با سلام و عرض ادب: مختصر اینکه، بنده در سن جوانی هستم و دینی ندارم و کافر - بی ایمان - هستم. تا جایی که من میبینم - شاید اشتباه باشد برداشتم - کتاب هایی که در مورد دین بخصوص عقاید نوشته میشوند برای کسانی هست که یه پیش زمینه ای در شناخت خدا دارند و میخواهند ایمان مخاطب را که ضعیف است قویتر کنند و توجهی در نوشته ها و گفته ها و کتابهایشان به کسانی که هیچ پیش زمینه ای در مورد خدا ندارند و کافر هستند و به عبارتی در نقطه صفر قرار دارند نمیکنند. با توجه به تجربه زیادتان در تربیت انواع نسل ها و با در نظر گرفتن وضعیت بنده (بی ایمان بودنم) چه پیشنهادهایی به افراد مثل بنده دارید تا ایمان بیاوریم؟ لطفا سلسله کتابهایی را هم در زمینه شناخت دین اسلام به صورت جامع مخصوصا عقاید برای افرادی در شرایط بنده را معرفی فرمایید. بسیار سپاسگذارم از وقتی که گذاشتین
باسمه تعالی: سلام علیکم: این حالت را به فال نیک بگیرید که نمیتوانید در دینداری دیروزین حاضر باشید و به همین جهت به ما فرمودهاند: «من عرف نفسه فقد عرف ربّه» بنابراین اگر بخواهیم پروردگار خود را بیابیم باید با معرفت نفس شروع کنیم. آری! پس از آن برای سؤالاتی که پیش میآید کتابهای شهید مطهری بسیار جوابگو هستند. در رابطه با «معرفت نفس» خوب است به کانال «معرفت نفس» https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh رجوع فرمایید. موفق باشید
«ترامپ حرام لقمه راهش را یاد گرفته حمله میکند عقب می نشیند مجدد به میز مذاکره باز می گردد همزمان برای آینده تهدید مجدد می کند. می دانید چرا؟ چون اطمینان دارد عده ای در داخل با نام «مذاکره» طلسم می شوند! علی اکبر رائفی پور» سلام و احترام: جمهوری اسلامی ایران در تله مذاکرات افتاده است. لختی به این بیاندیشید که موضع موافقان مذاکرات میتواند غلط باشد! همانگونه که اذعان میشود رفتن به اسلام آباد غلط ترین کاری بود که ایران میتوانست انجام دهد. یهود و نصاری از تو راضی نمیشوند مگر اینکه به آیین آنان درآیی. حال ایستاده تماشا خواهیم کرد که آیا مذاکراتی که چند ده بار نابود شده و آتش بسی که دائما در حال تمدید است چه مشکلی را از سر مردم ایران کم میکند. در خیالات و سادهلوحی هاست که ما آمریکای قبل جنگ رمضان را پلید بدانیم و بعد از آنرا سر به راه!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مهم آن است که به مواضع سلحشورانۀ جناب آقای قالیباف در نسبت «مذاکره با قاطعیت» و یا «مبارزه با قدرت» فکر کنید. زیرا بالاخره در دلِ هر جنگی مذاکره پیش میآید، مذاکره با اقتدار، معنای بهرهمندی از پیروزی است و به گفتۀ آقای مهدی محمدی ایران، با قاطعیت تمام بر مواضع خود پافشاری میکند. در این رابطه خوب است به عرایضی که در جواب سؤال شمارۀ 41819 شد، نظری بفرمایید. بالاخره تمدنی فکرکردن در این شرایط بسیار مهم است وگرنه نمیتوانیم همدیگر را بفهمیم در حالی که ما در آینده بسیار بزرگی باید حاضر شویم https://eitaa.com/bartarin_hozoor/109nv موفق باشیدhttps://eitaa.com/sot_enghelabi/22233
عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: خواهشمندم متن زیر را با همان سعه صدری که با موافقان مذاکرات و آقای مهدی محمدی و حجتالاسلام طائب و... برخورد نمودید بررسی نمایید. 🔰 سر بریدن شروط دهگانهی رهبری کلیپی از آقای طائب در مقام پاسخ به شبهات حول مذاکره، در حال دست به دست شدن است. نقدهای جدی به صحبتهای ایشان وارد است که در ادامه به تعدادی از آنها خواهم پرداخت: ۱. در ابتدا، ایشان با بیان اینکه آمریکای کنونی با آمریکای زمان امام شهید تفاوت کرده، استدلال میکند که موضوع حکم عوض شده فلذا مذاکره با آمریکای کنونی حکم متفاوتی با مذاکره با آمریکای زمان امام شهید دارد. حرفی که اساسا غلط و دارای ایراد مبنایی است. چراکه به فرمودهی امام شهید دشمنی آمریکا با ما یک دشمنی تاکتیکی نیست که الان وضعیت جدیدی پیدا کرده باشد بلکه دشمنی آمریکا یک دشمنی ذاتی است و جنگ با آمریکا یک جنگ وجودی است. فلذا موضوع حکم هیچ تغییر نکرده است. حتی امام شهید ما فرمود تا بیست، سی سال دیگر هم مذاکره با آمریکا نه تنها فایده ندارد بلکه ضرر هم دارد. حتی امام رشیدمان در پیام سالگرد امام راحل فرمودند : «نظام سلطه و در رأس آن آمریکا با این ملت و هویت ممتاز، و تسلیم ناپذیریش مشکل دارد.» این یعنی آمریکا هیچ تغییری نکرده، فلذا آدرس غلط به ملت ندهید. بله آمریکای الان یک تفاوت عمده با آمریکای قبل از این دارد و آن هم اینکه قتل امام ما هم به پروندهی جنایتهایش اضافه شده است. ۲۲. در ادامه، این سوال را مطرح میکند که «چرا ما با آمریکا مذاکره میکنیم؟» و بعد پاسخ میدهد: «هدف اخراج آمریکا از منطقه است» تا اینجا ایرادی نیست اما قضیه وقتی خطرناک میشود که در ادامه با استناد به این هدف به راحتی، دو شرط از شرایط دهگانهی امام رشیدمان را سر میبرد و میگوید:« حالا ما غرامت بگیریم و اینها همه، اگر آمریکا از منطقه بیرون برود اما هیچ کدام از اینها اتفاق نیفتد، نه غرامت بدهد و نه تحریم را بردارد همین که آمریکا از منطقه بیرون برود دیگر آمریکایی نیست» یعنی با همین مغالطه به راحتی دو شرط رهبری را لوث میکند و میگوید غرامت هم نداد نداد، تحریم هم رفع نکرد نکرد. ۳. در ادامه میگوید ما دو راه داریم: یا مذاکره کنیم یا حمله کنیم. بعد با بیان اینکه ما اجازهی حملهی ابتدایی را نداریم نتیجه میگیرد که پس باید به مذاکره ادامه بدهیم چون