سلام به استاد عزیز. از شما زیاد میشنویم که علت علاقهمندی جوانان به رهبری حتی آنانی که چندان مقیّد به ظاهر عبادی خود نیستند؛ علت ساده و سیاسی و یا احساسی نمیباشد. برای بنده بسیار مهم است که حقیقتاً باز نگاه و نظر شما را در این رابطه بیشتر بدانم که به گفتۀ شما نگاه و دیداری که باید در این صحنهها داشته باشیم، چه نگاه و دیداری باید باشد؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که متوجه شدهاید، حقیقتاً باید نسبت به نظر جوانان به رهبر شهید مطلب را سطحی و ساده ندانست زیرا باید متوجه بود در جهانی که بشر جدید به انسان میاندیشد، چه اندازه متفاوت خواهد بود که قهرمان انسانها شخصیتی همچون رهبر شهید انقلاب یعنی آیت الله خامنه ای باشد یا فردی مانند دونالد ترامپ. این است آن مرز جدّی که در تاریخ آخرالزمانی پیش آمده. و ایران متذکر نظر به قهرمانی است که بشر جدید با روحیۀ ربّانی خود به دنبال آن است. و راز تزلزل نظم غربی نسبت به معنایی که به عنوان زندگی برای انسان تعریف کرده؛ در این نکته است. و انسان جدید بهخصوص جوانان متوجه شدهاند نظم غربی و آن زندگی، توهّمی بیش نیست و از این جهت به دنبال زندگیِ دیگری میباشند و در این رابطه رهبر شهید انقلاب را افقی برای زندگی خود در این تاریخ یافتهاند.موفق باشید.
سلام بر حضرت استاد طاهرزاده عزیز: در این ده روز عجیب ترین و در عین حال ناشناخته ترین لحظات عمرم را سپری کردم، بعد از این که خبر شهادت حضرت آقا را شنیدم واقعا حس کردم همه چیز برایم تمام شد، از طرف دیگر تجربه حضور شبها در خیابان شاید عجیب ترین مرگ بر آمریکا های عمرم را سر دادم. فشاری که این چند روز بر قلب و روحم وارد شد را در هیچ مقطعی از زندگی ام تجربه نکردم، اما چند روز پیش که حضرت عالی را دیدم (به همراه بحثی که ارائه کردید) و این استحکام و امیدی که دیدم راستش را بخواهید من هم طلب چنین امید و آرامشی را دارم ولی از طرف دیگر این ضعف و حقارتی که در خودم می بینم را چه کنم، شاید بزرگ ترین آرزویم رسیدن به آن جمله حاج قاسم هست که گفت هرگز از چیزی نترسیدم و آیا غیر از این نوع ایمان و امید انسان معنی دیگری دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را شکر که متوجۀ عظیمترین رخدادی شدیم که تصور آن را هم نمیکردیم که چگونه عظیمترین فاجعه که شهادت حضرت امام خامنهای توسط سیاهترین و شقیترین جبهۀ تاریخی بودپیش آمد، زیرا تصور وقوع چنین فاجعهای را هم نمیکردیم ولی به جای آنکه خود را ببازیم مانند آنکه با مرگ خود به تولدی دیگر و حیاتی دیگر وارد شویم؛ با حضورِ دیگری در تاریخ خود حاضر شدیم که گویا دیگر این ما نیستیم که تصمیم میگیریم – مُرده را اختیار کی باشد؟- بلکه در دستانِ تقدیری قرار داریم که میخواهد ما را به امری غیر قابل پیشبینی ولی امیدوارگونه حاضر کند و ما حیرانیم آن، چه حضوری میباشد! گویا حکایت ما حکایتِ «پرّ کاهم در مصاف تند باد / خود نداند در کجا خواهد فتاد.» خدا کند این حضور را به خوبی درک کنیم و به راهی که در عین هزاران ابهام و حیرت مقابلمان گشوده شده است، امیدوار باشیم. خدا میداند «ایمان»، آری! «ایمان» در این تاریخ جز این نیست که خود را در دستان خداوند احساس کردن، تا او آنچه را که میپسندد برایمان پیش آورد. موفق باشید
«السلام علیک یا امیرالمؤمنین» سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده. با توجه به اینکه حضرتعالی فضای جنگ ۸ ساله را درک کردید، به نظر حضرتعالی آنچه بعد از شهادت سیدالشهدای انقلاب اسلامی و در ماه مبارک رمضان امسال و جنگی که با آمریکا پیش آمده نورانی تر است یا فضای هشت سال دفاع مقدس؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله در این جنگ خداوند بر ما منت گذاشت و مقابله با ائمۀ کفر را برایمان به عالیترین شکل آغاز نمود و در این میدان است که عالیترین حضور در جان ما پیش میآید که همان بعثتِ تاریخی ما میباشد و رهبر معظم انقلاب به آن اشاره کردند. https://eitaa.com/matalebevijeh/21945 عرایضی در این رابطه در دو جلسۀ اخیر تحت عنوان «شهادت رهبری و تقابل جهان «سنت» با جهان ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی »https://www.aparat.com/v/ddjjc38 شده است خوب است نظری به آن مباحث بیندازید. موفق باشید
سلام و وقت بخیر: یک سوالی داشتم خدمت استاد. با توجه به اینکه مردم در صحنه ایستادگی می کنند و از مرگ هراسی ندارند اما خواص و جریان لیبرال با تاخیر در اعلام رسمی رهبری جدید و پایبندی به شورای موقت و سخنان اخیر رئیس جمهور در حال تضعیف جریان انقلابی هستند وظیفه مردم چیست؟ آیا فقط با تجمعات شبانه و صبوری مثل دفعات قبل باید شاهد تاخیر در حرکت حق باشند؟ آیا دیگر زمان اقدام نواب صفوی ها فرا نرسیده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله مسئله حل شد و حال، مائیم و امیدوار به آیندهای که دشمنانمان را خدا ناکام میکند. بیچارهها گمان کردند آنان در مقابله با جبهۀ حق کاری از پیش میبرند.
