سلام خدمت استاد بزرگوار رهبر عزیز انقلابمان گفت تکیه زدن بر کرسی کسی که حدود شصت سال مشغول مجاهدت و مبارزه بوده بسیار سخت است. او که همیشه و در اغلب ایام مایه آرامش و اندیشه مردم خویش بود. و شاید مبارزه و مجاهدت او در همین معنا باشد که چگونه ملتی را به حرکت درآورد و تنها و تنها به رفتن و راه دراز را هر چه بیشتر طی کردن. و بی خود نیست که در این ایام عجیب و هولناک، ماتم زده نیستیم چون آن خون دل، اینک لعلی است درخشان و زلال که چشمها را خیره کرده و عقلها ناتوان از درکش... "خون دلی که لعل شد" عنوان تازهترین روایت تولید شده در سرای هنر و اندیشه است و این متن را هم بعنوان مقدمه آن خدمتتان ارسال شد. این روایت را از طریق لینک https://eitaa.com/soha_sima/5693 میتوانید مشاهده کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار و بسیار خوب تنظیم کرده بودید تا معلوم شود در نگاه آن پیرِ فرزانۀ شهید برای ادامۀ راهی که با انقلاب اسلامی در مقابلمان گشوده شده است، «مردم» و باز «مردم» و نه سیطرۀ دولتها به جای کمککردنِ دولتها به مردم. وگرنه همانطور که آن پیرِ فرزانه فرمود ما میمانیم و ضعفهای اقتصادی تا دشمنان، خود را و تواناییهای خود را به رُخ ما بکشند.
فرمود باید در میدانِ عمل و طلب نتیجه همراه با اشک حتی تا مرز شهادت جلو و جلوتر رفت و دیدید که فرزندان این ملت چگونه با غسل شهادت در میدانها حاضر شدند و مسیر ما همین سرمایهها هستند.
باید از آن پیرِ فرزانه پرسید: ای مرد! تو چه میدانستی که اینهمه نسبت به آیندهای بس بزرگ، امیدوار بودی و معنی توسل به حضرت فاطمه زهرا«سلاماللهعلیها» را در کوتاهنیامدن در عین آرامش و «تبیین» به ما آموختی؟
چه خوب است که عزیزان ما در «سرای هنر و اندیشه» در بازخوانی به شخصیت رهبر شهیدمان چنین تلاشهایی را داشته باشند. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و درود خدمت شما استاد فرزانه و انقلابی، ان شاء الله خداوند به شما و خانواده محترمتان سلامتی و تندرستی و توفیقات روزافزون عنایت فرماید که وقت گرانبها تونو برامون میذارین .... چند تا سوال ۱ـ طبق این آیه فَٱذۡكُرُونِيٓ أَذۡكُرۡكُمۡ، یاد من کنید تا یاد شما کنم، ولی در مناجات الراجین كَيْفَ أَنْسَاكَ وَ لَمْ تَزَلْ ذَاكِرِي چگونه فراموشت كنم كه هميشه به يادم بوده اي، طبق آیه من باید یاد خدا کنم که خدا به یادم باشه، در صورتی که امام سجاد علیهالسلام می فرمایند من یادت نکنم تو یادم میکنی، تناقض رو چطوری حل کنم؟ ۲ـ جدیدا در مورد تجمعات شبانه،نسل جوان به کورش کبیر می بالن که چرا خدماتش گفته نمیشه... ۳ـ در مورد هواپیمای اوکراینی که حاج آقا حاجی زاده رحمه الله ، به گردن گرفتند که خطای انسانی بود شما در یکی از سخنرانی هاتون فرمودین که از سردار نبوده، از طرف دشمن بوده ، میشه لطف کنین توضیحی بدین که بتونم قانع شون کنم یا چرا رسانه ای نمیشه که مردم فکر میکنن هنوز سردار اشتباه داشتند... میگن اگر اشتباه نداشتند چرا گردن گرفت و دیه ی اونا رو دادن... ۴ـ در شرح خطبه ی اول قسمت ۳۰ فرمودین که انسان به درجه ای می رسه همه چیز را آیه میبینه نا اهلی بچه... و هر اتفاقی که در اطرافش پیش میاد.... یعنی چی آیه میبینن... ۵ـ در همین قسمت از سخنرانی ، در مورد اینکه مومن همه چیز را با قلبش حس میکنه رو لطفاً با مثال بازش می کنین... ۶ـ چرا سخنرانی سوره فتح و کتاب سوره فتح و آینده روشن مجاهدان سالک شما رو هم زمان هر فصل میخوانم ولی در جمعی که ختم سوره فتح داره خونده میشه تفسیرش و نکات زیبایی که شما در این دو جا شرح دادین چیزی برای گفتن ندارم و برام سنگینه... خدای مهربان حافظ شما التماس دعای شدید التماس دعای فرج
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری! نسبت ما به حضرت محبوب آن است که ما یاد او کنیم تا او نیز یاد ما نماید به اعتبار توجه خاصی که او به ذاکرین دارد ولی در نسبت او به مخلوقاتش، آن یاد و آن آگاهی، همیشگی است 2- به هر صورت شخصیت کوروش کبیر شخصیت ایرانیِ اصیلی است که نباید نسبت به آن بیتوجه بود ولی در فضایی که فضای افراد مذهبی در میان هستند، یادِ شخصیتی همچون مولایمان علی«علیهالسلام» در واقع آن افق انسانیِ گشوده را طوری به میان میآورد که نتیجۀ بیشتری نصیب افراد میشود 3- آقای علیزاده در کانال تلگرامی خود با یکی از اساتیدِ اباالفضل نام که تحقیقی در این مورد کرده بودند، معلوم کردند که جریان چیز دیگری بوده ولی نظام اسلامی صلاح ندانست در آن مورد وارد شود 4 و 5- آری! بحث در دیداربینی میباشد که در این مورد عرایضی که در جلسات اعتکاف ماه رمضان تحت عنوان «آیات قرآنی و نظر به وجه حضرت حق و در طلب دیدار او» نکاتی مطرح گردیدhttps://lobolmizan.ir/sound/1782?mark=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA%20%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%DB%8C#sound-row-5894. موفق باشید
