بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
12289
متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد گرانقدر: خداوند به بنده لطف کرده و به تازگی همسرم باردار شده، بنده و همسرم خیلی مقید هستیم، از شما درخواست دارم تا ما را راهنمایی کنید که ما از همین حالا چه کنیم که فرزندی سالم و مستعد برای صالح بودن متولد شود، بنده خیلی علاقه دارم که فرزندم را طوری تربیت کنم که محب و نوکر اهل بیت (ع) باشد و ان شاءالله از علمایی که باعث فخر و مباهات شیعه و اهل بیت و نشرکننده فرهنگ اهل بیت (ع) هستند باشد؟ لطفا به بنده کتابی را که در زمینه بهتر شدن کیفت جسمی و روحی جنین از نظر اسلام و احادیث اهل بیت (ع) راهکار ارائه کرده و همچنین کتابی در مورد وظایف والدین در این مسیر تا تولد فرزند که بتوانند با توصیه های آن کتاب رشد معنوی چشمگیری داشته باشند معرفی کنید و همچنین ما را از توصیه های پدرانه خود بهره مند گردانید. با تشکر فراوان التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در معرفی چنان کتاب‌هایی به کارشناسان مربوطه از جمله آقای حجت‌الاسلام اشترانی در سایت «مزرعه‌ی ایمانی» رجوع کنید ولی از همین حالا سعی نمایید در عین رعایت دستورات شرعی خوش‌بینی بر روح و روان شما غلبه داشته باشد و تمام تلاشتان در این باشد که غیبت مؤمنی از طرف شما انجام نگیرد. همواره ذکر خیر علماء را داشته باشید. موفق باشید

12014
متن پرسش
با سلام خدمت جنابعالی: استاد مطهری در یکی از کتابهایشان در روایتی از حضرت امام رضا (ع) وقتی از ایشان در مورد قبول ولایتهدی مامون سوال کردند ضمن توضیح شرایط، خویش را با زمان حضرت یوسف(ع) مقایسه نموده و در ادامه مقام حضرت یوسف (ع) را بالاتر از امامان دانستند هر چند که در کتاب اصول کافی هم بارها این مطلب از قول ائمه آمده است. پس چرا اینقدر ما شیعیان بخصوص ایرانیان در اکثر بیانات از تریبونها و منابر مختلف امامان را برتر از پیامبران به غیر از حضرت محمد(ص) می دانیم و اصلاً چرا اینقدر شیعه روی برتری ها تاکید می کند؟ وقتی که خوب و عمیق به سیره همه پیامبران و امامان می نگریم متوجه می شویم آنها اصلاً در بیان برتری یکی به دیگری نبوده اند. انگار سیره ایشان فراموش شده و فقط در پی بیان مناقب و معجزات هستیم هر چند که آخرین پیامبر الهی معجزه شان فقط قرآن بوده و همانطورکه همه می دانند معجزه یعنی خرق عادت و حالت استثنا دارد و همیشگی نیست. کاش روزی برسد که این بندگان بزرگ را فقط به عنوان یک انسان کامل معرفی می کردیم نه آسمانی. این بزرگواران قطعاً بخاطر لیاقتهایی که در زندگی داشتند به این درجه رسیده اند آیت الله امینی در کتاب بانوی نمونه اسلام می فرمایند روزی امام حسن (ع) بر دوش پیامبر بود و دانه ای خرما که از بابت ذکات در اختیار رسول خدا (ص) بود برداشته بر دهان گذاشته و می خورند پیغمبر مکرم اسلام دست در دهان ایشان کرده و فرمودند حسن جان مگر نمی دانی که آل محمد صدقه نمی خورند. آیت الله امینی در ادامه می فرمایند امام حسن (ع) کودک نابالغی بود و تکلیف نداشت در اینجا چند چیز به وضوح نمایان می گردد یکی آنکه ندانستن هم در کودکی مانند تمام کودکان کل جهان در امام حسن (ع) هم وجود داشته است و همینطور نابالغی مانند تمام کودکان که اینها همه از نظم خالق یکتاست که حتی سن بلوغ برای دختران و پسران هم در دو سن مختلف پدیدار می شود. چرا ما شیعیان چندین هزار سال است می خواهیم بگوییم خدای یکتا نظم هستی را به خاطر 14 نفر تغییر داده. امام حسن که نابالغی آن قطعاً وجود داشته چگونه پذیرفتنی است اعراب و انسانها از سه کودک زیر 10 سال یعنی امام جواد (ع)امام هادی (ع) و امام مهدی (عج) که به سن بلوغ نرسیده اند بتوانند بعنوان امام پیروی کنند اگر این فرض هم مثل تمام توجیهات علمای شیعه پذیرفته گردد پس اینجا می ماند فقط عامل وراثت پس لیاقت فردی برای رسیدن به صفت ولایت چه می شود؟ براستی اگر اینگونه است در زمان پیامبر چندین امام وجود داشته امام علی (ع) امام حسن (ع) و امام حسین (ع)؟ خواهشمند است این مورد شبهه مطرح شده را توضیح دهید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع امامت چند ضلع دارد و سعی شده در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که بر روی سایت هست بدان پرداخته شده. از یک طرف آن‌ها هم مثل ما یک انسان عادی هستند و خودشان هم دوست دارند مثل انسان‌های عادی زندگی کنند، از یک طرف طبق آیه‌ی 33 سوره‌ی احزاب خداوند ارداه کرده است اهل‌البیت«علیهم‌السلام» را از هرگونه رجس و آلودگی پاک کند تا نمونه‌ی زندگی دینی مورد قبول در منظر انسان‌ها باشد. از طرف دیگر در بعضی از مراحل تاریخی همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی 12012 عرض شد ضرورت دارد که خداوند برای نجات مردم از طریق نو جوان 9 ساله توجه‌ها را به حقیقت امامت جلب کند. لذا باید موضوع را از زوایای مختلف دید، ولی در هرحال قرآن و اهل‌البیت«علیهم‌السلام» ما را دعوت به تعقل کرده‌اند تا با فهم خود و تدبّر در قرآن راه سعادت را بیابیم و در همان قرآن جایگاه سخن‌گفتن حضرت عیسی«علیه‌السلام» در گهواره را نیز ارزیابی کنیم. بنده چندسال پیش با یک جوان که در مقطع راهنمایی بود روبه‌رو شدم که نظرات علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» به او القاء می‌شد و او به خوبی اظهار می کرد؛ که بحث آن مفصل است و در چندین جلسه این موضوع اتفاق افتاده. البته نمی‌خواهم موضوع امام را با آن جوان مقایسه کنم ولی در آن حدّ که انسان را به فکر فرو ‌برد که چگونه خداوند برای هدایت بشر اقدام می‌کند، عرض کردم. موفق باشید

10794
متن پرسش
سلام استاد عزیز: این که می فرمایید اگر نام ائمه در قرآن می آمد اصحاب سقیفه قرآن را هم نفی می کردند به نظرم دلیل مطلوبی نیست چرا که پیامبر که در سراسر عمر شریف خود از حضرت امیر تمجید و دفاع کردند و اوج آن در غدیر است با این وجود اصحاب سقیفه ایشان را نفی نکردند حال چطور می فرماید ذکر نام ائمه موجب نفی و نابودی قرآن توسط اصحاب سقیفه می شد؟ حال بر فرض اگر این طور هم می شد آیا خداوند نمی توانست بر سر اصحاب سقیفه مانند اصحاب فیل عذاب نازل کند تا مردم غافل دوباره متذکر شوند؟
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض کردم در این مورد باید مطالعه‌ی گسترده‌ای را دنبال کنید تا شرایط تاریخی آن زمان برایتان روشن شود. موضوع، عمیق‌تر از آن است که در حدّ یک سؤال و جواب بگنجد. بنا نبوده خداوند اصحاب سقیفه را مثل لشکر ابرهه نابود کنند! شاید تفاسیری که در رابطه با آیه‌ «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ» سوره‌ی معارج، آیه‌ی 1 شده، کمک کند. به عنوان نمونه عرض می کنم : آنقدر تعصبات ضد ولایت امیرالمؤمنین (ع) شدید بود که از حضرت صادق (ع) روایت داریم؛ پس از آن‏که رسول خدا (ص) على (ع) را در غدیر معرفى کردند و خبر آن به اطراف منتشر شد شخصى به نام عمر بن عنبه از بنى مخزوم خود را به رسول خدا (ص) رساند و از حضرت پرسید؛ «فَأَخْبِرْنِی عَنْ هَذَا الرَّجُلِ یَعْنِی عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ (ع) وَ قَوْلِکَ فِیهِ «مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ مَوْلَاهُ إِلَى آخِرِهِ» أَ مِنْکَ أَمْ مِنْ رَبِّکَ- قَالَ النَّبِیُّ (ص) الْوَحْیُ مِنَ اللَّهِ وَ السَّفِیرُ جَبْرَئِیلُ وَ الْمُؤَذِّنُ أَنَا وَ مَا أَذَّنْتُ إِلَّا مَا [أَمَرَنِی رَبِّی‏ فَرَفَعَ الْمَخْزُومِیُّ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَقَالَ اللَّهُمَّ إِنْ کَانَ مُحَمَّدٌ (ص) صَادِقاً فِیمَا یَقُولُ فَأَرْسِلْ عَلَیَّ شُوَاظاً مِنْ نَارٍ وَلَّى فَوَ اللَّهِ مَا سَارَ غَیْرَ بَعِیدٍ حَتَّى أَظَلَّتْهُ سَحَابَةٌ سَوْدَاءُ فَأَرْعَدَتْ وَ أَبْرَقَتْ فَأَصْعَقَتْ فَأَصَابَتْهُ الصَّاعِقَةُ فَأَحْرَقَتْهُ النَّارُ فَهَبَطَ جَبْرَئِیلُ وَ هُوَ یَقُولُ اقْرَأْ یَا مُحَمَّدُ «سَأَلَ‏ سائِلٌ‏ بِعَذابٍ واقِعٍ. لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ. مِنَ اللَّهِ ذِی الْمَعارِج»؛ خبر ده مرا از این مرد یعنى على ابن ابى طالب (ع) و گفتار تو در حق وى که «من کنت مولاه فعلىّ مولاه» آیا از جانب تو است یا از پروردگار تو؟ پیغمبر (ص) فرمود که وحى بسوى من است از جانب خداى تعالى و قاصد آن جبرئیل است و رساننده‏ى آن منم و نرسانیدم مگر از امر پروردگار خود. پس آن مرد مخزومى سر خود را به آسمان برداشت و گفت بار خدایا! اگر محمد راست مى‏گوید در آنچه گفت پس بفرست بر من زبانیه از آتش و غضبناک باز گردید، پس سوگند به خدا که مسافتى نرفته بود که سایه انداخت بر سر وى ابرى سیاه و رعد و برقى زد پس صاعقه‏اى به او برخورد کرد و او را سوزاند، پس جبرئیل (ع) فرود آمد و عرض کرد بخوان یا محمد! «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ مِنَ اللَّهِ ذِی الْمَعارِجِ» خواست خواهنده عذابى را که واقع است بر کافران، نیست مر او را دفع‏کننده از عذاب، از خداوند صاحب درجات. از این حادثه‏ى تاریخى مى‏توان متوجه بود تا چه حدّ بعضى‏ها در مقابل ولایت امیرالمؤمنین (ع) مقاومت مى‏کردند. موفق باشید
8993
متن پرسش
سلام بر عزیز دلمان: در بحث با شاگردان استاد صمدی حفظ الله با چند عقیده مواجه شدم از قول ایشان فرمودند 1. اگر حضرت حجت (عج) در این دوره خلقت ظهور نکردند دوره بعد این کار را خواهند کرد. فکر کنم عقیده دارند زمین را آب میگیرد دوباره خلقت از سر گرفته میشود تا چند دوره بعد قیامت میشود. 2. فرمودند همه به قیامت که مرحله عقلانی هست نمرسند تا ابد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- جهان بحمداللّه در حال آماده‌شدن جهت ظهور حضرت صاحب‌الزمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» است 2- حرف درستی است. در کتاب «معرفتِ نفس و حشر» ملاصدرا نکاتی در این مورد دارند. موفق باشید
8699
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: نظرتون رو در مورد مباحث دکتر سید مرتضی حسینی شاهرودی در سایت طهور به نشانی www.tahour.net و وبلاگ مقالات شاگردان ایشون به آدرس www.shahrudi.parsiblog.com و همچنین حضرت استاد حسن رمضانی با آدرس www.ramazani.org/fa بیان بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: سایت‌های مذکور را بررسی کردم. هر سه سایت در مورد حکمت و عرفان از سایت‌های خوبی هستند که می‌تواند جوابگوی مباحث حکمی و عرفانی عزیزان باشد. موفق باشید
8301

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز.پیشاپیش روز معلم را به شما معلم دلسوز و فداکار تبریک میگویم امیدوارم خداوند عمری بابرکت به شما عطا فرماید.استاد عزیزاز وقتی به سن تکلیف رسیدم هیچوقت توفیق نداشتم در مراسم معنوی اعتکاف شرکت کنم به خاطر محدودیت هایی که در دوران مجردی داشتم و بعد از ازدواج هم شرایطش پیش نیامده تا الان هم که فرزند چهار ساله ای دارم و امسال از همسرم خواستم اجازه دهند در اعتکاف شرکت کنم و ایشان هم قبول کردند ولی با توجه به اینکه فرزندم به من خیلی وابسته است و احتمالا همسرم اذیت میشود بر سر دوراهی مانده ام نمیدانم چرا حالا که شرایطش پیش امده قدرت تصمیم گیری ندارم و نمیدانم کدام کار درست است لطفا مرا راهنمایی کنید؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اگر واقعاً همسرتان اذیت می‌شود و فشار به ایشان می‌آید، باز صبر کنید. موفق باشید

5982
متن پرسش
