بسم الله. در بحث اخیر در موضوع هوش مصنوعی: اولا از جهان صحبت میکنیم. باید جهان و حضور در جهان و عالم داشتن را درک کنیم. یعنی کسی که درکی از جهان بودن خویش ندارد شاید جهانگونه با هوش مصنوعی برخورد نکند. مطلب بعدی اینکه چگونه میتوان جهانگونه اندیشید و آن طور که بحث شد چطور باید بحث هوش مصنوعی را دنبال کرد که از آن جهان او نشد؟ گویا به زبانی برای درک جهان خویش در عین داشتن جهان تکنیک نیاز داریم. خوب بنده و رفقایمان در مسائل فنی و تکنیک مشغول هستیم و در محافل گوناگون در پیشبرد اهداف ساخت و تولید ادوات تکنیک با هوش مصنوعی درگیر هستیم اما این درک که نیست_البته احساس بنده این است_ منظورم جهانگونه ایستادن. نگرانی بنده این است که شاید اگر این درک نباشد دچار روزمرگی بشویم و در نهایت فرهنگ مقاومت تبدیل به شعار بشود و نشود دیگر به معنای قرانی و اسلامی آن ادامه داد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که عرض شدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/23667 تأکید بر توجه به سنتهای الهی، اولین شرط است تا در مواجهه با رهنمودهای هوش مصنوعی آنها را با توجه به جهانی که با نظر به سنتهای الهی مدّ نظر داریم؛ مقایسه کنیم. شاید مباحثی که تحت عنوان «شهادت رهبر انقلاب و تقابل جهان سنت با جهان ساختگی رسانه در این بعثت تاریخی» https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%20%D8%B3%D9%86%D8%AA&tab=sounds مطرح شده، در این مورد راهگشا باشد. موفق باشید
سلام علیکم: «فاقتلوهم حیث ثقفتموهم» «واقتلوهم حیث وجدتموهم» «فان قاتلوکم فاقتلوهم» ... نصرت الهی در جنگ زمانی نازل می شود که دستورات جنگی باری تعالی اجرایی شود و ترس یا محافظه کاری در جنگ مانع نصرت الهی هست. اگر دشمن رهبر ما را ترور کرده است و ناو دنای ما را زده است؛ احتیاط در زدن ناو دشمن و صرفا فراری دادنش با پهپاد و تیرهای اخطار به جهت عصبانی نشدن او از کشته های زیاد و عدم گسترش جنگ، خلاف نص دستور الهیست. چرا دشمن باید روی جان تک تک سربازان خویش اینگونه حساس باشد و ما تعدد کشته های خویش را هضم می کنیم؟ گویا بین فرهنگ شهادت و ارزش گذاری و حساسیت بر جان ها خلط کرده ایم که خود جای بحث مفصل دارد، حال آنکه دو مقوله مثبت ولی جدا از همند. دستور الهی می گوید وقتی دشمن ضربه ای میزند باید او را دنبال کرد و همان ضربه و یا دردناک تر از آن را به او وارد کرد. رهبر شهید فرمود خطرناک تر از ناو آن سلاحی است که آن را به اعماق دریا میفرستد؛ تازه آنکه آن زمان ناوی از ما زده نشده بود چه رسد به الان ... آیا تمرد از دستور الهی و تصمیم بر اساس حساب کتاب های روی کاغذ اگر غضب الهی را به همراه نداشته باشد حداقل نصرت او را مانع نخواهد شد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این نکته که قرآن عزیز میفرماید، بحثی نیست. بحث در آن است که اگر با همۀ جنایتکاری اظهار آتش بس کرد برای مذاکره، و حیلهگرانه هم چنین پیشنهادی را مطرح کرد، باید بپذیریم و نشان دهیم توان احقاق حق حتی در مذاکره در عین اقتدار را داریم و یا نباید مذاکره کرد. این است تفاوت دو جریانی که یک جریان، موافق مذاکره است با آن ده شرطی که ذیل نظر رهبر معظم انقلاب ما گذاشتیم و عدهای که مخالف آن هستند. که البته باید بدون اتهام به هر کدام و بدون اختلاف، به هر دو نظر فکر کرد. امری که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید دارند. موفق باشید