📣📣📢📢 📢📢 📣📣 🚫♨ خیانت بزرگ سازمان حج ♨🚫 عرض ادب نظر استاد در رابطه با اعزام حجاج در این شرایط حساس چیست؟ 🚫 سازمان حج و زیارت در این بحبوحه جنگ با آل سعود خائن اصرار بر اعزام ۳۰ هزار حجاج (شما بخوانید اسیر دادن) از مرز زمینی به حج تمتع دارد 🚫 چرا دست رزمندگان اسلام را از پشت ببندیم و خود را در تله دشمن قرار دهیم ⁉️ و آنها مجبور شوند بخاطر حجاج (که خودمان به سعودی ها تحویل دادیم) کوتاه بیایند و تصمیمات ناصحیح بگیرند⁉️ ❌خیلی احمقانه است، کسی باور نکند که مشوق حمله استکبار، همین عمال عرب بودند ❌حال ما خودمان با دستان خودمان بیایم به آنها گروگان تحویل دهیم و این یعنی ۳۰ هزار اسیر در دستان آل سعود ‼️ 🛑 و از این طریق فشار آوردن به رهبری جهت پذیرش آتش بس‼️ 🛑 و این یعنی هدر دادن خون تمامی شهدا از رهبر شهیدمان گرفته تا کودکان میناب ‼️ 🚨لطفا افشا گری کنید تا سازمان حج در تصمیم غلط خود تجدید نظر کند 🛑۲۰ روز دیگر اعزام ها آغاز میشود
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در این موارد، مسئولان مربوطه جوانب موضوع را در نظر گرفتهاند و موضوع، بالاتر از آن است که صرفاً سازمان حج تصمیمگیرنده باشد بخصوص که انجام مراسم حج تمتع امری است که به راحتی نباید تعطیل شود. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد چرا قرآن به زبان عربی نازل شده؟ چرا به زبان های دیگر نازل نشده؟ این زبانی که بهشتی ها در بهشت با هم صحبت میکنند و عربی هستش با این زبان عربی متفاوته؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد زیاد بحث شده است مبنی بر قدرت زبان عربی و اشارات فوقالعادهای که این زبان، ظرفیت خود را دارد. به طوری که زبانشناسانِ دنیا قدرت زبان عربی را اول و زبان آلمانی را دوم و زبان فرانسوی را سوم میدانند و زبان انگلیسی رااز نظر توانایی زبان بسیار ضعیف میشناسند.عرایضی در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» در قسمت «دريچههاي اعجاز قرآن» صفحۀ 57 شده است که خوب است به آن بحث رجوع گردد. موفق باشید
سوال اول: گفتیم که عالم ماده عین حرکت است درسته که ما وقتی رفتیم تو تخت خواب مون ( جابجایی مکانی) صورت گرفته و در آنجا مستقر میشیم و تصور می کنیم که متوقف شدیم اما حرکت جوهری ما ( شدید شدن ) ادامه داره و یکی از جلوه هاش کار کردن قلب ما در خواب است؟ سوال دوم : آیا می توانیم بگوییم کشف یک سیاره جدید بخاطر خلق شدن مدام آن سیاره و یکی از جلوه های حرکت جوهری آن سیاره کشف شدن آن هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید آنچه میفرمایید مربوط به تغییرات و حرکات عرضی است که ریشه در ذات و جوهر عالَم مادی دارد و حرکت جوهری نوع دیگری از حرکت است که آن، ذاتی است که عین حرکت است. موفق باشید
با سلام و احترام: تاریخ در حکمت اسلامی چه تعریفی دارد؟ منظور از تقدیر تاریخی چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایض مفصلی در رابطه با آیۀ ۲۹ سورۀ «الرّحمن» شده است که می فرماید: «يَسْأَلُهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ». خوب است که در این مورد در سایت جستجو فرمایید. ان شاءالله به نکات خوبی می رسید. موفق باشید
با سلام و احترام: یک پیشنهاد داشتم. اگر امکانش باشه در تفسیر ها جوری فایل های صوتی نام گذاری بشه که معلوم بشه مربوط به کدوم آیه است. اینجوری رجوع کردن به آیه ای خاص خیلی خیلی راحت تر میشه. مثلا بجای حج ۱۲ نوشته بشه حج ۲۳_۲۷ . یعنی آیه ۲۳ تا ۲۵ ممنون از زحمات شما. خداوند شما را خیر دهد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی شده است که ان شاءالله از این به بعد چنین باشد و اگر رفقا فرصت داشتند آنچه در گذشته انجام شده است را نیز نسبت به این پیشنهاد، تصحیح کنند. کار بسیار خوبی است اگر کسی پیدا شود که صوتها را گوش دهد و ببیند کدام آیات بحث شده است و اطلاع دهد تا در سایت اعمال شود. موفق باشید
سلام استاد عزیز: علت و درمان اینکه در بعضی از کشورها افراد خود را به شکل حیوانات در می آورند چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسانها در مسیر انسانیت آنطور که باید و شاید قرار نگیرند و نظام فکری و فرهنگی جایگاه انسانیت را به عنوان حضوری متعالی به وسعت ارض تا عرش برای او به میان نیاورد؛ معلوم است که به چنین کارهایی و بدتر از این کارها دست میزند. باید به غفلتهایی که آن فرهنگها نسبت به انسان دارند فکر کرد. موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: امکان دارد لطف کرده و منابعی معتبر در موضوع حکمت خسروانی معرفی نمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «آسیا در برابر غرب» کتابی است به قلم «داریوش شایگان». در این مورد نکات خوبی را مطرح کردهاند. در پرسش و پاسخ شمارۀ ۳۱۶۸۸ نکاتی مطرح است که خوب است به آن رجوع فرمایید. موفق باشید
