باسمه تعالی: سلام علیکم: در جمعبندی فکر میکنم راهی که امروزه حضرت امام و شهداء گشودند، کارِ آن نوع استادی که گشودن راه است، انجام شده است. ولی این غیر از استفاده از اساتید و عالمان دین است جهت اخذ معارف الهی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید امروز کتابهای بهتری در رابطه با تاریخ صدسالهی گذشتهی ما در بازار باشد ولی رویهمرفته کتابهایی مثل «تحلیلی از نهضت امام خمینی» از آقای حمید روحانی و یا کتابهای آقای موسی حقّانی و موسی نجفی کمککننده در این امر هستند. جزوهی تحلیلی از انقلاب اسلامی که بنده تنظیم کردهام انشاءاللّه میتواند مفید باشد. کتاب «از سید ضیاء تا بختیار» از آقای بهنود نیز نکات خوبی دارد بهخصوص که این کتاب را قبل از پیوستن به اصحاب بیبیسی نوشته است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که امام زمان«عجلاللّهتعالیفرجه» یعنی انسانی که در مقام عصمت کلّاند و هراندازه هرکس با رعایت حلال و حرام الهی و وظایف شرعی به عصمت خود نزدیک شود، یک نحوه نزدیکی روحی با آن حضرت پیدا خواهد کرد و راه اُنس با وجود مقدس آن امام بزرگ برایش گشوده میشود. عمده آن است که صادقانه در انجام امور فردی و اجتمایی تلاش نماییم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیتأثیرکردن سحر ساحران منحصر به کسی نیست که علم به سحر دارد بلکه هرکس بتواند روح و قلب افراد را متوجه حق نماید آنها را در بیتأثیرکردن سحر بر روح و روانشان کمک کرده و از القائات شیطان در قوهی واهمه رهانیده است، به همین جهت به ما فرمودهاند جهت بیتأثیرکردنِ سحر، سورههای مبارک معوذتین را بخوانید که در آنها انسان از هر وسوسهای به حضرت حق پناه میبرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میرسد این مشکلات ربطی به چنین مسائلی ندارد. یک مشکل تاریخی است که زنان و مردان در این شرایط نسبت به تعریفی که از زندگی باید داشته باشند، دچار بحران شده است. لذا نه مثل گذشته میتوانند به روش سنتی زندگی کنند و نه افراد مذهبی میتوانند بیقید از آموزشها و ارزشهای دینی باشند. نیازمند یک نوع «خودآگاهی» هستیم که موضوعات را بالاتر از اینها ببیند و با عشق و علاقهای که خداوند در جانِ دو همسر گذاشته است به همدیگر سختگیری نکنند و همدیگر را درک کنند و راز آن که حضرت امام به زوجهای جوان توصیه میکردند؛ «گذشت کنید» را، بیشتر مورد توجه قرار دهیم. هرکدام در گذشتکردن بهتر پیشقدم شوند، بیشتر در هنر زندگیکردن موفق خواهند شد. باید نگذاشت شیطان موضوعات فرعی دین را حتی برای ما عمده نماید. در حالیکه قرآن میفرماید: «إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَريماً (31) /نساء». یعنی اگر از گناهان کبیره انسان فاصله گرفته باشد، خداوند از گناهان فرعی چشمپوشی میکند و برای چنین افرادی که گناهان کبیره مثل شرک و زنا نداشته باشند جایگاه ارزشمندی در نظر گرفته است. حال چرا ما باید در امور فرعی به هم سختگیری کنیم و خود را گرفتار وسوسههای شیطان نماییم که امور فرعی را برای ما عمده میکند؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اُنس و آشنایی مرحوم شهید مطهری با حاج میرزاعلی آقای شیرازی، ایشان را در عرفان عملی به جاهایی رساند که نگو و نپرس! آنچنان از شبهای آیت اللّه حاج میرزاعلی آقای شیرازی یاد میکرد و اشک میریخت و خبر میداد که تا او را و