بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41590

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و علیکم آقای طاهرزاده 1_ توحید از سه بخش ذات،صفات،افعال تشکیل شده؛ چگونه توحیدم رو قوی کنم؟ 2_ با توجه به حدیثی که امام صادق فرمودند اعرف امامک و... چرا باید امام زمان رو بشناسیم؟ 3_برای مطالعات در عرصه مهدویت ، چه موضوعاتی رو پیشنهاد می کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- توحید حقیقی همان توحیدی می‌باشد که به حکم «من عرف نفسَهُ عرف ربّه» با معرفت نفس پیش می‌آید و این تقسیمات سه گانه مربوط به مباحث استدلالی در مقابل منکران توحید است 2- امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف» نهایتِ انسانیت انسان می‌باشند و از این جهت باید آن جایگاه، شناخته شود. 3- در این مورد می‌توانید به کتاب «بصیرت و انتظار فرج»https://lobolmizan.ir/book/244 رجوع فرمایید. موفق باشید

41416
متن پرسش

سلام استاد متنی در ادمه پرسش ۴۱۳۹۱ نوشتم و دوست داشتم نظرتان را بدانم. 🔸ای پیامبر معجزه‌ات کو؟! ✍علی جلالی وقتی در غار ظلمانی تاریخ از عالم پُر زرق و برق امروز گوشه‌گیری کرده بودیم و شاید برخی‌هایمان از سر حسرت به زرق و برقش می‌نگریستیم و تمنایش می‌کردیم، کدام فرشته وحی به ما گفت: بخوان! و ما هاج و واج به هم می‌نگریستیم تا آنکه درخشش کلمات را در قلب‌های همدیگر دیدیم. آینه‌وار نوشته قلب‌هایمان در قلب دوستانمان افتاده بود. و خواندیم و به پیامبری مبعوث شدیم. هر دوره ظالمی داشته است و پیامبری که به تقابل با او مبعوث می‌شده و اکنون که ستمگران همه زمین در یک جبهه‌اند، یک ملت به پیامبری مبعوث شده‌اند تا چون یک تَنِ واحد رودرروی آنها بایستند. دوستی دیشب از من پرسید: "اگر ما به پیامبری مبعوث شدیم، پس معجزه خدا کِی ظاهر می‌شود؟" گفتم: هر پیامبری را معجزه‌ای است و لابد هرکدام از ما هم معجزه‌ای در جانمان داریم که به وقتش دشمنان را به عجز درمی‌آورد و آیا این ایستادنمان وقتی که هر ملتی می‌گریزد، معجزه نیست و دشمن را ناتوان نکرده؟ گفت: "ولی یک معجزه واضح‌تر می‌خواهم. کجاست کتابِ محمد؟" گفتم: "مگر در آن تاریکی که بودیم نوشته‌های جانمان را نخواندیم؟ که به ما گفتند: کتاب جانتان را بخوانید! "ٱقْرَأْ كِتَٰبَكَ كَفَىٰ بِنَفْسِكَ ٱلْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبا". گفت: "دمِ حیات‌بخش مسیحا کو؟" گفتم: "پس قلب‌های مرده ما چگونه زنده شد؟ و وقتی در غم شهادت ولی‌مان بودیم مگر از نفَس‌های گرم همدیگر زنده نشدیم و آتشی در وجودمان شعله نگرفت؟" گفت: "حال که دشمن چنین نزدیک است، عصای موسی کو تا ماران را ببلعد و نیل را بشکافد؟" گفتم: "پس خلیج را ندیدی که بی‌زحمت شکافتن، سدِ عبور فرعونیان شد و مگر عصای موسی جز تکه چوبی بود که در دستش گرفته بود و بر آن تکیه می‌زد؟ در دستِ ما امروز چیست؟ آیا همان تکه چوب نیست که پرچمی بر آن افراشته‌ایم و ملتی به آن تکیه‌ زده است و ماربچگان داخلی و خارجی را با همه سحر و سلاحشان مایوس کرده؟" "شاید آن روز که سلاحی به میدان آورده بودند و مانند ساحران فرعون، اول رو کردند، ترسیدیم [فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِۦ خِيفَة مُّوسَىٰ] ولی امروز پرچمی در دستان ماست که همه تدابیرشان را می‌بلعد و اگر فریب‌خوردگان این امت، چون ساحران چشمی بینا داشته باشند، به معجزه اتحادمان ایمان می‌آورند و از فرعونیان می‌بُرند و "ما" می‌گردند. ای پیامبرانِ امروز! باید به قلب‌هایمان بنگریم و معجزه‌هایمان را بیابیم. هر کدامتان معجزه‌ای دارید: قدمی استوار، قلمی روشنگر، دستی خیرخواه و قلبی پُر مِهر. معجزه تو چیست؟ کتابِ جانت را خوانده‌ای؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً همین‌طور است و ملتی برانگیخته شده‌اند تا جهان دیگری که جهان آخرالزمانی است با ساحتی خاص، به ظهور آید و معلوم است که بعثتِ آخرالزمانی از جنس به میان‌آوردن عصای موسی«علیه‌السلام» نیست، همان‌طور که قرآن متذکر روح و روحانیتی است در جان‌ها. بعثتِ آخرالزمانی انسان را در انسانیت‌اش به خود می‌آورد تا در انسانیت خود، خود را جستجو کند و این حضور است که زمینۀ حضور انسان کامل را فراهم می‌کند و این است راهی که به ظهور انسان کامل می‌انجامد و مردم ما بحمدالله در این میدان حاضر شده‌اند و عجیب است دقت خاص رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای که در ابتدای اولین پیام خود اشاره به آیۀ 106 سورۀ بقره اشاره کردند که می‌فرماید: «مَا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا» اگر خداوند آیه‌ای از آیات خود را از صحنه خارج کرد، حتماً آیه‌ای همانند آن و یا بسی برتر را به میان می‌آورد. ملاحظه کردید که در پیام خود به زیبایی تمام فرمودند: 
«آیه‌ای که در صدر این نوشتار آوردم به این معنی است که هیچ آیتی از آیات الهی نیست که یا مهلتش تمام شود یا به فراموشی سپرده شود مگر اینکه از ناحیه حضرت حق جل و علا، مثل یا برتر از آن بجایش داده شود. مناسبت استفاده از این آیه شریفه این نیست که این بنده در حد رهبر شهید باشم چه رسد به اینکه بخواهم برتر از ایشان فرض شوم؛ بلکه جهت ذکر آیه مبارکه توجه دادن به نقش بجا و پررنگ شما ملت عزیز است. اگر آن نعمت عظما از ما سلب شد، بجایش بار دیگر حضور عمارگونه ملت ایران به این نظام اعطاء گشت. این را بدانید اگر قدرت شما در صحنه ظاهر نشود نه رهبری و نه هیچ یک از دستگاه های مختلف که شأن واقعی آن‌ها خدمت به مردم است کارآئی لازم را نخواهند داشت.» 

و این است آن حضوری که خداوند به حکم: «لِیَقْضِیَ اللهُ أَمْراً کانَ مَفْعُولاً» بنا دارد در این تاریخ از طریق این مردم رقم بزند.امری که یک وجه از وجوه آن را دیروز در تظاهرات میلیونی مردم آمریکا علیه ترامپ در شهرهای مختلف می‌توانید ملاحظه بفرمایید. https://eitaa.com/akhbarefori/442973 موفق باشید        

41256
متن پرسش

سلام علیکم استاد عزیز: حقیقتا ما دل هامون خیلی بی قراره. حتی بزور راه میریم و نفس می‌کشیم. چون دنیا بعد حضرت آقا برای ما معنی ای نداره. قطعا شهادت حضرت آاقا چراغیست که مسیر را مشخص می‌کنه، اما سوال های داشتم استاد که اگر جواب بدین آروم تر میشم. اینکه شهادت آقا بداء است یا جزو علامت های ظهور؟ اصلا ظهور نزدیکه یا نه؟ ما تو جنگ نظامی و سخت هم آمریکا و اسرائیل رو شکست میدیم؟ و اینکه آینده انقلاب و رهبری بعدی چگونست و در آخر اینکه در حال حاضر وظیفه ما چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت بزرگی در پیش است. به حضور تاریخیِ جهان استکبار بیندیشید که گمان می‌کرد تمدنی را به میان آورده که نهایی‌ترین تمدن است با حضوری نرم که جوابگوی نیازهای بشر آخرین دوران است. با این تصور که راز بقای آن تمدن چنین خواهد بود و حال ملاحظه کنید روزگارش به جایی رسیده که برای بقای خود مجبور شد این‌گونه لشگرکشی کند در مقابل یک مرد ۸۶ ساله، به امید آن‌که با شهادت او از خطر اضمحلال رهایی یابد. و این‌جا است که اگر به آنچه در شهادت حضرت سیدالشهدای انقلاب با نگاه تاریخی بنگریم، متوجه می‌شویم جبهۀ استکبار با این کار خود تمام معنای خود را از دست داد و عملاً گور خود را کند. و این است معجزۀ شهادتِ حضرت امام خامنه‌ای در تاریخی که اتفاقات به سرعت جلو می‌رود. موفق باشید    

41239

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض احترام: شما در پاسخ به سوال ۴۰۱۸۲ فرمودید «ملت‌ها با رژیمی روبرو خواهند بود که هیچ حقی برای آن ملت‌ها قائل نیست اگر آن حق، موجب استقلال و تواناییِ آن ملت در مقابل رژیم صهیون که نماد کامل استکبار در این زمانه است؛ باشد.» بنظر می‌رسد این امر طبیعی باشد. زیرا هر ملتی تلاش می‌کند توانایی دشمنان خود را تضعیف کند. پس رژیم صهونیستی نیز نباید حقی برای ملت هایی که قصد نابودی آن را دارند قائل شود. ایراد این استدلال چیست؟ سپاسگزارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ولی زیبایی زندگی در آن است که هر ملتی و هر دولتی نسبت به حقوق دیگر ملت‌ها احترام قائل باشد و این غیر از آن است که عده‌ای به بهانۀ قومِ برگزیده، زندگی مردمانی همچون مردم فلسطین را نادیده بگیرند. موفق باشید

