سلام استاد بزرگوار. همیشه خوفِ رفتنِ این حسِ حضورِ تاریخی که به اراده الهی و با شهادت رهبر شهیدمان پیش آمده است را دارم 😢. کاش یادمان باشد در برخی از سال های گذشته و دهههای گذشته چه پوچی های دردناک و جانکاهی را تجربه کردیم و چشیدیم😭. کاش یادمان باشد درد اصلی ما صرفاً دردهای اقتصادی نبود. کاش یادمان باشد مشکل اصلی برخی از دولت ها، صرفاً ضعف های اقتصادی نبوده و نیست. بلکه پوشاندن ِ افق حماسه و وقتِ بقیة اللهی و حس حضور تاریخیِ یک ملت بزرگ و حماسی و حماسه ساز بود. کاش میدانستیم ابعاد پنهان این جنگ و این نبرد تاریخی و عظیم چیست و تا کجاهاست؟! کاش میدانستیم آن رهبر فرزانه و شهید چگونه و با چه حکمتی ملت ما را اینچنین تا مرز شهادت و سعادت جلو آوردند؟ در خطاب به آن شهید سرافراز و فاتح بزرگ تاریخ معاصر عرضه میداریم:( ما را سری است با سرو سرافراز روزگار/ قَدش درازتر از همه تاریخ و قرن ها/ در سایه سار سروْ سرود انس سر دهیم/ تا بَرکنیم زِبیخ و زِبُن درخت کینه ها) آری به قول مولانای بزرگ: (گندمی را زیر خاک انداختند/پس ز خاکش خوشهها بر ساختند، بار دیگر کوفتندش ز آسیا /قیمتش افزود و نان شد جان فزا، باز نان را زیر دندان کوفتند/گشت عقل و جان و فهم سودمند) دشمن احمق و مستکبر فکر میکند با دفن کردن گندم وجود نازنین رهبر شهیدمان در زیر آوارها و با آسیاب کردن بدن مطهر او میتواند یاد او را هم محو کند! غافل از اینکه او را زنده تر کردند! او را تکثیر کردند! أَلسَّلامُ عَلَى الدِّمآءِ السّآئِلاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ...
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ حرف در دو کلمه خلاصه میشود. یک کلمه آن است که آری! دشمنان اسلام در بستر روحیۀ یهودیگری گمان می کنند میتوانند در مقابل سنت های الهی بایستند. و قرآن نیز در همین رابطه میفرماید: «وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْديهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ ..»(مائده/64). و ملاحظه میکنید که در طول تاریخ با این اندیشۀ ضد توحیدی چگونه هر روز با آنهمه تلاش، شکست و ناکامی را تجربه میکنند و یک کلمۀ دیگر، سخن اسلام است و تأکید بر قواعد و سنتهای الهی، که قرآن در این رابطه میفرماید: «سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا»(فتح/23) سنتهای الهی همواره در عالم جاری بوده و هرگز تغییرپذیر نیستند تا انسانها گمان کنند میتوانند با ارادههای خود آنها را تغییر دهند. اینجا است که معنای « والعاقبه للمتقین» بدان معنا که اگر با نگاه توحیدی در بستر سنتهای الهی کار را جلو بردیم، حتماً آینده از آن ما میباشد و ملت ما در این روزها با همۀ سختیهایی که بر آنها تحمیل میشود، با همۀ گرمی و امید متوجۀ چنین حضوری هستند. و در این رابطه عرایضی طیّ 3 جلسه تحت عنوان « شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی» شده است که خوب است نظری به آن مباحث بیندازید. https://eitaa.com/matalebevijeh/21986 .از این جهت باید به حکایت روحیه یهودی گری و روحیه اسلام بیندیشیم و به این فکر باشیم که حقیقتاً کدام اسلام، اسلامِ حقیقی است و کدام اسلام، اسلامِ یهودیگری. آیا وهّابیت و اسلام لیبرال ها و ملّیمذهبیهای نهضت آزادی، اسلامِ محمدی«صلواتاللهعلیهوآله» میباشد یا اسلام یهودیگری؟ موفق باشید
سلام و احترام خدمت استاد محترم در خصوص مطلبی که یکی از دوستان در جایی بیان فرموده بودند که مردم نباید اراده خودشان را به نظام تحمیل کنند؛ چراکه کارشناس برخی مسائل نیستند و از امور و مصالح و مفاسد مطلع نیستند یادداشتی نوشتهام که آن را برای نقد و تصحیح با شما در میان میگذارم: دوست عزیز گمان میکنم نوع نگاه شما به مردم با نگاه امام راحل، امام شهید و رهبری عظیم الشأن، تفاوتهایی دارد و مردم اثبات کردهاند که در درک درست مسائل و اقدام به موقع بسیار بهتر از مسئولین و کارشناسان و خواص عمل کردهاند. در همین خصوص نکاتی را عرض میکنم: امام شهید انقلاب در دیدار ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ فرمودند: (این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابلهی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.) این جملات آنطور که ما معتقدیم خداوند آنچه قرار است در تاریخ اتفاق بیافتد را بر قلب ولی زمان و عارفترین عرفا نازل میکند خبر از یک تغییر جدی در آینده انقلاب اسلامی میدهد. و آن این است که از این پس جمهوری اسلامی قرار است هر چه بیشتر اسلامیت خود را در جمهوریت خودش نشان بدهد. قلبهای مردم محل نزول اراده الهی و دست و دهان مردم اسباب تحقق اراده الهی خواهند بود و خداوند مردم را برای این کار مبعوث کرده و مردم کار را تمام خواهند کرد. اگر معتقد باشیم امام شهیدمان به عنوان یک حکیم دانشمند هر واژه را با دقت و براساس حس پاسخگو بودن در برابر خداوند متعال انتخاب میکنند، واژه بعثت برای مردم واژهای است که حرفهای عمیقی در آن نهفته است. آنچه تا این لحظه چه در جنگ ۱۲ روزه، چه در جمع کردن بساط کودتاچیان در دی ماه و چه پیش از آن در حوادثی مانند فتنههای ۸۸ و ۹۸ و ۴۰۱ و ... رخ داده بود حکایت از نقش محوری مردم در بقای حکومت اسلامی داشت. نقشی پر رنگ توأم با بصیرت، بیداری، شجاعت و اقدام به موقع مردم؛ لکن امروز آنچه به دست نیروهای مسلح اتفاق میافتد، نه اراده مسئولین و جامعه نخبگانی و دانشگاهی که اراده مردم است. ارادهای که ظهور اراده حضرت حق برای سرکوب کفار شیطان زاده، شیطان صفت و شیطان پرست است. نابودی آنانی که برای خوشایند شیطان کودک آزاری میکردند و گوشت انسان میخوردند و شراب خون کودکان را مینوشیدند و نسل کشی به راه انداختند تا شیطان را خشنود کنند. حالا آنچه از زبان مسئولین و جامعه نخبگانی میشنویم چیزی جز تسلیم ایشان دربرابر این اراده پولادین مردم نیست که حیات و آزادگی و احساس قرب و بندگی خود را در ماندن در خیابان میدانند. اگر نبودند این مردم شاید همین مسئولین چیز پیگری میگفتند و راه دیگری میرفتند و شاید دستهایشان لرزان و ارادههایشان سست میگردید؛ ولی مردم معادلات را عوض کردند. و خداوند این مردم را اینگونه برای احیای امر خود مبعوث فرموده است.... آیا باز هم معتقدید که مردم نمیدانند و نمیفهمند و باید سکوت کنند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به حکم آیۀ 44 سورۀ نحل که خطاب به پیامبر میفرماید: «وَأَنزَلنَآ إِلَيكَ ٱلذِّكرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيهِم وَلَعَلَّهُم يَتَفَكَّرُونَ» در هر زمانی خداوند ارادۀ خود را در جان مردم نازل می کند و پیامبر خدا و یا رهبران قدسی عملاً متذکر همان حقیقتی میباشند که در جان مردم نازل شده. و در این مورد همچنان که رهبر عزیزمان در پیام نوروزی خود فرمودند بحمدالله بسیاری از مسئولین کشور نیز همراهی کردهاند.آقای وحید اشتری مصاحبه ای با آقای علیزاده در جدال کرده اند که خوب است به آن توجه شود https://dl.jedaal.tv/voices/1405/01/e872.mp3 موفق باشید
