بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41597

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقت بخیر بارها رهبری و بسیاری دیگر بر اهمیت فضای مجازی تاکید داشتند (کشتارگاه ) الان سالهاست پیام رسال داخلی توسعه داده اند نزدیک دو ماهه اینترنت بین الملل رو هم که بسته اند میری تو همین پیام رسان های داخلی (روبیکا) جستجو میزنی لینکدونی گروه: چندین سایت برات میاد هرکدوم که می خای عضو شو بلافاصله مطالب جنسی بسیار زشت و زننده ارسال می شه افرادی که در حال رد و بدل کردن محتوای جنسی -مکالمه جنسی و در اون مایه ها هستند و یا گاهی توهین به مقدسات و پیامبر اکرم ، امیرالمومنین و ... بسیار بدتر و شنیع تر و بی ضابطه تر از فضاهای مجازی خارج از ایران (اونایی که ما دیده بودیم) علت رو یه توضیحی می فرمایید؟! دقت فرمایید من نگفتم در یک فضا دور افتاده وضع اینگونه بود اغلب فضا ها و اینکه مطمئنا کسی که فضایی مثل روبیکا دستشه کاملا اشراف داره چقدر از مطالب جنسی و پورن و مشابه اون هستند اینها چیزی نیست که مخفی باشه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند نظام اسلامی در حدّ توان موظف است فضای مجازی را مدیریت کند، ولی عنایت داشته باشید که عمدۀ مطلب در آن است که بتوانیم مردم را آگاه کنیم که برای حفظ روان و روح خود، خودشان چشم و گوشش‌شان را نسبت به چنین میدان‌هایی حفظ کنند به همان معنایی که رهبرانقلاب آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای متذکر آن شدند و فرمودند: «مراقبت از گوشهایمان که پنجره مغز و قلب است در مقابل  رسانه های تحت حمایت دشمن یا همسوی با ایشان امری لازم است. مسلماً  آن رسانه ها خیر خواه کشور و ملت ایران نیستند و این معنا بارها ثابت شده  است. بنابراین یا اساساً مواجهه و استفاده از آنها را ترک کنیم یا اقلاً با سوء ظن  فراوان با هر چیزی که ارائه میدهند برخورد کنیم.» موفق باشید

41468

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد اگه ترامپ به تهدیدش برای نابودی زیرساخت های برق و انرژی ایران عمل کنه چکار میشه کرد ایران که نابود میشه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این خداوند است که جهان را مدیریت می کند و نه ترامپ و نتانیاهو!  از سنت های الهی غافل نباشید. موفق باشید

41341

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب از خدمت استاد سوالی داشتم بنده ۲۸ سال از خدای متعال عمر گرفتم و اکنون بعد از شهادت نائب امام زمان میفهمم که هیچ نمی‌فهمم بار گناه فهم و امید رو از من گرفته و ترس از روزمرگی و دلبستگی به دنیا گلویم را محکم فشار میدهد میخواهم خودم رو جایی پیدا کنم که آوینی پیدا کرد میخواهم سر از این چاه ظلمانی در بیاورم استاد از شما راهنمایی و کمک میخواهم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است در عین نظر به نکاتی که در پرسش و پاسخ‌های شمارۀ 41333 و 41334 شدبه تدبّر در قرآن به کمک تفسیر المیزان فکر کنید. در آن صورت «خود، راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید

41334
متن پرسش

سلام علیکم: بعد از شهادت امام شهیدمان آخرین سخنرانی آقا خیلی برام برجسته شد که روی چند نکته تاکید کردند اول سخنرانی تاکید جدی روی مساله وقت شناسی مردم آذربایجان دارند و بعد هم تاکید روی این عبارت که «مثلی لایبایع مثله» و بعد هم اینکه ملت ایران هم تکلیف خود را می‌دانند و با آموزه شیعی عدم بیعت با مثل یزید تکلیف خود را روشن میبینن و بعد هم انتخابی که خود آقا در نوع شهادتشان داشتند و به پناهگاه نرفتند با این همه بعد از شهادت این بزرگمرد روز به روز احساس جاماندگی از جنس توابین و سلیمان صرد خزاعی دارم که چرا در تاریخ خودم حاضر نیستم؟ چرا بعد از امام خود زنده هستم؟ اگر تاریخ عاشورایی در صحنه است چرا باید پروا کنم از جان دادن؟ اگر اینگونه است که عاشورایی با خون خود باید تاریخ را متحول کنیم چرا آماده ی چنین حضوری نیستم؟ چرا هنوز محبت فرزندانم محتاط ام کرده است؟ حس خوبی به خود ندارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، روحیۀ مقاومت است و متوجه شد تاریخی آغاز شده و ما نسبت به آنچه در حال وقوع است بی تفاوت نباشیم. از خود باید بپرسیم ما در کجای این تاریخی که با انقلاب اسلامی آغاز شده است، قرار داریم؟! تاریخی که به ظرافت نور و به صفای نسیم، وزیدن گرفته تا انسان‌ها گمشدۀ خود را که انسانیتِ اصیل است بیابند و این است حکایت حضور سنت‌های الهی در دفاع از مظلوم و نابودی ظالم. حال باز باید از خود پرسید در میدانی که با شهادت آن امامِ عزیز گشوده شد، ما در کجای این تاریخ ایستاده‌ایم؟ تاریخی که وقتِ جدیدی است که اولاً: آمریکا دیگر نمی تواند در منطقۀ غرب آسیا حضوری نظامی و حتی حضور نرم داشته باشد. و ثانیاً: رژیم صهیونی امکان ادامۀ خود را از دست می‌دهد و ایران به عنوان ایرانِ بعد از شهادت آن قائد عظیم، با نقش‌آفرینیِ هرچه بیشتر در منطقه نسبت به امنیت منطقه حضور فعّال دارد. موفق باشید      

41196

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد براستی که نباید به ظاهر فرهنگ غرب نگاه کرد که هیچ کیفیتی ندارد براستی که مولایمان حضرت علی علیه السلام فرمودند: ای مردم، در پی‌مودنِ راه هدایت از کم بودنِ پویندگان نهراسید؛ زیرا مردم بر سر سفره‌ای گرد آمده‌اند که سیری در آن کوتاه است و گرسنگی آن طولانی. پس کارِ نماز را جدّی بگیرید و بر آن محافظت کنید، و آن را بسیار به‌جا آورید و با آن به خداوند تقرّب بجویید. زیرا نماز بر مؤمنان فریضه‌ای است که زمان معیّن دارد. نماز، گناهان را چون برگِ درخت فرو می‌ریزد و چون بندی که از گردن بگشایند بندِ گناه را از گردنِ گنهکار می‌گشاید، و پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نماز را به چشمه‌ای از آب گرم مانند فرمودند که جلوی خانه‌ی کسی باشد و او شبانه‌روز پنج بار خود را در آن بشوید؛ آیا احتمالی هست که بر تنِ او چرکی باقی بماند؟» کیفیت از کمیت مهمتر است و جز ظلمات در فرهنگ غرب دیده نمی شود و اسرائیل مانند یخ در حال ذوب شدن است و خداوند سایه ی امام خامنه ای مد ظله العالی را از سر ما کم نکند و روح امام راحل (ره) همیشه با ما باشد و خداوند فرج امام زمان (عج) را نزدیک بگرداند. ان شاءالله

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً در مورد نماز مطلب همانی است که فرمودید. بی‌حساب نیست که حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» به عنوان کسی که تاریخ جدید و بشر جدید را می‌شناسند، متذکر «سرّ الصلواة» و پس از آن «آداب الصلواة» شدند. آیا این انسان در این طوفان آخرالزمان می‌تواند بدون نظر به عمق دستورات شریعت بخصوص نماز، خود را شرافتمندانه ادامه دهد؟ موفق باشید 

