سلام استاد: نمیدانم چه سری در این خون پاک ریخته شده ی سیدالشهدای انقلاب هست که به شدت نسبت به ایمان قبل از شهادت رهبری پشت کرده ام و انگار حس می کنم همه اش مفهومی بیش نبوده و در امروز بعد شهادت فقط دنبال پیدا کردن ایمان ناب امام خامنه ای هستم، اما نمیدانم چگونه ایمانی است این ایمان و با دستان خالی به شدت در جستجوی آنم، اصلا نمیتوانم مثل ماه رمضان های سابق کمیت عبادات را داشته باشم و فکر می کنم تمام آن عباداتم در حد فردیت تنگ خودم بوده و تنها می توانم بگویم به خدای خامنه ای رستگار شده ام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع، موضوع مهمی است و نکته، نکتۀ مهمی میباشد و نباید به سادگی از آن گذشت. واژهها توان وصف آنچه را که میفرمایید ندارند. در بحثی که اخیراً تحت عنوان «شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی» شد، ان شاءالله اشاراتی به آنچه متذکر شدهاید برای رفقا پیش میآید. ان شاءالله صوت آن در اسرع وقت در اختیار رفقا قرار میگیرد. باید در این مورد همچنان اندیشید و باز اندیشه کرد. موفق باشید https://eitaa.com/soha_sima/5591
من این روزها بیش از دیروزهای خود که با امام حسین شهید «علیهالسلام» اشکها ریختم و به او فکر میکردم که چگونه آن امام بزرگوار در کربلا با آن عزمی آهنین در مقابل کوهی از فتنه که یزدیان ایجاد کرده بودند، با شخصیتی در اوج بصیرت و حکمت و دلسوزی، ایستاد و در نزد خود گمان میکردم آن امام عزیز را فهمیدهام، ولی امروز با نظر به امام شهید این دوران، تازه با او با همۀ حکمت و شجاعت و دلسوزی و بصیرت که داشت، فهمیدم امام معصومِ ما یعنی امام حسین «علیهالسلام» چه اندازه بیش از هزاران هزار برابر امام شهیدِ این دوران بوده است. این یعنی من امروز آن امامِ شهید کربلا را با امام شهید این دوران تجربه کردم که چه اندازه آن امام معصوم بزرگ و بزرگتر بود و امام شهید این دوران چقدر بزرگ بود و این بزرگی در دل نظر به سنتهای لایتغیّر الهی در مقابل رسانههای دیروزِ یزیدیان و فضای مجازی امروزِ یهودیگری، میتواند مدّ نظر قرار گیرد، تا با همان ایمان و آرامشی که امام حسین «علیهالسلام» در قتلگاه و شما ای امام شهید در این زمان به نمایش آوردید، ما ایمان و آرامش را تجربه کنیم و جایگاه فریب و دغلکاریِ فرهنگ رسانه را «فهم» نماییم.
ما که مجاهدت ها و مصائب اهل بیت رو ندیدیم فقط روایت کردیم. آقای ما تجلی مجاهدت های اهل بیت در زمان ما بود آقای ما از جنس کوه بود، شانه هایش حتی از کوه های زاگرس و البرز و خراسان هم محکم و استوار تر بود گویی قلبش دریا بود سینه مبارکش فراخ تر و گشاده تر از اقیانوس بود، انگار تازه یه سر سوزن متوجه شدم که کربلا یعنی چی امام و مولا از دست دادن یعنی چی. شما میدونین ۲۳ ماه رمضون مصادف شده با روز جمعه، چی میشد اگه همه در شب های قدر یک تضرع برخواسته از اضطرار انجام میدادیم و چشم همه و حتی چشم های گناه آلود و ناپاک من منور میشد به جمال آقا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مردان بزرگ شهید میشوند ولی نمیمیرند. و حال، ماایم و تاریخی دیگر با شهادت سیدالشهدای انقلاب اسلامی که تازه، آغاز شده است. https://eitaa.com/matalebevijeh/21874 موفق باشید
سلام و عرض احترام: ۱. اگر مردم ایران نظام جمهوری اسلامی را به هر دلیلی نخواهند چگونه میتوانند آن را تغییر یا سرنگون کنند؟ ۲. بنظر شما اکنون آیا مردم این خواسته را ندارند؟ لطفا بر پایه آمار برایم استدلال کنید. سپاس گزارم
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه در پرسش و پاسخ شمارۀ 41228 عرض شد بحث در نظر در سنتهای لایتغیّر الهی در میان است و اینکه مواظب باید بود تحت تأثیر رسانهها، گمان نکنیم فضا، فضایی است که رسانهها دامن میزنند. در حالیکه مسلّماً به حکم آیۀ «إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقين»، آینده از آنِ اهل تقوا میباشد و ملاحظه فرمودید در ۲۲ دیماه و ۲۲ بهمنماه که رسانههای جبهۀ استکبار طوری تبلیغ کرده بودند که مردم از نظام جمهوری اسلامی منصرف شدهاند؛ چگونه بسیار بیشتر از سالهای قبل برای دفاع از نظام به میدان آمدند و از این جهت باید اساساً فریب این نوع ادبیات را که مردم نظام اصیلی که متذکر انسانیت انسان است؛ نمیخواهند، نخورد. آری! معلوم است که بنده و امثال بنده انتقادها و اعتراضهایی نسبت به ترکِ فعلها و کوتاهیهای نظام اجرایی داریم، ولی راه حل رفع مشکل، تغییر نظام نیست، بلکه اصلاح امور است در بستر همین نظام که مسلّماً بهترین نظام موجود در این زمانه در روی زمین است و خار چشم دشمنان انسانیت. موفق باشید
سلام استاد عزیز: شهید سردار سلیمانی در بخشی از وصیتنامه خودشون که مناجات کردن با پروردگار گفتن....، خدایا وحشت همه وجودم را فرا گرفته. من قادر به مهار نفس خود نیستم. رسوایم نکن. من متاسفانه به گناهی اعتیاد پیدا کردم و مدت زیادی هم هست. هرکاری هم میکنم که نجات پیدا کنم اما انگار زمین و زمان داره دست به دست هم میده که من مرتکب گناه بشم. واقعا گیر خیلی بدیه. با نظر به مناجات سردار سلیمانی، این رو میفهمم که خدا باید منو نجات بده. البته شأن و مقام سردار سلیمانی اونقدر بالاست که چه بسا همچون ائمه که اصلا گناهی نمیکردن ولی خودشون رو در مقابل پروردگار گناهکار میشناختن، هستن. ولی برای امثال من... واقعا چه کنم؟ گرچه که هیچوقت امیدم رو از دست ندادم و در قلبم مطمئنم به هدفم میرسم چون خدا رو خیلی بزرگتر از همه چی میبینم ولی خب قریب به ۸ سال هست درگیر هستم و الان ۲۶ سالمه. خیلی از خودم ناراحتم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همان اُنس با حضرت حق بخصوص در این ماه شریف شعبان به کمک مناجات گرانقدر «شعبانیه» به لطف الهی، حضرت محبوب ما را از نفس امارّه مان پس میگیرد و ما را از آنِ خود میکند و منظور آن شهید بزرگوار نیز همین است که با مناجات با خدا از آنِ خدا شود و دیدید که شد و توانست تا آنجا پیش برود که با بصیرت الهی خود فهمید جمهوری اسلامی حَرم شده است. به همان معنایی که آن شاعر عزیز فرمود:
پیراهن خونین شهیدان، کفن ماست جمهوری اسلامی ایران، وطن ماست
موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: نظرتان درمورد این روایت حضرت علی علیه السلام که فرمودند چیست: عقل خودتان را زیر سوال ببرید زیرا اعتماد کامل به عقل موجب اشتباه میشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال در روایات ما برای عقل، جایگاه ارزشمندی قائلند مگر آنکه منظور مثلاً عقل انتزاعی باشد وگرنه رسول الله صلى الله عليه وآله فرمودند: «العقل نور في القلب يفرق به بين الحقّ والباطل». موفق باشید
من در حیرتی عظیم هستم که حضرت دوست من را به کجا میکشاند؟! نمیدانم، حس میکنم فریز شدهام در برابر راهی که آمدهام و من از خود میپرسم: تو آمدی؟! نه! من حال مذهبی ای را نمیگویم؛ آخر من پر از اشتباهم و علاوه بر آن هر لحظه غرق در تفکرات و توهمات و تخیلات پوچی که نمیتوانم متوقفشان کنم و حس میکنم در منجلابی از خود دست و پا میزنم و زوری زوری راه میروم ولی وقتی برمیگردم و به خود مینگرم و به اینجایی که هستم و حتی به فردی و شخصیتی و هویتی که هستم نگاه میکنم به حیرت میروم و چرا دروغ بگویم؟ کمی خودم از خودم به حیرت میروم و به خود میبالم و همین بالیدن که سبب سکونِ من و یک چیزی در من میشود که دیگر آن ارتباط خالصی که با جهان برقرار میکنم را نمیتوانم داشته باشم؛ به حیرت میروم، این دمیده شدن روح در من و این فراگیریای که من را در بر گرفته مرا به حیرت برده و هر چه به خود نگاه میکنم بیپاییِ خود را مییابم! و باز خود از خود میپرسم چگونه میخواهی بروی؟ این آیا جوابی دارد؟! خیلی و خیلی زیاد، وقتی این راه را میبینم که آمدهام بیپاییِ خود را مییابم و این دیدنِ بیپایی به بیپاییِ الانم دامن میزند؛ نمیدانم! در رکودم؟ یا در رکودی در حرکتم؟! اما این رکود و این حیرت که من را به نشستن و فقط تماشا کردن در آورده من را آزرده خاطر میکند؛ من جمله اینکه با تنی رنجور و خسته نشستهام هم دامن میزند؛ متعال باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید «دوست دارد یار، این آشفتگی». باید با خودمان جدّیتر از دیروزمان باشیم به وسعت انسانِ آخرالزمانی. از این جهت باید به حضور تاریخی که با انقلاب اسلامی پیش آمده است، فکر کرد. با توجه به اینکه هر تاریخی با نوعی تفکر حضوری آغاز میشود و در آن راستا روح مردم را دگرگون میکند و در نتیجه افکار بیگانه به اصل ظلمانی خود باز میگردند، امامان به عنوان انسانهایی که متوجۀ تاریخ خود و ارادۀ الهی در زمانۀ خود بودند، بعد از نبیّ، مقامشان چنین بود که وحی الهی را از اجمال به تفصیل میآوردند و لذا باطنهای شریر به وسیلۀ آنها آشکار میشد و مردم به کمک آنها با آموزههای الهی آشنا میشدند ولی با مواجهۀ ما با غرب، فرهنگ اسلامی ما سنت اصیل نبوی خود را فراموش کرد و تحت تأثیر خودخواهی فرهنگِ خودبنیادِ غرب، حق النّاس فراموش شد و آنطور که شایسته بود تا انسانها نسبت به هم یگانه باشند، نسبت به هم بیگانه شدند ولی با انقلاب اسلامی به عنوان تاریخِ ادامۀ سنت اصیل نبوی، عالَمی دینی برای مردم جلوه کرد، عالمی که انسانها نسبت به همدیگر احساس یگانگی دارند و مدتها از آن غافل بودند و این است معنای حضور در تاریخ انقلاب اسلامی و درک وجودی خود در این تاریخ که با نظر به امام حسین «علیهالسلام» و کربلا به ما برگشت نمود. موفق باشید
سلام و عرض ادب بر استاد معزز مردد بودم مجددا مصدع حضرت عالی شوم یا نه. با این حال با توجه به خطیر بودن شرایط و سابقه خطاهای بزرگ حکمرانان در دو-سه سال اخیر و پیچیدگی بیسابقه تحولات سیاسی و تشتت آرائی که فکر میکنم برخی بزرگان را هم میتواند به اشتباه بیاندازد نکاتی عارض میشوم. در نوشتههای قبلی بر اهمیت شناخت انضمامی از تاریخ و امروز در کنار بصیرتهای کلی دینی و معنوی برای نیل به بصیرت حقیقی تأکید کرده بودم. یکی از واقعیات انضمامی امروز نقش آقای قالیباف و تیم مشاوران ایشان است و مطلب اخیر شما در تمجید از ایشان داعی برای این نامه جدید شد. از یک منظر کلی، ما شاهد یک دودستگی جدی در جناح انقلاب هستیم. از یک سو جناح سیاسی آقای قالیباف با سابقه مدیریت شهرداری تهران و ریاست مجلس که با دولت اصلاح طلب پزشکیان که مورد حمایت اصلاحطلبان تندرو است ائتلاف کرده است و از سوی دیگر جناح خالص انقلابی که اغلب شخصیتهای نخبه/باسابقه مستقل بدون سابقه و/یا لاحقه سیاسی حزبی و دولتی هستند. این دو جناح در عمده مسائل مانند اقتصاد و سیاسی خارجی دارای اختلاف نظرات جدی کارشناسی و البته اعتقادی هستند که با توجه به اوضاع وخیم سه سال اخیر اختلافات آنها به دعواهای لفظی پیروانشان کشیده است. این تلقی من از این شکاف است. اما با کمال تعجب مطالب جناب استاد را که درباره آقای قالیباف میخوانم (خصوصا پاسخ ۴۱۹۹۲) تصویری متفاوت میبینم. تلقی جناب استاد ظاهراً این است که آقای قالیباف مجسمه بصیرت و ایثار و حضور آگاهانه در میدان خطیر امروز در کنار مشاورانی آگاه هستند و منتقدین ایشان مشتی افراد کینهای و تندرو هستند که علتش عمق نداشتن ایمانشان است! در حقیقت به نظر میرسد جناب استاد، روایت جناح آقای قالیباف را دربست پذیرفتهاند و حاصل کار یک نگاهی است که ناخواسته سر از تملق و مداحی درآورده است! بنده در سؤال ۴۱۹۷۳ به طور مفصل به خطاهای جدی آقای قالیباف و آقای مهدی محمدی در جریان مذاکرات اشاره کردم. تقاضا دارم استاد گرامی مجدداً آن مرسوله را مد نظر قرار دهند. در این فقره موارد بیشتری عرض میکنم. جناب آقای مهدی محمدی، با توجه به هوش بالایی که دارند، روایتی از مذاکرات ارائه میکنند که طبق آن هر اتفاقی بیفتد نگاه آنها نقض نمیشود و لذا همیشه میتوانند وقایع را توجیه کنند. ابتدا میگفتند هدف تفاهمنامه تثبیت دستاوردهای میدانی است. اما ضمن آن این را هم میگفتند که البته ما خوشبین نیستیم و میدانیم به احتمال زیاد ترامپ سعی خواهد کرد تفاهمنامه را نقض کند. طبق این روایت دوگانه زیرکانه، تفاهمنامه چه نقض بشود چه نشود ایشان میتوانند بگویند مصیب هستند چون هر دو حالت را پیشبینی کردند. اما سؤال جدی این است که آیا دستاورد نقدی که تفاهمنامه به ترامپ و نتانیاهو داد قابل اغماض است؟ اعم از خروج هزاران نفتکش از تنگه و بهبود جدی بازار نفت و ذخایر نفتی استراتژیک آمریکا (https://farsnews.ir/EnqelabStreetTV/1784220470438521935/)، ضمن خروج ترامپ از زیر فشار انتقادات سیاسی و لغو مصوبه احتمالی کنگره برای محدود کردن اختیارات جنگی او و اقدام به محاصره دریایی ایران بعد از تفاهمنامه و اقدام اسرائيل به اشغال و پاکسازی قومی جنوب لبنان بعد از ۲۵ سال پایداری تمامیت ارزی لبنان و ضربات جدی به زیرساختهای حزبالله. آیا همه این خسارتها که برخیشان واقعا جبرانناپذیر نیز هستند قابل اغماض است؟ به علاوه آقای قالیباف تفاهمنامه را سند شکست آمریکا نامیدند و گفتند میخواهند گرهای که با دست باز میشود را با دندان باز نکنند. معنی این تعبیرها آیا این نیست که بر خلاف القائات آقای محمدی، آقای قالیباف به توفیق این تفاهمنامه خیلی خوشبین بودهاند و به آن دل بسته بودند؟! به علاوه آیا مذاکره مستقیم با آمریکا بعد از منع آن از طرف رهبر شهید آن هم بعد از شهادت ایشان معنای بسیار زشتی ندارد؟ یعنی انگار تیم مذاکرهکننده بگوید با وجود حذف شخصیت معنوی بزرگ ایران که مانع مذاکرات بوده است ما حالا خودمان حاضریم مذاکره مستقیم کنیم با شیطانی که حالا دستش به خون رهبر ما هم آلوده است؟! به نظر شما آیا چنین برداشتی در ذهن بسیاری از سیاسیون غربی و مردم خودمان شکل نمیگیرد؟ پیشتر این هم عرض شد که مجموعه وفاق و آقای قالیباف و محمدی تظاهر میکردند که در مذاکرات همه چیز با رهبر معظم هماهنگ است. روایتی که آقای نبویان و برخی دیگر از نخبگان جبهه انقلاب دادند و بعدا با پیام علنی رهبری تأیید شد این بود که بر خلاف قول آنها تخطیهای جدی در مذاکرات از خطوط رهبری اتفاق افتاده بود که موجب تذکر جدی ایشان شده بود که منجر به اعلام برائت محترمانه ایشان از مذاکرات در پیام علنی ایشان شد! بنده برخی از این موارد را در سؤال ۴۱۹۷۳ هم مطرح کرده بودم اما استاد محترم با تذکر یک سری کلیات به راحتی از کنار همه آنها بدون هیچ پاسخی عبور کردند و امروز میبینم به یک نگاه تملقآمیز و شاعرانه از آقای قالیباف و محمدی رسیدهاند! بنده تلقیام این است نگاه عارفانه و رومانتیکی که حضرت استاد به عالم و آدم دارند (که در جای خود بسیار مطلوب و عالی است) اما از حیث روششناختی این تهدید را ایجاد میکند که با نگاه اسماء اللهی! و رحمانی! به شایستگیهای نسبی و سمبولیک افراد (مانند سابقه ایثارگری آقایان پزشکیان و قالیباف) این خطاها و اشکالات جدی آنها را نبیند؛ خصوصاً که در اطراف آقای قالیباف مشاورانی هستند که شخصاً انسانهای مؤمن و نجیب و باهوشی هستند اما چه کنیم در عرصه پیچیده سیاست ایمان و نجابت و هوش به تنهایی کافی نیست و برخی مسائل سیاسی آنقدر تخصصی و فنی و پیچیده و نیازمند ملاحظات جامع است که متخصصین هم دچار اشتباه میشوند، چه برسد به اینکه استاد گرامی بخواهند ایده غروب هستهای و طلوع نفتی آقای شاکری مشاور اقتصادی آقای قالیباف را که ایدهای برای همکاری نفتی استراتژیک با آمریکا بوده را به عنوان یک سند افتخار برای آقای قالیباف تلقی کنند با اینکه این ایده به عنوان یک ایده استعماری از طرف کارشناسان انقلابی نقد شده است! بگذریم که همین آقای شاکری با دفاع از راهاندازی سیاست ارز توافقی به دست آقای همتی، در فاجعه سقوط بیسابقه ارزش پول ملی در دو سال اخیر که نهایتاً موجب شورشهای دیماه شد مقصر هستند. مطالبی که عرض شد به طور تفصیلی از طرف نخبگان جبهه انقلاب مطرح شده است ولی نه تنها مسموع واقع نشده بلکه ایشان در این مدت از طرف جریان اصلاحات و برخی نزدیکان آقای قالیباف مورد طعن و هتاکی قرار گرفتهاند اما حضرت استاد میپندارند این نخبگان منتقد آقای قالیباف هستند که دچار تندروی هستند آن هم به دلیل ضعف ایمان! متاسفانه همین نگاه اما به شکل غلیظتر و تندتر آن در آقای دکتر مجتبی زارعی هم هست که یگانه همّ خود را در این دو سال درگیر شدن با همه نخبگان منتقد وفاق و آقای قالیباف کردهاند و همزمان داعیه سیاست فطرت و متعالیه نیز دارند! استاد محترم! فرصت بیشتر برای تفصیل این انتقادات فنی و تخصصی نیست. اما تأمل در لیست بلندبالای منتقدان آقای قالیباف که طیفی از چهرههای نخبه سیاسیتر تا فنیتر جبهه انقلاب را تشکیل میدهد باید موجب شود که در اعتماد مطلق به دو سه چهره متخصص اطراف آقای قالبیاف تردید نمایید: آقایان رسایی، ثابتی، نبویان، ایزدخواه، جبرائيلی، صمصامی، فؤاد ایزدی، عطا بهرامی، یوسف عزیزی، علی عبدی، فرشاد مؤمنی، حسین راغفر، حسین دهباشی و ... این تصور که این طیف متنوع که همگی یا سابقه سیاسی قابل توجه و/یا سابقه علمی و تخصصی دارند و اغلب درستترین پیشبینیها را در موضوعات مختلف داشتهاند همگی اشتباه میکنند و فقط آقای قالیباف و محمدی و شاکری درست میگویند به نظرم ناشی از کانالیزه بودن منابع اطلاعاتی استاد گرامی است. برای آشنایی بیشتر با این طیف منتقد گفتگوی اخیر دراین لینک را نیز علاوه بر لینکهای پیامهای قبلی پیشنهاد میکنم https://www.aparat.com/v/gaf2w28 حضرت استاد هر طور صلاح دیدند این پیام را با کم یا زیاد منتشر بفرمایند یا نفرمایند. مشکلی نیست. عذرخواه از تصدیع و التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا قوت! در راستای دو گفتگویی که تحت عنوان«ما را گفت و گویی در میان است» https://eitaa.com/matalebevijeh/23124 و https://eitaa.com/matalebevijeh/23167 عرض شد . عنایت دارید که ورود اینگونه به این مباحث نیاز به فرصت زیاد دارد تا بتوانیم روح و روحیۀ همدیگر را درک کنیم بخصوص که بنده ابداً و ابداً منتقدین به آقای قالیباف را «مشتی افراد کینهای و تندرو» نمیدانم و نگفتهام. و این بسیار برای امثال عزیزانی چون جنابعالی خطرناک است. و از آن بدتر اینکه میفرمایید: «در حقیقت به نظر میرسد جناب استاد، روایت جناح آقای قالیباف را دربست پذیرفتهاند و حاصل کار یک نگاهی است که ناخواسته سر از تملق و مداحی درآورده است». خدا به من و شما هر دو رحم کند. به من رحم کند اگر چنین نگاهی دارم! و به شما رحم کند اگر چنین برداشتی از سخنان بنده حقیر دارید! به نظر بنده همۀ مشکل آن است که جایگاه تاریخی تفاهم نامه درست دیده نشود و فکر میکنم رهبر معظم انقلاب با تمام امید در این آخرین پیامشان سعی بر آن داشتند تا از این زاویه ما را وارد تاریخی کنند که بتوانیم «همدیگر» را بفهمیم و در این صورت نگاه امثال جنابعالی به بنده به اینکه گمان شود منتقدین آقای قالیباف تندرو هستند، به کلی تغییر میکند زیرا بنده عزیزان را دعوت به «تفکر» میکنم و اتفاقاً نگاه جناب آقای دکتر مجتبی زارعی در حالت کلی، نگاه حکیمانه میدانم https://eitaa.com/Dr_Zareii_Siasatefetrat/4015 و این را برای امثال جنابعالی بسیار خطرناک میدانم که شخصیتی همچون آقای دکتر مجتبی زارعی را درک نکنید.
