بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40879

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت بخیر: بنده به مطالعه در زمینه های علوم پایه به ویژه فیزیک و ریاضی علاقمند هستم اما وقتی به سراغ اینها می روم یک حالت درونی مثل وجدان درد به من دست می‌دهد که چرا با وجود منابع اسلامی و کلام اهل بیت سراغ این علوم می‌خواهی بروی؟! به خودم می‌گویم ببین کسانی مثل حضرت امام و مقام معظم رهبری و سایرین مثل علامه طباطبایی و علامه حسن زاده و بسیاری دیگر، با وجود اینکه استعداد بالایی هم داشتند و حتی در علومی مثل ریاضیات هم ورود کرده اند ولی در نهایت، عمر و وقت خود را صرف علوم اهل بیت علیهم السلام کرده اند. پس اگر من بخواهم دنبال این علوم پایه بروم دارم اشتباه می‌کنم. حتی شهید چمران و فخری زاده را هم که نگاه می‌کنم می‌بینم با آنکه در رشته خود به بالاترین تخصص ها رسیده بودند ولی حرف هایشان عرفانی و اسلامی بود، پس چه بهتر که پیگیری علوم پایه را رها کنم و فقط روی علوم اهل بیت علیهم السلام متمرکز شوم. از طرفی می بینم که با همه این حرف ها، کشش درونی به علوم پایه هم رهایم نمی کند و خلاصه یک حالت دوگانگی درمانده کننده برایم ایجاد کرده است. جناب استاد می‌دانم که در بین شاگردان و شیعیان اهل بیت، شیمی دان و ریاضی دان و مهندس و ... هم داشته ایم، اما باز این حالت ها آزار دهنده است و مانع از خروج من از این وضعیت تحیر می شود. لطفاً راهنمایی بفرمایید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این زمان و زمانه که بشر در نسبت با استعدادهای طبیعت به دنبال وسعت خود می‌باشد، باید به فکر جمع بین نگاه فیزیکی به طبیعت و نگاه الهیاتی به هستی بود به همان معنای دانش‌بنیانِ حقیقی. عرایضی تحت عنوان «پانزده نکته در جایگاه تاریخی "عقل تکنیک" و جايگاه "انقلاب اسلامی"https://lobolmizan.ir/sound/885?mark=%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%AF%D9%87  شده است خوب است به آن مطالب رجوع فرمایید. موفق باشید

40875
متن پرسش

مشرفی بر حال من، حالم نمی‌پرسی چرا؟ نیستی دنبال من، حالم نمی‌پرسی چرا؟ / ای کمال محض ای زیباترین رویای من / منتهی الآمال من حالم نمی‌پرسی چرا؟ هیچکس مانند تو نشناخت حالات مرا / عارف احوال من حالم نمی‌پرسی چرا؟ چند سالی می‌شود تنها خیالت با من است / غصّۀ‌ هر سال من، حالم نمی‌پرسی چرا؟ رحمت اللهی که بر این قلب وسعت می‌دهی / کاش بودی مال من! حالم نمی‌پرسی چرا؟ از قضای حتمی آیا جُسته کَس راه فرار؟ حک شدی در فال من، حالم نمی‌پرسی چرا؟ «بر دو چشم من نشین ای آن‌که از من، من تری» آینه! تمثال من حالم نمی‌پرسی چرا؟ ۱۳ آذر ۱۴۰۴  

