با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار فرا رسیدن ماه محرم، ماه خدا، ماه نمایش حق و باطل، ماه مثل یخ آب شدن ظلم، ماه امام حسین علیه السلام و ماه خون را به شما و مخاطبین عزیز تسلیت عرض می کنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله در بابی که به سوی اُنس با حضرت محبوب از طریق سیدالشهدا «علیهالسلام» گشوده شد و ذیل آن سیدالشهدای انقلاب، راهی شدند هرچه بیشتر به مولایمان حضرت اباعبدالله «علیهالسلام»، نزدیک و نزدیکتر شویم؛ جنابعالی موفق باشید.
سلام و عرض ادب و احترام: خدا قوت، مدتی است سوالی به شدت ذهن بنده را درگیر کرده و آن مطلبی است که در سایت امام موسی صدر دیدم و شبهاتی که برایم پیش آمد از اینکه در سایت ایشان از بی وفایی شهید بهشتی و امام خمینی و... نسبت به ایشان بعد از ربوده شدن مطلبی آمده و از طرفی هم باز در همان سایت به تلاش های خود رهبری درباره ایشان پرداخته شده و از طرفی هم حضرت آقا هیچ اشارهای به ایشان در این سالها نداشتند و حداقل در سایتشون که سخن مستقیمی ندیدم درباره ایشان از آقا درحالیکه از شهید امام محمد باقر صدر و... سخنان ایشان موجود است؛ واقعا گیج شدم از این معما؟!!!! اردیبهشت ۱۳۵۸ خانواده امام موسی صدر، به همراه هیئتی از بانوان حامی مؤسسات خیریه امام در لبنان، برای درخواست اقدام برای آزادی امام، به ایران آمدند. این گروه چند ماهی در ایران ماندند، با همراهی سایر اعضای خانواده و بستگان که اغلب ساکن ایران هستند، به شهرهای مختلف ایران از جمله قم، شیراز و مشهد سفر کردند، با شخصیت های روحانی متعددی دیدار کردند، تلاش کردند با مقامات نیز دیدارهایی داشته باشند که در برخی موارد ناکام ماندند. خواهر امام، رباب، همسرش، پروین خلیلی و فرزندانش حمید و حورا و ملیحه، که هنوز از بهت ربایش امام موسی صدر، در سفری رسمی، رها نشده بودند، در تجمعات سخنرانی میکردند. از شرایط سخت لبنان، و غیبت امام موسی صدر میگفتند. شخصیتی نبود که موسی صدر را نشناسد. ملاقات کنندگان یا همدوره او بودند، یا در مقام مدرس حوزه او را دیده بودند یا در دوره مبارزه، با او ارتباط داشتند و از حمایتهایش برخوردار شده بودند. حضور خانواده امام موسی صدر، با سفر عبدالسلام جلود به ایران همزمان شده بود و خانواده امام در مقاطع مختلف اعتراضشان را به این دعوت و استقبال و مسئولیت لیبی را در این آدمربایی، یادآوری میکردند و تحقیقات قضایی انجام شده در ایتالیا را ذکر میکردند. تا جایی که در تجمع جوانان معترض به حضور جلود در مقابل هتل محل اقامت وی در تهران شرکت کردند.[1] این تجمعات هنگام حضور خانواده در سایر شهرها، به ویژه قم تکرار شد و مردم با تصویر امام موسی صدر در دست، خواهان آزادی او شدند. رباب صدر، واکنشهای مختلف افراد را به یاد دارد؛ از بی علاقگی، دکتر بهشتی، دوست صمیمی امام موسی صدر به ملاقات با خانواده که امام در نامههایش او را عقل منفصل خود توصیف کرده بود، تا گریه شدید آیت الله شریعتمداری که مانع صحبتش میشد. تا جواب صریح احمد خمینی که میگفت درباره این موضوعات نمیشود با آقا صحبت کرد، آقا را اذیت میکند. تا همدلی دولت موقت که آنان را دوستانی خوب توصیف میکند که درگیر مسائل بیشماری بودند و فرصت نکردند کاری کنند. ملاقاتها و اظهار علاقههایی که بعد از مدتی تعطیل شد: «کم کم از ما فرار میکردند، وقتی میخواستم بروم ملاقات میگفتند وقت ندارند، گرفتارند.» بی تفاوتی که باعث شد رباب صدر دست به حرکت دیگری بزند؛ «یک وقتی که دیدم کسی به حرف ما توجه نمیکند، در ساختمان مدینه الزهرا، در بیروت، با خانم امام موسی صدر ده روز اعتصاب غذا کردیم. مردم دورمان جمع شدند، وقتی ما را میدیدند دلشان قرص میشد، آن زمان آقای بنی صدر رئیس جمهور ایران بود. از طریق سفیر ایران پیغام داد که اعتصاب را تمام کنید، ما با جدیت این قضیه را دنبال میکنیم. من باور نکردم؛ گفتم این حرفها دروغ است، ابورائد (همسرم) گفت حواست باشد باید آبرویتان را حفظ کنید. این جور نگو. قبول کن. باید آبروی سید را نگه داری، مردم بالاخره خسته میشوند. بالاخره اعتصاب را تمام کردیم، اما باز هم کاری نشد.» پروین خلیلی، همسر امام موسی صدر، که در تمام بیست سال گذشته، شاهد رابطه انقلابیون و روحانیون ایران با همسرش و میزان حمایتهای او از آنان بود و بارها میزبان این افراد در منزلش شده بود، از برخوردهای سرد و وعدههای بی ثمر بسیار رنجیده خاطر شد. با بسیاری از افراد شخصا تماس گرفت و پاسخ های سردی شنید. برای ملاقات با رهبر انقلاب ایران، مدتی زیر باران به انتظار ایستادند و قبل از ورود این توصیه را شنیدند که بخاطر کسالت ایشان، درباره قضیه ربودن امام موسی صدر صحبتی نکنید و پروین خلیلی متحیر بود که مگر برای حرفی جز این آمدیم؟ حورا صدر، دختر ارشد امام موسی صدر، در توصیف دیدارهایی که در تمام این سالها درباره پدر داشته میگوید: ملاقات هر کسی میرویم، بیشتر از ما بابا را میشناسند و بیشتر از ما از او تعریف میکنند، اما همه این تعریف و تمجیدها، منجر به کاری برای آزادی او نشده است. همانطور که رباب صدر میگوید: «بعضیها خیلی بی مروتی کردند. اگر همان روزهای اول سفت دنبالش را میگرفتند، با همان هواپیماهایی که برایشان اسلحه میآوردند، اخوی را برمیگرداندند.» حلاوت قدرت و مسئولیت اما قویتر از مناسبات اخلاقی و انساندوستانه بود؛ چیزی که البته سید موسی صدر مرعوبش نشده بود، اما دیگران گویا شرایط متفاوتی داشتند. [1] گزارش خبرگزاری پارس. ۸ اردیبهشت ۱۳۵۸ این هم متنی که سخن از بی وفایی انقلاب نسبت به امام موسی صدر زده. میخواستم بدانم نظر استاد چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این شکی نیست که نظام اسلامی و مسئولان اصلی نظام نسبت به شخصیت آیت الله امام موسی صدر جایگاه بزرگی قائل بودهاند و تا آنجا که بنده در آن سالها در جریان بودم، آن اندازه که در محدودۀ آنها بود، به عنوان یک نظام تلاشهای زیادی انجام شد. به نظر میآید شیطنتها در جای دیگری بود که حتماً نقش اسرائیل و نفوذیهای آن رژیم بیتأثیر نبود که چگونه ایشان در سفری که به ایتالیا داشتند سر از لیبی در آوردند و آن شد که هنوز صدها ابهام در آن هست. موفق باشید
