سلام استاد بزرگوار: در تلاطم آشوبهای روز پنج شنبه ی خونین سرزمینم، برای چندمین روز فرزندم را راهی دفاع از جبهه حق کردم لحظه ای که راهی کردم ذره ای شک نداشتم ولی موقع خداحافظي لحظه ای شیرینی اش به جانم مزه کرد حتی نگاهش نکردم که پاگیرش نباشم آرام بودم شب زنگ زد که در محاصره ایم دعایم کن خدا میداند دل آشوبیم آنقدر گذرا بود که خود به مهر مادری ام شک میکردم تویی که اینقدر آرامی؟ فقط و فقط گفتم امام زمان حواسش به شما هست مطمئن باش نمیدانم چرا حتی منتظرش نبودم این جنس خودم را نمیشناختم تو مادری و اینقدر آسوده خیال آشوب به اتمام رسید فرزندم را خدا به آغوشم برگرداند جمله ای گفت که هم خودش را تا به امروز زیر و رو کرده هم جان من را گفت خدا را در قلب آتش دیدم مثل روزی که دریا برای موسی شکافته شد مسیر برایمان باز شد در لحظاتی که هیچ امیدی نبود و مثل درندگان بچه ها را تکه پاره میکردند بعد از نزدیک دو هفته امروز کسی در جانم گفت آنروز خدا موسای تو را به نیل انداخت آرامشت از تو نیست از آغوش گرمی است که موسای تو را در برگرفت.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا میداند قضیه از همین قرار است و همانطور که رهبر معظم انقلاب متوجه شدهاند و اظهار فرمودهاند؛ خداوند اراده کرده است تا به نور این انقلاب، راه هدایت و ایمان را بر روی مردم جهان بگشاید. خدا را شکر کنید که همچون دیگر مادران این انقلاب، متوجۀ چنین حضوری هستید. این حکایت نور توحید است هرچند بعضی از سیاسیون متوجۀ این امر نیستند و امثال آقای علی علیزاده اخیراً با عدم درک ایمان رهبری از درک حضور تاریخی و تمدنیِ انقلاب اسلامی عقب افتادهاند. زیرا برای ادامۀ این انقلاب، نوری از انوار توحید باید در میان باشد.
آیا به موقفِ تاریخی خود فکر کردهایم؟ موقفی که خداوند ظهوری از اسماء الهی را اراده کرده است که ترامپ و غرب، حجاب آن ظهور هستند و ما با درک درست غرب و حجاببودنِ آنها نسبت به آن اسماء میتوانیم آن اسماء را که اسماء عبور از غرباند بشناسیم. آن اسماء، موقف تاریخی ما میباشد و میتوان در آن موقف حضور پیدا کنیم و خود را همچون رهبر معظم انقلاب در حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» که به حکم اظهار «این قرن، قرن نابودی ابرقدرتها است»؛ منشأ آن اسماء است بیابیم و معنا کنیم.
موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد: بنده یک زندگی معمولی دارم سر کار میرم و.. اما احساس میکنم کار خاصی برای ظهور امام زمان یا وظیفه اجتماعی نمیکنم. من چجور باید مسئولیت زندگی ام رو پیدا کنم؟ روزهای من بسیار به بیهودگی میگذرد. هر چند هم خانه داری میکنم هم شاغل هستم، همچنین مال و پول هم که بدست می آید در چه راهی خرج شد که هدر نرود حال اگر بخواهم از لحاظ دینی برای مال و زمانم برنامه ریزی کنم و یک تقسیم بندی داشته باشم به چه صورت است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در دوران بیمعناشدن انسان ، انسانها معنای خود را با حضور در تاریخی که ذیل ارادۀ الهی در این زمانه شکل گرفته پیدا کنند که به نظر بنده آن تاریخ، تاریخی است که با انقلاب اسلامی شروع شده است. امری که جناب هایدگر به دنبال آن بود و آقای دکتر احمد فردید فرموده بودند ای کاش او در زمان ظهور انقلاب اسلامی زنده بود تا با خدای آقای خمینی متوجۀ خدایی میشد که به دنبال آن بود. پیشنهاد میشود مباحثی که تحت عنوان «نیستانگاری» روی سایت هست، دنبال شود. موفق باشیدhttps://lobolmizan.ir/search?search=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C&tab=sounds
با سلام و عرض تبریک اعیاد بزرگ رجب و شعبان و التماس دعای خیر از استاد بزرگوار: در یکی از جلساتی که با گروهی از دوستان اهل ایمان، مباحث معرفتی و سلوکی حضرتعالی را مباحثه میکنیم بعضا دوستان شوخی هایی را به میان می آورند و در پاسخ عزیزانی که درخواست رعایت شأن جلسه و اعضای جلسه را دارن که بهتراست رعایت شود تا مسیر سلوک بهتر باز شود و درکل شأن مومن، استفاده ازاین نوع شوخی ها نیست، میفرمایند استفاده ازاین شوخی ها در جمع دوستانه برای شاد کردن خود و دوستان حاضر در جمع، عفت کلام را ازبین نمیبرد و ایرادی ندارد. بنده در روایات جستجو کردم اما یا بدلیل ناشی بودن در جستجو یا ناقص بودن منابع در دسترسم، نتوانستم روایات صریحی در این باب پیدا کنم نگران شدم مبادا ایرادی که وارد شده اصلا جایز نبوده و بقول معروف سختگیری کرده ام از طرفی حقیقتا از طرح چنین صحبتها و شوخی هایی آزرده میشوم لذا در خواست دارم در این مورد سختی بفرمایید که چراغ راه ما باشد. تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید تا آنجا که ممکن است باید فضا کاملاً حالت علمی و تدبّر در موضوع اصلی مورد بحث داشته باشد همانطور که سیرۀ علماءاست، بخصوص حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» در جلسات خود چنین سیرهای داشتند. موفق باشید
آیا به نظر حضرتعالی در سیر و سلوک باید تبعیت محض آنهم از یک استاد داشته باشیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این تاریخ چنین امری چندان لازم نیست. در این رابطه به جزوۀ «شرح مختصر دستورالعمل آیت الله بهجت (رحمة الله علیه)» رجوع شود.
