بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41230

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام و ضمن قبولی طاعات: جناب طاهرزاده در پاسخ پرسش41228 ⁉️... در ادامه فرموده اید، به طوری که توجه به فضای رسانه‌ای جهان مدرن برای انسان برجسته می‌گردد و قدرت جهان مدرن به چشم می‌آید. تفاوت نگاه رهبر معظم انقلاب و توجه ایشان به اصالت سنت‌های لایتغیّر الهی، با نگاه آقای مرحوم هاشمی رفسنجانی و پیرو ایشان آقای شیخ حسن روحانی و جریان‌های لیبرالِ وطنی، در این است که فردی مانند رهبر معظم انقلاب با نظر به حضور لایتغیّر سنت‌های الهی، با آرامش تمام همانند کوه در مقابل جبهۀ استکبار و تهدیدهای آن ایستاده‌اند بدون هر اضطرابی. و جریان‌های مرعوب از غرب، برعکسِ مقام معظم رهبری، دائماً در اضطراب به سر می‌برند و به اصطلاح «از ترسِ مرگ، خودکشی می‌کنند» واقعا یعنی امثال اقای هاشمی خود کشی کرده اند؟ درسته جنابعالی بگونه ای با اصطلاحات خواستید مطلبی را بیان کنید ولی مصداق آن ناخداگاه به ذهن آقای هاشمی میاید واقعا اگر امثال اقای هاشمی در این جامعه نبودند که راه تعادل را پیش بگیرید به نظر شما انقلاب اسلامی در همین تاریخش هم معنا پیدا می‌کرد؟ چرا همیشه یک طرفه به قضاوت می‌نشیند و هیچ‌وقت نخواستید راجع به اصولگراهای تند رو که سنگ رهبری را به سینه می‌زنند ولی در عملکرد هایشان برخلاف ایشان عمل می کنند حرفی بمیان بیاورید؟ شما اهل قلمید ودر قبال این مطالب باید به عقل انقلاب اسلامی پاسخ دهید. کتابهایتان را که می‌خوانیم با پاسخ‌ها یتان منافات دارد و این باعث سردرگمی می‌شود که بالاخره شما چه مسیری را برای انقلاب تعریف می‌کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در بدی و خوبیِ افراد نیست. بحث در توجه به سنت‌های الهی می‌باشد و تفاوت افرادی که متوجۀ سنت‌های الهی هستند با افرادی که بیشتر با فضای رسانه‌ها و تحلیل‌های آنچنانی به‌سر می‌برند. عرض بنده آن است که عموماً این افراد از ترس مرگ، خودکشی می‌کنند به آن معنا که خود را از مسیر ایمانی که امثال حضرت امام و رهبر معظم انقلاب در آن قرار دارند؛ محروم می‌نمایند. حتماً در جریان مواردی که بین رهبر معظم انقلاب و آقای هاشمی تفاوت نظر بوده، هستید. آیا حکایت این تفاوت نظرها ریشه در همین نکته ندارد که رهبر معظم انقلاب متوجۀ سنت‌های الهی هستند «ولو بلغ ما بلغ» و آقای هاشمی و امثال این افراد خود را در جای دیگری تعریف کرده‌اند؟ و این غیر از بحث در بدی و خوبی افراد است. موفق باشید

41227

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: با توجه به مطالبی که از ماه رمضان خواندم و متوجه شدم. یعنی این ماه. ماه مظهر شدن می تواند باشد. مثلا خداوند بنده اش را هم مظهر و تجلی رازقی کند. چون بحث شکوفایی آدمی است به قولی از علما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ خوبی است. آری! اساساً جایگاه خلیفۀ الله‌بودنِ انسان چنین است که انسان با قرارگرفتن ذیل ارادۀ الهی و دستورات شریعت، مظهر اسماء و صفات الهی می‌گردد، امری که ما در اولیای الهی می‌یابیم و در همین رابطه می‌توان اولیای الهی و انسان‌های متقی را آینۀ ایمان خود که همان مظهر انوار الهی است بیابیم تا در نسبت با آنان خود را جلو و جلوتر ببریم. امری که در پرسش و پاسخ شمارۀ 41212 تحت عنوان «ماه رمضان؛ ایمانی به ایمانِ رهبر معظم انقلاب» بدان تذکر داده شد. موفق باشید  

