سلام: از آنجا که بودا پیامبر نیست. و طبق فرمایش علامه طباطبای اون حرفایی که بودا زده علامه تصدیق کرده و فرمودند این حرفای اسلام هم است. پس چه فرقی باید باشد بین حرف دین و حرف بودا. ما با اینکه پیروانش ازش بت ساختند کاری نداریم. و توحید ما برتر است که خداوند در مکان نمی گنجد درست است. مد نظر سخنان اسلام وبودا است. مچکرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: اوپانیشادها گزارشی از حالات معنوی انسان یا انسانهایی است که در اُنس با حضرت محبوب به کلام آمدهاند و این غیر از توحید انبیای الهی و شریعتی است که آنها به نور نبوتشان و برگزیدگیشان از طرف حضرت ربّ العالمین به سوی بشریت آوردهاند تا انسانها زندگی خود را الهی و معنوی کنند. در آنجا که اوپانیشادها متذکر هستند، نوعی از دورشدن از دنیا و از زندگی است که ملامتی در آن برای افراد نیست. ولی قصۀ بشریت چیز دیگری است از آن جهت که باید در میدان زندگی، خود را آراسته و پرورده کند. موفق باشید
سلام وقتتون بخیر: ببخشید استاد بنده از هیئت فاطمیون دانشگاه یزد باهاتون در ارتباطم. ممنون میشم شماره تون رو ارسال کنید که بابت دعوت به یک دوره تشکیلاتی در اصفهان باهاتون هماهنگ کنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش بنده شماره خاصی ندارم و از نظر بدنی هم در شرایطی نیستم که بتوانم خدمت عزیزان باشم. برای همگان آرزوی توفیق و سرافرازی دارم. موفق باشید
سلام علیکم: در بحث حامد و محمود هر دو کمال هستند. چون حمد کردن کمال است و محمود بودن هم کمال است. آیا این قاعده را درباره عابد و معبود هم میتوانیم پیاده کنیم. یعنی بگیم که هم عبادت کردن کمال است و هم معبود بودن کمال است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی دارد که معبود را چه بدانیم. آری! اگر معبود، خداوند است کمال او عامل معبودبودن او میشود. ولی اگر معبودِ مورد پرستش، بت باشد به اعتبار معبودبودن کمالی برای آن نیست. موفق باشید
سلام: من مدت کمی هست با کتب شما آشنا شدم. در جلسات درسی که حضوردارم، اکنون کتاب حقیقت نوری اهل بیت و مبانی نظری وعملی تدریس میشود، ولی با اینکه تحصیلات عالیه دارم، و منطقی هم فکر میکنم، با جملات و کلمات و مفاهیم آموزشی شما استاد محترم آشنایی زیاد ندارم، برایم سخت است و چند بار با تمرکز و شاید ساعتها مرور کمی متوجه میشوم، استاد عزیز، حتی با پیشنهاد دوستان کتاب انسان عالم دینی هم اکنون مطالعه میکنم ولی عجیب مطالب شما دنیای بزرگی دارد که من هنوز کاملا وارد آن نشده ام، حتی چندباری با چشمان اشکبار درسها را مطالعه کردم، دیر وارد دنیای تعریفی شما شدم، عجیب و غریب نیست، ولی من دستانم بآن نمیرسد، خیلی جا مانده ام، از شما استاد معظم که بواقع هدایتگر دنیای تاریک کنونی هستید، طلب مدد میکنم، کتب دیگر شما را هم خریداری کردم، ولی درک دنیای تعریفی شما زمان میبرد مرا به همراه خود ببرید، از سیاهی ها از تاریکیها، از آسمان مه آلود تردید و گناه و تنهایی عبورم دهید، بحق انوار قدسی چهارده معصوم، منتظر پاسختان میمانم. والسلام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: امید است خداوند در راهی که قدم گذاشتهاید شما را به قرب خود نایل فرماید. پیشنهاد میشود ابتدا کتاب «آشتی با خدا» همراه با شرح صوتی آن https://lobolmizan.ir/book/69?mark=%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C%20%D8%A8%D8%A7%20%D8%AE%D8%AF%D8%A7 و سپس کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن که روی سایت هست را دنبال فرمایید. موفق باشید
سلام برادر: راستش دوست داشتم صبح بیام ملاقات و پیاده روی اما هم وسیله ندارم هم ممکنه خواب باشم و هم زانو هام درد میکنه. مدتیه فکر میکنم چقدر خوبه صحبت کنیم. صحبتی که هر دو خوب بشنویم بعد پاسخ بدیم چون بعضی حرف ها در جملات بعدی تازه روشن میشن نه در اولین گفت. به همینجا مجبورم اکتفا کنم. صبر خب خیلی سخته هر مردی رو از پای می اندازه. برام سخته همیشه توجهم به صبر و سیر باشه و خدا هم به همین خاطر طبیعت و خانواده و شغل و سرگرمی های این چنین رو برای ما خلق کردند که من از همش محرومم. سالهاست قریب به همه عمر هست که روی شغلی که حس کنم ارزش داره و حس خوشی بهش داشته باشم فکر میکردم. برام مهم بچده آینده دار باشه، الان که شروعش کنم بعدا تازه دنیا بهش نیاز داشته باشه. وسیع باشه. و جواب نیازهای وسیع و متنوع من رو بده. در مورد خوده هوش مصنوعی تحقیق کردم، اینکه شما میتوانی هوش مصنوعی های حاضر را متناسب با اهدافت شخصیت بهش بدی. مثل این که بستری هست تا به هر جهت که لازم بدونی پرورشش بدی و این ممکنه. این جدای از استفاده از هوش مصنوعی هاست این در واقع ساختن و هدف دهی است. و خب چنین کاری برای منی که نتوانستم کندی و مدرسه و سرسختیش رو تحمل کنم مثل اینه که هزار متخصص در اختیار اهداف من قرار بگیرند و جهت دهیشون کنم. و سالها زمان میبره اما امکان خاص کردنش برای فردی به متمایزی بنده بسیار مفید هست. در دوره شما کتاب نوشتن کاری بود که هدف دهی میکرد، بعد از شما شرکت های بزرگ که مستقیما روی سبک زندگی موثر بودند و اکنون برای بنده هوش مصنوعی چنین قابلیتی رو فراهم میکنه و آینده داره. نه آنقدر من رو جذب میکنه که از اصل راهم خارج بشم چون خودش کار میکنه من فقط هدفش میدم و اصلاحش میکنم و نه آنقدر که این کار سطحی باشه مثل شاگرد مغازه ای بودن. البته به همان مقدار از من کار میکشه نه