سلام استاد: ساعت ۴ صبح هستش. بعد مدتها نیمه شب بلند شدم. بماند که بعضی روزها نماز صبحمم قضا میشد. چرا اینقدر سنگینم برای عبادت؟ چرا هر چی تلاش میکنم حضور ندارم؟ مگه نگفتن افضل الناس من عشق العباده، پس این چه عذاب استدراجی است که دامنگیرم شده؟ چطور شهدا و حاج قاسم و امثال قائد الشهید اینقدر مقید به نماز شب بودند و راحت اهل انس و معاشقه؟ به خصوص خاطرات امام که حوله میآوردند از شدت گریه منقلبم میکنه ولی چرا اصلا شور و عشق و هیچی نیست برام. آخه زور زدنی نیست که هی زور بزنم نماز بخون و روزه بگیر و قرآن هر روز یادت نره و گناه نکن و نگاه به نامحرم نکن و غصبت رو مواظب باش و شهوت بیچارت نکنه و اینجور چیزا. حرصم میخورم ولی یک زور زدن و جون کندنی درش هست. آخه رنج سیر و سلوکی فکر نکنم باشه، رنج و سختی الکیه شاید. تا کی دنبال عزم گناه نکردن و انجام واجبات و ترک محرمات باشم. نمیدونم. دعا کنید برام. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه بالاخره باید در انجام واجبات و ترک محرمات، جدّی بود و در اینکه باید در انجام مستحبّات به خود سختگیری نکرد؛ حرفی نیست. صحبت در حضور بیشتر ذیل ارادۀ الهی و درک قرب الهی میباشد به صورتی که ممکن است و پیش میآید. در این مورد است که به گفتۀ شیخ شبستری: «تجلی گه جمال و گه جلال است» عرایضی شده تحت عنوان « ما و اکنون خویش و حضور در دینداری خاص در آیندهای بزرگ» https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%85%D8%A7%20%D9%88%20%D8%A7%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%86&tab=sounds که رفقا به صورت جزوه تهیه فرمودهاند https://eitaa.com/jozavatlobolmizan/2084 و عزیزان فرازهایی از آن را شرح فرمودهاند https://eitaa.com/soha_sima/6056 . از این جهت باید به این نکته فکر کرد که آیا اگر در جلال الهی قرار گیریم نوعی محرومیت از آن حالات جمالیِ حضرت محبوب است؟ یا آن حالت نیز در جای خود قابل قبول میباشد. موفق باشید
سلام: آیا انسان قابلیت کنار گذاشتن نفس خود به کلی را دارد؟ به این معنا که بنظر میرسد حتی فراتر از بهشت را خواستن و طلب بهشت قرب را داشتن هم در نهایت انسان به دنبال ارتقای مراتب نفس یا قلب خود است. در رساله لب اللباب مبحثی به نام احراق رو مطرح کرده اند اما آنچه که از قرآن برداشت کردم که ممکن است برداشت اشتباهی باشد این است که مراتب بالای قرب و رضوان الهی هم نهایتا انسان به دنبال نوعی تجارت است. به دنبال لذتی بیشتر و تشدیدی تر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آنجا که در نسبت به خدا، خود را از جهت «وجود» عین ربط، و از جهت اراده، عین عبودیت مییابد، حضوری که فوق هرگونه معامله و تجارت با خداوند است زیرا «بودی» و وجودی» در عرض خدا برای او در میان نیست. نکتهای که در آخر سلسله اشارات «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است-142» بدان اشاره شد https://eitaa.com/bartarin_hozoor/259 موفق باشید
سلام خدمت استاد: آخر این مفهومی ذهنی خدا مرا خواهد کشت در واقع دیگر از خداوند مفهومی خسته شده و راه ارتباط گیری با اهلبیت را هم بلد نیستم در واقع باز هم دچار مفهوم ذهنی اهلبیت هستم. نه راه بازگشتی دارم که به سکر طبیعت برگردم نه راه برای ادامه هرچه فکر کردم دیدم اولین قدم من برای حل مشکل ترک محرمات و دومین قدم من کنار گذاشتن منیت است تا زمانی که منی در کار باشد جواب خدا لن ترانی خواهد بود دیدم من که توانی ندارم باید گدایی در خانه خدا کنم اما گدایی در خانه اهلبیت مفهومی؟! کتاب ادب خیال عقل و قلب که بخاطر مشکلات ADHD و ادبیات سنگینی که کتاب داره سخت قابل درکه. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین راهی که انتخاب کردهاید بهترین راه است و تبعیت از دستورات شرع مقدس به همان معنای انجام واجبات و ترک محرمات، خود به خود نور انس با خداوند را به همراه دارد. موفق باشید
مغفولات_جنگ برای گذار از دوگانه (جنگ_معیشت) سر تفنگ را نباید فقط به سمت اصلاح طلبان تندرو بگیریم. مشهود است که آن ها تلاش می کنند معیشت را دستاویز تحقق لیبرالیسم مطلق و تقابل با سیاست مقاومت جمهوری اسلامی سازند. اما آنچه مشهود نیست سر طیف دیگر است که حقيقتا معیشت را به بهانه جنگ و مقاومت قربانی می کند و درد آنکه برخی تحت تاثیر آن هستند. غافل از اینکه این سناریو بخشی از همان پازل طیف اصلاح طلب است منتها در سمت راست میدان! باید مقاومت کرد. باید در میدان بود. باید خیابان را حفظ کرد. باید عرصه نظامی را حفظ کرد. باید زندگی کرد. باید با خانواده بود. باید تفریح رفت. باید کار کرد. و صدها باید دیگر. اگر این باید ها در کنار هم قرار نگرفتند آن وقت عده ای خواهند گفت: باید مقاومت کرد. باید در میدان بود. باید خیابان را حفظ کرد. باید عرصه نظامی را حفظ کرد. اما باید زندگی کرد. اما باید با خانواده بود. اما باید تفریح رفت. اما باید کار کرد. و صدها امای دیگر! بخش مشکل ساز ماجرا همین اما هاست! چرا اما؟ مگر این ها دوگانگی یا حتی فاصله ای دارند؟ این ها عین هم و در امتداد هم هستند! مقاومت سبک زندگی و شیوه زندگی ماست. نه یک عنصر تحمیل شده بر آن. آنچه این دوگانگی را می سازد و کم کم مردم را از میدان حضور به در می کند ساخت این اما هاست. و این اما ها در شیوه تحلیلی غلط و رفتارهای غلط ما انقلابیون و مذهبی ها رخ می دهد. خاطره ای از حضرت امام نقل شده است که عده ای وارد منزل ایشان می شوند و خطر جدی ورود بالگرد های آمریکایی (حمله آمریکایی ها) را به ایشان با اضطراب متذکر می شوند. نقل شده که حضرت امام در حال نشان دادن یک گل به نوه شان بودند و در همین حال بدون اینکه از این کار دست بکشند فرمودند (آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند!) و سپس نشان دادن همان گل را ادامه دادند و با لبخند مکالمه را با نوه شان ادامه دادند. حتی برخورد امام هنگام ورود به کشور (احساس خاصی ندارم!) و مواردی از این دست گویای همین است که وزنه توحید در سینه ی