سلام.حضرت علامه در المیزان ذیل کدام آیات درباره علم امام و وسعت آن صحبت کرده اند؟به طور اجمالی نظر ایشان را تقریر کنید واظهار به نشئه به چه معناست در این بحث؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به خاطر ندارم که علامه کجا در مورد علم امام صحبت کرده اند ولی بنده در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» تحت عنوان نصاب علم امام بحثی کرده ام که نوعاً تحت تأثیر سخنان علامه است. موفق باشید
5789
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز و بزرگوار در نماز های خود به سفارش شما در محضر ائمه اطهار نماز را شروع می کنم و به آنها متوسل می شوم و انصافاً تاثیر بسزائی در تجرد نفس و حضور قلب داشته است فقط چند مشکل وجود دارد 1- نمیدانم چرا اکثر ائمه در این مسیر کمک نمی کنند و برخی بهتر جواب می دهد از جمله صاحب الزمان (عج)و امام حسن مجتبی(ع) بهتر در این حضور قلب کمک من کرده اند در حالیکه همگی نور واحد هستند 2- از اینکه از افرادیکه منجمله امام خمینی ره و سید علی قاضی برای حضور قلب کمک بگیرم علت آنرا نمی دانم در حالیکه از ائمه اطهار علیهم السلام می توان کمک گرفت
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: این به جهت آن است که روح شما در این شرایط امکان اُنس با نور آن بزرگواران برایش راحت‌تر است. إن‌شاءاللّه آماده‌ی اُنس با نور سایر مظاهر مقدس هم خواهید شد 2- با نظر به حضرت امام و رهبری و مرحوم قاضی با تجلی تفصیلی مظاهر مقدس ائمه به نحو خاص مرتبط می‌شوید. موفق باشید
3655
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوارم - مشغله شدید کاری دارم از صبح تا شب مجبورم بخاطر مسئولیت سنگینی که دارم _ شهردار_ درگیر موضوعات مختلف باشم از این رو فراغت فکری خیلی کم دارم شاید بگویم اینقدر مسائل کاری در ذهنم خطور می کند که شاید به جرات بتوان گفت اصلا نمیتوانم خلوت داشته باشم چندبار تصمیم گرفتم تا استعفا بدهم بلکه خودم را گم نکنم ولی از طرف دیگر احساس تکلیف میکنم چون واقعا در این مسئولیت میتوانم به مردم خدمت نمایم حضرتعالی چه توصیه ای به بنده جهت فارغ نمودن ذهنم از مشغله ها دارید، جالب اینکه اگر بخواهم شبی برخیزم و نماز بخوانم تمام طول نماز شبم به شدت درگیر مسائل و مشغله هایم میشود از پاسخگویی تان سپاسگزارم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نیت خدمت به مردم کار را ادامه دهید ولی جمله‌ی حضرت علی«علیه‌السلام» را فراموش نفرمایید که فرمودند: «ْ وَ لَکِنِّی لَا أَرَى إِصْلَاحَکُمْ بِإِفْسَادِ نَفْسِی‏» بنا ندارم به قیمت اصلاح شما خود را فاسد کنم. سعی کنید حضور در جلسات دینی و مطالعه‌ی کتب اخلاقی را با مسئولیت اجرایی هر دو را با هم داشته باشید. موفق باشید
2290
متن پرسش
سلام استاد.نظر شما درباره ی حرفی که رهبری در مورد علم و بی طرف بودن آن مطرح کردند چیست؟آیا این حرف ایشان در مورد اینکه در کشف واقعیت علمی پیشفرض راه ندارد ناصحیح نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مقام معظم رهبری حفظه‌الله در مقابل آن‌هایی که می‌گویند علم باید بی‌طرف باشد و به این بهانه دانشگاه‌های ما را از خدمت به نظام باز می‌دارند فرمودند «علم در کشف حقیقت باید بی‌طرف باشد» به این معنی که به اسم علم نباید اندیشه‌ها و تئوری‌های دستوری را طرح کرد؛ چیزی که استالین دستور داده‌بود که هر نتیجه‌ی علمی که با مارکسیسم لنینیسم مخالف است نباید طرح شود. رهبری فرمودند علم در کشف حقیقت نباید تحت تأثیر فکر و یا ایدئولوژی خاصی باشد ولی در استفاده از آن مسلّم باید علم در خدمت مردم و نظامی باشد که در خدمت مردم است این غیر از آن است که در فلسفه می‌خوانید نگاه غربی مبتنی بر مبانی آن است نسبت به عالم هستی و نگاه دینی مبتنی بر نگاه آن است نسبت به عالم هستی که در یک نگاه اراده‌ی تخریب طبیعت نهفته‌است و در نگاه دینی اراده‌ی تعامل با طبیعت نهفته‌می‌باشد. موفق باشید.