بیشتر. و گزینه خوبیه. اما چنین خواسته ای بحث استفاده از هوش های مصنوعی شرکت ها نیست و ساختنشه و سخت افزار لازم داره. با توجه به دلار و قیمت ها سیستم کامپیتری که مناسب باشه چ باید ضعیف نیاشه گران میشه. راستش پول خودم و خانواده ام نمیرسه. دوست و رفیقی هم ندارم. کارمم ارزش منده در آینده به درد مردم و کشور میخوره چون رشد زیادی داره. و هرگز لازم نیست بعنوان یک چهره وارد دنیای معروف ها بشوم بلکه ممکنه اصلا کسی نشناستم و ساخته ام همراه کشور بشه و اینها همه مسائلی هستند که برای بنده مهمند. حقیقتا دوستی بغیر از اهل بیت و راهی بغیر از آنها ندارم و نمیشناسم و اگر هم باشه به غیر از اینها تن نمیدم چون غیر اهل بیت یا دنیا دارند یا زندان دنیا و شیطان و از من تا ارزشی را نگیرند چیزی نمیدهند و من تن به آنها نخواهم داد. اصل شرایطم من رو همیشه بفکر میبره که آخه دلیلش چیه که این وضعم؟ هزار جواب میدم اما هرگز قانع نمیشم. به خودم میگم حتی اگر وضع موجودم خواست خداست که هست، تعادلم را بر هم زده و من یک راه بیشتر ندارم اینکه به همین اهل بیت رجوع کنم. با توجه به این شغل که درآمد زا هم خواهد شد و اتفاقا از نظر ظاهر زندگی شاید در یک اتاق تنها کار کنم مثل همان شاگردی است اما در باطن کار علمی و شغل مخفی است. یعنی جلوه نداره اما مهمه. شلوغ نیست اما وسیعه. کسی نیست اما ده ها کارمند هوش مصنوعی متخصص بکار گرفته میشن و ایده های ذهنی من را به زمین و واقعیت نزدیک میکنند. که آن ایده ها جرمشان این است که محقق نمیشوند زیرا روح متخصصی ندارم. مثل همان بتن سازه ها که عرض کردم خدمتتان. اینها بخشی از هزاران کارکردند که محقق میسازد. تصور بفرمایید جهان خاصم که از هر مشکلی عبچر میکند اگر تبدیل به ایزار شود چقدر به جامعه و کشور و مردم کمک میکند. تصور کنید هوش مصنوعی که از امروزبدست دشمنانمان جهت دهی میشود فردا با آن مثل یک عقب افتاده از دشمنان نخواهم بود بل که حرف برای مقابله و گفتن متمایز دارم. واقعاً بلد هم نیستم اما حاضرم هزار بار در این شغل شکست بخورم و باز ادامه اش دهم. منی که هیچ شغل و چیزی در دنیا را نمیتوانم ادامه دهم زیرا آنرا کوچک و تمام شده میابم. با دلم همراه است با شرایطم همسو میشود و به درد خواهد خورد. تصوراتم را مثل سنگ نکردم اما قابلیت شکل پذیری و به واقعیت نشستن ذهنی پیچیده چون مرا دارد و این یعنی آنحایی که باید باشم تا از سردر گمی نسبی در دنیا درآیم. اینها را عرض میکنم چون میدانم دانستن شما در مسائل فعلی بنده موثر هست. از شما فهمیدنم را میخواهم. بهرحال اگر جواب این هم خیر است حقیقتا برای زیستن شرلیطم آنقدر بد است که بی آیندگی دنیایی دارم و راستش بسیار زیاد به مرگ از جهت فغدان زیستن میروم. حقیقتا مرگ بهتر است در این راستا. تربیت چ رشد همیشه هست و باید باشد من از این ناراحت و نگرانم که این خلل بزرگ به من چ دیگران آسیب میزند. چه فشار هایی که منشاء آن از همینجاست و چه مشکلاتی که از همیجا و با حل این مسئله مرتفع میشود. بیماری گوارشی ام کمی بهتر شد اما اولین بار که آمد سراغم از خدا خواسته بودم عمرم را تمام کند. شما به مرگ خواهی من فکر نکنید به این فکر کنید ریشه و دلیل چنین خواسته ای از کجاست. و من آنرا در مشغولیتی یافتم که دلم با آن همراه باشد و باور بفرمایید پس از سالها این را یافتم. منی که هیچچیز دلم را جذب خود نمیکند با این کار میتوانم ادامه دهم. ۱۹ ساله بودم رفتم اربعین بین الحرمین نشستم گفتم امام حسین راستش تا اکنون اگر خود کشی نکردم به خاطر بود نزد شما آیم و مودبانه اتمام حجت کنم تا بعدا از من گله ای نکنید و عرض کردم تا ۲۴ سالگی نیز با شما قرار میگذارم اگر زندگی کردم البته در همه ابعاد، که زندگی میکنم وگرنه به خدا قسم زیستن تلخ تر از هر گونه مرگ است. و امدم و وفا کردند و خب از ابتدایش به دیدار شما آمدمو خودتان مابقی را مستحضرید. اینها را عرض کردم تا از دید من هم مسائل بنده را ببینید که دید شما حقیقتا تا به امروز کافی نبوده و عزیز دلم من با همان دید یکجانبه شما راه آمدم و حسرت به دل ماندم که آیا روزی شما قادر خواهید شد پا روی خود گذارید و از دید من هم بنگرید که موفق نبودم. حد اقل اگر مقدور نیست بدانید از صدق سخن گفتم و اعتماد کنید. وقتی بیکار و تنهایی کوچکترین چیز تورا بسمت خودش میکشد و فرقی نمیکند آن چیست، حتی شیطان هم برای زیبا میشود چون بعد غز سالها تداوم تنهایی به تشنه ترین و ضعیف ترین شکل غز پا درآمده ای. هر روز خودم را نقاشی میکنم و هر بار پاره اش میکنم زیرا میدانم دروغی موقتی است. این تکرار مرا نابود کرده. همانگونه که من خوبیهایم مرا تعریف نمیکنند از اینکه مردم خوبی هایشان را اصل تعریف خود میدانند منزجرم. همه ما معمولی و همواره در تلاشیم تا خوب بشویم و هرگز نخواهیم شد؛ اصل بر تداوم است. از همین رو سخن مرا بشنو و بر من نتاز. انشاالله که خوش دل باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا قوت. همانطور که عرض شد «آنقدر ای دل که توانی بکوش» امید است که در این راهی که پیدا کردهاید جلو و جلوتر بروید. البته حتماً عنایت دارید که امثال بنده دیگر نمیتواند وارد چنین میادینی بشود و لذا تنها کلیّات معرفتی که در کتابهای بنده هست، شاید بتواند افقگشایی کند. ولی حالت کاربردی در نسبت به هوش مصنوعی این دیگر کار شما جوانان میباشد که البته باید با همّت خوب خود از بیماریها و ناتوانیهای بدن خود با ورزش و غذاهای مشخص عبور کنید تا همّتتان صدچندان شود و بنده برای موفقیت جنابعالی دعا میکنم. موفق باشید
