بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
42308

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: استاد فردی هست که فال قرآنی میگیره و یه چیزهابی از آینده طرف میگه بعد میگه که من از کلمات قرآن این چیزها رو می‌بینم و میگم حالا ابن طور فال درست هست یا نه و میشه نظر تون رو مختصر درباره فال حافظ بگید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید به این موارد اعتماد کرد. و عموماً این نوع پیش‌بینی‌ها در کلّیت خود ما را از زندگی و فعالیت‌های آن محروم می‌کند. موفق باشید

42303

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: قسمتی از علم الکتاب علم اسما است یا علم الاسما جزئی از علم الکتاب؟ یعنی کدام زیرمجموعه دیگری است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه چیز در «لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى» مدّ نظر است از آن جهت که او در ذات خود به جلوۀ اسمای حُسنایش در میان است. و این است راز پنهان هستی که می‌توان گفت درک این «راز»، همان آگاهی به کتاب است به معنای آنچه محقق شده و همواره پیش می‌آید. موفق باشید 

42290

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: امیدوارم حالتون خوب باشد. یک موضوع قرآنی و فرهنگی هست که مدتیه ذهن من رو جدی درگیر کرده و دوست داشتم با شما مطرح کنم؛ هم برای مشورت و هم شاید برای اینکه اگر صلاح دونستید، در پیدا کردن آدم‌های مناسبی که بتوانند وارد این مسیر شوند، کمکم کنید. ماجرا مربوط به آقای محمدی‌تبار است. احتمالاً شما ایشان را نمی‌شناسید، برای همین اجازه بدهید ابتدا کمی درباره ایشان و کاری که انجام می‌دهند توضیح بدهم. من حدود ۱۸ ماه است که به‌صورت مستقیم با ایشان فعالیت دارم و در این مدت، از نزدیک با دغدغه، نگاه و نوع فعالیتشان آشنا شده‌ام. ایشان در سال ۶۳ کارشناسی مدیریت گرفته‌اند و در سال ۷۰ کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل را خوانده‌اند و در همین مسیر از تهران به قم آمده‌اند. البته سابقه مبارزه و جبهه و جنگ و اسارت را هم دارند. در کنار تحصیلات دانشگاهی، حدود پنج سال به‌صورت آزاد و بدون تعطیلی، درس تفسیر المیزان را نزد آیت‌الله روح‌الله شاه‌آبادی دنبال کرده‌اند و دروس حوزوی را نیز کار کرده‌اند و در ادامه، تمرکزشان را بر مدیریت فرهنگی گذاشته‌اند. در حوزه مدیریت فرهنگی هم سابقه فعالیت و تدریس داشته‌اند و چند سال استاد مدیریت فرهنگی در جامعه‌المصطفی بوده‌ و هستند. طبق رزومه‌ای که خودشان برای من توضیح داده‌اند، در طول این سال‌ها در ارتباط با فعالیت‌های فرهنگی و بین‌المللی، با ۵۴ تشکل بین‌المللی در نقاط مختلف دنیا ارتباط و همکاری داشته‌اند و در چند کشور نیز مدارس قرآنی و اسلامی ایجاد شده است. در حال حاضر مدیر و مؤسس «دعوت جهانی قرآن کریم» و «فروغ اندیشه نور» هستند و این مجموعه در ۲۸ کشور فعالیت دارد و در کشورهای مختلف نماینده دارد. در سایت «دعوت جهانی قرآن کریم» https://davatejahani.ir هم مجموعه‌ای از فعالیت‌های قرآنی و تربیتی معرفی شده؛ از آموزش قرآن، ترجمه و تدبر و تربیت مربی گرفته تا موضوعات خانواده و تربیت فرزند، اقتصاد در قرآن، تاریخ اسلام، نقش ائمه در احیای دین، احکام و موضوعات معارفی. این مجموعه نیز با مجوز رسمی فعالیت می‌کند. در حال حاضر یکی از کارهایی که درگیر آن هستند، تولید محتوای «مدرسه اسلامی ، قرآنی ملل» است؛ مدرسه‌ای که برای فعالیت در ایران و کشورهای مختلف طراحی شده و دارای ظرفیت نمایندگی در ایران و کشورهای مختلف است. خداوند هم توفیقی به من داده که در این زمینه، هرچند ناچیز، با ایشان همکاری داشته باشم. اما چیزی که باعث شده من این موضوع را جدی بگیرم، صرفاً رزومه و گستردگی فعالیت ایشان نیست. من در این حدود ۱۸ ماه که مستقیم با ایشان کار کرده‌ام، بیشتر با یک دغدغه مشترک مواجه شده‌ام؛ اینکه اگر قرار باشد فرهنگ قرآنی و دینی واقعاً در جامعه استمرار پیدا کند، باید برای نسل بعد فکری اساسی کرد. من خودم در این مدت، با آشنایی بیشتر با افکار و اندیشه‌های استاد محمدی‌تبار، به این نتیجه رسیده‌ام که واقعاً حیف است ما فقط درباره فاصله گرفتن بچه‌ها و نسل جدید از فرهنگ دینی صحبت کنیم، اما برای ساختن یک مسیر تربیتی و فرهنگی و تربیت نسل بعد، آن‌طور که باید اقدام نکنیم. به نظرم اگر قرار است فرهنگ دینی ماندگار شود، باید از کودک و خانواده شروع کنیم؛ از همان سال‌هایی که شخصیت و نگاه کودک در حال شکل گرفتن است. یعنی به‌جای اینکه چند سال بعد، وقتی نوجوان و جوان شد، تازه بخواهیم با او درباره قرآن و دین صحبت کنیم، باید از کودکی یک زنجیره تربیتی و فرهنگی درست ایجاد کنیم که کودک، خانواده، نوجوان و بعد جوان را به هم وصل کند. این دغدغه، با آشنایی بیشتر من با این کار برایم جدی‌تر شده و به همین دلیل دوست دارم خودم هم تا جایی که از دستم برمی‌آید، این موضوع را دنبال کنم. البته