سلام استاد وقتتون بخیر. ببخشید استاد چرا گاهی اوقات ما میل به نماز شب داریم و به آن سمت هم میریم و ادامه میدهیم ولی چرا وسط راه احساس می کنیم که کاری را از پیش نبوده ایم و کم کم دل سرد می شویم، چیکار باید بکنیم که چنین احساسی بهمون دست نده و این حرکت ادامه دار بشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این حالت را امری طبیعی بدانید و در همین رابطه توصیه در صبر بر طاعت میشود تا به مرور برکات حاضرشدن در میدان عبادات ظهور کند، ان شاءالله. موفق باشید
سلام استاد عزیز: شهید سردار سلیمانی در بخشی از وصیتنامه خودشون که مناجات کردن با پروردگار گفتن....، خدایا وحشت همه وجودم را فرا گرفته. من قادر به مهار نفس خود نیستم. رسوایم نکن. من متاسفانه به گناهی اعتیاد پیدا کردم و مدت زیادی هم هست. هرکاری هم میکنم که نجات پیدا کنم اما انگار زمین و زمان داره دست به دست هم میده که من مرتکب گناه بشم. واقعا گیر خیلی بدیه. با نظر به مناجات سردار سلیمانی، این رو میفهمم که خدا باید منو نجات بده. البته شأن و مقام سردار سلیمانی اونقدر بالاست که چه بسا همچون ائمه که اصلا گناهی نمیکردن ولی خودشون رو در مقابل پروردگار گناهکار میشناختن، هستن. ولی برای امثال من... واقعا چه کنم؟ گرچه که هیچوقت امیدم رو از دست ندادم و در قلبم مطمئنم به هدفم میرسم چون خدا رو خیلی بزرگتر از همه چی میبینم ولی خب قریب به ۸ سال هست درگیر هستم و الان ۲۶ سالمه. خیلی از خودم ناراحتم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همان اُنس با حضرت حق بخصوص در این ماه شریف شعبان به کمک مناجات گرانقدر «شعبانیه» به لطف الهی، حضرت محبوب ما را از نفس امارّه مان پس میگیرد و ما را از آنِ خود میکند و منظور آن شهید بزرگوار نیز همین است که با مناجات با خدا از آنِ خدا شود و دیدید که شد و توانست تا آنجا پیش برود که با بصیرت الهی خود فهمید جمهوری اسلامی حَرم شده است. به همان معنایی که آن شاعر عزیز فرمود:
پیراهن خونین شهیدان، کفن ماست جمهوری اسلامی ایران، وطن ماست
موفق باشید
سلام و ادب خدمت شما: اگر میشه کمی توضیح بدید در مورد عبارت «ایمان ابوذر ساز» که رهبری در سخنرانی اخیر بهش اشاره کردن که به چه معناست و چطور باید به این ایمان دست یافت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در جواب سؤال شماره 41063 شد. به جناب اباذر فکر کنید که چگونه در زمان عثمان هر روز به دارالعمارة میرفت و نسبت به عدم تقسیم صحیح بیت المال اعتراض می نمود به جهت نفوذ جریان اموی در دارالعمارة. که داستان آن مفصل است. و همین امر موجب تبعید جناب اباذر شد و امروز نیز باز جریان عدالتخواه و باز تذکر نسبت به تقوا و عدالت.
آری! امروز شور اباذری در راستای عدالتخواهی باید در بین جوانانمان به میان آید و همچون جناب اباذر باید در رابطه با عدالت، مطالبهگری کرد تا شعار عدالتخواهی شعار جوانانمان بشود البته در فضای تقوا، تا گرفتار افراط و تفریط نشویم و بهانه در دست رانتخواران داده نشود. موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام: میخواستم شروع کنم به مطالعه کتاب های استاد. اگر زحمتی نیست میخواستم یه لیست از کتابهای استاد رو به ترتیب اولویت مطالعه برام بفرستید. ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان سیر مطالعاتیِ سایت ان شاءالله راهگشاست. https://lobolmizan.ir/page/seyr موفق باشید
با سلام: فرارسیدن ماه شعبان ماه تجلی عبودیت و ربوبیت بر شما و همه لب المیزانیهای عزیز مبارک باد. استاد، معشوق (رب) انگار از ما جانمان را طلب میکند، باشد، «هزار جان گرامی فدای یک کرشمه او»، ولی چرا کرشمه نمیکند تا تلافی صد جفا شود؟ گویا از گمراهی ما در مجموعه کثرات هم باکی ندارد و ما را لایق گردوبازی میبیند نه مروارید مهر، «عشق را صد ناز و استکبار هست» آری! اما مگر نه اینکه بلا به قدر صبر نازل میشود؟ آه از این فراغ جانکاه که ذره ذره آبمان میکند و ایمانمان را میدزدد. کاش این اعیاد شعبانیه بهانهای شود تا نظر جمالش را باز بر ما بیندازد؛ کاش ماییِ ما را یکبار برای همیشه از ما بگیرد! آه که این نازها یعنی هنوز تو تویی و «دو من در یک سرا نمیگنجد» او معرفت و عشقی برون از توان من را میخواهد. او از ما چه میخواهد؟ درست است که «تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن» اما اینهمه ضعف ما را مگر نمیبیند؟ کاش به کرشمهای زندهمان کند «که هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق». کاش کمی زاد و توشه یا بهتر بگویم این بی توشگی را بر ما ببخشد که در میهمانی حضرت کریم توشه بردن عین بی ادبی است. الغرض خستهایم. کاش آن نفس رحمانی نه یک لحظه که همیشه بر جانِ بیجانمان بوزد که ابناءِ دنیا در سادگیمان طمع نکنند برای همیشه. یاعلی مدد
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا همین طلب و تقاضا، حکایت توجه حضرت محبوب در این ماه نیست تا ما در جستجوی آن باشیم؟ و ماه شریف شعبان را راهی بدانیم که مقابلمان گذاردهاند راهی که فوق گفتگو میباشد. به همان معنایی که مولایمان امام المتقین «علیهالسلام» به آن گروه که در مسجد نشسته بودند و در موضوع تقدیر صحبت میکردند، آن نکات دقیق و همه جانبه را فرمودند که مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح تحت عنوان «آویختگان بر شاخۀ طوبی» آوردهاند. توصیۀ مؤکد بنده آن است که با دقت تمام به آن نکات توجه شود تا هر کدام مناسب روح و روحیۀ خود در بین آن راهها، راهی که خداوند در این ماه مقابل ما گذارده است، را بیابیم. موفق باشید