https://lobolmizan.ir/leaflet/231?mark=%D8%A8%D9%87%D8%AC%D8%AA . موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۱. گناه چرا وهم رو تقویت میکنه؟ ۲۲. استاد شما کتاب روان شناسی اسلامی سراغ دارین؟ و میشه واسم این کتاب رو معرفی کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مگر جز این است که انسان وقتی گرفتار وَهمیات شد، دل به معاصی میسپارد؟ و لذا همان معاصی او را به وَهمیات بیشتر میکشاند. ۲. در جریان کتابی در این رابطه نیستم. ولی توصیه میشود در این رابطه به کانال «معرفت نفس» رجوع فرمایید و بررسی کنید با کدامیک از اساتید که مباحث معرفت نفس را مطرح کردهاند، راحتتر میتوانید کار را ادامه دهید. موفق باشیدhttps://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh
سلام استاد بزرگوار: خدا شما و امثال شما را حفظ فرماید. امام کاظم علیه السلام، در دعای بعد از نماز شب در ماه رجب میفرمایند: تَجْعَلَ عَیشی عیشَةً نَقِیةً وَمَیتَتی میتَةً سَوِیةً ... زندگی مرا زندگی پاک و پاکیزه و مرگم را مرگی معتدل و مستقیم قرار بده... منظور از مرگ معتدل چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا منظور آن نوع مرگی میباشد که انسان وظایف دنیایی خود را به لطف خداوند به خوبی انجام داده باشد و به جای روبروشدن با نکیر و منکر و صدها دردسر، مفتخر به بشیر و مبشّر میشود و هزاران امید. موفق باشید
بمان که عشق تو عشقی عفیف خواهد شد / حریف عشق تو هم بیحریف خواهد شد / هنر اگر به تو پایان نیافت بیهنریست / که شام آخر بی تو سخیف خواهد شد / ظرافتی که تو داری درون باطن خویش / اگر که سنگ چشیدش ظریف خواهد شد / چه غم اگر بفشارند مردمان گل را / گل لطیف گلابش لطیف خواهد شد / تویی تو آینهی خاک و باد و آتش و آب / بدون آینه عنصر ضعیف خواهد شد / اگر که شعر تو از عمق جان سروده شود / عروض و قافیه حالش ردیف خواهد شد / توهمات تو هستی به نیستی دادست / جهان بی تو جهانی کثیف خواهد شد / سهشنبه ۲ دی ۱۴۰۴
باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی نظر به حضور حضرت حق با رحمتهای واسعه در زندگی دنیایی. در این صورت است که زندگی با همۀ مشکلاتش همچنان زندگی میماند زیرا رحمت الهی در میان است برعکسِ زندگیهای اهل دنیا که نتوانستند با روحانیت اصیل اسلام محمدی «صلواتاللهعلیهواله» مأنوس شوند و حقیقتاً زندگی را گُم میکنند، هرکس که میخواهد باشد حتی رئیس جمهور آمریکا. موفق باشید
استاد جان سلام: بنده با نیت های خیر از جمله متذکر شدن و جهاد تبیین گاها در خانواده که مهمانی و یا دور همی داریم شروع میکنم از جنس مباحث شما را به میان آوردن که بعضا دیگران به بنده می گویند که ما متوجه نمی شویم ولی خب در این جنس مباحث مقصد صرفا فهم ما از موضوع نمی باشد و آنها نیز خود را در این مسائل زیاد درگیر نمی کنند حال با این وجود نه فقط در خانواده بلکه در جامعه تکلیف در این موارد چیست آیا باید به تبیین و این جنس مباحث عمیق پرداخته شود هر چند که ما مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه یا اینکه سکوت پیشه کرد و درگیر مباحث روزمرگی که آنها می گویند شد و یا اینکه کار دیگری باید انجام داد؟ ویا اگر نکته ای در این موارد می باشد بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا قوت. در اینکه نباید کار به جدال کشیده شود؛ تذکر و اشاره به نکاتی که افقی در مقابل مخاطبان میگشاید، قصه و حکایت امروز ما میباشد. زیرا دوره، دورهای نیست که افراد بتوانند مباحث طولانی را دنبال کنند و به همین جهت چنانچه ملاحظه فرموده باشید مباحث در چند شماره و به صورت اشاره با مخاطبان در میان گذاشته میشود. همین اندازه در عین محبت به اطرافیانتان، آنها را در نزد خود به فکر فرو میبرد. موفق باشید
سلام وعرض ادب و احترام: استاد بزرگوار بنده خیلی نمیتونم درسطح این بزرگوارانی که از شما سوأل میکنن، طرح سؤال کنم چون سوادم در حد شما نیست فقط سوالی ذهنم رو مشغول کرده است رابطه لیلة القدر و یوم الفصل چیست؟ آیا میتونیم بگیم یوم الفصل، یومِ لیلة القدر است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به سورۀ مرسلات و آیاتی که میفرماید: «لِيَوْمِ الْفَصْلِ ﴿۱۳﴾ وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الْفَصْلِ ﴿۱۴﴾ اگر متوجه باشیم «یوم الفصل» در اکنونِ ما حاضر است و هر روز میتواند روزِ روشنشدن حقیقت باشد؛ برای یافتن چهرههای دیگر حقیقت، آری! هر روز را لیلۀ القدری هست که به «مطلعالفجری» میرسد. عرایضی در رابطه با سورۀ مرسلات و سورۀ قدر شده است. خوب است که اگر فرصت داشتید به آن مباحث رجوع فرمایید. موفق باشید https://lobolmizan.ir/get-file/4801/?item=0 و https://lobolmizan.ir/book/1095?mark=%D9%85%D8%B1%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AA
سلام استاد: ما درگیر یک جنگ همه جانبه هستیم. نظامی، اقتصادی، فرهنگی و در جنگ هم هم زدیم و هم خوردیم در جبهه فرهنگی، هم رویش داشته ایم هم ریزش همانطور که از نظر حجاب متاسفانه به مشکل خوردیم نظام غرب هم از دست نفوذ تفکر انقلاب کلافه شده، آیا میشه به این موضوع امید وار بود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! آری! تاریخی که با انگیزۀ توحیدی ذیل نبوت پیامبر خدا شروع میشود، آنچنان نیست که با تقابل تاریخ دیروزین، هرچند آن مقابله به جهت سابقهای که دارد؛ قوی باشد، شکست بخورد و «بشّر الصّابرین» تذکر به آنانی است که حضور آن تاریخ را در آیندۀ پیش رو مدّ نظر دارند و با حمله و ستیزۀ جبهۀ استکباریِ دیروزین، خود را نمیبازند، زیرا به خوبی به فردای دیگری میاندیشند، فردایی که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» تا آنجا مدّ نظر قرار داد که فرمودند: «مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبههایدار میروند؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته میشوند؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند ولی ما به وظیفه اسلامی خود عمل کنیم.» ملاحظه کنید آن مرد در دلِ تاریخی که آغازگرِ آن بوده است، تا کجاها را مدّ نظر داشته است و ما در مقابله با تاریخ استکبار برای حضور در تاریخ آخرالزمانیِ خود تا اینجاها ایستادهایم. تا در معنای حقیقی خود ایستاده باشیم.