41209

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی: سلام علیکم. جوانه ی تازه از خاک سرزده را دیده اید؟ به کدامین سو می رود؟ دنبال چه می گردد؟ تشنه ی نور است. هر کاری هم بکنی هر چه هم مانع بشوی باز او از لابلای تمامی تاریکی ها روزنه ای برای رفتن بسوی نور می یابد و می رود؛ هر گونه که باشد. در رابطه با سطح دو و تحصیل فقه با موارد زیادی از اساتید -از جمله محضر حضرت عالی طرح سوال نمودم که اجمالا فرمودید به فقه بروید. لکن باز که به خود باز می گردم می بینم دلم نمی خواهد، با صد دلیل و منطق هم دلم نمی خواهد، باز دنبال راهی برای فاصله گرفتن از فقه می یابم. نمی‌دانم مانع چیست؟ نمی دانم چرا دلم راضی نمی شود؟ نمی دانم چرا این نور عظیم در دلم راهی نمی شود؛ آخر هرچیزی لیاقت می خواهد و من نیز کم اشتباه نداشته ام حالا چطور می خواهم ورود در بزرگ ترین ساحت قدس اله داشته باشم؟ نه تنها در حد معمول نمی فهمم حتی خودم را برای جدیتی که دارم، نمی توانم تصور کنم که جدیتی در این ساحت به خرج دهم. گاهی به کودکی و نوجوانی ام می نگرم که در فضای حوزوی تنفس نکرده ام که گاهی البته مرا از بودن در حوزه مردد می‌کنند، اما هیچ جایی نیز سراغ ندارم که بروم و بتوانم شاد باشم. بگذریم نمی دانم چکار کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که توجه به علم فقه، غیر از توجه به اخلاق و عرفان است. علمی است که باید آن را آموخت و جواب یکی از ابعاد شخصیتی خود را که آموختن است، از آن طریق داد و معلوم است که نباید به میل خود در این مورد توجه نمود باید به روحیه‌ای که طالب دانایی‌ها می‌باشد نظر کرد. موفق باشید 

41144

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: سوال از آقای استاد طاهرزاده عزیز، فردی هست که می‌گوید علم نجوم بلد هست و یک سری پیشگویی هایی می‌کند و البته در صحبتها مدافع انقلاب و رهبری هم هست دنبال کردن صحبتهای ایشان اشکالی ندارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علمای ما علم نجومی که در میدان پیشگویی‌ها ورود می‌کند، مردود می‌دانند زیرا عموماً با توهّمات و القائات شیطانی همراه است. و البته آن غیر از علوم نجومی است که ستارگان را برای تعیین اوقات شرعی رصد می‌کنند. موفق باشید

42004

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: ابتدا تشکر می‌کنم از اینکه با سعه صدر به همه پرسش‌ها با این وسعت پاسخ می‌دهید، استاد گویا در تحلیل اشخاص و دیدگاه ها و رخدادها «علی الاصول نظر دیگری داشتم» را بالکل نادیده می انگارید، فهم کردن مسوولان و اهالی مذاکره و تفاهم یک بحث است و نوع کنشگری و اخذ موضع در قبالشون بحثی دیگر که از جانب شما تایید است و انتشار بدون در نظر گرفتن «علی الاصول..» ، در ثانی آیا امثال ثابتی و ایزدی و نبویان مصداق وجود نیستند و نباید فهم شوند یا عده ای شعارزده و هیجانی هستند؟ آیا نوع برخورد رهبری شهید با امثال هاشمی باید الگوی برخورد امت با مسئولان منحرف باشد؟ پس نقش خواص چه می‌شود؟ آیا وظیفه علی علیه السلام و ابوذر در قبال خلیفه یکی است؟ تکلیف «این عمار» چه می شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : البته عنایت دارید که حکایت ما حکایت گفت و گو می‌باشد، به امید آنکه در دل این نوع گفتگوها فهمی تاریخی پیش آید. اینجا است که هر کس باید با نظر به شرایط تاریخی و افقی که با مدنظر قرار دادن تمدن اسلامی پیش می‌آید ، جایگاه حرف‌های  افراد را بررسی کند و حتی اگر نگاه او با بعضی افراد متفاوت است تعهد و دلسوزی آنان را نادیده نگیرد همه عرض بنده درتذکرات نودگانه «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor  در همین رابطه است و گمان می‌کنم با انس ممتد با آن تذکرات بتواند افقی را برای فهم تاریخی خود در مقابل رفقا بگشاید تا تفکر کنند از آن جهت که تفکر حقیقی، تاریخی می‌باشد. موفق باشید