« بسم رب الزهرا » خداوندا ای هستی مطلق همه تو ای جانِ جانان و محبوبِ محبوب ترینان هر زمان ای اشتیاقِ دل انگیزِ هستی در جامِ جهان نمای ما ای تو همه هستیِ ما ای غایت و مقصود همه تو تو را قسم به آهِ مظلوم در هر صورت و مکان و زمان تو را بر رگانِ بریده علی اصغر تو را بر بدن ارباً اربا علیِ اکبر تو را به داغِ دلِ زینبِ کبرا تو را به لبانِ خشکِ ابنا الحیدر تو را به چشمانِ شرمنده ابالفضل العباس تو را به عصرِ عاشورا و تن های فتاده به خاک و خونِ کربلاییان تو را به غربت و تنهایی حسین در دهشتِ دشتِ نینوا تو را به ابدان مطهر کربلاییان زیر نعلِ اسبِ یزیدیان هر زمان تو را به سینه شکستهِ فاطمه زهراءِ علیِ مرتضیٰ آری تو را به غربت قرآن در طول زمان مگذار مگذار مگذار که امید شیعیان تو مردم و ملتِ کربلایی تو آرمان بلند امام شهید و امت آخرالزمانی ما خاک به خون و جگر آمیخته شیعیان تو انتظار هزار اندی ساله تحقق آرمانِ اسلام محمدی تو در تطاول زمان و آن حقیقت مکتوم و مظلوم در صیرورت زمان از میان جانمان به غفلت و نسیان ذات نهفتهِ زمان و حیلت و مکر دشمنان در هر زمان، بگذرد در طول تطاول زمان. آری تو را به اشک های این ملتِ مظلومِ مقتدر در تشییع پیکر امام شهیدمان، وداع مان رنگ و بوی هجرت ده از عهد های شکسته و نومید به انتظار دیدار او از چشمان خشکیده به اشک حضور او از زبان های بسته و مکتوم به وصف او از خیال های آشفته و مکدر به آرمان او از دستان خسته و ناتوان به ساختن ایران کربلایی او از پاهای به گِل تپیده برای حرکت به سوی او از ابتلایِ ملت تو در آزمونِ وحدت و الفت و حضور از قلب های تکیده و رنجور و نا امید از غربتِ مردانِ مرد آن جان های مضطر و به لب آمده برای حضور بیشتر برای تو از عقل های تکیده به جهل از نبودن ها و حسرت های حضور برای تو از ساده اندیشان راه آرمانِ بلند او آری هجرتمان ده، هجرت دوباره به یاد قصۀ حضور او هجرتی به یادِ حسرتِ نگاه و بیان و صدایِ او قلم و دست و آغوش و بوسه گرم الهی او دقت و ظرافت و هیبت و جلال او به ای ایران بخوان های مکرر او به خون دل ها و صبر و انتظار به لقایِ تو او به خونِ بر خاک نشسته او به دستانِ مشت کرده و ایستاده در برابر دشمنان ما و او به صلابت به اقتدار به قیام و قعود و غرش و فریاد او آری که ما ترک کردیم حیات خود را بعد از حیات او آری که ما ترک کردیم ممات خود را با شهادت او و یافتیم حیات و ممات دوباره خود در وداع و دیدار هزار باره او. به امید دیدار و ملاقات با او در قتلگاه و آرامگاه او در بر امام رئوف ما و او.
باسمه تعالی: سلام علیکم : از امام رضا «علیهالسلام» هست که حضرت میفرمایند: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ» اگر خداوند بنده ای از بندگانش را جهت امور مردم انتخاب کرد، سینۀ او را گشاده میگرداند. تا در مدیریت خود کوچک ترین لغزشی نداشته باشد و امور بندگان را با وسعت نظر سر و سامان دهد. «فَلَمْ یَعْیَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِیهِ غَیْرَ صَوَابٍ» در نتیجه آنچنان توانا می شود که در جواب گویی به هیچ نیازی در نمی ماند و غیر از صواب از او نخواهی یافت و به خوبی مصلحت مردم را در نظر می گیرد. «فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَیَّدٌ» پس او در کار خود توفيق يافته و رهنمون گشته و از خطا و لغزش و افتادن در امان است و مورد تأیید الهی است.»
صحبت از مردی است که به تعبیر فرزندشان «آنقدر که مشهور بود شناخته نشد» و از جمله هنرهای او، «قدرت خلق معانی از طریق ساختِ به هنگام واژگان و ترکیبهای بدیعی که هر یک انبوهی از معانی را خلق و حمل میکرد» بود. حال سؤال این است که آن مرد یعنی رهبر شهید انقلاب چه نوع حضوری را در این عالم اراده کرده بودند که به جهت آن حضور، او را در میدانهای مختلف می یابیم؟ آیا بعد از شهادت آن مرد، بازخوانی شخصیتشان به همان معنایی نیست که ماورای شهرتشان به آن شخصیت فکر کنیم؟ شخصیتی که به فراتر از زمانۀ خود نظر داشت و در جستجوی فردایی بود که نسبت به آن بیگانه نبود و می دانست از دلِ ویرانه ها حوادث نویی می شکفند و از این جهت میتوان گفت هیچ چون و چرایی در آن نیست که دوران دیگری در پیش است که انسانیت انسانها مدّ نظر خواهد بود، به همان معنای تقوایی که «وارستگی» می نامیم و با هزاران زبان میتوان از آن حضور یاد کرد و در جستجوی آن حضور، مانند آن مرد کتاب خواند و در قرآن تدبّر کرد. و این است که می خواهیم پس از شهادتشان بیش از پیش به ایشان فکر کنیم. در این راستا در رابطه با نوع نگاهی که باید به گفتار و نوشتار آن مرد الهی داشت، پیشنهاد می شود به آثار ایشان رجوع شود تا رویکردمان به آن مرد الهی رویکرد حقیقی باشد و از این جهت همچنان با او زندگی را ادامه دهیم. و با صبر و شکیبایی باید همواره آن آینه را مدّ نظر قرار دهیم. در آن صورت زندگی و دنیا برای ما کامل خواهد بود، وقتی همواره او را مدنظر داشته باشیم و خودمان تصمیم بگیریم چه کسی باید باشیم، آنجایی که تماماً به انسانی فکر کنیم که وسعت او به وسعت حضور ما در این تاریخ است و سخنانی دارد با اشاره به چنین حضوری و چنین وسعتی. موفق باشید