سلام به استاد عزیز: اینکه در یادداشت «اشارات ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» در شمارۀ ۱۶۵ تحت عنوان «ما و باز تأکید بر تمدن نوین اسلامی» متذکر این نکتۀ مهم شدید که در جنگ یونانیان با بقیۀ ملتها بخصوص در جنگ اسکندر با بقیۀ ملتها آنها را «بربر» به معنای کسانی که انسان نیستند، می دانستند، نکتۀ بسیار مهمی است و ما آن را در تاریخ خوانده بودیم. لطفاً ربط این موضوع را با جنگ تمدنهایی که شما مطرح فرمودهاید کمی بیشتر توضیح دهید. چون مسئله بسیار مهم و تاریخی است. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در آن متن عرض شدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/23933 حقیقتاً وزیر امور خارجۀ آمریکا موضوع مهمی را افشاء کرد و لو داد از آن جهت که جنگ بین آنها با ما را به آن نقطه متصل کرد تا جایگاه نگاه آنان به دیگری را روشن کند. به این معنا که هر آن کس غیر آنها را انسانیتی نیست و دعوا بر سر انسانیت انسانها میباشد و ما نباید از این نکتۀ بزرگ غفلت کنیم با تأکید ایرانِ بزرگ یعنی تمدنی در مقابل استیلاجویی رومی و آمریکایی. و این نشان میدهد واقعیتی در این تاریخ به میان آمده که ایران حقیقی در مقابله با جهانیشدن ارزشهای غربی قد برافراشته، غربی که عملاً در این زمانه کارگزارِ نتانیاهو شده است، در مقابل فرهنگ ایرانی که فرهنگ همیاری و عشق و همدلی و انسانیت است. همچنانکه در آن متن عرض شد اینجاست که باز همچنان باید بر تمدن نوین اسلامی بیندیشیم و آن نوع از حضوری که روحیۀ تمدنی مدّ نظرها میآورد، زیرا حقیقتاً جنگ، جنگ تمدنها میباشد و ایرانی که در قامت یک تمدن به میان آمده است، بزرگتر و وسیعتر از یک کشور. و به این نکته با دقت بسیار بیندیشید که چگونه نگاه تمدنیِ حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای رهبر معظم انقلاب مایۀ امیدواری و خوشبختی است. عرایضی در رابطه با نگاه تمدنی شده است که به عنوان نمونه میتوانید به بحث «ایران و راز قدرت اول جهان بودن آن» https://eitaa.com/matalebevijeh/23843 رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام خدا قوت: اخیرا سپاه طرح امر به معروف و نهی از منکر گذاشته و از ما خواسته حفاظت خواهران که نهی از منکر میکنند را داشته باشیم. با توجه به اثر نداشتن و احتمال درگیری و بعضا هم تند برخورد میکنند دراین زمان، آیا من شرکت کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع، بسیار حساس است که از یک طرف بالاخره با جریانهایی روبرو هستیم که بخواهند با عریانی خود فضای جامعه را از عفاف و عفت خارج کنند که به نظر میآید وظایف دولت و کارگزاران دولت است که به عنوان اعمال خلاف قانون مانند دیگر خلافها، برخورد کنند و از طرفی موضوع کشف حجاب است که به نظر میآید شرایط، شرایطی نیست که بتوان با امر به معروف آنها را متذکر منکرشان کرد زیرا آنها اینکار را منکر و حجاب آن چنینی که شرع متذکر آن است را، معروف نمیدانند، از آن جهت که کار فرهنگی با آنها نشده و از آن مهمتر این نوع افراد نباید گمان کنند که ایران به عنوان یک تمدن، آنها را از خود نمیداند بخصوص با گزارشی که جناب آقای حسین طائب در ملاقاتشان با رهبر معظم انقلاب داشتهاند و توصیههایی که رهبر معظم انقلاب فرمودهاند از جمله بند «ب» آن توصیه که نظر به تمامی سلایق و اقشار دارند. ذیلاً عین گزارش آقای مجتبی زارعی عضو کمیسیون امنیت ملّی و سیاست خارجی را در این رابطه خدمتتان ارسال میکنم تا در این مورد فکر شود. https://eitaa.com/Dr_Zareii_Siasatefetrat/4453
کمیسیون امنیت ملّی امروز دوشنبه جلسه ی بهتری نسبت به دیگر جلسات گذشته اش در حوزه ی امنیت ملّی داشت ؛ گفتگو با حجت الاسلام طائب پیرامون مولفه های بنیادین امنیتِ مردم پایه ی داخلی، بسیار فنی و کارشناسی و جامع بود ؛
‼️ مهمترین بحث فرمانده بسیج اما در باره تبیین نگاه رهبر انقلاب اسلامی مد ظله العالی پیرامون انسجام و خیابان بود؛ او به دو صورت «اکتشافی» و «نقل قول» از امام مجتبی حفظه الله ارائه ی بحث کرد؛
الف ) حفظ انسجام
ب) بازگشت خیابان به «تنوع گذشته» از بین «تمامی سلایق و اقشار»
ج) «محوریت ایران اسلامی» در خیابان با ارجاع به ایران خوانیِ حاج محمود کریمی به امر امام شهید در شب عاشورای پارسال.
