با سلام و عرض ارادت خدمت استاد گرامی. استاد بنده توفیق داشته ام که چند سال به صورت مدون سخنرانی های شما را گوش کنم؛ گاهی بارها و بارها یک سخنرانی جنابعالی را گوش کرده ام و در تمام این مدت یک سوال ذهن مرا به خود مشغول کرده است و آن سوال این است که «چرا سخنرانی های استاد برایم تکراری نمی شوند؟» استاد میدانم که از تمجید و تعریف گریزانید و بدون آنکه بخواهم به قصد تمجید و ستایش صرف، سخنی به میان آورده باشم، در سخنان شما متاعی یافت میشود که شاید در کلام کمتر کسی از دعوت کنندگان به دینداری در عصر امروزی میتوان یافت. پی بردن به عمق مطالب شما نه بوسیله عقل دکارتی و استدلال صرف ممکن است و نه علم کلام و فقه در این عرصه راهگشاست. تفکر است ولی نه تفکر از نوع تفکر محض فلسفی، که بیشتر نوعی تذکر و تدبر است و نوعی نگریستن در عمق وجود خویش در رابطه با پدیده هایی که در زندگی با آنها مواجه می شویم. مطالب شما گاهی به بیدار شدن یک عقل گمشده و پروراندن یک استعداد نهفته در وجود انسان منجر می شود؛ عقل گمشده و استعدادی در اعماق وجود انسان که چون در این دوران مدرن پرورش و رشد و نمو نیافته، به صورت نهفته و بالقوه باقی مانده و با تدبر و تفکر در سخنان شما این استعداد و این گوهر درونی بیدار میشود و انسان با چشمی دیگر به عالم و به خویشتن می نگرد. در این خصوص خواستم نظر خود استاد را جویا شوم که آیا این به علت نوع رویکرد شما در دعوت به دینداری ست که به نظر این حقیر همان نوع رویکرد قرآن است نسبت به دعوت به دینداری؟ چراکه عرایض جنابعالی یک نوع دعوت به تفکر از طریق تذکر است همانند تذکرات قرآنی و لذا با تکراری گوش کردن به هیچ وجه تکراری نمی شوند چراکه یک نوع شیوه ابلاغ و تذکر از نوع قرآنی ست. آیا شما به این اصل قائل هستید که مبلغین باید برای ترویج و تبلیغ دین از قرآن الگو بگیرند چون بهترین مبلغ دین، خود خداست و از طریق قرآن؟ التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینجا حکایت، شخص طاهرزاده نیست؛ بحث در نگاهی است که در معارف عالیۀ دینی با ما در میان گذاشته میشود که آن معارف، اشاره به افقهای متعالی میباشد و معلوم است که آنگاه که با نظر به حقیقت، میدانهای مختلف را آینۀ ظهور حقیقت دانستیم، حال مائیم و دریایی از حقیقتی که تنها و تنها در افق زندگی به ظهور میآید بدون آنکه تصور کنیم که فردا، صاحب آن حقیقت میشویم و بدون آنکه گمان کنیم نسبت به آن حقیقت بیگانه هستیم. و این البته با حضور در تاریخی پیش میآید که تاریخ برگشت خدا به جامعه و برگشت انسان به خود است. آنچه به طور کامل و اکمل در مولایمان علی«علیهالسلام» یافتیم که چگونه حضرت به خوبی متوجه شدند با اسلام دو چیز در حال طلوع و تولد است. یکی «حقیقت» و دیگر «انسان»، و خود را با اُنس هرچه بیشتر به قرآن با رویکرد اُنس با اشارات کلام الهی و خود را به سجایای انسانی با رویکرد آنکه هر اندازه بزرگی از خود نشان دهند در واقع بیشتر به خود نزدیک شدهاند. و حال مائیم و نوعی از زندگی که باز روبهروشدن با افقی که با انقلاب اسلامی در مقابل ما برای نظر به «حقیقت» گشوده شد و مائیم و انسانیتی که بیش از پیش باید در خود و در دیگر انسانها تجربه کنیم. آیا این نوع حضور میتواند تکرارپذیر باشد؟ و آیا این نوع حضور میتواند منحصر به افراد عادی مانند امثال بنده باشد؟ موفق باشید
به دلیل اشتباهی که سالها پیش در مشورت و اصرار برای یک تصمیم مهم در زندگی یکی از عزیزانم داشتم، اکنون دچار عذاب وجدان و افسردگی شدید شدهام. با اینکه سالهاست متوسل به اهلبیت (ع) و نذر و نیاز های بسیار کردم که اگه اجابت میشد، به آسودگی میرسید، اما وضعیت آن عزیز تغییر نکرده و دیگر امیدی به رهایی او از این پیش آمد نیست، این موضوع باعث شده نسبت به الطاف الهی ناامید شوم و احساس گناه عمیقی مرا رها نکند. چگونه میتوانم این بار سنگین را از دوش بردارم و آرامش قلبی و اعتمادم به تقدیر الهی را دوباره به دست بیاورم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همۀ این احوال که بالاخره وظیفۀ شما در عین استغفار و تلاش برای جبران است؛ باید به این نکته هم فکر کرد که شاید تقدیر او چنین بوده است و بدین لحاظ نباید از رحمت الهی مأیوس شد. موفق باشید
با سلام: شنیدم که ملاک در مسیر صحیح بودن فرد، کیفیت ارتباط وی با معصوم علیه السلام است، هرچند ممکن است دیگران (همسر) از وی راضی نباشند. لطفاً این نکته را تبیین بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما در نسبت با خدا و با حضور قلب جلو میرویم و ملاک این حضور و ادامۀ آن، سیرۀ ائمه «علیهمالسلام» میباشد و در این مسیر مدارا با دیگران بهخصوص با همسر خود، جزو کیفیت این مسیر است. موفق باشید
به نام خدای حکیم سلام علیکم استاد بزرگوار شیخ نظامی هستم شاگرد همیشگی شما همانطور که مستحضرید به لطف هدایت ها و مباحث عالی شما در پانزده سال گذشته برای بکارگیری مباحث معرفت نفس در روشهای تربیتی کودک و نوجوان، در خانه معرفت مشهد، تلاش های زیادی انجام گرفته است. در زمبنه دستیابی به شیوه های انتقال مفاهیم عمیق معرفت نفس به نسل نو، انچه انجام شده است به شرح ذیل است. الف: برکزاری سالانه کارگاه های آموزشی تخصصی برای مربیان و والدین آشنا به مباحث معرفت نفس، ودر پایان هر دوره، بررسی و ارزیابی نقاط قوت و ضعف و کارآمدی روش های ارائه شده با بکارگیری عملیاتی آن ها توسط شرکت کنندگان و ارائه طرح درس و ارتقاء محتوای اموزشی در سال بعد. ب:انجام پژوهش های علمی و دانشگاهی در قالب پایان نامه های دانشجویان روانشناسی ایرانی و غیر ایرانی به منظور ساماندهی مبانی روشهای ارائه شده در قالب علمی قابل استناد. استاد ارجمند در آستانه برگزاری دهمین دوره کارگاه آموزشی تخصصی هستیم. در این دوره ابتدا مخاطبان مجموعه صوتی در باب مقایسه مبانی تمدن ایران شیعی، و تمدن غرب در انسان شناسی و جهان بینی و ظهور این مبانی در انواع محصولات فرهنگی و تربیتی را دریافت می کنند. هدف از این محتوای آموزشی آنست که شرکت کنندگان ، خود قدرت تحلیل و بررسی و شناخت در انواع مفاهیم ارائه شده به نسل نو را داشته باشند مثلا انسان و جهانی که به فرزند ما در داستان سیندرلا عرضه می شود با مبانی تمدنی ما چه تمایزها و یا اشتراکاتی دارد و مربی یا والد این نگاه را در دوره آموزشی تمرین کند تا کم کم بتواند به متربی هم این نکاه را منتقل کند. این مساله از نگاه ما می تواند یک نکاه فرقان گونه به مربی یا والد بدهد و به تدریج این نگاه به متربی نیز منتقل گردد تا هر محصولی اعم از پوشاک، فیلم ، کتاب، موسیقی و.. را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد و سپس در شناخت نسبت خود با آن، آگاهانه آن را انتخاب یا کنار بگذارد یا محتاطانه انتخاب نماید. در بخش دوم مباحث مطرح شده در جلد هشت اسفار در باب معرفت نفس به شیوه های متنوع عملی در کار با کودک و نوجوان ارائه می گردد. بنا بر این هست که کودک و نوجوان با این مباحث مواجه شوند در قالب های مختلف مانند بازی یا داستان و.. و روش بیان مستقیم کمتر استفاده شود، یک فرایند تجربه خود حقیقی در قالب های مختلف مانند بازی یا داستان و.. و روش بیان مستقیم کمتر استفاده شود. در نهایت برای بزرگسالان انتقال مفاهیم معرفت نفس که درنگاه اول برای برخی ثقیل و غیر قابل ارائه به کودک می آید، راهگشا گردد. غرض از این مطلب اینست که حضرتعالی توصیه و تذکاری در اصلاح این طرح اگر لطف بفرمایید، قطعا راهگشای ماست.اینکه محتوای کلی را مناسب می دانید و چه خلأ یا غفلتی ممکن است رخ داده باشد؟ اطلاعات دقیق تر دوره در کانال بارگزاری شده و سایر همراهان با مباحث ارزشمند حضرتعالی می توانند نکات پیشنهادی خود را به ایدی مسوول دوره منتقل و همراه ما باشند. لینک اطلاعات دوره خدمت دوستان https://eitaa.com/khanemarefat/2863