«چون زخم های روی تنت گریه ام گرفت... السلام علیک یا قتیل العبرات» سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده. گاهی که به صحنه عاشورا و کربلا نگاه میکنیم این سوال پیش می آید که چرا سیدالشهداء «علیه السلام» به حضرت اباالفضل با آن همه قدرت و کمالات اجازه ندادند با نهایت سلحشوری و خشونت وارد جنگ بشوند. و لذا راه دیگری را در مقابل او گشودند که آب آوردن برای کودکان حرم و در نتیجه گرفتاری در گرداب بلایی شد که تا قیام قیامت برای حضرت اباالفضل و مظلومیت و رشادت و وفای او اشک بریزیم. یا چرا از لشکر ملائکه و جنیان برای نابودی و هدم دشمن کمک نخواستند. پاسخش را میدانیم. حضرت سیدالشهداء مأموریت خاصی دارند تا حکمت و حماسه و اقتدار و مظلومیت و اشک در هم آمیخته شود و با این معجون معجزهای در جان ها پدید آمده و تاریخ دیگری برای غلبه نرم افزاری بر همینه پوچ دشمن گشوده شود. حال در اکنون تاریخ و بعد از شهادت سیدالشهدای انقلاب اسلامی، نظام جمهوری اسلامی تا کجا و چه اندازه باید با اسلحههایی که دارد کار را جلو ببرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به آیۀ ۷۵ سوره نساء فکر کنید که میفرماید: «وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصيراً» و از این جهت ما نسبت به مظلومان فلسطین وظیفۀ حساسی داریم و اساساً این، مبنای انقلاب اسلامی میباشد که حضرت امام خمینی و امام خامنهای مبنای آن را پیش آوردند و این راز دشمنیِ استکبار و رژیم صهیونی با ما میباشد که ما آنها را در آن تجاوز بزرگ راحت نمیگذاریم و اساساً ما خود را در این میدان تعریف کردهایم و تا این ظلم و استکبار هست؛ این مقابله ادامه دارد. حال چگونه و در چه میدانهایی؟ «والله اعلم». و این است که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند: «جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنی نیست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگی وجود دارد». و بحمدالله این مقابله به زیباترین شکل در بستر به شهادترساندنِ حضرت امام خامنهای قرار گرفته است تا ما زندگی را گُم نکنیم. موفق باشید
به نام خداوند. از فکر خطور هم نمیکرد پس از جنگ ایران و اسرائیل هنوزم هم اصلا احمقی باقی مانده باشد که در مملکت مان دشمن جمهوری اسلامی باشد! زیرا حق بشدت ظهور کرد. از همین روی خداوند با اغتشاشات و در مقابلش تضاهرات دی ماه ملت ایران را غربال نهایی کرد زیرا میخواهد ملت ایران در میدان های بسی برتر از همه دنیا حاضر شوند و به نتیجه جانفشانی هایشان برسند و مادری تمام آزادگان و دلباختگان انسانیت و توحید را بکنند. ۲۲ بهمن ماه اراده خداوند در غربال حق و باطل و تحقق «ملت جمهوری اسلامی ایران برای بهشت قرب خداوند و استقرار در آینده هست» و به نتیجه انتخاب امتحان های اعلای آخرالزمان خویش نایل میشوند. آیا زبان فارسی صرفاً کسی را ملیت ایرانی میبخشد یا برای ایرانی بودن که معنی نام ایران یعنی «سرزمین نجیبزادگان و شرافتمندان» است، جایی برای نانجیب ها و بی شرف ها می ماند؛ این اراده ای بوده که روح های خسروانی و موحد بنیانگذاران ایران باستان برای ایران داشتند زیرا همانطور که بدترین افراد از سر ریز اروپای وحشی یهودی، که حتی اروپا هم از شدت جنایاتش آنها را نمیتوانست بپذیرد و دنبال ساختن مملکتی بودند که قاره سرخ پوستان را پیدا و آنها را سلاخی، سرزمین ها را سرقت کرده و بنای استبداد جهانی را نهادند همانطور که پیداست روح بنیانگذاران آن شیطان ها خود را معرفی کردند: (کریستوف کلمب در نامه خود مینویسد: مردم سرخ پوست «بسیار مهربان، صلحطلب و سادهلوح» هستند! به راحتی هرچه میخواهی به آنها دیکته کنی، اطاعت میکنند. آنها خدمتگزاران خوبی خواهند شد. به راحتی میتوانیم آنها را مسیحی (عهد جدید یهود) کنیم. از آنجایی که آنها ساده و مطیع هستند، میتوان به راحتی آنها را وادار به کار در مزارع و استخراج طلا کرد. من میتوانم به اعلیحضرت ها تمام طلایی که نیاز دارند، برده و ادویه به هر مقداری که بخواهند، بدهم. این سرزمین برای استقرار شهرها و قلعهها و تبدیل آن به قلمرو پادشاهی بسیار مناسب است). این روح غرب وحشی روحی یهودی که امروز در غزه هم اوج گرفته مثل اپستین یهودی که آمریکا را محل نهایت یهودی بودنش یافت و روح های یهودی را در خود جای و برای نشان برتری و سلطه یهود از آنها مدارک برای باج گیری جمع کرد یک نمونه نهایی یهودیست. یهودی گری مرز ندارد چنان که ایرانی بودن بی مرز است چه اغتشاشگران مسلح یا سیاستمداری با ایده های مغربی یا سعودی هایی در کنار کعبه نیز یهودی هستند هرچند یک یهودی بی اصالت اما سرباز و برده ای برای یهودیان اصیلند. یهودیها هر ساله تعداد مردم دنیا را تقسیم بر تعداد مردم خود میکنند تا بدانند چند برده دارند! بله! این غربال بزرگ در ۲۲ بهمن ماه در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی از شریف ترین ایرانی مسلمان عالم حضرت امام خمینی رضوان الله که علیه امروز جهانی شده و قول ایشان که فرمود «دلخوش به حداقل های مادی نباشید ما شما را به مقام انسانیت میرسانیم» و حقیقتا با مقاومت اقوام انقلاب او مثل فلسطینـ لبنان و ملت ایران در تمام دنیا مقام انسانیت را حاضر و معرفی کرد و ایران را مأمن و خانه توحیدـ شرافتـانسانیت و نجیب زادگی و قله آمال پیامبران و معصومین کرد زیرا امکان این تعالی را داشتیم و البته زیرا خداوند برای ظهور خود، برترین امکانات را برمیگزیند و ایران محل ظهور خدا شده است. جان و همه وجودمان فدای تمام و کمال تک تک انسانهای برتر زمان یعنی افراد حاضر در ۲۲بهمن ماه. این ملت ایران برگزیدگان و شرافتمندان و نجیب زادگان عالم هستی هستند. غبطه