د) «مختصات گسترده ی خیابان» با «مختصات از پیش سازمان یافته ی مساجد» متفاوت است و از نظر حضرت آقا اقتضائات خیابان و میادین در شهرها، متفاوت است، خیابان ها «مظهر قدرت و قوتِ اسلام» است، مظهرِ شمولیت و دامنه ی رزمندگان اسلام با ویژگی های فردی متفاوت است.
ه) میادین در شهرها باید به مراکز آمادگی های انواع دفاعِ مدنی مقابل دشمن، آنهم با تمام سلایق تبدیل شود و دوگانه های قدیمی و نادرست مقاطع گذشته یعنی دوگانه ی اصلاح طلب / اصولگرا در سپهر سیاسی باید به دوگانه ی ایران / اسراییل در خیابان ها و میادین تبدیل شود؛
ز) برای روایت قدرت و تاب آوری از جامعه ی ایران هم افزایی با قوا بخصوص دولت محترم و مستقر که پای کار کشور است را در دستور کار قرار دهیم خودم هم به عنوان مسئول بسیج تاکنون دو مرتبه با محورهای مختلفی از کارهای بر زمین مانده با آقای رییس جمهور جلسات مشترک هم افزا و رو به جلو داشتم؛📌 نکته های با اهمیت دیگری هم در بیان جناب طائب که منقول و یا مستنبط از حضرت آقا بود هم وجود دارد که اگر فرصت کنم خواهم نوشت؛ اما عرض می کنم تمامی اعضای کمیسیون از نوع توجه حکیمانه ی امامِ امت و به تبع آن فرمانده تازه منصوب شده ی بسیج مستضعفینِ از سوی معظم له، به خیابان ها و میادین شهرها خرسند و صاحب چشم انداز نوین و روشنی در امنیت ملّی و دفاع مدنی _ تمدنی شدند.
عرایضی تحت عنوان «تمدن اسلامی و عبور از کشف حجاب و عریانی» شده است که خوب است به آن نیز رجوع شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/23735
موفق باشید
سلام علیکم استاد عزیز عرض ادب وقت شما بخیر شرمنده بابت مزاحمت اگر ممکن شد و فرصت داشتید لطفاً محتواهای این کانال رو نگاهی بیاندازید. در خصوص بحث تولید مردمی که مدتی مزاحم تون شدم هست. یکسری موضوعات رو داخلش آوردم و سعی بر این هست همین مسیر رو ادامه بدم انشالله تشکر از شما https://eitaa.com/tolidmardomi_janfada
باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرایط حاضر این نوع فعالیتها بسیار مهم و لازم است و وظیفه دلسوزان انقلاب است که برای عبو از اقتصاد لیبرالی رفقا دست به کار شوند. آری چرا پویش جانفدا به سوی جهاد اقتصادی، با عقلانیت و رحمت حرکت نکند تا اقتصاد مردمی به میان آید و این یکی از کات بزرگ این جنگی است که به لطف الهی برای ما پیش آمده است . موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم: در بحث برهان صدیقین اشاره شد که انسان بخاطر اینکه از جنس وجود است قابلیت تشکیک و شدت و ضعف دارد اما جمادات و اشیاء و گیاهان قابلیت تشدید ندارند. سوال بنده اینجاست که مگر اینگونه نیست که هر آنچه که در عالم ماده وجود دارد، تجلی حقیقتیست که به شکل خاصی ظهور یافته؟ و مگر اینگونه نیست که شدت و ضعف آدمی به بدن مادی او نیست بلکه به حقیقت اوست؟ و مگر اینگونه نیست که حقیقت آدمی که روح وی باشد بر بدن مادی او اثر میگذارد؟ و بدن و روح متاثر از یکدیگرند؟ پس لاجرم اگر روح شدید تر شد، اثراتی بر روی بدن میگذارد. و آن حقیقتی که جمادات و گیاهان را بوجود می اورد نیز از جنس غیر ماده است؛ پس قابلیت شدت و ضعف دارد؛ پس میتواند ظهور خود را که همان جماد و گیاه باشد را تحت تاثیر قرار دهد و آنها نیز توصیف به وصف شدت و ضعف شوند.. درست است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر جا پای «وجود» در میان باشد، شدت و ضعف در میان است برعکسِ ماهیات، به همین جهت نمیتوان گفت مثلاً صندلی، صندلیتر میشود ولی میتوان گفت روح در نسبتِ بیشتر با وجود مطلق، شدّت مییابد و البته این غیر از تدبیری است که روح نسبت به بدن دارد که موجب حیات و کمال بدن میشود و روح نیز با پشتوانۀ وجودیاش نسبت به وجود مطلق، شدت مییابد. موفق باشید
