بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
1811
متن پرسش
بسمه تعالی. . . سلام علیکم. . .استاد در کتاب ادب خیال و عقل و قلب فرمودین که هر مطلبی رو مطالعه نکنید،1- آیا منظورتون از هر مطلب مطالبی هستش که مثلا به درد اون دنیا یا سیر نخوره،مثلا اطلاعات بیخود علمی؟،یا مثلا من که دارم معرفت النفس رو میخونم کتاب لقاء الله آیت الله ملکی تبریزی رو نخونم؟یا در مورد معاد مطالعه نکنم؟. . . 2- گفتید برای ورود به عالم تفکر میتونید شرح جلد اول مقالات از آیت الله محمد شجاعی رو بخونید،آیا اسم کتابش " پالایش وجود " در 4 جلد هستش؟. . .موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام 1- منظورم از نخواندن هر مطالب، مطالبی است که در مسیر ادب خیال و عقل و قلب به ما کمک نکند 2- مقالات آیت‌الله محمد شجاعی در 3 جلد تحت عنوان «مقالات» توسط انتشارات سروش چاپ شده. موفق باشید
656

سود بانکیبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام حضور استاد گرانقدر آیا گذاشتن پول در بانک به صورت سپرده گذاری یکساله یا پنج ساله و دریافت ماهیانه مبلغی از بانک تحت عنوان سودبانکی که امروز مرسوم است، اشکال شرعی دارد؟ دریافت وام از بانکی چطور؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیک السلام: اصل مسئله را باید از مرجع تقلیدتان بپرسید، ولی رویهمرفته بدانید که بانک وکیل شما است و با پول شما سرمایه‌گذاری می‌کند و مقداری از حاصل در آمد را به شما می‌دهد و لذا حکم ربا ندارد. دریافت وام از بانک هم شقوقی دارد که هیچ‌کدام خلاف شرع نیست مگر این‌که ما جهت امری وام بگیریم و در جهت دیگر مصرف کنیم که این را اشکال می‌گیرند. موفق باشید
15464
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم سلام عليكم: چرا در زیارت وداع امامان علیهم السلام با ایشان خداحافظی می کنیم؟ (استودعک الله ...) چرا به جای این کار با آستان و زیارتگاهشان خداحافظی نمی کنیم؟ مگر نه اینکه هر کجا باشیم آنها بر اعمالمان حاضر و ناظرند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون در حرم امامان به جهت توجه خاص امام معصوم به زائر و به جهت فرشتگانِ گرداگردِ آن مضجع شریف، حضور خاصی برای زائر پیش می‌آید؛ وداع می‌کند به معنای این‌که دل نکنده است و طالبِ برگشت است. موفق باشید

15149

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: خسته نباشید. برخی سعی دارند جمله ی علامه حسن زاده را به مبحث قرائت نبوی مرتبط کنند این جمله را: به جانم قسم! آن که از کتب عقلی و صحف عرفانی یعنی مطالعه ی کتاب هایی همچون تمهیدالقواعد - شرح قیصری بر فصوص الحکم - و شرح العیون فی شرح العیون - و مصباح الانس - و شرح محقق طوسی بر اشارات - و اسفار - و شفا - و فتوحات مکیه خود را دور کند همانا خود را از فهم «خطاب محمدی (ص) یعنی قرآن» دور کرده است و جان خود را از نیل به سعادت قصوایش محروم ساخته است. می گویند علامه هم قبول دارد که قرآن خطاب محمدی است نه وحی!!! توضیحی می فرمایید استاد. معذرت می خواهم که مزاحم اوقاتتان شدم. نمی خواستم ولی چون شبهه شد ترسیدم ذهنم را کِدِر کند. التماس دعای فراوان دارم. خدا بر توفیقاتتان بیافزاید ان شاءالله.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرهنگی که این سخن در آن گفته شده است، باید مورد نظر قرار گیرد. معنای سخن استاد آن است که قرآن، خطابی است از طرف خدا بر محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله». موفق باشید

15116
متن پرسش
با سلام: ارزیابی حضرتعالی از انتخابات انجام شده چطوره؟ احساس می کنم یک کمی هنوز پختگی لازم را نداریم که بتونیم این انتخابات بیشتر به یک پیروزی شبیه بدانیم تا یک شکست. راستش ما دلمون به فرمایشات رهبری قرصه و اون شبی که فرمود شما مطمئنا پیروزید خیالمون برا همیشه راحت شد. اما وقتی حضرت آقا فرمودند مردم برخلاف خواست دشمن عمل خواهند کرد و مردم تهران نکردند یک کمی احساس سرخوردگی بهمون دست داد. راستش اینکه آیات مصباح و یزدی و جنتی با اقبال اکثریت مردمی - که به گفته ی شما و فکر ما مردمی بصیر بودند - روبرو نشدند خیلی سنگین برامون بار اومد. ما مطمئنیم که پیروزیم چون حق پیروز است، همانطور که حضرت علی بن الحسین علیهما السلام به پدرش عرض کردند آیا ما برحق نیستیم و بعد از اینکه حضرت فرمودند چرا، دیگر باکی از آینده نداشتند ما از هرچه که پیش بیاید نگرانی ای نداریم اما تصور ما شاید غلط بود، ما فکر می کردیم اکثریت مردم بصیرند و گوش به فرمان ولایت، یه جورایی احساس می کنیم که هاشمی در مقابل رهبری پیروز شد، هرچند که شما هزار بار گفتید که اینطور نیست و اینطوری نباید فکر کرد، ولی نمیشه یعنی سخته شاید هم همون پختگی که اول عرضم گفتم در ما نیست. استاد شما با همه این تفاسیر فردی مثل هاشمی که حتی انگلیسی ها و وهابیت تو این انتخابات ازش حمایت کردند ذیل رهبری و نظام می بینید؟ هم نگرانیم و هم دل قرص به یاد فرمایشات پیر راهمان خمینی کبیر. مگر غیر این است که در مقابل استکبار جان ناقابلمان را در نهایت بدهیم و این آرزوی ماست. ما پیروزیم حتی با جمعیتی کمتر از جمعیت فعلی حزب الله که بیش از همیشه ی تاریخ است. ما پیروزیم چون دنیا را محل عبور می دانیم و دعای قنوتمان شهادت است. ما پیروزیم چون نسبتمان را با رهبری نسبت یاران حسین علیه السلام با آن حضرت می دانیم. ما پیروزیم چون خدا فرمود ان حزب الله هم المفلحون و ان جند الله هم الغالبون. دشمن از شدت بغض بمیرد که ما تا آخرین نفس ایستاده ایم. امروز روز ناامیدی نیست امروز روز همت دوباره و تلاش بیشتر از قبل است. نبودیم که ببینیم حال رزمندگانی را که بعد از شکست عملیات همین گونه مثل ما بغض می کردند ولی حال خودمان را با آنها یکی می بینیم. همانطور که آنها کوتاه نیامدند و دست از مبارزه نکشیدند ما نیز راهشان را ادامه می دهیم چون ما و آنها هم حالیم. ببخشید خیلی دلم غصه داشت اینجا را بهترین جا دیدم که درد دل همه بچه های حزب الله را بگم. ببخشید که خیلی پراکنده گویی کردم. التماس دعا یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آقای هاشمی با همه‌ی ضعف‌هایی که دارد این‌طور نیست که گمان کنیم مقابل رهبری ایستاده است، در عین آن‌که مقام معظم رهبری فرمودند: از بعضی جهات با ایشان اختلاف نظر دارم. از طرفی مردم تهران در مقابل دو لیست قرار گرفتند و همین‌که نخواستند به لیستی رأی دهند که سرلیست آن آیت اللّه یزدی بودند؛ عملاً به لیست دیگر رأی دادند. و این نه مقابله با رهبری است و نه پیروی از دشمن. موفق باشید

