سلام استاد: آیا صحیح هست که وقتی ما میگوییم «الهی» نظر به رابطه ی خصوصی بین خود و خدایان را کد نظر داریم؟ اون کانال وجودی که هر موجودی به صورت مستقیم با خداوند متعال داره و وقتی عرض میکنیم «اللهم و یا یاالله» منظورمان ارتباط با خداوند از طریق تجلی حضرت حق در امام امیرالمومنین علیه السلام و اگر نمیتوانستیم تجلی امام امیرالمومنین علیه السلام در مثلاً علامه حسنزاده آملی هست؟ اگر این طور هست « رب» مربوط به کدام مسیر است؟ خداوند شما را حفظ فرماید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکاتی که فرمودهاید هرکدام در جای خود نکات خوب و قابل توجهی میباشد و همۀ آن موارد مظاهر حضرت ربّ العالمین هستند حتی وقتی به حضرت «الله» رجوع میکنید، عملاً او را در جایگاه ربّ العالمینیاش رجوع میکنید وگرنه صرفاً ذهنی خواهد بود. آیت الله محمد شجاعی در جلد اول مقالات در این مورد و اساساً در مورد معارف الهی نکات ظریفی فرمودهاند که خوب است نظری به آن موارد بیندازید. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA&tab=sounds موفق باشید
سلام علیکم حضور استاد عزیز: در مسائل جاری کشور جای تشکر ویژه داره. با اینکه غالب آثارشون معرفتی است ولی در شرایط کنونی در مورد مسائل روز حضور پیدا کردن و روشنگری میکنند. اینکه پلی شدند برای شنیده شدن حرفهای عمیق و روایتهای کلان بسیار خوب است. اینکه به نگاهها و حرفهای احساسی و روایتهای خرد و یکسویه از بیانات امام و آقای شهید پاسخ میدهند هم عالی است. خدا ایشون رو حفظ کنه و در هر زمینهای که فعالیت میکنند موفق باشند!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مهم آن است که متوجه باشیم در چه تاریخی هستیم و چه آیندۀ بزرگی در پیش داریم. باید این نکته را مدّ نظر داشت که در این نزاعِ تمدنی با تمدنی به مقابله برخاستهایم که در عین بیآیندگی، سعی میکند آیندۀ خود را با نفیِ رقیب معنا کند و اگر ما متوجۀ این امر باشیم در مقابله با آمریکا نمیخواهیم آمریکای دیگری شویم، و از این جهت توصیۀ رهبر معظم انقلاب نسبت به عدم اختلاف بین یاران انقلاب بسیار مهم است که نباید گروهی برای معنای خود، بنای نفیِ دیگری را داشته باشند. زیرا مقابله با میلیتاریسم غربی و دوامآوردن در آن میدان، همۀ معنای ما نیست و ما سخت نیاز به اخلاقی داریم که انسانیت انسانها و همدیگر را درک کنیم. و خدا میداند چه اندازه رهنمود حضرت نایب الامام آیت الله سید مجتبی خامنهای حیرتانگیز است آنجایی که میفرمایند: «...لازم است تکتک جانفدایانی که دلشان برای اسلام و انقلاب یا استقلال و سربلندی ایران میتپد، از این پس، بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههمپیوسته ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند» درک جایگاه این توصیه و عمل به آن تنها برای کسانی ممکن است که اولاً: متوجۀ آیندۀ درخشان تاریخیِ ما باشند و ثانیاً: گمان نکنند ما در آن آینده بنا داریم آمریکای دیگری شویم وتنها در این صورت است که همدیگر را درک میکنیم و هرکس دیگری را افق بلندی مییابد که به سوی آن آیندۀ متعالی اشاره دارد و اینجا است که باید با جدّیت تمام از خود بپرسیم مگر ما باید آمریکای دیگری شویم؟ موفق باشید
سلام استاد عزیز: من تحصیلات خاصی ندارم مطالب شما را به دقت پیگیری میکنم. الان میخوام تکلیف خودم را بدانم در برابر جامعه. آیا به نظر شما با جمعی در هیاتهای خانگی مباحث شما را کار کنم یا آنها را تشویق به گروه های کتابخوانی کنم و از سایت شما برای صوتها استفاده کنند هر چند برای تدریس کتابهای شما من هم از همان مطالب صوتهای شما میخواهم یادداشت برداری کنم و بیان کنم، اصلا این درست است؟ و آیا وظیفه من این است درحالی که از خودم نو آوری و مطلبی و تحلیلی ندارم بخواهم اینطور تدریس کنم؟ و البته یه موضوعی هم هست که افراد هیات یه انس و علاقه ای به من دارند میخواستم از این محبت استفاده کنم اما نمیدانم کدام روش خدا پسندانه است و مهم تر از آن وظیفه من است بیشتر به سمت کتاب خوانی کتابهای شما برود تاثیرش بیشتر است؟ یا تدریس های کپی گونه از مطالب شما.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم نزدیکیِ هرچه بیشتر مخاطبان است به معارف توحیدی تا آرامآرام در کسب سجایای اخلاقی و تقوای الهی موفق شوند و با قرآن و روایات اولیای معصوم مأنوس گردند. همین مسیری که میفرمایید خوب است تا ان شاءالله آماده شوند و صوتهای مباحث قرآنی را با راهنمایی جنابعالی دنبال کنند تا ان شاءالله با تفسیر گرانقدر «المیزان» آشنا شوند. البته باید مواظب باشید که علاقۀ آنها به جنابعالی حالت مرید و مرادی پیدا نکند. موفق باشید
سلام خدمت استاد محترم: خدا قوت. بخدا قسم روزی نیست که سینمون سنگین نشه و قلبمون درد نگیره که این پلیدترین موجودات روی زمین چه شد و چطور به خودشون جرأت دادند امام ما همه وجود ما دین و دنیای ما را بزنند. فقط میگیم اللهم انا نشکو الیک... بلکه قدری آرام بگیریم. بگذریم که در این رابطه حرف خیلی زیاده. فقط تو را خدا شما که تریبون دارید مخاطب دارید یه طوری بگید که درد اصلی ما چیه. ما تا دنیای آنها را به آتش نکشیم آرام نمیشیم. ما شکایت به خدا و امام زمان میبریم که اون موقع که رهبر عزیزمان را تهدید کردند صدایی از اونها که باید بلند میشد نشد، یا درخور نبود. بماند درد اینکه اندک صداهایی که مردانه اومدن تو صحنه را هم ساکت کردند و پشت تریبون عمومی و حتی بین المللی گفتند اینها یه عده ای هستند برای خودشان سر و صدا می کنند! همه ده شرط به یک طرف، انتقام خون رهبری یه طوری که دیگه جرأت نکنند حتی مرجعیت شیعه و ولی فقیه ما را تهدید کنند به یک طرف. باید بفهمند شیعه برای توهین و کوچکترین تعرض به امامش هم دنیا و رؤیای آنها را به آتیش میکشه چه برسه برای به شهادت رسوندنش. تو را بخدا یه وقت لابلای این هیاهو و مطالبات و... این مهم ترین گم نشه!