استاد عزیز سلام و عرض ارادت الحمد الله که هستید، ... روانپزشک هستم دعا گوی شما هستم دعایمان بفرمایید.استاد عزیز بعد از شهادت رهبرمان بزرگترین سختی عمرم را چشیدم و هنوز در غم ایشان هستم و شاید جز ظهور حضرت چیزی دلم را ارام نکند .خدا را شکر خدا را شکر خدا را شکر همه ابعاد سعادت و افق های سعادتی که در ذهنم داشتم و به عقلم می رسید خدا برایم گشود و به نوعی حجت را برایم کاملا تمام کرد و دیگر این من هستم و متاسفانه کاهلی و سستی و تنبلی ها که امید دارم خدا کمک کند و ببخشد.الحمد الله هیات علمی هستیم و وظایف یک هیات علمی مذهبی را هم خودم هم همسرم در حد توان انجام می دهیم خدا را شکر باب جهاد و سیر وسلوک هم باز شده است و مثل کودکان کنار ساحل ادای شنا کردن در می اوریم.دو سوال دارم مدتی است نگران فسیل علمی شدن خود هستم و منطقا گرفتن فوق تخصص یا فلوشیپ تا هم به روز شوم و هم حرفی نو به عنوان مذهبی داشته باشم بین فلوشیپ ها مرددم می خواهم بفرمایید دقیقا جای من بودید دقیقا چکار می کردید .فلو نروسایکیاتری در لبه علم است ولی سختی تهران و....فلو اعتیاد خیلی به نفع جامعه و نیاز جامعه ولی به قولی ارتباط با این بیماران که همه دروغ می گویند روح انسان و روان را خسته می کند و البته کلاس کار را پایین می اورد فوق اطفال که راحت است میام اصفهان ولی خیلی علاقه ندارم و شروع جدی مباحث معرفت النفس و قرانی و در کنار ویزیت بیماران سخنرانی و مشاوره و...که در این اخری چون مجبور نیستم مثل دانشگاه نگران پشت گوش انداختن هستم .ممنون می شوم بفرمایید چه کنم همین فضایی که دارم بمانم یا ..... سوال دوم از مباحث حضرت عالی برداشتم این است برای حاضر شدن در جهان کنونی از بی حجابی و...غصه نخوریم و انسانیت انسانها را نشانه بگیریم یعنی استاد طاهرزاده عزیز در عمل کمی لیبرال شده است استادی که از ایشان امر به معروف های جدی البته به جا و عاقلانه را یاد گرفتیم حالا می فرمایند کوتاه بیایید .البته استاد خوب من روانپزشک هستم و درصدی از بیمارانم بدون روسری و.....هستند و هیچ وقت تذکر زبانی در محیط کارم نداده ام چرا که این دختر بچه را اگر من از خودکشی فرار و....نجات دهم به همه چیز می ارزد ولی در محیط دانشگاه و....چه کنیم برداشت من از صحبتهای حضرت عالی این است خیلی دیگه گیر ندهیم تفکرات حق خودمان را بیان کنیم و با انسانیت دیگران مواجه شویم و اگر در امر به معروف دعوا و اختلاف می خواهد بشود ما کوتاه بیایم ایا این برداشت از مباحث شما صحیح است
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به هر حال ماورای نظم موجود جهان مدرن باید حضوری را مدّ نظر داشته باشید که در سبک استادی خود در عین حفظ شخصیت علمی به عنوان یک ارزش، دانشجویان جنابعالی متذکر شخصیتی باشند که به انسانیت آنها اشاره دارد بزرگی هایی که متذکر ارزش یک ملت است و همواره اساتید برای دانشجویانی که به دنبال یک نمونه از بودن هستند؛ ماورای صدها کتاب میتواند مؤثر باشد. با توجه به این قاعده، خودتان بررسی بفرمایید که آیا در آن رشتۀ فلوشیپ، خود را باید ادامه دهید؟ یا در آن نوع تخصص دیگری که می فرمایید.
2- در این نکته که به گفتۀ جنابعالی طاهرزاده لیبرال شده یا با شهادت رهبر انقلاب با پدیدۀ عجیبی روبرو شده ایم که تصور آن را هم نمی کردیم که ما در چنین تاریخی وارد شویم که دختران ما در عین عدم تقیّد به ظاهر شرع به صورت غیر قابل تصوری به رهبری ِ شهید علاقه مند هستند که بنده این رخداد را یک امر تاریخی و آغازی می دانم که باید به آن فکر کنیم. آیا جز این است که ریشۀ این علاقه مندی توجه به شخصیت و انسانیت آن رهبر شهید است؟ که این بانوان که همواره سرگشتۀ انسانیت هستند در عین آزادی در آن رهبر شهید، احساس کردند؟ باید این نوع رخداد را که با شهادت آن مرد الهی پیش آمد به عنوان فتح باب حضور انسانی در نظر بگیریم که خود را ذیل رهبری احساس می کند و می خواهد خود را در این راستا انتخاب نماید. در اینجاست که ما وارد تاریخی می شویم که غرب با رنسانس و با محوریت انسان تحت عنوان اومانیسم وارد شد ولی با غلبۀ سکولاریسم از هویت قدسی انسان غافل گشت. در جلسه ای در روز جمعه در تاریخ 23 مرداد با آقای دکتر فلاح که از اساتید روان شناسی بودند در این مورد تا حدّی بحث شد https://eitaa.com/matalebevijeh/23508 که آیا این انسان که تنها در سوبژگی و جهان خود میخواهد خود را انتخاب کند تا چه اندازه امکان خود را در این زمانه دارد که یا با حضور در انسانیت خود در نسبت با انسانی متعالی، انسانیت خود را معنا بخشد؟ و یا گرفتار نیهیلیسم و پوچی شود.
