سلام و رحمت خدا بر شما: در روزهای اخیر دغدغهای ذهنم را به شدت درگیر کرده است که به نظرم جای تأمل و بررسی جدی دارد. بر این باورم که بسیاری از عرصههای اجتماعی و فرهنگی، عملاً توسط قشر مذهبی و انقلابی خالی گذاشته شده و این میادین به طور کلی به دست افرادی واگذار شده است که لزوماً متعهد به ارزشهای ما نیستند. بنده به عنوان دانشجوی کارگردانی و فارغالتحصیل تئاتر، و در جایگاه جوانی مذهبی و متعهد به جمهوری اسلامی عزیز، هر بار که همراه با همسرم (که محجبه هستند) به تماشای تئاترهای شهر میرویم، با یک واقعیت تلخ روبرو میشویم: تقریباً هیچ خانم محجبهای جز همسرم در سالن حضور ندارد. این وضعیت، جوی بسیار سنگین ایجاد کرده و احساس غربت عمیقی در ما میافکند؛ اینکه در شهر و دیار خودمان، در این عرصهها غریبه هستیم. به باور من، عدم حضور فعال ما در این عرصهها، باعث شده است که جریانهای دیگر، ساختارهایی نظیر سینماها، سالنهای تئاتر و حتی بازارهای شهر را عملاً تصرف کنند. وقتی حضور متدینین در این فضاها کمرنگ میشود، این تصور ایجاد میگردد که هیچ مذهبی یا محجبهای در این عرصهها وجود ندارد. تمرکز بیش از حد قشر متعهد تنها در مساجد و هیئتها، به تفکر لیبرال این فرصت را داده است که نفوذ کامل خود را در عرصههای اجتماعی تثبیت کند. در حالی که اگر بخشی از ما در این میادین حضور داشتیم، این جریانها هرگز تا این حد جسورانه به سراغ کشف حجاب و تغییر فضای حاکم نمیرفتند و این محیطها تک جانبه نمیشد. در نتیجه، این تصور غلط ایجاد میشود که قشر قالب تنها همین گروه هستند و مذهبیها جایی جز مسجد ندارند و بخشی از بدنه فعال جامعه به شمار نمیروند. این موضوع در محیطهای دانشگاهی نیز به شدت احساس میشود. اینکه اکثر دانشجویان مذهبی به سراغ حوزه یا رشتههای دینی میروند، باعث شده دانشگاههای هنر به پایگاههایی تکجانبه و با فضای منفی تبدیل شوند؛ محیطهایی پر از هنرمندان پوچ و بی اندیشه. در حالی که اگر در هر کلاس درس، حتی چند دانشجو با دیدگاه متعهد حضور داشت، فرصتی برای گفتگو و تبادل آرا شکل میگرفت. بنده شخصاً در دوران تحصیلم همواره احساس تنهایی میکردم و تنها یک همکلاسی مذهبی داشتم که او نیز از ترس جو غالب، سعی میکرد این موضوع را پنهان کند. به خصوص در شرایط کنونی، بسیار نگرانم که تمرکز ما تنها بر تجمعات شبانه و حضور در برخی میادین خاص، منجر به غفلت از سایر عرصههای اجتماعی شود. به عنوان مثال، چند روز پیش در سینمایی بودیم که با دیدن فضای آن، حس کردیم در کشوری اروپایی هستیم؛ چرا که حتی یک خانم محجبه در سالن حضور نداشت! خواهشمندیم به این موضوع پرداخته شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همینطور است که میفرمایید و باید در این مورد در جوانب مختلف بیندیشیم که ما با چه حضوری و با چه منطقی باید در آن عرصهها حاضر شویم که از یک طرف آن فکر و فرهنگی که به نام هنر گرفتار سکولاریته شده؛ به رسمیت شناخته نشود، و از طرف دیگر در همان عرصهها همچون شهید آوینی حرف برای گفتن داشته باشیم و حضور معنیداری را به میان آوریم مانند اجتماعات شب ها در میادین که تا حدّی در مقابل آن جریان نقشآفرین است. آیا میتوان برای بعضی از این افراد که به ظاهر مقیّد به دستوران شرع نیستند، حرف داشته باشیم؟ تا آنان به طور کلّی فکر نکنند ما با آنان دشمن هستیم. امری که آقای شهید ایران سعی کردند به آن افراد متذکر شوند و عدهای از آنان، آن را درک نمودند. https://eitaa.com/aieneh_ensaniyat/88 موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم: (معرفت نفسانی؛ پایه نظام اسلامی) اگر پذیرفتیم که اسلام دین جهانیست، و اگر پذیرفتیم نظام و حکومت اسلامی مختص به عصر معصوم نیست، لاجرم از نظریه پردازی برای نظم اجتماعی، ایجاد ارکان نظم و شبکه ای به هم پیوسته و نظام مند در راستای تحقق اهداف عالیه اسلام خواهیم بود. و حال آنکه سوال اینجاست که این نظریه پردازی برپایه چه امری استوار میگردد؟ براستی چه کسی میتواند ادعا کند که در نظام اسلامی جایگاه مردم چیست؟ ارکان نظم کدام است؟ و آنچه که از این نظم در راستای تحقق امور فرامادّی استفاده میکند، چیست؟ در حقیقت امام راحل در چه نگاهی نظریه ولایت فقیه را بسط و گسترش داد و فرمان ایجاد مجلس خبرگان رهبری و شورای نگهبان و بسیج مردمی را داد؟ بگمان بنده نظریه پردازی در امر حکومت اسلامی، نظریه پردازی در امریست که با تأثّر از عنصر زمان و مکان در فقاهت محقق نمیگردد جز شناخت نظام روحانی و نفسانی خود! شناخت کارکردهای نفسانی و نظم پیچیده ی آن. شناخت نیازها و نحو رفع آن ها. که این منجر می شود اجتماع را که مبتنی بر فطرت است را به مثابه کالبد واحد در مواجه با رفع نیازهای خود انگاشت و پاسخ دهنده ی نیازهای آن را شکل بیرونی و اجتماعی بخشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد مفصل است. همانطور که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند به همان معنایی که امر به معروف در هیچ شرایطی تعطیل نمیشود، ذیل اسلام همواره معروفی که اسلام تعیین میکند و فطرت انسانها با آن سازگاری دارد، حکایت هر روزگاری است با شرایط خاص آن روزگار و نظریهپردازی به معنای تدبّر در محکمات حقیقت نور محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» میباشد و به میانآوردنِ آن حقیقت مطابق آمادگیهای آن جامعه. و هنر افراد متفکر آن است که اولاً: شرایط پیشآمده را بشناسند و ثانیاً: از افقهای گشودهشده غفلت نکنند. بحث در حضور جدیدی است که دفاع مقدس موجب حضور جهانیِ ایران عزیز شد و اینکه حال، ما در این حضور تمدنی، خود را چگونه «فهم» کنیم و بعثتی که حقیقتاً برای یاران انقلاب پیش آمده، آنان به چه نوع حضوری میاندیشند. آیا میتوان آنان را با نظر به بعثتی که در آنها ایجاد شده، مدّ نظر قرار داد؟ موفق باشید