با بعثتی که آن مرد الهی از آن خبر داد به عنوان آغازی که با شهادت ایشان در مقابل جهانِ ساختگی رسانه آغاز شد تا ما ادامۀ آرامشبخشِ خود را در آغوش سنتهای لایتغیّر الهی احساس کنیم. مانند حضور در سنتی که خداوند در وصف آن میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ» (حج/۳۸) اینجا است که انسان در آغوش چنین سنتی هرگز نگران حیلههای دشمنان دین و دینداران نیست، هرچند رسانهها، جهان دیگری را مدّ نظر آورند. موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام وقت بخیر خداقوت استاد قرائت 12 هزار سوره فیل بدون بسم الله برای نابودی دشمن صحت دارد یا صحت ندارد و خود دشمن آن را منتشر کرده تا اثر عکس بگذارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما را چه نیاز به این خطوراتِ افرادی که هرچند ممکن است قصد خیر داشته باشند!!! وقتی در متون مطمئن خود نظر به آیاتی مانند «آیت الکرسی» داریم؟ این حرفها با سیرۀ اهل البیت«علیهمالسلام» نمیخواند. همۀ سوره در همان بسم الله است. موفق باشید
سلام استاد: برای جلوگیری از آتش بس بی وقت، بدون به انجام رساندن انتقام و بدون رسیدن به نتیجه لازم چه باید کرد، حرفهایی با زمینه ی میل به آتش بس بی مورد، از بعضی گلوها مثل آقای عراقچی در دولت به گوش میرسد. نکند باز کاری کنند که انقلاب را تضعیف کنند، خوبه شما که صدای بلندتری بین بدنه انقلابی دارید به نمایندگی از ما جهتگیری لازم را به فضای انقلابی تبیین کنید، ما نمیخواهیم میراث پدر عزیزمان آیت الله خامنه ای را تضعیف کنیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در این مورد باید به آقایان اعتماد داشت از این جهت که در این موارد، بدنۀ نظام تصمیم میگیرند و نه صرفاً دولت. موفق باشید
بسم الله القاصم الجبارین: «ان معی ربی سیهدین». «اللّهم لک الحمد حمد شاکرین لک علی مصابهم». آری! ما در این شهادت فریاد زینبی سر دادیم و گفتم ما رأیت الا جمیلا. بودنت خار چشم دشمنان بود و شهادتت هم دهان منافقان را در هم کوفت آنها که گفتند در پناهگاه پنهان شدی چه زود رسوا شدند، خون هیچ نفس زکیه ای هدر نرفت و نخواهد رفت و یقین دارم اسلام با خون شما تا صدره المنتهی قد خواهد کشید. آری شما پایان شب تاریخ بشریت را رقم زدی و پرده ظلمت را شکافتی و نور تابید. جهانی بیدار شد. فریادها سر برآورده اند و ستون های کاخ ظلمت را می لرزانند و در هم خواهند کوبید ان شاءالله. ما تا قله راهی نداریم و شما تا اینجا آمدی... هم رهبری نمودی و هم راهبری. ما را تا اینجایی که قله نمایان شد هدایت کردی.... تا اینجایی که دیگر راه گم نمی شود. حالا باید رفت اندکی تا به سحر نزدیک است. از امروز ندای ما این است یوم نبطش البطشه الکبری انا منتقمون
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا میداند این سخنانی که فرمودید زیباترین سخنان این تاریخ است. زیرا به زیبایی تمام در جایگاه مقابله با باطل، ایستادهاید. و این «راز»ِ حقّانیت سخن است. آیا سخن حقّ جز آن است که انسان، هرچه بیشتر ناپایداریِ باطل را احساس کند؟! به حکم «إنّ الباطل کان زهوقا». و این زیباترین و اصیلترین سخن و نگاه است که هرگز نباید یک لحظه از آن غفلت شود. موفق باشید