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را باید شکر کرد که متوجۀ راهی شدهاید که راه بشر آخرالزمانی میباشد، بشری که سؤالهای نهایی دارد و تنها با جوابهایی که جواب آن سؤالات است، قانع میشود و از این جهت است که گفتهاند: در این دوران، انسان خودش مسئلۀ خودش شده است. زیرا هیچ چیزی جز خودش را معنای بودن حقیقیاش احساس نمیکند و اگر بودن خود را که همان معنای او میباشد در میدان معرفت نفس در ابعاد گوناگون با او در میان نگذاریم تا وسعت خود را در امورات مختلف زندگی احساس نکند؛ پوچی و نیهیلیسم آزارش میدهد. حکایت نسبت او با خودش به عنوان حضوری بیکرانه و بودنی در نسبت خودش با دیگران به عنوان نسبت انسانیت او با انسانیت دیگر انسانها – که همان روحیۀ تمدنیِ بشر جدید است- و نسبت او با خالق خود که روحیۀ عبودیت است. آری! انسان آخرالزمانی در این سه نسبت میتواند متوجۀ خودش باشد به عنوان آن سه نوع نسبت. و بحمدالله در روشهای تربیتی خود متذکر این نوع حضور هستید تا آنجایی که در جلسۀ اخیر بحثی تحت عنوان «نظر به جایگاه تاریخی دو فکر به جای تقلیل آن دو فکر به دو اختلاف» https://eitaa.com/matalebevijeh/23497 شده است . به تفاوت جملۀ «حَسْبُنَا كِتَابُ الله» که خلیفۀ دوم در مقابل سخن پیامبر اسلام«صلواتاللهعلیهوآله» گفت، آنجایی که رسول خدا«صلواتاللهعلیهوآله» در آن حالت احتضار فرمودند: «کاغذ و دواتی برای من بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم که پس از آن گمراه نشوید.» فکر کنید که دو نوع فکر است نسبت به انسان و راهی که باید در مسیر عبودیت از طریق آخرین دین، که دینِ آخرالزمانی است برای بشر آخرالزمانی طی کند و این است تفاوت تفکر اهل سنت با تفکر شیعه که در این دوران میتوان بازخوانی کرد و به نسبت انسان در سه نسبتی که عرض شد باید بیندیشیم. موفق باشید
بِسْمِ رَبِّ الشُّهَدَاءِ وَ الصِّدِّیقِینَ. «یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ» فرازی از زیارت عاشورا که اربعین سال پیش رهبر شهیدمان آن را مد نظر قرار دادند و ده دقیقه ای عمق معنای آن را با جوانان متذکر شدند. صحبتی مختصر ولی بسیار دقیق و بسیار مهم که شاید اهمیت این بیانات هنوز آنطور که باید درک و بازتاب داده نشده است. فرازی که موضع گیری ما در برابر جبهه حسینی و جبهه ظلم را مشخص می کند؛ جبهه حسینی که طبق بیان رهبری مسئله برای ایشان همواره ظلم و جور ظالمان و مبارزه با آن بوده است. در این فراز ابراز می کنیم که «در صلحم با هر کسی که با جبهه شماست و می جنگم با هر کسی که با جبهه شما در جنگ است». رهبری متذکر این نکته شدند که «این جنگیدن اشکال گوناگون دارد و حرب لمن حاربکم همیشه به معنای تفنگ به دست گرفتن نیست و در حوزه فرهنگی می توان از آن به درست اندیشیدن، درست سخن گفتن، درست شناسایی کردن و دقیق به هدف زدن تعبیر کرد». اینکه رهبری با این بیانات ادعیه امامان معصوم را در حوزه فرهنگ بسط می دهند نشانگر اهمیت حوزه فرهنگ و رسانه و جهاد تببین در عرصه جنگ نرم در برابر دشمن در موقعیت کنونی است و میفرمایند «پس بدانیم که وظیفه چیست و بشناسیم راهی را که باید بپیماییم تا زندگی هدف و معنا پیدا کند». و اما نقطه عزیمت چیست؟ نقطه عزیمت تشخیص جبهه ظلم و جبهه حسینی در زمان ماست که بحمدالله کار سختی نیست و هر وجدان آزاده ای در جهان بعد از نسل کشی در غزه و تکه تکه کردن کودکان مدرسه شجریه طیبه میناب و پیمان شکنی های دائمی شیاطین عالم، برایش امری عیان و آشکار است. آری گویی خداوند دارد حجت خود را بر بنده اش تمام می کند و سیاهی مطلق را در برابر سپیدی میگذارد و بنده اش را مجاب به انتخاب یکی از این دو کرده و راه بی طرفی را دانسته مسدود می کند! حال در حوزه فرهنگ فقط باید از خود بپرسیم جبهه ظلم کدام سبک زندگی را تبلیغ میکند و بگوییم یا ابا عبدالله من در جنگم با سبک زندگی که با سبک زندگی شما در تضاد است. یا ابا عبدالله جبهه ظلم و کفر بی بند و باری و برهنگی ما را میخواهد و شما عفت و پاکدامنی ما را. جبهه ظلم از طریق رسانه دنیا طلبی، خودخواهی، منفعت طلبی، بی عفتی، بی حیایی و خیانت و گناه را ترویج می دهد و جبهه حسینی اخلاص، فداکاری، تقوا، معنویت، ایثار و از خودگذشتگی را. جبهه ظلم در پوشش آزادی دارد سرخود عمل کردن و بی الگو زندگی کردن به هدف کامجویی هر چه بیشتر از دنیا را تبلیغ میکند و جبهه حسینی با ارائه سبک زندگی اولیاء الهی ما را به پیروی از این الگوهای انتخاب شده از سوی خداوند سوق می دهد. پس یا ابا عبدالله در جنگم با سبک زندگی و الگویی که جبهه ظلم ارائه می دهد و در صلحم با جبهه ای که سبک زندگی اولیای تو را ترویج می کند. جبهه ظلم میخواهد ما را غرق در امور ظاهری و تجملات کند و به جای رسیدن به گنج قناعت هر چه بیشتر حرص و طمع ما را ارضاء کند و جبهه حسینی با فرع دانستن امور مادی و ظاهری ما را به نظاره کردن کلبه کوچک حضرت فاطمه زهرا و علی (ع) وا میدارد و الگوی خوشبخت زندگی کردن و خوشبخت از دنیا رفتن را به ما نشان می دهد. پس یا ابا عبدالله در جنگم با جبهه ای که ما را به کور دلی و به ندیدن این کلبه ساده خوشبختی و سعادت می رساند. جبهه ظلم میخواهد ما را به منجلاب سطحی اندیشیدن بکشاند و سیره شما و اهل بیت شما عمیق اندیشیدن و با بصیرت عمل کردن را به ما نشان می دهد. پس یا ابا عبدالله در صلحم با کسی که عمیق می اندیشد و بهعمیق اندیشیدن دعوت می کند و در جنگم با کسانی که ما را به سطحی اندیشیدن و بی فکر عمل کردن وامیدارند. جبهه ظلم ما را بوسیله حربه ترس به پذیرش سازش و به هر قیمتی زنده ماندن محکوم می کند و جبهه حسینی ما را از زندگی پر ذلت می رهاند و با شعار «هیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة» مرگ با عزت را به زندگی زیر بار ذلت ترجیح می دهد. شاید