باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع محارببودنِ یک جریان، غیر از موضوع خطاهای جزئی است که با زندان و تنبیه جبران شود. وقتی بعد از عملیات مرصاد مشخص شد که منافقین خلق به عنوان محارب و براندازِ نظام مستقیماً وارد صحنه شدهاند دیگر حکم آنها عوض میشود به همان معنایی که حضرت حق میفرماید: «فَإِذا لَقيتُمُ الَّذينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ» چون با کافران که به هماوردی شما اقدام کردهاند، روبهرو شدید گردن آنها را بزنید و حتی آنها را اسیر نکنید. (سورهی محمد/4) . و سادگی آقای منتظری آن بود که جایگاه منافقین را در آن تاریخ، تشخیص نداد و موضوع را به امر فردی تقلیل داد، به همان معنایی که مثلاً چون طرف، یکماه دیگر باید آزاد میشد، چرا او را اعدام کردند؛ غافل از آنکه طرف، در جبههای قرار دارد و بر آن اصرار میورزد که جبههی تقابل با کلّ نظام توحیدی است و حکم خداوند برای آنها حکم محارب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان معنا است که در جواب سؤال شمارهی 16098 و 16167 عرض شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است در این مورد به کتاب «ادب خیال ،عقل و قلب» رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- باید مطالبهی ما از مراکز تصمیمگیری، موضوع اقتصاد مقاومتی باشد و نگذاریم نسبت به آن سهلانگاری کنند 2- با سادگی در زندگی و خرید جنس ایرانی، اقتصاد مقاومتی را در امور شخصی یاری میکنیم 3- اگر بتوانیم در تولید مایحتاج مردم، بدون وابستگی به بیرون کشور قدمی برداریم، عملاً در بستر تحقق اقتصاد مقاومتی قدمی برداشتهایم و گرفتار پروژههای ناتمام فرهنگ مدرنیته نشدهایم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- روایات طینت، تأویلبردار است و این تعابیر بیشتر حالت نمادین دارد. حضرت امام خمینی«رضواناللّهعلیه» در ابتدای کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» نکاتی دارند که بنده نیز شرح مختصری در آن مورد داشتهام 2- آری! بحث «اشقی شقیٌ فی بطن امه» با نظر به عین ثابتهی افراد و انتخابی که داشتهاند، شقاوت آنها از آنجا شروع شده است. و وقتی حضرت میفرمایند کافرین را از آب تلخ و شور خلق کردهاند؛ به این معنا اشاره دارند که حضرت حق، مطابق امکان ذاتیِ آنها وجودِ آنها را به آنها داده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع امامت چند ضلع دارد و سعی شده در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که بر روی سایت هست بدان پرداخته شده. از یک طرف آنها هم مثل ما یک انسان عادی هستند و خودشان هم دوست دارند مثل انسانهای عادی زندگی کنند، از یک طرف طبق آیهی 33 سورهی احزاب خداوند ارداه کرده است اهلالبیت«علیهمالسلام» را از هرگونه رجس و آلودگی پاک کند تا نمونهی زندگی دینی مورد قبول در منظر انسانها باشد. از طرف دیگر در بعضی از مراحل تاریخی همانطور که در جواب سؤال شمارهی 12012 عرض شد ضرورت دارد که خداوند برای نجات مردم از طریق نو جوان 9 ساله توجهها را به حقیقت امامت جلب کند. لذا باید موضوع را از زوایای مختلف دید، ولی در هرحال قرآن و اهلالبیت«علیهمالسلام» ما را دعوت به تعقل کردهاند تا با فهم خود و تدبّر در قرآن راه سعادت را بیابیم و در همان قرآن جایگاه سخنگفتن حضرت عیسی«علیهالسلام» در گهواره را نیز ارزیابی کنیم. بنده چندسال پیش با یک جوان که در مقطع راهنمایی بود روبهرو شدم که نظرات علامه طباطبایی«رحمةاللّهعلیه» به او القاء میشد و او به خوبی اظهار می کرد؛ که بحث آن مفصل است و در چندین جلسه این موضوع اتفاق افتاده. البته نمیخواهم موضوع امام را با آن جوان مقایسه کنم ولی در آن حدّ که انسان را به فکر فرو برد که چگونه خداوند برای هدایت بشر اقدام میکند، عرض کردم. موفق باشید
