سلام و ادب خدمت استاد گرامی: با توجه به نزدیکی اربعین حسینی و از سویی تاکید بر حفظ خیابان جهت حفظ نظام و انقلاب، جسارتا میتوانم نظر جنابعالی را در باب شرکت یا عدم شرکت در مراسم اربعینی سوال کنم؟ سپاس از پاسخگویی
باسمه تعالی: سلام علیکم: باز هم باید بررسی کرد. شاید با شروع زودتر برای عدهای و شروع دیرتر برای عدۀ دیگر و تقلیل زمان سفر، قابل توجه باشد و از طرفی باید صبر کنیم ببینیم جریان جنگ به کجا میکشد. موفق باشید
سلام استاد: اگر بخوایم دوره ای برای تربیت نوجوان یا ارتباط والدین با جوان و نوجوان بگذاریم البته با محوریت مباحث حضرتعالی اولا موافق هستید؟ ثانیا چه مباحثی رو پیشنهاد میفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای شروع، مباحث «معرفت نفس» میتواند مؤثر باشد. https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh و بعد از آن است که مباحث «قرآنی» جای خود را میگشاید. در ضمن میتوانید به نامۀ ۳۱ امیرالمؤمنین«علیهالسلام» به امام حسن «علیهالسلام» که در کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» از آن بحث شده است؛ رجوع فرمایید. تجربۀ دوستان آن بوده که توانستهاند در محافل خود نتایج خوبی بگیرند. موفق باشید https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%85&tab=posts&inner_tab=book
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده 1_استاد بزرگوار من می خواستم کتاب شرح فصوص الحکم را مباحثه کنم. شرح فصوص الحکم شما شروع کنم یا نه؟ بهتر است از کتاب شرح فصوص الحکم چه کسی شروع کنم؟ آیا این کتاب مقدمه برای قرائت دارد که اول آن کتاب ها را بخوانم بعد خودش رو؟ 2_استاد بزرگوار نظرتان درمورد ناد علي چیه؟3_میخواستم کتاب روایی بخونم به نظرتون چه کتابی بخونم بهتره؟4_استاد بزرگوار یه جا گفتند که العلم سلطان یه جا دیگه گفتند که العلم هو حجاب الاکبر یه جا دیگه گفتند که آدم هر چی رو یاد بگیره خوبه. استاد بزرگوار سوال این است که وقتی که دارم چیزی رو یاد می گیرم باید چه کنم که این علوم حجاب نشه برای بنده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- پس از دنبالکردن مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» و مباحث «معاد، بازگشت به جدیترین زندگی» همراه با صوتهای مربوطه، بررسی بفرمایید که آیا با شرحی که از طریق بنده بر فصوص داده شده، همراه با صوتهای مربوطه با ذوق جنابعالی همراه است یا شرح استاد یزدانپناه؟ 2- چیزی در این مورد نمیدانم 3- کتاب «اصول کافی» و کتاب «تحفالعقول» نکات ارزندهای را به میان آوردهاند 4- «العلم سلطان» به معنای استفاده از علم برای تسلط بر طبیعت است و استفاده کردن از استعدادهای آن. و «العلم حجاب الاکبر» نظر به مفهومی شدنِ مطالب دارد که در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بدان پرداخته شده است. موفق باشید
مدتی است پس مطالعات و تمرینی در باب منطق و مباحث مغالطات در جریان زندگی و تعاملات شده است که مغالطهای از کسی رخ داده و حقیر متذکر آن شدم، در جمع ها و گعده های طلبگی تا کلاس های درس، مغالطههای اساتید، اجمالا زندگی روزمره و تا آن مغالطه و تشخیص حقیر را بر منطقیون ارئه میدهم آنها آن را تایید می کنند، و این مورد برای حقیر تبدیل به یک عادتی شده تاجایی که رفقای طلبه به شوخی مرا خطاب قرار داده و میگویند: «آقا مغالطه نکن!»، اکنون سوال حقیر آنست که نظر حضرتعالی در این مورد چیست؟ محمد باقر آقائی
باسمه تعالی: سلام علیکم: معطل این نوع رابطهها نباید شد. بیشتر باید منظور گویندگان را مدّ نظر داشت حتی اگر با مقدمات مربوط به قیاس منطقی همراه نباشد. موفق باشید
نمیدانم آیا لفظ «امام شهید» کلیشهای شده و در عموم اذهان بیرنگ گشته و یا تلألؤ پر نور خود را دارد اما؛ امام شهیدم! با تو سخن میگویم؛ نه با زبانم، که با دلم! اگر قرار بود زبانم سخن براند زودتر از اینها به چرخش در میآمد و نه بعد از ۱۰ روز گذشت از عروج ملکوتیات... امام شهیدم! میخواهم از عشقت که چند صباحی بر دلم جوانه زده بود با تو سخن برانم؛ که روزگاران اگر سیاه نباشد حداقل بی رنگ است، سرد است، فسرده است و رنگ زنده و حیات بَخشَت، اندوها که در میان خانه و شهر نپیچیده بود. تنها روزی توانستم روزنهای از نورت را در سیاهچاله دلم سوسو کنان ببینم که هجرت کردم برای فهم دین، برای طلبگی! گویی تو در پوستین نیستی؛ در کُّنهی، در عمقی، هرجا و هرطور بودن، تو را نمینمایاند. تو را باید به نظاره نشست، باید قرنها نگاه آموخت تا دیده شوی. سیدِ شهید! قدم حضورم در راه پیشوائی دین، تو را، شهد شیرین تو را، قند شکرینت را، عشق آتشینت را، اوج انسانیت را بر مزاقم چشاند که چه خوب چشیدنی بود. پس از ۲۰ سال گذر از دالان سراسر ظلمانی، جانم با جمالت روشن گشت و از شدت ذوق، گویی تازه متولد شده بودم. اینگونه، دیگر تاریخ تولدم شد ابتدای ورود به راه طلبگی و نه تاریخ شناسنامه! اینگونه من ۴ سال سن بیشتر ندارم. و امروز که بیش از هر روزی برای آموختنِ راه، به دستان پدرانهات نیاز دارم که هوایم را داشته باشی، حذر از اینکه بر زمین خورم، نیستی... نمیدانم، نمیدانم، نمیدانم امروز که فرزندت آمده مرهمی گشته بر اقیانوس دردِ نبودنت! اما: صد شکر و صد حیف. شاهی به میان آمد و شاهی ز میان رفت. صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت حضور تاریخی قائد شهید ما، حکایت حضور یک تاریخ بود که با حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» در این دوران در مقابل جبهۀ استکبار به میان آمد و این بود که جوانانی همچون جنابعالی را با امکان حضور در صدها راه، به سوی طلبگی کشاند زیرا امثال شما جوانان که به انسانبودنِ انسان میاندیشید، در آن مرد الهی انسانبودن خود را تجربه کردید و از این جهت او یک «راه» بود و نه یک شخص. و در این رابطه یقیناً آن «راه» با رهبریِ جدیدی که پیش آمده است، ادامه مییابد و در همین رابطه باز باید متوجه بود که آیت الله سید مجتبی خامنهای یک شخص نیست. و این بود راز اینکه مجلس خبرگان با بصیرت تاریخیِ خود به خوبی و به راحتی متوجه شدند چه کسی را پس از شهادت آن قائد عظیم انتخاب کنند. امری که متأسفانه با شهادت مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» حتی از طریق نخبگان آن تاریخ پیش نیامد و در نتیجه آنطور که باید حضرت امام مجتبی «علیهالسلام» را برای ادامۀ آن تاریخ یاری نکردند. ولی مردم ما حتی بعد از انتخاب آیت الله سید مجتبی خامنهای، دیروز در میدانهای شهر زیر بمبارانهای دشمن آمدند تا به انتخاب مجلس خبرگان لبیک بگویند. حتی ملاحظه فرمودید که چهرههای سیاسی که چندان از آنها انتظار نبود؛ نیز از انتخاب خبرگان پشتیبانی کردند. و از این جهت باید متوجه بود ما در نسبت به گذشتۀ تاریخی خود جلو و جلوتر هستیم. موفق باشید