این نکته را هم می‌خواهم روشن بگویم که این‌طور نیست که آقای محمدی‌تبار از من خواسته باشند برایشان افراد پیدا کنم یا از شما درخواست معرفی نیرو داشته باشند. اتفاقاً این پیگیری، خواسته و تصمیم خود من است. من چون در این مدت مستقیماً با ایشان کار کرده‌ام، احساس کردم این ظرفیت نباید فقط در حد یک فعالیت محدود بماند و اگر قرار است جدی‌تر دنبال شود، باید آدم‌های مناسبی هم برای این مسیر شناسایی شوند. آدم‌هایی که فقط مدرک یا سابقه قرآنی نداشته باشند؛ بلکه دغدغه واقعی فرهنگی داشته باشند، اهل کار باشند، توان ارتباط با مردم و خانواده‌ها را داشته باشند، بتوانند مسئولیت بپذیرند و مهم‌تر از همه، اهل استمرار باشند. اینجا بود که به ذهنم رسید شاید شما بتوانید کمک بزرگی به من بکنید. با توجه به سابقه‌ای که شما در آموزش‌وپرورش، کار تربیتی و دانشگاه داشته‌اید و سال‌ها با فضای تربیت نسل جوان و نیروهای فرهنگی در ارتباط بوده‌اید، احتمال دادم بتوانید آدم‌هایی را بشناسید که شاید من اصلاً دسترسی یا شناختی از آنها نداشته باشم. اما یک دلیل مهم‌تر هم برای اینکه به فکر مطرح کردن این موضوع با شما افتادم وجود دارد. احساس کردم شاید آشنایی شما با آقای محمدی‌تبار، فقط برای پیدا کردن چند نفر مناسب نباشد. از یک طرف، ایشان سال‌ها در حوزه مدیریت فرهنگی، فعالیت قرآنی، کار تربیتی و ارتباطات بین‌المللی تجربه کرده‌اند و امروز هم درگیر یک کار عملی برای تولید محتوای «مدرسه قرآنی و اسلامی ملل» هستند. از طرف دیگر، شما سال‌ها در آموزش‌وپرورش و دانشگاه و فضای تربیتی حضور داشته‌اید و در کنار تجربه‌های اجرایی، بخش مهمی از مسیرتان را صرف کار دینی، تفسیر قرآن، نهج‌البلاغه، معارف و تربیت فرهنگی کرده‌اید. برای من جالب بود که هر دو مسیر، با وجود تفاوت‌هایی که دارند، به یک دغدغه نزدیک می‌شوند: اینکه چطور می‌شود فرهنگ عمیق دینی را فهمید، منتقل کرد و برای نسل بعد به یک جریان زنده تبدیل کرد. به همین دلیل با خودم فکر کردم شاید گفت‌وگوی مستقیم شما با ایشان، قبل از اینکه اصلاً بخواهیم دنبال معرفی افراد برویم، ارزشمند باشد. ممکن است در یک گفت‌وگوی کوتاه، شما از زاویه تربیتی و فرهنگی به مسئله نگاه کنید و ایشان از زاویه تجربه اجرایی، مدیریت فرهنگی و فعالیت بین‌المللی؛ و همین تفاوت زاویه نگاه شاید باعث شود ظرفیت‌هایی دیده شود که من به‌تنهایی نمی‌توانم ببینم. ممکن است این گفت‌وگو به معرفی چند نفر منجر شود، ممکن است به یک همکاری مشخص برسد و ممکن هم هست فقط باعث شود هر دو طرف شناخت دقیق‌تری از یک ظرفیت قرآنی و فرهنگی پیدا کنند. برای من اصلِ این آشنایی ارزشمند است و نمی‌خواهم از ابتدا برای نتیجه آن تصمیمی تعیین کنم. به همین دلیل اگر خودتان صلاح بدانید، خوشحال می‌شوم زمینه یک گفت‌وگوی کوتاه و ابتدایی بین شما و آقای محمدی‌تبار را فراهم کنم؛ بدون اینکه هیچ تعهد یا تصمیمی برای همکاری در میان باشد. فقط یک گفت‌وگوی آشنایی و بررسی اصل موضوع. بعد از آن، اگر شما احساس کردید این مسیر ظرفیت بیشتری برای دنبال کردن دارد، طبیعتاً می‌توانیم درباره افراد مناسب و ادامه کار هم فکر کنیم. تأکید می‌کنم این درخواست از طرف آقای محمدی‌تبار نیست و ایشان از من نخواسته‌اند که با شما چنین صحبتی داشته باشم. این تصمیم و پیگیری، کاملاً از طرف خود من است؛ چون در این مدت زمان که از نزدیک درگیر این کار بوده‌ام، احساس کردم شاید معرفی این دو ظرفیت به یکدیگر، خودش بتواند اتفاق مفیدی ایجاد کند. اگر صلاح بدانید، من می‌توانم ابتدا توضیحات بیشتری درباره مجموعه، «مدرسه قرآنی ملل»، نوع فعالیت و هدفی که دنبال می‌شود خدمتتان عرض کنم و اگر تمایل داشتید، زمینه آشنایی و گفت‌وگوی مستقیم شما با ایشان را فراهم کنم. ممنونم که وقت گذاشتید و خواندید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جای بسی خوشبختی است که رفقای محترم به صورت‌های گوناگون به قرآن رجوع کرده و می‌کنند و مطمئن باشید قرآن به عنوان آخرین پیام خداوند جوابگوی نیازهای بشر آخرالزمانی می‌باشد. انسان‌ها در این دوران نمی‌توانند با مفاهیم و عقاید خود هرچند آن عقاید خوب و متعالی باشد؛ خود را ادامه دهد. باید در جان خود در جستجوی حضوری باشند که آن حضور، معنای آن‌ها را شکل می‌دهد و قرآن یعنی «ذکرٌ للعالمین». در رابطه با معرفی افراد، رفقایی که می‌شناسم عموماً به نحوه‌های مختلف در فعالیت هستند که شاید امکان ارتباط با آن‌ها مشکل باشد. مانند حاج آقا نجاتبخش و در مرکز «سیمای هنر و اندیشه» https://eitaa.com/soha_sima و یا حاج آقا موسویان در «گروه فرهنگی صبّار» https://eitaa.com/sabbar_ir . ولی در هر حال همین‌که رفقا این راه را طی کنند، آنچه بهترین است به ظهور می‌آید. در رابطه با شخص بنده، با توجه به موقعیت سنّی، تنها می‌توانم صبح‌ها بعد از نماز در مسجد «خدیجه کبری«سلام‌الله‌علیها» که نزدیک منزل‌مان می‌باشد در خدمت رفقا باشم. موفق باشید