سلام: داشتم کتاب ماجرای فکر آوینی رو دوباره می خوندم رسیدم به اون قصه کاشی کاری قمصر و نماز سه دقیقه ای چطور میشه زندگی رو عبادت کرد؟ فقط آرام بودن در کارها باعث دوری از عجله و تکاثر فرهنگ مدرنیته میشه؟ فکر نکنم. چطور میشه نگاهی غیر از این رو توی دنیایی مثل امروز پیاده کرد؟ ما هر روز از همه چیز عقبیم که من فکر میکنم واقعاً حق داریم. عمرمون سریع رد میشه و برای اینکه بهش برسیم باید بدوییم. من بیست سالمه فقط سه تا کتاب خوندم، این فاجعه است، با اینکه کل زندگیم در حال دویدن بودم، احساس میکنم هنوز هم عقبم هنوز به جایی نرسیدم که بگم دیگه من راضی ام. این حرف از بعد مادی نیست. من نمی گم ما باید همیشه در ابعاد مادی پیشرفت کنیم، از یه جایی به بعد دیگه باید متوقف بشیم و عمر رو با چیزهایی که به دست آوردیم ادامه بدیم. اما من هنوز به اون نرسیدم و نمیدونم میرسم یا نه. خیلی ها رو دیدم که کل عمرشون در حال دویدن بودن، خیلی ها هم دیدم که با چیزهایی که بدست آورده بودن زندگی رو ادامه میدادن و عطش پیشرفت رو نداشتن و قانع بودن اما فکر نکنم هیچکدوم از دو گروه اونجور که شهید آوینی می گفت زندگی رو عبادت کرده باشن چون هر دو درگیر جهانی هستن که از روح بریده. چطور میشه تو این دنیا روح آرامش داشته باشه وقتی اصلا به حساب نمیاد هرچقدر هم که بخوایم از مدرنیته و فرهنگش دوری کنیم نمیشه، نمیدونم نمی تونم درک کنم، با این قضیه که شرح دادم با تمام وجود درگیر بودم و هستم من یه زمانی به شدت کار کردم، با تمام وجود، بعدش دیدم دیگه نمی تونم ادامه بدم بریدم بدجوری هم بریدم و هنوز هم درگیرشم، برای آرامش هیچ راهی پیدا نکردم جز دوری از مسئولیت ها، وقتی یه مسئولیتی رو ترک کنی، یه کاری رو انجام ندادی و عذاب وجدان انجام ندادن اون کار گردنت رو میگیره و فشار میده حتی بدون اینکه کاری کنم تحت فشار بودم و در حقیقت اصلا به آرامش نرسیدم سعی کردم مسئولیت هام رو سبک و سبک تر کنم اما به هیچ وجه پاسخگو نبود، انگار دیگه نمی خواستم توی این دنیا باشم حقیقت این بود که من فقط از مسئولیت هام شونه خالی نکردم از دنیا بریدم. انگار دیگه جای زندگی من نبود بخاطر اینه که من الان اینجام و دارم با شما صحبت میکنم به قول استاد می خواستم در دنیای دیگه ای حاضر بشم و از حضوری که همه درگیرشن فاصله بگیرم اما نمی تونم، نمیدونم چطور باید در دنیای دیگه ای حاضر شد وقتی درگیر حضور توی این دنیا هستیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال ملاحظه میکنید که نمیتوانید از جهانی که آوینیها در آن حاضر بودند، بیگانه باشید و اینجا است که باید با روحیۀ «متانت» و «صبر» و «دلسوزی»، خود را در جهانِ بین دو جهان حاضر کنید. امری که در کتاب « انقلاب اسلامی طلوع جهانی بین دو جهان، تفکر در مواجهه با متفکران و فهم ایران و انقلاب» https://lobolmizan.ir/sound/807?mark=%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%20%D8%A8%DB%8C%D9%86%20%D8%AF%D9%88%20%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86 و صوتهای مربوطه از آن سخن گفته شد. در این حالت نه نسبت به مسئولیتهایی که احساس میکنید، بیتفاوت میشوید و نه گرفتار عملزدگی خواهید شد. و این یعنی شهید آوینیها و شهید حاج قاسم سلیمانیها. موفق باشید
سلام وقت بخیر: این که آقا فرمودند نزدیک قله ایم منظورشان چه بود؟ قله کجاست و کدام شواهد نزدیکی به آن را نشان میدهد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله مسیر انقلاب اسلامی به جایی رسیده که جبهۀ استکبار از طریق آمریکا و رژیم صهیونی مجبور شده ماورای مذاکرات با تمام وجود برای حفظ خود به جنگ مستقیم با ما وارد شود و این یعنی پایان حضور تاریخی جبهۀ استکبار. عظمت کار را در این بنگرید که چگونه ملت ما به جای آنکه در این حملۀ سهمگین که با تمام توان به میدان آمده است، خود را ببازند، اینچنین در صحنه حاضر شدهاند و این است که در نگاه تاریخی، حقیقتاً متوجه میشویم تاریخی دیگر و وقت دیگری آغاز شده است که جبهۀ استکبار هیچ معنایی برای آیندۀ خود ندارد مگر قلدری. آیا این نزدیکیِ ما به قله نیست؟! موفق باشید
زندگی چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: زندگی یعنی طلوع انسان در میدانِ آخرین دین. و این یعنی طلوع مولای متقین «علیهالسلام» در بستر اسلام. و زندگی یعنی طلوع انسان در بستر انقلاب اسلامی. و این یعنی شهید حاج قاسم سلیمانی. و زندگی یعنی مقابله با استکبار در بستر هویت دینی و قدسی. و این یعنی شهید یحیی سنوار و کتاب «خار و میخک». موفق باشید
سلام و احترام خدمت استاد گرامی: ببخشید استاد در مورد مطالبه ی حجاب که از ۳۱ مرداد تا ۵ شهریور در اصفهان مقابل استانداری تو گروه ها دارن اطلاع رسانی میکنند و مردم رو تشویق میکنند که شرکت کنند به نظر شما الان این کار درست هست و ما باید حتما شرکت کنیم؟ از کجا متوجه شویم این کار قانونی هست یا نه؟ یا اینکه زمان این کار الان صحیح هست؟ چون زمان واکسن هم همین تحصن ها انجام میشد. هر چند همه ی ما الان از وضعیت بیحجابی و عریانی بعضی خانم ها ناراحتیم ولی گفتم الان که دشمن در کمین زدن وحدت ماست آیا این کار صلاح هست یا نه ربطی به وحدت ندارد و باید مطالبه شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته باید بین بیحیایی و برهنگی با حجاب ضعیف تفکیک کرد و معلوم است که همه ما نسبت به برهنگیها و بیحیاییهایی که بعضاً پیش آمده معترض هستیم و برای رفع این مشکل نباید فعلاً بر حجاب ضعیف به عنوان بیحجابی تاکید شود و همه آنها را به عنوان یک جریان تلقی نمود و با همه آنها مقابله کرد. با این همه به نظر میآید وقت این حرفها در این زمان نیست تا نتانیاهو بتواند به ترامپ گزارش دهد که در داخل کشور ایران اغتشاش هست و به زعم آنها میتوان کار ایران را یکسره کرد. و بنده با نظر جنابعالی موافق هستم که در شرایطی نیستیم که فعلاً امری غیر از موضوع مقابله دشمن را به همان طریقی که نظام به عهده دارد، کار دیگری را به میان آوریم. بخصوص که دولت، آمادگی مقابله با چنین جریانی را ندارد و عملاً در کارهایی که جهت کمکردن بار مشکلات مردم و جنگ است، باز میماند بخصوص که بار فرهنگی این مشکل مهمتر از بار دولتی و اجرایی آن است. و ریشه این نوع برهنگیها را باید با عمق بیشتری بررسی نمود، مسئله سادهای نیست که بتوان به سادگی از آن عبور کرد. نکاتی در رابطه با سوالی که رفقا فرمودند عرض شد که خوب است به آن نکات نیز فکر شود https://eitaa.com/arshiv3133/382 به خصوص که ما در طلوع حضور تمدنی خود هستیم و ایران به وسعت انسانیت انسانها در عین تعالی انسانها وارد تاریخ شده است در ضمن میتوان به راهکارهایی که در شماره های ۱۱۶ و ۱۱۷ متنهای «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» مhttps://eitaa.com/bartarin_hozoor مطرح شده نیز فکر کرد. موفق باشید
سلام استاد وقت بخیر: بعد از شهادت حاج قاسم، انگار دیگ نمیتوانستیم به طور عادی زندگی کنیم و به کمتر از حاج قاسم شدن راضی نبودیم بعد از اینکه آقا به شهادت رسیدند و مراسم تشییع آقا انجام شد، فکر میکردم کاش میشد هر روز تشییع آقا باشه اما صد حیف که نمیشود. به قول محمد رسولی تو را به خاک سپاریم به خانه برگردیم؟ به روزمرگیِ این زمانه برگردیم؟ دیگه نمیشود عادی و روزمره زندگی کرد. انگار دیگه به کمتر از آقا راضی نیستیم. درست نمیدونم این جمله یعنی چی ولی انگار باید مثل آقای شهید شد ولی ما که نمیتوانیم آقا شویم! به کمتر از آقا هم راضی نیستیم! پس چه کنیم؟؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! جهانی در مقابل ما گشوده شده است که با نظر به آن جهان و افق توحیدی آن میتوان در ادامۀ حضور در کنار آن رهبر شهید، خود را ادامه داد. امید است سلسله مباحث « ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor که نظر به حضور ایران بزرگ با انگیزۀ تمدنی دارد، بتواند اشارهای باشد به نکاتی که مطرح فرمودهاید از آن جهت که ما در تمدن نوین اسلامی میتوانیم حضور خود را در کنار رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنهای در افقی قرار دهیم که آقای شهید ایران در مقابل ما گشودند. موفق باشید