پرسشی از محضر استاد طاهرزاده داشتم و آن اینکه قانون عفاف و حجاب در کشور اجرا نمیشود و عدهای مانع اجرای آن هستند؟ خواستم نظر استاد بزرگوار را در این خصوص جویا شوم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که دستاندرکاران تدوین آن سند فرمودهاند به هر حال باید با توجه به شرایط جامعهای که در آن هستیم در آن سند تجدید نظر شود وگرنه در اجرا با مشکل برخورد میکنیم. موفق باشید
سلام: عیدتون مبارک. ببخشید درفایل غدیرفرمودید اگر بخواهیم خدا را دوست داشته باشیم نمیشه مگر اینکه امیرالمومنین داشته باشیم، اینکه ولایت حضرت را باید داشته باشبم درست، ولی سوال درآیه قرآن هم داریم مومنین خیلی خدا را دوست دارند، اگه ممکنه ی توضیح بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اولیای الهی آینۀ نمایش انوار اسماء الهی هستند و حقیقتاً محبّت به پروردگار با محبت به اولیای الهی شکل میگیرد که مفصل این موضوع در کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت «علیهمالسلام» عرض شده است و معنی محبّت مؤمنین به خداوند نیز به همین معنا میباشد. موفق باشید
سلام و احترام حاج آقا. وقتتون بخیر. من خیلی به حقیقت علاقه دارم و یکساله که عاقل شدم. یه جا فرمودید تقوا یعنی هرچی میدونید عمل کنید و اگه به هرچه میدونید عمل کنید، اونچه نمیدونید خدا تعلیم میده. میخواستم بپرسم برای اینکه روی نفس مون پا بذاریم یعنی از قوه واهمه نجات پیدا کنیم، این برنامه مورد تایید شماست؟ که لیستی از چیزهایی که میدونم رو بنویسم. مثل تقید زیاد روی واجبات، ترک محرمات تحت هر شرایط سختی، نکات اخلاقی و... ، مراقبت از مبتلا نشدن به خطاهای بدیهی مثل سوء ظن و ... ؛ خوش اخلاقی و حمایت از حق و ولی فقیه، قرآن یه صفحه در روز. اینها رو انجام بدم و جلوی هر مورد تیک بزنم تا از قلم نیفته، و اونوقت میتونم مطمئن باشم وقتی هرچی میدونم بهش عمل کردم، بدون شک خدا چیزهایی که نمیدونم رو تعلیم میده؟ یعنی نور علم به قلبم تابیده میشه و همینطور باز به علم جدید عمل کنم، مجددا علم جدیدتر میاد، میخواستم بپرسم این روش مورد تاییدتون هست؟ چون واقعا از علم حصولی نمیتونم بگم خسته ام ولی اون چیزی نیست که جان من میخواد و تا جایی که متوجه شدم برای علم حضوری، باید هرچیزی بهش یقین دارم رو حتما انجام بدم وگرنه کار جلو نمیره. درست فهمیدم؟ این روش تیک زدن خوبه؟ و تضمینیه یا خیر؟ از مواردی شروع کنم که بهش یقین کامل دارم. مثل شریعت و برخی نکات اخلاقی و قرآن.
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار خوبی میباشد و البته با تدبّر در قرآن و دنبالکردن مباحث «معرفت نفس» و مباحث توحیدی مانند «برهان صدیقین» حضور معنوی انسان طوری رشد میکند که بیشتر جهت روح به امور متعالی جلو و جلوتر میرود که این معجزۀ تدبّر در قرآن است. موفق باشید
به نام خدا سلام و عرض ادب و احترام دارم خدمت شما استاد عزیز و گرامی: با توجه به اینکه تحلیل جنگ از جهتهای مختلف مورد اهمیت هست ازتون درخواست دارم تحلیل و نگرش توحیدی خود را نسبت به جنگ اخیر بفرمایید و لطفا در خصوص نسبت ترس با ایمان و اینکه برخی از افراد با کمترین و کوچکترین تهدید ترامپ و همدستانش تمام پیکره توحید خود را از دست میدهند و عظمت و دست الهی بر سر ملت و جامعه اسلامی را نادیده میگیرند هم ممنون میشم تحلیلی داشته باشید و بفرمایید یک جامعه توحیدی. و ایمانی با چه معیارهایی از ایمان به قله خواهند رسید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین رابطه تا کنون ۴۵ نکته تحت عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» در کانال https://eitaa.com/bartarin_hozoor مطرح شده است. از جمله شماره ۴۴ آن اشارات که عنوان آن «نگاه توحیدی به رخداد ها و برکات آن» میباشد 2- ترس را میتوان یک امر روانی دانست. مهم آن است که با اعتماد به سنت الهی که آن دفاع از حق و شکست باطل است، مسیری که به لطف الهی برایمان در این تاریخ به طور خاص پیش آمده است، ادامه دهیم. موفق باشید
سلام آیا شیعه می تونه ابرقدرت باشه و امامش آواره و رانده شده باشه؟ این تناقض رو برام حلش کنید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به نور همان امام عزیز حیّ حاضر است که شیعه به حضور جهانیِ آن مکتب میاندیشد و عملاً این حضور همان امام است که از این طریق، زمینۀ ظهورشان فراهم شده و در واقع، او حاضر است. باید مواظب بود ما غائب نباشیم! موفق باشید
در باب رسانه و جایگاه آن. سؤال: با توجه به نقش رسانه و تأثیر آن چه راهکاری دارید که ما بتوانیم از رسانه و استعدادی که دارد، استفاده کنیم ولی گرفتار انحرافات آن نگردیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آگاهی از جایگاه رسانه برای جبهۀ انقلاب، فراتر از یک انتخاب، یک ضرورت تاریخی است. ولی مسئلۀ بنیادین اینجاست که توجه داشته باشید ما عموماً در فضای «تکنیک غربی» تنفس میکنیم که دارای سیطره و هیمنۀ خاص خود است. اگر فعالیت رسانهای با تأمل عمیق فکری همراه نباشد، فعالان این حوزه علیرغم تسلط بر فنون و ابزارهای تولید محتوا، ناخواسته در پازل رقیب بازی کرده و در «پرتگاه» هویتزدایی سقوط خواهند کرد و با توجه به اینکه رسانه در ذات خود پیچیدگیهایی دارد که اگر به درستی درک نشود، عملاً به نام مبارزه با رسانه در مسیری قرارمیگیریم که رسانه به دنبال آن است. در حالیکه چالش اصلی، تقابل میان «جهانی که رسانه میسازد» و «جهانی است که خداوند بر بستر سنتها بنا نهاده است». رسانههای مدرن بر پایۀ مدیریت