بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41628
متن پرسش

معلمی شغل نیست؛ عشقست، ای عاشق روزت مبارک! ای معلم تو را سپاس؛ که گفت «لئن شکرتم لأزيدنّكم». قلبی که پس از بیست سال تپیدن آموخت، دستی که پس از عمری بخشیدن آموخت، فکری که پس از سالیان سال شکوفا شد، قدمی که بعد از گذر از دالانی تاریک و ظلمانی، در راه حیات و طروات گذارده شده، همه و همه مرهون شیرین سخنی توست. همه و همه در دستان پر مهر توست، در صورت برافروخته و لبخند های جان فزای توست. و تو چه کردی که انسانی در پرتو حضورت منور به حیات شد، قلبش مطمئن به توکل شد. روحش مالامال از ریحان شد. من تا پیش از دیدنت جز «تن» در بساط نداشتم، لکن اینک در راهی پیش می‌روم که جز «تن» بساطم سرشار از عشقست و جوانی! راست می‌گویم! ۲۴ سال از عمرم می‌گذرد اما تنها ۴ سال است که زنده ام! و اینک همچو پروانه می‌گردم دنبال شمع دل افروز مهدی موعود در این ایرانی که روح الله (ره) فرمود بر بال فرشتگان نشسته است. ایرانی که سراسر وسعتش همه نور است و شور. که هرگونه و در هر جا و در هر شکلی که او را التیام بخشی، جزایش خودِ ذات الله تعالی است از تو آموختم که ایران را جان خود بدانم و جانانه بنوازمش، معلم تو را سپاس.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با آرزوی توفیق برای جنابعالی. آری! حکایت همۀ ما آن است تا راهی را که یقیناً حضرت ربّ العالمین در مقابل‌مان می‌گشاید را بیابیم و حکایت‌مان آن شود که: «اول قدم آن است که او را یابیم / آخر قدم آن است که با او باشیم» و از این جهت آن رهبر شهید را، راهی می‌دانم که باید همواره مدّ نظر باشد.  آیا بعد از شهادت آن مرد، بازخوانی شخصیت‌شان به همان معنایی نیست که ماورای شهرت‌شان به آن شخصیت فکر کنیم؟ شخصیتی که به فراتر از زمانۀ خود نظر داشت و در جستجوی فردایی بود که نسبت به آن بیگانه نبود و می‌دانست از دلِ ویرانه‌ها حوادث نویی می‌شکوفد و از این جهت می‌توان گفت هیچ چون و چرایی در آن نیست که دوران دیگری در پیش است که انسانیت انسان‌ها مدّ نظر خواهد بود. امید است که او به عنوان یک راه، همواره مدّ نظرمان باشد و گفتنی‌هایی با همدیگر داشته باشیم. موفق باشید              

41605
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین قدرت لایزال خداوند متعال با حضور انسانهای با بصیرت و مقاوم به ترسیم کشیده شده و می شود هرشب و هر لحظه در آن معجزه ای نهفته است که علاوه با دیده بصیرت گونه ........ با چشم سر هم می توان نور خدا را در تک تک انسان‌ها دید که چگونه مهدی فاطمه سلام الله علیها در دل کودک ، نوجوان و جوان و ........ جلوه نمایی کرده و حماسه ای بر پا می کند و اثر می شود در این کره خاکی آیا این جز با عند ربهم شدنی است ؟!!!!! و سنت الهی را باور کنیم که ما در کجای تاریخ این سرزمین ایستاده‌ایم امام شهید ما این سنت‌ها را می شناخت عمل می کرد و پیش می‌رفت، که همراه علم ، عین و حق، به یقین می رسید که مردم را به مبعوث شدن وعده داد که توحید حرکت ایجاد می کند حرکتی که دائم در حال جوشش است آن هم از جنس آب و نور که با خود پاکی و روشنایی به همراه دارد ، نوری که همه تاریکی ها و ظلمت ها را از بین برده و روشنایش از دنیا شروع و انتهایش را نمی توان دید که آیا به پهنای آسمان ، دریا ، زمین ، و هزاران وسعتی که در افق دید شهادت گونه می گنجد، هست ؟ آیا حقیقت گونه وارد خویشتن خود، شده ایم تا حضور پیدا کنیم در حضور خودمان و نسبت خود را رقم بزنیم در جهان خود که با پرچم ، حنجره ، و گام هایمان ، سلاحی شویم در برابر آشفتگی‌های درونی و دشمن بیرونی که بتوانیم در پی تفکر و ربط و نسبت خودمان را با این جریان ها که هزاران سال است در پی آنیم، آن را بیابیم که با آغاز انقلاب اسلامی جوشش گرفته و بعد از چهار دهه به اوج خود رسیده که با درک تفکر و عمق حضور ، با اراده‌ای مستحکم کام بر داشته بسوی نور الهی که انقلابی مهدوی در قلب های ما در حال ظهور درونی و جوشش بیرونی است . اللهم عجل لولیک الفرج

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راز اینگونه گشوده‌شدن قلب‌ها را باید در قرارگرفتن در راهی دانست که مردم ما آن راه را درست تشخیص داده‌اند آن‌گاه که حضرت روح الله«رضوان الله‌تعالی‌علیه» در شخصیت خود بیش از آن‌که از آن راه بگوید، خودش راهی بود در مقابل انسان‌های این تاریخ. انسان‌هایی که خودشان مسئلۀ خودشان شده بودند تا در این میدان، جهانی شوند به وسعت همۀ انسان‌ها در بیکرانگی ذاتی‌شان. و این است که ملاحظه می‌کنید هر شب به سوی همدیگر می‌آیند تا به حکم «این رازترین سخن» که فرمود: «المؤمن مرآت المؤمن» هرکدام در جان همدیگر، خود را تجربه کنند و به شوری که ایمان را به معنی واقعی آن معنا می‌کند، ورودی داشته باشند و باز متوجه شوند «هنوز نه!» زیرا می‌دانند این راه بسی حکایت‌ها در پیش دارد، حکایتی از جنس روبه‌روشدن با میدانی که دو کشور هسته‌ای به جهت بحران موجودیت‌شان به ما تجاوز کردند. زیرا «از همه محروم‌تر، خفاش بود / که عدوی آفتاب فاش بود». چه کسی باور می‌کرد که ما با موجودیت خود این‌چنین، آن دو کشور را که با هزار امید، خود را دنبال می‌کردند؛ با چنین بحران موجودیت روبرو کند و پنجه در چهرۀ خورشید بکشند. و این همان حضوری است که از «علم الیقین» شروع شد و تا«عین الیقین» جلو آمد و حال، مائیم و مردمی که در حضوری که آن را به«حقّ الیقین» وصف کردند؛ حاضر شدند و این یعنی «المؤمن مرآت المؤمن». موفق باشید  

41379

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد عزیزم سلام بلطف خدا از ابتدای جنگ جلسه هفتگی حدیث کسا مون روزانه شده. بخشی از جلسه دعا و توسل و استغاثه داریم و بقیه جلسه عملیات بسته بندی داریم. بسته بندی برای نیروهای امنیتی،قشر خاکستری و... از خوراکی تا متن و نامه حتی الحمدلله در کنار خانمها بچه ها هم با مربی تولیداتی دارند از تهیه پلاکارد برای تجمع شبانه گرفته تا نوشتن دست نویس و نقاشی برای رزمنده ها... الحمدلله به تازگی دیدار از خانواده شهدا هم روزی مون شده که ان شاالله قدر بدونیم الحمدلله گروه ما مردمی هست و همه هزینه ها از طریق مردم تامین میشه و الحمدلله دوستان یاری میکنند خواستم ازتون مشورت بگیرم که با توجه به پتانسیل گروه مون و تاریخ امروز چه پیشنهادی برای ادامه مسیرمون دارید؟ به لحاظ محتوایی به لحاظ مخاطب و... چه نکاتی رو در نظر داشته باشیم وپیسنهادتون برای ما خانمها چیه ؟ خدا حفظتون کنه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: باید خدا را شکر کرد که او چنین راهی را در این زمانه مقابل‌تان گشوده. ثانیاً: همان‌طور که در پرسش و پاسخ شمارۀ 41375 https://lobolmizan.ir/quest/41375 عرض شده است باید با نظر به معارف توحیدی از طریق تدبّر در قرآن به حضوری فکر کرد که بعداً با خطر ریزش‌ها روبه‌رو نشویم. و د راین رابطه تدبّر در آیت الکرسی بسیار مهم است و این آیۀ شریف، جایگزین خوبی است برای حرزهای مطرح‌شده و یا دعای نادعلی. https://lobolmizan.ir/sound/686?mark=%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%B3%DB%8C  موفق باشید