"....أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اَلْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ اَلْجَنَّةِ فَتَحَهُ اَللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِهِ : پس از ستايش پروردگار، جهاد در راه خدا، درى از درهاى بهشت است، كه خدا آن را به روى دوستان مخصوص خود گشوده است..." قسمتی از خطبه ۲۷ نهجالبلاغه با نظر به شهدا خصوصا حاج قاسم عزیز و آن رهایی و نسبتهایی که برایش پیش آمد و سیره خود امام شهیدمان، انشاءالله اشاراتی پیش بیاید و قلبمان متذکر شود. کتاب "قاسم" نوشته مرتضی سرهنگی را که میخواندم، از این همه گویا بدون مانع بودن و سختی بودن راهی که حاج قاسم میرفت در حیرت بودم و اشک بیتابی میریختم و البته منظورم از سختی، راحتی جان و وسعت وجود و روح آماده پرواز اوست و اینکه در تصمیم گیری و انتخابها دچار سختی نمیشود و چقدر کارها انگار در زمان و موقع خودش انجام میشود و نسبتها و ارتباط آدمها و کارها به راحتی پیش میآمد. این همه کار و مسئولیت و این راهی که پیش آمده برای ایشان و دیگران، استعدادها و ویژگیهای شخصی و شخصیتی و فردی اینهاست، و یا اقتضای راه توحید است بدین معنا که غم دلدار خواب و خوراک را از اینها میگیرد؟ این پرسش به نظرم خیلی حساس است. شاید نقطهای است که نه میشود خود شخص را نادیده گرفت و نه میتوان همه چیز را به او نسبت داد. بگذارید طور دیگری به مسئله نگاه کنیم. در ابتدا قسمتی از خطبه ۲۷ را آوردم. باب جهاد تنها برای اولیاء خاص او باز شده است. بنده بعد از شهادت حاج قاسم در جایی مشغول به کار شدم که ایشان مشغول بودند و نه برای شغل و نه برای مزایا و تنها به شوق او این راه را رفتم. به شوق او نه یک دلداگی ساده که با دیدن برخی ناملایمات و شرایط بد و بروکراسیهای اداری بخواهد از دست برود. منتها حاج قاسم هم دور از این شرایط نبود که آدمها را گرفتار شغل و مزایا و دنیادوستی و کار نکردن، ندیده باشد و آخرین سخنرانیاش با سپاه موید این قصه است. اما او خود را در کدام نقطه نگه میداشته است؟ حال پرسش بنده اینجاست: خُب به آدمها و به شرایط نگاه میکنم. به خصوص به خودم و این احوالاتِ به زبان شما بیتاریخی و نیستانگاری خویش مینگرم. به این ناهمزبانی و حتی بد زبانیای که بین خود با خویشتن و با دیگران میبینم. نمیدانم، شاید بنده تیره و تار میبینم، ولی آخر که باید فکر کرد. حال این احوال را چطور دریابیم_احوالِ جهادِ بیوقفه و طلب شهادت. و چطور آدمها_ که هر کدام ایدهای دارند و راه حل را چیزی میدانند و مابقی را بدان دعوت میکنند_ آری چطور آدمها مثل حاج قاسم و حاج احمد از همه چیز گذشتهاند و اینطور قربون همدیگر میروند. میدانم. بله میدانم که در وجود و نگاه وجودی و توحیدی است که این نسبت پیش میآید و لذتش را در جانم که نه ولی در ذهنم چشیدهام. اما چطور در این وضع بینسبتی میتوان دوام آورد؟ از اینکه باید انتظارگونه و آمادهگرانه این راه رفت_ مجسمه این احوال حاج قاسم و سیدالشهدایمان است_ شکی نیست و به خوبی صحبتهای اخیرتان از بعد از جنگ که درک سیاست عین دیانت و دیانت عین سیاست را که به نظرم بعد جنگ خیلی روشنتر درک میشود را متوجه هستم. و از طرفی دورهی تصمیم گیری و تقسیم کارهایی که به دور از جان انسانها باشد نیز گذشته است، منتها بنده کمی وضعیت را در این مورد که عرض کردم بحرانی میبینم. حال پرسش اصلیام که در بین حرفها شاید پیدا باشد را باز میپرسم: در این شرایطی که خود و از بیرون از خود مطرح کردم چگونه فکر کنیم و چطور راه برایمان باز میشود؟ چطور شب و روز برایمان از بیمعنایی در میآید و لحظه به لحظه در جانمان استقرار در مغز عالم را حس خواهیم کرد؟ چطور آدمها در پیوندی از جنس پیوند اصحاب عاشورایی سیدالشهدا و اصحاب عاشورایی امام خمینی قرار میگیرند و قربون همدیگر میروند؟ دیگر این تجربه اینگونه کنار هم بودن و اینقدر چون آینه همدیگر را یافتن را میتوان یافت؟ بنده خیلی این را سخت برای خویش مییابم. در صحبت کردن با رفقایم خود و هر کداممان را در توهمی یا در منفعتی یا خیلی خوبش در همزبان نبودن با همدیگر یافتم. و این ناهمزبانی بعد از قضایای یک سال اخیر یا شدیدتر شده یا همان است که وخامتش به بیشتر به چشم میآید. اینکه مشکل چشم تیره و تار بین بنده است و چشم دیگری میخوام و یا شرایط و نسبت آدمها تیره و تار است_که البته بی ربط به هم نیستند_ را نمیدانم ولی آخر باید به این مسئله فکر کرد. شاید راه جهاد و شهادت از این تفکر پیدا بشود. یاعلی مدد
