بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
10831
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم. فرهنگ و صف‌آرایی فرهنگی در مقابل دشمن آن چیزی است که بنده هم اگر در راه آن کشته شدم، احساس می‌کنم که در راه خدا کشته شده‌ام (فرمایش پر درد آقایمان مقام معظم رهبری) حضور محترم حضرت استاد طاهرزاده، سلام علیکم، آنچه در ذیل می آید، در تبعیت از امر آقا در اولویت اهتمام به جهاد فرهنگی است و اصول طرح و برنامه ای است که از حضور مبارکتان استدعا دارد تا اگر کوتاهی، خطا و یا نقصی در آن ملاحظه می فرمایید، این حقیر پر تقصیر را از راهنماییهای خود بهره مند فرمایید. 1- ظهور انقلاب اسلامی به عنوان جلوه اراده حق و با عنایات خاص حضرت صاحب الامر «عجل الله تعالی فرجه الشریف»، حرکتی در ادامه بعثت انبیاء الهی به منظور بر افراشتن پرچم «لا اله الا الله» در درون و برون انسان‌هاست. 2- همچون بعثت هر نبی که در شرایط خاص زمانه خویش، هدف خاصی را دنبال می نمود، انقلاب اسلامی نیز با هدف خاصی ظهور پیدا نمود: انقلاب اسلامی در زمانی ظهور کرد که ظلمات غرب و فرهنگ غربی زمین را به‌شدت فرا گرفته بود و می‌رفت که بشریت را به اعماق تباهی و نابودی دراندازد. انقلاب اسلامی همچون انفجار نوری در جهان ظلمانی آلوده به فضای زهرآگین غرب و فرهنگ غربی، ریسمان نجاتی برای بشریت گردید. رسالت انقلاب اسلامی نجات انسان از بیماری مهلکی است که غرب بدان مبتلا گردیده و به دنبال خود، کلّ بشریت را آلوده نموده است و تلاش برای زدودن فرهگ بشری از این سم مهلک قطعاً بر دوش انقلاب اسلامی است. 3- ریشه‌ی زهرآگینی فرهنگ غرب ناشی از بریدن رشته‌ی پیوند میان انسان و خدا و لاجرم درانداختن انسان در ظلمات «خود» است و بدینسان انسان در ورطه‌ای هولناک فرو افتاد که رهایی از آن بس دشوار است. و نشانی از این دشواری، ریخته‌شدن خون هزاران هزار شهید در راه بقای انقلاب اسلامی است. این‌همه تلاش بی‌وقفه‌ی غرب برای نابودی انقلاب اسلامی، خبر از دشواری مقابله با فرهنگ غربی و نشان از عمق ورطه‌ی هولناکی است که چندصدسال است انسان غربی در آن گرفتار آمده است. 4- مهمترین علت انحراف غرب از مسیر تعالی، عملکرد بسیار اشتباه اربابان کلیسا و در نتیجه؛ انزجار مردم از کلیسا و لاجرم از دین خدا بود، و دکارت تحت تاثیر این جوّ بیزاری از کلیسا فلسفه‌ی مستحکمی را بر پایه‌ی امانیسم پی‌ریخت که از مبانی مهم غربیان برای پی‌ریزی نظامی بر اساس اصالت خود و لاجرم دوری از تعالیم انبیاء الهی و لاجرم فرو افتادن در ظلمات «خود» بود. ظلماتی که صد ها سال است غربیان گرفتار آن هستند. ظلماتی که هرچه انسان غربی در آن پیشتر می‌رود، بر عمق آن افزوده می‌شود. و نه‌تنها خود، که کلّ عالم را به ظلمت کشانده است 5 - رمز رهایی انسان غربی، رهایی از قید امانیسم است. انقلاب اسلامی می‌بایست همچون مواجهه‌ی انبیاء الهی با انحراف انسان‌ها از مسیر حق، با موعظه‌ی حسنه با استفاده از تمام ابزارهای هنری به نجات غربیان از قید امانیسم اهتمام ورزد. و این کاری است که متأسفانه به آن چندان پرداخته نشده. انقلاب اسلامی ازطرفی می‌بایست با تمام توان در برابر هجوم غربیان مقاومت نماید و با تمام مکاید و هجوم‌های نظامی، اقتصادی و فرهنگی آنان مقابله نماید و همزمان با انواع روش‌ها به نجات غربیان و در واقع کلّ عالم از ورطه‌ی هولناکی که در آن افتاده اقدام نماید و مهم‌ترین اقدام، اثبات باطل‌بودن امانیسم و اشتباه‌بودن راهی است که دکارت پیش روی غربیان گذارد و این راهی است که حقیر پر تقصیر تمامی توان خود را مصروف آن نموده و به لطف خدا فعالیت‌هایی نیز صورت گرفته و اکنون دست یاری به سوی شما دراز نموده و مستدعی است در ادامه‌ی طریق راهنماییش فرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای شما شوم، راه خوبی را شروع کرده‌اید. تلخی فرهنگ غربی وقتی به‌خوبی روشن می‌شود که شیرینی نور ایمانی که اسلام محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» به صحنه آورده است کام‌ها را شیرین کند. بنده سعی کرده‌ام در کتاب «عالَم انسان دینی» این دو وجه را متذکر شوم. موفق باشید
2051

