باسمه تعالی: سلام علیکم: آن اذکاری که روایات ما تعداد آن را مشخص کردهاند نشان میدهد ظاهر آن روایت با روحی که تعداد آن را مطرح میکند ارتباط دارد. ولی در مورد بقیهی روایات که تعداد مشخص نشده است، بستگی به نفوذ ارادهی ما نسبت به آن روایت دارد. حضرت آیت اللّه جوادی«حفظهاللّه» میفرمودند: حضرت یونس«علیهالسلام» یک بار ذکر مشهور یونسیه را فرمودند، و خدا فرمود: «ونجّیناه من الغم» و یا حضرت آیت اللّه بهجت«رحمةاللّهعلیه» میفرمودند مرحوم صاحب جواهر با آنهمه مشغلهی علمی، مسلّم نفوذ روحانیشان در اذکارشان کارساز بوده، زیرا فرصت اداء اذکار زیاد نداشتهاند ولی همان اذکارِ کم، کارشان را بهجایی رسانده بود که مولایمان علی«علیهالسلام» مردم را به ایشان حواله میدادند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مجرد نسبی یعنی موجودی که هنوز همهی قوههایش بالفعل نشده است. برعکسِ مجرد کامل که همان مقام عقل کلّ است. نفس انسان همهی مراتب حس و خیال و عقل را داراست ولی شخص ما، معلوم نیست که در کدامیک از این مراتب، بالفعل شدهایم؟ اولیاء الهی در مقام عقل، بالفعلاند و کودکان، در مقام حسّ. از این به بعد سؤالاتتان طوری است که برای فهم آنها باید مطالعات طولانی داشته باشید تا حلّ شود و جواب مناسب بگیرید. پیشنهاد ما آن است که با سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست کار را شروع کنید و با حوصله ادامه دهید تا إنشاءاللّه جواب سؤالات خود را دریافت فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اسلام در فضایی که از طریق آموزههای الهی و روایتهای دینی در اختیار ما میگذارد، رویهمرفته راه را هموار کرده است نباید چندان دغدغه به خود راه داد. البته سایتهای خوبی هست از جمله سایت «مزرعهی ایمانی» از حجتالاسلام آقای اشترانی که در این رابطه تلاش میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان بتواند از مفاهیم و ماهیات به «وجود» رجوع نماید و در یک احساس وجودی با حضرت حق روبهرو شود مسلّم بدانید که هرگز نمیگوید: «خب که چه!!!». گفت: «آنکه عمری در پی او میدویدم کو به کو / ناگهانش یافتم با دلْ نشسته روبهرو». به همین جهت به محبوب متعالی «دلآرام» میگویند زیرا دلْ تنها با او آرام میگیرد آنوقت میشود انسان در آن حال بگوید: «خب که چه!!!»؟ بلکه برعکس، خواهد گفت: «رحم کن بر آنکه چون روی تو دید / فرقت تلخ تو چون خواهد چشید». آدم حسابی،نمیدانی اُنس با نور وجود مطلق در جمال اسماء حسنایش یعنی چی! و چگونه آنهایی که از مفهوم عبور کرده و او را در جمال اسماء حسنایش مییابند و میبینند، در دعای عزیز ابوحمزه به نجوی با او مینشینند. رزقنی اللّه و ایّاکم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حضرت امام فلسفه را خواندند ولی از آن عبور کردند و اگر کسی نسبت به فلسفه اگاهی لازم را نداشته باشد و جایگاه آن را نشناسد، گرفتار حجاب فلسفه خواهد شد 2- برای خواندن فلسفه اصول فقه نیاز نیست، ولی یک طلبه باید اولویت را به فقه و اصول بدهد و نه به فلسفه 3- تفکر متأثر از علم منطق ربطی به فلسفه ندارد ولی در فلسفه فیلسوفان در ارائهی نظر خود از اصطلاحات منطقی استفاده کردهاند و از این جهت لازم است که منطق خوانده شود 4- بنده تعبیر خواب نمیدانم ولی إنشاءاللّه خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از طی مقدمات لازم در فقه و اصول و طی مقدماتی مثل «بدایة الحکمه» و «نهایة الحکمه» آمادهی رجوع به اسفار اربعهی ملاصدرا شوید و سپس به فصوص الحکم محیالدین برسید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» شروع کنید و بعد از آن «ده نکته از معرفت نفس» و «آشتی با خدا» را ادامه دهید، خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بله میتوانید. امکان این کار بر روی سایت هست. کنار هر کتابی علامت PDF و word هست روی آن کلیک کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده در نقد پایاننامهها از آن جهت است که دانشجو مجبور است در محدودهای خاص نظر اسلام را مطرح کند، در صورتیکه اسلام یک بسته کامل است که مجموعاً معنا میدهد در حالیکه اساتید دانشگاه آمادگی طرح بستهای اسلام را ندارند، مثلاً به شما اجازه نمیدهند یک سورهی قرآن را بحث کنید تا تمام نظرات علماء را در مورد آن سوره به میان آورید؛ میگویند مثلاً تقوا را در قرآن تحقیق کنید و این آن نیست که نیاز جامعهی دینی ما باشد. بگذریم! در مورد موضوعی که میفرمایید، چیزی در ذهن ندارم. موفق باشید