آیا نمیتوان گفت که ایران به عنوان یک تاریخ با هویت خاص خرد خسروانی در جلوه فرهنگ تشیع، طوری به میدان آمده است که استکبار تحمل چنین ملتی را ندارد؟ آیا همین که بعد از حمله ترکیبی رژیم صهیون ایران منفعل نشد و به گفته آنان به کما نرفت و توانست مقابله کند، حکایت از پیروزی ایران به حساب نمیآید تا ما معنای زندگی در این تاریخ را در تقابلی که با رژیم صهیون پیش آمده درک کنیم؟ موفق باشید
من در حیرتی عظیم هستم که حضرت دوست من را به کجا میکشاند؟! نمیدانم، حس میکنم فریز شدهام در برابر راهی که آمدهام و من از خود میپرسم: تو آمدی؟! نه! من حال مذهبی ای را نمیگویم؛ آخر من پر از اشتباهم و علاوه بر آن هر لحظه غرق در تفکرات و توهمات و تخیلات پوچی که نمیتوانم متوقفشان کنم و حس میکنم در منجلابی از خود دست و پا میزنم و زوری زوری راه میروم ولی وقتی برمیگردم و به خود مینگرم و به اینجایی که هستم و حتی به فردی و شخصیتی و هویتی که هستم نگاه میکنم به حیرت میروم و چرا دروغ بگویم؟ کمی خودم از خودم به حیرت میروم و به خود میبالم و همین بالیدن که سبب سکونِ من و یک چیزی در من میشود که دیگر آن ارتباط خالصی که با جهان برقرار میکنم را نمیتوانم داشته باشم؛ به حیرت میروم، این دمیده شدن روح در من و این فراگیریای که من را در بر گرفته مرا به حیرت برده و هر چه به خود نگاه میکنم بیپاییِ خود را مییابم! و باز خود از خود میپرسم چگونه میخواهی بروی؟ این آیا جوابی دارد؟! خیلی و خیلی زیاد، وقتی این راه را میبینم که آمدهام بیپاییِ خود را مییابم و این دیدنِ بیپایی به بیپاییِ الانم دامن میزند؛ نمیدانم! در رکودم؟ یا در رکودی در حرکتم؟! اما این رکود و این حیرت که من را به نشستن و فقط تماشا کردن در آورده من را آزرده خاطر میکند؛ من جمله اینکه با تنی رنجور و خسته نشستهام هم دامن میزند؛ متعال باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید «دوست دارد یار، این آشفتگی». باید با خودمان جدّیتر از دیروزمان باشیم به وسعت انسانِ آخرالزمانی. از این جهت باید به حضور تاریخی که با انقلاب اسلامی پیش آمده است، فکر کرد. با توجه به اینکه هر تاریخی با نوعی تفکر حضوری آغاز میشود و در آن راستا روح مردم را دگرگون میکند و در نتیجه افکار بیگانه به اصل ظلمانی خود باز میگردند، امامان به عنوان انسانهایی که متوجۀ تاریخ خود و ارادۀ الهی در زمانۀ خود بودند، بعد از نبیّ، مقامشان چنین بود که وحی الهی را از اجمال به تفصیل میآوردند و لذا باطنهای شریر به وسیلۀ آنها آشکار میشد و مردم به کمک آنها با آموزههای الهی آشنا میشدند ولی با مواجهۀ ما با غرب، فرهنگ اسلامی ما سنت اصیل نبوی خود را فراموش کرد و تحت تأثیر خودخواهی فرهنگِ خودبنیادِ غرب، حق النّاس فراموش شد و آنطور که شایسته بود تا انسانها نسبت به هم یگانه باشند، نسبت به هم بیگانه شدند ولی با انقلاب اسلامی به عنوان تاریخِ ادامۀ سنت اصیل نبوی، عالَمی دینی برای مردم جلوه کرد، عالمی که انسانها نسبت به همدیگر احساس یگانگی دارند و مدتها از آن غافل بودند و این است معنای حضور در تاریخ انقلاب اسلامی و درک وجودی خود در این تاریخ که با نظر به امام حسین «علیهالسلام» و کربلا به ما برگشت نمود. موفق باشید
سلام علیکم استاد: عرض ادب و وقت بخیر، بنده پسر ۲۶ ساله ای هستم که توسلات بسیار بسیار بسیارطولانی در امر ازدواج داشته ام و مکرر هم خواستگاری رفته ام اما به جایی نرسیده، از طرفی هم طوفان شهوت امانم بریده، با اینکه الحمدلله رشد و سلامت جسمی، عقلی و توان خوب مالی هم دارم و مانعی از این بابت الحمدلله رب العالمین وجود ندارد این را هم عرض کنم که تک فرزند هستم و سال گذشته پدر را از دست دادم و با مادر زندگی میکنم ممنون میشم دستورالعملی، توسلی، راهکاری پیش پایم بگذارید. التماس دعا دارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا همان اولین خواستگاری، کار را تمام نمیکنید؟! به آن سخن رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» توجه کنید که فرمودند هر آنچه در نزد دیگر زنان سراغ دارید، در همسر خودتان هست. مکرر خدمت رفقا عرض شده است که خودِ خداوند به حکم آیۀ: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» میفرماید: مودت و رحمت را خودش در بین زوجین به میان میآورد، پس چرا خود را معطل کنیم؟ البته و صد البته باید طرفین، بنا داشته باشند زندگی خود را با سادگی شروع کنند و ادامه دهند. موفق باشید