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام فکر نمیکنید برخی پاسخ های شما جنبه شخصی دارد و اید نظر اسلام نباشد؟ یه بنده خدایی از بنده سوالی نمود با نهج البلاغه پاسخش دادم پاسخ شما رو جلوی بنده گذاشت که پس چرا اینجا طور دیگری پاسخ دادند؟ درست است که دایره اخلاق و فقه کمی نزدیک و بعضا کمی دور از هم است ولی اگر پاسخ اخلاقی مدهید بحث فقهی رو مطرح نکنید نهایت اخلاقی آن را هم بگویئد مخصوصا در رابطه با روابط زن و مرد و حضور زنان در اجتماع و ... که به نظر بنده حرف ها و پاسخ های شما با آن چیزی که ما از رویه اهل بیت شنیدیم تفوات دارد.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام تا آن‌جا که ممکن است سعی بنده آن است که نظر علمای اسلام را که در جوامع روایی تدبّر می‌کنند با شناخت محکم و متشابه روایات و آیات نظر اسلام را می‌گویند، جواب دهم. والله اعلم. موفق باشید
3814
متن پرسش
سلام علیکم بنده و شوهرم علی رغم کفویت در مسایل دینی و فرهنگی وحتی توافق بر سر جزیی ترین مسایل سیاسی و فرهنگی به دلیل خاطرات بد فراوان از یکدیگر(بنده به دلیل اذیت فوق العاده خانواده شوهر و خونسردی ایشان در مقابل این فشارها در مقابل بنده ، فیلم وسریال دیدن ایشان بعد ازحضوراز سر کار در خانه ، خونسردی وصف ناپذیر در قبال مسایلی که ایشان شرعا و قانونا وعرفا موظف به آنند. از ایشان به شدت ناراحت هستم .خط قرمز شوهرم خانواده شان هستند حتی اگر رفتار خانواده خلاف شرع با شد .هیچگاه به خاطر حق الناسی که مرتکب شدند نه در مقابل آن ها و نه در مقابل بنده از آن ها به خاطر آن که آن چنان اذیت کردند که صبح تا شب کارم گریه کردن است از آن ها ناراحت نشده اند و تکدر خاطر همسرم از بنده به خاطر طیف وسیعی ا ز مسایل از دوران نامزدی و محدودیت هایشان گرفته تا عکس العمل های تند بنده نسبت به خانواده ی شوهرم در حضور شوهرم نه ابراز حتی تلخی در حضور خانواده شوهر) همه ی این مسایل به علاوه مشکلات فراوان شخصی که برای بنده به وجود آمده شادی که هیچ ،امید به زندگی را ازمن گرفته است . این در حالی تشدید شده که بنده هر کاری از عبادات سفارش شده در مفاتیح تا نذر و توسل و زیارت و صدقه انجام داده ام تا آرامش به زندگی ام برگردد اما نه مشکلات شخصی- که حتی بعضی شان بدون مبالغه جان را می‌سوزاند - ونه مشکلات خانوادگی حل نشده بلکه بیشتر هم شده است. این مطلب شاید نیاز به گفتن باشد بنده در کنار مادر شوهرم زندگی می کنم ایشان و پدر شوهرم همسرم را موظف می‌دانند که هر روز روزی چند بار به آن ها سر بزنند. مادر شوهرم از کلید انداختن در خانه ام گرفته – در حالی که در خانه حضور داشتم و ایشان نمی دانستند- تا چک کردن همه ی کارهایم و گزار ش آن به همه،همچنین وابستگی شدید به همسرم ، به طوری که تا ایشان به خانه ‌بیایند دست از سر بنده و همسرم بر نمی‌دارند دخالت در نوع لباس پوشیدن من ،موظف دانستن بنده به تحمل رفت وآمدهای آزاردهنده و بیش از حد دختران و فک و فامیلشان و... خلاصه به خاطر عشق زیاد به فرزندشان از هیچ کاری فرو گذار نمی‌کنند. این مسایل با سکوت های بنده در مقابل این همه ظلم ،تنفر شدیدی در من ایجاد کرده که در مقابل همسرم شبانه روز آرزوی مرگشان را می‌کنم. این ها در حالی است که بنده و همسرم می دانستیم هر گونه انتقال مسایل به بیرون وضع را بدتر می‌کند و این در مورد مشکلات شخصی بنده نیزصادق است .مادر شوهرم همیشه می‌گویند من و بچه هام خوب باشیم کاری به کار کسی ندارم و معنای حرفشان این است که همه باید خدمتگزار فرزندانم باشند فرزندانشان هم عادت کرده‌اند مادرشان علی رغم سختی زیاد شبانه روز بپزد و بشوید تااین ها شاد باشند .دخترانشان لحظه‌ای تنها در خانه نمی مانند و همیشه خانه ی مادر شوهرم هستند.نکته جالب اینجاست پدر شوهرم در حالی که ما مشکلات مالی داشتیم از عواید زمینی که مهر بنده کرده بودند صرف دختران و نوه هاشان می کردند تا از شادی دخترانشان شاد شوند. لذا نه ایشان و نه کس دیگری به دلیل همین خودخواهی ها چاره گشای ما نیست . عرض بنده در خاتمه آن است که متاسفانه ذره ای امید به رحمت الهی ندارم نه آن که ربوبیت حق را منکر باشم ،کاملا ناامیدم .زندگی ام با حرص وغصه وکینه ی شدید نسبت به خانواده‌ی شوهرم همراه بوده به طوری که جوانی ام را از دست رفته می بینم.(از شدت گریه شدیدا نحیف و افسرده و ضعیف شدم به طوری که تا کسی مرا می‌بیند فکر می‌کند بیمار شده‌ام حتی به خاطر آن که صدایم به دلیل نزدیکی به این ها شنیده می شود برای تخلیه خودم نمی‌توانم درست گریه کنم. در مقابل همه‌ی این ها همسرم یا می‌خندد یا سکوت می‌کند. یا حرف را عوض می‌کند یا به تلویزیون نگاه می‌کند و بعضی اوقات با بهانه‌های مختلف دفاع می‌کند) هر شب که می‌خوابم نمی‌خواهم صبح بلند شوم.چون نه زندگی ام به خاطر این کینه ها درست شدنی است و نه مشکلات شخصی ام حل شدنی. دعواهای زیاد بین من و همسرم تقریبا همیشگی شده و هیچ امیدی بین ما نمانده است. نمی‌توانم از شوهر و خانواده‌ی شوهرم متنفر نباشم.خواهش می‌کنم خواهش می‌کنم راهنمایی ام بفرمایید.
متن پاسخ
باباسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به ابعاد مختلف پیش‌آمده بین جنابعالی و خانواده‌ی همسرتان لازم است که این موارد را با کسانی جهت رفع مشکل در میان بگذارید که طرفین را می‌شناسند. بنده در این موارد چیزی برای گفتن ندارم و عموماً در مواردی که کاربران محترم سؤالات عقیدتی دارند می‌توانم در خدمت‌شان باشم. موفق باشید
11730