سلام علیکم: خداوند متعال به شما اجر فراوان، و طول عمر با عزت و همراه با عاقبت بخیری عنایت فرماید. اگر سوال خصوصی داشته باشیم و نخواهیم پرسش و پاسخ ما در کانال ایتا گذاشته شود، یعنی نخواهیم در عمومی کسی ببیند چجوری باید بپرسیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن جا که ممکن است سعی بفرمایید سؤالهای خصوصی خود را با کسانی در میان بگذارید که شما و روحیۀ شما و موقعیت جنابعالی را میشناسند. از این طریق نتیجۀ بهتری ان شاءالله به دست میآورید. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار من قصدم دخالت نیست یه سوال دارم ازتون و اون این که اگه صلاح نمیدونین پاسخ ندین به سوالم و اگه صلاح میدونین پاسخ بدین. سوال اینه: این که شما آقای قالیباف رو فرد متعهد به این نظام میدونین علتش اینه که میخواین مردم جهت حب و بغضشون الهی بشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به سخنان عظیم القدر و جایگاه عمیق تمدنیِ رهبر معظم انقلاب بیندیشید و تأکید ایشان در پیام های خود از جمله در پیام اخیر، بر حفظ اتحاد مقدس و حفظ حرمت مسئولان دلسوز و خدمتگزاران نظام اسلامی بویژه دولت محترم تاکید داشتهاند. مطالبی که برخلاف توصیههای موکد رهبری، موجب انشقاق و دو دستگی در جامعه و زمینه ساز نسبت های نادرست به مسئولان محترم می شود، در جهت اهداف بدخواهان و دشمنان قسم خورده ملت ایران است. اینجا است که به خوبی میتوانیم راه خود را از دشمنان و دوستان نادان جدا کنیم. در اینجا دیگر تفاوتی بین آقای پزشکیان و آقای قالیباف و دیگر مسئولینی که با تمام وجود در حدّ توان در خدمت ایران بزرگ و مقابله با جبهۀ استکبار در صحنهاند؛ نخواهیم گذاشت وگرنه حقیقتاً نسبت خود را با پیامهای متعالی و آخرالزمانیِ نایب الاماممان آنطور که شایسته است برقرار نمیکنیم تا به نتایج فوقالعادهای که در این رابطه میتوانیم برسیم، دست یابیم. موفق باشید https://www.leader.ir/fa/content/28793/%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1
سلام استاد عزیز و گرامی: ما ملت، منتظر بودیم اماممان ظهور کنند، رهبرمان هم غائب شدند! این از گنهکاری و ناشکری ماست یا علت دیگری دارد؟ التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید همین امور، میدانی باشد برای هرچه عمیقترشدن نسبت به آیندۀ فوقالعادهای که در پیش است تا با درک عمیق هرچه بیشتر، انسانیت انسانها درک شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/23281 . موفق باشید
سلام استاد عزیز: امیدوارم سلامت باشید. این متن شرح حالیست از چیزی که با خودم تجربه میکنم. ببخشید اگر طولانیست و وقتتان را میگیرد. دلم میخواهد به حافظ بگویم از این حال عجب، که من در شلوغی و روزمرگی آرامترم تا در خلوت و تنهایی.. در خلوت و تنهایی برای من هوا طوفانیست، آشوب است و انگار در پهنه اقیانوس با باری از هیچ رها شدهام. وقتی در سکوت میروم، تاب خودم را ندارم. چقدر این سکوت سنگین است، انبار هیچهایم شده. آیا تا به حال بار هیچ را به دوش کشیدهای؟ باید در شلوغی کارها و آدمها اینقدر غرق شوم که ابدا آن سکوت را احساس نکنم. دیدی چطور بچهها را آرام میکنند؟ مدام با اسباب بازیها صداهای مختلف میسازند تا حواسش پرت شود و آرام شود. من هنوز هم با اسباب بازیها سرگرمم، تنها تفاوتش این است که اسباببازیها بزرگتر شدهاند و البته بازیگردان هم الان خودم هستم! با همه این اوصاف خواستم فکری کنم برای آن صداهای ساختگی. با خودم گفتم بگذار رهایشان کنم گفتم بگذار یاد بگیرم چگونه با خودم سر کنم و خلوت و تنهایی را خواستم. (البته نمیدانم این فعل خواستن را چگونه صرف کنم؟ من خواستم یا کس دیگری خواست یا اصلا مجهولش کنم و یا به ماضی و آینده ربطش بدهم) نوشتن از این قسمت قصه از همه جا سختتر است. نمیدانم چه شد که به خودم آمدم و دیدم در سکوت نشستهام. بگذریم، حتی خودم هم نمیتوانم باور کنم چگونه آدم چیزی را برمیگزیند که تاب بودنش را ندارد؟ کاش برای این سوال پاسخی پیدا شود. دیگر نمیتوانم بنویسم، بلد نیستم ادامه بدهم ولی یک جا تو خوب گفته بودی: دلم ز حلقه زلفش بجان خرید آشوب / چه سود دید ندانم که این تجارت کرد. من هم نمیدانم..من هم نمیدانم جناب حافظ.