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به بلایی فکر کنید که فرهنگ شیعه در این زمان با رهبری آن امام شهید بر سر جهان استکبار آوردند. جهانی که گمان میکرد به اوج خود رسیده و با سبک حضورِ رهبری در این جهان، آنها در اوج بیمعنایی خود هیچ راهی نمیشناختند مگر آنکه او را به گمان خود از میان بردارند. این حکایت همۀ آنهایی است که گمان میکنند میتوانند اولیای الهی را «فقتل من قتل و سبی من سبی واقصی من اقصی» پس کشته شدند آن کسانی که کشته شدند و اسیر شدند آنان که اسیر شدند، و از وطن آواره شدند آن کسانی که آواره شدند. به امید آینکه از بیتاریخی، خود را نجات دهند و اتفاقاً درست برعکس شد و از این جهت آری! در مورد شیطان گفتهاند: «در جهان جنگ، این شادی بس است / که بر آری بر عدو هر دم شکست». بیچاره، هزار نقشه میکشد و بعد ناکام میشود. خوشا به حال ملتی که از آن رهبر شهید آموخته است که با «وقار» و «تابآوری» و «ایمان» میتوان جهان را دگرگون کند. و این است معنای زندگی و حضور در آیندهای که در خود آغاز کردهایم. و این است معنای انتقامی نرم از جبهۀ استکبار که آن رهبر عزیز نسبت به انتقام حاج قاسم مطرح فرمودند. موفق باشید
بسمه تعالی سلام علیکم اول عرض اینکه خداوند بر اساس سنت و قرآن کریم و البته شریعت کل مسائل حاضر جهان را حکومت میکنند و همه جاهلان ببینند که دو پیر مرد خمینی بزرگ و خامنه ای جاودان رضوان الله تعالی علیهم چگونه استکباری بی مانند در نهایت تکبر و رشد را با الله اکبر شکست دادند و انسانهای عالم را به مقام انسانیت که وعده داده بودند رساندند. دوم سبک انقلاب اسلامی آخرالزمان این است که مردم در آزادگی به خود آیند و با انسانیت خود را نجات دهند تا پاینده ترین جهان تا کنون را بسازند مثل ملت لبنان شریف و دیگران تا با چنین رشدی به یگانگی روح مجمع انسانیت جهانی رسند. سوما به غرب پرستان ناامید سوخته، بلند و رسا میگوییم که تا هرجا که بروند پوچی و شکست است که این ملت مسلمان رهایشان نخواهند کرد تا دم قبرشان که شده جلویشان ایستاده ایم. و اما متکبرین عجب افراد رذلی هستند! که یاد گرفتند با نپذیرفتن بدیهای خود، خوبیهای دیگران را به خود نسبت دهند و بدیهای خود را به خوبها! و این سبک آمریکاییست که در همه جا مشاهده شد و انشاءالله باید آموخت که راه پیروزی در تواضع نسبت به هر حقیقت و انسانیت است. در آخر سخن سید حسن نصرالله عزیز را خدمت شما می آورم که فرمودند: زمان نابودی اسرائیل آن موقع است که آمریکا از منطقه خارج شده باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نکته همان موضوعی است که فرمودید. به گفتۀ آقای یحیی ابوزکریا، متفکر الجزایری: تفاوت بین ایران اسلامی و برخی از اعراب: اعراب به آمریکا و اسرائیل بیشتر از خدا اعتقاد دارند، در حالی که ایرانیان میگویند: «خدا حاضر و با ماست و حتی اگر با تمام دنیا بجنگیم، ما را رها نخواهد کرد.» و انشاءالله در شرایط موجود حاکمان کشورهای عربی به خود میآیند وگرنه همان مردم، آنان را نیز از حاکمیت ساقط میکنند. و از این جهت باید به آیندۀ دیگری امیدوار بود. موفق باشید
نوشته من را در ۴۱۴۷۱ چقدر خوب تمام کردید استاد بدون شک همین است حرکت در جوهر یعنی حرکت به سوی توحید، جوهر یکی است و آن حق است. بدون شک خود رهبر انقلاب یک جلوهی بی مانند توحیدی بودند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حرکت جوهری نظر به جوهر عالم ماده است که عین حرکت می باشد حرکتی که قوه هایش به فعل تبدیل می گردد و به سوی کمال خودش که فعلیت آن می باشد، می رسد. موفق باشید
با سلام. وقت بخیر. ارادتمند. با طرح و درک ورزش تمرکزی که مدنظر شما هم هست و ترکیب آن با گرسنگی و حفظ اعتدال در خواب و میزان غذا چنان روحیه ای در من شکل میگیره که حس میکنم کار تمامه!!! انگار مثل شیخ اشراق و افلاطون نگاهم به علم هم علم حاصل عمل و علم جوششی شده. یعنی هر چقدر که سعی میکنم ورزش تمرکزی رو مقدمه برای فلسفه خوانی و حکمت و روایت خوانی و قرآن خوانی و کار علمی بکنم نمیشه که نمیشه. ورزش تمرکزی پیشم چنان موضوعیت پیدا میکنه که انگار میخوام با این تمرکز کل علوم رو از توی همین مدل و سبک استخراج کنم. انصافا فهم انسان رو تیز میکنه و وجود انسان رو ارتقا میده. اما به نظر میاد نشدنیه که بخوای کل علوم و فلسفه رو از عمل در بیاری و باید خوند و خوند و خوند. گیر کارم کجاست؟ شاید مشکلی در نفسم هست. اساسا علوم حصولی چطور میتونن سبب رشد و ارتقا وجودی بشند؟ انگار با تجرد نفس از طریق ورزش تمرکزی و یک سری اعمال در همین راستا انسان در یک اوج انسانیت قوی و مستحکمی قرار میگیره که بی نیاز از کار علمی و فلسفیه!! حتی درکی که بعد از ورزش تمرکزی از فلسفه خوانی برام ایجاد میشه خیلی متفاوته از وقتی که ورزش نکردم. اما سوالم اینه چرا در مطالعه پر کار نیستم؟ اینقدر که میخوام راه برم و غلبه بر بدن بکنم و در این مساله به وسواس افتادم در فهم قیل و قال های فلسفی حساس نیستم. کارهای علمی و نوشتن مقاله رو بی ثمر و بی نتیجه میدونم. حتی احساس حضوری که با ورزش بهم دست میده رو نمیتونم در نماز و عبادات و زیارات پیدا کنم. البته همین که دارم الان سوال مینویسم خودش نشون میده ناخودآگاه به چیزهایی دیگه ای هم نیاز دارم و فقط ورزش کافی نیست و دنبال چیز دیگه ای هستم. اما چطوره که این حضور رو در چیزایی دیگه پیدا نمیکنم؟ مثلا در نمازم هم بیشتر به سمت تمرکز روی غلبه بر بدنم میرم تا به اون حضور برسم. با خودم فکر کردم اگر نفس مجرد و اون توصیفات و تعادل و کمالاتی که درش هست رو روش متمرکز بشم به همه چی میرسم. و واقعا هم با این فرمانروایی هم به لذت برتر میرسم هم خیلی دریچه ها انگار باز میشن. این داستان رو چطور میشه در ساحات دیگه ی زندگی برد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت انسان دارای ابعاد متفاوتی میباشد که لازم است در همۀ آن ابعاد حاضر شود. آری! تمرکز و تخلیلۀ روح از مزاحمات، به روشی که آقای کریشنامورتی در کتاب «سکوت» پیشنهاد میکنند؛ جای خود را دارد ولی به نظر میاید آنچه در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» عرض شد در عین خالی کردن ذهن، جایگرینیِ خاص معرفتی را پیشنهاد میکند. مهم آن است که مطالعات را بر همان مبنا شکل دهیم تا ذهن خود را با معارف انسانی و الهی مدیریت کنیم وگرنه در ورزش ذهنی به یک معنا از خطورات ذهنی خالی میشویم بدون آنکه جایگزینی در میان آید. آری! برای تمرکز ذهن در مطالعه، روحیۀ خلاصهکردن و آن خلاصه را نوشتن، ناخودآگاه نقش مهمی خواهد داشت. موفق باشید
سلام جناب استاد وقت بخیر: مطلب زیر را نیز به نظر مبارک می رسانم و اینکه آیا عملکرد وفاق را هنوز قابل دفاع می دانید. خلاصه اقدامات ۲۴ ساعت اخیر دولت: ۱. مصاحبه عجیب و فاجعه بار پزشکیان با رسانههای آمریکایی و صحبت از رقیقسازی اورانیوم؛ اجازه بازرسی آژانس؛ عدم انتقام از ترامپ و اشتیاق به مذاکره، تلاش برای توافق تا قبل انتخابات کنگره همزمان با توهین های مکرر ترامپ ۲. دیدار صمیمی عراقچی با وزیرخارجه انگلیس که مستقیماً در حمله و بمباران ایران نقش داشته است. ۳. حضور قائمپناه معاون پزشکیان و علیاکبر صالحی در جشن ملی تشکیل رژیم سعودی در شرایطی که عربستان نقش فعال علیه ایران در مجامع بینالمللی دارد و درحال حمله به مردم یمن است! ۴. جلسه با نخستوزیر قطر و خوشوبش و ذوق پزشکیان، در شرایطی که هنوز تکلیف سه خلبان ما در قطر مشخص نیست و قطر بابت حمله به ایران از مبدأ کشورش، حتی عذرخواهی هم نکرده! 🌐 @Rahe_Dialameh ظهوریان نماینده مجلس: رییسجمهور محترم فاقد حداقل آمادگی ذهنی لازم برای حضور در مصاحبه با رسانههای بین المللی (به ویژه رسانههای معاند) است و کسانی که ایشان را در مقابل شبکه ای مانند فاکس نیوز نشاندند؛ قطعا نه به دنبال خیر ایشان هستند و نه خیر کشور. 🌐 @Rahe_Dialameh افشاگری مهم صادق شهبازی از نقش وزارت علوم در شروع جنگ رمضان و شهادت رهبرانقلاب آیا بازهم وزارت علوم همان کار را تکرار میکند و مجلس تماشاچی خواهد بود؟ https://eitaa.com/rahe_dialameh/40233
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میدانید موضوع بسیار حساس است. از یک طرف، دولت و دولتیان به اموری وارد میشوند که اساساً با حضور تاریخی ایرانی که ایدۀ جهانیان شده است، همراهی ندارد و اتفاقاً در این مورد نباید از انتقاد نسبت به این امور خودداری کرد. میماند که ما ذیل رهبر معظم انقلاب چه جایگاهی باید داشته باشیم تا از یک جهت رئیس جمهور آن سخنان را در مقابل ترامپ در سازمان ملل مطرح میکنند و از طرف دیگر با فاکس نیوز مصاحبه میکنند که همینطور که مطرح شده عملیات نجات ترامپ در مرحلۀ انتخابات به حساب میآید. که رفقا در برنامۀ به وقت ایران به طرز حکیمانه انتقاد کردند. و این نشان میدهد که آری! این انقلاب بزرگتر از نگاهی است که بعضاً آقای پزشکیان از خود نشان میدهند. مهم آن است که ما ذیل رهبری چگونه خود را تعریف کنیم که از این جریان به صورتی حکیمانه عبور نماییم و خدای ناکرده فضای شورانگیز میادین را که نظر به حضور تاریخی در مقابل جبهۀ استکبار است، به نکات اختلافانگیز تبدیل نشود. در حالیکه هنر انقلاب اسلامی ذیل نگاه حکیمانۀ رهبران انقلاب، همواره عبور از این جریانها بوده است و به همین جهت ما اکنون در میدان حضور جهانیِ ایران حاضر شدهایم و عبور از دوگانههایی که رهبر معظم انقلاب متذکر آن هستند، غیر از آن است که طرف مقابل را متهم به نگاه وفاقیون بنمایید که این نیز خود نوعی دوگانهسازی میباشد. موفق باشید
در رابطه با پرسش ۴۲۲۵۶، من نگاه به نامحرم نمیکنم. هرچی که هست توی ذهن خودمه. ذهنم اینها رو بدون اینکه در واقعیت تجربهای داشته باشه میسازه. ادب عقل و خیال رو هم قبلا خوندم. و به این نتیجه رسیدم که بیچاره شدم. چه شعر زیبایی گفتید. برای لحظاتی مثل الان که عقلم کار میکنه تامل برانگیزه. برای اون لحظه که عقلم از کار افتاده چطور جلوی خودم رو بگیرم؟ اصلا چی کار کنم که عقلم از کار نیفته؟ اینو بگم که نگاه کردنم خیلی کمه و کلا با عواملی که خیال رو تحریک میکنه خیلی کم سر و کار دارم. شاید بیشتر از یک سال باشه که فیلم ندیدم. کارم سنگینه و گاهی تا ۱۱ شب میرسم خونه و فقط یه غذایی میخورم و میخوابم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» ملاحظه کردید هر اندازه ذهن خود را با معارف قرآنی و مباحث معرفت نفسی و روایات مشغول کنیم، حضور آن خطورات، کم میشود. البته نباید به خود سختگیری کرد ان شاءالله به مرور مشکل حل میگردد. موفق باشید
سلام علیکم جناب استاد: نظر مستطاب را میخواستم به این مطلب هم جلب نمایم. آیا با توجه به انحرافات راهبردی که دولت و وفاق در این شرایط خطیر ایجاد کرده همراهی با آن هنوز هم قابل توصیه است؟ ♻️ ستادی که قرار نبود تصمیم بگیرد، تصمیم میگیرد! 