من فیلم سخنرانی آقای حداد عادل رو دیدم. صحبتاشون خیلی خوب بود ولی تو یه بخشش یه نکته دارم. ایشون میگن قضیه گندم رو ترامپ گفته واسه مصرف داخلی خودشون، ما که قرار نیست بریم بگیریم ولی خب ماجرا جایی نگران کننده میشه که فقط ترامپ این حرف رو نمیزنه و رئیس بانک مرکزی خودمون هم میگه اگر قیمتش و کیفیتش خوب باشه خب میخریم! اینجا نباید نگران شد که مسئولین دارن چیکار میکنن؟ ترامپ لعنتی اصرار داشت که تفاهم نامه یکشنبه (روز تولد نحسش) امضا میشه و دقیقا همون روز یکشنبه امضا شد تو آتش بس اول مگه پیش شرط آغاز مذاکره رو نگفتیم آزاد شدن بخشی از پولهای بلوکه شده و توقف کامل جنگ در لبنان هیچ کدوم از دو پیش شرط انجام نشد و مسئولین عزیز باز هم رفتند پای مذاکره و... موارد دیگه که دیگه نام نمیبرم. پس مردم با سابقهای که از مذاکره کنندگان تو برجام دیدن حق دارن نگران باشن. البته با توهین کردن و خائن نامیدن و مرگ بر گفتن به مسئولین کاری از پیش نمیره و حفظ وحدت خیلی مهمه ولی چارهای باید کرد. زمان اکنون با دوره برجام و گذشته خیلی فرق میکنه اون موقع جنگ نشده بود رهبرمون رو شهید نکرده بودن که البته همون موقع هم نباید باج میدادیم الان که دیگه هیچ. ولی خب رفتار مسئولین اینطور نیست متاسفانه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه فرمودید که بعداً معلوم شد آن سخن آقای همتی از خود ایشان بوده با روحیهای که متأسفانه دارند. و همانطور که ملاحظه کردهاید به لطف خدا ما در جای دیگری از تاریخ خود در میدان مقابله با استکبار ایستادهایم. و از این جهت اگر هم عدهای در میدان مذاکره وارد شدهاند، برای حضور بیشتر؛ در میدان مقابله با استکبار وارد شدهاند و از این جهت ما ادامه مییابیم چه آن مفاد مذاکره را آمریکا قبول کند و چه نکند. در هر صورت شما هستید که دارید تاریخ دیگری را میسازید. موفق باشید
«السلام علیک یا اباعبدالله» سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده: به لطف الهی جلسه تاسوعا رو گوش دادم. https://eitaa.com/matalebevijeh/23022 مطالب مفصلی مطرح شد. در مورد امیدواری به آیندهی درخشانِ انقلاب اسلامی و ملت ایران نکته ای فرمودید. اینگونه برداشت کردم: آنچه در این ایام الله و حضور تاریخیِ شهادت سیدالشهدای انقلاب اسلامی رخ داد، تجلی و پرتوی از «آینده» درخشان انقلاب اسلامی است که در «اکنون» ما ظهور یافته. هر چند ممکن است این آینده پنهان شود، ولی هر چه جلوتر بریم با تجلیات و ظهورات شدیدتری از آینده ای که داریم مواجه می شویم. حضوری بعد از حضور.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر که جان شما این نکته را تصدیق کرده است که حکایت حضور ما در این تاریخ، حکایت آیندهای است که وزیدن خاص خود را با شهادت آن رهبر شهید و با ولایت این رهبر مستور، خود را آغاز کرده و ما را در این تندبادآمادۀ پرواز نموده «به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم». خدا میداند چنین است و کاربر محترم سؤال شمارۀ 41914 چه اندازه خوب این را احساس کرده و برای ما گزارش نموده. موفق باشید
سلام وقت بخیر: ظاهرا این میزان از اعتماد و خوش بینی به تیم مذاکره کننده درست نبوده، پیام بسیار صریح رهبر به ویژه اون قسمت که خود و ملت رو جدا کردن از دولت آیا نشان از تحمیل ندارد؟ یا لااقل زاویه ی فکری زیاد با رهبر؟ البته صرفا سوال است نه نتیجه گیری.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به توصیههای رهبر عزیزمان اینکه همچنان باید با اعتماد و بدون بدگمانی، موضوع را دنبال کرد؛ نکتۀ مهمی میباشد و از این جهت خوب است به صحبتهای جناب حجتالاسلام عباسی ولدی توجه شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/22977 به نظر میآید این نوع نگاه به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب نزدیکتر است. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: در ص ۱۷۰ کتاب «فرزندم این چنین باید بود.» از امام خمینی ذکر یک مطلبی را کرده اید به این بیان: «در زمان رضاخان که عمامه ها را از سر روحانيون برمي داشتند، رفتم نان بخرم ديدم يک آخوندي که مجبور شده عمامه اش را بر دارد تکه ناني خريده و دارد آن را خالي مي خورد. رو به من کرد و گفت فعلاً که سير شديم، گفته اند عمامه ها را بر داريد، دادم به يک زن يتيم دار براي بچه هايش پيراهن کند. تا ظهر هم خدا بزرگ است. امام خميني «ره» به فرزندشان احمد آقارحمه الله علیه مي گويند احمد جان! خدا مي داند من حسرت احوالات آن مرد را مي خورم. چون کسي که اين دنيا را تا اين اندازه کوچک و موقت بداند خيلي بيناست و واقعاً حسرت خوردن دارد.» با توجه به این پاورقی هم نداشت، میخواستم سند این مطلب را بفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم در نوشتهای که تحت عنوان «ای احمد!» داشتند، آن مطلب را دیدم. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۱. استاد بزرگوار نظرتان در مورد جایگاه تاریخی ملت ایران چیست؟ ۲. اگر اسم از اعتباریاته و اعتباریات هیچند، آیا اسم انسان ها هم از اعتباریاته؟ اگر آری آیا اسم ائمه اطهار علیهم السلام هم از اعتباریاته؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مجموعۀ کتابهای «جهان بین دو جهان» و صوتهای مربوط به آن کتابها که همه روی سایت هست، متذکر جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی و پیرو آن ملت ایران است. ۲. آری! اسمِ افراد در جای خود امری اعتباری است ولی به گفتۀ علامه طباطبایی بسیاری از اعتباریات ریشه در نفس الامر دارند که مسلّم نام ائمه «علیهمالسلام» از اینگونه است. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد بزرگوار: چند روز پیش یک سخنرانی از حاج آقا عالی گوش دادم. ایشون اسم یه کتاب رو آوردند و فرمودند: علامه ی طباطبایی فرمودند: من از اول این کتاب تا آخرش رو گشتم پنج شش تا حدیث فقهی بیشتر از امام حسین علیه السلام پیدا نکردم. حاج آقا عالی فرمودند: این بخاطر اینه که تا زمان حیات امام حسین علیه السلام جامعه محبت آنچنانی نسبت به امام اول تا سوم عليهم السلام نداشت و جامعة بعد از شهادت امام حسین علیه السلام تا دید سرهای فرزندان پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روی نیزه هست شک برش وارد شد و کم کم محبتها برگشت به سمت این بزرگواران. چند شب پیش پای سخنرانی حاج آقا دانشمند بودم. ایشون عرض کردند تا قبل از شهادت امام حسین علیه السلام سربریدن بود اما سر رو نیزه کردن نبود. سر رو نیزه کردن از جریان کربلا شروع شد. اگر این خبر جعلی نیست چه شد که این موجود دو پا تصمیم به سر رو نیزه کردن گرفت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است که عزیزان فرمودهاند و علت آنکه سرهای مبارک را به نیزه کردند؛ خواستند با مانور قدرت، بقیۀ جریانها را مرعوب کنند. موفق باشید
با عرض سلام و احترام: میشه کتابی در رابطه با فلسفهی ظهور و امام زمان به من معرفی کنید که خیلی هم سنگین نباشد (برای یک جوان تازه کار باشد) و کتاب هایی هم برای درک روزهای خیلی مهم مانند شب های قدر و عاشورا و تاسوعا و روز عرفه و ... اخیرا کنجکاوی و علاقه زیادی در رابطه با شناخت امام زمان پیدا کردم ولی کتابی نمی یابم که بتواند پاسخگوی پرسش هایم باشد. سوال های خیلی زیادی دارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع مهدویت، عرایضی شده است که میتوانید بر اساس آمادگی و ذوق خود به آن مباحث رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/category/21?tab=posts&inner_tab=book موفق باشید
سلام استاد: ان شاءالله برای عید غدیر چند شبی دوستان تصمیم به برپایی جشن دارند این عزیزان میخواهند امسال با رویکردی جدید جشن را برپا کنند شما چه پیشنهادی دارید؟ جسارتا پیشنهاد مسابقه کتابخوانی از آثار حضرتعالی داده شده اگر مورد تائید هست بفرمایید کدام جزوه یا کتاب؟ پیشنهاد بعدی برای غرفه ی کودک و نوجوان هست آیا آثار خاصی رو برای این دو گروه سنی معرفی میفرمایید؟ نظرتون چیه پلاکاردهای غدیر امسال بحث بعثت مردم درش قید بشه؟ پیشاپیش ممنون و سپاسگزارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتابهای «دعای ندبه، زندگی در فردایی نورانی» https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%86%D8%AF%D8%A8%D9%87&tab=posts&inner_tab=book و «فلسفه حضور تاریخی حضرت حجت (عج)» https://lobolmizan.ir/book/256 در رابطه با «غدیر» و ظرائف آن با ما سخنها دارد. در مورد جزوات، در قسمت جزوات و یادداشتها https://eitaa.com/jozavatlobolmizan، مطالب زیادی هست که رفقا میتوانند بر اساس سلیقهها و مخاطبان خود نکاتی را انتخاب نمایند. ۲. به نظر میآید برای نوجوانان کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» خوب باشد بخصوص با شرح آقای وحدتی میتواند کمک بیشتری بکند. https://eitaa.com/tafakorism/1763 3- آری و صد آری! مگر میشود از غدیر سخن بگوییم و از بعثتی که پیش آمده است و مردم را از سقیفۀ لیبرالها آزاد میکند؛ سخن نگوییم؟ اتفاقاً بسیار لازم است تا مردم عزیز ما متوجه شوند ما اگر از جهتی غدیر را ادامه دادیم، ولی از جهتی با جریان اصلاحطلبی گرفتار سقیفه شدهایم و ان شاءالله از آن عبور خواهیم کرد. نکاتی در سؤال و جواب شمارۀ 41677 در این رابطه مطرح شده که خوب است به آن نیز رجوع شود. https://lobolmizan.ir/quest/41677 موفق باشید
با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: استاد بنده در سیر معرفتی و خودشناسی مطالعات روزانه ای دارم میخواسم از محضرتان در رابطه با موضوعی که جوابش را از نگاه توحیدی پیدا نمیکنم بپرسم که وظیفه ی توحیدی و ولایی ما در زمانی که اشخاصی با انرژی های منفی و دنیوی (افرادی که با کلمات و حتی نگاهشان آدمی را رنج میدهند) که باعث کدورت خاطر میشوند و اصرار به رفت و آمد هم دارند چیست؟ آیا باید نفاق را کنار گذاشت و صریحا از پذیرش آنها جلوگیری کرد؟ و یا امتحان الهی است برای صیقل دادن روحمان و نشان دادن تاریکی های خودمان؟ باید از رفت و آمد با چنین افرادی که بعد از هر دیدار دچار تنگی نفس و پریشانی خیال و حالت منفی میشویم امتناع کنیم و وقتی میخواهند بیایند نگذاریم و ممانعت کنیم و یا خیر باید صبر پیشه کنیم و بپذیریم و رشدمان در این است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین آنکه نباید قطع رحم کرد و در عین آنکه باید با افرادِ ناآگاه مدارا نمود؛ آری! باید طوری با این افراد مواجه شد که فضا، فضای روزمرّگی ها نباشد و با طرح نکات معنوی و یا تعریف از انسانهای الهی، مجلس را به نوعی در اختیار گرفت به همان معنایی که رفت و آمدها نیز با این افراد، محدود باشد، به اصطلاح می فرمایند نباید با این افراد مخلوط شد. در هر حال باید طوری باشد که اگر به خود آمدند شماها را مأمن بدانند و ناامید نباشند از اُنس با شماها. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز، این روزها همه چیز ما را به اندیشیدن میخواند و همه چیز تأمل برانگیز است... داشتم به بعثت مردم میاندیشیدم. اول اینکه آیا این بعثت برای همهی مردم است یا برای آنان که در انتظار راهی بودند و در کوران حوادث این تاریخ چشم به راه حضوری و حیاتی و خدمتی بودند؟ گویا حتی این بعثت مراتبی دارد، مثلا حس میکنم تا وقتی در نسبت با هم و با ایمان و امید و وحدتی که امام شهیدمان ما را رهنمون داد و برای تعالی ایران امام رضایی قوی و آزاد از خویشتن خویش چون قطرهای افتاده در بیکرانه دریای انقلاب اسلامی هستیم در این بعثتیم و دیگر بحث فرد و جمع نیست، ما امت شدهایم و وجودمان برانگیخته شده و در عزم و ارادهای خدایی خویش را سپردهایم و ارادهمان جز اراده او نیست... نشانهاش احوال تجمعات و احوال تشیع شهدا و مراسمات پی در پی و نحوه حضور مردم است... و البته زبانهایی که گاهی در قالب شعار و شعر و گاهی در قالب متن و گاهی حرفهایی بسیار ساده با زبان عامیانه مردم بیان میشود... حتی گاه به اینکه بعثت امری است امیوار نه امری علمی میاندیشم ... یعنی هرکس در فقر و طلب بیشتری است و دلسوزی جدیتری دارد، بیشتر بهرهمند است... خلاصه جای صحبت بسیار است... امیدوارم فرصت گفتگویی فراهم شود... پیرو یک گفتگوی کوتاه با دوست اهل تفکری اینگونه به زبانم جاری شد: آری، هر بعثتی با إقرأیی همراه است، و حال در چه صورتی این گفتی که به صحنه آمده است دچار گشتل نمیشود یا در قاب بُرده نمیشود!؟ مثالی میزنم تا بتوانم سؤالم را مطرح کنم طلبی غرب را فرا گرفته بود که میخواست با آن حق را در طبیعت رؤیت کند، گویا این طلب برایش بعثتی بود، حالا این بعثت به جایی رسید که نفس اماره به صحنه آمد و به جای اینکه با طبیعت مواجه شود خواست طبیعت را در تسخیر خود در آورد و شد آنچه که دیگر آب را آب نمیبینیم و آن را نیروگاه میبینیم و درخت را درخت نمیبینیم و الوار و چوب میبینیم و دیگر حقیقت را با طبیعت نمیبینیم. حال عرض بنده اینجاست، اتفاق عظیم بعثت مردم پیش آمده است و یک عده میخواهند آنرا به چنگ بکشند و به دست آورند، در حالی که پدیده بعثت مردم در دست نمیآید، و به خاطر همین خیلی سعی میکنند بقیه را با خود همراه کنند. میخواهند آنرا مصادره به مطلوب خودشان کنند و جالب آن است که مردم دلزده میشوند، یعنی به قول دوستی نفسانیت افراد تو ذوق میزند، احوال نفسانیشان پیداست و آزار دهنده است و حتی مردم میخواهند که با اینها یک جوری برخورد بشود متوجه شوند و دست بردارند. آری امت مبعوث شده خواهان حفظ و تعالی بخشیدن بعثت خویش است. آیا شعارها و حرفهایی که زده میشود همه از جنس بعثت است؟ یا بر اساس زاییدههای ذهن قبلی ماست؟ کدام زبان، زبان بعثت است و صاحب اثر و کدام نه!؟ کدام إقرا از بالاست و از بُعد حقی ماست و کدام از پایین و بُعد نفسانی ماست؟ دوم اینکه گویا تاریخ انقلاب اسلامی، تاریخ و وقت بعثتهاست، بعثتهای فردی بسیار دیدهایم، حتی اربعین هم گویا بعثت است، آن هم بعثت مردم اما این بعثت، بعثت عجیبی است، عجیب و پرسوز و بشارت آور، صراط همین جاست، کجایند منتظران تاریخ؟ کجایند شهدای عزیز تاریخ از صدر تا اکنون؟ البته همه حاضرند در تمام این لحظات باشکوه و چرخانندگان همه این میدانها آنانند. ان شاء الله بیناتر و شنواتر و بصیرتر و عاقلتر شویم تا بیشترین بهره را از این ایام ببریم. انشاءالله زبان آوینیها گشوده شود و جانهای آزادگان جهان بهرهمند. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد بعثت مردم حتی شهید مطهری عزیز میفرمایند: «وقتی کسی مبعوث میشه، از درون خودش اون ماموریت رو پیدا میکنه و انگیخته میشه. یک انقلاب روحی و درونی در خودش ایجاد میشه که حرکت ایجاد میکنه.» و البته این نوع بعثت، نسبتی است که انسان با حضور تاریخیاش در انقلاب اسلامی برایش به ظهور میآید و لذا اگر انسان توانست خود را در فرهنگ «مقاومت» معنا کند و زندگی را ماورای زندهبودن و یا شهیدشدن احساس نماید، در بودنِ خود منوّر به إشراقی میشود که یا شهید آوینی است و یا شهید عماد مغنیه و یا شهید حاج قاسم سلیمانی، و از همه مهمتر رهبر شهیدمان. زیرا در معرض نفحات ایّام دهرِ خود قرار گرفتهاند که رسول خدا«صلّیاللهعلیهوآله» از آن خبر دادند و فرمودند: «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ ألا فَتَعَرَّضُوا لَهَا». این است معنای حضور هنرمندانه در این تاریخ. زیرا همانطور که فرمودهاید چشم به راه حضور و حیاتی بودند و البته این «بعثت»، حضور در یک تاریخ است در دل مردمی که امّت شدهاند با هویتی که «آزمودم عقلِ دور اندیش را / بعد از آن دیوانه سازم خویش را». این نوع جنون، یعنی آزاد از حسابگریهای عقل فضولی. در عرایضی که با «رادیو وارستگی» شد متذکر آن شدیم https://eitaa.com/varastegi_ir/2219 .
اینجا است که در همان فضای «امّیبودن» ندایی به گوش میرسد و گفتنی آغاز میشود که با آن گفتن، تولدی در میدان تاریخی که در آن حاضر شدهایم به ظهور میآید و هر «گفتنی»، تولدی را. یعنی «امرِ قُل زان آمدت کی راستین / کم نخواهد شد، بگو دریاست این». و این است معجزۀ «إقرأ» که با آخرین پیامبر که صلوات خدا بر او باد، آغاز و گشوده شد و چه اندازه جای تأسف است که با سقیفه، آری! با سقیفه ادعای «حسبنا کتاب الله» مطرح شد و این یعنی سقیفه و این یعنی بنبست، و این یعنی مولایمان علی«علیهالسلام» که حکایت عدم جدایی از کتاب الله بود، به حاشیه رفت، و این یعنی لیبرالیسم و روشنفکری غربزده که همۀ تلاشش آن بود تا ندای عزیز دلمان را نشنوند. به امید آنکه سید علیِ شهید را به حاشیه برد، آن مردی که به گفتۀ فرزند حکیماش او را «نیز قدرت خلق معانی از طریق ساختِ به هنگام واژگان و ترکیبهای بدیعی که هر یک انبوهی از معانی را خلق و حمل میکرد» داشت. و این یعنی گفتنهایی که گفتنی نبود، هرچند که تحجّر و تعصب، بخواهند امام شهیدمان را به گفتۀ جنابعالی، مصادرۀ به مطلوب بکنند. چه اندازه رهبر شهید ما از اینان نیز دور و دورتر بودند و به آن بانویی که نمیدانست کشف حجاب او به جهت حیلۀ دشمن است، نزدیک و نزدیک تر بود.