41224

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد و التماس دعای فراوان برای این حقیر و خانواده. پرسش بنده برگرفته از صحبتهای دکتر عبدالکریمی با شما در مورد آینده انقلاب اسلامی هستش. اگر تامل بفرمایید شما فرمودید جای تامل و فکر کردن دارد. صحبتهای دکتر و از طرفی دکتر عبدالکریمی خطاهای انقلاب در مواجهه با همه مردم و انتظارات همان مردم از انقلاب هنگام اعتراض از هر نوعی صنفی، سیاسی، حقوقی و فرهنگی چیست؟ در اکثر این موارد برخلاف انتظار چه انقلابی و چه غیره انقلابی مواجه شدن با یک برخورد دور از بیان انقلاب و تعریف ذهنی که افراد دارند و برچسب زدن های سیاسی و غیره که اینجا به درستی دکتر اشاره کردند ندیدن حاکمیت اون اعتراض را به عنوان مثال عرض می‌کنم کارخانه ذوب آهن طبق قول مدیریت قرار بود مفاد طرح طبقه بندی را در عرض ۳ ماه در تقریبا ۲ سال پیش اجرایی کند که عدد رقمی در حقوق پرسنل ملاحضه می‌شد بعد از موعد مقرر مدیریت عوض شد و با نگرش صد درصد مدیریت جدید پرسنل دست به اعتصاب قانونی زدند. در تخیل هیچ یک از پرسنل انقلابی و غیره نمی‌گنجید با یگان ویژه در کارخانه پرسنل را کتک بزنند بعضی را دستگیر و به زندان ببرند این نمونه را عرض کردم چون لمس کردم و از این دست مثالها زیاد است. حالا از حضور تارخی انقلاب در تاریخ کنونی هرچه بگوییم دیگر اثر ندارد حاکمیت به دست خود بخشی از خودش را مقابل خودش قرار داد و حالا این را مقیاس کنید در کل کشور و اینجا که دکتر گفتند جاوید شاه نه اینکه به عقب بر می‌گردیم بلکه شما در رفتارتان بعضا از شاه هم بدترید اما پیشنهاد حقیر به شما و دوستان شما این است که در جهاد تبین این اعتماد از دست رفته را فریاد کنید. مثلا در موقع هر رویداد تاریخی شما مطلبی می‌نویسید اما در توجه به مسائلی مثل تعیین دست مزد کارگر یا نمیدونم افزایش نرخ ارز مطلبی نمی‌گویید اینجا می‌شود همان حرف دکتر که گفتند روحانیت حافظ گذشته ماست برای امروز ما چه دارید؟ امروز دشمن روی سربازهای شطرنج حساب باز کرده نه دنبال مهره های کلیدی، چون هر کدام از مهره ها که زمینه داشته باشند تو این دنیای دیده شدن لیدر همان سربازها می‌شوند حالا باید رفقا جمع بشیم و از همین مسائل کوچک ولی مهم شروع کنیم مثلا حقوق کارگر معلم و غیره تلاش کرد راه حلی مناسب پیشنهاد داد به دولت و مجلس و کار فرما. چطور می‌شود این بار سنگین اقتصادی را کم کرد. به عنوان مثال مسکن یکی از معضلات جامعه هست ولی چه میزان مسکن خالی وجود دارد؟ چه افرادی هستند که می‌توانند این تناقض را کم رنگ کنند؟ امروز باید به قول رهبری بعضی از دولتی ها را هم مثل تحریم دشمن دور بزنیم. امروز مردم باید طعم انقلاب را آنجور که معقول و انتظار دارند لمس کنند نه آنجور که وعده داده می‌شود و در یک کلام خلاصه کنم این هست که تفکر را باید به پایینترین قشر جامعه تعلیم نه بلکه هدیه داد با روش هایی مثل چاه کندن حضرت علی برای مردم کوفه. ببخشید زیادی نوشتم. امید به روزی که ایرانی در برابر ایرانی به جرم اعتقاد یا اعتراض نایستد که بعد از هر رویارویی در برابر هم فاصله ها و فتنه ها خواهد شد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در همین رابطه پس از چند سال مدیریت اجرایی به این نتیجه رسیدم که ما در نسبت با انسان و حقوق انسانیِ انسان‌ها، همچنان در گردونۀ غرب و روح خودبنیادیِ فرهنگ لیبرال دموکراسی هستیم. لذا کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» با بیش از ۷۰ جلسه شرح مطالب آن به میان آمد و همۀ سخن آن است که ما برای عبور از غرب از یک طرف و تحجّر دینی از طرف دیگر باید به عمق انسانیِ انسان بیندیشیم و البته این کار عمیقی می‌باشد و با هرچه بیشتر متمرکزشدن به اهداف اصیل انقلاب اسلامی می‌توان از آنچه به عنوان اشکال فرمودید؛ عبور کرد وگرنه اگر آن بصیرت تاریخی که امثال حاج قاسم‌ها داشتند، پیش نیاید، باز تحجّر و باز لیبرال دموکراسی و بی‌حرمتی به انسانیت انسان. موفق باشید

