با عرض سلام: استاد اگر نسل جوان این دوره را بخواهید با نسل جوان گذشته که همدوره شما بودند مقایسه کنید تأثیر میل درونی افراد در سیر و سلوک را در کدام نسل بیشتر ارزیابی می کنید؟ چون در دوران رسانه و اطلاعات دسترسی به منابع علمی یا حکمت و عرفان بسیار آسان شده و از طرفی دسترسی به امور و ابزاری که موجب غفلت انسان می شود هم بیشتر فراهم گردیده و گسترده شده به طوری که انسان نسل امروز بیشتر در معرض گناه و غفلت قرار دارد تا انسان نسل دیروز. ظاهراً میل و کشش درونی یک انسان در دوران امروز بیشتر تعیین کننده است که فرد به چه سمت و سویی کشیده شود. آیا این به نفع بشر شده یا به ضرر او؟ آیا در مجموع شرایط گذشته را برای سیر و سلوک معنوی انسان مناسبتر ارزیابی می کنید یا شرایط امروز را؟ متشکرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: یحث در موضوع بشر جدید است و تقابل تضادها، که از یک طرف اوج طوفان انسانبراندازِ آخرالزمانی در میان است و از طرف دیگر اوج طلب نهاییترین نهایتهای قدسی. و اینجا است که به سخن جناب مولوی میتوان نظر کرد که میفرماید:
چونک سرکه سرکگی افزون کند
پس شکر را واجب افزونی بود
قهر سرکه، لطف همچون انگبین
کین دو باشد رکن هر اسکنجبین
آری! جمع خوبیها و بدیها، میدانی است تا ما متوجه باشیم آنچنان نیست که در این ظلمات آخرالزمانی مأیوس باشیم بخصوص آنجایی که در دل چنین طوفانی متوجه جوانانی میشویم که حججیها نمونۀ آنها میباشند و اینجا است که متوجۀ بصیرت رهبر معظم انقلاب میشویم که میفرمایند امروز جوانان ما، جوانان خوب و آمادهای هستند. و دیدی که خطاب به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا فرمودند:
جوانان عزیز!
امسال کشور شما، به برکت ایمان و اتّحاد و اعتماد به نفس، در دنیا اعتبار و وزانتی تازه یافت. تهاجم سنگین ارتش آمریکا و زائدهی ننگین آن در این منطقه، مغلوب ابتکار و شجاعت و فداکاری جوانان ایران اسلامی شد. ثابت شد که ملّت ایران با بهرهگیری از توانائیهای خود، در سایهی ایمان و عمل صالح، و در رویاروئی با مستکبران فاسد و ظالم، میتواند بایستد و دعوت به ارزشهای اسلامی را با صدائی رساتر از همیشه به دنیا برساند.
ملاحظه میفرمایید که دقیقاً نگاه رهبر معظم انقلاب به روحانیتی است که جوانان ما را در برگرفته. و حتی چند وقت پیش به دولت محترم نیز فرمودند چند جوان را به کار بگیرید تا مثلاً مشکل گازهای در حال سوخت منطقۀ خوزستان را مرتفع کنند. بنابراین بسیار باید امیدوار بود به جوانانی که در این گذرگاههای طوفانی انتخابهای بزرگی دارند. اینجا است که متوجۀ جایگاه تاریخی رهبر معظم انقلاب نیز باید باشیم به همان صورتی که جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای سید هاشم الحیدری با ما سخن میگوید. https://eitaa.com/amoud313nasr/8404 موفق باشید
«یَا عُدَّتِی عِنْدَ شِدَّتِی یَا رَجَائِی عِنْدَ مُصِیبَتِی» سلام خدمت استاد بزرگوار: در مفاتیح الجنان در مورد دعای جوشن کبیر نقل شده: «این دعا را جبرئیل براى آن حضرت در یکى از جنگها فرود آورد، درحالى که «زره» سنگینى بر تن آن جناب بود به گونه اى که سنگینى آن بدن مبارک آن حضرت را به درد آورده بود. جبرئیل عرضه داشت: یا محمّد پروردگارت به تو سلام میرساند و میفرماید: این «جوشن (زره)» را از تن خود بیرون کن و این دعا را بخوان که براى تو و امّتت موجب ایمنى است» پرسش های متعددی در اطراف این روایات ممکن است پیش بیاید: ۱. آیا واقعاً دعا تا اینجاها هم نقش دارد که میتوان زره مادی را از تن خارج کرد و به جای آن از طریق دعا زرهی معنوی در اطراف خود شکل داد؟ ۲. آیا دعای جوشن کبیر برای محیط هایی که تا حدودی دارای ظلمات و کدورت ها و آثار گناهان هست هم مفید است و آیا میتواند جان ما رو از تهاجم آلودگی ها محافظت کند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مورد خلع زرۀ حضرت در نسبت با مناجات «جوشن کبیر» میتوان اینطور فکر کرد که منظور آن باشد که نگهدارِ حقیقی آن مناجات فوق العاده است و از این جهت امیدوار به زرۀ مادی نباید بود و لذا لازم نیست از نظر فیزیکی آن زره را از بدن خارج کنند به همان معنایی که به ما فرمودهاند: «با توکل زانوی اشتر ببند» ۲. به نظر میآید اگر بشود در محیطی افراد را متوجۀ اشارات آن نیایش بزرگ بگردانیم، مطمئناً آنها با توجه به فطرت توحیدیشان به خود میآیند. موفق باشید