12412
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: اینکه در جواب سوال 12357 فرمودید (طلاب عزیز بهتر است بعد از بحث ده نکته در معرفت نفس و برهان صدیقین، زیاد وقت در روی این مباحث نگذارند و بیشتر به دروس رسمی حوزه بپردازند تا عقب نمانند و إن‌شاءاللّه پس از چند سال حضور در درس خارج وارد این مباحث شوند.)دروس رسمی حوزه که فقط فقه و اصول هست آن هم به شیوه غلط اموزشی... آیا آدم مخصوصا طلبه نباید با آشنایی با مباحث معرفتی، زمینه‌ی فکری خود را آماده‌ی اُنس با قرآن و روایت کند تا به مقصود برسد؟ طلبه از چه چیز نباید عقب بماند؟! که شما فرمودید عقب نماند؟! چرا طلبه نباید قبل از درس خارج وارد مباحث شود؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در خاطرات حضرت امام هست که: «طلبه‌ای از ایشان پرسید در بین موضوعاتی که مطالعه کرده‌اید کدام را بهتر دیدید؟ فرموده بودند فقه را. گفته بود فقه که چیزی نیست، فرموده بودند نخوانده‌ای. گفته بود نه‌تنها خوانده‌ام، در حال تدریس آن هستم. فرموده بودند پس نفهمیده‌ای». آری ای رفیق! فقه و اصول بیش از آن‌که موضوع آن یعنی اصول عملیه مهم باشد، روش آن مهم است که انسان را می‌پروراند تا قدرت تفکر و تفقه پیدا کند و بعد از آن است که در هر موضوعی وارد شوید درست وارد می‌شوید و به‌خوبی نتیجه می‌گیرید. مرحوم شهید مطهری را فقه و اصول پروراند و مطهری، مطهری شد. موفق باشید

12139

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: اعمالی هست که در روایات مورد اجر و ثواب است مثل هدیه دادن و ادخال سرور به قلوب مومنین و لبخند به چهره مومن و کلا شادی های حلال. سوال اینجاست آیا می شود برداشت کرد چنین اعمالی اگر در ایام شهادت معصومین (ع) انجام شود ثواب کمتری دارد یا اصلا ثواب ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید در موقع غمِ آل اللّه کاری کرد که نسبت به آن غم غفلت داشته باشیم، ولی کمک به مؤمنین که موجب خوشحالی آن‌ها می‌شود با حفظ فضای حزن می‌خواند. موفق باشید

11455

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: مي خواستم بپرسم به حسب اينكه اطلاعات مناسب در مورد دين و افراد عالم ندارم در كنار خواندن كتاب «ده نكته معرفت نفس» چه كتاب هايي بخونم خوبه؟ متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیت اللّه حسن‌زاده«حفظه‌اللّه» در مورد معرفت نفس، چند کتاب خوب دارند و رویهم‌رفته از کتاب‌های آیت اللّه جوادی و مرحوم صفائی حائری و سایر بزرگان دین مثل آیت اللّه مصباح غافل نباشید. موفق باشید

11150

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استام عزیز: در مفاتیح آمده است که اگر برای نماز شب بلند شدید و چهار رکعت نماز خوانده بودید و صبح طلوع کرد بقیه را بخوانید به حمد تنها 1- آیا تمام نماز شب رو شامل میشه هم شفع و هم وتر در این صورت قنوت نماز وتر چه میشه؟ 2- دیر شدن نماز صبح و همچنین از دست رفتن جماعت چه می شود؟ با تشکر حلال کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همان‌طور که فرمودند در ضیق وقت بهترین کارها همان توصیه‌ای است که فرمودند، إن‌شاءاللّه نتیجه‌ی کامل را می‌گیرید 2- اگر منجر به عقب‌افتادن از نماز جماعت صبح می‌شود، نماز شفع و وتر را بعداً با نیت قضا بخوانید. موفق باشید
9769
متن پرسش
سلام استاد: ببخشید مزاحم می شوم. بعضی از سوال ها که از شما می شود سوالاتی است که از سایت ها و رسانه های دیگر کپی شده و در واقع جواب داده شده است و فقط زمان و وقت شما را می گیرد. لطفا قبل از این که به سوالی جواب بدهید حتما احتمال کپی بودن یا این که نظر شما را در برابر حرف کس دیگری قرار دهند مورد سنجش قرار دهید. ببخشید بابت هشداری که دادم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ممنون می‌شوم اگر نمونه‌هایی از آن را متذکر شوید. چون واقعاً بنده در عین کم‌فرصتی سعی می‌کنم به سؤال کاربران محترم جواب دهم. حالا اگر جواب سؤال خود را بدانند دیگر به بنده و سایر کاربران جفا کرده‌اند. موفق باشید
9440
متن پرسش
سلام استاد عزیزم، ضمن تشکر از زحمات فراوان شما. استاد عزیز چرا با محبت به اهل بیت (ع) یه حس محبت چندگانه درونم ایجاد شده، انگاری از توحید خارج می شوم، البته همه اش حسی است شاید هم توهماتم باشد ولی چگونه محبت به 14 معصوم را با توحید جمع کنم و همه را کلهم نور واحد ببینم حس میکنم محبتم و قلبم 14 تیکه 1 خداوند شده. لطفا یاری ام نمایید کتابهای اهل بیت را 1 تا 5 را خوانده ام و مهدویت شماره 2 هستم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ان‌شاءاللّه در ادامه‌ی دنبال‌کردن شرح کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» به توحید واقعی که آن یافتن خدا است در مناظر مختلف، می‌رسید و به خدا خواهید گفت: «به هر شکلی که خواهی جامه می‌پوش .... که من آن قد رعنا می‌شناسم». موفق باشید
8728