سلام علیکم: این که رهبر سید علی خامنه ای رحمت الله الهی چندین سال پیش فرمودند. ما با این اهل تسنن برادر هستیم. آن زمان فکر این موقع را میکردند. که الان به پشتیبانی ما آمدند. آیا درسته؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: او یعنی سیدالشهدای انقلاب اسلامی به انسانیت فکر میکرد در هرجا که باشد و این است که ملاحظه میکنید هرکس که انسانیت خود را نگه داشته و احساس می کند، او را از خود میداند و در نظر به او، خود را مییابد. و این برعکسِ هر آن کسی است که با او دشمنی کرد و او را شهید نمود و مقابل همۀ انسانیت ایستاد تا تاریخِ مقابلۀ حق با باطل، به عالیترین شکل به ظهور آید. موفق باشید
با سلام و عرض ادب و تبریک و تسلیت شهادت حضرت آقا: ما در مواجهه با کتابهای اخیر شما با این نظر مواجه هستیم که می توان با انقلاب اسلامی به توسعه رسید بدون تبعاتی که تمدن مدرن دارد که به نوعی احساس میشود حرفی است بعد و پیشرفته تر از حرفهای دکتر داوری زیرا شاید ایشان ما را به توسعه ای دعوت می کنند که غربی است و عقل خاصی دارد و تبعات خاص خود را دارد حالا با وجود بحثهای شما که تکامل ان بحثها است باز هم ما در این موقعیت نیاز به سخنان دکتر داوری داریم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی آقای دکتر داوری آن است که ما را متوجۀ فکر و فرهنگ توسعه نمایند که در جای خود یک تاریخ است و از این جهت نباید از اندیشۀ این مرد متفکر غفلت نمود و البته باید متوجۀ محذورات ایشان باشیم که مخاطب خود را صرفاً افراد مذهبی انتخاب نکردهاند، ولی بحمدالله متوجۀ افقی که انقلاب اسلامی در این تاریخ گشودهاند، میباشند. آقای دکتر رضا داوری در مورد انقلاب اسلامی میگویند: «انقلاب را دنباله تاریخ توسعهنیافتگی نمیدانستم. انقلاب حادثهای پیشبینی نشده بود... احساسم این بود که دری در تاریخ در حال گشودن است ... اکنون به این نتیجه رسیدهام که انقلاب ما توانسته است آخرین تحولی را که در وجود بشر و در جهان پدید آمده است به نحوی نشان دهد.» در ادامه میگویند: «انقلاب اسلامی حادثه بزرگی است و من همواره در سایه تفکر متفکران بزرگ به این حادثه و تجربه عظیم تاریخی اندیشیدهام» و میگویند: «البته معتقدم که انقلاب باید بتواند در اساس جهان کنونی رخنه کند و اساس دیگری بگذارد.» و در همین رابطه میفرمایند: «در هر صورت با نادیدهگرفتن تجدد هیچ انقلابی صورت نمیگیرد. انقلاب بازگشت به گذشته و تجدید رسوم آن نیست. در انقلاب باید از غرب و از میان آن (و نه از کنارش) گذشت. غرب نمیگذارد هیچ قدرتی آسوده از کنارش بگذرد. من همچنان به انقلاب وفادارم به شرط اینکه آن را محدود به رعایت بعضی رسوم و ترک بعضی دیگر نکنیم و سودای حل همه مسائل را از طریق إعمال قدرت سیاسی نداشته باشیم.» و با توجه به این امر میفرمایند: «بنده اکنون هم از انقلاب دفاع میکنم و همچنان به غرب و تجدد با نظر انتقادی مینگرم.» با توجه به سخنان چنین متفکری میتوان به معنای «جهان بین دو جهان» فکر کرد، بهخصوص آنجا که میفرماید: «انقلاب اسلامی ما توانسته است آخرین تحولی را که در وجود بشر و در جهان پدید آمده است به نحوی نشان دهد.» امری که بنده عنوان آن را حضور بشر آخرالزمانی گذاشتهام. موفق باشید
سلام و درود و نور رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه و شما استاد مهربان و همچنین عرض تبریک بمناسبت میلاد امام حسین علیه السلام. استاد جان آیا ما الان در آخرالزمان هستیم یا نه بالاخره و میتونیم شاهد ظهور حضرت حجت و تموم شدن جنگها و نابودی کفر و نفاق و حکومت حقه الهی و حاکمیت معصوم و شیرینی زندگی توحیدی در اجتماع جهانی باشیم؟ من ناراحت میشم وقتی در اجتماع مسلمانها حرف از ظهور آقا امام عصر علیه السلام میشه (توی همین مسجدیها و هیئتی ها) ظهور ایشون رو دور و بعید میدونند و بعضی خیلی مأیوسند بخاطر شرایط اجتماعی و اقتصادی کشور مون. و بهشون میگم «انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا» البته دوست دارم توی این بحبوحه جنگ روانی و نظامی کشورمون ی سخنی بفرمایید که دلمون قرص بشه به سلامت رهبرمون تا ظهور نزدیک و امنیت کشور مون. اینهمه شهید داریم میدیم. اینهمه اولیای الهی که یقینا خیلی پیش اهل بیت علیهم السلام عزیز بودند و به فرج شخصی رسیده بودند و سرداران مون که بشهادت رسیدند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا از نور حضور حضرت صاحب الأمر در این زمانه دلشاد نباشیم وقتی مییابید در میدان دینداری اصیل تا مرز مقابله با زشتترین انسانها و جریانها جلو رفتهایم و اینچنین پیروز و سرافراز بیرون میآییم. عرایضی در جواب سؤال شمارۀ 41077 شد. آری! باز شعر مولوی که: «ای از همه حاضرتر از مات سلام الله» و این یعنی نظر به ظهور آن حضرت در نایب عزیزش و امیدواری به ظهور هرچه بیشتر او تا ظهور نهایی. موفق باشید