سلامی به گرمی محبت: دلم میسوزه که ما بعنوان یک ملت کم با هم درباره اختلاف نظرات صحبت میکنیم هرچند قرار نیست اختلافات بینمان با گفتگوهایی حل شوند که از دو سوی یک جوی و در کمال جدایی و درک نکردن ها صورت گیرد. که گاهی آنطرف جوی نمیرویم و کمی قدم نمیزنیم که کفش یکدیگر را نمیپوشیم و قضاوت میکنیم که عمیق ترین زندگی یعنی یگانگی ذیل محبت را بی دلیل رد میکنیم. در حالی که با دشمنی روبروییم که از پس کل کره زمین بر آمده و هر تمدن و روحی را شکست داده و حال ما باید بدانیم که او پیچیده و به تمام نقاط ضعف های مردمان آگاه و از همه ترفند ها استفاده میکند. موضوع صرفا بحث سر مذاکره کردن یا جنگ نظامی که امری گذراست نیست بلکه اصل فکر نکردن به این جداییهاست. هرچند با گفتن اینکه این مذاکره موضوعش تفاهم با دشمن نیست و در واقع ترفندی برای استقرار پیروزیهاییست که آن پیروزیها نیز صرفا نظامی نبوده بلکه مجاهدت ها و ذره ذره خون های مظلومان و جنگ های نرم توسط سربازان گمنام و مظلوم و صبر بر همه اینها و در سیطره سنت و امر پروردگارمان صورت گرفته. کسی این حرف ها را میزند که هزاران ساعت گفتگو را با مخالفان خود داشته و از کودکی هرگز توسط هیچ کسی درک نشده اما هیچ گاه دست از این عشق میان انسانها نکشیده و عمیق به این موضوع اندیشیده. قرار نیست که با قلدری در زمان زور داشتن بر کسی پیروز شویم مخصوصا اگر آن کسان همراهان راهی باشند که درش براه افتادیم و قرار نیست گول دشمن را خوریم یا قرار نیست مدت کوتاهی را با هم مدارا کنیم و در میادین زندگی تاریخیمان رشد نکرده باشیم. هرچه پیش آید درواقع میدانیست برای امتحان و امتحان میدانیست برای پرورش ما و پرورش ما همان اصل دین است و بخدا قسم دین و حقیقت ارثیه ما نیست و نه تحت کنترل یا اراده های نفسانیمان بلکه راهی است برای تسلیم تا رشد و در نهایت تغییر. اگر غیر این بود خدا همان روز اول دشمنان را نابود میکرد. چقدر عمیق قلب دوست دارد تا زندگی کند و زندگی به خدا قسم یعنی ادراک یکدیگر هرچند آن ادراک فضولی کردن یا دخول به قلب دیگری برای تجاوز و تحقیر نیست ولی بهشت هایی ایست که مهمان کوتاهشان میشویم و باید ادامه یابد. مردم دو نوعند عده ای تنها که پذیرفتند بی کس باشند و عده ای که به هر خیانتی از دیگران تن بدهند و با سیاست رابطه های میان انسانی را شکل دهند ولی ما غیر از این دو گونه ایم ما هم به تنهایی معنوی هر انسانی معتقدیم و هم به ارتباط میان انسانی که در عین محبت و احترام و یگانگی انسانی است. اگر این محقق شود دیگر هیچ فرزندی بد نمیشود هیچ والد و همسری بد نمیشود و تمام جرایم از زندگی محو خواهند شد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما از طریق اسلام عزیز، تاریخی را شروع کردهایم تا در میدان «تقوا» رشد کنیم. در میدان «تقوا»، تقوایی که به حکم: «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا» زمینۀ هرچه نزدیکیِ خداوند به انسان میشود تا مرز معیّت خدا با انسان و احساسی متعالی که در این معیّت سراغ انسان میآید و در چنین شرایطی یاران انقلاب و یاران رهبری سخت باید مواظب تقوای خود باشند و از هر سخنی که این تقوای عزیز را در ما ضعیف کند، پرهیز نماییم. موفق باشید