بسیار اندیشه ورز و پیداست دورانمون که منطبق به زمان موسی علیه السلام و کربلا و سقیفهء حضرت زهرا سلام الله! تنگنای کربلا آنقدر زیاد بود که از میان میلیون ها انسان در زمین فقط ۷۲ نفر پیوستند و از بین هزاران لشکریان خط مقدم دشمن فقط یک نفر حُر شد آنقدر که تنگنا بود! عده ای با سنگ و شمشیر میزدند و گریه میکردند که نباید بزنند اما نمیتوانستند نزنند و عده ای گول خوردن و میزان زیادی خواب غفلت را به سود و زیان خود در دنیا برگزیدند و همه تاریخ و حق را نادیده گرفتند زیرا همواره انتخابشان راحتی ها بود. آنها میترسیدند انتخاب های درست را داشته باشند و از خود بگذرند. احاطه ای که ما را در بر گرفته و معنی کرده تاریخ ماست! این دنیا تکرار قصه هاست به آدمیان، موهبت حیات در هستی عطا شد تا در هزاران آزمون خود یافتن، خود را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارند و پیش روند تا به صراط حق برسند پس این دنیا گورستان قصه هاست و غرب کافر، از ما بعنوان حرکت به سوی پوچی استفاده کرد. وقت آخرین بازیه! یه بازیه خطرناک با بالاترین میزان امتحان و ریسک: بقای بحق یا انقراض؛ این بازی همونحایی که شروع شد تموم میشه در دنیایی مثل یک هزارتو که امتحان میکنه ما کی هستیم که آشکار میکنه ما قراره چی بشیم. آخرین چرخه گراداگرد پیچ شاید این بار ما خودمونو آزاد کنیم زیرا گشوده تر از انقلاب اسلامی در تنها تاریخ محیط وجود نداره. انقلاب اسلامی حرکت ابراهیم و موسی و اهل بیت نبی است در انقلاب حضرت علی و زهرا حسن و حسین و همه چهارده معصوم علیه السلام همان راهشان را حاضر کردند و مهدی همچنان غایب است زیرا که هنوز ایشان منتظر خود است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: و با نظر به همین انقلاب است که فردایِ انسانها هرچه بیشتر به سوی انسانیت است و به خوبی روشن است که طریقت حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» از فتوحات آخرالزمانی ایشان و درک حضور نهایی انسان آخرالزمانی ریشه گرفته، طریقتی با گذار از مدرنیتۀ خودبنیادِ بشر جدید و از این جهت شخصیت حضرت امام تعلّق به آخرالزمان داشت و این غیر شهودی است که بعضی از اهل سلوک به عنوان شهودات فردی در آن متوقف هستند و لذا جلال و جمال در وجود امام به نحوی تجلی کرده بود که ایشان آخرالزمان را به نحو تفصیلی میشناختند، امری که تنها خودآگاهیِ تاریخیِ متفکران اُنسی میتوانند از آن آگاهی داشته باشند و با توجه به این امر اگر به کربلا رجوع شود، کربلا را در تاریخ خود حاضر کردهایم و در اکنون خود در کربلا حاضر شدهایم. آیا با توجه به این امر میتوان به یگانگی «زندگی» و «مقاومت» اندیشه کرد؟ موفق باشید
نظر حضرتعالی در مورد وجود مبارکه و شریفیه حضرت رقیه بنت الحسین (سلاماللهعلیها) و مرقد منسوب ایشان در شهر شام با توجه به نظر استاد مطهری که در یادداشتهای شخصی خودشان در باب انحرافات عاشورا اینگونه نگاشتهاند: «...و از طفل امام حسین به نام رقیه که در شام مرده و بعد برایش ضریح ساختهاند اخیراً به هم بافته اند...» صراحتا و بدون ارجاع چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که استاد علامه سید جعفر مرتضی عاملی در کتاب «تحریفشناسی عاشورا» دارند که نقدی است بر کتاب حماسهی حسینی شهید مطهری. و نظر جنابعالی را به جواب سؤال شمارۀ 10714 جلب میکنیم. باید گفت مرحوم شهید مطهری در این مورد اسناد کافی در اختیار نداشتهاند. از آن طرف جناب استاد فیاضبخش میفرمودند همین سالهای اخیر که مزار حضرت رقیه در حال تعمیر بود قبر شکافته شد و بدن مطهر کودکی که آن بدن نپوسیده بود؛ پیدا شد و برای تعمیر قبر، به مدت بیش از ۲۰ ساعت آن بدن را در دستها نگه داشتند تا قبر آماده و در قبر قرار دادند. موفق باشید
سلام: بنده مربی طرح امین در یکی از مدارس دور افتاده استان بوشهر می باشم. در حال حاضر مشغول برنامه حفظ جز سی قرآن می باشیم برای نتیجه دهی بهتر، طرح و ایده جدیدتر، جهت پیشرفت در کار حفظ بچه ها از شما در خواست ایده و نظر کار گشا دارم. با تشکر از شما بزرگوار
باسمه تعالی: سلام علیکم: معرفت نفس به روش ساده که در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» مطرح شده؛ به عنوان مقدمه میتواند کمک کند تا جوانان ما تصور تصحیحی از عالم مجردات داشته باشند و در آن راستا جایگاه وَحی الهی برایشان روشن میشود. در این رابطه خوب است به کانالهای زیر رجوع فرمایید. موفق باشید
https://eitaa.com/tafakorism_archive/77 و https://eitaa.com/Radiohayat_ir/6806 و https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh و https://eitaa.com/matalebevijeh/21142
سلام: از آنجا که بودا پیامبر نیست. و طبق فرمایش علامه طباطبای اون حرفایی که بودا زده علامه تصدیق کرده و فرمودند این حرفای اسلام هم است. پس چه فرقی باید باشد بین حرف دین و حرف بودا. ما با اینکه پیروانش ازش بت ساختند کاری نداریم. و توحید ما برتر است که خداوند در مکان نمی گنجد درست است. مد نظر سخنان اسلام وبودا است. مچکرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: اوپانیشادها گزارشی از حالات معنوی انسان یا انسانهایی است که در اُنس با حضرت محبوب به کلام آمدهاند و این غیر از توحید انبیای الهی و شریعتی است که آنها به نور نبوتشان و برگزیدگیشان از طرف حضرت ربّ العالمین به سوی بشریت آوردهاند تا انسانها زندگی خود را الهی و معنوی کنند. در آنجا که اوپانیشادها متذکر هستند، نوعی از دورشدن از دنیا و از زندگی است که ملامتی در آن برای افراد نیست. ولی قصۀ بشریت چیز دیگری است از آن جهت که باید در میدان زندگی، خود را آراسته و پرورده کند. موفق باشید