و بحمدالله شخصیت آقای شهید ما در این زمانه الهام بخش انسانیت انسانها شد و در این بستر است که بانوان ما در گذرگاه انتخاب بی حجابی و بی بند و باری و یا حضور در انسانیت و پیرو آن رعایت شرع قرار گرفته اند تا در عین احساس آزادی، به حجاب و عفاف رو آورند. این نوع عرایض فتح بابی است که رفقا در این جهان اینستاگرامی در مورد این نسل بیندیشند. موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم (تعارض غرب با اسلام؛ تعارضی ذاتی!) غرب بعنوان سرآمد امروزی فرهنگ مادی گرا و منقطع از وارء عالم ماده، فرهنگ کثرت گرائیست که پیشرفت و قدرت خود را در کثراتی میبیند که او را به رفاه و قدرت بیشتری برساند. در مقابل فرهنگ اسلام، پرچم دار فرهنگ توحیدیست که پیشرفت خود را در انسجام و وحدت گرایی میبیند که در عین کثرت، وحدت قائم است. فرهنگ غرب پدیده هایی بوجود آورد که با آن همه گیریِ وحشت زا، جامعه اسلامی را نیز آلوده کرد_ که اینک جامعه اسلامی برخی از آن پدیده ها را_خواسته یا ناخواسته_ رسمیت بخشید_ از جمله ی آن پدیده ها که از دوره ای در غرب به اسم انقلاب صنعتی پیش آمد، دیجیتال و تکنولوژی در وسایل ارتباطی بود که اگر توجه به ذات آن شود، درک میشود که ذات آن به فرهنگ و روح ما معارض است و اینچنین است که آیت الله جوادی حفظه الله فرمودند که خیلی از علما حتی عهد کردند که قصه نخوانند!؛ چرا که روح و ذهن بشریت را به عالم کثرتی میبرد که ناخواسته، از آن انس معنوی که بنای جامعه توحیدی و راز خلقت_بعنوان تربیت انسان_ و رسالت بود را درهم شکست!. آری! اموری در زندگی روزمره ما عادی شده است که دشمنی ذاتی، در غالب نرم افزاری با روح و طبع بشر الهی دارد و هیچ راه حلی جز حذف آن و بازگشت به همان روحیه دوری از کثرات و شلوغی ها نیست و این مهم جز با برنانه ریزی مسئولین امر محقق نمی گردد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع نسبتی که باید با غرب داشت بسیار مفصل است. آری! از آن جهت که جنابعالی می فرمایید به عنوان فرهنگ کثرت گرایی، ما هیچ نسبتی با آن فکر و فرهنگ نداریم و روحیۀ تمامیت خواهیِ آن فکر و فرهنگ به همان معنای خودبنیادی، هیچ جایگاهی برای هیچ کس و هیچ جریانی قائل نیست. می ماند موضوع به خود آمدنِ انسان که می خواهد قرون وسطایی نباشد و به جای حضور در جهان در نسبت با انسانیت که در این مورد هم، گرفتار اومانیسم شد. عرایضی در این رابطه شده که خوب است به آن رجوع شود. موفق باشیدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/23508
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار از کجا باید بفهمیم این چیزی که تو ذهنمون میاد فکر است یا توهم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ملاک درک حق و باطل، سیرۀ اولیای معصوم و تذکرات قرآنی میباشد که هر دو در شخصیت امامین انقلاب و رهبرمعظم انقلاب متعیّن و مشخص است و نباید به بهانههای واهی نسبت خود را با روح شخصیتیِ این بزرگان تقلیل داد. موفق باشید
با سلام و احترام: چگونه از معرفت نفس به معرفت امام و اتصال با او پل بزنیم؟ درچه مباحثی این مطلب را بسط داده اید؟ ارتباط وجودی با امام که طور دیگری است و متفاوت از ارتباط متعارف قلبی و دلی است چگونه حاصل میشود؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع رسیدن به معارف عالیه، اتفاقاً شاید بتوان گفت بدون معرفت نفس بعید است بتوان به آن معارف عالیه دست پیدا کرد. به همین جهت فرمودهاند: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس». موفق باشید
بسمه تعالی، سلام علیکم: (ظهور برزخی در امتداد ظهور زمینی) مگر نه این که الدنيا مزرعة الآخرة؟ و مگر نه این که پیامبر خاتم علم را فریضه جهانی دانسته؟ ولو با عزیمت به دور دستها؟ که فرمود: اطلبوا العلم و لو بالصین. و مگر نه این که محصول زراعت دنیا همان علمیست که زوال پذیر نیست و تا ابدیت پابرجاست و روشنی بخش راه؟ اما این زارعان!، اینان که آمده اند توشه ای برچینند...، همانا دانه شان، سخن قرآن و عترت است که هرکدام به قدر و زعم خود آنها را در دل زمین خود مینگارند. آیا نه چنین است که هر که زمین وجود خود را با میل و علاقه، همت و تلاش، استعداد و توان میگستراند و به همان قدر از دانه های سر از خاک برآورده، توشه برمیچیند؟ و آیا نه چنین است که هر که با هر میزان از میل و توان و همت در زمین به همانقدر در برزخ حاضر است؟ که لنگ لنگان در زمین، لنگ لنگان در برزخ اند... غرض آنکه؛ ۱. آیا به هر مقدار از اراده و همت و امید داشته باشی، در امتداد همان میزان در عوالم بعد روبه صعودی؟ ۲. با توجه به جایگاه رفیع علم دینی که در روایات متعددی به این مضمون که یک عالم به از هزار عابد است، آیا هرقدر در علوم دینی حوزهی، استعداد و توان، همت و اراده، امید و علاقه داشته باشی، نشانه از سعه ی وجودی است که نشان میدهد حقیقتمان چقدر است و چند مرده حلاج؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به این مژدۀ الهی بیندیشید که حضرت پروردگارمان میفرمایند: « ... وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُون» آن کس را که در مسیر دینداری همچنان جلو و جلوتر رود را پاداشی هست در حدّ عالیترین شکل آن نحوه حضوری که او به دنبال آن بوده است. و اینجا است که انسان با صبر و پایداری با آن عالیترینها روبرو میشود. ۲. در موضوع علوم دینی و حوزوی مهم، طریقیت است که در بستر فرهنگ حوزوی، انسان میتواند به عمق موضوعات انسانی و الهی برسد برعکسِ نظام جدید آموزشی که عموماً نمایی از موضوعات را با مخاطبان در میان میگذارد. موفق باشید
ما وظیفه خودمان را انجام میدهیم او هم وظیفه خودش را خیلی ها نگرانند. چون شروط ما نقض شده است نگرانند که نکند مسئولین واکنش لازم را نشان ندهند این نگرانی ها طبیعی و نشانه حساسیت مردم است. اما بدانید ورود به موضوعی در این سطح یا خروج از یک توافق و تفاهم نامه بین المللی یک تصمیم کوچک و روزمره نیست که با اولین نشانه اختلاف یا اولین نقض احتمالی همان لحظه همه چیز را تمام کنیم. گاهی فقط حق داشتن کافی نیست باید بتوانی حقانیت خودت را هم برای افکار عمومی که هنوز سوال دارند اثبات کنی. گاهی لازم است آن قدر سند و مدرک جمع بشود که هیچکس نتواند در باره بدعهدی دشمن تردید کند. گاهی لازم است طرف مقابل آن قدر در نقض تعهدات پیش برود که حتی نزدیک ترین حامیانش هم نتوانند از او دفاع کنند. گاهی ما از همه محاسبات امنیتی و نظامی و سیاسی خبر نداریم. نمیدانیم چه زمان بندی هایی در حال بررسی است. چه ملاحظاتی در میدان وجود دارد و چه اقداماتی در پشت صحنه در حال انجام است. خیلی وقت ها مسئولان مجبورند ده ها متغیر را همزمان مدیریت کنند. برای همین نباید هر سکوتی را به معنای بی عملی و هر صبری را به معنای ناتوانی تعبیر کرد. بارها اتفاق افتاده که عده ای از روی ظاهر ماجرا قضاوت کرده اند بعد از مدتی معلوم شده که داستان بسیار پیچیده تر از چیزی بوده که تصور میکردند. پس نگران نباشید مطالبه گر باشید اما مضطرب و نا امید خیر. وظیفه ما حفظ روحیه وحدت و خیابان است. بقیه اش را به خدا میسپاریم ما وظیفه خود را انجام میدهیم و رهبر انقلاب وظیفه خود را.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. حقیقتاً باید با همۀ حیلهگریهای دشمن نگران نبود به حکم: «إن الله یدافع عن الذین آمنوا» خداوند خودش مدافع آنهایی است که ایمان به خداوند دارند. و تا حال نیز چنین بوده. ولی آری! باید مطالبهگر بود به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب فرمودند: « ما یعنی شما ملّت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفتهشده خواهیم بود. امّا بدیهی است مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد، به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود» موفق باشید