🔹بر اساس دادنامه مورخ ۱۹ خرداد ۱۴۰۵، تعدادی از اعضای حقیقی شورای عالی فضای مجازی با تقدیم دادخواست به دیوان عدالت اداری، خواستار ابطال سند ایجاد «ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور» شده بودند. پس از شکایت، در اقدامی عجیب، دیوان عدالت اداری اعلام کرد با موافقت رئیسجمهور، بندی که ناظر بر اختیارات و نحوه تصمیمگیری ستاد بود اصلاح شده و در نتیجه، اعتراضات مطرحشده موضوعیت خود را از دست دادهاند. پیش از این در سند ایجاد ستاد آمده بود: «مصوبات ستاد پس از تأیید رئیسجمهور ابلاغ و برای کلیه دستگاهها لازمالاجراست.» بر اساس اصلاحیه، ستاد صرفاً در قالب ارائه پیشنهاد فعالیت خواهد داشت و اختیار تصمیمگیری ندارد. اما روز دوشنبه، معاون ارتباطات دفتر معاون اول رئیسجمهور، از تصمیم ستاد به ریاست عارف برای لغو ممنوعیت اطلاعرسانی رسمی دستگاههای دولتی در پیامرسانهای غیربومی خبر داد! عجیبتر اینکه آقای عارف که جایگاه معاون اولی خودش به دلیل تابعیت آلمانی فرزندش، غیرقانونی است، درباره جایگاه این ستاد گفته است: «وقتی دور این میز به اجماع رسیدیم و تصمیم گرفتیم، دیگر هیچ دستگاهی حق ندارد ساز مخالف بزند. پشتوانه این مصوبات، دولت و شخص رئیسجمهور است و حرف آخر را همینجا میزنیم.» سؤال این است: اگر طبق اصلاحیه، ستاد فقط حق ارائه پیشنهاد و گزارش کارشناسی دارد و اختیار تصمیمگیری و صدور مصوبه ندارد، پس منظور از «تصمیم گرفتیم» و اینکه «هیچ دستگاهی حق ندارد ساز مخالف بزند» چیست؟ کانال حمید رسایی را به دوستانتان معرفی کنید: 🇮🇷 @rasaee
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم با این ضعفها روبهرو هستیم ولی با همۀ این مطالب که رهبر معظم انقلاب نسبت به آن آگاهی کامل دارند؛ به این فراز از پیام رهبر معظم انقلاب باید بیندیشیم که در هفتۀ دولت فرمودند:
«بنده در این فرصت به همهی کارکنان و مدیران فعّال دستگاههای دولتی و بهخصوص رئیسجمهور صادق و دلسوز دولت چهاردهم تبریک و خداقوّت میگویم. خصوصاً با توجّه به اقدامات شایستهای که بهرغم محدودیتها و دسیسههای گوناگون دشمن امریکایی ـ صهیونی و تشدید تحریمها و محاصرهها، در طول جنگ تحمیلی سوّم و پس از آن در مسیر تأمین کالاها و انواع خدمات مورد نیاز مردم، ترمیم نقاط مهمّ آسیبدیده و مدیریت انرژی صورت دادهاند.» برای صدق این گفتار خوب است به گفتگویی که رئیس جمهور بعد از خبر ۲۱ داشتند نظر بفرمایید https://eitaa.com/arshiv3133/392 و یا به سخنان آقای سیدحمید پورمحمدی- عضو شعام و رییسسازمان برنامهوبودجه و تلاشهایی که در دل جنگ داشتند، توجه بفرمایید https://eitaa.com/javadmogoei/483 و از این جهت است که باید از تأکیدات رهبر معظم انقلاب غفلت نکرد. ای کاش از عزیزی که نام بردید که به کانال ایشان رجوع شود، ایشان میدان دوگانگی را تا مرز تقابل نسبت به مسئولان جلو نمیبردند. در حالیکه ما در حال تحقق تمدن نوین اسلامی هستیم با وسعتی که باید نظر به انسانیت انسانها داشته باشیم. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/257 دامن زدن به این اختلافها مارا از صحنه شکوهمند حضور تاریخی خود که در مقابله با جبهه استکبار پیش آمده غافل میکند. موفق باشید
سلام بر حضرت استاد طاهرزاده: غرض از ارسال آن لینک تصمیم دوستان حوزوی-انقلابی مشهد برای مقابله با فتنه جدید در دانشگاه با نقش آفرینی یکی از مقامات وزارت علوم بود. ضمنا خوب است اشاره نمایم که با سقوط فاجعه بار علی الظاهر هم آیا هنوز میتوان به تحلیل های امثال آقای محمدی دل بست؟ ایشان اول سقوط علی الظاهر را انکار و بعد آن را پذیرفت و گفت چاره ای نبوده و باید با این شکست کنار بیاییم و اینکه اگر مجموعه نظام فکر میکرد با مداخله ایران میتواند ورق را برگرداند این کار را میکردند. این در حالی است که مجموعه نظام شامل دولت است که اخیرا رئیسش اظهار کرد با ادامه جنگ مخالف است. آیا به جای اعتماد تام به جریان وفاق نباید به فکر ایجاد گفتمان مبارزه بزرگ با اسرائیل و آمریکا و تذکر برکات پیروزی در این مبارزه برای ما و بشریت برآمد؟ عجالتا اشاره می نمایم که قرائن بر اینکه ترامپ لعین همان سفیانی موعود در روایات است جدی است! پس چرا نباید به جای همراهی با گفتمان مذبذب وفاق، آرمان نبرد بزرگ سرنوشت ساز با شیطان را تبیین کرد؟ بدیهی است تبیین چنین امر خطیری از عهده سیاسیون و آقای محمدی خارج است. علمای بصیر دین باید ورود نمایند به جای اینکه فقط بخواهند با جریانهای سیاسی به رغم خطاها و ضعف های جدی شان همراهی کنند. اگر مقام معظم رهبری هم بر اعتماد به مسئولان تاکید کردند این نافی خطاهای دولت یا کار تبیینی و معرفتی جدید در جبهه دین و انقلاب نیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در دلسوزیِ عزیزان هیچ شک و شبههای نیست. آنچه بسیار مهم است توجه به آغاز بزرگی است که پیش آمده. و در همین راستا رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنهای «حفظهاللهتعالیعلیه» بر «ایرانِ هرچه قویتر» تأکید میفرمایند و لازمۀ آن تمدنی فکرکردن به موضوعات این ایران عزیز است که اخیراً در خدمت بعضی از اهل نظر عرایضی شد که خوب است نظری به آن مطالب بیندازید https://eitaa.com/matalebevijeh/23735 موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: من در آستانه ۳۰ سالگی هستم ولی همچنان سرگردانم که نقش من در این عالم چیست و خداوند متعال به چه منظور و برای انجام چه کاری مرا خلق کرده است. چندین راه متفاوت را طی کردهام اما هنوز نمیدانم باید در چه مسیری متمرکز شوم تا بتوانم در مسیر بندگی خدا و خدمت به انقلاب اسلامی باشم. وقتی به شهدایی که در راه علم و دانش یا در حوزه دفاعی و نظامی جان خود را تقدیم کردهاند، مینگرم؛ عمیقا حسرت میخورم. به حال امثال شهید طهرانیمقدمها یا شهیده مهسا طاهری بسیار غبطه میخورم. مگر جز این است که اگر خداوند طلبی را در انسان قرار میدهد حتما توان و استعدادش را هم میدهد؟ مگر جز اینست که خود رهنما میشود؟ چرا من نمیتوانم مسیر درست را پیدا کنم و تشخیص دهم در کدام حوزه باید فعالیت کنم عرصه دانش یا عرصه فرهنگ؟ چگونه میتوانم راه را بیابم؟ چگونه شهدای عزیز از ابتدا در مسیر منحصر به خودشان قرار میگرفتند و میدانستند باید چه بکنند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه به لطف الهی در طلب هرچه بیشتر معنویت هستید را، لطف الهی بدانید و با نظر به سیرۀ علماء مانند کتاب «کهکشان نیستی» و از آن مهمتر با مطالعۀ کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» که سیرۀ اولیای معصوم هست؛ راه گشوده میشود. از تفسیر «المیزان» غفلت نشود. روش کار با تفسیر المیزان را در جزوۀ «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» که روی سایت هست دنبال فرمایید. https://lobolmizan.ir/leaflet/182?mark=%D8%A7%D9%84%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86 موفق باشید