سلام استاد: به نظر شما با توجه به شرایط امروز کشور ماندن در ایران و شرکت در تجمعات خیابانی مهمتر است یا شرکت در راهپیمایی اربعین؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو حضور در جای خود خوب است. اگر بتوانیم آن دو را جمع کنیم، شاید بهتر باشد. در این مورد نظری به سؤال و جواب شمارۀ 42028 بیندازید. موفق باشید
سلام و عرض ادب محضر استاد: من نسبت به دختر ۱۵ساله ام بسیار با عصبانیت و خشم برخورد میکنم و این عمل خودم رو هم بشدت آزار میده. خواستم هم دلیل خشم درونی که خودشو نشون میده بپرسم و هم راهکار عملی و سریع بیان بفرمایند. سپاسگزارم
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال همواره با مدّ نظرقراردادنِ خُلق محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» باید خود را از این نوع مهلکهها رهایی بخشید. https://lobolmizan.ir/sound/660?mark=%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%AF موفق باشید
سلام مجدد به جناب استاد طاهرزاده: عذرخواهم باز مصدع میشوم چون نکات مهمی در خصوص موقع و مقام بحث وجود دارد که نیاز هست مورد التفات استاد مکرم قرار گیرد. اگر دغدغه حضرت عالی استفاده نکردن از لفظ «خائن» برای جریان وفاق است از حیث عدم ایجاد تشنج در فضای سیاسی، چند نکته گفتنی است: ۱. شأن بحث ما به نظر حقیر بسیار فراتر از این بود که صرفاً با بیان تذکرات مربوط به زبان و ادب بخواهد رفع رجوع شود. اما چون چنین چیزی تلقی شد نیاز هست توضیحاتی عرض کنم. اولا بنده در مرسوله، آقایان پزشکیان و قالیبالف را «خائن» خطاب نکردم و اصولا محور بحثام الصاق یک سری القاب و عنوانها به افراد نبود. ما به روابط سازمانی قابل اثبات و مستند آقایان ظریف و سریع القلم با شبکه نهادهای راکفلرها اشاره کردیم که معمار کلان برجام از آمریکا بودند و مذاکرات اخیر هم در همان راستاست چنان که عرض خواهد شد. ۲. در خصوص آقایان پزشکیان و قالیباف، قطعا میتوان بین خطاهایی که با حسن نیت اما از سر تأثر از گفتمان استعماری اصلاحات نشأت میگیرد و خطاهایی که سر از خبث طینت است تفکیک کرد، فلذا از استفاده از القابی چون «خائن» برای ایشان اجتناب کرد. ۳. این جدای از این بحث است که اصولاً لوازم و شرایط احراز «خیانت» برای مسئولین چیست. اجمالا آنچه روشن است اینکه نفس وجود «حسن نیت» در مسئولینی که کشور را دچار ضربات مهلک کردند، نافی مسئولیت دنیایی و عقوبت الهی برای آنها نیست. اگر فرموده امیر حکمت علیه السلام را ملاک قرار دهیم نفس پذیرش مسئولیت برای افراد که صلاحیت اندیشهای و علمی لازم برای آن را ندارند در احراز خیانت کفایت میکند. و ضمناً خوب میدانید که برخی شخصیتهای منفی صدر اسلام مثل سعد ابن ابی وقاص با «حسن نیت» با اوامر ولایی مخالفت میکردند! ۴. اینکه رهبری جدید، اختلاف خود با تیم آقایان قالیباف و پزشکیان را علنی کردند و تمام مسئولیت را متوجه آقای پزشکیان کردند، به معنی جدی بودن اختلافات است. بدیهی است اگر «مصلحت» ایجاب کند که با دولت و رئیس مجلس مستقر برخورد انتقادی هم شود، تلاش برای حفظ آرامش کشور و جلوگیری از تنش ضروری است؛ چون دشمن ممکن است از تنشهای احتمالی ناشی از تذکر خطاهای بزرگ مسئولین نیز به نفع خود استفاده کند اما... ۴.۱ با توجه به سابقه برجام، ضربات مهلک و کشنده به کشور در عملکرد دوساله جریان وفاق، از جمله اقدام دشمن به ترور رهبر شهید با علم به اینکه ایشان مانع پیشرفت مذاکرات با وفاقیون هستند!، نظر کارشناسیِ کارشناسان نخبه و «فهیم» مبنی بر اینکه پذیرش آتشبس فرصت بازسازی اقتصاد و نظامی و سیاسی را برای ترامپ لعین و حمله مجدد به کشور از موضع قویتر را فراهم کرد، قلع و قمع بیسابقه شیعیان به دست اسرائيل در همان ساعات اولیه آتشبس از جمله نابودی ۶۰ روستا، رسیدن نبطیه پایگاه تاریخی مقاومت به مرز سقوط و دسترسی دشمن به شهرکهای زیرزمینی حزبالله، دروغها و خلافگوییهای مکرر جریان وفاق درباره مذاکرات، افشاگریها از پشت پرده مذاکرات با رهبری که دال بر تهدید آقای پزشکیان به استعفاء در صورت عدم پذیرش خواستههای آنان و تذکرات شدید رهبر فعلی به تیم مذاکره کننده به دلیل تخطیهای جدی در مذاکرات پاکستان بود؛ و عقبتر، نقش جریان اصلاحات در سقوط سوریه باتوجه به افشاگریهای اخیر آقای وحید جلیلی مبنی بر مخالفت آقای ظریف با گسترش روابط اقتصادی استراتژیک با سوریه و دهها نکته گفته و نگفته دیگر در خصوص مجموعه جریان اصلاحات/وفاق، ما نمیتوانیم هیچ نتیجهای جز «وجوب برخورد انتقادی جدی» با این جریان بگیریم در عین اینکه میدانیم تنشهای سیاسی نیز به ضرر کشور است با این حال... ۴.۲ چنانکه تجربه برجام و وفاق اثبات کرد، مدارا و مماشات با این جریان میتواند نتایجی چون قتل رهبری و سقوط حماس و شهادت مقامات نظامی و قلع و قمع حزب الله و کن فیکون شدن فرهنگ و اقتصاد کشور را داشته باشد. لذا با توجه به این ملاحظات این سؤال پیش میآید که آیا واقعا از نظر آن استاد محترم، مشکلات ناشی از برخورد انتقادی با جریان وفاق، از این فجایعی که در همین ۲ سال سر کشور آمد، بیشتر و خطرناکتر و فاجعهبار تراست؟!!! کدام دعوای سیاسی از نظر شما میتوانست چنین بلاهایی بر سر کشور بیاورد و تاکجا میتوان با این روند مهلک و مخرب وفاقیون که با خیرهسری عجیبی جلو میرود مماشات کرد؟!! ۳. در خصوص نکته شما درباره «فهم» فکری جریانها بنده با توجه به مطالعات وسیعام در فلسفه، عرفان نظری، تاریخ روابط بین الملل، اقتصاد سیاسی و تاریخ نبردهای اطلاعاتی و حتی جنبههای باطنی منازعات ما با دشمن، نسبت به عقبه فکری و سازمانی جریانهای سیاسی کشور بحمدالله بصیرتهای نظری و تاریخی قابل توجهی به دست آورده ام. مثلاً مدتها است دریافتیم که چارچوب فکری آقای ظریف و سریعالقلم که در دانش روابط بینالملل از آن تعبیر به «بینالمللگرایی» میشود عیناً رویکردی است که خاندان شیطانی راکفلر یک قرن است در دنیا برای بسط سلطه جهانی زرسالارانی چون خودشان ترویج کردند. روابط سازمانی ظریف و سریعالقلم نیز با شبکه راکفلرها را مستنداً «فهمیدیم». خوب حالا که اشتراک فکری و راهبردی و سازمانی بین جریان لیبرال در سیاست خارجی با منحوسترین زرسالاران غرب را «فهمیدیم» و رد پای همانها را در برجام و مذاکرات اخیر و مقاله اخیر ظریف در فارن افرز (نشریه پایگاه راکفلرها) دیدیم تکلیف چیست؟ به اسم وفاق و حفظ آرامش کشور، در برابر این جریان متحد با دشمن سکوت کنیم؟! ۴. سیاههای که برای استاد عزیز ارسال کردیم، اتفاقاً بر اساس «فهم تخصصی» و ۲۰ سال سابقه مطالعات بینرشتهای حقیر بوده است، نه شور احساسات انقلابی! بر این اساس، به عنوان یک متخصص و از منظر کارشناسی، میتوانیم حتی به رویکرد رهبر شهید در مماشات با این جریان نیز انتقاد وارد کرد. مماشات و مدارایی که موجب قربانی شدن خود رهبر شهید، و ایجاد فرصت برای شبکه نفوذ دشمن برای جرح و تعدیل خونین در ساختار سیاسی کشور با هدف برکشیدن جریان غربگرا و سوق نظام سیاسی به سمت استحاله، تسلیم نهایی یا فروپاشی شود، آیا واقعا به اسلام و مسلمین است؟ آیا مماشات و مدارای امیرالمؤمنین علیه السلام با جریان حکمیت در نهایت نتیجه خوبی داشت و آیا اگر ما بعد از جریان حکمیت بودیم باید از نتیجه حکمیت دفاع میکردیم یا متذکر اراده اولیه و اصلی امیرالمؤمنین علیه السلام که جنگ جنگ تا رفع فتنه بود میشدیم و جریانی که حکمیت را با نتایج خسارتبارش تحمیل کرده نقد و نصیحت میکردیم؟! ما عرائضی که خدمت حضرت عالی داشتیم را با دو حدیث از ائمه بصیرت علیهم السلام پایان میدهیم که التفات کلی به آن در اندیشه حضرت عالی دیده میشود اما چه کنیم که در بزنگاههای تاریخی اختلاف بین مؤمنین در صغرویات است نه کبرویات، و تذکر کبرویات هنگام اختلاف در صغرویات مغالطه است. العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس لایحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر با ادله تفصیلی که در بالا ذکر شد اجازه دهید آقایان حداد عادل یا قالیباف را مصداق اهل بصر و صبر ندانیم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه میفرمایید که در این موارد مانند شما فکر نمیکنم. عرایضی در کتاب «سوره جاثیه و راز زمینگیری امّتها» در رابطه با آیۀ «قُلْ لِلَّذينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِيَ قَوْماً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ (۱۴)» شده است. با فرض اینکه حتی افرادی که میفرمایید امید به ایّام الله نداشته باشند؛ ما نمیتوانیم آنها را متهم به مقابله با حقیقت بکنیم. خوب است به آن بحث رجوع شود. صفای دلهایی که دل در گرو موفقیت جبهۀ حق در مقابل باطل دارند با هر جریانی که میخواهند باشند. بحمدالله ما در شرایطی هستیم که با قدرت در میدان مقابله با استکبار در صحنه هستیم و از این جهت هر دو جریان که صادقانه موافق یا مخالف مذاکره با آمریکا هستند را، میفهمیم، بدون آنکه یکی را حقّ و دیگری را باطل بدانیم. https://eitaa.com/mohammadi61/1025 موفق باشید
بسمه تعالی. بنا به گفته رهبر شهیدمان «....... امروز شما در دنیا این را میبینید، قبل از دوران امام حسین (علیه السّلام) هم این دوجبههای وجود داشت، در زمان بعد از ایشان هم وجود داشته، امروز هم وجود دارد، تا آخر هم وجود خواهد داشت. در همهی اینها «اِنّی سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم»؛ با هر کسی که در جبههی شما است، من خوبم؛ «حَربٌ لِمَن حارَبَکُم»، با هر کسی که با جبههی شما میجنگد، میجنگم. این جنگ اَشکال مختلفی دارد: در دوران شمشیر و نیزه یک جور است، در دوران اتم و هوش مصنوعی و امثال اینها یک جور دیگر است، ولی هست؛ در دوران تبلیغات به وسیلهِی شعر و قصیده و حدیث و بیان کلمات یک جور است، در دوران اینترنت و کوانتوم و امثال اینها هم یک جور دیگر است، ولی هست؛ در دوران دانشجو بودنِ انسان یک جور است، در دوران مدیر شدن و مسئول شدن یک جور دیگر است؛ در همهِی احوال هست. «حَربٌ لِمَن حارَبَکُم» نباید فراموش بشود. «حَربٌ لِمَن حارَبَکُم» همیشه به معنای تفنگ به دست گرفتن نیست؛ به معنای درست اندیشیدن، درست سخن گفتن، درست شناسایی کردن، دقیق به هدف زدن است؛ «حَربٌ لِمَن حارَبَکُم» اینجوری است. بدانید وظیفه چیست، بشناسید راهی را که باید بپیمایید. اگر اینجور فکر کردیم، اینجور شناسایی کردیم، اینجور همّت کردیم، زندگی معنا پیدا میکند، زندگی هدف پیدا میکند. پول لایق این نیست که هدف زندگی باشد؛ مقام و قدرت و موقعیّتهای اجتماعی حقیرتر از آن هستند که هدف زندگی انسان قرار بگیرند. هدف زندگی بندگی است، رسیدن به خدا است. راهش هم فقط همین است: سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم وَ حَربٌ لِمَن حارَبَکُم. جوانیتان را قدر بدانید؛ میدان وسیعی در مقابل شما است. انشاءالله شصت سال دیگر، هفتاد سال دیگر شما در این دنیا حضور خواهید داشت و کار خواهید داشت؛ از این فرصت استفاده کنید؛ برای این فرصت طولانی برنامهریزی کنید؛ برای اینکه برنامهریزیتان درست از آب دربیاید فکر کنید؛ برای اینکه درست بتوانید فکر کنید با قرآن آشنا بشوید، قرآن را بخوانید، تأمّل کنید، از کسانی که پیش از شما و بیش از شما تأمّل کردند یاد بگیرید. یاد گرفتن ننگ نیست، افتخار است؛ همیشه باید یاد بگیریم، تا آخر عمر باید یاد بگیریم. فکر کنید، مطالعه کنید، شناسایی کنید، آنجایی که اقدام لازم است اقدام کنید. اقدام یک وقت در آزمایشگاه است، یک وقت در کلاس درس است، یک وقت داخل محیط دانشگاه است، یک وقت در محیط اجتماعی است، یک وقت در محیط سیاسی است، یک وقت در راه کربلا است، یک وقت در راه فلسطین است، یک وقت شعار برای اهداف عالیهی اسلامی است. انقلاب اسلامی این راه را روی ما باز کرد. عزیزان من، جوانهای من! شماها آن روزگار را ندیدید؛ خوشحال باشید که ندیدید. ما دیدیم آن روزگار را؛ روزگار بدی بود، روزگار سختی بود، روزگار سیاهی بود، روزگار یأس بود. انقلاب ورق را برگرداند، انقلاب راه را باز کرد، انقلاب به ما فرصت داد. میتوانیم از این فرصت استفاده کنیم؛ شما میتوانید از این فرصت استفاده کنید. میشود هم استفاده نکرد؛ اگر استفاده نکردیم، خسران است؛ اگر استفاده کردیم، فلاح است: قَد اَفلَحَ المُؤمِنون.(۴) انشاءالله که موفّق و مؤیّد باشید.(https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=57406). قسمتی از بیانات آقای شهیدمان است در مراسم اربعین سال ۱۴۰۳. عجب بودنی است این بودن. بیشتر مقصدم این قسمت از متن است که میگویند «جوانیتان را قدر بدانید و برنامه ریزی کنید» و بعد ارجاع میدهند به قرآن" الی آخر. کمی صحبت کردن و نوشتن برایم سخت است، میترسم از حرفهایم مقصد دیگری فهمیده شود، اما شما به حکمِ «فَبَشّرالعِباد، ٱلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ ٱلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُۥٓۚ» ناگفتهها را بخوانید. این متن را و فیلمش را بارها دیدهایم و چه جانی یافتهام. ای مرد در چه استحکامی سخن میگویی و چقدر از آنچه میگویی مطمئن هستی و خودت رازش را نیز گفتهای و آری چقدر ما خود را در آن زندان در کنار تو در حال قرآن خواندن طلب کردیم و حیرت کردیم و هنوز حیرانیم. اما چرا قلب من اینقدر سخت است. چگونه در آن شرایط قرآن میخوانی؟ والله چنین راهی و آنچنان شرایطی است که قرآن را برای جانمان به سخن درمیآورد. به قول حاج قاسم خطاب به بچههای مدافعان حرم که اینجا جای مستحبات است، این جا جای نماز شب خواندن است. آری! این نحوه زندگی، این امیال و این آرزوها و این نسبتها که به خدا نمیدانم چطور و از کجا اینها برایم پیش آمده و این بنبستها... اینها که بعید میدانم قرآن خواندنی و نماز شبی را پیش بیاورد. آری! من دوباره با تو میخواهم قرآن بخوانم. با تو میخواهم باز نماز بخوانم. با تو میخواهم باز ایمان بیاورم. اما چطور در کوره راه دوام بیاورم؟ چطور در این بیتابیها از دست نروم؟ این همه بیانسی از کجا؟ این همه سختی در انس چگونه؟ بماند. زبانم توان بیان بطن سختیای که جانم با آن دست و پنجه نرم میکند را، ندارد. بد نیست به رسم جلسات خودتان تفعلی به جناب لسانالغیب بزنم: گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس / زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس. من و همصحبتی اهل ریا دورم باد / از گرانان جهان رطل گران ما را بس. قصر فردوس به پاداش عمل میبخشند/ ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس. بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین / کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس. نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان / گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس. یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم / دولت صحبت آن مونس جان ما را بس. از در خویش خدا را به بهشتم مفرست / که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس. حافظ از مشرب قسمت گله ناانصافیست / طبع چون آب و غزلهای روان ما را بس.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ حرف همان است که گفتید و حقیقتاً آن مرد الهی و آن رهبر ربانی در میدان زندگیِ همراه با معنا، با آن سخنان که همچنان باید خواند و گوش داد؛ ما را حاضر کرد. زیرا جهان امروزین بشر بسیار گستردهتر از آن است که با آنچه تا دیروز از انسان و از قرآن و از خدا و از نماز میفهمیدیم، ما را کفایت کند و از این جهت اجازه دهید که به همان غزل لسان الغیب که آوردید بنگریم و ما باشیم و گلستان جهان و گلعذاری که ما او را حضرت آیت الله سید علی خامنهای مینامیم و حقیقتاً «زین چمن سایۀ آن سرو روان ما را بس». اینجاست که چه اندازه انسان با هر آنکس که به هر نام و عنوانی در اینجا نیست، فاصله پیدا میکند و راهی را مییابد که قصرِ فردوس جهان یعنی آیندۀ درخشان این انقلاب اسلامی جلویش گشوده میشود و این همان «دیر مغان» ماست با رندیِ شبهای خیابانها و دلبستگی به رهنمودهای حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای «حفظهاللهتعالی» که این یعنی توجه به اشاراتی، آری! توجه به اشاراتی که ما را متذکر فردایی دیگر در اکنونمان مینماید. و اینجا است که خدا میداند با تمام وجود احساس میکنیم: «یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم». آیا همین حضور، همان دولت صحبت آن مونسِ جان نیست؟ که تنها این بشر با این نوع حضور میتواند خود را ادامه دهد و نه آنکه ما را به بهشت حواله دهد. حکایت حضور در بهشت، حکایت قرون وسطایی ما بود و امروز، در جمال امام شهیدمان همۀ آنچه قسمت آخرالزمانیِ ما بود، به میان آمد و ما را هیچ گِلهای نیست زیرا او را شهید نکردند، بلکه یک ملت را اعم از زن و مرد به شهدای زندهای تبدیل کردند که هرگز از آن فردای بزرگ انسانیت منصرف نمیشوند هرچند هزار بار کشته شوند. موفق باشید
با سلام و احترام: استاد عزیزتر از جانم ما جمعی از خواهران انقلابی با پشتوانه معارفی که شما دریچه و افق آن را به روی ما باز کردید که حقیقتاً این معارف به ما قدرت تفکر و اندیشیدن را داد که آموختیم در کار فرهنگی باید مسئله محور باشیم نه مناسبت محور و مدرسه را میدان فرصت بدانیم و همواره با پرسشی از جایگاه و رویداد مدرسه ذیل انقلاب اسلامی وارد ساحت های مدرسه شویم شروع بهکار کردیم (دبیرستان نورفضه سابق شعبه ۱ با اسم جدید دختران ایران) در راستای حضوری که بعد از شهادت آقای شهیدمان برایمان بیشتر ظهور کرد و با فراز و نشیبهایی که برای مدرسه پیش آمد بر آن شدیم تا با عزم و اراده ای دوباره مسیر آمده را بازخوانی کنید تا انشاءالله بتوانیم در افق تاریخی انقلاب اسلامی پیشاز پیش حاضر شویم قطعا نظرات و راهبری های شما استاد عزیز برای رسیدن به افق و چشم اندازی متعالی در این راستا تاثیر گذار و راهگشا خواهد بود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان این کار خوبی که آغاز کردهاید قرار گرفتم که خواهرانِ با همّت و قابل اعتماد به چنین کار ارزشمندی در راستای اهداف نظام آموزشی که باید ان شاءالله همۀ این موارد را در بر بگیرد؛ ورود کردهاند. به امید آنکه از دغدغههای خانوادههای متعهد نسبت به فرزندانشان کمی کاسته شود با همان رویکردی که رهبر معظم انقلاب آیت الله مجتبی خامنهای فرمودند:
«ایران عزیز، همچنان که در پی سالها تلاش در جایگاه یک قدرت نظامی ظاهر شده، انشاءالله و به فضل الهی با ترسیم خطوط هویت ایرانی اسلامی و رسوخ هر چه بیشتر آن در اذهان و نفوس جوانان این کشور به دست مربیان و معلمین، و با اولویت دادن به مصرف کالاهای تولید داخل که نتیجۀ تلاش کارگرانِ زحمتکش ایرانی است، مسیر عبور بهسوی قلّههای پیشرفت و تعالی را خواهد پیمود.»
و اینجا است که وظیفۀ خواهران محترم صدچندان میشود برای تحقق چنین آرمانی و البته این وظیفه، نباید منحصر به آن مدرسه باشد. بقیۀ مسئولینِ تربیتی نیز به عهده دارند نسبت به امری که رهبر معظم انقلاب متذکر آن هستند، حساس باشند. موفق باشید
با سلام خدمت استاد محترم: کتاب ادب خیال را خواندم ولی ی مشکلی که دارم. نمی دانم چرا گاهی مثلا یه کلاسی که در گذشته می رفتم را، به جای هزار خاطره خوب. یک خاطره بدش، حال مرا به شدت بد می کند. و یا حتی گاهی نسبت به یک شخص اینطورم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به حکم آنکه شیطان با وسوسههایش همواره در صراط مستقیمی که انسان قرار میگیرد؛ به سراغ انسان میآید، این نوع وسوسهها و خطورات را به فال نیک بگیرید و با تذکر به نور توحیدی که خداوند مقابل شما گشوده است، راه را ادامه دهید و امیدوار باشید. موفق باشید
به نام خدا در میان هیاهو های بیهوده اهل دنیا، گمشدگان از این جنگ مقدس و آه از خفتگان بیچاره، و در این شرایط آخرالزمان خوشا بحال رهبر شهیدمان. او چنان پروازی کرد که که کس نکرده و راهی دراز جلوی ما باز کرده. به خدای متعال قسم که او برد و ما جاماندیم و حال با این حسرت سخت به خود آمدیم. خوشا! که مرد بود رهبرم فرار از خطر نکرد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نه تنها آن مرد فرار از خطر نکرد بلکه متوجۀ تاریخی شد که دیگر تاریخ قرن آمریکایی نیست. باید از خود پرسید رئیس جمهور آمریکا یعنی ترامپ در حال حاضر یک خبرنگار است تا خبرهایی که میخواهد، بسازد و یا رئیس جمهور است تا جمهور را رهبری کند؟ عجیب است که این رئیس جمهور تا آنجا از تاریخ خود و از کارهای خود بیخبر و بیگانه است که در مصاحبۀ خود با خبرنگاران فکر میکند امام خمینی«رضواناللهتعالیعلیه» را شهید کرده است، «فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ»!! آیا برای صاحبان اندیشه در چنین صحنههایی جای عبرت نیست، تا به افول و بیآیندگی آمریکا بیندیشند و به قرنی که قرن آمریکایی نیست؟ در این صورت است که باید امیدوار بود که حتی حاکمان کشورهای عربی به خود آیند. https://eitaa.com/zaghsefid/19411
بنده بر این باورم که آینده باید کسانی باشند که حس کنند پیوندشان با رهبری، بیش از آنکه ناشی از اشتراکات مذهبیِ متعارف باشد، به اعتبارِ «انسانیت» است. بشر جدید که گرفتار روزمرگی شده، تنها راه نجات خود را در «حضورِ فردایی» میبیند؛ فردایی که به «اکنونِ» او معنا و زندگی ببخشد. یک «شورِ اکنونِ معنوی»، در ازای حضور در آن فردای خاص، سراغ مردم آمده است؛ همین شور است که هیمنهی استکبار و اسرائیل را ذوب میکند. ما در حال تجربهی یک «بودِ» بزرگ هستیم؛ شوری معنوی که در آن، اکنونِ خود را در پیوند با آن فردای متعالی حس میکنی. باید اینها را به درستی فهم کرد. موفق باشید