بسمه تعالی در شناخت امام خامنهای این انسان بینظیر در کل تاریخ بشری تا کنون باید لب به سخن از ابعاد بسیار جامع ایشان گشود که از منظر اصالت به پیامبر و اهل بیت صلوات الله و سید هستند و اصالت ایرانی از روستای خامنه که نامی هخامنشی و ایرانی باستانی هستند. از حکمت و رهبری در حکومت کشوری و جهان در ابعاد های مهم ـ سیاستـ دیانت، فقیه کامل و مروج دینی ـ توحید عملی و ادیان مختلف، عرفان، فلسفه، شاعر، رمان خوان ـ خانواده اصیل، شخصیت اجتماعی، اخلاق، تخصص های علمی موجود و ساده زیست و... ایشان بی نظیرند. هرکجای این دنیا را بگردی منطقی تر از ایشان نمیابی هرچه میگویند آنقدر منطقی است که احدی جای شبهه ندارد و هر عقلی را قانع میکند. در پاکی خاص و تقوای خاص که بیشک از جانب پروردگار بر بندهای ممکن میشود و این چیزی ورای توان بشری است بعنوان مهم ترین رکن ایشان هویداست. شخصیت از سرتا پا غرق توحیدش بمعنای فنای تام فی الله و هر تحرک و سخنی از ایشان چیزی غیر از حق و حقیقت نیست. تکیه به این انسان بی نظیر در کل تاریخ بشری تکیه به توحید و پیروزی از آن خداست. گفتن از این پاک، کار منِ ناپاک در مقابل چنین پاکی نیست. بنده فقط سعی کردم آنچه که هست و خداوندی که ایشان را پروریده و به آن اشاره دارند عرض کنم. نگاه به جمال ایشان را عبادت میدانم و خدا شاهد است بنده هرگز انسان اغراق کنی نبوده ام اصلاً من در این میان واسطه یا مطرح هم نیستم. ۴۵ سال از آغاز الهام اجمالی جنگ نظامی و پیروزی قطعی بر قلب ایشان میگذرد که از جنگ تحمیلی تا این زمان است و صبری که برای تفصیلش کردند خود بیانگر صبوری فوقالعاده ایشان و روز به روز پر شعف تر از دیروز، شاد تر از هرزمان میدرخشند. بنده به عنوان یک جوان به جوانان دیگر نصیحتی دارم که تکیه بر این مرد پیروز شده، ما را پیروز میکند و ما لایق پیروزی هستیم نه لایق شکست. خوشا بحال امام زمان حفظه الله که خداوند چنین بنده ای را یار و سربازش قرار دادند و ایشان میفهمند که خداوند چه آفریده وگرنه ما به زور با دیدن ظواهر از ایشان شگفت زده ایم. از شما تشکر میکنم که متذکر شخصیت جامع رهبر عزیزمان هستید. بفرمایید چه باید کرد که در این راه از حقِ رهبر معظم انقلاب کوتاهی نکرده باشیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد زیاد باید فکر کرد و سخن گفت. همین اندازه باید متوجه باشیم که بشر امروز در نسبت خود با انسانی که او را به انسانیتاش متذکر شود، میتواند خود را ادامه دهد و پدیدۀ «سلبریتی» و گرایش جوانان به آنها را باید در این رابطه دانست و معلوم است که عموماً سلبریتیهای مطرح، جوابگوی جان جوانان آخرالزمانی ما با ظرفیت گستردهای که دارند؛ نمیباشند و اینجا است که باید انسانی در میان باشد که خداوند برای جوابگویی به نیاز بشر امروز پرورانده است و از این جهت جایگاه تاریخیِ رهبر معظم انقلاب معنای خاصی دارد، به عنوان نمادی از انسانیت انسانهای این دوران، تا هرکس ذیل حضور انسان کامل یعنی حضرت صاحب الأمر «عجلاللهتعالیفرجه» متوجۀ شخصیت رهبر معظم انقلاب باشد و جواب روح طالب کمال انسانیاش را از این طریق بدهد. در این زمان تنها با نظر به انسانیت رهبر انقلاب میتوان جوانان خود را متذکر ابعاد متعالیشان کرد. در این رابطه به طور گذرا در دهمین جلسۀ «زن_و_حضور_نرم_تمدنی» https://eitaa.com/ziafat_andishe/1572 عرایضی شد. موفق باشید
سلام: شخصی هست که بدون اینکه بخواهد جن دیده است آیا این بد است؟ چه کند که دیگر این اتفاق نیافتد و دلیل اینکه دیده است چیست؟ آن فرد انسان بدی هم نیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیتوان گفت آن فرد، فردِ بدی میباشد ولی به هر حال باید با تدبّر در قرآن بخصوص با تدبّر روی آیات الکرسی، روح خود را از این نوع توجهات منصرف نمود. https://lobolmizan.ir/get-file/1643/?item=0 موفق باشید
سلام: با توجه به باب یقظه ی منازل السایرین به نظر می رسد اکثرا مادون یقظه باشند یا اگر هم در یقظه باشند فائز در تکمیل آن نیستند لا اقل فرد باید عامدانه گناه نکند ولی می بینم که بسیاری مبتلای گناه هستند وقتی انسان این باب را مدنظر قرار می دهد و می بیند که حاصل عمرش این بود که دون یقظه باشد حقیقتا اگر پوچ است پوچ تر می شود. من خود بسیار عرفان نظری دوست بودم ولی حال همه برایم هیچ و پوچ است وقتی که در باب اول مانده بلکه دونش هستم و این تازه باب اول است که قاعدتا باید آسانترین باب باشد منتها جناب خواجه همان گام اول را آنچنان سخت مطرح می کنند که تا سیه روی شود هر که در او غش باشد. منازل آتشم زد چه کنم عمرم بر باد رفت. حشر دون یقظه ای چه حشری خواهد بود و چه حاصلی دارد تا ابد بدون یقظه در نیام دون یقظه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه بحمدالله متوجۀ نقش گناه شدهاید، در رابطه با برباددادنِ عمر، یقظۀ مبارکی است و در همین رابطه انسان میتواند با امید به رحمت و مغفرت الهی، مسیر دینداری را ادامه دهد بخصوص با ذکر مخصوص ماه شعبان. https://eitaa.com/matalebevijeh/21473 موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: ما اگر انقلاب اسلامی را در مقابل غرب بخواهیم بشناسیم و من اینگونه تعبیر میکنم که انقلاب آنتی تزیست در مقابل تز غرب و خب اگر اینچنین نگاه