2070
متن پرسش
باسلام واحترام محضراستادگرانقدر: بنظر حقیر روحانی خوب و تأثیرگذار باید در متن جامعه و مسجد و دانشگاه باشد تا بتواند زیبایی های دین رابه راحتی تبیین کند جنس این در متن بودن از جنس حرف زدن و ارتباط برقرار کردن و رفت و آمد است ، چگونه یک طلبه می تواند با حفظ عالم طلبگی خود این ارتباط نزدیک و تنگاتنگ را با اقوام و دوستان و آشنایان و حوزه و دانشگاه داشته باشد ، مخصوصا مردم جامعه امروز که بشدت اهل دنیا و مدرنیته شده اند.در صورت نیاز کتابها یا سیر مطالعاتی لازم را راهنمایی کنید.در صورت نیاز از دیگر اساتید هم لازم باشد راهنمایی نمایید.خدا انشاء الله حفظتون کند.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: قرآن می‌فرماید « رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ.....» مردانی هستند که فعالیت‌های اجتماعی آنان را از یاد خدا خارج نمی‌کند. چون توانسته‌اند به مقام جامعیت برسند مثل نور بی‌رنگی که جامع هفت نور است ولی هیچ‌کدام از آن نور‌ها رنگ خود را بر او غالب نکرده. طلبه باید با حفظ عالم طلبگی از وظائف اجتماعی خود کوتاهی نکند. موفق باشید
370

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی جناب اقای طاهرزاده جنابعالی در جلسه تفسیر خود در مورد لبثتم فی کتاب الله فرمودید این آیه صوفی گری نیست بلکه حریت است بعد هم مطالبی در مورد اویس قرنی علیه رحمه فرمودید انسان وقتی به زندگی اویس از لحاظ معیشتی نگاه می کند بین او و زندگی صوفی گرانه تفاوتی نمیبیند مسائلی مانند دوری از خلق و اجتماع و وضعیت لباس و خوراک او مطالب صوفیه را در تذکره الاولیاء عطار یاداوری می کند و با تعالیم اهل البیت در موارد فوق مغایرت دارد با عنایت به احادیثی که از پیامبر اکرم ص در مورد اویس وجود دارد و شرکت او در جنگ صفین زندگی امثال او را چگونه باید توجیه کرد با توجه به اینکه شما در شرح خطبه 113 نهج البلاغه حتی زهد مورد نظر حافظ را هم نقد فرمودید.
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام شرایط اویس قرنی را در نظر بگیرید که بعد از رحلت رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» حاکمانی در یمن حاکم شدند که جایی برای فعالیت اویس قرنی نماند و لذا به عنوان یک نحوه مبارزه‌ی منفی از آن جامعه دوری جست، ولی آن‌جایی که حاکمیت امام معصوم یعنی علی«علیه‌السلام» به میان است خود را همچون سربازی فداکار به رکاب حضرت می‌رساند و در خدمت حضرت با دشمنان امام وقت مبارزه می‌کند. این نوع زندگی غیر از زندگی صوفیانه است که نسبت به سرنوشت جامعه و حاکمیت آن بی‌تفاوت می‌باشد. موفق باشید
228

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم 1-فلسفه وحکمت مظلومیت بی حدونهایت اهل البیت (علیهم السلام )چیست ووظیفه مانسبت به آن چیست ؟ 2-معنی جمله اول زیارت حضرت فاطمه زهرا(س) چیست ؟ 3-اگر فلسفه خلقت آدم ظهور همه اسماءالهی است چگونه است که ملک مظهرصفت لطف وشیطان مظهرصفت قهروغضب خداونداست وآدم باید مظهریکی ازآنها باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی علیک السلام: 1- مردم عادی باید بسیار تلاش کنند تا به حقیقت دست یابند و لذا همیشه حقیقت مظلوم است و حاملان آن که اهل‌البیت«علیهم‌السلام» باشند نیز مظلوم خواهند ماند، و وظیفه‌ی ما تلاش زیاد است که به کمتر از حقیقت قانع نشویم در آن صورت عظمت اهل‌البیت«علیهم‌السلام» برایمان روشن شود. 2- به کتاب «مقام لیلة‌القدری حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها»» رجوع فرمایید، إن‌شاءالله سؤالتان جواب داده خواهد شد. 3- این‌که می‌فرمایید آدم باید مظهر صفت لطف و یا قهر باشد، چنین نیست، آدم باید مظهر همه‌ی صفات باشد، منتها با نور الهی هرکدام از آن صفات را در جای خود ظاهر کند، مثل مؤمنینی که «أشِدّاءَ عَلَی‌الکُفار وَ رُحَماءُ بَیْنَهُم» هستند، یعنی غضب را برای دشمن اسلام ظاهر می‌کنند و رحمت و لطف را برای مؤمنین. موفق باشید