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: ما دوستانی داریم که مومن هستند ولی دیگه نمیشه گفت عادل هستند و ممکنه حتی کبیره مرتکب بشوند آیا ارزش معنوی که برای دوستی و رفاقت بیان شده منحصر در رفاقت با رفقای عادل است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زود قضاوت نکنید و قطع رابطه ننمایید. این‌ها توبه می‌کنند. موفق باشید

4334
متن پرسش
سلام علیکم لطفا توضیح دهید چگونه میتوان بهترین همسرداری و بچه داری را انجام داد؟لطفا منبع مطالعه هم ذکر کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده عرایضی در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» در قسمت ازدواج؛ تولدی دیگر داشته‌ام شاید به کار آید. موفق باشید
3561
متن پرسش
الهم ارنی الاشیا کما هو؟ منبع حدیث رو میخاستم. برای تحقیق.....................با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اصل حدیث عبارت است از «اللّهُمَّ أرِنِی الأشیاء کما هی‏» که در کتب اهل سنت آمده از جمله در مصباح الأنس از محمدبن ‏حمزه فنارى، ص: 220 . و در کتاب های ملا صدرا نیز به چشم می خورد. موفق باشید
3663
متن پرسش
باسلام استاد گرانقدر سوال داشتم که خواهشمندم آنرا به دقت ملاحظه بفرمایید و جوابش را هم بفرمائید و ما را به مراجعه کتاب سفارش نفرمائید چون دوست دارم خودتان جواب بدهید: الف:درشرح گلشن راز(محمدلاهیجی)این جمله آمده:((بت پرستی چیزی غیر از خداپرستی نیست و اگر مسلمان که قائل به توحید است و انکار بت می نماید بدانستی و آگاه شدی که فی الحقیقه بت چیست و مظهرکیست و ظاهر به صورت بت چه کسی است بدانستی که البته دین حق در بت پرستی است)) منظور این جمله چیست؟ ب:برخی عرفا می گویند ((حضرت موسی برادرش را عتاب کرد بدین جهت بود که توچرا گوساله پرستی را انکار کردی و نفهمیدی گوساله پرستی غیر از خداپرستی نیست))شفاف توضیح دهید؟ 2.شما قائل به این هستید که امروز سلوک ذیل اندیشه امام ، حال سئوال اینجاست که خود امام بارها فرمودند استاد پیدا کنید خودرو نمی شود و یا اینکه علامه طهرانی در کتاب سرالفتوح کاملا مخالف نظر شما فرموده اند با اینکه زمان انقلاب هم درک کرده اند جمع بین این دوحرف با فرمایش شما چیست؟ و آیا در تایید حرف شما کسی قائل به این نظر شما هست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: الف- در عرفان سالک به بصیرتی می‌رسد که همه‌چیز را آیت حضرت حق می‌بیند در آن حال بت نه از آن جهت که بت است،بلکه از آن جهت که مخلوق خداوند است مظهر اسماء الهی است. چنانچه قرآن می‌فرماید: « سَنُریهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فی‏ أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَق‏ » به زودی ایات خود را در افاق و در جان مومنین طوری می نمائیم که همه ان ایات را حق می بینند. ب- باید عین متن باشد تا بتوانیم با توجه به قبل و بعد جمله منظور را بفهمیم. 2- بنده در جزوه‌ی «روش سلوکی حضرت آیت الله بهجت» سخن آیت الله بهجت را شرح داده‌ام که چرا می‌فرمایند: «علم تو، استاد تو است» در ضمن چرا خودِ حضرت امام را در جهت‌گیری کلی استاد خود به حساب نیاوریم و در امور جزیی‌تر از اساتید عزیز نیز استفاده کنیم؟ موفق باشید ‏
11771
متن پرسش
سلام علیکم: حد وسط میان علم حصولی و علم حضوری چیست؟ چگونه می توان متوجه و ملتفت به حقایق کلی حضوری شد؟ آیا از طریق تصورات مداوم تجریدی (از جزئی به کلی و از کلی به جزئی) حقایق فلسفی، می توان به شهود حقایق کلی نائل گشت؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علم حضوری بیرون از ترکیب قضایای حصولی است که حدّ واسطه داشته باشد. علم حضوری از جمله قضایایی است که «قیاساتها معها» قیاس آن‌ها با آن‌ها است نه آن‌که مقدمه‌ی قیاس از نتیجه‌ی آن جدا باشد و بیشتر یک نوع احساس است تا یک نوع فکر، و با تذکر به‌دست می‌آید. به یک معنا گزاره هایی نظری هستند، ولی حد وسط آنها در ذهن حاضر است؛ مانند این که «چهار زوج است». موفق باشید