حضرت امام باعث شده بود که ایشان به این راحتی ها تحت تاثیر اتفاقات جا به جا نشوند! زندگی همواره برای حضرت امام ادامه داشت و اتفاقا همین روحیه مقاومت بود که زندگی را جریان می بخشید و به آن شأنی عارفانه و آرام می داد! زندگی که مختل نمی شد! نمونه ای در زندگی ایشان نمی یابید که برخوردشان با خانواده یا اعمال عبادی شان متاثر از تنش های سیاسی و جنگ و مقاومت شده باشد. چون اتفاق مقاومت بود که به زیست ایشان اینقدر آرامش و ثبات بخشیده بود. ما کجای کاریم که گاهی به سبب حضور در خیابان و تحت تاثیر جنگ و مقاومت گاهی نمازمان هم قضا می شود! گاهی مديريت نمیکنیم و دیگر نمیتوانیم برای خانواده، تفریح، دوستی، صله رحم و حتی عبادت آنگونه که لازم است وقت بگذاریم. ما بعضا در ساحت درستی قرار نداریم مگرنه اتفاق حضور در خیابان باید سبب افزایش همدلی ها، صله رحم ها، افزایش کیفیت عبادات، حتی افزایش رزق ما شود. عده ای وانمود می کنند که مقاومت نمیتواند وارد معیشت مردم شود و آن را مختل خواهد کرد. اما به گونه ای نباشد که اندیشه و رفتار و عملکرد ما همین امر را به گونه ای دیگر تایید کند که : معیشت نمیتواند وارد مقاومت مردم شود و به واقع معیشت و پرداختن به زندگی سبب مختل شدن مقاومت خواهد شد. هر دو این ها دو روی یک سکه اند. حال آنکه وزنه توحید در سینه و اندیشه انسان آنچنان معیشت و مقاومت را در هم تنیده می سازد که زیستن عین مقاومت کردن و مقاومت کردن عین زیستن است. باید مثل حضرت امام بود. برادر و خواهر عزیز مبادا مقاومت و حضور شما در صحنه خیابان به زندگی شخصی تان، به روابط شما با خانواده و دوستانتان، به کمک شما به پدر و مادرتات، به سلامت زندگی و یا کیفیت عبادت های شما تاثیر منفی بگذارد که اگر چنین باشد مکر و راهزنی شیطان است. در ساحت توحید زندگی شخصی و مقاومت به هم برسند نه تنها تناقض و دوگانگی درکار نخواهد بود بلکه مطابق سیره شهدا رشد در یکی رشد در دیگری را خواهد داشت. دستی که میخواهد این دو را از هم تفکیک کند دست شیطان است. چه با دست راست بیاید چه با دست چپ! اگر این ها از هم جدا شدند. کالبدی از خود خواهید ساخت که بدون فراگیری روح توحید، تلاش میکند صرف چند دیدگاه سیاسی در میدان حاضر باشد و در نهایت نیز با همان دیدگاه از میدان خارج خواهد شد «نمیتوان با تفکر جناحی حضور در صحنه تاریخی امروز را محقق ساخت.» مقاومت عین زندگی است. زندگی کنید تا مقاومت کنید! و مقاومت کنید تا زندگی کنید! هیچ کس به اندازه امام زیستن را تجربه نکرد! و هیچ کس به اندازه امام در تولد مقاومت در این صحنه تاریخی نقش نداشت! م.ح.ک سلام و رحمت خدمت استاد عزیز. ممنون میشم نظر و دیدگاه خودتون رو در خصوص متن بالا بیان بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ سخن و همۀ زندگی در همیشۀ تاریخ یک کلمه بیشتر نیست که خداوند در خطاب به هر آن کس که انسانیت انسانها را درک میکند، میفرماید: «وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصيراً» (نساء/۷۵) چرا در راه خدا، مردان و زنان و كودكانى كه تضعيف شدهاند، پيكار نمىكنيد؟! همان افراد (ستمديدهاى) كه مىگويند: «پروردگارا! ما را از اين شهر كه اهلش ستمگرند، بيرون ببر! و از طرف خود، براى ما سرپرستى قرار ده! و از جانب خود، يار و ياورى براى ما تعيين فرما» آیا سبک و جایگاه ما در نسبت با مظلومان عالم بخصوص مردم فلسطین چنین جایی نیست؟ و آیا راز مقابلۀ جبهۀ استکبار و صهیونیسم با ما به جهت همین دفاع مقدس از مظلومان نمیباشد تا از این طریق در سنت دفاع از حق در مقابل باطل قرار گیریم؟ که راز آرامش حضرت سیدالشهدای انقلاب یعنی امام خامنهای بود.
حقیقتاً روزنۀ توحید الهی یعنی قلب حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» جز همین راه نبود که در آیۀ فوق با همۀ بشریت در میان گذاشته شد زیرا در این حالت است که اتفاقاً زندگی در سلامت خود ادامه مییابد در مقابل روح رانتخواران و الیگارشیها که معلوم نیست چه چیزی را به نام زندگی برای خود تعریف کردهاند که همه چیز هست جز زندگی. آری! حقیقتاً آن کس که زندگی و مقاومت را دو چیز میداند، حقیقتاً در اختیار شیطان قرار خواهد گرفت زیرا در راهی که رهبر الهیِ این تاریخ در مقابل مردم ما گشودند؛ قرار ندارد. و در این مورد برای خودآگاهیِ تاریخی باید سخنها گفت. موفق باشید
استاد جان سلام: من در یک خانواده به ظاهر مذهبی ولی فقط در حد نماز و رعایت احکام و... زندگی میکنم که به انقلاب اسلامی و... هم چنان اعتقادی ندارند. آنها بنده را دوست داشته و زحمت های بسیاری می کشند. ولی بنده به خاطر جهت گیری که آنها دارند و یا گاها در امور دنیایی و کارهایی که آنها غیر معقولانه و منطقی انجام می دهند و خود نیز این را می دانند بحث کرده و در موارد بسیاری خشمگین شده و به نزاع ختم می شود. حال مانده ام چه کنم. با چه سبکی با آنها مواجه شوم و تحمل کنم کارها و نحوه فکر کردن آنها را؟ و یا مشکلاتی که بین ما هست را حل کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در این موارد آنچه کار را زیبا و به نتیجه می رساند، مدارا می باشد و در دل این مدارا باید سَبکی از حضور خود را به نمایش بگذاریم که احساس کنند ما آنها را درک می کنیم و برای سخنانِ حقّ شان ارزش قائل هستیم. موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم: ۱.حاج آقا اگر پذیرفتیم که خدا جواب جان ماست و با آن آرامش می یابیم، باید فهمید غذای جان ما اوست و حال اینکه ارتزاق جان ما با ادعیه و آیات و اعمال عبادی به یک نوع خاصی از ارتباط می رسد که دل و جان آدمی سرشار میشود و حال اینکه من هرچه ادعیه و تلاوت و نماز و زیارت و ... انجام میدهم، آنچنان که باید دلم آرام نمیگیرد و دچار افسردگی و اضطراب است. نمیدانم کدام راه مرا می رساند؛ زیرا هرکس در این دنیا جایی ایستاده که غیر از دیگریست. به اصطلاح در شخصیت خود است که غیر از دیگریست. حال این راه من چیست؟ چگونه تشخیص دهم که اول قدم من چیست و در چه باید خود را آغاز کنم (البته آغاز بعد از آغاز). شهید مطهری فرمودن راه های رسیدن به اسلام زیاده که البته وقتی برسی با تمام آن روبرو میشوید و نه قسمتی از آن و یا همان جزئی که آمده ای... حال نمیدانم چگونه باید برسم؟ از مطالعه معرفت نفس و اخلاق و زیارت عاشورا و زیارت ال یاسین و نماز استغفار و تلاوت قران و نماز هدیه به معصومین_که سعی برای انجام روزانه آنها دارم_ گرفته تا اعمال عبادی واجب و تحصیل و ... اما باز نیست آنچه باید باشد. ۲. حاج آقا ما در درس فقه با یک مشکلی مواجهیم که از پس عرفان و معرفت و نفس و ... اینها بر می آید که برایتان توضیح میدهم؛ بعد از مشورت با استادان بسیاری به این نتیجه رسیدیم که غرض اصلی حوزه یاد دادن روشی برای استفاده از منابع دینی است. که به این روش اجتهاد می گویند. این اجتهاد در فقه بخاطر سابقه تاریخی بسیار طولانی و علمای بسیار آن و دلایل دیگر بهتر از دیگر علوم حاصل میشود، لذا سیر معمول حوزه تحصیل اصول و فقهی است. سوالی که پیش آمد این بود که چرا با وجود «اجتهاد» بعنوان یک روش مورد تایید معصومین و ثابت بودن آن، اختلاف فتاوا و اختلاف مکاتب فقهی وجود دارد که در برخی موارد این اختلاف غیریت است و برخی موارد ضدیت!؟ جوابی که دادند بازگشت به فهم هر انسان داشت که جواب مناسبی نبود. چرا که اسلام قرار است در میان انسان ها حکومت کند؛ اختلاف نظر باعث اختلاف عمل و عدم ایجاد نظامی بر پایه مبانی اسلامی میشود. و دیگر گفتند که اختلاف نظر یک امر لا ینفک است که در میان انسان ها وجود دارد اما نظام اسلامی در زمان غیر معصوم یک سری ابتدائیاتی دارد که همه بر آن واقف اند باید بر ان اساس نظام اجرا شود، هرچند که هنوز در بسیاری از مسائل این ابتدا آن مشخص نیست و جواب ها برای نظام اسلامی هیچ است. بنده سوال برایم شد که این اختلاف نظر آیا بخاطر اختلاف در مرتبه وجودی انسان هاست و یا آیا یک امر علمی است که بالاخره روزی به مصابه یک مشکل بر طرف خواهد شد؟ آیا ما باید همچنان که در فلسفه وجود را بعنوان اولین امر که مبتنی بر علم نفسی و حضوریست این اجتهاد را به این سمت ببریم؟ (چرا که به صورت استدلالی بیان شد که وجود، استدلال پذیر نیست چرا که سر سلسله علل است و اگر استدلال و تعریف پذیر باشد، دور و تسلسل پیش می آید و این محال است و مایه کلّ علم متزلزل خواهد شد) ۳. حاج آقا با توجه به پرسش شماره ۴۱۵۳۵ و با توجه به اینکه نپدیرفتید که این علل اثر گذارند و درحد معد هستند، میخواهم بگویم پس آنچیزی که انسان را جلو میبرد و یا حدّ می زند و متوقف میکند ارادهء اوست. خب در اراده هم که ضعیف هستم! چکار کنم اراده ام قوی شود؟ یعنی چکار کنم که وجودم قوی و شدید شود؟ چکار کنم گستره وجودم بیشتر شود و در ناخوده خود نمانم؟ در این ضعف مریض خارج گردم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حکایت عبادات الهی، حکایت افقی است که در مقابل انسان گشوده میشود و از این جهت ضرورت دنبال کردنِ معارف الهی که گزارشی است نسبت به حقایق هستی، بسیار مهم است. آری! آنگاه که عقل در صحنه باشد و با تدبّر در قرآن آن را بپرورانیم، به جایی میرسیم که فرمود: «آنکه عمری در پی او می دویدم کو به کو / ناگهانش یافتم با دل نشسته روبرو». باید عجله نکرد و صبر را مفتاح فرج دانست. ۲. در مورد فقه در زمان غیبت بالاخره علمای ما در حدّ توان خود آنچه به عنوان وظیفۀ مکلّف می باشد را با ما در میان می گذارند و معلوم است که بالاخره تفاوت اساسی بین حضور امام و غیبت امام در میان است. ۳. همین که با روح تشنۀ حقیقت و قلب طالب محبوب دستورات شرع الهی را دنبال کنید خود به خود آن عزم اراده ای که نسبت به حقیقت در پیش است به میان می آید و انسان هرچه بیشتر نسبت به شریعت الهی متعهدتر می گردد تا به لطف الهی ملکات معنوی به سراغ او آید. موفق باشید
آتش زدن عکس روحانی خائن و ظریف بهائی زاده در اجتماع شبانه بله آفرین درستش همینه✅ باید ننگ نامه را هم آتش بزنید✌️ بعضی فکر میکنند چون انقلابیون سروصدا کردند واقعا ظریف از دولت کنار رفته و هیچ کاره است‼️ اشتباه میکنید ظریف همه کاره است‼️ آنهمه فشار که در ایام انتخابات خورد، برای این بود که قرار بود با کشتن رئیسی کشور را دست این خائنان بسپارند تا صهیون را از خطر نجات دهد‼️ و دیدید که شد و جبهه مقاومت یک به یک نابود شد و نوبت به ایران رسید و اگر به کمک ظریف و تیم خائنش در دولت امید نداشتند هرگز ریسک حمله به ایران و کشتن امام را قبول نمیکردند❌ ⭕️ ملّت ایران همانطور که کمر فتنه را شکست، کمر فتنهگر را هم باید بشکند. ۱۴۰۴/۱۰/۲۷ اگر این دستور امام شهیدمان را اطاعت کرده بودیم و کمر فتنهگر را هم میشکستیم، امروز عزادار امام خود نبودیم😭 ای کسانیکه با پرچم سرخ خونخواهی🚩🚩 خواب وفاقیون با دشمن را آشفته کردید! بخدا که اگر خط سرخ پرچم های شما نبود؛ خون امامتان را به همراه شرف و عزت و اعتبار مملکت فروخته بودند‼️ استیضاح پزشکیان، عزل قالیباف، مذاکره نمیخوایم سر ترامپ رو میخوایم، مرگ بر سازشگر، از بنی صدر عبور کنید تا به دشمن پیروز شوید‼️ #قوموا_لله #مرگ_بر_امریکا #مذاکره فریب است🚨 سلام استاد اگر این کار غلط است چطور میشود جلویش را گرفت؟ استاد از صمیم دل التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: روش حکیمانۀ آقای شهید ایران عبور از این افراد و افکار بود به همان صورتی که انقلاب را از جریان آقای هاشمی عبور دادند همانند مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» که از خلفاء عبور کردند زیرا درگیری مستقیم و یا توهین به این افراد، سیرۀ اهلالبیت «علیهمالسلام» نمیباشد. همینقدر عرض کنم جناب آقای دکتر عبدالفتاح عبدالمقصود دانشمند سنیمذهب در کتاب «امام علی بن ابیطالب» که در ۸ جلد تألیف فرمودهاند، و جلد اول آن را مرحوم آیت الله طالقانی که به تعبیر حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» مالک اشتر انقلاب بودند؛ ترجمه نمودند در همان جلد اول میفرمایند از عظمت علی «علیهالسلام» همین اندازه بس که همگان میدانستند راه او و نگاه او از راه و نگاه خلفا جداست و در عین حال از همکاری و کمک به آنها هیچ دریغی نمینمودند. موفق باشید