سلام علیکم و رحمه الله ۱- استاد باطن این حضور روز افزون مردم در خیابان چیست؟خصوصا باطن این میدان داری بانوان؟ ۲-استاد عابدینی میفرمودن نفس این تجمعات خودش استغاثه هست،به باورتان بهترین نیتی که میشه برای حاضر بودن در این تجمعات داشته باشیم چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در این مورد خوب است به بحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/matalebevijeh/22244 رجوع فرمایید 2- نکتۀ خوبی فرمودهاند. بهترین نیّت، حضوری است برای عبور هرچه بیشتر از جهان استکباری ذیل ارادۀ الهی که در جواب سؤال شمارۀ 38507 عرایضی شده.https://lobolmizan.ir/quest/38507?mark=%D8%B0%DB%8C%D9%84%20%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%87. موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی بارها جنابعالی اشاره فرمودید که براساس آیاتی که خداوند فرموده اند نصرت خود را از محل هایی نصیب مومنین میفرماید که خودشان تصور نمی کنند و یا در نقطه مقابل خطاب به جبهه کفر فرموده است از محل هایی ضربه می خورند که خیال آن را نداشته اند که از نمونه های آن در دوران اخیر می توان به مقاومت یمن در مقابل عربستان و معجزه 7 اکتبر اشاره نمود. من فکر میکنم یکی دیگر از این موارد خاص در دو جنگ اخیر ما با جبهه صهیونی- آمریکایی رخ داد، شاید جبهه انقلاب در خواب هم تصور نمی کرد روزی ما با دولت اصلاحات به جنگ تمام عیار با آمریکا و اسراییل برویم و نه تنها مقاومت کنیم بلکه به نحو احسن آنها را شکست دهیم و این به نظر من یکی از مصادیق عجیب نصرت الهی از محلی است که برای ما اصلا متصور نبود. نکته بعدی انشالله با یاری خداوند و پیروزی به دست آمده در میدان و انشالله پیروزی در میدان مذاکره، قله ای را که رهبر شهیدمان قول آن را داده بودند تحقق خواهد یافت و ایران با تبدیل شدن به ابرقدرت جهانی و تسلط بر تنگه هرمز و خاورمیانه و بیرون راندن آمریکا از منطقه نه تنها طبق گفته رهبر شهیدمان انتقام خون حاج قاسم را گرفته بلکه با گشایش اقتصادی که اتفاق خواهد افتاد قلعه را فتح خواهیم نمود انشالله.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. حقیقتاً خداوند چنین زمینههایی را فراهم نموده. در این رابطه عرایضی تحت عنوان: «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است»https://eitaa.com/matalebevijeh/22244 شده است که خوب است به آن بحث توجه شود. البته این حضور، ماورای موضوع دولت اصلاحات است، وجدان تاریخیِ این ملت است که با الهامات حضرت روح الله و آن رهبر شهید«رضواناللهعلیهما» و مقاومت شهدای عزیز به ظهور آمد و البته همچنانکه رهبر انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنهای فرمودند دولت آقای پزشکیان همراهی کردند. ولی ما برای ادامۀ این راه البته به عزمهای شدیدتری نیاز داریم که خداوند برای ما ذخیره کرده است. به سنت الهی نظر کنید که چگونه آیندهای بس قدسی و جهانی مقابل ما گشوده است. چه کسی این دلها را ماورای رسانههای دشمن در این میدانهای شهر هدایت میکند؟ مردمی که در جای خود نقش اسلحهها را انجام میدهند و با این حضور میدانند که در حال تغییر نقشۀ منطقه هستند. حضور مردمی چه معجزههایی پیش آورده و در پیش دارد، امری که امامین انقلاب متوجه آن بودند. موفق باشید
سلام علیکم! استاد کم آوردم. حیرانم.تحت فشارم.نمیدانم که جریان انقلاب حق است یا باطل.ایا این مبارزه با آمریکا درست است یا غلط.چون با این مبارزه تمام هستی ما ممکن است بر باد برود.الان نمیدانم که اگر به عنوان یک بسیجی در سطح شهر باشم و دوباره در سطح شهر مانند 18 دی شورش بشه آیا اگر به طرف مردمی که اعتراض دارند شلیک کنم ، آیا خون بیگناهان را ممکن است ریخته باشم یا نه. الان در شک هستم که آیا خامنه ای شهید واقعا بر حق بود یا نه ؟ و اینکه انتخاب رهبر که اینگونه انتخاب شد آیا همان نظام پادشاهی نیست.؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را و اینهمه لطف! و اینهمه خنثی کردن نقشه های پیچیدۀ جبهۀ استکبار و صهیونیسم! کافی است به نقشۀ بسیار پیچیدۀ جریان اخیر اصفهان فکر کنیم تا معلوم شود همچنان که آن قائد شهید با بصیرت تاریخی خود متوجه شدند، خداوند اراده فرموده است این ملت را عزیز دارد و دشمنان این ملت را خوار گرداند. آیا درک چنین نکته ای کافی نیست که امیدوارانه در صحنه باشیم و هر گوشه ای از این نظام الهی که نیاز دارد، ما در آنجا باشیم و با تمام وجود در آن قرار گیریم؟ اینجا است که جای هیچگونه نگرانی و ناامیدی نیست. موفق باشید
سلام استاد عزیزم استاد شما فرمودید از سنت های الهی غافل نباشید ترامپ دنیا را مدیریت نمیکند خدا دنیا را مدیریت میکند استاد شما سنت الهی را درشرایط کشور ما چه میبینید ایا اگر ترامپ ایران را ویران کند سنت الهی چیست؟استاد از کجا بدانیم در چه حالی چه سنتی شامل حال ما میشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت، حکایتِ خدایی است که انسانها را در هر جبهه ای که باشند امتحان و امتحان می کند تا ذات آنها چه در جبهۀ حق و چه در جبهۀ باطل روشن شود. و این مائیم و اطمینان عقلی و قلبی به آنکه خداوند دست فرعون را تا آنجا باز می کند که به گمان خود حضرت موسی و یارانش را در دریای نیل غرق کند و دیدی که چه شد! زنده باد ایمان به سنت های الهی که تاریخ، آینۀ نمایش آنان است و رهبر شهید انقلاب در دل ایمان به این سنت ها چه اندازه آرام و مطمئن زندگی کردند. موفق باشید
در نخستین پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران حضرت آیت الله امام سید مجتبی خامنهای ایشان در وصف رهبر شهید مرحوم والدشان مینگارند: «مشت دست سالمش را گره کرده بود.» به نظر شما این حاکی از چیست؟ محمد باقر آقائی
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید حکایت از روحیۀ مقاومت آن عزیز داشته باشد در مقابل جبهۀ استکبار به همان معنایی که قبلاً فرموده بودند: «کوتاه نمیآییم». موفق باشید
سلام و عرض ادب و عرض تسلیت خدمت استاد محترم و معزز جناب اصغر زاده: سوالی داشتم از خدمت شما، این کتب و سایتهایی که تعبیر خواب دارن مورد وثوق هستن یا خیر؟ البته بنده یک مورد از سایتهای خبری مهم رو هم دیدم که تعبیر خواب میزاره مثل سایت دانشجوی جوان. ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جایی که خواب افراد حتی اگر یکسان باشد، نسبت به شخصیت افراد متفاوت است؛ نمیتوان به این نوع نوشتهها و اظهار نظرها اعتماد کرد. موفق باشید