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
س 1 : در زمان حکومت 5 ساله حضرت علی (ع) چرا به قدر نیاز نیرو تربیت نکردند که بعد از خودشان آن نیروها پشتیبان امام حسن (ع) باشد تا او هم بتواند قیام کند؟ س 2 : فرق ترور فتک و اغتیال چیست؟ ... چون ترور ترور است و آیا کسی را در خواب کشتن جوانمردیست ....؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- به نظرم امیرالمؤمنین در آن فقر تاریخی تلاش خود را کردند با این‌که مجبور شدند در این مدت سه جنگ را مدیریت کنند و کشته‌ی زیادی بدهند 2- جناب آقای مصطفی صادقی کتابی تحت عنوان «پیامبر«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» دارند که در آن‌جا به صورتی کاملاً محققانه این موضوعات را بحث کرده‌اند که لازم است به آن کتاب مراجعه فرمایید زیرا نکات دقیقی مطرح است که از حوصله‌ی یک سؤال و جواب بیرون است. ایشان حتی دلایلی از سیره‌ی رسول خدا«صلی‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌آورند که دستور ترور بعضی از دشمنان اسلام را می‌دادند. موفق باشید
6122
متن پرسش
با سلام چرا هنگام رحلت پیامبر عزرائیل امد درصورتی که مقام پیامبربالاتر ازفرشته است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع را در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» باید دنبال کنید که بحث می‌شود یک مقام، مقام نفس ناطقه‌ی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» است که جبرائیل«علیه‌السلام» به آن وحی ‌می‌کند و عزرائیل«علیه‌السلام» هم همین مقام یعنی نفس ناطقه‌ی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را قبض می‌نماید. ولی یک مقام هم مقام حقیقت محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» است که همان مقام اولُ ما خلق اللّه است که فوق جبرائیل و عزرائیل است. موفق باشید
3930
متن پرسش
سلام علیکم: من راستش اسم شما رو شنیدم. بگذریم. دانشجوی رشته راهنمایی ومشاوره دانشگاه اردبیل هستم ترم2. خواستم بگم من عقیده‌ای دارم مبنی بر اینکه تا ما خود را اصلاح نکنیم امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» نمی‌آیند تا بشریت را از دست سلطه‌ی صهونیسم نجات بدهند. به همین دلیل عضو تشکل دانشجویی هستم، ولی دوستام نمیدونیم که چطور فعالیت بکنیم. به خدا وقتی می‌بینم که چطور بچه ها رو به انحراف کشیده می‌شوند افسوس می‌خورم و برام دغدغه هست. خصوصا مطلع هستید فعالیت فرهنگی کم هست. اگر بشه شماره تلفن خودتون بدید یا باجواب راهنمایی کنید فقط منتظرم چون ازکارهای بی اساس خسته شدم. خدا اجرتون بده .یاعلی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید کتاب «بصیرت و انتظار فرج» شروع خوبی برای تفکر بر روی این موضوع باشد . متن کتاب بر روی سایت هست می‌توانید دانلود کنید. موفق باشید
3702
متن پرسش
باسمه تعالی.سلام علیکم.بنده پرسش و پاسخها را به طور مرتب مطالعه می کنم.در چند مورد در رابطه با اطاعت از ولی فقیه پاسخهایی را از حضرتعالی خواندم که با تفکرات بنده تناقض دارد.لذا دوست دارم نظر حضرتعالی را در رابطه با مقاله ای که نوشتم و در یکی از نشریات به چاپ رسیده است را بدانم:"آیا ولی فقیه اشتباه می کند؟ در چند بند نکاتی را در رابطه با سوال فوق عرض می کنم: 1- خداوند از ما چه چیزی خواسته است؟ با مراجعه به قرآن با این آیه مواجه می شویم: أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و اولی الامر منکم. خداوند از ما اطاعت محض از رسول الله و امامان معصوم را خواسته است؛ حال چه رسول الله اشتباه بکند و چه نکند(ما معتقد به عصمت رسول الله هستیم ولی بنده می خواهم نکته دیگری را عرض کنم.دقت بفرمایید). طبق ادله ی عقلی و نقلی فراوان اطاعت از نایب عام امام زمان در عصر غیبت کبری (که همان ولی فقیه است) واجب عینی است. یعنی خداوند از ما اطاعت از ولی فقیه را خواسته است. حال ما نباید کاسه ی داغ تر از آش شویم و بگوییم: ولی فقیه که عصمت ندارد، پس چگونه از او تبعیت کنیم. ما فردای قیامت برای تبعیت از ولی فقیه حجت شرعی داریم و حتی در صورت تبعیت از اشتباه ولی فقیه باز هم نزد خدا ماجور هستیم، انشاءالله. این مساله تقریبا شبیه فتواهای مختلف مراجع در رابطه با یک موضوع واحد است. بالاخره حکم اسلام یکی است ولی ما موظف به تقلید از مرجعمان هستیم حتی اگر وی در استنباط حکم دچار اشتباه شده باشد. اگر مجتهد بر اساس استنباط خود، حکم حقیقی اسلام را استخراج کرده باشد، دو اجر دارد ولی اگر تلاش خود را انجام داد و فتوایش مطابق با حکم حقیقی اسلام نبود، باز هم یک اجر نزد خداوند متعال دارد. ۲- ولی فقیه چه زمانی اظهار نظر می کند؟ این از مسلمات است که ولی فقیه تا در مساله ای به یقین نرسد، لب به سخن باز نمی کند. بارها حضرت آقا فرمودند که بنده چون در مسایل اقتصادی صاحب نظر نیستم، اظهار نظر نمی کنم و فقط خطوط کلی را بیان می کنند. نتیجه اینکه تبعیت از یقین ولی فقیه بر تمام ما واجب عینی است هر چند که بعدها مشخص شود ولی فقیه اشتباه کرده است. ما باید در هر لحظه به وظیفه مان عمل کنیم. ۳- منظورمان از اشتباه چیست؟ این از قطعیات است که امام معصوم در اداره جامعه از علم غیب و عصمت خود استفاده نمی کردند. به عنوان شاهد، حضرت امیرالمومنین بر اساس سوابق افراد برای شهرهای مختلف والیانی قرار می دادند. ولی بعد از مدتی به خاطر تخلف والیان آنها را عزل می کردند. حال آیا تبعیت از امیرالمومنین مخدوش می شود؟ آیا می توان گفت که تبعیت از حاکم بعدی که امیرالمومنین قرار می دهد واجب نیست چون ممکن است که امیرالمومنین بعد از مدتی صلاحیت او را هم زیر سوال ببرند!!! نتیجه آنکه هر اشتباهی سبب عدم اطاعت از ولی امر نمی شود. ۴- با توجه به قاعده لطف، آیا ولی فقیه اشتباهی که منتج به عدم تبعیت از وی شود، انجام می دهد؟ برای پاسخ به این سوال بهتر است داستان شیخ مفید را مرور کنیم: در زمان شیخ مفید قدس سره شخصی از روستایی به خدمت ایشان رسیده و سوال کرد : زنی حامله فوت کرده و حملش زنده است ؛ آیا باید شکم زن را شکافت و طفل را بیرون آورد یا این که به همان حالت او را دفن کنیم ؟ شیخ فرمود : با همان حمل (طفل) زن را دفن کنید. آن مرد برگشت ، ولی متوجه شد سواری می تازد و می آید . وقتی نزدیک او رسید ، گفت : « ای مرد ؛ شیخ مفید فرمود : شکم آن زن را شکافته و طفل را بیرون آورید ، بعد او را دفن کنید » . مرد روستایی همین کار را کرد. پس از مدتی ماجرای آن سوار را برای شیخ نقل کردند . ایشان فرمود : من کسی را نفرستاده بودم . معلوم است که آن شخص حضرت صاحب الزمان علیه السلام بوده اند . حال که ما در احکام شرعی اشتباه می کنیم ، همان بهتر که دیگر فتوا ندهیم ؛ لذا در خانه خود را بست و بیرون نیامد . اما از ناحیه مقدسه حضرت صاحب الزمان علیه السلام توقیعی صادر شد که بر شما است فتوا دادن و برما است که نگذاریم شما در خطا واقع شوید . این مساله همان قاعده ی لطف است. یعنی عنایات حضرت بقیت الله متوجه نواب خود می باشد و آنها را رها نکرده است. حال آیا منطقی است بگوییم: امام زمان که حاضر نیست به خاطر حکم نائب خود حتی یک جنین بمیرد، عنایت وتوجهش شامل امام المسلمین – که هر سخنرانی اش مناسبات منطقه و جهان را تحت تاثیر قرار می دهد- نمی شود. امام زمان در حدیثی اینگونه می فرمایند: إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، وَلا ناسینَ لِذَکْرِکُمْ، وَلَوْلا ذلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ الَّلأْواءُ وَاصْطَلَمَکُمُ الاَْعْداءُ ؛ ما در رسیدگى و سرپرستى شما کوتاهى و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده ایم که اگر جز این بود، دشوارى ها و مصیبت ها بر شما فرود مى آمد و دشمنان، شما را ریشه کن مى نمودند. حسن ختام این مطلب هم سخنی از امام عزیزمان است که در جریان فتنه ی ۸۸ و پس از قیام میلیونی ۹ دی فرمودند: هرچه انسان در اطراف این قضایا فکر میکند، دست خداى متعال را، دست قدرت را، روح ولایت را، روح حسین بن على (علیه السّلام)را مى‌‌‌بیند. این کارها کارهائى نیست که با اراده‌‌‌‌ى امثال ما انجام بگیرد؛این کار خداست.این دست قدرت الهى است." با تشکر از الطاف استاد گرانقدر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله متوجه نکات ارزنده‌ای شده‌اید و حق همین است که فرموده‌اید ولی در همین رابطه فقها به استناد سخنان ائمه«علیهم‌السلام» می‌فرمایند حال اگر بر اَحدی از آحاد مکلفین ثابت شد حاکم اسلامی که فقیه است ،در امری در حکم خود اشتباه کرد، فقط خودآن فرد می‌تواند به آن حکم عمل نکند. یعنی فرض اشتباه را به‌کلی منتفی نکرده‌اند و بحث قلیل‌الاشتباه را به میان می‌کشند و این‌که با فرض قلیل‌الاشتباه‌بودن ولیّ امر مسلمین ،باز عاقلانه‌ترین روش تبعیت از اوست نکته ظریفی است. موفق باشید
2900

