمندیم به برخی از سؤالات اساسی مطرح در کشور جهت «تبیین سیر رو به جلوی انقلاب و پیشرفت های بزرگ در دوره اخیر از نگاه کلان تاریخی» که توسط اتاق فکر قرارگاه شهید باقری بسط داده شده است پاسخ بفرمائید. سؤالات این مصاحبه که درباره ابعاد مختلف موضوع فوق هستند به این شرح‌اند: • آیا انقلاب رو به پیشرفت است؟ با چه معیاری؟ شاخص هایی که در صورت حفظ آنها انقلاب همواره رو به پیشرفت خواهد بود کدامند؟ • به نظر شما مراحل کلانی که انقلاب اسلامی از ابتدا تا کنون طی و باید بعد از این طی کند کدام هاست؟ اکنون درچه وضعیتی قرار داریم؟ • نقش دولت های مختلف در این سیر انقلاب چه بوده؟ • آیا واقعاً دولت­های سازندگی و اصلاحات موجب رشد انقلاب شدند؟ چطور؟ • در هر دوره (هر دولت) چه پیشرفت هایی تثبیت شد در نگاه کلی به جریان انقلاب؟ • نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی، تمدن اسلامی چقدر محقق شده؟ معنای محقق شدنش چیست؟ • این قدر اختلاف بین مومنین زیاد شده، نشانه رشد انقلاب است یا سقوط؟ • آیا این تلفی درست است که فضای بد اخلاقی در فضای سیاسی-رسانه ای بیشتر از قبل است؟ آیا این نشانه رشد انقلاب است یا سقوط؟ • مفاسد اخلاقی در جامعه ما بیشتر شده یا کمتر؟ نسبتش با پیشرفت انقلاب چیست؟ • فاصله طبقاتیِ فرهنگی در جامعه ما بیشتر شده یا کمتر؟ نسبتش با پیشرفت انقلاب چیست؟ • معنا و معیار ریزش و رویش چیست؟ حجاب مردم؟ همراهی سیاسی شان با نظام؟ حس ایثار بیشتر؟ افزایش ایمان؟... • تحلیل تان از ریزش و رویش ها و نسبت شان با هم چیست؟ • با نگاه به فضای سیاسی این تصور به وجود می آید که ریزش ها بیشترند؟ آیا چنین است؟ • آیا این نگاه درست است که در این مرحله فقط باید کشورمان را بسازیم و الگو شویم و تا آن موقع، زیاد کاری به دیگر مردم جهان نداشته باشیم؟ • علت توجه امام خامنه ای در این دوره به مسائل اقتصادی و علم و فناوری چیست؟ (در حالی که ایشان فرهنگ را محتوای تمدن و اصل می دانند) • در نگاه دینی از طرفی این را داریم که در آخرالزمان ظلم و فساد در جهان گسترده می شود از طرفی به خاطر وجود و فعالیت انقلاب اسلامی به نظر می رسد که اوضاع جهان رو به بهبود است. این دو چگونه جمع می شوند؟ • علت تاکید امام خامنه­ای روی اینکه آن چه ما می خواهیم حفظ نقاط قوت است و نداشتن ضعف ها (با توجه به اینکه این معیار بدیهی به نظر می رسد!) چیست؟ خواهشمندیم در پاسخ‌هایی که به سؤالات فوق می‌دهید برخی مصداق‌های واقعی رخ دادن آن تئوری را نیز بفرمائید تا مطالب هر چه ملموس‌تر و قابل فهم‌تر برای مخاطبان بشود. با تشکر و احترام قرارگاه شهید باقری سازمان بسیج دانشجویی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که برای جواب‌دادن به این سؤال‌ها نیاز به وقت زیادی است که متأسفانه بنده چنین وقتی را ندارم، اجازه دهید بنده به سؤال اول جواب دهم و اگر هرکس به یکی یا دو سؤال جواب دهد شما نتیجه‌ی لازم را می‌گیرید. 1- همین‌که ملاک‌های جامعه به سوی ارزش‌های الهی سیر می‌کند و بدی‌ها هرچه بیشتر به عنوان اعمال غیر ارزشی شناخته می‌شود و نظام آموزشی کشور در حال بازخوانی علوم انسانی است از علوم انسانی غربی به علوم انسانی اسلامی و جایگاه رهبری به عنوان ولی فقیه بیش از پیش پذیرفته شده است و نیز ایران به عنوان یک قدرت تعیین‌کننده در صحنه‌ی بین‌المللی در حال پذیرفته‌شدن است، همه نشان می‌دهد انقلاب در حال پیشرفت است و مشکلات خود را می‌خواهد یکی بعد از دیگری پشت سر بگذارد. موفق باشید
3702
متن پرسش