پیرو پرسش و پاسخ۴۰۹۳۵ سلام: چرا وقتی شرایطش هست و یا مانعی وجود ندارد (مثلا ضرر مهم جسمی، مریضی، حرام نبودن سفر) «تا آن جا که می شود» نباید روزه مستحبی گرفت؟ [عبارتی که در بعصی دستورهای اخلاقی داده می شود: «مهما آمکن» یا «تا می توانی»] چرا باید کنترل شده روزه گرفت؟ مثلا کسی در شرایطی می تواند اکثر روزها روزه بگیرد چرا از این کار نهی می شود؟ چیزهایی که گفته شده از قبیل موارد زیر است: اقبال و ادبارِ بی حوصلگی، خستگی، دلزدگی، حالت اجبار، تحمیل بر نفس. رفق و مدارا: ارفاق کردن بر خود، سخت نگرفتن، گول زدن نفس، کمی کم تر از حد توان بودن. سنت: این که به ما رسیده پیامبر هر روز روزه نمی گرفتند. حضور در اجتماعات، مجالس مهمانی لازم مثلا اگر شائبه ریا... باشد * در کتاب های اخلاقی معمولا در بحث شره می گوید چون خاصیت نفس حالت افراط است توصیه های دین برای کنترل طبع انسان است آیا دلیل کنترل انسان از حالت خمود و تفریط این هم هست که توجه می دهد به دوبعدی بودن انسان و این که انسان جسم دارد و باید به آن هم توجه کند. آیا دلایل دیگری هم می توانید بیان کنید. تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ این موارد را که فرمودید باید در نظر گرفت و در عین حال هرکس باید به حال خود نگاه کند که اگر میتواند در ایامی که توصیه به روزهداری شده، از روزهداری بهرهمند شود به همان معنایی که توصیه به روزهداری ماه رجب و شعبان و اتصال آن به ماه رمضان شده است و مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» فرموده باشند پس از این توصیه از طریق پیامبر «صلواتاللهعلیهوآله» هرگز آن روزهداری را ترک نکردهام. با اینهمه هرکس باید به خودش و امکانات جسمی و روحیاش بنگرد تا سختگیری بیجا در میان نباشد. موفق باشید
سلام باتوجه به آخرین آرایش جنگی دشمن خارجی و احتمال بیرون ریختن دوباره اغتشاشگران مسلح و حجم زیاد تخریبها و ضربات اقتصادی قابل توجه قبلی و وضعیت فشل گونه دولت و مجلس آیا می توان با دیگر۲۲بهمن روادید علی رغم همه فرمایشات شما امیدواری در بدنه اجتماع مشاهده نمی شود لطفا کمی ملموس تر و مصداقی تر صحبت بفرمایید که در روزهای آتی چه چیز در انتظار ماخواهد بود اگر حمله شود و حاکمان شهرمان تصرف شودشهدازیاد شوند پس چه کسانی برای ظهور خواهند ماند عقلا و منطقاباید ظهور بسیار نزدیک باشد لطفا ما اطمینان. قلبی نیاز داریم این عیب نیست پیامبران هم خواسته اند مارااز نگرانی ها نجات دهید البته ماازشهادت واهمه ای نداریم ولی باید برای ظهور ماند؟لطفا نشانه ای ملموستر بفرمایید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در عین توجه به سؤال و جواب شمارۀ ۴۱۰۸۶ تحت عنوان «راز این همه امیدواری» عرایضی شب گذشته با نظر به قرآن شد که میتواند برای فهم زمانۀ خود مفید باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/21496
آنچه در رابطه با روح نهفته در یک تاریخ در مردم باید در نظر گرفت، وجدان عمومی مردم ما میباشد که در 22 دیماه ملاحظه کردید به خوبی در جهت حفظ انقلاب جلو و جلوتر میرود.
نهضت امام خمینی«رضواناللهتعالیعلیه» با احیای مجدد دین و ایمان آغاز شد، به طوری که میتواند خودآگاهیِ دینداری در این زمانه را به کمال خود برساند. و در آن راستا جریان روشنفکری غرب زده به جریان فرسودهای بدل شد که دیگر تاریخ آن گذشته بود و در مقابل آن، انقلاب اسلامی با اجمالی مبتنی بر ایمانِ مردمی به صورتی شگفتانگیز و عجیب آغاز شد، با گذار از وضع موجود به وضع موعود و انسان در این شرایط در پرتو ایمان و نور محمدی«صلواتاللهعلیهوآله» و سیر و سلوک معطوف به فقر ذاتی و عمل به کتاب و سنت، میتواند از جای خود برخیزد و به عالَمی دیگر انتقال پیدا کند که عالم دین و ایمانِ دینی است که پیامبران و اولیای الهی بدان آشنا هستند، حضوری ماورای مفاهیم عقلی و فلسفی، و با توجه به این حضور، کربلا معنای اصیل خود را پیدا میکند که معنای مصیبت و شکست نیست بلکه حضوری است آخرالزمانی برای انسانی که به نهایتها و حضور نهایی خود نظر دارد، در بستر عبور از دوگانگی «زندگی» و «مقاومت» که حضور فردایی بشر است. موفق باشید
با سلام و عرض ادب خدمت شما استاد محترم: زمانی که تلاش میکنم زن را در تمام تاریخ ببینم به کربلا میرسم. در ذهنم همۀ زنان برجسته، در خیمه ای به وسعت تاریخ، گِرد وجود حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کربلا جمع هستند. حتی خانم مرضیه حدیدچی هم در این خیمه همراه زنان بنی هاشم حضور دارد. این زنان مومنه برای ظهور تلاش میکنند. حیاتی در این خیمه هست که در دنیای مادی ما نیست. ما اغلب در «نمیشودها» و «نمیتوانمها» متوقف میشویم. ولی گویی در این خیمه هوا و رایحه ای دیگر جاری است. چطور میشود از قید «زمان» رها شد و ورای تصویر ذهنی به دیدن و شنیدن رسید و فراتر از آن مخاطب اوامر قرار گرفت و پر توان چشم گفت؟ آیا صحیح است به جای در نظرگرفتن علما و اساتید ارجمند، در نماز با اهل این خیمه همراه شد؟ لطفا در صورت صلاحدید راهنمایی بفرمایید. بی نهایت سپاسگزارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. مهم آن است که متوجۀ آینههایی باشیم که اشاره دارند به آنچه آن آینهها مینمایانند، حال چه آن آینه از جنس مردان باشد و چه از جنس بانوان، چه حاج قاسم سلیمانی باشد و چه خانم مرضیۀ دبّاغ و چه همسر شهید رشید. این است که جناب عمّان سامانی «رحمتاللهعلیه» در وصف زینب کبری «سلاماللهعلیها» به عنوان شخصی ماورای جنس زنان و مردان، میفرماید:
زن مگو مرد آفرین روزگار
زن مگو بنت الجلال اخت الوقار
زن مگو خاک درش نقش جبین
زن مگو، دست خدا در آستین
موفق باشید
سلام علیکم جناب استاد عزیز: بنا به حضور در عالم اعتکاف و حس حضور بیشتر و شور ایمانیِ تاریخیمان در اعتکاف، یادداشتی را دوست داشتم با قلبی زبانآشنا و دلی مأنوس با عالم انسان دینی در میان بگذارم.
بسمه و رحمته و ریحانه
حس حضور بَرین آدمی و چشیدن لذت اُنس با حقیقت جز با پناه بردن به خانهای که دریچهای است برای اتصال به ملکوت و بریدن و کندن از شواغل حسّی و مادی زندگی دنیا، و توجهی یگانه با حقیقت هستی، نتیجۀ ورود به عالم اعتکاف است. لازمۀ حضور در چنین عالمی اعتزال (کنارهگیری) و احتباس (دوری از روزمرّگیها) و انقطاع (قطعکردن تعلقات) است. سنگ بنای حضور در عالم انسانی در سه ضلع «اعتزال» و «احتباس» و «انقطاع» شکل میگیرد و جوهر وجودیاش به فعلیت نهایی خود (صورت برتر انسانی) بار مییابد.