41367
متن پرسش

سلام به شما ، بگذار کمی بگویم مدت هاست سکوت کرده ام ،استاد خیلی مضطربم، جسمم پر از ضعف و روحم از آن ضعیف تر شده ،از دست خودم می نالم ،از فکرهایی درکارم که آزار بوده اند،آرزوهای زیادی در دل دارم و غم های زیادی گلویم را فشار میدهد،نمیدانم خدا مرا می بخشد ،اتلاف عمر و نفس گناه کمی نیست، استاد چکارکنم افسار نفسم از دستم در رفته و میلی به کشیدن آن هم ندارم ،کتابهای زیادی مانده که نخوانده ام ،مسئولیتهای زیادی که در انجامش مانده ام ،استاد حتی نمیدانم چه سوالی باید بپرسم چون شما مطابق آن پاسخ میدهید، نانوشته ها را خودت بخوان،راستی اگر خواستیم کتاب المیزان بخرم چند جلدی را انتخاب کنیم،در خیلی از کتابهای دینی که معرفی میکردید این مشکل را داشتیم،که چند جلدی و ترجمه چه کسی باشد مثلا اصول کافی تحف العقول و... 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زندگی را! آری! زندگی را بنگرید آن‌گاه که با روحانیتی توحیدی به سوی ما می‌آید تا ما خود را در بستر تاریخی ادامه دهیم که تاریخ مقابله با باطلی است که به جنگ حق و حقیقت آمده است. در این‌جا است که زیبایی زندگی به میان می‌آید و مطالعۀ کتاب‌ها و روایاتی که متذکر نور توحید و نور ایمان است، لازم می‌گردد. در مورد کتاب شریف «المیزان» بالاخره خوب است از ابتدا شروع کرد و با ترجمۀ 20 جلدی مرحوم استاد موسوی همدانی. در مورد «اصول کافی» و «تحف‌العقول» هم نباید معطل ترجمه‌ها شد، مهم محتواهای زیبایی است که این روایات عزیز متذکر آن هستند. موفق باشید 

41364

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام ، جناب استاد ، نمیدونم چکار کنم سرتاسر وجودم خشم شده نمیتونم کنترل کنم ، این حس داره سرتاسر وجودم را میگیره ، میترسم آسیب بزنه به ذهنی که می‌خوام برای بندگی خدا تربیتش کنم ، استاد خشمم انگار در کنترلم نیست ، ی رهنمودی راهکاری بهم بگید ، چطور خشمم را در ساختار توحید کنترل یا با تعریف کنم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که بزرگان ما مکرراً تأکید فرموده‌اند خشم، آن‌چنان است که عبادت شش هزار سالۀ ابلیس را نابود کرد همان ابلیسی که پای ایمان مؤمنین نشسته است تا آن‌ها را با خشمی که بر آن‌ها غلبه می‌کند، زحمات دینداری آنان را از بین ببرد. در این مورد خوب است به کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» رجوع شود. در این مورد در شرح آن کتاب عرایضی شده است که می‌توانید ملاحظه فرمایید. https://lobolmizan.ir/sound/660?mark=%D8%B9%D9%82%D9%84%20%D9%88%20%D8%AC%D9%87%D9%84  موفق باشید

41343
متن پرسش

باسلام خدمت استاد ارجمند چندی قبل بدلیل همزمانی روز ۲۳ رمضان در جمعه و جنگ اخیر موضوع امکان وقوع صیحه آسمانی مطرح شده بود. حقیر در این فکر بودم که اگر بنا باشد ندای آسمانی همه دنیا را به سوی حق دعوت کند و در مقابل ندای شیطان در این باره تردید ایجاد کند، هم اکنون هم این صیحه آسمانی اتفاق افتاده است و ندای حق به گوش جهانیان رسیده است. و اگر دجال کسی است که در وسط پیشانی او کافر نوشته باشد و باسواد و بی سواد این را ببینند، همین رذالتی که در امثال رییس‌جمهور آمریکا و نخست وزیر اسراییل دیده می شود به وضوح دجال را به همگان معرفی کرده است. بنابراین این امید در قلب دارم که ظهور حضرت حجت عج شاید منوط به تحقق نص روایات در مورد نشانه های ظهور نباشد و انشاءالله بزودی زود بتوانیم شاهد قیام نهایی ولی زمان باشیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته فکر کنید که چگونه نور حضرت صاحب الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» با شهادت نایب آن حضرت، قلب این مردم را نورانی کرده و عملاً نوعی ظهور پیش آمده و نکند به امید ظهور نهاییِ حضرت صاحب الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» که ان شاءالله در پیش است؛ ظهور آن حضرت را که در همین زمان با آن روبه‌رو هستیم ننگریم! آیا این نوعی ظهورِ حضرت صاحب الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» نیست؟ موفق باشید  

41164

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیز و پدر دلسوز: قبل از پرسش استدعا دارم برای این حقیر در مناجاتهاتون دعا بفرمایید. سوالم این هست که چرا زیارت هر یک از ایمه با «السلام علی ...» شروع می‌شود ولی زیارت حضرت زهرا سلام الله علیهم بدون سلام شروع می‌شود، با «یا ممتحنه امتحنک الذی خلقک...» شروع می‌شود و بعد از چند عبارت تازه سلام می‌دهد. آیا این قضیه سری از اسرار را در خود دارد؟ ممنون و سپاسگزار. بی‌نهایت التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله که در امورات خود بهترین نتایج را بیابید. شاید در این مورد که می‌فرمایید خواسته باشند ما را متوجۀ مقامِ پیشاخلقتیِ حضرت زهرای مرضیه «سلام‌الله‌علیها» بنمایند که روایت‌ها بر آن تأکید دارد. موفق باشید

42069

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: لازم دارم تا نظرتان را راجع به زمان و موقعیت نابودی آمریکا و اسرائیل بدانم. ظلمی قرن‌ها دوام آورده، اما اکنون زمانِ فروپاشی است که با عبور از معادله‌ی کهنه جنگ و مذاکره های پایاپای محقق می‌شود. مثل بندی هستند بر پای جهانمان. و ما در مدارِ روشنایی بالقوه ایستاده‌ایم و عهده‌دارِ بالفعل کردنِ امیدها هستیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. به گفتۀ ویل‌دورانت از بین‌رفتنِ یک تمدن مانند قلعه‌ای است که بدون سکنه گردد و نه آن‌که انتظار داشته باشیم خراب شود. موفق باشید