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! و صد آری! آنگاه که شرایط به زیباترین حالت، شرایطِ مقابله با دشمنان خدا و دشمنان انسانیت است و خداوند با لطف خود راهی را برای این مقابله به نام «جهاد» گشوده است؛ چه حضوری و چه حیاتی در انسان طلوع میکند! و البته هرکس را در این میدان راه نمیدهند تا به بهانۀ «جهاد»، دشمنسازی بکند و با دشمنان خیالی خود درگیر شود. اینجا است که مولایمان تأکید دارند آن جهاد دروازهای میباشد که خداوند در مقابل اولیای خاص خودش میگشاید. مانند دروازهای که مقابل حضرت روح الله«رضوانالله تعالیعلیه» و قائد شهید عظیم ما گشود، به جای آنکه مانند بعضیها با همه درگیر میشوند به جز با دشمنان خدا. به هر حال قصۀ بیمعنایی را باید در همین جاها جستجو کرد وقتی به نحوی دشمنان خدا فراموش شوند و جنگ و جهاد با دشمنان خدا به حاشیه رود. حال جنگ نظامی باشد و یا جنگ فرهنگی، خدا میداند اگر در کنار همدیگر در این مبارزه قرار بگیریم، آنچنان در یگانگی نسبت به همدیگر حاضر میشویم که شهید آوینیِ عزیز به آستین خالی حاج حسین خرازی عزیز دل میبست تا همۀ زندگی را بیابد. اگر جناب ملکالشعرای بهار فرمود: «زندگی جنگ است جانا بهر جنگ آماده شو / نیست هنگام تامل بیدرنگ آماده شو» منظور آن است که هیچ لحظه از زندگی بدون جهاد نباشد؛ یا جهاد با نفس و یا جهاد با خصم. و عجیب است که این دو در مولایمان جمع شد تا او را مولای متقیان نامیدند. موفق باشید
«أَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّلیبِ» سلام استاد بزرگوار: مژده بده، مژده بده! با مطالعه این مطلب https://eitaa.com/arshiv3133/177 قلبم اشاره آیه شریفه «وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» را دریافت کرد😍. عاقبة اگر به معنای آینده باشد، آیندهی درخشان انقلاب اسلامی در رخدادهایی مثل رخداد شهادت رهبر شهید انقلاب «هم اکنون» به سوی متقین می تابد (لِلْمُتَّقِينَ) تا راه را روشن کند. استاد ببخشید که زبان فاخری ندارم که اشارات اجمالی حضرتعالی را پر و بال بدهم و به پرواز در بیارم. همین چند کلمه را از ما قبول کنید به همان معنای «همچو موری اندر این خرمن خوشم»
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است حقیقتاً با عبور از دوقطبیگری که متأسفانه بعضاً رفقای عزیز گرفتار آن شدهاند از آیندۀ بسیار قدسی و متعالی و تمدنی، محروم میشویم که همان محرومیت از نهایت و عاقبتی است که خداوند برای متقین تقدیر فرموده است. موفق باشید
سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به حضرت حجت ارواحنا فداه و شما استاد مهربان: از اینکه مثل همیشه صبوری میفرمایید و سؤالات بنده را جواب میدهید سپاسگزارم و اجرتون با امام عصر علیه السلام. استاد شما در یکی از سخنرانی هاتون مطلبی در مورد حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام فرمودید که ایشون لکنت زبان نداشتند و انبیای الهی نقص جسمی نداشتند. و منظور آیه مربوطه چیز دیگه ای هست که فرمودید ولی بنده اصلا یادم نمیاد چی فرمودید. میشه لطفاً یکبار دیگه توضیح بفرمایید. التماس دعا در نماز شبهایتان، یا علی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح صدری که حضرت کلیم الله «علیهالسلام» در آیۀ «ربِّ اشْرَحْ لی صَدری و یَسِّرْ لی أمری و احْلل عُقدةً مِنْ لسانی یَفقَهوا قَوْلی» از خدا تقاضا میکنند به معنای آن است که بتوانند به بهترین نحو، گفتار خود را به مخاطب برسانند زیرا نگران بودند با روحیۀ خود که سریعاً میخواستند نتیجه بگیرند، نتوانند مقصود خود را به طور کامل برسانند. و از این جهت از خداوند خواستند که برادر خود را که فصیحتر سخن میگوید با آن حضرت همراه کنند. «وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِيَ رِدْءًا يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ» و برادرم هارون زبانش از من گویاتر است، پس او را همراه من بفرست که یاور و دستیارم باشد تا [در همه امور] مرا تصدیق کند؛ زیرا می ترسم [فرعون و فرعونیان] تکذیبم کنند. موفق باشید
سلام علیکم استاد. سوالاتی داشتم: تفاوت نظر اسلام و غرب در مورد آزادی چیست؟ اسلام چه حدی را برای آزادی انسان معین می کند و غرب چه حدی را؟ از نظر اسلام والدین در تربیت باید تا چه حدی فرزند را آزاد بگزارند و آیا این حکمتی دارد و ایجاد محدودیت برای انسان، صلب آزادی و اختیار او نیست؟ آیا اسلام برای زن و مرد تفاوتی قائل می شود و بین یک کدام از آنها برتری در نظر دارد؟ چرا در برخی جاها اسلام برای مردان انجام کاری را جایز میداند ولی برای زنان نه؟ و اینکه در آخر لطفاً چند کتاب راجع به این مسائل به من معرفی کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد مفصل است. کتاب «آزادی معنوی» از شهید مطهری مجموعهای متشکل از پانزده سخنرانی ایشان است که بیشتر آنها در سالهای ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۰ در حسینیه ارشاد در تهران ایراد شدهاست. موضوع این سخنرانیها مسائل معنوی مربوط به خودسازی و تزکیه نفس است که در بیشتر موارد، شهیدمطهری مفاهیم مورد نظر را با اشاره به مباحث انسانشناسی فلسفی توضیح میدهند. در مورد آزادی و اینکه نباید در انتخاب حتی حجاب، آزادی به حاشیه رود بلکه باید دختران ما با درک ابعاد متعالیِ دستورات اسلام از جمله حجاب، احکام شرع را انتخاب کنند؛ عرایضی تحت عنوان « تقابل آزادی و حجاب چرا؟» شده است. خوب است به آن رجوع شود. https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%20%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&tab=sounds موفق باشید
با عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد بزرگوار و تبریک و تهنیت فرا رسیدن عید غدیرخم: ببخشید استاد بابت گناهانی که درگذشته انجام دادیم و حق الناس هایی که برگردن مون هست چکار کنیم؟ واقعا فکرکردن به این گناهان و اینکه چراانجام دادیم روح ما رو آزرده می کنه آیا با استغفار و پشیمانی وسعی بر ترک گناه امیدی به ببخش خدای رب العالمین هست؟ یا نفس مان با این گناهان حجاب گرفته و باید در برزخ به سختی پاک شوند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! توبه، این عزیزالقدرترین لطف الهی از آن جهت که او «توّاب» است و البته چنانچه حق الناس طوری است که میتوان با رجوع به افراد، جبران کرد، باید آن کار را انجام داد و اگر ممکن نیست به نیت آنان باید ردّ مظالم بدهیم. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار میشه بهم این حدیث امیرالمومنین علی علیه السلام که در نهج البلاغه به قلم فیض الإسلام صفحه ۱۲۲۹ اومده نظرتون رو راجع بهش بگین بهم؟ «دوستان تو سه گروهند و دشمنان تو نیز سه گروه و اما دوستانت ۱. دوست تو، ۲. دوست دوست تو و ۳. دشمن دشمن تو و اما دشمنانت: ۱. دشمن تو، ۲. دوست دشمن تو و ۳. دشمن دوست تو»
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ملاحظه بفرمایید که چه اندازه این سخنان، حکیمانه است و حقیقتاً معنی تفکر نسبت به دیگران، به همین معنا میباشد که مولایمان متذکر آن هستند. موفق باشید
با سلام حضور استاد محترم: من یه مشکل بزرگی که دارم، وقتی طعنه و حرفی، از کسی می شنوم. تا چندین روز با اون فرد تو قلبم کلنجار میرم. و متاسفانه آلودگی قلبی و... هم زیاد میاره و بعد با خودم مرور می کنم که همه عالم بدست خداوند و این افراد باید در مسیر باشند تا منیت ما را بگیرند، و در نهایت ما به شهود حق برسیم. (طبق مباحثی که از شما مطالعه کردم). آیا توحید فنایی این ماه ذلحجه کمکی خواهد کرد؟ اگر بخواهیم و خداوند بخواهد، کمک خواهد کرد که در لحظه متوجه باشیم کارگردانی خداوند در لحظه ها را؟ و آیا اگر در نهایت کارگردانی خداوند را در عالم یافتیم، بعد می یابیم که عزت هم تماما بدست اوست؟ فلله العزه جمیعا!
باسمه تعالی: سلام علیکم: کاملاً همینطور است. کافی است به لطف الهی در همین رابطه با قرآن مأنوس شویم و نسبت به سیرۀ اهلالبیت «علیهمالسلام» تدبّر داشته باشیم تا بیابیم که حقیقتاً این مسیر چه معجزههایی به پیش میآورد به همان معنایی که فرمودند: «هر عنایت که داری ای درویش / هدیۀ حق بود و نه کردۀ خویش». موفق باشید
سلام علیکم: در جواب کاربر سوال شماره 41677 که مرقوم فرمودید: مطالبات تغییر سیاست اقتصادی را نیروهای حکیم و کاردان و انقلابی می بایست انجام دهند تا تقابل با دولت پیش نیاید؛ بنظر می رسد در وهله اول صدا و سیما، و سپس سازمان تبلیغات اسلامی، ائمه جمعه و دیگر متولیان برگزاری تجمعات باید پیشران در این خط دهیِ مدارا محور و مطالبه مشفقانه باشند تا هم اثر و انعکاسی بیشتر از چند پلاکارد دست نوشته داشته باشد و هم نوع مطالبه و ادب و آداب آنرا به عامه منتقل کند و هم وقتی درد از زبان مسئولین بازگو شود، قطعا به تعداد حاضرین تجمعات و پویایی آن افزون می شود؛ اما با صد تاسف نامبردگان هنوز به جد تصمیمی برای این موضوع و طرح حقوق حقه مردم ندارند و به شدت هراسان هستند! حال آنکه خطر پیشگام نشدن در این مطالبه، به مراتب بیشتر از موضع بیطرفانه است. مسلما وقتی از مطالبات سخن می گوییم مصداق و راهش را هم باید به مردم ارائه دهیم، که در اصلاحات کلان این امر با حرکت مسئولین معتمد و کاردان با پشتیبانی و حمایت مردمِ در صحنه امکان پذیر است که فعلا رخ نداده است و همین جا از نامبردگان تقاضامندم قبل از آنکه دیر شود حرکت را شروع کنند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله همانطور که آقای استاد مهدی محمدی در سخنان خود میفرمایند و با توجه به اشرافی که ایشان نسبت به جریانهای جاری کشور دارند؛ در کلان قضیه، کارها به درستی جلو میرود و ایجاد شک و شبهه، کار درستی نیست. مهم آن است که به آینده، در میانمدت و بلندمدت فکر کنیم با کلاننظری، و از این جهت مشغول جزئیات نمیشویم و جبهۀ تروریسم را که امیدوارِ برجستهکردن تفاوتها میباشد، ناکام میگذاریم. موفق باشید