اعتکاف، همان «اقامت» و «عکوف» به معنای باز ایستادن از روزمرّگیها و شلوغیها و اقامهکردنِ حق و حقیقت در «جان» آدمی است، آنجا که دیگر دنیا در مشغولیات نباشد و در دنبالِ پیداکردن راهی در نسبتِ با کمال نامتناهی و مطلوب جان خویش به دنبال روزنهای برای ادامۀ حیات دنیایی میگردی. آنجایی که قرار است تا نقشۀ هوایی زندگی معنویات را در طرح و نقشه و برنامۀ خدا پیدا کنی و برای ادامۀ زندگی به دنیا باز گردید و پس از سیر معراج ملکوتی، دوباره در هبوطی دیگر زندگی را بر طرحِ نقشهای «کمال جویانه» و «آرزومندانه» و با امید در غایت قصوای لذتی پایدار که در ربط با کمال مطلق (خدا) است، تجربه کنی.
«اعتکاف»، بازخوانی قصّۀ هبوط آدمی است که چه شد که آسمان را از دست داد و در سیر «هبوط» آدم گرفتار زمین و زمینیان شد. اعتکاف فرصتی است برای بازگشت به همان نقطه عروج آدم، فقط باید آن را اقامه (به پا) داشت!
«اعتکاف» پیدا کردن معنای گم شده بشری است که گَردِ شلوغی و شواغل حسّی و مادی دنیا ضربان معنوی قلبش را کُند و کُندتر کرده و میل و اشتهایش به سبک باری و سبک بالی عالم معنا را از دست داده است.
«اعتکاف»، جانِ تازهای است در ریهها و کالبد وجودی انسانِ «نهیلیسمزده» که نیازمند قرنطینه است تا زندگی را باز جُوید و دگرباره انسان به دنیا با نظر به آسمان نگاه کند. نبض و ضربان قلب را در عالم دینی اعتکاف به دست یگانه طبیبِ عالم هستی به عاریت میدهیم تا گردش خون معنویمان کمی رفیقتر شود و در زندگیمان جاری گردد. إنشاءالله
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که فرمودهاید انسانها با اعتکاف خود که حضور در مسجد است به عنوان دریچهای به سوی عرش؛ با جهانی آشنا میشوند که قابل توصیف نیست زیرا حضورِ دیگری است و معنای «وقت» که در متون دینی داریم برای انسانِ معتکف آشکار میشود و در راستای حضوری بعد از حضور که همان حاضرشدن در میدان «وجود» است، در عین تشکیکیبودن و شدت و ضعفداشتنِ «وجود»، نباید گمان کنیم که پس از اعتکاف، آن حالت از بین میرود بلکه باید متوجه بود برای حضور در مرتبهای شدیدتر آن حالت، حالت دیروزین در اجمال خود قرار می گیرد تا مرتبهای دیگر از «وجود» به تفصیل آید و لذا به یک معنا میتوان گفت حالت دیروزینِ اعتکاف به حالت جلالیاش قرار میگیرد تا حضرت محبوب به جلوۀ جمالی به سوی ما نظر کنند و از این جهت باید متوجۀ زیباییهای فردای اعتکاف بود. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: به گفته ی مولای متقیان حضرت علی علیه السلام که فرمودند «کسی که از خود حساب کشد سود می برد و کسی که از خود غفلت کند زیان برد و کسی که از خدا بترسد ایمن باشد» واقعا که همین طور است کسی که از خدا نترسد از خودش غفلت می کند و کسی که از خود غفلت کند زیان میبیند و کسی که از خدا بترسد از خودش غفلت نمی کند و کسی که از خود غفلت نکند سود میبرد و حضرت آقا خدا ترسی در وجودشان دیده می شود و از خودشان غفلت نمی کنند و بابت این کار سود میبرند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. خدا را باید شکر کرد که در مقابل جوانان ما، رهبر انقلاب را با اینهمه شایستگی قرار داده تا بتوانیم به جوانانمان شخصی را معرفی کنیم که جانِ جوانان ما حقیقتاً به دنبال آن نوع شخصیت هستند و در این زمانه و تنها در مسیر ارادت به رهبر معظم انقلاب میتوانند جواب جان طالب حقیقتشان را بگیرند. موفق باشید
۱. جایگاه تلاش و کوشش انسان در رسیدن کجاست؟ اصلا حدی دارد؟ یا انسان تا هر جا که توانست باید تلاش کند؟ ۲. برایم نامهای باز میشود و همهی نامهها از من عمل میخواهد و تکانی تا در بیخبری نمانم؛ آیا این یعنی کاری را انجام بدهیم که خدا دوست دارد؟ یا چیز دیگری در این میان است؟ ۳. عاشقی کردن در این زمان و زمانه به چه شکلی است؟ اصلا شکلی دارد؟! یا ندارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ آنچه مدّ نظر دارید را با نمونه و اسوه قراردادنِ انسانهای کامل یعنی ائمه «علیهمالسلام» مییابید زیرا که آنها «سبیل الی الله» هستند تا ما در میدان کمال خود جلو و جلوتر رویم به همان معنایی که جناب مولوی فرمود: «بی نهایت حضرت است این بارگاه / صدر را بگذار، صدرِ توست راه». پیشنهاد میشود بحثی که اخبراً در رابطه با شخصیت پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» تحت عنوان «نسبت ما با رسول خدا و شریعت محمدی» شده است را دنبال فرمایید. امید است مفید افتد.
https://eitaa.com/matalebevijeh/21437 موفق باشید
سلام علیکم و رحمت الله: ضمن آرزوی سلامتی و بهره مندی از ماه رجب. حضرت استاد طاهرزاده در مباحثشون میفرمایند وقتی انسان از دنیا رفت و سنگ لحد گذشته شد نفس از بدن قطع امید یا قطع تعلق میکند در حالی که گویا حضرت آیت الله جوادی آملی میفرمایند سالها طول میکشه تا قطع تعلق حاصل بشه و آنچه ما از مردن میبینیم یک مرگ پزشکی است. لطفاً راهنمایی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرگز نفس از بدن خود قطع تعلق نمیکند. به همین جهت میتوان بر سر مزار متوفی حاضر شد و بنا به گفتۀ حضرت رضا «علیهالسلام» برای او دعا کرد و او هم برای ما دعا میکند. آری! با قراردادن سنگ لحد، امیدش نسبت به توجه به بدن و تدبیر آن تمام میشود و همین امر موجب میگردد که متوجۀ جهانی شود که فرشتگان نکیر و منکر با او روبرو میگردد. نکتهای که حتی در جزوۀ «اعتکاف و چگونگی ورود به عالم آن» متذکر آن برای معتکف شده است. https://lobolmizan.ir/leaflet/173?mark=%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%81 موفق باشید