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و خداقوت خدمت استاد ارجمند اینجانب در سیر مطالعاتی خود به کتب ارزشمند شما برخوردم و از آنها استفاده های فراوان برده ام. در این راستا شدیدا به مباحث فلسفی چون معرفت نفس و حرکت جوهری علاقمند گشتم. اما هرچه به دنبال کتاب (معرفت النفس و الحشر) شما گشتم آن را نیافتم. من ساکن تهران هستم ، خواهش می کنم من را راهنمایی کنید. ضمنا خواهان معرفی کتاب های دیگری از شرح اسفار و کتب فلسفی والبته قابل فهم دیگر هستم. بی صبرانه منتظر راهنمایی شما می مانم. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: با انتشارات لب المیزان09138037964تماس بگیرید. موفق باشید
2204
متن پرسش
سلام علیکم.استاد در حدیث نوری یکجا داریم که خدا نوری داشت که آن نور را نصف کرد به نصفش گفت محمد باش به نصفش گفت علی باش در جای دیگر میگویدثلث آن محمد ثلث دیگرش فاطمه و ثلث دیگرش علی و اهل البیتش.اولا این تناقضها در احادیث عدم اعتماد به احادیث را ایجاد میکنند اگر نور نصف شد پس دیگر ثلث شدن آن چیست ثانیا در حدیث نوری در جایی داریم به وسیله ی ما بهشت و جهنم و عرش و کرسی وسایر مخلوقات خلق شد مگرنگفتیم خود عرش هم از نور محمد ص خلق شده؟ ولی در حدیث نوری اهل البیت داریم که زمانیکه خدا بهشت را خلق کرد از نور عرشش بهشت را آفرید و سپس آن نور را گرفت و انداخت که ثلثش پیامبر و ثلثش... الی اخ این تناقضها در احادیث پس چیست اخر بهشت بوسیله ی نور اهل البیت خلق شده یا نور عرش؟یا عرش به وسیله ی نور محمد ایجاد شده یا نور محمد بوسیله ی نور عرش . همه چیز تناقض دارد.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: عالم مجردات با مراتبی که دارند قواعد خود را دارد و یکی از بهترین دستگاه‌هایی که قواعد عالم مجرات را روشن می‌کند تا ما بفهمیم هر کدام از این احادیث نظر به کدام مرتبه از عالم مجردات دارد، حکمت متعالیه است. همین قدر این‌‌جا می‌توانم عرض‌کنم که یک وقتی نظر به اولین مرتبه‌ی خلقت می‌شود و رسول خدا«صلی‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «اوّل ما خلق الله نوری» و یک وقت نظر به جامعیت اولین مخلوق می‌کنند و این‌که در عالم مجردات حقایق به صورت واحد است و حضرت رضا«علیه‌السلام» می‌فرمایند «اول ما خلق الله ارواحنا» در همین رابطه نظر به مقام ولایت و نبوت می‌کنند و بحث دو نور مطرح می‌شود و یک وقت نظر به ولایت و نبوت و عبودیت انسان‌های کامل می‌کنند و نور فاطمه«سلام‌الله‌علیها» مدّ نظر قرار می‌آید در حالی که در روایت قبلی که بحث دو نور بود عبودیت مطرح بود ولی نظر به مظهر عبودیت که فاطمه«سلام‌الله‌علیها» باشد نبود. تمام روایات از ین نوع است و حامل عمیق‌ترین معارف الهی است که باید با رجوع به دستگاه مخصوصش متوجه عظمت روایات شد. موفق باشید.
17045
متن پرسش
خدمت استاد گرانقدرم سلامٌ علیکم: مدتی است که با فایلهای صوتی سخنرانی های استاد ارجمند جناب آقای صمدی آملی (از شاگردان علامه ابوالفضائل حسن زاده آملی) مشغول و محشورم. ایشان به بهانه های گوناگون و در جاهای مختلف نیاز ضروری به یک استاد ره طی کرده را برای سیر علمی و عملی مطرح می گنند و صراحتاً می فرمایند که بدون استاد به جایی نمی رسید! سپس به نقل از استاد گرانقدرشان عنوان می کنند که کتاب و سی دی جمادند و جای استاد زنده و حاضر را نمی گیرند. علاوه بر این حتماً مستحضر هستید که منظور ایشان از استاد، صرف یک معلم و مبین دروس نیست بلکه نوعی واسطه فیض است. همچنان که خود حضرت علامه برای شاگردانشان چنین اند. واقعاً در این زمینه مستآصل شده ام. من در استان اصفهان جز شما کسی را به این عنوان نمی شناسم. حال آنگه ظاهراً شما نیز شاگرد پروری بدان معنا را ندارید. دو جلسه در کلاسهای مسجد انبیا شرکت نمودم و جلسه اول شرح کتاب «عقل و ادب ادامه انقلاب اسلامی در این تاریخ» را نیز در کتابخانه شهرداری حضور داشتم. علیرغم بحثهای خوبی که مطرح شد، اما حقیقتاً اینها چیزهایی نیست که بنده در حال حاضر بدنبال آن هستم. آنچه روحم را اغنا می کند مباحث توحیدی، معرفت النفس، و شرح کتب عرفانی مانند «فتوحات مکیه» جناب ابن عربی یا کتب فلسفی همچون «اسفار» ملاصدراست. البته مطالعه کتاب «معرفة النفس و الحشر» را اخیراً با فایلهای صوتی مرتبط با آن آغاز کرده ام. اما همیشه این تذکر استاد صمدی مد نظرم هست که می فرمودند (به نقل از استاد گرانقدرشان): کتاب و سی دی جمادند و جای استاد زنده و حاضر را نمی گیرند. رهنمود حضرتعالی به بنده چیست؟ خداوند بر توفیقات شما بیفزاید ان شاء الله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم حاضرشدن در محضرِ استادِ راه‌رفته، عالی‌ترین شکل بهره‌مندی از حقایق است. ولی حال که چنین شرایطی فراهم نیست، مطمئن باشید خداوند راه‌های دیگری را برای ارتباط با حقایق عالم گشوده است و در همین رابطه آیت اللّه بهجت«رحمت‌اللّه‌علیه» با نظر به چنین شرایطی می‌فرمایند: «علم تو استاد توست». عرایضی در این رابطه در جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست، شده است 2- آیا در این شرایط، به بهانه‌ی آن‌که کتاب و سی‌دی جمادند می‌توانیم خود را از به‌دست‌آوردنِ معارف الهی از این طریقه‌ها محروم کنیم؟ و از امدادهای الهی که در این رابطه می‌تواند به طالبِ صادق برسد، غافل شویم؟ موفق باشید

14581
متن پرسش
با سلام: حضرت استاد بنده تا صوت 6 حمد امام رو گوش گرفتم. 1. در موضوع جعل شما جعل رو به وجود زدین مگ این مربوط به تشکیک در وجود نیست؟ یعنی عرفان جعل رو به وجود نمیزنه درسته؟ به همین خاطر اینجا واسم سوال پیش اومد که امام دارن بر اساس تشکیک وجود جلو میرن یا عرفان؟ 2. فرمودن زبان شما اسم الله هست دست شما اسم الله هست و... بعد گفتید اسم الله هست یعنی خود الله هست .. از آنجایی که این مخلوقات فانی در الله هستند پس زبان و دست و... خود الله است .. اینجا برداشت من این بود که منظورتون اینه که اینها تجلی الله هستند که الله به تمام شدیت در اینها ظهور و حضور داره و اینها هم چون ممکن الوجود هستن هیچ ذاتیتی ندارن و فانی در او هستن پس او در صحنه است .. نه این که الله در این دست ضعیف ظهور کرده و در عقول شدیدتر ظهور کرده بلکه این شدت و ضعف مربوط به ظرفیت مخلوقات هست که متعلق به خودشونه و الله به تمام شدت در اینها ظهور داره ازین بابت هست که میگیم الله در صحنه هست و مخلوق خود الله هست آیا درست گفتم؟ چون در خویشتن پنهان فرمودین من که به صورت بینایی ظهور می کنم تمام من به شدیت و کمال خودم در بینایی ظهور میکنه و محدودیت مال بینایی هست نه مال ظهور من در بینایی اگه درست یادم باشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- جعلِ وجود در این‌جا یعنی ممکن‌الوجود را وجود‌دادن، نه آن‌که نظر به جعلِ مطلق وجود باشد که آن معنا نمی‌دهد 2- تا این‌جا خوب آمده‌اید، بدون عجله ادامه دهید. موفق باشید