استاد بزرگوار اولا: خداوند در آیه ۵۹ سوره نساء می فرماید : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ۖ دوما: امام راحل فرمود: ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است. سوم: با توجه به لازم الاطاعة بودن نظر روشن ولی فقیه برای کارگزاران نظام اسلامی و با عنایت به ابراز نظر صریح امام جامعه مبنی بر اینکه «علی الاصول نظر دیگری داشته اند» ، آیا کارگزارانی که همچنان بر نظر قبلی خود که متفاوت با نظر ولی خدا بوده، اصرار دارند و به ژنو رفته اند، مشروعیت دارند؟ لطفا از نظر فقهی بفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید رهبر معظم انقلاب پس از شنیدن نظرات تیم دولت، دستور مستقیم ندادند تا تصور شود دولت در مقابل دستور ایشان تمرّد کرده بلکه کار را به شعام واگذار کردند و در این رابطه جناب آقای عباسی ولدی با نظر به همین دغدغه آن نکات را فرمودند. https://eitaa.com/matalebevijeh/22977 موفق باشید
سلام: به صورت عجیبی مطالبتان شور انقلابی و کنش گری را تضعیف میکند، سوالی است تا شما را به فکر بیندازد که اندیشه های جدید شما آیا دعوت به تفکری آرام در میان جنگی بزرگ نیست؟ اینک زمان کنش است و مطالبه، چیزی که در ادبیات فعلی شما دیده نمیشود!!!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضوری باید اندیشید که بحمدالله با ایران در جهان شروع شده و باید به انسانیت انسانها بیندیشیم که امری است با حضورِ جهانیمان. در «دولت ملت» که نوعی حضور تمدنی با نظر به آینده مدّ نظر میباشد، افراد همدیگر را درک میکنند و این حضوری است غیر از آن حضور که ارباب و کدخدا سرنوشت مردم را در دست دارد و از این جهت یعنی با نظر به «دولت ملت» و حضور تمدنی ایران، باید به امکان دیگری که پیش آمده است بیندیشیم. موفق باشید
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام. استاد عزیز با خواندن دو پرسش آخری که در کانال مطالب ویژه گذاشتید واقعاً از ته دل ناراحت شدم. (۴۱۸۸۰ و ۴۱۸۷۹) خودم رو در کنار شما دیدم و این تنهایی رو احساس کردم و در دلم گفتم چه من در کنار استاد هستم حتی اگر اشتباه کرده باشم چون نظری که داشتم در مورد تفاهم مذاکره در زمان حال حاضر نسبت به زمان قبل از جنگ رمضان از سر تعصب و لجاجت نبوده به همین خاطر نتونستم این احساس و حس رو با شما در میون نگذارم. استاد به خدا ما هم دوست داریم که شهادت نصیبمون بشه و در این راه تمام هستی خودمون رو فدا کنیم حتی حاضریم از آبرومون هم بگذریم. به امید فتح نهایی منتظر جوابتون هستم استاد یا علی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند به لطف خودش جنابعالی را به نور حکمت ذیل حضور تاریخیِ آن رهبر شهید منوّر بگرداند و در نهایت، زندگی تان منتهی به شهادت شود. حقیقتاً ما برای حضور در تاریخی که باید تمدن نوین اسلامی در آن به میان آید نیاز به «حکمت» داریم به همان معنایی که حضرت سجاد «علیهالسلام» در آن روایت متذکر شدند که خداوند برای متعمّقون در آخرالزمان، سورۀ اخلاص و ۶ آیۀ اول سورۀ حدید را نازل فرمود و به همان معنایی که رهبر شهیدمان میفرمایند: «فلسفه در اسلوب و محتواي صدرايي، جاي خالي خويش را در انديشه انسان اين روزگار ميجويد و سرانجام خواهد يافت». و اینجا است که آری! ما نیاز داریم افراد با عقاید خوب خود مثلاً در نقصهای طرح مذاکره متوجۀ نظرات افرادی که با دلسوزی نظر به مذاکره دارند را هم مدّ نظر قرار دهیم و متأسفانه این امر در بعضی از رفقا دیده نمیشود. اینجا است که نگران میشویم آیا افقی که برای حضور در تاریخ تحقق تمدن اسلامی گشوده شده است، ناهموار نمیگردد؟ موفق باشید https://eitaa.com/bartarin_hozoor/125
سلام استاد خسته نباشید. سوالی داشتم: قاعدتاً دو چیز می تواند جلوی انسان برای انجام گناهانی چون خود ارضایی، کشف حجاب، روابط نامشروع و... را بگیرد؛ یا «انسانیت» یا «اعتقادات». وقتی برای کسی هیچ کدام از دو مورد بالا نباشد، ما تا صبح هم که بیاییم دلیل عقلی بیاوریم و اثبات کنیم و فواید و مضرات بگیم و امر به معروف و نهی از منکر و کار فرهنگی بکنیم و قانون گذاری، چه تأثیری دارد؟ و اصلاً این کار ها را هم که بکنیم، صلب آزادی اندیشه و تفکر نمی شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بشر جدید با روحیۀ آخرالزمانی خود طالب نهایتها میباشد و باید با نوعی گفتگو در این مورد با آن وارد شد تا متوجه شود با اعمالی که نام بردید از آن حضور معنوی که نیاز روح و روان اوست، محروم میشود و از این جهت مباحث «معرفت نفس» به جهت آنکه به جای استدلالی حالت حضوری دارد، میتواند مفید باشد. کاری که در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» مطرح شده است. موفق باشید
سلام وقتتون بخیر استاد اینکه در نوشته های اخیرتون اشاره به اینکه در انقلاب مرگ تبدیل به شهادت شده و بل احیا عند ربهم یرزقون رو میفرمایید که مربوط به برزخ و.. نیست که همه دارن بلکه یه حضور خاصیه، منظورتون اینه که با رفتنش در همین دنیا حضورش فقط نظم بازی استکبار رو بهم میزنه یا اینکه این حضور رو شهید یا میتی که در حضور انقلاب از دنیا رفته رو خودش درک میکنه؟ و بعد از مرگ در این حضور باقی هست در برزخ و... خودش؟ یعنی میخواستم بپرسم اینکه فرمودید حضورش مربوط به برزخ همه اموات نیست ، اما خب همون حضور خاص توحیدی رو خودش بالاخره در برزخش حس میکنه، درسته؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت حضور شهید بعد از شهادت، همانی است که رهبر شهیدمان از آن خبر دادند و فرمودند: «شهدا مایه رونق حیات معنویاند در کشور. حیات معنوی یعنی روحیه، یعنی احساس هویّت، یعنی هدفداری، یعنی به سمت آرمانها حرکتکردن، عدم توقّف؛ این کار شهدا است؛ ... وقتی میروند، با جان خودشان: «وَ یَستَبشِرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم مِن خَلفِهِم اَلّا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یَحزَنون؛» ... وقتی میروند، معنویّتشان، صدایشان تازه بعد از رفتن بلند میشود. نطق شهدا بعد از شهیدشدن باز میشود، ... با ماها دارند سخن میگویند... اگر این پیام را بشنویم، روحیهها قوی خواهد شد، حرکت، حرکت جدّیای خواهد شد....»(۱۴ آبان ۹۷) و این، نوعی حضور در همین دنیا میباشد. موفق باشید
سلام اگر ما جنگ را جنگ تمدنی، نظم جدید زندگی غیر یهودی و غیر مدرن و رسیدن به جهان حقیقی انقلاب اسلامی و استقرار کامل در اینها میدانیم حال چگونه باید زندگی کرد؟! زیرا بنده بعنوان یک نفر از میلیون ها نفر هیچ گونه زندگی روی زمین بعنوان زیستن طبیعی ندارم و دشمن باعثش بود و پیروزی را زمانی میدانم که زندگی طبیعی زمینی برایم محقق شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال در هر شرایطی راهی مقابل انسان گشوده شده است که با تواضع میتوان آن راه را پیدا کرد و در آن قرار گرفت. موفق باشید
سلام: حقیر ۱۴ جلد از تفسیر تسنیم را گوش کرده و مطالعه کرده ام سوال حقیر اینست که چون دو سال دیگر قصد ادامه درس خارج اصول را دارم، میخواستم بپرسم کدام موضوع اصولی بیشتر به درد من میخورد مباحث اصول اولیه یا مطالب اول علم اصول؟ البته من ۴ سال است اصول شرکت کرده ام و مباحثی مثل اجتماع امر و نهی و عام و خاص و مباحث ظن را خوانده ام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته بنده در این موارد تخصص لازم را ندارم. رفقای اهل نظر می فرمایند اگر مباحثی که به تفسیر هم مرتبط باشد مد نظر شماست، طبیعتا مباحث الفاظ بیشتر از مباحث قطع و ظن و اصول عملیه به تفسیر مرتبط است.