42034

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: متن شما از دغدغه‌مندی و تعهدِ برخاسته از یک نگاهِ مسئولانه حکایت دارد که بسیار ارزشمند است. برای اینکه لحن متن به شیوه‌ای «آوینی‌وار» (با همان صراحتِ توأم با ادب و عمقِ معرفتی) نزدیک‌تر شود، ویرایش پیشنهادی زیر تقدیم می‌گردد: *** **«سلام و عرض ادب محضر استاد ارجمند؛** **جناب استاد، جسارتِ بنده در طرحِ صریحِ پرسش‌ها، نه از سرِ بی‌احترامی، که ناشی از اضطرارِ شرایطی است که در آن، هر بزنگاه را یک «امتحان عاشورایی» می‌بینم؛ عرصه‌ای که در آن، کوچک‌ترین خطای محاسباتی، لغزشی تاریخی را رقم خواهد زد.** **استاد گرامی، جنابعالی با بازنشرِ تحلیلِ جناب آقای یامین‌پور، بر این دیدگاه صحه گذاشتید که در مواجهه با مسائل، «درکِ افراد» بر «قضاوتِ آنان» مقدم است. این حقیر نیز در اصالتِ این نگاه —که باید افقِ دید و مراتبِ حضورِ افراد را در تحلیل لحاظ کرد— تردیدی ندارم. اما پرسشِ بنیادینِ بنده اینجاست: چرا در ترازوی نگاهِ شما، این رویکردِ تمدنی و مشفقانه، نسبت به «جریانِ منتقدِ مذاکره و تفاهم» با وضوحِ کمتری دیده می‌شود؟ چرا در مواجهه با این جریان، آن «درکِ متقابل» که لازمه‌ی نگاهِ تمدنی است، کمتر به چشم می‌آید؟** **امروز می‌بینیم که اساتیدِ فاضل و موجهی —همچون حضرات آقایان یزدان‌پناه، امینی‌نژاد و آیت‌الله اعرافی— مواضعِ تندی نسبت به جریانِ تفاهم اتخاذ کرده‌اند. همچنین، این جمله استاد واسطی را ملاحظه بفرمایید:** *«بعد از نامه رهبر معظم انقلاب «مدّ ظلّه»، تاریخ مصرف برخی تحلیل‌گران از جمله آقای مهدی محمدی، منقضی شده است.»* **طبیعتاً چنین مواضعِ صریحی از سوی این بزرگواران، ریشه در بینش و اطمینانِ عمیقی دارد که نمی‌توان به سادگی از کنارِ آن گذشت. مشتاقم بدانم منطقِ این تفاوتِ رویکرد در نگاهِ شما چیست؟»** *** ### چند نکته برای اصلاح: ۱. **ایجاز و وقار:** جملات طولانی به جملات کوتاه‌تر و ضرب‌آهنگ‌دار تبدیل شدند تا عمقِ مطلب در عینِ صراحت حفظ شود. ۲. **حذف حشو:** عبارت «خدایی نکرده» حذف شد؛ چرا که در متونِ تراز، لحنِ متن خود گویای ادب است و نیازی به قسم‌های کلامی نیست. ۳. **تطبیق لحن:** سعی شد از واژگانی استفاده شود که هم‌راستا با ادبیاتِ گفتمانِ انقلاب اسلامی باشد (مانند: «بزنگاه»، «ترازوی نگاه»، «مواجهه»، «اصالتِ نگاه»). ۴. **ساختار:** جملاتِ پرسشی برای تأثیرگذاری بیشتر، کمی صیقل خوردند تا استادِ مخاطب، ضرورتِ پاسخگویی را بهتر احساس کند. آیا این ویرایش با فضای فکری و هدفی که از این پرسش دارید، هم‌خوانی دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً بنده شخصاً روحیۀ ادامۀ جنگ برایم زنده‌تر است ولی با نظر به حضور تمدنی که به لطف الهی در این پیروزی بزرگ برای‌مان پیش آمده، از تقابل با مذاکره‌کنندگان نگران هستم و این به معنای موافقت صرف با مذاکره‌کنندگان نیست، بلکه همچنان‌که در جواب سؤال شمارۀ 42030 عرض شد خطر در آن‌جایی است که ما با نظر به افق گشوده‌شده تمدن نوین اسلامی همدیگر را درک نکنیم که در این رابطه نکاتی عرض شد.  ‌ ‌https://eitaa.com/matalebevijeh/23244 عمده آن است که فرزندان انقلاب مواظب باشند در گردونۀ موافقت و مخالفتِ همدیگر گرفتار نشوند آن‌طور که آقای علیزاده بدان دامن می‌زند.  https://eitaa.com/bartarin_hozoor/152 وگرنه اگر با نگاه تمدنی موضوع دنبال شود، اساساً در جهان همدیگر حاضر می‌شویم ماورای این امور. موفق باشید

41735

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: موضوع سخن بنده اینست: «چرا با وجود ولی‌فقیه هم وحدت حاصل نمی‌شود؟!» از وحدت به معنای نفی اختلاف نظر و سلیقه که لازمه جامعه بوده سخن نمی‌گویم، سخن در وحدت مبانی و عدم نفی یکدیگرست. چرا این وحدت که یکی از برکات و محصولات وجود ولی در جامعه باید باشد در اهل ولایت دیده نشده و حاصل نمی‌شود؟ دل انسان از دیدن این همه اختلاف مبانی در میان حزب اللهی ها به درد می‌آید و بدتر وقتی می بیند همگی مرجع اختلاف خود را ولیِ جامعه معرفی می‌کنند دلش می‌ترکد! رهبر جامعه رئیس جدید تیم مذاکره کننده و خط و خطوط تعیین می‌کند و در پیام خود می گوید برای مذاکرات دعا کنید، بعد عده ای از مردم حزب اللهی و نمایندگان ایشان اساساً با اصل مذاکره مخالفت می‌کنند و می گویند چرا با مذاکره به رهبری خیانت می‌کنید؟!! عده ای دیگر هم می گویند چرا بر خلاف موضوعات رهبری مذاکره می کنید؟! شاید بتوانم بحث تحمیل و عبور از خطوط قرمز را در دوران رهبر شهید فقید آن‌هم به علت بروز فترت در بیداری بخشی از جامعه‌ی وقت، قبول کنم، اما مگر می‌شود اکنون که بعثت بروز و ظهور کرده و مردم تمام قد پشتیبان ولایت هستند حرف از تحمیل زد؟ بنده آن ایراد رفقا را حمایت از رهبر ندانسته و اتفاقا ناخواسته ایراد وارد کردن به ایشان می دانم که گویی نتوانسته اند علیرغم این بعثت و حضور حاضرین به نفع عامه مسلمین بهره برده و با سکوت خود تحمیل و ضرر ایشان را پذیرفته اند! اینکه عده ای انقلابی واقعی چون رسایی و ثابتی و نبویان و ... خود را مدافع و مراقب خطوط رهبری می‌دانند و لحظه به لحظه بر مذاکراتی های ماموریت یافته از همان رهبر می‌تازند واقعا چگونه است؟ رهبری فرمود فریادهای شما در خیابان بر مذاکرات اثر دارد؛ اما گویا عده ای گمان کرده اند فریادهای ما بر مذاکره کنندگان مقصودشان بوده! آیا قول عده ای که معتقدند در فتنه ها و چند دستگی ها، برای حصول آن وحدت، قول و بیان صریح تر از جانب رهبری نیاز است درست است؟ و در پایان با طرح مجدد موضوع، نظر حضرتعالی را خواستارم که چرا با وجود ولی‌فقیه هم، آن وحدت حاصل نمی‌شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً رهبر معظم انقلاب با سخنان خود بخصوص در پیام اخیرشان به مجلس، حجّت را تمام کردند. از آن جهت که سخن رهبر معظم انقلاب با نظر به عنایاتی که به ایشان می‌شود برای حفظ جبهه‌ای که مقابل شیطانی‌ترین جریان ایستاده‌اند و با نظر به بصیرتی که دارند، سخن‌شان برای ما حجّت است و حال در نظر بگیرید ایشان در پیام فوق‌العاده‌ای که به مناسبت آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم مطرح فرمودند که در واقع، وظیفۀ بسیار بزرگی بر دوش ما خواهد بود و آن رعایت «وحدت» است. تا آن‌جایی که فرمودند: « بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و به‌هم‌پیوسته ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند». و این حکایت از آن دارد که با توجه به چنین رویکردی می‌توان بسیار نسبت به آینده امیدوار بود و خود را مشغول اموری که موجب بدبینی نسبت به مسئولان می‌شود، ننمود. موفق باشید

41650

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: خدا قوت، اوقات به خیر و برکت ان شاءالله در خصوص پرسش شماره ۴۱۱۱۸ و پرسش بعدی به شماره شماره۴۱۱۸۴ مزاحم شما شدم. بخاطر ایام جنگ و احوالات آن و تعطیلی جلسات وقفه طولانی بوجود آمد و بنده پیگیریم به تعویق افتاد و عذرخواهم. در مورد مباحث برهان صدیقین بود و اینکه در این تاریخ چطور ارائه شود، فرموده بودید یکی از رفقا قرار است به نحوی ساده تر بیانات خود را بفرستند و قرار بود من پیگیر این مسئله باشم. ممنون از لطف و محبت شما، بزرگوارید. ببخشید که دیر پیگیر شدم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی،سلام علیکم: به نظر می‌آید شرح مختصر برهان صدیقین بتواند برای شروع کار مفید باشد.https://lobolmizan.ir/sound/1764?mark=%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%86   موفق باشید