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که ما را به یاد خود می‌اندازد تا زبان به گِله بگشاییم، نوعی احوالپرسی از ما می‌باشد تا متوجه شویم چه اندازه او شیوۀ عاشق‌کُشی دارد برای نزدیکیِ ما به خودش. از این جهت دلم نیامد این سروردۀ فوق العادۀ جناب عمان سامانی در رابطه با کاری که حضرت حق با اصحاب کربلا کرد را با شما در میان نگذارم که می‌گوید:
باز گوید رسم عاشق این بود
بلکه این معشوق را آیین بود
چون دل عشاق را در قید کرد
خودنمایی کرد و دلها صید کرد
امتحانشان را ز روی سر خوشی
پیش گیرد شیوۀ عاشق کشی
در بیابان جنونشان سر دهد
ره بکوی عقلشان کمتر دهد
دوست میدارد دل پر دردشان
اشکهای سرخ و روی زردشان
چهره و موی غبار آلودشان
مغز پر آتش، دل پردودشان
دل پریشانشان کند چون زلف خویش
زآنکه عاشق را دلی باید پریش
خم کند شان قامت مانند تیر
روی چون گلشان کند همچون زریر
یعنی این قامت کمانی خوشترست
رنگ عاشق زعفرانی خوشترست
جمعیتشان در پریشانی خوش‌ست
قوت، جوع و جامه، عریانی خوش‌ست
خود کند ویران، دهد خود تمشیت
خودکشد شان باز خود گردد دیت
تا گریزد هر که او نالایق‌ست
دردرامنکر، طرب را شایق‌ست
تا گریزد هرکه او ناقابل‌ست
عشق را مکره هوس را مایل‌ست
و آنکه را ثابت قدم بیند براه
از شفقت می‌کند بروی نگاه
اندک اندک می کشاند سوی خویش
میدهد راهش بسوی کوی خویش
بدهدش ره در شبستان وصال
بخشد او را هر صفات و هر خصال
متحد گردند با هم این و آن
هر دو را مویی نگنجد در میان
می‌نیارد کس به وحدتشان شکی
عاشق و معشوق می‌گردد یکی
موفق باشید
 

40801

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: برای نوجوانان و جوانانی که می‌خواهند وارد سیر و سلوک شوند چه کتاب هایی رو پیشنهاد میکنین؟ و چه شرح کتاب هایی؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً جوانان ما به دنبال احیای انسانیت خود هستند و در این رابطه مباحث «معرفت نفس» شروع خوبی است با مقدمۀ کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و شرح آقای استاد وحدتیhttps://eitaa.com/tafakorism_archive/77 . موفق باشید

40765

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور خدمت استاد گرامی: استاد آیا این فهم از بدن و روح درست است؟ آیا منظور ملاصدرا (ره) از جسمانیت الحدوث بودن روح مانند این مثال می‌توان فهمید که جریان بخار آب و قطره. روح را که همان حالت بخاری بودن است هنگامی که وارد عالم ماده می گردد مانند برخورد بخار با ظرف سرد ماده است و تبدیل شدن به قطره یعنی جسم همان روح متجسد است. آیا این نگاه درست است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حدّ مثال، مثال خوبی است از آن جهت که روح، با حضور در جسم متعیّن می‌شود و از این جهت جناب صدرا می‌فرماید: ««النفس كمال الأول لجسم طبيعي آلي ذي حيوة» يعنى نفس، كمال اول براى جسمِ زنده‏ اى است كه با آلات و ابزار- مثل دست و چشم- فعاليت مى‏ كند. در این مورد خوب است به سؤال و جواب شماره 25059 رجوع فرمایید. موفق باشید

40589

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: هرچه از سخنرانی رهبری هرکه بگوید کم است. بنده فقط به یک نکته مهم بسنده می‌کنم. با این سخنرانی وارد مرحله جدیدی شدیم که پس از جنگ ۱۲ روزه که بزرگترین جهش یکسال اخیر بود این یک جهش جدید است. وارد حضور زمانی جدیدی شدیم که حتی همه مردم دنیا را وادار به سیر و جهشی زمانی کرد، ازین پس نه ترامپ و دشمنان ۶ ماه قبلن و نه مردم ایران و سربازان اسلام همان رجوع ۶ ماه پیش را دارند. بلکه رجوع جدید و بزرگ‌تری است که ظرفیت ظهورات بیشتر و جدیدتری را دارد. حال مردم ایرانیم که دشمن خود را شناختیم و آن دشمن آمریکاست و ترامپ با ما می‌جنگد. و تبریک به خاطر این استقال و زندگی و آزادی که هزاران سال انسانها بدنبالش بودند، ما بکل از همه دشمنان انسانیت و زندگی عبور کردیم و مستقر حیات الهی انسانی خود شدیم بحمدالله. دیدید! چقدر ما مردم مهمیم؟ تا کنون هیچ حکومتی اهمیت مردم را نشناخته بود الا جمهوری اسلامی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. بیچاره آن‌هایی که با مقاله‌هایی مانند تغییر پارادایم خواستند بگویند اتفاقاً مردم در مقابله با اسرائیل به صورت اتفاقی عمل کردند و پیشنهاد می‌کنند نه تنها مذاکره با آمریکا را ادامه دهیم، حتی با ترامپ ملاقات کنیم. در حالی‌که رهبر معظم انقلاب با بصیرت تاریخی که دارند می‌فرمایند: «عامل وحدت ملّت ایران همچنان باقی است. عدّه‌ای می‌خواهند این‌جور وانمود بکنند که آن اتّحادی که در ابتدای جنگ دوازده‌روزه و این مدّت پیدا شد، مال همان روزها بود؛... من می‌خواهم بگویم این حرف، غلط محض است... امروز این‌جور است، در گذشته هم همین‌جور بوده، بعد از این هم به توفیق الهی این‌جور خواهد بود. ایرانِ امروز و ان‌شاءالله فردا، همان ایرانِ روز بیست‌ و سوّم خرداد و بیست‌ و چهارم خرداد است که مردم آمدند خیابانها را پُر کردند و علیه صهیون ملعون و آمریکای جنایتکار شعار دادند.» موفق باشید