البته به صورت کلی توجه داشته باشید علم اصول، ناظر به استنباط حکم فقهی تدوین شدهاست و حتی بخش الفاظ هم هر چند به فهم مراد از متن کمک میکند ولی از آن جهت که به غرض استنباط حکم فقهی از متون دینی منجمله قرآن تدوین شدهاست، برای فهم معارف کفایت نمیکند. موفق باشید
سلام: من تقريبا چند ساله كه دارم هر كارى ميكنم تا بتونم اون آدمى باشم كه خدا ازش راضيه از خوندن كتابهاى معنوى و فيلم و سخنرانى گرفته تا درخواست از ائمه و امام رضا (ع) ولى انگار بى فايدست اصلا جواب نميده البته بى اهميتى خودمم هست نميدونم چرا بعضى وقتا راضى بودن خدا خيلى خيلى برام مهمه و بعضى وقتام انگار اصلا خدا رو نميشناسم. يه روز موئمنم يه روز اصن رفتارا و كارام برام هيج اهميتى نداره. مثلا سر چيزاى كوچيك با مامانم بحث ميكنم و باهاشون بد صحبت ميكنم حجابم برام مهم نيست نمازام قضا ميشه آهنگاى بد گوش ميكنم و... خسته شدم ديگه از اينكه نميدونم با خودم چند چندم ولى خيلى خيلى دوست دارم اون آدمى باشم كه حتى وقتى اب هم ميخوره به اين فكر ميكنه كه خدا ازاين كارش راضيه يا نه ولى نميتونم اينطورى باشم انگار خيلى سخته. بعضى شبا دوس دارم تا صبح نماز بخونم و بعضى وقتا هم حتى نمازاى واجبم قضا ميشه. نميدونم منظورم رو درست متوجه شدين يا نه لطفا بهم بگين براى اينكه به يه اعتقاد قلبى برسم كه حتى اگه جونمم وسط باشه ازش نگذرم و هر كارى براش بکنم بايد چيكار كرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بفرمایید به خودتان در زندگی برنامه بدهید و تا آنجا که ممکن است طبق آن برنامه عمل کنید و در دادنِ برنامه به خودتان سختگیری نکنید. از جمله نکاتی که برای آن برنامه ریزی کنید دنبال کردن شرح دعای مکارم الاخلاق حضرت سجاد «علیه السلام» است که روی سایت هست https://lobolmizan.ir/sound/646?mark=%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85 . موفق باشید
سلام علیکم: عزاداری های شما قبول. حاج آقا بنده مادر یک پسر نوجوان هستم ایشون قبل و بعد تکلیف خیلی به مسائل شرعی من جمله نماز و... مقید بود ولی الان چند ماهی میشه تقیدی به نماز نداره، در مورد مسائل اعتقادی و سیاسی هم نظراتش متفاوت شده ما تقریبا تمام اصول تربیتی رو تا جایی که از دستمون براومده در مورد ایشون رعایت کردیم و این چند ماهه اندازه چند قرن برای ما گذشته. از بس که تلخ و باورناپذیر بوده. پیشنهاد حضرتعالی برای شرایط ما چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این عزیزان نیاز دارند تا جوابهای سؤالاتشان با ادبیات و عمق بیشتر از آنچه که تا دیروز با آنها در میان میگذاشتیم؛ جواب داده شود. بیحساب نبود که آن رهبر شهید بصیر در ۱۴۰۲/۰۴/۲۱ https://khl.ink/f/53333 فرمودند: « ... آن نقطهای را که من امروز انتخاب کردهام تا روی آن صحبت کنیم، مسئلهی تبلیغ است. واقعاً با اطّلاعاتی که به من میرسد از جهات مختلف، نسبت به تبلیغ نگرانم! بله، همهی این فعّالیّت هایی که ذکر شده، بیان شده، گزارش شده، واقعی است، درست است، میدانیم؛ در عین حال نیاز ما بیش از اینها است! اینقدر ظرفیّت تبلیغ در این کشور انبوه و متراکم و گسترده است که اگر ما چندین برابر آن مقداری هم که کار میکنیم، کار کنیم، به نظرم این ظرفیّت پُر نمیشود. هم به تبلیغ احتیاج داریم، هم به موعظه احتیاج داریم، هم به تحقیق احتیاج داریم؛ اگر تبلیغ ما متّکی به تحقیق نباشد، خنثی و ابتر خواهد شد. حالا من یک مطلبی را در پایان عرایضم عرض میکنم. لذا امروز من چند مطلب دربارهی تبلیغ را آماده کردهام که به شما عزیزان عرض میکنم...». در همین رابطه حدود ۱۷ سال پیش بحث «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» عرض شد و هنوز هم امیدواریم که با تشخیص دقیق سؤالات جوانانمان، اعتراضات آنها را نردبانی برای صعود هرچه بیشترشان بگردانیم، مشروط بر آنکه جوانانمان را درک کنیم. موفق باشید
سلام و عرض ارادت چرا در کانال از محمدی صوت میگزارید کارشناسی که صحبتهای ظریف رو عینا تکرار میکنه از شما خیلی تعجب میکنم حاصل اعمال چهل ساله کجاست ؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به تخصص و سوابق آقای دکتر مهدی محمدی است که جناب سردار قالیباف به خوبی تشخیص دادند ایشان را به عنوان مشاور انتخاب کنند. پیشنهاد بنده آن است که آزاد از این قضاوتها و با نظر به پیام رهبر معظم انقلاب که به ما توصیه میکنند تا آنجا که ممکن است از اختلاف پرهیز کنیم؛ با دقت به نکاتی که آقای محمدی میفرمایند فکر کنید بدون آنکه بخواهیم مرید کسی باشیم. عنایت داشتید که حتی برنامۀ «به وقت ایران» که بحمدالله عزیزان اهل نظر و اندیشمند آن را اداره میکنند، اخیراً آقای محمدی را در رابطه با نکات مهمی که عموماً ایشان در آن صاحبنظر هستند دعوت نمودند و البته این بدان معنا نیست که از دیگر صاحبنظران در این مورد مانند آقای دکتر سعدالله زارعی و یا آقای دکتر خوشچشم غفلت شود. ولی در هر حال با نظر به جایگاه و تخصص ایشان اگر به دنبال نکات استراتژیک در مورد جنگ اخیر هستید، حتماً نمیتوانید از امثال آقای محمدی منصرف شوید. آیا این حاصل اعمال 40 ساله نیست که گرفتار جوّ انکارِ دیگران نمیشویم؟!!! عرایضی در سلسله مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» در شماره -106 تحت عنوان«ما و جهانی که همه در آن جهان هستیم» شده است خوب است نظری به آن بیاندازید.https://eitaa.com/bartarin_hozoor موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم (اعتدلال نفسانی؛ لازمه اقتصاد اسلامی). مواجه تفکر غرب با جامعه از جنس سرعت و کثرت روحیه ای را گستراند که انسان ها بخواهند در کمترین زمان به بیشتزین سود برسند. اینچنین ضمضمه های گران فروشی به فریاد فقر کشیده شد. روحیه ای که دیگر مایل نبود روالِ _شاید بشود گفت هزاران ساله ی_ تعاونات بشری را ادامه دهد؛ به گونه ای که دیگر فعالیت خود را به سود معمول ادامه نداد و خواست هرآنچه ار دست دارد را به بالاترین سود ها مبادله کند. آن روال هزاران ساله ای که بیان شد، روحیه ای عقل گرا بود که حساب و کتاب داشت و حس رضایتمندی از تعاملات اقتصادی متعادل_یا به نگاه امروزی، خورد!_ باعث میشد کار خویش را به بهترین شیوه در اوج حس مسئولیت پذیری به انجام برساند. جهان امروز نیز لاجرم از بازگشت به همان روحیه گذشته است که برپایه تعقل و منطق و ارتباط برابر و اجتماع گرای درضمن حفظ خود است تا از خود گرایی محض خارج شود. آن روحیه ای که در غالب ها نمیگنجید، و امروز نیز با ابزار های جدید تا حدود بسیاری همخوان است؛ اگر چه که برخی از ابزار های امروز برپایه همان روحیه ی غربی شکل گرفته اند که ذاتا با مناعتطبع و قناعت و تعقل در تضاد هستند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم معنایی است که بشر باید از خود داشته باشد. انقلاب اسلامی به عنوان «جهان بین دو جهان» متذکر حضور انسان جدید است در جهان جدید، در عین توجه به انسانیت انسانیِ انسانها تا با رعایت هر انسانی از آن جهت که انسان است، عملاً خود را در وسعت انسانیتِ انسانها حاضر میکند که نماد امروزینِ آن را در آن «آقای شهید ایران» یافتید تا آنجایی که وصیت کردند روی کفن خود آن جمله را بنویسند https://eitaa.com/matalebevijeh/23281 موفق باشید