سلام و احترام: ضمن عرض تبریک و تسلیت شهادت رهبر عزیزمان و آرزوی قبولی طاعات. بعضا شنیده میشود که نظام اسلامی نظام اشخاص نیست بلکه نظام ارزشهاست. عرض میکنم اصلا دوگانه بین اشخاص و ارزشها دوگانه باطلی در نظام اسلامی است. در نظام اسلام شخص رهبر عین حق و حق همان شخص رهبر است، نگاه ماهوی و متمایز دیدن این دو از هم منشأ این دیدگاه است. مقدمه اول: در نظام معرفتی اسلام بالاترین ارزش توحید است و ولایت روح توحید است و این دو عین هم اند و لاینفک اند علی (ع) عین اسلام و اسلام همان علیست. مقدمه دوم: نظام اسلامی همواره بر دو رکن اساسی مبتنی است ارزشها و اشخاص، نه ارزش به تنهایی منجر به نظام میشود و نه شخص بدون ارزش و این دوئیت تحلیلی است نه خارجی. این دو در خارج هر دو بیک وجود محقق اند علی (ع) تجلی همان اسلام است و اسلام همان حقیقت علیست. مقدمه سوم: سنت الهی غیبت امام زمانمان تایید میکند که نظام اسلامی به همان اندازه که مبتنی بر ارزشهاست مبتنی بر اشخاص است حتی در آنجا که شخص خود را فدا میکند تا ارزشها باقی بماند قطعا شخص دیگری تجلی مستمر او خواهد بود اما این استمرار تا کجاست؟ قطعا این استمرار تا جایی است که فرد دیگری که تجلی همان شخص قبل است در صحنه حاضر باشد چنانکه امام سجاد تجلی حاضر امام حسین بودند اما در آنجا که فرد لایقی که متجلی شخص قبلی باشد در کار نباشد سنت الهی بر حفظ شخص است حتی اگر خطر انحراف در ارزشها و وارونگی آنها در کار باشد. نظام اسلامی اگر نظام اشخاص نبود غیبت واقع نمیشد و شاید حضرت حجت عجلالله نیز شهید میشدند. مقدمه چهارم حدیث ثقلین تاکید دارد که این دو عین هم و لاینفک اند لن یفترقا صراحت در عدم انفکاک دارد. مقدمه پنجم: رابطه بین رهبر و مکتب رابطه طولی است رهبر تجلی عینی و خارجی مکتب و ارزشهاست و ارزش روح رهبری در نظام اسلامی است. استاد ارجمند در صورت امکان نظرتون درباره مطلب بالا بفرمائید نقدها و نکات تکمیلی با تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای شما بشوم با این نگاه عمیق که حکایتی است از توجه به سنتی اصیل مبتنی بر حضور حق در جهان از طریقِ «ولیّ الهی»، به همان معنایی که حدیث ثقلین متذکر آن است و این یعنی محال است بشریت در میدان تاریخی که قرآن نزول کرده بدونِ «ولیّ الهی» به سر برد و محال است در غیبت «ولیّ الهی» بدون نایب او که نقشآفرین در زمان غیبت است؛ جهان ادامه یابد. نایبی که در هر زمان مطابق نیاز آن زمان نقشآفرینی میکند. یک روز آیت الله بروجردی و فردای آن حضرت روح الله، و یک روز امام خامنهای. و ملاحظه کردید که چه نقشآفرین بود. و این یعنی این تاریخ، با حضور اسلام بدون «ولیّ الهی» ممکن نیست. حال یا با ظهور او و یا از طریق نایب او. و این است که سخت امیدوار هستیم و شکست تاریخیِ جبهۀ استکبار را هر روز بیش از پیش تجربه خواهیم کرد امیدوارانه و بدون هیچ تزلزل. موفق باشید
بسم رب الزهرا. ای امید و ملجا و پناه ما به کجا؟ ای دستت قهر موسی و چشمانت لطف عیسی ما را به کجا شکایت و شکوه؟ ای مولای ما ای سید و سرور دل های غمین ما ما را به کجا شکایت و شکوه؟ نه هرگز تو را و مرگ؟ مرگ از آن ماست و هرگز راست قامتان و ایستادگان برای خدا را مرگی نیست... آری میان ما و شنیدن دوباره خطبه های بلیغ تو میان ما و دیدن دوباره قامت سر بلند تو میان ما و آرمان بلند تو میان ما و راهِ قیام برای آرمانِ امام مان میان ما و آمدن بقیت الله ارواحنا له فدا همین خون ها فاصله است پس ای فرومایگان و آخرین بازماندگان پست ترین اهل زمین بر جان و تن ما بتازید و نعل های ارابه های مرگتان را آماده کنید و باز و باز بتازید که از این روز دیگر ما کفن پوشان را جز به آرمان خونخواهی تاریخ کربلا و کربلاییان آسودگی و آرامشی نیست. ای شیپور مرگ بنواز که ما را از این پس جز پناهِ مولا و امام ما ملجائی برای آسودن نیست آری سرهای ما از این پس عارییتیست از برای خونخواهی حسین و مستضعفان کربلای حسینی به طول تاریخ اسلام تا خونبهای نایافتنی سید و مولای ما... ما را مرگ در بستر، هرگز ما خانه به دوشان را مگر دیگر غم عالم به چه داریم؟ ما را زین پس هجرت و جهاد، مرکب و مقصد، آرمان و آمال هزار اندی ساله انتظار شیعیان مظلوم در طول تاریخ اسلام است. زنهار ای ساکنان حرم و آستانِ آل الله الرحیل الرحیل مرکب ها را مهیای راه و بار هجرت بندیید دیدار وه که چه نزدیکیست... همرهان و هم سفران هزار اندی سال غربت مستضعفان و جانبازی و شهادت و انتظار منتظرانِ در راه برپایی حکومت جهانی توحید و اسلام از هر زمانی در تاریخ امروز، نزدیک تر به مقصد و مقصود این راه است. آری به نزدیکی سلامی دوباره به کربلاییان و عاشوراییان تاریخ از اصحاب سید الشهدا تا سرداران شهید آخرالزمانی او حاج قاسم و حاج احمد و ابومهدی و حاجی زاده و سلامی و باکری... او خواهد آمد به انتظار ِآمدنمان وه چه شیرین و چه نزدیک است بنگر بر صفحات تاریخ و دوباره بخوان صبح چه نزدیک است... لبَّيك اللّهمّ لبَّيك، لبَّيك لا شريك لك لبَّيك، إنّ الحمد و النّعمة لك و الملك، لا شريك لك لبَّيك اِنا علی العهد راسخون انشالله آمنین.
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفتی: «هرگز راستقامتان و ایستادگان برای خدا را، مرگی نیست» و گفتی: در انتظار حکومت جهانیِ توحید، هستی نزدیک و نزدیکتر به آنچه در پیش است. آری! گفتی، ولی نگو فردا؛ که او در امروزت حاضر است. انتظار، چیزی جز حضور نیست. مهم، «تولّی و تبری»ای است که به لطف الهی ما با تمام وجود در آن حاضر شدهایم. و این یعنی «بودن» و باز «بودن». آری! او خواهد آمد، ولی نه به معنای آمدنِ فردایی که حجتیهها میگویند؛ آمدنی که بسی حاضر است و باز حاضرتر میشود. خدا میداند در شهادت این مرد، چه اندازه مردم عزیز ما احساس حضوری در اکنونِ خود در نسبت با سیدالشهدای انقلاب دارند و دارند خود را در وسعت حضور انسان کامل احساس میکنند. چه اندازه تفاوت بسیار است بین مردمی که با شهادت آن مرد الهی بیش از پیش، «خود» شدهاند با آنهایی که نسبت به چنین تاریخی بیگانه و بیگانهترند. تفاوت را! تفاوت را! موفق باشید
سلام و ادب حضور استاد محترم: در مورد لایهها و ابعاد و جهات و مراحل نفس احادیث متعدد و آیات قرآنی مختلفی وجود دارد که هر یک از علمای اخلاق و حکما به نحوی آنها را گرد آوردهاند و تلاش کردهاند نقشهای از نفس ترسیم کنند. در این آثار الفاظ مختلفی مانند روح، نفس، قلب، صدر و ... با معانی و تعاریف مختلفی بکار رفته و گاهی نفس را دارای دو نشئه، گاه پنج و گاه هفت نشئه دانستهاند. برخی به روح بخاری قائلاند، برخی رابطه مجرد و ماده را مطابق نظر علامه میدانند و گاهی نفس را با بدن یکی دانستهاند و جسمانیه الحدوث را اینگونه فهمیدهاند که تا مرگ تداوم دارد. به عنوان کسی که در سطح عالی حوزه در رشته مشاوره تحصیل میکنم و علاقهمندم و بر خود لازم میدانم که طرح و نقشه دقیقی از نفس در اختیار داشته باشم تا هم وضعیت و معضلات و مشکلات خود را به درستی تشخیص دهم و هم بتوانم مراجعین را درمان کنم و هم در تشخیص باید چک لیست دقیقی در اختیار داشته باشم و هم در درمان باید خط درمان و مراحل معینی از جسم تا نفس و روابط متقابل آن دو را برحسب ترتیب و اولویت طی کنم. لطفاً سیری برای مطالعات نفس شناسی ارائه فرمایید که بعد از خویشتن پنهان و آشتی با خدا مرا به این شناخت و ادراک دقیق و نظام مند برساند. گرچه همین دو کتاب هم دریای بیانتهایی هستند که با اینکه مکرر خواندهام همچنان نکات تازه و جدید ناشناختهای دارد که گویا در دفعات قبل اصلا در کتاب وجود نداشته و اینبار ویراست تازهای از آن به دستم رسیده است. سپاسگزارم