سلام استاد خسته نباشین: استاد من به یه برداشتی به صورت کلی از قضایای عرفان نظری و حکمت متعالیه و عرفان عملی و رابطه اشون رسیدم خواستم نظرتون رو بدونم ببینم درسته یا نه. استاد در عرفان عملی شما روی حضور در وجود و نظر و توجه به وجود در بستر معرفت نفس تأکید دارین که به نوعی میشه همون توجه و معرفت به نفس که در عرفان مکتب نجف هست و نفی خواطری که در اون هست و این که غرب رو ذهنیت گرایی میدونین و باید رجوع واقعیت داشت. در واقع فکر میکنم غرب دنبال افکار میدود و به حقیقت نمیرسد اما در رجوع به وجود و حضور افکار دنبال انسان میدود و البته انسان بهشون بها نمیده و صرفا به وجود توجه داره و در اون استقرار داره و هرچه هم میگذره و این حالت رو حفظ میکنه افکار و وارداتش نورانی تر و به حقیقت نزدیک تر میشه، به نظرم این حالت حضور نوعی حالت فناست و ادامه ی اون حالت بقاست و همچنین این حضور همان حالت قربه و اسقرار در اون همان اشتداد وجود انسان و قرب بیشتر و هرچه انسان این حالت رو حفظ میکنه کثرات و واردات در او بیشتر میشه و البته بهشون بها نمیده و صرفا به وجود و جنبه وحدت توجه داره تا بی نهایت و این همان کثرت در وحدته و هرچه توجه و استقرار در وجود بیشتر، اشتداد بیشتر و ظهور کثرات در وجود بیشتر و شدیدتر و البته باز هم انسان توجهش باید به وجود و جنبه وحدت باشه و بزاره وجود خودش تدبیر زندگی و کثرات کنه و نه این که بخواد درگیر کثرات و هست و نیست ها و ابهام و اضطراب ها و ناکامی های حاصل از کثرات بشه این آدم ترسی نداره هرچی میخواد بشه بشه اون با وجود به سر میبره وجود به معنای ظهور وجود برای انسان نه به معنای وجود و موجوداتی که وجود دارن یا امکان وجود دارن ولی نزد انسان نیستن یعنی در غیب هستن نسبت به انسان یعنی انسان مشغول به ظاهر و ظهوره تا خود وجود هرچه خواست از غیب برای انسان به ظهور بیاره نه آنکه انسان با حدس و گمانش سودای غیب داشته باشه که در اون صورت سرگردان میشه وقتی انسان مشغول وجود به معنای ظهور اون در وجود خودش میشه و حضور پیدا میکنه خواطر بهش هجوم میارن یعنی رجوع به وجود فکر و ذکر میاره حالا چه اوهام و ظلمانی باشن و چه نورانی و حقیقی نباید حواس انسان رو از خود وجود پرت کنن وگرنه باز به کثرت و کثرات برمیگرده البته در توجه به وجود کثرات هستن به معنای وحدت در کثرت اما به صورت مستقل و خاص دیده نمیشن یعنی به معنای جمع و همه با هم.. و هرچه با توجه به وجود... وجود انسان اشتداد پیدا کنه و انسان در راه باشه کثرات بیشتر و روشن تری در وجود انسان جمع میشه و ظهور پیدا میکنه تا بی نهایت البته در عرفان نظری تشکیک در ظهوره یعنی وجود و گذشته و آینده و همه چی از ازل تا ابد همین حالا هست و در وجود جمعه ولی ظهورش برای انسان شدت و ضعف داره آیا برداشت من از قضایا درسته؟! چنین نگاه و عملی به زندگی همه ی ترس و اضطراب و وسواس ها رو فرو میریزه چون الان آدما مدام ترس از ضرر دارن یعنی از امکان ها و اتفاقات بدی که ممکنه بیوفته میترسن ولی چنین انسانی از جهنم هم نمیترسه و در جهنم هم رحمت حق میبینه و میفهمه که شر هم برای رشدش خوبه و فقط به وجود به معنای ظهور او در خودش نظر داره نه به امکان و ذهنیات و کثرات. چو ممکن گرد امکان برفشاند به جز واجب دگر چیزی نماند. میدونید استاد من یه بیماری های سخت و لاعلاج گرفتم فکر میکنم بدلیل مشکلات فکری و روحی و گناهانم بوده گاها دردهام شدت میگیره من بعضی وقتا که به وجود نظر میکنم فقط ویرانی احساس میکنم و انگار میخوام با همه دعوا کنم یعنی واقعا حس میکنم وجودم یعنی ویرانی! اما معمولا بعدش حالم بهتر میشه و احساس خوبی نسبت به وجود پیدا میکنم حس میکنم این ویرانی همون خرابات شاعران و عرفاس! نمیدونم خواستن ببینم برداشت هام درسته! یه مدت خیلی شک گرا بودم اما الان دیدگاهام خیلی تغییر کرده و بهتر شدم ولی بازم میخوام افکارم رو چک کنم که ببینم درسته یا غلط ولی دیگه خیلی دنبال فکر نیستم دنبال حضور و احساس و وجود و بودنم و نه آرزوها و چیزی های خاص! ما به وجود رجوع میکنیم آنهم ظهور وجود برای انسان یعنی نفس این تعین وجود برای انسانه و تمام وجود نیست. اما تنها وجود واقعی که نزد انسانه همینه راه های دیگه حدس و گمانه و حدس و گمان موجب گمراهی در کثراته و این که گفته میشه علم حتی علم توحید حجاب اکبره مربوط به همینه چون متوقف شدن در علم یعنی ذهنیت گرایی در حالی که اصل ماجرا حضوره و رجوع به وجود خارجی نه ذهنیت. حضور در همین ظهور و تعین موجب اشتداد وجود انسان و ظهور بیشتر وجود برای انسانه یه سوالم اینه که آیا در نهایت تمامیت وجود برای انسان به ظهور میرسه یا نه؟! انگار بیشتر گفته میشه که نه ولی انگار عده ای هم معتقدن که انسان میتونه تمامیت وجود رو تجربه کنه و براش به ظهور برسه بینهایت ممنون که به سوالات پاسخ میدین
باسمه تعالی: سلام علیکم : بحمدالله در نگاه و توجه خوبی قرار دارید، به همان معنایی که با نظر به وجود به معنای حقیقتی که هیچ وصفی از آن نمیتوان داشت، افقی در مقابل انسان گشوده میشود که هم در راه قرار میگیرد و هم همچنان باید برود و این خاصیت به سر بردن با وجود است که همواره انسان در آن بدون آنکه نهایتی در میان باشد از آن جهت که وجود تشکیکی است هست و اینجا است که به قول جناب فیض کاشانی: گفتم به کام وصلت خواهم رسید روزی؟ گفتا که نیک بنگر شاید رسیده باشی.» و معلوم است که بالاخره شیطان هم بیکار نیست و به هر نحوی میخواهد مانع ادامه راه شود و با صبر و پشت کار ما شیطان را مایوس خواهیم کرد ان شاالله. موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام فراوان تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه و استاد بزرگوار: استاد ابتدائا از پاسخگویی شما به سؤالات بنده بسیار سپاسگزارم. استاد فرق دروغ و کذب چیست؟ استاد اگر طبق روایات قرآن ثقل اکبر هست، چطور در حدیث ثقلین قرآن و عترت عدل یکدیگرند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر نمیکنم تفاوتی داشته باشد. ۲. آری! از جهت مبنا، قرآن نسبت به امامان معصوم، ثقل اکبر است به جهت آنکه خود آن عزیزان در نسبت با قرآن، خود را تا این حدّ متعالی کردهاند. موفق باشید.