41988
متن پرسش

سلام علیکم: مجدداً بر حضرت استاد طاهرزاده تا همین‌جا خیلی مصدع شدم و همان‌طور که فرمودید این بحث دامنه‌دار و مفصل است. با این حال با توجه به اشتراک حداکثری در مبانی فکری و قرابت فکری با مخاطبان حضرت عالی، بنده مناسب دیدم با ذکر برخی دیگر از یافته‌هایم در عالم جزئیات و صغرویات بحث را ادامه دهم چون سخت معتقدم بدون شناخت عالم جزئی و عینی، بصیرت‌های کلی ضامن توفیق و گشایش نیست الا ما رحم ربی. چارچوب تحلیلی استاد گرامی متشکل از اصولی چون توجه دادن به افق حیات معنوی متعالی برخاسته از لایه‌های عمیق معارف دینی است که اغلب چهره‌ها و پیروان انقلاب از آن غافل یا جاهل هستند. تأثیر حیات‌بخش و نجات‌بخش لمس این معارف آنچنان است که استاد گرامی مدارای سیاسی با جریان غربگرا را برای ظهور یک اجماع معرفتی جدید برای عبور از غرب و غربگرایی توصیه می‌کنند. این خلاصه آن‌چیزی است که بنده از مجموع تألیفات و فرمایشات شما در این سال‌ها برداشت کردم و در این مختصر قابل بیان است. حالا بنده این تجویز کلی و کل‌نگر و آینده‌گرایانة جناب استاد که با چاشنی خوش‌بینی عرفانی و مهدوی همراه است (و قطعا بی‌وجه نیست) را در کنار شناخت جزئی میدانی خود از گذشته و اکنونِ کارنامة حکمرانی فاجعه‌بار نظام و ارگان‌هایش می‌گذارم که شدیداً متأثر از فعالیت شبکه گسترده و مرتفع و عمیقِ نفوذ بوده که پیشاپیش امکانات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری شکل‌گیری هر اجماع معرفتی انقلابی را نیز از بین برده است! این بحث بسیار مفصلی است اما اجمالا برخی سرفصل‌های کلی آن را ذکر می‌نمایم. این مطالب را به طور مفصل‌تر در کانالم در ایتا @criticalknowledge توضیح داده ام. ۱. سابقه فعالیت شبکه اطلاعاتی ناتو (خاندان ریپورترها) و شبکه زیتون (خاندان عالیخانی) در نظام سیاسی ایران قبل و بعد انقلاب با نظر به تحقیقات محققینی چون عبدالله شهبازی و پیام فضلی‌نژاد. مطالب در کانال با هشتگ #شبکه_زیتون قابل دسترسی است. در ادامه نمونه‌های مهم از کارنامة نیرنگ‌آمیز و خونین این شبکه را در جمهوری اسلامی ذکر می‌کنم. ۲. دستکاری و جرح و تعدیل در نیروی انسانی نخبه و فکور در جمهوری اسلامی از طریق: ۲.۱. قتل نخبگان انقلاب (مطهری و بهشتی): دلایل: نقش عامل اطلاعاتی ناتو از فرانسه در تشجیع گودرزی به ترور شهید مطهری؛ ۲.۲. شواهد فعالیت شبکه اطلاعاتی ناتو و شبکه زیتون در پوشش مجاهدین خلق طبق الگوی عملیات گلادیو در ایتالیا که ترورهایی چون ترور شهید بهشتی و دیگران به اسم گروه‌های چپ تمام شود و نه سرویس‌های غربی. نتیجة فرعی: مشروعیت‌زدایی از ایدئولوژی چپ با هدف اعاده هژمونی لیبرال. ۲.۳. تماس برقرار کردن با چهره‌های سیاسی طرفدار سازش چون هاشمی و روحانی در ماجرای مک‌فارلین ضمن ایجاد روابط سازمانی مخفی و حمایت سیاسی از آن‌ها با هدف تغییرات اساسی ضدانقلابی در سیاست‌های پسا-خمینی. کد خاص: شبکه زیتون اسرائيل واسطه مذاکرات هاشمی-روحانی با دولت نومحافظه‌کار یهودی ریگان است. منوچهر قربانی‌فر از اعضای این شبکه است. ۲.۴. انزوای اجباری نخبگان انقلابی باقی‌مانده برای حذف موانع تجدیدنظرطلبی ضدانقلابی: نمونه‌ها از دیروز: انزوای سید مرتضی آوینی و سید عباس معارف و داوری اردکانی بعد از جنگ. نمونه‌های اخیر: تبلیغات عجیب داير بر دروغ و هتاکی در فضای رسانه‌ای و مجازی علیه چهره‌های سیاسی نخبه انقلاب مانند احمدی‌نژاد، جلیلی، حسین شریعتمداری، فؤاد ایزدی، رسایی، ثابتی، صمصمامی، جبرائيلی و ..... شاهد: در برخی از اکانت‌های هتاک به نخبگان انقلابی، سوابق قضایی و امنیتی دیده می‌شود که به نظر می‌رسد آلت دست شبکه نفوذی در دستگاه اطلاعاتی و قضایی شده‌اند  ۲.۵. شاهد خاص برای اینکه یک برنامه سازمان‌یافته تحت هدایت شبکه اطلاعاتی دشمن برای استحاله فکری نخبگان در جریان بوده است: سیل ترجمه کتب اندیشه سیاسی لیبرال بعد از انقلاب به دست عزت‌الله فولادوند فرزند یکی از عوامل بلندپایه رژیم سابق در وزارت نفت که پایگاه منافع کنسرسیوم بود و سابقه همکاری فولادوند با انتشارات بهایی قبل انقلاب. (منبع: ارتش سری روشنفکران، پیام فضلی نژاد) ۲.۶. برکشیدن چهره‌های فکری نفوذی مؤتلف با طبقه حاکمه غرب در نظام دانشگاهی و تصمیم‌سازی جمهوری اسلامی با هدف استحاله فکری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی و دادن مشورت‌های استعماری به مسئولین بلندپایه. نمونه خاص قابل اثبات: محمود سریع‌القلم با روابط سازمانی نزدیک و واضح با شبکه اندیشکده‌های خاندان راکفلر (داووس، بیلدربرگ، کارنگی) و دیدار شخصی (طبق اعتراف خودش) با دیوید راکفلر ملعون که مؤتلف آمریکاییِ بزرگِ خاندان یهودی روچیلد اروپایی، مؤسسین اسرائيل هستند. ۳. بسیار مهم: توطئه‌های ترکیبی شناختی-امنیتی برای بی‌آبرو کردن جریان انقلاب و حزب‌اللهی و اثبات عینی تبلیغات ناتوی فرهنگی دایر بر اندیشه لیبرال جدید و دال بر بدعاقبتی ایدئولوژی‌های آرمان‌گرا: ۳.۱. قتل‌های زنجیره‌ای با عاملیت نفوذی بلندپایه شبکه زیتون، سعید امامی، بهایی و یهودی مخفی متظاهر به اسلام و تقوا در وزارت اطلاعات. ۳.۲. حادثه کوی دانشگاه با آلت فعل کردن برخی جوانان حزب‌اللهی و هدایت آنها به داخل کوی و ضرب و شتم دانشجویان کوی با زنجیر و میل‌گرد!! (این جنایت نه توجیه دینی داشت نه توجیه سکولار سیاسی یا امنیتی. دانشجویان معترض به قتل‌های زنجیره‌ای و بستن روزنامه سلام بعد از یک تظاهرات مسالمت‌آمیز در بیرون کوی با شعارهای نه چندان تند، به کوی برگشته بودند و داشتند می‌خوابیدند!). ۳.۳. این دو حادثه مشکوک عجیب که علی الظاهر به دست نیروهای حزب‌اللهی انجام شد موجب طلاق عاطفی و فکری گسترده و دائم جامعه دانشگاهی و فعالین سیاسی و رسانه‌ای با نظام ولایت فقیه و جریان انقلابی شد و تصویر ناتوی فرهنگی از انقلاب دایر بر آرمان‌گرایی سرکوب‌گر، وحشی و متحجر را جا انداخت. با این حال، این همه، حاصل طراحی و هدایت شبکه زیتون بود با حضور جدی در وزارت اطلاعات کشور! یکی از واکنش‌های سیاسی بزرگ موارد ۲.۵ و ۳، ظهور جریان تجدیدنظرطلب اصلاحات بود که به آرمان‌های انقلاب پشت کرد و تا امروز بر کشور حاکم است. ۴. ترویج سیستماتیک فساد مالی در بین مسئولین برای نمک‌گیر کردن آن‌ها و امکان کنترل و تأثیرگذاری بر آن‌ها. شاهد عام: سونامی عجیب فساد در نظام برآمده از انقلاب اسلامی و ولایت فقیه. شاهد خاص: افشاگری‌های آقای احمدی‌نژاد از حضور شبکه زیتون در وزارت اطلاعات و نقش آن در ترورها و سرکوب‌ها و شورش‌ها و مفاسد مالی مسئولین: https://eitaa.com/criticalknowledge/2744 https://eitaa.com/criticalknowledge/3330 https://eitaa.com/criticalknowledge/6252 https://eitaa.com/criticalknowledge/6286 ۵. از دهه ۱۳۸۰ با ظهور موفقیت‌های فوق‌العاده نیروهای نظامی در عرصه موشکی و منطقه‌ای شبکه زیتون اقدامات ترور گسترده خود را علیه دانشمندان و سرداران آغاز کرد. ترورها به راحتی با توجه به حضور شبکه در وزارت اطلاعات و دسترسی به تمام اطلاعات محرمانه کشور صورت می‌گیرد. آقای احمدی‌نژاد در این باره مطالب خاصی را افشا کرده است در همان لینک‌های بالا. ۶. از دستکاری شبکه در اندیشه اقتصادی پساجنگ نیز بگذرم. اجمالاً اشاره می‌کنم به برنامه تبادل دانشجوی گروه اقتصاد شریف تحت ریاست مسعود نیلی با دانشگاه شیکاگو (متعلق به خاندان راکفلر) که جالب‌ترین خروجی آن مدنی‌زاده وزیر اقتصاد فعلی است! ۷. در رابطه با جزئیات عملیاتی، احتمال جدی استفاده از پرستوهای موساد برای مسئله‌دار کردن مسئولین مانند پرونده جفری اپستین وجود دارد. کد جالب: جفری اپستین با عدنان قاشقچی از دست‌اندرکاران معاملات ایران‌-کنترا ارتباط داشت و از نقش شبکه زیتون اسرائيل نیز در مذاکرات مک‌فارلین پیشتر گفتم. ۸. لذا شبکه زیتون اسرائيل و شبکه اطلاعاتی ناتو از انگلیس (تحت هدایت روچیلدها) با یک دستکاری گسترده در نظام سیاسی و اندیشه‌ای کشور از طریق عملیات‌های ترکیبی شناختی-امنیتی، ترورها، حذف یا انزوای چهره‌های نخبه انقلاب و برکشیدن متفکرین وابسته استعماری، نظام را به قهقرا برده است. ۹. نتیجه نهایی اینکه بدیهی است رسیدگی به این هیولای امنیتی نفوذ و فریب‌خوردگان و وابستگان و آلت دست‌های مستقیم یا غیر مستقیم آن (مانند پزشکیان و قالیباف)، خیلی با بحث‌های اندیشه‌ای و فلسفی ممکن نیست. شبکه نفوذ با امکانات سخت‌افزاری و عواملش، اصولا اجازه شکل‌گیری دیالوگ‌های معرفتی که موجب تنبه جریان روشنفکری شود را نمی‌دهد و به افرادی که توان دیالوگ معرفتی دارند نیز میدان نمی‌دهد. عاقبت خونین شهید مطهری و بهشتی و عاقبت شاگردان مرحوم فردید شاهدی بر این امر است. اگر راه معرفتی ممکن باشد تنها با افشای تاریخ ناگفته عملیات پیچیده شناختی شبکه نفوذ مسیر است که آن هم اغلب با استنکار و انکار جریان روشنفکری/اصلاحات تحت عنوان تئوری توطئه مواجه می‌شود. حملات عجیب به صدا و سیما برای حذف آخرین پل ارتباطی جامعه فکور انقلابی با عامه مردم در این راستا است. انگ تندرو زدن به چهره‌های نخبه انقلاب نیز در همین راستا است. ۱۰. نتیجه نهایی: بدون رسیدگی پژوهشی و عملیاتی به نقش گسترده شبکه نفوذ در شؤون مختلف نظام و کشور، دیالوگ‌های معرفتی و فلسفی به تنهایی بسیار بعید است تحولی در تفکر سیاسی غالب کشور ایجاد کند. چنانکه قبلا عرض شد بنده در کوتاه مدت نیز برخود انتقادی جدی با جریان وفاق که متأثر از تفکر استعماری و شبکه نفوذ است را ضروری می‌دانم چون دقیقاً در راستای نجات اسرائيل و فرصت دادن به دشمن برای طرح‌های براندازانه بعدی عمل می‌کند. عذرخواه از تصدیع و تشکر از حسن توجه استاد ربانی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که درhttps://eitaa.com/matalebevijeh/23124 عرض شد ما را گفت و گویی در میان است بدون آنکه بنده بخواهم امری را به جناب عالی و امثال جناب عالی آموزش دهم .
نمی‌دانم باید سبکی که ما در جهان باید حاضر شویم را مدارای سیاسی بنامیم یا تذکر به افقی که بشر جدید در معنای خود سخت بدان نیاز دارد. مطالب آقای فضلی نژاد و مطالب مربوط به آن نگاه را سال‌های گذشته دنبال می‌کردم و البته مهم افقی است که از طریق انقلاب اسلامی در مقابل مردم ما گشوده شد و در این راستا بسیاری از نقشه‌های جریان‌هایی که متذکر شدید به طور طبیعی  خنثی شد و ملاحظه فرمودید که چگونه افراد و جریان هایی که نام بردید  به حاشیه رفتند به همان معنای عبور از آنها در عین آگاهی کلی از نقشه آنها که رهبر شهیدمان تحت عنوان تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی به طور معجزه آسایی انقلاب را از آن نقشه‌های بسیار پیچیده عبور دادند و حال ما بودیم که با حضور انقلابی مردم آنان را در میدان انفعال هرچه بیشتر مجبور کردیم تا با ناشی‌گری‌های هرچه بیشتر جایگاه خود را خراب و خراب‌تر کنند هرچند تا آنجایی نفوذ داشتند که گویا آن رهبر شهید فرموده باشند حتی در پشت اتاق من هم جاسوس هست و عجیب است که ما را حضور دیگری در این تاریخ به میان آمده که اگر بر آن تاکید نماییم همانطور که اسلحه‌های آن‌ها با همه آن قدرت کاری از پیش نبرد سایر فعالیت‌های آنان با همه پیچیدگی هایش کاری از پیش نمی‌برد مشروط بر آنکه بر افق قدسی و تمدنی خود بسیار حاضر باشیم آنطور که آن رهبر شهید بر آن تاکید داشته‌اند اینجا است که باید بر مسیر اصلی انقلاب اسلامی تاکید شود وگرنه همانطور که متذکر شده‌اید امثال آقای احمدی نژادها با روبرو شدن  با آن باندها گمان می‌کنند  که انقلاب در همین محدوده‌ها متوقف می‌شود و به جای آنکه همانند آن رهبر شهید سعی کنند با روحی که در کلیت نظام و انقلاب دمیده می‌شود جهت‌گیری مردم ما را به سویی ببرند که هزاران حججی‌ها و حاج قاسم‌ها به میان آیند که گوششان بدهکار آن جریانی که متذکر آن هستید نباشند، امری که بنده نیز در طول زندگی خود آن را تجربه کرده‌ام. راستی اگر آقای احمدی نژاد ذیل آن رهبر شهید خود را ادامه می‌داد بهتر بود و یا اینکه راه دیگری را دنبال کرد و نتیجه آن بی‌ثمری شد با آن همه استعداد؟ چه شد که آقای احمدی نژاد با روبرو شدن با آن جریان‌های فاسد که به نام‌های مختلف در انقلاب نفوذ کرده بودند خود را باخت؟ آیا به جهت عدم درک حضور تاریخی انقلاب اسلامی نبود که کلیات موضوع را متوجه نشد؟ اینجا است که اجازه دهید باز تاکید شود آری صغرویات در جای خود مهم است ولی به جای مشغول شدن به آنها باید با تاکید بر جایگاه قدسی و تمدنی انقلاب اسلامی به طور معجزه آسایی از آنها عبور کرد. تجربه بنده که بیگانه نسبت به انقلاب و به جهت مسئولیت‌های اجرایی که داشته‌ام نسبت به آنچه فرمودید نیستم، تاکید بر آن دارم که به حضور نرم انقلاب اسلامی بسیار باید بیندیشیم تا آنجایی که ملاحظه فرمودید چگونه عراقی که صدام حسین  از آن خود می‌پنداشت و آنگونه به ما حمله کرد امروز این چنین به استقبال رهبر شهید آمدند و این است جایگاه ما برای عبور از همه صدام حسین های داخلی با حضور مردمی که در دل اجتماع  شب‌ها در میادین و حضور در آن تشییع فوق العاده ما نه تنها از اقتصاد لیبرالی عبور می‌کنیم حتی مطمئناً نظام اداری فردای ما نظام سیطره بروکراسی نمی‌باشد https://eitaa.com/matalebevijeh/23127  و البته نظر بنده نسبت به آقای قالیباف با نظر جناب عالی متفاوت است و همین جا است که اگر تمدنی بیندیشیم به جای حضور در تاریخ ردّ و یا قبول افراد سعی بر فهم و نگاه آنان خواهیم داشت و به آینده‌ای نظر می‌کنیم که در رابطه با آن آینده رهبر شهید مان فرمودند: «اگر ایران‌دوست هستید، یکی از علائم و شاخص های ایران‌دوستی شما این است که امیدآفرینی کنید؛ اگر یاس‌آفرینی کردید، نمی‌توانید بگویید ایران‌دوستید. شاخصِ عمده‌ی ایران‌ستیزی یاس‌آفرینی است، امیدسوزی است، القای ناتوانی است، القای بن‌بست است؛ اینها شاخص های ایران‌ستیزی است.» ( ۱۴۰۱/۰۸/۲۸). با آرزوی توفیق برای جناب عالی و احترام به دغدغه‌های ارزشمندتان. موفق باشید