باسمه تعالی: سلام علیکم: زمانه، زمانهای است که برای عبور از نیستانگاری و پوچی باید به «وجود» نظر داشت و به خوبی یافتهاید که چگونه به جای حضور در «انبارهای هیچ» خود را در سکوت حاضر کنید و معلوم است که «وجود» چیز خاصی نیست، حضوری است که پیش میآید بدون اراده، ولی با «انتظار». و همۀ غزلهای حافظ چنین حکایتی دارند. در این رابطه عرایضی در سلسله مباحث «انقلاب اسلامی، انتظار، وارستگی» https://lobolmizan.ir/sound/1096?mark=%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C شده است. موفق باشید
🔸 اخوان ثالث در پایان شعر «زمستان» میگوید: «حریفا! رو چراغ باده را بفروز / شب با روز یکسان است». یعنی اگر فهمیدی که در زمستان هستی، آن چراغی که باید بیفروزی، «باده» و «مستی» است. 🔹 مسئلهی شهادت، یک نحو مستی حضور در نسبت با حقیقت است که آن چراغ راه آینده است. اگر این مستی نباشد، در تنگنای همین زمستان تجدد و دوگانگیهایش باقی میمانیم. 🔸 از این منظر باید به شهادت آقا اندیشید و دید چه درک عمیقتری در ایشان نسبت به انقلاب اسلامی و اسلام پدید آمده بود که حیات دینی عالمانهی خود را در مسیری دنبال کردند که یک ملت «مست» شد؛ مستِ نسبتی با حقیقت. نه صرفاً آگاهی دینی دادند، نه فقط واجبات و محرمات را تذکر دادند، و نه تنها حدودی در سیاست نهادند. بلکه راهی را گشودند که ما بتوانیم در آن قدمی که پیامبران در تاریخ برداشتند، حاضر شویم. پیامبران مستیِ حضوری نسبت به توحید پیش میآوردند. ما نیز اگر در این مسیر قرار گیریم، از مکر لیل و نهار جهان امروز آزاد میشویم. 🔹 شهادت آقا یک انتخاب بود، نه یک تصادف. ایشان عزم کردند که ملت ایران از این مرحله عبور کند و یک نحوه حیات را در وجود خود بچشند و به سوی شهادت بروند تا آن چراغ باده را در برابر ما بیفروزند. ما نیز در اشک بر ایشان و در تشییعشان، باید انتظار چنین مستیای را در خود بکشیم. ببینیم چه نحوه مستیای میتوانیم پیش آوریم که در آن، خود راهی بیابیم و خود عزمی به سوی آینده کنیم، و منتظر تکلیفی از بیرون نباشیم، بلکه آنچه را در وجود خود مییابیم، محقق سازیم. این همان نقطهای است که انسان در عالم انقلاب اسلامی میتواند متولد شود و آن آزادگی انسان محقق گردد. 💠 کانال و سایت وارستگی: 🔺 @varastegi_ir 🔎 http://varastegi.ir
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ حرف در همین یک کلمه است که چگونه با حقیقت، مأنوس شویم امری که هم «هست» و هم «چیزی نیست». این است آن مستی و حیات و حرارتی که ما را در بر میگیرد و جلال خود را، آری! و جلال خود را به میان میآورد که به یک معنا حیرت است و امری که میتوان نام آن را «توحید» گذارد و دل در گرو آن قرار داد و اشک را تجربه کرد بدون آنکه این اشک نظر به چیزی و ماهیتی داشته باشد. امری که شهدای عزیز و آقای شهید ایران با حضور در عالم انقلاب اسلامی مدّ نظر داشتند و با سبک خاص خود مدّ نظرها آوردند. حال ماییم و آن «جلال». موفق باشید
سلام استاد. نظرتان را درباره متنی که نوشتم، میخواستم. 🔸گامِ مُحال. ✍علی جلالی اصفهانیهای قدیم اگر میدیدند کودکی دستش به طاقچه و بلندی نمیرسید که چیزی را بردار، از سر شوخی به او میگفتند: «سَرِت را بذار زیر پات، تا قَدِت بلند شه و دستِت برسه!» همین مضمونِ به ظاهر طنزآمیز ولی سراسر حکمت را سعدی چنین گفته است: سعدیا! کنگرهٔ وصل بلندست و هر آنک/ پای بر سر نَنِهد، دستِ وی آن جا نرسد آری وصال در مرتبه بالایی قرار دارد و دستِ کسی به راحتی به آنجا نمیرسد. باید قید سَر را زد و سر را زیر پا نهاد و یک پله بالاتر رفت تا به آنجا رسید. ظاهراً در شهادت چنین حکمتی است. مقامی است که جز با جانباختن در راه دوست به آن نمیتوان رسید. اما گاهی یک نفر سرش را زیر پای عزیزانش مینهد تا آنها بالا روند. به قول سعدی: سر که نه در پای عزیزان رَوَد/ بارِ گرانی است کشیدن به دوش شهادت رهبری هرچند جانسوز است اما ما را سرافکنده نکرد بلکه حس میکنم با این شهادت، همه ملت یک پله بالاتر رفتند. پلهای که هر چقدر همه میکوشیدیم نمیتوانستیم از آن بالا برویم. رهبر شهید مثل کوهنوردی باتجربه به ما میگفتند: «گام اول را برداشتید و حالا نوبت گام دوم انقلاب است. خطرات راه اینهاست و پرتگاهها