سلام و احترام و عرض تبریک عید سعید غدیر: در جلد ۲ شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه فرمودید وقتی خداوند مقصد رو بهت نشون داد وقت عبادت کردنه و باید با عبادت انس بگیریم. سوالم اینه که من با عبادت انس ندارم. برای انس با عبادت، دعا رو باید به برنامه ی روزانه ام (قرآن و تدبر و معارف) اضافه کنم؟ و مثلا روزی یه صفحه از دعای صحیفه رو با خدا نجوا کنم؟ یا صبر کنم هر وقت حال دعا کردن اومد دعا کنم و با خدا حرف بزنم؟ ممنون. التماس دعا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: برشما نیز این عید مبارک باد. آری! اگر در کنار قرآن و معارف الهی بتوانیم دعاهای شریف القدری مانند دعای صباح و مناجاتهای خمس عشر را دنبال کنیم، به لطف الهی به افقهای معنوی اصیلی متذکر خواهیم شد. شرح دعای صباح https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C%20%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD&tab=sounds و شرح مناجات التائبین https://lobolmizan.ir/sound/824 را میتوانید در سایت دنبال بفرمایید. موفق باشید
«السلام علیک یا اباعبدالله » سلام استاد: عذرخواهم. با نظر به ماه محرمی که در راه است، چه افق هایی را برای تفکر و تذکر توصیه می فرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، درک عمیق جایگاه یگانگی بین زندگی و مقاومت است از شهید مطهری عزیز و کتاب «حماسۀ حسینی» و ما ادراک کتابِ «حماسۀ حسینی»! بخصوص با آن صوتهایی که از دل سوختۀ آن مرد الهی بر میخاست و کتاب «پس از ۵۰ سال» استاد دکتر جعفر شهیدی و کتاب «کربلا و عبور از دوگانگیِ زندگی و مقاومت» که روی سایت هست. امید است که با اُنس با آن کتابها به الهاماتی نایل شوید که حکایت حضور امروزینتان گردد. آیا راز مطالعات حیرتافزای امام شهیدمان در این رابطه نبود؟ و آیا بیان بلیغ و رسای رهبر عزیزمان حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای حکایت از آن ندارد که به حکم «الولدُ سرّ أبیه»؟ که او نیز همچنان با عمقی حکیمانه میاندیشد و سخن میگوید؟ حتی در حدّ پیامی که به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی مطرح فرمودند. https://eitaa.com/hosein_darabi/45107 . موفق باشید
عرض سلام خدمت استاد محترم استاد احساس می کنم در شرایط فعلی و در موقعی که بحث مذاکرات پیش آمد موقعیتی پیش آمد تا جامعه ی حزب اللهی ما به جمع بندی درستی بین جمع نظر ولی فقیه و مردم برسند و از افراط وتفریط فاصله بگیرند،که نه به بهانه ی اینکه ولی حکمی را داده از آتش به اختیار بودن و مطالبه ی مردم غفلت شود ونه به بهانه ی آتش به اختیار بودن مردم،نسبت به حکم ولی بی تفاوت باشیم و نهایتا حکم ایشان را برحسب تحمیل و جام زهر به ایشان بدانیم. سوال دوم ام هم در خصوص اعزامحجاج است که بعضی آقایون بحث خیانت مسئولان نفوذی در سازمان حج را عامل تصمیم اعزام حجاج می دانند،در حالی که وقتی این نهاد ذیل ولی فقیه تصمیم می گیرد نباید چنین اتهامی زده شود،نهایتا مردم به اختیار خود وبررسی شرایط روحی شان می توانند تصمیم بگیرند ،نروند اما چنین اتهامی راهم نزنند. نظرتون را بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عنایت داشته باشید که هر دو طرف در میدان پیروزی در مقابل جبهۀ استکبار دو نگاه دارند. امری که در پرسش و پاسخ https://eitaa.com/matalebevijeh/22405 عرض شد و اخیراً استاد مهدی محمدی در موضوع برنامۀ دشمن برای ایجاد اختلاف نسبت به موضوع مذاکره و عدم مذاکره نکات دقیقی فرمودهاند که خوب است به آن نکات توجه شود. https://eitaa.com/mohammadi61 2- در این رابطه میتوانید به جواب پرسش شمارۀ 41586 رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام استاد هیچ حس خوبی نسبت به مذاکرات ندارم فایل های اقای محمدی رو هم گوش دادم (گویا روند برای خود ایشان هم بدیع و تازه بوده و چندان در جریان امور نبوده اند ) از ادعای اینکه امریکا از پجره بسته پرید بیرون التماس برای مذاکره کرد و پیش شرط ازادی تمام پولهای بلوکه شده ایران و پذیرش غنی سازی و صلح در کل جبهه مقاومت و مذاکره بر مبنای ده بند ما رسیدند به اینکه همه موارد رو عقب نشینی کردند و فقط اینکه لطفا ، حزب الله رو نکشید ، محدودتر حمله کنید متشکریم برخورد هایی که می بینیم با اسلام شیعه حماسی که چه عرض کنم ، با اصول اولیه انسانی و مروت همخوانی نداره چیزی که ما می بینیم التماس ایران برای کوتاه امدن امریکا و تغییرات بنیادین در فرهنگ حاکم هست که تا حدودی به چشم می بینیم و طمع دشمن بر اینکه ، کار را یکسره کنه و جبهه مقاوت رو نابود کنه اقای محمدی هم فقط میگه ما هر روز ارزوی شهادت داریم ، ما از جانمون گذشتیم رفتیم مذاکره کردیم پس به ما اعتماد کنید گویا این خصلت بصیرت ایشان رو ربوده و باعث نوعی نابینایی در برخی حوزه ها شده بوی خیر نمی شنوم ز این اوضاع شما می فرمایید آیا میتوانیم دستِ قدرتِ خدا را ببینیم؟ حاج قاسم سلیمانی میفرمود: «باید دستِ قدرتِ خدا را دید» این دیدن، بزرگترین کاری است که در صحنههای تاریخی میتوان انجام داد. این قضه مال ان زمان بود که دست خدا چندان هویدا و عیان نبود ، الان دیگه هر کور و کر و کافر و مرتدی دست قدرت الهی رو می بینه ، اما سوال اینه آیا ما ایستادگی که باید رو داریم؟!! اگر در برابر استکبار همچنان می ایستادیم ، برای ما عزت بود و استکبار هم نمی توانست کاری کند کشور صاحب دارد ، مومنین صاحب دارند اما گویا زمزمه های دیگری شنیده می شود فعلا قضاوت نمی کنیم و سکوت می کنیم ، ولی این مسیر جدید دیگر جایی نیست که در اون انتظار نصرت و وعده الهی رو داشت و کاش باتلاق و پایان کار جبهه مقاومت در ایران نباشد برادران مظلوم لبنانی
باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با مذاکرات باید تفکر تاریخی نسبت به آن موضوع، همواره در میان باشد از آن جهت که ما پس از دفاع مقدس سوم در تاریخِ دیگری حاضر شدهایم که حال این مائیم که برای مذاکره، شرط تعیین میکنیم برعکسِ تاریخ گذشته که آمریکا برای ما شرط تعیین میکرد و غفلت از این نکتۀ تاریخی موجب شده تا بعضی با طرح سخن رهبر شهیدمان با اصل مذاکره مخالف باشند در حالیکه میتوان در دل همین مذاکراتی که ما میتوانیم حاضر شویم و شروط خود را به میان آوریم؛ ضعف دشمنان را نشان دهیم و معلوم است که نتانیاهو سخت، از این موضوع نگران است و این است که ملاحظه کردید با بمبارانِ شدید بیسابقه به مردم لبنان خواست تا این جریان را به هم بزند و این هوشیاری تیم مذاکره و مسئولان حزب الله بود که متوجه شدند نباید برای دفاع از مردم عزیز لبنان در مسیری قرار گرفت که نتانیاهو دنبال میکرد و ملاحظه کردید که به هر حال مسئله آنقدر مهم است که دولت مزدور لبنان حاضر شده است با اسرائیل بر سر آتش بس مذاکره کند به امید آنکه سخن مذاکره کنندگان ایرانی که جبهۀ مقاومت را یکپارچه میدانند؛ به حاشیه ببرد. و البته و صد البته موضوع، بسیار حساس و مهم است و نباید از یگانگیِ دیپلماسی و میدان که به خوبی پیش آمده است، غفلت کرد. موفق باشید
بسمه تعالی سلام علیکم نظرات چند تن از متخصصین که در مورد صهیونیسم و یهود بود را که مشاهده کردم میگفتند یهودیها همیشه میدانستند که قرار است تاریخ بشری تحولی را تجربه کند از این روی وارد میشدند و سعی میکردند خودرا در آن تاریخ با همان برتری جویی های یهودی جا کنند مثل رنسانس، تا ماندگار شوند حتی همین جنگ نیز میدانستند که نظم جهان تغییر کرده و این جنگ را همراه آمریکا به همین دلیل راه انداختند و دلیل پذیرش این همه عواقب برایشان همین است که باید عرض شود وقتی پای نهایت یعنی نهایت انسانیت باز شده هیچ حتی مومن یا خاصی نمیتواند انسانیت بشریت را به خود قائم کند مگر اهل بیت صلوات الله که آنها نیز عین و ذات انسانیتی هستند که خداوند آن را به آنها ظهور و مامور کرده چه رسد که دشمنان ما بخواهند یا توانند در این چنین تاریخی خودرا جای دهند؛ همین است که نمیفهمند و ترامپ احمق که زاده آمریکای جنگ جهانی است و با توهم همان جهان نیست جنگ جهانی، فکر میکند میتواند در این تاریخ هم حاضر شود. بچه های پرورش یافته جنگ جهانی مثل ترامپ که امروز پیر هستند در جاهای دیگر آمریکا مشابه او بودند و همین منوال را طی کردند و شکست خوردند. و این احمق هم همین بلا سرش آمده منتهی هیچ چیزی غیر از این خاطره نیست توهم انگیز ندارد و حال خودش نیز فهمیده. حال که متن جنابعالی با تیتر«ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است- ۵» را مشاهده کردم نکته اصلی این متن در فراز آن«و این یعنی به ظهورآمدنِ آیندهای که ظلمانیترین جبهه در نفیِ انسانیت انسانها یک طرف و نورانیترین جبهه در پاسداشت انسانیتِ انسانها در طرف دیگر قرار میگیرد» چیزی که در فهم این سخن فهمیدم یعنی با شهادت رهبر انقلاب خلق آخرالزمان با کمال معنای استقلال آزادی جمهوری اسلامی با همین بعثت، خلق الله خودرا به حق یافت و مرحله ای عظیم به استقلال توحید رسید. حال دشمنی آنها با خود حضرت صاحب تاریخ و تاریخ خود حضرت آغاز شده که این یعنی میدانی برای جنگ مستقیم با امام(عج الله) و این یعنی همان جنگجویی امام علی صلوات الله که هرگز دشمنی به سوی او می آمد عقب نمیکشید تا آن را دو نصفه و بنیادش را از بین ببرد. حال اگر موضوع برفرض زدن بمب اتم برای عقب راندن امام صلوات الله هم باشد هرچند دور از واقعیت باشد، اینجاست که با غیرت خود حضرت روبرویند نه فقط با مومنین. و باید گفت راز جنگ امروز که چشم در مقابل چشم است با آغاز این تاریخ تغییر میکند تا از بند این کشمکش ها عبور کنیم و به نهایت وارد شویم. ( ببخشید استاد برایم سخت است نوشتن در این سایت و وقتی که دیدم بزرگواران وارد میدان این سایت شدند خوشحال و خداراشاکرم از آمدن آن عزیزان شاید بنده حقیر کم کم با آمدن آنها معاف شوم از نوشتن و خود را طور دیگری جستجو کنم که سخت پی آنم از این رو اگر همین متن را هم منتشر نفرمایید و بنده را معاف فرمایید به آن نیازمندم و اگر بدردتان خورد خودتان از آن استفاده فرمایید. از طرفی سئوال خصوصی قبلی را که فرستادم به من کد پیگیری نداد و حتما شما جواب را ایمیل کردید که کل سیستم ایمیل فعلا در ایران با اینترنت ملی در دسترس کسی نیست و نتوانستم جواب شمارا بخوانم که ناراحت شدم که محروم ماندم از صحبت شما. من درگیر خودم شدم و نیاز دارم با خودم تنها باشم).