13809
متن پرسش
هو الرزاق با عرض سلام خدمت استاد عزیز و بزرگوارم: استاد شاید این سوال نباشد و یک جور درد دل باشد اما چه کنم ... بنده نزدیک دو سوال است که شغل رسمی ندارم و کارهای مختلفی انجام می دهم (مدرک لیسانس هم دارم) خدا را شکر الحمدالله؛ به ظاهر خوب نیست و بیمه ندارم و حقوقم ثابت نیست اما خدا را شکر خودم راضی راضی هستم ... اما نگاه دوستان و خانواده (هر جا هم خواستگاری رفتم ضد حال زدند ... البته میدونم درست میشه) چند بار هم شغل هایی برام ردیف شد؛ مثلاً یکی که به ظاهر خیلی خوب بود استخدام در بانک مرکزی بود؛ اما حاجی با سیر و سلوک و تفکراتی که در حال حاضر دارم نمی توانم این شغل ها را انجام بدهم! حاجی خلاصه این چند وقت اینقدر ضد حال زدند بهم که دیگه ... خودم فکر می کنم که کارم درست است در این زمینه ... امّا میگم شاید نکنه من دارم تند می روم ... استاد راهنماییم کنید و مخصوصاً دعا کنید برای بی سر و پایی مثل من که اینقدر ضعیف هست ... خدا نگهدارتان باشد. یا علی مدد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این کار درستی است که انسان نباید تن به هر شغلی بدهد، حتی در آن حدّ که روح و روان خود را ضایع نماید! بنابراین فکر نمی‌کنم این کار شما تندروی باشد. امیدوارم بیشترین نتیجه را در امورات خود جهت به سر و سامان‌رساندن دنیا و آخرتتان ببرید. موفق باشید

13689

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: وقت شریفتان بخیر پسری 23ساله و دانشجوی علوم تربیتی دانشگاه تربیت معلم هستم یعنی ان شاء الله به زودی معلم ابتدایی خواهم شد. وضع مالی متوسطی داریم و الحمدلله راضی هستیم. جز افراد مذهبی هستم در بسیج و کارهایی قرآنی نیز فعالیت هایی دارم اما خیلی از اوقات احساس می کنم یعنی می بینم که عمر و جوانیم دارد می گذرد ولی رشدی احساس نمی کنم. گاهی می گویم رشته ام را تغییر دهم و به حوزه علمیه وارد شوم بلکه شاید این عمر برکتی بیابد. یا می گویم به رشته پزشکی بروم تا هم به مردم خدمتی برسانم و هم وضع مادی ام خوب شود. انگار در مسیر خودم قرار ندارم. دوست دارم مثل شهدا، مثل کسانی که در صنایع نظامی و هسته ای فعالیت دارند، برای نظام اسلامی قدمی برمی داشتم ولی خب اینطور نشده. خلاصه گذر عمر فکرم را مشغول می کند تا جایی که گاهی دل زدگی از زندگی پیدا می کنم. جناب استاد راهنمایی بفرمایید. مشکل من چیست و چرا مثل خیلی از مردم دلم به زندگی خوش نمی شود؟ آیا این یک مشکل روحی است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین موقعیتی که هستید سعی کنید با معارف اسلامی بیشتر آشنا شوید و کا را با تدبّر در قرآن از طریق تفسیر قیّم المیزان ادامه دهید. سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست، شروع خوبی است إن‌شاءاللّه. موفق باشید

11577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: خواهشاً بفرمایید که چگونه می توانیم کتابهایتان را (نه فایل کتابها را) در شهرستان ها تهیه کنیم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای اصفا می توانند راهنمائی کنند شماره ایشان 09138037964 می باشد. موفق باشید

10343
متن پرسش
سلام: خدا قوت استاد نظرتون در مورد علاقه و محبت هایی که بین ما و دوستامون ایجاد میشه چیه، مخصوصا اینکه در مواردی این علاقه ها باعث دغدغه قلبی میشه و آدم احساس میکنه که از هدف ها و از حضور قلب دور میشه و اصولا قاعده ی خاصی در مورد اینکه چه جور محبت هایی خوبن داریم یا نه؟ متشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل ارادت و علاقه به دوستان بد نیست ولی نباید عقل را به حاشیه ببرد و وَهم را رشد دهد. موفق باشید
9785
متن پرسش