آنجاست. به قله نزدیکیم و باید گامی بلند بردارید!» ولی انگار هر کار میکردیم نمیشد و نمیتوانستیم این قدم بعدی را برداریم. انگار این قله وصل خیلی بالاتر از قَدِ ما بود و ما در بُهت و درماندگی مانده بودیم و هاج و واج به هم نگاه میکردیم و برخی در دل و برخی به زبان حرفش را انکار میکردیم. او که مسیر و قله را میدید و ناتوانی ما را، سر در قدم ما عزیزانش نهاد تا قدمان بلند گردد و این پله بعدی را بتوانیم طی کنیم. تا به قله نزدیکتر شویم. او با شهادتش ما را از این راهِ محال عبور داد. پله بعدی که چشم انتظار ما بود، پله بعثت ما بود. ما باید مبعوث میشدیم و اکنون جهانیان ما را در پلهای دیگر میبینند. پلهای که باید بر فراز آن، رسالت تاریخی خود را به انجام برسانیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم : به نکات دقیق و ارزشمندی اشاره فرمودهاید. حقیقتاً همینطور است که شهادت آن مرد الهی ما را در جایگاهی از تاریخ مان قرار داد که بدون آن شهادت شاید سالها طول میکشید و معلوم نبود تا اینجاها قد بکشیم و به چنین بعثتی که این مردم تا مرز خونخواهی از خبیث ترین جبهه و شخص به میان آمده است برسیم ،به هر قیمت که باشد و این است آن حضور تاریخی عظیمی که پیش آمده و از خدا عاجزانه میخواهیم تا در درک آن و در حفظ آن ما را یاری بفرماید .باید از شرایط موجود فهم درستی داشت تا خطای محاسباتی پیش نیاید و لازمه آن صبرو تابآوری و خسته نشدن است و با نظر به اهداف الهی. با مردمی در صحنه انقلاب هستیم که هر کدام در جای خود هسته مقاومت میباشند که روی پای خود ایستادهاند با شایستگی کامل و این است عامل امیدواری ما نسبت به آینده تمدنی که در پیش است، با ایرانی قدرتمند و قدسی که همدیگر را نیز میفهمیم . موفق باشید
استاد سلام: آیا بناست ما هر راه نرفتهای را برویم؟ هر اشتباه نکردهای را انجام دهیم؟ اجازه اعتراض نداریم و باید صبر کنیم تا بلکه مسئولین در تجربه اشتباهات مسیر را پیدا کنند؟ پس خاصیت گفت و گو چیست؟ پیام زیر را از یکی از کانال هایی که شما معرفی کردید برایتان می فرستم. متن پیام صرفا تایید و تکرار فیلم است بدون اندکی در مورد درستی یا نادرستی آن پیام https://eitaa.com/rahe_khamenei/51627 این حرف ها مصداق همان است که گفت: گفتند از دکتر پرسیدند عمل جراحی چی شد؟ گفت عمل موفقيت آمیز بود، سنگ را در آوردیم. گفتند چه خوب! حالا حال مریض چه طوره؟ دکتر گفت: مریض که مُرد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش به راحتی نمیتوان چنین نتیجههایی گرفت در فضایی که از یک طرف ترامپ در استیصال است و هوشیاری ما باید آن باشد که بر استیصال او سوار شویم و از طرف دیگر باید مواظب باشیم طرف مقابل با سیطرۀ رسانهای شکست خود را، پیروزی قلمداد نکند. موفق باشید
سلام استاد عزیز: من بارها از شما شنیدم که فرمودید که حضرت آقای شهیدمان فرمودند که نباید هیچ گاه دشمنیت دشمن را فراموش کنیم. من فکر می کنم که خوشخیالی است که به تفاهم نامه اعتماد داشته باشیم و ضامن این تفاهم نامه، اعتماد ما به آمریکا باشد در صورتی که فرضاً تفاهم نامه تمام حقوق ملت را رعایت کنه، چه ضمانت اجرایی داره؟؟او فقط زبان زور حالیش است و ما هنوز او را خوب سر جایش ننشانده ایم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بحث در تحمیل قدرت بر جبهۀ استکبار است به همان معنایی که سردار قالیباف فرمودند و یا آقای دکتر شاکری در برنامۀ «به وقت ایران» مطرح کردند https://eitaa.com/bevaqteiran/1502 و این نکتۀ بسیار مهمی است که جایگاه این نوع مذاکره را در جای خود مدّ نظر قرار دهیم. موفق باشید
سلام، وقت بخیر: با توجه به صحبتهای استاد و کتاب معاد بازگشت به جدی ترین زندگی، و وجود قیامت در حال حاضر، پس لطفا در مورد آیه ۱۸۷ سوره اعراف و علم ساعت قیامت نزد خداوند، توضیح دهید آیا منافات ندارند با مباحث مطرح شده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این خداوند است که میداند قیامت چگونه و چه وقت به ظهور میآید و البته در نسبت با زمانِ دنیا میتوان آن وقت را مدّ نظر داشت وگرنه قیامت را که زمان نیست. موفق باشید