سلام ببخشید این جنگ به نقطه غیر قابل بازگشت رسیده. اینجا همان مرحله ظهور و بروز این جنگ وجودی ست.یا استقلال و امنیت و خاک ایران خواهد ماند یا ابرقدرتی و قدرت هژمون بودن آمریکا در جهان ... هیچ حالت سومی متصور نیست. یا آمریکا باید یک پیروزی روشن به دست آورد و تنگه هرمز را کاملا تحت اختیار داشته باشد یا زیربنای قدرت این فرعون زمان متلاشی خواهد شد و همین جنگ نقطه عطف غرق شدندآمریکا خواهد بود. لذا بسیار طبیعی و بدیهیست که تمام ظرفیت های خارجی و داخلی اعم از منافق و کودتاچی و سلطنت طلب و اصولگرای غربگرا و اصطلاح طلب مفسد و همسایه خائن و...همه و همه به این میدان خواهند آمد. جنگ احزاب انقلاب اسلامی ست.به هوش باشید و بیدار که دل به یاران سست عنصر نبندید و نگاهتان به نائب امام زمان باشد و بدانید که ((هر مصر فرعونی دریا دارد...)) اینجا محل تفسیر شدن آیه کلّا انّ معی ربّی ست.اینجا محل بلعیده شدن تمام سِحرهاست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکمت الهی را بنگرید که چگونه از طریق تنگه هرمز میدانی برای حضور ما در تاریخ گشوده است که جبهه استکبار هیچ راهی برای نجات خود از این میدان ندارد و تماماً با تحقیر و شکست روبرو شده است .چه خوب گفتند که: امروز "تنگهی هرمز"، تنگه اُحد است. درود بر دلاورمردان محافظ تنگه که هیچ غنیمتی قلب و توجه مراقب آنها را فریب نمیدهد. در این رابطه خوب است به لطف الهی بیندیشیم که چگونه خدا مقدّر کرده است تا ما بتوانیم در مقابل جبهۀ استکبار با آنهمه قدرتهای ظاهری، بایستیم و به لطف الهی همانطور که میفرمایید هیبت جهان استکبار از طریق این ملت بشکند. همانطور که آقای رامین نصیری نکات خوبی میفرمایند https://eitaa.com/matalebevijeh/23215
ایالات متحده حتی تصور هم نمیکرد که روزی کشوری بتواند در برابرش بایستد و از اجرای دستوراتش سر باز زند؛ با این حال، ایران نه تنها چنین کرد، بلکه آن را به وضعیتی از تحقیر کامل کشاند.
🔹این یک واقعیتی است که حاکمیت آمریکا را زجر میدهد؛ تصور اینکه ملتی وجود دارد که برای قدرت و هیبت آمریکا تره هم خُرد نمیکند، پایبند به ارزش ها و اعتقادات خود است، از شرف و عزت و استقلال خود دفاع میکند، و بر همین اساس سخت ترین ضربات را به امپراتوری زر و زور و تزویر وارد کرده، آنها را زجر میدهد.
🔹حال نه توانایی سرکوب این ملت را دارند، و نه میتوانند با وعده های سر خرمن آن را بفریبند. ایران اکنون به کمتر از تسلیم آمریکا و اخراج ارتش تروریستی اش از منطقه خلیج فارس راضی نخواهد شد.
موفق باشید
سلام استاد وقت شما بخیر: از میان دوستان قدیمی، دوستی داشتم که به نظام خودمون خوش بین نبود، کم کم شدتش بیشتر شد، تا جایی که برای شهادت آقا خوشحال بود.😔 من دیگه باهاش ارتباط ندارم، اما نمیدونم چیکارکنم، یکبار بهش زنگ بزنم و سعی کنم حرفهایی که میدونم درست هست رو بهش گفته باشم؟ سعی کنم و تلاش کنم براش؟ یا کلا باهاش ارتباطم رو قطع کنم؟ دوستیمون خیلی عمیق بود، هم دلم برای دوستیمون میسوزه هم خودش که با انتخاب های غلطش، آخرتش رو نابود میکنه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر زمینۀ انصاف دارد؛ نباید با او قطع رابطه کرد. ولی اگر حقیقتاً اهل انصاف نیست، چرا وقت خود را صرف او کنید. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: بنده با کتابهای شما آشنایی دارم فرهنگ مدرنیته و توهم، گزینش تکنولوژی و علل تزلزل تمدن غرب و ... خوندم، در مجموعهای کار میکنم که محصول پیچیدهای ساخته میشه، ما از اسناد مهندسی آمریکایی و روسی استفاده میکنیم چه برای مهندسی و چه برای مهندسی سیستم (که به نوعی ساماندهی کار مهندسان و محصول است). اما بنده با مواجه با آثار شما و مطالعه برخی از آثار ملاصدرا و کتب امام به مدد جمعی از دوستان متوجه شدم که در انقلاب اسلامی نمیتوان با تکیه بر دستورالعملهای غربی ساماندهی محصولی پیچیده را انجام داد و باید طرحی نو درانداخت. بنده همچنین با توجه به نگاه شما به آثار هایدگر طالب بهرهبردن از ایشان هم هستم مقاله پرسش از تکنولوژی هایدگر را با این طلب خواندم که اصلا تکنولوژی چیست؟ چگونه میتوان از آن بهره برد اما ذیل آن قرار نگرفت و به نظرم آمد وقتی محصولی بسیار پیچیده است باید از اصل تکنولوژی پرسش کرد. کتاب هستی و زمان ایشان را تهیه کردم اما متوجه آن نمیشوم. میخواهم در عالَم انقلاب اسلامی این مساله حل شود نه بیرون از تاریخ و در فضای توسعهنیافتگی و امید پوچ به غرب. شعار امام خمینی که میفرمایند نه شرقی و نه غربی چگونه در مهندسی ساری و جاری شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم : خدا قوت و آفرین به این همت. همین روحیه را اگر ادامه دهید و از آن کوتاه نیایید خود به خود راهی در مقابل تان گشوده میشود که میتوانید در فضای عقل تکنیکی گرفتار گشتلی که جناب هایدگر از آن سخن میگوید نشوید. در این رابطه کتاب عقل تکنیکی همراه با مباحث صوتی آن ، به اضافه ۱۵ نکته در موضوع عقل تکنیکی و عرایضی که در این مورد شده ان شاالله میتواند راهگشا باشد. و پس از آن جناب استاد امیرنجات بخش در مرکز سها نکاتی در رابطه با اقتصاد مقاومتی مطرح فرمودهاند که راهگشا میباشد. موفق باشد
سلام استاد گرامی: در مصلای امام خمینی، در مراسم وداع با امام شهید، یکی از مداحان گفت: «مردم بیاین دعا کنیم رهبری به خوابمون بیاد.» دلم شکست. بنده بعد از شهادت امام خامنه ای، دوبار خواب ایشون رو دیدم. صرف نظر از محتوای خواب، خوشحال بودم که می بینمشون و خوشحال بودم که من رو دیدند و به خواب من اومدند. ولی وقتی از یکی از اساتید تعبیر خوابم رو جویا شدم، بهم توصیه کردند که از هوش مصنوعی بپرسم. از این پیشنهاد دلم گرفت. مگه هوش مصنوعی، عشق میفهمه!؟! احساس کردم شاید آدم هایی مثل بنده که ایمان و عمل و علم معمولی دارند، رابطه شون با عوالم دیگر قطع است و گویا حتی خواب هاشون هم نمی تونه پیام یا بشارت یا هشداری از عوالم دیگر داشته باشه. گویا ما عوام، هر چه و هر کس که در خواب و بیداری حس می کنیم، اگر حاصل روزمرگی نباشد، نهایتا ریشه در مسائل روانشناختی دارد. باور این موضوع خیلی دردناک است. بنده ی عوام، من عوام نمی دونم چجوری توضیح بدم که مسائل من در نظر خواص لااقل در حد شنیده شدن، اهمیت داشته باشد. ببخشید مزاحم شدم. ممنون.
