سلام وعرض ادب خدمت جناب استاد طاهرزاده عزیز: تحلیلی پیرامون پیام رهبری در مورد توافق داشتم ارسال میکنم لطف کنید و نقد بفرمایید. معنای پیام رهبری چیست؟ از کل متن و فرامتن پیام رهبر انقلاب تنها یک نیم جمله را گرفتن و مطابق سلیقه خودمان تفسیر کردن و بعد انگ بی بصیرتی به سایرین زدن بیش از هرچیزی جفا در حق رهبری ست. به نظر اینحقیر منظور و مقصود معظم له آن چیزی که در فضای ایتا دست به دست می شود نیست که: دیدید رهبری مخالف بودند؟ دیدید به رهبری تحمیل کردند و...؟ ۱. اولا امام جامعه دوباره ثابت کردند که نظرات شان را صریح و بدون ملاحظات خیالی بیان میکنند و جایگاه رهبری جایگاه مصلحت اندیشی صرف و سخنان کلی و دوپهلو نیست. ۲. ثانیا توجه به حسن نظر و دلسوزی مسئولین امر می دهند نه خیانت و دقلکاری و... . ۳. ثالثا اما توضیح دارد معظم له بیان فرموده اند که علی اصول نظر دیگری داشتم اما تعهد رئیس جمهور و سایر اعضا شعام بر پیگیری حقوق ملت و محور مقاومت باعث شد موافقت کنم. آیا مگر معظم له علت موافقت را. ۱. تهدید دولت به استعفا؟ ۲. خستگی و ناتوانی مسئولین؟ ۳. خیانت عده ای؟ و دلایلی از این دست فرمودند؟! که عدهای به خود اجازه میدهند حرفهایی اینچنینی بزنند. خیر! کمی به فرامتن بنگرید. سردار قاآنی اعلام می کنند پیروزی حزب الله قهرمان نزدیک است و هیئت مذاکره کننده انقلابی عمل کرده اند. حزبالله لبنان از توافق استقبال می کند و خوشحال است از اینکه بخشی از این توافق باشد. رهبر حزب الله از تیم مذاکره کننده تشکر می کند. شهردار تهران خبر می دهد کهمتن بارها محضر رهبری رفته و اصلاح شده. اینترنشنال به شدت از توافق عصبانی ست و ترامپ را میکوبد. رسانه های آمریکایی علی الخصوص حزب رقیب ترامپ را به تمسخر گرفته اند. اسرائيل میگوید قبول نداریم و نقضمیکند. نماینده ای خبر می دهد که تمام اعضای شعام (به شمول فرماندهان نظامی) به جز یکنفر موافق توافق اند. رهبری هم در پیام تلویحا اشاره ای به موافقت مجموعه شعام با این توافق دارند. بسیاری از دلسوزان انقلاب که اخبار نزدیک تری دارند بیان میکنند که قرار نیست از مذاکره چیز بدی دربیاید. بویی از خیانت و سازش و حتی خوشخیالی به این راحتی استشمام نمی شود. اینبخش از گفتگوی دکتر قالیباف قبل از صدور پیام رهبری را نگاه کنید: ما به مذاکره به عنوان بخشی از مبارزه نگاه می کنیم. همان هدفی که در مبارزه دنبال می کردیم در مذاکره دنبال می کنیم. گاهی مبارزه می کنیم و گاهی مذاکره. این همان مذاکره معمول است که تجربه تلخ آن را چشیده ایم؟ خیر. به نظر می رسد مقصود رهبری معظم انقلاب از بیان اینکه علی اصول نظر دیگری داشتم به این است که اگر قرار باشد مذاکره به سیاق سابق و معهود باشد قابل قبول نیست و زیر بار آن نخواهند رفت. اما مسئولین این بار بنای مذاکره با روش و فلسفه ای متفاوت را دارند و آن هم مسئله مذاکره به مثابه مبارزه است. به ادامه آن جمله معظم له توجه فرمایید که می فرمایند: رئیس شعام و به نمایندگی از خود و سایر اعضا تعهد داده اند حقوق ملت را استیفا کنند و جلوی زیاده خواهی های آمریکا مقاومت کنند. رهبری این روش را از روش قبل جدا کرده اند و به این روش اجازه جلو رفتن داده اند. هر چند مشخص نیست به چه نتیجه ای ختم شود و اما اگر قرار باشد به نتیجه برسد با هوشیاری و مقاومت مسئولین و مردم و نترسیدن از هرآنچه در این فصل از مبارزه پیش می آید نتیجه مطلوب حاصل می گردد. لحن طلبکارانه معظم له از مسئولین در مورد تحقق موارد توافق از همین باب است که باید برای تحقق شروط توافق مبارزه کنند و خدایی ناکرده اسیر مصلحت اندیشی ها و غفلت ها نگردند. پیام دکتر قالیباف بعد از پیام رهبری بر همین تفسیر از پیام رهبری فرزانه انقلاب تاکید دارد. «اما پیام معظم له دو ثمره مهم دارد: اول اینکه مسئولین را در قبال تعهدی که داده اند برای مبارزه هوشیار تر نگه میدارد و مسئولین امر از این به بعد تحت نظارت بیشتر و سخت تری از طرف افکار عمومی هستند و باید مسئولیت تعهدی که داده اند را بپذیرند ثانیا راه را برای مقابله با تخلفات طرف مقابل از طریق فشار افکار عمومی باز می گذارد. معظمله با این پیام اهرمفشاری برای تحقق خواسته های مقاومت ایجاد کردند.» حالا بار دیگر پیام معظم له را با این دید بخوانید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را بسی شکر که افرادی همچون جنابعالی میتوانند در نسبت با آنچه در زمانۀ آنها پیش میآید فکر کنند. در این حالت است که ما از دوگانگیها که مانع حضور در ایران متمدن است عبور میکنیم. با توجه به این امر نیاز ما به نوعی خودآگاهی انقلابی میباشد که در عین نظر به آن آیندۀ متعالی، منتقد باشیم ولی در جایگاه معترضین غرب زده نباشیم که هیچ نسبتی با انقلاب اسلامی و مردم ما ندارند، زیرا که تجددمآبی، ما را به اهدافمان نمیرساند، در عین آنکه وحدت ملّی ما را خدشهدار میکند و از همّتهای بلند و ارادههای اصیل برای آنکه در خویشتن خویش صعود کنیم، غافل میکند. اتفاقاً جناب حجت الاسلام حاج آقا موسویان امروز صبح در رابطه با پیام رهبر معظم انقلاب نکات خوبی را مطرح فرمودند https://eitaa.com/sabbar_ir/4350 تا همانطور که جنابعالی متذکر شدید ما در فهم جایگاه پیام معظم له به جای نظرات افراطی و یا تفریطی، به آن پیام و جایگاه تاریخی آن بیندیشیم. موفق باشید
سلام علیکم: خدا قوت. پیرو پرسش ۴۱۷۶۰ چه منابعی برلی آشنایی بیشتر پیشنهاد میدهید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حال حاضر منبع خاصی در نظر ندارم. ولی مباحث مربوط به دوران گذشتۀ چین، هر کدام میتواند نکاتی را داشته باشد. کتاب «آسیا در برابر غرب» از مرحوم شایگان کتاب بسیار خوبی میباشد. موفق باشید
با سلام محضر استاد طاهرزاده: امروز سالگرد ارتحال امام خمینی رحمه الله علیه میباشد خواستم با توجه به شرایط تاریخی امروزین ما نقش تفکر امام خمینی در این بعثت تاریخی مردم (که با شهادت رهبری ایجاد شد) تبیین بفرمایبد. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن در این مورد بسیارتر از بسیار است که چگونه آن مرد الهی متوجه شده بود تاریخی آغاز شده که اگر آن شروع گردد آیندهای بس حیرتانگیز در پیش دارد. نهضت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» با احیای مجدد دین و ایمان آغاز شد، به طوری که میتواند خودآگاهیِ دینداری در این زمانه را به کمال خود برساند. و در آن راستا جریان روشنفکری غرب زده به جریان فرسودهای بدل شد که دیگر تاریخ آن گذشته بود و در مقابل آن، انقلاب اسلامی با اجمالی مبتنی بر ایمانِ مردمی به صورتی شگفتانگیز و عجیب آغاز شد، با گذار از وضع موجود به وضع موعود و انسان در این شرایط در پرتو ایمان و نور محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» و سیر و سلوک معطوف به فقر ذاتی و عمل به کتاب و سنت، میتواند از جای خود برخیزد و به عالَمی دیگر انتقال پیدا کند که عالم دین و ایمانِ دینی است که پیامبران و اولیای الهی بدان آشنا هستند، حضوری ماورای مفاهیم عقلی و فلسفی، و با توجه به این حضور، کربلا معنای اصیل خود را پیدا میکند که معنای مصیبت و شکست نیست بلکه حضوری است آخرالزمانی برای انسانی که به نهایتها و حضور نهایی خود نظر دارد، در بستر عبور از دوگانگی «زندگی» و «مقاومت» که حضور فردایی بشر است. مهم آن است که در نسبت با آیندۀ این انقلاب، ایمانی را مدّ نظر قرار دهیم که آن ایمان آینده را بصورتی خاص در ما حاضر میکند که نمونۀ آن ایمان حضرت رهبر شهیدمان بود https://eitaa.com/matalebevijeh/22781. موفق باشید