ما فقط برای ایران نمیجنگیم برای امالقرا میجنگیم و باید دیگران را با خود همراه کنیم. دیگر از فتوای رهبری به جواز جهاد ابتدایی نمیگوید. حتی نمیگوید قرار بود برای آتشبس دو پیش شرط محقق شود: آتش بس در تمام ساحات و اخذ غرامت که بدون تحقق هیچ یک، قدم در مسیر مذاکره گذاشتیم و دست خودمان را در پوست گردو. البته قرار بود فقط دو هفته این آتسبس برقرار باشد که با خواست ترامپ به صورت یک طرفه تمدید شد و تحت هیچ شرایطی خیال نقض شدن ندارد. ۴. ایراد بعدی به صحبت ایشان راجع به بسته شدن تنگهی هرمز است. ایشان میگوید :«همه دنیا به خاطر بسته شدن تنگه به سختی افتاده و تنگه را هم ایران بسته و همهی دنیا میگوید مقصر آمریکا است که به ایران حمله کرده است» آنچه سبب تعجب است ادامهی صحبت ایشان است که این دستاورد را «اقدام زیبای دیپلماسی» میخواند و آن را به نام دستاورد مذاکره فاکتور میکند. اما تنگه دستاورد میدان نبرد و یادگار شهید تنگسیری است و آنچه در نتیجهی آتشبس به دست آمده محاصرهی دریایی بوده و بس. حتی امام حاضرمان در پیام اخیرشان فرمودند: «دشمن خبیث، حال که در مصاف با فرزندان دلاور شما در نیروهای مسلح دچار شکست شده و بخصوص بخاطر مواجهه با ضربهی قاطع چه در نبرد نظامی و چه در میدان و خیابان، تحقیری پرمعنا و عمیق را تجربه میکند که در اثر آن واگرایی ملموس کشورها از او را سبب شده» در واقع دستاوردهای کنونی را نتیجهی میدان و خیابان میدانند و نه مذاکره، حتی واگرایی ملموس کشورها از آمریکا را نیز نتیجهی اقدام زیبای میدان و خیابان میدانند نه اقدام زیبای دیپلماسی به تعبیر جناب طائب. ۵. آنچه قلب من را بیشتر به درد آورد، بحث مربوط به خون خواهی و انتقام امام شهیدمان بود که خیلی دیپلماتگرایانه آن را لوث و به بلندمدت ارجاع دادند با این استدلال که: «آقای ما شهید شده؟ آقای ما که از امام حسین بالاتر نیست. دعای ندبه که میخونید میگه این الطالب بدم المقتول بکربلا. ۱۴۰۰ سال است داره نیرو تربیت میشه. نوسان داره. کسانیکه عجله میکنند دارند اشتباه میکنند» به همین راحتی انتقام و خونخواهی امام شهید با چنین مغالطهای کمرنگ میشود. انتقامی که از شروط دهگانه است و از قضا در پیام اخیر امام عزیزمان هم به عنوان یکی از علل اصلی ماندن مردم در خیابان عنوان شد: «از سحرگاه دهم اسفند ۱۴۰۴ ملت ایران را آن چنان مبعوث کرد و به میدان آورد که با انگیزهای والا با گذشت بیش از سه ماه کماکان پرحرارت به خونخواهی رهبر شهید خود و سایر شهیدان به خون خفته و به پاسداشت حریم نظام اسلامی و وطن عزیزشان در میدان حاضر هستند.» مراقب باشیم در دام مغالطهها نیفتیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه دهید که به جزئیات موضوع نپردازیم. بحث در تأمّل در سخنان افرادی مانند آقای مهدی طائب بود و فهم نگاه انسانی که با نگاه قرآنی موضوعات را با مخاطب خود در میان میگذارد و گمان میکنم صوت بعدی ایشان روشن میکند که چرا باید این نوع مذاکره که در شرایط تاریخی غلبۀ ما بر آمریکا پیش آمده است را، با آن نوع مذاکره که رهبر شهید نفی میکردند؛ یکی ندانست. https://eitaa.com/matalebevijeh/22814 با نظر به نگاه قرآنی موضوعات را باید در تاریخ خود نگاه کرد. به گفتۀ جناب آقای مهدی محمدی در آخرین گفتارهایشان، دشمن، آن شرایط ما را در شرایط جدید میپذیرد یا نه، بحث دومی است که البته ما عقبنشینی نمیکنیم. همچنان که در https://eitaa.com/bartarin_hozoor/107 و https://eitaa.com/bartarin_hozoor/109 عرض شده ما باید سعی کنیم برای عبور از روحیۀ محدود که به اصطلاح، روحیۀ قبیلهای میگویند، همدیگر را با حضور تمدنیِ خود «فهم» کنیم. در این بستر است که به اهداف رهبر شهید که خروج از منطقه است، فکر میکنیم. و البته همانطور که رفقا در برنامۀ «به وقت ایران» فرمودند https://eitaa.com/bevaqteiran/1041 دست از سر قاتلان رهبر شهید و شهدایمان برنمیداریم ولی هدف رهبر شهید که بحمدالله در حال تحقق است؛ از بینبردن ابرقدرتیِ آمریکا میباشد و باید سعی کنیم همگان با یک همّت در این مورد بیندیشیم. این است آن هدف بزرگ تحقق نوین اسلامی که رهبر عزیز ما آیت الله سید مجتبی خامنهای با تمام وجود تلاش دارند مدّ نظر ما قرار دهند. آری! این است هدف اصلی ما در مقابله با جبهۀ استکبار. موفق باشید
سلام استاد: در دفاع از مذاکره به مهدی محمدی ارجاع میدهید در حالی که ایشان مشاور قالیباف هست و مشخص هست که ایشان باید مدافع باشد! فرمودید بیست سال است که میشناسیدشان، یعنی چون بیست سال است ایشان را میشناسید ممکن نیست تحلیل غلطی ارائه دهند؟ قالیباف پارسال هم که رهبری نهی از مذاکره میکردند مدافع مذاکره بود! چطور است که اقتصاد به شدت لیبرالی این دولت را قبول ندارید اما سیاست خارجیش که بیشتر در مذاکره با قاتل آقا خلاصه شده قبول دارید؟ انتقادات مخالفین مذاکره نظیر آقای نبویان و آقای فواد ایزدی را شنیده اید؟ شنیده اید آقای فواد ایزدی که ناقد برجام بود گفته این مذاکره بدتر از برجام هست؟ چطور است که بیانات آقا نصب العین ماست به خصوص گام دوم که برای چهل سال بعد نوشته شده فقط آن قسمتش با شرایط فعلی جور در نمیآید که فرمودند مذاکره با آمریکا ممنوع است؟ شمایی که در زمینه رسانه بحث دارید، تحت تأثیر حرفهای مهدی محمدی نیستید؟ الآن بعد پنجاه روز از آتش بس و مذاکره چه عایدی ما شده؟ جز اینست که جبهه لبنان عاشورایی به پا شده و آتش بس ما یک طرفه شده؟ چطور آقای مهدی محمدی که برای آمادگی مردم برای شهادت رهبری مقدمه چینی کرد که مردم باید آماده باشند و انسجامشان را از دست ندهند! تحلیل درستی دارد؟!! استاد اگر در وصیت نامه هم صحبت از ممنوعیت و خسارت بار بودن مذاکره با آمریکا شده باشد باز هم اینقدر از مذاکره تمجید میکنید؟ این مسئولین همان مسئولینند که پارسال علیرغم نهی های مکرر رهبری از مذاکره باز مذاکره میکردند که منتهی به جنگ بود! چه شده که بعد شهادت رهبری و داشتن همان دست فرمان میفرمایید مذاکره شان فرق دارد؟ چرا رهبرشهید مردم را مبعوث خواندند نه مسئولین را؟ چرا رهبری در بیانیه ای که صحبت از سکوت صحنه نبرد میکنند به کشورهای منطقه فرمودند به آمریکا اعتماد نکنید؟ در مذاکره ما میتوانیم اعتماد کنیم؟؟؟ چرا از مذاکره با قید اگر فرض ضرورت استفاده کرده اند؟ چرا از سامری اسم برده اند؟ سامری امت در روایات کسی نیست که فریاد لا قتال سرداده باشد؟!! یک مهر پارسال هم فرمودند بیست سی سال دیگر با دولت فعلی آمریکا نمیشود مذاکره کرد! این حرف هم از نظر شما با شرایط فعلی تطابق ندارد! رهبری که پیشگویی کرد مردم مبعوث میشوند حواسش نبود جنگ بعدی در راه هست و خودش شهید میشود و لابد از نظر شما این حرف ایشان در شرایط فعلی کاربرد ندارد! چطورست که حرفهای مهدی محمدی در توجیه مذاکره با قاتل رهبری برای شما از حرفهای خود رهبر قانع کننده تر هست؟ دولت فعلی با شعار مذاکره روی کار آمد مذاکره با شیطان بزرگ تز همین دولت هست. پارسال علی رغم نهی های مکرر رهبر اینها مذاکره میکردند و هروقت آقای عراقچی میگفت به جاهای خوبی رسیدیم جنگ شد! چه شده که ماهیت مذاکره این افراد الآن عوض شده؟ چرا پیش شرط مذاکرات در پاکستان رعایت نشد که وحدت ساحات بود؟ آقای قالیباف خودش توییت زد که لبنان اگر آتش بس نشود ما وارد مذاکره نمیشویم ولی وارد شدند!چطور مذاکره با طرفی که میخواهد به تعبیر رهبری ایران را ببلعد، آن هم در جنگ وجودی خیر شده؟ استاد از مذاکره با قاتل رهبر چطور حمایت میکنید؟؟؟ چرا رهبری در بیانیه به مجلس توصیه کردند که مطالبات مردم مبعوث را محقق کنید؟ این بدین معنا نیست که مردم از مسئولین جلوترند در حالی که شما مسئولین و مردم را یک کاسه میکنید؟؟؟ خودتان از تأثیر رسانه گفتید و جای اینکه تحت تأثیر صحبتهای رهبر شهید باشید مذاکره با طاغوت را با براهین مهدی محمدی تئوریزه میکنید! انتهای این مذاکرات را که جز خسارت در بر نخواهد داشت خواهیم دید استاد! حیف شما استاد عزیز که از مذاکره با قاتل رهبری دفاع میکنید! ادعا هم میکنید که تاریخ عوض شده! مثل اینست که ادعا شود با بت پرستی که زمان نوح بوده با بت پرستی که زمان پیامبر دیگری بود فرق دارد زمان نوح بد بوده و زمان مثلا شعیب خوب شده! در حالی که شکلش فقط تغییر کرده خیر که نشده!! میدانم صحبت مرا قبول ندارید. پاسخی هم نمیخواهم. ولی از استدلال شما درد میکشم. استاد طاهرزاده عزیز از مذاکره با طاغوت که قاتل آقاست دفاع میکند!
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که ورود به این موارد بسیار پیچیده و حساس است. عرض بنده آن است که نظرات همۀ عزیزانی که به نحوی دلسوز نظام هستند، ولی با تحلیلهای مختلف؛ دنبال کنیم و در نهایت خود ما باید تصمیم بگیریم. البته به نظرم بهتر است با دقت بیشتر مطالب را دنبال بفرمایید تا گرفتار میدان صفر یا صد نشویم. موضوع بسیار پیچیده و حساس است و با دشمنی روبرو هستید که در مدیریت رسانهها سابقۀ صدساله دارد. با نگاه و باور توحیدی به شکست آمریکا و خودآگاهی نسبت به جایگاه و خطرات رسانه در مقابل الهامات بعثتگونه در مردم و خصوصیات اُمّی بودن جان مردمِ ما، امری است ماورای تحلیل رسانهها که به دنبال آن میباشند تا جهانی را که میخواهند برای مردم ما بسازند و تصویر کنند. اینجاست که اهمیت نگاه توحیدی و ایمان به سنتهای لایتغیر الهی مشخص میشود، تا گرفتار فضای رسانهای نباشیم، رسانههایی که سعی دارند تا کرامت انسانی و شرافت معنوی ما مدّ نظرما نباشد، امری که ما باید به نحوی با خود در میان بگذاریم تا تجدید عهدی باشد با آن رهبر شهید، با نظر به هویت معنوی آن مرد الهی در عین آزادمنشی و آزاداندیشی و شجاعت و بصیرتی که حاصل ایمان به سنت های الهی بود. البته بسیار باید نسبت به نقشه دشمن که اختلاف بین دوستان انقلاب است هوشیار بود. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/97 و بنده احساس میکنم بعضی از رفقا نسبت به مسئولین کشور که با تمام وجود در مسیر دفاع از انقلاب و مردم ذیل رهنمودهای رهبر انقلاب تلاش میکنند بیانصافی میکنند و تا آنجا ادب و انصاف رعایت نمیشود که ما نمیتوانیم سوالات ایشان را در معرض نظر دیگر کاربران قرار دهیم. آیا در آن کلمات حضور نقشه دشمن به خوبی آشکار نیست که به جای فهم همدیگر نفی همدیگر میکنیم؟ اینجاست که رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنهای میفرمایند:
«بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههم پیوستۀ ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند». موفق باشید