باسمه تعالی: سلام علیکم : مگر حکایت ما با آن رهبر شهید در حد آن است که آن عزیز به خواب ما بیاید و یا نیاید؟ در حالی که همواره میتوان با او زندگی کرد هزار برابر بیشتر از آنکه به خوابمان بیاید. ازآن عجیبتر که از جناب هوش مصنوعی بخواهیم خواب ما را تعبیر کند. آری اگر به دنبال آن هستید که آن عزیز به خوابتان بیاید و از این همه حضوری که او در جان ما به وجود آورد و با گفتار و رفتار خود راههای بلندی را نشان داد غافل شویم، معلوم است که کارمان به هوش مصنوعی می کشد.🤔
بسمه تعالی. سلام علیکم: استاد بنده برای انتخاب سطح عالی با حدود ۲۰ استاد صحبت کردم و مشورت گرفتم اما به نتیجه ای نرسیدم لذا به شما پناه آوردم و بعد از شما دیگر کارم با استخاره است. هر کس بنابر مذاق خود چیزی میگوید؛ برخی علاقه و نیاز جامعه را محور انتخاب میدانند. برخی سنت حوزوی را محور میدانند بدون در نظر گرفتن حال شخص. برخی هدفی که برای اشتغال خدمت گزاری در آینده متصور شده ایم را محور میدانند. آن کسانی که تخصصا فقه خوانده اند میگویند فقه و اصول بخوان. آن کسانی که فلسفه خوانده اند میگویند فلسفه بخوان. دقیقا یک پیام مشترکی که برای اساتید فرستادم هرکدام براساس راه خود پاسخ دادند. گویی هیچ مبنا و معیاری نیست که هرکس خود را با آن بسنجد و جای خود را مشخص کند. اما هیچ کدام مرا قانع نکرد. استاد بنده ذهنم کلی نگره، افق محوره، آینده نگره. در روند تحصیلی سیر ذهنیم از کلی به جزئی است. بسیار بسیار بسیار به مباحث معرفت نفسی و هستی شناسی علاقه دارم، علاقه ای نه برای دانستن، بلکه برای بودن (بنایی که فقه دارد که چگونه باشیم را و پایه آنرا در حکمت و معرفت میچینم). هدفم در آینده حضور در بستر فرهنگ و رسانه و تفکر و نظام سازی فکری_فرهنگی حتی قانونی است. در حال حاضر بسیار از فقه (آنهم به صورت تخصصی) نا مانوس و گریزانم؛ چرا که پایه ها و افق های کلان مشخص نیست و در دریای جزئیات فقه خفه میشوم. اما فقه را ذاتا دوست دارم اما روند فکری و تحصیلی ام همراهی نمیکند که با شیوه مرسوم حوزه در پایه ۷ به بعد رسائل مکاسب را به طور جدّ پیگیری کنم که فلسفه ام در حاشیه قرار گیرد، احساس پوچی میکنم. فقه را بعد از فلسفه به طور جدّ میخواهم به صورتی که بعد از سطح ۳ درس خارج های فقه و اصولی شرکت کنم. اما در سطح دو و سه به صورت عمومی فقه و اصول بخوانم و بیشتر در حکمت تفقه کنم. در حال حاضر حتی لمعه خوانی همبرایم مشکل است که به سختی امتحاناتش را نیز قبول میشوم. من بسیار احساس بی جایی، بی هویتی، نا امیدی پیدا کرده ام با این روند آموزشی. حس کارآمد بودن، حس بکار آمدن همین فقه و اصول به طور عمومی در میان طلاب خوابیده و خاموش است. من اگر الان میخواهم فلسه بخوانم و یا اگر میخواهم فقه عمومی بخوانم و بعدا درس خارج فقه و اصول شرکت کنم، نه برای اینکه معلوماتم را زیاد کنم، بل برای اینکه بتوانم مراحل تحصیل را بگونه ای بروم که چشمه شود و نه اینکه بعد از ۱۰ _۱۵ سال درس خواندن همچنان گیج و سردرگم به کمترین حالت بسنده کنم (همچنان که روند عمومی حوزه اینگونه شده...) چکار کنم به نظرتان؟ خوب است که اصل را بر فلسفه و حکمت بگزارم و از فقه اصولی که امروزه در موسسات تدریس میکنند که بیش از ده ساعت در روز را به خود اختصاص میدهد و هیچ چیز دیگری را اجازه تحصیل نمیدهد، فاصله بگیرم و در حد عمومی پشت سر بگذارم؟ اما مردانه بعد از سطح در درس خارج فعالانه و پویا حاضر باشم؟ همچنان در در بیانات امام شهید آمده که درس سطوح را زود و عمومی بگذرانید و اصل را بر درس خارج بگذارید. متنشان را برایتان مرقوم میدارم: «برای این طلبه سطح را میخواند که وقتی درس خارج میرود، استاد مجبور نباشد هر مسئله را از اول برای او بگوید؛ رؤوس مطالب را بداند... وقتی که استاد به «اجتماع امر و نهی» اشاره میکند، بداند که اجتماع امر و نهی یعنی چه؛ بداند اصالة الجواز یعنی چه؛ تا استاد در زمینه تحقیق آن مسئله نظراتش را بیان کند و نخواهد از صفر شروع کند... پس ما در دورهی سطح فقط احتیاج داریم که یک دوره اصول و فقه را به صورت فقط آشنایی ـ که بداند این چیست ـ به طلبه یاد بدهند. این دوره فقط برای آشنا شدن است... فرض بفرمایید طلبه میخواهد بداند اصلاً علم اصول یعنی چه؟ وقتی که راجع به مباحث الفاظ بحث میکنند، مباحث الفاظ یعنی چه و این مباحث چیست؟ یا مباحث عقلیه و از این قبیل. میخواهد اجمالاً از این اصطلاحات سر در بیاورد و اندکی راجع به آنها بداند. در زمینهی فقه هم طلبه احتیاج دارد که از طهارت تا دیات یک دوره مسئله بداند، با اندکی اشاره به استدلال... ما میخواهیم کاری صورت گیرد که طلبه وقتی به پای درس خارج ـ که اول شروع کار جدی است، والا بقیه مقدمات درس خارج است ـ میرسد، اگر استاد در درس خارج کلمهای گفت و اشارهای کرد، او گیج و گم نباشد. تحصیل در حوزه باید طوری باشد که دورهی ادبیات و سطوح در ظرف حداکثر پنج سال تمام شود و بعد طلبه پای درس خارج بنشیند...» لذا این نوع مواجه پایه ۷ تا ۱۰ که پدر طلبه را در میآورند، اگر اشتباه نباشد (که بنابر نظر امام شهید در این مطالبی که ارسال میشود و هزارنا جای دیگر که حرف از عوض شدنکفایه و مکاسب هم هست..) برای بنده کاربردی احتمالا نباشد. جوایای نظرتان هستم. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت سادهای نیست آنهم نسلی که به راحتی نمیتواند با آنچه در دیروز پذیرفته شده بود، در امروزش با آن کنار آید مگر آنکه جایگاه امروزین آن فعالیت و کار را بیابد. و دقیقاً مسئله همین است که نه میتوانید از آنچه رسائل و مکاسب میگویند جدا شوید، و نه میتوانید خود را فریب دهید و به آن مطالب دل ببندید. و در این میدان به این نکته بیندیشید که در نسبت با آن دو کتاب، نه برای آن که آنچه گفتهاند را بدانید و مانند کودکِ مکتبی به ذهن بسپارید، بلکه مانند اندیشمندی که باید جایگاه آن نوشتهها را و آن کلمات را بداند با روحیۀ فرهیختگی با آن نوشتهها مواجه میشوید. این است توصیۀ آن رهبر شهید که شما اسیر آن نوشتهها نمیشوید ولی همچون اندیشمندی فرهیخته با آنان برخورد میکنید. موفق باشید