آرزومندم افرادی مانند آقایان رسایی و ثابتی و نبویان بتوانند افرادی چون آقای زارعی را درک کنند، در آن صورت است که ما در جهان «دیگری» وارد میشویم که بحث آن مفصل است. حقیقتش انتظار داشتم بعد از پیام اخیر رهبر انقلاب این نوع نگاه که بیشتر نفی نگاه هر آنکس غیر از نگاه خودتان است تغییر کند، به همان صورتی که جناب آقای دکتر سعدالله زارعی در یادداشت اخیر خود در روزنامه کیهان تحت عنوان «توشهای از پیام بصیرت و جهاد رهبر انقلاب» در این مورد متذکر نکات خوبی شدهاند. https://eitaa.com/MANABEVIZHEH/797
البته بنده با نظر به دغدغههای دلسوزانه جنابعالی و امثال جنابعالی به هیچ وجه ناامید نمیباشم، از آن جهت که انقلاب اسلامی راهی میباشد به سوی تعالی هرچه بیشتر انسانها در انسانیت خود و دیگران، امری که در پرسش و پاسخ شماره ۴۲۰۵۹ میتواند مدّ نظر قرار گیرد. https://eitaa.com/matalebevijeh/23300 و سعی بنده آن است در سلسله مطالب «روایتهای برترین حضور» https://eitaa.com/bartarin_hozoor متذکر همین امر باشم که البته گویا هنوز زمانۀ آن نرسیده است. موفق باشید
سلام علیکم: خدا قوت. با بیانیه اخیر آیت الله اعرافی چه نسبتی گرفتید و چطور آن را فهم و تفسیر می کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جای خود سخن درستی است که ما در تفاهم تأکید نکنیم ادامه باید بدهیم که به نظر میآید بیانیۀ سردار قالیباف هم متذکر همین نکته هست که مذاکره از آن جهت که عین مبارزه است باید ادامه یابد و وقتی دشمنان ما بخواهند راه دیگری روند، معلوم است که ما در دل مبارزهای که بحمدالله با شکست جبهۀ استکبار پیش آوردهایم، خود را ادامه میدهیم. موفق باشید
سلام و نور و رحمت خدمت استاد عزیزم: آرزویم همه این است که حاصر باشم / در حضوری که حیات است محیا باشم. هر چه زمان میگذرد بیشتر بیشتر این سوال و بهتر است بگویم نیز در وجودم رخ می نماید که چگونه میتوان حاضر شد و این حضور را هم به آن آگاه بود؟؟ مطالبی به نظر رسید که خواستم از منظر شما استاد عزیزم بپرسم آیا این یافت درست است؟ آیا حضور امام حسین در همه ی ادوار تاریخی به دو صورت است؟ یعنی علاوه بر حضور کلی ایشان و وجود خود حضرت آیا می توان جان افرادی چون سید حسن ها و سید علی ها را هم جان هایی تهی از خود و سرشار از روح حسین دانست؟ آیا نه این است که از جان این بزرگواران بوی حسین و روی حسین می اید؟ آیا این ها همان آینه ی جمال یار نیستند؟ بعد از شهادت رهبر عزیزمان در میدان علیخانی متنی را تهیه و خدمت مردم عزیز خواندم آنجا گفتم امروز جهان نه با یک خامنه ای که با میلیون ها خامنه ای روبروست. استاد آیا اینگونه است که این افراد چون به شهادت می رسند گویی سیری از وحدت به کثرت رخ می دهد و در جان های آزاده خانه می کنند و چون مردم مبعوث می گردند این سیر از کثرت رو به وحدت می گذارد و دایره سیر و کمال و رشد کامل می گردد و اینجا انسان کامل حاضر است.ایا یکی از رموز تاکید رهبر معظم و آن والظاهر والباطن همین است؟ و استاد عزیزم پرسش دیگرم که خواستم با شما در میان بگذارم این است که چه در جان رهبر عزیزمان هست که با ایشان می توان حضرت حجت را تجربه کرد؟ برای حفظ ایشان توصیه شما بر چه عمل قرآنی و محمدی هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری! «آنکه عمری در پی او میدویدم کو به کو / ناگهانش یافتم با دل نشسته روبرو». مگر نایب حضرت حجت«عجلاللهتعالیفرجه» آینۀ ظهور انوار آن حضرت نمیباشند که با شخصیت همهجانبۀ خود اشاره به آن حقیقت نهایی انسانی دارند؟ خدای را بسی شکر که ما با چنین مرد الهی، احساس نمودیم چگونه راه انس با حضرت محبوب برای انسانها گشوده است. و البته این، اولِ حرف است. 2- حکایت نایب الامام بودنِ آن رهبر شهید را ساده نگیرید. هیچ زمانی را نخواهید یافت که «او» با ما نباشد. آیا جز آن است که خداوند او را در همه ابعاد پرورش داد تا ما امروز با کسی روبرو باشیم که پرورش یافته خداوند است در همه ابعاد، به همان معنایی که پیامبر خدا صلوات الله علیه و آله فرمودند: «من رآنی فقد رأی الله» آیا تشییع آن مرد الهی نظر به افقی نیست که او با شخصیت همه جانبه خود در مقابل ما گشود تا انسانیتی را که انسانها میتوانند در آن حاضر شوند بنگریم؟ موفق باشید
سلام علیکم ما و قانون اساسی... شاید علی الاصول ، تحققِ اصلِ مهمِ "وَ قاتَلوهُم حَتی' لَا تکونَ فِتنَه" از طریق ادامه دادن مقاومت و تاب آوری تا ایام انتخابات کنگره و رساندن ترامپ به عاقبت کارتر و سرنگونی او ، راه درستتری بود اما لشکر اسلام با چه کنم چه کنم ها و نداریم نداریم های رئیس دولت و الیگارش منفعت در غرب طلب ، از کنار خیمه های معاویه برگشت و پا از گلوی آن بدن نیمه جان شده آمریکا برداشت تا مجددا نفت به زیر ۷۰ دلار و معیشت مردم آمریکا به دوران قبل از جنگ بازگردد ... پر واضح است که دشمن مانند جنگ ۱۲ روزه ، رفت تا با چاره اندیشی برای خلأها و باگ های این جنگ ، بعد از گذران مسائل سیاسی داخلی بازگردد . شاید علی الاصول امروز که در جنگ بوده و نصف راه را رفته بودیم تحمل سختی ها تا رسیدن به ریشه کنی فتنه ، راحت تر از چند ماه بعدی بود که دشمن تجدید قوا کرده و برای تنگه و مانند آن چاره ای جُسته سراغمان می آمد ، اما هر چه ولی جامعه از خطر اشتباه محاسباتی مسئولان فرمود افاقه نکرد. با پیام بی سابقه و منحصر به فرد رهبری معروف به "علی الاصول" ، خیلی از مسائل و مبانی قانونی کشور مورد تأمل و بعضا محل مناقشه قرار گرفته است. ابتدا باید بیان کنم که صدور این پیام هوشمندانه ، خطر خدشه وارد کردن به ولایت فقیه را دور کرد ، زیرا اگر این اختلاف نظر بعدها و پس از ضرر و زیان کشور علنی میشد این اشکال به کارآیی ولایت فقیه پیش میآمد که چگونه می شود چه بی حمایت قاطبه جامعه ( رک و راست بگویم کما در زمان رهبری شهید و برجام و وجود عوام فریبی مانند روحانی) و چه با حمایت قاطبه جامعه مبعوث شده کما زماننا هذا ، خلاف نظر رهبری انجام شود. اما این پیام صریح نشان داد در صیانت از حقوق جامعه برخواسته ای که ۱۰۰ شب است از رهبرشان سعادت و هدایت را مطالبه میکنند هیچ مسامحه ای راه ندارد. اما از موارد قابل تأمل آنکه همه ما معتقدیم ولی فقیه خاصتا بعد از انتصاب به رهبری جامعه ، مورد برخی عنایات و تفضلات خاصه الهی قرار میگیرند ، اما چگونه میشود وقتی ولی جامعه به همراه ملت ، اتفاقا باهم ، منفعت مملکت را کشف کنند قانون اساسی به چند نفر در شواریی به نام عالی امنیت ملی اجازه دهد جلوی آن کشف را بگیرند و احیانا باعث ضرر سنگین و جبران ناپذیر به جامعه شوند. جایگاه آن الهام و کشف چه می شود ؟! آیا قانون اساسی به واسطه ایجاد محدودیتی به نام شورا ، مانع از اجرای آن حکم الهی که به واسطه عنایات خاصه ربانی حاصل شده است نشده؟ عده ای گفته اند این نشان از دموکراسی است چون اینان مستقیم و غیرمستقیم نمایندگان ملت هستند! اما وقتی خود ملت رأسا پشت امام جامعه آمده و به کشفی رسیده اند و می خواهند آن را جاری کنند ، دیگر نمایندگان چه معنایی دارند؟! قابل تأمل دیگر ؛ اینکه قانون اساسی ریاست این شورا را به رئیس جمهورانی میدهد که معمولا به علت تحصیلات آکادمیک از فهم واقعی امنیت به دور هستند علیالخصوص این فرد که الفبای آن را هم نمی داند و اتفاقا مدام بر علیه امنیت ملی سخن میگوید ، خود محل تامل است و با اینکه از ابتدای انقلاب تا کنون بارها از آن ضربه خورده ایم اما در صدد اصلاح آن بر نیامده ایم. آیا احساس نمیشود ظرائفی از دید قانون اساسی پنهان مانده است ؟...