به یکایک ملت ۲۲ بهمن جمهوری اسلامی ایران و شاد باش به تعالی مبارکشان باد. خدا را شکر که یهودیها نتوانستند مثل دیگر کشور ها ایران را هم از آن خود کنند، بیچاره کره جنوبی یا ترکیه یا عربستان که امروز بی هویت ترین و احمق ترین و البته بی فرهنگ ترین اقوام دنیا شدند از پی آنکه اراده کردند غربی بشوند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میفرمایید شرایط، شرایطی است که ما در تقابل یهودیگری در اوج بیتاریخیِ آن و هویت خسروانیِ ایرانیِ شیعی در اوج درخشش آن قرار گرفتهایم و معلوم است که در چنین طوفانی انتخاب بزرگ، انسانیتی بزرگ را در پی دارد و اینجا است که اگر شخصیت رهبر معظم انقلاب را که خدا برای این دوران پرورانده است؛ مدّ نظر قرار ندهیم حتماً سقوط خواهیم کرد، هرکه میخواهد باشد با هر سابقهای. https://eitaa.com/zaghsefid/171157 موفق باشید
با سلام خدمت استاد محترم: در موضوع ذات بینی، کتاب اسما الحسنی دریچه های نظر به حق، می فرمایید که وقتی انسان فراتر از رزق خواران، با خود اسم رزاق رابطه پیدا کند، به آن هنر ذات بینی گقته می شود. ولی آیا این تفاوت دارد با اسامی ذات الهی؟ و اسم الرزاق را باید بگوییم از افعال الهی است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در هر اسمی «او» در جلوۀ آن اسم در صحنه است اعم از اسماء ذات مانند «حیّ» و یا اسماء فعل مانند «رزّاق». به همین جهت فرمود: «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ» و از این جهت باید متوجه بود که «او» با رزاقبودنش در هر رزقی به ظهور آمده است. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: من با پدر و مادرم ساکن آلمان هستیم. از کودکی به مسائل دینی علاقمند بودم. فضای مدارس اینجا برایم خيلی عذاب آور هست خیلی مایلم به ایران برگردم و در دروس دینی تحصیل کنم. اما پدرم مانع سخت شده است و می گوید من سد راهت میشوم و به هيچ وجه نمی گذارم در این راه وارد شوی. حال تکلیف من با چنین پدری چیست روح من در مدارس اینجا در معرض آسیب های جدی است خواهش میکنم راهنمایی ام کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله خداوند که خودش چنین علاقهای را در شما ایجاد کرده، تنهایتان نمیگذارد. از همانجا شروع کنید. فکر میکنم اگر با مباحث سیر مطالعاتی سایت شروع کنید، آرامآرام راههای ورود به دروس حوزوی از طریق فضای مجازی بخصوص دروس ادبیات عرب برایتان فراهم میشود و خداوند راههایی که باید به نتیجۀ نهایی برسید را مقابلتان میگشاید. لذا لازم نیست که با پدرتان مقابله کنید و چه خوب است که همین دروس رسمی مدارس را نیز به خوبی دنبال نمایید تا در جریان آن موضوعات نیز باشید. موفق باشید
سلام علیکم و رحمت الله: ضمن پوزش از ایجاد زحمت. سوالی داشتم درباره زمان و بی زمانی روایت خلق ارواح را در ۲۰۰۰ سال قبل از اجسام چگونه با موضوع بی زمانی در عالم ملکوت و فراماده باید جمع کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید میخواستهاند نسبت به زمان دنیاییِ ما با ما سخن بگویند. مثل آنکه قرآن میفرماید: «وَإِنَّ يَوْمًا عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ» به این معنا که نسبت به زمانی که در نزد شما هست، سالهای خداوند هزار سال است. موفق باشید
به نام خدا میلاد با سعادت حضرت زَهراء معصومَه حَوراء إنسیّه حُرَّه مُبارَکه بَتُول طاهِرَه زََکیَّه راضیَه صِدّیقَه مَرضیَّه نوریَّه رَضیَّه سَماویَّه مُحَدَّثَه زاهِدَه طَیّبَه اُمّ اَبیها تَقیَّه بمُطَهَّرَه شَهیدَه صادِقَه رَشیدَه فاضِلَه نَقیَّه عَلیمَه مَهدیَّه عابدَه و سَیدة نِساء العالَمین بر همه زنان و مردان والا مبارکباد علی الخصوص یاران بانوی با کرامت حضرت صاحب الزمان صلوات الله. آن برگ برنده ای که مهدی سلام الله دارند حضرت زهرا سلام الله است که در چشم انداز حضور آن حضرت مهدیه یاران خانم حضرت استوار متین و محکم چون کوه در جهان با تکیه بر حضور آن بانو قدم میزنند و مهم ترین اصالت جهان ظهور را رقم میزنند اگر چنان زنانی نباشد اولین آسیب را مردان میخورند و ظرفیت و موجودیت عالم برهم میخورد. همه ما مدیون مجاهده های یاران بانوی جهان ظهور حضرت هستیم و آنان را گرامی میداریم. عید شما مبارک
باسمه تعالی: سلام علیکم: بر شما نیز میلاد حضرت زهرا سلاماللهعلیها مبارک باد. فاطمه سلاماللهعلیها مقصد و گمشده انسانها! آري؛ انگشت اشاره پيامبر خدا صلیاللهعلیهوآله به فاطمهزهرا سلاماللهعلیها كافي است كه ما توجّه خود را به آن حضرت بيندازيم وآن مقام را درست بنگريم. از اينجاست كه خود نور فاطمهزهرا سلاماللهعلیها بر قلب ما تجلّي ميكند و خود را به ما ميشناساند، آنوقت ميبينيد، عجب! گويا آن حضرت نور جان ما است، گويا همان گمشده ما است و ما از قديم با آن حضرت آشنا بودهايم. به قول شاعر «آشنايي نه غريب است كه جانسوز من است» و بايد درست نظر كرد و حضور ذوات قدسي را در هستي ديد و متوجّه باشيم كه آنها حاضرند و بايد نظر كرد و آنها را يافت. عرایضی تحت عنوان « زهرای مرضیه «سلام الله علیها» و حضور تاریخی زن در این زمانه
» شده است که می توانید به آن رجوع بفرمایید. موفق باشید