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: بنده چون مقیم خارج از کشور هستم و به تازگی به کشور عزیزمان ایران آمده ام فقط چند روزی توفیق حضور در تجمعات خیابانی را پیدا کرده ام. حس عجیبی دارد همین حضور ساده در خیابان و این پرچم تکان دادن به ظاهر معمولی. گویی انسان به نیابت از مظلومین و آزادگان جهان، هرچند کوچک ولی دارد کاری می کند. شوقی وصف ناشدنی در وجود انسان ایجاد می شود. این همان پرچم است که در مسابقه فوتبال هم آن را با افتخار بالا برده ایم ولی انگار این پرچم بالا بردن با آن پرچم بالا بردن حسی کاملاً متفاوت در انسان ایجاد می کند! شاید بخاطر این باشد که در خیابان این پرچم تبدیل به نماد حق شده است ولی در مسابقه فوتبال تنها سخن از برد و باخت است و نه از حق و باطل! چیز دیگری که توجه مرا به آن جلب کرد نگاه هاست؛ نگاه های مردم به یکدیگر. وقتی در خیابان پرچم تکان می دادم و به ماشین ها و مردم مختلف نگاه میکردم یک تفاوت عمده را حس می کردم. مردمی که خود پرچم به دست بودند و ماشین هایی که پرچم داشتند نگاهی آشنا همراه با حب به یکدیگر به هم داشتند. گویی سالهاست همدیگر را می شناسند و در یک عالم بسر میبرند ولی نگاه بی تفاوت ها به من غریب بود. گویی که اصلاً در این عالم نیستند، نه تنها نگاهشان به من، که بی تفاوت ها نگاهشان به یکدیگر هم آشنا نیست، غریب است. شاید به خطر باشد که در دنیای فردیت خود گرفتارند و نسبتی با یکدیگر و با این حضور تاریخی ایجاد نکرده اند. حسی که بنده داشتم این بود که ما و بی تفاوت ها در دو عالم متفاوت زندگی می کنیم. بی تفاوت ها از این نگاه ها بی خبرند. استاد عزیز راز این نگاه های همراه با همدلی و حب و شوق را در چه می دانید؟ با کمال تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نگاه تاریخی به رخدادها، هر حرکتی آینهای خواهد بود به سوی آیندهای که آن حرکت، بدان اشاره دارد. حال یا به گفتۀ شما تکاندادنِ پرچم پیروزی یک تیم است در مقابل تیم رقیب و آیندهای که در ذهنها میماند بدون آنکه حیاتبخش باشد و به انسان وسعتی به گستردگی انسانیت بدهد و این درست برعکسِ حضور فوقالعادهای است که در دل جنگ رمضان برای ملّتی به ظهور آمد که در بنیۀ وجودی آنها به نهایتی نظر داشتند که همۀ انسانها ذیل انسانیت کامل، خود را در خود جستجو کنند. و اینجا است که تکاندادن پرچمها توسط این ملت، حکایت حضور شبانه مردمی در میادین میباشد که آن ملّت به معنای واقعیِ یک ملّت در صحنه است. مردم ما در وجدان تاریخی خود متوجۀ حضور دیگری شدند که همان حضور «تمدنی در عین قدسی بودن» میباشد و احترام به انسانیت انسانها، نکتهای که نباید از آن غفلت کرد تا نسبت به آگاهیِ خاصی که در جان مردم جاری میباشد، به «خودآگاهی» نایل شوند. امری که در https://eitaa.com/bartarin_hozoor/118 و https://eitaa.com/bartarin_hozoor/127 بدان اشاره شد. و ضرورت روایت این حضور از طریق توجه به خودآگاهیِ این مردم عزیز، عاملی خواهد بود تا هرکس در جان خود انسانها را دعوت به جهانی بکند که جهان آمریکایی نیست. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/246 موفق باشید
سلام و عرض ادب: ان شاءالله در پناه خداوند باشید. خواستم ببینم نظر استاد طاهرزاده در مورد تفسیر اشعار مولانا در برنامه گنج حضور یا تفسیر اشعار مولانا سعید قویدل چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: از فعالیت آقای سعید قویدل اطلاع ندارم. همین اندازه نسبت به حساسیت اشارات جناب مولوی باید حساس بود که حتی حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» تفسیری که آقای دکتر سروش از مثنوی مولوی داشتند و در تلویزیون پخش میشد، دستور به حذف آن دادند و به گفتۀ مرحوم آقای حسینیان فرموده باشند آنچه آقای سروش میگوید مولوی و مثنوی نیست. تا این اندازه عظمت اشارات مثنوی بلند است که هرکس را توان ارتباط با آن قلۀ بلند نیست. رهبر شهید در جلسه اى كه با شعرا داشتند فرمودند: مثنوى همان طور كه مولوى مىگويد: «هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين» است و گفتند مرحوم مطهرى هم با من هم عقيده بود. موفق باشید
سلام استاد: شخصی سالم، زیبا و پولدار بخواد ازدواج کند هیچ مشکلی ندارد اصلا کاری هم به خدا وائمه و هیچ توسلی هم نداشته باشد به زودی و راحتی کارش انجام می شد اما شخص اگر یکی ازاین مشکل ها را داشته باشد هرچقدر هم توسل و نذر و دعا کارش درست نمی شد پس خدا این بین چه کاره است و چگونه انسان ناامید نشود. و دل مرده و بی روح نشود؟ممنون. ببخشید مزاحم وقت شما شدم. التماس دعا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همۀ این احوال ملاحظه می کنید که به هر حال میدان، میدانِ ابتلاء و امتحان است. آنچه از دستمان می آید به حکم وظیفه انجام می دهیم ولی باید مواظب باشیم ما برای خداوند، تکلیف معلوم نکنیم در دل همین صبرِ بر بلاها و سختی ها، یک مرتبه با ایرانی روبرو می شوید که جهان، چشمِ خود را به عظمت آن دوخته است. در حالی که چه شهدای بزرگی را از دست دادیم و چه همسران شهدایی که تنها شدند ولی امروز می یابند که چه اندازه نتیجۀ کار آنها بزرگ بود. در این موارد فردی هم باید متوجۀ این سنت و قاعده بود. موفق باشید