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر که در این آخرین دوران این چنین جبهۀ حق در مقابل باطل قد برافراشته و همچنان که می فرمایید روز به روز زیبایی این صحنه بهتر و باز بهتر خود را به ظهور می آورد. مهم آن است که اولاً: نگاهمان تاریخی باشد و ثانیاً: به سنت های الهی نظر داشته باشیم به جای فضایی که رسانه ها ایجاد می کنند به گمان آن که میتوانند جهان را آن طور که می خواهند بسازند. آری! اینکه می فرمایید بعضی از جواب ها به ایمیل افراد ارسال می شود. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده 1_انسان باید برای این که خدا را بشناسد باید خودش را بشناسد. به فرموده ی حضرت علی علیه السلام :من عرف نفسه و فقد عرف ربّه و يا به فرموده ی دیگر آن حضرت علیه السلام : کسی که خودش رابشناسد به نهایت هر علم و شناختی می رسد ولی برای خودسازی، انسان نیاز به ارتباط با انسان های دیگر و ارتباط با اشیاء دارد ولی هایدگر می گوید وجود انسان با وجود گیاهان ربط ندارد ولی این حرف هایدگر کاملا غلطه. نظرتون در رابطه با این حرف هایدگر چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. جایگاه سخن هایدگر جایگاه خاصی می باشد که نمیتوان به این راحتی ها نظر داد. موفق باشید
سلام و عرض ادب استاد چه بگویم از شرح فراق و شرح درد اشتیاق ... تکراری نمیخواهم سوال بپرسم برخی رفقایم اربا اربا شدند ولی من هنوز اندر خم یک کوچه ، کوچه ای که نامش عشق است ... ، چطور نگاه کنم به این موضوع و موضوعات فعلی ؟ چگونه ورودی مرا در تاریخ پیش رو حاضر میسازد؟ ۲. کارهایی که میتوانم در کانال انجام دهم گویا باید تغییراتی داشته باشد از لحاظ بنیاد و رویکرد و ... ، چه تغییراتی را در کارفرهنگی و تدریسی این تاریخ پیشنهاد میکنید ؟ در تاریخی که سلوکش ذیل نور امام خامنه ای است ... التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضوری ماورای «مُردن و زندگی در دنیا» باید نظر کرد امری که همۀ سعی بنده در کتاب «کربلا و عبور از دوگانگیِ زندگی و مقاومت»(که اخیراً چاپ شده)بوده تا با مخاطبان در میان بگذارم. البته همچنانکه مطلع هستید متن کتاب در سایت هست و نیاز نیست که خریداری شود ولی باید با جدیّت تمام از خود بپرسیم چرا ما باید با شهادت رهبر شهیدمان از دوگانگیِ «زندگی» و «مقاومت» عبور کنیم. آیا نباید در این حضور تاریخی به این نکتۀ بسیار با اهمیت بپردازیم تا به نحوی در میدان شهادتِ رهبری با جدیّت تمام حضوری خاص داشته باشیم؟ که حضور فردایی ما میباشد. امری که به نظر این حقیر در کتاب مذکور با خواننده در میان گذارده شده است. موفق باشید
سلام بر استاد عزیز: در خانواده ای مذهبی، پسر خانواده نماز را کنار گذاشته و گهگاهی هم روزه خواری میکند و متاسفانه تحت تاثیر رسانه های معاند از جمهوری اسلامی رو برگردانده است، اعضای این خانواده به خصوص پدر خانواده طاقت و تحمل دیدن این شرایط را برای این عضو خانواده ندارند و غم عمیقی در خانواده حاکم شده است، اول این که برای تسلی قلب های اهل این خانه چیزی بگویید استاد عزیز و دوم این که در چنین شرایط بقیه اعضا خانواده فارغ از نصایح دینی، آیا باید در زندگی با تو عادی برخورد کنند یا با رفتار خود او را متوجه این دلخوری و... بکنند؟ ممنون از زمانی که میگذارید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال شرایط سختی جوانان ما را فرا گرفته است. به همین جهت باید در عین تذکر دلسوزانه، آنان را از خود نرانیم. موفق باشید https://lobolmizan.ir/quest/41304
سلام علیکم استاد بزرگوار: آیا بعد از مرگ محفوظات ذهنی و اطلاعات انسان که در مغز ذخیره شده کلا از بین میرود که در این صورت انسان با خودی مواجه میشود غیر از آنچه در دنیا بود و چه بسا دچار سر درگمی میشود چرا که اکثر غالب انسانها برداشتی که از خود دارند بر اساس همین اطلاعات ذهنی و سوابق گذشته زندگی است و آیات صحیح است بگوییم بلافاصله سه رکن اصلی انسان یعنی عقاید و ملکات اخلاقی و اعمال او به صحنه میآید و خبری از نام و نام خانوادگی و مهارتهای شغلی و علوم طبیعی در آنجا نیست یا اینکه ذهنیات هست و با عبور از کانالها و عتبات مختلف محفوظات از بین رفته و انسان به خود واقعی برمیگردد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بعد از مرگ، دقیقاً مائیم و جهانی دیگر و روبهروبودن با عقاید و ملکات و خُلقیاتِمان. آری! دنیا را با خود نمیبریم ولی تصورات دنیایی را با خود میبریم، قراردادهای خودساختۀ دنیا آنجا نیست. به پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» و سیره و سبک و مشی آن حضرت، بیشتر باید اندیشید. موفق باشید