40562

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر. بنده چند وقتی هست نه حال معنوی دارم نه حوصله اینکه سخنرانی ها رو گوش بدم. نزدیک یکسال درحال مراقبه بودم، حال خوش معنوی داشتم، مدام مراقب اعمالم بودم، قلبم رقیق شده بود، به هردری زدم که استادی خدا سر راهم قرارب ده نشد که نشد، منم رفته رفته دلسرد شدم، شیطان البته که بیکارنبود مدام درگوشم می‌گفت اگه خدا دوستت داشت، اگه بهت مشتاق بود اینجوری ولت نمی‌کرد، منم خیلی مشتاق بودم بالاخره با وجود محدودیت هایی که برای ما خانمها هست خدا هم باید هوای ما رو می‌داشت رفته رفته نماز شبام ترک شد، مستحباتم رها شد، واجبات رو هم شاید از سر تکلیف انجام میدم، خیلی اوضاع بدی هست، دلم برای سابق خودم تنگ شده، با چه زحمتی جلوی نفسم می ایستادم و مقابله می‌کردم اما استاد من هنوز نور خدا رو تو قلبم حس می‌کنم که سوسو میزنه، اما کسی نیست روشنش کنه تنها موندم خواهش می‌کنم راهنمایی کنید از این بلاتکلیفی نجات پیدا کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شمارۀ 40556 عرض شد این تقدیر زمانه است برای حضوری بیشتر، ماورای محدودیت‌ها و محرومیت‌های عادی، بلکه حضور در جهان گشوده و گستردۀ خودتان که باید در آن حاضر شوید. موفق باشید