14230
متن پرسش
سلام استاد گرانقدر: در طول ماه ربیع الاول مراسمی تحت عنوان عیدالزهرا و.... برگزار می شود و گفته می شود علما و فضلا هم تاکید بر انجام این مراسمات داشته اند. استاد می دانم مقام معظم رهبری به اصل وحدت تاکید دارند و اینکه نباید بر مقدسات سایر ادیان توهین شود و .... ولی استاد در مجالس خصوصی و حتی تک نفری اگر برائت انجام شود به نظر شما اشکالی دارد؟ استاد این مطالبی که نقل می شود مانند مطلب زیر چقدر صحت دارد؟ سالی مجلس جشن و سرور در نهم ربیع الاول در منزل آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی رضوان الله تعالی علیه مرجع واحد تشیع پس از مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی رحمه الله علیه قبل از مرجعیت مرحوم آیت الله العظمی حاج اقا حسین بروجردی قدس الله روحه برگزار شد. در این مجلس فقهای طراز اول آیات عظام علمای اعلام فضلاء و مدرسان و طبقان مختلف با ایمان حضور داشتند. عده ای از اهل ولاء مترسکی را به شکل عمر بن الخطاب درست کردند. و بر الاغی سوار و وارد مجلس نمودند. آیت الله العظمی قمی مرجع واحد زمان از دیدن این صحنه کمی ناراحت شد که این عمل مناسب با چنین مجمعی نیست بدون اینکه این ناراحتی خود را ابراز کند. شب حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهراء سلام الله علیها را در خواب دید که از ایشان رو برگردانید. آن مرجع واحد زمانش، از این عمل حضرت زهراء علیها السلام افسرده خاطر شد و عرض کرد: مگر بنده سید و از نسل شما و محرم شما نیستم؟ آن حضرت سلام الله علیها فرمود: چرا هستی ولی چرا تو از صحنه ی دیروز ناراحت شدی؟ آیا تو در آن زمان بودی که عمر بن الخطاب چه ظلمی بر من و شوهرم علی مرتضی کرد؟ چگونه مرا سیلی زده؟ چگونه محسنم را بر اثر ضربت بر پهلویم کشته؟ چگونه بازویم و پهلویم را شکسته؟ چگونه در خانه ام را به آتش کشیده ؟ چه هتک حرمت، اهانت، قساوت، ظلم و ستمی را بر اهل بیت رسول الله روا نداشته است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک و حجت ما سخن نایب امام زمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف» یعنی حضرت آیت اللّه خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» در این زمان و در این تاریخ است و ایشان توهین به صحابه و همسران پیامبر را حرام می‌دانند و از آن جهت که ایشان به‌خوبی نشان داده‌اند در تحقق اهداف حضرت صاحب‌الزمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» به‌خوبی موفق بوده‌اند، در این مورد نیز باید از ایشان تبعیت کرد. از طرفی مگر خواب برای کسی حجت می‌شود؟!! آیا فردای قیامت می‌توانیم نسبت به عملی که مبتنی بر خواب انجام داده‌ایم جوابگو باشیم؟ موفق باشید

13708

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام: استاد بنده پرسشگر 13694 هستم. خواستم بدانم مقصد و مقصود شما از توحید امام و علامه به صورت علمی و عملی چیست؟ لطفا به صورت مبسوط بفرمایید و راهنمایی های لازم را قید کنید و با توجه به مطلبی که در ایمیل قبل فرستادم آیا در مسیر امام قرار ندارم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی. سلام علیکم. نگاه توحیدی این بزرگان، نگاه کلامی نیست مثل همان سخنانی که امیرالمومنین در تبیین توحید در نهج‌البلاغه متذکر می‌شوند. تفسیر سوره حمد امام و رساله توحیدی علامه طباطبایی نکات خوبی در این مورد دارد. موفق باشید