41525

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

در ابتدای کار عرض کنم که این کلام در راستای سیاست «خودانتقادی» است و برای هرچه بهتر شدنِ سیستم ارتباطی بین حکومت و مردم است. | سرانِ حکومتی و نامحرمی با مردمِ مبعوث شده: در این نوشتار میخواهم به موضوعی اشاره کنم که در این یک‌هفته آتش بس به شخصه با آن درگیر بوده‌ام و افراد زیادی را دیدم که همین دغدغه را داشته‌اند. سؤال این است:« چرا سران حکومت، مردمِ مبعوث‌شده را نامحرم به خود می‌دانند؟» در راستای خبررسانی، مردم می‌بایست خبرهارا ابتدائا از رویترز و آکسیوس و... دریافت کنند و پس از چندین ساعت یا چند روز، مسئولان این کشور توییتی دربابِ تأیید آن خبر بزنند. در حوزه رسانه های خبری، آن رسانه‌ای دست برتر را دارد که خبر صحیح را به سریعترین شکل ممکن به مخاطبش ارائه بدهد. در موضوعاتی همانند هواپیمای اوکراینی، گرانی بنزین و مرحومه مهسا امینی این قضیه روشن شد که عدم اطلاع‌رسانی صحیح و روشن و سریع باعث ایجاد تشویش در اذهان عمومی میشود. اگر مسئولان ما مردممان را نامحرم بدانند، رجوع به اینترنشنال و بی بی سی موردی عادی به‌حساب می‌آید. حتی بعضا اخباری از سران مان پخش می‌شود که در عمل اجرایی نمی‌شود: به‌عنوان مثال قبل از مذاکره، جناب دکتر قالیباف بیان فرمودند که اگر ۲ پیش شرط عملی نشود مذاکره‌ای نخواهیم کرد. ما عملی شدن آن دو پیش شرط را حتی در کلام دشمن مان ندیدیم و پای میز مذاکره رفتیم. یا بیان میکنند که دشمن آمریکایی-صهیونی در چند مورد ازجمله حریم هوایی و آتش بس لبنان، پیمان آتش بس را نقض کرده است. اگر براستی نقض کرده است پس وفاداری تان به این آتش بس برای چیست؟ یا مثلا در بیانیه شعام به وضوح از پذیرش ۱۰ شرط ایران توسط ترامپ سخن به میان آمده است، در صورتی که همه الان متوجه شده‌ایم که هیچ پذیرشی درکار نبوده و فقط قبول کرده اند که حول آن ۱۰ شرط مذاکره نمایند که اتفاقی هم نیفتاد و حتی از جمله‌ی:« آن شروط به دردِ سطل زباله میخورد» هم استفاده کردند. این نامحرمی یعنی اینکه سؤالات و ابهامات زیادی در کلام و عمل ایشان پیدا شده و در مواجهه با اینها تصمیم به سکوت کرده‌اند. جای سکوت ایشان به وسیله رسانه های بیگانه پر خواهد شد و این امری نیست که بتوان جلوی آنرا گرفت. مردمی که در میادین حضور دارند، وعده ها را فراموش نمی‌کنند. حتما درجریان هستید که موشکهایی آماده شلیک برای انتقام نقض آتش بس لبنان بودند ولی به علل نامعلوم شلیک‌ها صورت نگرفت. سردار سید مجید موسوی:« تعرض به حزب‌الله سرافراز تعرض به ایران است. میدان در تدارک پاسخ سنگین به جنایات وحشیانه رژیم است. مردم عزیزم، سوخت واقعی موشکها، حضور متحدانه شما در خیابان است. ۸ آپریل ۲۰۲۶» آیا خللی در کارِ میدان پیدا شده است؟ سرلشگر محسن رضایی:« این نظر شخصی‌من است و من به هیچ وجه موافق ادامه آتش‌بس نیستم.‌همه ناوها را غـرق می‌کنیم و نمی‌گذاریم یکی از آن‌ها فرار کند.» آیا نیرو یا افرادی در کار نظامی ایران درحال ممانعت هستند؟ با انصاف و بخواهیم یا نخواهیم، این سؤالات پیش می‌آیند و زمانی که پاسخی از نهاد های رسمی نداشته باشیم ابهام، تشویش، اختلاف، رجوع به رسانه های بیگانه و... امری توجیح پذیر است. با رو راست بودن با مردم تنها اتفاقی که می‌افتد کاهش شکاف و خلأ به وجود آمده میان مردم و مسئولان است و همین، موجب کوتاهی دست دشمن است به توفیق اللهی. باتشکر

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: با اصل مسئله با جنابعالی موافق هستم که بالاخره این مردم عزیز با چنین شعوری که در جان‌شان طلوع کرده است، به هیچ وجه نامحرم نیستند و حقیقتاً باید بیش از پیش مسائل حساس کشور و به‌خصوص در موضوع جنگ و جهاد را با آنان در میان گذارد. ولی همان‌طور که در جواب سؤال ارزشمند شمارۀ 41521 عرض شد جایگاه مذاکرات اخیر در نسبت با شرایط تاریخیِ به‌وجودآمده، به هیچ‌وجه شبیه مذاکرات قبلی که دوگانۀ مذاکره و جنگ و باز مذاکره و جنگ در میان بود؛ نیست. به همین جهت باید همان‌طور که آقای محسن رضایی در گفتگوی ویژۀ اخیر فرمودند بحمدالله با یگانگیِ بین دیپلماسی و مردم باید به مسئولان مربوطه اعتماد کرد و محذورات آن‌ها را در نظر داشت و گمان نکنیم آنچه رسانه‌های دشمن  می‌گویند بدون حساب و حساب‌گری بوده و هست. موفق باشید

41356

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام آقای طاهرزاده وقتتون بخیر. شهادت رهبر عزیزمون رو تسلیت عرض می‌کنم. آقای طاهرزاده در جریانات اخیر من متوجه یه جور تناقض در خودم شدم. حالتی بین شجاعت مطلق و ترسو بودن مطلق. من به هیچ وجه از بمب و جنگنده و مردن نمی‌ترسم. هرشب برای سلام دادن به امام حسین به پشت بوم میرم. گاهی جنگنده از بغلم رد میشه و زمین زیر پام می‌لرزه. اما خدا شاهده آب توی دلم تکون نمی‌خوره. موقعی که در راهپیمایی روز قدس دشمن ساختمون در میدان انقلاب تهران رو زد من کنار ساختمون بودم و حتی آسیب جزئی هم دیدم. اما حتی یک لحظه نترسیدم. بلافاصله پرچم رو تکون دادم و با صدای بلند الله اکبر گفتم و مردم رو به شور آوردم. همه دوستام میگن از خونه‌تون برو به یه شهر دیگه چون محله شما خیلی خطرناکه. اما من تا الان یک بار هم از اینجا بودن نترسیدم. حتی به راحتی زیر صدای جنگ می‌خوابم. به عکس شجاعتی که گفتم، نگاه بقیه خیلی برام مهمه. وقتی تمسخر نگاه بقیه، ریشخند یا حرف مخالف می‌شنوم انقدر ترس به دلم می‌افته که تا مرز جنون پیش میرم. موقع راهپیمایی نگاهم به اطرافیان و "غیر خداست". اگر ترس و ناامیدی در چهره مخالفین ببینم خوشحال میشم و اگر تمسخر ببینم به هم می‌ریزم. گاهی حتی می‌ترسم تنها تا مسجد برم. دائم دارم فکر می‌کنم اگه یکی بهم فلان حرف رو زد چی جوابشو بدم. دوست ندارم این طوری باشم. می‌خوام دیگران هم برام انقدر بی‌اهمیت باشن که انگار هیچ کسی توی دنیا وجود نداره. تو رو خدا یه راهنمایی واقعی بهم بکنید. هروقت ازتون کمک خواستم فقط یه بیت شعر حافظ و جملات کلی تحویلم دادید. من واقعا نیاز به کمک دارم و دست نیاز به سمتتون دراز کردم. و خدا گفته و اما السائل فلا تنهر...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکرکنید از اینکه در صفای شجاعت قرار گرفته شده‌اید و خدا را شکر کنید که متوجۀ این ضعف که نظر دیگران برایتان مهم شده‌ است، شده اید. این مسئلۀ بسیار مهمی می‌باشد به همان معنایی که فرموده‌اند این آخرین ضعفی است که باید از قلب مؤمن پاک شود. در این رابطه خوب است به مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و سپس به نگاه معرفتی که «برهان صدیقین» وارد شده؛ بپردازید و پس از آن به مباحث دعای مکارم الاخلاق حضرت سجاد«علیه‌السلام» که شرح آن روی سایت هست، ورود بفرمایید. موفق باشید