کنیم با وجود فساد ها و نبود مثالی برای اسلامی بودن جز اسم اسلامی که پشت ارگان ها خورده و ندیدن آرمان های ۵۷ که خب ما تنها به آن ها دلخوش کرده ایم؛ اما اثری نمیبینم. میشود اینچنین گفت که ما به سنتزی نخواهیم رسید؟! اینگونه که اگر کسی به من بگوید مثالی از اسلامی بودن بزن مثالی ندارم اینها چطور با هم جمع خواهند شد؟! و نقدهای زیادی ممباب بی مسئولیتی ها و.. که قطعاً شما از من بهتر میدانید و وقت شما را نمیگیرم اما میخواستم بدانم این چه نسبتی است که با انقلاب میتوان برقرار کرد و با وجود اینهمه اشتباهات و ضعف ها میتوان از آن دفاع کرد و با آن بود؟! با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا به سخن رهبر معظم انقلاب فکر کردهاید که فرمودند:
«امروز یکی از ابزارهای جنگ نرم در میان دشمن و در میان بعضی از افراد ناباب یا غافل، عبارت است از مسکوت گذاشتن آوردهها و داشتهها و تواناییهای این ملّت؛ انکار تواناییهای این ملّت. ملّت، ملّت بزرگی است، کار هم میتواند بکند و دارد میکند؛ امروز دارد کار میکند. اگر ملّتی از داشتههای خود غافل بشود، تواناییهای خود را نبیند، پیشرفتهای خود را باور نکند، تحقیر خواهد شد؛ وقتی تحقیر شد، خود را حقیر دید، آمادهی تسلیم در مقابل دشمن خواهد شد؛ این ترفندی است که دشمنان دارند دنبالش میکنند و انجام میدهند.» (۱۳/۱۰/۱۴۰۴)
آیا عظمتی بزرگتر از روز ۲۲ دیماه به عنوان جبهۀ نرم مقابل استکبار ممکن بود؟ آیا دلگرمیِ آزادگان جهان نسبت به حضور تاریخیِ انقلاب اسلامی امری نیست که ما را امیدوار کند به تاریخی دیگر که تاریخ سیطرۀ استکبار نباشد؟ موفق باشید
سلام و درود و نور رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه و شما استاد مهربان و همچنین عرض تبریک بمناسبت میلاد امام حسین علیه السلام. استاد جان آیا ما الان در آخرالزمان هستیم یا نه بالاخره و میتونیم شاهد ظهور حضرت حجت و تموم شدن جنگها و نابودی کفر و نفاق و حکومت حقه الهی و حاکمیت معصوم و شیرینی زندگی توحیدی در اجتماع جهانی باشیم؟ من ناراحت میشم وقتی در اجتماع مسلمانها حرف از ظهور آقا امام عصر علیه السلام میشه (توی همین مسجدیها و هیئتی ها) ظهور ایشون رو دور و بعید میدونند و بعضی خیلی مأیوسند بخاطر شرایط اجتماعی و اقتصادی کشور مون. و بهشون میگم «انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا» البته دوست دارم توی این بحبوحه جنگ روانی و نظامی کشورمون ی سخنی بفرمایید که دلمون قرص بشه به سلامت رهبرمون تا ظهور نزدیک و امنیت کشور مون. اینهمه شهید داریم میدیم. اینهمه اولیای الهی که یقینا خیلی پیش اهل بیت علیهم السلام عزیز بودند و به فرج شخصی رسیده بودند و سرداران مون که بشهادت رسیدند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا از نور حضور حضرت صاحب الأمر در این زمانه دلشاد نباشیم وقتی مییابید در میدان دینداری اصیل تا مرز مقابله با زشتترین انسانها و جریانها جلو رفتهایم و اینچنین پیروز و سرافراز بیرون میآییم. عرایضی در جواب سؤال شمارۀ 41077 شد. آری! باز شعر مولوی که: «ای از همه حاضرتر از مات سلام الله» و این یعنی نظر به ظهور آن حضرت در نایب عزیزش و امیدواری به ظهور هرچه بیشتر او تا ظهور نهایی. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: نظرتان درمورد این روایت حضرت علی علیه السلام که فرمودند چیست: عقل خودتان را زیر سوال ببرید زیرا اعتماد کامل به عقل موجب اشتباه میشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال در روایات ما برای عقل، جایگاه ارزشمندی قائلند مگر آنکه منظور مثلاً عقل انتزاعی باشد وگرنه رسول الله صلى الله عليه وآله فرمودند: «العقل نور في القلب يفرق به بين الحقّ والباطل». موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامی و ارجمند: لطفا بفرمایید و نظر خودتون رو در مورد مطلب زیر بیان کنید. طبق روایاتی که میفرمایند که در نماز یکی از ما را در قلب خود قرار دهید و آیت الله قاضی نیز فرموده بودند که استادتون رو در نماز پیش روی خود قرار دهید، و همچنین با توجه به اینکه خداوند در اسماء و مظاهر فقط قابل شناخت و ارتباط میباشد و ائمه فرمودند که اسماء ما هستیم «نحن الاسماء الحسنی» و نیز شما بارها فرمودید که خدای بدون مظاهر خدایی وهمی است که همچین خدایی نیست و باید از طریقِ اسماء و مظاهرِ اسماء با خدا مرتبط شد. حال میتوان به این نتیجه رسید که چون ما نمیتوانیم خدا را عبادت کنیم و باید مظاهر اسماء رو که ائمه هستند عبادت کنیم؟ و اگر نتوانستیم میتوان استاد سلوکی خود را عبادت کنیم؟ آیا این نتیجه گیری درست است؟ این سوال رو به این خاطر میپرسم که اگر همچین عقیده ای رو باید داشته باشم تصحیح کنم. ما را از دعای خیرتون فراموش نکنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عبادت مخصوص خداوند است و لاغیر. آری! با نظر به حضرت محبوب یعنی خداوند، آینهها که اشاره به حضرت معبود دارند و مظهر اسماء الهی هستند، بسیار ارزشمندند تا ما با شخصیت ائمۀ معصومین«علیهمالسلام» که اشارههایی هستند به سوی حضرت معبود؛ به بهترین شکل متوجۀ حضرت حق باشیم. به همین جهت ما ائمه را راه و سُبُل میدانیم به همان معنایی که قرآن میفرماید: «إلى رَبِّهِ سَبيلاً» آنان راههایی هستند به سوی پروردگارشان. موفق باشید