سلام علیکم استاد طارهرزاده عزیزم: با توجه به پیام رهبری و با توجه به خوشبینی آقایان مداح و منبری و مفسر به مسئولان و تیم مذاکره کننده: اگر ما و رهبری از امروز هیچ مطالبهای نداشته باشیم و با اعتماد کامل به مسئولین دیگر هیچ اعتراضی نکنیم چه اتفاقی می افتد؟ آیا درخواست رهبری از مردم برای پیگیری جدی اجرا شدن تفاهم نامه نشان از اعتماد کامل رهبری به مسئولان دارد؟ تعهد دادن رئیس جمهور به رهبری و این که ایشون گفته من مسئولیت تفاهم را قبول می کنم و ذکر این مطلب توسط رهبری در پیام به مردم آیا نشان از این دارد که رهبری از مردم اعتماد کامل (پشتی نرم زیر سر) به مسئولان را می خواهند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که آقای یامینپور میفرمایند: https://eitaa.com/yaminpour/6217 آن علی الاصولِ رهبری را نباید وسیلهای برای مقابله با دولت معناکنیم و از آن طرف به جهت آخرین نکتۀ پیام رهبری ما باید نبست به مفاد تفاهم مطالبهگر باشیم. آقای مهدی محمدی نیز در آخرین پیام خود نکاتی را برای فکرکردن روی موضوع مفاد مذاکره مطرح کردهاند که خوب است مدّ نظر قرار دهیم. https://eitaa.com/matalebevijeh/23026 موفق باشید
استاد بزرگوار اولا: خداوند در آیه ۵۹ سوره نساء می فرماید : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ۖ دوما: امام راحل فرمود: ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است. سوم: با توجه به لازم الاطاعة بودن نظر روشن ولی فقیه برای کارگزاران نظام اسلامی و با عنایت به ابراز نظر صریح امام جامعه مبنی بر اینکه «علی الاصول نظر دیگری داشته اند» ، آیا کارگزارانی که همچنان بر نظر قبلی خود که متفاوت با نظر ولی خدا بوده، اصرار دارند و به ژنو رفته اند، مشروعیت دارند؟ لطفا از نظر فقهی بفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید رهبر معظم انقلاب پس از شنیدن نظرات تیم دولت، دستور مستقیم ندادند تا تصور شود دولت در مقابل دستور ایشان تمرّد کرده بلکه کار را به شعام واگذار کردند و در این رابطه جناب آقای عباسی ولدی با نظر به همین دغدغه آن نکات را فرمودند. https://eitaa.com/matalebevijeh/22977 موفق باشید
«آنچه قوة وَهميه انسان را در کنترل ميآورد تا با اندک بهانهاي به خنده نيفتد قوه عاقله است و لذا انسانهايي که عقل خود را رشد ندادهاند توان کنترل خود را در خنديدن ندارند و اين را نبايد حمل بر گشادهرويي کرد. و اگر انسان متوجه چنين نقيصهاي در خود شد بايد با تدبّر در امور حِکمي آن را جبران کند.» این متن از جزوه «قهقهه و جهالت، تبسم و حکمت» گزینش شده است.از امور حکمی چه مد نظر است که باید تدبر شود؟ قرآن و احادیث و فلسفه و ...؟ خصوصا به قول جنابعالی در تاریخی که بعد از شهادت رهبر انقلاب پیش آمده است و خصوصا در توجه به آثار امام شهید در سلسله جلسات رهبر شهید و خلق معانی جدید در کلام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری اساساً عقل یعنی بندی که احساسات را کنترل میکند و به همین جهت آن حلقهای که پای شتر را کنترل میکند عقال گویند. پس بحث در عقل و حکمت است یعنی آن چه ما را از توهمات و وهمیات که تحریک کننده میباشند به واقعیات و سنتهای الهی نزدیک کند. در این مورد انشاءالله دنبال کردن سیر مطالعاتی سایت مفید خواهد بود. موفق باشید
سلام بر استاد عزیزی که بسیار از او آموختهایم ولی استاد همچنان نسبت به این مذاکرات که با آمریکای جنایت کار در حال انجام است نگرانیم. نظرات شما را تا حدی در سایت لب المیزان و در کانال مطالب ویژه دنبال میکنم ولی نمیدانم چرا هنوز سرگردان هستم، دلم میخواهد شما در این مورد با ما سخن بگویید. با تشکر.
باسمه تعالی. سلام علیکم: به این نکته فکر کنید که تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایرانِ انقلاب اسلامی به خوبی نشان داد که انقلاب اسلامی رویداد یک حقیقت است با تولد انسانی که نمیخواهد شکافهای ناشی از غرب زدگی دولتها را نادیده بگیرد و از این جهت میتوان گفت تاریخ برای عبور از آنچه لیبرالها به عنوان آینده مدّ نظر داشتند سرعت گرفته. آیندهای که نسبتی با زندگی مردم ما نداشته و ندارد مانند دوگانه بین یا «مقاومت» و یا «مذاکره» در حالی که در تاریخی قرار داریم که بحمدالله مذاکره ما جدای از مقاومت نمیباشد. ای کاش این نکته مهم از طرف بعضی از دلسوزان انقلاب که مخالف مذاکرات پیش آمده میباشند، درک میشد و این وقتی ممکن است که ما متوجه حضور در تاریخی باشیم که با شهادت رهبر عزیزمان و با آن قامت بلند مقاومتی که او به میان آورد باشیم. چه اندازه جای تاسف است که سردار مقاومت یعنی سرداراسماعیل قاآنی متوجه جایگاه این مذاکره هستند و در این رابطه این مذاکره را عین مقاومت میدانند https://eitaa.com/arshiv3133/95 . ولی عده ای آن را بعنوان یک شکست مطرح می کنند، به جای آنکه متوجه موقعیت تاریخی این حضور و این مذاکره باشیم، حتی اگر نقصها و ضعفهایی داشته باشد. موفق باشید
عرض سلام و ادب خدمت شما استاد گرامی: خدا به شما خیر کثیر عنایت فرماید، خصوصا در پاسخهایی که به بعضی از دوستانی که به موضعگیریهای اخیر شما اعتراض دارند میفرمایید، و متاسفانه این عزیزان فهم دقیقی از فرمایشات و موضع بسیار دقیق و عمیق و صحیح شما ندارند، انشاءالله خدا درک لازم رو به همهی ما عنایت فرماید، و عاقبت همهی ما را ختم به خیر و شهادت فرماید. چند وقتیست که دارم روی بحث «معنای درک حضور تاریخی اصحاب امام حسین علیه السلام» کار میکنم، هم دارم صوتهای شما استاد بزرگوار را گوش میدم و پیاده میکنم، و هم در کنارش کتاب مربوطه را میخونم، اما نمیدونم چرا هنوز عبارت «حضور تاریخی» برام جوری جا نیفتاده که بگم آهان بالاخره فهمیدم! آیا این دو مثالی که میزنم درسته؟ منظور از حضور تاریخی، مثلا مثل شهدا که با اینکه در این عالم نیستند ولی حضورشون امتداد داره و الان در این دنیا و در این تاریخ هم حضور دارند و موثرند؟ یا مثلا، مثل اقامهی نماز که با نماز گزاردن فرق داره، و باید حضور در نماز در طول شبانه روز امتداد داشته باشه، تا نماز در برابر فحشا و منکر ایستادگی داشته باشه؟ خیلی دارم تلاش میکنم که متوجه بشم، چون احساس میکنم اگه این عبارت پر معنا و پر مفهوم و عمیق رو بفهمم، گرهی خیلی از مطالب دیگه برام باز خواهد شد. آیا این موضوع در دو سه تا جملهی ساده تر، یا با مثالی قابل فهم برای حقیر قابل توضیح هست که برام بفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ بسیار مهمی است وقتی بخواهیم معنای درک حضور تاریخیِ اصحاب امام حسین «علیهالسلام» را دنبال کنیم. احتمالاً بابی که بنده در امسال در نسبت به نظر به کربلا بخواهم باز کنم، با عنوان «جایگاه تاریخی نهضت حضرت اباعبدالله «علیهالسلام»» است در منظر نگاه هرمنوتیکی، از آن جهت که باید به این نکته بیندیشیم که حضرت ربّ العالمین در آن تاریخ چه ارادهای کرده بودند که آن امام شهید و اصحابشان ذیل آن اراده، کردند آنچه را کردند. و از این جهت اگر به صحنۀ کربلا توجه شود نکات مهمی پیش میآید خداوند در آیه ۲۹ سوره الرحمن میفرماید: «يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ في شَأْنٍ» هر آنچه در آسمانها و زمین است از خدا طلبها و تقاضاها دارند و خداوند نیز در هر زمان و زمانهای مطابق طلب مردمان به شأنی که جوابگوی طلب آنان باشد در آن تاریخ به میان میآید. و اینجا بود که خداوند بر قلب مردم ما تجلی کرد تا جوابگوی طلبی باشد که همان انقلاب اسلامی است و این یعنی باید نسبت به آینده این تاریخ اندیشه کرد، آیندهای که اگر هزاران مانع در مقابل آن باشد همچنان جلو و جلوتر میرود زیرا این اراده الهی است در مقابل طلب اصیل مردمان و این غیر از شورشها و اعتراضهای عادی است. که پس از زمانی فرو مینشیند بدون آنکه آیندهای داشته باشد. بنابراین باید در این مورد به خوبی بیندیشیم و همچنان مطلب را دنبال کنیم. موفق باشید
آیا جمهوری اسلامی ایران در نیل به اهدافش، پیشرفت داشته؟ یا توقف؟ و یا پسرفت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در کلیّت قضیه بحمدالله جمهوری اسلامی جهتگیری خوبی داشته ولی همانطور که امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند ما در اول راه هستیم ولی در هر حال از بسیاری از موانع و خطرات عبور کردهایم. https://eitaa.com/matalebevijeh/22734 موفق باشید
با سلام و احترام: استاد گرامی آیا برداشتی که من از این قسمت دعای ندبه دارم مورد تایید است؟ در بخشی از این دعا که از روایات معتبر گرفته شده است «و احل له کن مسجده ما حل له...» معنای ظاهری این عبارت مشخص و نیاز به اشاره آن واقعه تاریخی نیست. آیا می توان گفت که در مفهوم باطنی این عبارت، منظور از مسجد، «سجده» بعنوان عالی ترین مرتبه عبادی و حلقه اتصال کوتاه بنده به خالق است. و هرچند در این حلقه کسی راه ندارد و یک ارتباط دوسویه است، با این حال علی (ع) اجازه ورود به رابطه ربانی و عرفانی خدا و رسولش (ص) را پیدا کرده بود؟ ادامه عبارت ناظر به این است که پس از این «اختصاص ورود»، راه نفوذ علم و حکمت پیامبر (ص)، امیرالمومنین علیهالسلام هستند. از تلفیق این دو عیارت، آیا نمی توان گفت که «سجده» بعنوان برترین عمل عبادی راه رسیدن به آن علم و حکمتی است که «یقذفه الله فی قلب من یشاء»...
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه در روایات بخصوص در حدیث معراج داریم که بالاترین قرب بنده به خداوند در سجده محقق میشود؛ حرفی نیست. آنچه فرمودید توجه ذوقی خوبی میباشد که البته به گفتۀ شهید مطهری عزیز این نوع احوالات مربوط به خود فرد است و نباید مبنای فکر و معرفتیِ دیگر افراد قرار گیرد. موفق باشید
🔺️مطلب جالبی از دکتر امیر امینی، پزشک مقیم آلمان (و از منتقدان جمهوری اسلامی): ما در جهانی زندگی میکنیم که مردم، در سراسر کرهٔ زمین، نمایش بیپایان وحشتناکی از جنگهای غیرقانونی، اشغال، پاکسازی قومی، نسلکشی، جنایتهای جنگی هولناک را یکی پس از دیگری تماشا میکنند — بهصورت زنده از صدها پلتفرم خبری و شبکهٔ اجتماعی — در حالی که تقریباً همه دولتها در جهان یا مستقیماً از آن حمایت میکنند یا بهطور غیرمستقیم با روی گرداندن، سکوت کردهاند. یا به مردم خود میگویند آنچه را با چشمان خود میبینید واقعاً رخ نمیدهد! و انتقاد از آن اشتباه است — و اغلب بهایی سنگین هم دارد. به همین دلیل است که جهان ناگهان عاشق ایران شده است: به نظر میرسد تنها کشوری است که بهاندازهای دیوانه است که بایستد و بگوید «نه — نه به این وضع لعنتی» — تنها ملتی که تأیید میکند شما معترضان به این وضع دیوانه نیستید — که چشمانتان دروغ نمیگوید، و اینکه در تماشای وحشتزدهٔ این صحنهها، این که جهان میسوزد تنها نیستید. ایران قطعاً کشور بینقصی نیست. هیچکس تا به حال چنین ادعایی نکرده. اما این جنگ دربارهٔ مشکلات و کشمکشهای داخلی ایران نیست، بلکه دربارهٔ نابودی تنها کشوری در جهان است که بهاندازهای دیوانه است که در برابر این جنون عادیشده مقاومت و مبارزه کند، حتی به قیمت نابودی خودش. هیچ تحریم، بمب، تهدید و تبلیغاتی نمیتواند یک روایت شکستخورده را درست کند یا یک جنگ ناعادلانه را ببرد. و ایالات متحده از ۲۸ فوریه (روز اول جنگ) این جنگ را باخته است. @yaminpour
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است و همیشه حضور تاریخیِ یک ملت اینگونه آغاز شده و مردم ما به لطف الهی در جان خود با همان برانگیختگی بعثتگونه متوجۀ چنین حضوری هستند که دارند تاریخ دیگری را برای همۀ جهان پیش میآورند و معلوم است که برای توصیف چنین حضوری، زبان خاصی که زبان اشاره و تذکر است نیاز است تا هرکس در ناخودآگاه خود احساس کند که چه اندازه به همۀ آزادگان جهان نزدیک است و چه اندازه آنان به ما نزدیک میباشند https://eitaa.com/tasnimnews/326125 یگانگی را! . موفق باشید