سلام: طاعات و عبادات شما قبول باشه انشاءالله. یک سوال: حضرت امیر علیه السلام میفرمایند: نامه ۳۱ «وَ أَنْ أَبْتَدِئَكَ بِتَعْلِيمِ كِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَأْوِيلِهِ» پس در آغاز تربيت، تصميم گرفتم تا كتاب خداى توانا و بزرگ را همراه با تفسير آيات، به تو بياموزم. کتاب فرزندم اینچنین باید بود رو هم نگاه کردیم، آیا ممکنه تفسیر باطنی این جمله رو بیشتر برامون توضیح بدید. ۱. چرا امام ابتدای تربیت را با قرآن آغاز می کند؟ ۲. آیا در مسیر تربیت می توانیم فقط از قرآن استفاده کنیم؟ ۳. چرا در مدارس و مراکز تربیتی از تربیت قرآنی غافل هستیم؟ و ... با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ ما در هر صورت باید تربیت را با نظر به قرآن و اشارات قرآنی شروع کنیم. میماند که آمادگیها متفاوت است و البته آمادگیهایی که اهل البیت «علیهمالسلام» حتی در کودکی دارند، چیز دیگری است. امید است جامعۀ ما و مراکزتربیتی ما به جایی برسند که بتوانیم از طریق قرآن و اشارات خاص آن، نظام تربیتی خود را شکل دهیم. موفق باشید
بسمه تعالی. إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿٢١﴾ أُولَئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ ﴿٢٢﴾ با سلام محضر استاد طاهرزاده: آیات ۲۱ و ۲۲ سوره آل عمران چقدر با شرایط امروزین ما تطابق دارد الله اکبر!! آنجا که خداوند میفرماید: «الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ» که دقیقا با شخصیت رهبر انقلاب مطابقت دارد که به واقعی کلمه آمر به قسط بودند و کافرین دوران ما ایشان را به شهادت رساندند و در ادامه خداوند میفرمایند: «أُولَئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا» در همین دنیا عملشان حبط میشود. از حضرتعالی درخواست دارم کمی بیشتر توضیح بفرمایید و از حبط عمل دنیایی قاتلین رهبر شهید برایمان بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور است که قرآن با ما در میان میگذارد که چگونه مقابله با انسانهایی که بر قسط تأکید دارند اعمالشان پوچ و بیفایده میشود و این سنت لایتغیّر الهی است که ما بتوانیم «در دل انگور، مِّی را بنگریم». و این یعنی از همان ابتدا با ایمان به سنت الهی مطمئن باشیم جریانهای مقابله با عدالت، بیثمر و بیآینده است و در اینجا باید ایمان خود را تجربه کنیم که آیا حقیقتاً قبل از آنکه خداوند جبهۀ استکبار را رسوا و رسواتر نماید، مطمئن به اضمحلال آنها بودیم؟ به همان معنایی که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» در آن روزها که هنوز هیچ آثاری از نابودی جهان استکبار به چشم نمیخورد، فرمودند آمریکا رفتنی است به آن معنا که حضور تعیینکنندۀ استکباری آن تمامشدنی خواهد بود و امروز این مائیم و جهانی که انقلاب اسلامی به عنوان یک ابرقدرت در تعیین نظام آیندۀ جهان نقشآفرین است تا آنجایی که به رئیس جمهور چین و روسیه، روحیۀ مقابله با آمریکا را در آنها شدت بخشیده است. آیا این همان حبط عملی نیست که خداوند برای آنهایی که مقابله با قسط را پیشه کردهاند، در میان آورده؟ به گفتۀ جناب استاد سعدالله زارعی به این نکتۀ «ریچارد نفیو» فکر کنید که «تحریمهای اقتصادی ایران تا زمانی کارآرایی دارند که آمریکا در جایگاه ابرقدرتی بتواند دیگر قدرتهای جهان را همراه خود کند». (يکشنبه ۰۳ خرداد ۱۴۰۵) و اینجا است که حتی در بیاثربودنِ تحریمها متوجۀ حبط عمل آمریکا خواهیم شد و در این رابطه به عزم رهبر جوانمان بیندیشید که چگونه نظر به حضور مردم در امور کشور را دارند. موفق باشید
سلام علیکم: با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده: پیام ارسالی یکی از دوستانمون که امسال توفیق داشتن به حج مشرف بشن را محضر شما و مخاطبان گرامی به اشتراک میگذارم و ممنون میشم نظرتان را بیان بفرمایید. با تشکر. رحمت و رضوان خدا بر قائد شهید ما که ایران و ایرانی، بلکه اسلام و مسلمین، مخصوصا شیعیان را عزیز کرد.
از وقتی اومدیم عربستان روزی نبوده که به خاطر ایرانی بودنمون بهمون احترام نذارن. توی مدینه: راننده مصری که با دستاش لایک نشون میداد و میگفت: ایران، أحب؛ ایران، مقاوم؛ بعدش صدای موشک درمیآورد. یا مغازهدار کنار هتل که وقتی از کنارش رد میشدیم، آروم میگفت: شیعه، عزیز. اون یکی مغازه دار که تحویلمون میگرفت و باهامون شوخی میکرد و آخرش میگفت: ببخشید، أمزح! اون جوون دانشجوی پاکستانی که کنار من نشسته بود و مشغول حل مسائل ریاضی بود؛ وقتی که بلند شد بره، با لبخند بهم گفت: ایرانی؟ ماشاءالله؛ انگار دلش میخواست اون یه ساعتی که کنار هم بودیم، باهام از عزت ایران بگه، اما دوربینای مجهز به هوش مصنوعی، مانع میشدن. اون چنتا افغانستانی که با فارسی حرف زدنشون، خودشون رو همزبون ما میدونستن و به این همزبونی افتخار میکردن و به هر بهانهای باهامون همکلام میشدن. اون پلیس داخل مسجد النبی که وقت نماز، در حالی که با بقیه برخورد خوبی نداشت، به ما اجازه میداد که روی سنگفرش نماز بخونیم. اون پسر نظافتچی مسجد النبی که وقتی دید خیلی وقته دارم قرآن میخونم، برام یه لیوان آب آورد. اون پلیسای امر به معروف که تا میفهمیدن ایرانی هستیم، ترجیح میدادن خودشونو بزنن به اون راه. توی مکه: موقع اولین ورود به هتل، مراسم استقبال از کاروان کرمانیها با شربت و شیرینی خامهای همراه با پخش صوت رهبر شهید که سلام به چهارده معصوم میدن؛ پخش سرود جمهوری اسلامی که اینقدر برامون جالب بود که همه بلند تکرار میکردیم؛ بعدشم صلوات خاصه امام رضا علیه السلام. ورودی مسجد الحرام زن و مردی که ظاهراً اروپایی بودن، وقتی زنه پرچم روی دوشمون رو دید، با هیجان زد به شوهرش و گفت: نگاه کن ایرانی، ایرانی! بعدش شروع کرد فیلم گرفتن. بازم توی مسجد الحرام مثل مسجد النبی صدای ماشاءالله گفتن مردمی که میفهمیدن ما ایرانی هستیم. از همه اینا جالبتر، وقتی دیشب داشتم طواف مستحبی انجام میدادم، حس کردم یکی از پشت سرم دست گذاشته روی شونهام؛ اولش توجه نکرم؛ چون توی اون شلوغی، برای اینکه نخوری زمین، گرفتن دیگران طبیعیه؛ اما وقتی دیدم خیلی وقته که دستشو بر نمیداره و داره شونهام رو ماساژ میده، رومو برگردوندم، دیدم یه جوون قد بلند و رشید پشت سرمه و با لبخند و البته با احتیاط (به خاطر دوربینای مجهز به هوش مصنوعی)، گفت: ایران، عزیز؛ نصرکم الله و مرتب دعا میکرد؛ بعدش شونهام رو فشرد و از کنارم رد شد و گفت: ماشاءالله! جلو که افتاد،. دیدم پشت لباس احرامش نوشته: شؤون الحاج العراقی خلاصه ما خیلی عزیزیم و این عزت رو مدیون اون مردی هستیم که دستش توی دست اهل بیت بود؛ پاشو جای پای اهل بیت میذاشت؛ گوشش به فرمان ولی عصر بود؛ توکلش به خدا بود و ایران و ایرانی رو دوست داشت و همه ما رو عزیز کرد. 🌴🌴🌴🌴🌴🌴