آری! بعثتی ظهور کرده ولی «هنوز نه!» از آن جهت که «صراط» است و همواره باید از حضرت پروردگار بخواهیم «اهدنا الصراط المستقیم» تا زبانی گشوده شود و آن زبان، متذکر «تبعیت از رهبری» و «تأکید بر انسجام داخلی» و «حضور مردم در میدانها» باشد با ادبیاتی آوینیگونه. موفق باشید
سلام علیکم و رحمه الله استاد داشتم فکر میکردم که این روایت "لا جبر و لا تفویض،بل امر بین الامرین" یکی از مصادیقش میتونه همین حضور مردم در خیابان باشه، از طرفی خودشون هستن که شب به شب پا میشن میان توی خیابون ولی از طرف دیگه هم انگار دست خودشون نیست ، اگه ازشون بپرسید برا چی اومدید باید کلی فکر کنن که یک جواب بدن ولی از اون طرف با بالاترین انگیزه و بدون هیچ تردیدی حاضر میشن، هیچ عقل حسابگری پشت انگیزشون نیست که مثلا بگن پاشیم بریم ثواب ببریم یا... ولی نمیتونن هم نیان #بعثت_مردم
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نیز همینطور است. زیرا به حکم آیۀ: «...لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولا...» این خداوند است که اراده فرموده با حضور مردم در میادین شهر، هزاران نقشۀ دشمنان اسلام را خنثی کنند و در همین رابطه، موضوعِ «آگاهی از آگاهی» مطرح شد. https://eitaa.com/matalebevijeh/22291 موفق باشید
سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز استاد خواستم نظرتان را در مورد این متن را که در وصف امام شهید نوشتم، بفرمائید: «به یقین در آسمانها و زمین برای مؤمنان نشانههایی ست»؛ و تو، آیت و نشانهای از آیات خدا بودی که در بیستونهم فروردین سالِ هزاروسیصدوهجده، نازل شدی بر دامنِ زنی که عقبهاش به نجف برمیگشت. شاعر اهل قلم بود و خوشسروزبان. وسکوت و سربهمهریِ همسرش را برای دلِ مشتاق و بازیگوشِ کودکانش جبران میکرد. تو تمامِ آن روزها که در تبریز، نجف و مشهد راه میرفتی و قد میکشیدی، نشانهٔ خدا بودی. جوانه میزدی و هر جوانه را یکجا میگذاشتی تا روزی نهال بشود و از قِبَلِ سایهاش، دلها آرام بگیرند در طریقِ هشیاری. نشانهٔ خدا بودی آنگاه که هیچچیز جلودارِ مبارزه و خیزشِ تو نمیشد و حتی زندان هم نمیتوانست روحِ روندهات را متوقف کند. تو نشانهٔ خدا بودی و پیوسته در حالِ جلو رفتن؛ چراکه تو جاری بودی. دریایِ آرامِ متواضعی که آمده بود تا اللهاکبر بگوید و انقلاب را تا همیشه سبز نگه دارد. آیتِ خدا بودی، نه فقط در این سیوهفتسالی که صدایت میزدیم «امام!»؛ آیت خدا بودی از همان دم که آفریده شدی و از ذر به رحمِ مادر رسیدی. تو نشانهٔ خدا بودی برای قلوبِ جهانیان؛ برای همهٔ آزادیخواهان و آزادگان. برای هرکسی که از ذلت و زیرِ سایهٔ سیاهِ ظالمین بودن خسته است و پیِ عزت میگردد. برای هرکسی که دلش برای نوایِ مظلوم آب میشود و میخواهد در مسیر مبارزه با ستم، ماندگار بماند. نشانهٔ خدا بودی! تو را فرستاده بود تا نگاهت کنیم و مسرور باشیم. تا محبوبِ ما باشی و دوست بداریمت. تا یاد بگیریم از تو! نشانهٔ خدا بودی؛ که حبّت نازل شد توی دلهامان و با هیچچیز پاک نشد. فقط ریشه کرد و ولایت یادمان داد. نشانهٔ خدابودی تو! تو که تکیه میدادی به صندلی سادهات و فرشِ زیرِ پایت، گلیمی سادهتر بود. تو که آستینِ نخریشِ لباست، تا مدتها پشتِ پلکهایمان بود. تو که بچهها در مقابلت مبهوت میماندند و زبانِ عشقشان، دُرِّ غلتان در چشم بود و دستی که لایِ محاسنت میچرخید و صورتی که طلبِ بوسه داشت و سری که تقاضای نوازشی پدرانه میکرد. تو که وقتی حرف میزدی، قلب به جای سینه در تمام تن میتپید و چشم حظ میبُرد که دارد نگاهت میکند و گوش… لبریزِ عشق بود که صدایت را میشنود. آمدی بیدار و هشیار و مبعوثمان کردی و رفتی. تو نشانهٔ خدا بودی؛ در راهِ خدا زندگی و جهاد کردی، برای خدا جان دادی و به خدا بازگشتی! نشانهٔ خدا، آقا وسیدِ محبوبِ ما؛ تولدت مبارک.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همانطور که به خوبی مطرح فرمودهاید آن رهبر شهید پروریدهشدۀ خاصِ خداوند بود و شایستگی آن را داشت تا خداوند از طریق آن مرد الهی در این تاریخ، راهی مقابل بشر امروز بگشاید به همان معنایی که . در همين رابطه حضرت علي«علیهالسلام» ميفرمايند: «...وَ لَقَدْ قَرَنَ اللهُ بِهِ«صلواتاللهعلیهوآله» مِنْ لَدُنْ اَنْ كانَ فَطيماً اَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَريقَ الْمَكارِم و مَحاسِنَ اخلاقِ العالَمِ، لَيْلَهُ وَ نهارَهُ» از همان لحظهاي كه پيامبر«صلواتاللهعلیهوآله» را از شير گرفتند، خداوند بزرگترين فرشتهي خود را مأمور تربيت آن حضرت كرد تا شب و روز، او را به راههاي بزرگواري و راستي و اخلاق نيكو راهنمايي كند.