41132

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد کتابی دستم رسید با عنوان نامه ای به رییس جمهور گویا نویسنده کتاب نامه را به هیلاری کلینتون و برای زنان آمریکا نوشته در آن از هیلاری خواسته در عرصه سیاست مثل مردان نباشه و به صورتی متفاوت باشه انگار اونا هم فهمیدن جنس زن یه خصوصیاتی داره حالا اینکه آیا این منصب درشان زن هست یا خیر بماند ولی اینم که اونا فهمیدن زنان باید زنانه باشند نه مرد حرفی است چون در قسمتی از کتاب نوشته ما زنان نباید مثل مردان باشیم. استاد میشه گفت اگر ما زنان مومن در عرصه سیاست نداشته باشیم شاید از اونا عقب بیافتیم و آیا این درسته که عرصه سیاست به مردانه و زنانه تبدیل بشه و یا فعلا هنوز جای کارهست در زمینه زنان تا بتونیم آن زن تراز را احیا و بعد از آن وارد عرصه سیاست کنیم طوری که اون بالا هم رفت تغییر نکنه، کتاب هست نامه ای به رییس جمهور ترجمه هاجر اباذری.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری این مسئله، مسئله بسیار مهمی می‌باشد که نمی‌توان در میدان فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی از حضور زنان و حساسیت و نیاز آن حضور غفلت کرد، می‌ماند که اگر اصیل‌ترین حضور، حضور نرم است. اینجاست که زنان نقش بسیار حساسی دارند نکاتی که  در سلسله بحث‌های اخیر تحت عنوان «زن و حضور نرم تمدنی» عرض شده است و باز باید از آن سخن گفت خوب است که در این مورد به آن مباحث رجوع شود. https://lobolmizan.ir/leaflet/1706  موفق باشید

41067

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

پیرو پرسش و پاسخ۴۰۹۳۵ سلام: چرا وقتی شرایطش هست و یا مانعی وجود ندارد (مثلا ضرر مهم جسمی، مریضی، حرام نبودن سفر) «تا آن جا که می شود» نباید روزه مستحبی گرفت؟ [عبارتی که در بعصی دستورهای اخلاقی داده می شود: «مهما آمکن» یا «تا می توانی»] چرا باید کنترل شده روزه گرفت؟ مثلا کسی در شرایطی می تواند اکثر روزها روزه بگیرد چرا از این کار نهی می شود؟ چیزهایی که گفته شده از قبیل موارد زیر است: اقبال و ادبارِ بی حوصلگی، خستگی، دلزدگی، حالت اجبار، تحمیل بر نفس. رفق و مدارا: ارفاق کردن بر خود، سخت نگرفتن، گول زدن نفس، کمی کم تر از حد توان بودن. سنت: این که به ما رسیده پیامبر هر روز روزه نمی گرفتند. حضور در اجتماعات، مجالس مهمانی لازم مثلا اگر شائبه ریا... باشد * در کتاب های اخلاقی معمولا در بحث شره می گوید چون خاصیت نفس حالت افراط است توصیه های دین برای کنترل طبع انسان است آیا دلیل کنترل انسان از حالت خمود و تفریط این هم هست که توجه می دهد به دوبعدی بودن انسان و این که انسان جسم دارد و باید به آن هم توجه کند. آیا دلایل دیگری هم می توانید بیان کنید. تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ این موارد را که فرمودید باید در نظر گرفت و در عین حال هرکس باید به حال خود نگاه کند که اگر می‌تواند در ایامی که توصیه به روزه‌داری شده، از روزه‌داری بهره‌مند شود به همان معنایی که توصیه به روزه‌داری ماه رجب و شعبان و اتصال آن به ماه رمضان شده است و مولای‌مان حضرت علی «علیه‌السلام» فرموده باشند پس از این توصیه از طریق پیامبر «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» هرگز آن روزه‌داری را ترک نکرده‌ام. با این‌همه هرکس باید به خودش و امکانات جسمی و روحی‌اش بنگرد تا سخت‌گیری بی‌جا در میان نباشد. موفق باشید

42036

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده بزرگوار: بنده توفیق داشتم در تشیع امام شهیدمون در قم حضور داشته باشم. من چندین مرتبه در این تشییع عظیم از افرادی که پشت تریبون حضور پیدا می‌کردند، شنیدم که می‌فرمودند هرکس در تشییع ولی زمانه خود شرکت بکند تمام گناهان او بخشیده خواهد شد. هرچه به این مسئله فکر کردم احساس کردم منظور نمی‌تواند این گناهان عادی روزمره مردم عادی باشد. شاید چیز دیگری در میدان هست. چرا که این گناهان روزمره عادی مردم رو اگر توبه ای واقعی به میدان بیاید خداوند می‌بخشد. به هر صورت احساسم این است که منظور چیز دیگری است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور آن است که انسان به تولدی دیگر می‌رسد به همان معنایی که قرآن می‌فرماید باقی‌ماندن بر بندگی از طریق رعایت حرام و حلال الهی انسان را شبیه امامان معصوم می‌کند و در مقام اُنس با پروردگارش قرار می‌دهد. از طرفی خداوند در رابطه با پاک‌شدن از گناه در اثر توبه و در اثر انجام عمل صالح دو مرحله را گوشزد می‌کند. یک مرحله که می‌فرماید: «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئات‏» یعنی اعمال خوب و الهی موجب از بین‌رفتن سیئات می‌شود و انسان با اعمالی که در نزد پروردگارش اعمال حَسن هستند خود را از گناهان آزاد می‌کند و در یک مرحله می‌فرماید: «... إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیما» که اگر انسان توبه‌کننده و در توبه‌ی خود عمیق باشد، نه‌تنها خداوند گناهان او را از بین می‌برد بلکه آن گناهان را تبدیل به حسنات می‌کند. شاید مصداق مورد دوم حرّبن‌یزید ریاحی باشد که با توبه‌ی خود به آنچنان کمالی رسید که مفتخر به شهادت در رکاب امام معصوم شد. حال سؤال شما آن است که مقام حرّ بالاتر است یا مقام کسی که چنین گناهانی را نکرده که مجبور باشد توبه کند. در ابتدای امر معلوم است که آن‌کسی که گرفتار گناه نشده و خود را شبیه معصوم نگه داشته برتر است ولی از آیه‌ای که می‌فرماید برای بعضی گناهانشان را تبدیل به حسنه می‌کنیم نیز نباید به سادگی گذشت، چون دیگر نمی‌توان بگوییم آن فرد گناهانی داشته زیرا می‌فرماید همان گناهان را تبدیل به حسنه کرده، یعنی گویا آنچنان متحول شده که فرصت‌های از دست‌رفته‌ی او نیز جبران شده و به جای آن ها حسنه قرار داه‌اند. موفق باشید ‌ ‌