باسمه تعالی: سلام علیکم: این است آن صحنه و صحنههایی که امام عزیز و رهبر شهید ما مدّ نظر داشتند که با سبک خاص خودشان یعنی متانت و دلسوزی و صبر نشان دادند ایران انقلابی و اسلامی یعنی چه. و از این جهت نیز ما باید با تقوا و وارستگیِ لازم، عامل دلسپردنِ مردم جهان به ایران باشیم که در بین خودمان تقوا را رعایت کنیم و از این جهت صادقانه از دلسوزانِ انقلاب و اسلام انتظار هست به اختلافات دامن نزنند و به گفتۀ استاد مهدی محمدی آنچه نقشۀ دشمن را خنثی میکند اتحاد ملی و آمادگی روحی برای مجاهده در مقابل استکبار، و انسجامی است که ذیل دستورات رهبر انقلاب در میان است. https://eitaa.com/mohammadi61/939 . با توجه به این امر، ما مطمئناً به آیندهای درخشان دست مییابیم. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۱. استاد بزرگوار روز معلم را به شما و دیگر معلمان با تاخیر تبریک عرض می کنم و شهادت آیت الله مطهری رو به شما و بقیه تسلیت عرض می کنم. استاد بزرگوار خواستم سیر ایشون رو شروع کنم به نظرتون از کدوم کتابشون شروع کنم سیرشون رو؟ ۲. معلم در دین اسلام استاد بزرگوار چه جایگاهی دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر فراوان از لطفی که فرمودهاید. ۱. در مورد آثار گرانقدر مرحوم شهید مطهری عنایت داشته باشید که به جز کتابهایی که تخصصاً در مورد مباحث فلسفی سخن فرمودهاند؛ بقیۀ آثار ایشان از هر جایی که شروع بفرمایید، بسیار با برکت و ارزشمند است. ۲. در رابطه با معلّم و جایگاه معلّم سخن بسیار است. عرایضی در رابطه با پیشوایی معلّم و معنای شغل انبیاء بودنِ معلمی، شده است. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C&tab=sounds و همچنان که آیت الله سید مجتبی خامنهای رهبر عزیز در پیام اخیرشان فرمودند: «دانشآموزان و دانشجویان و طلّابی که در کنار هر معلمی رشد میکنند، در آینده نهچندان دور، مهارتهای آموخته و دانشهای یادگرفته خود را بهکار بسته و اِی بسا در خُلقوخو و رفتار و گفتار خود در انواع عرصهها از محفل گرم خانواده تا محیط کار و کوچه و خیابان چون آینهای، نمایشدهندهی رفتارها و گفتارهای معلمین خود خواهند بود.» و به گفتۀ ایشان: «معلمان مؤثرترین حلقه در نبرد فرهنگی و کارگران از مؤثرترین عناصر در نبرد اقتصادی خواهند بود؛» موفق باشید
روز معلم بر شما مبارک باد، استاد گرامیِ من، جناب طاهرزاده. نخست: در تمام روزگارِ تحصیلم و در میان همه آن استادان، چه در این سرزمین و چه در دیار غربت، تأثیر وجود شما از همه ژرفتر و ماندگارتر بود. این سخن، نه مدحی قالبی که اقرارِ دلی است برخاسته از تجربه. دوم: جنسِ فهمِ شما را دوست میدارم؛ فهمی که مانند آب روان، زلال و حیاتبخش است و چونان سنگِ سرد، گرفتگی و ایستایی در آن راه ندارد. سوم: وقتی شما هستید، بودنِ من ناگاه معنا مییابد. گویی حضور شما، آینهای است که «من» را به «خودِ من» بازمینماید. چهارم: در مکتب شما بود که دین را دیگرگونه فهمیدم؛ دریافتم که دین نه فقط باوری قلبی، که تفکری زنده است؛ هم ایمانی است گرم و هم اندیشهای سترگ. پنجم: با یاری شما، هرچند لنگانلنگان و هرچند در رنج، گام برمیدارم تا با کفرِ خویش روبهرو شوم. شاید این بزرگترین خدمتی باشد که یک استاد به شاگردش میکند: نه پنهان کردنها، که یاد دادن رویارویی با آنها. ششم: سرانجام اینکه، با شما دریافتم معنای آن سخن هایدگر را که «هستَم، اما هنوز نَه». هستم، ولی هنوز آغاز کردهام. هنوز طلب دارم. هنوز راه. و این «هنوز» را از برکت حضور شما دارم. و در آخر از شما درخواست میکنم چه کنیم که بودمان را در بستر معلمی شدت دهیم؟ روزتان مبارک، استاد. زنده باشید و چون همیشه، دریچهای به حقیقت امید هادیان برسیانی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند خود را شایستۀ چنین الطافی نمیدانم ولی انسان امیدوار میشود که عزیزانی مانند جنابعالی چگونه به بهانۀ عرایض بنده، به چنین حضوری نایل میشوید که دیگر مشغول مفاهیم نیستید که مانند متحجّرین راه را تمامشده بدانید. و این امر بسیار مهمی میباشد و البته در این رابطه، نگفتنیهایی که حالت اشاره دارد در پیش است و همۀ عرض بنده در آن است که باید جهان همدیگر را دریابیم و تجربه کنیم و هر کدام، دیگری را آینهای بدانیم که باید در او به تماشا نشست. در جلسات «ما و ادب گفتگو در امروز تاریخمان» https://eitaa.com/matalebevijeh/22255 و «دیالوگ با بشر امروز در نظر به غیب» https://varastegi.ir/4235/ . این حقیر بسیار تلاش کردهام تا این حضور را که گفتنی نیست، بگویم تا معلّمی را که امری جز «اشاره» به افقها نمیباشد؛ بازگو کرده باشم. موفق باشید
سؤال: 10- ما در قرآن آیاتی درباره کنیز مِلکی داریم: (نساء/3) – (نساء، آیات 24 و 25) و ... و فارغ از بحث معرفتشناسانه نسبت به آیات، آیا در جامعه کنونی چنین فَکتی ممکن است؟ با توجه به اینکه اسلام طالبانی یا اسلام داعشی با اشاره به آیاتی از این دست زن را به عنوان موجودي درجه فرعی و ثانوي میانگارند و به او هرگونه ظلم فردي و اجتماعی روا میدارند. جواب: به نظر بنده این موارد مربوط به آن تاریخ بوده و امروزه نباید در این موارد وارد شد. سلام این مطلب رو در سایت پیدا کردم جواب جناب عالی را دیدم اما مگه نمیگویند که مطالبی که در قران امده در تمام زمان ها وجود دارد و باید اطاعت شود؟پس چرا شما گفتید که این برای ان زمان هست و دیگه در تاریخ الان وارد نمیشه؟ فارغ از ایاتی که نشانه پایین بردن مقام زن است چرا در قران و در احادیث در اکثر اوقات مردان را مخاطب قرار میدهند؟مگر زنان هم قرار نیست پا به پای مردان به ان هدف تعالی برسند و رشد کنند؟ چرا انقدر شبهه برای حقوق زن در اسلام وجود دارد و برای حقوق مردان هیچگاه شبهه ای به وجود نیامده است؟ چگونه میتوان این شبهات رو برطرف کرد و به قران با دید برابری کامل نگاه کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر همچنان آن شرایط فراهم شود باز همان قواعد جای خود را باز می کند مانند حکمی که در مورد شطرنج داشتیم که وقتی دیگر شطرنج قمار به حساب نمی آید، موضوعِ آن احکام تغییر می کند و اگر چنانچه باز شطرنج به همان صورت دیروزین در آید باز همچنان همان احکام و همان روایات جای خود را دارد. مثل آنکه در آیۀ 5 سورۀ مائده می فرماید از این پس زنان اهل کتاب برای شما حلال شدند در حالی که در ابتدا چنین نبود. فرمود: «الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ طَعامُ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَ طَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحينَ وَ لا مُتَّخِذي أَخْدانٍ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ». موفق باشید