41903

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلوک سیاسی در مکتب ولایت؛ از اختلاف نظر تا تسلیم آگاهانه در برابر حق یکی از آسیب‌های جدی در عرصه‌ی سیاست و فرهنگ، تقلیل بیانات رهبر جامعه به منازعات جناحی و استفاده ابزاری از کلمات ایشان برای اثبات پیش‌فرض‌های سیاسی است. در حالی که سخنان امام امت را باید در منظومه‌ای جامع، و با نگاه به مصالح کلان امت اسلامی و در چارچوب مسئولیت‌های الهی و قانونی، تحلیل و تفسیر کرد، نه با عینک سلایق محدود درون گروهی و کوچک! عبارت اخیر رهبر معظم انقلاب در مورد توافق روسای جمهور ایران و آمریکا که فرمودند: «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم»، در کنار پذیرش و اجازه‌ی اجرای تصمیم مسئولان، دربردارنده درسی عمیق برای تمامی جریان‌های سیاسی و مسئولین دلسوز است. سخنی که نشان می‌دهد اداره و هدایت جامعه‌ی اسلامی نه بر محور استبداد رأی و دیکتاتوری، بلکه بر پایه‌ی مسئولیت پذیری و مصالح امت برقرار و استوار می‌شود؛ بنابراین با توجه به این مطلب اگر کسی حتی تنها بر این فراز نورانی تکیه کند و بخش‌های دیگر را نادیده بگیرد، یا بالعکس، گرفتار قرائتی گزینشی و جناحی شده و به مرور زمان از ساختار مسئولیت الهی و قانونی خود نیز فاصله خواهد گرفت. در عین حال، این ماجرا درس دیگری نیز برای نخبگان، مسئولان و نیروهای مؤمن و دلسوز انقلاب دارد، و آن اینکه در یک نظام مبتنی بر ولایت، اختلاف نظر کارشناسی امری طبیعی است، چنانچه در طول تاریخ گزارش‌هائی مانند نظرات یاران پیامبر و یا ائمه (علیهم السلام) به ما رسیده است که تطبیق و یا عدم تطبیق نظراتشان با محور و ستون خیمه‌ی جامعه که شخص معصوم بوده، گواه اختلاف مراتب وجودی آنان در تحقق مقام و مرتبه‌ی معنوی آنان است، که در عرفان اسلامی از آن به ولایت که از مقامات بزرگ سلوکی می‌باشد تعبیر شده است؛ به عنوان نمونه در تاریخ ثبت شده که امیرالمومنین در طول مدت سی سال که با رسول خدا زندگی کرده، حتی در یک مورد چه در حضور و چه در غیاب وجود گرامی رسول الله در هیچ موردی اظهار نظر نکرده است! اصحاب و شیعیان خاص نیز با حفظ مراتب وجودی خود در قبال انبیا، اولیا در حد توان و تحقق مقام ولایت برای آنان همچنین بوده‌اند! این مسئله در دوران معاصر به وضوح مشاهده شده و ارتباط با امامین انقلاب نیز اینچنین بوده، در مورد رهبر جدید نیز اینگونه مشی خواص مانند سردار دل‌ها شهید حاج قاسم سلیمانی و امثال ایشان باعث شده تا با روحیه‌ی عبور از خود، و تبعیت از ولایت مصالح کلان را بر سلایق سیاسی خود ترجیح دهند و محبوب خدا و مردم شوند! البته چه بسا کسانی هستند که در مقام کارشناسی، تحلیلی متفاوت با امام جامعه دارند، اما هنگامی که تصمیم نهایی در چارچوب قانون و با ملاحظه‌ی مصالح امت و لحاظ نظرات ولی امر مسلمین اتخاذ می‌شود، با صدق واقعی و بدون هیاهو، رأی خود را فدای وحدت جامعه می‌کنند و با ستون خیمه‌ی انقلاب همراه می‌شوند و این همان ادب ولایی و بلوغ سیاسی است که امروزه جامعه اسلامی بیش از هر زمان دیگری به آن نیازمند است. نکته بسیار مهمی که متأسفانه گاهی از آن غفلت می‌شود، این است که رهنمودهای رهبر جامعه، نقشه‌ی نورانی راهی برای صیانت از امت اسلامی و فراهم ساختن زمینه‌ی رشد جامعه در مسیر بندگی خداوند متعال است و به هیچ عنوان این سخنان نباید صرفاً در چارچوب رقابت‌های سیاسی مصرف شود. یکی از این رهنمودهای اخیر پیام‌ عمیق و راهبردی رهبری در مورد توافق بود که فرمودند: «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم»! درسی برای همه‌ی عزیزان و دلسوزان مسئول تا از اسارت «منِ سیاسی» رهایی یافته و مصالح انقلاب و کشور را بر خواسته‌های شخصی و گروهی خود مقدم بدارند. وظیفه‌ی مسئولان در قبال ولی جامعه، تنها در اظهار محبت و حمایت زبانی خلاصه نمی‌شود. تقویت ایمان، کسب بصیرت، پرهیز از تفرقه، مسئولیت‌پذیری و خدمت صادقانه به مردم، از مهم‌ترین جلوه‌های وفاداری به مسیر ولایت است. و چه زیباست اگر رأی و تحلیل مسئولی با ولی جامعه موافق باشد، زیرا در مکتب اهل‌بیت (ع) و نحوه‌ی ارتباط اصحاب با آنان ثابت شده که ولایت‌پذیری مشروط به تحقق ولایت در یاران بوده و تطبیق باورها، اخلاقیات و رفتارهای اصحاب با ولی زمان خودشان نیز بر اساس همین تحقق ولایت است و این مطلب نه به معنای تعطیل عقل و اندیشه، بلکه به معنای عبور از خودخواهی و تسلیم آگاهانه در برابر حق می‌باشد. در نگاه سلوکی خاص شیعیان، هرچه انسان از خودخواهی و تعصب فاصله بگیرد، آمادگی بیشتری برای فهم صحیح حق، تبعیت آگاهانه و حضور مسئولانه در صحنه‌ی حضور با مردم و تقابل با دشمنان خواهد یافت، تا جائی که بزرگ‌ترین وظیفه‌ی یک مسئول ولایت مدار آن است که با جهاد نفس، زمینه‌ی تابش نور هدایت را در وجود خویش فراهم سازد و در پرتو آن، با مسئولیت‌پذیری، در مسیر عزت امت اسلامی گام بردارد. من این یادداشت را از یکی از اساتیدمون دیدم به نظر شما این یادداشت ها و دیدگاه ها بعد پیام رهبری برای مردم و جوانان میتونه مفید باشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چقدر خوب است که کاربران محترم متن فوق را چندین مرتبه بخوانند. آری! در کنار اجازه به مسئولان از طریق رهبری که در جایگاه خود، درس عمیقی بود از آن جهت که ادارۀ جامعه با استبداد به رأی جلو نمی‌رود. ولی ای کاش! به این بصیرت می‌رسیدیم که خداوند مسلماً به ولیّ فقیه جامعه به جهت حساسیت موقعیت ایشان عنایات خاصی دارند که آن عنایات منجر می‌شود تا رهبر جامعه به بصیرت لازم برسند و تبعیت کامل از ایشان یقیناً نتیجه‌ای بیشتر از آنچه ما در نظر داریم پیش می‌آورد و خوب است به این نکته بسیار بیندیشیم. موفق باشید  