42002
متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر می‌بخشید من متوجه نمیشم چرا شما و شاگردهای خاصتون همچنان میگید که مذاکره درسته و رهبری منظور دیگه‌ای داشته. من از اول گاردی به این موضوع نداشتم. الان هم می‌ترسم خیلی محکم حرف بزنم دو فردای دیگه آقایون ایکس و ایگرگ شهید بشن پشیمون بشم. اما رهبر در پیامشون به وضوح گفتن که نظرشون چیز دیگه‌ای بوده. بعدا هم کلیپ‌هایی از رهبر شهید بیرون اومد که مذاکره رو خطا می‌دونستن. پیام‌های شما و شاگردهاتونو خوندم. اصلا واضح صحبت نمی‌کنید. انگار یه چیز خصوصی بین خودتون هست که می‌دونید و انتظار دارید بقیه بدون دونستنش بفهمنش. در مورد پیام رهبر هم انگار چنین دیدگاهی دارید. چیزی که من از حرفاتون برداشت کردم اینه که فکر می‌کنید رهبر منظور دیگه‌ای داشته و اکثریت مردم فقط به جمله علی الاصول چسبیدن. در صورتی که ما حدیث داریم خداوند پیامبران رو فرستاد که با مردم قدر عقولهم صحبت کنند. اگر واقعا رهبر می‌خواسته چیز دیگه‌ای بگه و مردم متوجه نشدن و بد فهمیدن، اینجا ایراد به سید مجتبی وارده. چون ایشون نباید چنین پیام مهمی رو به این شکل بیان می‌کرد که باعث شکاف عمیقی در جامعه بشه. این که یک جلسه خصوصی با نخبگان و عارفان نبود. پیام عمومی به ۹۱ میلیون نفر بود. وظیفه رهبر جامعه اسلامی هم اینه که طوری صحبت کنه که اکثریت مردم درکش کنن. بنابراین من فکر می‌کنم منظور ایشون همون برداشتی هست که اکثریت مردم دارن، یعنی تحمیل مذاکرات از جانب گروهی خاص. البته ممکن هم هست من اشتباه کنم. برای همین پیام دادم که ببینم واقعا منظورتون چیه. اما لطفا جواب بدید. یک جواب که واقعا جوابه. ما رو به گمان خودمون یا کلیپ‌های پراکنده واگذار نکنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : حساسیت جنابعالی در این موارد بسیار ارزشمند است. ولی ملاحظه می‌فرمایید که بحث در این مورد بسیار مفصل است و همانطور که آقای دکتر حداد عادل و آقای فضائلی و سردار محسن رضایی فرمودند نمی‌توان از واژه علی الاصول رهبر معظم انقلاب در آن بیانیه نتیجه ای گرفت که منجر به اختلاف شود.https://eitaa.com/arshiv3133/192  و https://eitaa.com/arshiv3133/186  و https://eitaa.com/arshiv3133/227  به نظر بنده نکاتی که جناب حجت الأسلام والمسلمین حاج آقا تویسرکانی مسئول محترم نمایندگی ولی فقیه در نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در رابطه با واژه علی الاصول رهبر انقلاب فرمودند قابل استفاده می‌باشد.  https://eitaa.com/rahe_khamenei/51560  این موارد است که دعوت می‌کند از حوزه ردّ یا قبول افراد به میدان تفکری که در افق تمدن نوین اسلامی می‌توان حاضر شد فکر بفرمایید. که البته بحث در این مورد بسیار است . شاید تذکرات نودگانه «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor بتواند تفکری که نیاز این تاریخ است را متذکر شود . موفق باشید

41997
متن پرسش

هر چه به تو نگاه می‌کنم و به مشیِ لحظه به لحظه و در هر میدان مبارز بودنت، به اینکه تاریخ صدر اسلام را تمام لحظات مبارزه گونه‌اش از جهاد اکبر و اصغر را در این زمانه حاضر کردی، حیرت می‌کنم. تو نیز "لمعه‌ای"و "لمحه‌ای" از آسمان ولایت بودی که به ما عطا شدی. اینکه چگونه این سیره و این مشی را یافتی نمیدانم، اما در اوج زمین‌گیری و زمین‌خوردگی‌ام هنوز تو را طلب دارم و زندگیِ مبارزه‌‌گونه‌ات را هر چند هنوز ناکامِ ناکام خود را می‌یابم. اینکه این زمین‌گیری را چگونه فکر کنم بماند، این مبارزه عطای الهی‌ای است که به خاطرش تو را به ما دادند :" مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وِلاَيَتِكُمْ طِيباً لِخَلْقِنَا (لِخُلْقِنَا) وَ طَهَارَهً لأَِنْفُسِنَا وَ تَزْكِيَهً لَنَا وَ كَفَّارَهً لِذُنُوبِنَا ". مقاومت و مبارزه عطایی الهی است که در تو جلوه‌گر شد. و این‌ افقی که از تشییع شما می‌رود که روشن‌تر و روشن‌تر شود، مشی مبارزه در تمام وجوه را میطلبد. آری افق آینده را تشییع تو روشن کرده است، آینده بدون آمریکا و اسرائیل در افق تشییع تو میتوان از سر حیرت به نظاره نشست، هر چند عادات غربی‌مان کوره راهش کرده است. تشییع تو را که میبینم، آری عزای تو از جنس عزای سیدالشهداست و باید با اراده‌ای قوی‌تر این راه را برویم، اما غمی سنگین از جنس هدر رفتن عمر و نیافتن و نرفتن و نشدن بر دلم سنگینی می‌کند. تو را و شهیدانت را که میبینم، بگو چه کنم؟ حاج قاسمت را که میبینم، تمام غم‌های از دست رفتنم و اینکه چه عمری از من تباه شده بیچاره‌ام می‌‌کند. بماند... شربتی از لب لعلش نچشيديم و برفت روی مه پيکر او سير نديديم و برفت گويی از صحبت ما نيک به تنگ آمده بود بار بربست و به گردش نرسيديم و برفت بس که ما فاتحه و حرز يمانی خوانديم وز پی اش سوره اخلاص دميديم و برفت عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد ديدی آخر که چنين عشوه خريديم و برفت شد چمان در چمن حسن و لطافت ليکن در گلستان وصالش نچميديم و برفت همچو حافظ همه شب ناله و زاری کرديم کای دريغا به وداعش نرسيديم و برفت خواجه حافظ شیرازی @Esharenakhana

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : همه عرض بنده آن است که . نه!!! هیچ زمانی را نخواهید یافت که «او» با ما نباشد. آیا جز آن است که خداوند او را در همه ابعاد پرورش داد تا ما امروز با کسی روبرو باشیم که پرورش یافته خداوند است در همه ابعاد، به همان معنایی که پیامبر خدا صلوات الله علیه و آله فرمودند: «من رآنی فقد رأی الله» آیا تشییع آن مرد الهی نظر به افقی نیست که او با شخصیت همه جانبه خود در مقابل ما گشود تا انسانیتی را که انسان‌ها می‌توانند در آن حاضر شوند بنگریم؟.
در جواب یکی از کاربران محترم عرض شد: در جمال آن امام شهید، ربوبیت حضرت ربّ العالمین را به تماشا بنشینیم و بیندیشیم و باز بیندیشیم چگونه در جمال این رهبر شهید می‌توانیم حضور ربوبیت حضرت ربّ العالمین را نظاره کنیم به همان معنایی که در «عهد الست» که اصیل‌ترین حضور برای هر انسان است؛ حضرت ربّ العالمین به ظهور آمده‌اند و می‌پرسند: «الست بربّکم؟» و این ماییم که به جهت حاضرشدن در عالی‌ترین حضور که از جنس حضوری است که در تشییع رهبر شهید برای‌مان پیش آمد، جواب دادیم: «بلی شهدنا». آری! می‌بینیم ربوبیت تو را که چگونه در صحنه‌هایی این‌چنین به ظهور آمدی. راستی را! در آن شرایط به کدام شخص نظر کردیم و گفتیم آری! می‌بینم که تو پروردگار عالم به ظهور آمده‌ای و من تو را مشاهده می‌کنم؟ آیا حکایت ما با رهبر شهیدمان از این جنس نیست؟ که مردم عزیز ما در این رابطه در جمال شخصیت رهبر شهید به ملاقات پروردگار عالم رفته‌اند تا راهی که راه انس با خداوند است را تجربه کنند.
همه عرض بنده در همین نکته است که می‌توانیم در شخصیت آن رهبر شهید نور ربوبیت حضرت رب العالمین را بنگریم و این است نظر به آینه ربوبیت حضرت  رب العالمین. موفق باشید
 