سلام و وقت بخیر خدمت استاد عزیز و گرامی آقای طاهرزاده؛ من سوالاتی راجع به حبط اعمال دارم؛ ۱_حبط اعمال چیست؟ ۲_آیا درسته که آیت الله سعادت پرور به خاطر یه بداخلاقی ۲۰ سال ناله هاش از بین رفت؟ اگه اینطوره که با یه گناه چیزی باقی نمیمونه؟ ۳_ چه چیزهایی باعث حبط اعمال میشه و چگونه از حبط اعمال جلوگیری کنم؟ ۴_کسی که مقید به موازین شرعی هست و اعمال صالح انجام میدهد ولی گناه هم میکند و بعد توبه می کند، یعنی هنوز مرحله اول سیر و سلوک رو طی نکرده، با یه گناه کردن همه اون زحمتی که برای عمل صالح انجام داده و ثوابی هم که گرفته، با یه گناه همه اون ثواب ها از بین میره؟ سوال دیگه ای که دارم اینه که چگونه موضوعات مبنایی و پایه ای اسلام مثل همین موضوع حبط اعمال ، توکل و موضوعاتی از همین قبیل رو پیدا کنم؟ متاسفانه ما مذهبی ها، از لحاظ مبنایی و ریشه ای اعتقاداتمون محکم نیست و شاید شما هم دیده باشید؛ مثلا برای زیارت امام رضا(ع) میریم ولی اصلا نمیدونیم توسل یعنی چی؟ واسطه فیض یعنی چی؟ یا مثلا آیا از امام حاجت خواستن شرک به خدا نیست؟ و موضوعاتی از همین قبیل؛ آقای طاهرزاده به این موضوعات چی میگن؟ آیا اسم این موضوعات مبانی اعتقادی هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به این روایت عزیزالقدر و امیدبخش با نظر به سعۀ رحمت الهی بیندیشیدکه از رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» داریم: «من تاب لذنب کمن لا ذنب له» هر آنکس که از گناهی توبه کند در آن حدّ است که گویا آن گناه را انجام نداده است. پس از این جهت با توبه، گناهان مانع حضور انسان ذیل رحمت او نخواهند بود. حال بستگی دارد که انسانِ تائب در مسیر سیر إلی الله چه اندازه همت به خرج دهد تا مصداق «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ» باشد که تنها سیئات او با توبه برطرف میشود و یا مصداق «إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» باشد که حتی به جهت همت بلندش، گناهان او به حسنات تبدیل میشود و این مصداق همان جناب حرّ است. 2- ادامۀ مباحث معرفت نفسی و توحیدی در این رابطه بسیار مهم است در این حالت است که انسان حتی از عباداتی مانند زیارت اولیای معصوم، بیشترین بهره را نصیب خود میکند. در این مورد خوب است به سلسله مباحث «توحید و ایمان»https://lobolmizan.ir/sound/1712?mark=%D8%AA%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF رجوع فرمایید. البته معلوم است که حاجتخواستن از امامان که مظهر رحمت الهی هستند، شرک به حساب نمیآید زیرا ما آن عزیزان را واسطه قرار میدهیم. موفق باشید
سلام استاد عزیزم بعد از دست بوسی میخواستم بپرسم در چله کلیمی میدانم که حضور شبانه در خیابان ها ضروری است اما نمیشود نماز را به جماعت در حسینیه نخوانم و به جای آن در منزل بخوانم ؟ البته وقتی شرایطش هست با همسرم در منزل به جماعت میخوانیم در چله کلیمی تا چه حد میتوان از جامعه دور شد ؟ خیلی دوستتون دارم
باسمه تعالی: سلام علیکم: برکات حضور در خیابانها آنچنان است که برکات عدم نماز جماعت را جبران میکند. در مسیر تحقق چلۀ کلیمی و داشتن خلوت؛ امری نیست که گمان کنیم حضور در این نوع اجتماعات لطمهای به آن وارد کند، بلکه نوعی سلوک به حساب میآید. موفق باشید
سلام و عرض ادب. آیا درست است اینکه بگوییم سلوک ما متوقف بر حرکت است و حرکت در زمانهٔ ما، یا نسبتی با جبهه جمهوری اسلامی به عنوان حافظ منافع و مصالح دین حقه الهی دارد یا ندارد. اگر حرکت ما نسبتی با جمهوری اسلامی نداشته باشد، گویی آن حضور نهایی را از خود دریغ کرده ایم و آن لذتی که در مقاومت و شهادت دادن به حقیقت هستیست را از دست دادهایم. و اگر حرکتمان نسبتی با جبهه اصلی جمهوری اسلامی و آن خطِ مقدم نبرد تاریخی میان حق و باطل داشته باشد، هر لحظهاش عاشوراییست و «احلی من العسل» در میان است. حالا در خصوص این حرکت میشود گفت که ابتلائاتی هم در میان است. بالاخره در راه رسیدن به کربلا، ابتلائات فراوان است. اینکه کسی امکان این را داشته باشد که در چنین نسبتی با جمهوری اسلامی حاضر شود، نیازمند گذشتن از ابتلائات است. در واقع باید از این ابتلائات گذشت تا باقی راه نمایان شود و اگر ابتلائات کسی را زمین گیر کند، امکان نظر کردن به باقی راه را از دست میدهد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به زیبایی حضور عزیزانی نظر کنید که این شبها با نظر به عبور از تاریخِ سیطرۀ استکبار، با چنین شیداییها، پرچم به دست در میدانها حاضرند و این یعنی حرکت در بستر تاریخی که با انقلاب اسلامی گشوده شده. آری! به قیمت ابتلائاتی که در این مسیر برایشان پیش آمده و پیش خواهد آمد و بحمدالله به خوبی آمادهاند و این همان حضور سخن حضرت روح الله«رضوانالله تعالی علیه» است که در وصیتنامۀ خود فرمودند: «مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبههایدار میروند؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته میشوند؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند ولی ما به وظیفه اسلامی خود عمل کنیم.»
خدا میداند این مردم با بصیرتی که دارند آمادۀ همۀ آن ابتلائات هستند و این را مادران و پدران و همسران شهدا نشان دادند به همان معنایی که ملاحظه میکنید چگونه یک زوج با یک موتور که همۀ دارایی آنها است؛ پرچم به دست با حرکات خود نشان می دهند چه اندازه بزرگاند. و این است که ما برندۀ این تاریخ هستیم در سرزمینی که به نام «ایران»، الهامبخشِ بشریت خواهد بود. آیا این همان فردایی نیست که ما در عزم این مردم و با نظر به آن افقهای دور و آماده برای ابتلائات بزرگ میتوانیم به نظاره بنشینیم؟ موفق باشید
سلام واحترام. دعوت دیگران برای آمدن به میان مردم بطور کلی وافراد که همچنان جبهه قوی دارند مثلا میگن اینا که تو خیابون خودشون گفتن ترامپ بیاکمک حالا ریختن تو خیابون. یا بزن که خوب میزنی ؛میگن نگویین اینا که نزنند.شهادت بچه ونوزاد تقصیر پاسدار جماعت ميدونند وباید کلا نابود بشن چه بگیم فقط افراد که بشه .نه بحث این حرفا اون هم بخاطر وظیفه دفاع وپشتیبان از ایران وایرانی غیرتمند