سلام علیکم: ملاصدرا رحمه الله علیه در جلد 6 اسفار در مورد برهان صدیقین می فرماید: «محکم ترین و برترین برهان، برهانی است که در آن حد وسط، غیر از واجب نباشد» می خواستم اگر ممکن است جمله ایشان را توضیح دهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح برهان صدیقین عرض شد که اگر شما بفرمایید چون دور و تسلسل باطل است، پس واجب الوجود هست، عملاً شما برای اثبات خدا بطلان دور و تسلسل را واسطه قرار داده‌اید و در نظر شما به خدا، بطلان دور و تسلسل در میان است. ولی اگر نظر به «وجود» داشته باشید دیگر در هرچیزی به حقیقت وجود نظر دارید حتی اگر آن چیز ممکن‌الوجود باشد شما به وجود نظر دارید و حقیقت وجود، خداوند است و عقل توانسته بدون حدّ وسطی به واجب الوجود برسد. موفق باشید
8857
متن پرسش
حضور استاد عزیز سلام دلیل عقلی ( و نه نقلی ) بر زنده بودن امام چیست و به چه دلیل عقلی بشریت بدون امام زنده که هدایت به امر نماید نمی ماند؟ و چه اشکالی عقلی پیش می آید که هدایت امری و باطنی و تکوینی را به حقیقت محمدی صلواه الله علیه نسبت دهیم و نه به امام زنده؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: طبق قاعده‌ی جمع تنزیه و تشبیه در مورد حقایق قدسی، حقیقت محمدی«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» مظهر متعیّن می‌خواهد که در حال حاضر همان مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» است، همان‌طور که حضرت محمد«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» در زمانی مظهر حقیقت محمدی بودند. دلایل زنده‌بودن حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» را در کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» عرض کرده‌ام. موفق باشید
8841
متن پرسش
سلام. انشاءالله خدا به شما استاد عزیز خیر بی پایان عطا کند. مشکلی دارم که نمیتوانم حضورا از کسی راه حل بخواهم. (خیلی خجالت میکشم) من نمیتوانم مصیبت و غم شهادت معصومین (به خصوص امام حسین (ع)) را حس کنم و اشک بریزم. وقتی به این مشکلم فکر میکنم بغض راه گلویم را میگیرد. به خاطر همین هم حالم بدتر میشود چون فکر میکنم این ناراحتی از روی خودخواهی (و فکر کردن به پستی خودم) است. البته گاهی که مداحی به جای ذکر مصیبت مسائل مربوط به محبت و عظمت معصومین را مطرح میکند (به خصوص پیرامون امام زمان (عج)) اشک و غمی دارم. ولی حرف کربلا که میشود (به خصوص اگر روضه فاش بخوانند) مثل تکه سنگی بی احساس میشوم (او اشد قسوه) وقتی به این مشکل فکر میکنم از خودم متنفر میشوم. به خصوص که تصمیم دارم وارد عالم طلبگی شوم و تنها چیزی که باعث شک در تصمیمم میشود همین مشکل است (میترسم در لباس دوستانشان با ایشان دشمنی کنم) لطفا مرا از این برزخ نجات دهید. خدا خیرتان بدهد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: این چیزی نیست که ذهن خود را به آن مشغول کرده‌اید. اگر از یک طرف ارزش بندگی خدا آرام‌آرام برایتان روشن شود و از طرف دیگر با مطالعه‌ی کافی متوجه مقام سیدالشهداء«علیه‌السلام» به عنوان قله‌ی بندگی شود، مطمئناً آن می‌شود که باید بشود. «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس.... خودْ راه بگویدت که چون باید رفت». موفق باشید
8778
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز به نظر شما با توجه به احادیث و روایات موجود آیا امام زمان (عج) ازدواج کرده اند و دارای فرزند میباشند و اگر ازدواج نکرده اند این امر با عصمت امام منافاتی ندارد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: إن‌شاءاللّه تشریف می‌آورند و از خودشان می‌پرسیم. آدم حسابی! امام زمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» این‌همه وجوه اساسی دارند که باید با آن‌ها آشنا شد، همه‌ را رها کرده‌ای و به دنبال آن هستی که امام زمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» ازدواج کرده‌اند یا نه!!! و بحث عصمت و عدم عصمت ایشان در این مورد مطرح می کنید. مگر عدم ازدواج، منافی عصمت است؟ موفق باشید.