سلام: سالهاست از شما بعنوان معلم، بیانی از موضع انقلاب اسلامی در مورد ازدواج ندیدیم! اما حرف ها هست که باید گفت نه بعنوان فرد بلکه بعنوان روح اجتماع و سنت طبیعت که موضوع نظر ماست. سنت طبیعت میگوید حیوان یا نفس حیوانی انسان، زمانی که به بلوغ میرسد باید ازدواج کند؛ عقل بشری در کنارش تعبیرکی میکند تا به این سنت پایبند باشد چون میداند خلاف سنت های عالم عمل کردن نابودی است. حال بفرمایید با آمار حدود ۴۰ درصدی از جوانان که تا کنون ازدواج نکرده و از چهل سال عبور کرده اند چه باید کنیم؟ (آمار رسمی امسال). آیا تدابیر بشری باید حلش کند یا معجزه الهی؟! با این همه ما در شرایط انتقال تمدنی هستیم که امر ویژه ایست، سختی های خود را دارد. از جهتی فلسطین را میبینیم با اینهمه جنگ ازدواج صورت میگیرد. از طرفی در روز عاشورا حضرت قاسم علیه السلام ازدواج میکنند هرچند دلایل وجودی داشته باشد. از سوی دیگر داریم حضرت امیر علیه السلام پول میگذاشتند تا جوانها ازدواج کنند. همین روزگار نیز داستان رهبر شهید را در کوهنوردی و برخورد با یک دختر پسر داریم که خطبه عقدشان را میخوانند. یک جوان امروز کیست-کجاست- به کجا میرود- اکنون چه کند؟ مورد توجه هست که برای یک پسر این موضوع بسی سخت تر است زیرا دختران محبت از خانواده و دوستان میبینند اما پسران هرگز. پسر کسی است که همه درد ها را به تنهایی میکشد- کسی او را دوست نمیدارد - در حالی که یک نفسی است با نیازهای عاطفی خود که هرگز رفع نمیشود. در آخر لعنت بر آخوند یا لیبرالیست یا دانشگاه - مشاور یا علی الخصوص خانواده هایی که این لعنت را بر جامعه خویش روا داشتند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مسئله، مسئلۀ بسیار مهمی میباشد و بیحساب نیست که پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهواله» درست در شرایطی که جامعۀ جدید اسلامی در حال شکلگرفتن بود فرمودند: «أَنَّ الْمُؤْمِنَ كُفْوُ الْمُؤْمِنَةِ فَيَتَزَوَّجُ امْرَأَةً أَعْلَى مِنْهُ نَسَباً وَ حَسَباً» هر مرد مؤمنی کفو و مناسب زن مؤمن میباشد و آنها را به ازدواج همدیگر در آورید. و این یعنی در ازدواج، مشغول حواشی نباشیم و معلوم است که یک دختر و پسر در ابتدای ازدواج تفاوتهای فکری و فرهنگی و عادتهای متفاوت دارند که به مرور با درک همدیگر از آنها عبور خواهند کرد و نباید از ترس آنکه ممکن است این حواشی منجر به عدم سازش شود، از ازدواج آنها جلوگیری کرد. باید سعی نمود آن حواشی را جدّی نگرفت. زیرا اگر پیامبر خدا صلوات الله علیه و آله فرمودند: «النِّکَاحُ سُنَّتِی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی» ازدواج، سنّت من است، هر کس از سنّت من رویگردان شود از من نیست. به جهت آن است که انسانهای مومن در ازدواج به صفا و صمیمیتی میرسند که خداوند در وصف آن فرمود: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» و از نشانه های [قدرت و ربوبیت] او این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و در میان شما صمیمیت و مهربانی قرار داد؛ یقیناً در این [کار شگفت انگیز] نشانه هایی است برای مردمی که می اندیشند.