سلام: در مورد تمجید استاد از سخنان حداد عادل؛ اولا تعریف آقا از مذاکره کنندگان نافی سوء نیت اونهاس نه ساده لوحی و اختلال محاسباتی اونها. دوما: وقتی آقا می فرمایند برخلاف نظرم اجازه دادم، یعنی این اختلاف رو کشاندن بین مردم و هزینه تبعات اون رو ترجیح دادن به نتایج یک دندگی مسئولین. چون اینها هنوز عبرت نمی گیرند!!! (این رو بذار در کنار اینکه زاکانی گفت بیش از بیست بار بردن پیش آقا، لاریجانی گفت با قهر نمیشه کار پیش برد صحبتهای آقای نبویان و ... ) سوما: اینکه آقا راضی نیست، صرفا به علت کم بودن امتیازهای ماست از کجا استنباط می شه؟ (قطعا غلطه!) احتمال داره عدم رضایت از خسران و ضرر زیاد اون تفاهم باشه. به همین علت آقا آشکار کرد و فرمود ما منتظریم!! یعنی احتمال زیاد بخش قابل توجهی هم محقق نخواهد شد. چهارم: خود دکتر حداد میگه اگه در آینده مذاکرات شکست خورد، رهبری نظرش رو قبلا فرموده، نمیشه به ایشان منتسب کرد!! خب پس رهبر معظم این رو درست نمی دونسته که خواسته جلوی این کار رو بگیره و تجربه برجام و انتساب به رهبری تکرار نشه. پنجم: اجازه صادر کردم، با توجه به نکات بالا یعنی اینها هنوز نفهمیدن و هنوز عبرت نگرفتن! چه کنه رهبر معظم که با همینها باید کشور رو اداره کنه!!! ششم: آقا ما می گیم ترامپ و ... کذابن! این همتی احمق و صادق الحسینی رو چه کنیم! اونها که گفتن اگه محصولشون خوب باشه می خریم!!! یعنی هم بازار دشمن رو رونق بدیم هم به دشمن اعتماد کنیم (احتمال بیوتروریسم عمومی)!!! البته که نباید اهانت کرد اما با این کارها، این ضربه آقایان به ولایت فقیه رفع و رجوع نمیشه!!!!
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر عنایت کرده باشید بنده در آن جملهای که در رابطه با سبک برخورد آقای دکتر حداد عرض شد، آخر آن جمله این بود: «تذکر آخر دکتر حداد عادل که ما در نسبت با همدیگر چگونه باید باشیم». آری! این نکتۀ مهمی است «ما در نسبت با همدیگر چگونه باید باشیم.» این همۀ آن چیزی است که ما در این تاریخ باید مدّ نظر قرار دهیم تا حال ۷۹ نکته تحت عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» مطرح شده است https://eitaa.com/bartarin_hozoor در همین رابطه عرض شد که باید نسبت به آینده بسیار امیدوار بود. امید است که جواب خود را با نظر به آن نکات بیابید. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و تبریک عید سعید غدیر: بنده در آستانه ی ازدواج قرار دارم و تا اینجا از نظر اعتقادی، اخلاقی، فکری سنخیت ها وجود داشته است. نگرانی دارم که می دانم ناشی از ضعیف بودن ایمان و توکل است ولی از اینکه در نقطه ی تصمیم گیری برای قدم گذاشتن در این راه قرار دارم، سخت نگرانم و تصمیم گیری برایم سخت است؛ به عبارتی نمی دانم خودم را متوجه چه چیزی کنم تا دلم در اطمینانی قرار گیرد و بتوانم با آن اطمینان وارد این برهه از زندگی شوم. افق بالایی که فراتر از مرسومات و بعد شخصی می توان به ازدواج نگاه کرد چیست؟ افقی که با نظر کردن به آن بتوان از بن بست هایی که احیانا در زندگی مشترک پیش می آید عبور کرد و متوقف نشد یا حتی اصلا بن بستی احساس نکرد؟ احساس می کنم پس از شهادت آقا، باید به قصه ی ازدواج و بنا کردن خانه و افق پیش رو نگاه عمیق تری داشت. ممنون میشوم در این رابطه سخنی بفرمایید که مرا از این سردرگمی خارج کند و نوری بر فکر و قلبم بتاباند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» در قسمت «ازدواج، تولدی دیگر» صفحه ۲۰۳ عرایضی شده است که خوب است به آن کتاب رجوع شود. و بالاخره باید متوجه باشیم که خداوند میفرماید: «و من آیاته أن خلق لکم من أنفسکم أزواجا لتسکنوا إلیها و جعل بینکم مودة و رحمة» و یکى از آیات او این است که از جنس خود شما همسرانى برایتان خلق کرد، تا مایه سکونت و آرامش شما باشد و بین شما و همسرانتان مودت و رحمت برقرار نمود.» سوره روم آیه: ۲۱"، عنایت داشته باشید آیهای که اشاره میفرمایید، میفرماید خداوند بین زن و شوهر مودّت و رحمت قرار میدهد و ما وظیفه داریم با رعایت حقوق همدیگر آن مودّت و رحمت را حفظ کنیم و مواظب باشیم شیطان آن را از ما نگیرد. البته باید متوجه بود در زندگی مشترک «گذشت» بسیار کارساز و انسانساز است. موفق باشید
سلام و عرض ادب استاد بزرگوار: استاد یه سری شبهه دارم که جواب براش دارم و میدونم بیخود هست ولی موقع عبادات و کارها اذیتم میکنه و حرکتم را کند و گاهی حتی متوقف میکنه. چندین بار در موردش از اساتید مختلف پرسیدم میگند اهمیت نده و از شیطان هست ولی این حالت خیلی خیلی آزاردهنده و دست و پاگیر هست و نمیزاره فعالیتهام را خوب انجام بدم. انگار در عین اینکه همه چیز را باور دارم و لذتش را چشیدم برام فرو میریزه. این حالت از زمانی اتفاق افتاد که همسر نمازشبخوانم که از آب شب مانده پرهیز میکردند و بسیار خودساخته بوده و هستند از دین خارج شدند و به این نقطه رسیدند که فقط خدا و بقیه مسائل باطل و دروغ هست. چه کاری باید انجام بدم و وظیفهام چیه؟ برای همسرم چه کاری از دستم ساختهاست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که در مسیر دینداری یعنی در صراط مستقیم متوجۀ حضور فعّال شیطان که قسم یاد کرده است در صراط مستقیم برای اغوای مؤمنین فعّال است؛ را همواره مدّ نظر داشته باشیم و همینکه آن نوع ذهنیّات پیش میآید، متذکر خود باشیم که این نشانۀ حضور ما در صراط مستقیم است و البته با پایداری در این راه، شیطان مأیوس میشود. در مورد همسرتان به هر حال با خوشرفتاری فرصت به او داده شود، إنشاءالله به خود میآید. موفق باشید