سلام استاد خسته نباشید: برخی میگویند خدا عمل را از کسی قبول می کند که دنبال حقیقت رفته باشد و همه کارهایش را کرده باشد و به یقین رسیده باشد؟ ما برای به یقین رسیدن در امور اعتقادی مان حتماً باید کل دنیا را بگردیم و همه چیز را ببینیم تا به یقین برسیم، یا اگر از علمای دینی بپرسیم و کتاب های مختلف بخوانیم یا مثلاً کسانی که علاقه دارند، در حوزه علمیه تحصیل کنند، نمی توانند به یقین برسند و حتماً باید حرف کل مردم دنیا را بشنوند و بین آنها به حقیقت اعتقاداتشان برسند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! یقین، معرفت به حقیقت است که نسبت به حقیقت هیچگونه ضعفی انسان نداشته باشد و این ربطی به گشتن و سفر به دنیا ندارد! باید در مسیر دستیابی به حقیقت با قرآن و تفاسیر ارزشمندی مانند «المیزان» و با نهج البلاغه آشنا و آشناتر شد. موفق باشید
سلام علیکم: در این شب ها که تجمعات شرکت میکنیم توفیق نماز شب برای مان کمتر شده چه پیشنهادی میفرمایید که هر دو را بتوانیم انجام دهیم؟ دعا بفرمایید که انشاءالله بتوانیم توفیق این شب ها و نماز شب را از دست ندهیم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید با توجه به اهمیت حضور در میادین و خیابانها، قضای نماز شب را پیشه کنید؛ ثواب آن نصیبتان میشود. ولی چه بهتر که طوری مراسم شروع و به انتها برسد که توفیق نماز شب پا برجا باشد مثل تمام کردن مراسم در ساعت ۱۱ شب. موفق باشید
سلام: شرح معرفت نفس آیت الله حسن زاده آملی رو که استاد صمدی کردن رو گوش کردم. الان شرح اتحاد عاقل و معقول شون رو میخواستم. شما از استاد صمدی کانال یا گروه سراغ دارید؟ شرح کردن دروس رو خیلی عالی انجام میدهند، به جان من مینشیند. اگه سراغ هم ندارید آیا کسی دیگر یا خود شما از اتحاد عاقل و معقول اگه شرح دارید برام بفرستید. الحمدلله رب العالمین
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده شرحی در رابطه با کتاب اتحاد عاقل و معقول ندارم ولی فکر میکنم جناب حاج آقا فرهادی در جریان فعالیت های استاد صمدی هستند. خوب است که با ایشان تماس بگیرید. 09131047288 موفق باشید
عرض سلام و ادب و احترام. از پاسخهای بسیار جامع و عمیق و راهگشای شما استاد بزرگوار جداً سپاسگزارم. همسر بسیار جوان یکی از دوستان که هنوز نرفته بودند سر زندگیشان در جنگ اخیر به شهادت رسیدن، سوالشان این است که اگر همسرشان در جنگ به شهادت نمیرسید آیا در همان لحظه و ساعت با مرگ از دنیا میرفت؟ یعنی آیا جنگ، مرگ کسی را جلو میاندازد یا نه؟ با توجه به اجل معلق و مسمی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند آن شهید عزیز را رحمت کند و تأثیر واسعۀ او را بر همگان و بخصوص بر خانوادهاش بیفزاید و همسر محترم او را صبری عطا کند که نتیجۀ آن در هماکنون، حضور بیشتر در ابدیت است در عین زندگی در همین دنیا. آری! همانطور که خداوند در آیۀ 22 سورۀ حدید میفرماید: «ما أَصابَ مِنْ مُصيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا في أَنْفُسِكُمْ إِلاَّ في كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيرٌ» هر آنچه برای انسان حتی در جان و نفس او پیش آید، قبل از آنکه او خلق شود مشخص شده است و اینطور نیست که افراد بتوانند زندگی یا مرگ را به کسی تحمیل کنند. موفق باشید
سلام استاد عزیزم وقت به خیر استاد در سن ۴۰ سالگی تصمیم به حفظ قرآن گرفته ام با توجه به این که خانم هستم و وکیل دادگستری استاد به نظرتون توانای اش رو دارم؟و این تصمیم درستی است؟ یا نه حفظ قران چندان هم مهم نیست عمل به قرآن مهم است و مطالعه و گوش دادن به تفاسیر اساتید بزرگ و تفاسیر شما؟استاد اساسا حفظ قرآن به سلوک معنوی ما کمکی میکند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در کنار تدبّر در قرآن اگر سعی کنیم آن آیات را به ذهن بسپاریم، بسیار خوب است ولی در هر حال در ابتدای امر ما مأمور به تدبّر در قرآن هستیم که در این رابطه تفاسیری مانند «المیزان» بسیار مؤثر خواهد بود. موفق باشید
سلام و عرض ادب. آیا درست است اینکه بگوییم سلوک ما متوقف بر حرکت است و حرکت در زمانهٔ ما، یا نسبتی با جبهه جمهوری اسلامی به عنوان حافظ منافع و مصالح دین حقه الهی دارد یا ندارد. اگر حرکت ما نسبتی با جمهوری اسلامی نداشته باشد، گویی آن حضور نهایی را از خود دریغ کرده ایم و آن لذتی که در مقاومت و شهادت دادن به حقیقت هستیست را از دست دادهایم. و اگر حرکتمان نسبتی با جبهه اصلی جمهوری اسلامی و آن خطِ مقدم نبرد تاریخی میان حق و باطل داشته باشد، هر لحظهاش عاشوراییست و «احلی من العسل» در میان است. حالا در خصوص این حرکت میشود گفت که ابتلائاتی هم در میان است. بالاخره در راه رسیدن به کربلا، ابتلائات فراوان است. اینکه کسی امکان این را داشته باشد که در چنین نسبتی با جمهوری اسلامی حاضر شود، نیازمند گذشتن از ابتلائات است. در واقع باید از این ابتلائات گذشت تا باقی راه نمایان شود و اگر ابتلائات کسی را زمین گیر کند، امکان نظر کردن به باقی راه را از دست میدهد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به زیبایی حضور عزیزانی نظر کنید که این شبها با نظر به عبور از تاریخِ سیطرۀ استکبار، با چنین شیداییها، پرچم به دست در میدانها حاضرند و این یعنی حرکت در بستر تاریخی که با انقلاب اسلامی گشوده شده. آری! به قیمت ابتلائاتی که در این مسیر برایشان پیش آمده و پیش خواهد آمد و بحمدالله به خوبی آمادهاند و این همان حضور سخن حضرت روح الله«رضوانالله تعالی علیه» است که در وصیتنامۀ خود فرمودند: «مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبههایدار میروند؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته میشوند؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند ولی ما به وظیفه اسلامی خود عمل کنیم.»