42232

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد خدا قوت: می خواستم در مورد مسئله ای با شما مشورت کنم وضعیت شغلی من به صورتی هست که حقوق خوبی دارم و وضع مالی متوسط حدود ۳۷ سال سن دارم و اگر در همین شغل بمانم احتمال زیاد تا ۵ سال دیگر بخاطر سختی کار بازنشسته می شوم و در شغل فعلی که هستم بیشتر از حد خودم فعالیت دارم و چون شرکت دولتی هست از جهت حلال بودن حقوقم مطمئن تر هستم حالا مدتی هست که می خواهند ارتقا شغلی به من بدهند خوب از لحاظ حقوق و مزایا شرایط من بهتر می شود ولی چون ۱. سرپرست می شوم خودم ناراضی هستم که نکنه نتوانم عدالت را بین پرسنل رعایت کنم و حق الناس گردنم بافته ۲. شاید نتوانم وظیفه خود را در اون حد که باید انجام دهم. ۳. دلم می خواد زودتر باز نشسته شوم که بیشتر وقت داشته باشم و بتوانم تحقیق و مطالعه بهتر داشته باشم حالا اگه شد هم یه شغل در زمان بازنشستگی داشته باشم. لازم به ذکر است اگر ارتقا شغلی بگیرم حداقل ۱۳ سال دیگر می توانم بازنشسته شوم. نظر شما راجع به این مسئله چیه با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به روحیۀ خودتان دارد که اگر می‌توانید با وسعت بیشتر در کار حاضر شوید، نباید خود را به عقب برانید. چه خوب است که انسان بتواند هر امری را در جای خود داشته باشد و در عین فعّال‌بودن در شغل، فرصت‌های زندگی را برای تعالی معرفتی و تعالی معنوی از دست ندهد. موفق باشید

42230

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام عرض ادب و احترام و خدا قوت: استاد عزیز سوالی از حضورتون داشتم، با توجه به جو بی حجابی من خیلی دوست دارم که دخترهایم که یازده و نه ساله هستن با یکسری دختر با حجاب آشنا و در رفت و آمد باشند تا خودشان را در رعایت حجاب تنها نبینند و با معاشرت با اینها به حجاب و ایمانشان افزوده شود. چون در آشنایان دیده ام که دختران خانواده های مذهبی در اثر دوستی با همسالان بی حجابشان بی حجاب یا کم حجاب شده اند. اخیرا با یک گروه سرود در جامعه القران آشنا شده ایم که دختران همسن شان با هم سرود های مذهبی و انقلابی را با پوشش چادر در تجمعات و مراسم مذهبی می خوانند دختر بزرگم روحیه ی رفیق باز دارد و بسیار علاقه به دوست و وابستگی به دوست دارد و من خوشحالم چون احساس می‌کنم ارضا می شود، برای تولد پیامبر اعظم (ص) اجرای خیابانی داشتن یعنی در پارک پاساژ ها و ... شعرهایی در مدح رسول مکرم و رهبر شهید قرار بود اجرا کنند پدرشان که آنها را به پارک برد گفت نه و چرا باید در پارک یا کنار خیابان مراسم داشته باشند و مناسب دختر به سن تکلیف رسیده نیست و کلا دیگر سرود نروند ولی بنظر من با این حجم بی حجابی حضور دختر بچه ها با چادر زیبا و سرودهای ارزشی بسیار خوب و اثر گذار هست پدرشان ناراحت شده و می گوید کلا سرود نروند می گویم حداقل اجازه بده بروند و اجرا در مکان ها و تجمعات مذهبی را حضور داشته باشند و اجرای خیابانی را نروند (هر چند بنظر من مشکلی ندارد) قبول نمی کند. با توجه به ارادت و حرف شنوی از شما خواستم نظرتان را بدانم

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره دختران ما با این حضور که با حجاب و به صورت گروه سرود در این میادین حاضر می‌شوند؛ برای خود شخصیتی می‌گردند که عملاً روی دیگران هم مؤثر خواهند بود. زمانه، زمانه‌ای نیست که بتوانیم دختران خود را که می‌توانند با حضوری مثل حضور در گروه سرود در محافل اجتماعی حاضر شوند، آنان را منزوی کنیم. موفق باشید

41846

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

https://eitaa.com/ch1405/24378 سلام: اینکه نام شما به عنوان جاده صاف کن جریان غربگرا داره در تاریخ ثبت میشه خیلی آزارم میده جناب استاد. ناامیدانه این چند صوت از دکتر جمشیدی براتون فرستادم امیدوارم، خواهشمندم حتما گوش کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که بنده از سال‌های قبل ارادت خاصی به جناب آقای دکتر جمشیدی داشته‌ام هرچند فرصت آن را ندارم که آن صوت‌ها را بشنوم. ولی مطمئن هستم دلسوزانه سخن گفته‌اند و همۀ عرض بنده نکاتی است که در جواب سؤال شمارۀ 41849 عرض شد و آن این‌که عزیزان اهل تفکر برای حضور در آیندۀ تمدنیِ ایرانِ اسلامی باید بیش از پیش همدیگر را «فهم» کنند به همان معنای «فهمِ دیگری» که آقای دکتر مصلح متذکر آن هستند  https://lobolmizan.ir/leaflet/1435?mark=%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C   موفق باشید

41513

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد بزرگوار. حقیر دوره‌های اخلاقی زیادی گذراندم، و از محضر یکی از اساتید بزرگ اخلاق که مورد تایید شماست بهره بردم، و همه‌ی آرامش زندگیم رو مدیون آن استاد بزرگ هستم که چند سالی‌ست به رحمت خدا رفتند. یکی از بزرگترین مسائلی که در خودم پیدا کردم که ظاهراً اکثر مشکلاتم ریشه در همین موضوع داره سنگدلی و مهربان نبودن بنده است، بنحوی که اگر کاری هم برای دیگران می کنم از روی وظیفه یا بجهت انجام واجب و مستحب است، نه از روی محبت و دل رحمی و درک عواطف. آیا راهی برای درمان این حالت وجود داره؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به انسانیت انسان‌ها نظر کنیم و صفایی که در بنیان آن‌ها نهفته است و دلسوزی و ارادت برای آن‌ها، زمینۀ تجلیات انوار الهی از طریق همان انسان‌ها به ما می‌شود. و در این رابطه حتی باید خطاهای‌شان را نادیده گرفت و تنها دشمنان خدا و دشمنان انسانیت از این قاعده مستثنی می‌باشند. موفق باشید

42334

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ارادت: پس از رهبری شهید، از چه بزرگواری باید تقلید کرد؟ خدا قوت یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌طور که از اهل خبره تحقیق شده ظاهراً آیت الله سیستانی را معرفی می‌کنند.
همچنین جامعه مدرسین در سال ۷۴ لیستی را معرفی کردند که در میان آنها آیت الله وحید و آیت الله مکارم در قید حیات هستند. به هر حال لازم است خودتان هم از اهل خبره تحقیق بفرمایید. موفق باشید
 

42307

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده; استاد بزرگوار بنده از شما سوال داشتم. میشه بیشتر این کلام که در غررالحکم و دررالکلم هست شرحش بدین؟ «سَلُوا القُلوبَ عَنِ المَوَدّات فَإنَّها شَواهِدُ لاتَقبَلِ الرُّشا»