سلام جناب طاهر زاده: تفسیر دیشب شما را گوش کردم. در اواسط می فرمایید یحیی سنوار و سید حسن نصرالله، در نور توحیدی باید این دو عزیز را ببینیم و نمی توانیم یکی را از خودمان بدانیم و آن دیگری را نه! در صورتیکه همه می دانیم از بعد تاریخ اسلام و تشیع، بزرگترین دشمن حضرات ائمه ما خلفا بودند آنانیکه به ناحق به جایگاه معصوم تکیه زدند. قران نیز در تایید می فرماید «ان المنافقون فی الدرک السفل»، قران نمی فرماید کفار مقابل اسلام در پایین ترین درجه جهنم هستند می فرماید منافقین در پایین ترین درجه جهنم هستن کاملا خلاف شعار «شیطان بزرگ آمریکاست». چگونه با تمرکز به ظلم امریکا و اسرائیل آنها را دشمن بزرگ می دانید اما از ظلم و گناهان درون جامعه براحتی می گذرید و یا آنرا توجیه می کنید؟ قران می فرماید «لن یتقبل منکم انکم کنتم قوما فسقین»، چطور می شود با ابتلا به فسق و گناه خود را برحق دانست؟ مگر می شود با گناه به خدا رسید؟ جالب اینجاست که در آخر جلسه را با آیه «لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ» ختم می کنید که باز گوشزد می کند «الیکم انفسکم» و نمی گوید بر شما باد استکبار ستیزی! بر شما باد مبازره با دشمن خارج و رها کردن دشمن درون، منافق درون جامعه و هوای نفس درون! حقیقتا عجیبه!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد فکر کنید که این نوع دوگانگیها در بین ما و اهل سنت وجود ندارد مگر آنچه وهّابیها دامن میزنند. به گفتۀ جناب علامۀ امینی، اکثر اهل سنت همان فضائلی که ما برای مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» قائل هستیم، اهل سنت برای خلفا بخصوص برای خلیفۀ دوم قائلند. و از آن طرف شدیداً خود را محبّ اهل البیت میدانند. سخنان شهید یحیی سنوار را در مورد حضرت علی «علیهالسلام» و کربلا نشنیدهاید؟ و با آن ارادتی که به ایران و رهبر معظم انقلاب دارد؟ مهم آن است که متوجه باشیم در چه تاریخی به سر میبریم که ائمه «علیهمالسلام» تلاش کردند این دوگانگیها در جهان اسلام از بین برود تا آنجایی که حضرت صادق «علیهالسلام» توانستند امامان اهل سنت را جذب مکتب خود نمایند که در جای خود بسیار کار مهم و ارزشمندی است. آری! باید متوجه باشیم در چه تاریخی به سر میبریم؟! موفق باشید
سلام استاد: متنی نوشته بودم در حوالی این ایام و اینکه وظیفه امروز ما چیست لطف بفرمایید ملاحظه کنید و راهنمایی بفرمایید. «إنَّ مِنَ النّاسِ مَفاتيحَ لِذِكرِ اللّهِ ؛ إذا رُؤوا ذُكِرَ اللّهُ» بعضی از آدمها کلید ذکر خدا هستند و با دیدن آنها موفق به ذکر میشود. (رسول الله) چند وقتی است که گویا فرصت صحبت با خدا بیشتر برایمان پیش آمده است و این به دو جهت است که دومی به نظرم حداقل برای خودم دارای اهمیت بیشتری است. یک آنکه در ایام رجب و شعبان و بهترین ایام و ماههای خدا داریم زمان سپری میکنیم و دومی آنکه مهمتر است آدمهایی که کلید ذکر خدا بودند برایمان و سالها در کنارمان بودند و نشناختیمشان و با پرپر شدنشان ذکر و یاد خدا را برایمان به تصویر کشیدند. با شهادت دلیرانه و شجاعانه و ایثارگرانه مدافعان انقلاب اسلامی بار دیگر در این دنیای تاریک نور عبادت و ایمان خداوند متعال را منور کردند و مردم آماده و حاضر این نور را دریافت کردند و حماسه ۲۲ دی را آفریدند و جهان را آبستن دنیای جدیدی کردند. اینها چه خوب شاگردانی برای اساتید خود چه خوب فرزندانی برای پدران خود بودند. آنان که حرف امام و مولای خود را به جان شنیدند و مانند شهدای انقلاب و دفاع مقدس برای به گوش دیگران رساندنش جان را بر کف دست گرفتند. و آن نه قدرت و نه ثروت و نه مقام و نه جایگاه و نه هیچ چیز دیگر بوده و تنها یک چیز بوده ایمان و توکل به خداوند متعال که تمامی ویژگیهای قبلی را در خدمت ایمان گرفته بودند. امروز حرف از جنگ و خطر آمریکا و اسرائیل برای ایران و حرف از دگرگونی نظام حاکم بر کشور ایران است. اینها تماماً تهدیداتی بزرگ و خطرناک و خطرآفرین برای کشور مااست. ولی نگاهی اجمالی به ۴۷ سال عمر انقلاب اسلامی راه و مسیر و نتیجه را برایمان به تصویر میکشد. ۴۷ سال پیش مردم از حکومت طاغوت به ستوه آمدند و حکومتی اسلامی را برپا کردند تا بتوانند جامعه اسلامی را در جهان به روی آورند جامعه الهی که بتوانند زمینه ساز ظهور منجی عالم بشود و برای ظهور او چه چیز لازم است؟ بلاشک همه میدانیم که با ظهور حضرت حجت به یکباره قرار نیست تمام مشکلات حل شود و حضرت اشارهای بکنند و جهان گل و بلبل بشود و قرار است حضرت با همین مردم به کار جهان سامان دهند همانطور که ما از دین اسلام فهمیدیم و امام امت و حضرت امام خامنهای فهمیدند و در این جهت مردم را به صحنه آوردند و با همین مردم طاغوت سرنگون شد با همین مردم در بسیج مشکلات امنیتی و سازمانی و محلی کشور حل شد و همچنان حل میشود و با همین مردم در جهاد سازندگی انفال به دست مردم رسید و رفاهی حداقلی در همه جای کشور به پا شد. اما امروز مردم غیر از انتخابات کجای این کشور نقش آفرینند؟ مهمترین مشکل کشور که امروز معضل ما است و به قول رهبری مگس به روی آن زخم نشسته است مشکل اقتصاد است غیر از سوء مدیریتها در بحثهای اقتصادی ما نیاز به یک راه حل مادام العمر و یک نحوه اقتصاد اسلامی برای تمدن اسلامی خود داریم تا اینجا که ما فهمیدیم برای حل مشکل اقتصاد باید تولید داشته باشیم و آن هم تولید واقعی داخلی تا بتوانیم تولید سرمایه کنیم. امروز خب ما میخواهیم چه تولید کنیم تا بتوانیم مشکلات متعدد خود از قبیل آب و برق و گاز خودرو و مسکن را حل کنیم و یا بتوانیم در صنعتهای بزرگ نسل جدید جهان یعنی کامپیوتر و هوش مصنوعی رقیب جدی جهان شویم و یک تریبون عظیم و بزرگ برای صادرات تمدن اسلامی داشته باشیم. با نظر به تمام اینها تنها راهی که جلوی ما باقی میماند تلاش برای رسیدن به این تکنولوژی هااست. و این با قدم زدن در راه علم و فناوری همچون کاظمی آشتیانیها به دست میآید کسانی که رمز بودن در جهان بیمعنایی را فهمیدند و با بودنشان راهی ساختند و با رفتنشان صدها نفر را مثل خود به این راه دعوت کردند کسانی که هرگاه به مشکل میخوردند کار را با توسل و توکل درست میکردند همچون باکریها و همتها و خرازیها و کاظمیها و امروز در عرصه علم آشتیانیها با احمدی روشن ها امروز یک چالش بزرگ پیش روی ماست امروز بودن نسل جدید دانشجو با چه چیزی معنا میشود؟ دانشجو امروز قرار است در چه چیز محو شود تا هویدا شود؟ آن هم در امروز جمهوری اسلامی که دنیا چشم دیدن آن را ندارد و با تمام قوا برای نابودی آن تلاش میکند. شهید باکری مهندس خوب مکانیک بهترین شهردار شهر ارومیه و از بهترین و پاکترین مردم روی زمین که با خواندن زندگیش انسان توفیق ذکر پیدا میکند چرا به یکباره شهرداری و زندگی را رها کرده و به میدان جنگ میگذارد اگر غیر از این است که در شهرداری هم میشد به انقلاب و نظام خدمت کرد. اما کلان مسئله کشور آن روز چه بود؟ جنگ نظامی. و امروز چیست؟ جنگ نظامی؟ جنگ اقتصادی؟ جنگ فرهنگی؟ جنگ... امروز ما درگیر تمام موارد فوق هستیم ولی تمام اینها شاخههای یک درختند و باید ریشه پیدا شود اگر ریشه قطع شود بسیاری از مشکلات حل میشود به قولی امروز باید کلان مسئله ایران را پیدا کرد مسئله امروز ایران دوری و فراموشی دانشگاه و علم و فناوری است که اگر ما بتوانیم با علم و فناوری به تکنولوژی برسیم بسیاری از نیازمندیهای خود را در جنگ نظامی برطرف خواهیم کردیم. با علم و فناوری چرخ اقتصاد و تولید را به راه انداخته و با صادرات آن اقتصاد را پویا خواهیم کرد و با حرف داشتن در جهان و شناساندن این نحو از زندگی فرهنگ خود به خود فراگیر میشود. و امروز دانشجوی ما باید خود را بتواند در کلام مسئله پیدا کند و معنا بگیرد امروز با زندگی دانش بنیان میتوان کشور را به سمت و سوی چیزی بهتر از بهترینها هدایت کرد امروز بدانید که کم و بیش جوانانی در عرصههای مختلف در حال انجام این امرند و جای خالی ما در کنارشان احساس میشود. و اما زندگی دانش بنیان یعنی چه؟ احمد کاظمی درباره نیروی زمینی سپاه بیان میکند: « اگر امروز نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیروی زمینی حسن باقری و مهدی باکری و همت و متوسلیان بشود برادران, آمریکا چه آمریکا است ده برابر آمریکا را هم شکست میدهد.» مگر خصوصیت نیروی زمینی حسن باقری و مهدی باکری و همت و متوسلیان چه بوده؟ مگر غیر از این بوده که با تمام قوای خود در صحنهها حاضر میشدند و بقیه را به خدا میسپردند؟ مگر غیر از این چیزی بوده است؟ و البته شهید کاظمی ادامه میدهد: «ما امروز دریایی از تجربه هستیم یک لحظه به خودتون این را نگید که آمریکا میاد بمب میزنه داغون میکنه آمریکا غلط کرد آمریکا مقابل شما بچهها بدونید و در مقابل وضعیت امروز نیروی زمینی بدونید که خوار و شکست خورده است. آمریکاییها بالندگیشون به این تجهیزاتشونه این تجهیزات تا یه وقتی میتونن جلو برن در مقابل اراده آدمهایی که برای خدا کار میکنند این شکست میخوره شک نکنید.» ما اگر اراده کنیم آماده شویم وارد صحنه که شدیم خداوند هم نصرت خود را خواهد رساند و این همان زندگی دانش بنیان است که حضرت آقا میفرماید دانشجویان اگر در صحنه علمی حاضر شوند و اراده بکنند به تولید به ساخت یک دستگاهی، تکنولوژی و آماده آن بشوند خداوند قطعاً به آنها کمک خواهد کرد. و این است که رهبری میفرمایند: «والله ابرقدرتها در مقابل این ملت خاضع و مجبور به تسلیم خواهند شد.» اراده ملتها صحنهها را تغییر میدهد. امروز حواسمان باشد که آیا برای نظم جدید جهانی و حس اثرگذاری خودمان و معنا پیدا کردنمان در فردای جهان همانند آنهایی که انقلاب کردند و ارزش جان خود را در این راه پیدا کردند. اراده کردهایم یا نه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله به نکات خوبی اشاره فرمودهاید و حقیقتاً جوانهای عزیز ما با نظر به همین حضور است که میتوانند امروز و فردای خود را از پوچی و نیستانگاری آزاد کنند. خوب است که کاربران عزیز به نکاتی که فرمودید با دقت نظر کنند. زیرا در زمان و زمانه ای که بشر بیش از همیشه باید با تفکر حقیقی که شناخت باطلِ زمانه است؛ خود را بیابد، انسان می تواند باطل را در هر جریانی که با مسیر آخرین پیامبر مقابله می کند، بشناسد. و در این راستا راه خدا، به عنوان راهی که راه باطل نیست، خود را می نمایاند. این یعنی حضور در میدان «تولّی» و «تبرّی» که حضور در اُنسِ نهایی با حضرت حق است در مقابله با میدانی که در نهایت خشونت با انسانیت است و این است راز حقّانیت اسلام و ذیل اسلام، راز حقّانیت انقلاب اسلامی که با خشن ترین جبهۀ استکبار روبه رو شده، به معنای پایان تاریخ غربِ استکباری که تاریخ فرار از حق و حقیقت است در نهایی ترین شکل.
با توجه به اینکه انسان در مسیر توحید و شریعت اسلامی از «آگاهی» به سوی «خودآگاهی» می رود و از «خودآگاهی» به «دل آگاهی» نایل می گردد که همان تفکر حضوری است که منجر به درک موقعیت تاریخی می شود که در آن تاریخ حاضر است. می توان گفت آن مادر شهید و آن خانم خانه داری که در راهپیمایی ۲۲ دیماه شرکت می کند؛ متفکرتر از بسیاری از تحصیل کرده های غربزده می باشند زیرا تفکر، همواره با «تقوی» و ورع همراه است تا به حکم: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» (نحل/۴۴) انسان ها متوجۀ تفکری می شوند که در دل شریعت محمّدی «صلوات الله علیه وآله» پیش می آید و جریان غربزدۀ بی تقوا و بی ورع هرگز نمی تواند از آن شریعت بهره مند شود و به تفکری که آیۀ مذکور متذکر آن است برسد. موفق باشید
سلام چند سوال دارم ممنون میشم جواب بدید 🌸 ۱. خیلی از این و اون میشنوم که ازدواج اگر نشود انسان ناقص وارد عالم برزخ می شود چون در مرتبه خیال گیر میکنه و می گویند تا لمس نکند انسان بدن همسر خود را صور خیالی صاف نمی شود تا سلوک داشته باشد. ۲. چندی است بخاطر یادگیری زبان روی آوردم به انیمه های سه بعدی (دونگ هوا) وقتی اینا رو دیدم خیلی برام جذاب هست چون که کاراکتر ها خیلی زیبا و بی نقص هستند و رنگ ها و عوالم آنها خیلی باحال هستند و قلب رو تسخیر میکنند گاهی فکر میکنم آیا عالم برزخ و قیامت هم جذاب هستند بگونه ای که تمام توجه ما رو درگیر خودش کنه؟. ۳. تقریبا هر شب در حرم امام رضا علیه السلام میرم برای زیارت چه عملی رو توصیه میکنید و اینکه از امام چی باید بخواهم خیلی اهل جمال و حب به زیبایی هستم. ۴. نمی دانم چرا خیلی به عالم برزخ علاقه مندم و خیلی در این مباحث مطالعه دارم و دنیا برام عذاب میمونه چون لذت حلالی ندارم و دنیا رو با سختی شناختم ، تا کنون آدم تنهایی بودم و هیچ انسی با دیگری نداشتم نمیدونم چکار باید بکنم و در مورد مسئلع ازدواج شرائط اقتصادی و مهارتی ندارم و هیچ وقت به خانواده ام در این مورد که نیاز دارم بهشون نمیگم چون از لحاظ عاطفی خیلی ازشون دورم و چندشم میشه! نمیدونم واقعا اینا امتحان منه که تنها باشم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این مربوط به افرادی است که بدون دلیل ازدواج را ترک میکنند وگرنه در مورد بعضی از روحها، حتی به گفتۀ حضرت علی «علیهالسلام» میتوانند به سیرۀ حضرت مسیح «علیهالسلام» عمل کنند که به ازدواج رجوع نداشتند. ۲. بحث آن مفصل است. مسلّماً برای انسانهایی که خود را با معنویت، مأنوس کردهاند در عالم برزخ با صورت آن احوالات معنوی روبهرو می شوند 3- مهم در زیارت امام، اُنس با شخصیت ایمانیِ حضرت امام رضا «علیهالسلام» میباشد. ۴. در موضوع سیر مطالعاتیِ سایت بخصوص در موضوع «معرفت نفس» خوب است که بیندیشید. ان شاءالله با ورود به آن مباحث جواب خود را در این فراز مییابید. موفق باشید