سلام: در مورد تمجید استاد از سخنان حداد عادل؛ اولا تعریف آقا از مذاکره کنندگان نافی سوء نیت اونهاس نه ساده لوحی و اختلال محاسباتی اونها. دوما: وقتی آقا می فرمایند برخلاف نظرم اجازه دادم، یعنی این اختلاف رو کشاندن بین مردم و هزینه تبعات اون رو ترجیح دادن به نتایج یک دندگی مسئولین. چون اینها هنوز عبرت نمی گیرند!!! (این رو بذار در کنار اینکه زاکانی گفت بیش از بیست بار بردن پیش آقا، لاریجانی گفت با قهر نمیشه کار پیش برد صحبتهای آقای نبویان و ... ) سوما: اینکه آقا راضی نیست، صرفا به علت کم بودن امتیازهای ماست از کجا استنباط می شه؟ (قطعا غلطه!) احتمال داره عدم رضایت از خسران و ضرر زیاد اون تفاهم باشه. به همین علت آقا آشکار کرد و فرمود ما منتظریم!! یعنی احتمال زیاد بخش قابل توجهی هم محقق نخواهد شد. چهارم: خود دکتر حداد میگه اگه در آینده مذاکرات شکست خورد، رهبری نظرش رو قبلا فرموده، نمیشه به ایشان منتسب کرد!! خب پس رهبر معظم این رو درست نمی دونسته که خواسته جلوی این کار رو بگیره و تجربه برجام و انتساب به رهبری تکرار نشه. پنجم: اجازه صادر کردم، با توجه به نکات بالا یعنی اینها هنوز نفهمیدن و هنوز عبرت نگرفتن! چه کنه رهبر معظم که با همینها باید کشور رو اداره کنه!!! ششم: آقا ما می گیم ترامپ و ... کذابن! این همتی احمق و صادق الحسینی رو چه کنیم! اونها که گفتن اگه محصولشون خوب باشه می خریم!!! یعنی هم بازار دشمن رو رونق بدیم هم به دشمن اعتماد کنیم (احتمال بیوتروریسم عمومی)!!! البته که نباید اهانت کرد اما با این کارها، این ضربه آقایان به ولایت فقیه رفع و رجوع نمیشه!!!!
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر عنایت کرده باشید بنده در آن جملهای که در رابطه با سبک برخورد آقای دکتر حداد عرض شد، آخر آن جمله این بود: «تذکر آخر دکتر حداد عادل که ما در نسبت با همدیگر چگونه باید باشیم». آری! این نکتۀ مهمی است «ما در نسبت با همدیگر چگونه باید باشیم.» این همۀ آن چیزی است که ما در این تاریخ باید مدّ نظر قرار دهیم تا حال ۷۹ نکته تحت عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» مطرح شده است https://eitaa.com/bartarin_hozoor در همین رابطه عرض شد که باید نسبت به آینده بسیار امیدوار بود. امید است که جواب خود را با نظر به آن نکات بیابید. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم و رضوانه و ریحانه مائیم وجهانی پیش رو در انتظارما! یا فتاح در طلیعه ظهور ولایت سید مجتبی خامنه ای«حفظه الله»، ما شاهد حضور درکرانۀ معناهایی از زندگی شدیم که تا دیروز از آن غافل بودیم، ما با او وارد مرحله جدیدی از انسان سیاسی الهی شدیم، انسانی برانگیخته برای ساخت جهان های از دست رفته! استعدادهایی که با شروع این جنگ به فعلیت رسیدند آنهم نه در ساحت فردی بلکه در یک ساحت و فعلیت اجتماعی، جهانی در میان ویرانه های عالم تکنیک و مدرنیته، برای خلق انسان جدید انتظار می کشید و این با شهادت سید علی گشوده شد. ما در لبۀ خلق معناهایی متعالی از حماسه و خون و فتح به تاریخی هستیم که مناسباتش را تا امروز بر صورت پول وثروت و شهوت و قدرت بنا کرده بود. این دستاوردی است که نیازمند روایت و حفظ است. وقتی معنا از جامعه ای رخت بر می بندد، پوچی تاروپود زندگی آدمی را در می نوردد و اینگونه است که تاریخ، تاریخ فرار می شود! فرار از خود و سرکردن با انواع بیخودی ها برای گذران زندگی سرد و بی روح، و تاریخ در فروبستگی درجا می زند! اینک، بار دیگر رایحۀ معنا و فطرت و معنویتی از دست رفته از جانب شرق جغرافیای تاریخ به مشام غرب زدۀ بشر وزیده است و نوید و عطر دیگری را با خود دارد. زندگی بدون ننگ و عار و تعفن زدۀ ابزوردیسم، دستی از دل تاریخ بلند شده است و به سوی آدمیت کشیده شده تا او را از غربت غربی دوران در طلوع افقی نو و امتدادی سرخ از خون انسان های پاک در عالمی سراسر معنا و شور و حماسه بکشاند. عزیزان، اگر در پی انتقام خون شهید سید علی میگردید، انتقام خون این شهید خلق حماسۀ معنایی از انسان است که مناسبات عالم مدرن سالیانی است با فریب و شهوت و قدرت آن را از پیش روی انسان ها با خلق نظام سرمایه داری و مناسبات ساختار لیبرال وگم شدن معنویت در بستر سکولاریسم پنهان کرده است و الان این سرمایه عظیم(خون جوشیدۀ سید علی) در اختیار تاریخ ماست تا با روایت حماسۀ این خون بنیان و روح اومانیسم و نظام تکنیکی یزید دوران را ویران کنیم! امّا کو زینبی؟ کو زین العابدینی؟؟ اگر گرفتار نزاع هایی شدید که اساسا نزاعی خارج از فهم این تاریخ بود شما نتوانستید حامل پیام آن حماسه باشید و نتوانستید بر قلۀ فتح آن تشت رسوایی بنی امیه دوران را بر ملا بکنید و مگر جز این است که یکی از مطهرات نجاست های تاریخی در طول سالیان متمادی خصوصا از حادثۀ کربلا به بعد «خون» است، خون شهید کاخ کفر را ویران میکند. یک جهان خون خواه او خواهند شد اگر روایت این خون افقی که آنها هم سالیانی است در انتظار آن هستند را پیش چشم شان نشان دهد. اگر این خون، هبه ای است الهی که خداوند آن را به امت محمدی ارزانی داشت تا موجبات رسوایی تاریخ یزیدی را بر ملاکنیم، جفاست اگر گرفتار نزاع های بی مایه و سیاسی شویم. رفقا، خونخواه امام شهیدمان خداست و این خون مطهر ظهور اراده ای است که تاریخ دیگری را برایمان می گشاید و عجول نباشید و بمانید و ببینید و با عقل و عشق مجرا و مجلای طلوع این خونی باشید که غایت اش پایان کفر است. وقتی سخن از ارادۀ تاریخی خداوند در دل یک ملت می شود باید نقش مان را در آن اراده ذیل ولیّ آن تاریخ پیدا کنیم تا به خوبی از دل آن تاریخ گذر کنیم. امروز بیش از هر روز دیگر، ارادۀ خداوند را در آغوش ملتی احساس میکنیم که خودشان را در بعثت ارادۀ الهی مبعوث میبینند و پرچم دار مشیت تاریخی حق در عالم شدهاند. و صد افسوس و فغان که این شور و جوشش حماسه را با تنازع برهم بزنیم!!! خدا از این ناشکری نخواهد گذشت.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت کلمات جنابعالی، حکایت هر آن کسی است که متوجه شده آری! انسانی که به گفتۀ شما در عین سیاسیبودن، الهی باید باشد و در عین الهیبودن، سیاسی. و امام شهید ما همۀ این حکایت بود و چه شهادتی بود این شهادت! اگر دیروز این زینب«سلاماللهعلیها» است که آن شهادت را درک کرد و در جای خود عالَمی شد تا ما در صحیفۀ وجود او افقی را نظارت کنیم، که خدا میداند هر روز عظیمتر از دیروز این افق خودنمایی میکند و چه هنرمندانه این بانوی بزرگ متوجه شدند آن حضور، نیازمند روایت و حفظ است؛ نکتهای که جنابعالی در نسبت شهادت رهبر شهیدمان متذکر شدید.