41792
متن پرسش

سلام علیکم عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده حفظه‌الله: در حدیثی حضرت امام محمدباقر علیه ‌السلام فرمودند: «ما عرف الله من عصاه» پرسشم از استاد گرانقدر این است که: چه کنیم که خدا را بگونه‌ای بشناسیم که مانع گناه و معصیت شود؟ یقینا ما خدا را قبول داریم؛ خود را بنده‌اش می‌دانیم، او خالق و رازق و رب و پروردگار ماست، او مالک ماست، می‌دانیم او مالک قیامت است و... ولی با همه آنچه را که می‌دانیم باز هم معصیت و گناه می‌کنیم. شناختی که از خدای متعال که حضرت باقر علیه‌السلام آن را مانع انجام گناه می‌‌داند، چگونه شناختی است؟ از چه جنس شناخت است؟ راه و روش آن چیست؟ سپاسگزارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را صد مرتبه شکر که معنای عصیان را از طریق برگزیده‌ترین انسان هستی یعنی حضرت محمد مصطفی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» با ما در میان گذاشت و همۀ حرف را، آری! خدا می‌داند همۀ حرف را در یک کلمه قرار داد آن‌جا که فرمود: «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» خداوندا! چگونه این حقیقی‌ترین حقیقت بر زبان آن مرد الهی جاری شد که راز رستگاری که همگان به دنبال آن هستند، یک حضور بیشتر نیست. آری! فقط یک حضور، و آن این‌که «اویی» را بیابند که قابل آن است که واله و شیدای او شد و این با کتاب و درس و مدرسه و حتی استدلال نیست، باید به خود آمد و در جان خود متوجۀ او شد و در هر گناهی می‌‌یابیم که آن حضور و آن افق، مکدّر گشت تا آن‌جایی که جناب مولوی آن مردی که همواره آن حضور را تجربه می‌کرده است با خوردن یک لقمه بیشتر، ندا برمی‌دارد: «از برای لقمه‌ای این خار خار / از کف لقمان برون آرید خار». آری! حکایت معصیت، حکایت موانعی است که ما از محبوب‌مان که همواره در معیّت او هستیم و او در کنار ما است  محروم می‌شویم. پس تقوا و باز تقوا به همان معنای «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا». موفق باشید      

41780
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. استاد یک سوال که اکثر مردم دارند این است که چرا مسئولان مردم را در جریان اموری که می‌گذرد قرار نمی‌دهند؟ مگر مردم محرم این نظام نیستند؟ چرا باید ما بعضی از اخبار را ابتدا از سانه‌های دشمن بشنویم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه وظیفه مسئولان مربوطه است که مردم را در جریان تصمیمات کلی قرار دهند، بحثی نیست ولی به گفته یکی از مسئولان وزارت امور خارجه که در برنامه به وقت ایران تشریف آورده بودند باید متوجه بود هر تصمیمی امکان تغییر دارد پس نمی‌توان آن را به عنوان خبر مطرح کرد در حالی که هنوز نهایی نشده است ولی طرف آمریکایی با عملیات روانی خود اولاً سعی می‌کند با آن عملیات اگر بتواند تصمیم‌سازی کند. ثانیاً خبری که می‌دهد آنطور نیست که اگر غلط درآمد مسئولیتی در قبال آن داشته باشد. آری بعضا حدس می‌زنند و درست در می‌آید ولی ما نمی‌توانیم آنطورعمل کنیم. از این جهت باید اولاً سواد رسانه‌ای خود را تقویت کنیم. ثانیاً بنا به توصیه‌های اکید مقام معظم رهبری حقیقتاً به مسئولان اعتماد داشته باشیم از آن جهت که همه آن عزیزان با تصمیمات جدی در میدان هستند. باز تاکید می‌شود به سخنان رهبر معظم انقلاب که بر حفظ وحدت و انسجام و اعتماد متقابل تاکید دارند زیاد فکر کنید زیرا نقشه دشمن به تعبیر ایشان کاشتن بذر تردید و یاس و بدگمانی و اختلاف است. موفق باشید
به نظر می‌آید خوب باشد نامه آقای مقصودی  مجری برنامه ثریا و جواب استاد مهدی محمدی را همراه با آخرین سخن ایشان مدنظر داشته باشد 👇
سلام علیکم: پیرو مطلبی که در خصوص برنامه اینترنتی #خیابان_انقلاب — که در جمع مردم حاضر در میدان ولی‌عصر (عج) اجرا شد — نگاشته‌اید، همان‌طور که در برنامه نیز عرض کردیم، ما در این برنامه آمادگی داریم در گفت‌وگوهای دوسویه در خدمت مسئولان مذاکرات یا افراد نزدیک به تیم مذاکره‌کننده باشیم. لذا از جنابعالی دعوت می‌کنیم در این گفت‌وگوها حضور یابید تا با اشرافی که دارید، به تبیین دقیق موضوع بپردازید و به پرسش‌ها و ابهامات مردم و کارشناسان منتقد پاسخ دهید.
اساساً هدف برنامه اینترنتی #خیابان_انقلاب، طرح دغدغه‌ها و نگرانی‌های مردم و کارشناسان درباره تحقق ۱۰ شرط شعام و رهبری عزیز است و امیدواریم این مطالبه با پاسخگویی مسئولان یا افراد مرتبط مواجه شود تا ان‌شاءالله نگرانی‌های مردم برطرف گردد.
حتماً به مردم حق می‌دهید که با توجه به تجربه‌های پیشین از زیاده‌خواهی و فریب‌کاری دشمن در مذاکرات، و اعتماد برخی مسئولان به دشمن در ماجرای برجام، از روند کنونی نیز نگرانی‌هایی داشته باشند. باید به مردم و کارشناسان فرصت داد تا دغدغه‌های تخصصی خود را مطرح کنند، مبادا خدای‌نکرده «ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان»، کشور را به سمت تحمیل برجامی دیگر از سوی دشمن سوق دهد.
بی‌تردید اتحاد مردم با مسئولان در شرایط بی‌خبری از داخل و پروپاگاندای دروغین روزانهٔ دشمن، خدشه‌دار می‌شود. اگر مردم از ایستادگی مسئولان در برابر دشمن آگاه شوند، اتحاد ملی تقویت می‌گردد. بنابراین حضور جنابعالی و سایر اعضای مرتبط با تیم مذاکره‌کننده برای گفت‌وگو با کارشناسان و پاسخگویی به پرسش‌ها، بهترین کمک برای تبیین موضوع و افزایش اتحاد ملی است.امیدوارم دعوت برنامه «خیابان انقلاب» را بپذیرید و در روزهای آینده میزبان شما نیز باشیم. با احترام محسن مقصودی
"بسمه تعالی"جناب آقای مقصودی عزیز سلام علیکم: از اینکه من را به برنامه خود دعوت کرده اید سپاسگزارم. من بیش از نود شب است با خانواده خود هر شب در میدان ولیعصر می ایستم و بابت شدت اخلاص، ایمان و پایمردی مردم بر آنها رشک می برم. همه دارایی امروز ما همین مردمی هستند که عاشقانه و مومنانه پای انقلاب ایستاده اند و از هیچ فداکاری دریغ نکرده اند. از اهتمامی که برای تبیین مسائل برای مردم دارید ممنونم اما آنچه می کنید با هدفی که دارید منطبق نیست. همانطور که رهبران حاضر وشهید انقلاب مکررا هشدار داده اند تفرقه، امروز پروژه اصلی دشمن است و نمی توان به نام تبیین، ذهن و دل مردم را آشفته کرد و خیابان، یعنی اصلی ترین سرمایه امروز انقلاب اسلامی را به میدان تفرقه بدل نمود. مردم در خیابان باید دلگرم شوند نه دلسرد. من از روز اول جنگ، به حسب وظیفه، یک شب در میان، با انتشار فایل های صوتی با مردم سخن گفته ام و این کمترین وظیفه ای است که بر عهده من است. از این به بعد هم این کار را خواهم کرد. لذا من مشکل تریبون ندارم و انتظار نداشته باشید در برنامه ای مشارکت کنم که چند ساعت بعد از پیام رهبری درباره ضرورت تاب آوری مردم و اجتناب از تفرقه، در آن می نشینند و می گویند «مذاکره خیانت به خون امام شهید است»، «مذاکره کنندگان عقب مانده هستند» و قس علی هذا. اکنون زمانه حسن روحانی نیست که شما نگران برجام شده اید. غربگرایان مدت هاست دیگر بر کشور حاکم نیستند و نخواهند بود. کشور را سربازان و فدائیان ولی فقیه اداره می کنند. ایران عزیز ما امروز در میانه جنگ است و در این هنگامه، لرزاندن دل مردم، بی اعتماد کردن آنها به مسئولینی چون محمدباقر قالیباف که جانشان کف دستشان است و عمر خود را به مبارزه گذرانده اند، تعقیب اهداف یک جریان سیاسی خاص که در میانه جنگ به فکر بازی های سیاسی و انتخاباتی است و از همه مهم تر، سخن گفتن به گونه ای که گویی آمریکا و اسراییلی در کار نیست و هر مشکلی هست در داخل است؛ بازی در زمین دشمن و آب ریختن در آسیابی است که ترامپ و نتانیاهو آن را می چرخانند. خطای محاسباتی مسئولین زمانی رخ خواهد داد که انسجام و وحدت جامعه به چالش کشیده شود. آن روز است که مسئولان خطا خواهند کرد. ضرورت اطلاع رسانی درباره موضوع حساس و پیچیده ای چون مذاکرات، دلیل موجهی نیست تا به جان ذهن و روح جامعه بیفتیم و با نفرت پراکنی علیه سربازان ملت دشمن را به طمع بیندازیم. همین حالا دشمن در انتظار نشسته تا در صفوف ملت تفرقه ای ایجاد شود و 18 دی و 9 اسفند 1404 را تکرار کند. اگر چنین شد فاجعه رخ خواهد داد. مراقب باشید که آب در آسیاب دشمن نریزید، مردم را بی اعتماد و هراسان نکنید، و دشمن را درباره از دست رفتن انسجام داخلی در ایران به اشتباه محاسباتی نیفکنید که اگر چنین شد دوباره این خاک درمعرض تهاجم قرار خواهد گرفت و آنها که در این زمانه حساس قدر انسجام ملت را ندانستند و پروژه سیاسی خود را بر اوامر ولی و منافع و مصالح امت ترجیح دادند، مسئول خواهند بود. از زحماتی که می کشید و دغدغه و اهتمامی که دارید ممنونم.  مهدی محمدی 15 خرداد 1405
https://eitaa.com/mohammadi61/967 

41765

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: «امیر المومنین علی علیه السلام فرمودند: آبروی تو چون یخی جامد است و درخواست آن را قطره قطره آب می کند پس بنگر آن را نزد چه کسی فرو می ریزی...» میشه در حد توانتون ای روایت رو شرحش بدین؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نکات ظریفی در این جملات نهفته است که از محدودۀ شرحی که در این نوع سؤال و جواب‌ها بگنجد، بسی برتر و بالاتر است. موفق باشید