سلام خدمت شما استاد طاهر زاده عزیز: به تازگی مطلبی خواندم که خاطره ای از امام موسی صدر در آن گفته شده بود که ایشان در مکانی در لبنان سخنرانی می کردند که یکی از این خواهران مسیحی به سمت ایشان رفت و ایشان را در آغوش گرفت و بوسید و آیت الله بروجردي که از مسئله با خبر شدند واکنش ایشان این بود که اگر خانم با دست رد امام موسی صدر هتک می شدند کار درستی نبود ولی از طرفی هم داریم که احمد کاظمی ها می گویند که برای رضای هیچکس جهنمی نشوید حال سوال اینجاست که ۱. این دو مسئله را یا مسائل اینگونه را چگونه می توان جمع کرد ۲. اسلام تا چه حدی در این موارد دست شخص یا ما را باز گذاشته است ۳. در مواردی هم پیش می آید برای خودمان که مثلا در یک جمعی طرف مقابل که دختر است دستش را دراز کرده و به اصطلاح خودمان می گويد بزن قدش . در این موارد چه باید کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که مطلع هستید خود جناب شهید موسی صدر عزیز، مجتهد بودهاند و آن مواجهه طوری بوده که حالت غافلگیری داشته و میدان انتخابی در میان نبوده. ولی چنانچه نامحرمی بخواهد دست بدهد، همانطور که رهبر معظم انقلاب با خانم ایندیراگاندی عمل کردند سریعاً دست خود را به داخل عبایشان بردند و دست دادند. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد گرامی و تبریک اعیاد شعبانیه چند سوال داشتم؛ چند سالی هست سیر مطالعاتی معارف شما را با چند گروه از خانمها کار میکنیم ۱. گروهی ده نکته،برهان صدیقین،حرکت جوهری و معاد را گذرانده ایم،اکنون و در این تاریخ کدام بحث را با خانمها شروع کنیم ؟ ۲ . با یک گروه دیگر بعد از ده نکته و برهان و حرکت جوهری قصدم شروع غرب شناسی است،کدام یک از کتابهای شما در موضوع غرب را شروع کنیم ؟ ۳ . سوالی هم در مورد برهان صدیقین داشتم ، مستمعین با یک شوق و انگیزه ده نکته را پیگیر هستند و با اشتیاق به دنبال حرفهای تازه و.....اما زمانی که برهان صدیقین شروع شود،کم کم ریزش شروع میشود،من خودم با برهان صدیقین خیلی نمیتوانم انس بگیرم و فقط مبحث عین ربط بودن خودمان را بسیار دوست دارم و از ذکرش لذت میبرم ،وگرنه بقیه مباحث را خیلی ضرورت در بیان نمیبینم یا ارتباط دلی با آن ندارم،یعنی نمیدانم آیا خود شما برهان صدیقین در این تاریخ را باز همان صوتهای موجود خودتان در گذشته میدانید یا نه ،گویی بیان بعضی مباحث در این تاریخ ضرورتی ندارد،نمیدانم برهان صدیقین را به مانند صوتهای موجود خودتان بگویم؟برای رسیدن به مبانی مهدویت،انقلاب،غرب و غیره که همه جذاب و مردم تشنه آن هستند،برهان صدیقین یجورد بازدارنده میشود بر اساس تجربه خودم،گرچه بحث عین ربط بودن و بیان آن توسط جناب بزرگ مرد ملاصدرا جان،ضرورت تاریخ است،مانده ام این مبحث چطور بیان شود تا مسیر ادامه پیدا کند ۴ . مسئله دیگر با چندین جوان دبیرستان و دانشجو مرتبط هستم هر کدام در نقطه ای از شهر و احوالات مختلف و متفاوت ،عزم و وقت آمدن به شکل مستمر ندارند اما،درد دارند می آیند و باز میروند و باز بر میگردند ،حتی نمیشود یک جا جمعشان کرد ، طلبشان هنوز لنگ است ،مانده ام با اینها چه کنم،چون خود هم دغدغه همین جوانها را دارم در کل در این تاریخ و این مردم بخصوص جوانان آیا مبحث کلی هست که با آنها شروع کنیم به معنای تاریخ ساز شدن و نگاه تمدنی کتاب جوان و انتخاب بزرگ خوب است برای شروع ؟ ولی در ادامه چه باید کرد ؟ که هر کدام هم روحیات متفاوت دارند و در ظاهرا متضاد از هم ببخشید که وقت پر ارزشتان را گرفتم خداوند بهترین خیرها و برکات را شامل حال شما و دیگر عزیزان که در این مسیر هستند ، بفرماید سپاس فراوان از شما استاد گرامی
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با این فراز، میتوانید به مباحث «منازل السائرین» و «فصوص الحکم» همراه با شرح صوتی آنها رجوع فرمایید 2- در رابطه با فلسفۀ غرب دو جزوه در سایت هست که برای شروع، خوب است و سپس به کتاب «مدرنیته و توهّم» همراه با شرح صوتی آن و پس از آن به مجموعۀ کتابهای «جهان بین دو جهان» رجوع کنید 3- در این مورد فکر میکنم و با رفقایی که در این رابطه کار کردهاند مطلب را در میان میگذارم و نتیجۀ نهایی را، پس از آنکه مجدداً سؤال فرمودید خدمتتان عرض خواهم کرد 4- بعد از بحث «جوان و انتخاب بزرگ» و «ده نکته در معرفت نفس»، ورود به کتاب «گزینش تکنولوژی» و کتاب «مدرنیته و توهّم» همراه با صوت آن ان شاءالله میتواند منشأ گفتگوهای خوبی بشود. در مورد مباحث «معرفت نفس» خوب است به کانال «معرفت نفس» رجوع شود و هر کدام از قرائتها که با روح و روحیۀ رفقا میخواند؛ انتخاب گردد. https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh موفق باشید
سلام و درود و رحمت الهی تقدیم به حضرت حجت ارواحنا فداه و استاد مهربانم. استاد میشه لطفاً بفرمایید در دوران رجعت انسانهایی که مرده بودند و تمایل دارند برگردند، به قالب جسد خاکی برمیگردند یا با جسم برزخی هستند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نفسِ آمادۀ آنها از همین دنیا، بدنی برای خود ایجاد میکند و در کنار حضرت بقیة الله«عجلاللهتعالیفرجه» به میدان میآیند. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. با سلام خدمت استاد گرامی: ببخشید استاد نشانه ی اینکه خدا از ما راضی هست چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ حساسی است و به راحتی نمیتوان مطمئن شد که خداوند از ما راضی هستند یا نه. ولی همینکه به ما لطف کرده است و توفیق عبادات خود را نصیب ما نموده، حکایت از آن دارد که از درگاهش محروممان نکرده. آری! «آنقدر ای دل که توانی بکوش / گرچه بهشتش نه به کوشش دهند». موفق باشید