41305

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: می‌خواستم موضوعی را مطرح کنم که فکرم را مشغول کرده و نظرتان را بدانم. عادي شدن یاد امام زمان: انسان ها در سختی و مصیبت یاد خدا می‌کنند و ممکن است حتی ساعت ها با گریه و التماس و دعا از خداوند بخواهند امام زمان ظهور کنند، اما همین آدم به محض اینکه آسایشی بیاید یا اینکه به روال سختی اش عادت کند همه چیز را فراموش می‌کند و به زندگی خود در کمال آسایش ادامه می‌دهد. امروز که مدتی از بمباران ها می‌گذرد، حال خود را با حال روزهای ابتدایی مقایسه کردم که رهبر عزیزمان را شهید کردند، روز اول دستم به هیچ کاری نمی‌رفت و تمام فکرم مشغول این قضیه بود، غذا از گلویم پایین نمی‌رفت، اما حال می‌بینم دوباره این غذاها برایم رنگ و لعاب دارد، با خودم گفتم مسئله ظهور امام زمان همین است. بزرگان تذکر می‌دهند که باید منقطع شد، باید واقعا از ته قلب امام زمان را بخواهیم، نه اینکه احساساتی بورزیم و این احساسات با هر نسیمی به راحتی بیاید و برود، اما انقطاع به چند صباحی گریه و ناراحت بودن نیست، این آدم باید به جایی برسد که همچون یاران نزدیک ائمه (مانند سید عبد الکریم محمودی تهرانی) اصلا بدون امامش نتواند تصور کند چطور میخواهد زندگی کند و بدون امام دِق کند و بمیرد. وضعیت این آدم ها طوری است که اگر از همان ابتدا کشوری به نام اسرائیل یا آمریکا نبود، دور هم حتی تا ده ها هزار سال می‌توانستند زندگی ای شان را با همین خوردن و خوابیدن و شغل و دانشگاه بگذرانند و هر دفعه ای یک دعای ندبه ای هم بخوانند، آنگاه امام زمان می آمدند و مردم می‌پرسیدند اصلا برای چه آمدید! احساس می‌کنم هنوز قلب ها به آن بلوغ نرسیده است که امام زمان را برای محبت به ایشان بخواهند، بلکه امام را جهت رفع حوائج و بلا ها می‌خواهند. مهم ترین مسئله اینکه این انسان ها اگر واقعا امام را می‌خواستند و از دنیا سیر بودند، ابتدا از گناهان خود توبه می‌کردن و نفوس خود را به رنج و سختی می‌انداختند، شهید شدن به این نیست که (بدون در نظر گرفتن تعریف فقهی شهادت) یک بمب بر سرمان بخورد و بمیریم، در حالی که کارنامه مان پر از سیاهی است، اعمال و افکار و نیاتمان پر از آلودگی و عدم طهارت است، شهید شدن یعنی عالم شدن و برای اسلام مفید بودن، برای خدا هیچ شدن، چه بسا علماء بدون اینکه دشمن آنان را بکشد، می‌میرند اما شهیدند. شاید یکی از حکمت های اینکه این مسائل در هنگام رمضان پیش آمد و رهبر عزیزمان هم در این ماه شهید شدند و اینکه صیحه آسمانی قبل از ظهور در ماه رمضان و محرم است، این باشد که در این ماه ها به دلیل اینکه شیاطین اسیر هستند، انسان راحت تر می‌تواند به عالم معنا وصل شود. پس می‌فهمیم تمام ماجرا در این خلاصه می‌شود که انسان باید از هر چیزی دل بکند فقط خداوند را ببیند. البته با این همه زرق و برقی که در آخرت الزمان اطراف آدم ها را گرفته‌ و این همه بستر عدم طهارت مانند بانک های ربوی، می‌توان درک کرد که چرا پیامبر عزیز اسلام فرموده اند: زمانی بر مردم خواهد آمد که صبر نمودن در برابر مسائل دین ـ و عمل به دستورات آن ـ همانند در دست گرفتن آتش گداخته است. نتیجه اینکه باید انسان ها به درکی برسند که محبت گونه امام را بخواهند، به دور از احساسات زود گذر و نفسانی و با دل کندن از هر چیزی دنیایی‌.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این که صبر و پایداری تنها در بستر حضور در سنت معنا می دهد وگرنه انسان گرفتار شتابزدگی و تهاجم‌های پیش‌دستانه می‌شود. در بستر صبر و با نظر به سنت‌های لایتغیّر الهی، آینده بیش از حضوری که آغاز شده است ادامه می‌یابد و این است معنای «انتظار» در فرهنگ مهدیت که نه حضور در آن به صورت یک آرزو می‌باشد و نه در آن انتظار نوعی اُبژگی و باوری مفهومی در میان است و نه آنچنان است که آن حضور تماماً در نزد ما و در اختیار ما باشد، ولی با «صبر» و «پایداری» ما آن حضور به ظهور می‌آید، به همان معنایی که رهبر شهیدمان فرمودند: «اگر مقاومت کردید قله‌ای فتح می‌شود که از بعد از زمان رسول خدا تا الآن انجام نگرفته...». و این‌جا است که باید در موضوع فرهنگ انتظار، بیش از پیش بیندیشیم و به آینده‌ای که در اکنونِ خود به آن فکر کرده‌ایم، امیدوار باشیم. اخیراً عرایضی تحت عنوان «شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی» شده است. ان شاءالله صوت آن در اسرع وقت در اختیار رفقا قرار می‌گیرد. موفق باشید   https://eitaa.com/soha_sima/5591

41273

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: شعری در فضای مجازی منتشر شده که گفته میشه آقای حسن زاده آملی، بیست سال پیش در دیدار با رهبر عزیزمان سروده اند، و در آن محل و زمان شهادت امام خامنه را به ترسیم کرده اند، خواستم از شما بپرسم به نظر شما این مطلب حقیقت دارد این شعر واقعا از آقای حسن زاده آملی بوده یا نکند کسی الان سروده به ایشون نسبت داده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای منصوری لاریجانی نکاتی در این مورد فرموده‌اند که خوب است به آن نکات توجه شود.  https://eitaa.com/iranseda/1987 موفق باشید

41263
متن پرسش

سلام علیکم استاد: خیلی عجیبه این حضور حماسی در این دو شب، از زمانی که خوب را از بد تشخیص دادم چنین پدیده ای ندیده بودم، فکر می‌کنم بی نظیره در دوران پسا انقلاب، گویی امام شهیدمان دعوت و فراخوانی غیبی صادر کرده اند و گوشها و دلهای بیشتری این ندا را درک کرده اند، مگه میشه با این دلهای پرخون و مالامال از غم اینچنین حماسه آفرید، اون هم در اوج قدرت‌نمایی لشگر شیطان، اصولا اندوه بی حد و حماسه آفرینی چه جوری با هم جمع میشه؟ نمیشه، جز با ایمانی شیعی و تاریخی و مهدوی که در عین توکل به قادر عزیز مطلق و نگاه به افق آینده مهدوی، ریشه در حماسه عاشورا داره و از خون سیدالشهدا و یارانش در تمام تاریخ، جان میگیره، ان شاءالله این حضور حماسی موجب نزول رحمت و نصرت و فتح الهی میشه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این است که بیش از پیش متوجۀ درک تاریخیِ حضرت امام روح الله و حضرت امام خامنه‌ای «رضوان‌الله‌تعالی‌علیهما» می‌شویم که به خوبی مردم را و جایگاه آنان را درک کردند و مسلّماً این مردم با چنین الهامات الهی و وجدان تاریخی، نقش‌آفرینِ اصلی برای ادامۀ این راه هستند. آری! مردم و باز مردم. و دشمن همین را نمی‌فهمید و نقطۀ شکست او در همین‌جا می‌باشد به همان معنایی که به گفتۀ امام خامنه‌ای، امام خمینی بیش از همه مردم را درک کردند. موفق باشید      

42078

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. استاد عزیز، با توجه به مبانی‌ای که در آثار شما درباره انقلاب اسلامی، استقلال، مقاومت و شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی مطرح شده است، برای من یک ابهام جدی وجود دارد. اگر هدف انقلاب اسلامی حفظ استقلال و عدم‌تسلیم در برابر نظام سلطه است، چرا جمهوری اسلامی در عمل به گونه‌ای پیش رفته که بخش قابل‌توجهی از روابطش با بسیاری از کشورهای دنیا پرتنش شده است؟ آیا نمی‌توانست ضمن حفظ همان اصول و مرزبندی‌های اعتقادی، با بهره‌گیری از دیپلماسی فعال و تعامل هوشمند، مسیر توسعه اقتصادی، رفاه عمومی و پیشرفت کشور را نیز مانند کشورهایی نظیر چین، مالزی یا حتی ترکیه دنبال کند؟ امروز بسیاری از مردم احساس می‌کنند که نه در زندگی روزمره خود پیشرفت و رفاه ملموسی می‌بینند و نه کارآمدی لازم در اداره کشور را. در چنین شرایطی، چگونه باید نسبت میان «مقاومت و استقلال» با «توسعه، رفاه و کارآمدی» را فهمید؟ آیا از منظر اندیشه شما، وضعیت کنونی نتیجه اجتناب‌ناپذیر این مسیر است، یا معتقدید می‌توانستیم ضمن حفظ اصول انقلاب، با سیاست خارجی و مدیریت متفاوت، به توسعه و رفاه بیشتری نیز دست یابیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید مردم همان کشورهایی که نام بردید با تمام وجود به دنبال حضور دیگری هستند. زیرا آنچه بشر جدید را در زندگی به روش مدرن آزار می‌دهد، پوچی و نیهیلیسم است و رسالت ایرانِ اسلامی آن است که جهان دیگری را مقابل بشر قرار دهد که تحت عنوان «جهان بین دو جهان» عرایض مفصلی در ۵ جلد تنظیم شده است که می‌توانید در سایت دنبال بفرمایید. بنگرید انسان‌هایی را که چگونه در اوج رفاه و با حضور در همان کشورهایی که به ظاهر، رفاه را به مردم‌شان داده‌اند، چه اندازه خود را در ذیل آقای شهید ایران جستجو می‌کنند. https://eitaa.com/aieneh_ensaniyat    و https://eitaa.com/aieneh_ensaniyat/16  موفق باشید