باسمه تعالی.سلام علیکم.بنده پرسش و پاسخها را به طور مرتب مطالعه می کنم.در چند مورد در رابطه با اطاعت از ولی فقیه پاسخهایی را از حضرتعالی خواندم که با تفکرات بنده تناقض دارد.لذا دوست دارم نظر حضرتعالی را در رابطه با مقاله ای که نوشتم و در یکی از نشریات به چاپ رسیده است را بدانم:"آیا ولی فقیه اشتباه می کند؟ در چند بند نکاتی را در رابطه با سوال فوق عرض می کنم: 1- خداوند از ما چه چیزی خواسته است؟ با مراجعه به قرآن با این آیه مواجه می شویم: أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و اولی الامر منکم. خداوند از ما اطاعت محض از رسول الله و امامان معصوم را خواسته است؛ حال چه رسول الله اشتباه بکند و چه نکند(ما معتقد به عصمت رسول الله هستیم ولی بنده می خواهم نکته دیگری را عرض کنم.دقت بفرمایید). طبق ادله ی عقلی و نقلی فراوان اطاعت از نایب عام امام زمان در عصر غیبت کبری (که همان ولی فقیه است) واجب عینی است. یعنی خداوند از ما اطاعت از ولی فقیه را خواسته است. حال ما نباید کاسه ی داغ تر از آش شویم و بگوییم: ولی فقیه که عصمت ندارد، پس چگونه از او تبعیت کنیم. ما فردای قیامت برای تبعیت از ولی فقیه حجت شرعی داریم و حتی در صورت تبعیت از اشتباه ولی فقیه باز هم نزد خدا ماجور هستیم، انشاءالله. این مساله تقریبا شبیه فتواهای مختلف مراجع در رابطه با یک موضوع واحد است. بالاخره حکم اسلام یکی است ولی ما موظف به تقلید از مرجعمان هستیم حتی اگر وی در استنباط حکم دچار اشتباه شده باشد. اگر مجتهد بر اساس استنباط خود، حکم حقیقی اسلام را استخراج کرده باشد، دو اجر دارد ولی اگر تلاش خود را انجام داد و فتوایش مطابق با حکم حقیقی اسلام نبود، باز هم یک اجر نزد خداوند متعال دارد. ۲- ولی فقیه چه زمانی اظهار نظر می کند؟ این از مسلمات است که ولی فقیه تا در مساله ای به یقین نرسد، لب به سخن باز نمی کند. بارها حضرت آقا فرمودند که بنده چون در مسایل اقتصادی صاحب نظر نیستم، اظهار نظر نمی کنم و فقط خطوط کلی را بیان می کنند. نتیجه اینکه تبعیت از یقین ولی فقیه بر تمام ما واجب عینی است هر چند که بعدها مشخص شود ولی فقیه اشتباه کرده است. ما باید در هر لحظه به وظیفه مان عمل کنیم. ۳- منظورمان از اشتباه چیست؟ این از قطعیات است که امام معصوم در اداره جامعه از علم غیب و عصمت خود استفاده نمی کردند. به عنوان شاهد، حضرت امیرالمومنین بر اساس سوابق افراد برای شهرهای مختلف والیانی قرار می دادند. ولی بعد از مدتی به خاطر تخلف والیان آنها را عزل می کردند. حال آیا تبعیت از امیرالمومنین مخدوش می شود؟ آیا می توان گفت که تبعیت از حاکم بعدی که امیرالمومنین قرار می دهد واجب نیست چون ممکن است که امیرالمومنین بعد از مدتی صلاحیت او را هم زیر سوال ببرند!!! نتیجه آنکه هر اشتباهی سبب عدم اطاعت از ولی امر نمی شود. ۴- با توجه به قاعده لطف، آیا ولی فقیه اشتباهی که منتج به عدم تبعیت از وی شود، انجام می دهد؟ برای پاسخ به این سوال بهتر است داستان شیخ مفید را مرور کنیم: در زمان شیخ مفید قدس سره شخصی از روستایی به خدمت ایشان رسیده و سوال کرد : زنی حامله فوت کرده و حملش زنده است ؛ آیا باید شکم زن را شکافت و طفل را بیرون آورد یا این که به همان حالت او را دفن کنیم ؟ شیخ فرمود : با همان حمل (طفل) زن را دفن کنید. آن مرد برگشت ، ولی متوجه شد سواری می تازد و می آید . وقتی نزدیک او رسید ، گفت : « ای مرد ؛ شیخ مفید فرمود : شکم آن زن را شکافته و طفل را بیرون آورید ، بعد او را دفن کنید » . مرد روستایی همین کار را کرد. پس از مدتی ماجرای آن سوار را برای شیخ نقل کردند . ایشان فرمود : من کسی را نفرستاده بودم . معلوم است که آن شخص حضرت صاحب الزمان علیه السلام بوده اند . حال که ما در احکام شرعی اشتباه می کنیم ، همان بهتر که دیگر فتوا ندهیم ؛ لذا در خانه خود را بست و بیرون نیامد . اما از ناحیه مقدسه حضرت صاحب الزمان علیه السلام توقیعی صادر شد که بر شما است فتوا دادن و برما است که نگذاریم شما در خطا واقع شوید . این مساله همان قاعده ی لطف است. یعنی عنایات حضرت بقیت الله متوجه نواب خود می باشد و آنها را رها نکرده است. حال آیا منطقی است بگوییم: امام زمان که حاضر نیست به خاطر حکم نائب خود حتی یک جنین بمیرد، عنایت وتوجهش شامل امام المسلمین – که هر سخنرانی اش مناسبات منطقه و جهان را تحت تاثیر قرار می دهد- نمی شود. امام زمان در حدیثی اینگونه می فرمایند: إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، وَلا ناسینَ لِذَکْرِکُمْ، وَلَوْلا ذلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ الَّلأْواءُ وَاصْطَلَمَکُمُ الاَْعْداءُ ؛ ما در رسیدگى و سرپرستى شما کوتاهى و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده ایم که اگر جز این بود، دشوارى ها و مصیبت ها بر شما فرود مى آمد و دشمنان، شما را ریشه کن مى نمودند. حسن ختام این مطلب هم سخنی از امام عزیزمان است که در جریان فتنه ی ۸۸ و پس از قیام میلیونی ۹ دی فرمودند: هرچه انسان در اطراف این قضایا فکر میکند، دست خداى متعال را، دست قدرت را، روح ولایت را، روح حسین بن على (علیه السّلام)را مى‌‌‌بیند. این کارها کارهائى نیست که با اراده‌‌‌‌ى امثال ما انجام بگیرد؛این کار خداست.این دست قدرت الهى است." با تشکر از الطاف استاد گرانقدر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله متوجه نکات ارزنده‌ای شده‌اید و حق همین است که فرموده‌اید ولی در همین رابطه فقها به استناد سخنان ائمه«علیهم‌السلام» می‌فرمایند حال اگر بر اَحدی از آحاد مکلفین ثابت شد حاکم اسلامی که فقیه است ،در امری در حکم خود اشتباه کرد، فقط خودآن فرد می‌تواند به آن حکم عمل نکند. یعنی فرض اشتباه را به‌کلی منتفی نکرده‌اند و بحث قلیل‌الاشتباه را به میان می‌کشند و این‌که با فرض قلیل‌الاشتباه‌بودن ولیّ امر مسلمین ،باز عاقلانه‌ترین روش تبعیت از اوست نکته ظریفی است. موفق باشید
1852
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز حدیثی از امام صادق (ع) هست که فرموده اند: کسی که عزلت گزیده است در حصن وارد شده و در حفظ و حراست الهی است پس خوشا به حال کسی که در خلوت و جلوت تنها باشد. آیا عزلت به معنی دوری گزیدن از اجتماع است ؟ آیا عزلت مد نظر به این معنی نیست که با همه باشیم و بی همه باشیم. آیا درسته که بخاطر اینکه در ابتدای راه سلوک هستیم باید درون دخمه ای برویم و بقیه فعالیت های اجتماعی و فرهنگی را مشکلات کاغذبازی و جلسات وقت گیر و بیفایده و احتیاج به صرف وقت در اموری که سطحی و .... بدانیم؟ ماهم قبول داریم که بعضی از کارها بخصوص در بسیج بیفایده است ولی ایا می شود به این راحتی بقیه کارهای بسیج را زیر سوال بردکه چون با تفکرات ما نمیخوره کاغذ بازی ؟ - انکار بسیج و بی احترامی به آن، یا نابخردانه است، یا خائنانه است. تا وقتی برای این کشور امنیت لازم است تا وقتی که این کشور و این ملت به امنیت احتیاج دارد. یعنی همیشه، چون همیشه احتیاج به امنیت هست، به نیروی بسیج به انگیزه بسیجی، به سازماندهی بسیجی و به عشق و ایمان بسیجی احتیاج است. از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با گروه کثیری از سپاهیان و بسیجیان در مشهد 78/6/10