سلام و عرض ادب محضر استاد عزیز: راهنمایی بفرمایید در زمینه عرفان و علوم غریبه از چه سیری و از چه کتابی شروع کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد عرفان توجه جنابعالی را به کتاب «مبانی نظری عرفان» از استاد یزدانپناه و پس از آن به کتاب «فصوص الحکم» ابن عربی جلب میکنم. در مورد علوم غریبه چیزی نمیدانم. موفق باشید
با سلام و احترام در رابطه با موضوعات پیشآمده چند سوال مطرح است وقتی با مردم در مورد نظام صحبت میشود همه میگویند با این وضع فسادها و رانت های زیاد عدم محاکمه مجرمان مالی و وضعیت معیشتی که در جمهوری اسلامی هست، اگر اسلام این است ما اسلام نمیخواهیم در نتیجه بسیاری از جوانان در جامعه از اسلام روی برگرداندهاند ما هم دفاعی نداریم. به نظر شما در این شرایط برای حفظ اسلام مثل امام حسن باید صلح کرد یا مثل امام حسین باید مبارزه کرد؟ وظیفۀ ما در حال حاضر چیست چگونه با این افراد صحبت کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله در شرایطی هستیم که نه، باید در مقابل جاهلیت مدرن یعنی جبهۀ استکباریِ یهودیزده کوتاه آمد به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب فرمودند «کوتاه نمیآییم». و نه، نسبت به غرب و لیبرالهای داخلی باید کوتاه آمد و از آنها غفلت کرد. و انقلاب اسلامی اکنون در جایگاهی قرار دارد که جایگاه مقابله با هر دو جریان است و جوانان ما باید متوجه شوند تنها در تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده، به آنچه باید برسند میرسند وگرنه گرفتار انواع پوچیها و نیستانگاریها میشوند و این نکتهای است که باید طی گفتگویی صمیمانه با آنها در میان گذاشت. موفق باشید
سلام علیکم: خدواند شما را حفظ کند. بنده چند وقتی است که با دغدغه هایی که داشته ام و با مدد الهی مشاور جوان اداره تبلیغات شهرمان شده ام که همانطور که خود شما فرمودید که حضرت آقا فرمودند (برای من مسئله تبلیغ نگران کننده هست) در این خصوص حال که خدواند فرصتی را جهت خدمت پیش آورده است و از طرف اداره نیز برای چینش برنامه ها مختار هستم در اولین قدم خواستم که با مشورت گرفتن از شما کار را انشاءالله آغاز کنیم که در مورد اول عرض میکنم که: ۱. شما در کل برای شروع، چه کارهایی را پیشنهاد می کنید که هم جوابگوی نیاز جوانان و هم نتیجه بخش باشد چون تا به حال کارهای زیادی انجام شده که نه ادامه دار بوده نه خروجی مشخصی داشته است. ۲. مبنای ما همان حرف آقا برای جوانان است که می فرمایند سه کار تهذیب تحصیل و ورزش را باید دنبال کنند و در این زمینه چه کتاب ها و چه راه هایی برای تهذیب و تحصیل و جهاد تبیین باید مد نظرمان باشد؟ ۳. در کلیپی که اخیرا به نقل از سردار حاجی زاده منتشر شده بود که برای شلیک ماهواره قائم صد هنگام ورود تا دید تمامی بینندگان از قشرهای مذهبی هستند به مسئول مرتبط گفته بود که به این زن زندگی آزادی ها کجا هستند؟ (نشان دهنده این امر که باید این جوانان را هم همراه کنیم) ما نیز در اتفاقات اخیر از این قشر که جوان هم بودند کم نداشتیم که بی تجربه و فکر نکرده عمل کردند ولی خب ما نیز در قبال آنها کم کاری داشتیم. پیشنهاد شما برای جذب این قشر و همراه کردن آنها با انقلاب اسلامی چه می باشد؟ ۴. ما نیز قصد داریم سیر مطالعاتی شما را با رفقا از ابتدا مطالعه کرده تا هم خودمان را بیش از پیش در این جنس مباحث حاضر کنیم هم حرف برای گفتن به این نسل داشته باشیم و در این خصوص چگونه مباحث را دنبال کنیم نتیجه بهتر خواهیم گرفت؟ و در نهایت برای ما دعا بفرمایید که به لطف الهی همانطور که حاج قاسم توانستند با ایمان اخلاص و عمل کارها را جلو ببرند ما نیز این ویژگی ها را در خود تقویت کرده و حضوری از جنس او در کارها داشته باشیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1. مباحث «معرفت نفس» که از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» شروع میشود تا «ده نکته در معرفت نفس»؛ مقدمۀ خوبی میتواند باشد. در مورد مباحث «معرفت نفس» خوب است به کانال «معرفت نفس» رجوع شود و هر کدام از قرائتها که با روح و روحیۀ رفقا میخواند؛ انتخاب گردد. https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh 2- در دل مباحث «معرفت نفس»، خود به خود این نکات مدّ نظر میآید تا انسان بهترین تصمیم را بگیرد هرچند در موقعیت بالاتر، مباحث مربوط به کتاب «جامع السعادات» بسیار کارساز میباشد. https://eitaa.com/jameo_saadat 3- همینطور است. راه ارتباط با جوانان، کار بسیار حساسی است. مهم آن است که باب گفتگو با آنها را باز کنیم و جایگاه تاریخیِ انقلاب اسلامی را به عنوان آیندۀ جهان با زبان ساده با آنها در میان بگذاریم که البته باید نسبت به این موضوع، بیش از گذشته مجهز شویم 4. ان شاءالله با مباحث «معرفت نفس» و سپس رجوع به شرح سورههای عنکبوت و زُمر که روی سایت هست؛ کار، به سوی نتیجه پیش میرود. در ضمن در رابطه با سؤالات خود خوب است سری هم به سؤال و جواب شمارۀ 41118 بزنید. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد برای یادگیری تاریخ باید برای سيرش از چه کتابی باید شروع کنم؟ آیا کتابی در این مورد سراغ دارید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد تاریخ اسلام برای شروع، کتاب آیت الله سبحانی خوب است و در مورد تاریخ معاصر، آثار آقای دکتر موسی حقانی و آقای دکتر موسی نجفی مفید میباشد. موفق باشید