11129
متن پرسش
سلام بر استاد گرامی: نظرتون درباره ی حدیث زیر و میزان اعتبار و نتیجه ای که ازش می گیرید چیه؟ از امام جعفر صادق (ع) روایت شده است که به مفضل فرمودند: «تصبح طهران قصورها کقصور الجنة، و نسوانها کالحورالعین، یتلبّس بلباس الکفار، و یتزیّین بزّی الجبابرة، یرکبن السروج، و لا یتمکن لازواجهنُ! … و لا تکفی مکاسب الازواج لهنّ! فرّوا منها الی قلة الجبال و من الجُحر الی الجُحر کالثعلب بُأشباله.» «بدان ای مفضل، در حوالی ری، کوه سیاهی است که در دامنۀ آن شهری بنا خواهد شد که آن را طهران می نامند، و آن دار الزوراء است که قصرهایش (خانه های مجلل) مثل خانه های بهشتی و زن هایش مثل حور العین است. بدان ای مفضل! آن زن ها لباس کفار می پوشند و خود را به شکل مستکبرانه ای در می آورند، بر زین ها سوار می شوند (مرکب های روز،…)، به همسران خود تمکین نمی کنند، درآمد شوهرشان کفاف مخارج آن ها را نمی دهد؛… اگر می خواهی دینت را حفظ کنی در این شهر سکونت نکن، از آن جا فرار کن و به قله کوه ها فرار کن، از سوراخی به سوراخ دیگر، مانند فرار روباه با بچه هایش….» (الزام الناصب، 183؛ منتخب التواریخ، ص875؛ مجمع النورین مرندی، ص139؛ بحارالانوار ج52، ص258؛ یوم الخلاص، ص464؛ منتخب الاثر، ص430 و…)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سند حدیث مذکور، روشن نیست و از احادیث ضعیف است. البته این معلوم است که حفظ دین در بعضی از شهرها مشکل است، مگر برای آن‌هایی که بنا دارند در آن مکان‌ها اقدامات بزرگ تمدن‌ساز داشته باشند. موفق باشید
11574
متن پرسش
با سلام: 1- می خواسنم ببینیم آیا بدن امام زمان (عج) طبق حرکت جوهری شدید شده و ایشان دارای بدن مثالی اند؟ 2- شما در کتاب مبانی معرفتی مهدویت فرموده اید: تنها راه انسان شدن رجوع به عین الانسان است. می خواستم ببینم جایگاه قرآن در انسان شدن ما چیست؟ 3- چطور قرآن ثقل اکبر است در حالی مقام معصومین صادره اول است و آنها هستن که اول ما خلق الله نوری.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عنایت داشته باشید وقتی جایگاه وجودی حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» مقام واسطه‌ی فیض است، هر وقت اراده فرمودند برای خودشان بدن ایجاد می‌کنند 2- در آن کتاب عرض شده که قلب مبارک امامان معصوم«علیهم‌السلام» عین حقیقت قرآن است و عملاً با نظر به آن عزیزان می‌توان به طور حقیقی از قرآن استفاده کرد و انسان شد 3- حقیقت قرآن اصل همه‌ی انوار الهی است و عظمت ائمه«علیهم‌السلام» به جهت اُنس قلبی آن‌ها است با حقیقت قرآن و یا همان کتاب مکنون که فوق صادره‌ی اول است و مقام اسماء حسنای الهی است. همان‌طور که حضرت صادق«علیه‌السلام» فرمودند: «لَقَدْ تَجَلَّى‏ اللَّهُ‏ لِخَلْقِهِ فِي كَلَامِهِ وَ لَكِنْ لَا يُبْصِرُون‏ » خداوند در کلام‌اش برای خلق‌اش تجلی کرده ولکن آن‌ها نمی‌بینند. ائمه«علیهم‌السلام» در قرآن خدا را ملاقات می‌کنند. موفق باشید

11554
متن پرسش
سلام و رحمت الله از نظر شما نظریه «العلم سلطان» چه جایگاهی در ساخت تمدن‌ نوین اسلامی دارد؟ (ناظر به مباحث مقام معظم رهبری پیرامون الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و تمدن سازی نوین اسلامی)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال باید علمِ شناخت قواعد طبیعت را در کنار علمِ قواعد عالَم ملکوت بشناسیم تا مقهور طبیعت نباشیم. مشکل غرب در علم، مربوط به نگاه آن ها است که به جای تعامل با طبیعت، مقابله با طبیعت را دنبال می‌کند و موجب بحران‌های زیست‌محیطی می‌شود. در کتاب «تمدن‌زایی شیعه»  عرض شده «وقتى امامان مى‏فرمايند: «عَلَيْنَا إِلْقَاءُ الْأُصُولِ إِلَيْكُمْ وَ عَلَيْكُمُ التَّفَرُّع»؛[1] يعنى وظيفه‏ى ما است كه اصول را به شما بگوئيم و بر شما است كه در حواشى آن سير كنيد و تدبّر نمائيد. همه‏ ى اين‏ها نشان مى‏دهد كه بستر اصلى را خدا و رسول (ص) و ائمه (عليهم السلام) طرح مى‏كنند و جزئيات و كاربردى كردن آن را برعهده‏ى عقل مؤمنين و اجتهاد آن‏ها قرار داده‏ اند. مثلًا ما را موظف كرده‏اند كه به طبيعت احترام بگذاريم و چون طبيعت توسط خداى حكيم خلق شده نبايد با نظام طبيعت مقابله كرد ولى بايد استعدادهاى آن را كشف نمود، نمونه‏ ى آن حفر قنات‏ است كه بدون مقابله با طبيعت، جريان آبِ بسترهاى زيرزمينى را به طرف دشت جارى مى‏كنيم.». موفق باشید

 


[1] ( 1)- بحار الأنوار، ج 2، ص 245.

14904
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز 1. آیا دعای صباح سند محکمی دارد؟ 2. آیا خواندن دعای صباح خاص است و عوارض دارد؟ 3. ادب «اللهم نزق الخرق منی بازمه القنوع و هذه ازمه نفسی عقلتها بعقال مشیتک» را لطفا اندکی شرح دهید که منظور حضرت چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دعای صباح با مضامین فوق‌العاده‌ای که دارد ابداً محال است که از غیر معصوم صادر شده باشد. عوارض آن این است که می‌خواهد ما را از دنیا بِکَند. «طوبی» به چنین لطفی! در این فراز از خدا تقاضا می‌کنیم بداخلاقی‌های ما را با مقیّدشدن به قناعت، از ما جدا فرماید- زیرا هر انداره که انسان قانع باشد واز کسی انتظار نداشته باشد کمتر بد خلقی دارد- و در ادامه اظهار می داری،این نفس من تماماً در اختیار خواسته و مشیت و اراده‌ی خدا قرار گیرد تا هر طور او می‌خواهد برای من اراده کند که این زیباترین نحوه‌ی حضور در این عالم است و چه زیباست که انسان صبح خود را با چنین فرازهایی آباد و آبادان و نورانی کند. موفق باشید