این بیان امام شهیدمان بیشتر از همه خطاب به سلیبریتی های زمانه باشد که «پول و مقام و موقعیت اجتماعی حقیرتر از آنند که هدف زندگی قرار بگیرند». سلیبریتی هایی که سکوت مرگبارشان در فاجعه کشتار کودکان معصوم مدرسه شجریه طیبه میناب گوش زمین و زمان را کر کرد ولی به هنگام قصاص خائنان به دین و آیین و ملت و وطن، باز روح لطیفشان جریحه دار میشود و کمپین اعدام نکنید راه می اندازند. پس یا اباعبدالله در جنگم با کسانی که از ترس از دست دادن موقعیت اجتماعی و کم شدن فالورها و از ترس ناسزا شنیدن از طرف براندازان و جبهه ظلم، به هنگام ظلم و جنایت ظالمان و مستکبران کور و کر میشوند و با همین سکوتشان، کودک کشی این شیاطین عالم را توجیه می کنند و در صلحم با کسانی که به قیمت بدنام شدن و مهر حکومتی خوردن و ناسزا شنیدن از طرف جبهه ظلم، فریاد اعتراض و انزجار از این کودک کشان ظالم مستکبر فاسق برمی آورند، قید موقعیت اجتماعی و این شهرت دنیایی زودگذر را می زنند و با همین بی طرف نماندن از امتحانات الهی زمان ما سربلند بیرون می آیند و به این ادراک رسیده اند که «در کرببلا بی طرفان بی شرفانند». چراکه باز به بیان امام شهیدمان در آن سخنرانی ده دقیقه ای «هدف زندگی بندگی و رسیدن به خداست و راه آن فقط همین است که سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم!». خدایا در این راه ما را از سستی و تزلزل برهان. از حضورتان التماس دعا دارم استاد گرامی
باسمه تعالی: سلام علیکم: کربلا گرچه آغاز اصیلی بود که همۀ انتهای بشریت را در همان آغاز معنا کرد و از این جهت کربلا مربوط به انسانِ آخرالزمانی میباشد که بنا دارد نهاییترین جوابها را از صحنۀ کربلا بگیرد. حال مائیم و نسبتی که باید در رابطه با نهایتهای خود در نسبت با نهاییترین صحنه یعنی کربلا، خود را بیابیم و صحنۀ مقابله با باطل را در همۀ ابعاد آن که به خوبی متذکر آن شدهاید در جان خود ذیل کربلا تجربه کنیم و در این نکته، بسیار باید بیندیشیم که ما در کربلا و در نسبت با آن حضرت در چه انگیزه و مسئلهای هستیم که فردای خود را نیز در امروز بیجواب نگذاشته باشیم؛ آنطور که در جواب سؤال شمارۀ 42115 ملاحظه خواهید کرد که ما فردایی داریم با سؤالات آخرالزمانی که تنها با نسبتی که با کربلا به وسعت همۀ انسانیت مییابیم میتوانیم جواب دهیم و حماسۀ اربعینیِ این سالها، آغازی است از آن حضور بیکرانۀ انسانها در نزد خود به وسعت دیگر انسانها. اخیراً در رابطه با «ایرانِ دیگر و اربعینی دیگر» https://eitaa.com/matalebevijeh/23446 عرایضی شد که خوب است نظری به آن بیندازید. بنده به تاریخ به آیندهای میاندیشم که دیگر آینده جهان آمریکایی و سکولار نخواهد بود و اینجاست که باید جریانهای انحرافی با سبکی که به میان میآوریم اولاً متوجه امیدواری ما به آن آینده بزرگ باشند و ثانیاً به پوچی راهی که پیشه کردهاند پی ببرند. این است سبکی که به کمک آن جهان دیگری آغاز شده و ادامه مییابد و البته این جدای آن نوع بزهکاری هایی است که عدهای با قصدی خاص مامور دامن زدن به آن زشتیها هستند که هر دولتی نسبت به آن بزهکاریها قوانینی دارد که آن را اعمال میکند. بحمدالله راهی گشوده شده است که هر روز شکستی بعد از شکست برای جبهه استکبار با همه آن امکاناتی که دارد در پیش است. موفق باشید
عرض سلام و ادب خدمت استاد محترم: بنده از وقتی پیام اخیر رهبری در خصوص تفاهمنامه را شنیدم، هر چقدر فکر می کنم میبینم که این پیام بسیار جای گفتگو و مباحثه دارد و مثل هر سوره ی قرآن جامعیت دارد واگر هر بخش آن را جدا در نظربگیریم جفا کرده ایم، در این پیام هم تأییدی بر مذاکره بود از حیث اقتدار این باره ی دیپلماسی وهم مخالفت از جهت غیرمتعهد بودن طرف مقابل، از جهتی دیگر عقلانیت نظام اسلامی و توجه به نهادهای مختلف تصمیم گیری در اخذ یک تصمیم، هم توجه به شور و مشورت اعضای تصمیم گیری وهم رأسیت ولی فقیه در حکم دادن، از طرفی احترام و جایگاه قابل شدن برای مردم، از طرفی دیگر بازگذاشتن میدان برای رشد فکری جامعه و... از خودم ترسیدم که اگر بخواهم در قالب و فهم ناقص خودم با آنمواجه شوم مصداق «یومن ببعض ویکفر ببعض» خواهم بود و باید چاره ای برای ناقص بودن خودم در فهم فرمان ولی بکنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله توجه خوبی به جایگاه پیام رهبر معظم انقلاب داشتهاید و حقیقت همین طور است که در آن پیام جوانب مختلف مدّ نظر بوده و به همین جهت عرض شد جناب آقای عباسی ولدی مواجهۀ خوبی با آن پیام داشتند. https://eitaa.com/matalebevijeh/22977. موفق باشید
سلام: به صورت عجیبی مطالبتان شور انقلابی و کنش گری را تضعیف میکند، سوالی است تا شما را به فکر بیندازد که اندیشه های جدید شما آیا دعوت به تفکری آرام در میان جنگی بزرگ نیست؟ اینک زمان کنش است و مطالبه، چیزی که در ادبیات فعلی شما دیده نمیشود!!!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضوری باید اندیشید که بحمدالله با ایران در جهان شروع شده و باید به انسانیت انسانها بیندیشیم که امری است با حضورِ جهانیمان. در «دولت ملت» که نوعی حضور تمدنی با نظر به آینده مدّ نظر میباشد، افراد همدیگر را درک میکنند و این حضوری است غیر از آن حضور که ارباب و کدخدا سرنوشت مردم را در دست دارد و از این جهت یعنی با نظر به «دولت ملت» و حضور تمدنی ایران، باید به امکان دیگری که پیش آمده است بیندیشیم. موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام: خدا قوت، مدتی است سوالی به شدت ذهن بنده را درگیر کرده و آن مطلبی است که در سایت امام موسی صدر دیدم و شبهاتی که برایم پیش آمد از اینکه در سایت ایشان از بی وفایی شهید بهشتی و امام خمینی و... نسبت به ایشان بعد از ربوده شدن مطلبی آمده و از طرفی هم باز در همان سایت به تلاش های خود رهبری درباره ایشان پرداخته شده و از طرفی هم حضرت آقا هیچ اشارهای به ایشان در این سالها نداشتند و حداقل در سایتشون که سخن مستقیمی ندیدم درباره ایشان از آقا درحالیکه از شهید امام محمد باقر صدر و... سخنان ایشان موجود است؛ واقعا گیج شدم از این معما؟!!!! اردیبهشت ۱۳۵۸ خانواده امام موسی صدر، به همراه هیئتی از بانوان حامی مؤسسات خیریه امام در لبنان، برای درخواست اقدام برای آزادی امام، به ایران آمدند. این گروه چند ماهی در ایران ماندند، با همراهی سایر اعضای خانواده و بستگان که اغلب ساکن ایران هستند، به شهرهای مختلف ایران از جمله قم، شیراز و مشهد سفر کردند، با شخصیت های روحانی متعددی دیدار کردند، تلاش کردند با مقامات نیز دیدارهایی داشته باشند که در برخی موارد ناکام ماندند. خواهر امام، رباب، همسرش، پروین خلیلی و فرزندانش حمید و حورا و ملیحه، که هنوز از بهت ربایش امام موسی صدر، در سفری رسمی، رها نشده بودند، در تجمعات سخنرانی میکردند. از شرایط سخت لبنان، و غیبت امام موسی صدر میگفتند. شخصیتی نبود که موسی صدر را نشناسد. ملاقات کنندگان یا همدوره او بودند، یا در مقام مدرس حوزه او را دیده بودند یا در دوره مبارزه، با او ارتباط داشتند و از حمایتهایش برخوردار شده بودند. حضور خانواده امام موسی صدر، با سفر عبدالسلام جلود به ایران همزمان شده بود و خانواده امام در مقاطع مختلف اعتراضشان را به این دعوت و استقبال و مسئولیت لیبی را در این آدمربایی، یادآوری میکردند و تحقیقات قضایی انجام شده در ایتالیا را ذکر میکردند. تا جایی که در تجمع جوانان معترض به حضور جلود در مقابل هتل محل اقامت وی در تهران شرکت کردند.