بسمه تعالی خداراشکر دنیا در شرایط تقابل بزرگ میان دو گروه یعنی تیم خداوند یا همان مومنین با تیم شیطان یا همون نظام آمریکاییـ یهودی به اسم تیم کفار قرار گرفته و جنگ در چنین تقابلی یک جنگ مقدس و مبارکه. قلب مومنین محل خداست پس دشمن به خانه خدا حمله میکنه! وقتی کسی با تجهیزات تکنولوژیک به خداوند حمله کنه خدا کسی نیست که با تفنگ باهاش بجنگه، سلاح خداوند همه مخلوقات عالمه پس اگر از قدرت و برتری این تقابل رو بنگری با هزار هزار تجهیزات، دشمن پشیزی قدرت نداره. دشمن میخواهد ما خود را در شخصیتی که آنها طراحی میکنند که ما باشیم تعریف کنند و داستانی نوشتند که در این داستان نقشی که به ما دادند نقش شکست خورده باشه. بار دیگر دنیایی که پشت سر گذاشتیم اما هنوز در آنیم را بازخوانی میکنیم تا از نقشه داستان کودکانه و دستوری دشمن، به امید خدا آزاد شویم. دنیایی که در آن گرفتاریم این بود: کافران یک نوع آفت منحصربهفردند که تکثیر میشن، دنیامون رو مسموم میکنند تشکیلات خودگردان خودشونو به دنیا تحمیل می کنند، تشکیلاتی عمیقاً غیر طبیعی و یک کابوس دردناک. در نظم آنها جایی که بقیه در این خواب نظم میدنند انسان های آزاده دیوانگی میدیدند، یه دنیای ظالمو بی رحم که مورد امر و نهی قوانین من درآوردی قرار گرفته! ثانیه ها دقیقه ها سالها دهه ها، هر حیات آدم یک نسخه ناچیز تر و کم رنگ تر از حیات اصیل انسان؛ بیدار شو بخور کار کن تولید مثل کن و بمیر و همه عمر مرده و خواب باش. همه آدما در حال انتظارند!منتظرند که همه چیز تموم بشه در حالی که در یک نمایش احمقانه مزخرف ایفای نقش میکنند هر روز و هر روز. آزادگان که به آزادی رسیده هاشون شهدا هستند نمیتونستند این کار رو بکنند، نمیتونستند قلبشونو خاموش کنن و به این حنون ملحق بشن نمیتوانستند تظاهر کنند؛ با پیدا کردن امام خمینی متوجه شدند ناچار نیستند! میتونستند راه کربلا را زنده کنند، میتونستند تعادل یک دنیای خرابو احیا کنند، پس با شهادت یه رزمنده ابدی خلق کردند. در طول مسیر فهمیدند کارهایی ازشون ساخته است که بیشتر از تصوراتشونه میتونستند نترس و قدرتمند به آزادی که در اسلام امام رسیدند کار آزاد سازی خودشونو در دنیا ادامه بدند. در این بین آدمایی هستند که یک به یک شهید شدن دوستاشونو دیدند اما وظایف متفاوتی دارند امثال علماـ جوانان آزاده یا خوده ما مقاومین، کم کم ما موفق به کشف شدیم و ماهیت واقعی آدمای خواب زده را دیدیم، آدمایی که در برابر همه خودشونو آدمای خوبو عادی معرفی میکنند ولی اونا هم مثل کفار سراسر دروغ بودند یه دروغ وحشتناک. اونها کارهای بدی میکردند و خواهند میکرد! کارهای وحشتنکاک. ما ذات واقعیشونو بهشون نشون دادیم یه آینه مقابلشون شدیم؛ تسلیم شده های ساده لوح غرب زده فکر میکردند یک شیطان بخاطر گناهشون نفرینشون کرده ولی غول بچه های همخو شده با طاغوتیهای کافر متوجه شدند این مایییم که این آینه رو مقابلشون گرفتیم، به همین دلیل از ما بیزار شدند و نقشه میکشیدند تا حبس و بزور تسلیممون کنن. ولی اونها بودند که مشکل داشتند نه ما، اونها چاره دیگه ای برامون نذاشتند! جنگ... ما میتونیم در راهی که در حهان یکی است و آن انقلاب اسلامی است با قلب تسلیم و مومنمون به حق و معصوم علیه السلام دست خدا بشیم و به این جهان شکلی دوباره بدیم و هر طور که پیغمبر برای ما آورده که شایستشه این دنیاست از نو بسازیمش. برای دشمن ما چیزی بیشتر از یه حیوون نیستیم یه موش آزمایشگاهی که باید رام شه ولی حقیقت دوستان دقیقاً عکس این ماجراست« ما از اونها بهتری و والا تریم » برای همین میترسونیمشون اگه ما با شهدا و رهبری و مومنین با انسانهای موحد بریم برای اولین بار تو زندگیمون آزادی رو حس و زندگی میکنیم ما میتونیم به این دنیا شکلی دوباره بدیم. ولی دوست من! آدمی که تسلیم آمریکا شدنو قبول کنه مرده و آدمی که حتی با شهادت کشته شده و تسلیم نشده زنده است ما مرگو میخوایم چکار کنیم؟! امام خامنه ای : (قرار است آیت خدا ظاهر شود ای سربازان خدا، قرار است به سراغ فتح منطقه ابر قدرتها برویم این جنگ جهانی برای ما یک جنگ مقدس و مبارک است که فتوحات جهانی را بدنبال دارد) والسلام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه باید به جایگاه خود و جایگاه دشمنان فکر کرد. اگر در نسبت با دشمنان در جایگاه حقی ایستاده باشیم، آن درگیری، درگیریِ مقدس و حیاتبخشی خواهد بود، به هر شکل که باشد آینده، آیندۀ جبههای است که بر آموزههای توحیدی و ایمانی و حقّانی تکیه میکند.
ملاحظه کردهاید که غرب در جایی قرار گرفته که تنها با دروغ و در نهایت با بمباران میخواهد کاری بکند و خود را در این تاریخ نگه دارد، غافل از آنکه انسانهای اصیل و اندیشمند نمیتوانند در جایی باشند که غرب برای آنها معنا کرده بود و در وجدان تاریخی خود به انسان نهایی میاندیشند و به هر انسانی که به نحوی با شخصیت و سبک خود اشارهای باشد به آن انسانِ نهایی. و از این جهت است که مردم ما نسبتی بین خود و رهبر معظم انقلاب احساس میکنند، احساس میکنند در نسبت با رهبر معظم انقلاب شوری در جان خودشان به میان میآید که همان وجدان تاریخی آنان است و برای هرچه بیشتر نزدیکشدن به خود در 22 دیماه حاضر شدند که حکایتی است از ندایی که در سرِّ سُویدای آنها به صدا در آمده. اینجا است که این انسانها حق و باطل و شدنی و نشدنی را تشخیص میدهند. بر عکسِ عقل غربی که هرگز نمیتواند بگوید حق چیست و باطل کدام است. و اینجا است که دیگر محال است به جهانی و نظامی برگردیم که جدای از حضور تاریخی انقلاب اسلامی باشد. آن حضوری که انقلاب اسلامی برای انسانهای اصیل در این تاریخ آورده، آن برهانی است که در درون جان هر انسانی و بهخصوص هر مسلمانی حاضر است که به یک معنا فتوای باطن هرکسی میباشد. در این رابطه رهبر معظم انقلاب میفرمایند: اگر استقبال عظیم مردمی در 12 بهمن نبود، 22 بهمن که سقوط نظام شاهنشاهی است، اتفاق نمیافتاد. و در مورد فتنۀ اخیر هم فرمودند مسئولین انتظامی و بسیج و سپاه و دیگران که مسئولیت داشتند، به مسئولیت خود عمل کردند، اما آن چیزی که آتش فتنه را زیر پایش خاکستر کرد، مردم بودند. آیا این نحوۀ حضور مردم به جهت ایمان به توحیدی نیست که نظر به نهاییترین توحید دارند با نظر به فرهنگ مهدوی و توجه به سخن رسول خدا«صلواتاللهعلیهواله» که فرمودند: «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ، اِنتظارُ الْفَرَجِ»؛ برترین عبادت، انتظار فرج است. انتظار فرج یعنی انتظار نهاییترین توحید در جمال انسان کامل که آینۀ نهاییترین افق انسانیت انسان میباشد و رهبر معظم انقلاب با شخصیت خود متذکر آن میباشند. و این است آیندهای که باید در این میدان مدّ نظر داشت. موفق باشید