سلام و ادب به محضر شریف شما استاد گرامی: من خیلی وقت نیست که با شما آشنا شدم. در شهر شما هم نیستم، و به جلسات شما هیچ دسترسی حضوری ندارم، و فقط از دور با مطالبی که در کانال و سایت گذاشته میشه در جریان مبانی فکری شما قرار میگیرم. وقتی میبینم برخی از شاگردان قدیمی شما که گویا سالها از محضر شما بهره بردند، در جریانات سیاسی فعلی به شما ایراد میگیرن، و بعضا دیگه محضر شما رو قابل استفاده نمیدونن آه از نهادم بلند میشه. چون میبینم منی که قبلا مثل الانِ اون بزرگواران فکر میکردم، به دنیای فکریِ تازهای قدم گذاشتم که خیلی گستردهتر و عمیقتر از قبل است، و این عزیزان دارن از دریای عمیقی که توش بودن بیرون میرن و گسترهی جریانات رو بر خودشون تنگ میکنن. اذعان دارم که ممکنه هنوز فرمایشات شما استاد بزرگ رو کامل فهم نکنم، و گاهی احساس میکنم انقدر ژرف و خاصه که برای روح کوچک امثال من قابل هضم و درک دقیق نیست، ولی باز با این حال این رو میفهمم که عین حق و حقیقته، و جلوتر از زمانهست، شایدم به همین دلیله که بعضیها با اینکه روح پاکی دارند ولی مباحث و نظرات شما رو بر نمیتابند، اما فرمایشات شما، حتی ذره ذرهی پاسخهای شما به سوالات، برای بنده جذابیت عجیبی داره و بیش از هر مطلبی برام قابل استفادهست. از شما سپاسگزارم. و از خداوند متعال قدرت فهم مطالب و مباحث و نظرات شما استاد عزیز را برای خود و دیگر دوستان خواستارم. و همچنین از شما خواهش میکنم جهت عاقبت بخیری و شهادت حقیر و دیگر آرزومندان، از اعماق قلب پر از حقایقتون دعا بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره خوبیِ قضیه آن است که ان شاءالله حالت مریدی و مرادی در میان نیست و به نظر بنده بعد از جنگ رمضان و حضوری که ایران به عنوان یک قدرت جهانی پیدا کرده، موضوعِ سیاستی است که عین دیانت است آن هم به معنای جهانیِ آن. و این نکته را با حضور تمدنی مدّ نظرآوردن، کار سادهای نیست و این در واقع از طریق طاهرزادهای در حال تذکر است که در عین نظر به انسانِ جهانیشده، متذکر ایرانی است که حتی ایرانیها میخواهند ایرانیتر شوند. و این غیر از حضور در ایرانی است که مردم ما در محدودۀ باورهای فردی بخواهند خود را ادامه دهند. شاید مباحث « ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor و شرحی که رفقا در بعضی از قسمتهای این متون داشتهاند. https://eitaa.com/matalebevijeh/22984 و https://eitaa.com/matalebevijeh/22970 و چند جلسۀ دیگری که رفقا در آن موضوع بحث کردندمفید باشد. موفق باشید
با سلام: بنده ۴۱ سالمه از نوجوانی درگیر مساله اثبات خدا هستم و زندگیم به خاطر ناراحتی و ترس ناشی از عدم رسیدن به نتیجه بسیار عذاب آور شده. مساله من اینه که میترسم خدا موجودی باشه که جدای از من و به صورت دومین موجود در برابر من باشه و اگه اینطور باشه شاید بخواد منو عذاب کنه ولی اگه بتونم اثبات کنم که وجود من ذره ذره اش از خداست و آیت خدا ست خدا بی دلیل عذابم نخواهد کرد مشکلم حل میشه. بخاطر همین سالهاست تمام براهین اثبات وجود خدا و وحدت وجود رو مطالعه و تحقیق کردم به عنوان مثال کتاب تبیین براهین اثبات خدا (جوادی آملی) دروس صوتی حوزه بدایه نهایه، الحکمه تمهید القواعد، شرح منظومه سبزواری به صورت صوتی (استاد زنجیر زن حسینی) کتاب های فراوان در باره وحدت وجود، کتب استاد یزدانپناه، کتب شهید مطهری، چند ده مقاله در رابطه با براهین صدیقین و انواع کلیپ ها و مشاوره مذهبی و مناظرات ولی به نتیجه نرسیدم. مساله به این روشنی نیست به عنوان نمونه بسیاری از اساتید حوزه وحدت وجود رو قبول ندارن مثل آیت الله سیدان، حجت الاسلام گندم کار، استاد فیاضی، استاد مصباح که قایل به تداخل وجودیه. حتی خود ملاصدرا اوایلش تشکیک وجود رو میپذیره. برای همین مجبورم به احتمال عمل کنم با خودم میگم یا خدا کمال مطلقه و نامحدود وجودیه و بنابر این خداست که فقط وجود داره و اندکی از کمالات خدا به شکل من ظاهر شده و بنا رو بر این بزار و مسلمان باش، ولی باز با خودم میگم بخاطر اینکه دلیل قاطع نداری به احتمال حتی یک در هزار هم که باشه ممکنه خدا جدای از تو باشه و اشتباه پرستشش کردی و عذابت خواهد کرد. عمل به احتمال باعث میشه موقع اشهد ان لا اله الا الله گفتن نماز با خودم بگم چطور شهادت میدی توکه دلیل قاطع نداری. خواهش میکنم کمک کنید اگه