11845
متن پرسش
سلام علیکم استاد: امیدوارم خبط و خطای بنده را پیشاپیش ببخشید. استاد بنده با اعتراف به این که تمام چهارچوب های دین فهمی خود را مدیون شما هستم، ولی چه سود که از چهارچوب های اساسی شما پاسداشت تفکر است و مقلد نساخته اید تا به به بگوییم و رد شویم. حقیر نوع نگاه تاریخی شما به مسائل را درک نمی کنم. به بیانی اساسا نگاه فلسفی نهفته در تحلیل های سیاسی شما که تاریخ را مدام رو به جلو می دانید را به هیچ عنوان قابل پذیرش نمی دانم. می خواهم مثال های نوع مواجهه این چنینی شما را عرض کنم. روشن ترین مثال بحث آقای سید محمد خاتمی رییس جمهور پیشین است. شما مدام سعی دارید بفرمایید ایشان یک گام رو به جلو نسبت به دولت موقت بوده و نباید او را با موسوی هم طراز دانست. مثال روشن این مسئله این است که شما هم حتما مستحضر شده اید که رهبر انقلاب اجازه عیادت خاتمی از ایشان را در بیمارستان را با این استدلال که «خاتمی باغی بر نظام است» نفرموده اند. امری که بنده حقیر تصور می کنم شما صرفا بنا به دلایل فلسفی تان به تاریخ حاضر به پذیرش آن نبوده اید. تاریخ می تواند در صورت عدم حضور مومنان و پرداخت هزینه های پیشرفت آن به عقب گردی های مبهوت کننده ای دچار شود. احساس می کنم (تنها احساس) شما ابتدا تاریخ را رو به جلو می دانید و با این پیش فرض وقایع را بر آن منطبق می کنید و این قابل پذیرش نیست. خاتمی را رهبر انقلاب سعی داشتند نجات دهند؛ اما آن چه حاصل شد نقش اساسی ایشان در سردمداری فتنه بود. اینکه دیگر قابل کتمان نیست. نمونه واضح آن پیشنهاد رفراندوم انتخابات 88 بود که طرحی کاملا واضح برای نابودی قانون اساسی بود و رهبر انقلاب هوشمندانه آن را به طور کامل نادیده گرفتند. نوع نگاه شما به توافق ژنو و لوزان نیز از همین سنخ است. بگذارید از جایی شروع کنم که سخنان صریح رهبر انقلاب به عنوان قاضی موجود باشد؛ شما توافق سعدآباد، بروکسل و پاریس را چگونه ارزیابی می فرمایید؟ توافقاتی سراسر عقب نشینی های بی مورد که انقلاب اسلامی را به مدت دو سال گیر انداختند و رهبر انقلاب از آن به عنوان تجربه تاریخی ذکر کردند. می خواهیم منظورم را بیشتر روشن کنم؛ یک موقع است فردی تهدیدی را تولید می کند و فرد دیگر آن تهدید را تبدیل به فرصتی عظیم می کند، ساده لوحانه نیست دست کسی که تهدید را تولید کرده است ببوسیم و بگوییم جنابعالی علت مادی این فرصت عظیم بوده اید؟ توافقات سه گانه روحانی در زمان اصلاحات یک اشتباه استراتژیک بود که یکی از عوامل مهم کش دار شدن مسئله هسته ای شد که نیاز به توضیح دارد و رهبر انقلاب برای اولین بار در سیاست خارجی وارد شد و از خودش برای این کار هزینه کرد. هزینه کرد رهبر انقلاب خوب بود یا بد؟ قطعا نباید رهبر انقلاب را وارد این مسائل کرد و ایشان باید کل امت اسلام را در بعد کلان هدایت فرماید. همان روز امثال «ویلیام کریستول» این توافقات را پیروزی دیپلماتیک ایران می خواندند و اسراییل ضجه می زد که اروپا به ایران باج داد، ایران پیروز شد ولی حقیقت ماجرا چه بود؟ به قول رهبر انقلاب جز یک سری عقب نشینی مداوم حاصلی برای ملت ایران نداشت. همین دستاوردها را می توان برای آن توافقات ننگین هم بر شمرد. آن روز هم از جمله دستاوردهای توافق را عدم تحریم ایران و عدم حمله آمریکا به ایران!!! برشمردند و متاسفانه در مناظرات هم تکرار شد که ما مرد خاتمه جنگیم!!! به عبارتی استاد نمی دانم شما آن روز چه موضعی گرفته اید ولی با این نگاه می توانستید بگویید؛ به به ما خودمان را تصمیم گیر جهان معرفی کرده ایم؛(از مردی پرسیدند تصمیم گیری خانه شما چگونه است؟ گفته بود حرف آخر را من می زنم و می گویم « چشم») ما در جهان غرب حضور یافتیم؛ انقلاب وارد جهان جدید شد، ما ایران هراسی را شکستیم و به مخالفان حمله کنید که چرا جوانب موضوع را در نظر نمی گیرد و محذورات دولت را درک نمی کنید. اینها ذهنیاتی که بیش از آنکه بویی از واقعیت داشته باشد برای مانور سیاسی خوب است. جالب است بدانید ظریف در اوایل و قبل از توافق ژنو در پاسخ به پرسشی مبنی بر این که چارچوب توافق شما چیست؟ فرموده بودند همان ها که در بروکسل و پاریس گفتیم. این محل تامل نیست، حالا شما «همدلی و همزبانی» را پتک کرده اید و بر سر شاگردان خود می کوبید؟ همدلی مگر امر دستوری است، ما را در جریان جزئیات قرار دادند و یا پاسخ سوالات ما را داده اند و یا مدام فحش و بد و بیراه نشنیده ایم که حالا شما می فرمایید همدل باشید. همدلیم که می گوییم آقایان حقوقدان باسواد شجاع و شیردل این راه حل هایی که به آن دست یافته اید نابوده کننده بسیاری از ظرفیت های انقلاب است. آمریکا در اوج استیصال است؛ شما به راهبرد آینده وست پوینت اوباما مراجعه بفرمایید، یک تمدن در زمان زوال باید چنین راهبردی را تدوین کند. بعد می گویند دنیا، جامعه جهانی، قدرت های بزرگ و ... استاد بنده نه فکت شیت آمریکایی و نه سخنان ظریف را مورد استناد قرار نمی دهم ولی خود بیانیه لوزان هیچ حق غنی سازی را برای ایران در نظر نمی گیرد مگر در حد نمایشی، سمبلیک، به شدت محدود و بدون هیچ گونه صرفه اقتصادی و بدون هیچ گونه افق روشن هیچ حق تحقیق و توسعه ای برای ایران در نظر گرفته نشده است، چرا که قرار است کارخانه تولید سانتریفوژ ایران تعطیل شود و این بدان معناست که عملا ما فقط حق طراحی مفهومی داریم و گرنه کارخانه ای نیست که بتوان آن طراحی مفهومی را در عالم واقع در سطح صنعتی نشان دهیم و این همان معنای قید «تعیین سطح تحقیقات» توسط 5+1 است. توافق لوزان از باب عقب نشینی های راهبردی از مسائل کلیدی هسته ای به شدت بغرنج تر از ژنو است و از باب ابهام آلودگی، قابلیت تفسیر های متفاوت و عدم شفافیت در تکالیف آمریکا بسیار وضع اسفناک تری نسبت به ژنو دارد. ادعای شما نسبت به این که تیم مذاکره‌کننده با فرض عدم اعتماد به آمریکا جلو رفتند و در نتیجه «خطاهایی که در قرارداد ژنو به جهت اعتماد به آمریکا پیش آمد در این قرارداد جلویش تا حدّی گرفته شده است» کاملا بی مبناست و یک خوش خیالی است. اوج اعتماد به آمریکا را می توان در عدم همزمانی انجام تعهدات – برخلاف تاکید رهبری - و موکول کردن جزای تعلیق اجرای تحریم ها به شرط محال تایید راستی آزمایی های آژانس دانست. البته اگر این اتفاق افتاده بود و با فرض عدم اعتماد قرارداد بسته بودند فوق العاده بود و دلواپسان همایش «ظریف دلاور هسته ای» را برگزار می کردند ولی نمی توانیم چشمان را به روی واقعیات ببندیم و بخواهیم با انگاره های فلسفه تاریخی ساده لوح باشیم. بگذاریم و بگذریم استاد ولی ما از شما آموخته ایم که «ذات انقلاب اراده الهی است که می خواهد تاریخ جدید محمدی را شروع کند و در این راه باید جماعتی حاضر شوند تا دست الهی با آن پیچ تاریخی را به سمت کوچه های مدینه برگرداند.» استاد ما از آرمانها کوتاه نمی آییم؛ حتی اگر مجبورمان کنند برای نفس کشیدن هم هزینه دهیم و مگر این راهی نیست که در هم عهدی با انقلاب آدرس آن را فرموده بودید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «چه خوش سید دلم کردی بنازم چشم مستت را / که کس آهوی وحشی را از این خوش‌تر نمی‌گیرد». قسمت‌های آخر نوشته‌تان که متوجه‌اید انقلاب اسلامی اراده‌ی الهی است در این تاریخ که می‌خواهد توحید محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را بر عالم حاکم کند؛ تمام امید من و شما و عامل همزبانی و همدلی واقعی من و شما است و اصل نوشته‌تان صورت آزاد‌اندیشی زیبایی است که هرگز نمی‌خواهم با سخنان خود بر نظر آن جنابعالی غالب شوم. بنده معتقدم زمان ما شبیه زمان سقراط است که باید با گفتمان‌ها و دایلوگ‌های طولانی مطلب را از اجمال به تفصیل آوریم. در مورد رابطه‌ با به تفصیل‌آوردن عرایض‌ام: 1- بنده هرگز معتقد به خطی‌بودن تاریخ نیستم و در این مورد عرایضی داشته‌ام ولی معتقدم حال که انقلاب اسلامی یعنی توحید محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در این تاریخ ظهور کرده، دشمنان توحید نمی‌توانند آن را به حاشیه ببرند، آن‌ها عِرض خود را می‌برند و زحمت ما می‌دارند و این به معنای آن نیست که جریان‌های مخالف انقلاب را تطهیر کنیم، بلکه متوجه حضور انقلاب در صحنه صحنه‌ی تاریخی شویم که در آن قرار داریم تا دچار افراط و تفریط نشویم. در این مورد رهبری عزیز را حجت می‌دانم و لذا وقتی می‌فرمایند باید همدلی و همزبانی بین دولت و مردم انجام گیرد؛ نمی‌گویم این تنها وظیفه‌ی دولت است، بلکه برای خودم وظیفه‌ای را ترسیم می‌کنم و دولت هم اگر بخواهد در ذیل نور حجت دوران قرار گیرد باید برای خود وظیفه‌ای در این رابطه تعیین کند. نمی‌دانم چرا می‌فرمایید بنده «همدلی و همزبانی» را پتک کرده‌ام بر سر رفقا؟!! چرا نمی‌گویید طاهرزاده متذکر این توصیه‌ی مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» است تا ما روی موضوع فکر کنیم؟! سعی بنده آن بوده که صورت‌هایی که باید روی این موضوع فکر کرد را نشان دهم. بحث بر سر ضعف‌های گذشته که آقای روحانی هم در آن شرکت داشتند و خودشان هم معتقدند کلاه سرشان رفته، نیست. بحث بر سر تأکید مقام معظم رهبری است که تیم مذاکره‌کننده را درست ببینیم. شما ملاحظه کنید رهبری عزیز در صحبت اخیرشان در مورد بیانیه‌ی لوزان دوبار بر قابل ‌اعتمادبودن تیم مذاکره‌کننده تأکید کردند. فرمودند: «از مذاکره‌کنندگان هم با همه‌ی وجود حمایت کردم، الآن هم حمایت می‌کنم». سپس در نکته‌ی سوم سخنان خود باز می‌فرمایند: «همان‌طور که عرض کردم بنده به مجریان اعتماد دارم، این را شما بدانید، این آقایانی که مشغول کار هستند، این‌ها افرادی هستند مورد اعتماد ما، من در مورد آن‌ها هیچ تردیدی ندارم ...». آیا به این سخنان رهبری عزیز فکر کرده‌اید تا در ذیل آن به موضوع نگاه شود؟ در مورد قرارداد یا بیانیه‌ی لوزان نظر رهبری آن است که نباید مبالغه کرد. فرمودند: «بعضی‌ ستایش می‌کنند، بعضی هم مخالفت می‌کنند، به اعتقاد بنده مبالغه نباید کرد» در حالی‌که فضای سخن نیروهای اصول‌گرا از جمله سخن شما فضای مخالفتِ شدید است و این آن نیست که به ما کمک کند و همدلی را چون گل رشد دهد! در حالی‌که مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» فرمودند: «همدلی را باید رشد داد». آری سخن به درازا کشید، به فهم و بصیرت شما اطمینان دارم که متوجه هستید بنده چه می‌گویم و این عرایض بنده را حمل بر تطهیرکردن دولت قلمداد نمی‌کنید، در حالی‌که امثال بنده در رابطه با اهدافی که انقلاب اسلامی به دنبال آن است، با نگاه دولت تفاوت اصولی داریم. با توجه به این‌که یکی از کابران که همچون شما دل‌سوخته‌ی انقلاب است در سؤال شماره‌ی 11852 از وجوه دیگر از دست بنده عصبانی است وجهی دیگر از تفصیل عرایض خودم را در جواب آن سؤال مطرح می‌کنم و در این‌جا نظر عزیزان را به خلاصه‌ی سخن جناب آقای دکتر مهدی فضائلی و خلاصه‌ی مقاله‌ای که در سایت رجانیوز مطرح شده است، جلب می‌نمایم: دکتر فضائلی می‌فرماید: « چنین به نظر می‌رسد که شعار سال ٩٤ در همین آغاز سال، تحت‌الشعاع مذاکرات لوزان و بیانیه سوئیس قرار گرفت و آن‌گونه که شایسته بود مورد توجه و تبیین واقع نشد؛ البته از سوی دیگر ضرورت و تا حدودی چرایی انتخاب آن در همین ماجرا تا حدودی آشکار گردید.