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضورِ مردمیِ این شبها بسیار عظیمتر از این سخنان است. حقیقتاً یک عنایت الهی میباشد در مقابل نقشۀ نتانیاهو که گمان میکرد با حملۀ نظامیِ اولیه، وطنفروشان به خیابان میآیند و رژیم را سرنگون میکنند. غافل از آنکه حضرت ربّ العالمین با نوری که در قلب مردم انداخت، چیز دیگری را اراده کرده بود. کاربر محترم سؤال شمارۀ 41433 نکات ظریفی را در این رابطه در کلام خود به میان آوردهاند که خوب است بدان توجه شود. موفق باشید
سلام وقت بخیر خداقوت.از کانال و سایت پر محتوا و مفید استاد استفاده میکنم و دعاگو تون هستم یه سوالی ذهنم رو درگیر کرده بود که استاد در مبحث تفسیر آیت الکرسی هم اشاره فرمودند یه قدرت حواریون حضرت عیسی بر راه رفتن روی آب. نظرتون در مورد کتاب معبد سکوت که اشاره به قدرت هایی از انسان داره که در ارتباط با خداوند متعال ظاهر میشود رو میفرمایید. این جزو مراحل اولیه سلوک است؟ چگونه باید طی کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن عرضی که در مورد حوارییون شد همچنانکه ملاحظه کرده باشید مبتنی بر روایاتی است که متذکر جایگاه «یقین» در عالم میباشد. بنده کتاب «معبد سکوت» را مطالعه نکردهام ولی به هر حال نفس ناطقۀ انسان چنانچه ذیل حضور در ارادۀ الهی قرار گیرد، میتواند در مقام «کُن فیکون» حاضر شود. موفق باشید
با سلام و احترام محضر استاد بزرگوار امیدوارم سال پر خیر و برکتی داشته باشید نکته ای که ذهنم رو مشغول کرده و به صورت کلی با آن آشنا بودم اما با تمرکز بر آن متوجه شدم هنوز برای من ابهام دارد عبارت تاریخی بودن است.اینکه عقل تاریخی است یا انسان موجودی تاریخی است به چه معناست ؟یا عبارت هایی مثل حضور تاریخی آنچه من درک می کنم این است که این تاریخ احتمالا همان دوره ای خاص است یا همان عالم خاص که ماهیتا و ذاتا با دوره یا عالم دیگر متفاوت است مثل عالم انقلاب اسلامی با عالم غرب.و در این عالم و این دوره است که عقل یا حضور و یا خود انسان شکل می گیرد.یعنی ما تفکرمان در آن عالم شکل می گیرد البته اگر در آن عالم حضور داشته باشیم.لذا وقتی حرف از عقل انقلابی یا عقل غربی می زنیم یعنی اینکه تاریخ انقلاب که همان عالم انقلاب است متفاوت است از عالم غربی.نمی دانم درک من درست است یا خیر؟ نکته بعدی این که چطور انسان می تواند از عالمی خارج و در عالمی جدید حضور پیدا کند؟بعید می دانم که این کار با اراده صورت بگیرد. من علی رغم دلبستگی به انقلاب اسلامی و عالم آن، اما هنوز حس می کنم رفتارها و تفکراتی از من سر می زند که نشان از غربی فکر کردن من دارد.مثل اینکه در اثبات و رد هر چیزی مثلا در معارف دینی، متوسل به علم پوزیتویستی می شوم و نگاه سوژه و ابژه بر من حاکم است لذا واقعا حس می کنم بهره ای از معارف دینی نمی برم.امیدوارم بنده را هم در این زمینه راهنمایی بفرمایید به امید سربلندی ایران اسلامی و با آرزوی توفیقات روزافزون برای حضرتعالی التماس دعای فرج و عاقبت بخیری
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تفکر تاریخی به این معنا میباشد که متوجه باشیم اتفاقاتی که پیش میآید چه نوع حضوری در آینده میتوانند داشته باشند و وجود آنها را در حدّ یک اتفاق در نظر نگیریم تا گرفتار روزمرّگی و انفعال نسبت به آن اتفاقات و رخدادها نباشیم. در کتاب «کربلا و عبور از دوگانگیِ زندگی و مقاومت» بخصوص در صفحات 115 به بعد آن کتاب، سعی شده متذکر این امر باشیم 2- این نکتۀ بسیار مهمی میباشد از آن جهت که به راحتی نمیتوانیم در تاریخی حاضر شویم که تنها به عنوان افقی مقابل ما گشوده شده. اینجا است که اگر به آیندۀ هر حرکت و رخدادی نیندیشیم، عملاً متوجۀ تاریخی که افقی را مقابل ما گشوده شده؛ نخواهیم بود.
به عنوان مثال به آیندۀ تهاجمی فکر کنید که در جنگ رمضان از طریق آمریکا و رژیم صهیونی به ما شد که اگر آنها در این تهاجم به اهداف خود که از قبل تعیین کردهاند؛ نرسند، عملاً شکست خوردهاند و ما تنها اگر در بستر مقاومتی که پیش آمده تسلیم نشویم و کوتاه نیاییم؛ پیروز خواهیم بود.
البته معلوم است که آنها پیروز نشدهاند زیرا به اهدافی که در نظر داشتند، نرسیدهاند و این است معنای اینکه ما از همان روز اول در این مقابله پیروز شدهایم و این لطف بزرگی است که برای ما پیش آمده است. آری این در صورتی است که متوجۀ جایگاه تاریخی آن تهاجم و این مقاومت عظیم بشویم و فردایی را مد نظر قرار دهیم که برای آمریکا به عنوان ابر قدرتِ شکست خورده در پیش است و ناکامی برای اسرائیلی که بنا داشت در همۀ منطقه غرب آسیا به عنوان قدرت برتر حاضر شود. این است آیندهای که باید با تفکر تاریخی در این زمانه نسبت به جایگاه ایران اسلامی مد نظر داشته باشیم.
موفق باشید
سلام راه علاج صفت اخلاقی خمود(کتاب معراج السعادة نراقی) چیست؟ تشکر -
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه مباحث «معرفت نفس» و نظر به حضور بیکرانۀ نفس مؤثر خواهد بود. در رابطه با مباحث «معرفت نفس» میتوانید به کانال مربوط به این موضوع رجوع فرمایید و از شرح هریک از اساتید که احساس میکنید با روحیۀ شما بهتر میخواند، استفاده نمایید. https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh موفق باشید
به نقل از امام علی میگویند: (به سخن نگاه کن نه به گوینده سخن) اما از منظر بنده این حدیث اشتباه هست و میخوام در صورت صحت، برداشت شما رو هم بدونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اینکه فرمودهاند: «وَانظُر اِلی ما قال وَلا تَنظُر اِلی مَن قال» باید به جایگاه آن سخن بیندیشیم که عبور از مریدبازی میباشد زیرا عدهای بدون آنکه در مورد سخنان بیندیشند، به صرف آنکه مراد آنها آن سخن را گفته است، میپذیرند. در حالیکه ما اگر حتی امامان معصوم عزیز سخنی گفته باشند با مبنای تعقّل، سخنان حکیمانۀ آنها را قبول میکنیم امری که خود آن عزیزان ما را دعوت به آن میفرمایند. آری! خودِ عقل، ما را تا آنجا میرساند که متوجه میشویم سخنان آنها بعضاً ماورای صرفاً انتزاعی میباشد. موفق باشید.