41667
متن پرسش

سلام جناب استاد: پیرو پاسخ شما به سوال ۴۱۶۱۸ بنده که البته پاسخی نبود و تنها ارجاع به سخنرانی آقای طائب بود، جوابیه فقهی به بیانات متناقض و غیر صحیح و گمراه کننده و جناحی حزبی ایشان تقدیم می‌گردد https://eitaa.com/abarin/3414 امید است برای هدایت آن دسته از دوستان که بواسطه شنیدن آن صوت به بیراهه فکری رفته اند این جوابیه هم در کانال مطالب ویژه باز نشر گردد. البته در مورد بیانات آقای محمدی که در کانال ارسال می‌کنید هم خیلی مساله وجود دارد و اینکه شما از ارجاع به تحلیل های آقای فواد ایزدی به ايشان رسیده اید به قول خودتان «ترقی معکوس» است اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صحبت‌های آقای اباالفضل امامی در نقد آقای طائب را نسبت به استناد ایشان به آیات مربوطه گوش دادم. https://eitaa.com/abarin/3414  چقدر خوب بود که فضای سخن، به جای جدال، فضای علمی بود و از همان ابتدا بنا را به جای فکرکردن به آیاتی که آقای طائب به میان آورده‌اند؛ بر نفی نمی‌گذاشتند و بحث را به جای بررسی بر نگاه آقای طائب به موضوعات فرعی و مواضع ایشان به امور دیگر نمی‌بردند. آری! این کار شایسته‌ای می‌باشد که به سخن رهبر شهید عزیز استناد شود، ولی شرایط پیش آمده را نبایدمدّ نظر قرار نداد و سخنانی را به بهانۀ فرمایشات رهبر شهید به میان آورد که بیشتر شبیه تهمت و طعنه‌زدن است. به نظر می‌آید سخنان آقای طائب نسبت به شرایط پیش آمده قابل توجه است هرچند که ممکن است عزیزی به دلایلی نگاه دیگری به موضوع داشته باشد و از آن طرف، موافقت رهبر عزیزمان آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای با مذاکرات را چگونه باید معنا کرد؟ از سخنان آقای ابالفضل امامی برمی‌آید که عمق حضورشان نسبت به میدانی که در آن قرار داریم، کم است هرچند تلاش صادقانه داشته باشند که فرمایشات رهبر شهیدمان را نسبت به وضع موجود، به میان آورند ولی فضای جدال، امکان تفکر را از بین می‌برد. تأسف ما در این است که چرا به جای احترام به همدیگر، این‌گونه همدیگر را نفی می‌کنیم؟ و امید دشمنان را که به اختلافات ما امیدوارند را پیش می‌آوریم به جای انسجامی که رهبر عزیزمان آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای بر آن تأکید دارند. نگرانی بنده  از آن جهت است که این نوع تقابل ها پیروزی ما را بر نظام استکباری و صهیونیسم به تأخیر می‌اندازد .حتماً به آیه پنج سوره حشر فکر کرده‌اید که می‌فرمایند"«مَا قَطَعۡتُم مِّن لِّينَةٍ أَوۡ تَرَكۡتُمُوهَا قَآئِمَةً عَلَىٰٓ أُصُولِهَا فَبِإِذۡنِ ٱللَّهِ وَلِيُخۡزِيَ ٱلۡفَٰسِقِين» شـمـا مـسلمانان هيچ نخلى را قطع نمى كنيد و هيچ يك را سر پا نمى گذاريد مگر به اذن خدا و همه اينها براى اين است كه خدا فاسقان را خوار كند.
و از این جهت ملاحظه کنید که حتی آنهایی که نخل‌ها را قطع می‌کردند تا یهودیان دل از مدینه بکنند و بروند و آنهایی که درختان را حفظ می‌کردند تا بعد از آنکه یهودیان رفتند از آن خود مجاهدان باشد قرآن می‌فرماید هر دو کارشان صحیح است با دو رو کرد ولی با یک هدف. موفق باشید

41649
متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: از اینکه هر روز مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» را در کانال «روایت های برترین حضور» https://eitaa.com/bartarin_hozoor و کانال مطالب ویژه قرار می‌دهید بسیار متشکر هستم. در شماره ۳۳ این مباحث موضوع «حضوری که معنای تفکر تاریخی ما می باشد» را به میان آوردید، به نظر شما چگونه ما باید به این حضور فکر کنیم؟ چنانچه این شب‌ها ملاحظه می‌کنید که بحمدالله با استقبال خوب مردم هم روبرو شده ، ولی برنامه‌ها هرچند خوب است ولی بیشتر شعاری می‌باشد. چه کار باید بکنیم که به آن عمقی که برای فردای ما مهم باشد و باز گرفتار سطحی نگری نباشیم عمل کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  حقیقتش این نکته بسیار مهمی است که متوجه باشیم از دیدگاه توحیدی این صحنه‌ها چه جایگاهی دارند و چه آینده‌ی درخشانی می‌توانند به میان آورند و این مشروط به آن است که ما با نگاه توحیدی و قرآنی موضوعات را بررسی کنیم که البته این وظیفه روحانیون عزیز است و وظیفه ما می‌باشد که مطالبه کنیم از مسئولین و برنامه‌ریزهای این شب‌ها که حتماً از روحانیون عزیز استفاده کنند هرچند که به مدت یک ربع باشد و البته روحانیون عزیز هم با ما معارف توحیدی و به خصوص آیات جهاد را در میان بگذارند و همچنان که رهبر عزیز شهیدمان متوجه بودند ما را متوجه آینده بزرگی بکنند که در پیش است. موفق باشید.

41549
متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر.فرمودید پیروزی مذاکرات این بود ما برای دشمن شرط تعیین کردیم!کدام شرط؟شروطی که به دروغ در اخبار گفته شد آمریکا پذیرفته در اصل پذیرفته شده بود که روی آنها در مذاکرات بحث شود و پذیرفته هم نشد!دو پیش شرط داشتیم که هردو نقض شد یکی آتش بس در چهار جبهه و آزادسازی پولهای بلوکه شده که تیم مذاکره کننده قبل از محقق شدن آنها رفتند مذاکره کردند!!فرمودید اگر ما جواب نقض آتش بس در جبهه لبنان را می‌دادیم موافق میل اسرائیل می‌شد!!!خب اسراییل میخواهد ما با جنگ نابود شویم و آمریکا به خاطر کاهش توانش فرصت تنفس میخواست!حالا که گذاشتیم حزب الله در لبنان قلع و قمع شود و بعد آتش بس شد خوب شد؟؟ شما پارسال هم علیرغم نهی های سریع رهبری پیرامون مذاکره از مذاکرات حمایت می‌کردید که من متوجه نشدم مذاکره مورد نهی امام جامعه با مذاکرات عمان چه فرقی داشت که چنین برداشتی ارائه دادید.همان جریان فکری اکنون صلح را پخت و پز کردند.فراموش کردید نامه حسن روحانی در فروردین ماه خطاب به شعام را که صلح کنید؟فراموش کردید مقاله ظریف را در مجله آمریکایی؟دوستانی که در شعامند مگر از نزدیکان فکری جریان روحانی و ظریف نیستند که وسط جنگ وقتی دست برتر داشتیم ناگهان جنگ را متوقف کردند؟ما با قاتل پدرمان دوباره سر میز مذاکره نشستیم و دوباره هیچ بدست آوردیم.حال شما حماسه می‌سازید که آمریکا شرط ما قبول کرد؟اماره های قبول شروط ما توسط آمریکا کدام هست؟آمریکا چیزی را قبول نکرد ولی به فرض قبولی فراموش کردید آمریکا در برجام توافقی کرد و کلا از آن خارج شد؟!!آن مذاکره ای که پارسال رهبری مکرراً از آن نهی میکردند چه مذاکره ای بود که شامل مذاکرات عمان نمیشد؟دور از ذهن است آقا به خاطر اصرار دولت غربگرا و پشتوانه رای شانزده میلیونی رییس جمهور بعد از نهی های مکرر از مذاکره به آنها اذن داده باشد ولی راضی نباشد؟مذاکرات پارسال مگر عملیات فریب نبود که دشمن داشت برای جنگ مجهز میشد؟مذاکرات پارسال همان توصیفات مورد نهی رهبری اعم از سم مهلکی غیر هوشمندانه غیر شرافتمندانه غیر عاقلانه ابلهانه را نداشت؟چرا رهبری در سخنرانی نزدیک به شهادت فرمود من با مثل یزید بیعت نمیکنم؟این حاکی از فشار جریان غرب گرا برای پذیرش شروط آمریکا نیست؟امسال همان آدمها در شعام و دولت نیستند؟پذیرش آتش بس زیر سایه تهدید ترامپ که زیرساختها را میزنم حکایت از ترس ما نمیکند؟چرا قبل اینکه پیش شرط‌ها محقق شود به پاکستان رفتند؟حزب الله مگر برای ما وارد جنگ نشده بود؟درست بود با اسراییل تنها بماند و عاشورایی در آنجا حاکم شود برای مذاکراتی که هیچ نتیجه ای نداشت؟جواب ندادن نقض آتش بس نشان از ضعف ما ندارد؟؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه می‌فرمایید که ورود به این نوع مباحث به این صورت که شما مطرح فرموده‌اید، بیشتر کار به جدال می‌کشد تا به حکمت و روشنگری. بخصوص که نمی‌دانم چه موقع بنده با آن مذاکرات قبل از دفاع مقدس رمضان، همراهی داشته‌ام که خودم نمی‌دانم! 
پیشنهاد بنده آن است که از سر دلسوزی به سخنان آقای دکتر قالیباف که در شبکۀ خبر در رابطه با علت ورود به مذاکرات اخیر مطرح فرمودند توجه شود و یا به یادداشت اخیری که آقای دکتر سعدالله زارعی در کیهان مطرح فرمودند. با این‌که دو نگاه در میان است؛ ولی هنر ما آن است که به هر دو بیندیشیم و روحیۀ قبول صد در صدِ یکی و ردّ دیگری را که موجب نوعی تعصب‌گرایی می‌شود و تکفیر دیگری می‌گردد، رها کنیم. https://eitaa.com/matalebevijeh/22350 وhttps://eitaa.com/matalebevijeh/22354
مهم آن است که بحمدالله مردم ما در کنار مردان جنگ و جبهه و دیپلماسی با تاب‌آوریِ فوق‌العاده‌ای که در میان است، می‌دانند که خداوند بنا دارد از طریق انقلاب اسلامی، جهانی غیر از جهان استکباری و صهیونی را به میان آورد و در این رابطه به خوبی حاضرند هزینۀ این حضور را به جهت اهمیت آن بدهند. و این بصیرت مردمی بسیار ارزشمند است.  https://eitaa.com/komeilialireza/1276   .. به نظر می آید جنابعالی در مورد دولت و تیم مذاکره کننده انصاف را رعایت نکردید امری که ممکن است موجب شقاق در میدانی شود که مردم عزیز ما در این شب ها در آن حاضرند. موفق باشید