سلام برشما استاد عزیز: کشور ما مشکلات زیادی دارد. تقریباً ما در هر وزارتخانه و مکان و امور دولتی، بلااستثناء یک مشکل داریم! در اقتصاد مشکل داریم، در فرهنگ و حجاب مشکل داریم، در بحث های آموزش و پرورش که می بینیم چه قدر دارد به دانش آموزان از هر لحاظ مثل ایجاد استرس و فضای رقابتی و... ظلم می شود، در بحث کار و مسکن، حتی در بحث نظامی هم در جنگ ما ضعف هایی داشتیم و یا در بحث روابط ما الان لبنان برایمان اصلاً انگار مهم نیست و هزاران مشکل و فساد دیگه... من به عنوان یک نوجوان که میخواهم کار فرهنگی هم بکنم، چه طور می توانم با وجود این همه مشکلات در تقریباً همه جا، باز بروم و تبیین انقلاب و جمهوری اسلامی را بکنم و بگویم که این مسیر و حکومت حق است؟ آخر کدام حکومت و مسیر حقی در همه جایش مشکل و فساد هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این رابطه نیاز به نظر به جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی و مواجهۀ ما با جهان مدرن و تنگناهایی که در این راستا پیش میآید در میان است که بحث آن مفصل است و در سلسله مباحث «غربشناسی» بدان پرداخته شده. که پیشنهاد میشود پس از مطالعۀ کتاب «مدرنیته و توهّم» همراه با شرح صوتی آن و کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» همراه با شرح صوتی و یا فیلم آن، به مباحثی که تحت عنوان «جهان بین دو جهان» پرداخته شده است؛ رجوع فرمایید تا روشن شود بالاخره باید ما ملاحظه داشته باشیم در جنگی وارد شدهایم که ذیل تمدن اسلامی پیش آمده است و این رقابت دو گروه نیست. موفق باشید
سلام علیکم استاد: الان شیعیان و برادران ما در لبنان دارند شهید می شوند. همان هایی که در جنگ به عهد خود پایبند بودند و به کمک ما برخواستند. پس چرا الان که اسرائیل در حال قتل عام آن عزیزان است، کشور و حکومت ما هیچ حرکتی انجام نمی دهد؟! چرا رهبری چیزی نمی گویند؟ اصلاً در این اوضاع برگزاری جشن و شادی برای غدیر، وقتی برادرانمان و خواهرانمان در لبنان در حال شهید شدن هستند، درست است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حکایت اسرائیل وحشی یک چیز است اینکه گمان میکند حال که در میدان مقابله با ایران شکست خورده، میتواند با برخورد شدید با حزب الله، موضوع شکست را پنهان کند. لذا بیچاره دیروز هشدار تخلیه ضاحیه بیروت را صادر کرد که با تهدید قاطع ایران و ساخت معادله جدید قدرت، عقب نشست. سازمان رادیو و تلویزیون رژیم صهیونیستی به نقل از منبعی مطلع اعلام کرد که این رژیم برای انجام حمله بزرگ به ضاحیه جنوبی بیروت برنامهریزی کرده بود اما در لحظه آخر و به دنبال مداخله آمریکا این عملیات به تعویق افتاد.
زیرا هشدار قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیاء (ص)؛ این بود که ساکنان سرزمینهای اشغالی منطقه را ترک کنند
با توجه به نقض مکرر آتشبس توسط رژیم، در صورت عملی شدن ترک ضاحیه فرمودند ساکنان بخشهای شمالی و شهرکهای نظامی در سرزمینهای اشغالی هشدار میدهیم اگر نمیخواهند آسیب ببینند، منطقه را ترک نمایند. و این راه جدیدی شد تا جبهۀ مقابله با اسرائیل در راستای دفاع از جبهۀ مقاومت معنای خوبی به خود بگیرد از آن جهت که عملاً با این پیام، ایران به آمریکا و اسرائیل هشدار داد که محورهای مقاومت از هم جدا نیستند. اینکه نقض آتشبس در هر جبهه، نقض آن در تمام جبهههاست، بدین معناست که هر اقدام اسرائیل تبعاتی فراتر از جغرافیای مورد حمله دارد. و ترامپ روز دوشنبه در شبکه تروث سوشال نوشت: من تماس تلفنی بسیار سازندهای با نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل داشتم و هیچ نیرویی به بیروت نخواهد رفت و هر نظامیای که در راه آن باشد، قبلاً بازگردانده شدهاند. و اینجا است که معنی گشوده شدن جبههای دیگر در مقابل اسرائیل، خود به خود پیش آمد. و این، اول کار است برای حضور در دفاع از جبهۀ مقاومت و معنای حضور ایران به طور مستقیم در آن منطقه. امری که نتانیاهو ابداً پیشبینی نکرده بود و گمان میکرد میتواند جنگ خود با حزب الله را از جنگ ما با آمریکا و اسرائیل جدا کند. و این را باید به فال نیک گرفت که وزارت امور خارجه در بیانیهای در پی نقض مستمر آتشبس توسط اسرائیل و آمریکا، نقض آتشبس در هر یک از جبههها را نقض آن در تمامی جبههها خواند و اعلام کرد: با تمام توان و با استفاده از همه ظرفیتها بر اساس حق ذاتی دفاع مشروع، از منافع خود در هر کجا که لازم بدانیم، دفاع میکنیم. این آن راهی است که به طور مستقیم شروع شده است. به امید آنکه حتی حزب الله بتواند برای اشغالگریهای اخیر اسرائیل در دل همین قاعده که باید اسرائیل به پشت رودخانۀ لیتانی برگردد، کار خود را ادامه دهد و اسرائیل نتواند تهدیدهایی از نوع تهدیدی که در مورد ضاحیه کرد، انجام دهد. در ضمن نکاتی که استاد مهدی محمدی در سخنان اخیرشان در رابطه با لبنان فرمودهاند میتواند برای فکر در مورد لبنان به ما کمک کندhttps://eitaa.com/matalebevijeh/22761 موفق باشید
سلام بر استاد گرامی: سوالی ذهنم را درگیر کرده. در کشور ما مراسمات دینی متعدد و زیادی در خیابان ها و محلات از جمله غدیر و نیمه شعبان و محرم و سایر اعیاد و شهادت ها (و یا سایر مراسمات مانند تشیع شهدا و ۲۲ بهمن و روز قدس و همین تجمعات این شب ها) برگزار می شود که واقعاً جای شکرش باقی است. اما خب در این مراسمات بحمدالله تعداد زیادی از مردم می آیند و خب بر طبق قاعده خیابان های زیادی بسته می شود و یا به خاطر جمعیت زیاد و موکب های زیاد، صداها زیاد می شوند و خب برخی که در این مراسمات حضور پیدا نمی کنند و حالا یا در خانه هستند و یا نمیخواهند بیرون بروند که به خاطر شلوغی ها در این روزها نمی شود، می خواستم ببینم که بر این امر هم حق الناس تعلق می گیرد؟ یعنی اگر حق الناس تعلق بگیرد، مردم با حضور در این مراسمات و یا حتی جشن گرفتن آنها، ثواب که نمی برند، گناه هم می کنند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: روی هم رفته میتوان گفت آری! قواعد و قوانین و سنتهای یک اجتماع، جزیی از آن اجتماع است و همانطور که برای حفظ جامعه باید قوانین رانندگی را در عین محدودیتهایی که پیش میآورد، بپذیریم، جایگاه سنتهای یک جامعه که راز بقای آن جامعه میباشند را نیز باید همواره در نظر داشت ولی در عین حال باید طوری آن سنتها انجام گیرد که تا حدّ ممکن مراعات دیگران بشود، ولی هرگز نباید آن سنتها که یک جامعه را در حیات تاریخیاش حفظ میکند، به حاشیه رود. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: 1_چرا سوره ی توبه يا برائت هیچ مناسبتی با بسم الله الرحمن الرحیم ندارد؟ 2_گفته اند آن قدر گرم است بازار مکافات عمل گر به دقت بنگری هر روز روز محشر است و میدانم که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند :الآن قیامتی قائم. سوال بنده این است که بعد از شهادت یا وفات، رحمت رحمانی خدا چرا همیشگی نیست؟ و همیشگی نبودنش به چه معناست؟3_بهتر است معنای ربّ العالمين را بجای این که پروردگار جهانیان معنی کنیم پروردگار جهان ها معنا کنیم
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فرمودهاند از آن جهت است که سوره به قهر الهی شروع شده 2- نمی توان گفت رحمت رحمانیۀ خداوند همیشگی نیست. مهم شرایطی است که زمینۀ تجلی رحمت رحمانی او را فراهم نماید 3- آری! میتوان چنین گفت. موفق باشید
سلام استاد یک سوال داشتم و اون این بود که آیا این درسته که شهدای کربلا قبل از شهادت به کمال رسیدن؟اگه اینطور هست چطور به کمال رسیدن؟آیا این یک عنایت خاص از طرف خداوند به اصحاب امام حسین علیه السلام بود چون افضل شهدا بودن یا به خاطر انقطاعشون بود یا چیز دیگر؟ آیا در این زمان هم امکان اش هست به کمال رسیدن قبل از شهادت یعنی با جهاد کردن در زمان غیبت یا ان شا اللّه در دوران ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یا فقط یک امتیاز برای شهدای کربلا بوده هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر باید به این نکته بیندیشیم که آن عزیزان در نوعی از بصیرت تاریخی متوجه شدند در میدانی که برای شهادت ذیل امام حسین«علیهالسلام» در مقابلشان گشوده شده، به وسعتی خواهند رسید که در طول تاریخ با همۀ شهدا و در کنار آنها در میدان مقابله با ظلم و استکبار در صحنه خواهند بود. در این مورد عرایضی در کتاب «کربلا و عبور از دوگانگیِ زندگی و مقاومت» شده است که خوب است سری به آن کتاب که روی سایت هست، بزنید. موفق باشید
سلام ، داشتم فکر میکردم در زمینه کمک الهی به مومنین در مسائل جهادی ، دیدم ایران ما از نظر جغرافیایی شرایط مساعد دفاعی برای ما دارد ، حالت یک دژ مقاوم هست با سدهای طبیعی و ... خداوند این موهبت را به ما داده ، بعد به ذهنم رسید مثلاً اگر این حس مجاهدت دولت و ملتی مومنانه برای مردم کشوری که طبیعت ساده ای دارد پیش میآمد ، خدا چگونه آنها را که کشوری دچار بر نقاط ضعف طبیعی است حمایت میکند ؟ با خودم گفتم ، خدا هر کاری را که وعده داده انجام میدهد ، برای آنها با روشی دیگر انجام میداد ، و ما هر جای جهان باشیم ، فقط باید مومن بودن را و تلاش و توکل بر خدا را در خود مستقر کنیم ، خدا خودش میداند چگونه مومنین را نصرت دهد . نظر شما چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است که می فرمایید و در این رابطه خداوند وعده دادهاست که «العاقبة للمتقین». باید به این نکته که بسیار مهم میباشد بسیار بیاندیشیم که جهان هستی طوری از طرف حضرت حق مدیریت و ایجاد شده که هرگز جامعه و انسانی که در مسیر تقوای الهی قرار داشتهباشد بدون آینده و بدون رستگاری و پیروزی نیست چه در دنیا و چه در آخرت. موفق باشید
بسمالله. چطور باید مرگمون رو جدی بگیریم؟ چطور متذکر مرگمون بشویم؟ هر موقع احادیث مرگ و معاد رو میخوانم به امید تذکری برای بهتر زندگی کردن یا بگو در بهترین زندگی قرار گرفتن، گویا دورتر میشوم. شاید ماهیت نگرم. دلم صفای حاج قاسمی میخواهد. دلم استحکام و استقرار سید حسن نصرالله را میخواهد. بیتاب آقایم هستم. باور کنید از این همه نامانوسی خسته هستم. نمیدانم شاید مصداق آن هستم که در کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» فعایتهایم پوچ شده است و در علم حصولی ماندهام. اما یک چیزی عجیب است، شما بگویید آخر چگونه است که میدانم با حقیقت نامانوسم و در عین خواستن حاج قاسم و آقا و این مسیر نورانی، چقدر زندگیام متفاوت با ایشان است؟ و طلب هم که میکنم اما چرا هر چه زور میزنم گویا تلاشم بیهوده است؟ خودم میدانم نباید گناه کنم و دلم پر از غضب و کینههای بیهوده و مملو از شهوات گوناگون است، اما خُب باز میبینم که توان و جانی از تلاش بیهوده برایم نمانده است. حکایت آن دلاک و تیغ کُندش را با گوشت و پوست درک میکنم اما چه کنم؟؟؟ آری دوباره جمعه است. ما نیز از مسجد و از مدرسه بیزار شدیم. سرتان را درد نیاورم. با اینکه با گریهی تکتک شهدا برای شهادت گریستهام و به خویش که رجوع میکنم میبینم طلبش را هم دارم و اگر شهادتی نباشد خسران است، اما چرا زندگیام اینقدر از این طلب دور است؟ چرا مرگاندیش نیستم و مرگ با تذکرش شهواتم را نمیمیراند؟ به قول لسانالغین: چو مستعد نظر نیستی وصال مجوی، که جام جم نکند سود وقت بیبصری
باسمه تعالی: سلام علیکم: مرگاندیشی را به معنای احساس مردن نباید بدانیم بلکه مرگاندیشی به معنای درک وسعت بیکرانۀ اکنونمان میباشد که باید در آن حاضر باشیم. و این با درک حضور تاریخی پیش میآید. عرایضی است در این رابطه تحت عنوان «ما و اکنون خویش و حضور در دینداری خاص در آینده ای بزرگ» و حاج آقا نجاتبخش شرحی داشتهاند که إنشاءالله میتواند مفید باشد. https://eitaa.com/soha_sima/6046 موفق باشید