خدا میداند این مردم با بصیرتی که دارند آمادۀ همۀ آن ابتلائات هستند و این را مادران و پدران و همسران شهدا نشان دادند به همان معنایی که ملاحظه میکنید چگونه یک زوج با یک موتور که همۀ دارایی آنها است؛ پرچم به دست با حرکات خود نشان می دهند چه اندازه بزرگاند. و این است که ما برندۀ این تاریخ هستیم در سرزمینی که به نام «ایران»، الهامبخشِ بشریت خواهد بود. آیا این همان فردایی نیست که ما در عزم این مردم و با نظر به آن افقهای دور و آماده برای ابتلائات بزرگ میتوانیم به نظاره بنشینیم؟ موفق باشید
اشتباه شد استاد در ۴۱۴۷۳ بجای اصالت وجود گفتم حرکت در جوهر بنظرم با فهم و درک توحیدی می تونیم اصالت وجود را درک کنیم اصالت در توحید است و با مفهوم وجود رابطه تنگاتنگی دارد
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین طور است و ما هنوز آن طور که شایستۀ فهم اصالت وجود است با این اندیشۀ بزرگ مواجه نمی شویم. عرایضی تحت عنوان «راز طلوع بشر جدید و نسبت آن با اصالت وجود در حکمت متعالیه» شده است خوب است به آن مباحث رجوع شود. https://lobolmizan.ir/sound/1398?mark=%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%AA موفق باشید
سلام استاد از زمانی که جنگ آغاز شده تا الان هیچ ترسی از جبهه کفار و صهیونیست در قلبم احساس نکردم و همیشه که اطرافیان برخی احتمالات خطرناک یا شکست رو مطرح میکنن فارغ از اینکه حتی استراتژيست ها هم که محاسبات دنیوی دارن این احتمالات را تایید نمیکنند ، اما من به یاد جمله امام خمینی می افتم که در پاسخ به شعار ما همه سرباز توایم خمینی فرمودند ما همه سرباز خدا هستیم ، ملت ما مقاومت میکنند نیروهای مسلح جان بر کف شجاعانه در حال جهاد هستند و امید همه به خداست ، خداوند هم پناه و یاور این ملت هست تا این لحظه که همین طور بوده انشاالله پس از این هم همینطور هست هیچ ترسی نسبت به جبهه کفار و صهیونیست در قلبم احساس نمیکنم و دلم محکمه به بخشی از آیه ۱۴۱ سوره نسا " و لن یجعل اللهُ للکافرینَ علی المومنینَ سبیلا " ، اما نمیدونم چرا وقتی به منافقان داخلی فکر میکنم نه اینکه لزوما منافق و خائن باشند اما آنچه روشن است به آرمان ها و ارزش های انقلاب تعهدی ندارند به خط امام راحل پشت کردند و وعده های الهی امام شهید را باور ندارند و بعضا ضعیف النفس هستند و خدا را در نظر نمیگیرند ، وقتی به اینها فکر میکنم باید اعتراف کنم که کمی میترسم که اینها موفق بشوند ملت ما را از افقی که در پیش داریم باز دارند و نتایج مقاومت ملت را ضایع کنند جنگ به نقطه ای رسیده که دشمنان مستأصل هستند و تمام راهبردهای انها شکست خورده است ما نباید زمینه را برای خروج آبرومندانه انها فراهم کنیم
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی حق در میان باشد هر جریانی اعم از دشمن خارجی و یا دشمن داخلیِ آن جبهه گرفتار پوچی و بی ثمری و شکست میشود و بدترین شکست که احساس پوچی و بی ثمری باشد؛ نصیب کسانی میشود که حق را می شناسند و نسبت به آن بی تفاوت و یا دشمنی می کنند. مطمئن باشید بیچاره ترین و محروم تریم انسانها همین ها هستند با نوعی سرخوردگیِ فوق العاده که بهترین راه حل را خودکشیِ خود می بینند. در آینده ما با نظر به این جریان، عبرت هایی در پیش داریم. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد بزرگوار ارزش جهاد چقدره؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان نکاتی که مولایمان در رابطه با جهاد فرمودهاند همۀ حرف است که خوب است به آن نکات رجوع شود. تا آنجایی که میفرمایند: «إِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّة». موفق باشید
سلام واحترام. دعوت دیگران برای آمدن به میان مردم بطور کلی وافراد که همچنان جبهه قوی دارند مثلا میگن اینا که تو خیابون خودشون گفتن ترامپ بیاکمک حالا ریختن تو خیابون. یا بزن که خوب میزنی ؛میگن نگویین اینا که نزنند.شهادت بچه ونوزاد تقصیر پاسدار جماعت ميدونند وباید کلا نابود بشن چه بگیم فقط افراد که بشه .نه بحث این حرفا اون هم بخاطر وظیفه دفاع وپشتیبان از ایران وایرانی غیرتمند
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضورِ مردمیِ این شبها بسیار عظیمتر از این سخنان است. حقیقتاً یک عنایت الهی میباشد در مقابل نقشۀ نتانیاهو که گمان میکرد با حملۀ نظامیِ اولیه، وطنفروشان به خیابان میآیند و رژیم را سرنگون میکنند. غافل از آنکه حضرت ربّ العالمین با نوری که در قلب مردم انداخت، چیز دیگری را اراده کرده بود. کاربر محترم سؤال شمارۀ 41433 نکات ظریفی را در این رابطه در کلام خود به میان آوردهاند که خوب است بدان توجه شود. موفق باشید
سلام استاد وقت بخیر نظرتون در باره دنبال کردن اخبار جنگ از طریق رادیو جدال چیه؟ بنظرم با اینکه این برنامه نکات مثبت زیادی داره ولی با توجه به ینکه مشاور ندارن اشتباهاتی دارند برای مثال با تصویر کشیدن بدترین حالت و مواجه با اون ، انسان مقداری سست میشه مقایسه کنید با بیان محکم و امیدبخش و در عین حال دقیق و واقعی مشاور راهبردی رئیس مجلس ، جناب مهدی محمدی https://eitaa.com/tahlil_ata/3776
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای استاد مهدی محمدی با اشرافی که دارند ، نکات دقیقی را در رابطه با موقعیت ما در رابطه با جنگ با آمریکا و اسرائیل مطرح کرده اند که خوب است مورد توجه رفقا قرار گیرد. https://eitaa.com/mohammadi61. موفق باشید