41304

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی و عرض تسلیت شهادت رهبری و مردم ایران. خانواده بنده مخالف نظام و رهبری هستند و در برخی موارد توهین هایی انجام می‌دهند که باعث واکنش من می‌شود و نهایتا باعث بداخلاقی و برخورد با یکدیگر می‌شود سوال اینجاست که آیا واکنش من درست است و رضای خدا در آن است؟ کلا در موارد اینچنینی چگونه باید برخورد شود خصوصا در این زمان که ما داغدار رهبری و وطنمان هستیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در این موارد با سکوت خود، عدم رضایت خود را اعلام کنید بهتر است تا به طور مستقیم درگیر شوید. موفق باشید 

41210

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: فرارسیدن ماه مبارک رمضان مبارکتون باشه ان‌شاءلله. برای این حقیر هم دعا بفرمایید. مادرم از من خواستند سوالاتشون رو از شما بپرسم خودشون بلد نیستند وارد کنند. استاد آیا امامان ما بعد از رجعت حضرت حجت (عج) امامت می‌کنند؟ اگر جواب مثبت است به چه نحوی امامت دارند؟ سوال دوم اینکه چرا نام حضرت علی و حضرت فاطمه و کل امامان در قرآن نیامده و آخرین سوال اینکه جایی که زیارت آل یس مخصوص حضرت حجت (عج) است چرا با سلام بر آل پیامبر شروع می‌شود؟ ممنون و سپاس بیکران

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد به طور نسبتاً مفصل در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست، عرایضی شده است. https://lobolmizan.ir/book/252?mark=%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C
آری! حداقل بعضی از امامان رجعت دارند تا در شرایط نهایی‌ترین حضور که با ظهور حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» پیش آمده، ابعاد شخصیتیِ خود را به ظهور آورند. در مورد سؤال دوم به گفتۀ علامه طباطبایی باید به این نکته فکر کرد که جریان مخالف اهل البیت «علیهم‌السلام» که به ظاهر دیندارانه کنار پیامبر بودند، اگر نام حضرت مولا و زهرای مرضیه «علیهماالسلام» در قرآن آمده بود، قرآن را نفی می‌کردند. که در این مورد شواهدی در کتاب مذکور آمده است. ۳. آری! سلام بر آل پیامبر شامل وجود مقدس حضرت حجت «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» نیز می‌شود. موفق باشید
 

41148

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: امکان دارد لطف کرده و نظرتان را درمورد این پیام بفرمایید. سپاس https://eitaa.com/porsa_andishe/778

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله در تاریخی قرار گرفته‌ایم که انسان‌های وارسته، نه تنها از دوگانگیِ فرقه‌ای شیعه و سنی عبور کرده‌اند، حتی تا آن‌جایی در میدان عبور از نژادپرستی روح غربی به میدان آمده‌ایم که به انسانیت انسان‌ها نظر داریم.
مسئلۀ ما با یهودیت، مسئلۀ رازآمیزی است. یهودیت به معنای صهیونی آن، روحی است که از خاک کنده شده، آسمان هم ندارد و لذا با خدا و فرشتگان ارتباط ندارد، و خدایش نفس امّاره است، خدایش بانک و بانکداری است. این قوم، ریشه ندارد، بی‌وطن است، خدا خواسته مهجورِ درگاه حق شوند، چون از خاک کنده شده، حتی نمی‌تواند مانند مردم کشاورزی و کار یدی بکند، راندۀ درگاه حق است، نمی‌تواند زراعت کند تا ابراهیم خلیل «علیه‌السلام» با او آشتی کند. یهودی‌گری دنیا را به فساد می‌کشاند و به گمان خود می‌خواهد با مقابله با انقلاب اسلامی قرآن از میان ما برود ولیبرال‌ها بیایند، ترور می‌کنند. گروه فرقان و گروه به اصطلاح مجاهدین خلق در خدمت تامّ و تمام صهیون بوده و هستند. وقتی اومانیسمِ خودبنیاد بیاید، کارش به ترور می‌کشد زیرا از نور ایمان محروم است و در نتیجه با ولیّ فقیه مقابله می‌کند، ولیّ فقیه متوجۀ سیر توحیدی در این زمانه است و برای انسانی معنا پیدا می‌شود که متوجۀ نور شریعت محمّدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» شده باشد که آغاز دورانِ نظر به انسانیت انسان‌ها در افق نظر به انسان کامل است. و این‌جا است که مقابلۀ انقلاب اسلامی با یهودی‌گری و صهیونیسم و از آن طرف مقابلۀ یهودی‌گری با انقلاب اسلامی مربوط به ذات این دوران است و خطای لیبرال‌ها در همین است که گمان می‌کنند برای تعالی انسانِ این تاریخ راهی جز راهی که انقلاب اسلامی به میان آورده‌اند و رهبر انقلاب بر آن تأکید دارند، در میان است. موفق باشید
 

41136
متن پرسش

سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به حضرت حجت بن الحسن علیه السلام و استاد بزرگوار. استاد جانم میلاد حضرت حجت ارواحنا فداه بر شما و همه مسلمانان مبارک. جسارتا شما چگونه به عزیزترین فرد روی زمین تولدش را تبریک می‌گویید و چه کاری برای این فرد مبارک و مطهر انجام میدید؟ آیا اصلا جشن برای حضرت مهدی علیه السلام لازمه، و نوعی برخورد عوامانه با اهل بیت علیهم السلام و همردیف مردم عادی قرار دادن ایشون نیست؟ خب چه کاری باید بکنیم که مثل تولد مردم عادی نباشه؟ و حتی حظ عقلی و ذهنی هم نباشه، عینیت یافتن باشه. اجر حبت های شما حضرت صاحب الزمان (عج)

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار حساس و دقیق است از آن جهت که آن حضرت همه آینده انسانیت انسان می‌باشند و تولد ایشان یعنی ظهور نهایی‌ترین انسان تا آنجایی که از حضرت صادق علیه السلام داریم «لَوْ أَدْرَکْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَیامَ حَیاتِی» اگر او را درک کنم در تمام عمر در خدمتش خواهم بود. به معنای ظهور و تعیّن نهایت حتی امامان معصوم. حال ماییم و پاس داشت سالروز تولد چنین امامی و گشوده شدن افق نهایی همه انسانیت انسان‌ها در شخصیت آن حضرت. اینجاست که به هر بهانه و به هر صورتی که بتوانیم به چنین افقی نظر کنیم باید و باز باید آن حضور را مد نظر داشت. موفق باشید.    https://eitaa.com/matalebevijeh/21635