سلام من دختری ۱۶ ساله هستم در خانواده ای نه چندان مذهبی ، چند ماهی میشود که به اسلام و راه درست و تقرب به خداوند علاقه بسیار شدیدی پیدا کرده ام ، شما ب من کتاب سیر صورت به حقیقت رو پیشنهاد کردید ، من این کتاب را شروع به خواندن کردم ، اما متوجه شدم که برای شروع من مناسب نیست ، من میخواهم که از ابتدا اسلام راشروع کنم تا دچار سستی و ابهام و ... نشوم ، ولی انگار کتاب شما مخصوص کسانی هست که یک پیش زمینه ای از اسلام دارند ، ولی من هیچ اطلاعاتی درباره اسلام و امامت و ولایت و.... ندارم . میشود به من چیزی معرفی کنید که بتوانم از ابتدای ابتدا شروع کنم تا همش دچار ابهام نشوم؟ ممنون میشوم برایم پدری کنید و کمکم کنید ، حدود ۶ ماهه که اوضاع من همین است ، از هرجا شروع میکنم به سوالات و شبهاتی فراوان برمیخورم ، اکنون فهمیدم که باید از ابتدای ابتدا شروع کنم تا سست نشوم و با دلیل و برهان بپذیرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر کنید که چنین علاقهای در شما ایجاد کرده. در این موارد خوب است با خودشناسی یعنی معرفت نفس شروع نمایید و در این مورد مباحث استاد وحدتی که کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» را شرح دادهاند، خوب است. https://eitaa.com/tafakorism/3776. و پس از آن به بحث «ده نکته در معرفت نفس» https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87 رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام استاد عزیز سوالی داشتم ما تو سن نوجوانی مطالعات کتاب داریم اما خب میگن این مطالعات باید با عمل همراه باشه خب بعضی کتاب ها که بحثشون فرق داره اما کتاب هایی که باید در زندگی نمود عملی پیدا کنن مثلا مثل کتاب مواعظ یا امثالهم یا غیره... ما در خواندن و مطالعه باید کمی بخوانیم و یه همان که خواندیم عمل کنیم و بعد سراغ بقیه برویم یا در واقع مطالعه رو کاهش دهیم که تمرکز به عمل کردن بیشتر شود یا اینه خیر مطالعه محور باش و عمل در مرحله دو چون اینکه اگر بخوای گفتش را کنار هم جلو ببری سخته مخصوصا در مرحله عمل امیدوارم که توانسته باشم سوال خودمو درست بپرسم با ارزوی سلامتی برا شما استاد عزیز
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال «اول قدم آن است که او را یابی/ دوم قدم آن است که با او باشی» و از این جهت سیر مطالعاتی سایت میتواند برای اول قدم، راهگشا باشد، بخصوص مباحث «معرفت نفس». موفق باشید
باسلام استادوقتی بحث بنده بودن پیش میادعده ای ان راباکاربی کیفیت ومنسجم اشتباه میگیرن ،مثلا من عده ای رامیبینم بامباحث روانشناسی پیش رفتن چندتا کاربلدن حافظ قران نهج البلاغه وصحیفه اند ازنظرمهارتی هم قوی زبان چندتابلدن ولی یه عده دیگه میگن بایدبنده بودهمه کارها نصفه نصفه کدوم باید باشه بالاخره بنده باشیم نباشیم چه کنیم ازیه طرف هزینه های هرمورد ازیه طرف فرهنگش ،ازانطرف وقتی انچه بلدیم میخواهیم بهش عمل کنیم موردهجمه وحسادت
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید بنده بود و در راستای بندگی باید متوجۀ راه و وظیفهای بود که خداوند مقابل انسان میگذارد، به جای گرفتارشدن در توهّمات نفس امّاره. در بندگی است که کارها و فعالیتهای انسان مفید و پایدار میماند آنطور که شهید تنگسیریِ عزیز در راستای نگاه توحیدیاش متوجه شد خداوند راهی در مقابل ملت ایران در راستای بستن تنگۀ هرمز قرار داده، در حالیکه قبلاً هم این امکان بود ولی نگاه توحیدی و بصیرت شهید تنگسیری که ذیل تاریخی میاندیشید که حضرت امام خمینی«رضواناللهتعالیعلیه» آغاز کرده بودند، در ذهن و فکر سیاسیون نبود. آیا این معجزۀ توحید نیست؟! که بحمدالله ما در این تاریخ ذیل آن قرار گرفتهایم. موفق باشید
عرض سلام خدمت حضرت استاد. در بخشی از کتاب مبانی معرفتی مهدویت، فرمودید: (در روايت است كه وقتي حضرت عج ظهور ميكنند، همة مردم ايشان را ميشناسند؛ چرا كه بين مردم بودهاند، نه اينكه فقط بين مردم اصفهان يا تهران يا جاي ديگر بودهاند، بلكه همهجا حاضرند و به هر نحوه كه خواستند با بدني كه اراده كنند ظاهر ميشوند و به هيچجا محدود نميشوند.) آیا این جملات آخر ، یعنی حضرت میتوانند به هر شکلی که بخوان ظاهر شوند؟ مثلا به شکل فلان عالِم، یا فلان شخص؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. به هر حال خود حضرت میتوانند با بدنهای کثیری در عالم ظاهر شوند ولی شاید این که گفته میشود همه مردم حضرت را میشناسند به اعتبار روحانیت حضرت باشد که فطرتها از آن آگاه هستند؛ امری که مردم به طور مختصر نسبت به حاج قاسم سلیمانی احساس میکردند بدون آنکه قبلا ایشان را شناختهباشند. موفق باشید
سلام وقتتون بخیر ببخشید استاد من بعد از سالها و طی تمام راهها و درمانهای پزشکی که برای باردار شدن گذراندم و نتیجه نگرفتم، به گزینه فرزندخواندگی رسیدم اما نمیتونم تشخیص بدم که آیا این کار مورد رضای خدا هست یا نه! درواقع دوست ندارم صِرفاً بخاطر راضی کردن نفس خودم و مانند بقیه شدن، این کار را انجام دهم؛ نظر شما درمورد به سرپرستی گرفتن چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: سرپرستی کودکی که بیسرپرست مانده، در ذات خود کار خوب و پسندیدهای است. موفق باشید
به نام خدا سلام حقیقتا حضور مردم مهم ترین اتفاق بشریت است که آنقدر بزرگ هست که کسی تعریفی برایش نیابد و اتفاقا اینکه تعریفی برایش نیست نشان از فوقالعاده خاص بودن و ورای بشر دیروز و امروز و حتی یرای بشر فردایی اهمیت مرگ و زندگانی تلقی میشود. زیبایی شناسان مبهوت زیباییش و حضور اندیشان مست حس آخرالزمانی آن میباشند. اما این حضور روحانیت های بسیاری میآفریند که همان زندگی تمدنی را شکل میدهد! زیرا پس از این روزها وقتی پیروز شدیم به آنچه از روحیه ها داریم بازمیگردیم و ادامه و مسیر زندگی را زیستنی میکنیم. انسانها در روحیه ها زندگی میکنند اگر تا دیروز روحیه های مدرن کافر تنها امکان آینده آدمی بود حال با جایگزینی این مهم تمام معنای انسان تغییر میکند. راستی! آیا در آن بعد ابعاد مختلف از انسان نیاز نیست تا در کنار این دستاوردها ها در شرایط نبود اسرائیل و نبود امریکا به سوی ما رجعت خواهند کرد و چنین شرایط تاریخی تشنه نیاز خودرا از خداوند طلب میکند؟ براستی که صدای آن نیازها از اکنون بلند شده و یقین حضور معصوم با همه یاران و شخصیت کامل جای خودرا یافتهاست. زنده باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی نور ظهور گستردۀ انسان کامل یعنی حضرت صاحب الأمر«عجلاللهتعالیفرجه». و این یعنی همان طور که فرمودید دارد معنای انسان برای انسانها تغییر میکند تا جهانی دیگر که جهانِ خودبنیادیِ انسانها نیست، به ظهور آید همانطور که در جواب پرسش شمارۀ 41345 عرض شد مهم، روحیۀ رازبینی میباشد تا متوجه شویم رخدادی در حال وقوع است ولی نه به صورت یک اتفاق، بلکه به صورت یک تاریخ و تدریجی که در حضور تاریخی پیش میآید. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام بر استاد طاهرزاده عزیز: سایه حضرتعالی مستدام. عزاداری هایتان قبول. امیدوارم که در صحت و سلامت باشید. در آموزههای حضرتعالی یاد گرفتهام آنچه در عوالم ملک و ملکوت جاری میباشد، تجلی اسماء و صفات الهی است. با ظهور اسم رب همه مخلوقات مطابق با علم و طرح خداوندِ رحمان و رحیم، تدبیر و تربیت میشوند. آیا درست فهمیدهام که در این بخش از تاریخ نیز کلیه عوامل، اتفاقات و رویدادها در تعامل اند تا ما انسانها در سراسر گیتی نیز برای ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف تربیت و آماده شویم؟ تا اینجا که حتی خطای محاسباتی مسئولین، مدیران و خواص هم جزء عوامل موثر در رشد و تکامل امت اسلامی قرار میگیرد. یعنی کسب آمادگی جهت ایستادگی به پای خلیفه إلهی نیاز به بصیرتی دارد که جریانات سیاسی در این ایام از لوازم آن است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً همینطور است که همه چیز با تدبیر الهی جلو میرود تا بشریت به بلوغ درک انسان کامل برسد و جبهۀ باطل، میدان ادامۀ خود را از دست بدهد. آری! اگر با نگاه تاریخی، صحنهها را بنگریم حضور ربوبیت حضرت ربّ را در همۀ صحنهها مییابیم. موفق باشید
سلام علیکم: با توجه به اتفاقات موجود کشور و مسئله ی اقتصاد حقیقتا فضای دانشجویی کشور احساس مسئولیت و تکلیف کرده است لذا بیش از صد تشکل دانشجویی در کل کشور دور هم جمع شده اند و نامه ای خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشته اند در لبیک به حضور در میادین اقتصادی و توجه به آینده ی آن با توجه به اقتصاد دانش بنیان. همانطوری که جنابعالی لطف کردید و در خطاب به نشریه ی تمدن فرمودید: «امیدوار هستم تا آن عزیزان با همان همتی که گفتهاند و نوشتهاند همچنان برای آن آیندههای دور در میدان باشند که معنای فردای ما در فرهنگ دانش بنیان است، دانشی که نسبت انسان را در ارتباط با امکانات طبیعت همچنان قدسی نگه میدارد.» حال عاجزانه از جنابعالی خواستاریم که نسبت به نامه ی ۱۰۰ تشکل دانشجویی خطاب به رهبر انقلاب تقریری برای ما داشته باشید و ما را بهرهمند فرمایید.
بسم الله الرحمن الرحیم: نامۀ ۱۰۰ تشکل دانشجویی سراسر کشور در لبیک به رهبر انقلاب و اعلام آمادگی برای ساخت آینده کشور به آیت الله سید مجتبی خامنهای «حفظهاللهتعالی»:
جنگ و فرصتی دوباره برای اقتصاد مقاومتی محضر مبارک رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنهای «حفظهاللهتعالی» سلام علیکم: با شروع تجاوزات و جنایات دشمنان قدّاره کش در اسفند ماه و در پی آن شهادت رهبر عزیزمان، این ملت بعثت خود را با حضور مداوم در میادین و حفاظت از ارزشهای انقلاب اسلامی، نشان داده؛ و با امر شما که فرمودید حضور در صحنه جامعه باید استمرار یابد، بعد از گذشت دو ماه این ایستادگی پرشور ملت، جهان را به حیرت واداشته است؛ لکن میدانیم که حفظ صحنه جامعه، فقط محدود به تجمعات نیست؛ بلکه باید در هر زمان، نوع حضور خود در تاریخ را پیدا کرده و متناسب با نیاز زمانه و میهن، شیوه نقشآفرینی در پرتو وحدت ملی را، در این صراط مستقیم تاریخ پیدا کنیم. اکنون نیز با تخریب زیرساختها، دانشگاهها و مراکز تولیدی کشور، شاهد جنایت دیگری از وحوشان تاریخ در تجاوز به حریم علم، دانش و تولید ملی هستیم. ما دانشجویان ایران اسلامی این اتفاقات را محکوم میکنیم؛ اما نه مانند محکومیتهای مرسوم سازمانهای بینالمللی، بلکه از جنس محکومیتی که در پی آن، ارادهای حقیقی و برخاسته از متن دانشگاههای کشور ایجاد میشود برای مقاومت، برای ایستادن در نقطهی کارهای نشدنی و برای ساخت آینده ایران عزیز با شروع یک جهاد سازندگی دیگر. دشمنان ما با علمهای مرسوم و تقلیدی رایج در جهان کاری ندارند؛ مسئله آنها علمهای وابسته و مصرفکننده نیست، بلکه واهمهی آنها از حرکت علمی درونزایی است که به برکت انقلاب اسلامی جوانه زده و در حال رشد است؛ چرا که میدانند بالندگی این علم چه پیامدهایی در نظم نوین جهانی خواهد داشت. اینجا، پیشرفت بر پایه تولید علم، توأم با ایمانی است که از دل جوانان این سرزمین میجوشد و در میدان عمل، معادلات را به هم میریزد؛ همانطور که رهبر شهیدمان فرمودند: «ایران اسلامی، بر اساس دین و دانش بنا شده است»؛ آنان میخواهند با تخریب زیرساختهای مادی، نبض تولید و علمآموزی در ایران را متوقف کنند، اما غافل اند که نبض حقیقی این کشور نه در ساختمانها و ماشینآلات، که در قلب ها و ذهنهای جوانان مؤمن و دانشمند آن میتپد. نمیدانند که بمباران یک دانشگاه، تخریب یک مرکز تحقیقاتی یا یک خط تولید، نمیتواند ذهن خلاق و روحیه جهادی دانشجوی ایران را از کار بیندازد، و میکوشند، با این جنایات، ما را دچار تردید و توقف کنند؛ غافل از اینکه ما از دل همین آوارها انگیزهای مضاعف برای ساخت آینده کشور مییابیم. ما به شما عرض میکنیم که جنبش دانشجویی و گفتمان دانشجویی حال کشور، اکنون در نقطهای ایستاده است که به آینده جمهوری اسلامی ایران و ساخت آن میاندیشد که تحقق این امر در رفتن به سمت جهاد سازندگی نوین میباشد. امروز هنگامی که دشمنان ایران به بمباران و تخریب مراکز تولیدی و صنعتی همچون فولاد مبارکه اصفهان، خوزستان و یا پژوهشکدههای دانشگاههای مختلف روی میآورد، دانشجوی ما آماده است تا به میدان بیاید و در این صحنه با مناسبات دیگری حاضر شود. این منطق جدیدی است که تهدید را تبدیل به فرصتی از جنس دانش و فناوری میکند؛ دانشجویان این کشور برای ساخت دوباره و بهرهوری آنها، در صحنههای کشور حاضرند و هنگام آن است که مسئولین از این پشتوانه دانشجویی، جهت ساخت کشور استفاده کنند که این اتفاق، یکی از صحنههای تحقق اقتصاد مقاومتی است و میتواند ما را با شتاب مثبت، در حرکت درست انقلاب اسلامی هدایت کند. با امتداد این مسیر است که با شکر عملی این نعمتها ایران قوی را همچون گذشته میسازیم. حضرت آقا لبیک امروز ما یک شعار نیست؛ بلکه لبیک عزم گونه و اراده مندانۀ جوانانی است که با مقاومت و ایستادگی شبانه روزی خود در میدان های مختلف کشور در این جنگ تحمیلی سوم ایستادگی کردهاند. نسل جوان دانشگاهی سخت کوش و متعهد امروز، به خوبی دریافته است که تنها مسیر عزت و پیشرفت ایران اسلامی، عبور از لبه های فناوری راهبردی و دانش بنیان است. ما امروز بیش از هر زمان دیگری بر این باوریم که دین و دانش جوانان ما، در بسیاری از میدانها توانسته دشمن را وادار به عقب نشینی کند و پس از این هم به خواست خدا همینگونه خواهد بود. پس در پاسداری از سرمایههای ملی خود لبیک میگوییم همانطور که در دفاع از مرزهای آبی و خاکی خود گفتهایم. لبیک