با عرض سلام: محبت کنید بفرمایید فلسفه ی خلقت امثال ترامپ چیست که این جور به جان بشریت افتاده است در حالی که می دانیم صدر تا ذیل وجودش در قبضه ی حق است و هلاکتش برای او کاری ندارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همواره خدوند از طریق خبیث ترین انسانها دین خود را یاری کردهاست. مگر از حضور مردم عزیز ما در ۲۲ بهمن امسال نیافتیم که چگونه این مردم نشان دادند مقابل خبیث ترین انسانهای روزگارشان در صحنهاند؟ این طراحی و سنت خداست که در برابر هر پیامبری، دشمنی از جن و انس بگمارد که برایش دام پهن کنند و لای چرخش چوب بگذارند؛ «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِن». بدون شک خدا میتوانست دشمنان را ریشه کن کند یا جلوی دشمنیشان را بگیرد؛ «وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوه». ولی وجودِ دشمنِ عنودِ لجوجِ کینهتوزِ آدمنشو جزئی از طرح و نقشه راه انبیاست. قرار نیست راه انبیا و پیروانشان هموار و بیمانع باشد. و در این میان یکی از مهمترین موانعِ فراروی انبیا و پیروانشان، دشمنی طاغوت و ائمه کفر است. کینهای که طاغوتِ مستکبر از مؤمنان دارد چنان است که هر خوبی و خوشی به مؤمنان برسد آزردهخاطرش میکند و هر مصیبتی بر آنها فرود آید، دلشادش میکند؛ «إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِها». با چنین آتش کینهی گر گرفتهای نمیتواند آرام بنشیند. به ناچار هر روز جنگ و توطئهای میشوراند، تا بلکه نابودمان کند، یا اگر بتواند بیدینمان کند؛ «وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا». با چنین دشمنی زندگی مسالمتآمیز، معنی ندارد. او آتشی است که اگر خاموشش نکنی چراغ زندگیات را خاموش میکند. غدهای سرطانی است که اگر از بیخ و بنش برنکنی، تو را ریشهکن میکند. اگر به فکر و اندیشهاش نتازی، او دست از اندیشهات برنمیدارد. اگر امنیتش را تهدید نکنی، او یقهی امنیتت را رها نمیکند. اگر تمدنش را هدف نگیری، او تمدنت را به زیر میکشاند. هر چه او قدرت بگیرد، جبههی اسلام ضعیف میشود. و هر چه ما قوی شویم، او ضعیف میشود. با وجود چنین رابطه و قاعدهای نباید هم یقهی ما را ول کند. ما هم نباید ول کنیم. موفق باشید
با سلام و احترام: در رابطه با موضوعات پیشآمده چند سوال مطرح است وقتی با مردم در مورد نظام صحبت میشود همه میگویند با این وضع فسادها و رانت های زیاد عدم محاکمه مجرمان مالی و وضعیت معیشتی که در جمهوری اسلامی هست، اگر اسلام این است ما اسلام نمیخواهیم در نتیجه بسیاری از جوانان در جامعه از اسلام روی برگرداندهاند ما هم دفاعی نداریم. به نظر شما در این شرایط برای حفظ اسلام مثل امام حسن باید صلح کرد یا مثل امام حسین باید مبارزه کرد؟ وظیفۀ ما در حال حاضر چیست چگونه با این افراد صحبت کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله در شرایطی هستیم که نه، باید در مقابل جاهلیت مدرن یعنی جبهۀ استکباریِ یهودیزده کوتاه آمد به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب فرمودند «کوتاه نمیآییم». و نه، نسبت به غرب و لیبرالهای داخلی باید کوتاه آمد و از آنها غفلت کرد. و انقلاب اسلامی اکنون در جایگاهی قرار دارد که جایگاه مقابله با هر دو جریان است و جوانان ما باید متوجه شوند تنها در تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده، به آنچه باید برسند میرسند وگرنه گرفتار انواع پوچیها و نیستانگاریها میشوند و این نکتهای است که باید طی گفتگویی صمیمانه با آنها در میان گذاشت. موفق باشید
۱. جایگاه تلاش و کوشش انسان در رسیدن کجاست؟ اصلا حدی دارد؟ یا انسان تا هر جا که توانست باید تلاش کند؟ ۲. برایم نامهای باز میشود و همهی نامهها از من عمل میخواهد و تکانی تا در بیخبری نمانم؛ آیا این یعنی کاری را انجام بدهیم که خدا دوست دارد؟ یا چیز دیگری در این میان است؟ ۳. عاشقی کردن در این زمان و زمانه به چه شکلی است؟ اصلا شکلی دارد؟! یا ندارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ آنچه مدّ نظر دارید را با نمونه و اسوه قراردادنِ انسانهای کامل یعنی ائمه «علیهمالسلام» مییابید زیرا که آنها «سبیل الی الله» هستند تا ما در میدان کمال خود جلو و جلوتر رویم به همان معنایی که جناب مولوی فرمود: «بی نهایت حضرت است این بارگاه / صدر را بگذار، صدرِ توست راه». پیشنهاد میشود بحثی که اخبراً در رابطه با شخصیت پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» تحت عنوان «نسبت ما با رسول خدا و شریعت محمدی» شده است را دنبال فرمایید. امید است مفید افتد.