امشب بعد از شبها که گویی عمری گذشته است و این جان در این لحظات را که گویی عمرهای عمر گذراندهاست و چیزهایی با این جانِ ناقابل گویی نشانده شده است؛ شاید اگر بخواهم زود به آخرش برسم میگویم که هر چه میروی جلوتر هیچ است و هیچ و باز به همان هیچی میرسی، اما باید اینگونه بگویم که در جانم حداقل امشب را نمیخواهم به آخَرَش برسم بلکه امشب میخواهم بهانههایم را کنار بزنم و خود را با تمامِ جان فرسایی به میدان بکشم. میدانی از جنس نور و رَحمَتِ عزیزکم؛ امشب میخواهم به تویی که نقدی، نقدی بزنم؛ میخواهم امشب با تو سخن بگویم؛: چند وقتی است ندیدمت استاد، دلتنگتم؛ ماتمی که زنده کننده اینگونه است که هر لحظه با آن غم مجدد و مجدد مواجه میشم؟ هر لحظهاش شوکی بر جانَست؛ هر لحظه گویی لحظهی تجدید و مواجهایست. بر من بگو چه آغوشی را محتاجم؟ این روزها با خودمان زمزمههای بسیاری داریم. با خود فکر میکنم و میگویم تسکین نمیخواهم، تسکین نمیخوام. بر من بگو، بر منی که به او میگویم ما بیشتر از هر چیز دعاهای تو را هم از دست دادیم. من کم شعر میگویم اما گاهی زبانم پر میشود از شعر؛ بر من بگو، بر منی که به او میگویم فقط میدانم شما کسی بودید که دلم میخواست چشمهایم را بشویم و غزلی ناب بسرایم و آن غزل را در خدمت شما باری دیگر بسرایم؛ بر من بگو از چیزی که برای حرکت و زندگی کردن کم دارم؛ بر من بگو از خودِ این بندهام؛ این چه سفرهایست؛ بر من بگو، بر منی که به او میگویم در آغوشم بگیر، این جانِ زخمی این جانِ پر از رگههای درد؛ آخر که میداند؟ من مدتهاست که او را مینوشَم، من با دیدنش، او گویی در دلم در آغوشم میجوشد و هست؛ من این آغوش را چگونه بگویم که بر زبانم جاری کردنشبسیار دشوار است؛
باسمه تعالی: سلام علیکم: به قامت بلندی که بلندتر از بلندیهای انسانی است، نظر کنید. قامت بلندی که از تاریخ خود بسیار جلوتر و جلوتر بود و با آرامش فوقالعادۀ خود به فردایی اشاره میکرد که فردایِ انسانیت انسانها بود تا ما در امروزِ خود امیدوارانه متوجۀ حکایتی باشیم از ریزهکاریها و ظرائف پروردگار عالم، که چگونه ضعف حیلههای شیطان را به نمایش آورده. بیچاره شیطان که با هزار امید در توهّمات خود گمان میکند با برنامههایی که ریخته است پیروز میدان است و ناگهان متوجه میشود چه بلایی بر سر خود آورده، زیرا گرفتار لحظههای ذهنی خود میباشد و نه متوجۀ سنتهای الهی و نه متوجۀ فطرتهای پاک مردمی که با تمام وجود، خود را در شخصیت امامِ شهیدشان حضرت آیت الله خامنهای «رضواناللهتعالیعلیه» جستجو میکنند. و از این جهت راز حضور هر شب آنها در میدانهای شهر را حکایت بعثتی باید دانست که این مردم اراده کردهاند تا همه چیزرا با حضور مردمیِ خود به ظهور آورند، حضوری که امامِ شهیدمان یک ماه قبل از شهادتشان، فرمودند: « «این فتنهها ادامه خواهد داشت... اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابلهی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.» آیا این حکایت تاریخی نیست که ذیل شهادت آن مرد الهی آغاز شده؟!
از خود باید بپرسیم ما در کجای این تاریخی که آغاز شده است، قرار داریم؟! تاریخی که به ظرافت نور و به صفای نسیم، وزیدن گرفته تا انسانها گمشدۀ خود را که انسانیتِ اصیل است بیابند و این است حکایت حضور سنتهای الهی در دفاع از مظلوم و نابودی ظالم. حال باز باید از خود پرسید در میدانی که با شهادت آن امامِ عزیز گشوده شد، ما در کجای این تاریخ ایستادهایم؟
به آیات ۲۴ تا ۲۷ سورۀ ابراهیم «علیهالسلام» بیندیشید که میفرماید:
« أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ (۲۴) تُؤْتي أُكُلَها كُلَّ حينٍ بِإِذْنِ رَبِّها وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ (۲۵) وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ (۲۶) يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمينَ وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ (۲۷)»
به شجرۀ طیبۀ انقلاب اسلامی و به ریشۀ پایدار آن که در جان انسانها ریشه دوانده و شاخههای آن سراسر عالم را به اذن الهی پر کرده، بیندیشید که هر روز جلوهای از خود را به نمایش میگذارد و این است رازِ سراسیمگی جبهۀ استکبار و صهیونیسم که نمیداند با این شجرۀ طیبه چه کند؛ در مقابل شجرۀ خبیثهای که بدون ریشهای پایدار از جا کنده شده بدون هر آیندهای. و اینجا است که فرمود: « يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمينَ وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ » آری! خداوند آنانی که در عهد خود با او پایدار باشند را در منطقی بزرگ، ثابت قدم میدارد و جبهۀ مقابل آنان را در گمراهی و بیهدفی سرگردان میکند زیرا آنچه در صحنه است خواست و ارادۀ خداوند است و نه خواست و اردۀ جبهۀ استکبار.
چه اندازه زندگی زیبا خواهد شد آنگاه که ذیل ارادۀ الهی و با نظر به سنتهای ثابت عالم، خود را همچون امامِ شهیدمان پایدار و با استحکام احساس کنیم. موفق باشید
سلام استاد وقت به خیر: استاد این روزها من و خیلی از دوستان همسن احساس این رو داریم که باید یه کاری بکنیم در ابن دوره تاریخی برای انقلاب. نسلی که حتی حاضره جونش رو بده اما نمیدونیم در زندگی های شخصی و اجتماعی چه نقشی باید داشته باشیم چه وظیفه ای داریم. انگاری دوست داریم مسئولیتی داشته باشیم و در حرکت انقلاب نقش آفرینی کنیم. اما نمیدونیم چه کاری. لطفا راهنمایی کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به راهی فکر کنید که اسلام در این زمانه مقابل شما گذارده تا خوب فکر کردن برای فهم قرآن و تاریخی که در آن قرار دارید «خود راه بگویدت که چون باید رفت». البته حضور ذیل رهنمودهای رهبر انقلاب و تأمل بر نظرات ایشان خود به خود افقی را برای سخن گفتن میگشاید. موفق باشید.