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای مولای‌مان امام المتقین «علیه‌السلام» که بنا دارند لااقل ما به خودمان دروغ نگوییم و در مورد دوست‌ها به قلب‌مان رجوع کنیم که آیا حقیقتاً در آن نوع دوستی صادق است یا نه. زیرا قلب را نمی‌توان با رشوه‌دادن‌ها به آن فریب داد و آن را در آن گمان انداخت که چیزی مانند دنیا و اهل دنیا که شأن دوستی و دوست‌داشتن ندارند را دوست بدارد. به گفته آقای دکتر رضا داوری در  کتاب «فلسفه، ایدئولوژی و دروغ» می‌فرمایند: دروغهایی که ما معمولا می‌گوییم به دیگران  است و نه به خود، آیا به خود و به چشم و گوش و… خود هم دروغ می‌گوییم؟ ولی درآن حال این قلب است که متوجه می‌شود داریم به خودمان دروغ می‌گوییم. موفق باشید 
 

42305
متن پرسش

سلام استاد بزرگوار. در رابطه با نوعی از سلوک تاریخی که فرمودید آینده ای متعالی و درخشان در اکنون ما حاضر می شود و حالتی جلالی پیش می‌آید و در نتیجه منجر به نوعی تنهایی می‌شود، پرسشم برای کسانی هست که بعضاً مسئولیت هایی دارند. در دل چنین حضور و جلالی که منجر به تنهایی می‌شود چگونه می‌توان در اجتماع حضور پیدا کرد و درست انجام وظیفه نمود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم درک حضور جلالی است که برای انسان در نسبت به آیندۀ متعالی، با نظر به ایرانی که بحمدالله ایدۀ جهان شده است؛ پیش می‌‌آید که افقی است بس گشوده، که فرداها را با نظر به انسانیت انسان‌ها مدّ نظرها می‌آورد. خوشا به حال آنانی که در دل این حضور، مسئولیت‌های خود را مدّ نظر دارند مانند رهبر معظم انقلاب که با نظر به آن آیندۀ متعالی بر انسجام ملت ایران تأکید می‌کنند و در سخن با دانش‌آموزان و دانشجویان از « مأموریت تاریخی» آنان با آن‌ها گفتگو می‌کنند https://eitaa.com/bartarin_hozoor/276  و خوشا به حال برنامه‌ریزان که با نظر به آینده‌ای که مدّ نظر رهبر معظم انقلاب است؛ برنامه‌ریزی می‌کنند. و خوشا به حال دانش‌آموزان و دانشجویان و مادرانی که متوجۀ آن آیندۀ بزرگ هستند و در اکنون خود به وسعت آن آیندۀ متعالی سیر می‌کنند تا گرفتار روزمرّ‌گی‌ها و پوچی‌ها نگردند. و اگر به گفتۀ جنابعالی در چنین شرایطی که افقِ جلالیِ تاریخی در مقابل انسان گشوده می‌شود و نوعی تنهایی احساس می‌کند؛ این حکایت در راه‌بودن است و درک این دوران طلایی است که هر لحظه‌اش در ارتقای امت در مدارج سلوک مغتنم است https://eitaa.com/matalebevijeh/23792.و همچنان رفتن و باز، رفتن، هرچند به تنهایی. موفق باشید. 

42296

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: در مورد بحث درک و فهم و عدم طرد دیگری که حضرتعالی با زبان عمدتا فلسفی به آن می پردازید عزیزان دیگری با زبان قرآنی و دینی همان بحث را مطرح می‌کنند و البته با حدود و تعاریف واضح و مشخصتر, مثلا استاد میرباقری با اشاره به آیه «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ» این بحث را مطرح می‌کردند که همه مومنان در یک درجه نیستن و بعد با استناد به آیات دیگر بحث نهی از همز و لمز را مطرح می‌کردند و یا دکتر یامین پور آیات مربوط به نهی از داشتن غل در قلوب مومنین نسبت به دیگر مومنان را مطرح می‌کردند که نزدیک به مباحث شما بود, آیا برداشت بنده از این «این همانی» صحیح است؟ اگر اینگونه است آیا بیان قرآنی موثرتر نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ولی در آن عرایض نظر به حضور تمدنیِ انسان است و از این جهت سعی شده در آن مباحث به انسانیت انسان نظر بیندازیم تا هرکس با نظر به حضور تاریخی انقلاب اسلامی خود را و جایگاه تاریخی خود را مدّ نظر قرار دهد. موفق باشید

42208

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به نامِ خُداوَندِ کِه اَوَّل اَست و آخِر، ظاهِر و باطِن اَست کِه مالِکِیَّت و فَرمانرواییِ آسِمان‌ها و زَمین دَر سِیطَرِه‌یِ اوست. گَر گویَم آغازِ راهی اَست، آیا شَفَقِ اُفُق را دیدِه‌ها می‌بینَد آن اِنسان کِه بِه تَوحید، آهَنِی اَست قَوی؟! مَرا تَهدیدی بِپِندارید، او پارِه‌ای از جانِ مَن اَست... «مَگَر رَهَایَت کُنَم کِه تازِه تو را بازیافتِه‌ام؟ ماهِ نِهان دَر دِلِ مَن اَست، پِیِ چِه می‌گَردَم؟ مَگَر دَست از تو بِشویَم کِه تازِه دارد بِه اوجِ زِیبایی می‌رِسَد؟! غِیابَت جان می‌طَلَبَد، شایِستِه اَست خُود را بِرسانی. از گیتی سَهمِ مَن تو باش، نِگینِ بی‌هَمتایِ گَنجینِه‌ام. مَرگ دَر آغوشَم آرمیدِه اَست لیکِن، زِندِه‌تَرَم از هَر زَمان. اِضطِرابَم را از مَن بِربا، کِه دوری‌ات روزگارَنَم را دَگَرگون می‌سازَد. از این دیدِه‌ها خُون می‌چِکَد و عُمرَم را بِه جایِ اَشک فُرومی‌ریزَد. بی‌قَراری‌ام را از مَن بِسْتان. از یاد مَبَر کِه از آنِ مَنِی، هَر کُجا غایِب بودَم یادَم دَر آغوشِ توست. دار و نَدارَم را بِخواه، معَطَّل نَخواهَم کَرد.» آیا انقلاب اسلامی ادامه ندارد؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همۀ آینده، در پرتو انقلاب اسلامی آیندۀ واقعی خواهد بود که نظر به انسان کامل دارد، وگرنه بی‌معنایی، بشر را هلاک می‌کند. جناب آقای دکتر یامین‌پور در سخنان اخیر خود در نسبت با جایگاه تاریخی‌مان نکات خوبی را فرموده‌اند که خوب است بدان توجه شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/23596  موفق باشید