با سلام خدمت استاد محترم: در موضوع ذات بینی، کتاب اسما الحسنی دریچه های نظر به حق، می فرمایید که وقتی انسان فراتر از رزق خواران، با خود اسم رزاق رابطه پیدا کند، به آن هنر ذات بینی گقته می شود. ولی آیا این تفاوت دارد با اسامی ذات الهی؟ و اسم الرزاق را باید بگوییم از افعال الهی است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در هر اسمی «او» در جلوۀ آن اسم در صحنه است اعم از اسماء ذات مانند «حیّ» و یا اسماء فعل مانند «رزّاق». به همین جهت فرمود: «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ» و از این جهت باید متوجه بود که «او» با رزاقبودنش در هر رزقی به ظهور آمده است. موفق باشید
سلام: اعیاد مبارک ان شاءلله. استاد کتاب سلوک ذیل شخصیت امام خمینی را خواندم و در حرم امام رضا دو رکعت به نیابت از شما و مرحوم امام تقدیم کردم. خواستم تشکر کنم ازتون. عطشی داشتم نسبت به امام و این عطش بیشتر شد. خود هم تشنگی برای رسیدن به اون روحیه لذت بخشه. باور کنید در طول روز خیلی به مرحوم امام فکر میکنم. به عظمت ایشان به حرکت ایشان. الحق که اگر نبودند ما الان مسلمان کدام اسلام بودیم؟ استاد چه کنیم این روحیه عطش نسبت به امام؟ آیا انس با آثار ایشان کافی است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر اُنس با آثار حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» که بسیار مفید است تا معلوم شود مبانیِ معرفتی این مرد الهی چه بوده است؛ باید به جایگاه تاریخی حضرت امام بیندیشیم. خدا میداند محال است بشر امروز بدون پیداکردن نسبتی اساسی با حضرت روح الله بتواند در جهان خود به صورتی که جواب جانش را بدهد، حاضر شود. در هر سال در حوالی ۱۴ خردادها عرایضی در رابطه با جایگاه تاریخی حضرت امام شده است که خوب است به آن مباحث رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/category/50?tab=posts&inner_tab=book در ضمن در قسمت سوم کتاب « ما و بشر جديد و آينده قدسی پيش رو» https://lobolmizan.ir/book/1599تحت عنوان « مصاحبه سوم انقلاب اسلامی و فهم امام خمينی از انسان و جهان مدرن، صفحۀ 89» عرایضی شده است که خوب است به آن مصاحبه رجوع فرمایید. موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: عرض کنم که گیجی گاهی اوقات سراسر وجودم را میگیرد و شاید این گیجی ثمره نشناختن صحیح زمانهام است. بنده درحال حاضر به حسب علاقه و استعداد، درحال تحصیل در یکی از رشته های علوم پزشکی هستم و از طرف دیگر دریافتهام که اصلا انسان تک بعدی ای نیستم که ۲۴ ساعتم را روی یک موضوع بگذرانم. بنده همانقدر که به این علم و فن علاقهمندم، به حکمت نیز علاقه مندم. یعنی میل به این ندارم که مثلا فقط پزشک شوم بلکه طلبم این است که همانند حکمای ایران زمین با آن مدل خرد به تحصیل بپردازم. حکمایی که جامع علوم بودند. از علم اسفل گرفته یعنی طبیعیات و بعد ریاضیات، تا علم اعلی که الهیات است. دانشمندی چون بوعلی که در شفا نهایت ذوقش را بهخرج داده تا همه علوم را جامع تحویل انسانها دهد. از طرفی ذوق هنری هم دارم و نمیخواهم این تکه از وجودم پایمال علم بشود و میخواهم این نیز بدرخشد. با پرداختن به یکی از اینها در خودم احساس کمبود میکنم چون این انفصالی که بین علوم قائل میشوند درنظرم انفصال حقیقی نیست بلکه همه علوم به هم متصل اند و کامل کننده یکدیگرند و همه اینها با هم اند که در دلشان حکیمان را میپرورانند. معلم ثانی که مؤسس فلسفه اسلامیست، یک موسیقیدان قهار بوده است یا بوعلی که جامع علوم است. از یک جهت نیز بعضی ازین علوم در حوزه علمیه قرار دارند و میدانم اگر امروز به تقلید در فضای احکام متوقف شدهام، فردا سودای این به سرم میزند که خودم بروم و مجتهد شوم! این علایق، ناشی از کمالگرایی به معنای روانشناسی آن نیست بلکه ناشی از کمال طلبی به معنای خاص مقام انسان است که میل به کمال دارد. حال من میمانم و مسیری که باید گشوده شود. از یکسو حکمت گذشتگان مان نوید این را میدهد که یک انسان قوت جامع شدن را دارد و از یکطرف نمیخواهم گرفتارِ زیادهگویی ها بشوم و میخواهم از هر کدام ازین علوم، لُب مطلبش را بدانم و به جهد بتوانم با زبانی فردایی آنها را ارائه و توسعه دهم. این توفیقیست بس مبارک؛ بنده نیز گفتم حالا که این میل در من افتاده چرا بهدنبالش نروم؟ مگر در دوره معاصر علامه حسن زاده ای نداشتیم که بمعنای حقیقی حکیم بودند؟ چرا من افقم ایشان نباشد؟ (از سویی با نظر به زمانه شناسی و اینکه راهِ آینده میبایست باز شود مطالعات غرب شناسی و فلسفه غرب را هم در نظرم داشتم). در نتیجه باید بگویم که اینهمه راه، انسان را دچار سرگردانی میکند که نمیداند الان وقت یادگیری کدام علم است. اول ادبیات بخواند یا اول برود سراغ الهیات یا از علم اسفل شروع کند به بالا یا دانشگاه صرف که البته برای من محال است. نگاه که میکنم میبینم جامعه ما به حکیم نیاز دارد یعنی انسانی که وقتی میخواهد یک بنا بسازد هم از لحاظ ریاضی و هندسی، هم درنظر گرفتن مصالح و تجهیزات، هم اصول و مبانی، هم سازگاری با انسان و طبیعت و... بتواند طرحی ارائه دهد که جامع همه اینها باشد و این یک مثال است و مثال های بیشتری میتوان زد. اگر ممکن هست بنده را راهنمایی بفرمایید تا بلکه مسیری پیشارویم گشاده شود. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً اگر در این زمانه جوانان ما خود را فریب ندهند، نمیتوانند در یک رشته از علوم تجربی و دانشگاهی متوقف شوند. مهم درک حقیقت انسان است با حواشیِ زندگی در این دنیا، که یکی از این حواشی، علوم پزشکی است. در این رابطه خوب است در عین دقت در همان علوم پزشکی، در مسیر انسانشناسی که در نهایت به درک «ثقلین» ختم میشود؛ اندیشه کرد وگرنه ظرفیتهای خود را معطل گذاشتهایم. در این سالهای اخیر در موضوع «انسانیت انسان» عرایضی شده است که خوب است آن مباحث تعقیب شود. موفق باشید
سلام علیکم: یه بررسی در مورد شرایط پیش آمده جهان هست که در حال حاضر بقای نظام غربی در میان آمده و سرنگونی کل غرب مطرح شده و بحث سطح جنگ مثل پنجاه سالی که گذشت نیست و به نقطه حساس پایانی رسیده. اگه خودمون رو بذاریم جای غرب میفهمیم ترامپ خودش رو خراب کرده و یک مهره سوخته شده یک پیر مرد که آخر عمرشه و حسابی بی آبروست و میشه ازش استفاده کرد برای حمله اتمی و سلاح های عجیب و غریبی که از بعد جنگ جهانی ساخته و مخفی شدند علیه ایران زیرا ایران موجودیت جهانی غربیها را هدف گرفته و از نگاه اونا باید نابود بشه وگرنه سرنگونی همه آنها دارد رقم میخورد. خوب معلومه هرکسی از اتم استفاده کنه رانده جهان خواهد شد مدتی بعد حتی اروپاییها بیانیه میدن آمریکا را محکوم میکنند و یک شکست بزرگه اما میتونن ترامپ رو بندازن جلو تا ایران رو نابود کنه بعد هم خوده تشکلات آمریکا ترامپ رو دستگیر و دادگاه تشکیل بدن اعدامش کنند و رئیس جهمور جدیدی با ابراز تاسف از ترامپ جنایتکار بار دیگر با نویدهایی آمریکای صلح آفرینی بسازه و نوید دنیای بدون جنگ را بده و این بار بدون ایران و همه مشکلات جهانیشون حل بشه در خالیه که اگه ایران نباشه کسی حاضر به جنگ با آمریکا مثل ایران نیست و تغییرات صلح آفرین جایگاه غرب را حفظ خواهد کرد. خوب معلومه موشک جواب اتم نیست و ایران در دیدگاه اونها شکست میخوره و راحت میشن و دشمنانی مثل روسیه هرگز در حد ایران نیستند که بخوان آمریکا را نابود کنند و میتونند باهاشون کنار بیان. حالا از دید اسلام و خدا و ایران بررسی کنیم: اگر خداوند اجازه بدهند ایران با اتم نابود بشه بعد امام زمان برای برپایی علم جدید اسلام مجبور به ظهور شوند مردم میگویند حالا که میلیونها نفر کشته شدیم آمدی؟! خب زود تر می آمدی و اگر با شروع جنگ قبل از حمله اتمی حضرت ظهور کنند و از توانهای ماورای سلاح های علوم تکنیکی استفاده فرمایند و درواقع خداوند در جنگ با دشمنانش تقلب کنند که قبلاً کردند این راه پیش روست. در آخر شما بفرمایید آیا حد جنگ را موشکی میبینید یعنی آنقدر بازدارنده هست که اتم و صدها سلاح های مخفی غرب را جوابگو باشد یا خیر چون این پرسش خیل زیادی از مردم دنیا بوده. بهرحال با توجه به خواست خداوند ما پیروزیم ولی این احتمالات فکری دشمنان و سطح افکار عموم است که از شما درخواست پاسخی داریم متشکرم. خوب است شرایط های احتمالی را بشناسیم تا منقطی و آرام باشیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به امری مافوق این امور در این تاریخ باید فکر کرد و آن سنت خداوند است در دفاع از حق در مقابل باطل. و این غیر از تقابل آمریکا با ژاپن و یا آمریکا با شوروی میباشد و از این جهت هر اندازه انقلاب اسلامی و مردم عزیز ما بر هویت توحیدی خود بیشتر حاضر شوند، به همان اندازه مورد عنایت الهی قرار میگیرند در راستای به افولرساندن جبهۀ استکبار و بحمدالله مردم ما با همۀ بمباران تبلیغاتی که از طریق رسانههای دشمن میشوند، در بزنگاهها در وجدان توحیدی تاریخیِ خود در میدان حاضرند و در این جنگ ترکیبی مسلّماً این جبهۀ توحیدیِ انقلاب اسلامی است که بنا دارد معنای دیگری را به بشریت امروز نشان دهد. عرایضی در جلسۀ اخیر شنبه شب eitaa.com/matalebevijeh/21496و یکشنبه https://eitaa.com/matalebevijeh/21507 شده است که ان شاءالله ما را متوجۀ حضور تاریخیمان خواهد کرد.