ممکنه این نامه من رو به یک انسان صاحب کرامت برسونید و ایشون دستورالعملی بدن یا راهی پیش پام بزارن تا ازین وضع نجات پیدا کنم. چون از لحاظ براهین قانع نشدم. وقتی فرض میکنم خدا موجودی جدا از منه و از فاصله ای بیرون از من داره به من و اعمالم نگاه میکنه برای ابطال این نظر استدال میارم که فاصله بین من و اون موجود فضای خالی یا خلا یا همون نبود وجود باید باشه تا دو تا موجود جدا از هم تحقق پیداکنه یکی من و دیگری خدا، بعد میگم که خلا رو یا عدم وجود رو چون درک میکنی و مثلا میگی این فضای خالیه یا این نبودن وجوده همین اشاره کردن و بکار بردن لفظ (این) اثبات میکنه که در بین من و خدا هم وجودی موجوده (خلا) پس این سه چیز به هم پیوسته هستن و یکی هستن حداقل در عالم مادی جدایی نیست و همه به هم متصلند ولی باز به شک میافتم. استاد جوادی آملی پس از کلی بحث و بررسی براهین مختلف خدا شناسی و نقد اونها از قبیل نظم و صدیقین و براهین عرفا همه اونا رو دارای اشکال میدونن و به نظرم درست هم میگن و در آخر یک خط چکیده برهان میارن میگن: شکی نیست واقعیتی وجود دارد (برهان صدقین علامه طبا طبایی) و این واقعیت نا محدود است زیرا اگر محدود بود از حد آن به بعد سفسطه آغاز میشد و این باطل است (تکمیل شده آیت الله جوادی آملی) ولی این رو من درک نمیکنم و درستیش برام قابل فهم نیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال بخواهید و نخواهید یک چیز بیشتر نیست و آن، خدایی است که همۀ عالم را وجود داده است و به عنوان وجودی مطلق، هر مخلوقی جلوهای از وجود اوست به نور اسمی از اسماء حسنای او. و اینجا است که مائیم و حضرت معبود و راهی که پیامبر خدا«صلواتاللهعلیهوآله» در مقابل گذارده است تا با حضرت محبوب خود زندگی را معنا کنیم. «یک نکتهات بگویم خود را مبین که رستی». خوب است در این مورد به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن که هر دو در سایت «لب المیزان» هست، رجوع فرمایید و یا به کانال «معرفت نفس» https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام: حقیقتاً بنده در مسائل فلسفی و عرفانی گم و به تعبیری غرق شدم. به اضافه اینکه شک دارم به کل بنیاد دین و باید برای بنده اثبات بشه حقیقتی هست یا خیر و حقیقت کدام است. از طرفی قلبم با عقلم یاری نمیده و پافشاری داره بر روی اینکه این راه حق است و باید به لقاءخدا رسید. و از طرفی در چشمم ذکر و یاد دائم خدا خسته کننده و ملال زده میآید. از آن طرف راهنمایی ندارم و سرگردانم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید اگر از طریق مباحث «معرفت نفس» مانند بحث «جوان و انتخاب بزرگ» وارد شوید، علاوه بر آنکه خودتان جواب بسیاری از شبهات خود را میدهید، موضوع، کسلکننده هم نخواهد بود. https://eitaa.com/tafakorism/3776 موفق باشید
سلام و احترام: متاسفانه ما دیگه به هیچ کس اعتماد نداریم. وقتی کار به کد بازی و اخبار پشت پرده و... برسه و هر کسی بگه من موندم من دیدم من مطلعم ما مردم کف خیابان فقط به محکمات حرف رهبری استناد خواهیم کرد. نه به آقای محمدی نه به آقای نبویان نه طائب و نه فلان سردار و پاسدار و آخوند و عالم و جسارتا حتی خود شما. چطور شد که همین آقای محمدی تا پریروز میگفت رفتیم تو فاز جنگ و توافق دور شد و از این حرفا بعد یکشبه توافق از همیشه نزدیک تر شد و ترامپ اعلام کرد و ما هم تلویحا تایید؟! چطور آقای نبویان می گوید هر کس که مدعی است من متن اصلی توافق را ندیدم یا اطلاع ندارد یا فلان است. نه! ما به هیچ وجه در دام بازی هیچ کس نخواهیم افتاد. متاسفانه کاری کردند ( دشمن) و کاری کردیم ( خودمون) که ما دیگه به هیچ کس اعتماد و استناد نمی کنیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! فقط باید به سخن افراد فکر کرد و بعد خودمان در نسبت با جمعبندی خودمان حاضر شویم. وگرنه آری! نوعی سرگردانی پیش میآید. در این مورد خوب است سری به جواب سؤال شمارۀ 41834 بزنید. موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی: وظیفه من ۱۶ ساله در این برهه زمانی و شرایط جنگی چیست؟ من که قدرت آنچنانی در تبیین و رسانه و مجازی ندارم. در این شرایط چه کاری باید انجام بدهم