41835
متن پرسش

سلام و رحمة الله: استاد طاهر زاده عزیز آیا می توان گفت که ما در محاسبات مان در خصوص دشمن در مواردی خوش بينانه عمل کرده و آن را دست کم گرفته و کوتاهی می کنیم؟ از سخنرانی رهبر شهید در جمعه نصر گرفته که فرمودند ما هیچ احتمالی نمیدیم که دشمن بخواد از بیرون به ما حمله کنه و تا صحبت شما در خصوص محاصره دریایی ترامپ که آن را احمقانه خطاب کردید ولی امروز در برنامه هایی همچون به وقت ایران و افرادی همچون آقای مهدی محمدی اون را موثر دانستند و یا در موردی ديگر که عرض کردم مسائل را خوش بینانه نگاه می‌کنیم بدین جهت بود که خود آقا نیما در برنامه به وقت ایران هم اشاره داشتند که این محاسبه اسرائیل از اینکه ما به تهدیدات مون عمل نمی‌کنیم ناشی از رجز های بی مورد فرمانده هامون هست که بی جا رجز می خوانند و در وقت عمل کوتاهی می کنند مثل سخن اون بزرگواری که می فرمود اگر خلبان اسرائیلی از روی باند بلند شه و ایران را بزنه وقتی برگرده اسرائیل نیست که روش بشینه و این موارد طبق گفته بچه های به وقت ایران در دستگاه محاسباتی دشمن اثر گذار هست و یا آقای مهدی محمدی در اوایل مذاکرات چندین بار گفتند که باید محاصرات برداشته شود و تحت هیچ عنوان نباید تثبیت بشود و آتش بس کامل در لبنان اجرا شود تا ما به مذاکره برویم که هیچ کدام شان محقق نشد و محاصره همچنان باقیست و ما مانديم و خوش خیالی های مان از اساتید. استاد ما ریشه این مشکلات را از کجا بینیم؟ و چطور جمع بندی کنیم که هر دفعه پیش خودمون نگیم که نکنه این حرفا که میزنن همش خیال باشه و با واقعیت ها ما سوپرایز بشیم مثل زمانی که اقای خوش چشم گفتند که جنگ نمیشه و اگر هم بشه رهبر را نمی زنند؟ استاد اگر ما این نظام را دوست نداشتیم این سوال را که ناشی از نگرانی ها هست نمی پرسيديم و واقعا هم نگرانی داره که چرا سخن اساتید و عزیزان ما در اون سطح که خودشان مد نظر ها می آوردند محقق نمیشه و نکنه این ديدگاه ها موجب اشتباه رفتن مسیر بشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد همان‌طور که جنابعالی دقت فرموده‌اید، در نگاه تمدنی و این‌که بحمدالله ایران می‌تواند جهانی برای بشر این دوران شود؛ بسیار مفصل است. و همچنان‌که مکرراً عرض شده https://eitaa.com/bartarin_hozoor . ما در این شرایط تاریخی که انسان‌ها هر کدام در سوبژگیِ خود جهانی هستند که باید با جهان آن‌ها ارتباط برقرار کرد به راحتی نمی‌توان در میدان ردّ و قبول اهل فکر مسئله را تمام‌شده به حساب آورد. عرض شد بحث آن مفصل است بخصوص در شرایطی که طلوع خورشید تمدن نوین اسلامی در حال ظهور است. در رابطه با این‌که باید در فهمِ انسان‌ها حاضر شد که امری ماورای معنای ظاهری کلمات آنان است؛ در این رابطه مصاحبه‌ای با جناب حجت الاسلام آقای روح الامین شده است که فکر می‌کنم امکان تفکر در این موضوع را می‌گشاید. https://eitaa.com/varastegi_ir/2244 موفق باشید  

42348

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به نام خدا. این حرفو از سر لطیفه نمی‌زنم بل امیدوارم جنگ اتمی جهانی بشه و کل این دنیا خوب و بد برای هزاران سال نابود شه. این حرف دله. اگر درک نمی‌کنید ناتوان هستید. از خدا خواستارم همه دنیا را بس کند. دنیای خوب با دنیای بد، هر دو دنیا هستند. زمین اگرچه هستی است و دنیا نیست اما به ما نرسید پس می‌رویم. حقیقتا توان سخن نیست، راهی جز پایان نیست، خسته شوید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه به لطف الهی در مواجهه با استکبار پیش آمده، اولِ زندگی است و به آنچه در اشارات «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» شماره 159 عرض شد حکایت امروز و فردای ما می‌باشدhttps://eitaa.com/bartarin_hozoor/311 . موفق باشید

42346
متن پرسش

سلام به استاد گرامی: مقام معظم رهبری در پیام خود در رابطه با اجلاس سراسری نماز سخن‌هایی را متذکر شدند که بنده را به فکر برد و حقیقتاً چه اندازه لازم است نسبت به جمله جملۀ سخنان ایشان فکر کنیم. از تعبیر «اکسیر فلاح» برای نماز بگیرید تا «چشمۀ جوشان عشق و امید و مهربانی». برای ما از آن پیام بگویید. با تشکر 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به گفتۀ جناب جامی: «ذات نایافته از هستی بخش / چون تواند که بود هستی بخش» حقیقتاً این کلمات در رابطه با نماز، حکایت جانی است که در اتصال خود با آن ذات لایزال چنین حضوری را تجربه کرده است و حال به «گفت» آمده به‌خصوص که می‌فرمایند:  
«امّا فریضۀ نماز، تنها یک تکلیف فردی نیست و بنا بر آموزۀ قرآن، برپاداشتن نماز، اوّلین ثمره و نشانۀ حکومت صالحان است که «اَلّذینَ اِنْ مَکَّنّاهُم فی الأرضِ اَقاموا الصَّلاة».  بیان این آیه دقیقاً پس از آیۀ وعدۀ نصرت الهی در مورد یاران خداوند متعال و جهاد آن‌ها در سورۀ مبارکۀ حج نشان می‌دهد اقامۀ نماز به‌عنوان تکیه‌گاه مستحکم ذکر خدا و امید و اعتماد به او، نقش ویژه‌ای در جهاد و فتح و ظفر در میدان‌های مبارزه خصوصاً میدان مبارزه‌ای که امروز پیش روی ملّت ایران است، دارد.»
و این یعنی ما در این جهاد مقدسی که برایمان پیش آمده است، چه اندازه با حضور هرچه عمیق‌تر در نماز می‌توانیم به زیباترین شکل، آن آینده را که آیندۀ تمدن نوین اسلامی است، شکل دهیم. و فرمودند: 
«اقامۀ نماز در همۀ مراحل تکمیلی و سطوح تکاملی‌اش در پهنۀ جامعه و کشوری که پرچم اسلام ناب محمّدی«صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم» را برافراشته و به حاکمیّت اسلام مفتخر شده، در زمرۀ اهمّ امور است.»
و این یعنی در دل چنین حضور مقدسی می‌توانیم به مرحلۀ تمدن اسلامی برسیم که به تعبیر ایشان از تلاش برای نیکوبه‌جاآوردنِ آن باید کوتاهی نکرد. مهم آن است که متوجه باشیم ما در تاریخی قرار داریم که سیاست‌مان با حضور بیشتر در معنویت و دیانت، معنای تاریخی خود را به میان می‌آورد و بشر جدید را که سخت به دنبال عبور از پوچی‌ها است، نجات می‌دهد. مطمئن باشید اگر طعم حضور قلب در نماز به جان‌مان رسیده باشد هرگز گرفتار این نوع سیاست‌بازی‌ها که هرکس بنا دارد در فضای فریب رسانه‌ای دیگری را نفی کند؛ نمی‌شدیم زیرا نگران انقطاع قلب خود با خدا می‌شدیم. این است که حضرت حق فرمود: «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَر». موفق باشید
 