نخستین سؤالی که به ذهن خطور می کند فلسفه و چرایی انتخاب این شعار برای سال جاری است، بخصوص که شاید در وهله اول و برای برخی این انتخاب قدری دور از انتظار بود چرا که نتیجه این شعار را بیشتر در سبد دولت می دیدند! غافل از این که رهبری نظام فارغ از گرایش ها و دسته بندی های رایج سیاسی و صرفا مبتنی بر مصالح و منافع ملی گام برمی دارد و همگان را نیز به همین نگاه فرامی خواند، در این جملات رهبری که در یکم فروردین امسال و در جوار ملکوتی حضرت ثامن الحجج(ع) بیان شد، دقت کنید: «در جامعه ما، در کشور عزیز و پهناور ما، اسلام با هر منشأ اجتماعی افراد و با هر سلیقه اجتماعی، از همه ما انسجام، هم افزایی و به یکدیگر کمک کردن را می خواهد.

دولت ها در نظام اسلامی باید مورد حمایت مردم قرار بگیرند؛ حتّی از سوی آن کسانی که به این شخص خاص در دولت رأی ندادند هم باید مورد پشتیبانی و حمایت قرار بگیرند؛ این حرفِ حقیقی و چکیده معنای انسجام اجتماعی و ملّی در کشور اسلامی ماست.

اما چرایی این نامگذاری؛ رهبر انقلاب در همین سخنرانی اول فروردین در حرم رضوی به نوعی پاسخ این پرسش را این گونه دادند: «همه باید به عنوان یک واحد، با دولتی که مسئول کار و بر سر کار است اتحاد کلمه نشان بدهند و به آن کمک کنند؛ مخصوصا در آن مواردی که کشور با مسائل مهم و چالش های مهمی روبه روست.»

و در بخش دیگر همین بیانات مجددا فرمودند: «عرض کردیم این وقتی اهمیت پیدا می کند که فرصت های بزرگی در اختیار است و چالش های بزرگی را انسان انتظار می برد؛ امروز از همین روزها است. امروز، هم فرصت های بسیار بزرگی داریم، هم چالش هایی در پیش روی ماست که بایستی با این چالش ها برخورد کنیم و با کمک این فرصت ها، بر این چالش ها به توفیق الهی پیروز بشویم.» بنابراین علت انتخاب این عنوان برای سال جاری، در پیش بودن فرصت ها و چالش های بزرگ است.

اقتصاد ملی که دشمن چند سالی است با تمرکز و ایجاد اخلال در آن در پی اهداف سیاسی خود و تحریک مردم و ایجاد آشوب است، موضوع هسته ای که باز هم دشمن، متجاوز از یک دهه است آن را بهانه قرار داده و می کوشد تا هم ما را از این فناوری محروم سازد و هم در استقلال سیاسی و غرور ملی ما خلل وارد کند، انتخابات مجالس خبرگان رهبری و شورای اسلامی که همچون همیشه حساس و تعیین کننده خواهند بود و دشمن کوشش خواهد کرد تا آن را به چالش و تهدید تبدیل کند و سرانجام برنامه ششم توسعه، مهم ترین موضوعات و رویدادهای سال جاری هستند که فرصت ها و چالش های پیش رو متناسب با رفتار ما از دل آنها سر برمی آورد و همه آنها نیازمند همدلی و همزبانی اند تا بتوانیم از فرصت آنها حداکثر استفاده را ببریم و بر بعد چالشی آنها با حداقل هزینه تفوق یابیم.

پرسش دوم، چگونگی تحقق این شعار است. طبیعتا راهکارهای متفاوتی متناسب با موضوعات برای تحقق همدلی و همزبانی دولت و ملت وجود دارد که هر کدام در جای خود باید مورد بررسی قرار گیرد، اما به طور مثال، در عرصه اقتصاد می توان با همدلی با مردم به توانمندی ها و استعدادهای درونی نظام و مردم اتکا و آن را به یک فرصت بی نظیر تبدیل کرد و می توان علاوه بر پذیرش خفت و زیرپا گذاشتن عزت و غرور ملی، همواره کشور را در معرض تهدید تحریم دشمن قرار داد.

منتقدان دولت و دولت یا می توانند نگاه خصم آلود به یکدیگر داشته باشند و یکی در جهت تخریب دولت و بی اعتماد کردن مردم به دولت گام بردارد و آن دیگری هم منتقدانش را آماج تعابیر زشت و اهانت آمیز قرار دهد و به گونه ای رفتار کند که این احساس تقویت شود که دولت با دشمنان این ملت تعامل سازنده در پیش گرفته است و با منتقدان دلسوز داخلی به تخاصم روی آورده است یا هردو با حفظ موضع اما با رعایت اخلاق و جوانمردی و انصاف، تعامل با هم را در دستور کار قرار دهند.