ارادههای بشری، جهانی در راستای توهّمات بشری خلق میکنند؛ اما در اندیشۀ اسلامی، رسالتِ رسانه توجه به جهانی است که خداوند ساخته است و تفاوت ماهوی میان رسالت پیامبر اکرم«صلواتاللهعلیهوآله» و رویکرد ابوسفیان در مفهوم «تغییر جهان» نهفته است. ابوسفیان نماد تمدنی پیچیده بر بنیاد جاهلیت بود که حتی در قالب «سقیفه» و با پوستهای از شعائر دینی (همچون نماز) بازتولید شد؛ جهانی که در آن ارادههای بشری بر جایگاه حق تکیه میزنند، در حالیکه اسلام و دنقلاب اسلامی در این تاریخ، مخاطب را به سوی «سنن الهی» سوق میدهد. این همان مرز باریک میان «تفکر انقلابی» و نگاههای «ظاهرگرایانه» مانند جریان حجتیه است که آینده را صرفاً در تغییر صوریِ حاکمان میبینند، نه در استقرار انسانیت ذیل توحید. رسانه نباید ابزاری برای سرگرمیِ صرف یا تشدید تنشهای بیحاصل باشد. هدف غایی، ارائه یک «سیره» یا «سبک حیات» قدسی است که در آن «حضور در سنتهای الهی جاری در هستی» تجربه شود. ولی برنامههایی که صرفاً به دنبال مشغولسازی مخاطب هستند - حتی با تغییر ظاهرِ مجری از بیحجاب به باحجاب- همچنان در ساحت جهان مدرن باقی ماندهاند؛ چرا که جهان مدرن برای پوشاندن پوچیِ ذاتی خود، ناگزیر از «مشغولسازی» مداوم انسان است. مواجهِ با فضای مجازی به مراتب دشوارتر و پیچیدهتر از مبارزه با بتپرستی در صدر اسلام است. برای عبور از این بحران، بازگشت به «تفسیر المیزان» به عنوان یک ضرورت استراتژیک مطرح میشود. علامه طباطبایی در این اثر، قرائتی از دین ارائه میدهند که بر حضور در «سنن لایتغیّر الهی» استوار است. در صورتی که بدون تکیه بر آن مبانی نظری، حتی ممکن است فعالیتهای کثیر رسانهای رفقا به سلبریتیزدگی و استحاله در فرهنگ جهانی منتهی شود؛ اگر ذیل سنتهای الهی خود را قرار ندهیم و بر مبنای آن سنتها کار را دنبال ننماییم. راز آرامش و اقتدار امام خمینی و رهبری شهید«رضواناللهتعالیعلیهما»، زیستن در افق سنتهای الهی و داشتن «نگاه تاریخی» به پدیدههاست. فعالیت رسانهای زمانی ارزشمند و «عبادی» خواهد بود که در ذیل تاریخِ آغاز شده با انقلاب اسلامی و در جهت ظهور انسان کامل معنا شود. فعالان رسانهای باید متوجه باشند که آیا در تاریخ جدیدی که با انقلاب اسلامی و حضور تمدنی آن پیش آمده، تنفس میکنند، یا همچنان در اسارت زمانپریشیِ جهان مدرن هستند؟ تنها با این خودآگاهی تاریخی است که میتوان از دام چالههای رسانهای عبور کرد و به سوی حقیقت رهنمون شد، که این اول بحث است در سلسله بحثهای «شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه»، در این بعثت تاریخی» عرایضی در این مورد شده که خوب است به آن مباحث رجوع شود. https://lobolmizan.ir/special-post/1771?mark=%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA%20%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C#sound-row-5886 اینجا است که باید به هستیشناسیِ رسانه در افق انقلاب اسلامی نظر کرد و متوجه تقابل «سنن الهی» و «تکنیک مدرن» بود تا در رابطه با بحران تکنیک، ضرورت تأمل معرفتی در جبهۀ فرهنگی بیش از پیش جدّی گردد. موفق باشید
سلام استاد: داشتم واکنش سروش به قیام مردم و حضور ده ها میلیونی در تشییع آقای شهید رو میدیدم؛ برام سوال شد که چی میشه عبدالکریم سروش هم چنین واکنش میده و نمیتونه چنین پدیده ای رو نبینه یا سکوت کنه؛ اما فردی مثل آقای داوری حرفی در این باره نمیزنن؟ به نظرتون علت چیه و از کجا ناشی میشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم : عنایت داشته باشید که جناب استاد رضا داوری در حال حاضر مدتی است که در منزل بستری میباشند و هرگز در این سن توانی برای ورود در این امور را ندارند. و البته این گفتههای آقای دکتر سروش در جای خود محترم است ولی آیا آقای دکتر سروش از آن عقیده خاصشان که وحی الهی را در حد رؤیای شاعرانه میدانند عدول کردهاند و یا هنوز از این جهت منکر وحی الهی به معنایی که علمای ما مانند علامه طباطبایی معتقدند، میباشند. تقابل آقای دکتر داوری با آقای سروش بسیار دقیقتر از آن است که بخواهیم در این نوع موارد آنان را مقایسه کنیم. موفق باشید
عرض سلام و ادب، عجب عالم جدیدی را به روی ما گشودهاید، خدا به شما و متعلقین شما خیر کثیر عنایت فرماید. مدتیست روی مباحث شما خصوصا در مورد معنای درک حضور تاریخی اصحاب امام حسین (ع) کار میکردم، و در مسئلهی مقایسهی «انتقام» خون امام حسین (ع) و خون رهبر شهید دچار سردرگمی شده بودم، چند وقت پیش در حرم امام رضا (ع) از حضرت خواستم که کمکم کنند تا مباحث عمیق شما رو بفهمم. الحمدلله امروز ۱۶ تیر، در برنامهی به وقت ایران، فرمایشات آیت الله میر باقری در فهم فرمایشات شما خیلی بهم کمک کرد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت همه ما حکایت حضور در تاریخی است که با اسلام عزیز شروع شد و آنگاه که جبهه اموی خواست آن را به حاشیه ببرد این امام حسین علیه السلام میباشند که به صحنه میآیند تا باز اسلام و اگر در دیروز جریان غرب زده رضاخانی خواست حضور توحیدی اسلام را به حاشیه ببرد باز اسلام و باز امام خمینی رضوان الله تعالی علیه و در همین بستر آن مرد الهی آن رهبر شهید به میان آمد تا باز اسلام در قامتی این چنینی که دلها تمام جهت خود را متوجه او کردند. از آن جهت که اسلام در قامت عاشورایی و مقاومتش به میان آمد و دیدید که آن مرد الهی فرمود: «ما کوتاه نمیآییم» و «تسلیم نمیشویم» و این است که با حضور عاشورایی و درک معارفی که ما را در کربلا معنا میکنند میتوانیم خود را ادامه دهیم، آری تنها در این مسیر میتوانیم خود را ادامه دهیم. موفق باشید
سلام علیکم استاد عزیز: امروز متوجه شدم با حضور این همه استاد برجسته چرا رهبر شهید همیشه علامه مصباح یزدی را بعنوان استاد فکر معرفی میکردند؟ دلیلش بصیرت بود، نترسیدن از سرزنش، تعهد و غیرت دینی به اصول.