42342

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: وقتی که فکر می‌کنم می‌بینم که ما هیچ راهی برای امید نداریم هیچ روزنه ای نیست و هیچ کاری نمیشه کرد. من موندم و پرسش هام، پرسش هایی که پرسش جواب اونه. اما من هرچی که میخوام یادم نره داشتم خود کشی می‌کردم که زیر گنبد اباعبدالله گفتم بزار معامله کنم جونم رو می‌بینم که بازم انگار این زندگی مضحک نمیخواد دست از سر ما برداره، انگار باید دائم و لحضه به لحضه کربلایی بود. کربلایی که با دعا های ایشالا خدا قسمت کنه گیر آدم نمیاد و همچنان بزرگ ترین ترسم از اینه که مثل حاج قاسم پیش امام حسین نباشم، آره بزرگ ترین ترسم اینه که قرآن بخونم و نفهمم. اگر کار برای خدا پس گفتن برای چه؟ این جمله‌ی شهید خرازی هستش. منم می‌ترسم با این مناسبات دنیا این معادله رو اشتباه کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان در این تاریخ خود را ذیل شخصیت رهبر معظم انقلاب قرار دهد و در بستر انقلاب اسلامی جلو رود؛ از پوچی که حکایت این دوران است، رهایی می‌یابد و در این راستا مباحث «معرفت نفس» و سپس دنبال‌کردن مباحث قرآنی سوره‌ها که روی سایت هست، ان شاءالله می‌تواند راهگشا باشد. و در همین رابطه بحث «کربلا، مبارزه با پوچی‌ها» مطرح شد زیرا احساس پوچی و نیهیلیسم، حکایتِ این دوران است و تنها انسان‌هایی از آن عبور می‌کنند که خود را در تاریخی قدسی که به سوی تمدن اشاره دارد؛ حاضر کنند. در این رابطه خوب است مروری به اشارات مشهور به «روایت‌های برترین حضور» https://eitaa.com/bartarin_hozoor  بشود. موفق باشید

42356
متن پرسش

استاد جان سلام یکی از معضلات نسل امروز ارتباط شان با خانواده شان است که گاها جوان حاضر است هر جایی باشد الا خانه و یا در کنار خانواده اش . خانواده ها با خلق و خویی انس گرفتند که نفس آن خلق و خو فضا را برای نسل ما تنگ می سازد. بالاخص خانواده هایی که درگیر فضای مدرنیته شده اند و اخلاق آنها همانند پدران و مادران شان با روش های تربیتی زور و پذیرش همراه است و هیچ انعطافی یا رفاقتی با ما ندارند یا شاید هم داشته باشند و ما توان درک آن را نداریم . برای آنها چیز هایی معنا دارد که برای ما هیچ معنایی ندارد و آنها انتظار دارند از ما که در فضای مد نظر آنها باشیم. آن چیز هایی که انجام می دهند و یا از ما انتظار دارند ظاهرا کار حرامی هم نیست ولی ما را از فضایی که هستیم خارج می کند و ما هم مدام حرص میخوریم و گاهی نزاع هم پیش می آید. آنها با عقاید شان گاها کار هایی می کنند که عرصه فضای دینی را بر جوان نفس گیر کرده و آنها را از فضای سلوکی شان دور می کنند هر چند که ظاهر دینی هم داشته باشند. راهکار اینکه ما از این دوگانگی احترام و پذیرش از پدر و مادر و ادامه دادن فضای سلوکی و دینی به جمع این دو برسیم چه هست؟ چون از طرفی باید از آنها در کارهای حلال پیروی کرده و احترام به آنها بگزاریم و از طرفی هم کوتاهی و اشتباهات زیادی در این مسیر داریم و نور و برکات از دست مان می رود

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل، مشکل بزرگی است و جهان انسان‌ها در همۀ دنیا تحت عنوان گسست نسل‌ها گرفتار آن شده اند. به همین جهت باید ابتدا متوجۀ این امر شد که در جهان مدرن، گسست نسل‌ها تا آن‌جایی است که فرزندان، هیچ نسبتی با والدین خود ندارند آقای دکتر صادق طباطبایی که مدت ۳۰ سال در دانشگاه‌های آلمان تدریس می‌ فرموده‌اند در ترجمه کتابی تحت عنوان« نقش رسانه های تصویری در زوال دوران کودکی» نکات ظریفی در این مورد به میان آورده‌اند. حال مائیم و آگاهی از این موضوع تا در عین آن‌که نباید از آن‌ جوانان و فرزندان خود منقطع شد، با درک ضعف‌های جهان مدرن و تذکر حکیمانه و دوستانه به فرزندان، آن‌ها را متوجۀ آیندۀ بزرگی کرد که با ایران انقلابی و اسلامی در حال وقوع است و این تنها راهی است که می‌توان این نسل را از دهان اژدهای دنیای جدید نجات داد و البته کار بسیار حساس و دقیقی است و متفکرانه باید نسبت به آن فکر کرد که چگونه از جهان مدرن به جهان انقلاب اسلامی و تمدن نوین اسلامی وارد شویم و در همین رابطه اشارات «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor  مطرح شده است. تا نسبت به تمدنی فکر کردن این نسل بیندیشیم .موفق باشید
 