سلام علیکم: با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده: حضرت زینب بلافاصله بعد از شهادت امام زمان آن عصر فرمودند : «ما رایت الا جمیلا» اکنون و پس از شهادت امام این عصر حضرت امام خامنه ای یقینا این جمله ملکوتی حضرت زینب امتداد دارد. خواستم از حضرتعالی بپرسم پس از شهادت امام این عصر «ما رایت الا جمیلا» چگونه تببین میشود و به چه زیبایی هایی میتوانیم بنگریم؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین رابطه عرایضی در جلسۀ «شهادت رهبر معظم انقلاب و حضورِ فعّال انقلاب اسلامی در جهان بشری» https://eitaa.com/soha_sima/5571 شد. حقیقتاً این شهادت، جهان دیگری را که عبور از جهان استکبار است مقابل انسان این زمانه میگشاید. حتماً فکر کردهاید که چرا تاریخ با حضور اسلام در عین توجه به حقیقت، به سوی حاکمیت حق جلو میرود. در نظر بگیرید در صدر اسلام، اسلام متوجۀ حقیقت شد ولی با رحلت رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» حاکمیت در اختیار جریانی به نام سقیفه قرار گرفت که در عین آنکه دیگر بت نمیپرستیدند؛ از فرهنگ جاهلیتِ ابوسفیانی خارج نشدند و خلیفۀ اول معاویه، یعنی فرزند ابوسفیان را حاکم شام و شامات نمود. در حالیکه در انقلاب اسلامی پس از رحلت حضرت امام خمینی، حاکمیت از بستر ولایت فقیه خارج نشد. و این یعنی تاریخ به سوی حاکمیت حق قدمی جلوتر برداشته و باز با شهادت حضرت امام حسین «علیهالسلام» همچنان یزیدیان میداندار بودند. ولی با شهادت سیدالشهدای انقلاب یعنی حضرت امام خامنهای، میدان در اختیار جبهۀ حاکمیت حق قرار دارد و مقابله با جبهۀ باطل در میان است. و این یعنی تاریخ به سوی حاکمیت جبهۀ حق پیش میرود. و اتفاقاً جبهۀ مقابل با جبهۀ ولایت الهی در رسیدن به اهداف خود، ناکام و ناکامتر میشود. و این است معنای حضور ولایت بیشتر حق در مقابل جبهۀ باطل. و این یعنی «ما رأیتُ إلاّ جمیلاً» که البته باید در این مورد که تفکری است تاریخی، بیش از این سخن گفت. تنها خواستم فتح بابی باشد. موفق باشید
با عرض سلام و ادب: آقا کشور در شرایط بسیار سختی هست و بسیار نگران سقوط کشور هستم و اصلا دلم آرام نمیگیرد. دشمن غدار خارجی و ترس از جنگ داخلی و ورود عوامل تجزیه طلب با توجه به حرفهایی که شخصی به نام صادق در تجربه مرگ گفته که دوباره حملات هوایی شدیدتر از قلب و ورود زمینی و... آقا چه کنیم اضطراب و دلهره رهامون نمیکند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که مکرراً عرض شده باید به جای توجه به فضای رسانهای و برجستهکردن آنچه جریانهای رسانهای دنبال میکنند، متوجۀ سنتهای جاری الهی باشیم و این که همواره به حکم: « إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ» مسلماً خدا از مؤمنان دفاع می کند، قطعاً خدا هیچ خیانت کار ناسپاسی را دوست ندارد. مدافعِ جبهۀ حق در مقابل باطل است و از این جهت با استحکامِ تمام متوجۀ تاریخی هستیم که با انقلاب اسلامی شروع شده است برای نفی جبهۀ استکبار. موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: عرض کنم که گیجی گاهی اوقات سراسر وجودم را میگیرد و شاید این گیجی ثمره نشناختن صحیح زمانهام است. بنده درحال حاضر به حسب علاقه و استعداد، درحال تحصیل در یکی از رشته های علوم پزشکی هستم و از طرف دیگر دریافتهام که اصلا انسان تک بعدی ای نیستم که ۲۴ ساعتم را روی یک موضوع بگذرانم. بنده همانقدر که به این علم و فن علاقهمندم، به حکمت نیز علاقه مندم. یعنی میل به این ندارم که مثلا فقط پزشک شوم بلکه طلبم این است که همانند حکمای ایران زمین با آن مدل خرد به تحصیل بپردازم. حکمایی که جامع علوم بودند. از علم اسفل گرفته یعنی طبیعیات و بعد ریاضیات، تا علم اعلی که الهیات است. دانشمندی چون بوعلی که در شفا نهایت ذوقش را بهخرج داده تا همه علوم را جامع تحویل انسانها دهد. از طرفی ذوق هنری هم دارم و نمیخواهم این تکه از وجودم پایمال علم بشود و میخواهم این نیز بدرخشد. با پرداختن به یکی از اینها در خودم احساس کمبود میکنم چون این انفصالی که بین علوم قائل میشوند درنظرم انفصال حقیقی نیست بلکه همه علوم به هم متصل اند و کامل کننده یکدیگرند و همه اینها با هم اند که در دلشان حکیمان را میپرورانند. معلم ثانی که مؤسس فلسفه اسلامیست، یک موسیقیدان قهار بوده است یا بوعلی که جامع علوم است. از یک جهت نیز بعضی ازین علوم در حوزه علمیه قرار دارند و میدانم اگر امروز به تقلید در فضای احکام متوقف شدهام، فردا سودای این به سرم میزند که خودم بروم و مجتهد شوم! این علایق، ناشی از کمالگرایی به معنای روانشناسی آن نیست بلکه ناشی از کمال طلبی به معنای خاص مقام انسان است که میل به کمال دارد. حال من میمانم و مسیری که باید گشوده شود. از یکسو حکمت گذشتگان مان نوید این را میدهد که یک انسان قوت جامع شدن را دارد و از یکطرف نمیخواهم گرفتارِ زیادهگویی ها بشوم و میخواهم از هر کدام ازین علوم، لُب مطلبش را بدانم و به جهد بتوانم با زبانی فردایی آنها را ارائه و توسعه دهم. این توفیقیست بس مبارک؛ بنده نیز گفتم حالا که این میل در من افتاده چرا بهدنبالش نروم؟ مگر در دوره معاصر علامه حسن زاده ای نداشتیم که بمعنای حقیقی حکیم بودند؟ چرا من افقم ایشان نباشد؟ (از سویی با نظر به زمانه شناسی و اینکه راهِ آینده میبایست باز شود مطالعات غرب شناسی و فلسفه غرب را هم در نظرم داشتم). در نتیجه باید بگویم که اینهمه راه، انسان را دچار سرگردانی میکند که نمیداند الان وقت یادگیری کدام علم است. اول ادبیات بخواند یا اول برود سراغ الهیات یا از علم اسفل شروع کند به بالا یا دانشگاه صرف که البته برای من محال است. نگاه که میکنم میبینم جامعه ما به حکیم نیاز دارد یعنی انسانی که وقتی میخواهد یک بنا بسازد هم از لحاظ ریاضی و هندسی، هم درنظر گرفتن مصالح و تجهیزات، هم اصول و مبانی، هم سازگاری با انسان و طبیعت و... بتواند طرحی ارائه دهد که جامع همه اینها باشد و این یک مثال است و مثال های بیشتری میتوان زد. اگر ممکن هست بنده را راهنمایی بفرمایید تا بلکه مسیری پیشارویم گشاده شود. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً اگر در این زمانه جوانان ما خود را فریب ندهند، نمیتوانند در یک رشته از علوم تجربی و دانشگاهی متوقف شوند. مهم درک حقیقت انسان است با حواشیِ زندگی در این دنیا، که یکی از این حواشی، علوم پزشکی است. در این رابطه خوب است در عین دقت در همان علوم پزشکی، در مسیر انسانشناسی که در نهایت به درک «ثقلین» ختم میشود؛ اندیشه کرد وگرنه ظرفیتهای خود را معطل گذاشتهایم. در این سالهای اخیر در موضوع «انسانیت انسان» عرایضی شده است که خوب است آن مباحث تعقیب شود. موفق باشید
سلام و عرض ادب و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه و استاد عزیز و بزرگوار. زیاد وقت گرانبهای شما رو نمیگیرم فقط میخوام از نظر شما من دچار مشکل روحی و روانی و مزاجی هستم یا ایمانم به خدا کمه یا ترسو هستم یا کم تجربه ام یا چون مادری جوانم طاقت ندارم؟؟ من چمه؟ چیکار کنم؟ همیشه از بچگی توی هیئتها وقتی روایات و مقاتل اصحاب امام حسین علیه السلام رو میشنیدم، یا در گذر تاریخ از بهترین یاران اهل بیت علیهم السلام میشنیدم یا زندگی امثال حاج قاسم (ره) و دیگر شهدای عزیز مثل حججی ها رو میدیدم، دلم میخواست منم فدای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بشم، اما با تجربه جنگ ۱۲ روزه و شهدای اغتشاشات مخصوصا کودکان شهید، با خدا حرف میزنم دائما دارم از صبح که بیدار میشم ذکر و دعا و قرآن میخونم که جنگی نشه، کسی آسیب نبینه و حضرت آیت الله خامنه ای عزیزمون در سلامت باشند، مدافعین مون سلامت باشند و.... تمام فتنه های دشمنان مون ترامپ و نتانیاهو و اون سرانی که این مهره ها رو جابجا میکنند، به خودشون برگرده و نابود بشن. ولی حال دلم بده، از اینکه نمیدونم چی میخواد پیش بیاد نگرانم، و از خودم خجالت میکشم، فکر میکنم شجاعت ندارم مثل شهید حججی ره، نگرانم نکنه به خونه مردم حمله داعشی بشه؟ نکنه سر کودکان و زنان مون رو ببرند؟ یاد کلام آیت الله بهجت (ره) میفتم که به فرزندشان فرمودند وای از فتنه سفیانی و سیل خونی که راه میافتد. التماس دعا استاد
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا جای بسی حمد و شکر ندارد که چگونه خداوند این ملت را و این انقلاب را از اینهمه فتنه که شیطان با تمام توان و تجربههایش به جنگ آن آمده را پیروز میکند؟ و شهدای عزیز ما همینکه وارد دنیای بعد از شهادتشان میشوند به خوبی متوجه میگردند چه اندازه شهادت آنها در حفظ و ادامۀ انقلاب مؤثر بوده به همان معنایی که خداوند به ما در رابطه باشهدای عزیزمان خبر داد: «فَرِحينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» (آلعمران/۱۷۰) دشمنان نظام اسلامی حقیقتا بسیار نادان و احمق اند حتی نمی دانند با جمهوری اسلامی چگونه برخورد کنند. مکرون رئیس جمهور فرانسه پیشنهاد بمباران ایران را به ترامپ می دهد!
خدا میداند چه اندازه در موقعیت خوبی هستیم تا آن حدّ که خواب رئیس جمهور آمریکا که ادعای ابرقدرتی میکند را، پریشان کردهایم و گرفتار پریشانگوییاش شدهایم. و این است که جای دلگرمی فراوان است. آیا بیحساب بود که امامِ شهیدان تازه پس از قبول قطعنامه با آن بصیرت تاریخی که داشتند فرمودند:
«خداوندا! این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مکن. خداوندا! کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزهاند و نیازمند به مشعل شهادت؛ تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش.»