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله سیره و شخصیت رهبر شهید در مقابل شما حاضر است. پس به راهی که از طریق شخصیت آن مرد الهی در مقابل شما گشوده شده است، فکر کنید و همچنانکه رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنهای فرمودند لااقل به سخنان سالهای گذشتۀ رهبر شهید در رابطه با ۱۴ خردادماه فکر کنید. تذکرات جواب سؤال شمارۀ 41819 خوب است که مدّ نظر باشد. موفق باشید
سلام علیکم و عرض ادب خدمت استاد گرامی: اینکه بعضی گفته اند مرگ آخرین امکان انسان هست رو بعضی می گویند پس از دیدگاه هایدگر انسان با مرگ تموم میشه. میخواستم ببینم معنای به سوی مرگ و آخرین امکان بودن مرگ به چه معناست؟ التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: این از نکات بسیار دقیق جناب هایدگر در رابطه با معنای مرگ به آن شکلی که او مطرح میکند، میباشد. زیرا او مرگ را به معنای رفتن از این دنیا به آن دنیا معنا نمیکند، که بحث آن جدا میباشد. بلکه او مرگ را به انتها رسیدن امکاناتی میداند که نظام هستی در مقابل انسان گشوده است و از این جهت به نیهیلیسم میپردازد که چگونه سراغ انسان میآید. موفق باشید
استاد جان سلام: ما بحمداللَّه در جمع دوستانی هستیم که در مسجد و مراسمات مذهبی و این جنس کارها حضور دارند و سال های زیادی هست که دوستی ما ادامه دار بوده و در فراز و نشیب ها حفظ شده. اما مطلبی هست و اینه که یکی از این رفقا اخلاق هایی داره که در کارهایی که انجام میده دید ما ها را نسبت بهم دیگر کمی تغییر داده اما در مقابل ما هم تفأل خیر به کارها میزنیم ولی بعضی از جاها سیاست هایی که به خرج میده و فضا را به سمت دیگری می بره برامون خیلی روشن و ملموس میشه. با این اوصاف پیشنهاد شما چیست و چگونه باید برخورد کرد؟ اگر هم صلاح میدونید نصیحتی بکنید که در چنین مواردی به صورت کلی بدونیم باید مبنا مون چی باشه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این امورسیرۀ اولیای الهی و علمای ربّانی باید مدّ نظر باشد و در هر موردی در عین تحمل و اغماض نسبت به ضعفهای همدیگر، ملاکِ ما سیره و سخن آن عزیزان باید قرار گیرد و در این رابطه با یکدیگر صحبت و مراوده داشته باشیم. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار من دلم میخواد تو این افق باشم اما یکم کارهام بی نظمه. آیا این بی نظمی سد نیست؟ اگر هست چه کنم این سد برداشته شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال باید در زندگی برنامه داشته باشیم و هرچیزی را در جای خود قرار دهیم بدون هر افراط و تفریطی. موفق باشید
سلام خدمت استاد طاهر زاده عزیزم: بنده به لطف خدای متعال در فضای انقلاب اسلامی دارم تنفس میکنم و به مدد الهی و عنایت اهل بیت علیهم السلام، افق و آرزوی جزء تأثیر گذاری عمیق، وسیع و عظیم برای تحقق اهداف الهی انقلاب اسلامی ندارم؛ در عین حال درگیر و آلوده به برخی گناهان و رذائل اخلاقی هستم اگر چه در صدد تلاش برای عبور از این وضعیت هستم. اولا نظرتون رو در مورد احوالِ کنونی بنده بفرمائید؟ ثانیا واقعا میشود با این همه عقب ماندگی و آلودگی، امید به تحقق آن آرزوی معنوی بزرگ داشت؟ ثالثا با چه اسمی از اسماء الهی برای طلب و تحقق این آرزوی بزرگ مواجه شوم و با خدای متعال نجواء کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً برای عبور از فرهنگ سراسر توهّمزایِ جهان مدرن که عموم جوانان عزیز ما گرفتار آن هستند، همین تقوایی میباشد که جنابعالی در آن حاضرید تا با نگهبانی خود از آلودگیها به جایی برسید که حضرت معبود به ما وعده داده « هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقينَ (۱۳۸) / آلعمران) یعنی این راهی که خداوند در مقابل مردم ما قرار داده و هدایتی که متذکر شده، تذکری است برای اهل تقوا از آن جهت که «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ». به هر حال اهل تقوا، آیندهای دارند که آن آینده همان حضوری است که آنها به دنبال آن بودند و با نظر به این نکته، خود را از آنچه از نظر شرع گناه به حساب میآید، آزاد خواهید کرد زیرا درست به آن چیزی که به دنبال آن بودید خواهید رسید. در موضوع «ذکر» از 21 مرتبه آیت الکرسی در هر روز جان خود را به توحید منوّر نمایید. موفق باشید