41222
متن پرسش

سلام: در پاسخ به سوال شماره ۴۱۲۱۴ در انتقاد از دوستانی که به جلیلی انتقاد دارند «چرا دکتر جلیلی از نظر آن‌ها کنشگری‌های لازم را نداشته‌اند» فرمودید: «که در جنگ نرم، کنشگری‌ها شکل خاصی دارد از جنس به ظاهر سکوت مولای‌مان حضرت علی «علیه‌السلام» پس از رحلت و شهادت پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله»، تا فضای ایمانی و نظر به آینده‌ای قدسی گرفتار مناقشات سیاسی نشود» سوال من این است: چطور از این کنش های به ظاهر ساده دکتر، با نمونه تاریخی سکوت امام علی هم جنس دانستید؟ این کنشگرها را می‌شود نوعی «کنشگری قدسی» نامید؟ کمی برای باز شدن گره ذهن ها بیشتر توضیح بدهید. ممنون

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد باید بیش از پیش به حضور نرم تمدنی و جنگ نرم با دشمن که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید دارند، فکر کرد. در نگاه رهبر معظم انقلاب، جنگ نرم جنگی فرهنگی، آرام، تدریجی و پیچیده است که اذهان و باورها را هدف قرار می‌دهد و دشمن با استفاده از شیوه‌های زیرکانه، به‌دنبال تضعیف نظام اسلامی است. مقابله با این جنگ نیازمند شناخت عمیق، آگاهی، امیدواری، و اعتماد به نصرت الهی است، به‌ویژه با حضور و نقش‌آفرینی جوانان دانشجو به‌عنوان افسران این جبهه. و در جای دیگر می‌فرمایند: «جنگ نرم، یک تهاجم فرهنگی، بلکه یک شبیخون، غارت و قتل‏ عام فرهنگی است.» (۷۱/۴/۲۲)
به تفاوت آیندۀ تخیلی با آیندۀ واقعی و اصیل فکر کنیم و این‌که نباید آینده را انتزاعی و غیر حضوری مدّ نظر داشت و همواره متوجه بود واقعیتِ ما کدام است؟ تا از خطر سیاست‌زدایی از جریان مذهبی و حزب‌اللّهی عبور کرد و حضور نرم تمدنی را سیاست‌زدایی از جریان‌های مذهبی و حزب‌اللّهی  به حساب نیاورد. https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1%20%D9%86%D8%B1%D9%85&tab=sounds
موفق باشید    
 