42345

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: ۱. برخی اهل سنت میگن خدا در روی عرش مستقره و مکانش در آسمانهاست. آیا این کفر به حساب میاد یا گناه به حساب میاد یا ایرادی نداره؟ ۲. خود من خدا رو موجودی کامل میدونم که کران تا کران هستی همه جا حضور واقعی داره یعنی در دل سنگ هست در کرات و کهکشانها هست در وجود همه چیز هست آیا این عقیده من مکان دار کردن خدا و کفر حساب میشه؟ (کفر بودن یا نبودن این عقیده رو خواهشمند ام جواب بدین حتما) یا فقط گناهه؟ چون میگن مکان داری از خصوصیات جسمه و مادیه ولی من قبول ندارم تقسیم بندی موجودات به مجرد و مادی رو. به نظرم موجودی که میگیم مادی هست هم یک نوع ظهور خداست. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این موارد عموماً تحت عنوان شرک خفی نام برده می‌شود که از نظر فقهی، نه گناه است و نه کفر. آری! حضور خداوند بدون آن‌که مادی باشد، در همۀ عالم حاضر است مانند نفس ناطقه در بدن. در این رابطه خوب است به مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» رجوع شود و احساس حضوری که نسبت به حضرت ربّ العالمین برای انسان پیش می‌آید که فرمود: «وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ» که او و فرشتگانش حتی از رگ گردن به ما نزدیک‌ترند و کافی است به خود آییم و بیابیم «یار نزدیک‌تر از من به من است». موفق باشید

42339

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب استاد: کسی که همسر مقید به ظاهر اسلامی داره، ولی بسیار بد اخلاق و دست به زن روی بچه ها داره و با هیچ کار و حرفی هم دست بردار نیست, لازمه که باز هم بچه بیاره و تولید نسل داشته باشه؟ (جهاد فرزندآوری) . خانه جهنمی است که آتش آن سرد نمی شود، که هیچ با حضور آقا داغ تر می شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال شما در صفای خودتان با فرزندان‌تان، به زندگی معنا ببخشید و برخوردهای غلط همسر نباید از صفای مادری که مادران در طول تاریخ با همین نوع همسران داشتند؛ شما را محروم کند. موفق باشید

41824

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: ممنون از حوصله ای که برای پاسخ به سوالات خرج می‌کنید. اما جسارتا عارضم با اینکه سوالات درباره مذاکرات و جنگ بسیار شفاف و مستدل هستند متاسفانه جوابها کلی و مبهم هستند در نتیجه برای مخاطب پرسشها و اشکالات مطرح شده همچنان بقوت خودش باقی می ماند. آقای طاهرزاده دائما به صحبت های آقای مهدی محمدی ارجاع می‌دهند در صورتیکه ایشان هم در برنامه من ایرانم همینطور کلی و مبهم جواب سوالات رو دادن. خلاصه آنکه حجت شرعی مذاکرات همچنان جای سوال و تردید خیلی از مردم است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در صحبت‌های حاج آقا طائب، https://eitaa.com/matalebevijeh/22490 جایگاه آن وجه از مذاکره را با نظر به آیات قرآن روشن می‌کنند که البته اجازۀ رهبر معظم انقلاب نیز برای ورود در آن مذاکره جای خود را دارد. پس بحث در مذاکره همراه با اقتدار و یا عدم مذاکره است که به نظر بنده هر دو در جای خود قابل فکر است به همان معنایی که در https://eitaa.com/sot_enghelabi/22233 توانسته جایگاه منطقی و غیر منطقیِ مذاکره را بیان نماید. موفق باشید

42207

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: می‌خواستم نظر استاد را در مورد کتاب معجزه شکرگزاری بدونم. عده ای می‌گویند در این زمینه اغراق شده است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن کتاب را نخوانده‌ام. ولی شاکربودن و نسبت به نعمت‌های الهی و غفلت‌نداشتن از آن نعمت‌ها به خصوص نعمت تاریخی انقلاب اسلامی در جای خود برای ادامۀ راه بندگی معجزۀ بزرگی در زندگی ما به وجود می‌آورد. موفق باشید

42344

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم خدا قوت: حاج آقا بنده قصد دارم ان شاءالله امسال اگر خدا بخواد ملبس بشم. اول اینکه خواستم ببینم به نظر شما شرایط برای ملبس شدن از همه جهات چیا هست؟ دوم هم اینکه کسی که ملبس شده چقدر احساساتش تحت تاثیرش قرار میده؟ شما زمانی که ملبس شدید اینطور بوده که چیزی تو دنیا وجود نداشته باشه که احساسات شما رو تحت تاثیر قرار بده؟ من الان خود کنترلیم بالاست و اینطور نیست که براحتی کسی تاثرات احساسات رو در رفتارم مشاهده کنه اما خوف و رجایی نسبت به خدا ندارم، ریشه هایی از نفاق در خودم می‌بینم، ریشه هایی در یاس در خودم می‌بینم، ریشه هایی از احساسات و تمایلات اشتباه در خودم می‌بینم که گاهی هم خیالاتم پر از تصورات گناه آلود میشه، غرور و تکبر خاصی دارم، عطوفت و لطافت قلبی قابل توجهی احساس نمی‌کنم. از قول آیت الله یزدان پناه شنیدیم که لباس ما رو حفظ میکنه از خیلی مشکلات. حالا به نظر شما چقدر از این مشکلات رو میتونه تلبس کمک به رفعش کنه؟ هرچند که در سوال اول نکات و مبانی اخلاقی، علمی، سیاسی رو می‌فرمایید، اما خصوصا در این مشکلاتی که عرض کردم هم نکاتی بفرمایید. ممنونم🌹🌹🌹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مورد بنده باید عرض کنم که هیچ‌وقت معمم نبوده‌ام. ۲. در مورد ملبس بودن، آری! همان‌طور که فرموده‌اند خودِ لباس وارستگی‌هایی را به همراه می‌آورد. ۳. عنایت داشته باشید که مردم از روحانی علاوه بر جوابگویی به شبهات و علاوه بر تذکرات اخلاقی، انتظار دارند او در مورد احکام فقهی جوابگو باشد و به همین جهت در عرف حوزویان موقعی باید معمم شد که توان تشخیص تفاوت فتاوی مراجع را داشته باشد و این عرف مهم و دقیقی است. موفق باشید