باسمه تعالی: سلام علیکم: و بصیرت آیت الله مصباح با آن شخصیت علمی که داشتند و خواستند پای رهبری را ببوسند. راستی! آیت الله مصباح با آن وزنۀ علمیِ خاصشان چه چیزی در آن رهبر شهید دیده بودند که تا این حدّ خواستند در مقابل ایشان تواضع کنند؟!! موفق باشید
سلام بر استاد عزیزی که بسیار از او آموختهایم ولی استاد همچنان نسبت به این مذاکرات که با آمریکای جنایت کار در حال انجام است نگرانیم. نظرات شما را تا حدی در سایت لب المیزان و در کانال مطالب ویژه دنبال میکنم ولی نمیدانم چرا هنوز سرگردان هستم، دلم میخواهد شما در این مورد با ما سخن بگویید. با تشکر.
باسمه تعالی. سلام علیکم: به این نکته فکر کنید که تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایرانِ انقلاب اسلامی به خوبی نشان داد که انقلاب اسلامی رویداد یک حقیقت است با تولد انسانی که نمیخواهد شکافهای ناشی از غرب زدگی دولتها را نادیده بگیرد و از این جهت میتوان گفت تاریخ برای عبور از آنچه لیبرالها به عنوان آینده مدّ نظر داشتند سرعت گرفته. آیندهای که نسبتی با زندگی مردم ما نداشته و ندارد مانند دوگانه بین یا «مقاومت» و یا «مذاکره» در حالی که در تاریخی قرار داریم که بحمدالله مذاکره ما جدای از مقاومت نمیباشد. ای کاش این نکته مهم از طرف بعضی از دلسوزان انقلاب که مخالف مذاکرات پیش آمده میباشند، درک میشد و این وقتی ممکن است که ما متوجه حضور در تاریخی باشیم که با شهادت رهبر عزیزمان و با آن قامت بلند مقاومتی که او به میان آورد باشیم. چه اندازه جای تاسف است که سردار مقاومت یعنی سرداراسماعیل قاآنی متوجه جایگاه این مذاکره هستند و در این رابطه این مذاکره را عین مقاومت میدانند https://eitaa.com/arshiv3133/95 . ولی عده ای آن را بعنوان یک شکست مطرح می کنند، به جای آنکه متوجه موقعیت تاریخی این حضور و این مذاکره باشیم، حتی اگر نقصها و ضعفهایی داشته باشد. موفق باشید
https://eitaa.com/ch1405/24378 سلام: اینکه نام شما به عنوان جاده صاف کن جریان غربگرا داره در تاریخ ثبت میشه خیلی آزارم میده جناب استاد. ناامیدانه این چند صوت از دکتر جمشیدی براتون فرستادم امیدوارم، خواهشمندم حتما گوش کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که بنده از سالهای قبل ارادت خاصی به جناب آقای دکتر جمشیدی داشتهام هرچند فرصت آن را ندارم که آن صوتها را بشنوم. ولی مطمئن هستم دلسوزانه سخن گفتهاند و همۀ عرض بنده نکاتی است که در جواب سؤال شمارۀ 41849 عرض شد و آن اینکه عزیزان اهل تفکر برای حضور در آیندۀ تمدنیِ ایرانِ اسلامی باید بیش از پیش همدیگر را «فهم» کنند به همان معنای «فهمِ دیگری» که آقای دکتر مصلح متذکر آن هستند https://lobolmizan.ir/leaflet/1435?mark=%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C موفق باشید
سلام استاد. نظرتان را درباره متنی که نوشتم، میخواستم. 🔸گامِ مُحال. ✍علی جلالی اصفهانیهای قدیم اگر میدیدند کودکی دستش به طاقچه و بلندی نمیرسید که چیزی را بردار، از سر شوخی به او میگفتند: «سَرِت را بذار زیر پات، تا قَدِت بلند شه و دستِت برسه!» همین مضمونِ به ظاهر طنزآمیز ولی سراسر حکمت را سعدی چنین گفته است: سعدیا! کنگرهٔ وصل بلندست و هر آنک/ پای بر سر نَنِهد، دستِ وی آن جا نرسد آری وصال در مرتبه بالایی قرار دارد و دستِ کسی به راحتی به آنجا نمیرسد. باید قید سَر را زد و سر را زیر پا نهاد و یک پله بالاتر رفت تا به آنجا رسید. ظاهراً در شهادت چنین حکمتی است. مقامی است که جز با جانباختن در راه دوست به آن نمیتوان رسید. اما گاهی یک نفر سرش را زیر پای عزیزانش مینهد تا آنها بالا روند. به قول سعدی: سر که نه در پای عزیزان رَوَد/ بارِ گرانی است کشیدن به دوش شهادت رهبری هرچند جانسوز است اما ما را سرافکنده نکرد بلکه حس میکنم با این شهادت، همه ملت یک پله بالاتر رفتند. پلهای که هر چقدر همه میکوشیدیم نمیتوانستیم از آن بالا برویم. رهبر شهید مثل کوهنوردی باتجربه به ما میگفتند: «گام اول را برداشتید و حالا نوبت گام دوم انقلاب است. خطرات راه اینهاست و پرتگاهها آنجاست. به قله نزدیکیم و باید گامی بلند بردارید!» ولی انگار هر کار میکردیم نمیشد و نمیتوانستیم این قدم بعدی را برداریم. انگار این قله وصل خیلی بالاتر از قَدِ ما بود و ما در بُهت و درماندگی مانده بودیم و هاج و واج به هم نگاه میکردیم و برخی در دل و برخی به زبان حرفش را انکار میکردیم. او که مسیر و قله را میدید و ناتوانی ما را، سر در قدم ما عزیزانش نهاد تا قدمان بلند گردد و این پله بعدی را بتوانیم طی کنیم. تا به قله نزدیکتر شویم. او با شهادتش ما را از این راهِ محال عبور داد. پله بعدی که چشم انتظار ما بود، پله بعثت ما بود. ما باید مبعوث میشدیم و اکنون جهانیان ما را در پلهای دیگر میبینند. پلهای که باید بر فراز آن، رسالت تاریخی خود را به انجام برسانیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم : به نکات دقیق و ارزشمندی اشاره فرمودهاید. حقیقتاً همینطور است که شهادت آن مرد الهی ما را در جایگاهی از تاریخ مان قرار داد که بدون آن شهادت شاید سالها طول میکشید و معلوم نبود تا اینجاها قد بکشیم و به چنین بعثتی که این مردم تا مرز خونخواهی از خبیث ترین جبهه و شخص به میان آمده است برسیم ،به هر قیمت که باشد و این است آن حضور تاریخی عظیمی که پیش آمده و از خدا عاجزانه میخواهیم تا در درک آن و در حفظ آن ما را یاری بفرماید .باید از شرایط موجود فهم درستی داشت تا خطای محاسباتی پیش نیاید و لازمه آن صبرو تابآوری و خسته نشدن است و با نظر به اهداف الهی. با مردمی در صحنه انقلاب هستیم که هر کدام در جای خود هسته مقاومت میباشند که روی پای خود ایستادهاند با شایستگی کامل و این است عامل امیدواری ما نسبت به آینده تمدنی که در پیش است، با ایرانی قدرتمند و قدسی که همدیگر را نیز میفهمیم . موفق باشید