سلام استاد یک سوال داشتم و اون این بود که آیا این درسته که شهدای کربلا قبل از شهادت به کمال رسیدن؟اگه اینطور هست چطور به کمال رسیدن؟آیا این یک عنایت خاص از طرف خداوند به اصحاب امام حسین علیه السلام بود چون افضل شهدا بودن یا به خاطر انقطاعشون بود یا چیز دیگر؟ آیا در این زمان هم امکان اش هست به کمال رسیدن قبل از شهادت یعنی با جهاد کردن در زمان غیبت یا ان شا اللّه در دوران ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یا فقط یک امتیاز برای شهدای کربلا بوده هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر باید به این نکته بیندیشیم که آن عزیزان در نوعی از بصیرت تاریخی متوجه شدند در میدانی که برای شهادت ذیل امام حسین«علیهالسلام» در مقابلشان گشوده شده، به وسعتی خواهند رسید که در طول تاریخ با همۀ شهدا و در کنار آنها در میدان مقابله با ظلم و استکبار در صحنه خواهند بود. در این مورد عرایضی در کتاب «کربلا و عبور از دوگانگیِ زندگی و مقاومت» شده است که خوب است سری به آن کتاب که روی سایت هست، بزنید. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار من میدانم که باید حتی در زمان جنگ به خدا توکل کرد ولی از شما خواهش می کنم این پیامم رو پخش کنید. پیامم اینه: مردم در زمان جنگ آمریکا و اسرائیل اینستاگرام، تلگرام، وی پی ان و ابزار های خارجی از این قبیل رو اگر تو گوشیهاتون دارید خواهش می کنم حذف کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. حقیقتاً مردم در این موردها از واقعیتها فاصله میگیرند و گرفتار توهّمات میشوند. موفق باشید
«یا معین الضعفاء» سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: دوتا نگاه وجود دارد: یک نگاه معتقد است خودت را تزکیه و پاک کن تا نظر مبارک امام عصر «سلام الله علیه» شامل حالت بشود. یک نگاه دیگر هم هست که میگوید باید نظر مبارک اولیاء الهی به قلبت بیفتد تا پاک و مطهر شوی. چون ایشان مبدأ و منشأ طهارت کل هستی هستند. نظر مبارک استاد را در این موضوع تقاضامندم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو نظر یکی می باشد. آری! هر اندازه که جان انسان از طریق معارف الهی و اعمال شرعی در صفا و طهارت قرار گیرد، به نوعی به انس و نزدیکی با انسان کامل که عین معارف حقّه و طهارت کامله است نزدیک میشود. موفق باشید
سلام و عرض ادب محضر استاد عزیز، به امید گشایش و فرج پیرو پرسش ۴٢٠٧٧ با شما ادامهی گفتگو میدهم تا بلکه نوری برای درک خویشتن و دیگری به قلبمان بتابد که گویا جایگاه نسبت برقرار کردن با ولی زمان و اتحاد حقیقی در همین حوالی است. لحظاتی که احساس آن محرومیت قلب مرا میآزرد، خیلی چیزها در نظرم میگذشت، اول اینکه ما با بالاترین محرومیت یعنی فقدان آقای شهیدمان است مواجه شدیم که از همه خسرانها عظیمتر است... بعد متوجه حال و احوال مردم شدم که با آمدن در این تشییع تاریخیِ بیمانند به امید دیدار ایستادهاند و وقتی اعلام شد که حتی یک دیدار هم ممکن نیست، حیران و بعضی آشفته و بهم ریخته شدند و اکثرا بدون توجه به اطراف به سرعت میرفتند تا شاید با رسیدن به نماز با بودنی دیگر، عهدی تازه کنند، اینجا دیدم دیگر زبان و کلام دل تسلا نیست، فقط سبک آقای شهید بود که جمعیت را پیش میبرد. حیرت غلبه داشت و خدا میداند به هرکس چه میگذشت، عدهای پس بیتابی درون خویش برنمیآمدند و زبان به نارضایتی میگشودند، آن هم عشق بود که راهی جز فریاد برای ابراز نیافته بود. آیا ما آن محبت را هم درک میکنیم و آن آشفتگی هم برایمان نماد عشق هست؟ تلخ است، صبوری و حلم بهتر است، سعه صدر شیرینتر است، آری! ولی هر کس در این راه، حالی دارد و قدری که او را پیش میبرد... جویای درکی هستم که مبدأ وحدتهاست، درک دیگری و دیدن انسان در هر صحنه و آزاد شدن از رتبهبندیهایم آرزوست، آیا میشود خدا را یافت در این اختلاف نظرها و اختلاف گفتار و اختلاف رفتارها؟ راحت نیست، من هم چون بقیه مشتاق رؤیت احوال اهلبیتیام در خویش و دیگران و این فقدان برایم جانگدازتر است، اما ما انسانیم و لاجرم از طی طریق تا شدن... آری! در مصائب عدهای زینبوار عظمت و زیبایی حق را میبینند و خطبه میسرایند و روضه به پا میکنند و بعد از مدت کوتاهی پر میکشند، برخی سجادوار علاوه بر خطبهخوانی در دعا نجوای عاشقانه میخوانند، برخی رقیهوار ناله سر میدهند در غم فقدان دق میکنند، برخی بیابانگرد و شاعر میشوند، یکی شعر حماسی میسراید، یکی نغمهی غم میسراید، یکی چون آن شبان در دوران موسی کلیم(ع) نجوایی دارد، قطعا تفاوت وجود دارد اما جای ما کجاست؟ باز ادامه میدهم، فکر مرا با خود میبرد به درد دوستانی که به هزار و یک دلیل از آمدن در این سیل خروشان محروماند و به سربازان خدوم، گمنام، امنیتی و دفاعی ایران عزیز که از جان خویش و حتی از حضور در چنین عرصههایی هم گذشتهاند، درد آنها قطعا بیشتر است، آن دم بود که اویس قرنی در نظرم آمد. و درود بیپایان بر آقای شهید ایران که خود سردمدار این محرومیت ظاهری بود، او از زیارات و خیلی از اعمال و احوال که ما به طور عادی برخورداریم، محروم بود و به یقین در قرب فکر و راه و سبک به حضرات معصومین علیهمالسلام بود که چنان دُردانه شد در این تاریخ... خوش به احوال هرکس که برای مولا، اویس است و چنان جان در گرو آن یار دارد که امر مولا بر قلب و عملش حاکم است. ناگهان مردمی در نظرم میآمدند که همعصر حضرات معصومین علیهمالسلام بودند، در یک مکان و زمان، حتی نماز خواندن ولیِ خدا را دیدند، شب تا صبح صدای نجوایش را شنیدند، حتی عدهای پشت خیام نشستند و گریه کردند و در جنگ مشارکت نکردند، و امام سجاد علیهالسلام فرمودند لعنت خدا بر شما... قصه بسا پیچیده است در عین سهل بودن و... درد دیدار دردیست اما درد رؤیت و لقا که شما فرمودید در لایهای عمیقتر و حضوری از جنس حیات طیبه محقق شدنی است... و در نهایت، با تمام وجود دیدار، رؤیت و لقا را برای خویش و دیگران خواستارم، و آگاهی به آن فقدان بالاتر را هم... و از او گشایشی در ساحت باطنیتر طلب کردم... هرچند انسانم و محتاج نمود و نماد... استاد عزیز، فکری مرا به سمت ادامهی گفتگو میکشاند، درست است که ما در عین محرومیت ظاهری از مواهب بیکران رب العالمین بهرهمندیم، اما آیا آن سبکی که فرمودید در این مراتب راهگشا نیست؟ میشود که سبکی شویم بر مبنای ولایتی که محبت بین امام و امت است و در مراتب مختلف ولایت جاری و ساری است؟ و آیا درک انسانی و مودت و محبت و ود ما را از باتلاقهای نخوت و بیانگیزگی نجات میدهد؟ پس باز آن سبک بگویید. منظورم از درک دیگری، درک در ساحت انسانی است، درک در ساحتی که خود را دیگری ببینم... یک نحوه نگاه پدیدارشناسانه توحیدی... سعی کردم شرح درون دهم تا بتوانید کمک کنید برای عبور و رشد... امید است هم چون نگارمان خامنهای شهید، هم حُسن روی دوست را در نمایش خلق ببینیم و هم بر سر عهد ابدی و ازلی پر پرواز بگشاییم! ای مهر فروزان تو بشو مأمن جانم تا رخ فرزانهی تو در رخ خلق ببینم. اللهم ارزقنا