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بحث در این مورد بسی مفصل است و در عین اعتماد به عزیزانی که همه و همه دغدغۀ ایرانِ اسلامی و حضور ذیل شخصیت آن رهبر شهید را در خود زنده نگه داشتهاند و بنا دارند با قاطعیت تمام به عنوان ایرانِ ابرقدرت در مقابل متجاوزین کوتاه نیایند، آری! در عین اعتماد به آنها بالاخره طبیعی است که به هر دلیلی ضعفها و یا اشتباهاتی دارند. مهم آن است که با همان مبانی و اصولی که انقلاب اسلامی و رهبرِ الهی آن مدّ نظرها میآورند، جایگاه افراد و افکار را با همان طمأنینه بررسی نماییم. در آن صورت است که اولاً: از سایۀ خیمهگاه اصیل انقلاب فاصله نمیگیریم و با حکمت علوی از افراط و تفریطها مصون میمانیم. ثانیاً: مواظب هستیم برای آبادکردن دهی، شهری را ویران نکنیم. و این در صورتی است که با وسعت حضور جهانی تمدن نوین اسلامی در نزد خود و در نزد دیگران حاضر باشیم. در اینجا با این حضور است که میتوانیم سخنان حکیمانه و روش حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای را درک کنیم. به همان معنایی که در جواب سؤال کاربر شمارۀ 41946 عرایضی شد. و باید از خود بپرسیم ما چه نسبتی باید با سخنان و روش حکیمانۀ رهبرمان داشته باشیم که نه اندیشیدن را در این رابطه ترک کنیم و نه از اشارات شخصیت ایشان فاصله بگیریم. موفق باشید https://eitaa.com/arshiv3133/186
سلام استاد جان: امشب مدیر یه مجموعه خیریه که خصوصی هست و همش با پول مردم میچرخه صحبت کردم گفتم علاوه بر فقر مالی، مردم فقر فرهنگی هم دارند. پیشنهاد دادم ماهی یکبار سالی یکبار به این خیرها بگو یه کتاب هم به خانواده ها اهدا کنید اگر کسی تلنگر بخوره دنیا و آخرت خودت و خانوادت و خیرها آباد میشه. حالا سوالم اینه چه کتابی باشه که همه فهم باشه و راه و رسم زندگی الهی را آموزش بده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتابهای استاد صفائی حائری مانند کتاب «نامههای بلوغ» و کتاب «مسئولیت و سازندگی» ان شاءالله مؤثر خواهد بود. موفق باشید
سلام و خدا قوت محضر استاد بزرگوار: میخواستم بدانم برای اینکه موقتی بودن دنیا و یاد مرگ کاربدی بینش ما در زندگی بشه و اینکه به موت اختیاری برسم چه کار کنم و برنامه عملی چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هر اندازه بیشتر جایگاه معرفتی معاد و ابدیت را درک کنیم، بیشتر میتوانیم مرگ را به عنوان دریچهای به آن حضور ابدی زیبا مدّ نظر قرار دهیم و در این رابطه پیشنهاد میشود کتاب «معاد؛ بازگشت به جدیترین زندگی» را همراه با شرح صوتی آن که روی سایت هست دنبال فرمایید 2- همینکه انسان حقیقتاً در شریعت الهی قرار گیرد و ارادۀ حضرت حق را بر ارادههای خود و آرزوهای دنیایی غلبه دهد؛ عملاً در موت اختیاری قرار گرفته است. موفق باشید
سلام استاد عزیز استاد آقای شهیدمان میفرمودن هیچ جای قرآن وعده پیروزی و نصرت داده نشده اگر شما حمله کنید اما اگر به شما حمله شود قطعا پیروزی و نصرت الهی به شما میرسد استاد اطرافیان از من میپرسندکجاست وعده نصرت الهی برای مردم غزه اسراییل ظرف ۲ سال غزه را با خاک یکسان کرد چرا خدا مسلمان مظلوم را یاری نکرد؟استاد چه بگویم در جوابشان؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اندیشیدن در این موارد بسیار ظریف است و با نگاه به درک حضور تارخی یک ملت جایگاه رخدادها معلوم میشود. آیا خود مردم غزّه و مجاهدان حماس هم که به دفاع خود پرداختند، چنین تصوری دارند که پیروز نشدهاند؟ و یا به خوبی متوجه هستند از یک طرف مانع شدهاند که در جریان طوفان الاقصی اسرائیل در خلع سلاح حماس ناکام شده است؟ و از طرف دیگر فلسطین را به موضوع جهانی تبدیل کردهاند تا بنا به گفتۀ شهید هنیه، خطر بزرگ حضور از نیل تا فرات اسرائیل را به حاشیه ببرد خطری که برای همۀ مسلمانان منطقه پیش آورده بودند. گویا خود مردم غزّه بیشتر از ما میدانند چه رسالت تاریخی بزرگی را بر عهده دارند. و از این جهت حتی توصیههای تغییر سرزمینشان را نمیپذیرند، سرزمینی که به ظاهر چیزی برای زندگی کردن نمانده. و از این جهت عرض شد باید زیاد به این نکات فکر کرد. بخصوص که بنا بر آن بود تا اسرائیل در معنای خود حضوری جهانی داشته باشد و حال، به کشوری شکستخورده در وجدانهای عمومی تبدیل شده است بدون هیچ آیندهای زیرا مظلومیت، بیداری میآفریند، و مظلومیت گسترده، بیداری گسترده میآفریند.. موفق باشید https://aparat.com/v/ahuaxog
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: صبحِ امروز سرودهای حاصل شد که آنرا با جنابتان به اشتراک میگذارم: بسم الله الرحمن الرحیم {گلستانگونهای ناچیز تقدیم به پدر شهیدم امام خامنهای (قدّس اللّه نفسه الزکیة)} «امین» آغاز: |نور حی قیوم که به وساطتِ «امینِ» وی بر جان خستهدلان تابید و آواز امیدی کز نای نومیدان دمید: [ای از دریچه جانِ تو زنده آدم ها• وی مظهر تمامی انوار و ساکنِ دلها]| ..... |بسیار کم است از برای «پیر مغان» ماده و مدت که او زیِّ برتری داراست ماورای جهان و عسرت: [نوری بیامد و دست تورا گرفت• از نور اوست نور رخت ماهِ دلربا!- ملحق بدو شدی که بیشتر بتابانی• نورِ وُرا که اوست آفتابِ مشرقها]| ..... |ماهی که در آب اوفتاده است را چه بهره از آب و آسودگانِ وجود را چه ادراک از هستی؟: [تا شب قرار نداشته باشد به آسمان•روز از پیِ چه عیان میشود به محفلها؟]| ..... |به حکمِ «بَلْ احیاءٌ» زندهای که مرگ در او راهی ندارد و به قولِ «عِندَ رَبِّهِم یُرزَقُونَ»، نزدِ پروردگارت روزی خوری که نقصان نپذیرد: [ای زندهتر ز زندگانی ماست زندگیات•از شمع توست حرارت به جانِ انسانها- الحق«امینِ» خدای بودی و بهحق رستی•در نزد او تا که خوری بیحساب روزیها]| ..... |راهی که حکایت نمودهای معقول و مرا از باور بهغیر معذور کرده است: [بر ذرهای بتاب تا به عرش روی کند•کز تو عیان شدهست راه و رسم منزلها]| پایان؛ ..... سهشنبه ۱۲ اسفندماه ۱۴۰۴/اصفهان/سرودهٔ «قطره»
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. او امین خدا بود در زمین، تا ما او را آینۀ نمایش انوار الهی بنگریم. او متوجۀ سنتهای لایتغیّر هستی بود و هرگز نباید از آن نوع حضور که آن مرد الهی با شخصیت خود متذکر آن بود، غفلت کنیم. https://eitaa.com/matalebevijeh/21846 موفق باشید