[1] این تجمعات هنگام حضور خانواده در سایر شهرها، به ویژه قم تکرار شد و مردم با تصویر امام موسی صدر در دست، خواهان آزادی او شدند. رباب صدر، واکنشهای مختلف افراد را به یاد دارد؛ از بی علاقگی، دکتر بهشتی، دوست صمیمی امام موسی صدر به ملاقات با خانواده که امام در نامههایش او را عقل منفصل خود توصیف کرده بود، تا گریه شدید آیت الله شریعتمداری که مانع صحبتش میشد. تا جواب صریح احمد خمینی که میگفت درباره این موضوعات نمیشود با آقا صحبت کرد، آقا را اذیت میکند. تا همدلی دولت موقت که آنان را دوستانی خوب توصیف میکند که درگیر مسائل بیشماری بودند و فرصت نکردند کاری کنند. ملاقاتها و اظهار علاقههایی که بعد از مدتی تعطیل شد: «کم کم از ما فرار میکردند، وقتی میخواستم بروم ملاقات میگفتند وقت ندارند، گرفتارند.» بی تفاوتی که باعث شد رباب صدر دست به حرکت دیگری بزند؛ «یک وقتی که دیدم کسی به حرف ما توجه نمیکند، در ساختمان مدینه الزهرا، در بیروت، با خانم امام موسی صدر ده روز اعتصاب غذا کردیم. مردم دورمان جمع شدند، وقتی ما را میدیدند دلشان قرص میشد، آن زمان آقای بنی صدر رئیس جمهور ایران بود. از طریق سفیر ایران پیغام داد که اعتصاب را تمام کنید، ما با جدیت این قضیه را دنبال میکنیم. من باور نکردم؛ گفتم این حرفها دروغ است، ابورائد (همسرم) گفت حواست باشد باید آبرویتان را حفظ کنید. این جور نگو. قبول کن. باید آبروی سید را نگه داری، مردم بالاخره خسته میشوند. بالاخره اعتصاب را تمام کردیم، اما باز هم کاری نشد.» پروین خلیلی، همسر امام موسی صدر، که در تمام بیست سال گذشته، شاهد رابطه انقلابیون و روحانیون ایران با همسرش و میزان حمایتهای او از آنان بود و بارها میزبان این افراد در منزلش شده بود، از برخوردهای سرد و وعدههای بی ثمر بسیار رنجیده خاطر شد. با بسیاری از افراد شخصا تماس گرفت و پاسخ های سردی شنید. برای ملاقات با رهبر انقلاب ایران، مدتی زیر باران به انتظار ایستادند و قبل از ورود این توصیه را شنیدند که بخاطر کسالت ایشان، درباره قضیه ربودن امام موسی صدر صحبتی نکنید و پروین خلیلی متحیر بود که مگر برای حرفی جز این آمدیم؟ حورا صدر، دختر ارشد امام موسی صدر، در توصیف دیدارهایی که در تمام این سالها درباره پدر داشته میگوید: ملاقات هر کسی میرویم، بیشتر از ما بابا را میشناسند و بیشتر از ما از او تعریف میکنند، اما همه این تعریف و تمجیدها، منجر به کاری برای آزادی او نشده است. همانطور که رباب صدر میگوید: «بعضیها خیلی بی مروتی کردند. اگر همان روزهای اول سفت دنبالش را میگرفتند، با همان هواپیماهایی که برایشان اسلحه میآوردند، اخوی را برمیگرداندند.» حلاوت قدرت و مسئولیت اما قویتر از مناسبات اخلاقی و انساندوستانه بود؛ چیزی که البته سید موسی صدر مرعوبش نشده بود، اما دیگران گویا شرایط متفاوتی داشتند. [1] گزارش خبرگزاری پارس. ۸ اردیبهشت ۱۳۵۸ این هم متنی که سخن از بی وفایی انقلاب نسبت به امام موسی صدر زده. میخواستم بدانم نظر استاد چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این شکی نیست که نظام اسلامی و مسئولان اصلی نظام نسبت به شخصیت آیت الله امام موسی صدر جایگاه بزرگی قائل بودهاند و تا آنجا که بنده در آن سالها در جریان بودم، آن اندازه که در محدودۀ آنها بود، به عنوان یک نظام تلاشهای زیادی انجام شد. به نظر میآید شیطنتها در جای دیگری بود که حتماً نقش اسرائیل و نفوذیهای آن رژیم بیتأثیر نبود که چگونه ایشان در سفری که به ایتالیا داشتند سر از لیبی در آوردند و آن شد که هنوز صدها ابهام در آن هست. موفق باشید
سلام استاد خسته نباشید. سوالی داشتم: قاعدتاً دو چیز می تواند جلوی انسان برای انجام گناهانی چون خود ارضایی، کشف حجاب، روابط نامشروع و... را بگیرد؛ یا «انسانیت» یا «اعتقادات». وقتی برای کسی هیچ کدام از دو مورد بالا نباشد، ما تا صبح هم که بیاییم دلیل عقلی بیاوریم و اثبات کنیم و فواید و مضرات بگیم و امر به معروف و نهی از منکر و کار فرهنگی بکنیم و قانون گذاری، چه تأثیری دارد؟ و اصلاً این کار ها را هم که بکنیم، صلب آزادی اندیشه و تفکر نمی شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بشر جدید با روحیۀ آخرالزمانی خود طالب نهایتها میباشد و باید با نوعی گفتگو در این مورد با آن وارد شد تا متوجه شود با اعمالی که نام بردید از آن حضور معنوی که نیاز روح و روان اوست، محروم میشود و از این جهت مباحث «معرفت نفس» به جهت آنکه به جای استدلالی حالت حضوری دارد، میتواند مفید باشد. کاری که در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» مطرح شده است. موفق باشید
عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: خواهشمندم متن زیر را با همان سعه صدری که با موافقان مذاکرات و آقای مهدی محمدی و حجتالاسلام طائب و... برخورد نمودید بررسی نمایید. 🔰 سر بریدن شروط دهگانهی رهبری کلیپی از آقای طائب در مقام پاسخ به شبهات حول مذاکره، در حال دست به دست شدن است. نقدهای جدی به صحبتهای ایشان وارد است که در ادامه به تعدادی از آنها خواهم پرداخت: ۱. در ابتدا، ایشان با بیان اینکه آمریکای کنونی با آمریکای زمان امام شهید تفاوت کرده، استدلال میکند که موضوع حکم عوض شده فلذا مذاکره با آمریکای کنونی حکم متفاوتی با مذاکره با آمریکای زمان امام شهید دارد. حرفی که اساسا غلط و دارای ایراد مبنایی است. چراکه به فرمودهی امام شهید دشمنی آمریکا با ما یک دشمنی تاکتیکی نیست که الان وضعیت جدیدی پیدا کرده باشد بلکه دشمنی آمریکا یک دشمنی ذاتی است و جنگ با آمریکا یک جنگ وجودی است. فلذا موضوع حکم هیچ تغییر نکرده است. حتی امام شهید ما فرمود تا بیست، سی سال دیگر هم مذاکره با آمریکا نه تنها فایده ندارد بلکه ضرر هم دارد. حتی امام رشیدمان در پیام سالگرد امام راحل فرمودند : «نظام سلطه و در رأس آن آمریکا با این ملت و هویت ممتاز، و تسلیم ناپذیریش مشکل دارد.» این یعنی آمریکا هیچ تغییری نکرده، فلذا آدرس غلط به ملت ندهید. بله آمریکای الان یک تفاوت عمده با آمریکای قبل از این دارد و آن هم اینکه قتل امام ما هم به پروندهی جنایتهایش اضافه شده است. ۲۲. در ادامه، این سوال را