سلام خدمت استاد محترم: خدا قوت. بخدا قسم روزی نیست که سینمون سنگین نشه و قلبمون درد نگیره که این پلیدترین موجودات روی زمین چه شد و چطور به خودشون جرأت دادند امام ما همه وجود ما دین و دنیای ما را بزنند. فقط میگیم اللهم انا نشکو الیک... بلکه قدری آرام بگیریم. بگذریم که در این رابطه حرف خیلی زیاده. فقط تو را خدا شما که تریبون دارید مخاطب دارید یه طوری بگید که درد اصلی ما چیه. ما تا دنیای آنها را به آتش نکشیم آرام نمیشیم. ما شکایت به خدا و امام زمان میبریم که اون موقع که رهبر عزیزمان را تهدید کردند صدایی از اونها که باید بلند میشد نشد، یا درخور نبود. بماند درد اینکه اندک صداهایی که مردانه اومدن تو صحنه را هم ساکت کردند و پشت تریبون عمومی و حتی بین المللی گفتند اینها یه عده ای هستند برای خودشان سر و صدا می کنند! همه ده شرط به یک طرف، انتقام خون رهبری یه طوری که دیگه جرأت نکنند حتی مرجعیت شیعه و ولی فقیه ما را تهدید کنند به یک طرف. باید بفهمند شیعه برای توهین و کوچکترین تعرض به امامش هم دنیا و رؤیای آنها را به آتیش میکشه چه برسه برای به شهادت رسوندنش. تو را بخدا یه وقت لابلای این هیاهو و مطالبات و... این مهم ترین گم نشه!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به بلایی فکر کنید که فرهنگ شیعه در این زمان با رهبری آن امام شهید بر سر جهان استکبار آوردند. جهانی که گمان میکرد به اوج خود رسیده و با سبک حضورِ رهبری در این جهان، آنها در اوج بیمعنایی خود هیچ راهی نمیشناختند مگر آنکه او را به گمان خود از میان بردارند. این حکایت همۀ آنهایی است که گمان میکنند میتوانند اولیای الهی را «فقتل من قتل و سبی من سبی واقصی من اقصی» پس کشته شدند آن کسانی که کشته شدند و اسیر شدند آنان که اسیر شدند، و از وطن آواره شدند آن کسانی که آواره شدند. به امید آینکه از بیتاریخی، خود را نجات دهند و اتفاقاً درست برعکس شد و از این جهت آری! در مورد شیطان گفتهاند: «در جهان جنگ، این شادی بس است / که بر آری بر عدو هر دم شکست». بیچاره، هزار نقشه میکشد و بعد ناکام میشود. خوشا به حال ملتی که از آن رهبر شهید آموخته است که با «وقار» و «تابآوری» و «ایمان» میتوان جهان را دگرگون کند. و این است معنای زندگی و حضور در آیندهای که در خود آغاز کردهایم. و این است معنای انتقامی نرم از جبهۀ استکبار که آن رهبر عزیز نسبت به انتقام حاج قاسم مطرح فرمودند. موفق باشید
سلام و وقت بخیر خدمت استاد عزیز و گرامی آقای طاهرزاده؛ من سوالاتی راجع به حبط اعمال دارم؛ ۱_حبط اعمال چیست؟ ۲_آیا درسته که آیت الله سعادت پرور به خاطر یه بداخلاقی ۲۰ سال ناله هاش از بین رفت؟ اگه اینطوره که با یه گناه چیزی باقی نمیمونه؟ ۳_ چه چیزهایی باعث حبط اعمال میشه و چگونه از حبط اعمال جلوگیری کنم؟ ۴_کسی که مقید به موازین شرعی هست و اعمال صالح انجام میدهد ولی گناه هم میکند و بعد توبه می کند، یعنی هنوز مرحله اول سیر و سلوک رو طی نکرده، با یه گناه کردن همه اون زحمتی که برای عمل صالح انجام داده و ثوابی هم که گرفته، با یه گناه همه اون ثواب ها از بین میره؟ سوال دیگه ای که دارم اینه که چگونه موضوعات مبنایی و پایه ای اسلام مثل همین موضوع حبط اعمال ، توکل و موضوعاتی از همین قبیل رو پیدا کنم؟ متاسفانه ما مذهبی ها، از لحاظ مبنایی و ریشه ای اعتقاداتمون محکم نیست و شاید شما هم دیده باشید؛ مثلا برای زیارت امام رضا(ع) میریم ولی اصلا نمیدونیم توسل یعنی چی؟ واسطه فیض یعنی چی؟ یا مثلا آیا از امام حاجت خواستن شرک به خدا نیست؟ و موضوعاتی از همین قبیل؛ آقای طاهرزاده به این موضوعات چی میگن؟ آیا اسم این موضوعات مبانی اعتقادی هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به این روایت عزیزالقدر و امیدبخش با نظر به سعۀ رحمت الهی بیندیشیدکه از رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» داریم: «من تاب لذنب کمن لا ذنب له» هر آنکس که از گناهی توبه کند در آن حدّ است که گویا آن گناه را انجام نداده است. پس از این جهت با توبه، گناهان مانع حضور انسان ذیل رحمت او نخواهند بود. حال بستگی دارد که انسانِ تائب در مسیر سیر إلی الله چه اندازه همت به خرج دهد تا مصداق «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ» باشد که تنها سیئات او با توبه برطرف میشود و یا مصداق «إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» باشد که حتی به جهت همت بلندش، گناهان او به حسنات تبدیل میشود و این مصداق همان جناب حرّ است. 2- ادامۀ مباحث معرفت نفسی و توحیدی در این رابطه بسیار مهم است در این حالت است که انسان حتی از عباداتی مانند زیارت اولیای معصوم، بیشترین بهره را نصیب خود میکند. در این مورد خوب است به سلسله مباحث «توحید و ایمان»https://lobolmizan.ir/sound/1712?mark=%D8%AA%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF رجوع فرمایید. البته معلوم است که حاجتخواستن از امامان که مظهر رحمت الهی هستند، شرک به حساب نمیآید زیرا ما آن عزیزان را واسطه قرار میدهیم. موفق باشید