راستی! آن مرد الهی چه میدانست که ما اینچنین در فرهنگ شهید و شهادت، در میدان شهادتپذیری، جهانِ آینده را از چنگال استکبار و صهیونیسم نجات خواهیم داد. بیچاره آنانی که فکر میکنند ما را با شهادت از میدان حضور در آیندهای بزرگ منصرف مینمایند. آیا شور این جوانان را نباید با نگاه تاریخی نگاه کرد؟ https://eitaa.com/akhbarefori/405517 تا آنجایی که حتی آقای دکتر عبدالکریم سروش با توجه به عدم قبول جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی، نمیتواند از آنهمه حقارتی که جبهۀ اپوزیسیون با دفاع از ربع پهلوی بنا دارد مقابل نظام مقدس جمهوری اسلامی قرار گیرد؛ کوتاه بیاید و مرز خود را از آنها جدا نکند. https://eitaa.com/hosein_darabi/38242 موفق باشید
با سلام و عرض تبریک اعیاد بزرگ رجب و شعبان و التماس دعای خیر از استاد بزرگوار: در یکی از جلساتی که با گروهی از دوستان اهل ایمان، مباحث معرفتی و سلوکی حضرتعالی را مباحثه میکنیم بعضا دوستان شوخی هایی را به میان می آورند و در پاسخ عزیزانی که درخواست رعایت شأن جلسه و اعضای جلسه را دارن که بهتراست رعایت شود تا مسیر سلوک بهتر باز شود و درکل شأن مومن، استفاده ازاین نوع شوخی ها نیست، میفرمایند استفاده ازاین شوخی ها در جمع دوستانه برای شاد کردن خود و دوستان حاضر در جمع، عفت کلام را ازبین نمیبرد و ایرادی ندارد. بنده در روایات جستجو کردم اما یا بدلیل ناشی بودن در جستجو یا ناقص بودن منابع در دسترسم، نتوانستم روایات صریحی در این باب پیدا کنم نگران شدم مبادا ایرادی که وارد شده اصلا جایز نبوده و بقول معروف سختگیری کرده ام از طرفی حقیقتا از طرح چنین صحبتها و شوخی هایی آزرده میشوم لذا در خواست دارم در این مورد سختی بفرمایید که چراغ راه ما باشد. تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید تا آنجا که ممکن است باید فضا کاملاً حالت علمی و تدبّر در موضوع اصلی مورد بحث داشته باشد همانطور که سیرۀ علماءاست، بخصوص حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» در جلسات خود چنین سیرهای داشتند. موفق باشید
سلام استاد از درون پاشیده هستم.....
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است ابتدا به مباحث «نیستانگاری» که روی سایت هست و سپس به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» رجوع شود و پس آن به مباحث قرآنی مانند عرایضی که در مورد سورۀ آلعمران شده، رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام: بتحقیق آنچه واقع است هرگز چیزی به اسم گول خوردن عموم مردم در دام های خرابکاری بسود دشمنان امکانی غیر ممکن است. و البته لازم است در مورد جنگ عرض کنم بالاخره روزی جنگ میشود. جنگ هشت ساله دفاع مقدس بود چون ایران در موضع دفاعی یعنی ضعیف تر بود، جنگ ۱۲ روزه «جنگ» بمعنای تقابل دو قدرت نسبتاً برابر روبروی هم بود و این نشانه رشد ما و ضعیف تر شدن دشمنه اما جنگ آینده حتی جنگ نیست بلکه انقلاب اسلامی بعنوان ابر قدرت مطلق دین جهانی است برای پاکسازی کثیفیهای جامانده و نمیتوان گفت که یک جنگ میباشد بلکه پاکسازی برای تحقق جامعیت زندگی انسانی سیاسی الهی است. انقلاب اسلامی ابر قدرتی نه تنها حامل حقیقت در بیکرانه های وجود و زمان است بلکه در میدان واقعیت یا همان تحقق ملموس موجود نیز هست این عرایض حصول حاضر بشریت میباشد. امیدوارم که نه با تقلیل گفتن از واقعیت بلکه با حاصل حقیقت موجود جهان اگر گفتگو یا حضوری پیش آید با دیگران برخورد کنیم. دیگر شیطان بزرگ وقتش تمام است این جاست که انسان بودن معنا یافته و زیباست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که نسبت به آنچه دشمنان ما انجام میدهند با نگاه تاریخی و زمانشناسانه بنگریم تا معلوم شود چه اندازه ضربهپذیر شدهاند وقتی داشتن چپیه در کشورهایی مانند استرالیا که حیاط خلوت ملکۀ انگلستان است؛ جرم به حساب میآید و وقتی نامبردنِ فلسطین و نه نامبردن حماس، ممنوع است؛ این یعنی غرب، به سرکردگی صهیونیسم دورانش تمام است و تا آن حد امکان ادامه ندارد و ادامهاش متزلزل است که با نام فلسطین، میلرزد. موفق باشید
بیرون بزن از خویش بر ما سروری کن / ای حضرت درویش بر ما سروری کن / مات دو چشمان تو هستم می بنوشان / اکنون شدم بیکیش بر ما سروری کن / چشمان بد دور از تو و دیوانگانت / کوریِّ بد اندیش بر ما سروری کن / ای نوح ای کشتی قلبت مامن ما / سکنای هر دلریش بر ما سروری کن / تا کور گردد چشم پر ناز هوسها / ای عشق بیش از پیش بر ما سروری کن / ۵ دی ۱۴۰۴
باسمه تعالی: سلام علیکم: آرزو و تقاضای شیرینی است زیرا حقیقتاً وقتی عشق بر ما سروری کند، انسان مییابد که چگونه در اختیار خدا قرار گرفته است و اوست که انسان را جلو و جلوتر میبرد. موفق باشید
با عرض سلام و احترام استاد این پیش گویی هایی که بر اثر تجارب نزدیک به مرگ هست تا چه حد قابل تحقق است؟ یا چقدر احتمال تغییر دارد؟ و اصلا آنچه آن شخص در آن حال میبیند چقدر میتواند گویای واقعیت در آینده باشد؟ و آیا اینها مانند خواب میتواند دارای تعبیر باشد چون در خیلی رویاهای درست شخص چیزی را میبیند که تعبیرش چیز دیگری است مانند خواب عزیز مصر در دیدن گاوها. باتشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که مکرراً عرض شده نباید به آن نوع پیشگوییها که حتی گویندگان آن افراد صادقی هستند؛ اعتماد نمود از آن جهت که خطر ورود شیطان در آن نوع تجربهها ممکن است زیرا که شیطان بعضاً هزار نکتۀ درست میگوید تا یک نکتۀ دروغ را جا بیندازد. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. استاد بزرگوار جناب آقای اصغر طاهرزاده حفظهالله سلام علیکم. شهادت حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه الصلوه والسلام همچنین شهادت حضرت امام حاج سیدعلی حسینی خامنه ای قدس الله نفسه الزکیه و تعدادی از خانواده محترمشان و شهادت سرداران اسلام و شهادت تعدادی از مردم شریف ایران مخصوصا شهادت جانسوز دانش آموزان مدرسه طیبه میناب را خدمت حضرت بقیه الله الاعظم روحی و ارواح العالمین له الفداء و مردم شریف و آزاده ایران و شما استاد عزیز و بزرگوارم تسلیت عرض نموده و انتخاب بجا و شایسته حضرت امام سید مجتبی حسینی خامنه ای حفظه الله را خدمت امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف و ملت بزرگوار ایران و شما استاد برجسته قران کریم تبریک عرض میکنم و توفیق روز افزون ایشان برای خدمت به اسلام و مسلمین و مستضعفان جهان را از درگاه خداوند متعال خواستارم. احتراما بنده کارزاری در فضای مجازی راه اندازی کردم در اعلام بیعت با حضرت امام سیدمجتبی حسینی خامنه ای حفظه الله که کسانیکه مایلند بتوانند از این طریق بیعت خود را اعلام نمایند، لذا از شما درخواست میکنم اگر صلاح میدانید دستور بفرمائید لینک این کارزار را که ذیلا اعلام میکنم در کانال های گروه فرهنگی المیزان قرار دهند و به دوستان و شاگردان محترمتان سفارش بفرمائید که اولا کارزار را امضا کنند، ثانیا در گروههایی که تشریف دارند ارسال فرمایند تا ان شاء الله بحول و قوه الهی بتوانیم کارزار را با امضای بسیار بالا تقدیم معظم له بنماییم. قبلا از بذل عنایت شما کمال تشکر و قدردانی را بعمل میآورم. https://www.karzar.net/291706
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته عنایت داشته باشید که آنچه این سایت برای خود تعریف کرده، جوابدادن به سؤالات کاربران محترم است و با اینحال پیشنهاد جنابعالی در معرض دید کاربران محترم قرار میگیرد. موفق باشید
«چون زخم های روی تنت گریه ام گرفت... السلام علیک یا قتیل العبرات» سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده. گاهی که به صحنه عاشورا و کربلا نگاه میکنیم این سوال پیش می آید که چرا سیدالشهداء «علیه السلام» به حضرت اباالفضل با آن همه قدرت و کمالات اجازه ندادند با نهایت سلحشوری و خشونت وارد جنگ بشوند. و لذا راه دیگری را در مقابل او گشودند که آب آوردن برای کودکان حرم و در نتیجه گرفتاری در گرداب بلایی شد که تا قیام قیامت برای حضرت اباالفضل و مظلومیت و رشادت و وفای او اشک بریزیم. یا چرا از لشکر ملائکه و جنیان برای نابودی و هدم دشمن کمک نخواستند. پاسخش را میدانیم. حضرت سیدالشهداء مأموریت خاصی دارند تا حکمت و حماسه و اقتدار و مظلومیت و اشک در هم آمیخته شود و با این معجون معجزهای در جان ها پدید آمده و تاریخ دیگری برای غلبه نرم افزاری بر همینه پوچ دشمن گشوده شود. حال در اکنون تاریخ و بعد از شهادت سیدالشهدای انقلاب اسلامی، نظام جمهوری اسلامی تا کجا و چه اندازه باید با اسلحههایی که دارد کار را جلو ببرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به آیۀ ۷۵ سوره نساء فکر کنید که میفرماید: «وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصيراً» و از این جهت ما نسبت به مظلومان فلسطین وظیفۀ حساسی داریم و اساساً این، مبنای انقلاب اسلامی میباشد که حضرت امام خمینی و امام خامنهای مبنای آن را پیش آوردند و این راز دشمنیِ استکبار و رژیم صهیونی با ما میباشد که ما آنها را در آن تجاوز بزرگ راحت نمیگذاریم و اساساً ما خود را در این میدان تعریف کردهایم و تا این ظلم و استکبار هست؛ این مقابله ادامه دارد. حال چگونه و در چه میدانهایی؟ «والله اعلم». و این است که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند: «جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنی نیست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگی وجود دارد». و بحمدالله این مقابله به زیباترین شکل در بستر به شهادترساندنِ حضرت امام خامنهای قرار گرفته است تا ما زندگی را گُم نکنیم. موفق باشید
بسمهتعالی. مردم سرتاسر دنیا امروز به دنبال ایرانی میگردد که در کنار آن ملت ایرانی خاص، بتوانند انسانیت و اراده های لازم برای مقابله با ظالمان را بیابد و در مقابل ظالمان کشورهای خود بتوانند استوار بایستند. ۲۲ بهمن ماه آغاز ظهور ملتی است که دنیا انتظار آن را این روزها میکشد و فریادش به گوش مان رسیده! خداوند میدانند که چقدر جهان منتظر و نیازمند ایرانی است که برای حکومت الهی فراگیر لازم هست! تعجب و تعجب از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که باز و باز ایران و ملت ایران را مناسب این امر بزرگ میبینند. از ما سرو بلند عالم یعنی ملت ایران ۲۲ بهمن ماه سلامی گرم و سرزنده و غنی به هر آزاده ای در دنیا که منتظر حضوری بزرگ برای سرنگونی امثال ترامپ هایشان هستند. مردم دنیا بخوبی اندیشیدند که مرکز جهان ایران است ناآگاهان کره زمین را جهان میخواندند، در حالی است که امروز صد جهان فراگیر در ایران هست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! دیگر ایران، یک کشور نیست، جهانی میباشد که در مقابل جبهۀ استکباری و صهیونی آغاز شده است و توجه همۀ فرشتگان عرش تا انبیای الهی نظر به این ایران دارند. ایرانی که در ۲۲ بهمن امسال ذیل تأکید اخیر رهبر معظم انقلاب، قامت بلند خواهد کرد تا حکایتی باشد برای خواری و پوچی جهانی که بنا دارد با هرچه بیشتر ظلمانیشدن حتی با درود به یزید، خود را ادامه دهد. و اینجا است که با درخشش هرچه بیشتر ایران روبهرو خواهیم شد. موفق باشید
سلام علیکم: وقت عالی بخیر. ببخشید استاد خیلیها میپرسن آیة الکرسی همون یک آیه هست یا اون دوآیه بعد هم جزء آیة الکرسیه؟ تو نمازها، اذکار، دعا ها و....اونجا که اسمی از آیة الکریی میاد دقیقا منظور چیه و تا کجا باید خونده بشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وقتی صراحتاً گفته شود «آیت الکرسی»، منظور همان آیۀ ۲۵۵ سورۀ بقره است. و اگر دو آیۀ بعد از آن هم منظور باشد می فرمایند تا «هم فیها خالدون» .