41229

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی استاد گرامی، جناب آقای طاهرزاده سلام علیکم و رحمةالله وقت حضرت‌عالی بخیر. به لطف الهی مدتی است در گروهی، مباحث مربوط به اسماء الهی را پیگیری می‌کنیم. کتاب «اسماء حسنی» حضرت‌عالی را مباحثه کرده‌ایم و فایل‌های صوتی مربوطه را نیز با دقت گوش داده و درباره آن‌ها گفتگو داشته‌ایم. این مسیر برای ما بسیار راهگشا و الهام‌بخش بوده است. با این حال، احساس می‌کنیم برای انس عمیق‌تر با اسماء الهی و فهم حضوری‌تر آن‌ها، نیازمند راهنمایی بیشتری هستیم. به‌ویژه مشتاقیم بدانیم چگونه می‌توانیم در سلوک فردی و جمعی خود، تشخیص دهیم که در هر موقعیت، کدام اسم الهی در حال فعلیت‌یافتن است و چگونه آگاهانه‌تر با آن همراه شویم. اگر صلاح بدانید، خواهشمندیم ما را در این مسیر راهنمایی فرمایید؛ چه از جهت منابع تکمیلی، چه شیوه‌ی مطالعه و مباحثه، و چه تمرین‌های عملی برای توجه اسمایی در زندگی روزمره. از وقتی که برای مطالعه این پیام اختصاص می‌دهید صمیمانه سپاسگزاریم. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، حضور در راهی است که حضرت محبوب را از طریق انوار اسمای حسنایش در مظاهر مختلف به تماشا بنشینیم و این با هرچه بیشتر تدبّر در قرآن پیش می‌آید. در این مورد خوب است سری به جزوۀ «تفکر قرآنی» بزنیدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/21839 موفق باشید

41240

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض احترام: ۱. اگر مردم ایران نظام جمهوری اسلامی را به هر دلیلی نخواهند چگونه می‌توانند آن را تغییر یا سرنگون کنند؟ ۲. بنظر شما اکنون آیا مردم این خواسته را ندارند؟ لطفا بر پایه آمار برایم استدلال کنید. سپاس گزارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در پرسش و پاسخ شمارۀ 41228 عرض شد بحث در نظر در سنت‌های لایتغیّر الهی در میان است و این‌که مواظب باید بود تحت تأثیر رسانه‌ها، گمان نکنیم فضا، فضایی است که رسانه‌ها دامن می‌زنند. در حالی‌که مسلّماً به حکم آیۀ «إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقين‏»، آینده از آنِ اهل تقوا می‌باشد و ملاحظه فرمودید در ۲۲ دی‌ماه و ۲۲ بهمن‌‌ماه که رسانه‌های جبهۀ استکبار طوری تبلیغ کرده بودند که مردم از نظام جمهوری اسلامی منصرف شده‌اند؛ چگونه بسیار بیشتر از سال‌های قبل برای دفاع از نظام به میدان آمدند و از این جهت باید اساساً فریب این نوع ادبیات را که مردم نظام اصیلی که متذکر انسانیت انسان است؛ نمی‌خواهند، نخورد. آری! معلوم است که بنده و امثال بنده انتقادها و اعتراض‌هایی نسبت به ترکِ فعل‌ها و کوتاهی‌های نظام اجرایی داریم، ولی راه حل رفع مشکل، تغییر نظام نیست، بلکه اصلاح امور است در بستر همین نظام که مسلّماً بهترین نظام موجود در این زمانه در روی زمین است و خار چشم دشمنان انسانیت. موفق باشید 

41238

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیک: با آرزوی قبولی طاعات و عبادات. آیا صحیح است که بگوییم کار شیطان صورت دادن به نقاط ضعف انسان و نفسانیات از طریق قوه وهم و خیال می‌باشد که آن ضعفها به صورت حدیث نفس یا صورت خیالی عارض بر انسان شده و شخص را به سمت عمل سوق می‌دهد و حال اینکه انسان عمل بکند یا نکند تابع اراده خودش می‌باشد اگر پاسخ مثبت است در ماه رمضان که شیاطین در رنجیر هستند این مسایل نباید در نفس ایجاد شود و تصورات شیطانی نمی‌باست وجود می‌داشت ولی هست و این را چگونه باید توجیه کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! شیطان از آن جهت که بتواند انسان را تا مرز ارتکاب به گناهان بکشاند، در ماه رمضان در محدودیت است. ولی به هر حال وسوسۀ شیطان در جای خود همواره در میان است و انسانِ روزه‌دار به خوبی می‌تواند بر وسوسه‌های این شیطان غلبه پیدا کند. موفق باشید