دعای «اسئلک ان تکرمنی بهوان من شئت من خلقک» مقصود این است که اگر مشیت تو تعلق گرفته است که عده ای را پست بگردانی ما را از جمله آنان قرار نده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم : حضرت به محضر حق عرضه میدارند: «خدایا از تو میخواهم دشمنان تو و دشمنان رسولت به دست من کشته شوند و از تو تقاضا داریم آنهایی را که میخواهی خوار بگردانی – از دشمنان خدا و رسول – با کرامتدادن به من در راستای شکستدادن آنها، آن کار را انجام دهی و طوری نباشد که با درگیرشدن با دوستانت من خوار شوم. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم و رضوانه و ریحانه مائیم وجهانی پیش رو در انتظارما! یا فتاح در طلیعه ظهور ولایت سید مجتبی خامنه ای«حفظه الله»، ما شاهد حضور درکرانۀ معناهایی از زندگی شدیم که تا دیروز از آن غافل بودیم، ما با او وارد مرحله جدیدی از انسان سیاسی الهی شدیم، انسانی برانگیخته برای ساخت جهان های از دست رفته! استعدادهایی که با شروع این جنگ به فعلیت رسیدند آنهم نه در ساحت فردی بلکه در یک ساحت و فعلیت اجتماعی، جهانی در میان ویرانه های عالم تکنیک و مدرنیته، برای خلق انسان جدید انتظار می کشید و این با شهادت سید علی گشوده شد. ما در لبۀ خلق معناهایی متعالی از حماسه و خون و فتح به تاریخی هستیم که مناسباتش را تا امروز بر صورت پول وثروت و شهوت و قدرت بنا کرده بود. این دستاوردی است که نیازمند روایت و حفظ است. وقتی معنا از جامعه ای رخت بر می بندد، پوچی تاروپود زندگی آدمی را در می نوردد و اینگونه است که تاریخ، تاریخ فرار می شود! فرار از خود و سرکردن با انواع بیخودی ها برای گذران زندگی سرد و بی روح، و تاریخ در فروبستگی درجا می زند! اینک، بار دیگر رایحۀ معنا و فطرت و معنویتی از دست رفته از جانب شرق جغرافیای تاریخ به مشام غرب زدۀ بشر وزیده است و نوید و عطر دیگری را با خود دارد. زندگی بدون ننگ و عار و تعفن زدۀ ابزوردیسم، دستی از دل تاریخ بلند شده است و به سوی آدمیت کشیده شده تا او را از غربت غربی دوران در طلوع افقی نو و امتدادی سرخ از خون انسان های پاک در عالمی سراسر معنا و شور و حماسه بکشاند. عزیزان، اگر در پی انتقام خون شهید سید علی میگردید، انتقام خون این شهید خلق حماسۀ معنایی از انسان است که مناسبات عالم مدرن سالیانی است با فریب و شهوت و قدرت آن را از پیش روی انسان ها با خلق نظام سرمایه داری و مناسبات ساختار لیبرال وگم شدن معنویت در بستر سکولاریسم پنهان کرده است و الان این سرمایه عظیم(خون جوشیدۀ سید علی) در اختیار تاریخ ماست تا با روایت حماسۀ این خون بنیان و روح اومانیسم و نظام تکنیکی یزید دوران را ویران کنیم! امّا کو زینبی؟ کو زین العابدینی؟؟ اگر گرفتار نزاع هایی شدید که اساسا نزاعی خارج از فهم این تاریخ بود شما نتوانستید حامل پیام آن حماسه باشید و نتوانستید بر قلۀ فتح آن تشت رسوایی بنی امیه دوران را بر ملا بکنید و مگر جز این است که یکی از مطهرات نجاست های تاریخی در طول سالیان متمادی خصوصا از حادثۀ کربلا به بعد «خون» است، خون شهید کاخ کفر را ویران میکند. یک جهان خون خواه او خواهند شد اگر روایت این خون افقی که آنها هم سالیانی است در انتظار آن هستند را پیش چشم شان نشان دهد. اگر این خون، هبه ای است الهی که خداوند آن را به امت محمدی ارزانی داشت تا موجبات رسوایی تاریخ یزیدی را بر ملاکنیم، جفاست اگر گرفتار نزاع های بی مایه و سیاسی شویم. رفقا، خونخواه امام شهیدمان خداست و این خون مطهر ظهور اراده ای است که تاریخ دیگری را برایمان می گشاید و عجول نباشید و بمانید و ببینید و با عقل و عشق مجرا و مجلای طلوع این خونی باشید که غایت اش پایان کفر است. وقتی سخن از ارادۀ تاریخی خداوند در دل یک ملت می شود باید نقش مان را در آن اراده ذیل ولیّ آن تاریخ پیدا کنیم تا به خوبی از دل آن تاریخ گذر کنیم. امروز بیش از هر روز دیگر، ارادۀ خداوند را در آغوش ملتی احساس میکنیم که خودشان را در بعثت ارادۀ الهی مبعوث میبینند و پرچم دار مشیت تاریخی حق در عالم شدهاند. و صد افسوس و فغان که این شور و جوشش حماسه را با تنازع برهم بزنیم!!! خدا از این ناشکری نخواهد گذشت.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت کلمات جنابعالی، حکایت هر آن کسی است که متوجه شده آری! انسانی که به گفتۀ شما در عین سیاسیبودن، الهی باید باشد و در عین الهیبودن، سیاسی. و امام شهید ما همۀ این حکایت بود و چه شهادتی بود این شهادت! اگر دیروز این زینب«سلاماللهعلیها» است که آن شهادت را درک کرد و در جای خود عالَمی شد تا ما در صحیفۀ وجود او افقی را نظارت کنیم، که خدا میداند هر روز عظیمتر از دیروز این افق خودنمایی میکند و چه هنرمندانه این بانوی بزرگ متوجه شدند آن حضور، نیازمند روایت و حفظ است؛ نکتهای که جنابعالی در نسبت شهادت رهبر شهیدمان متذکر شدید.