آیت الکرسی شامل آیه ۲۵۵ سوره بقره یعنی از «اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ» تا «وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ» است. موفق باشید
سلام وقت شما بخیر آقای طاهرزاده: من بعد از چند سال تحمل تحقیر و توهین و تجربیات تلخ، تبدیل به انسانی پرخاشگر و وحشی شدم. گاهی حس میکنم مثل یک سگ هار هستم. به محض اینکه کسی حرفی بهم میزنه عصبانی میشم و یک جواب تند بهش میدم. انگار اگه جواب ندم تمام حیثیتم بر باد میره. اوایل از این قابلیت حاضر جوابی و توان دعوا لذت میبردم. چون حس میکردم دیگه اون آدم تو سری خور و ناتوان سابق نیستم. اما الان خیلی اذیت میشم و تا چند ساعت حالم بده. دیگه کنترلش از دستم خارج شده. انگار تبدیل به یکی دیگه میشم و خودم از دور نظاره گر دعوام. قبلا حداقل یک سری حریم ها رو رعایت میکردم اما اخیرا چند بار با پدر و مادرم که واقعا شریف و مهربان هستند سر مسائل پیش پا افتاده دعوا کردم. وقتی هم که اونا منو دعوت به آرامش و صلح میکنن دقیقا شبیه به ابلیس با تکبر پسشون میزنم و منتظر میمونم که ازم عذرخواهی کنن. حتی یکی دو بار توهین جنسی هم کردم وسط دعوا و بعد از اینکه حرف از دهنم بیرون اومده فهمیدم تهمتی زدم که حد شرعی داره! خسته شدم از این وضع. نمیخوام آخرتم رو به باد بدم. لطفا کمکم کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این مهم است که انسان متوجۀ زشتی این روحیه بشود و سعی کند از آن عبور نماید زیرا این مرحله، مرحلهای است که شیطان تلاش میکند تا ما را از عبادات و ایمان خود بینتیجه کند، همان بلایی که بر سر خود آورد . با عبادات و اخلاق و روزهداری و تدبّر در قرآن، ان شاءالله میتوانید از آن عبور نمایید. موفق باشید
سلام آقای طاهرزاده: حالتون خوبه؟ ممنونم که وقت گذاشتید برای کار مردم. قشنگ احساس میکنم مثل بچهای هستم که وسط کار مهم یه آدم بزرگ اومده گیر داده آقا آقا توپم پاره شده. اما برای اینکه انقدر درجا نزنم و عقب عقب نرم به راهنمایی نیاز دارم. من چی کار کنم که از نظر تئوری فول همه چیز رو میدونم ولی به عمل که میرسه خراااااب میکنم؟ اخیرا یه تعداد از دوستان سابقم بهم ظلم کردن و گره بزرگی به زندگیم انداختن. علاوه بر این وقتی دستشون رو شد زخم زبون زیادی بهم زدن و دلمو شکستن. بعدش هم برای جلوگیری از خراب شدن وجهه خودشون همه جا ازم بد گفتن و راه حلهای دیگه رو هم بستن. تمام این کارها رو به دلیل حسادت و تنفر از اعتقادات مذهبی من انجام دادن. وگرنه من دوست بدی نبودم و حتی خودشونم از فداکاریهایی که بارها براشون انجام میدادم تعجب میکردن. مشکل من اینه که از نظر تئوری میدونم خدا از ظالم و خائن و کافر خوشش نمیاد و حتما جزای کارشون رو میده. میدونم از مومن مظلوم دفاع میکنه. و میدونم نباید «من» انقدر برام مقدس باشه که با یه توهین بهش بشکنم و ناامید بشم. میدونم نباید انقدر در افکار شیطانی غرق بشم و حتی به گناه بیفتم (چون کلی غیبتشون رو کردم، به فکر انتقام افتادم و حتی خودم حسادت کردم). میدونم خدا همه گرهها رو باز میکنه. میدونم نباید به نظر مردم اهمیت بدم ولی خیلی برام مهمه دیگران چی میگن و در دید بقیه بینقص باشم. و میدونم دنیا انقدر کوتاهه که تا یه مدت دیگه اینا از یادم میره. و میدونم آزمایش خداست که دوباره دارم توش گند میزنم. بارها هم برام موارد مشابهش پیش اومده. افرادی که روز و شبم رو سرشون سیاه کرده بودم الان دیگه برام کوچکترین اهمیتی ندارن. اما همون موقع با بیتابی و بیشعوری جلوی خدا سرافکنده میشم و چند قدم از خدا دور میشم. اما شهوت محبوبیت و حب نفس داره من رو میکشه. معرفت نفس و برهان صدیقین و معاد هم نتونست آدمم کنه. چی کار باید بکنم؟ چی کار کنم که میدونم ولی نمیکنم؟ خیلی ممنونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه بحمدالله متوجه هستید صبر بر این سختیها، ساحت دیگری را در مقابلتان میگشاید، باید شکر کنید به همان معنایی که فرمود: «خلق را با تو بد و بدخو کند / تا تو را ناچار رو آن سو کند». میماند باید به نحوی که خدا کمک میکند خطاهای خود را نسبت به اطرافیان و دوستان جبران نمایید و به این نکته فکر کنید: «مظلومیت، بیداری میآفریند، و مظلومیتِ گسترده، بیداری گسترده میآفریند.» موفق باشید