41235
متن پرسش

زندگی چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زندگی یعنی طلوع انسان در میدانِ آخرین دین. و این یعنی طلوع مولای متقین «علیه‌السلام» در بستر اسلام. و زندگی یعنی طلوع انسان در بستر انقلاب اسلامی. و این یعنی شهید حاج قاسم سلیمانی. و زندگی یعنی مقابله با استکبار در بستر هویت دینی و قدسی. و این یعنی شهید یحیی سنوار و کتاب «خار و میخک». موفق باشید        

41239

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض احترام: شما در پاسخ به سوال ۴۰۱۸۲ فرمودید «ملت‌ها با رژیمی روبرو خواهند بود که هیچ حقی برای آن ملت‌ها قائل نیست اگر آن حق، موجب استقلال و تواناییِ آن ملت در مقابل رژیم صهیون که نماد کامل استکبار در این زمانه است؛ باشد.» بنظر می‌رسد این امر طبیعی باشد. زیرا هر ملتی تلاش می‌کند توانایی دشمنان خود را تضعیف کند. پس رژیم صهونیستی نیز نباید حقی برای ملت هایی که قصد نابودی آن را دارند قائل شود. ایراد این استدلال چیست؟ سپاسگزارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ولی زیبایی زندگی در آن است که هر ملتی و هر دولتی نسبت به حقوق دیگر ملت‌ها احترام قائل باشد و این غیر از آن است که عده‌ای به بهانۀ قومِ برگزیده، زندگی مردمانی همچون مردم فلسطین را نادیده بگیرند. موفق باشید

41236

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: استاد گرانقدر و بزرگوار بنده حقیر ۱۷ سال سن دارم و الحمدلله در مسجد محل فعالیت کوچکی دارم. همیشه در ماه رمضان مسجد آبجوش نبات برای روزه داران تهیه و درست می‌کنم این مسئولیت رو من و یکی دو تا از رفقا پذیرفتیم و این مسئولیت به نماز جماعت من ضربه میزنه و من مجبورم که نماز عشاء رو فرادا بخونم و اگر بخوام نماز جماعت بخونم خب تقریبا کار پیش نمیره و مردم اگر به موقع آبجوش بدستشون نرسه، متاسفانه شروع به سر و صدا و اعتراض میکنن من متوجه مقام نماز جماعت هستم و پدرم هم میگه نماز جماعت واجب تره و حتی اگر تو نماز رو فرادا بخونی و به این کار بپردازی به هیچ عنوان ثوابی نداره خودم هم فکر می کنم کارم هیچ نفعی برای خودم نداره. خواستم اگه شما بنده حقیر رو قابل بدونید از شما کسب تکلیف کنم و از این دوراهی در بیام که الان باید به کدوم مسئله بپردازم نماز جماعت یا رسوندن پذیرایی به روزه دارا؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بنده به جای جنابعالی بودم افتخار می‌کردم که برای روزه‌دارانِ عزیز آن آبجوش و نبات را تهیه کنم و با افتخار به آن‌ها تعارف نمایم و نماز عشاء را با حوصله و فرادا بخوانم. حال، خود دانید. موفق باشید