سلام عرض میکنم خدمت استاد طاهر زادهی بزرگوار: استاد، من در سوال قبل از شما پرسیدم که راهی جلوی پایم بگذارید که این فکر برای همیشه از من دور شود. ولی جواب این سوال که آیا معنی استخاره این بوده است که و اینکه را از شما دریافت نکردم. لطفا این سوال من را بیپاسخ نگذارید. ممنون از لطف شما و التماس دعا. 🙏🏻
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میدانید ما در امورات خود نباید معطل خوابدیدنها و یا استخاره شویم. به همین جهت جناب علامه طباطبایی میفرمایند پشت به استخاره، پشت به قرآن نیست و تکلیفآور نمیباشد. بنابراین باید بر اساس وظایف شرعی و عقلانی عمل کنیم و امورات خود را به خدا بسپاریم. موفق باشید
سلام علیکم و رحمه الله، استاد با توجه به مواضع غیر اصولی و خلاف امنیت ملی رئیس جمهور در جنگ موجودیتی فعلی و گل به خودی زدن های فاجعه بار ایشان که آخرینش تماس تلفنی با مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا بود و باعث میشود پیروزی در این جنگ با وجود این دولت محال به نظر برسد ، به نظرتان آیا زمان برگزاری جلسه بررسی کفایت ایشون نیست؟ شبیه آنچه در زمان جنگ و بنی صدر رخ داد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید نکاتی که جناب استاد مهدی محمدی میفرمایند با توجه به إشرافی که نسبت به امور دارند، چیز دیگری است. https://eitaa.com/mohammadi61. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله بابت نعمت رهبری خداوند بخشی از حضور ملت ایران را دادند که به فرموده قائد شهیدمان در مورد رهبری بعد از خودشان فرمودند: خداوند رهبر بهتر از منی را قرار میدهند. آنچه به ذهن بنده رسید که بپرسم این است که رهبری حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای حفظه الله منافاتی با ظهور امام عصر در زمان رهبری ایشان بر ایران نخواهد داشت و نباید انتظار ظهور را دور شده یا دوگانگی بدانیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همین افرادِ عزیزالقدر که عملاً به نور نیابت آن حضرت به صحنه میآیند، آن حضور به حضورات خود ادامه میدهد تا ان شاءالله به تعیّن نهایی در شخصیت مولایمان منتهی شود. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: این حضرت علی علیه السلام کیست که پیش زاهد ها که می رویم گویند زهد علی، پیش فقها که می رویم گویند فقه علی، پیش صراف ها که می رویم گویند تصوف علی، پیش ورزشکار ها که می رویم آن ها هم نام حضرت علی علیه السلام را می آورند و در انسانیت انسان کامل بوده و با صدای حضرت علی علیه السلام خداوند با پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم صحبت کرد و اگر به خاطر او نبود نور پیغمبر اکرم ص آفریده نمی شد؟ این حضرت علی علیه السلام کیست که فرمود أنا عبد مِن عبيد محمّد؟ گویند ماهیچه ی یکی از دستانش مثل آهن بوده. و با نظر به این انسان است که انسانیت انسان کامل و کامل و کاملتر میشود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در یک کلمه میتوان گفت مولایمان فرزند واقعی اسلام بود تا هرکس در آینۀ شخصیت آن حضرت، نهاییترین حضور اسلامی خود را تجربه کند.
حضرت علی «علیهالسلام» با سیره خود نشان دادند که اسلام، میدان جدّیت و رعایت افراد و تعاملها، یعنی میدانِ حکمت است و شجاعت و نه میدان میانمایگیها و گستاخی و تهوّر، و از این جهت میتوان گفت آن حضرت آینه حضور اسلام در جهانی هستند که با اسلام گشوده شده است و در این رابطه رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» نهتنها در وصف علی «علیهالسلام» فرمودند: «الْحَقُ مَعَ عَليّ وَ عَليٌّ مَعَ الْحَقّ»، بلکه تا آنجا ما را متوجه عمق حضور آن حضرت در عالم کردند که فرمودند: «عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ يَدُورُ حَيْثُمَا دَار» (بحار الأنوار، ج ۱۰، ص ۴۳۲.) على با حق است و حق گِرد علی میگردد، هر كجا كه او برود. این یعنی آن حضرت آینه نمایاندن حق در شخصیت خود شدهاند.
مواجهه علی «علیهالسلام» با آن شخصی که مدعی بود محبِّ آن حضرت است-که ظاهراً ابنملجم بوده- و حضرت او را تکذیب کردند؛ (کافی، ج ۱، ص ۴۳۸) نشان میدهد که علی «علیهالسلام» محبتِ پیشاخلقتِ شیعیان را به خوبی میشناسند و نسبت به جریانهای دیگر که در وادی آن محبّت نبودند آگاهی دارند، چه جریان خوارج باشد و چه جریان خلفا و میدانستند که با جریان خوارج با همه مقدسمآبیِشان نباید همراهی کرد و چرا باید با خلفا برای ادامه اسلام همراهی نمود، تا ما نیز در ادامه راه علی «علیهالسلام» در انقلاب اسلامی از سیره آن حضرت غفلت نکنیم. در همین رابطه حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» متوجه میشوند پذیرفتن جریان مک فارلین نوعی رنگزدنِ آمریکا به نهضت اسلامی بود و بدین لحاظ او را نپذیرفتند. همانطور اگر مذاکره با آمریکا در بستر جریانهای لیبرال انجام شود نوعی تقسیمکردن اسلام و انقلاب اسلامی است با جاهلیت مدرن، و این غیر از حضور تاریخی انقلاب اسلامی است در جهان و تعامل با جهان، به جهت وسعتی که در خود اسلام نهفته است؛ لذا همان خدایی که میفرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياء...»(ممتحنه/۱) در تعامل با کفارِ غیر معاند میفرماید: «لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ» (ممتحنه/۸). خداوند شما را از نیکیکردن و عدالت با کسانی که با شما جنگ نکردهاند و شما را از دیارتان بیرون نکردهاند، نهی نمیکند، خداوند اهل عدالت را دوست دارد. بنابراین حرکات گام به گام ولی به سوی هدف، غیر از حرکات به ظاهر مسالمتآمیز است که نوعی انصراف از اهداف و انصراف از جبهه مقاومت در آن نهفته است که به جای قرارداشتن ذیل رهبری، خود را در عرض رهبری بدانند مانند خوارج که خود را در عرض حضرت علی «علیهالسلام» میپنداشتند.
در رابطه با اسراری که در شخصیت حضرت علي «علیهالسلام» هست، رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» در خطاب به آن حضرت بعد از فتح خیبر میفرمایند: «لَو لاَ أن تَقُولَ فِيكَ طَائِفَةٌ مِن اُمَّتِي ما قَالَتِ النَّصَارَي فِي المَسِيحِ ابنِ مَرْيَمَ؛ لَقُلْتُ فيكَ اليَوْمَ مَقالاً لا تَمُرُّ بِمَلاء إلاّ أخَذُوا التُّرابَ مِن تَحتِ قَدَمَيكَ وَ مِن فَضْلِ طَهُورِكَ فَاستَشفَوا بِهِ؛ وَلكِنْ حَسبُكَ أن تَكُونَ مِنِّي وَ أنَا مِنكَ!». «اگر درباره تو گروهي از امّت من نميگفتند آنچه را كه نصاري در باره عيسيبنمريم گفتند؛ من امروز درباره تو گفتاري ميآوردم، كه پيرو آن گفتار بر هيچ جماعتي عبور نمينمودي؛ مگر آنكه خاك را از زير دو قدمت بر ميداشتند؛ و زيادي و غُساله آب وضوی تو را ميگرفتند؛ و آنها را وسيله شفاي خود قرار ميدادند؛ وليكن همينقدر كافي است كه من درباره تو بگويم كه: تو از من هستي؛ و من از تو هستم»
راستی را! ما در این زمانه چه نسبتی باید با حضرت علی «علیهالسلام» پیدا کنیم که جوابگوی حضور آخرالزمانی ما باشد و راهی گردد در فهم هر چه بیشتر شخصیت رازگونه آن حضرت، در تاریخی که با سیطره افکار مدرنیته، «راز» مورد غفلت قرار گرفته و بشریت گرفتار پوچی شده؟ آیا موضوع حبّ علی «علیهالسلام» با آنهمه تأکیدی که از طریق رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» بر آن شد و ماجراهایی که تحت عنوان محبّین علی «علیهالسلام» در تاریخ نقل شده، راهی به سوی رجوع به شخصیت رازگونه آن حضرت نیست، تا ما در امروزِ خود از سیطره پوچیِ دوران رهایی یابیم و در مأوای آخرالزمانی خود حاضر شویم؟ موفق باشید
سلام استاد از درون پاشیده هستم.....