11534

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: چند روز قبل در حوزه با یکی از اساتیدمان بر سر اینکه صدقه انداختن در صندوق های صدقات اثر دارد یا خیر بحثمان شد. ایشان می گفت اگر فقیر زنده ای بود بهتر است پول را به او بدهیم و صندوق صدقات چون معلوم نیست به مستحق می رسد یا خیر جای شک و شبهه دارد و بنده می گفتم با تمام نقصهایی که کمیته امداد دارد باز هم چون زیر نظر ولی فقیه اداره می شود ما باید به صندوق صدقات اعتماد کنیم و بنده گفتم صندوق صدقات با فقیر زنده هیچ فرقی ندارد، نظر شما چیست؟ دوست داشتم با نگاه کلی و براساس فقه جامع امام خمینی جواب بنده را بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این‌که بنده نسبت به کمیته‌ی امداد بی‌اعتماد نیستم ولی سخن استادتان را بیشتر قبول دارم. موفق باشید

9874
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز: استاد در فضای مجازی سخنی از آیت الله جوادی آملی رایج است و بسیار نقل شده که ایشان درباره مقام معظم رهبری فرموده اند: «رهبری نه پست است و نه مقام، بلکه امام جامعه است. چگونه است که در نماز با اقتدای چند نفر می گوییم امام جماعت، اما به رهبر جهان اسلام نگوییم امام؟ هر لفظی غیر از امام خامنه ای جفاست به ایشان» با فردی در یک شبکه اجتماعی سر همین جمله بحث بود که ایشان ادعا و اصرار داشت که این مطلب سندیتی ندارد که منتصب به ایشان باشد ضمن اینکه اصل سخن رو هم (حتی اگر منصوب به ایشان باشد) بی مبنا می دانست که به این دلایل باید برای مقام معظم رهبری لفظ امام را بکار ببریم. جواب شما رو هم که قبلا در این باره در سوال 6510 فرموده بودید ارسال نمودند که متاسفانه با بی ادبی جواب دادند (از محضر استاد برای نقل جواب عذرخواهی می کنم): «از پاسخ سراسر نقلی و عقلی جناب طاهرزاده ممنونم! فرق عقل و عرف را هم فهمیدیم! این همه براهین فلسفی و حدیث لازم نبود! همین که استاد شما هستند کفایت میکند!» چون این مطلب در آن شبکه اجتماعی هنوز در حال بحث است خواستم نظر شما رو در مورد این صحبت آیت الله جوادی آملی بدانم که شبهه برای دیگرانی که این مطلب رو خوانده اند رفع بشود. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده همان‌طور که عرض کردم معتقدم واژه‌ی «امام» به معنای رهبر، اعم از رهبر «نار» یا رهبر «نور» یک واژه‌ی قرآنی است و در جهان اسلام این واژه برای رهبران معنوی به‌کار گرفته می‌شود. ولی در شیعه این واژه برای امامان معصوم«علیهم‌السلام» به‌کار می‌رود. آن‌کسی که معتقد است وصف امام را برای غیر امامان معصوم به‌کار نبریم تصورش این است که این واژه فقط مخصوص انسان‌های معصوم است، در حالی‌که این طور نیست. لذا بخواهیم و نخواهیم در جهان اسلام امثال امام خمینی و مقام معظم رهبری را با وصف «امام» به‌کار می‌برند ولی ما در کشور خود نباید اصرار بر این کار داشته باشیم. زیرا بعضی اعتقاد دارند این واژه تنها برای معصومین به‌کار می‌رود ولی ما چون معتقد به این امر نیستیم این واژه را برای امثال حضرت امام به‌کار بردیم وگرنه ما هم مثل آن‌ها عمل می‌کردیم. موفق باشید
11838

شکاکیتبازدید:

متن پرسش
سلام: چرا در زمان قدیم برخی از سوفسطائیان مثل گرگیاس وجود را انکار می کند، مگر می شود کسی وجود که بدیهی ترین چیزهاست انکار کند؟! این باعث حیرت من شده، آیا واقعا به این نتیجه رسیده و انکار کرده و یا برای شهرت و به دروغ انکار کرده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شکاکیت یا یک بیماری است و یا یک موضع‌گیری مصلحتی. ظاهراً گرگیاس دومی باشد. موفق باشید

11741

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد یک شبهه ای فکر مرا مشغول کرده، فکری سراغم آمده که با اینکه من به عالم خارج یقین دارم و آن را درک می کنم چون من آن را درک می کنم و تجربه شخصی من است، درک واقعیت و حقیقت یک امر شخصی است شاید با بقیه افراد متفاوت باشد. لطفا بنده را راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث عقلی یک قاعده‌ای داریم که می‌گوید: «حکم الامثال فی ما یجوز و لا یجوز واحد...» یعنی اگر دو چیز شبیه هم بودند همان حکمی که این یکی دارد، آن دیگری نیز دارد و از آن جهت می‌توان گفت فهم و عقل و حسّ همه‌ی انسان‌ها مثل هم است چون همه‌ انسان‌اند و نیز اگر یک انسان تلاش کند فهم برتری به‌دست آورد این حکم برای دیگر انسان‌ها نیز هست. از طرفی فهم ما تجلی نور علم خداوند است و از این جهت همه منوّر به آن علم‌اند. موفق باشید

11655
متن پرسش
با عرض سلام : استاد عزیز اعتقاد و یقین به عالم خارج از من و عالم خارج مادی که بدیهی است در دسته ی بدیهیات اولیه قرار می گیرد و یا در دسته بدیهیات ثانویه؟ آیا اصل واقعیت خارج از ذهن با اعتقاد و یقین به عالم خارج از من و یقین به وجود موجودات قابل مشاهده مادی در خارج از من، یک معنی را می دهد و هر دو یکی است؟ یا نه این دو، دو مقوله جدا از هم هستند؟ آیا اصل واقعیت مستقل از ذهن چون با علم حضوری درک می شود در دسته بدیهیات اولیه قرار می گیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نمی‌دانم بدیهیات اولیه و ثانویه یعنی چه؟! بدیهی آن نحوه علم حضوری است که تصورش موجب تصدیق‌اش می‌شود زیرا در وجود انسان به صورت روشن هست، لذا اگر بتوانیم آن را احساس کنیم تصدیق می‌نماییم. موفق باشید