در جهت حفظ ظرفیت هویتی، معنوی، انسانی، علمی و صنعتی، و لبیک در حفظ و اعتلای فناوری های پایهای و نوین از نانو و بیو تا هستهای و موشکی. در پایان باید این را به دشمنان جمهوری اسلامی ایران یادآور شویم که تفکر دانشجویان امروز ایران، از جنس اراده های متزلزل و علم های دنیوی نیست؛ بلکه همان است که امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند: «اگر جهانخوران بخواهند در مقابل دین ما بایستند، ما در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد»، و امروز ما نیز با همین منطق در مقابل دنیای استکبار ایستادگی خواهیم کرد. ایستادن در نقطه کارهای نشدنی، همان ایستادگی است که رهبر شهیدمان (اعلی اللّه مقامه) الگوی آن بود و ما به تأسی از ایشان برای ساختن فردایی که قرنها از گزند حوادث مصون باشد، آمادهایم و این آمادگی، شروع گفتمان سازندگی و شعار سال (اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی) در فصل جدید انقلاب اسلامی است. امید است در این جنگ تحمیلی سوم که شکست هیمنهی دشمنان به وضوح قابل مشاهده است، و در این مقطع حساس تاریخی که دشمن همه توان خود را برای متوقف کردن ایران به کار بسته، بتوانیم با مقاومت علمی و ایستادگی فکری، ایران اسلامی را با پیروی از راه آقای شهیدمان و رهبری حکیمانهی شما، بیش از پیش بسازیم و به قلههای پیشرفت برسانیم. این عهد ما با شما و با ملت ایران، عهدی است برآمده از ایمان، دانش و اراده ی پولادین جوانان ایران اسلامی. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته جمعی از تشکلهای دانشجویی سراسر کشور
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه رهبر جوان ما به خوبی متوجۀ آرمانهای آن امام شهید هستند؛ این یعنی بازگشت به آرزویی که آن رهبر شهید به دنبال آن بودند که هرچه مردمیکردنِ نظام و بخصوص اقتصاد است. البته شما دانشجویان عزیز خوب است که به یاد آورید که شهید رئیسی عزیز در راستای مردمیکردنِ دولت، حتی جناب آقای سید احمد عبودتیان را در حکمی به عنوان «دستیار رئیس جمهور در امر مردمیسازی دولت» منصوب و همه مقامات و دستگاههای دولتی را در راستای تحقق انتظارات پیوست این حکم، مکلف به همکاری با وی کردند. https://rooziato.com/1401386808/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA/
همه میدانیم که دولتها در جهان امروز در حال تبدیل به دولت الکترونیک هستند و مردم نیز هرکدام به پوشهای از داده های مختلف از تحصیلات و خرید و مکان و... تقلیل یافته اند. کشورما نیز درحالیکه هنوز نتوانسته است از یک دولت کارآمد برخوردار شود ودرگیر بروکراسی نابسامان است شاید امروز درمان خودرا در رسیدن به دولت الکترونیک بداند و هوش مصنوعی را موهبتی برای برنامه ریزی قلمداد کند و مردم ما نیز فضای مجازی را فرصت آزادی خود تلقی کنند. در این جهان وهمی انسان را می گیرد که گویی بدون اندیشه و عمل می توان با تکیه بر فضای مجازی از بن بست های کنونی عبور کرد. غلبه بر این وهم بسیار دشوار است چرا که گویا آنکس که میخواهد انسان را از این وهم آزاد سازد همچون ملک الموت است که میخواهد او را از دنیای شیرین جدا کند. مردمی سازی دولت بیش از آنکه با بروکراسی از کارافتاده چالش داشته باشد با این توهم دست به گریبان است. تجربه سالیان گذشته در مورد تاکسیرانی و مسائل پیچیده قیمت تاکسی ها که به یک سازمان ناکارآمد تبدیل شده بود و به ناگاه با اسنپ و...همه این مشکلات حل شد و همه در این وهم هستند که مسأله حل شده است. نمونه خوبی است تا ما متوجه باشیم خطری که در پیش داریم بسیار عظیم تر از امری است که امروز خود را در مواجهه با آن می بینم.
مردمی سازی دولت. اولاً: نیاز به درک مسائل و مشکلات کشور و همدلی و وفاق برای حرکت در مسیر توسعه و پیشرفت کشور است. همانطور که می دانید در جهانی زندگی میکنیم که مردمیسازیِ دولت امری بسیار پیچیده است و رسالت نظام اسلامی را در امر حضور مردم در سرنوشتشان که مربوط به ذات انقلاب اسلامی است بسیار سهمگین کرده. باید جهت عبور از نئولیبرالیسم، پس از درک مسائل کشور از یک طرف، و فهم درست مردم از خرد سیاسیِ لازم و آزادی مربوط به آن از طرف دیگر، بسیار فکر کرد تا همدلی و وفاق برای حرکت در مسیر توسعه و پیشرفت شکل بگیرد و این امر نیازمند توجه به فهم درست جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی از یک طرف و ادامه آن در دل همان روحیه از طرف دیگر دارد به این معنا که برای مردم و مسئولان روشن شود باید با همان روحیهای که انقلاب اسلامی محقق شد، یعنی درکِ خرد سیاسی مناسب این زمانه، با همان خرد، خود را معنا کند و خود را ادامه دهند. از این جهت باید متذکر افق و چشماندازی شد که در راستای مردمی سازی دولت در پیش است و عقل را جهت نزدیکی و به فعلیتآوردن آن چشمانداز به کار گرفت و به آنچه انگیزه تحقق انقلاب در مردم شد، نظر کرد. زیرا وقتی بنا باشد اداره کارهای جامعه و کشور بر عهده مردم قرار گیرد و مردم حقّ دخالت در امور را داشته باشند و رفع مشکلاتشان نیز بر عهده خودشان باشد، حقیقتاً به آزادی نیز نیازمند میشویم، امری که حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» بر آن تأکید داشتهاند و در جلسه با اعضای مجلس خبرگان فرمودند:
« من سفارش می کنم به آنهایی که خدای نخواسته یک آرایی دارند بر خلاف مسیر ملت، من سفارش میکنم به آنها، که طرحشان را و آرایشان را بگذارند برای یک وقت دیگری و یک وقتهای دیگری این کارها را بکنند، حالا وقت این نیست که آرائی که خلاف مسیر ملت است اظهار بکنند و حیثیت خودشان را در بین ملت از بین ببرند. من میل ندارم حیثیت آقایان از بین برود در بین ملت. اگر در این مجلس یک چیزهایی و یک حرفهایی زده بشود که برخلاف مسیر ملت است، اینها وجاهت خودشان را از بین ملت می برند و خدای نخواسته بعدها برایشان خیلی نفع ندارد. همان مسیری که ملت داشتند، همین چیزی که اگر می خواهید مطابق با میل خودتان دمکراسی عمل بکنید، دمکراسی این است که آراء اکثریت، و آن هم این طور اکثریت، معتبر است؛ اکثریت هر چه گفتند آرای ایشان معتبر است ولو به خلاف، به ضرر خودشان باشد. شما ولیّ آنها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ما نمی خواهیم بکنیم. شما وکیل آنها هستید؛ ولیّ آنها نیستید. بر طبق آن طوری که خود ملت مسیرش هست. شما هم خواهش می کنم از اشخاصی که ممکن است یک وقتی یک چیزی را طرح بکنند که این طرح برخلاف مسیر ملت است، طرحش نکنند از اوّل، لازم نیست، طرح هر مطلبی لازم نیست. لازم نیست هر مطلب صحیحی را اینجا گفتن. شما آن مسائلی که مربوط به وکالتتان هست و آن مسیری که ملت ما دارد، روی آن مسیر راه را بروید، ولو عقیده تان این است که این مسیری که ملت رفته خلاف صلاحش است. خوب، باشد. ملت می خواهد این طور بکند، به ما و شما چه کار دارد؟ خلاف صلاحش را می خواهد. ملت رأی داده؛ رأیی که داده متَّبع است».