سلام: میخواستم بپرسم استاد در مورد وجود یا عدم وجود حیات و حیات هوشمند در کهکشان های دیگر نظری دارند یا خیر؟ با جهان بینی قرآنی بنظر میرسد مجموعا ۴ نوع موجود وجود داشته باشد : ۱. انسان ۲. ملائکه ۳. جن ها ۴. تمام حیوانات و جنبندگان روی زمین پرسش این است که آیا خداوند اراده کرده که فقط حیات روی کره زمین باشد یا در سیارات دیگر هم باشد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضاً شواهدی هست که حکایت از حضور موجودات دیگر در دیگر کرات بکند ولی کار تحقیقی مشخصی که همراه با توهّمات و حدسیّات نباشد، ظاهراً صورت نگرفته. باید مواظب بود بین آسمانهای هفتگانه و کرات دیگر تفکیک کرد زیرا در هر آسمانی، روحانیتی خاص و فرشتگانی خاص و روح انسانهای خاص مستقر هستند. به عنوان مثال پیامبر «صلواتاللهعلیهواله» در سفر معراجی در آسمان سوم حضرت عیسی «علیهالسلام» را ملاقات کردند. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: در ابتدای امر برای همه آموزههای حضرتعالی خصوصا در حوزه زنان از شما سپاسگزارم و سوالاتی را در خصوص وقایع روز جامعه مطرح میکنم و امید به راهنمایی شما دارم. در دین مبین اسلام و در کتاب سراسر نور الهی، احکامی در خصوص زنان مطرح میشود و در مقابل، وقایعی با تدابیر برخی از نخبگان و مسئولان میانی جامعه اسلامی رخ میدهد که به نظر میرسد نیازمند بررسی و توجه بیشتر است. استاد محترم، در مسیر پیوند و بهرهگیری جامعه از شرع مقدس و حرکت به سوی غایتی که رهبران ایران اسلامی برای دستیابی به آن جهاد کردند، گاهی با آسیبهایی مواجه میشویم که یا ناشی از افراط و تفریطاند و یا از غلبه نگاه مردانه بر حوزههای گوناگون حیات اجتماعی ناشی میشوند. با آنکه محوریت سرپرستی و مدیریت جامعه و خانواده با مرد است، این مدیریت به معنای نادیده گرفته شدن زنان در هیچ سطح و حوزهای، حتی در مدیریت و اداره کشور نیست. البته باید اذعان داشت که پس از معصومین علیهمالسلام، نگاه و عملکرد رهبران جامعه اسلامی ایران، جلوهای برجسته از اهمیت و جایگاه زن در جامعه اسلامی را به نمایش گذاشته است. لیکن در رویه و عملکرد برخی مسئولان میانی، متولیان امور دینی، فرهنگی و حتی نظامی، نگاه مردانه به امور همچنان غالب است. زمانی که غایت احکام حاکم و مرتبط با خانواده به نیازهای زمینی مرد محدود میشود و خداوند را در حد خالق مردی زمینی محدود میکند، یکی از پیامدهای آن نادیده گرفتن ربوبیت پرودگار نسبت به انسان و از جمله مرد است و از عواقب مهم و اثرگذار آن نادیده گرفتن رابطه زن و پروردگار در مواجهه با این احکام الهی است. امری که میتواند نوعی از ظلم به زن را رقم بزند و توانمندی و قدرتمندی قلبی او را بکاهد. قدرتی که باید با جهاد درونی و خانوادگی زن کسب میشد با نگاه مردانه زن را از زنانگی دور میکند و مردانه تعریف میشود. چرا اگر قرار به تعریف قدرت است، باید مردان برای زنان قدرت را تعریف و در جامعه ساری و جاری کنند؟! اگر قدرت زن با نگاه غربی تعریف شود، چه از زبان دشمنان غربی باشد و چه از زبان برخی افراد با ظاهر دینی و رویکردی غربگرایانه، آیا نتیجه آن جز غلبه و ترویج مردسالاری غربی خواهد بود؟ وقتی زن شبیه مردان در جامعه ظاهر میشود با هر نگاه و ادبیاتی که باشد و به هر هدفی، هرچند به ظاهر مقدس، آیا نتیجهای جز غلبه جبهه کفر دارد؟! استاد محترم، گاهی به نظر میرسد در نگاه برخی از مسئولانی که از مبانی نورانی الهی فاصله گرفته اند، زن با شکل و شمایلی دیگر، بازهم ابزار است! زن مسلمانِ آشنا با تاریخ اسلام چگونه میتواند اقتدار و اقدامات حضرت رسول صلواتاللهعلیه در مقابله با فرهنگ نادرستِ غالب در جامعه را با وادادگی و گرایش برخی مسئولان و متولیان فرهنگی امروز به الگوهای ناسازگار با جامعه اسلامی جمع کند، بیآنکه این دوگانگی به شک و تردید بینجامد؟ چگونه میتواند این دو واقعیت را در کنار یکدیگر بفهمد؟ آیا قدرت مادر حضرت موسی علیهالسلام و یا قدرت فوق العاده حضرت مریم سلاماللهعلیها رنگ و بوی مردانه دارد؟ آیا قدرت حضرت زینب سلاماللهعلیها، با آن جد بزرگوار، با آن پدر، حیدر کرار، نامی که هنوز هم دشمن از بیانش هراسان است، با آن برادرانی که هر یک در شجاعت و قدرت سرآمد بودند و با آن علمدار کربلا (صلوات الله علیهم اجمعین) که هنوز هم ابهت و اقتدارشان برای هر قلبی ملموس و مشهود است، نمیتوانست در تیزی شمشیر باشد؟ یادآوری نام عزیزان حضرت زینب سلاماللهعلیها برای مومن قدرت قلبی و برای دشمن رعب ایجاد میکند. برای چنین بزرگواری شمشیر به دست گرفتن سخت یا ناممکن بود؟ یا با طرح الهی سازگار نبود و با معنای بندگی ایشان تطابق نداشت که اینگونه رقم نخورد؟!! حضرت زینب سلاماللهعلیها در طرح الهی و در تبعیت از امامان خویش در خیمه ماند و واقعه کربلا را با تبیین، حیات بخشید ولیکن این ائمه بعدی بودند که تبیین ایشان را تا به امروز زنده نگه داشتند. آیا این در هم تنیدگی جمال و جلال الهی در سیره معصومین علیهمالسلام را نمیرساند و برای زن امروز شاهدی نیست که هر کسی در جایگاه خودش باید نقش آفرین باشد؟ اگر زن امروز بخواهد در جایگاه زنانه خود در هستی، در ذیل تدابیر صاحبالامر، بیمن شود تا بتواند بخشی از طرح الهی باشد، باید به جلوه و توان زنانه حاضر شود یا متأثر از فرهنگ مردسالار غربی و یا بیمبنا و چشم و گوش بسته، دنباله رو طرح یهود باشد؟! اگر مصلح جهان حضرت بقیةالله عجلاللهتعالیفرجهالشریف هستند و جامعه را با ولایت تکوینی هدایت میکنند، زن با چه خصوصیاتی در این طرح الهی، ارمغان آور پیروزی در جبهه حق خواهد شد؟ با کنشگری مردانه یا با حضوری زنانه و در نهایت با قدرتی زنانه؟!! اگر قصور و نقصهای ما مانع حضور در سپاه ظهور میشود، نباید به جای سوق دادن زن به سمت مردوارگی، آن عیوب و نقصها دیده شود؟ استاد بزرگوار، در میان جمع زنانی که در جبهه حق حضور دارند، نباید اثرات مخرب عیوبی مانند حسادت و تکبر دیده شود تا برای درمان آن اقداماتی موثر صورت گیرد؟ آیا این عیوب مانع از جمع شدن حول محور امام نیست؟ ما قرار است به کجا برسیم و متولیان و مسئولان جامعه دارند ما را به کجا سوق میدهند؟!! استاد بزرگوار از شما آموختیم که زن امروز برای کسب قدرت و داشتن آرامش و برای آنکه به سلامت به مقصد و مقصود برسد، راهی جز اتصال به قلب حضرت بقیةالله عجلاللهتعالیفرجهالشریف ندارد. لذا از شما خواهشمندم که ما را در یافتن مسیر درست و زدودن موانع راهنمایی بفرمایید. سپاسگزارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه متوجه شدهاید حقیقتاً اسلام عزیز انسانیت انسانها را – اعم از زن و مرد- مخاطب قرار داده و این مسئلۀ بسیار مهمی است و این اتهام بزرگ که مسلمانان زن را در حاشیه بردهاند، اتهام درستی است ولی چرا به پای اسلام گذاشتهایم؟! در حالیکه حقیقتاً تاریخ ما گواه است زنان در جایگاهی که جایگاه حقیقی آنان است بزرگترین نقش را داشتهاند. علاوه بر کتاب «زن، آنگونه که باید باشد» سلسله مباحثی به صورتهای مختلف در زمانهای مختلف شده است که تحت عنوان: «زن در اسلام» در رابطه با شرایط تاریخی امروزمان در نسبت با «زن» شده است که در سایت لُب المیزان جمعآوری شده، خوب است سری به آن بزنید. https://lobolmizan.ir/sound/666?mark=%D8%B2%D9%86 در ضمن، خواهران در رابطه با سخنان رهبر شهید سلسله مباحثی تحت عنوان: «راه سوم» را به میان آوردهاند که خوب است به کانال مربوطه رجوع فرمایید. https://eitaa.com/rahesevvom کانال «بشنو از زن» تلاش زیادی در رابطه با حضور تاریخی «زن» در این رابطه داشته است. https://eitaa.com/ziafat_andishe موفق باشید