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام عنایت داشته باشید که بسیاری از احادیث که ائمه«علیهم‌السلام» به اصحاب خود توصیه می‌کردند در زمانی بوده که خلفای بنی‌امیه و بنی‌عباس حاکم بوده‌اند و امامان به اصحاب توصیه می‌کردند به نظام حاکم نزدیک نشوند و وظیفه‌ی ما امروز همان توصیه‌هایی است که حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» می‌کنند و همین‌طور که متوجه‌اید بسیج یک نهادی است از نظام اسلامی و هرگز نباید از آن فاصله گرفت و آن را تضعیف کرد. موفق باشید
170

بدون عنوان**بازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم بعضی ها معترض هستند با توجه به اینکه آقای رقسنجانی مجتهد نیستند و در درس خارج فقه هیچ یک از بزرگان شرکت نکرده اند چگونه ایشان رئیس مجلس خبرگان می باشند؟آیا شما در مورد اجتهاد و شرکت ایشان در درس خارج یزرگان اطلاعی دارید ؟
متن پاسخ

بسمه تعالی
علیک السلام
آقای رفسنجانی از نظر فقهی مجتهد هستند و در زمان خود در درس اساتید مهم حوزه شرکت کرده اند.

14339
متن پرسش
سلام: استاد در پاسخ سوالی فرموده بودید که بهتر بود آقای صمدی آملی در مورد تبرئه از آن سخنان حرفی میفرمودن. بنده در اینترنت بودم ناگهان به مطلبی برخوردم. کلیپی که جناب آقای صمدی در اول این کلیپ می گوید: خدا لعنت کند چنین آدم ها را.... منظورشان اینست (کسانی که تهمت زده اند و این صوت را کات کرده اند و پخش کرده اند). ایشان می خواهد روضه بخواند و در اول روضه اینها را می فرمایند. جالب اینجاست که این کلیپ حدودا دو سال است که وجود دارد ولی کسی پخشش نمی کند که مردم بفهمند که ایشان منظور دیگری داشتند. احساس می کنم دستهایی پشت این قضیه (عرفان هراسی) هست. این هم لینک کلیپ: http://www.aparat.com/v/uqVa4/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE_%D8%B3%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%83_%D9%88_%D9%BE%D8%B1_%D8%AF%D8%B1%D8%AF_%D9%88_%D8%AF%D8%A7%D8%BA_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF_%D8%B5%D9%85%D8%AF%DB%8C از دوستان سایت لب المیزان خواهشمندیم که این سوال را جوری در سایت بگذارند تا مردم این کلیپ را ببینند و به همین سادگی به علما تهمت نزنند. ممنون. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که عزیزان کاربر، بررسی نمایند. موفق باشید

13542
متن پرسش
سلام علیکم: آیا صبر استاد هم به اندازه صبر خداوند تعالی است؟ سکوت استاد درباره برجام تا کی طول می کشد؟ شما چه می دانید که ما نمی دانیم؟ حق مطلب ترور انقلابی دار و دسته موافقان است و بس. اگر بفرمایید نکن ما هم همچون کسانی که به امام خمینی در مورد ترورهای انقلابی گوش ندادند جهنم را به جان می خریم و گوش نمی دهیم. الان که دارم می نویسم بالای صفحه جمله ای حک شده! مذاکرات با آمریکا ممنوع است! رابطه شما با این جمله چیست؟ کجاست شیرمردی که اقدامی انقلابی کند؟ از گلوی آقا صدای «هل من ناصر» بلند است. هیهات من الذله.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت امر آن است که به‌راحتی نمی‌توان با توجه به مرحله‌ای که در آن هستیم، به طور جزیی در این امر وارد شد. ما تا تفکری مناسب سلوک ذیل شخصیت حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را نهادینه نکرده باشیم، هر سخنی معنای خود را نمی یابد، چرا در این فرصت که دست داده است، همت خود را در امر تفکر جامعه‌ی جوان خود صرف نکنیم؟! موفق باشید

نمایش چاپی