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً به جایگاه خودآگاهی جدید بعد از شهادت رهبر انقلاب در نسبت با نهضت ایمانی امام حسین«علیهالسلام»، فکر کردهاید که چگونه مردمان به خود آمدند و معلوم شد چگونه خداوند حافظ دین خود میباشد زیرا با حضور ولیّ الهی در جهان، خداوند جهان را رها نکرده است و نمیگذارد که تاریکی و نومیدی بر جهان غلبه کند و مردم ما فهمیدند هرچه قدرتِ ایمان شدیدتر باشد گذر از شرّ نظمِ استکباریِ امویِ جهانِ دیروز و امروز عمیقتر است و در خودآگاهی جدید که با شهادت امام خامنه ای پیش آمد، طوری در جهان حاضر میشویم تا معلوم شود انسان، نه از دانش و تکنیک جدید بیگانه است و نه از دین، و به عالم چنان مینگرد که هرچیز را در نسبت با انسانیت انسان میبیند و نه در حجاب 150 سالۀ غربزدگی، و ما با نظر به چنین حضوری کربلا را در این تاریخ برای خود بازخوانی کردیم و توانستیم در مقابل تجاوز غرب متذکر جهان دیگری شویم که روحیۀ نژادپرستانۀ غرب که غیرِ خود را به چیزی نمیگیرد، نقش آفرین نباشد و گمان کند میتواند آخرین تصمیم باشد. و چه زیبا، آری! و چه زیبا به یگانگی در نسبت خود با انسانهایی قرار گرفتیم که همۀ تلاش دشمنان حقیقت آن بود که این یگانگیها را از میان بردارد در مسیر اربعینی، آن پیر زن افغانستانی با آن آداب خاص خود آنقدر به آن بانوی متجدد نزدیک بود که حقیقتاً نور توحید در جمال هر دو به زیبایی تمام به میان آمده بود. و البته و صد البته باید مواظب بود که عاداتهای عادی هر قوم، حجاب این حضور توحیدیِ فوق العاده نگردد. امری که معلوم است رسانههای دشمن برای جدایی ما بدان دامن میزنند که قرآن تحت عنوان «مَكْرُ اللَّيْلِ وَالنَّهَار» از آن نام میبرد. بدین معنا که عاداتهای روزمرّه انسان را از دیدن حقیقت توحید که در زبان و حرکات انبیاء به ظهور میآید، غافل کند. خوشا به حال آنانی که در این حضور اربعینی، فردای بزرگ توحیدی را نهتنها مدّ نظر که حتی در حرکات و سکنات این مردم نظارت میکنند.
به خوبی روشن است که طریقت حضرت امام خمینی«رضواناللهتعالیعلیه« و با به میان آمدن انقلاب اسلامی، از فتوحات آخرالزمانیِ ایشان در درک حضور نهایی انسان آخرالزمانی ریشه گرفته، طریقتی با گذار از مدرنیتۀ خودبنیادِ بشر جدید و از این جهت شخصیت حضرت امام تعلّق به آخرالزمان دارد تا انسانها خود را در بعثتی خاص در برابر غربزدگی بیابند و این غیراز شهودی است که بعضی از اهل سلوک به عنوان شهودات فردی در آن متوقف هستند و لذا جلال و جمال در وجود مردم به نحوی تجلی کرده که معنای حضور آخرالزمانی خود را می شناسند، امری که تنها خودآگاهیِ تاریخیِ متفکران حقیقی که تفکر تاریخی دارند، میتوانند از آن آگاهی داشته باشند و با توجه به این امر است که حقیقتاً کربلا را در تاریخ خود حاضر کردهایم و اکنونِ خود را با نظر به امامی که به زیارت او رفتهایم تا شخصیت او را در افق خود، حاضر و حاضرتر کنیم؛ به میان آوردهایم و این است معجزۀ زیارت وقتی تاریخی بدان بنگریم. در این مورد سخن بسیار است ولی کلامی بزرگتر از همین نکته در میان نیست که باید به معجزۀ زیارت در نگاهِ تاریخی نظر کرد تا او را در تاریخ خود که به سوی نهاییترین حضور است برای همۀ انسانیت بنگریم و از این حضور در اکنونِ خود بیگانه نباشیم. و این است معجزۀ زیارت، وقتی تاریخی بدان بنگریم. موفق باشید
سلام خدمت استاد عزیز: آیا در هر خانواده و هر محیطی میتوان رشد کرد؟ منظورم رشد واقعی و کامل است. حد من چقدر میتواند باشد میتوانم درحد سلمان و حاج قاسم و ... باشم یا باید بپذیرم که حتی در خوبی و رشد هم محدودیت وجود دارد؟ من بسیار ناراحتم و حتی دچار حسادت هم شده ام لطفا من را راهنمایی کنید. این سوال من را بشدت غمگین ساخته و وقتی که نه دردنیا قرار است خوب باشم در امور دنیایی و نه آخرتی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حالیکه حتی در محیط خانۀ فرعون میشود همچون حضرت کلیم الله «علیهالسلام» رشد کنند، بنابراین محیط در جای خود علت اصلی نیست. در این موردمرحوم آیت الله حائری شیرازی در کتاب ارزشمند «مربی و تربیت» نکات خوبی را با خواننده در میان میگذارند. مهم آن است که با تدبّر در قرآن و تأمّل در روایات جلو و جلوتر برویم. در این مورد امثال شهید مطهری عزیز برای ما حرفها دارند. موفق باشید
سلام و احترام حاج آقا. وقتتون بخیر. من خیلی به حقیقت علاقه دارم و یکساله که عاقل شدم. یه جا فرمودید تقوا یعنی هرچی میدونید عمل کنید و اگه به هرچه میدونید عمل کنید، اونچه نمیدونید خدا تعلیم میده. میخواستم بپرسم برای اینکه روی نفس مون پا بذاریم یعنی از قوه واهمه نجات پیدا کنیم، این برنامه مورد تایید شماست؟ که لیستی از چیزهایی که میدونم رو بنویسم. مثل تقید زیاد روی واجبات، ترک محرمات تحت هر شرایط سختی، نکات اخلاقی و... ، مراقبت از مبتلا نشدن به خطاهای بدیهی مثل سوء ظن و ... ؛ خوش اخلاقی و حمایت از حق و ولی فقیه، قرآن یه صفحه در روز. اینها رو انجام بدم و جلوی هر مورد تیک بزنم تا از قلم نیفته، و اونوقت میتونم مطمئن باشم وقتی هرچی میدونم بهش عمل کردم، بدون شک خدا چیزهایی که نمیدونم رو تعلیم میده؟ یعنی نور علم به قلبم تابیده میشه و همینطور باز به علم جدید عمل کنم، مجددا علم جدیدتر میاد، میخواستم بپرسم این روش مورد تاییدتون هست؟ چون واقعا از علم حصولی نمیتونم بگم خسته ام ولی اون چیزی نیست که جان من میخواد و تا جایی که متوجه شدم برای علم حضوری، باید هرچیزی بهش یقین دارم رو حتما انجام بدم وگرنه کار جلو نمیره. درست فهمیدم؟ این روش تیک زدن خوبه؟ و تضمینیه یا خیر؟ از مواردی شروع کنم که بهش یقین کامل دارم. مثل شریعت و برخی نکات اخلاقی و قرآن.