سلام استاد: آیا این برداشت صحیح است؟ کجای مطلب اشکال داره؟۱. وحدت وجود و تجلی صفات (نه ذات) در مکتب ابن عربی، وحدت وجود به این معنا نیست که خالق و مخلوق یک چیز هستند، بلکه به این معناست که وجود حقیقی و اصیل، تنها منحصر به خداوند است و موجودات دیگر، جلوات و مظاهر صفات اویند، نه ذات او. برای روشن شدن این مفهوم میتوان از مثال معروف خورشید و آینهها استفاده کرد: · خورشید در آسمان: تشبیهی از ذات خداوند است که در جایگاه خود ثابت و غیرقابل دسترس است. · نور خورشید: تشبیهی از تجلی صفات خداوند است که در همه جا پخش میشود. آینهها: تشبیهی از موجودات (مخلوقات) هستند که هر کدام به اندازه ظرفیت و «استعداد» خود، آن نور را منعکس میکنند . بنابراین، آنچه در انسانهای مختلف تجلی میکند، صفات خداست (مانند رحمت، عدل، قهر، لطف) و ذات الهی همواره متعالی و فراتر از این تجلیات باقی میماند. ۲. تجلی در انسانهای مختلف: از انسان کامل تا انسان عادی: در حکمت ابن عربی، تجلی به یک شکل نیست و دارای مراتب است. درجات تجلی در انسانها بر اساس «ظرفیت وجودی» یا همان «استعداد ذاتی» آنها متفاوت است. این تفاوت درجه، به مفهومی به نام «اعیان ثابته» یا «حقایق ثابت» برمیگردد. «اعیان ثابته» یعنی طرح و نقشه و استعداد ذاتی هر موجودی که از ازل در علم الهی وجود داشته است. خداوند بر اساس این اعیان، فیض وجود را به آنها میبخشد. به بیان دیگر، هر موجودی به اندازه گنجایش «عین ثابت» خود، میتواند مظهر و جلوهگاه اسماء و صفات الهی باشد . ۳. مراتب تجلی (از بالاترین تا پایینترین): ابتدا انسان کامل, که در رأس این هرم، انسان کامل قرار دارد که حضرت محمد (ص) بارزترین مصداق آن است. ابن عربی از انسان کامل به عنوان «مظهر تام اسمای الهی» یاد میکند. او مانند یک آینه تمامنما، تمام صفات و نامهای خدا را در خود منعکس میسازد و واسطه فیض الهی به جهان هستی است. هدف از خلقت، ظهور همین انسان کامل بوده است تا خداوند صفات خود را در موجودی کامل مشاهده کند. مراتب پایینتر: هر چه از این مرتبه کامل فاصله میگیریم، ظرفیت وجودی کمتر شده و انسانها فقط مظهر تعدادی از صفات الهی میشوند. به عنوان مثال، یک انسان میتواند مظهر صفت «رحمت» یا «عدل» باشد، اما هرگز نمیتواند به تنهایی مظهر تمام اسما باشد. ۴. تفاوت تجلی و مظهر: تجلی: به فعل و عمل خداوند اشاره دارد. یعنی خداوند است که با صفات خود بر بندگانش «تجلی» میکند. این یک فعل الهی است. · مظهر: به محل و آیینه ظهور اشاره دارد. یعنی انسان یا هر موجودی که این صفات در او دیده میشود، «مظهر» آن صفت خداست. میتوانیم هر دو واژه را به کار ببریم، اما در یک جمله دقیق، وقتی از منظر خدا به عالم نگاه میکنید، میگویید خدا «تجلی» کرده است، و وقتی از منظر عالم به خدا نگاه میکنید، میگویید این مخلوق، «مظهر» صفات خداست. در جهنم، این صفات قهر و جلال خداوند هستند که بر انسانها تجلی میکنند، نه ذات او. عذاب جهنم نیز نتیجه مستقیم اعمال خود انسانهاست که در قالب «تجسم اعمال» ظاهر میشود و این اعمال نیز جلوهای از صفات الهی در چهرهای خشمگین و دردناک هستند. حتی در این حالت نیز، این تجلی صفات است، نه حلول ذات.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله به نکات خوبی اشاره فرمودهاید. خداوند ما را در این نوع معارف، حاضر و حاضرتر کند. در این رابطه و برای حضوری که نیاز این زمانه میباشد، جناب صدرالمتألهین، «برهان صدیقین» را به میان آوردهاند که خوب است به آن مبحث مهم نیز رجوع شود به اعتبار «قلوبٌ یعقلون بها» https://lobolmizan.ir/get-file/643/?item=0 . موفق باشید
عرفانی که زود و ساده و بی دردسر بدست میآید عرفان نیست بلکه شیخ و مریدبازی و اباحهگری است. عرفان به احکام شریعت عمق میبخشد تا با یقین (و نه سطحی) انجامشان دهیم. طریقت راه باطن و عالم درون است نه سرگردانی در کثرتها به اسم عرفان! عرفانی که با اباحه آشناست اسمش هوس نفسانی و شیطانی است نه عشق رحمانی و عرفانی. عرفانی که به ما توجیه رفتارهای زشتمان را یاد میدهد همان زینت دادن شیطان است. ارضای هوسهای نفسانی به اسم عشق و فنا گناهی نابخشودنی و مضحک است. وقتی عرفان از شریعت جدا شود، نه عمق بلکه پوچی مقدسنما پدید میآورد. چنین عرفانی، که با اباحهگری و توجیه گناه همراه است، در واقع انکار مسیر تزکیه و تسلیم است؛ یعنی همان چیزی که عرفای راستین از آن گریزاناند. شریعت پوست مغز طریقت است و میوه بیپوست فاسد میشود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور است و عرفای بزرگ برای هرچه بیشتر نزدیکشدن به عمق شریعت الهی، به آموزههای عرفانی ورود میکنند تا هرچه بهتر متوجۀ زیباییهای دریچههایی شوند که شریعت الهی در مقابل انسان میگشاید. آیا نماز را با نگاه عارفانِ واصل خواندن، مانند نمازی است که ما میخوانیم؟! موفق باشید
سلام و عرض ادب: خدا به شما خیر دهد استاد، سوالی دارم، در مورد مسئله حکومت اسلامی، بعضی از اساتید، عقیده دارند که خدا تشکیل حکومت را برای پیامبر و امامان ما واجب نکرده است، و تنها چیزی که واجب شده است ابلاغ دین است، ولی زمانی که مردم از پیامبر یا امام درخواست کنند که بیا و حکومت کن، آن موقع است که واجب میشود، ارجاع میدهند به حکومت مدینه و کناره گیری حضرت علی (ع) و بعد پذیرش حکومت بعد از درخواست از حضرت علی (ع) یا عدم پذیرش حکومت امام صادق (ع) و... البته من خیلی از این حرفها را قبول ندارم، موضوع آماده سازی مردم برای حکومت هم هست، ولی خواستم، نظر دقیق شما را بدونم، آیا ایجاد حکومت جزو وظایف پیامبر و امامان شیعه نیست؟ آیا اگر روزی در جمهوری اسلامی اکثریت با مخالفان ما شد، باید بگوییم مردم دیگر نمیخواهند و مثل امام حسن (ع) کناره بگیریم، یا بحث اکثریت و اقلیت نیست، تا زمانی که توان حفظ نظام را داریم از آن محافظت کنیم و وقتی هم که نداشتیم، کشته شده و یا اسیر یا به انزوا کشانده شده خواهیم بود، بحث مواجهه در آن حالت اقلیتی که مقاومت میکنند با اکثریت که تلاش میکنند از میدان به در کنند به چه صورت است در آموزه های دینی قرآنی و سنت النبی؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حکومت از آنِ مردم است و وظیفۀ اولیای الهی است که اگر به آنها رجوع کردند، کوتاهی نکنند به حکم آنکه مولایمان علی علیهالسلام فرمودند: «لَولا حُضُورُ الحاضِرِ، و قِيامُ الحُجَّةِ بِوُجودِ الناصِرِ، و ما أخَذَ اللّهُ عَلَى العُلَماءِ أن لا يُقارُّوا على كِظَّةِ ظالِمٍ، و لا سَغَبِ مَظلومٍ ، لأَلقَيتُ حَبلَها على غاربِهِا» اگر نبود حضور آن جمعيت و تمام شدن حجّت با وجود يار و ياور و اگر نبود كه خداوند از دانايان پيمان گرفته است كه بر سيرى ستمگر و گرسنگى ستمديده رضايت ندهند، هر آينه مهار شتر خلافت را بر شانه اش مى انداختم.