42047

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد گرامی: خواستم نظر استاد را درباره ی آثار علامه جعفری بدانم. با آرزوی سلامتی و طول عمر برای استاد طاهرزاده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا آن مرد بزرگ را رحمت کند که حقیقتاً ما در فرداهای خود نیز به او نیازمندیم چه از جهت آثار و گفتار ارزشمندش، و چه از جهت شرحی که بر مثنوی نوشتند. موفق باشید

42032
متن پرسش

‌ ‌ 🔸 قصه‌ی تشییع شهدا، به‌خصوص سیدالشهدای انقلاب اسلامی، حرکتی عظیم در سنت فرهنگی شیعه است که بابی از معرفت را به روی انسان می‌گشاید. 🔹 ما در «آینه‌ی تشییع» خود را بازمی‌یابیم؛ خودی که به وسعت یک تاریخ است. مواجهه‌ی ما با دیگران در تشییع، آن وسعت حضور و یگانگی ما را آشکار می‌کند. در آنجا خود را در عهد با انبیا و اولیا احساس می‌کنیم و در وسعت تاریخی خویش ادراک می‌شویم. 🔸 این صحنه، غایت حضور انسان بر روی زمین است؛ یعنی پیدا شدن «خود تاریخی» انسان و آن وسعت ازلی و ابدی او؛ وسعتی که در یگانگی با حقیقت توحیدی می‌تواند حاصل شود. 🔹 به تشییع حاج قاسم توجه کنید. آن تشییع چگونه به تعبیر حضرت آقا «باطن ملت را روشن کرد»؟ ما در صحنه‌ای قرار گرفتیم که از همه‌ی فاصله‌ها آزاد شدیم. هر کس را می‌دیدیم، گویا خود را می‌دیدیم. گویی فاصله‌ها برداشته شده بود و یگانگی را در نسبت با یکدیگر می‌چشیدیم. حضرت آقا فرمودند باطن ملت ایران آشکار شد. باطن، همان یگانگی میان مردم بود، هرچند در ظاهر تفاوت‌ها و فاصله‌ها وجود داشت. شهادت حاج قاسم و تشییع او، ظهور باطن ملت ایران بود. حال با این دید، آیا می‌توانیم به تشییع حضرت آقا بیندیشیم که چه وسعتی را باید انتظار کشید و تا کجا باید خود را مهیا کرد که خود را در آن وسعت احساس کنیم؟ آنچه در این تشییع آشکار می‌شود، پیدا شدن همین وسعت تاریخی است. راه کربلا و راهی که حضرت آقا با شهادتشان پیمودند، توحیدی را که در ذهن و باور ماست، در صحنه‌ای پیش روی ما می‌آورد که آن را «می‌یابیم». 🔸 آیا غایت حرکت جمهوری اسلامی، پیدا شدن همین صحنه‌ی تشییع نیست؟ آیا نباید بیندیشیم که راهی که حضرت آقا می‌پیمودند تا بابی از معرفت‌الله برای انسان‌ها بگشایند، در رخداد تشییع ایشان محقق می‌شود؟ باید خود را مهیا سازیم که این غایت را ادراک کنیم. در غیر این صورت، ممکن است مسئله‌ی تشییع را صرفاً پله‌ای برای رسیدن به چیزی دیگر بدانیم و نتوانیم حضور خود را در آن به درستی فهم کنیم و دچار غفلت شویم. 💠 کانال و سایت وارستگی: 🔺 @varastegi_ir 🔎 http://varastegi.ir ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ‌دقیقاً نکته همان است که فرمودید که چگونه وقتی انسان ذیل ارادۀ الهی در تاریخ خود وسعت خود را احساس کند، در آن تشییع تاریخی در مواجهه با دیگران، هرکس را، نفحه‌ای از نفحات الهی می‌یابد که گویا با او اُنسی دیرین دارد و به یگانگی که یاران مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» مفتخر هستند، نظر می‌کند. آیا این نحوه حضور، همان حضوری نیست که سخت بدان نیاز داریم، با سبکی که باید مخاطب ما با نظر به آن سبک متذکر تفکری باشد که گفتنی نیست؟ و باز باید به افقی که از طریق آن سبک می‌توان به آن اشاره کرد، بیندیشیم افقی که همچون جامِ جهان‌بین «حاضر» است ولی باید باز جلو رفت. «گفتم این جامِ جهان‌بین به تو کِی داد حکیم؟ گفت آن روز که این گنبدِ مینا می‌کرد». حال مائیم و جام جهان بین انقلاب. موفق باشید

42026

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: درود بر شما. سوالم این هست که چرا ما از محاصره دریایی واهمه داریم؟ می‌دانم بحث واردات کالاهای اساسی و صادرات نفت و... هست، اما متوجه نمیشم چرا ما نمی‌توانیم یا نمی‌خواهیم محاصره دریایی را بشکنیم؟ آقای محمدی هم در صحبت ها و مخصوصاً مصاحبه ای که اخیرا داشتند می‌شد به طور ضمنی فهمید که گویا محاصره دریایی مسئله بغرنجی هست و شکستنش به این راحتی نیست. بنده نمی‌فهمم وقتی موشک ها و پهپادهای ما اهداف مختلف دور و نزدیک را علیرغم وجود رادارها و سامانه های پدافندی هدف قرار می دهند، چگونه نمی‌توانند موانع و مزاحمت های محاصره دریایی را هدف قرار دهند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اهل نظر و رفقای برنامۀ «به وقت ایران» در عین آنکه قبول دارند محاصرۀ دریایی وسیله‌ای است تا ما از مدیریت تنگۀ هرمز منصرف شویم؛ ولی بحمدالله عزم مسئولان کشور همه و همه مدیریت بر تنگه می‌باشد حتی اگر به قیمت آن باشد که وقتی صحنه برای ما نیست، برای هیچ‌کس نباید باشد و این لطف بزرگ خداوند است که ما را در چنین شرایطی قرار داده که می‌توانیم با آمریکا بجنگیم و به قول آقای دکتر مهدی محمدی در آخرین سخنان خود: ترامپ شکست خورده و هیچ کاری نمی‌تواند بکند. https://eitaa.com/mohammadi61 موفق باشید