به نظر میآید با این جملاتِ حضرت امام بنا بوده همهچیز از نو آغاز شود و فهم مردم وارد تاریخ گردد و «تکلیف» و «آزادی» کنار هم بیاید.
اگرچه قبل از انقلاب به عقل افراد و عقل جمعی در شکلدادن به جامعه اهمیت داده نمیشد، ولی با انقلاب اسلامی که نوعی حضور در عصر جدید و نظر به انسان مدرن است، بنا بر این بود و هست که آن عقل، مقام خاصی در زندگی افراد پیدا کند. ما چارهای نداریم اگر بخواهیم در این جهان زندگی کنیم باید به عقل افراد و عقل جمعی نظر نماییم و به بهانه وجود قوانین، نمیتوان این حق را از مردم گرفت بلکه قانون را نیز باید با نظر به پیوستگیِ اجتماعی و خردی که نظر به عبور از مشکلات اجتماعی دارد، مدّ نظر قرار داد. اینجا است که اگر میخواهیم فرهنگ «دانشبنیان» به صحنه آید و تکنیک نیز رونق خاص خود را پیدا کند باید به آن خرد و پیوستگی اجتماعی نظر کرد وگرنه روح مردمی فرهنگ «دانشبنیان» به حاشیه میرود.
و مسلّم رهبر عزیز جوانمان در راستای آمادگی که شما جوانان به میان آوردهاید، امیدوار خواهند بود تا در همین میدانی که مردم ما وارد شدهاند، ما را از اقتصادی که هنوز آمریکاییهای داخلی برای مردم تصمیم میگیرند، نجات دهند و این یعنی عبور از آمریکای درون در عین عبور از آمریکای بیرون. موفق باشید
سلام استاد: من الان تقریبا در سن ۱۵ سالگی هستم. از سن کم (قبل از رسیدن به سن بلوغ شرعی) وارد وادی فلسفه و عرفان شدم. اما به جای رسیدن به آرامش، ذهنم درگیر سوالات بنیادینی مثل جبر و اختیار، حقیقت متافیزیکی و نقد مکاتب مختلف شده. حتا شک به اسلام و وجود خدا و... حس میکنم نمیتوانم از این پرسشها فرار کنم، ولی در عین حال میترسم در این راه گم شوم. میخواهم حقیقت را کشف کنم، نه صرفاً اطلاعات جمع کنم. راهنمایی کنید چگونه از این سرگردانی فکری بیرون بیایم بدون اینکه از عقل و منطق فاصله بگیرم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این دغدغهها، دغدغههای مبارکی میباشد و از این جهت باید راهی را در مقابل خود بگشایید و همواره در آن راهها موارد مدّ نظر را به میان آورید. ابتدا جوان باید از طریق معرفت نفس متوجۀ جهان معنویت بگردد تا تصوری از عالَم غیب داشته باشد. و سپس متوجۀ جایگاه نبوت بگردد که مسیر رجوع به خداوند است. در این مورد کتاب «چه نیازی به نبیّ» و کتاب «نامههای بلوغ» از مرحوم استاد على صفایى حائرى میتواند راهگشا باشد تا ان شاءالله آرامآرام با سورههای کوچک قرآن و تدبّر مختصر در آن سورهها، افق اُنس با حضرت پروردگار از آن طریق برایش گشوده شود. موفق باشید
سلام ارادت شبتون بخیر خداقوت از معرفت نفس میخوام برسم به جنگ به جنگ ناتمام حق و شجره طیبه با باطل و شجره خبیثه از اولش که جدال ابلیس و ملائکه بود تا الان یعنی انقلاب اسلامی و امریکا به جنگ ناتمام در روند احتناک ذریه حضرت آدم ع و اینکه جمهوری اسلامی بخاطر انسان ایستاده و مقاومت میکنه و چرا باید بجنگم چرا باید هزینه بدم و استرس بکشم چرا اونا به ما حمله کردن چجوری باید این استرس ها رو تحمل کنم به چه صورت داخل یک متن کوتاه مثلا تراکت تبیین میشه کرد این رو با معرفت نفس؟ انسان بدون هیچ برهان و استدلالی خودشو حس میکنه دیگه و حتی اگه بخواد به همه چی شک کنه، به اونی که داره شک میکنه که شک نداره بنظرم برای صحبت با کسایی که فکری باهامون همسو نیستن و اصطلاحا خاکسترین مناسب هست شاید در حد تشکیک در عقاید مخاطب و جرقه ای برای ورود به بحث و گفتگوی تفصیلی
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است که به میان آوردهاید. زیرا به هر حال انسانها در تاریخ جدید، خودشان با خودشان مسئلهدار شدهاند و با طرح اشاراتی که متذکر کرامت انسانیشان باشد، میتوان با آنها گفتگو کرد. در این رابطه سلسله مباحث «تقابل آزادی و حجاب چرا؟» میتواند کمککار باشد.https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%20%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&tab=sounds موفق باشید
سلام علیکم استاد بزرگوار ان شاءالله سلامت باشید ببخشید مزاحم وقت شریف شدم یک سوالی از خدمتتون داشتم. ما قصد داشتیم یک کار تبیینی در قالب انتشار نوشته(تراکت) و گفتگوی چهرهبهچهره داشته باشیم و مخاطبمون هم تمام اقشار باشند یعنی چه افرادیکه نسبتی با اسلام و انقلاب دارند و آنهایی که تنها وجه مشترکشان با ما که باعث میشه پای گفتگو بنشینند، فقط مسئله ایران و دفاع از خاک هستش نه بیشتر. برای این مدل افراد، ما چطور میتونیم اون نگاههای بلند و آرمانهای اصیل رو مطرح کنیم؟ یعنی بطور مثال برای کسیکه ۱۸دی و بهمنماه۱۴۰۴ یا سال ۱۴۰۱ در دانشگاه و خیابان اعتراض کرده ولی الان بخاطر جنگ، یا سکوت کرده یا حتی درکنار حاکمیت ایستاده چطور میشه مسئله رو از بحث ایران فراتر برد؟ خیلی از این افراد صرفا بخاطر اینکه ترس از تجزیه ایران جدی شد و یا اینکه جایگزین قدرتمندی برای حاکمیت وجود نداره(عدم اعتماد به پهلوی)، در جنگ درکنار حاکمیت ایستادند وگرنه دلیلی برای همراهی با حاکمیت نداشتند. الغرض؛ چند سوال مشخص به ذهن حقیر رسید که شاید پاسخ به اونها بتونه کمک کنه تا بتونیم باب گفتگو رو با این افراد باز کنیم که جسارتا خدمتتون ارسال میکنم. ببخشید که وقت شما رو میگیریم🙏🏻 ۱_اصلیترین آرمانهای انقلاب ما چه بوده؟بالاخص برای این قشر که احتمالا مسئله ذهنیشان این موارد نیز هست: _مثل حجاب و نقش زن _چرایی وجود محدودیتهای اجتماعی امثال مباحث حجاب و موتورسواری بانوان و... _چرا برای مقاومت در منطقه هزینه میدهیم، چشمانداز ما چیست؟ ظهور یا رفاه اجتماعی؟ _چرا باوجود همهی نقایص و ظلمهای حکومت، همچنان باید در این جنگ درکنار پرچم ایران ایستاد؟ _چطور میشود مخالف حکومت بود اما در جنگ درکنار او ایستاد؟ ۲_اگر جایگزینی برای این نظام وجود داشت که اقتصاد بهتری را ایجاد میکرد کافی بود تا ما آن را بپذیریم؟ اگر یک جایگزین بهتر از پهلوی برای این حکومت بود، بهتر بود که مردم آنرا سر کار بیاورند؟ درواقع اینکه مردم درکنار حاکمیت میجنگند بخاطر قوّت و ایدئولوژی حاکمیت است یا بخاطر ضعف گزینههای جایگزین آن؟ ⬅️⬅️⬅️
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این موردها مفصل است 1- آری! انقلاب اسلامی با نظر به کرامت انسانی و مقابله با جبهۀ استکبار، تاریخی را در مقابل انسانها گشوده است و در این رابطه جمهوری اسلامی در راستای کرامت انسان، حکومتی تشکیل داده است و این مبنای اصلی نظام اسلامی میباشد و نباید ضعف بعضی از مسلمانان را به حساب اسلام و نظام اسلامی گذارد. معلوم است که رعایت دستورات اسلامی برای هرچه بیشتر به کمالرساندن انسانها میباشد. باید با چنین فضایی گفتگوها با مخاطب صورت گیرد و یا جملاتی اشارهگونه نوشته شود 2- حقیقت، امری نیست که جایگزین داشته باشد هرچند ممکن است ما در مسیر رسیدن به حقیقت در ابتدای آن باشیم و بدین لحاظ نظام اسلامی چیزی نیست که برایش جایگزین تصور شود مگر هرچه بیشتر آن نظام از نقصها به سوی کمالش سیر کند. شاید در سلسله مطالبی که تحت عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» تهیه شده است و اشاراتی که در آن نوشتارها پیش میآید؛ بتواند وسیلۀ گفتگو و یا تهیۀ نوشتار بشود. https://eitaa.com/bartarin_hozoor موفق باشید