سلام علیکم استاد: یه مسئله ای هست خیلی داره اذیتم میکنه، داغون شدم. بنده خدا رو شاکرم که مقید به نماز اول وقت هستم و نمیزارم قضا بشه، نماز نزد بنده اصل زندگی من است با نماز زندگی می کنم، ولی نماز صبح دیروزم به دلیل خستگی زیاد و دیر خوابیدن و غیر عمد بیدار نشدم، الان به خاطر همین خیلی معذبم انگار قتل نفس کردم، انگار مأیوس شدم، انگار دیگه بدرد خدا و اهل بیت نمیخورم و صدها درد دیگر. خواهشا بهم دلداری کنید و واقعا چرا اینجوری شده با اینکه خدا میدونه من مقید به نماز اول وقت هستم نه فقط اداء نماز، مگه خدا دوستم نداره چرا بیدارم نکرد؟ آیا من دیگه بدرد نمیخورم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با خدا گفتگو کنید و عرضه بدارید: خداوندا! یا فرشتۀ خود را برای بیدارکردن این بندۀ حقیر برسان تا نمازم را در اول وقت بخوانم و یا به هر حال اگر به خودم واگذاریام، همین است که میبینی. باید مرا با همین ضعف بپذیری. https://lobolmizan.ir/quest/36257?mark=%D9%84%D8%A8%DB%8C%DA%A9%20%D9%85%D8%A7 و https://lobolmizan.ir/quest/5900?mark=%D9%84%D8%A8%DB%8C%DA%A9%20%D9%85%D8%A7 موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم استاد جان قصد مطالعه در باب برزخ و احوالات نفوس در برزخ را دارم، ممنون میشم منابعی معرفی بفرمایید. ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتابی تحت عنوان «معاد بازگشت به جدی ترین زندگی» روی سایت هست با شرح صوتی آن https://lobolmizan.ir/sound/652?mark=%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%AF . البته لازم است قبل از ورود به مباحث آن کتاب، مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» دنبال شود. موفق باشید
سلام خدا قوت: من تو یه حالت سرگیجه و گم گیر کردم و نمیدونم چی خوبه چی بده. از وقتی که با امام خامنه ای و امام خمینی و علامه حسن زاده آملی و بزرگان دیگه آشنا شدم و راه و رسمشون رو مطالعه کردم عاشق علم شدم اما نمیدونم از کجا و چه طور شروع کنم عاشق عرفان و فلسفه، ریاضیات، علوم طبیعی دیگه، خلاصه اینکه عاشق این شدم سراغ همه ی علوم برم و الان گیج گیجم از طرفی اتفاقات اخیر، خبرهای جنگ و این چیزا باعث شده ثانیه به ثانیه ناامیدتر بشم از این که چرا تو این مدت خودم رو قوی نکردم که الان برای امام زمان و ولی فقیه به درد یه چیزی بوخورم. چیکار کنم از کجا شروع کنم؟ من یه سری کارها رو دست زدم و تموم نکردم به نظر شما ادامشون بدم به درد میخورن به درد آخرت و امام زمان و جامعه میخورن؟ کارهایی که دست زدم ایناست: خوندن کتاب های معرفت نفس علامه حسن زاده، صرف عربی، منطق مقدماتی، زبان عبری، زبان فرانسوی، زبان انگلیسی، برنامه نویسی و الان مدت یک ماهی هست که عاشق این شدم تمام دروس پایه راهنمایی و دبیرستان رو بخونم بعدش بیام مثل علامه حسن زاده تو تمام علوم یه حالت جمع داشته باشم و مثل علامه خودم رو قوی کنم. مثلا موسیقی میخوندم، ریاضیات و علوم، زبان کلاس هفتم میخونم، کتاب هایی در باره نجوم و گیاهان و ... ولی ناامیدی از این که زود شروع نکردم و به درد نمیخورم باعث شده هی رها کنم هی دوبار شروع کنم. ببخشید سرتون رو درد آوردم. واقعا نمیدونم چمه. به نظر شما چیکار کنم که مثل علامه حسن زاده و امام خامنه ای و ... بشم بیست و نه سالمه. متاهلم و یه فرزند پسر دارم به نظر شما دیر نیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتۀ استادان ما در دوران طلبگی، «الا یا ایهاالطلاب ناشی/ علیکم بالمتون لا بالحواشی». ابتدا خوب است که پایههای علمی و معرفتیِ خود را محکم کنیم و سپس به سایر علوم و فنون، مطابق ذوق خود بپردازیم. از این جهت پیشنهاد میشود در سیر مطالعاتی سایت، مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و سپس بحث شرح کتاب «معاد، بازگشت به جدیترین زندگی» را به کمک صوتهای مربوطه دنبال بفرمایید و سپس به سوی قرآن عزیز، این گشودهترین میدان حقیقت، سفری داشته باشید. پیشنهاد میشود با سوره عنکبوت و آلعمران که صوت شرح آنها روی سایت هست، شروع بفرمایید تا بحمدالله آمادۀ حضور در دیگر میدانها که فعالیتهای مناسب استعدادتان را شکل میدهد؛ بگردید. موفق باشید
با سلام خدمت استاد محترم: در موضوع ذات بینی، کتاب اسما الحسنی دریچه های نظر به حق، می فرمایید که وقتی انسان فراتر از رزق خواران، با خود اسم رزاق رابطه پیدا کند، به آن هنر ذات بینی گقته می شود. ولی آیا این تفاوت دارد با اسامی ذات الهی؟ و اسم الرزاق را باید بگوییم از افعال الهی است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در هر اسمی «او» در جلوۀ آن اسم در صحنه است اعم از اسماء ذات مانند «حیّ» و یا اسماء فعل مانند «رزّاق». به همین جهت فرمود: «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ» و از این جهت باید متوجه بود که «او» با رزاقبودنش در هر رزقی به ظهور آمده است. موفق باشید