سلا و وقت بخیر یه سوالی داشتم خدمتتون: شرایط زندگی من به این صورته که من در شهری زندگی میکنم که اکثریت قریب به همه مردم از رهبر و ولایت فقیه و مسئولین و... بدشون میاد و بهشون بدبینن و چون شهر کوچیکیه، مردم همدیگه رو میشناسن؛ جوری که پدرم میگه غربی ها آدم پاکی هستن و ما ایرانیا دزد و خائن و آدم کش و جنایت کار؛ من خودم تو خانواده به ظاهر مذهبی زندگی میکنم و والدینم فقط بلدن دم از خدا بزنن؛ مادرم قبلا نماز میخونده دیگه نمیخونه و چادر رو کنار گذاشت؛ پدرم هم به ندرت فقط نماز میخونه؛ والدینم و نزدیکان همه از نظام و جمهوری اسلامی و سپاه و مسئولین و ولایت فقیه و رهبری بدشون میاد و متنفرن و بهشون خیلی بدبینن؛ دایی هام به پیغمبر(ص)و اهل بیت و روحانیون و رهبری توهین میکنند، هیچکدومشون حجاب درست و حسابی ندارند؛ فقط بنده حقیر این تفکرات رو دارم ولی دلیل و منطقی درست و حسابی و اعتقاد محکم و منطقی ندارم و اگه این روال همینطوری پیش بره ممکنه منم از اینی که هستم هم بدتر سقوط کنم؛ تو شهر ما موقع نماز صبح درب مسجدها بسته میشه و فقط نماز مغرب و عصر رو آدم میتونه تو مسجد بخونه بقیه بستس؛ آدم مذهبی درست و حسابی و ولایی خیلی خیلی خیلی کم داریم؛ روحانیونمون هم فقط ایام مراسمات و عزاداری ها میرن مسجد بقیه مواقع نمیرن و حتی وقتی به مسجد میرن خیلی از مردم به خاطر اینکه از روحانیون متنفرن، از مسجد میرن بیرون و عده کمی تو مسجد میمونن؛ رفع شبهه ای نمیکنن و اصلا معلوم نیست کجان؛ من تو مسجد تا حالا ندیدم شاید برن مسجد ولی من ندیدم؛ هرکی هم مذهبی باشه ازش فاصله میگیرن، مسخره میکنند، بهش میخندن، شماتت میکنند، براش لقب زشت درست میکنند و باهاش دشمنی میکنند و باهاش دعوا هم میکنند مخصوصا موقعی که بهشون تذکری داده میشه؛ خب آقای طاهرزاده من چجوری تو این شهر ترسناک بندگی و تهذیب نفس کنم که خدا و اهل بیت ازم راضی باشه؟ تو ایام مدارس چطوری تهذیب نفس کنم و میخوام آداب معاشرت و ارتباط و صحبت و رفتار و کارهای اجتماعی با مردم شهر خودم رو هم کامل بدونم تا بدونم تو هر شرایط چه کاری انجام بدم تا مشکلی پیش نیاد؟ ممنون میشم راهنماییم کنید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به چنین شرایطی که میفرمایید دو نکته را باید مدّ نظر داشت. یکی اخلاق خوب و احترام به افراد و دیگر، دنبالکردن معارف اسلامی و قرآنی بدون آنکه بخواهید در مورد مسائل سیاسی با افراد بحث و جدل داشته باشید. با چنین شخصیتی که پیشه نمودید، عملاً دلها به سوی شما جذب میشود و مطمئن باشید که مییابند ریشۀ آن شخصیت وارسته در اسلام و انقلاب اسلامی میباشد و ناخودآگاه به اسلام و انقلاب اسلامی گرایش پیدا میکنند. به همین جهت به ما فرمودهاند آنچه در صدر اسلام آن جامعۀ خشن و متعصب را متمایل به اسلام کرد «خُلق با صفای محمدی«صلواتاللهعلیهوآله» بود». موفق باشید
سلام علیکم استاد جان همونطور که در مورد بیماری های جسمی باید به پزشک مراجعه کرد که بیماری انسان را تشخیص و راه درمان را بیان کند مگر این طور نیست که در مورد بیماری های روحی نیز باید به پزشک روح و کسی که این بیماری ها را میشناسد و راه درمان را میداند مراجعه کرد؟ بنده با شخصی از بزرگان که در زمینه اخلاق و عرفان نام آشنا هستند تماس گرفتم و از ایشان همین درخواست را داشتم که لطف کنن و ریشه ای ترین بیماری روحی بنده را بیان و راه درمان آن را بفرمایند. ایشون در پاسخ فرمودن ""اینکه شما میخواهید معمول نیست، شما خودتون وظیفه دارین که جستجو کنین ، ببینید چی اذیتتون میکنه. این درخواستی که از من دارین سلب مسولیت کردن از خودتون و انداختن وظیفه خود بر گردن دیگری است"" خب استاد بنده که طبیب روح نیستم و این بیماری ها و جزئیات آن ها را نمیشناسم و نمیتونم تشخیص بدم، اگر هم تشخیص بدم راه درمان را بلد نیستم. مگر نه اینکه اولیای خدا وظیفه دستگیری و کمک به بندگان در مسیر رشد دارند؟ البته یکی از دوستان میگفت اگر اولیای خدا خیری در کسی ببینن حتما از اون شخص دستگیری میکنن، راستش از بعد از اینکه ایشون این پاسخ را به بنده دادن خیلی نا امید شدم و میگم شاید ایشون خیری و رشدی در بنده ندیدن که اینگونه پاسخ دادن.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال در این زمان وزمانه با مطالعۀ کتابهای ارزشمندی مانند «معراج السعادة» و «جامع السعادات» میتوانیم در امر تشخیص ضعفهای اخلاقی و درمان آنها اقدام نماییم. در مورد کتاب «جامع السعادات» عرایضی شده است که میتوانید به آن عرایض رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/sound/673?mark=%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9 موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد بزرگوار نظرتان در رابطه با شهدا چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی تحت عنوان «قرآن و جایگاه شهادت و سید حسن نصرالله» شده است خوب است به آن مطالب رجوع شود. https://lobolmizan.ir/leaflet/1600?mark=%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%20%D9%88%20%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87 موفق باشید