41720

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت شما استاد عزیز: استاد ببخشید یه سوالی در ذهنم داشتم؛ اینکه با وجود این همه مشکلات اقتصادی، فرهنگی، معیشتی، تربیتی، مدیریتی و حکمرانی، وجود فسادهای اخلاقی و جنایی زیاد، تربیت های نادرست، دین زدگی گسترده، نارضایتی مردم و... چرا بازهم باید از انقلاب و جمهوری اسلامی ایران طرفداری و دفاع کنیم؟ شاید بگویید که امروزه جمهوری اسلامی ایران، مرکزیت و مدیریت یک جبهه حق را بر عهده دارد و خب در این مسیر مشکلاتی هم هست. اما خب الان بعضی به دلیل بی اطلاعی یا هرچیز دیگری، زندگی آرام و با رفاه را در مدت عمر کوتاه خود ترجیح می دهند و کار به بقیه اش ندارند و دوست ندارند مبارزه طولانی مدت با کفر کنند. و خب از طرفی دیگر حکومت ما یک جمهوری است، و با اینکه حکومت ما مدیریت یک جبهه حق علیه باطل را دارد و اگر نابود شود تقریباً ممکن است جبهه مقاومت نابود شود، اما اگر مردم خود آن کشور آن حکومت را نخواهند که به نظر می‌رسد اکثریت حرفشان این است، پس تکلیف چیست؟ وظیفه ما چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در این‌که این ضعف‌ها هست؛ بحثی نیست. ولی با اینهمه اساساً قابل مقایسه با بقیۀ کشورها نمی‌باشد و همین انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است که این‌چنین در مقایسه با بقیۀ حکومت‌ها بسی بزرگ و آینده‌دار است در مقابل جهانی که در اوج بی‌آیندگی و پوچی، هر روز خود را گرفتار انواع بحران‌ها می‌یابند. چگونه از چنین الطافی که حضرت پروردگار به ملت ما نموده است که برای حفظ خود در جهانی که به سرکردگی استکبار بنا دارد ایران را تجزیه کند تا هیچ قدرتی در مقابل اسرائیل نباشد؛ غفلت کنیم؟

اگر جمهوری اسلامی یک. مثبت داشته باشد و همه آن نقاط مثبت آن را در نظر نگیریم همین مقابله با رژیم صهیونی باشد در دفاع از مردم مظلوم فلسطین به حکم «وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا.»

شما را چه شده که در راه خدا و [رهایی] مردان و زنان و کودکان مستضعف [ی که ستمکاران هر گونه راه چاره را بر آنان بسته اند] نمی جنگید؟ آن مستضعفانی که همواره می گویند: پروردگارا! ما را از این شهری که اهلش ستمکارند، بیرون ببر و از سوی خود، سرپرستی برای ما بگمار و از جانب خود برای ما یاوری قرار ده. موفق باشید

41544

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز ممنونم بابت پاسخ به سوال ۴۱۴۱۹ واقعا ادب اقتضا می‌کنه هر بار بعد از پاسخ به سوال ما از شما خیلی تشکر کنیم ولی فضای مجازی و دوری و ندیدن استادی که سالهاست از او مینوشی اما هیچ گاه حضوری او را درک نکردی خیلی سخته ،😭 استاد یه سوال داشتم در جایی فرمودید در پرسش ۴۱۳۹۹ فرمودید به حضوری ماورا زندگی و مردن‌ بیندیشید. استاد من می‌خوام این رو برام خیلی باز کنید درکی از آن ندارم ،خیلی این روزها بهم سخت میگذره انگار چاره ای و راهی جز شهادت نیست ،از طرفی طلبی که منیت در آن نباشه و تماما رضا باشه و تسلیم ،خب واقعا سخته انگار نمیشه در این نا ارادگی خود را نگه داشت ،استاد من یه راه حل یه نکته خاص به راهی می‌خوام که در ذالقعده که داره میاد باهاش سلوک کنم ،استاد این روزها هیچی نمی‌فهمم هیچی چرا اینقدر عقب ماندم و چه کنم که آرام بشم و اصلا آرامش این روزها جنسش چیه ؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته فکر بفرمایید که رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: «الآن قیامتی قائم» بدین معنا که آن حضرت ماورای حضور در دنیا و یا حضور در آخرت، بدون حضور در دنیا، از حضوری خبر می‌دهند که در اکنونِ خود، در حضور بیکرانۀ خود حاضر شده‌اند و این حکایت شریعت محمدی«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌باشد. و هرکس حقیقتاً در این مسیر حاضر شود با چنین حضوری در خود روبه‌رو می‌گردد بدون آن‌که زندگیِ دنیایی را ترک کند و دوری از دنیا را پیشه نماید. در این رابطه همۀ سخن در آن روایت مشهور نهفته است که می‌فرماید: «موتوا قبل ان تموتوا». موفق باشید

41499

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد عزیز باری در این چهل و اندی روز در مقابل مردم و عظمت مردم سر تعظیم فرورد آورده ام وبراین زمانه ای که نفس می کشم به برکت انقلاب اسلامی است سجده شکر در مقابل خدای متعال دارم .در تجمعات شبانه به این نتیجه رسیده ام که باید از انچه به این مردم رسیده است (مبعوث شدن مردم )هم قدر شناسی کرد .و هم به حسب وظیفه حراست . به این نتیجه رسیدیم که از طریق هنر این مبعوث شدن مردم را به نمایش دربیاوریم لذا بر آن شده ایم که سرفصل موضوعاتی که می توانیم از مردم بپرسیم به صورت کلی البته با استفاده از نظرات دوستان به سوالات خیلی ریز تبدیل کنیم . البته با نظراتی که از جنابعالی یاد گرفتیم که مثل شهید آوینی سعی کنیم راوی فقط باشیم و هنر مثل روایت فتح را به کار ببریم و فقط آنچه بر مردم می گذرد را به فرمایش شما اشارت کنیم . لطف بفرمایید در مورد این سوالات پاسخ های بیان بفرمایید < بسم الله الرحمن الرحیم > • سوالات : ۱ _مبعوث شدن یعنی چه ؟! ۲ _ مواردی که مثل این حادثه وجود دارد را ذکر کنید . ۳ _ آیا می توان حجتی بیاورید که کلام رهبری در آخرین سخنرانی هایشان به این مصداقی که امروز می بینیم مربوط باشد؟ ۴ _این مبعوث شدن آیا مثل مبعوث شدن های دیگر انبیا است ؟ ۵ _آیا می توان این مبعوث شدن و این خون حق وپاک امام شهید ، را لازم و ملزوم یکدیگر دانست و دلایل آن را شرح دهید . ۶ _ آیا در طول تاریخ مواردی هست از خون شهیدان که مردم را برانگیزد و این تحولات بدون هیچ دستوری به سرانجام برسانند ؛ به جز مورد مشهور مثل قیام کربلا و جنگ تحمیلی ، بنظر اساتید این امر درتایخچه ایران تاکنون بوده است؟ ۷ _آیا می شود گفت انسان جدیدی در جهان در حال متولد شدن است یا اینکه انسان به خودآگاهی جدیدی رسیده است؟ [ البته می دانید که منظور از خودآگاهی،خوداگاهی تاریخی است که امروز در شدیدترین جای آن قرار گرفته ایم ] ۸ _آیا این مبعوث شدن مردم از طریق خون مطهر سید شهدای انقلاب دستاوردهایی غیر از آن که تا به حال دیده ایم خواهد داشت مثلا : در حوزه های اقتصادی روابط بین کشورها، روابط کشورهای اسلامی ، دولت و ملت، امت و امام و یا برداشت های جدیدی در حوزه های دین و ادیان وباز تعریف موضوع های است چون مهدویت علی الخصوص حضور ملموس تر امام مُنتَظر در زندگی . ۹_ چه کارهایی می توان کرد که این فرصت طلایی را استفاده کنیم .این سوال را می توانیم از دایره فردی تا دایره های بزرگ تر چون خانواده روابط با دیگران در جامعه و اجتماعات شهری جامعه های بزرگترمثل استان، شهر ، کشور و منطقه و جهان آیا در این پدیده یا به تعبیری رخداد چه کارهایی برای حفظ و بقای آن باید انجام داد و وظیفه هر یک از آحاد مردم چیست!؟ [ مثل: جامعه روحانیت، نخبگان فرهنگی، کنشگران اجتماعی، معلمان اساتید و آحاد مردم ] ۱۰_ افق های پیش روی این مبعوث شدن چیست ؟ ● درپایان اگر دوستان سوالاتی را می توانند به این تحقیق جهت پویاتر کردن آن کمک کنند لطفا دریغ ننمایید از توجه شما بزرگواران متشکرم🙏🏻 واین نکته فراموش نشود که در مواجه با انواع مخاطبان باید ادبیات سوال را عوض کرد وبه طریقه ای بهتر مطرح کرد .