1528

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد گرامی مدتی هست که با آقایی برای امر ازدواچ آشنا شدم و آشنایی ما کاما با حفظ حجاب و ضرورت انجام گرفت و ایشون رو مطابق معیار های خودم دیدم اما یک دفعه اسمس هایی که زده می شد تبدیل شد به صحبت های غیر ضروری و احساسی و اشتباه. من می دونستم که اشتباهه اما انجام می دادم چند باری هم به ایشون اشاره کردم که نمی خوام رابطه امون ظلمانی بشه اما متاسفانه با جرئت و جدیت ادامه ندادم و متاسفانه حتی وقتی این کارو انجام می دادم استغفار می کردم و می گفتم خدایا می دونم اشتباهه معذرت می خوام و حتی به این تردید افتاده بودم که چرا ایشون که این قدر دقیق هستند روی این که کار اشتباهی انجام ندن، به این راحتی این صحبت هارو با اسمس ها می کنند و کم کم داشتم به این نتیجه می رسیدم که مورد مناسبی برای من نیستند و دعا هم می کردم که اشتباهمون رو خدا به ما نشون بده ! اومدم در سایت شما و جواب یکی از سوالات شما رو دیدم در مورد ضرورت رابطه با نامحرم و برام مسجل شد اشتباه بودن کارم و ایشون هم بعد از یکی دو روز با من تماس گرفتند و گفتند که در اثر صحبت اتفاقی با شخصی متوجه شدند که کارشون کاملا اشتباه بوده و قبیح و به من گفتند که منتظر ایشون نباشم هر موقع به این نتیجه رسیدند که لیاقت من رو دارند دوباره اقدام می کنند چون کاری که انجام دادند پیش وجدان خودشون غیر قابل بخشش بود اما من گفتم که برای من دلیل قابل قبولی نیست چون همین که خدا ما رو متوجه اشتباهمون کرده یعنی این که می بخشه و پاک می کنه گفتند که خشت اول چون نهد معمار کج...به خاطر این اشتباهات ممکنه زندگی اون پاکیه قابل انتظار خودش رو نداشته باشه اما برای من این دلیلشون قابل قبول نیست...همون روز هم قبل از تمام شدن رابطه من ختم 1000 مرتبه ای الله لطیف بعباده یرزق من یشا و هو القوی العزیز رو انجام دادم تا اگر خداوند این ازدواج رو به صلاح می دونه موانعش رو برطرف کنه و اگر به صلاح نمی دونه به ما صبر تسلیم بودن رو بده استاد گرامی من نمی خوام به خاطر اشتباهاتم مورد مناسبی رو که فکر می کردم تفاهم زیادی با من داره رو از دست بدم نمی خوام به خاطر این گناه خدا این نعمت رو از من بگیره و از طرفی هم شاید به صلاح نبوده و این طوری خدا خواسته که نموم بشه نمی دونم. اما نمی خوام کوتاهی و قصور از طرف من بوده باشه چون ایشون خیلی منطبق با معیار های من هستند من قصور کردم و کوتاهی و باید به ایشون می گفتم که این نوع صحبت های غیر ضروری و اشتباه نورانیت نداره اما کوتاهی کردم و خدا این نعمت رو از من گرفت آیا دلیل ایشون قابل قبوله که گفته اند به خاطر اشتباه بزرگی که کرده اند لیاقت من رو ندارند؟و آیا واقعا به خاطر این رفتارهای اشتباه سنگ بنای زندگی ما با اشتباه و حرام در هم آمیخته شده و بهتره که چیده نشه و شکل نگیره؟ من چه استغفاری پیش خدا بکنم تا خداوند به خاطر این اشتباه و گناهم نعمتی رو که خواسته از من بگیره بهم برگردونه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده در این مورد چیزی نمی‌دانم. موفق باشید
11623
متن پرسش
سلام: شما در جواب سوال 11382 که به یکی از کاربران داده بودید فرمودید که «ما به طور بدیهی به موجودات خارجی علم پیدا می‌کنیم و صورت آن‌ها را در ذهن خود داریم و نفس ناطقه‌ی ما به طور بدیهی و به جهت تجردی که دارد، به واقعیات خارج عالم می‌شود و دلیلی ندارد که به ادراکات بدیهی خود شک کنیم. هنر ما آن است که به این نوع شک‌ها که بدیهیات ما را مورد تردید قرار می‌دهد توجه نکنیم.» لطفا بفرمایید چگونه نفس به طور بدیهی به جهت تجردی که دارد به واقعیات خارج عالم می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر باید برای ادراک بدیهی دلیل آورد؟! همین‌که وقتی با پدیده‌ای در خارج روبه‌رو می‌شوید و احساس می‌کنید که متوجه وجود آن شده‌اید خبر از توان شما به علم به خارج می‌دهد. موفق باشید

11775
متن پرسش
سلام علیکم: امیدوارم سال خوبی داشته باشید به علت عدم دسترسی به آثار شما قبلا تقاضا کردیم که شرح معاد و آداب الصلاه را در سایت قرار دهید اما جوابی دریافت نکردیم. استاد خواهشا این لطف را در حق ما کنید و این دو بحث را در سایت قرار دهید یا جوابی دهید که دیگر تقاضا نکنیم. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی

سلام علیکم: فایل های صوتی بمرور زمان وباتوجه به اهمیت مطالب ودرخواست کاربران روی سایت قرار خواهد گرفت.ولی درصورتی که بخواهید دسترسی سریعتر به مطالب داشته باشید یا صوت جلسات دارای کیفیت صوت بالا(فایل اصلی) باشد بهتر است باآقای حسن نظری (09136032342)تماس بگیرید تا برایتان ارسال گردد.مدیریت سایت