گفتید اینک بار دیگر رائحۀ معنویت و فطرت از دسترفته به مشام غربزدۀ بشر وزیدن آغاز کرده تا او را از غربتِ غربی دوران در طلوع افقی نو که حکایت حماسه و ایمان است، بکشاند، و حقیقتاً چنین است. و معنای انتقام را درستروایتکردنِ حماسۀ آن خون دانستید و حال، ملاحظه میکنید که از یک طرف این امام سجاد«علیهالسلام» است که با حضوری نرم همچون حضور آیت الله سید مجتبی خامنهای به میان آمده و از طرف دیگر این بانوان ما میباشند که چگونه بعثت تاریخیِ خود را در حرکات و کلام خود تجربه میکنند تا آغازی باشند برای فردایمان. و به گفتۀ شما جهانی میباشند که همه خونخواه امامِ شهیدشان هستند ولی زینبگونه. و اینجا است که آری! و صد آری! چه اندازه به بیراهه میرویم اگر مشغول دعواهای سطحی شویم به گمان اینکه هر کدام، خود را حق میدانیم و برادران ایمانی خود را باطل. https://eitaa.com/arshiv3133/177 آیا وقتی در دل چنین شهادتی میتوانیم پرواز کنیم، شایسته است که هر کدام پای دیگری را پایین بکشیم؟ موفق باشید
امام شهید (ره)، در ماجرای «فتنهی ۸۸»، در تاریخ ۲۰ شهریورماه ۱۳۸۸، در خطبههای نماز جمعهی تهران فرمودند: «مراقب باشید یک نظام جمهوری اسلامی تقلّبی نخواهند برای ما درست کنند.» آیا این دغدغه امام شهید، برطرف شد؟ نظر جناب استاد طاهرزاده در خصوص «شکلگیری یک جمهوری اسلامی تقلبی» چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نظامی که توانسته است تا آنجایی جلو رود که برای استکبار مسئله شده است، همان جمهوری حقیقی میباشد. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/106 موفق باشید
آیا جمهوری اسلامی ایران در نیل به اهدافش، پیشرفت داشته؟ یا توقف؟ و یا پسرفت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در کلیّت قضیه بحمدالله جمهوری اسلامی جهتگیری خوبی داشته ولی همانطور که امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند ما در اول راه هستیم ولی در هر حال از بسیاری از موانع و خطرات عبور کردهایم. https://eitaa.com/matalebevijeh/22734 موفق باشید
سلام علیکم استاد: الان شیعیان و برادران ما در لبنان دارند شهید می شوند. همان هایی که در جنگ به عهد خود پایبند بودند و به کمک ما برخواستند. پس چرا الان که اسرائیل در حال قتل عام آن عزیزان است، کشور و حکومت ما هیچ حرکتی انجام نمی دهد؟! چرا رهبری چیزی نمی گویند؟ اصلاً در این اوضاع برگزاری جشن و شادی برای غدیر، وقتی برادرانمان و خواهرانمان در لبنان در حال شهید شدن هستند، درست است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حکایت اسرائیل وحشی یک چیز است اینکه گمان میکند حال که در میدان مقابله با ایران شکست خورده، میتواند با برخورد شدید با حزب الله، موضوع شکست را پنهان کند. لذا بیچاره دیروز هشدار تخلیه ضاحیه بیروت را صادر کرد که با تهدید قاطع ایران و ساخت معادله جدید قدرت، عقب نشست. سازمان رادیو و تلویزیون رژیم صهیونیستی به نقل از منبعی مطلع اعلام کرد که این رژیم برای انجام حمله بزرگ به ضاحیه جنوبی بیروت برنامهریزی کرده بود اما در لحظه آخر و به دنبال مداخله آمریکا این عملیات به تعویق افتاد.
زیرا هشدار قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیاء (ص)؛ این بود که ساکنان سرزمینهای اشغالی منطقه را ترک کنند
با توجه به نقض مکرر آتشبس توسط رژیم، در صورت عملی شدن ترک ضاحیه فرمودند ساکنان بخشهای شمالی و شهرکهای نظامی در سرزمینهای اشغالی هشدار میدهیم اگر نمیخواهند آسیب ببینند، منطقه را ترک نمایند. و این راه جدیدی شد تا جبهۀ مقابله با اسرائیل در راستای دفاع از جبهۀ مقاومت معنای خوبی به خود بگیرد از آن جهت که عملاً با این پیام، ایران به آمریکا و اسرائیل هشدار داد که محورهای مقاومت از هم جدا نیستند. اینکه نقض آتشبس در هر جبهه، نقض آن در تمام جبهههاست، بدین معناست که هر اقدام اسرائیل تبعاتی فراتر از جغرافیای مورد حمله دارد. و ترامپ روز دوشنبه در شبکه تروث سوشال نوشت: من تماس تلفنی بسیار سازندهای با نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل داشتم و هیچ نیرویی به بیروت نخواهد رفت و هر نظامیای که در راه آن باشد، قبلاً بازگردانده شدهاند. و اینجا است که معنی گشوده شدن جبههای دیگر در مقابل اسرائیل، خود به خود پیش آمد. و این، اول کار است برای حضور در دفاع از جبهۀ مقاومت و معنای حضور ایران به طور مستقیم در آن منطقه. امری که نتانیاهو ابداً پیشبینی نکرده بود و گمان میکرد میتواند جنگ خود با حزب الله را از جنگ ما با آمریکا و اسرائیل جدا کند. و این را باید به فال نیک گرفت که وزارت امور خارجه در بیانیهای در پی نقض مستمر آتشبس توسط اسرائیل و آمریکا، نقض آتشبس در هر یک از جبههها را نقض آن در تمامی جبههها خواند و اعلام کرد: با تمام توان و با استفاده از همه ظرفیتها بر اساس حق ذاتی دفاع مشروع، از منافع خود در هر کجا که لازم بدانیم، دفاع میکنیم. این آن راهی است که به طور مستقیم شروع شده است. به امید آنکه حتی حزب الله بتواند برای اشغالگریهای اخیر اسرائیل در دل همین قاعده که باید اسرائیل به پشت رودخانۀ لیتانی برگردد، کار خود را ادامه دهد و اسرائیل نتواند تهدیدهایی از نوع تهدیدی که در مورد ضاحیه کرد، انجام دهد. در ضمن نکاتی که استاد مهدی محمدی در سخنان اخیرشان در رابطه با لبنان فرمودهاند میتواند برای فکر در مورد لبنان به ما کمک کندhttps://eitaa.com/matalebevijeh/22761 موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم. شناختِ بستر؛ شناختِ ظرفیت هر موجودی بنای بر خلق فطری، خدا جوست و در راه یافت الهِ خود است. حال در این مسیر مائیم و ظرفیتی که در نسبت با آن در راه یافتیم. ظرفیتی که میتوان آن را با شناختِ بستر شناخت و رحمت الاهی را در نسبت با حدیث "رحم الله من قدر نفسه" از آنِ خود کرد. همانگونه که مرحوم صدرا میفرماید "النفس جسمانیه الحدوث روحانیه البقاء" که نشان از حضورِ نقشِ جسم و جسمانیت در شکل گیری نفس است. بستری از جمله محل تولد، عادات و رسومات، علایق، خوراک و ... در آن حضور دارد و نقش آفرینی میکند. بیشک خامنه ای شهید را آن پدر عالم و آن مادر عالمه بباید، آن همسر زاهد بباید، آن سادگی بباید. آه را که درد است این سخن! و منی که زمانی بر دل می نگرم خود را طالب نهایت عشق و از خود گذشتن میبینم، اما عادات و اعتقادات خانوادگی و ... چون زنجیری بر پا بسته شده و از تعیّن بخشی آن مانع می گردد