سلام علیکم ما در جامعهای زندگی میکنیم که آموزش و رشد فرهنگیاش، بیش از آنکه مبتنی بر درک و تفکر تاریخی باشد، در گرو فنّ سخنوری و رسانهای قرار گرفته است. این الگوی تربیتی باعث شده است فهمِ روحانی و درونی انسان زیر سایهی نمایشهای زبانی پنهان شود و جولانگاه شیطنت دشمن شود . از سوی دیگر، برداشتهای تخصصی و دانشگاهی نیز اغلب پراکنده و فاقد اجماعاند و نمیتوانند به ادراکِ یکپارچهی حقیقت برسند. درک حقیقی، زمانی حاصل میشود که روح انسان در معرض سخنان صدق و معناهایی قرار گیرد که از حیاتِ درونی سرچشمه میگیرند و رمز هارا میفهمد، نه از رسانه یا قالبهای فکریِ حرفهای، ما راه را اشتباه میرویم. انسان نباید در ظاهرِ سخنان یا منطقِ منظم افرادی که خود را با بهانه های هرچند منطقی از جبهههای حق محروم میکنند گرفتار شود، حتی اگر آن سخنان درست بنظر آیند؛ بلکه باید جوهرهی حقیقتی را بشناسد که همواره منوط به شرایط نو است و از جبههی حق فاصله نگیرد. در نگاه امام شهید و رهبر حاضر، حقیقت در روح تاریخ است، نه در لفظ، و آنچه اهمیت دارد، بیداری روحهای خفته است که البته با کلام های واقعی اندیشه شده منتقل میشوند نه آنها که از واقعیت واق رسانه هارا اصل قرار میدهند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به همین جهت اندیشمندان بزرگ و اولیای الهی متذکر میگردند که باید با نظر به سنتهای لایتغیّر الهی، جایگاه هر سخنی را مشخص کرد مبنی بر آنکه آیا آن سخنان به ظاهر زیبا، اشاره به حقایق عالَم دارند و یا توهّمات مخاطبان را از آن طریق برمیانگیزانند؟ موفق باشید
با سلام و احترام مدتی است این سوال ذهن من را به خود مشغول کرده که وظیفهی خانواده در قبال نوجوانانی که دچار انحرافات عقیدتی و سیاسی و اخلاقی شده و در گرداب فتنه های آخرالزمانی فرو رفته اند چیست؟ از فتنه ۱۴۰۱ تا کنون دسیسه های دشمن و نقشه هایی که برای جوانان و نوجوانان مان کشیدند که موجب شست وشوی ذهنی و بی بند و باری اخلاقی و رفتاری بسیاری از آنها شده و آنهارا دچار انحراف و گمراهی کرده ادامه دارد ، برخی جوری دچار انحراف شده اند که فکر میکنند دین و اسلام ریشه تمامی بدبختی ها و جنایات است . متاسفانه حتی در خانواده های مذهبی و معتقد هم چنین افرادی به چشم میخورند و مایه ناراحتی و رنج خانواده اند. در این فضای مسموم و اخرالزمانی که برخی از نوجوانان معصوم به علت غفلت والدین به گمراهی کشیده شدند ، وظیفه ی ما نسبت به انها چیست؟(متاسفانه خواهر و برادر من هم😭 )
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره ما بی تقصیر نیستیم و دشمنان ما تقصیرهای ما را اولاً: بزرگ کرده اند و ثانیاً: به پای اسلام و انقلاب نوشته اند و همچنان که مکرر عرض شده این جوانان، دشمن حقیقت نیستند، حقیقت را نمی شناسند و ما با رفتار و گفتار خود و با سبکی که آنها متوجه شوند برای نگاه و نظرشان، احترام قائل هستیم باید آنها را به خود آوریم. موفق باشید
سلام و عرض احترام حقیر دیداری با همسر یکی از شهدای جنگ رمضان داشتم. خانم جوان ۲۴ ساله که فقط دو سال از ازدواجشان می گذشته! سوالی پرسیدند که برای پاسخگویی اطلاعات کافی ندارم. ان شاءالله با عنايت شما استاد بزرگوار و پاسخی که لطف کرده و به سوال میدهید دغدغه ذهنی ایشان برطرف شود. متن سوال: راستش من و همسر شهید احمدآبادی برامون یه سوال پیش اومده! همسران ما که در این سن به شهادت رسیدن جزو مقدراتشون بوده و به مرگ حتمیه رسیدن؟ یا اینکه بعد از ظهور رجعت میکنند و درزمان ظهور امام زمان با همسراشون به ادامه زندگی میپردازند تا اینکه مرگ واقعی شون برسه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: با نظر به آیۀ 22 سورۀ حدید که میفرماید: «مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا ۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ» هیچ گزند و آسیبی در زمین و در وجود خودتان روی نمی دهد مگر پیش از آنکه آن در کتابی [چون لوح محفوظ] ثبت است، بی تردید این بر خدا آسان است. باید متوجه بود اینطور نیست که اینگونه شهادتها و مرگها اتفاقی باشد. ثانیاً: به نظر میآید اکثر این جوانان عزیز رجعت میکنند تا با حضور بیشتری خود را تجربه کنند و از این جهت هم اکنون هم میتوانیم به صورتی خاص از حضور آنها بهرهمند گردیم. توصیه میشود از مباحث «معرفت نفس» غفلت نشود. https://eitaa.com/tafakorism/3776 و https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87 موفق باشید
در بحث ظهور اسما الهی بنظر من در سفر دوم: اسم حق(مابقی از آن) در سالک تجلی و ظهور می کنه در سفر سوم: اسم بصیر ( مابقی از آن) در سفر چهارم: اسم خبیر که ظاهر و باطن همه ی اسم ها در وجود سالک ظهور جمالی و جلالی کرده. نکته :منظور من اسم غالب در این سفر هاست که راهی برای دیگر اسم ها می شود. بنظر شما این نظر خوبی هست؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد نباید معطل این سؤالات باشیم که نوعی نظر به کیفیتها است. در حالیکه از مولایمان حضرت علی«علیهالسلام» در دعای صباح داریم که او : «وَ جَلَّ عَنْ مُلاَّئَمَةِ كَيْفِيّاتِهِ» برتر است از چگونگی ها. و این یعنی: «گر نپرسی زودتر کشفت شود». توصیهای که جناب خضر به حضرت موسی«علیهالسلام» فرمودند. کتاب «مصباح الهدایة از امام خمینی (ره) در رابطه با عرفان حرف ها دارد و عرایضی در شرح آن کتاب شده است می توانید به آن شرح رجوع فرمایید https://lobolmizan.ir/sound/653?mark=%D8%B4%D8%B1%D8%AD موفق باشید
سلام و عرض ادب ببخشید استاد در پاسخ سوالی فرموده بودید که در بحث باردارشدن، این روح است که رحم خود را انتخاب میکند؛ این انتخاب بر چه مبناییست؟ آیا کسی که هیچ وقت انتخاب نمیشود، ایراد از اوست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جایی که انتخاب، ذاتیِ روح انسان است میتوان گفت از همان ابتدا یعنی در عهد اَلَست، هر روحی میتواند رحمی که مناسب خودش است را انتخاب کند. میماند که ممکن است رحمی زمینۀ پذیرش روحی که بتواند در آن میدان رشد کند، نداشته باشد و اینجا است که آن خانم چنانچه فعالیتهای لازم را جهت تشکیل جنین انجام داد ولی نتیجهای حاصل نشد؛ باید راضی به قضای الهی باشد که در جای خود نوعی حضور در ایمان به حساب میآید. موفق باشید