681
متن پرسش
با سلام و تشکر فراوان استاد گرامی،وقتی سوال 663 را راجع به برادرمون که در ازدواجشون دچار مشکل شدن را خوندم،یک سوال بسیار اساسی برام پیش اومد.همه میدونیم که مردها برای ازدواج زیبایی همسرشون درجه ی اهمیت تقریبا بالایی براشون داره.حالا که این برادر گرامی با خدا معامله کرده وپا روی این خواسته گذاشته و به خاطر ایمان و اعتقاد همسرش اونو انتخاب کرده،چرا اینطور گرفتار شده؟هر چند (عذر میخوام)خیلی بی فکری کردن و شاید جاهلانه تصمیم گرفتن،چون هم عقل انسان و هم آموزه های دینی رسیده از احادیث اهل بیت به ما میگه که موقع ازدواج ظاهر طرف مقابل باید مورد پسند ما باشد و حتی گفته شده دیدن زن بدون حجاب به قصد این مورد بلا مانع است،اما من همیشه فکر میکردم خداوند بسیار رئوف و با صفاست و حتی اگر انسان جایی خطا کند اما در آن خطا نیتش متوجه خدا باشد و با او معامله کرده باشد؛خدا نجاتش داده و کریمانه او را نواخته و متوجه اش میسازد.از این قبیل ماجراها که انسان با حسن ظن به خدا کاری را هر چند غیر عقلانی انجام داده و نتیجه گرفته کم نیست(گرچه میدانم انسان باید همواره به دنبال راه صحیح باشد،ولی گاهی جاهل است )مثل قضیه ی باباطاهر یا پدر مرحوم مقدس اردبیلی رضوان الله علیه یا یکی دو مورد شبیه موضوع دوستمان که من خود شاهد آن بوده ام.لطفا و خواهشا راهنمایی کنید،آیا واقعا ما چنین خدای بزرگ و مهربانی نداریم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیک السلام: مسلّم خداوند بهترین معامله را با کسی که با او معامله کند، انجام می‌دهد ولی یک‌وقت طرف از لطفی که خداوند به او کرده غافل است. ملاحظه کنید که خداوند در قلب او علاقه‌ به همسرش را قرار داده ولی به قول خودش مقایسه با بقیه ذهن او را مشغول بقیه کرده، آیا اگر انسان زیباترین زنان دنیا را داشته باشد و گرفتار مقایسه شود دیگر زیبایی‌های همسر خود را می‌بیند؟ به همین جهت در آخر سؤال بعدی آن برادر – سؤال 677 – چند سطر را عرض کردم. هنر ما آن است که مهربانی خدا را ببینیم و نگذاریم شیطان لطف خدا را از ما برباید. موفق باشید
11687
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در سوال 11634(حمله اعراب به ایران و کشت و کشتار و تجاوز و..) نویسنده سوالی مطرح کرده و شبه ای هست که وجود دارد فکر می کنم استاد اگر جواب مبسوطی بفرمایند تا این شبهه رفع شود نیکو تر است، در تکمیل سوالم توجه جنابعالی را به متنی که در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود جلب می کنم: «چرا از رفتار داعش تعجب می کنید؟!!! مگر 1400 سال پیش وقتی اعراب به ایران حمله کردند اینگونه رفتار نکردند؟؟! عبدالحسین زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت می نویسد: ۱- فاتحان، گریختکان را پی گرفتند؛ کشتار بیشمار و تاراج گیری به اندازه ای بود که تنها سیصد هزار زن و دختر ایرانی به بند کشیده شدند. شصت هزار تن زن و دختر ایرانی را به همراه نهصد بار شتری زر و سیم بابت خمس به دارالخلافه فرستاده شدند و در بازارهای برده فروشی اسلامی به فروش رسیدند؛ با زنان در بند به نوبت همخوابه شدند و فرزندان پدر ناشناخته ی بسیار بر جای نهادند. ۲- پس از تسلط اعراب در حمله به سییستان؛ مردم مقاومت بسیار و اعراب مسلمان خشونت بسیار کردند، به طوریکه ربیع ابن زیاد (سردار عرب) برای ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان دستور داد تا صدری بساختند از آن کشتگان (یعنی اجساد کشته شدگان جنگ را روی هم انباشتند). و هم از آن کشتگان تکیه گاهها ساختند و ربیع ابن زیاد بر شد و بر آن نشست و قرار شد که هر سال از سیستان هزار هزار (یک میلیون) درهم به امیر المومنین دهند با هزار غلام بچه و کنیز. (کتاب تاریخ سیستان صفحه ۳۷، ۸۰ – کتاب تاریخ کام)) ضمنا، استاد عزیز اگر احساس می کنید نمایش این سوال موجب بدبینی و سو استفاده شود می توانید هرگونه که مایلید متن را کم و زیاد بفرمایید یا جواب سوال را بصورت خصوصی برای بنده ارسال نمایید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب آن سؤال به صورت سربسته عرض کردم حکم اسلام را با حکم انحرافی که از صدر اسلام پیش آمد باید جدا کرد. اگر انحراف‌ها را به پای اسلام بگذاریم و برجسته کنیم، کاری که زرین کوب فراماسیونر می‌کند عملاً آن حقیقت اسلام که رویهمرفته در صحنه بود به حاشیه می‌رود. لذا فکر می‌کنم کسانی باید وارد جواب به این شبهات شوند که اولاً: وقت خود را تماماً جهت این امر اختصاص دهند، ثانیاً: فرصت کافی برای طرح سندهای متفاوت این امور را داشته باشند، که این جزء کارهای من نیست. فکر می‌کنم اگر استاد منتظر القائم این کار را بکنند کار خوبی است. در ضمن پیش نهاد می کنم سری به سایت های زیر بزنید. موفق باشید