با توجه به سخن پیامبر خدا صلوات الله علیه و آله و وعدهای که خداوند در راستای ازدواج به مومنین داد که آن صمیمیت و گشودگی خاصی است که تنها از طریق ازدواج برای مومنین پیش میآید. موفق باشید.
امام علی علیه السلام: سَیِّئَةٌ تَسوؤُکَ خَیرٌ عِندَ اللَّهِ مِن حَسَنَةٍ تُعجِبُکَ گناهی که اندوهگین ات کند، نزد خدا بهتر است از کار نیکی که به خودپسندی گرفتارت سازد. نهج البلاغه، حکمت ۴۶. استاد سلام: این روایت برای ما بارها اتفاق افتاده است وقتی کار خوبی میکنیم خود به خود موجب این می شود که برای خدا قیافه بگیریم و پیش خودمون فکر میکنیم که دیگر کار تمام است و ما اون بنده خوبه خدا شدیم و در این حین است که ناگهان انسان خودش را در گناه می بیند که حالات سخت و اندوهناک و پشیمان و ذلت بار پیش خود حس می کند که از طرفی این حالت ارتباط متواضعانه با خدا برایمان ایجاد می کند و از طرفی ظلمت وجودمان را پر می کند. سوال ما از شما اینجاست که چه باید کرد و راهکارش چیست که نه گناه کرد و با ظلمت و حجاب گناه درگیر بود و از طرفی هم کار خوبی که انجام میشه باعث خودگیری نشه و این خودگیری در نفوس انباشته نشه و تبدیل به گناه نشه و ما خود را در همه حالات در برابر خدا بنده ای خاشع و متواضع ببینیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مولایمان حضرت علی«علیهالسلام» در این سخن ارزشمند متذکر این امر هستند که اگر انسان در بستر بندگی به نحوی مرتکب گناهی شد ولی متوجۀ اثرات منفی آن گناه گردید؛ این را لطف خدا بداند که خداوند خواسته آن گناه برای او شیرین نشود که مأیوس گردد. ولی اگر نیکی کرد و آن را لطف خدا ندانست و به خود گرفت، معلوم است که مغرور میشود و آن گناه، نسبت به جایگاهی که در نفس انسان دارد که او را پشیمان میکند؛ از این نیکی که شخص را مغرور میکند، نزد خداوند برتر است. موفق باشید
با نام خدا! فصل گمگشتگی و توهم: و خیل زیاد جوانان توهم را ارج میدهیم به هر واقعیت پوچی که مردم نامش را واقعیت میگذارند یا نام دیگرش روزمره. و پی خودی میباشیم که هیچ کس نیست جز اعتماد بنفسی محکم؛ هرچند وهمی. نیست آنچه باید، میسازی آنچه لازم است تا نکشد تورا! و ای نفس بازگرد به یگانگی خود: گدایی کردمت تو بغل غریبه ها-گدایی کردمت از وسط دریده ها- گدایی کردمت تو این غربت عجیب راه- گدایی کردم شبیه شب تو ام شبیه ماه- نه من تو بغل این و اون دنبال بوی تو ام! از حسرت نور کم و سیاهی موی بلند- که من اون فدایی عاشق های هر روز تو ام- تو دائما خامم کن، منم پرواز کنم- تو برای من! قشنگ تری، از همه پدیده ها- تو! برای من زیبا تر از قبل، بهتر از غریبه ها... و نفس یکی شو، خود باش حتی بگذار احدی نشناستت؛ تو خودرا بشناس.