41112

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: به گفته ی مولای متقیان حضرت علی علیه السلام که فرمودند «کسی که از خود حساب کشد سود می برد و کسی که از خود غفلت کند زیان برد و کسی که از خدا بترسد ایمن باشد» واقعا که همین طور است کسی که از خدا نترسد از خودش غفلت می کند و کسی که از خود غفلت کند زیان می‌بیند و کسی که از خدا بترسد از خودش غفلت نمی کند و کسی که از خود غفلت نکند سود می‌برد و حضرت آقا خدا ترسی در وجودشان دیده می شود و از خودشان غفلت نمی کنند و بابت این کار سود می‌برند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. خدا را باید شکر کرد که در مقابل جوانان ما، رهبر انقلاب را با این‌همه شایستگی قرار داده تا بتوانیم به جوانان‌مان شخصی را معرفی کنیم که جانِ جوانان ما حقیقتاً به دنبال آن نوع شخصیت هستند و در این زمانه و تنها در مسیر ارادت به رهبر معظم انقلاب می‌توانند جواب جان طالب حقیقت‌شان را بگیرند. موفق باشید

41095

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

کتاب مقام نوری اهل بیت. صفحه ۲۶۵... اگه الله را نشناسیم و او را عبادت نکنیم مثل شیطان اسما محدودی از خدا را عبادت می‌کنیم و در حد ملائکه صعود می‌کنیم.‌‌ منظور از الله چیست؟ اینجا الله منظورش خود خداوند هست یا حضرت الله که اهل بیت آیاتش هستن؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع در جای خود موضوعِ بسیار ظریفی می‌باشد از آن جهت که فرموده‌اند حضرت «الله» مقام جامعیت همۀ اسماء حسنای الهی می‌باشد و باید در هر اسمی از اسمای الهی نظر به «هو الله» در میان باشد. مثلاً اوست که رزّاق است. آری! اهل البیت «علیهم‌السلام» نماد کامل جلوات انوار جامع الهی می‌باشند به همان معنایی که از پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» داریم: «مَن رآنی فَقَد رای الله». موفق باشید 

42121

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد بزرگوار: عزیزی می‌گفت دو شخصیت هستند که پس از انتشار صوت سخنانشان در کانال خود، در کانال استاد طاهرزاده هم بازنشر می‌شود. یکی رهبر شهید و دیگری مهدی محمدی. آری می‌دانیم که جناب استاد می‌خواهند «دیگری» هم دیده و شنیده شود ولی (جدای از اشتباهات خبری و تحلیلی آقای محمدی و نیز نفی دیگران توسط ایشان و نیز اینکه چرا هیچ «دیگریِ» دیگری غیر از ایشان در نظر استاد طاهرزاده نیست،) سوال اساسی آن است که آیا بهتر نیست استاد به جای اینکه تمام آنچه در عقل سرخ منتشر می‌شود را در کانال خود بازنشر کنند و وزنی در حد سخنان رهبر شهید برای این فایل‌ها تعریف بفرمایند، صرفا مخاطبین را به سخنان ایشان ارجاع داده و از نگاهشان را تمجید کنند؟ جناب استاد بنده خودم غالبا قبل از آنکه فایل‌های آقای محمدی را شما منتشر کنید، گوش کرده و استفاده هم می‌کنم ولی سوال اصلی آن است که آیا مصلحت جایگاه استاد طاهرزاده و کانال منتسب به ایشان آن است که در مورد بازنشر این فایل‌ها به این شکل عمل کنند؟ آیا در کانال مطالب ویژه، تا کنون این برخورد و بازنشر با غیر سخنان رهبری شهید شده بود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها جهت اشراف اطلاعاتی که آقای دکتر مهدی محمدی با آن سوابق طولانی که در این مورد دارند؛ ما را بر آن می‌دارد که نسبت به سخنان ایشان فکر کنیم و البته در موضوع جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی ما راه دیگری، آزاد از این نوع تحلیل‌ها باید دنبال کنیم ولی به روزرسانیِ جناب آقای محمدی ارزش خود را دارد. موفق باشید

41932

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: در قرآن آمده که وقتی عده ای گفتند «وَإِذْ قَالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَٰذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ» در آیه بعدش خداوند می فرماید: «وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ ۚ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ» اکنون سوالم این است که در قضیه: «سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ» چرا علیرغم حضور رسول خدا (صلوة الله علیه) عذاب بر اون شخص نازل شد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید تا حضور توحیدی رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و یا انسان‌های موحدِ تاریخ‌ساز در میان باشند، عذابی برای اضمحلال آن جامعه پیش نیاید. و این غیر از آن است که یک نفر بخواهد با ادعای خود نفیِ حقیقت بکند و معلوم است که با او برخورد می‌شود. موفق باشید 

41851
متن پرسش

استاد طاهرزاده استاد راهبر یا خبرنگاری انقلابی سلام و روز بخیر: در این روزها مطالب اساتید صاحب فکر و اندیشه اعم از اینکه تولید فکر کنند یا صرفا اهل فکر باشند را مرور کرده و می‌کنم و آنچه موجب شده بود به دامان این اساتید پناه برم این بود که نیازمند راهبر بوده و نمی‌خواستم در تله خبرنگاران هرچند انقلابی بیفتم ولی متاسفانه می‌دیدم که در این میان استفاده ام از مطالب استاد بزرگوارم جناب طاهرزاده عزیز بیشتر به اندازه استفاده از خبرنگاری شده (که با منابعی آن هم در حد برنامه های تلویزیونی مثل به وقت ایران و یا با اطلاعاتی که از گزارش های آقای محمدی به دست می‌آید) خبر می‌نگارد و در مواردی در همان سطح نیز تحلیل می‌کند. نمی‌دانم چرا به مطالب اساتید دیگر (چه موافق روند مذاکرات و چه مخالف) که رجوع می‌کردم (حتی اساتیدی که نه تولید کننده فکر بلکه فقط اهل فکر بودند مراجعه می‌کردم)، همیشه راهبری می‌دیدم ولی در کلمات و سخنان استاد طاهرزاده که نه فقط اهل که مولّد فکر است، غالبا حرف‌هایی نه در شأن بلند ایشان. آنچه برایم ناراحت کننده تر بود این بود که می‌دیدم در آن دسته از کانال‌های انقلابی که بیشتر در فضای فکری انقلاب قلم زده و تشنگان را سیراب می‌کنند و تا این زمان مطالب استاد را نیز منعکس می‌کردند، دیگر خبری از کلمات ایشان نبود و ای وایِ من نکند آنها نیز مثل فهم ناقص من، استاد را نه راهبر که خبرنگاری انقلابی دیده‌اند؟ سوالم را نزد برخی دوستانی که همیشه به استاد رجوع می‌کردند بردم و وقتی از برخی شنیدم «اگر استادی، در حد اطلاعاتی که خودت هم از چند برنامه و مصاحبه داری ظاهر شده، زین پس همکلاسی توست نه استاد راهبرت» بر فرق خویش کوفتم و بر سرمایه ای که دارد از دستمان می‌رود گریستم. همین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای شما شوم که این‌چنین دلسوزانه به دنبال آنی هستید که بیش از پیش با حقیقت روبرو شوید. آری! در این مورد باید گشودگی لازم را در خود ایجاد کنیم، این شرط مهمی است که حتی مولوی حکایت می‌کند از آن‌که اگر می‌خواهید سراغ من بیایید باید سوءِ فهم و سوءِ اخلاقِ خود را زمین بگذارید، نتیجه‌اش آن می‌شود که در وصف آنچه برای انسان پیش می‌آید می‌فرماید:
گفت که: «دیوانه نه‌ای، لایق این خانه نه‌ای»                 رفتم دیوانه شدم سلسله بندنده شدم
گفت که: «سرمست نه‌ای، رو که از این دست نه‌ای»       رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم
گفت که: «تو کشته نه‌ای، در طرب آغشته نه‌ای»           پیش رخ زنده‌کُنش کشته و افکنده شدم
گفت که: «تو زیرککی، مست خیالی و شکی»              گول شدم، هول شدم، وز همه برکنده شدم
گفت که: «تو شمع شدی، قبلۀ این جمع شدی»            جمع نیَم، شمع نیَم، دودِ پراکنده شدم
گفت که: «شیخی و سَری، پیش‌رو و راهبری»            شیخ نیَم، پیش نیَم، امرِ تو را بنده شدم
گفت که: «با بال و پری، من پر و بالت ندهم»            در هوسِ بال و پرش، بی‌پر و پرکنده شدم
گفت مرا عشقِ کهن: «از برِ ما نقل مکن»                 گفتم: «آری، نکنم، ساکن و باشنده شدم»
وقتی انسان بتواند خود را در حضور بی‌کرانۀ حضرت حق پیدا کند، عمق حضور خود را بیشتر و بیشتر می‌یابد و همۀ عرایض بنده در آن است که حضور تمدنیِ ما از ما می‌خواهد که در جهان همدیگر، همدیگر را پیدا کنیم. و حکایت «  گفت که: «تو شمع شدی، قبلۀ این جمع شدی»، حکایتِ دیروزی بود که دیروز بود و امروز می‌توانیم در تاریخی حاضر شویم که ذیل ارادۀ الهی به آینده‌ای بیندیشیم که مفاهیم و باورهای انتزاعی و به گفتۀ جنابعالی «راهبربودن برای دیگران» طاقت آن را ندارد و این‌جا است که تا کنون در 67 شماره با عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor/116 عرایضی مطرح شده است. باشد که هر آن کس دغدغۀ حضور و در جهانی دارد که ایران، مدّ نظرها آورده است، تذکری باشد. خوب است نظری به جواب سؤال شمارۀ 41849 انداخته شود. موفق باشید                   
 