مطرح میکند که «چرا ما با آمریکا مذاکره میکنیم؟» و بعد پاسخ میدهد: «هدف اخراج آمریکا از منطقه است» تا اینجا ایرادی نیست اما قضیه وقتی خطرناک میشود که در ادامه با استناد به این هدف به راحتی، دو شرط از شرایط دهگانهی امام رشیدمان را سر میبرد و میگوید:« حالا ما غرامت بگیریم و اینها همه، اگر آمریکا از منطقه بیرون برود اما هیچ کدام از اینها اتفاق نیفتد، نه غرامت بدهد و نه تحریم را بردارد همین که آمریکا از منطقه بیرون برود دیگر آمریکایی نیست» یعنی با همین مغالطه به راحتی دو شرط رهبری را لوث میکند و میگوید غرامت هم نداد نداد، تحریم هم رفع نکرد نکرد. ۳. در ادامه میگوید ما دو راه داریم: یا مذاکره کنیم یا حمله کنیم. بعد با بیان اینکه ما اجازهی حملهی ابتدایی را نداریم نتیجه میگیرد که پس باید به مذاکره ادامه بدهیم چون ما فقط برای ایران نمیجنگیم برای امالقرا میجنگیم و باید دیگران را با خود همراه کنیم. دیگر از فتوای رهبری به جواز جهاد ابتدایی نمیگوید. حتی نمیگوید قرار بود برای آتشبس دو پیش شرط محقق شود: آتش بس در تمام ساحات و اخذ غرامت که بدون تحقق هیچ یک، قدم در مسیر مذاکره گذاشتیم و دست خودمان را در پوست گردو. البته قرار بود فقط دو هفته این آتسبس برقرار باشد که با خواست ترامپ به صورت یک طرفه تمدید شد و تحت هیچ شرایطی خیال نقض شدن ندارد. ۴. ایراد بعدی به صحبت ایشان راجع به بسته شدن تنگهی هرمز است. ایشان میگوید :«همه دنیا به خاطر بسته شدن تنگه به سختی افتاده و تنگه را هم ایران بسته و همهی دنیا میگوید مقصر آمریکا است که به ایران حمله کرده است» آنچه سبب تعجب است ادامهی صحبت ایشان است که این دستاورد را «اقدام زیبای دیپلماسی» میخواند و آن را به نام دستاورد مذاکره فاکتور میکند. اما تنگه دستاورد میدان نبرد و یادگار شهید تنگسیری است و آنچه در نتیجهی آتشبس به دست آمده محاصرهی دریایی بوده و بس. حتی امام حاضرمان در پیام اخیرشان فرمودند: «دشمن خبیث، حال که در مصاف با فرزندان دلاور شما در نیروهای مسلح دچار شکست شده و بخصوص بخاطر مواجهه با ضربهی قاطع چه در نبرد نظامی و چه در میدان و خیابان، تحقیری پرمعنا و عمیق را تجربه میکند که در اثر آن واگرایی ملموس کشورها از او را سبب شده» در واقع دستاوردهای کنونی را نتیجهی میدان و خیابان میدانند و نه مذاکره، حتی واگرایی ملموس کشورها از آمریکا را نیز نتیجهی اقدام زیبای میدان و خیابان میدانند نه اقدام زیبای دیپلماسی به تعبیر جناب طائب. ۵. آنچه قلب من را بیشتر به درد آورد، بحث مربوط به خون خواهی و انتقام امام شهیدمان بود که خیلی دیپلماتگرایانه آن را لوث و به بلندمدت ارجاع دادند با این استدلال که: «آقای ما شهید شده؟ آقای ما که از امام حسین بالاتر نیست. دعای ندبه که میخونید میگه این الطالب بدم المقتول بکربلا. ۱۴۰۰ سال است داره نیرو تربیت میشه. نوسان داره. کسانیکه عجله میکنند دارند اشتباه میکنند» به همین راحتی انتقام و خونخواهی امام شهید با چنین مغالطهای کمرنگ میشود. انتقامی که از شروط دهگانه است و از قضا در پیام اخیر امام عزیزمان هم به عنوان یکی از علل اصلی ماندن مردم در خیابان عنوان شد: «از سحرگاه دهم اسفند ۱۴۰۴ ملت ایران را آن چنان مبعوث کرد و به میدان آورد که با انگیزهای والا با گذشت بیش از سه ماه کماکان پرحرارت به خونخواهی رهبر شهید خود و سایر شهیدان به خون خفته و به پاسداشت حریم نظام اسلامی و وطن عزیزشان در میدان حاضر هستند.» مراقب باشیم در دام مغالطهها نیفتیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه دهید که به جزئیات موضوع نپردازیم. بحث در تأمّل در سخنان افرادی مانند آقای مهدی طائب بود و فهم نگاه انسانی که با نگاه قرآنی موضوعات را با مخاطب خود در میان میگذارد و گمان میکنم صوت بعدی ایشان روشن میکند که چرا باید این نوع مذاکره که در شرایط تاریخی غلبۀ ما بر آمریکا پیش آمده است را، با آن نوع مذاکره که رهبر شهید نفی میکردند؛ یکی ندانست. https://eitaa.com/matalebevijeh/22814 با نظر به نگاه قرآنی موضوعات را باید در تاریخ خود نگاه کرد. به گفتۀ جناب آقای مهدی محمدی در آخرین گفتارهایشان، دشمن، آن شرایط ما را در شرایط جدید میپذیرد یا نه، بحث دومی است که البته ما عقبنشینی نمیکنیم. همچنان که در https://eitaa.com/bartarin_hozoor/107 و https://eitaa.com/bartarin_hozoor/109 عرض شده ما باید سعی کنیم برای عبور از روحیۀ محدود که به اصطلاح، روحیۀ قبیلهای میگویند، همدیگر را با حضور تمدنیِ خود «فهم» کنیم. در این بستر است که به اهداف رهبر شهید که خروج از منطقه است، فکر میکنیم. و البته همانطور که رفقا در برنامۀ «به وقت ایران» فرمودند https://eitaa.com/bevaqteiran/1041 دست از سر قاتلان رهبر شهید و شهدایمان برنمیداریم ولی هدف رهبر شهید که بحمدالله در حال تحقق است؛ از بینبردن ابرقدرتیِ آمریکا میباشد و باید سعی کنیم همگان با یک همّت در این مورد بیندیشیم. این است آن هدف بزرگ تحقق نوین اسلامی که رهبر عزیز ما آیت الله سید مجتبی خامنهای با تمام وجود تلاش دارند مدّ نظر ما قرار دهند. آری! این است هدف اصلی ما در مقابله با جبهۀ استکبار. موفق باشید
سلام خدمت استاد عزیز: آیا در هر خانواده و هر محیطی میتوان رشد کرد؟ منظورم رشد واقعی و کامل است. حد من چقدر میتواند باشد میتوانم درحد سلمان و حاج قاسم و ... باشم یا باید بپذیرم که حتی در خوبی و رشد هم محدودیت وجود دارد؟ من بسیار ناراحتم و حتی دچار حسادت هم شده ام لطفا من را راهنمایی کنید. این سوال من را بشدت غمگین ساخته و وقتی که نه دردنیا قرار است خوب باشم در امور دنیایی و نه آخرتی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حالیکه حتی در محیط خانۀ فرعون میشود همچون حضرت کلیم الله «علیهالسلام» رشد کنند، بنابراین محیط در جای خود علت اصلی نیست. در این موردمرحوم آیت الله حائری شیرازی در کتاب ارزشمند «مربی و تربیت» نکات خوبی را با خواننده در میان میگذارند. مهم آن است که با تدبّر در قرآن و تأمّل در روایات جلو و جلوتر برویم. در این مورد امثال شهید مطهری عزیز برای ما حرفها دارند. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام و عرض ادب و تبریک عید سعید غدیر 🌹. من مرد خانواده ام با حدود ۳۵ سال سن و وضعیت اقتصادی خانواده بگونه ایست که برای خرجی یکبار مسافرت در سال مثلاً به مشهد مقدس حتماً قرض و وام ضروری است. یعنی اگر قشر متوسط جامعه را ۵ قسمت کنیم ما در یک پنجم پایین هستیم برای برقراری تعادل دخل و خرج، هر کسی از عموم اهل جامعه به صورت یقینی میگوید شغل و درآمد دوم برای من لازم و قطعی است. اما من دچار رکود روحی شده ام و طبق شناخت خودم از خودم میدانم به غیراز مطالعه نظام مند و رشد و ارتقای علمی (منظورم تحصیلات حوزوی یا دانشگاهی) این افسردگی از بین نمیرود. چون این حالت حتی سر کار و مشغله نیز من را رها نمیکند. حالا سوالم این است وظیفه من یعنی وظیفه ای که خداوند از بنده اش دراین مواقع انتظار دارد چیست؟ آیا بروم سراغ شغل دوم که برای من میشود کار در اسنپ یا کار فست فود ها و رستوران ها در شیفت عصر تا نیمه شب؟ یا اینکه بروم سراغ تحصیل مثلاً در حوزه علمیه یا دانشگاه، به این امید که ان شاء الله علاوه بر طلب علم، خدا در رزق و روزی ما وسعتی قرار دهد چون در احادیث هست که خدا روزی اهل علم را تضمین کرده است. استاد عزیز بجز پاسخ سوال بالا لطفاً بفرمائید در دوراهی ها چگونه از سردرگمی در آییم وقتی ظاهراً از مشورت و توسل جواب نمیگیریم. ببخشید که متن طولانی شد. با تشکر فراوان.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این خوب است که روحیۀ مطالعه بخصوص در امور معرفتی و معنوی را محفوظ نگه دارید و در دل همین روحیه در صورتی که فعالیت اقتصادی به صورتی پیش بیاید که این روحیه محفوظ بماند، جا دارد. و در این موارد یعنی در دو راهیها میتوانید افرادی را مدّ نظر قرار دهید که از جهاتی به شخصیت شما نزدیکاند. موفق باشید
سلام علیکم: در جواب کاربر سوال شماره 41677 که مرقوم فرمودید: مطالبات تغییر سیاست اقتصادی را نیروهای حکیم و کاردان و انقلابی می بایست انجام دهند تا تقابل با دولت پیش نیاید؛ بنظر می رسد در وهله اول صدا و سیما، و سپس سازمان تبلیغات اسلامی، ائمه جمعه و دیگر متولیان برگزاری تجمعات باید پیشران در این خط دهیِ مدارا محور و مطالبه مشفقانه باشند تا هم اثر و انعکاسی بیشتر از چند پلاکارد دست نوشته داشته باشد و هم نوع مطالبه و ادب و آداب آنرا به عامه منتقل کند و هم وقتی درد از زبان مسئولین بازگو شود، قطعا به تعداد حاضرین تجمعات و پویایی آن افزون می شود؛ اما با صد تاسف نامبردگان هنوز به جد تصمیمی برای این موضوع و طرح حقوق حقه مردم ندارند و به شدت هراسان هستند! حال آنکه خطر پیشگام نشدن در این مطالبه، به مراتب بیشتر از موضع بیطرفانه است. مسلما وقتی از مطالبات سخن می گوییم مصداق و راهش را هم باید به مردم ارائه دهیم، که در اصلاحات کلان این امر با حرکت مسئولین معتمد و کاردان با پشتیبانی و حمایت مردمِ در صحنه امکان پذیر است که فعلا رخ نداده است و همین جا از نامبردگان تقاضامندم قبل از آنکه دیر شود حرکت را شروع کنند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله همانطور که آقای استاد مهدی محمدی در سخنان خود میفرمایند و با توجه به اشرافی که ایشان نسبت به جریانهای جاری کشور دارند؛ در کلان قضیه، کارها به درستی جلو میرود و ایجاد شک و شبهه، کار درستی نیست. مهم آن است که به آینده، در میانمدت و بلندمدت فکر کنیم با کلاننظری، و از این جهت مشغول جزئیات نمیشویم و جبهۀ تروریسم را که امیدوارِ برجستهکردن تفاوتها میباشد، ناکام میگذاریم. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد آیا برای تقویت زبان اشاره کتابی چیزی هست؟ اگه هست میشه بهم معرفی کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: زبان اشاره، اشاره به نکاتی است فوق فکر و مفهوم و نظر به ادراکات قلبی و باطنی مخاطب دارد. از این جهت مباحث مربوط به سورۀ آلعمران که صوت آن روی سایت هست، ان شاءالله میتواند جوابگو باشد. موفق باشید
به نام خدا سلام بر شما، وقتی سیستم حکمرانی ایالات متحده آمریکا به این وضوح در همه آمریکا یک تافته جدابافته شده و نشان از جدایی و تاریخ جدید است، چقدر زیباست که وعده نابودی آمریکا را میبینیم. سیستم سیاسی تمدنی آمریکا نتنها در آسیا و اروپا و کشور خودش همزمان همه را باخت بلکه در ایرانمان که همه تلاش شیطان بود «که اگر در ایران بمانند در همه جای دنیا ماندگارند و اگر نتوانند در ایران ماندگار شوند هیچ کجا نیستند» با شکست مواجه شد. هرکجا بنگری نابودی امریکا را میبینی مگر متوهمان بیچاره دلدداده به رسانه اینترنشنال که از پایین سطح ترین مردم دنیا هستند. ما شادی شکست آنها را قرین بر پیروزی خودمان یافته ایم که راه سعادت مان را با بعثت مردمی یافته و خودرا یافته ایم و پروریدن خود را جشم میگیریم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که فرمودید «که اگر در ایران بمانند در همه جای دنیا ماندگارند و اگر نتوانند در ایران ماندگار شوند هیچ کجا نیستند» و بالاخره از طریق همین ایران نابودیِ آمریکا به همان معنای شیطان بزرگ پیش خواهد آمد. آیا میتوانیم دستِ قدرتِ خدا را ببینیم؟ حاج قاسم سلیمانی میفرمود: «باید دستِ قدرتِ خدا را دید» این دیدن، بزرگترین کاری است که در صحنههای تاریخی میتوان انجام داد. موفق باشید
سلام استاد از زمانی که جنگ آغاز شده تا الان هیچ ترسی از جبهه کفار و صهیونیست در قلبم احساس نکردم و همیشه که اطرافیان برخی احتمالات خطرناک یا شکست رو مطرح میکنن فارغ از اینکه حتی استراتژيست ها هم که محاسبات دنیوی دارن این احتمالات را تایید نمیکنند ، اما من به یاد جمله امام خمینی می افتم که در پاسخ به شعار ما همه سرباز توایم خمینی فرمودند ما همه سرباز خدا هستیم ، ملت ما مقاومت میکنند نیروهای مسلح جان بر کف شجاعانه در حال جهاد هستند و امید همه به خداست ، خداوند هم پناه و یاور این ملت هست تا این لحظه که همین طور بوده انشاالله پس از این هم همینطور هست هیچ ترسی نسبت به جبهه کفار و صهیونیست در قلبم احساس نمیکنم و دلم محکمه به بخشی از آیه ۱۴۱ سوره نسا " و لن یجعل اللهُ للکافرینَ علی المومنینَ سبیلا " ، اما نمیدونم چرا وقتی به منافقان داخلی فکر میکنم نه اینکه لزوما منافق و خائن باشند اما آنچه روشن است به آرمان ها و ارزش های انقلاب تعهدی ندارند به خط امام راحل پشت کردند و وعده های الهی امام شهید را باور ندارند و بعضا ضعیف النفس هستند و خدا را در نظر نمیگیرند ، وقتی به اینها فکر میکنم باید اعتراف کنم که کمی میترسم که اینها موفق بشوند ملت ما را از افقی که در پیش داریم باز دارند و نتایج مقاومت ملت را ضایع کنند جنگ به نقطه ای رسیده که دشمنان مستأصل هستند و تمام راهبردهای انها شکست خورده است ما نباید زمینه را برای خروج آبرومندانه انها فراهم کنیم
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی حق در میان باشد هر جریانی اعم از دشمن خارجی و یا دشمن داخلیِ آن جبهه گرفتار پوچی و بی ثمری و شکست میشود و بدترین شکست که احساس پوچی و بی ثمری باشد؛ نصیب کسانی میشود که حق را می شناسند و نسبت به آن بی تفاوت و یا دشمنی می کنند. مطمئن باشید بیچاره ترین و محروم تریم انسانها همین ها هستند با نوعی سرخوردگیِ فوق العاده که بهترین راه حل را خودکشیِ خود می بینند. در آینده ما با نظر به این جریان، عبرت هایی در پیش داریم. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد بزرگوار نظرتان در رابطه با شهدا چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی تحت عنوان «قرآن و جایگاه شهادت و سید حسن نصرالله» شده است خوب است به آن مطالب رجوع شود. https://lobolmizan.ir/leaflet/1600?mark=%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%20%D9%88%20%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87 موفق باشید