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید تماماً به دنبال «خود» بود. چه کسی همۀ آن بودنِ من است جز «او» که همۀ انسانیت را در اوج خود به نمایش آورده است و پروردگاری که بنا دارد ما را با ربوبیت خود تعالی بخشد، به ما فرمود: «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا»(۲۱/ احزاب) براى شما اگر به خدا و روز قيامت اميد مىداريد و خدا را فراوان ياد مىكنيد، شخص رسول الله اسوۀ پسنديدهاى است. ملاحظه کنید که چگونه کسانی که امیدوار حاضرشدن در افقی هستند که خدا را در جان خود بیابند و در همان راستا به ابدیت خود امیدوار هستند و همواره یاد خدا را مدّ نظر داشته باشند؛ آری! چنین انسانهایی پیامبر خدا را که نهاییترین و کاملترین انسان است، به عنوان اسوه و صورت متعالی خود مدّ نظر دارند. و این اصیلترین حضوری است که انسانِ آخرالزمان برای اینکه بیش از پیش «خود» باشد؛ بدان نیازمند است. در بحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» شمارۀ ۱۶۷ https://eitaa.com/bartarin_hozoor/333 در این رابطه موضوع تمدن نوین اسلامی را که چه انسانی را مدّ نظر میآورد، عرایضی شد و البته و صد البته مسئله را باید بسیار بزرگ دانست به آن معنایی که کسانی میتوانند حقیقتاً به عالیترین شکل با «خود» بهسر ببرندکه پیامبر خدا را اُسوۀ خود قرار دهند و لازمۀ این کار سه نکتۀ ظریف است که باید به آن زیاد اندیشید و آن سه نکته عبارت است از: «يَرْجُو اللَّهَ» وَ «الْيَوْمَ الْآخِرَ» وَ «ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا». موفق باشید
سلام وادب وسپاس سوال من اینه که چرا خدا باید موجوداتی خلق کنه که پتانسیل رنج کشیدن رو داشته باشن در حالی که میتونست همه ی ما رو جوری خلق کنه که پتانسیل رنج کشیدن نداشته باشیم؟ من فکر نکنم این سوال جوابی داشته باشه، من با خودم میگم اصلا قراره ما جواب این سوال رو توی این دنیا ندونیم و این یکی از امتحان های ما هست. همون طور که ما اصلا تو این دنیا قرار نیست درک کنیم دلیل خدا برای خلقت کلا چی هست. شاید حتی اصلا خلقت خدا نیازی به دلیل هم نداشته باشه؛ و نیاز به "وجود داشتن دلیل برای هر چیزی" فقط از خصیصه های این دنیا باشه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوبی است و اتفاقاً هرچقدر ما در جواب این سؤالات جلو و جلوتر رویم بر معارف خود میافزائیم و در جواب همین سؤالات بود که کتاب «آشتی با خدا» تنظیم شد. پیشنهاد میشود به متن کتاب و صوت آن رجوع شود. https://lobolmizan.ir/book/69?mark=%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C%20%D8%A8%D8%A7%20%D8%AE%D8%AF%D8%A7 عنایت داشته باشید وقتی در این موارد بیندیشیم، خود به خود توان سؤالاتی که برایمان پیش میآید را خواهیم داد. موفق باشید
سلام استاد عزیزم. ان شاءالله تنتون سلامت و حالتون خوب باشه. بنده در سه مورد سوال و ابهام داشتم. ۱. در مورد حرکت جوهری به یک درکی رسیده ام که خواستم باهاتون به اشتراک بذارم ببینم درست متوجه شده ام یا خیر. یکی از چیزهایی که بنده از برهان صدیقین و حرکت جوهری فهمیده ام این است که تمام موجودات عالم، چه عالم ماده و چه عالم مجردات عین فقر و نیاز به خداوند هستند. یا به تعبیر دقیق تر همه ی آنچه که هست حکایت از از وجود خداوند دارد و اوست که در صحنه است. خب اینجا خواستم فرق هست عالم مجردات با هست عالم ماده را با هم مقایسه کنم. هست عالم مجردات یک هست ثابت است و هر لحظه خداوند همان هست او را به آن عنایت می کند و می بخشد، اما عالم ماده یک