41632

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: آیا باور کنیم که پس از این همه هزینه و خسارت، باز هم ما اعتقادی به خائن و اجنبی و منافق در داخل کشور نداشته باشیم و کاری از پیش نبریم؟ چرا اسم نفاق و خیانت را اختلاف سلیقه و عقیده و نظر می‌گذاریم؟ ما قائلیم که زباله به هیچ عنوان نباید در منزل بماند زیرا برای خانواده خطرناک است و آن را به بیرون می اندازیم اما چگونه به خطر زباله برای اجتماع قائل نیستیم؟ آیا اردوغان اشتباه کرد که بعد از کودتای نافرجام، طیف وسیعی از مزدوران تندروی مخالف و محاربین پنهان نظام خود را قلع و قمع کرد و حتی معلم را از کلاس درس بیرون کشید؟ اگر نمی‌کرد دوام می‌آورد؟ چرا نباید امثال عباس عبدی و آخوندی و ظریف و روحانی و اکوایران ها که صرفا نظرات مخالف ندارند و مسجل شده که در تیم دشمن بازی می کنند حداقل اخراج شوند؟ آیا این اسمش دموکراسی است یا خیانت به نظام و مردم؟ اصلا ما در کشورمان مرز مخالف با معاند و مزدور داریم؟ صادق زیبا کلام یکی از ذلیل ترین و خودتحقیرترین ها که حتی روی پرچم اسرائیل راه نمی رود، در این مملکت استاد دانشگاه است و مغز جوانان معصوم را مسموم می‌کند، این را به کی بگوییم؟ کرباسچی رانت خواری که از پای چوبه دار فراری اش می دهند در این حکومت صاحب روزنامه می‌شود و انتقام خود را از آن طریق از حاکمیت و مردم می‌گیرد .. وای خدای من! بحث، بحثِ عقیده است؛ آن خانم ناقص پوشی که شب ها پرچم به دست در خیابان است بر خلاف محاربان و منافقان بی عقیده ای که در لایه های مختلف دولتی و غیردولتی همزمان با محاصره دریایی شروع به گران کردن دلار و انواع سنگ اندازی ها در معیشت مردم کرده اند به وطن عقیده دارد. چرا هنوز باید کسانی را که نه به جمهوری اسلامی و نه به آرمان هایش کوچکترین اعتقادی دارند صاحب منسب باشند یا اصلا باشند؟ نکته مهم اینکه اکنون که خود مردم درخواست جاروی این غبارها را دارند هنوز هم حاکمیت محافظه‌کاری می کند و این غیر از ظلم به مردم هیچ چیز دیگری نیست... سوال بنده از شما اینست که آیا این جنگ پرهزینه و این بیداری و تنبه بی نظیر مردم یک آزمایش بزرگ برای حاکمیت نیست و عدم بهره وری کافی از آن به نفع ملت مؤاخذه الهی را به همراه نخواهد داشت؟ قطعا خداوند چک سفید امضا به کسی نداده است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دغدغه‌های بسیار ارزشمندی است و حقیقتاً هم کوتاهی‌هایی شده. ولی و صد ولی «برای آبادکردنِ دهی نباید شهری را خراب کرد» از آن جهت که ما در حال شکل‌گیری تمدنی هستیم که مسلّماً افرادی که نام بردید دیر یا زود به حاشیه می‌روند و از این جهت ابداً نباید کار آقای اردوغان را حجّت گرفت زیرا بحمدالله هم اکنون ما هزاران هزار مرتبه از ترکیه، جلو و جلوتر هستیم و ملاحظه فرمودید که بحمدالله مسئولین مربوطه تا حدّی برای به حاشیه بردن رانت‌خواران اقداماتی کرده‌اند و باید امیدوار بود تا از طریق همین نهضتی که در خیابان‌ها پیش آمده است، به کلی ما از مواردی که فرمودید عبور کنیم. البته و صد البته اگر گرفتار اختلافات داخلی و اتهاماتی که متأسفانه به همدیگر می‌زنیم؛ نباشیم و نیروهای انقلاب با تأکید بر انسجام قوای سه‌گانه، همدیگر را بفهمند. موفق باشید https://kayhan.ir/fa/news/330962/%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%86%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2