گفتید اینک بار دیگر رائحۀ معنویت و فطرت از دسترفته به مشام غربزدۀ بشر وزیدن آغاز کرده تا او را از غربتِ غربی دوران در طلوع افقی نو که حکایت حماسه و ایمان است، بکشاند، و حقیقتاً چنین است. و معنای انتقام را درستروایتکردنِ حماسۀ آن خون دانستید و حال، ملاحظه میکنید که از یک طرف این امام سجاد«علیهالسلام» است که با حضوری نرم همچون حضور آیت الله سید مجتبی خامنهای به میان آمده و از طرف دیگر این بانوان ما میباشند که چگونه بعثت تاریخیِ خود را در حرکات و کلام خود تجربه میکنند تا آغازی باشند برای فردایمان. و به گفتۀ شما جهانی میباشند که همه خونخواه امامِ شهیدشان هستند ولی زینبگونه. و اینجا است که آری! و صد آری! چه اندازه به بیراهه میرویم اگر مشغول دعواهای سطحی شویم به گمان اینکه هر کدام، خود را حق میدانیم و برادران ایمانی خود را باطل. https://eitaa.com/arshiv3133/177 آیا وقتی در دل چنین شهادتی میتوانیم پرواز کنیم، شایسته است که هر کدام پای دیگری را پایین بکشیم؟ موفق باشید
نه به گندم ملک ری؛ آری به سویای آمریکایی حسین نصر ملت مبعوث شدهی ایران که نخواستند پا روی خون امام شهیدشان بگذارند و مسئولینی که تا مرز شهادت رفتند، با دشمن به تفاهم رسیدند که از گندم ملک ری نخورند و آن را از آمریکا وارد کنند، اصلا سویا وارد کنند. بالاخره شیعه بعد از هزار و چهارصد سال به پیشرفت قابل ملاحظهای در مناسبات خود رسیده است. رگ غیرتمان خیلی بالا نزند. اگر گاو نبودیم نیازی به واردات یونجهی آمریکایی نداشتیم. وضعیت ما، وضعیت گاوبودگی تاریخی است. گاو، مواد خام مصرف میکند و مادهی خام دیگری صادر میکند. متاسفانه ایران عزیز ما، همین وضعیت را دارد و تا این وضعیت داشته باشیم، نمیتوانیم از وضعیت گاوبودگی خود رها شویم. یک کشور مصرفکنندهی خامفروش مونتاژکار داریم. اقتصاد ورشکستهی دولتی که نمیتواند فراتر از وضعیت گاوبودگی، مسیر دیگری جلوی پای کشور قرار دهد. ایران با جمعیت ۹۰ میلیونی، منابع عظیم طبیعی و ژئوپلتیک بسیار ممتازش تولید ناخالص ملی آن ۵۰۰ میلیارد دلار است. اصلا همین میزان کم هم به خاطر تحریم است وگرنه اگر عربستان بودیم با صادرات روزانه ده میلیون بشکه نفت، یک تریلیون دلار تولید ناخالص ملی داشتیم اما در گوشهی همین جغرافیا، اسرائیل هم وجود دارد. تولید ناخالص ملی اسرائیل سالیانه میان ۵۰۰ تا ۷۰۰ میلیارد دلار است آن هم با جمعیت ده میلیونی، بدون موقعیت ژئوپلتیک و بدون منابع زیر زمینی. صادرات ایران شامل نفت خام، فرآوردههای نفتی، گاز طبیعی، محصولات پتروشیمی و شیمیایی، فلزات و مواد معدنی، محصولات کشاورزی سنتی نظیر پسته، زعفران، خرما، با کمی فرش دستباف است. اما اقتصاد اسرائیل، یک اقتصاد دانشبنیان است. بیش از ۵۰ درصد صادرات اسرائیل، صادرات محصولات هایتک است. منظور از محصولات هایتک ساخت محصولات هایتک است نه مونتاژ آن نظیر کاری که ترکیه و سایر ملل انجام میدهند. بعد از سیلیکون وَلِی در آمریکا؛ دومین مرکز هایتک دنیا سیلیکون وادی اسرائیل است. اسرائیل معمولاً در رتبههای اول یا دوم جهان از نظر درصد اختصاص بودجه تحقیق و توسعه نسبت به تولید ناخالص داخلی را دارد. به دلیل کمبود منابع طبیعی (مانند نفت و معادن بزرگ)، این کشور استراتژی خود را بر توسعه مهارتهای تخصصی، آموزش عالی و فناوریهای پیشرفته بنا کرده است. ارتباط بسیار نزدیکی بین مراکز تحقیقاتی دانشگاهی و بخش خصوصی صنعتی وجود دارد که باعث میشود ایدههای علمی سریعاً به محصولات تجاری تبدیل شوند. از امنیت سایبری تا فناوریهای خودران و هوش مصنوعی تا صنعت دارویی و تجهیزات پزشکی اسرائیل از قطبهای جهان محسوب میشود. همچنین به خاطر اقلیم خشک فلسطین اشغالی، اسرائیل در زمینه آبیاری قطرهای، شیرینسازی آب دریا و گوشتهای آزمایشگاهی پیشرو هستند. مهمتر از همه در بخش تراشهها و نیمهرساناها به شدت کار کرده اند و تمام این مسائل در صورتی است که سهم شرکتهای دانشبنیان در اقتصاد ایران زیر ۵ درصد است. واقعیت تلختر دربارهی اقتصاد دانشبنیان ایران این است که بخش اعظم همین ۵ درصد را هم نمیتوانیم دانشبنیان بدانیم. آن بخش دانشبنیان هم اغلب در حوزهی نرمافزار حضور است تا ساخت سخت افزار. این روضهی گاوبودگی ماست، ما که در انتظار یونجهی آمریکایی نشستهایم تا از گندم ملک ری نخوریم. دردمندانهتر آنکه؛ آنهایی که تریبونهای آتیشن دارند و سخنرانی میکنند. اغلب مسئله را شخصی میکنند و خودشان هیچ قدمی برای اقتصاد دانشبنیان در این ملک برنداشتهاند. ما هنوز قدرت فناوری را درک نکردهایم هنوز در ذهنهای پوسیدهی ما این جملهی استعماری نوشته شده است که علم هزینه است نه قدرت، نه راه اقتصاد. هنوز دنبال فرمول جادویی برای کار نکردن و مقاومت کردن میگردیم. وقتی فهممان از اقتصاد، اقتصاد دانشبنیان و تولید فناوری نباشد، کاسهی گدایی گندم آمریکایی دستمان میگیریم تا از گندم ملک ری نخوریم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: دلسوزیهای جنابعالی و امثال شما در این شرایط تاریخی بسیار ارزشمند است و حکایت مردم مبعوثشده است به سوی ایران ابرقدرت در میدان جمع سیاست و دیانت، و در این راستا به یاد سخن رهبر شهیدمان باشید که فرمودند ضعفها را طوری برجسته نکنید که موجب یأس افراد شود. در مورد نکاتی که در ابتدای فرمایشات خود داشتید، آقای مهدی محمدی در آخرین صحبت خود آن موارد را نفی میکنند. https://eitaa.com/matalebevijeh/23026 موفق باشید