تفاوت با عالم مجردات دارد و آن این است که درست است که عالم ماده هم همواره هستش به افاضه خداست، اما چون ذات آن متحول و عین حرکت و عین نیاز است هر لحظه هست جدیدی از آن در صحنه است که از هست قبلی آن کامل تر است و بیشتر به فعلیت رسیده است. پس فرق هست عالم مجردات با هست عالم ماده در همین است که در عالم ماده هر لحظه خداوند هست کامل تری را به صحنه می آورد اما در عالممجردات هر لحظه همان هست ثابت و غیرمتغیر در صحنه است. درست متوجه شدم؟ ۲. درک دیگری که به آن رسیده ام: به نظر بنده سیب رسیده از سیب نارس درجه وجودی اش قوی تر است و کامل تر است. به همین ترتیب سیبی که از شدت پوسیدگی و خرابی پودر شده است و تقریبا چیزی از آن باقی نمانده است از یک سیب رسیده و خوشمزه کامل تر است و درجه وجودی شدیدتری دارد. چون سیب پوسیده زمان بیشتری را گذرانده و قبلیت و بعدیت بیشتری را تجربه گرده و فیض بیشتری را دریافت نمونده است. این یعنی حجم و رنگ قرمز و بوی خوش سیب برای آن کمال نبود. نسبت به سیب نارس کمال است ولی نسبت به سیب پوسیده و متلاشی شده نقص است. درست متوجه شده ام؟ ۳. موضوع دیگری که بی ربط به دو موضوع قبلی نیست این است که برخی موجودات روند پیری زودتری را طی می کنند برخی کنند تر. اگر عالم ماده عین حرکت است و حرکت تند و کند برای آن بی معناست پس چرا تن برخی انسان ها زودتر پیر می شود برخی دیرتر؟ مثلا تن مبارک امام زمان (عج) بیش از هزار سال است که موجود است ولی تن برخی از انسان ها ۱۰۰ سال بیشتر نمی ماند. این چه توجیهی دارد؟ آیا تن مبارک حضرت قوانین عالم ماده را مترتب نمی شود؟ یا شدت نفس حضرت که بالاترین درجه از شدیت در مخلوقات است به تن ایشان سرایت کرده و آن را از ذات عین حرکت خود بازداشته است؟ اگر ممکنه توضیح قابل فهمی برای بنده بفرمایید. خدا شما رو خیر دنیا و آخرت نصیب کند.🌹🤲
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. برداشت بسیار خوبی از «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» داشتهاید. ۲. تغییر در اعراض، غیر تغییر در جوهر است و از این جهت تغییری که در سیبِ رسیده میشود، این تغییر در اعراض است و سیب، به اعتبار مرتبۀ مادی خود مانند دیگر پدیدههای مادی، حرکت ذاتی خود را دارد. ۳. نفس انسان به اعتبار ظرفیتی که در نفس نسبت به تغییر مابهالقوه به مابهالفعل دارد؛ سنّ افراد متفاوت میشود و ربطی به ذات مادی آنها ندارد. موفق باشید
استاد سلام علیکم: ماه نو فرا رسیده از شما بسیار التماس دعا داریم هم برای خودم و هم برای گروهم. استاد اگر میشود یک راهنمایی برای گروه بفرمایید چون خیلی از اعضای گروه معلم هستند. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای حضور در تاریخی که باید در عین حفظ معنویات خود، جهانی بود وظیفه داریم بسیار بیندیشیم. از این جهت پیشنهاد میشود به عرایضی که اخیراً خدمت بعضی از خواهران شده؛ عنایت فرمایید تحت عنوان «و بازخوانی خود در منظر شخصیت حضرت زهرا «سلام اللهعلیها»https://eitaa.com/matalebevijeh/23919 و «ایران و نظم جهانی دیگر» https://eitaa.com/matalebevijeh/23931 . موفق باشید