و این بدین معنا نیست که وقتی مردم ذیل امام معصوم و یا ولیّ فقیه حکومت را در اختیار گرفتند به صرف ادعای عدهای آن حکومت را تقدیم کنند. به گفتۀ آقای رحیمپور ازغدی ملت ایران با مبارزه و شهیددادن و قیام عمومی این نظام را در دست گرفتند. حال، مدعیان مقابل با این نظام باید به همان صورت به مقابله برخیزند تا معلوم شود چه کسانی حقیقتاً برای استقرار نظام الهی حاضرند شهید بدهند. موفق باشید
سلام استاد: وقتتون بخیر. با تشکر از پاسخگویی شما. حقیقت سوال 41137 را بنده پرسیدم، این موضوع برای بنده حل نشد که در شرایطی که مردم دچار خطای محاسباتی هستند و نمیتوانند تشخیص صحیح بدهند، درست است که آقای جلیلی از حضور در انتخابات فاصله بگیرند و بذارند کسی که نسبت به ایشان تفکر ضعیفتری نسبت به انقلاب اسلامی دارد ولی از جریان مخالف بهتر است شرکت کنند تا هم مردم به جریان مخالف رای ندهند و هم بالاخره بین بد و بدتر، بد انتخاب شود؟ مثالی که برای این موضوع میزنند مانند کنارهگیری امیرالمومنین به مدت ۲۵ سال است تا حفظ خود پرچم اسلام که مهم تر است باقی بماند هر چند که ایشان واقعا بر حق بودند. توضیحی که میدهند این است که جامعه شناسی ایشان ضعیف است. ممنون میشم راهنمایی کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امیرالمؤمنین «علیهالسلام» هرگز کنارهگیری نکردند، ایشان را کنار زدند و حضرت با سکوت خود سعی کردند اختلافی در جامعۀ اسلامیِ نوپای آن زمان پیش نیاید و در جای خود در خطبۀ سوم نهجالبلاغه یعنی خطبۀ شقشقیه، سخنها گفتند. در مورد آقای دکتر جلیلی بحث آن است که با شخصیت امثال ایشان و شهید رئیسی؛ انقلاب، اساساً گرفتار چنین امور اجزایی نمیشد زیرا تیمی که در کنار ایشان قرار میگرفت، مسلّم فرزندانشان در خارج کشور زندگی نمیکردند و عزمی که در امثال شخصیتهای کنار آقای دکتر جلیلی در صحنه بودند، نگاه دیگری به حضور تاریخی ما داشتند. با اینهمه، امروز وظیفۀ ما آن است که به آقای پزشکیان که در صداقت ایشان شکی نداریم؛ کمک کنیم. و این غیر از آن است که افق نگاه ایشان را نسبت به انقلاب و تاریخی که با انقلاب اسلامی به ظهور آمده، تأیید کنیم. https://eitaa.com/hokmranonline/11158 موفق باشید
سلام و ادب خدمت شما: اگر میشه کمی توضیح بدید در مورد عبارت «ایمان ابوذر ساز» که رهبری در سخنرانی اخیر بهش اشاره کردن که به چه معناست و چطور باید به این ایمان دست یافت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در جواب سؤال شماره 41063 شد. به جناب اباذر فکر کنید که چگونه در زمان عثمان هر روز به دارالعمارة میرفت و نسبت به عدم تقسیم صحیح بیت المال اعتراض می نمود به جهت نفوذ جریان اموی در دارالعمارة. که داستان آن مفصل است. و همین امر موجب تبعید جناب اباذر شد و امروز نیز باز جریان عدالتخواه و باز تذکر نسبت به تقوا و عدالت.
آری! امروز شور اباذری در راستای عدالتخواهی باید در بین جوانانمان به میان آید و همچون جناب اباذر باید در رابطه با عدالت، مطالبهگری کرد تا شعار عدالتخواهی شعار جوانانمان بشود البته در فضای تقوا، تا گرفتار افراط و تفریط نشویم و بهانه در دست رانتخواران داده نشود. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامی و ارجمند: لطفا بفرمایید و نظر خودتون رو در مورد مطلب زیر بیان کنید. طبق روایاتی که میفرمایند که در نماز یکی از ما را در قلب خود قرار دهید و آیت الله قاضی نیز فرموده بودند که استادتون رو در نماز پیش روی خود قرار دهید، و همچنین با توجه به اینکه خداوند در اسماء و مظاهر فقط قابل شناخت و ارتباط میباشد و ائمه فرمودند که اسماء ما هستیم «نحن الاسماء الحسنی» و نیز شما بارها فرمودید که خدای بدون مظاهر خدایی وهمی است که همچین خدایی نیست و باید از طریقِ اسماء و مظاهرِ اسماء با خدا مرتبط شد. حال میتوان به این نتیجه رسید که چون ما نمیتوانیم خدا را عبادت کنیم و باید مظاهر اسماء رو که ائمه هستند عبادت کنیم؟ و اگر نتوانستیم میتوان استاد سلوکی خود را عبادت کنیم؟ آیا این نتیجه گیری درست است؟ این سوال رو به این خاطر میپرسم که اگر همچین عقیده ای رو باید داشته باشم تصحیح کنم. ما را از دعای خیرتون فراموش نکنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عبادت مخصوص خداوند است و لاغیر. آری! با نظر به حضرت محبوب یعنی خداوند، آینهها که اشاره به حضرت معبود دارند و مظهر اسماء الهی هستند، بسیار ارزشمندند تا ما با شخصیت ائمۀ معصومین«علیهمالسلام» که اشارههایی هستند به سوی حضرت معبود؛ به بهترین شکل متوجۀ حضرت حق باشیم. به همین جهت ما ائمه را راه و سُبُل میدانیم به همان معنایی که قرآن میفرماید: «إلى رَبِّهِ سَبيلاً» آنان راههایی هستند به سوی پروردگارشان. موفق باشید
سلام: شخصی هست که بدون اینکه بخواهد جن دیده است آیا این بد است؟ چه کند که دیگر این اتفاق نیافتد و دلیل اینکه دیده است چیست؟ آن فرد انسان بدی هم نیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیتوان گفت آن فرد، فردِ بدی میباشد ولی به هر حال باید با تدبّر در قرآن بخصوص با تدبّر روی آیات الکرسی، روح خود را از این نوع توجهات منصرف نمود. https://lobolmizan.ir/get-file/1643/?item=0 موفق باشید
سلام و عرض ادب: استاد عزیز سخنران عزیز استاد شجاعی گفتن امسال خالی کردن میادین درست نیست و سریع برید اربعین یکی دو روزه برگردین به نظرم لحن صحبت و محتوا اینطور بود که همین میدان از اربعین بالاتره. خواستم نظر شما رو هم بدونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید نکتۀ قابل توجهی را فرمودهاند مگر آن که شرایط تغییر کند. موفق باشید
سلام و احترام: من در این مدت که در مجالس امام حسین شرکت کردم سوالات زیادی برام پیش آمده، لطف میکنید پاسخ بدهید. علت اندوه فراوان حضرت مهدی (عج) برای واقعه عاشورا چیست؟ چرا برخی در روز عاشورا میگویند که برای سلامتی امام زمان صدقه بدهید که فشار خیلی زیادی رو تحمل میکنند، مگر نه اینکه ایشان از جایگاه اخروی امام حسین (ع) و یاران و اصحابشان خبر دارند، پس این اندوهی که علما میگویند برای چیست؟ راز عاشورا چیست اصلا؟