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است ابتدا به مباحث «نیستانگاری» که روی سایت هست و سپس به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» رجوع شود و پس آن به مباحث قرآنی مانند عرایضی که در مورد سورۀ آلعمران شده، رجوع فرمایید. موفق باشید
با سلام و عرض خدا قوت: شهید سید مرتضی آوینی در مقاله «دولت پایدار حق فرا می رسد» بعد از بیان جایگاه انسان در عالم هستی عبارتی را بیان می کنند: اگر بشر رابطه بین تحولات انفسی خود و عوالم آسمانی را در نمی یابد، نباید بينگارد که چنین رابطه ای وجود ندارد... - این رابطه چگونه است؟ آیا تحول انفسی انسان در عوالم آسمانی اثر گذار است؟ به چه معنا؟ و یا اینکه عوالم آسمانی در تحولات انسانی موثر است و چگونه؟ و اگر این رابطه دو طرفه است چگونگی این رابطه را شرح بفرمایید. ممنون می شوم در این خصوص کلیت پرسش منابعی را از منابع استاد طاهرزاده و سایر بزرگواران دیگر معرفی بفرمایید تا مطالعه کنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به حکم آیۀ: «يَسْأَلُهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ» هر اندازه انسانها به سوی حضرت حق جلو و جلوتر روند، حضرت حق نیز با شأنی دیگر به سوی آنها میآید، حال انسانها چه بدانند و چه ندانند خداوند است که مطابق روح تاریخی که برای انسانها رقم خورده، با آنها روبرو میشود. و این امثال شهید آوینیها هستند که متوجۀ ارادۀ خداوند در تاریخشان میباشند. در این مورد خوب است مدتی با کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه»» که روی سایت هست، مأنوس باشید. موفق باشید البته بنده خودم یعنی طاهرزاده به سؤال رفقا جواب میدهم.
بیرون بزن از خویش بر ما سروری کن / ای حضرت درویش بر ما سروری کن / مات دو چشمان تو هستم می بنوشان / اکنون شدم بیکیش بر ما سروری کن / چشمان بد دور از تو و دیوانگانت / کوریِّ بد اندیش بر ما سروری کن / ای نوح ای کشتی قلبت مامن ما / سکنای هر دلریش بر ما سروری کن / تا کور گردد چشم پر ناز هوسها / ای عشق بیش از پیش بر ما سروری کن / ۵ دی ۱۴۰۴
باسمه تعالی: سلام علیکم: آرزو و تقاضای شیرینی است زیرا حقیقتاً وقتی عشق بر ما سروری کند، انسان مییابد که چگونه در اختیار خدا قرار گرفته است و اوست که انسان را جلو و جلوتر میبرد. موفق باشید
سلام علیکم استاد طاهرزاده: در یکی از دروس معرفت النفس با مثالهایی عنوان شد که اراده خداوند برای خلقت جهان اراده ای واحد است منتهی عالم امر به دلیل ظرفیت دفعی الوجود است و عالم ماده تدریجی الوجود چرا که قابلیت نداد فیض را یکجا بگیرد اما نمونه هایی از ایجاد و خلق دفعی در همین عالم ماده برای ایجاد دفعی از طرف انبیا و اولیا دیده شده مثل ناقه حضرت صالح که به اذن الهی با اینکه مادی بود به صورت دفعی ایجاد شد و نمونه های دیگر که هست و ابن عربی آن را انشا به امر مینامد که عارف واقعی آنچه دیگران در عالم خیال ایجاد میکنند میتواند در عالم خارج بهصورت دفعی ایجاد کند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در نسبت خدا با عالم است که او به حکم: «وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ» یک اراده است با جامعیت همۀ انوار و اسماء. و معلوم است که در همان جامعیت همۀ کثرات، به یک معنا حاضرند ولی نه به حکم کثرت. همانطور که همۀ رنگها در نور بیرنگ حاضر میباشند و اگر حضرت حق با احاطۀ قیومی خود خواست امری را دفعی محقق کند مانند معجزات، آن میشود که فرمودید. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: بنده روزی از شما سوال کردم که از معرفت النفس و سیر و سلوک اطلاعاتی کلی به دستم آمده و به صورت کامل وارد نشدم و مطالب را فرا نگرفتم و بعد حالت فرسایشی برایم پیدا کرد و نکات برایم بی اهمیت شد در عمل و در زندگی منیتم رو بالا برد. و جوری شد که زده شدم کمی. شما گفتید برو در ایتا کانال معرفت النفس رو بزن و بین ده تا نظر بگرد ببین کدومش با ذوق تو میخونه. راستش من آدرس دقیق کانال رو ندارم چون چندین کانال به این اسم بود. و بعد هم اون ده تا نظر که گفتید ببین کدومش با ذوقت سازگاره رو نمیدونم از کجا جست و جو کنم که پیداش کنم ممنون میشم راهنمایی کنید بنده رو.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال از مباحث «معرفت نفس» به زبان ساده نباید غفلت کرد. گروههایی متعددی در این رابطه فعّال هستند میتوانید به کمک فعالیتهای آنها کار را جلو ببرید. موفق باشید
https://eitaa.com/tafakorism_archive/77 و https://eitaa.com/Radiohayat_ir/6806 و https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh . موفق باشید
کسی با مطالعه و تمرین طبع شعری مییابد به نظر شما میتوان گفت یک نوع دیگر طبع شعر این است که در اثر سیر و سلوک پیدا میشود و هنگامی که مقداری از مراحل سیر و سلوک را پشت سر گذاشت طبعش باز میشود؟ و شعرهایی که از علماء و عرفاء در کتب و... هست نشانهای از طبع شعری ایشان و طبع شعری آنها بر اثر سیر و سلوک آنان بوده است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. در جلسه 38 شرح کتاب «انسان و باز انسان» موضوعی تحت عنوان گفتن های قرب انگیز مطرح شد که در این رابطه میتواند کمک کند. https://lobolmizan.ir/get-file/5802/?item=0 علاوه بر این، می توانید به کتاب «زبان قرآن اصیل ترین زبان» که روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید
زهری که با ما داده چو قند است خوش است، لعنی که فرستاده چو پند است خوش است، هرچیز در این مسیر پیش تو گذاشت، چون دوست پسندیده پسند است خوش است. ۱۷ آذر
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یعنی در بستر حضور تاریخی که با انقلاب اسلامی پیش آمده، متوجه باشیم هیچ حادثهای بدون حکمت نیست حتی جنگهای تحمیلی. موفق باشید