سلام وقت بخیر: عرض تسلیت شهادت پدر بزرگوار امت اسلامی و فرماندهان و هموطنان عزیزم. سوال داشتم استغاثه قوم بنی اسراییل چه شرایطی داشت که خداوند هفتاد سال انتظار را بر آنها بخشید؟ چگونه باید استغاثه کرد؟ واقعا باید انقطاع از دنیا رخ بدهد؟ ولی هرچه در خودم و اطرفیان و مردم نگاه میکنم میبینم نشانه انقطاع نیست ما که دلواپس افطار و سحریم ما که در گیر روزمرگی هستیم حتی در همین شرایط بحرانی و جنگی آیا میشه به این حضور مردم و به این دعاهای فرجی که در میادین خوانده میشود امید داشته باشیم که خداوند فرجی میکند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را باید شکر کرد که چگونه مردم به چنین بصیرت و شعور الهی رسیدهاند که با حضور در میدانها دارند تاریخ دیگری را در راستای ادامۀ انقلاب اسلامی میگشایند. بیحساب نیست که رهبر شهید عزیزمان با بصیرت تاریخی خود فرمودند:
«البتّه در این فتنۀ اخیر و قبل از این در بقیّۀ حوادث، مسئولین ــ مسئولین انتظامی، بسیج و سپاه و دیگران که مسئولیّت داشتند ــ کاملاً به مسئولیّت خودشان عمل کردند، امّا آن چیزی که آتش فتنه را زیر پایش خاکستر کرد، «مردم» بودند؛ هم این دفعه اینجور بود، هم سال ۸۸ اینجور بود، هم موارد دیگر اینجوری بود. وقتی که مردم وارد میدان میشوند و تصمیم میگیرند، آتشها را خاموش میکنند، شعلهها را خاکستر میکنند. این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را «مبعوث» خواهد کرد برای مقابلۀ با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد».( 12/11/1404)
و از این جهت باید به بعثتی که در جان مردم پیش آمده است بسیار فکر کرد. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار من میدانم که باید حتی در زمان جنگ به خدا توکل کرد ولی از شما خواهش می کنم این پیامم رو پخش کنید. پیامم اینه: مردم در زمان جنگ آمریکا و اسرائیل اینستاگرام، تلگرام، وی پی ان و ابزار های خارجی از این قبیل رو اگر تو گوشیهاتون دارید خواهش می کنم حذف کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. حقیقتاً مردم در این موردها از واقعیتها فاصله میگیرند و گرفتار توهّمات میشوند. موفق باشید
رجوع و تفأل به حضرت حافظ در روز ولات حضرت رسول و فرزندشان: غزل شماره ۱۲ ای فروغِ ماهِ حُسن، از روی رخشان شما آبِروی خوبی از چاه زَنَخدان شما عزم دیدار تو دارد جانِ بر لب آمده باز گردد یا برآید؟ چیست فرمان شما؟ کَس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت بِه که نفروشند مستوری به مستان شما بخت خوابآلود ما بیدار خواهد شد مگر زان که زد بر دیده آبی، روی رخشان شما با صبا همراه بفرست از رخت گل دستهای بو که بویی بشنویم از خاک بستان شما عمرتان باد و مراد ای ساقیانِ بزمِ جم گرچه جام ما نشد پُر مِی به دوران شما دل خرابی میکند، دلدار را آگه کنید زینهار ای دوستان، جان من و جان شما کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند؟ خاطر مجموع ما، زلف پریشان شما دور دار از خاک و خون دامن، چو بر ما بگذری کَاندَر این ره کشته بسیارند، قربان شما میکند حافظ دعایی، بشنو، آمینی بگو روزی ما باد لعل شَکَّرافشان شما ای صبا با ساکنانِ شهرِ یزد از ما بگو کِای سر حقناشناسان گوی چوگان شما گرچه دوریم از بساط قُرب، همّت دور نیست بندهٔ شاه شماییم و ثناخوان شما ای شَهنشاه بلند اختر، خدا را همّتی تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شماص
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب حافظ فرمود:
1) ای فروغِ ماه حُسن از رویِ رخشانِ شما / آبِ رویِ خوبی از چاهِ زنخدانِ شما
آری! به این پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت ایّام ولادت وجود مبارک نیّر اعظم، اشرف خلائق، سراج منیر، برگزیدهی خداوند، شهر علم، حضرت رحمةٌللعالمین، رسول مکرّم اسلام صلّیالله علیه وآله وسلّم و فرزند پاک و پاکنهادش، حجّت بالغهی الهیّه، حضرت امام جعفر صادق صلواتالله وسلامهعلیه فکر کنید که در تبریک خود حقیقتاً واژههایی را بهکار بردند که نظر به حُسن رویِ رُخشان آنان بود و صفایی که در جمال آنها به ظهور آمد.
2) عزمِ دیدارِ تو دارد جانِ بر لب آمده / باز گردد یا برآید چیست فرمانِ شما
به گفتۀ رهبر معظم انقلاب در خطاب به نورانیترین انسان: «از آن وقتیکه خورشید وجود حضرت ختمیمرتبت در مکّهی مکرّمه طلوع نمود، چشمانداز سعادت بشر که رَهین کمال بندگی و اطاعت از حضرت حق جلّ و علا است، درخشش دیگری یافت؛ ارواح انبیاء و ملائکهی الهی و قدسیان، غرق در سرور گشته و شیاطین انس و جن، انگشت خشم و حسرت و غم گَزیدند. زیرا برترین خلق خداوند در همهی عوالم بیشمار خلقت، پا به عرصهی خاکی میگذاشت و بهزودی با خلعت نبوّت و خاتمیّت و با در دست داشتن قرآن عظیم و مأموریت هدایت همهجانبهی انسان میرفت تا حرکت کاروان عظیم بشریّت را بهسوی عبودیّت و تکامل الی الله رقم زند.» و این، همۀ حرف طلب حافظ بود که چگونه در چنین میدانی حاضر شود.
3) کس بدورِ نرگست طرفی نبست از عافیت / بِه که نفروشد مستُوریِ بستان شما
فرمودند: «زندگی آن حضرت و اوصیاء معصومین ایشان تماماً درس هدایت و بندگی، درس معرفت و محبّت، درس عقیده و جهاد، درس زندگی و اخلاق حسنهی فردی و اجتماعی، درس امانت و صداقت، درس عزّت و کرامت، درس علم و عمل، درس رحمت و قاطعیت، درس قسط و عدالت، و درس وحدت و برادری است. این درسها هرچه بهتر فراگرفته و به آن عمل شود، رسیدن به قلّههای سعادت و نیکبختی برای ابناء بشر میسّرتر می گردد.» و این یعنی ما در نسبت با آن انسانهای الهی باید متوجه باشیم پرهیزکاریهای معمولی کافی نیست، زیرا هرکس آن عزیزان را شناخت مستِ دیدار آنها شد. پس بهتر است که به چشمان شما پرهیزکاری و مستوری نفروشد.
4) بختِ خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر / زانکه زد بر دیده آبی رویِ رخشانِ شما
حقیقتاً به گفتۀ رهبر معظم انقلاب: «ما معتقدیم روح مطهّر پیامبر رحمت و همچنین ارواح طیّبهی اوصیاء و حجج طاهرین صلواتالله و سلامه علیه و علیهم اجمعین همواره مراقب و هدایتگر و مهربان بر احوال مسلمانان و جامعهی اسلامی هستند. آنگاه که خطایی از فرزندان این پدر مهربان و بزرگوار سر زند، خاطر ایشان رنجیده می شود و هرگاه که مسلمین به درسها و دستورات ایشان عمل نمایند، قلب مبارکشان مسرور می گردد.» این است معنای عبور از خوابآلودگیِ دیروزین و هوشیاری امروزین جهان اسلام از طریق وحدتی که انقلاب اسلامی پیشنهاد میکند.