http://ravid.blogfa.com/page/4.aspx

http://www.askquran.ir/thread4580-3.html

http://arq.ir/162/

http://sadighi.ir/index.aspx?pid=99&articleid=29447

5134
متن پرسش
با عرض سلام وارزوی قبولی طاعات وعبادات...استاد در کلمات قصار(392 یا400)نهج البلاغه امیرامومنین میفرمایند:«- وقال [ع ] : العین حق ، و الرقی حق ، و السحر حق ، و الفال حق ، و الطیره لیست بحق ، و العدوی لیست بحق ، و الطیب نشره ، والعسل نشره ، و الرکوب نشره ، و النظر الی الخضره نشره»...در این قسمت که میفرمایند" العدوی لیست بحق...واگیری بیماری از شخصی به دیگری درست نیست " منظور چیست زیرا همه می دانند که بیماری می تواند ازشخصی به دیگری منتقل گردد...التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم منظور واگیری جسمانی باشد. می‌خواهند بفرمایند اگر کسی تحت تأثیر دیگری قرارگرفت، ریشه و زمینه در خود او بوده است. قرآن نیز در این مورد می فرماید «وَ قالَ الشَّیْطانُ لَمَّا قُضِیَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ وَ ما کانَ لِیَ عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لی‏ فَلا تَلُومُونی‏ وَ لُومُوا أَنْفُسَکُمْ ما أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ وَ ما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِیَّ إِنِّی کَفَرْتُ بِما أَشْرَکْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمینَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ (22)» و شیطان، هنگامى که کار تمام مى‏شود، مى‏گوید: «خداوند به شما وعده حق داد؛ و من به شما وعده(باطل) دادم، و تخلّف کردم! من بر شما تسلّطى نداشتم، جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید! بنا بر این، مرا سرزنش نکنید؛ خود را سرزنش کنید! نه من فریادرس شما هستم، و نه شما فریادرس من! من نسبت به شرک شما درباره خود، که از قبل داشتید، (و اطاعت مرا همردیف اطاعت خدا قرار دادید) بیزار و کافرم!» مسلّماً ستمکاران عذاب دردناکى دارند! . موفق باشید
21945
متن پرسش
سلام علیکم: ۱. چه خصوصیتی در بنی اسراییل وجود داشت که علی رغم گناهان بزرگ عذاب نشدند چنانکه اقوامی مثلا برای کم فروشی یا پی کردن شتر عذاب شدند در حالی که یک دهم گناهان بنی اسراییل را مرتکب نشدند. ۲. چه چیزی ما را شبیه بنی اسراییل کرده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روحیه‌ی ظاهرگراییِ ما و این‌که دین را تنها در محدوده‌ی وظایف ظاهری قبول کنیم؛ ما را شبیه بنی‌اسرائیل خواهد کرد و بدین لحاظ رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌و آله» می‌فرمایند: «سَيَكُونُ فِي أُمَّتِي كُلُّ مَا كَانَ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ حَذْوَ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ وَ الْقُذَّةِ بِالْقُذَّةِ حَتَّى لَوْ أَنَّ أَحَدَهُمْ دَخَلَ جُحْرَ ضَبٍّ لَدَخَلْتُمُوه»[1] به‏ زودى در امت من آن‏چه كه در بنى‏ اسرائيل واقع شد واقع مى‏ شود حتى اگر يكى از آن‏ها در سوراخ‏ سوسمارى رفته باشد امت من نيز همان كار را مى‏ كنند. اين به جهت آن است كه حضرت پيش ‏بينى مى‏ كنند روحيه ‏ى يهودى‏ گرى بر جامعه‏ ى اسلامى سرايت مى ‏كند و با توجه به همين روحيه كه در قرآن تبيين شده مى‏ توانيم بفهميم چرا حضرت روحيه‏ ى آن گروه از امت خود را به يهود تشبيه مى ‏كنند. اگر بگوئيم فلان روشنفكر با اين‏كه ادعاى طرفدارى از انقلاب را دارد تفكر يهودى دارد نبايد تعجب كنيد، بهتر است با مقايسه‏ ى تفكر او با شخصيت اشراقى حضرت امام ببينيد آيا همان نسبتى را با مكتب امام دارد كه يهود امت پيامبر با اسلام داشت؟ يهودِ مكتب امام در عين ادعاى اسلاميت، گرفتار نگاه سوبژكتيويته است و اگر ما مكتب امام را نفهميم نمى ‏دانيم يهودِ مكتب امام چه تفكرى دارد. وقتى مكتب حضرت امام شناخته شود و معلوم شود امام از مجاز - با همه‏ ى شكل‏ هايش- عبور كرده و به حقيقتِ وجود رسيده، وقتى گفته مى ‏شود اين مكتب و يا اين شخص بر مبناى سوبژكتيويته به عالم و آدم مى ‏نگرد، راحت مى‏ توانيد تكليف آن مكتب و آن شخص را با امام روشن كنيد. اميدوارم با روشن‏ شدن اين دو نكته - يعنى شخصيت اشراقى حضرت امام و رجوعِ ايشان به «وجود» و شناخت روح سوبژكتيويته و نظر به مجاز - قدم بزرگى در شناخت زمانه و سير به سوى اهداف بلند الهى، برداريم.

2- نحوه‌ی عذاب بنی‌اسرائیل، فرق کرده و آن همان محرومیت آن‌ها از امکاناتی است که خداوند برای سایر ملل حرام ننموده است. نمونه‌ی آن نداشتن سرزمینی معین. موفق باشید  


[1] ( 1)- بحار الأنوار، ج 53، ص 127.

5862
متن پرسش
سلام استاد، قدیم زمانی به چه معنی است ؟ این که فرمودید معتزله تفکیکی بین قدیم ذاتی و قدیم زمانی قائل نیست اجمالا متوجه نشدم. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: قدیم زمانی یعنی مثلاً پدیده‌ای مثل ملائکه در همه‌ی زمان‌ها بوده، ولی قدیم ذاتی مثل حضرت حق به این معنا است که ذاتاً قدیم است و فرض نبودن برای او معنا نمی‌دهد، در حالی‌که ملائکه در عین آن‌که قدیم زمانی‌اند قدیم ذاتی نیستند و در ذات خود مخلوق خداونداند. برعکس بدن من و شما که حادث زمانی است و در یکی از مقاطع سلسله‌ی زمان حادث شده‌اند. و این تفکیک برای معتزلیان روشن نبوده است . موفق باشید
نمایش چاپی