42024
متن پرسش

در باب رسانه و جایگاه آن. سؤال: با توجه به نقش رسانه و تأثیر آن چه راه‌کاری دارید که ما بتوانیم از رسانه و استعدادی که دارد، استفاده کنیم ولی گرفتار انحرافات آن نگردیم؟ 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آگاهی از جایگاه رسانه برای جبهۀ انقلاب، فراتر از یک انتخاب، یک ضرورت تاریخی است. ولی مسئلۀ بنیادین این‌جاست که توجه داشته باشید ما عموماً در فضای «تکنیک غربی» تنفس می‌کنیم که دارای سیطره و هیمنۀ خاص خود است. اگر فعالیت رسانه‌ای با تأمل عمیق فکری همراه نباشد، فعالان این حوزه علی‌رغم تسلط بر فنون و ابزارهای تولید محتوا، ناخواسته در پازل رقیب بازی کرده و در «پرتگاه» هویت‌زدایی سقوط خواهند کرد و با توجه به این‌که رسانه در ذات خود پیچیدگی‌هایی دارد که اگر به درستی درک نشود، عملاً به نام مبارزه با رسانه در مسیری قرارمی‌گیریم که رسانه به دنبال آن است. در حالی‌که چالش اصلی، تقابل میان «جهانی که رسانه می‌سازد» و «جهانی است که خداوند بر بستر سنت‌ها بنا نهاده است». رسانه‌های مدرن بر پایۀ مدیریت اراده‌های بشری، جهانی در راستای توهّمات بشری خلق می‌کنند؛ اما در اندیشۀ اسلامی، رسالتِ رسانه توجه به جهانی است که خداوند ساخته است و تفاوت ماهوی میان رسالت پیامبر اکرم«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و رویکرد ابوسفیان در مفهوم «تغییر جهان» نهفته است. ابوسفیان نماد تمدنی پیچیده بر بنیاد جاهلیت بود که حتی در قالب «سقیفه» و با پوسته‌ای از شعائر دینی (همچون نماز) بازتولید شد؛ جهانی که در آن اراده‌های بشری بر جایگاه حق تکیه می‌زنند، در حالی‌که اسلام و دنقلاب اسلامی در این تاریخ، مخاطب را به سوی «سنن الهی» سوق می‌دهد. این همان مرز باریک میان «تفکر انقلابی» و نگاه‌های «ظاهرگرایانه» مانند جریان حجتیه است که آینده را صرفاً در تغییر صوریِ حاکمان می‌بینند، نه در استقرار انسانیت ذیل توحید. رسانه نباید ابزاری برای سرگرمیِ صرف یا تشدید تنش‌های بی‌حاصل باشد. هدف غایی، ارائه یک «سیره» یا «سبک حیات» قدسی است که در آن «حضور در سنت‌های الهی جاری در هستی» تجربه شود. ولی برنامه‌هایی که صرفاً به دنبال مشغول‌سازی مخاطب هستند - حتی با تغییر ظاهرِ مجری از بی‌حجاب به باحجاب- همچنان در ساحت جهان مدرن باقی مانده‌اند؛ چرا که جهان مدرن برای پوشاندن پوچیِ ذاتی خود، ناگزیر از «مشغول‌سازی» مداوم انسان است. مواجهِ با فضای مجازی به مراتب دشوارتر و پیچیده‌تر از مبارزه با بت‌پرستی در صدر اسلام است. برای عبور از این بحران، بازگشت به «تفسیر المیزان» به عنوان یک ضرورت استراتژیک مطرح می‌شود. علامه طباطبایی در این اثر، قرائتی از دین ارائه می‌دهند که بر حضور در «سنن لایتغیّر الهی» استوار است. در صورتی که بدون تکیه بر آن مبانی نظری، حتی ممکن است فعالیت‌های کثیر رسانه‌ای رفقا به سلبریتی‌زدگی و استحاله در فرهنگ جهانی منتهی شود؛ اگر ذیل سنت‌های الهی خود را قرار ندهیم و بر مبنای آن سنت‌ها کار را دنبال ننماییم. راز آرامش و اقتدار امام خمینی و رهبری شهید«رضوان‌الله‌تعالی‌علیهما»، زیستن در افق سنت‌های الهی و داشتن «نگاه تاریخی» به پدیده‌هاست. فعالیت رسانه‌ای زمانی ارزشمند و «عبادی» خواهد بود که در ذیل تاریخِ آغاز شده با انقلاب اسلامی و در جهت ظهور انسان کامل معنا شود. فعالان رسانه‌ای باید متوجه باشند که آیا در تاریخ جدیدی که با انقلاب اسلامی و حضور تمدنی آن پیش آمده، تنفس می‌کنند، یا همچنان در اسارت زمان‌پریشیِ جهان مدرن هستند؟ تنها با این خودآگاهی تاریخی است که می‌توان از دام چاله‌های رسانه‌ای عبور کرد و به سوی حقیقت رهنمون شد، که این اول بحث است در سلسله بحث‌های «شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه»، در این بعثت تاریخی» عرایضی در این مورد شده که خوب است به آن‌ مباحث رجوع شود. https://lobolmizan.ir/special-post/1771?mark=%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA%20%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C#sound-row-5886 این‌جا است که باید به هستی‌شناسیِ رسانه در افق انقلاب اسلامی نظر کرد و متوجه تقابل «سنن الهی» و «تکنیک مدرن» بود تا در رابطه با بحران تکنیک، ضرورت تأمل معرفتی در جبهۀ فرهنگی بیش از پیش جدّی گردد. موفق باشید        

41850

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد بزرگوار وقت شما بخیر: متن سوال یکی از دوستانم رو خدمتتون ارسال می‌کنم، ممنون میشم در حد اقتضا پاسخی مبسوط ارائه بفرمایید: «از استادتون بپرس: من یه دوستی دارم جاهله چکار کنه مادر جاهلتری نباشه و بتونه از حجاب و ... برای بچه اش ضد خدا درست نکنه؟»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ حساسی است. عرایضی تحت عنوان «تقابل آزادی و حجاب چرا؟» https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%20%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&tab=sounds شده است. امید است که این مادرِ دلسوز و فهمیده، بتواند در دلِ یک گفتگو فرزند خود را به انتخاب حجاب برساند. عرایضی تحت عنوان «چادر، یا حجاب کامل بدون چادر» در سؤال و جواب شمارۀ 41802 شده است، خوب است به آن رجوع شود. موفق باشید

41838

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: استاد در خصوص لزوم انجام مذاکرات من کاملا با مباحثی که در کانال مطرح می‌فرمودید و بارگزاری می‌کردید موافق بودم، اما الان براساس صحبت های آقای عراقچی ما قراره در این ۶۰ روز تنگه را باز کنیم، عوارض خدمات هم نگیریم یعنی اهرم فشاری که در اختیار داشتیم را رها کنیم و در مقابل برداشتن تحریم ها و گرفتن خسارت در طول ۶۰ روز که تازه معلوم نیست چند روز طول بکشه، مشخص خواهد شد. خوب عملا یعنی هیچی، چیکار باید بکنیم استاد این همه جنگ و مقاومت و خسارت و شهادت آقا، بعدش هیچی رفتیم سرجای اول.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید اگر فرصت بکنید و چند صوت اخیرآقای مهدی محمدی را گوش بدهید، بسیاری از این نوع سؤالات جواب داده شده است. https://eitaa.com/mohammadi61 موفق باشید

41668
متن پرسش

با سلام خدمت استاد بزرگوار: راستش کتاب هدف حیات زمینی آدم شما رو که خوندم همین جوری بدون مقدمه در واقع از لطف خدا می دونم که روزی ام کرد خواندن این کتاب رو خیلی برام جالب بود و خیلی از گره های ذهنیم رو باز کرد. می خواستم از شما اول تشکر کنم بعد هم بگم چجوری زودتر برسیم به عالم عقل، البته می دونم عجله از شیطان هست و تأنی و آرامش از خدا، درسته ولی خیلی از عمرم رو متأسفانه مفید نگذروندم و حالا می ترسم عمرم کفاف نده، از طرفی باز با خودم میگم این رسیدن به عالم عقل اصلا به اختیار من نیست و همه چیز به خواست و اراده خداوند متعال است. من باید فقط بندگیم رو بکنم. حالم خوب نیست هم خوشحالم که می دونم، هم ناراحتم که الهام ملائکه رو به جای وسوسه شیطان بگیرم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال فدای خدایی شویم که چگونه به حکم ربوبیتش در پرورش بندگان، حکایت حضور انوار اسمای حسنای خود را در جان انسان‌ها با ما در میان گذاشت تا با نظر به راهی که به عنوان شریعت الهی در مقابل‌مان از طریق انبیاء گشود، تا آن‌جایی که امیدوارانه به حکم: «وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنين» ‏جلو و جلوتر رود. خدا می‌داند این امیدوارانه‌ترین آیه‌ای است که عارفان و سالکان را تا قلّۀ معنویت جلو برده است. زیرا می‌فرماید آن‌هایی که در مسیر نظر به حضرت پروردگار تلاش کنند، نه تنها هدایت می‌کند بلکه حتماً و حتماً هدایت آن‌ها را به عهده می‌گیرد و از آن مهم‌تر مژدۀ معیّت و همراهی با آن‌ها را به آن‌ها می‌دهد. که این حالت، گفتنی نیست، می‌ماند که به حکم آیۀ «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوا...» شرط معیّت خود را یک چیز قرار داده است و آن، وارستگی و تقوا است. چه اندازه لازم است که ما با رعایت تقوا در این زمانه به راه‌های گشودۀ پروردگارمان قدم بگذاریم به جای آن‌که خود را محور حق و باطل بدانیم. موفق باشید    