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به دقت و حساسیت خوبی که دارا می‌باشید؛ عنایت داشته باشید که این سایت برای خود چنین تعریفی نکرده است که بتواند به سؤالات رفقا جواب دهد مگر آن‌که در دلِ مباحثی که در کتابها و یا سخنرانی‌های موجود در سایت برای کاربران محترم سؤالی پیش آید، تنها برای روشن شدن آن مبحث، سؤالاتِ مربوطه را در حدّ توان جواب دهد. به عنوان مثال در رابطه با سؤال اول چندین جلسه تحت عنوان « شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی» بحث شد که می‌توانید به متن و صوت مربوطه رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA%20%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1&tab=sounds و اساساً سعی بفرمایید با مطالعاتی که نسبت به معارف اسلامی دنبال می فرمایید، خود به خود جواب سؤالات خود را بیابید. موفق باشید

41484

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد بزرگوار با توجه به این بیانات رهبر عزیز شهیدمان از محضر استاد سوالی داشتم. درباره نوع حیات شهدا توضیحاتی میفرمایید؟ آیا آن ها هم وارد عالم برزخ میشوند؟ اگر بله،نوع حیات برزخی آنها با سایرین به خصوص اولیاء و علماء و صالحين كه زندگی فعال دارند، چه تفاوتی دارد؟ بيانات رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران : درباره‌ی شهیدان، در دو جای قرآن تصریح شده که شهیدان مرده نیستند، زنده‌اند؛ این دیگر با صراحت است. یکی در سوره‌ی بقره است: وَ لا تَقولوا لِمَن یُقتَلُ فی سَبیلِ اللَّهِ اَمواتٌ بَل اَحیاء(۱)؛ به اینهایی که در راه خدا کشته میشوند مرده نگویید، اینها زنده‌اند. دیگر از این واضح‌تر، روشن‌تر؟ یکی هم در سوره‌ی آل‌عمران: وَ لا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ اَمواتًا بَل اَحیاء(۲)؛ تصریح شده. حالا اینکه حیات شهدا چگونه حیاتی است، یک بحث دیگری است؛ یقیناً متفاوت است با حیات زندگی مادّی ما و متفاوت است با حیات برزخی‌ای که خیلی از افراد دیگر هم در برزخ روحشان فعّال است و زنده است به یک معنا؛ این هم نیست؛ یک چیز سوّمی است و به هر حال یک حقیقت مهمّی است که قرآن به آن تصریح میکند. ۱۴۰۱/۰۶/۲۰

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله در این رابطه در مواجهه با شهادت سید حسن نصرالله از زوایای مختلف و با نظر به آیات قرآن، عرایضی شده که خوب است به آن عرایض رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%86%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&tab=sounds و  https://lobolmizan.ir/sound/1770 و عرایضی که تحت عنوان  « ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» در چهلم رهبر به میان آمد https://eitaa.com/matalebevijeh/22244 موفق باشید

41442

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام اخیرا یکی از تحلیلگران سیاسی که مورد قبول بسیاری از مردم اصفهان هستند، به رییس جمهور نسبت بی کفایت و یاوه گو داده اند: https://eitaa.com/sayedjalalhoseyni/6208 بنده هر چه تذکر دادم فایده ای نداشت. خواستم اطلاع بدم که حضرتعالی اگر صلاح دانستید به ایشان تذکر بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکتۀ خوبی است که جناب آقای دکتر پزشکیان می‌فرمایند: «ایران امروز الهام‌بخش آزادی‌خواهان جهان است» و این حکایت از آن دارد که ما با مقاومت و صبر خود در مقابل آنچه جبهۀ استکبار در سال‌های گذشته و به‌خصوص در جنگ رمضان پیش آورده، معنای دیگری از زندگی را به مردم جهان متذکر شده‌ایم و این‌جا است که به گفتۀ ایشان: «ایران امروز الهام‌بخش آزادی‌خواهان جهان است». و جناب آقای استاد مهدی محمدی با اشرافی که دارند ، نکات دقیقی را در رابطه با موقعیت ما در رابطه با جنگ با آمریکا و اسرائیل مطرح کرده اند که خوب است مورد توجه رفقا قرار گیرد. https://eitaa.com/mohammadi61. از آن جهت که ایشان معتقدند همۀ سران نظام متفق هستند که هیچ‌گونه مذاکرۀ مستقیمی با آمریکا ندارند و هرگز آن نوع ادبیات‌ها که گفته‌اند از جنس ادبیات رهبر انقلاب و مسئولان مربوطه نیست. موفق باشید

41432

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد ارجمند برداشت من فص شیثی این است که هر کس به انداره ظرفیت و استعداد وجودی اش کمالی را در نظر می گیرد تا به غایت آن کمال برسد و در این بین الگویی را برای متبلور شدن و پیشرفتش می پذیرد مثل پدر یا انسانی فرهیخته و می گوید من می‌خواهم مثل آن شخص بشم و این بستگی به این دارد که طالب مقامات دنیوی و یا مقامات معنوی و این که شناخت خداوند و هضم و درک اسما الهی انسان را به عین ثابته اش نزدیک می کند و باعث می شود فیض و برکت الهی نیز در راه رسیدن به مقصود بیشتر و بیشتر شود چرا که خداوند عین ثابته ما را در پیش خود دارد و این را جز در عرفان ابن عربی با نگاهی عمیق می توان در مسئله حرکت جوهری ملاصدرا دید و به آن پی برد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ خوبی را نسبت به «فصّ شیثی» ملاحظه فرموده‌اید و باید همچنان بدون دغدغه، نگاه جناب ابن عربی را ادامه و باز ادامه داد تا در دلِ آن حضورِ بعد از حضور، مقصد او برای انسان روشن شود. و از این جهت عنایت داشته باشید که همان‌طور که حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در نامۀ خود به گورباچف فرمودند سخنان باریک‌تر از موی ابن عربی حتماً باید با استاد دنبال شود و از این جهت در فضای پرسش و پاسخ مقصود اصلیِ آن عارف بزرگ عملی نمی‌شود. موفق باشید

41361

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمه الله استاد یک شبهه ای برای بنده ایجاد شده که در این شرایط آیا حضور جهادی-میدانی در کنار مردم به عنوان یک واجب حداقل کفایی (بنا بر امر ولی فقیه) اولویت داره یا حضور اعتکافی در مسجد به عنوان یک مستحب؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جمع آن دو چرا نباشد؟! همان‌طور که بعضی رفقا انجام دادند، مگر برای کسانی مانند بنده که همان‌طور که در جواب سؤال شمارۀ 41358 عرض شد؛ توان جسمی برای حضور در آن میدان‌ها نباشد. موفق باشید

41358

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام استاد عزیز یکی از نزدیکان شما را در تجمع دیدم. گفتم استاد کجا هستند؟ فرمودند(نقل به مضمون) چون ساعت تجمعات دیر هست(۹ شب به بعد)، استاد شرکت نمیکنند. ببخشید واقعا ناراحت شدم و گفتم آیا آن رزمندگان پشت لانچر هم که نیمه شب با شجاعت بیدار می مانند، ما هم به جهت نقش آفرینی میدانی وظیفه نداریم که کمی ساعت خوابمان را جابجا کنیم؟ حضرتعالی بعنوان الگوی بخش اعظمی از مردم منطقه، حضورتان بسیار تشویق کننده و افزاینده جمعیت خواهد بود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در آن پیام عرض شدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/22022 حقیقتاً از نظر جسمی ناتوان هستم. یک شبی هم که افتخار آمدن داشتم از نظر جسمی به مشکل افتادم وگرنه حقیقتاً این حضور را حضوری الهی می‌دانم از جنس بعثتی که برای انبیاء پیش می‌آید تا تاریخِ دیگری را پیش آورند. موفق باشید

41330
متن پرسش

شهادت مظلومانه رهبر شهید (حضرت آیت الله العظمی شهید سید علی حسینی خامنه‌ای) را می‌توان برای بعضی تنبه‌آور و آگاهی آور دانست؟ و این آگاهی بخشی و آگاهی رسانی اختصاص تنها به قشر غیرمذهبی و انقلابی (بی تفاوت‌ها) ندارد و حتی برای اهالی انقلاب که مدتی در غفلت بسر می بردند (آن کسانی که ندانند و ندانند که ندانند) اینگونه دانست؟ محمد باقر آقائی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن مرد بسیار بزرگ‌تر از زمانۀ خود بود و باید از این جهت او را و شخصیت جهانی‌اش را با افراد در میان بگذاریم. در یکی از  بندهای یادداشت «ما و تقابل جهان «سنت» با جهان ساختگی «رسانه» این‌طور عرض شد.
بنده این روزها با نظر به شخصیت رهبر شهیدمان، بیش از دیروز‌های خود که با امام حسین شهید «علیه‌السلام» اشک‌ها ریختم و به او فکر می‌کردم می اندیشم که چگونه آن امام بزرگوار در کربلا با آن عزمی آهنین در مقابل کوهی از فتنه که یزیدیان ایجاد کرده بودند، با شخصیتی در اوج بصیرت و حکمت و دلسوزی، ایستاد و در نزد خود گمان می‌کردم آن امام عزیز را فهمیده‌ام، ولی امروز با نظر به امام شهید این دوران، تازه با او با همۀ حکمت و شجاعت و دلسوزی و بصیرتی که داشت، فهمیدم امام معصومِ ما یعنی امام حسین «علیه‌السلام» چه اندازه بیش از هزاران هزار برابرِ امام شهیدِ این دوران بوده است. این یعنی من امروز آن امامِ شهید کربلا را با امام شهید این دوران تجربه ‌کردم که چه اندازه آن امام معصوم بزرگ و بزرگ‌تر بود و امام شهید این دوران چقدر بزرگ بود و این بزرگی در دل نظر به سنت‌های لایتغیّر الهی در مقابل رسانه‌های دیروزِ یزیدیان و فضای مجازی امروزِ یهودی‌گری، می‌تواند مدّ نظر قرار گیرد، تا با همان ایمان و آرامشی که امام حسین «علیه‌السلام» در قتلگاه و امام شهید این دوران به نمایش آوردند، ما ایمان و آرامش را تجربه کنیم و جایگاه فریب و دغلکاریِ فرهنگ رسانه را «فهم» نماییم. موفق باشید 

 

41245
متن پرسش

سلام علیکم: فکر آدم را مشغول میکنه که چه کردند اغتشاشگرها! آیا به خود می‌آیند که چه کردند و می‌کنند؟ بی تعارف بعنوان یه آدم دلم نمی‌خواد تو دنیایی باشم که اغتشاشگرهایی این چنین درونش هستند. مایه‌ی ننگ است. حال انسان از این همه بدی بهم می‌خورد. شهدای امنیت اغتشاشهای اخیر پاک ترین والاترین انسانهای زمان بودند و امروز زنده تر از همیشه آمدند تا بگویند: دلی نزد این انقلاب و رهبری از همه طلب کاریم! که آن دل را جز به تسلیم حق شدن بدست نمی‌آورید و شمایی که همگام شدید با آمریکا و اسرائیل، شما فرصتی دارید کوتاه. شهدا هدیه های زندگی کردنی گران‌بها و کم یابی را دارند که وای بحال آنها که لیاقتش را بدست نیاورند. و آن هدیه محبت است که انسان در خود به خود میابد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکتۀ مهم و تاریخی فکر بفرمایید که چگونه خداوند بنا دارد از طریق این انقلاب، با نظر به توانایی‌های ظاهری جبهۀ استکبار، با این همه قدرت رسانه‌ای و قدرت اسلحه‌ها، حضور دیگری را در آیندۀ بشر نشان دهد، هر چند آنان تصور می‌کنند آینده از آنِ آن‌ها است. در حالی‌که شکست پروژۀ اغتشاش به همان معنای کودتا که رهبر معظم انقلاب فرمودند، شکست جدیدی برای جبهۀ استکبار و درخشش دیگری شد برای حضور هرچه بیشتر انقلاب اسلامی در آیندۀ تاریخی بشر آخرالزمان. از این جهت چه اندازه زمانۀ زیبایی است که راه ورود در حق و جدایی از باطل تا این اندازه روشن شده است. موفق باشید 