7768
متن پرسش
با عرض سلام خدمت جنابعالی ایا میشود گفت ماهیت همان ظهور وجود خارجی است در ظرف ادراک ما.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حرف خوبی است. موفق باشید
6713
متن پرسش
سلام. 14معصوم هم دارای نفس ناطقه هستند. آیا انسان کامل بودن حضرات معصومین علیهم السلام به اعتبار همین نفس ناطقه می باشد؟ اگر جواب پرسش قبلی درست باشد باید این گونه گفت که حضرات 14 معصوم به علاوه دیگر انبیاء انسان کامل اند به این اعتباراما فرقی که بین دیگر انبیاء و14 معصوم وجود دارد این است که این بزرگواران دارای خلقت خاصی قبل از به وجود آمدن نفس ناطقه شان می باشد واز این جهت با دیگر انبیاء متفاوت وبرترند که همان حقیقت نوری شان می باشد آیا این درست است وانبیا دیگر دارای خلقت نوری نیستند؟ یک پرسش دیگر اینکه می گویند انسان های کامل از ابتدا کامل بوده اند وسیر تکامل درآنها وجود ندارد چگونه است یعنی به محض افاضه روح به جنین که نفس ناطقه خلق می شود تا پایان زندگی در زمین آنها کامل هستند وفقط تکاملشان به حفظ عصمت است؟ اگر این را بپذیریم چگونه می شود این موضوع را که در یک زمان خاص مثلا در زمان نبی مکرم اسلام حضرت ختمی مرتبت(ص) هم ایشان هستند هم حضرت امیر وهم حسنین(ع)وبافرض قبلی همه ی این عزیزان کامل هستند وکامل نمی شوند وازجهتی داریم که انسان کامل ظرف ظهور تمام اسماءالله است ویکی از اسماء الله من لیس کمثله شیء می باشد ومطمئنا از این باب باید انسان کامل یکی باشد با این تفاسیر باید قبول کنیم که این عزیزان در زمان حیات پیامبر انسان کامل نبودند و پی در پی وبعد از شهادت هر عزیزی عزیز دیگر مقام انسان کامل را دارا می شود؟ویا به گونه ای دیگر است؟ ویک سوال هم این که آیا حضرت زهرا سلا الله علیها هم انسان کامل اند به آن معنای قبلی واگر می باشند چگونه است چون در زمان حیات حضرت محمد (ص) که ایشان بودهاند وبعد امیرمومنین(ع) وایشان در این بین با این مبنا که انسان کامل یکی است هیچ زمانی برای انسان کامل بودن نداشتند. ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شما که بحمداللّه مباحث را و کتاب‌ها را دنبال می‌کنید پیشنهاد می‌کنم کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» را نیز با دقت مطالعه فرمایید زیرا در بستر مطالب آن کتاب راحت‌تر توانسته‌ام این نکات را عرض کنم 1- در هر حال باید گفت: انسان کامل‌بودن ائمه«علیهم‌السلام» به جهت اتحاد نفس ناطقه‌ی آن بزرگواران است با نور عظمت‌شان و انجام عبادات کامل برای حفظ این اتحاد است و همه‌ی انبیاء به نحوی با نور عظمت رسول خدا و ائمه«علیهم‌السلام» مرتبط بوده‌اند و از این جهت همه‌ی آن‌ها دارای خلقت نوری هستند و از نبوت و ولایتِ ختم نبوت و ختم ولایت بهره گرفته‌اند. 2- آری حضرت حق در علم خود دید آن ذوات مقدس می‌توانند عصمت را حفظ کنند و لذا آن‌ها را معصوم آفرید و تکامل آن‌ها حفظ آن عصمت بود و از آن جهت که همه‌ی آن‌ها در مقام نوری‌شان یک نورند با ظهورات مختلف ،هرکدام در زمان خود بر اساس ظرفیت زمان‌شان آن نور را اظهار می‌کنند و بدین لحاظ اگر زمانه، زمانه‌ی ظهور آن نور از طریق حضرت محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» است بقیه با تبعیت کامل از حضرت محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» عصمت خود را حفظ می‌کنند در عین آن‌که در آن زمان یک نفر است که مظهر «لیس کمثله شیئ» حضرت حق است و زهرای مرضیه«علیها‌السلام» نیز انسان کامل‌اند از آن جهت که تمام حقیقت شریعت محمدی را تصدیق کردند و با رعایت همه‌ی آن دین عصمت و کمال خود را محفوظ داشتند. موفق باشید
4505

غایت مفقودبازدید:

متن پرسش
باسلام غایت مفقود محال است یعنی چه توضیح دهید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یعنی محال است جهت یک پدیده به سوی هدفی باشد که آن هدف موجود نباشد، زیرا حرکت تبدیل قوه به فعل است، پس باید آن فعلیت موجود باشد تا حرکت به سوی آن معنا داشته باشد. موفق باشید
3288
متن پرسش
سلام استاد عزیز تر از جانم. باتشکر از حضرتعالی که درشت خویی های امثال ما را تحمل می کنید. استاد عزیز بفرمایید آیا علم ائمه(علیهم السلام) نامحدود بوده یااین که بنابرخواست خدا بر بعضی علوم و حوادث آگاهی داشته اند. دوم این که آیا حضرت ولی عصر(عج) بر همه ی امور ما واقف هستند مثلا آیا آن حضرت شاهد جزیی ترین کارهای ما هستند مثلا همبسترشدن زن و شوهر؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در مورد حدّ نصاب علم امام، پیشنهاد می‌کنم بحث علم امام در جزوه‌ی کلام2 را مطالعه فرمایید و یا منتظر بمانید این روزها به صورت کتاب تحت عنوان «مبانی نظری نبوت و امامت» خدمتتان عرضه می‌شود. البته عنایت داشته باشید که در روایت داریم که امامان می‌فرمایند: «هرچه را ما بخواهیم خداوند علم آن را به ما می‌دهد» و مسلّم وجود مقدّس حضرت چنین طلبی را ندارند تا خداوند علم آن را به حضرت بدهد. موفق باشید.
نمایش چاپی