41607

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

باسلام و احترام خدمت استاد گرامی؛ در پیام اولی که راجع به مذاکرات و مطالبات مردمی خدمتتان ارسال نمودم نکاتی فرمودید که بسی مایه امیدواری بود. این مطلب را در ادامه آن ارسال میکنم. جایی که افرادی در لباس ملی-مذهبی و به‌ظاهر دلسوزِ میهن و انقلاب، سعی در ساکت کردنِ مردمِ مجاهدِ حاضر در خیابان می‌کنند! ابتدا مطلبی از دکتر منان رئیسی را میگذارم تا باتوجه به آن، ادامه دهیم: [دکتر منان رئیسی، نماینده مردم شریف استان قم در مجلس شورای اسلامی در کانال بله خود فرمودند:« تا اطلاع ثانوی هر نوع روشنگری ممنوع (حکایت یک سانسور عجیب!) 🔹امروز ظهر مهمان شبکه خبر بودم؛ نزدیک به یک هفته پیگیری می‌کردند و تماس می‌گرفتند که بیا و نهایتا بعد از چند بار پیگیری آنها، عرض کردم که امروز ظهر می‌آیم. حدود ۲۰ دقیقه گفتگو با بنده را درباره اهمیت حضور مردم، اهمیت اقتصادی و امنیتی تنگه هرمز و ‌... ضبط کردند و البته ضمن نقدی ملایم و بسیار کوتاه به برجام، تذکراتی محترمانه هم به دولت در خصوص لزوم مدیریت بازار و قیمتها دادم. قرار بود برنامه را امروز عصر پخش کنند اما پس از برنامه، در کمال تعجب مطلع شدم که احتمالا به برنامه حقیر اجازه پخش نخواهند داد! پرسیدم چرا؟! گفتند چون از برجام انتقاد کردی! یاللعجب! کار به کجا رسیده که نقد ملایم و کوتاه به موضوعی که بارها توسط رهبر شهیدمان صراحتا نقد شده است اکنون به خط قرمز رسانه ملی تبدیل شده است؟! 🔹اما آنچه بنده گفتم و به مذاق آقایان خوش نیامده چه بود؟! گفتم که گرچه حضور مردم در صحنه بسیار ضروری و لازم است اما اولا از مردم درخواست دارم که اگر نقدی هم دارند در تجمّعات خود به مسئولان کشور اهانتی نکنند چون بارها رهبر شهیدمان در این خصوص تذکر دادند؛ ثانیا معنای تقاضای حقیر برای عدم اهانت این نیست که وظیفه مردم فقط تکبیر گفتن و تایید کردن تصمیمات مسئولان است زیرا لزوما همیشه همه تصمیمات مسئولان درست نیست؛ نمونه‌اش برجام است که گرچه تصمیم مسئولان بود اما به تصریح رهبر شهیدمان جزییات این تصمیم مورد رضایت ایشان نبود؛ و یا تصمیم تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای که طبق خاطرات مرحوم هاشمی رفسنجانی، مورد رضایت رهبر انقلاب نبود. 🔹حالا با خودم می‌اندیشم که اگر مدیران رسانه ملی، تحت فشار برخی مسئولان کشور، حتی این نوع نقدهای ملایم‌، محترمانه و روشنگرانه را هم نمی‌توانند تحمل کنند پس کاش قبل از دعوت از هر مهمانی (به ویژه آن دسته از مهمانانی که حرّیت دارند و نیامده‌اند تا همه تصمیمات قبلی و آتی را توجیه و ماست‌مالی کنند) به آنها اعلام کنند که تا اطلاع ثانوی هر نوع روشنگری ممنوع! تا به این ترتیب، مهمانانی که می‌آیند تا حرفها و مطالبات مردم کف خیابان را بزنند از قبل تکلیفشان را بدانند و وقتشان را برای آمدن به استودیوهای سیما تلف نکنند! 🔹گاهی فکر می‌کنم شاید امثال بنده که مطالبات مردم کف خیابان را پیگیری می‌کنیم و گروه خونی‌مان به ماله‌کشی و ماست‌مالی نمی‌خورد در نظام حکمرانی کشور زیادی هستیم و بهتر است به دانشگاه برگردیم و عطای سیاست را به لقایش ببخشیم تا نظام حکمرانی کشور یکدست بشود و هیچ صدای مطالبه و نقدی بلند نشود! اما هرچه هست دلم به حال این ملت مبعوث شده می‌سوزد که نزدیک به ۲ ماه است که برای محافظت از انقلابشان با زن و بچه کف خیابان هستند و حالا حتی انعکاس برخی از واضح‌ترین و کم‌ترین مطالباتشان هم در سیمای ملی تحمل نمی‌شود! اما بدانند که یکبار که هیچ، صد بار دیگر هم اگر امثال بنده را سانسور کنند انشاءالله دست از پیگیری مطالبات مردم برنخواهیم داشت. 🔹نمی‌دانم، شاید هم این چند سطر سبب شود که آقایان برای تبرئه خودشان هم که شده روزهای بعد این برنامه را پخش کنند! اما آنچه مهم است اصلاح روند فعلی حاکم بر سیما است که اگر می‌خواهد واقعا ملی باشد نباید در دام محافظه‌کاری‌های کُشنده گرفتار شود و از مطالبات مردم کف خیابان فاصله بگیرد و بداند که این‌مردم مبعوث شده، دیگر وظیفه‌شان را فقط تایید کردن و تکبیر گفتن نمی‌دانند!»] 1. پس از این مطلب براستی خواستم بدانم که علت این تنگنایی و عدم سعه برای چیست که حرفها شنیده نمیشود، مردم را عوام می‌نامند، صدای فریاد های این مردم را ساکت می‌کنند و گوشی برای شنیدن خواسته هایشان نیست؟ 2. مردم با اصل مذاکره مشکلی ندارد. چیزی که مشکل است مذاکره توأم با تهدید با آمریکایی‌ست که جز به تسلیم ایران عزیز نمی‌اندیشد. هرگاه برخلافِ این گمان کردیم، رکبِ دشمنِ آمریکایی را خوردیم و کلاه گشادی به سرمان رفت! 4. آری! میدانیم که تاریخ جدیدی آغازیدن گرفته است که ما برای مذاکرات شرط تعیین میکنیم. ولی آیا بسنده کردن به همین مورد برای ما کافی است؟ مایی که بیش از این را هم به لطف خدا و اراده او می‌توانیم به‌دست آوریم؟ و این همان پیروزیِ کاملِ نهاییِ با اقتدار است. 5. ما تجربه تلخی از مذاکرات داریم. باید منصف بود و نگرانی مردم را در قبال مذاکرات محترم دانست که براستی نگرانی آور است. 6. امروز اتفاق عجیبی افتاد که خواهشمندم به آن توجه کنید؛ مشرق نیوز و تسنیم مطلبی را منتشر کردند که در آن مطلب، ده شرطِ رهبرِ انقلاب را به لوبیای سحرآمیز تعبیر کرده بودند و آنرا به تمسخر گرفته بودند. 7. وقتی جریاناتی اینچنین پلید در مطبوعات حضور دارند، به حق و انصاف است که مردم عزیز راجع به مذاکرات مطالبه‌ای نکنند و ساکت و ساکن شوند؟ 8. خدمت شما بگویم؛ بنده در تجمعات شرکت میکنم و مردم عزیز و بزرگوار، دست‌نوشته هایی بسیار محترمانه و عزتمندانه و مطالبه گرانه در دست دارند و درحال مطالبه گری هستند. بعضی از به‌ظاهر دلسوزان، سعی در جمع آوری این دستنوشته ها کرده بودند. دستنوشته هایی که روی ده شرط مذاکرات پافشاری داشتند و دستنوشته هایی که موجب اقتدار مسئولان در مذاکرات میشد. این پلاکارد ها به جرم مطالبه‌گریِ معقولانه مردمِ عزیز جمع‌آوری می شدند. 9. نمیدانم این جمله رهبر عزیز را چگونه باید فهم کنیم که :«فریاد های شما در نتیجه مذاکرات مؤثر است!». این بدان معنا نیست که اتفاقا مردم باید و باید و باید راجع به مذاکرات مطالبه نمایند، آنهم با فریاد کشیدن؟ فریاد را نمیتوان استعاره از این گرفت که صدایتان بایست به گوش مذاکره کنندگان-چه دوست و چه دشمنِ آمریکایی- برسد؟ باتشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بخواهیم و نخواهیم مردمی و مطالباتی به صحنه آمده که حکایت تاریخی است که تاریخ شکست آمریکا از طریق این ملت است و از این جهت به لطف الهی انقلاب اسلامی راه خود را بازیافته و با همان روح آرامش و پایداری از اهداف عالیه‌ای که غرب‌زدگان به حاشیه بردند، کوتاه نمی‌آیند. مسلّماً صدا و سیما در این میدان قدم‌های خوبی برداشته، ولی با اینهمه باید متوجه بود که روحیۀ انقلابی مردم را نباید به جهت ترس بعضی از جریان‌های محافظه‌کار به حاشیه برد از آن جهت که «من چه غم دارم که ویرانی بود / زیر ویران گنج سلطانی بود». باید دیوارهای ترس از آمریکا که در روح و روان بعضی رخنه کرده، با نظر به گنج‌های شور ایمانی مردم فرو ریزد و از این جهت این، اول کار است بدون هرگونه افراط و مطالبات غیر واقعی از آن جهت که بدنۀ این مردمِ مبعوث‌شده حکیم‌تر از آن است که میدان را به عده‌ای بدهند که با شعارهای افراطی بخواهند خود را مطرح کنند. موفق باشید

نمایش چاپی