41241
متن پرسش

باسلام و احترام خدمت استاد گرامی و سپاس از لطف شما -باتوجه به اینکه نفس تدبیر بدن می‌کند و از این جهت که عالی‌ست (به نسبت جسم) با استفاده از ابزار جسم افعال خود را در عالم ماده به ظهور می‌رساند؛ -باتوجه به اینکه اعمالی همانند نمازشب در کلام معصوم(علیهم السلام)، چهره انسان‌را نیکو و زیبا می‌کند؛ چند مسیر برای تفکر باز می‌شود: ۱) آیا صرف داشتن چهره زیبا، دال بر شدیدتر بودن جایگاه نفس آن شخص نمی‌تواند باشد؟ برای مثال زیبایی چهره حضرت یوسف(علیه‌السلام) را ناشی از نفس مدبره عالی‌تر ایشان نسبت به سایرین بدانیم؟ ۲) از آنجایی که جسم چیزی جز تجلی نفس در عالم ماده نیست، فلذا تجلی اسماء جمالی در دل یک انسان در نشئه جسمانی‌ست که موجب زیبایی ظاهر می‌شود. ولی در تاریخ زیبارویانی وجود داشتند که افعال سوء از آنها سر می‌زده است. ۳) آیا می‌توان از دیدِ مشارب به این قضیه نگریست؟ مثلا نفسی که مشربش موسوی باشد، جسمش قدرتمند است یا اویی که یوسفی‌ست چهره زیبایی دارد و... که این امر، سلوک آن فرد را از عالم ماده-به تبع مشربش- ممکن می‌سازد؟ ۴) آیا اینطور نیست که تجلی نفس در عالم ماده -به‌حسب تجلی خدا به اسمی در آن نفس- دارای ویژگی هایی‌ست؟ مثلا قدِ بلند را -که در عرف نشانه سلطه و قدرت تلقی می‌شود- تجلی اسمی به همان معانی بدانیم؟ یا چهره زیبا را تجلی اسم جمال و...؟ ۵) موردی که پیش می‌آید اینست که مثلا فردی هیچ نشانه‌ای در جسم خود مبنی بر قدرت، جمال و... نمی‌بیند و مثلا فقط تجلی اسم حیات را می‌نگرد. این فرد به‌لحاظ شدت وجودی از آنهایی که قدرت و جمال ظاهر دارند، ضعیف‌تر است؟ ۶) البته به این توجه هست که بهره‌مندی هرکس به میزان شدتی‌ست که در سیر خود می‌گیرد. عمده بحث اینجا بود که صفات کمال ظاهری(رنگ، قد، تناسب و...) که در جسم افراد مشاهده می‌شود، به سبب فیض بیشترست نسبت به سایرین؟ ۷) اگر نشانه فیض شدیدتر است که این افراد ارجمندتر هستند نسبت به کسانی که درین ویژگی‌ها ضعیف‌ترند. افراد صاحب جمال و قدرت، بطور ذاتی دارای جذبه اند و میل انسانی به مسئله زیبایی و قدرت، موجب جذب بسوی ایشان می‌شود. حال موردی که پیش می‌آید اینست که گاها این افراد در جبهه مقابل حق قرار گرفته‌اند و به سبب کشش جمالی و قدرت خویش، مردمان را اغوا می‌کنند. سالک باید از چه منظری روبه‌رو شود که هم جمال و قدرت ظاهری را تماما تجلی حق ببیند و هم مقهور و تحت تاثیر زیبایی و قدرت افرادی که مقابل جبهه حق اند قرار نگیرد؟ ۸) دلم رضا نمی‌دهد که بگویم زیبایی ظاهری بعضی از افراد از جانب شیطان است-البته متکی به احساس نیستم-. (این مورد مسئله خوبی در مواجهه با رسانه است، زیرا افرادی که در رسانه های معاند فعال اند غالبا زیبا، خوش‌صدا، بلندقد و... هستند و سالک هم میخواهد آنهارا هم تجلی حق ببیند و هم نمی‌خواهد مقهور سخنان ناروای اینان بشود). باتشکر فراوان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2 - نفس انسان به حکم: «وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا» در ذات خود در تعادل کامل است که در شرح آیۀ مذکور در سورۀ «شمس» تا حدّی در مورد نکتۀ «سوّی بودن» نفس عرایضی شده است و همۀ حرف را باید بر این مبنا دنبال کرد 3- نمی‌دانم می‌توانیم در این مورد به موضوع فکر کرد یا نه؟ 4- آری! ولی به زمینه‌های ظهور استعدادهای نفس در دوران جنینی و به استعدادهای طبیعتی که انسان در آن رشد می‌‌کند و حتی به تاریخی که در آن قرار دارد؛ می‌توان فکر کرد 5- فکر نمی‌کنم. زیرا نشانۀ نگاه ما به آن جسم ضعیف این‌چنین است ولی معلوم نیست که در جای خود چنین باشد 6- به طور کلی نمی‌توان به این نتیجه رسید ولی قابل توجه است 7- مهم، اصالت شخصیت است و جسم به خودی خود هر اندازه هم که زیبا باشد، زمینه و مُعِدّات به حساب می‌آیند و نه علت و ملاک حقانیت در جان‌ها  8- مهم، استفادۀ منفی این افراد است از استعداهای‌شان و اتفاقاً این افراد در خطر هلاکت بیشتری قرار دارند و قرآن مکرراً متذکر به این افراد است نسبت به استعدادهایی که برای امتحان‌دادن به آن‌ها داده. در این مورد چه اندازه جناب حجت‌الاسلام استاد سید محمد باقر طباطبایی‌نژاد، در برنامۀ محفل قرآن شبکۀ 3، این موضوع را خوب و خوب‌تر روشن نمودند و خدا را شکر که چنین افراد آگاه به قرآن در کنار دیگر داوران عزیز قرآنی در میدان هستند. موفق باشید             

41230

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام و ضمن قبولی طاعات: جناب طاهرزاده در پاسخ پرسش41228 ⁉️... در ادامه فرموده اید، به طوری که توجه به فضای رسانه‌ای جهان مدرن برای انسان برجسته می‌گردد و قدرت جهان مدرن به چشم می‌آید. تفاوت نگاه رهبر معظم انقلاب و توجه ایشان به اصالت سنت‌های لایتغیّر الهی، با نگاه آقای مرحوم هاشمی رفسنجانی و پیرو ایشان آقای شیخ حسن روحانی و جریان‌های لیبرالِ وطنی، در این است که فردی مانند رهبر معظم انقلاب با نظر به حضور لایتغیّر سنت‌های الهی، با آرامش تمام همانند کوه در مقابل جبهۀ استکبار و تهدیدهای آن ایستاده‌اند بدون هر اضطرابی. و جریان‌های مرعوب از غرب، برعکسِ مقام معظم رهبری، دائماً در اضطراب به سر می‌برند و به اصطلاح «از ترسِ مرگ، خودکشی می‌کنند» واقعا یعنی امثال اقای هاشمی خود کشی کرده اند؟ درسته جنابعالی بگونه ای با اصطلاحات خواستید مطلبی را بیان کنید ولی مصداق آن ناخداگاه به ذهن آقای هاشمی میاید واقعا اگر امثال اقای هاشمی در این جامعه نبودند که راه تعادل را پیش بگیرید به نظر شما انقلاب اسلامی در همین تاریخش هم معنا پیدا می‌کرد؟ چرا همیشه یک طرفه به قضاوت می‌نشیند و هیچ‌وقت نخواستید راجع به اصولگراهای تند رو که سنگ رهبری را به سینه می‌زنند ولی در عملکرد هایشان برخلاف ایشان عمل می کنند حرفی بمیان بیاورید؟ شما اهل قلمید ودر قبال این مطالب باید به عقل انقلاب اسلامی پاسخ دهید. کتابهایتان را که می‌خوانیم با پاسخ‌ها یتان منافات دارد و این باعث سردرگمی می‌شود که بالاخره شما چه مسیری را برای انقلاب تعریف می‌کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در بدی و خوبیِ افراد نیست. بحث در توجه به سنت‌های الهی می‌باشد و تفاوت افرادی که متوجۀ سنت‌های الهی هستند با افرادی که بیشتر با فضای رسانه‌ها و تحلیل‌های آنچنانی به‌سر می‌برند. عرض بنده آن است که عموماً این افراد از ترس مرگ، خودکشی می‌کنند به آن معنا که خود را از مسیر ایمانی که امثال حضرت امام و رهبر معظم انقلاب در آن قرار دارند؛ محروم می‌نمایند. حتماً در جریان مواردی که بین رهبر معظم انقلاب و آقای هاشمی تفاوت نظر بوده، هستید. آیا حکایت این تفاوت نظرها ریشه در همین نکته ندارد که رهبر معظم انقلاب متوجۀ سنت‌های الهی هستند «ولو بلغ ما بلغ» و آقای هاشمی و امثال این افراد خود را در جای دیگری تعریف کرده‌اند؟ و این غیر از بحث در بدی و خوبی افراد است. موفق باشید

41180

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: عذرخواهم. با توجه به قدرت و نفوذ و جایگاهی که امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در هستی دارند و صاحب اسم اعظم هستند و حدیث نورانیت متذکر آن هست، جایگاه ذوالفقاری که همراه حضرت هست کجاست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ذوالفقار یعنی نفی هر حجابی که بنا دارد از طریق ارادۀ معطوف به قدرت و خشونت، با حقیقت مقابله کند و اتفاقاً در همین میدان هم اسم اعظم حضرت ربّ العالمین نقش‌آفرین است مانند نورانیتی که فرزندان اسلام در ۲۲ بهمن به ظهور آوردند. آیا همان ذوالفقار نبود؟! موفق باشید

نمایش چاپی