با سلام و احترام محضر استاد بزرگوار امیدوارم سال پر خیر و برکتی داشته باشید نکته ای که ذهنم رو مشغول کرده و به صورت کلی با آن آشنا بودم اما با تمرکز بر آن متوجه شدم هنوز برای من ابهام دارد عبارت تاریخی بودن است.اینکه عقل تاریخی است یا انسان موجودی تاریخی است به چه معناست ؟یا عبارت هایی مثل حضور تاریخی آنچه من درک می کنم این است که این تاریخ احتمالا همان دوره ای خاص است یا همان عالم خاص که ماهیتا و ذاتا با دوره یا عالم دیگر متفاوت است مثل عالم انقلاب اسلامی با عالم غرب.و در این عالم و این دوره است که عقل یا حضور و یا خود انسان شکل می گیرد.یعنی ما تفکرمان در آن عالم شکل می گیرد البته اگر در آن عالم حضور داشته باشیم.لذا وقتی حرف از عقل انقلابی یا عقل غربی می زنیم یعنی اینکه تاریخ انقلاب که همان عالم انقلاب است متفاوت است از عالم غربی.نمی دانم درک من درست است یا خیر؟ نکته بعدی این که چطور انسان می تواند از عالمی خارج و در عالمی جدید حضور پیدا کند؟بعید می دانم که این کار با اراده صورت بگیرد. من علی رغم دلبستگی به انقلاب اسلامی و عالم آن، اما هنوز حس می کنم رفتارها و تفکراتی از من سر می زند که نشان از غربی فکر کردن من دارد.مثل اینکه در اثبات و رد هر چیزی مثلا در معارف دینی، متوسل به علم پوزیتویستی می شوم و نگاه سوژه و ابژه بر من حاکم است لذا واقعا حس می کنم بهره ای از معارف دینی نمی برم.امیدوارم بنده را هم در این زمینه راهنمایی بفرمایید به امید سربلندی ایران اسلامی و با آرزوی توفیقات روزافزون برای حضرتعالی التماس دعای فرج و عاقبت بخیری
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تفکر تاریخی به این معنا میباشد که متوجه باشیم اتفاقاتی که پیش میآید چه نوع حضوری در آینده میتوانند داشته باشند و وجود آنها را در حدّ یک اتفاق در نظر نگیریم تا گرفتار روزمرّگی و انفعال نسبت به آن اتفاقات و رخدادها نباشیم. در کتاب «کربلا و عبور از دوگانگیِ زندگی و مقاومت» بخصوص در صفحات 115 به بعد آن کتاب، سعی شده متذکر این امر باشیم 2- این نکتۀ بسیار مهمی میباشد از آن جهت که به راحتی نمیتوانیم در تاریخی حاضر شویم که تنها به عنوان افقی مقابل ما گشوده شده. اینجا است که اگر به آیندۀ هر حرکت و رخدادی نیندیشیم، عملاً متوجۀ تاریخی که افقی را مقابل ما گشوده شده؛ نخواهیم بود.
به عنوان مثال به آیندۀ تهاجمی فکر کنید که در جنگ رمضان از طریق آمریکا و رژیم صهیونی به ما شد که اگر آنها در این تهاجم به اهداف خود که از قبل تعیین کردهاند؛ نرسند، عملاً شکست خوردهاند و ما تنها اگر در بستر مقاومتی که پیش آمده تسلیم نشویم و کوتاه نیاییم؛ پیروز خواهیم بود.
البته معلوم است که آنها پیروز نشدهاند زیرا به اهدافی که در نظر داشتند، نرسیدهاند و این است معنای اینکه ما از همان روز اول در این مقابله پیروز شدهایم و این لطف بزرگی است که برای ما پیش آمده است. آری این در صورتی است که متوجۀ جایگاه تاریخی آن تهاجم و این مقاومت عظیم بشویم و فردایی را مد نظر قرار دهیم که برای آمریکا به عنوان ابر قدرتِ شکست خورده در پیش است و ناکامی برای اسرائیلی که بنا داشت در همۀ منطقه غرب آسیا به عنوان قدرت برتر حاضر شود. این است آیندهای که باید با تفکر تاریخی در این زمانه نسبت به جایگاه ایران اسلامی مد نظر داشته باشیم.
موفق باشید
سلام راه علاج صفت اخلاقی خمود(کتاب معراج السعادة نراقی) چیست؟ تشکر -
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه مباحث «معرفت نفس» و نظر به حضور بیکرانۀ نفس مؤثر خواهد بود. در رابطه با مباحث «معرفت نفس» میتوانید به کانال مربوط به این موضوع رجوع فرمایید و از شرح هریک از اساتید که احساس میکنید با روحیۀ شما بهتر میخواند، استفاده نمایید. https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh موفق باشید
با سلام حضور استاد محترم: جزوه مرزهای زن و مرد را خوندم، و پرسش و پاسخ های کانال رو هم، مرور کردم. نکات خیلی خوبی دستگیرم شد. استاد جایی که فرموده بودید، گاهی خداوند تمایلات قلبی را قرار می دهد، آزمایش می کند، اگر بنده طبق شرع و شریعت عمل کرد، خداوند تمایلات رو از او بر می دارد به چه مفهوم است؟ اینطور برداشت کردم که خداوند به او حضور قلب دهد و یا شهود قلب دهد، همانند چیزی که در داستان های بزرگان و عرفا و شهدا خوانده ایم و این به نظر به مفهوم، دادن همان ایمانی است که شیرینی اش را در دلش حفظ کند، و شاید اینگونه باشد، که خداوند نوری دهد، یا حضوری دهد، یا شهودی که جذب خداوند شود، و غیر خداوند برایش بی ارزش گردد، و این به او قدرت دهد و این است که گاها علما گویند، که برای زن، قرب الهی با رعایت حجاب بدست می آید. و شما می فرمایید، اگر جوانی چشم بپوشاند به نامحرمی، همان نگاه اول، اصلا نگاه نکند، راه صد ساله پیموده است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است. حقیقتاً اگر جایگاه اسلام را بشناسیم و متوجۀ دستورات شرع مقدس شویم، عملاً به هدایتی میرسیم که خداوند وعده داده و می فرماید: «وَمَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُضِلٍّ» هر آن کس را که خداوند هدایت کرد گرفتار بیراهه ها و سرگردانی ها نمیشود. موفق باشید