باسمه تعالی: سلام علیکم : به نظر بنده همانطور که مرحوم شهید مطهری رضوان الله تعالی علیه در کتاب خوب حماسه حسینی میفرمایند این نوع ادبیات به سوی انحرافی از قرن هفتم وارد مداحی های ما شده است. https://www.khabaronline.ir/news/470655/%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%https://eitaa.com/matalebevijeh/2319287%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA
اخیرا عرایضی شده است که گمان میکنم تا حدی بشود متوجه حقیقت کربلا باشیم https://eitaa.com/matalebevijeh/23192 و https://eitaa.com/matalebevijeh/23216 کتاب کربلا مبارزه با پوچیها که روی سایت هست میتواند متذکر معنای تاریخی کربلا باشد. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: دیدگاه یک هموطن کف خیابون آن قرائت هوشمندانه و نزدیکتر به پیام زیرکانه و حکیمانه رهبر جدیدمان آیت الله سید مجتبی خامنه ای درباره مذاکرات https://eitaa.com/rahbar_enghelab_ir/677 به احتمال قوی توسط تیم روانشناسی کاخ سفید رمز گشایی شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و نوعی کپی و تقلید از این پیام در کنترل و مدیریت مذاکرات را به ترامپ دیکته کرده است و او با یک تاخیر فاز ۴۰ روزه نوعی کپی از پیام رهبری را در ترکیه بیان میکند که بلا تشبیه (علی الاصول) با ادامه مذاکرات موافق نیستم اما به تیم مذاکره کننده (کوشنر و ویتکاف) اجازه میدهم تا به مذاکره ادامه دهند. بسیار جا دارد در کنار بحثها و گفتگوهای سیاسی و تفسیر موافقت و مخالفت پیام رهبری با مذاکرات، که در جای خود لازم هم هست به ابعاد حکمرانی هوشمندانه و دانش بنیان و روانشناسی سیاسی اجتماعی پیام پرداخته شود و تاثیرات آن بر تیم مذاکره کننده خودی و طرف مقابل و تقویت و هدایت تیم مذاکره کننده از بعد هوش مستقل و آزاد ولایت مداری و آتش به اختیار در حوزه مذاکرات به بحث گذاشته شود یعنی در عین اینکه نوعی استقلال و ابتکار عمل به مذاکره کننده میدهد از ابتدا تا انتها آنرا در یک مدار و مدیریت پاسخگویی به ملت و ولایت قرار میدهد.
باسمه تعالی: سلام علیکم : اتفاقا دقیقاً موضوع به همان صورت که میفرمایید باید ادامه یابد تا استیصال جبهه استکبار دائماً مد نظر باشد و اینکه مقابله با آمریکا و اسرائیل باید با منطقهای کردن جنگ و حتی فرا منطقه ای ادامه یابد از آن جهت که نگاهها به ایران عوض شده و ما باید با شأن ایران مقتدر در مقابل نظم استکباری در میدان حاضر باشیم و علی الاصولِ رهبر معظم انقلاب متذکر این نکته بزرگ است که همان لایتمداری میباشد در عین احترام به ابتکارات مذاکره کنندگان که حقیقتاً بنا ندارند با رهنمودهای رهبر انقلاب مقابله کنند. در این مورد خوب است سری به سوال و جواب شماره 42002 بزنید. موفق باشید
سلام استاد: خانه دار و دیپلمه هستم و از بیاناتتون استفاده زیاد دارم، گرچه مطالب برام سنگینه. نگاه جدید شما خیلی بنده رو تو فکر میبره ولی همزمان که از تمام متدینین با تکیه بر جمله ی علی الاصولِ رهبری، پیام نه به مذاکرات دریافت میکنم و استدلالهاشون رو هم میشنوم تنم به لرزه درمیاد که نکنه اشتباه و بخاطر هوای نفسم تو موضع موافقت با مذاکرات ایستادم (اونهم با تکیه بر پیامهای سرداران سپاه مون و پیامهای شیخ نعیم و ارتباط این پیامها با پیامهای رهبری و با تکیه بر استدلالهای شما و دیگر دوستان) اشک های این دهه ی محرم من بیشتر بخاطر احساس بدبختیم بود که خدایا من کجا وایسادم، نکنه عاقبت به شر بشم!!!! و با خودم مدام میگفتم و میگم مگه میشه این همه آدم متدین و مادحین و منبری های سرشناس و خداشناس دارن میگن نه به مذاکره و... و میگن تیم مذاکره کننده ی ما اینهمه نقض از دشمن دیدن ولی همچنان دارن یطرفه تعهدات رو عمل میکنن و خون امام شهیدمون رو دارن با گندم و ذرت عوض میکنن و.... و بیشتر ترسم هم اینجاست که مدام همه چیز رو از تمام زوایا به عاشورا ربط میدن و با اینکاره مهر تایید محکمی به حرفهاشون میزنن امیدوارم حال بنده و امثال بنده رو درک کنید و با توضیحات جامع تون ما رو از سردرگمی دربیارید. حالا اینکه از قول امام خمینی (ره) می فرمایید دنیا عوض شده است، و از طرفی از تیم مذاکره کننده دفاع میکنید این یعنی تیم مذاکره کننده ما و شخصی مثل آقای پزشکیان و آقای همتی و آقایان قالیباف و عراقچی دارن با مبانی امام خمینی (ره) حرکت میکنند و تا این حد بصیر و فهمیم هستند؟ یا اینکه این اشخاص فقط طبق وظیفه ی دیپلماسی مذاکره میکنند، ولی نظارت رهبری و عمل سرداران سپاه و هماهنگی ای که سردار موسوی بین خود و میدان دیپلماسی اعلام کردند هست که داره طبق مبانی امام خمینی (ره) و امام شهیدمون پیش میره؟ ممنون که تشنگی بنده و امثال بنده رو برای باز کردن کامل این موضوع درک میکنید و ممنون که جملات و مطالب رو قابل فهم، برامون بیان میکنید🙏🏻
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر که بانوان خانهدار ما تا این اندازه متفکرانه در تاریخ خود حاضرند و دغدغههایی اینچنین زیبا دارند. عنایت دارید که همۀ عرض بنده آن است که چرا یاران انقلاب همدیگر را نمیفهمند! و در این راستا است که عرض میشود چرا تیم مذاکرهکننده را به جای انتقاد، نفی میکنیم. و از این جهت بنده نخواستم از تیم مذاکرهکننده دفاع کنم، عرض بنده آن است که آنان را به عنوان فرزندان انقلاب درک کنیم، حال یا موفق میشوند و یا نه. زیرا ما بالاتر از آن هستیم که حضور تاریخی خود را محدود به این نوع مذاکرهها بکنیم و بنده از سخنان رهبر عزیز همین نکته را میفهمم. امید است که با درک همدیگر و تقوایی که مقصد نزول وحی الهی است، خود را جلو و جلوتر ببریم. موفق باشید