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار خوبی میباشد و البته با تدبّر در قرآن و دنبالکردن مباحث «معرفت نفس» و مباحث توحیدی مانند «برهان صدیقین» حضور معنوی انسان طوری رشد میکند که بیشتر جهت روح به امور متعالی جلو و جلوتر میرود که این معجزۀ تدبّر در قرآن است. موفق باشید
سلام جناب استاد: بنده مدتی هست دارم شرح صوتی مقالات استاد شجاعی که روی سایت هست رو گوش میدم، خیلی شیفته این مسیر بودم و الان شوقم بیشتر شده، برای اینکه از این مسیر به الله جل جلاله برسم چه نکاتی رو باید رعایت کنم؟ با اینکه گناه سد راه هست اما ناخودآگاه انجام میدهم و اگر یادم باشه سریع استغفار میکنم. خیلی دوست دارم سریع این راه به پایان برسد و به خدا برسم. سوال بعدم این هست آیا این مسیر مشکلات زیادی داره یا اینکه راحته؟ چون احساس میکنم خیلی دارم امتحان میشم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به رحمت واسعۀ الهی ان شاءالله از موانع عبور خواهید کرد. به خودتان سختگیری نکنید و فراموش نفرمایید که یکی از صفات خوب که خداوند برای بندهاش بسیار دوست دارد، صبر بر معصیت است. بدین معنا که همواره در مقابل امیال غیر الهی صبر پیشه کند و باز صبر پیشه کند تا نتایج گشوده شدنِ راه در مقابل حضرت حقّ را بیابد. https://eitaa.com/matalebevijeh/22720 موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار نظرتان در رابطه با این شعر چیست؟ «زدستم بر نمیخیزد که یک دم بیتو بنشینم / به جز رویت نمیخواهم که روی هیچ کس بینم / من اول روز دانستم که با شیرین در افتادم / که چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینم» سعدی
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حکایت نظر به حق و حقیقت، تا آنجا انسان را جلو میبرد که چیزی جز نظر به او برایمان نمیماند و این یعنی «فنا». از آن جهت که تناهی رویداد حقیقت به منزله پوشیدگی ذاتی انسان میباشد تا حضرت محبوب خود را بنمایاند. موفق باشید
سلام استاد: خدا قوت. با توجه به شرایط موجود و تاریخ جدیدی که در آن حضور پیدا کردیم و توصیه های موکد رهبر شهید در باره تشکیل تشکل های مردمی و ظرفیت به وجود آمده در خیابانها و میادین در اثر خون رهبر شهید آیا وظیفه عالمان، صاحب نظران، اندیشمندان، مفسران و افرادی چون شما نباید نقش ایفا کنید، نباید سازمان داد و نقش داد به مردمی که تشنه فرصت برای کمک هستند، ولی خلاصه شدند در چند ساعت تجمع که اگر در این شرایط فریاد در سکون باقی بمانند هم حضور کم رنگ خواهد شد و هم اثرش کم میشود. مثلا از ۲ماه بیشتر مردم در میدان هستند که میتوانست هر میدانی تبدیل به یک سکو باشد در مدیریت با فضای مجازی، تشکیل کانالی مخصوص خود آن میدان، ورود افراد با نفوذی چون شما یا گروه مکتب الصادق و امثالهم. میتوان همه میدانها را مجهز به چنین ارتباطی کرد و سر حلقه ها باهم خط دهی کنند. فضا را و مطالبه گری با چه لحن و قلمی و از چه کانالی و پیگیری تا رسیدن به جواب. میشد مردم نظر دهند و بهترین نظرها روش تحقق شود و مردم را امیدوار کرد با مسولیت دادن به آنها مثل رسد کردن گرانیها و اعلام آن در خود کانالها و بعد مثلا سوق دادن مردم به خرید نکردن بعضی موارد و از این دست کارها که دست مافیا بسته شود. دولت متوجه حضور مردم بصورت میدانی و کاربردی شود الان این فرصت هست و امثال شما که خون دلها خوردید و این انقلاب به این میدان رسید را میتوان بهتر و سریعتر به اهداف عالیه و وعده داده شده رساند. البته حقیر در جایگاهی نیستم که به بزرگانی چون شما توصیه داشته باشم فقط از روی دلسوزی پیش نهاد داده شد، البته این پیشنهاد جای چکش کاری دارد ولی به نظر میرسد میتوان بهره خیلی بهتر از حضور مردم برد. التماس دعای فراوان
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله مردم حقیقتاً در کلیّت خود متوجه هستند که جایگاه این حضور، فعلاً تثبیت حضورِ مردمی در مقابل جریانهای متأثر از فرهنگ دشمن است و همین حضور را باید سخت پاس بداریم و بدانیم امیدِ دشمن آن است که با اغتشاشات داخلی، به آرمانهایش برسد و حقیقتاً مردم ما در جان خود متوجۀ جایگاه خود برای خنثیکردن امید دشمن شدهاند. آری! هر اندازه بهتر جایگاه تاریخی این حضور، تبیین شود؛ ما برای عبور از دیگر مشکلاتمان آمادهتر خواهیم شد. باید بدانیم راههایی در میان است برای هرچه مردمیکردنِ اقتصاد کشور، و این با نظر به آیندهای دیگر که شروع شده است باید معنای خود را بیابد و از این جهت این نکتۀ بسیار مهمی است که باید نسبت به آن آیندۀ دیگر غافل نبود هرچند، اکنون نباید ذهنها را متوجۀ آنها کرد. و در همین رابطه سلسله مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor روزانه با رفقا در میان گذاشته میشود. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: 1_چرا سوره ی توبه يا برائت هیچ مناسبتی با بسم الله الرحمن الرحیم ندارد؟ 2_گفته اند آن قدر گرم است بازار مکافات عمل گر به دقت بنگری هر روز روز محشر است و میدانم که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند :الآن قیامتی قائم. سوال بنده این است که بعد از شهادت یا وفات، رحمت رحمانی خدا چرا همیشگی نیست؟ و همیشگی نبودنش به چه معناست؟3_بهتر است معنای ربّ العالمين را بجای این که پروردگار جهانیان معنی کنیم پروردگار جهان ها معنا کنیم
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فرمودهاند از آن جهت است که سوره به قهر الهی شروع شده 2- نمی توان گفت رحمت رحمانیۀ خداوند همیشگی نیست. مهم شرایطی است که زمینۀ تجلی رحمت رحمانی او را فراهم نماید 3- آری! میتوان چنین گفت. موفق باشید