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال این نکتۀ مهمی است که متوجه باشیم همۀ موارد جسمانی و بیرون از نفس، معدّات و زمینهها هستند و نقش اصلی مربوط به نفس ناطقه است و عزمی که در درون خود دارد. چه بسیار کسانی که در محیطی خاص و خانوادهای غیر اصیل بودند، ولی با عزم فطری خود آن شدند که شدند. موفق باشید
سلام و عرض ادب: استاد بزرگوار بنده چندین ساله اربعین مشابه حضور داشتم ولی نمیتونم به حرم و زیارت جدم سیدالشهدا سلام الله بروم. بین الحرمین چند ساعتی میمانم و برمیگردیم یکسال رفتم داخل حرم حالم خیلی بد میشه قلبم سنگین میشه تموم روضه ها مجسم میشه و اصلا نمیتونم جلوی گریه ها و... بگیرم و... نمیدونم یعنی به طرف حرم که میروم نمیخوام پا روی زمین بذارم حس میکنم روی خون جدم پا میذارم خلاصه حالم خیلی زاره از این طرف این همه سفارش و توصیه به حضور درحرم شده نمیدونم من محروم هستم چرا هر روز بر مصیبت کربلا گریه میکنم و سرمایه را روی ضریح میذارم و... تا کمی آروم شوم ولی وقتی فکر رفتن به سفر میکنم دوباره اون حالت سنگین برام تداعی میشه راهکاری میخواستم برای اینکه کمی آرام تر شوم و بتونم اون ضریح مطهر 😢 را زیارت کنم و تبرک بشم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را بسی شکر باید بکنید که دل را به حسین «علیهالسلام» سپردهاید. به نظر میآید با مطالعۀ کتاب «حماسۀ حسینی» https://eitaa.com/arshiv3133/285 و کتاب «کربلا، مبارزه با پوچیها» نگاهتان ان شاءالله نگاهی میشود که ساحت دیگری از حضور در محضر امام را با زیارتی مستقیمتر بیابید. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: بنده با کتابهای شما آشنایی دارم فرهنگ مدرنیته و توهم، گزینش تکنولوژی و علل تزلزل تمدن غرب و ... خوندم، در مجموعهای کار میکنم که محصول پیچیدهای ساخته میشه، ما از اسناد مهندسی آمریکایی و روسی استفاده میکنیم چه برای مهندسی و چه برای مهندسی سیستم (که به نوعی ساماندهی کار مهندسان و محصول است). اما بنده با مواجه با آثار شما و مطالعه برخی از آثار ملاصدرا و کتب امام به مدد جمعی از دوستان متوجه شدم که در انقلاب اسلامی نمیتوان با تکیه بر دستورالعملهای غربی ساماندهی محصولی پیچیده را انجام داد و باید طرحی نو درانداخت. بنده همچنین با توجه به نگاه شما به آثار هایدگر طالب بهرهبردن از ایشان هم هستم مقاله پرسش از تکنولوژی هایدگر را با این طلب خواندم که اصلا تکنولوژی چیست؟ چگونه میتوان از آن بهره برد اما ذیل آن قرار نگرفت و به نظرم آمد وقتی محصولی بسیار پیچیده است باید از اصل تکنولوژی پرسش کرد. کتاب هستی و زمان ایشان را تهیه کردم اما متوجه آن نمیشوم. میخواهم در عالَم انقلاب اسلامی این مساله حل شود نه بیرون از تاریخ و در فضای توسعهنیافتگی و امید پوچ به غرب. شعار امام خمینی که میفرمایند نه شرقی و نه غربی چگونه در مهندسی ساری و جاری شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم : خدا قوت و آفرین به این همت. همین روحیه را اگر ادامه دهید و از آن کوتاه نیایید خود به خود راهی در مقابل تان گشوده میشود که میتوانید در فضای عقل تکنیکی گرفتار گشتلی که جناب هایدگر از آن سخن میگوید نشوید. در این رابطه کتاب عقل تکنیکی همراه با مباحث صوتی آن ، به اضافه ۱۵ نکته در موضوع عقل تکنیکی و عرایضی که در این مورد شده ان شاالله میتواند راهگشا باشد. و پس از آن جناب استاد امیرنجات بخش در مرکز سها نکاتی در رابطه با اقتصاد مقاومتی مطرح فرمودهاند که راهگشا میباشد. موفق باشد
سلام و رحمة الله: استاد طاهر زاده عزیز آیا می توان گفت که ما در محاسبات مان در خصوص دشمن در مواردی خوش بينانه عمل کرده و آن را دست کم گرفته و کوتاهی می کنیم؟ از سخنرانی رهبر شهید در جمعه نصر گرفته که فرمودند ما هیچ احتمالی نمیدیم که دشمن بخواد از بیرون به ما حمله کنه و تا صحبت شما در خصوص محاصره دریایی ترامپ که آن را احمقانه خطاب کردید ولی امروز در برنامه هایی همچون به وقت ایران و افرادی همچون آقای مهدی محمدی اون را موثر دانستند و یا در موردی ديگر که عرض کردم مسائل را خوش بینانه نگاه میکنیم بدین جهت بود که خود آقا نیما در برنامه به وقت ایران هم اشاره داشتند که این محاسبه اسرائیل از اینکه ما به تهدیدات مون عمل نمیکنیم ناشی از رجز های بی مورد فرمانده هامون هست که بی جا رجز می خوانند و در وقت عمل کوتاهی می کنند مثل سخن اون بزرگواری که می فرمود اگر خلبان اسرائیلی از روی باند بلند شه و ایران را بزنه وقتی برگرده اسرائیل نیست که روش بشینه و این موارد طبق گفته بچه های به وقت ایران در دستگاه محاسباتی دشمن اثر گذار هست و یا آقای مهدی محمدی در اوایل مذاکرات چندین بار گفتند که باید محاصرات برداشته شود و تحت هیچ عنوان نباید تثبیت بشود و آتش بس کامل در لبنان اجرا شود تا ما به مذاکره برویم که هیچ کدام شان محقق نشد و محاصره همچنان باقیست و ما مانديم و خوش خیالی های مان از اساتید. استاد ما ریشه این مشکلات را از کجا بینیم؟ و چطور جمع بندی کنیم که هر دفعه پیش خودمون نگیم که نکنه این حرفا که میزنن همش خیال باشه و با واقعیت ها ما سوپرایز بشیم مثل زمانی که اقای خوش چشم گفتند که جنگ نمیشه و اگر هم بشه رهبر را نمی زنند؟ استاد اگر ما این نظام را دوست نداشتیم این سوال را که ناشی از نگرانی ها هست نمی پرسيديم و واقعا هم نگرانی داره که چرا سخن اساتید و عزیزان ما در اون سطح که خودشان مد نظر ها می آوردند محقق نمیشه و نکنه این ديدگاه ها موجب اشتباه رفتن مسیر بشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد همانطور که جنابعالی دقت فرمودهاید، در نگاه تمدنی و اینکه بحمدالله ایران میتواند جهانی برای بشر این دوران شود؛ بسیار مفصل است. و همچنانکه مکرراً عرض شده https://eitaa.com/bartarin_hozoor . ما در این شرایط تاریخی که انسانها هر کدام در سوبژگیِ خود جهانی هستند که باید با جهان آنها ارتباط برقرار کرد به راحتی نمیتوان در میدان ردّ و قبول اهل فکر مسئله را تمامشده به حساب آورد. عرض شد بحث آن مفصل است بخصوص در شرایطی که طلوع خورشید تمدن نوین اسلامی در حال ظهور است. در رابطه با اینکه باید در فهمِ انسانها حاضر شد که امری ماورای معنای ظاهری کلمات آنان است؛ در این رابطه مصاحبهای با جناب حجت الاسلام آقای روح الامین شده است که فکر میکنم امکان تفکر در این موضوع را میگشاید. https://eitaa.com/varastegi_ir/2244 موفق باشید
بسمه تعالی. عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد فرزانه و عزیز. غرض از مزاحمت : ۱. اولا عرض تبریک روز عید غدیر با تاخیر ۲. ثانیا، میخواستم نظر حضرت استاد را در مورد حضوری بدانم که در آن تصمیمات فرماندهان ما همان تصمیم مردم است و مردم به آن اعتماد دارند. چه میشود که مردم مذهبی بیشترشان در فضای مجازی احساس همراهی با فرماندهان دیپلماسی و گاهی حتی با فرماندهان نظامی نمیکنند! متن جالبی در ایتا دیدم که در کانال منتشر کردم که اینجا تقدیم شما میشود:
ان شاء الله زودتر به این بلوغ برسیم که برای فرماندهان میدان، تعیین تکلیف نکنیم. وقتی ما که هیچ تجربهای در مسائل نظامی نداریم، و هیچ اطلاعی از شرایط و اطلاعات مگو نداریم، صرفا از روی هیجان، تکلیفی را برای نیروهای نظامی مشخص میکنیم، در صورت عدم تحقق خواستهمان، یا رسماً سیاسیون را متهم به دخالت در امر نظامیون میکنیم، یا ناخواسته چنین برداشتی را در ذهن مخاطبمان ایجاد میکنیم. نتیجه هم یک چیز است، تصور دودستگی در میان مسؤلین سیاسی و نظامی و ایجاد تردید و ناامیدی در جامعه. ای کاش زودتر به این بلوغ برسیم سخن سدید - [ @tafakorism | تفکریسم ] التماس دعا یا علی
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همۀ سخن همین نکتهای است که فرمودهاید. ای کاش به لطف الهی به این بلوغ سیاسی و اجتماعی برای حضور در ایرانی که در حال حاضرشدن در همۀ جهان است، برسیم که به توصیۀ رهبر معظم انقلاب با اعتماد به مسئولان و با امیدواریِ تمام، دلگرمِ حضور در راهی باشیم که آغاز کردهایم و خود را مشغول شایعاتی که بعضاً توسط دشمنان ساخته شده است، نگردیم.
آری! اکنون ایرانیان با یک حادثه بزرگی روبهرو شدهاند و اینکه ما در این حادثه چگونه باشیم که ادامۀ آمریکا نشویم، موضوع بسیار مهم میباشد. و از این جهت جمهوری اسلامی به لطف الهی در آستانۀ حوادث این تاریخ به کشوری تبدیل شده که به خوبی میتواند از بحرانهای پیشآمده توسط فرهنگ غربی برای جوابگویی به نیازهای اصیل بشر جدید عبور کند، وقتی ما به شخصیت بزرگ ملت ایران بیندیشیم و در بستر رهنمودهای رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای گرفتار کوتهبینیها و اختلافات جزئی که ما را از آن افق بلند غافل میکند نگردیم. موفق باشید
استاد طاهرزاده عزیز سلام: من در کانال شما با آقای محمدی آشنا شدم در عین این که ایشون را دلسوز می دانم اما ایرادات اساسی به ایشان دارم یکی از آن ها را در پیام زیر برایتان می فرستم که اگر اشکال از بنده است شما برطرف بفرمائید این روزها آقای مهدی محمدی در صوت هایی که می گذاره ضمن تحلیل هاش حرف هایی از دیگران که قبول نداره را به عنوان #دروغ در مجازی و در بین مردم نام گذاری می کنه. جدا از این که من ندیدم ایشون این حرف ها را توضیح بدهد و بگوید کجاش دروغه اما ادامه این مدل حرف زدن از مشاور مسئول ارشد مذاکرات این انگاره را زنده می کند که مسئولان و مشاورانشان گوشی برای شنیدن حرفی غیر از حرف خودشان ندارند در حدی که حرف های ناخوشایند با فکر خودشان را با چوب دروغ می رانند. به طور مثال این دفعه آخر بعد از سخنان جناب نبویان آقای محمدی حرف های فضای مجازی را با لحن شدیدتری دروغ خواند. این در حالیست که نبویان داره بر مبنای متن تحلیل ارائه می دهد. تحلیل یک فکر است نهایت شما می توانی بگویی تحلیل فلانی غلط است و کجای آن غلط است. نه این که دروغ است. اگر کسی هم بگوید حرف های محمدی ناظر به حرف های نبویان نیست بنده می گویم به وضوح سخن و فکر آقای نبویان با فکر آقای محمدی تضاد دارد. فکر یک نفر نفی کننده نتیجه مثبت مذاکرات و فکر دیگری تایید کننده آن است و غیر ممکن است به آقای محمدی حرف های نبویان نرسیده باشد. جناب محمدی کاش یه میز مذاکره و مفاهمه و گفت و گو هم با مردم داشتید و خود را عقل کل نمی دانستید. من دوباره یاد سخنان رهبری در مورد تلاش دشمن بر تاثیر بر محاسبات مسئولین افتادم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً همۀ حرف در آن متنی است که آقای نبویان روی آن تأکید دارند و آقای احمد برزگر بفرویی، از کارشناسان مسائل سیاسی نیز همین سؤال را داشتند که آقای نبویان این متن را از کجا آوردهاند؟ https://eitaa.com/barzegar1359/4012 که مبنای سخن خود در آن سخنرانی قرار دادهاند؟ و سؤال آقای محمدی نیز همین است که آنچه آقای نبویان مطرح کردهاند واقعیت ندارد. و اینجا است که ما باید با دقت بیشتر نسبت به سخن افراد و مبنای آن سخن فکر کنیم و لااقل آقای نبویان تا مطمئن به آن مطالب نبودند نباید چیزی که به گفتۀ آقای محمدی هیچ مبنایی ندارد را در بین مردم رسانهای کنند که مسلّم اثر بسیار بد و منفی داشته است. موفق باشید