در زمان و زمانه ای که بشر بیش از همیشه باید با تفکر حقیقی که شناخت باطلِ زمانه است؛ خود را بیابد، انسان می تواند باطل را در هر جریانی که با مسیر آخرین پیامبر مقابله می کند، بشناسد. و در این راستا راه خدا، به عنوان راهی که راه باطل نیست، خود را می نمایاند. این یعنی حضور در میدان «تولّی» و «تبرّی» که حضور در اُنسِ نهایی با حضرت حق است در مقابله با میدانی که در نهایت خشونت با انسانیت است و این است راز حقّانیت اسلام و ذیل اسلام، راز حقّانیت انقلاب اسلامی که با خشن ترین جبهۀ استکبار روبه رو شده، به معنای پایان تاریخ غربِ استکباری که تاریخ فرار از حق و حقیقت است در نهاییترین شکل. موفق باشید https://eitaa.com/IMANI_mohammad/6504
کتاب مقام نوری اهل بیت. صفحه ۲۶۵... اگه الله را نشناسیم و او را عبادت نکنیم مثل شیطان اسما محدودی از خدا را عبادت میکنیم و در حد ملائکه صعود میکنیم. منظور از الله چیست؟ اینجا الله منظورش خود خداوند هست یا حضرت الله که اهل بیت آیاتش هستن؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع در جای خود موضوعِ بسیار ظریفی میباشد از آن جهت که فرمودهاند حضرت «الله» مقام جامعیت همۀ اسماء حسنای الهی میباشد و باید در هر اسمی از اسمای الهی نظر به «هو الله» در میان باشد. مثلاً اوست که رزّاق است. آری! اهل البیت «علیهمالسلام» نماد کامل جلوات انوار جامع الهی میباشند به همان معنایی که از پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» داریم: «مَن رآنی فَقَد رای الله». موفق باشید
سلام علیکم و رحمه الله: استاد متن سوال و جواب شماره ۴۱۰۶۹ را فرستادم برای مادری که اون شب نوجوان ۱۵-۱۶ ساله اش را فرستاده بود پایگاه بسیج و عکسالعمل ایشان: "واااااااااای خیییییلی عجيبه، دقیقا اون شب منم همین حال را داشتم، اولش که میخواست بره خیییییییییلی بد بود، انگار پشیمون شده بودم، دلم میخواست نره😭 توسل کردم به حضرت زهرا و بعدش ورق برام برگشت، یعنی با اینکه خیلیا برگشتند بهم که چرا گذاشتی بره و تو دلم را خیلی خالی کرده بودن و...، اومدم خونه راحت خوابیدم. پسرم نصفه شب اومد و گفت مامان خییییلی وحشتناک بود، ولی یه چیزی منو آروم می کرد، دستم را یه لحظه هم از رو گردنبندم که اسم یاصاحب الزمان روش نوشته برنمیداشتم😭 فردا دیدم همه میگفتند، ما دیشب از استرس امیر نخوابیدیم، به خواهرم گفتم خاک بر سرم، نمیدونم من چِم شده؟؟!!، چرا اینقدررر خونسرد شدم؟؟!!! نکنه از مهر مادریم کم شده،؟؟!! گفتم یا شاید هم نمیفهمم، چراااا اینقدررررر آرومم ؟؟!! خواهرم گفت هیچ کدوم اینا نیست، حضرت زهرا قلبت را آروم کرده😭 حالا فهمیدم قضیه چی بوده...😭"
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان متوجه شود با انقلاب اسلامی چه راهِ عزیزالقدر و گرانقدری مقابل جوانانمان گشوده شده، هزار بار باید شکر کنیم که این عزیزان، به چه راه بزرگی در تاریخ خود قدم گذاشتهاند. و اتفاقاً در این رابطه باید به شعفِ شهیدان فکر کنیم که چگونه در این راه با روبهروشدن با شهادتشان متوجۀ نقش بزرگ شهادتشان در استحکام نظام توحیدی انقلاب اسلامی میشوند تا نهتنها آنها را از دست رفته ندانیم، بلکه زندهتر از حیات دنیایی احساسشان کنیم و این است راز آرامش امثال شما و درک حضوری را که فرزندتان در آن قدم گذاشت. دیگر برایتان مهم نبود که چگونه برگردد و این است راز امیدواری که در خانوادۀ شهداء و همسران و فرزندان آنان ملاحظه میکنید.
آری! انقلاب اسلامی میدانی است که در هر کجای آن ایستاده باشیم، در بهشت و لقاء الهی ایستادهایم. خوشا به حال جوانانی که ارادت به رهبری را یافتند و ره صدساله را یک شبه طی کردند، چه با رفتن و شهادت و چه با ماندن و بسیجیبودن. آیا حرکت نرمی که در راستای عبور از شبهات جبهۀ استکبار در میان است، همین نسبتی نیست که جوانان ما باید با رهبر معظم انقلاب بیابند؟ این است راه حقیقی. موفق باشید