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا باید مستحضر باشید که دستگاه شیخ الرئیس ابوعلی سینا نسبت به نفس که آن را در زمره طبیعیات میآورند با دستگاه جناب صدرا که نفس را در زمره الهیات میآورند تفاوت اساسی دارد و در این رابطه نفس، یک حقیقت مجرد دارای شدت و ضعف میباشد. اینجاست که بحث نفس و قلب و روح به عنوان مراتب حقیقت نفس مطرح میشود که به نظر میآید مقدمه جناب عبدالرزاق کاشانی نسبت به شرح منازل السائرین ظرایف خوبی را به میان آورده است که در شرح آن نیز عرایضی شده است که خوب است به آن قسمت که روی سایت است رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام علیکم حضرت آقا تو پیام اخیرشان مبنی بر خونخواهی و قصاص قاتلان آقای شهید فرمان قتل صدر تا ذیل فهرست دست اندرکاران و مباشران را داده ، درسته؟ ترامپ و ونس و روبیو و هگست و کوشنر و ویت کاف هم شامل این لیست میشه دیگه؟ آیا منطقیه وقتی امام حکیم جامعه دستور قتل کسانی رو صادر کرده گروهی رو هم برای مذاکره با آنها بفرسته؟؟در این رابطه جایگاه مذاکره چه میشود ؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- امروز موضوعِ قصاص از طریق ایران و بصیرتی که در مردم پیش آمده، یک فرهنگ شده است تفکر تاریخی یعنی اینکه جبهه استکبار با روحیه تمامیت خواهی اش بنا داشت ایران مستقل را از میان بردارد و حال ما با تولد ایران جدیدی روبرو هستیم همراه با مردمی که متوجه آشوب داخلی نیز هستند میدانند لازمه این حضور تاریخی صبر و بصیرت و توجه به آن آینده بزرگ است و اینجا است که این ملت به جای قصاص ترامپ به عنوان یک فرد، موضوع انتقام را پیش کشیدهاند از آن جهت که قصاص کشتن یک نفر است در ازای آن کسی است که او کشته. در حالی که انتقام مقابله با شخصی است که نماینده یک فرهنگ است به همان معنایی که ترامپ رئیس جمهور آمریکا میباشد و به عنوان رئیس جمهور تصمیم گرفته پس انتقام از او انتقام از جمهور و جمعیتی است که او نماینده آنها میباشد . آری جناب مختار کسانی را قصاص کرد که آنها زیر نظر عبیدالله و عمر سعد که آنها نیز ذیل یزید ملعون بودند فعالیت میکردند که در جای خود موجب تشفی خاطر بازماندگان شهدای کربلا شد ولی حضرت مهدی«عجلاللهتعالیفرجهالشریف» به عنوان منتقم با جریان یزید مقابله میکنند و بحمدالله مردم ما به عنوان منتقم با به قتل رساندن ترامپ و امثال او با یک جریان مقابله میکنند. و نگاه تاریخی کمک میکند تا متوجه تفاوت جایگاه تاریخی مختار با امامی که موصوف هستند به «این الطالب بدم المقتول به کربلا» باشیم و از این طریق است که ایران جدید به میدان میآید تا برای همیشه سایه ترور را نه تنها از کشور ایران بلکه از جهان دور کنند و این رسالت ایران میباشد که پیش آمده است و از این جهت انتقام، عملاً یک حرکت سیاسی میباشد در راستای سیاست گذاری جهان از طریق ایران. 2- البته در هیچ شرایطی مذاکره منتفی نیست، مهم آن است که آن مذاکره وسیلهای باشد برای تحقیر متجاوز و احیای حق ملت، و از آن جهت که مفاد مذاکرۀ ما با آمریکا عملاً تحقیر آمریکا بود؛ ترامپ زیر بار نرفت و به گفتۀ رهبر معظم انقلاب امضای خود را بیارزش و وحشیگری خود را ثابت کرد. به گفته سردار محسن رضایی چرا در حین جنگ با آمریکا همچنان مذاکره را ادامه ندهیم ؟ https://eitaa.com/matalebevijeh/23285 . چه اندازه خوب است که با دقت بر پیام اخیر رهبر معظم انقلاب که میفرمایند: « از اصولیترین امور، اصرار بر اتحاد مقدّس در همهی سطوح است، پرهیز از تفرقه و تنازع وظیفه همگانی است» باید متوجه باشیم طوری سخن نگوییم که شخصیت و نقش آنها مدّ نظر قرار نگیرد. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۱. استاد بزرگوار آیا شما نظرتان نسبت به آقای قالیباف مثبته؟ اگر آری چرا؟ ۲. منظور از نور انسان همان روح است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم : بنده جناب آقای سردار قالیباف را در کنار دیگر سرداران یکی از فرزندان انقلاب میدانم که با همان روحیه سلحشوری در دل جنگ با استکبار و صهیونیسم به صحنه آمده است به همان معنایی که به گفته جناب استاد مهدی محمدی که مشاور سردار قالیباف میباشند: این مردانی که اکنون بر سرکارند، مجاهدانی که دست ها بر ماشه به قتال دشمنان خدا رفته اند، هیچ سستی و تردیدی در این کار ندارند گرچه همه می دانند نبرد با فرزندان ابلیس ساده نخواهد بود. مجاهدان خواهند جنگید، طاعنان طعن خواهند زد و نشستگان، بر ایستادگان خرده ها خواهند گرفت. اما باید ایستاد و استوار بود. ما سربازیم. حق سستی، ناامیدی و کوتاهی نداریم. در صبح پیروزی، یا هستیم و کنار باشرف ترین ملت جهان جشن خواهیم گرفت یا نیستیم که با شرف ترین ملت جهان ما را یاد خواهد کرد. و چه چیز بهتر از این.
به گفته بعضی از کاربران محترم: بدعهدی آمریکا و احتمال حملهاش، کشف تازهای نیست؛ امروز حتی کودکان هم میدانند نمیشود به آمریکا اعتماد کرد. اما عدهای هر بار همین بدیهیات را بهعنوان یک «پیشبینی شگفتانگیز» به مخاطبان خود میفروشند تا از آن، ابزاری برای تخریب مسئولان و تسویهحسابهای سیاسی بسازند. هنر سیاست، فقط جنگیدن نیست؛ مدیریت میدان جنگ و مذاکره است. اینکه چگونه از مذاکره نیز بهعنوان ابزاری در خدمت منافع ملی استفاده شود، نه اینکه با تصمیمهای هیجانی، کشور را متحمل هزینههای غیرضروری کنیم. کاش برخی درک میکردند که همین فرصتهای محدود، چه نقش مهمی در بازیابی توان دفاعی، تأمین دارو و واردات کالاهای حیاتی داشته است.
آری! در جنگ اراده ها و تقابل راهبردها، همچنان اراده و راهبرد غالب با جمهوری اسلامی است، چه در جنگ و چه در میز مذاکره و نباید توجهی به جنجال و سروصدای عده ای کرد که متوجه جایگاه این نوع مذاکره نمیباشند در حالی که به گفته آقای دکتر حداد عادل رهبر عزیز آیت الله سید مجتبی خامنهای مخالف نفس مذاکره حتی مذاکره با خود آمریکا نمیباشند. https://eitaa.com/arshiv3133/192 به فرموده امام شهیدمان این تندی ها از عمق نداشتن ایمان است. تأکید رهبر معظم انقلاب نسبت به حضور ما در مدیریت تنگۀ هرمز از آن جهت است که تنگۀ هرمز عموماً ابزار جنگ و تجاوز به ما بوده است و در این رابطه آری! یا تنگۀ هرمز با مدیریت ایران و یا مقابله با هر آن کس که ما را از این حق بخواهد محروم کند، حتی به قیمت شهادت. و نقش سردار قالیباف در این رابطه و تاکید بر بند ۵ تفاهم امری نیست که نادیده گرفته شود. در رابطه با موضوع تنگه هرمز و جایگاه آن خوب است به ۱۶۹ برنامه به وقت ایران توجه شود https://eitaa.com/bevaqteiran/1661 و موضوع تفاهمی که در این رابطه تنظیم شده که به هر حال همه شکست ترامپ در آن نهفته است و این است که مجبور است به نحوی آن را نادیده بگیرد و به لطف الهی. پیروزی ما دقیقاً در همین جا میباشد و مذاکره کنندگان بر همین تکیه دارند که ما نباید آن را نادیده بگیریم. آیا انتخاب مشاورانی همچون دکترمجید شاکری اقتصاددان و صاحب نظریه «غروب هسته ای و طلوع نفتی» و دکتر مهدی محمدی صاحب نظر در امور بینالمللی، حکایت از هوشیاری آقای سردار قالیباف ندارد؟ آن هم در میدانی که مذاکره و جنگ یکی شده است و نباید ضعفهای جزئی آقای قالیباف را در چنین شرایطی عمده کرد و از نقش حساس ایشان غفلت نمود. مهم ان است که نقش تاریخی تفاهم را با روحیه نظامی و جنگی ادامه دهیم در آن صورت است که ملاحظه خواهید کرد چگونه بنا بود بعد از ظهر روز پنجشنبه چیزی از پایگاههایشان در منطقه باقی نماند که طرف پاکستانی تماس گرفت و گفت: ترامپ تعهد کرده که تفاهمنامه را خط به خط اجرا کند. https://eitaa.com/syriankhabar/36743 موفق باشید https://eitaa.com/arshiv3133/238