42337

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: در کتاب عالم انسان دینی و چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی خوندم که باید فقط در زمان حال زندگی کرد و نباید خیال گذشته و ترس آینده رو داشت. اینجوری که شما می‌فرمایید ما اصلا نباید فکر و خیال کنیم پس چطور آینده نگر باشیم و دست به کارهای خطرناکی نزنیم؟ یا حتی آرزو و حاجت داشتن که همش متعلق به آینده ست اینا هم مشکل دارن؟ بعد اگر کسی ترسی از آینده نداشته باشه بلکه شوقشو داشته باشه چی؟ مثلا دائم آرزوی دانشگاه رفتن در دلت باشه و به شوقش درس بخونی یا مثلا ازدواج اینکه فکر کنی به همسر و فرزند که چجور باهاشون برخورد کنی. خیلی هم احساساتی شی با این افکار و لذت ببری از اونا. یا عاشق شدن که عاشق فکر میکنه مثلا اون شخصی رو که دوس داشته سه ماه پیش دیده و اتفاقات رو مرور کنه که این میشه گذشته. آیا واقعا میشه انسان به هیچ چیزی فکر نکنه؟ اینجوری دیگه نه احساسی باقی میمونه نه دوراندیشی. اصلا همچین چیزی ممکنه؟ لطفا راهنمایی بفرمایید!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطلبِ مطرح‌شده در آن کتاب، ماورای این نوع مطالب است که بالاخره انسان‌ها باید نسبت به گذشته و آینده فکر داشته باشند. بحث در آن کتاب، حضوری است که ما در حیات توحیدی و ایمانی خود آنچه باید مدّ نظر قرار دهیم، نوعی معنویت است آزاد از کثرات، و برای این مطلب باید به مباحثی مانند «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» رجوع فرمایید. موفق باشید

42343

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: دیدم مطلبی از جناب آقای دکتر شجاعی زند در کانال قرار داده بودید که فرموده بودند جمعیت مقابل این ۲۰٪ پای کار نظام، تجمعات متحدی نیستند و در واقع جزء جزء و متفرق هستند و ... https://eitaa.com/matalebevijeh/23708 از نظر بنده اینجا سهوی رخ داده است که می توان به آن ان قلت وارد کرد. و آن اینست که حتما اتحاد به این نیست که همفکران در مکان های فیزیکی تجمع کنند مانند آنچه الان بحمدلله شاهد آن هستیم، بلکه ارباب متفرق اما هم فکر در جای جای کشور نیز می‌توانند جدا جدا به اتحاد برسند و شاید بیش از آن تجمع قلیل تاثیرگذاری بنیادین داشته باشند و آن تجمع تک تک آرای ایشان در پای صندوق های مختلف رای و انتخاب یک رئیس‌جمهور همفکر خود و شاید به چالش کشیدن بخش هایی از نظام اسلامی هست کما اینکه تقریبا از ابتدای انقلاب تا کنون توانسته اند در این انتخاب موفق تر از آن عده پای کار باشند. اگر بخواهم نمونه بارز آن را مثال بزنم همین مسئله حجاب و برهنگی هست که آن ها با تجمع و اتحاد خود در پای صندوق های رای و توسل به کسی که بخاطر دنیا حکم خدا را کنار زد، نه در میادین و به شکل فیزیکی، بلکه به شکل غیرمستقیم توانستند نظر خود را در کشور جاری و ساری کنند و اتفاقا جمعیت پای کار فعلا فقط می‌توانند حرص بخورند و فریاد بزنند و نمی توانند حریف ایشان شوند چون آن فرد بعنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی با آن هاست. برای همینست که آن فرد کم خرد که بخدا واگذارش می‌کنیم، جمعیت انقلابی در صحنه را «اقلیت رانت خوار» خواند. مخلص کلام آنست که بنظر نمی آید همیشه جمعیتی که در صحنه نیستند متحد هم نباشند و نشوند. ممنونم راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً جناب استاد شجاعی زند نکتۀ دقیقی را مطرح فرموده‌اند که لازم است با دقت بیشتر به آن نکته توجه شود. این‌طور نیست که مثلاً آن‌هایی که برهنگی را انتخاب کرده‌اند، یک مجموعۀ متحد در مقابل نظام اسلامی باشند، و در مورد انتخابات هم همین‌طور باید بیندیشیم که حتی افراد انقلابی با نیّت‌های متفاوت بعضاً به نامزدهایی رأی داده ‌اند که جنابعالی نسبت به آن‌ها گله‌مند هستید. مهم نکتۀ دقیق استاد شجاعی زند است. موفق باشید

42276

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. سلام علیکم: حاج آقا عقلانیت دین را چگونه می‌توان شناخت؟ ما انسان ها یک عقلانیتی می‌شناسیم که به صورت مدون در منطق و فلسفه آن را پی می‌گیریم. و حال آنکه عقلانیت ما شده، تنها منطق علت و معلول؛ اما عقلاینت دین، عقلانیتیست که در آن امید منطقی دارد، توبه منطقی دارد. بعنوان مثال ما اگر شرایط تحقق امری را ترتیب نداده باشیم، انتظار محقق شدنش را بی خردی و بی عقلی می‌دانیم؛ اگر در رانندگی احتیاط نکرده باشیم، انتظار سانحه یک انتظار دور از واقعیت نیست. اما دین جایی می‌فرماید اگر توبه کردید مانند اینست که گناهی نکردید، یا می‌فرماید همه چیز حساب کتاب و علت معلول دارد و از این خارج نمی‌شود، یا می‌فرماید اگر کم گذاشتید و اسراف کردید از رحمت الهی نا امید نشوید. خلاصه آنکه این عقلانیت دینی چطور حاصل می شود؟ الان بده می‌خواهم تصمیمی بگیرم لکن وقتی به شرایط موجود نگاه می‌کنم شدنی نیست و نمی‌دانم جای امید بعنوان یک دستگاه که بشود روی آن حساب کرد، کجاست و آیا من می‌توانم روی آن حساب بکنم یا نه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت عقل دینی، حکایت مهمی است از آن‌جایی که در وصف آن فرمودند: «ما عُبد به الرّحمن» تا آن‌جایی که فرمودند: «علی العاقل أن یکون عارفاً بزمانه» و مسلّم، عقلانیتِ دینی اولاً: درک معنای بندگی می‌باشد؛ که در جواب سؤال شمارۀ 42277 اشاره‌ای بدان شد و ثانیاً: درک زمانه است تا بیابیم تنها اشارات دین الهی توان جوابگویی به نیازهای بشر این زمانه را دارد. چه اندازه جای تأسف است که ما در مواجهه با نیازهای بشر امروز، جز از طریق قرآن و روایت، موضوعاتی را به میان آوریم که باز بر سرگردانیِ این بشر بیفزائیم. و چه اندازه جای تأسف است که قرآنی را با این بشر در میان بگذاریم که حکایت دیروزین این بشر می‌باشد و نه حکایت امروزین و فردای آن. خداوند علامۀ طباطبایی را رحمت کند که چه خوب متوجۀ نیاز بشر امروز شدند و از آن طریق، قرآن را با او در میان گذاشتند. موفق باشید

نمایش چاپی