شبهای او را ندیده بودم معنایِ شب مردان خدا برایم مجسم نبود – ای کاش بنده آن صوت را بهدست میآوردم و چند بار دیگر به صدای مبارک مرحوم شهید مطهری نسبت به شبهای مرحوم حاج میرزاعلی آقای شیرازی گوش میدادم – 2- این موارد، مواردی نیست که بتوان در جواب و سؤال گنجاند. اینها مربوط به خودشان است. ولی مسلّم بعدها حکایتهایی به گوش ما میرسد به همان شکلی که در مورد حضرت امام داريم كه يكى از استادان قم نقل مى كنند: شبى مهمان حاج آقا مصطفى بودم، ايشان خانه ى جداگانه اى نداشتند و در منزل امام بودند، نصف شب از خواب بيدار شدم و صداى آه و ناله اى شنيدم، نگران شدم كه در خانه چه اتفاقى افتاده است؛ حاج آقا مصطفى را بيدار كردم و گفتم: ببين در خانه تان چه خبر است؟ ايشان نشست و گوش فرا داد و گفت: صداى آقا [امام خمينى «رحمةالله عليه»] است كه مشغول تهجد و عبادت است. مرحوم آيت الله حاج آقا مصطفى خمينى فرموده بودند: يك روز ديدم آقا [امام خمينى «رحمةالله عليه»] در اتاق خود هستند و صداى گريه ايشان بلند است. از مادرم پرسيدم: چه شده كه آقا گريه مى كنند؟ مادرم فرمودند: ايشان در شبى كه موفق به نماز شب و راز و نياز با خدا نشود آن روز چنين حالى را دارد.[1]
خانم زهرا مصطفوى مى فرمايند. رمضانِ سالِ قبل از رحلت امام را خوب به ياد دارم. بعضى وقت ها هر بار كه به دليلى نزد ايشان مى رفتم و سعادت پيدا مى كردم با ايشان نماز بخوانم، وارد اتاقشان كه مى شدم مى ديدم قيافه ايشان كاملا برافروخته است و چنان اشك مى ريختند كه ديگر دستمال كفاف اشكشان را نمى داد و كنار دستشان حوله مى گذاشتند. امام شب ها چنين حالتى داشتند و اين واقعاً معاشقه ى ايشان با خدا بود.[2] موفق باشید
[1] ( 1)-http ://www .mums .ac .ir /culturefa /emmmam .( از خاطرات سيدحميدروحانى، سرگذشتهاى ويژه، ج 1، ص 91- 92)
[2] ( 2)-http ://tooba .net /Persona ( عج)es /5
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- لازم نمیاید با حرکت جوهری عالم ماده خداوند دارای حرکت باشد. زیرا «وجود» در هر مرتبه خاصیت همان مرتبه را دارد و پایینترین مرتبهی آن عین حرکت است. در نتیجه بالاترین مرتبهی آن عین ثبات است. 2- باید در موارد شبههناک از ابراز محبتهای اینچنینی احتراز کرد. در محبت حقیقی، شوق بندگی به خدا بیشتر میشود، نه شوق به فردِ محبوب 3- عشق به زیبایی، انسان را از هر منظر زیبایی به حضرت حق منتقل میکند و اگر مشغول نظر به زیبارویان شد، قوهی واهمهی او رشد مینماید و این امر حجابی میشود جهت حضور قلب او در مقابل حضرت کمال مطلق. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه وبلاگ سر زندهای بود هرچند بر خیال راست، کج را خریدهای که گمان میکنی طاهرزاده است و این خبرها! ولی نگران هم نباش زیرا خداوند پاداشی مناسب تصورات خودت به تو میدهد و طاهرزاده میماند و اعمالاش و خدایش. زیرا در حدیث قدسی حضرت حق فرمود: «أَنَا عِنْدَ حُسْنِ ظَنِّ عَبْدِيَ الْمُؤْمِن» من در گمان بندهی مؤمنم هستم. پس اگر گمان شما آن است که طاهرزاده این است که گمان داری و به زعم خود یک چنین کسی را دنبال میکنی، پاداش تصورات خودت را به تو میدهند. ولی طاهرزاده باید متوجه باشد قصهی او با خدا تعیین میشود و اینکه چه اندازه نسبت خود را با خدا شکل داده. زیرا گفت: « نیک باشی و بدت گوید خلق/ بِهْ که بد باشی و نیکت بینند». موفق باشید .