41237

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: شرمنده مزاحم وقت گرانبهاتون شدم. من ۱۷ سالمه و توی محله و عموم به عنوان بچه حزب‌اللهی و بسیجی شناخته میشم. متاسفانه من دچار بی انگیزگی و افسردگی شدم طوری که دلم به انجام هیچ کاری نمیره و فکر می‌کنم دیگه چیزی نتونه روی این زمین من رو خوشحال کنه. حقیقتا من چند بار خواستم تو اغتشاشات اخیر شرکت کنم و در کنار بقیه بچه بسیجیا از مملکت دفاع کنم اما به خاطر مخالفت شون و به دلیل نگرانی واسترس خیلی زیادی که مادرم داشت منصرف شدم. خیلی تلاش کردم که همین و سالانه رو از هیجان کاذب در بیارم و بیارمشون تو راه درست و با مباحث آشناشون کنم اما شکست خیلی بدی خوردم. هرروز شاهد بی غیرت تر شدن بچه محلام هستم چون گناه و روابط نامشروع خیلی تو محلمون زیاد شده. قبلاً در حد تذکر و برخورد کافی با توجه به نوع عملشون خودم به تنهایی داشتم اما الان تا به سمتشون میرم سریع اقدام به ضرب و شتم میکنن و میخوان سریع نفر جمع کنند تا محله رو به هم بریزند از یه طرف مسئولیت هایی که دارم و استرس و فشارهایی که برای درس مدرسه دارم امونم رو بریده. من چند وقته که جز افسردگی و بی انگیزگی اخیرا دچار پرخاش و عصبانیت شدید نسبت به کوچکترین اتفاق ناگواری، نقد یا هر مخالفتی با اطرافیانم شدم و این امر چون روزه هم می‌گیرم چه بسا به جایی که بهتر بشه بیشتر هم شده. می‌خواستم لطف کنید منت روی سر بنده حقیر بزارید و برای کنترل عصبانیت و پرخاش راهی رو نشونم بدید و برای بی انگیزگی و افسرگیم هم بنده رو راهنمایی بفرمایید. چون الان نماز شبم ترک شده نماز به زور میخونم قرآن خوندم ترک شده و حتی کار کردن مباحث که در حال حاضر اول معاد هستیم هم کم شده ممنون میشم راهی جلوی دلم بزاری کوچیک شمام.🌹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این آیۀ عزیز قرآن فکر کنید که حضرت حق به پیامبر خدا و به همۀ ما وعده داده است: «فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقين‏» بر راهی که راه ایمان و تقوا است، بدون سستی و با پایداریِ تمام بمانید و باز بمانید، زیرا آینده از آنِ اهل تقوا می‌باشد درست بر عکسِ جبهۀ استکبار که حاضر است هر جنایتی را مرتکب شود تا آینده از آنِ آن‌ها باشد. و این‌جا است که باید با همان افرادی که می‌فرمایید گرفتار آن نوع خیالات منفی شده‌اند، با حوصله و دلسوزی و متانت برخورد کنیم و بدانیم که بالاخره آینده از آنِ اهل تقوا می‌باشد و از این جهت نه جای عصبانبت و پرخاش است و نه جای افسردگی. موفق باشید

41233

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد به نظرمیرسه خیلی مباحث دینی و حتی بعضا کلاسهای سطح بالای عرفانی حالا اینطورکه من فهمیدم انطورکه باید فرد را به حرکت برای متحقق شدن به اعمال دینی و رعایت مباحث دینی سوق نمیده و نداده. بعضی میگن باید موضوعات مباحثه بشه ولی من فکرمی‌کنم اونم تازه از یه طرف دیگه فرد را توی یه حالت خوابی میبره، شاید علت این باشه فرد مباحث فلسفه را نخونده و یا اصلا مباحث را نمیگیره، بعضی مبحث تربیت را برای بیدار کردن افراد جلو میبرن، ولی گمانم آنچه بیشتر ازهمه فرد را هم به دنیای عقل میبره هم باعث میشه به مسایل دینی اش عمل کنه همان بحث تفکر هست، یعنی گاه فرد یه حدیث با تعقل و تفکر بفهمه چقدر جلوتر از آنی هست که هزار کلاس عرفان و.. طی کرده، استاد به نظر شما هم اینطوره؟ یعنی اگر فرد بخواد روی مباحث دینی وقت بگذاره بهترنیست اینطور پیش بره تا در افراد دین داشتن محقق بشه و از طرفی رفتار دینی تولید بشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بخصوص در این زمانه تفکر حِکمی در افقی که جناب صدرالمتألهین مطرح فرموده‌اند، برای حیات متعالی و معنوی بسیار مهم است و از آن طرف هم باید عنایت داشته باشید که مباحث عرفانی باید از طریق اساتید مربوطه به صورت سینه به سینه منتقل شود و مطالعۀ کتاب‌های عرفانی کافی نیست. موفق باشید

نمایش چاپی