و این در مورد همۀ انسانهای بزرگ مصداق دارد و از این جهت بسیار شایسته است تا شخصیت آن رهبر شهید را آینه و اشاره و راهی بدانیم برای حضور هرچه بیشتر در زندگی اسلامی در این تاریخ. موفق باشید https://dl.jedaal.tv/voices/1405/01/e895.mp3
سلام استاد وقت شما بخیر، در کتاب ادب الهی حاج آقا مجتبی تهرانی روایتی هست که برای بنده سوال برانگیز هست، جمله یا ابن ابی طالب اشتملت شمله الجنین و قعدت حجره الظنین، سوال اینکه این لحن صحبت حضرت زهرا با همسرشون کمی برام تعجب برانگیزه، و اینکه مگر حضرت زهرا خودشون متوجه علت سکوت و قیام نکردن امام علی نبودن؟ چون درادامه اومده که امام علی برای حضرت زهرا علت رو توضیح دادن و گفتن من اگر قیام نمیکنم برای حفظ نام پدرت است، متشکرم، من فکرمیکردم شاید روایت اشتباه باشه، اما خب چون در کتاب ایشون اومده، خواستم از شما سوال کنم
باسمه تعالی: سلام علیکم: آقای دکتر سیدجعفر شهیدی در کتاب ارزشمند «زندگانی فاطمه زهرا سلام الله علیها» متذکر میشوند آن قسمت که از قول حضرت صدیقه طاهره«سلاماللهعلیها» گفته شده، کاملاً ساختگی است و اساساً نهتنها از نظر محتوی، حتی از نظر ادبیات و سجعگونهبودنِ سخن چیزی نیست که یک زن و شوهر در خانه چنین سخن بگویند. موفق باشید
سلام و وقت به خیر من مدتها پیش میتوانستم خودم را مسلمان بدانم. اما الان دیگر نمیتوانم. شاید اصلی ترین دلیلش این بود فهمیدم هیچ کس خاصی نیستم. من نه شاعرم و زبان و قریحه هنری دارم. نه توانستم علی رغم تلاشهایم در عرفان به جایی برسم نه هرچقدر کتاب خواندم توانستم از فلسفه و جایگاه تاریخی و این قبیل موضوعات سردربیاورم. من حتی عقل معاش هم ندارم تا لااقل بتوانم پول خوبی دربیاورم و از این راه به بقیه کمک کنم. اقای طاهرزاده من خدا را قبول دارم. اما از او بدم می اید. چون در تقدیر من حقارت را نهادینه کرد. از اینکه من را میان مایه افرید خوشم نمی اید. از اینکه در این دنیا هیچ کس به من توجه نمیکند بیزارم. هر وقت میشنوم فلان فرد در پنج سالگی کل قرآن را حفظ کرده و به قول شما ایتی از ایات الهی است حالم به هم میخورد که چرا من با این همه تلاش وعلاقه هیچ گاه به جایی نمیرم و کسی باید از بچگی انقدر استعداد داشته باشد که آیتی از ایات الهی باشد. بگذریم. این نوشته را برای شما میفرستم تا بگویم من همیشه زندگی ام را در تاریکی بودم. زیرسایه امام و عراف و فیلسوف و هنرمند و بقیه این القاب مسخره و هیچ گاه نوری در زندگی ام نتابید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که خارج از این حرفها و مقایسهها متوجۀ کوره راهی باشیم که میتوانیم با قدمگذاشتن در آن راه، نسبتی با خداوند برقرار کنیم. نسبتی مانند انسانهای گمنامی که حضرت امام محمد باقر«علیهالسلام» در وصف آنها با جناب یزید جعفی سخنها داشتند https://lobolmizan.ir/sound/1376?mark=%D8%AC%D8%B9%D9%81%DB%8C . موفق باشید
سلام استاد عزیز بنده نمیدانم وظیفه ام در شرایط کنونی جنگ تحمیلی و اعزام به حج تمتع در اردیبهشت ماه چگونه است؟ آیا میتوانم به تنهایی عازم شوم با اینکه استطاعت مالی دارم ولی در این شرایط همسر مخالف هستند و میگویند شرط عقل نیست که بروید و اسیر وهابیون عربستان شوید و لطمه به جنگ و احیانا باعث دادن فرجه به دشمن برای باز پس گیری اسرا شویم و خود را به تهلکه میاندازید چه کنم ؟ راهنماییم کنید استاد جان 😔 البته عجله هم دارم تا شنبه به کاروان باید اعلام کنم رفتن یا انصرافم را
باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی به ایمیلتان اینطور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر مسئولان مربوطه نظرشان طوری است که مشکلی برای زائر پیش نمیآید و با توجه به واجب بودنِ حج برای جنابعالی، نباید به تأخیر انداخته شود. در امور واجب نظر همسر حجّت نیست. موفق باشید
عرض سلام و خداقوت استاد بزرگوار، امید دارم در صحت و عافیت باشید،حال که امام شهیدمان، آخرین راه برای بیدار کردن دلهای ما را شهادت خود دانست و انتخاب کرد تا با خونش مارا به مسیر هدایت و تعالی برساند، از طرفی این مبعوث شدن را در میان مردم می بینیم ملتی که دارند به امت تبدیل می شوند منطقه ای که بیدار شده، جبهه مقاومتی که می توان گفت در طول تاریخ چنین با عزم و اراده در میدان ظهور نکرده بود. از طرف دیگر امثال بنده به چند دلیل دچار غمی جانکاه هستیم. به خودم نگاه می کنم، و فاصله ای که با امام شهید مان پیدا کردم، گویی از خوابی شیرین بیدار شدم و حال می فهمم چقدرر میان ما و او فاصله است، سید الشهدای انقلاب مان دارد کاروانی از یارانش را با خود می برد و ما جا ماندیم، دلیلش را هم می دانیم، ضعف ها، بی دقتی ها، وارسی دقیق نداشتن ها، افراط یا تفریط ها ، امثال من را از این قافله جدا کرد، ماییم و حسرت هجران و سختی راهی که باید رفت... همچنین دل نگرانی از دست رفتن دستاوردهای خون امام شهید، دل مان را می لرزاند، هر روز اخباری از موضع ضعیف دولت و امور خارجه می شنویم، نگرانیم خون شهید عزیزمان پایمال شود. دو سوال دارم اولا برای این حال بی قرارمان چه کنیم، به شخصه به خودم و انتخابهایم بدبین شده ام، با خودم می گویم برای رشد اخلاقی، برای عبادت برای سیر فردی ام کم گذاشتم ، همه ی دغدغه ام صرف جامعه و به ظاهر آرمان انقلاب شد، حالا می بینم آنهایی که به ظاهر مثل ما بودند به امام شهیدمان پیوستند و ما تازه فهمیدیم چقدر فرق داشته ایم ، انکار خودمان را در وظایف اجتماعی مان غرق کردیم و یادمان رفت مراقبت کنیم از خیلی چیزها که باید مثل مکارم اخلاق، انس با قرآن و تدبر در آن و... ، روز و شب مان را دویدیم و دویدیم ، زندگی آرام نداشتیم اما انگار یک جای کار می لنگد ..برداشتم از زندگی خودم و امثال خودم (برخی فعالین فرهنگی و..) اینست دست خالی ماندیم.. شهدای جوان و میانسال و سالمند در خیل یاران امام سهید هستند، ما نسیمی هم از آن بهشت به مشام مان نرسید.. دوما اینکه دولت ما بتواند خلاف اراده مردم به دنبال مذاکره باشد چطور با سنت الهی هماهنگ است؟ مردم عزم بر مقاومت دارند، اما انگار کار دست ما نیست، آنها می توانند صحنه را تغییر دهند همانطور که شاید در گذشته با مواضع نامناسب موجب شدند ایران مقتدر و عزیز به حقیقت جایگاهش نرسد.یک حسی ایجاد می شود که انگار از ما کاری ساخته نیست، آنها می توانند پشت پرده، در بی خبری ما همه چیز را تغییر دهند، چنین گمانی مارا در یاس و سردی غوطه ور می کند، همان یاسی که از جنود شیطان است. عذر تقصیر از طولانی شدن عرایض و سخت محتاج دعایتان هستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این شهادتِ آن مرد بزرگ است که ما را به خود میآورد تا خود را با نظر به شخصیت ایشان باز، بازخوانی کنیم. بعد از شهادت ایشان بود که به خود آمدیم و عرض شد قرآن، آن است که تو خواندی و نماز آن است که تو اقامه کردی، وگرنه چگونه با یک انسان و با شهادت او اینهمه انسانها در انسانیت خود به خود آمدند. در این رابطه عرایضی به بهانۀ جواب سؤالات داده شدhttps://lobolmizan.ir/quest/41253 و https://lobolmizan.ir/quest/41255 . در مورد جایگاه این حضورِ است که رئیس جمهور در سخنان اخیر خود فرمودند: «ایران امروز الهامبخش آزادیخواهان جهان است» و این حکایت از آن دارد که ما با مقاومت و صبر خود در مقابل آنچه جبهۀ استکبار در سالهای گذشته و بهخصوص در جنگ رمضان پیش آورده، معنای دیگری از زندگی را به مردم جهان متذکر شدهایم و اینجا است که به گفتۀ ایشان: «ایران امروز الهامبخش آزادیخواهان جهان است». و در همین رابطه جناب آقای استاد مهدی محمدی به عنوان مشاور جناب آقای دکتر قالیباف که اشراف کامل نسبت به جریانها دارند؛ معتقدند عزم دولت و دیگر مراکز تصمیمگیری اصلی همه در عدم مذاکره است https://eitaa.com/matalebevijeh/22178 و جایگاه مردم را مدّ نظر دارند و از این جهت میتوان گفت ما در تاریخ دیگری قرار داریم و نقش معجزهآسای این حضور را دائماً در نظر آورید ، تا جایگاه آیهای که رهبر معظم انقلاب در نسبت با مردم در پرسش و پاسخ شمارۀ 41416 https://eitaa.com/matalebevijeh/22139 مطرح کرده اند بیشتر و بیشتر روشن شود. موفق باشید
سلام و عرض ادب! جناب استاد مگر نه اینکه مهم است انسان در دنیا چه طلبها و نیاتی داشته باشد؟! چون خدا پاسخ میدهد! من تا یاد دارم در طلب این بودم که آدم مفید و به درد بخوری باشم اما نمیدانم خدا نخواست یا کوتاهی خودم بود که در هیچ زمینه و عرصه و تخصصی به کار نیامدم. من یک انسان فوق العاده معمولی هستم که هیچ کاری از من برای بقیه برنمیآید. این ناکارآمدی را در این روزهای جنگ و بحران وقتی مثلا نیروهای هلال احمر را میبینم، بیشتر حس میکنم؛ من حتی به مصلحت خداوند از نعمت فرزند هم محروم شدهام که مثلا بگویم مأموریت و مسئولیت من پرورش و تجلی صفات خدا در این کودک است! پس اینهمه طلب چه میشود!!!!؟؟؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هر کسی را استعداد و شرایط خاصی دادهاند. مهم آن است که متوجۀ همان کوره راهی که به ظاهر به چشم نمیآید و در مقابل ما گشوده شده است، باشیم و از همان جا شروع کنیم. موفق باشید
با سلام رهبری معظم در مورد ظهور عام صحبت کردند لطفا بفرمایید ظهور عام یعنی چه؟ و در مقابل ظهور خاص چیست آیا به معنی فرج است با ظهور تدریجی یا ظهور صغری یا ..؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا آنچه مدّ نظر ایشان است به میانآمدن همین معنویتی است که بحمدالله جان مردم ما را و حتی مردم دیگر کشورها را فرا گرفته، تا آنجایی که نوعروسان کشمیری زیورآلات خود را به ایران هدیه میکنند ایرانی که به خوبی، آنها میدانند سرنوشت آیندۀ جهان را تغییر خواهد داد. موفق باشید
بسمه تعالی سلام علیکم استاد عزیز؛ نقلی از آیت الله بهاالدینی است که بعد از حضرت اقا ظهور امام زمان رخ خواهد داد؟ آیا شما این نقل را تایید می کنید؟ اگر این نقل درست باشد آیا بدا رخ داده است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور مرحوم آیت الله بهاءالدینی همین ظهوری باشد که در جان مردم به میان آمده که در جواب پرسشهای شمارۀ 41343 و 41346 بدان اشاره شد. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار اگر کسی وارد این میدانی که ترامپ دیوانه، نتانیاهو جنایتکار و صهیونیست و هرکس که تو این کار دست دارد بشود و طرف حق رو بگیره اگر حق الناس به گردنش باشه بخشیده میشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره در عین آنکه باید به حق النّاس حساس بود، ولی آنجایی که کلیت نظام در خطر است، موضوع حق الناس به حاشیه میرود و نباید به صرف توجه به امورات جزیی از تصمیمات بزرگی که کلیّت نظام را محفوظ میدارد غفلت کرد. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد و التماس دعای فراوان برای این حقیر و خانواده. پرسش بنده برگرفته از صحبتهای دکتر عبدالکریمی با شما در مورد آینده انقلاب اسلامی هستش. اگر تامل بفرمایید شما فرمودید جای تامل و فکر کردن دارد. صحبتهای دکتر و از طرفی دکتر عبدالکریمی خطاهای انقلاب در مواجهه با همه مردم و انتظارات همان مردم از انقلاب هنگام اعتراض از هر نوعی صنفی، سیاسی، حقوقی و فرهنگی چیست؟ در اکثر این موارد برخلاف انتظار چه انقلابی و چه غیره انقلابی مواجه شدن با یک برخورد دور از بیان انقلاب و تعریف ذهنی که افراد دارند و برچسب زدن های سیاسی و غیره که اینجا به درستی دکتر اشاره کردند ندیدن حاکمیت اون اعتراض را به عنوان مثال عرض میکنم کارخانه ذوب آهن طبق قول مدیریت قرار بود مفاد طرح طبقه بندی را در عرض ۳ ماه در تقریبا ۲ سال پیش اجرایی کند که عدد رقمی در حقوق پرسنل ملاحضه میشد بعد از موعد مقرر مدیریت عوض شد و با نگرش صد درصد مدیریت جدید پرسنل دست به اعتصاب قانونی زدند. در تخیل هیچ یک از پرسنل انقلابی و غیره نمیگنجید با یگان ویژه در کارخانه پرسنل را کتک بزنند بعضی را دستگیر و به زندان ببرند این نمونه را عرض کردم چون لمس کردم و از این دست مثالها زیاد است. حالا از حضور تارخی انقلاب در تاریخ کنونی هرچه بگوییم دیگر اثر ندارد حاکمیت به دست خود بخشی از خودش را مقابل خودش قرار داد و حالا این را مقیاس کنید در کل کشور و اینجا که دکتر گفتند جاوید شاه نه اینکه به عقب بر میگردیم بلکه شما در رفتارتان بعضا از شاه هم بدترید اما پیشنهاد حقیر به شما و دوستان شما این است که در جهاد تبین این اعتماد از دست رفته را فریاد کنید. مثلا در موقع هر رویداد تاریخی شما مطلبی مینویسید اما در توجه به مسائلی مثل تعیین دست مزد کارگر یا نمیدونم افزایش نرخ ارز مطلبی نمیگویید اینجا میشود همان حرف دکتر که گفتند روحانیت حافظ گذشته ماست برای امروز ما چه دارید؟ امروز دشمن روی سربازهای شطرنج حساب باز کرده نه دنبال مهره های کلیدی، چون هر کدام از مهره ها که زمینه داشته باشند تو این دنیای دیده شدن لیدر همان سربازها میشوند حالا باید رفقا جمع بشیم و از همین مسائل کوچک ولی مهم شروع کنیم مثلا حقوق کارگر معلم و غیره تلاش کرد راه حلی مناسب پیشنهاد داد به دولت و مجلس و کار فرما. چطور میشود این بار سنگین اقتصادی را کم کرد. به عنوان مثال مسکن یکی از معضلات جامعه هست ولی چه میزان مسکن خالی وجود دارد؟ چه افرادی هستند که میتوانند این تناقض را کم رنگ کنند؟ امروز باید به قول رهبری بعضی از دولتی ها را هم مثل تحریم دشمن دور بزنیم. امروز مردم باید طعم انقلاب را آنجور که معقول و انتظار دارند لمس کنند نه آنجور که وعده داده میشود و در یک کلام خلاصه کنم این هست که تفکر را باید به پایینترین قشر جامعه تعلیم نه بلکه هدیه داد با روش هایی مثل چاه کندن حضرت علی برای مردم کوفه. ببخشید زیادی نوشتم. امید به روزی که ایرانی در برابر ایرانی به جرم اعتقاد یا اعتراض نایستد که بعد از هر رویارویی در برابر هم فاصله ها و فتنه ها خواهد شد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در همین رابطه پس از چند سال مدیریت اجرایی به این نتیجه رسیدم که ما در نسبت با انسان و حقوق انسانیِ انسانها، همچنان در گردونۀ غرب و روح خودبنیادیِ فرهنگ لیبرال دموکراسی هستیم. لذا کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» با بیش از ۷۰ جلسه شرح مطالب آن به میان آمد و همۀ سخن آن است که ما برای عبور از غرب از یک طرف و تحجّر دینی از طرف دیگر باید به عمق انسانیِ انسان بیندیشیم و البته این کار عمیقی میباشد و با هرچه بیشتر متمرکزشدن به اهداف اصیل انقلاب اسلامی میتوان از آنچه به عنوان اشکال فرمودید؛ عبور کرد وگرنه اگر آن بصیرت تاریخی که امثال حاج قاسمها داشتند، پیش نیاید، باز تحجّر و باز لیبرال دموکراسی و بیحرمتی به انسانیت انسان. موفق باشید
سلام: در پاسخ به سوال شماره ۴۱۲۱۴ در انتقاد از دوستانی که به جلیلی انتقاد دارند «چرا دکتر جلیلی از نظر آنها کنشگریهای لازم را نداشتهاند» فرمودید: «که در جنگ نرم، کنشگریها شکل خاصی دارد از جنس به ظاهر سکوت مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» پس از رحلت و شهادت پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله»، تا فضای ایمانی و نظر به آیندهای قدسی گرفتار مناقشات سیاسی نشود» سوال من این است: چطور از این کنش های به ظاهر ساده دکتر، با نمونه تاریخی سکوت امام علی هم جنس دانستید؟ این کنشگرها را میشود نوعی «کنشگری قدسی» نامید؟ کمی برای باز شدن گره ذهن ها بیشتر توضیح بدهید. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد باید بیش از پیش به حضور نرم تمدنی و جنگ نرم با دشمن که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید دارند، فکر کرد. در نگاه رهبر معظم انقلاب، جنگ نرم جنگی فرهنگی، آرام، تدریجی و پیچیده است که اذهان و باورها را هدف قرار میدهد و دشمن با استفاده از شیوههای زیرکانه، بهدنبال تضعیف نظام اسلامی است. مقابله با این جنگ نیازمند شناخت عمیق، آگاهی، امیدواری، و اعتماد به نصرت الهی است، بهویژه با حضور و نقشآفرینی جوانان دانشجو بهعنوان افسران این جبهه. و در جای دیگر میفرمایند: «جنگ نرم، یک تهاجم فرهنگی، بلکه یک شبیخون، غارت و قتل عام فرهنگی است.» (۷۱/۴/۲۲)
به تفاوت آیندۀ تخیلی با آیندۀ واقعی و اصیل فکر کنیم و اینکه نباید آینده را انتزاعی و غیر حضوری مدّ نظر داشت و همواره متوجه بود واقعیتِ ما کدام است؟ تا از خطر سیاستزدایی از جریان مذهبی و حزباللّهی عبور کرد و حضور نرم تمدنی را سیاستزدایی از جریانهای مذهبی و حزباللّهی به حساب نیاورد. https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1%20%D9%86%D8%B1%D9%85&tab=sounds
موفق باشید
سلام علیکم: این سخن از خواهریست: به نظرم قبل از اینکه بپرسیم زن چرا باید حجاب داشته باشه یا چرا نداشته باشه؟ باید یه سؤال اساسیتر رو جواب بدیم اصلاً زن رو چقدر میشناسیم؟ زن فقط ظاهر و مو و لباسش نیست که همه بحثها برسه به حجاب. زن یه انسانه با شخصیت، فکر، احساس، انتخاب، عزت و هویت خودش. وقتی هنوز زن رو درست نشناختیم، اینکه فقط درباره پوشش اون بحث کنیم، یه جور نگاه کردن از یه زاویه خیلی کوچیکه. حجاب هم اگر قراره دربارهش حرف بزنیم، باید از دل شناخت جایگاه زن، نگاه به کرامتش و فلسفه این انتخاب فهمیده بشه؛ نه اینکه فقط بگیم چون باید یا چون نباید سؤال اصلی شاید این نباشه که زن چرا حجاب داره یا نداره؟؛ سؤال اینه که زن کیه که اینهمه دربارهش تصمیم میگیریم، قضاوتش میکنیم و دربارهش حرف میزنیم، ولی هنوز درست نشناختیمش؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! زن را روحانیتی خاصی میباشد و در راستای همان روحانیت، رسالتی و جمالی است و جلالی، و هر اندازه در جلال خود بیشتر حاضر باشد، متوجۀ عظمت خود میگردد و حجاب برای زن یعنی متوجه باشد جمالش را جلالی است که نباید آن جلال مقهور جمالش شود و تنها در میدان جمالش به نمایش آید و در آن متوقف شود. در حالیکه به گقتۀ جناب حافظ: که ای بلندنظر شاهبازِ سِدرهنشین / نشیمن تو نه این کُنجِ محنتآبادست. تو را ز کنگره عرش میزنند صفیر / ندانمت که در این دامگه چه افتادست. و حقیقتاً این حضور، مصداق شخصیت زن و جایگاه حجابی میباشد که او باید رعایت کند تا جلالش همچنان محفوظ بماند. موفق باشید