41486
متن پرسش

سلام استاد. خداقوت. نظرتان را درباره متنی که در چهلم آقا نوشتم، می‌خواستم. سپاس 🔸اگر "مرا" دیدی، سلامم را به او برسان! ✍ علی جلالی حادثه رفتنش چنان جگرسوز و مهیب بود که می‌ترسیدیم نبودنش و بی‌پناهی‌مان، سیلی خانمان‌برانداز شود و بنیاد ما را از جا بکند و بِبَرد و به یکباره در غمش فرو بریزیم و متلاشی شویم؛ پس با سیلِ غمش، جرعه‌ای شراب سرخ حماسه‌اش را در شیشه‌های جان‌های یکایکمان ریختند تا مست شدیم و از خود بی‌خود:
 اگر نه باده، غمِ دل ز یاد ما ببرد / نهیب حادثه، بنیاد ما ز جا ببرد
 شنیده بودیم که در قدیم شراب را چهل روز، بی‌حرکت در شیشه نگه می‌داشتند تا دُرد آن ته‌نشین شود و شراب صاف گردد؛ بعد به‌آرامی از شیشه به ساغر و بعد به جام می‌ریختندش تا دُرد به آن آمیخته نشود:
 که ای صوفی شراب آنگه شود صاف / که در شیشه بماند اربعینی (حافظ)
 اما از صبح دهم اسفند که جرعه‌ای از شراب شجاعتش را با دُردِ غمش در شیشه‌های جانمان ریختند تا امروز که چهل شبانه‌روز می‌گذرد، یک لحظه آرام و قرار نداشتیم. نه فقط ما که انگار شیشه دنیا هم زیر و رو شد و این چهل روز دُرد و صاف شراب یک‌لحظه از هم جدا نشده‌است و عجیب آنکه که ما همچنان در غمش مستیم و سر از پا نمی‌شناسیم. این شب‌ها که غم نبودنش می‌خواست سراغمان بیاید و جگرمان را پاره کند، به میخانه خیابان و میدان شهر می‌رفتیم و مست می‌شدیم؛ مستِ حماسه و غرور و شجاعت. همه مستان شهر آنجا جمع می‌شدند؛ جانمان به رقص می‌آمد و پرچم‌های بی‌جانمان، از بوی این شراب، جان می‌گرفت و در دست‌های بی‌قرارمان جولان می‌داد. اگر مستان عربده می‌کشند ما گلو پاره‌ کردیم از بس شعر خواندیم و شعار دادیم و هَل‌مِن‌مُبارز طلبیدیم. وقتی با یارِ مستی چشم در چشم می‌شدیم، جوشش شراب را در چشمش می‌دیدیم و بوی شراب را از دهانش می‌شنیدیم و در دل می‌گفتیم: می‌زند از چشم و لبت جوشِ می دوش مگر میکده را خورده‌ای؟ اما ناخودآگاه بُغضی هم گلویمان را می‌گرفت و پرده اشکی پیش چشم هر دویِمان می‌آمد و بنای این جهانِ خراب را بر آب می‌دیدیم و اشک‌های بر چهره نریخته‌مان، با هم به قدر یک کتاب حرف می‌زدند و لحظه‌ای بعد، همه غم‌های این کتاب، شسته می‌شد و از دل‌هایمان می‌رفت و باز لحظه بعد، یارِ مستی دیگر و بُغضی دوباره... ای ساقی! بیا و بگو که این چه شرابی بود که به یکباره در کامِ جانمان ریختی وقتی که روزه بودیم؟ چنان‌که بعد از گذشت چهل شبانه‌روز، هنوز چنان مستیم که افطار نکرده‌ایم و همچون مستان که شماره رکعت و نوبت نماز نمی‌دانند، هر شب ششمین وعده نمازمان را شب‌ها در خیابان و زیر باران بمب و موشک می‌خوانیم با پرچمی در دست؟ هنوز مستی امانم نداده تا شبی از این بی‌خودی به خود آیم و یک دل سیر برایت گریه کنم و در غمت بگویم: این منم بر سر خاک تو؟ که خاکم بر سر! شرابِ غمت همه من‌ها را بُرده است و ما همچنان در چهلمین شب رفتنت مستیم و به جای عزا، در میدان پرچم می‌رقصانیم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب  گفتی و چه خوب گفتی. و مائیم با «بودنی» که بودنِ بودن ها است و چشم انتظارِ چیزی که نمی دانیم چیست، ولی همۀ آن چیزی است که در امروزمان از آن بیگانه نیستیم. چه احوالاتی است احوالات این چهل روزه. یک عمر به دنبال آن بودیم و نمی دانستیم آن چیزی که به دنبال آن هستیم چیست؟ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله از قول پروردگار به  ما خبر دادند: أعْدَدْتُ لِعِباديَ الصّالِحينَ ما لا عَينٌ رَأتْ ، و لا اُذُنٌ سَمِعتْ ، و لا خَطَرَ على قَلبِ بَشرٍ» براى بندگان نيك خود چيزهايى فراهم آورده ام كه نه چشمى ديده است و نه گوشى شنيده است و نه به ذهن بشرى خطور كرده است. گویا ما آن قیامت را به همان معنایی که فرمود: «لا خَطَرَ على قَلبِ بَشرٍ» تجربه کردیم و باز قیامتی در اکنونِ خود در میان است. قیامتی که در کلمات شما به «گفت» آمده است. ای کاش به راحتی از این حضور که عطای الهی برای همیشۀ تاریخ آخرالزمانیِ ما می باشد؛ عبور نکنیم و گمان کنیم مسئلۀ ساده ای است که مثلاً با پذیرش شروط ده گانۀ ما توسط آمریکا، مسئله تمام می شود! در حالی که این «آغازی» می باشد که باید پاسداشت. چگونه و کجا؟! این، همۀ حرفی است که باید همچنان گفت، در مدرسه و در اداره و در حوزه و... با حضور و با آغازی دیگر و با مردمی که این شبها نوعی دیگری از زندگی را تجربه کردند. موفق باشید  

41391
متن پرسش

متنی نوشتم درباره حوادث اخیر. نظر مبارکتان را می‌خواستم. 🔸حضور در عالَمی دیگر ✍علی جلالی در عالَم تخصص‌ها هر کاری را به اهلش می‌سپارند و جنگ هم متخصصان خود را می‌طلبد. بسیاری از مردم ایران که خود را محروم از حضور در میدان جنگ می‌دیدند و کار جنگ را به اهلش واگذاشته بودند، اکنون میدانی برای حضور در این جهاد مقدس یافته‌اند. جهادی که در خیابان‌ها و میدان‌های شهر رقم می‌خورد چون دشمن میدان جنگ را در خیابان‌ها قرار داده. شاید این مکرِ خدا بوده که دشمن به میدانی طمع کند که اتفاقاً عرصه را برای حضور یکایک مردم باز می‌کند. مردان و زنان و نوجوانانی که هرشب پرچم مبارزه در دست، خود را در لشکر سپاه اسلام می‌یابند و روزها به ظاهر به کار تخصصی خود مشغول می‌شوند ولی در دل‌هایشان شوری است که آنان را به کاری دیگر در زمانی دیگر فرامی‌خواند. به حضور در میدان در دل شب. انگار محلی برای کارِ حقیقی یافته‌اند. این مردم تخصصشان در میدان بودن است! با این شور شبانه، وقتی روزهنگام به کار خود برمی‌گردند، در کارشان معنایی دیگر می‌یابند و آن شورِ جهاد به تخصص‌هایشان رنگ دیگری می‌زند. گویی دل، معنابخش و راهبرِ دست می‌شود! و دست، عادت روزمره را وامی‌نهد و پی خواستِ دل می‌رود. به‌ظاهر همان کار روزانه را انجام می‌دهد ولی این بار با دلی بیدار! و شاید قدمی پیش‌تر رود و میدان کار روزانه را همان میدان جهاد شبانه ببیند و همین کار عادی را جهادگونه انجام دهد. اما دوستان! انگار عالَم امروز با عالَم گذشته فرق کرده‌است. بعد از ده اسفند انگار همه نسبت‌های ما تغییر کرده و به دنیای دیگری پا گذاشته‌ایم. شاید سالهاست که مقدمات این عالم جدید فراهم شده ولی من این چند روز بیشتر حسش می‌کنم. ما روزها در عالَمِ دیروز به سر می‌بریم و شبها به عالَمِ امروز سفر می‌کنیم. برخی‌هامان سردرگم میان دو دنیای متفاوتیم. علایق عالَمِ دیروز و شور عالَم امروز را توأمان می‌خواهیم. ما درحقیقت به دنبال یافتن خودیم در میان این دو عالَم. هنوز از آن عالَم نبریده‌ایم و به یکباره در عالَم جدیدمان خانه نگرفته‌ایم که ساکن و برقرار باشیم. شاید بخشی از بی‌‌قراری‌هایمان از این سرگشتگی میان دو عالَم است. ما تا خود را در فراق آن عالَم نو حس نکنیم، بیهوده بر تخته‌پاره‌های عالَمِ گذشته خود چنگ می‌زنیم. دوستان! گویی محبوبی زیبارو که سالها انتظارش را می‌کشیدیم در عالَم جدید رخ نمایانده، وقت آن نرسیده که عزمی در ما پیدا شود تا به سوی آن معشوق نقل مکان کنیم؟ مایه خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاست می‌کنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم حافظ

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله همان‌طور که می‌فرمایید و پرسشگر سوال شماره 41390 فرموده‌اند، افقی بزرگ در مقابل ما گشوده شده و همچنان که در پرسش و پاسخ شماره41375 عرض شد، مهم آن است که متوجه جایگاه این حضور به عنوان خودآگاهی به این حضور باشیم که در واقع یک عنایت خاص الهی می‌باشد؛ عنایتی که خداوند قلب‌های این مردم را در برگرفته تا آ‌نچه که باید در راستای نابودی ابرقدرت‌ها در این تاریخ اعمال کند، توسط این مردم انجام شود و غفلت از این خود‌آگاهی خطر ریزش ها را پیش می‌آورد در حالی که می‌توانیم همچون شعله‌ای آتش با نظر به اراده‌ الهی همچنان شعله‌ور بمانیم. موفق باشید

نمایش چاپی