https://eitaa.com/matalebevijeh/21437 موفق باشید
سلام و احترام: سخنی با جناب آقای حداد و تایید استاد طاهرزاده بر منش ایشان در مواجهه با پیام حضرت آقا. حرفت حق جناب آقای حداد عادل ولی ما زخم خوردیم. ما میترسیم حق هم داریم بترسیم وحشتناک هم حق داریم. اون ایامی که ازش حرف میزنید و اون طرز فکر با شدت و ضعف به قوت خودش باقیست. وقتی از رئیس دولت که از چرخش ۱۸۰ مواضع ترامپ حرف میزنه تا رئیس کل بانک مرکزی که از بلامانع بودن خرید گندم و ذرت از آمریکا حرف میزنه تا دیگران... ما حق داریم بترسیم. ما ضمن بکارگیری تمام تلاش خود برای حفظ وحدت همراه با مقام معظم رهبری ناظر و منتظریم ببینیم چکار می کنند. ما نمیگذاریم دشمن فریبکار ایندفعه سر ما و مسئولان کلاه بگذارد. بالای سرتان خواهیم بود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای دل و جان شما شوم که میدانید با چه دشمنان کثیف و غدّاری روبرو هستیم، آن هم در نهایت حیلهگری. ولی آیا تجربه نکردهایم که ما وقتی به حکم وظیفه در مسیر تقوا، سیاست و دیانت را در کنار هم داشته باشیم، خداوند روز به روز بر خواری دشمنان و پیروزی ما بر آنها افزوده است؟ حتی در عین ناتوانی کسانی که میخواهند از آمریکا دارو و گندم بخرند. در حالیکه به گفتۀ استاد مجتبی زارعی « گندم و ذرت آمریکایی عین نجاست سیاسی است!» https://eitaa.com/Dr_Zareii_Siasatefetrat/3828 موفق باشید
استاد جان سلام: در خصوص مذاکرات بنده با وجود اینکه دیدگاه آقای طائب و مهدی محمدی و دیگر اساتيد را پذیرفتم ولی سؤالاتی دارم و این سوالات بر می گردد به آنجایی که ما با قشر انقلابی گفت و گوهایی داریم و آنها در گفت و گوها مدام به سخنان رهبر شهید اشاره می کنند و طوری مسئله را می بینند که ما در نزد خود می گوئیم که راستی چرا این رهبر حکیم که رهبر جدید کلام آن را از ویژگی های بارز ایشان می دانست و یا گفت و گوهایی که خود شما با اساتیدی همچون آقای نجات بخش پیرامون دقیق بودن رهبری در کلام شان دارید حتی یکبار در سخنرانی هایشان در جایی نديديم که به این کیفیتی که آقای طائب و مهدی محمدی از مذاکرات صحبتی کنند و یا نظری نزدیک به نظرات این اساتید داشته باشند؟ چرا رهبر شهید حکیم ما که برای همه مسائل گفت دقیق را با ما به اشتراک می گذاشتند و با حوصله و صبر جایگاه آن را برای ما مشخص و تببین می نمودند برای بحث مذاکرات اینکار را انجام ندادند و موضعی همچون موضع کنونی برخی افراد را نگرفتند؟ و الان باعث شده که ما بيايم و وقت بزاریم که مسئله مذاکرات را برای مردم مان جا بیندازیم و این بدین جهت است که از بزرگانی همچون رهبری، هر موضعی در خصوص مذاکره بود ديديم موضع بد بودن مذاکرات بود مثل اون صحبت شون در اوج مذاکرات قبل از جنگ دوازده روزه که فرمودند مذاکره با آمریکا نه شرافتمندانه و نه آبرو مندانه هست ولی خب در ادامه مسئله را در هیچ جای دیگر تبیین نکردند که چه جور مذاکره ای مد نظرشون هست. یا در جای دیگر مثل کتاب انسان دويست و پنجاه ساله حلقه سوم صفحه ۲۸۴ که می فرمايند یکی از حيله های رایج دنیای امروز درخواست آتش بس وسط جنگ است و افراد خشک اندیش کوته بین و ظاهر بین فریب این حيله را می خورند را داریم و با این حال چگونه این صحبت را با صحبت های آقای طائب و موافقان مذاکرات می توان جمع کرد؟ و در این خصوص چگونه باید مسئله را فهم کرد استاد عزیز؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید همینکه رهبر عزیز انقلاب در این شرایط به نحوی با حضور در مذاکره موافقت کردهاند و بر آن ۱۰ شرط تأکید داشتند؛ و با تأکید مسئولان مربوطه اجازۀ مذاکره داده شد. ولی این بدان معنا نیست که ما همۀ تخممرغهای خود را در سبد مذاکره قرار دهیم، آنهم با کسی که هیچ اعتباری به او نیست. از این جهت میتوان گفت همینکه رهبر معظم انقلاب مانند رهبر شهید صراحتاً با مذاکره مخالفت نکردهاند، میدان مذاکره را باز گذاشتهاند . https://eitaa.com/sot_enghelabi/22232 موفق باشید
سلام علیکم: اخیرا صوتی از آقای نبویان در رابطه با مواردی که باید با آمریکا در مذاکره پیش بیاید مطرح شده است https://eitaa.com/sabety_ir/6485 ظاهراً مفاد این متن به هیچ وجه با آرمانهای رهبر انقلاب و مردم خیابان و میادین نمیخواند. خواستم نظر جنابعالی را در این مورد بدانم.
باسمه تعالی. سلام علیکم: بنده آن صوت را شنیدم و در نقد سخنان و برداشت ایشان خوب است که سخنان آقای احمد برزگر بفرویی، از کارشناسان مسائل سیاسی را هم بشنوید https://eitaa.com/barzegar1359/4012 اینجاست که باز باید تاکید شود که بیش از پیش باید ذیل حضور تاریخی خود که با این پیروزی بزرگ به دست آمده است فکر کنیم و همدیگر را بیشتر بفهمیم.
به خصوص که جناب استاد مهدی محمدی در فایل شماره ۴۵ خود در 17 خرداد 1405 https://eitaa.com/mohammadi61/969 از دقیقه هشتم آن فایل تذکر میدهند که در مذاکرات هیچ توافقی صورت نگرفته و به گفته ایشان با مواضعی که آمریکا گرفته اساساً معلوم نیست توافقی صورت بگیرد زیرا ما در موضع قدرت قرار داریم. میفرمایند این دوستانی که این حرفا را در مورد متن میزنند، نه متنی دیدهاند و نه از جریان مذاکرات باخبر هستند. آمریکا میدونه که باید به ما امتیاز بده و در این متن امتیازهای قابل توجه مطرح شده است هرچند هنوز توافقی وجود نداره. چطور آدما انقدر با قاطعیت ارزیابی میکنند و بارها گفتم چیزی نهایی نشده، یه جوری حرف میزنند که انگار کشور دچار تشدد و چند پارگی شده. روزهای آینده نشون خواهد داد که تا حالا اینجور نبوده و از این به بعدم اینجوری نیست و از این جهت ما باید از مشاجره داخلی خودداری بکنیم. بالاخره کار بزرگ هزینه داره دیگه همه ما باید آماده باشیم که بخشی از این هزینه باشیم و دلیلشم اینه که تو موضوعات کلیدی هنوز آمریکا اون امتیاز رضایت بخشی رو که باید بده نداده .
از جناب آقای ثابتی انتظار میرفت که اگر فایل سخن آقای نبویان را در کانال خود میگذارند، برای کمک به کاربرانشان نگاه و نظر افراد دیگر را که در این مورد نظر متفاوت دارند مطرح کنند در این حالت هست که میتوانیم همدیگر را بیشتر بفهمیم. امری که برای حضور در جهان آینده با شخصیت تمدنی باز میباشد. موفق باشید