به هر حال، نخستین روزهای سال ٩٤ را می گذرانیم و اگر چه با سرعت سپری خواهد شد اما هنوز تا پایان سال روزهای زیادی مانده است، امید آن که هم دولت و هم ملت بویژه جریان های سیاسی و خواص، ضمن بی تفاوت نبودن، نظارت کردن، انتقاد کردن و تذکر دادن در چارچوب منطقی و با اهتمام در مسائل اساسی کشور، خشم مقدس خود را در مقابل دشمن به کار گیرند و در داخل همدل و همزبان باشند تا رهنمود قرآنی «مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ وَالَّذینَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم» نمود عینی پیدا کند. «مهدی فضائلی»

 رجا نیوز در مقاله ای تحت عنوان: «نظام‌سازی اجتماعی، نتیجه‌ی ارتباط دوسویه‌ی دولت و ملت » می گوید: نظام­ سازی گوهری است که از دل دریای جامعه بیرون کشیده می­شود و صیاد ماهری می­خواهد که بتواند آن را بیرون بکشد. نظام انقلاب اسلامی که با وجود موانع سیاسی و نظامی بسیار، تا امروز بر ثبات و کارایی خود افزوده است، به بازآفرینی خویش در نسل­های آینده نیاز دارد و این مهم، در سخنان رهبر معظم نظام در آغاز سال ۱۳۹۴ در مشهد، مورد تأکید قرار گرفته است و این نشان می­دهد تحولی درونی در جریان است. تحولی که مقصود آن، بازآفرینی و در صورت لزوم، واسازی نقش­ها و کارکردهای نظام اجتماعی به‌منظور تداوم و بهبود عملکرد نظام است. نصرت الهی در متن نظام‌  اجتماعی اسلامی تحقق یابد و به افزایش انسجام اجتماعی معطوف است و این انسجام در حمایت مردم از دولت و خدمت دولت به مردم یا همان همدلی و هم‌زبانی این دو دیده شده است که با یکپارچگی مردم و پشتیبانی آنان از دولت قانونی و نیز انتقاد برپایه‌ی منطق و نه اهانت و تحقیر، ممکن می‌گردد. روی­هم­رفته، انسجام و ارتباط اجتماعی و قلبیِ میان آحاد مردم، نقطه­ی اتکای نظام اسلامی دانسته شده است. نه همان اندازه که نظام­سازی ضرورت دارد؛ انسجام بین نیروهای انقلاب نیز ضرورت دارد، اگر انسجام اجتماعی کافی نباشد، اگر در میان مردم و یا در رابطه­ی میان مردم و دولت، فضای تنش­آلود، اعم از استبداد، تهدید، توهین، تحقیر یا بی­تفاوتی برقرار باشد، راهی به عدالت و پیشرفت نخواهیم یافت. اینک باید ببینیم که نظام اجتماعی چیست و چگونه ممکن است نسل‌به‌نسل تداوم و بهبود یابد، بدون آنکه درگیر خشونت و فروپاشی شود.

ارزش‌ها، گرایش‌های مشترک و عنصری اخلاقی و سبب­ساز همبستگی جامعه‌اند، از مهم­ترین آسیب­ها برای انسجام نظام اجتماعی این است که ارزش‌های آن تضعیف شوند. مسئولانی که وظیفه‌ی حفظ ارزش­ها را برعهده دارند، می‌بایست هنر آفرینش هنجارهای متناسب با محیط را داشته باشند. ارزش‌ها روح قوانین اجتماعی‌اند. هرچه این اهداف بیشتر مورد پذیرش افراد جامعه باشند و وسایل رسیدن به این اهداف نیز بیشتر مورد توافق باشند، افراد جامعه هم‌نواتر و انسجام نظام اجتماعی بیشتر و سطح تنش در جامعه کمتر است. معنای همدلی و هم‌زبانی نیز جز این نیست. همدلی حکایت از ارزش­های مشترک و خواست درونی دارد.

رهبری اشاره نمودند. بزرگ­ترین معروف­ها عبارت هستند از: نظام‌سازی، اعتلای فرهنگی، سلامت اخلاقی، سلامت محیط خانواده، فرزندآوری به شرط تربیت درست و فراهم­ آوردن امکانات برای نسل بعد، رونق دادن اقتصاد و تولید و ایجاد عدالت اقتصادی، گسترش علم و فناوری، ایجاد عدالت قضایی، وحدت­آفرینی در ملت، اقتدارآفرینی برای کشور و از این قبیل امور. موفق باشید.

11284
متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام: بنده پس از مطالعه جزوه روش خواندن المیزان جنابعالی از جلد اول شروع به مطالعه تفسیر شریف المیزان نموده ام. اکنون به آیه 7 سوره حمد رسیده ام منتها علامه رحمه الله علیه بیشتر تفسیر آیه 6 و 7 را معطوف توضیح پیرامون صراط مستقیم نموده اند و آیه 7 و الذین انعمت علیهم و مغضوب علیهم و ضالین را توضیح چندانی نداده اند، خواستم بدانم آیا در محل ها و آیات دیگر توضیح می دهند یا اینکه بنده مطلب را به طور دقیق متوجه نشده ام؟ اگر امکان دارد بنده را راهنمایی بفرمایید (چون همانطور که فرمودید بنده مشغول یادداشت تفسیر علامه رحمه الله علیه هستم و نمی دانم پیرامون این آیه چه باید بنویسم). با تشکر از استاد گرامی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم در همین مسیری که جلو می‌روید موضوع برایتان حل می‌شود. عجله نکنید راه بسیار خوبی را شروع کرده‌اید. در زیر این آیه قسمتی را خالی بگذارید تا بعد. موفق باشید
11111
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد: درخصوص حدیثی که معصوم فرمودند ما اهل البیت از آنچه که شما می گویید کمتریم و از آنچه که فکر می کنید بالاتریم توضیحی بفرمایید، چرا که همیشه قوه خیال ما انسانها افکار بلندتری دارد تا زبان و گویش ما، چطور طبق سخن معصوم علیه السلام حضرات از گویش ما پایین تر و از افکار ما بلندترند؟ و در خصوص حدیثی دیگر از حضرت علی علیه السلام که فرمودند من یک ساعت دنیا را با تمام آخرت عوض نمی کنم قریب به این مضمون حضرت که سلطان لو کشف بودند چرا این سخن را فرمودند برای حضرت که غیب و شهود یکی است چرا فرمودند آیا برای اعلام ارزش دنیا به اخرت برای مابوده است یا ...با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر متن عربی حدیث بود بهتر می‌شد نظر داد. حدیث اول در جواب کسی است که صادقانه با حضرت برخورد نمی‌کند و در ظاهر سخنان غلوّآمیز می‌گوید ولی در دل، حضرت را قبول ندارد. و در حدیث دوم شاید منظور آن باشد که دنیا از آن جهت که مسیر رسیدن به کمالات آخرت است مورد نظر باشد. به تعبیر حضرت؛ دنیا متجر اولیاء الهی است و از طریق همین دنیا به آن نتایج عالیه رسیده‌اند. موفق باشید
10782
متن پرسش
با سلام و درود به استاد گرامی: مستحضر هستید که این روزها شبکه های اجتماعی بخصوص وایبر بسیار همه گیر شده است. وایبر که کاربرد آن در موبایل بسیار سهل و ساده هم هست روزانه وقت بسیاری از مردم کشورمان را به خود اختصاص داده است که البته به جرات می‌گویم ۹۰ درصد محتوای آن ارسال جوکهای متعدد است که عموم آنها هم مسخره کردن و یا شوخی با قومیتهای مختلف (لر و ترک و اصفهانی و...) است. نظر استاد با این مقوله جدید چیست؟ آیا به نظر شما این مقوله موضوعی از پیش طراحی شده برای انحراف و سرگرم کردن و ایجاد وهم در مردم نیست؟ شاید بد نبود استاد عزیز در این زمینه به صورت خاص بررسی و جزوه ای برای راهنمایی جوانان ارایه می نمودند. باور نمی کنید بسیاری از جوانان حتی معتقد و‌ مومن درگیر این موضوع هستند و شاید متوجه نیستند که آرام آرام در حال استحاله هستند. این را من به عینه در مورد بعضی دوستان حس کرده‌ام.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانیم این نسل را متوجه کنیم که در تاریخی قرار دارد که می‌تواند اهدافی بسیار متعالی و تاریخ‌ساز را دنبال کند، از روح فرهنگ مدرنیته که کارش باطل‌کردن عمرها است فاصله می‌گیرد. موفق باشید
نمایش چاپی