با توجه به اینکه همواره عرض شده است حافظ عزیز سخنان فراتاریخی دارد، حال شمایید و بقیۀ ابیات و نظر به پیام ساغرگونۀ رهبر معظم انقلاب که دلهای خراب ما را که همچون زلف حضرت محبوب پریشان است، به توحیدِ یگانگی میبرد، هرچند که « کاندرین ره کشته بسیارند قربانِ شما» ما نیز همچون حافظ دعایی میکنیم به امید آنکه با لعلِ شکرافشانِ حضرت محبوب مأنوس باشیم. و این راهی است که با رهبری جدید شروع شده است.
5) با صبا همراه بفرست از رخت گُلدستۀ / بو که بوئی بشنویم از خاکِ بستانِ شما
6) عُمرتان باد و مراد ای ساقیانِ بزمِ جم / گرچه جامِ ما نشد پُر می به دورانِ شما
7) دل خرابی می کند دلدار را آگه کنید / زینهار ای دوستان جانِ من و جانِ شما
8) کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند / خاطرِ مجموعِ ما ، زلفِ پریشانِ شما ؟
9) دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری / کاندرین ره کشته بسیارند قربانِ شما
10) می کند حافظ دعایی بشنو آمینی بگو / روزی ما باد لعلِ شکرافشانِ شما
11) ای صبا با ساکنان شهرِ یزد از ما بگو / کای سرِ حق ناشناسان کُویِ چوگانِ شما
12) گرچه دوریم از بساطِ قرب همت دور نیست / بندۀ شاهِ شائیم و ثنا خوانِ شما
13) ای شهنشاه بلند اختر خدا را همتی / تا ببوسم همچو اختر خاکِ ایوانِ شما
موفق باشید
سلام خدمت استاد عزیز: احتراما بنده یه فرد مذهبی هستم که با برخی بستگان که خیلی هم عقیده بنده نیستند سرمایه گزاری نموده و تالار پذیرایی (اکثراً مراسمات عروسی) احداث کرده و در آن مشغول به کار می باشیم. (شراکت حدود ۱۷ درصد) محل کار بنده با توجه به ماهیت آن، از لحاظ رعایت حلال و حرام چندان مناسب نبوده و اینجانب نیز خیلی توان ایجاد تغییرات را ندارم. لازم به ذکر است بنده کارمند هستم و این شغل دوم بنده بوده که در اکثر روزها تقریباً تا نیمه شب من را مشغول میکند لذا: ۱. من را از وقت گذاشتن به اندازه لازم برای خانواده محروم کرده. ۲. تا حد زیادی مانع از پرداختن به خود و مسائل مذهبی شده. ۳. محیط کار برای یک فرد مذهبی خیلی مناسب نیست. دلایل ماندن: بصورت نه چندان زیادی مانع از برخی منکرات خواهد شد (مثل رعایت عدالت در حقوق کارکنان، مانع برگزاری مراسم های عروسی مختلط و...) نیاز مالی برای خرید خانه و البته طمع و میل به دنیا هم بی تاثیر نیست. حال سوال بنده این است تکلیف بنده چیست؟ ۱. ترک این مشارکت و یا عدم حضور و اجاره دادن سهم خود به شرکا ۲. ادامه شراکت و تلاش برای تأثیر بیشتر در مانع شدن از منکرات؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه میفرمایید، آری! به هر حال، زندگی بزرگتر و عزیزتر از آن است که انسان اسیر این نوع حضورها باشد که میفرمایید. و از این جهت سعی بفرمایید با انتخاب زندگی ساده، خود را از این نوع شرایط آزاد کنید. موفق باشید
«یا حسین» سلام استاد بزرگوار: به نظر حضرتعالی آیا در قبال شهادت شجاعانه و مظلومانه رهبر شهید انقلاب، هزینه لازم و کافی در کف دست درّندگان و قاتلان ایشان قرار داده شد تا مجدداً فکر چنین جنایاتی به سرشان نزند؟ چه اندازه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت شهادت مردی که جلال او دلها را تسخیر کرده، بیش از آن است که بتوان برای جبران آن کاری کرد هرچند بحمدالله قاتلان آن حضرت نهتنها به اهداف خود نرسیدند، بلکه شدیداً به نهایت سقوط و خواری گرفتار شدند و این است معنای آنکه شهادت، حیات برتر است حتی برای ملتی که دل به آن شهید بزرگوار سپردهاند و جانانه در مقابل قاتلان آن مرد الهی در صحنه هستند و معلوم است که نهتنها دیگر از این غلطها نمیکنند تا اینجا هم که آمدهاند بسیار پشیمانند در مورد ترور نکاتی عرض شد که خوب است به آن رجوع شود. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/206 . موفق باشید
سلام علیکم: ایام اربعین حسینی را تسلیت عرض مینمایم. داشتم فکر میکردم کل این سال ها که توفیق آشنایی با شما را داشتم به اندازه این چند ماه آتش بس و توافق آقایان برای شما سوال ارسال نکرده ام! البته جواب های درخوری هم متأسفانه نگرفتم و مدام ارجاعات به سخنان آقای مهدی محمدی بوده یا کاملا بی مربوط به سوال بنده! در هر روی سوال من این است که توافقی که روزی سند شکست دشمن و مایه افتخار ما بود و باید لذتش رو میبردیم با نقض های مکرر دشمن و اعلام خروج از آن تفاهم و از سرگیری حملات به یکباره شد عملیات فریب و شما هم آن کلیپ مربوطه را که بله از اساس این تفاهم عملیات فریب بود را در کانال منتشر کردید با استدلال های مختلف هم از جمله حکم قصاص طرف های مقابل مذاکره و بی اعتباری امضای رئیس جمهور نحس آمریکا قبول کردید جایگاه مذاکره دیگری وجود ندارد اما حالا چه شده که همان تفاهم فریب شده مرکز ثقل سیاست خارجه ما؟ و دوباره درخواست مذاکره شده است؟ استاد گرامی کار تا کجا همراه این به تعبیر امام شهید آویزه شدگان به غرب پیش بروید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانیم به ایران بزرگ بیندیشیم و به انسانهایی که به نحوی تلاش برای حضور در این ایرانِ بزرگ دارند؛ بهکلّی نگاهمان تغییر میکند و بنده عظمت بصیرت فوق العادۀ رهبر معظم انقلاب در عدم اختلاف و درک جایگاه هر کدام از عزیزان را در این رابطه درک میکنم که چگونه این مرد الهی متوجه شدهاند که برای ایران بزرگ در عین قدسیبودن، باید از این نوع تکنگاههایی که یکی گمان کند در صحت کامل و دیگری در انحراف کامل است؛ عبور نماید و خدا میداند چه اندازه این سخنان، بزرگتر از فهم کوتولههای سیاسیِ ما میباشد. اخیراً در رابطه با «ایرانِ دیگر و اربعینی دیگر» https://eitaa.com/matalebevijeh/23446 عرایضی شد که خوب است نظری به آن بیندازید. موفق باشید
سلام و عرض ادب: ببخشید استاد آیا اجنه قابل دیدن هستند (مثلا اینکه میگن به جای پا، سم دارند) و دقیقا چین؟ و آیا خطری برای انسان دارند چون در قرآن گفته شده به خدا پناه میبرم از شر جن و انسان.
باسمه تعالی: سلام علیکم:عرایضی در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» که روی سایت هست، شده است. به نظر میاید نباید چندان معطل این امور شد و با اذکار توحیدی مانند آیت الکرسی میتوان آنها را دفع نمود. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار بشر جدید نگاهش به جایگاه تاریخی بانو امین چیه؟ و این بانو امین چه شخصیتی بوده؟ برای شناخت ایشون کتابی سراغ دارید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در سایت شده است. خوب است به آنجا رجوع شود https://lobolmizan.ir/sound/828?mark=%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86 و نیز خوب است به کانال https://eitaa.com/ziafat_andishe سر بزنید. موفق باشید