40558

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: وقت شما به خیر. خیلی ممنون از مطالب ارزشمندی که بیان می‌کنید. ببخشید مطلبی را در مورد شهر انقلاب اسلامی ارسال می‌کنم. خیلی ممنون می‌شوم اگر به تفصیل راهنمایی بفرمایید. به نام خدا در تاریخ انقلاب اسلامی، «شهر» سرآغاز کار۷ هنری است؛ آن موقع که مردم به خیابان آمده اند و تظاهرات کرده اند، در صفِ طولانی رای دادن به جمهوری اسلامی ایستادند، شهدا را تشییع کرده اند و بارها آمده اند و راهپیمایی کرده اند. در شهرهای ایران، مردم در «خیابان ها» تجربه های زیستِ حقیقی داشته اند. این یگانگی محقق شده در خیابان ها، سرآغاز کار هنری است. و شهر انقلاب اسلامی را در نسبت با قبله هنری حقیقی، جهت دهی می کند. اینجاست که جهت مسیرها و راه های ارتباطی و بدنه ی خیابان ها و ویترین مغاره ها همگی باید در یگانگی باشند؛ زیرا قبله کار هنری را نشان می دهند. و می توانند ظهور هنر معماری انقلاب اسلامی را در مجاورت خود رقم بزنند. و الگوها و سنت های حقیقی را کشف کنند. از آنجایی که راه ها، نوعی امتداد هستند و امتداد فرهنگی شهر را می سازند. و فضاهای پر و خالی شهر بر مبنای حضور و عبور آن ها شکل می گیرند. در مورد شهر اصفهان؛ مکانِ گلستان شهدا و مصلی می تواند در شبکه هندسه ایی دیگری از خیابان ها و راه سازی، در نسبت با چهارباغ بالا و سی و سه پل قرار بگیرد. و هندسه ایی نو در مسیر شهر ایجاد کند. در این صورت، حتی پل خواجو و سی و سه پل نیز در نسبتی دیگر با هم قرار می گیرند. مسجد جامع عتیق که در تاریخی نو، قبله شهر را به سمت میدان امام (میدان مسجد کاخ بازار) چرخاند و در شبکه هندسی نو، خیابانِ چهارباغ، رودخانه زاینده رود را در مرکزیت قرار داد. اینک در تاریخ انقلاب اسلامی انتظار می رود، شهر قبله هنر حقیقی تری بیابد. و اگر این قبله هنری ظهور نکند عالم هنر انقلاب اسلامی از سرگردانی خارج نمی شود. شاید؛ خیابانی از جنس نور انقلاب اسلامی از وسط چهارباغ بالا به طرف گلستان شهدا مورد نیاز است. شبکه هندسه نویی می تواند گلستان شهدا و مصلیِ را، مرکزیت بخشد و میدانی مردمی، و خیابانی پر از معنای راه و صراط را برای حضور مردم ایجاد کند. شاید اگر چنین هندسه ایی از مسیرها ایجاد شده بود. مقلب القلوب بود و ساختمان مصلی اینچنین ساخته نمی شد و مرکز تجاری سرمایه داری هایپرمی در مجاورت آن نمی نشست. و آن هندسه ی شهرسازانه غلبه داشت و چنین شکل گرفتن هایی را مغلوب می‌کرد. از آنجایی که خیابان های شهر انقلاب اسلامی در طلب هویت هنری خود هستند، نامگذاری های عجیبی را می‌بینیم، مثلاً اتوبان شهید خرازی، سه راه میناکاری. به یعنی به غیر از ابتدا و انتهای مسیر، در خود امتداد مسیرها، فرمِ خیابان ها؛ با این جدول های رنگی سفید و آبی، نماهای ناهماهنگ ساختمان ها و ویترین های غربی، روحی از انقلاب اسلامی را ندارد. زیرا خیابان ها قبله ایی از هنر ندارند. خیابان هایی که به گفته ی رهبر انقلاب باید انبساط خاطر ایجاد کنند، انحنادار باشند. از طرفی این مورد از صحبت های ایشان هم در نگاهم مهم آمد، ما در دل یک پیچ تاریخی قرار داریم. این پیچ تاریخی در وجود انسانی احساس می شود. و در کار هنر آشکار می گردد. و هستی انکشاف می یابد. با تشکر. التماس دعا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکتۀ مهمی می‌باشد و در این رابطه و با توجه به ظرفیت امروز، خوب است طرح‌هایی را پیشنهاد کنید تا آرام‌آرام فرهنگ پذیرش آن فراهم گردد. موفق باشید

40506

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: آیا ختم سوره ی واقعه که از دوشنبه اول ماه قمری شروع میشه تا ۱۵ ماه تموم میشه سند روایی صحیح دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این مورد نمی‌دانم. موفق باشید

40488

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

مدت زیادی است قریب به هفت یا هشت سال که احساس رشد در زندگی ندارم. رشد در جمیع امور مادی و معنوی و علمی. مدام زمین می خورم و جلو نمی روم. متحیرم که علت چیست و از کجا می خورم. چه چیز را درمان کنم و چگونه جلوی این رکود و شیب رو به پایین را بگیرم. احساس خستگی و کسالت و یاس هم دامنگیر می شود. عزمی انگار در من نیست برای حرکت. چگونه جرقه و شعله‌ای مهیا کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان بر اساس شریعت الهی که راهی است به سوی پروردگار، باید وظایف خود را در علم و عمل انجام دهد و صبر بر طاعت به همین معنا می‌باشد. از این جهت نباید انتظارهای زود و قابل حس داشت. امیدوار باشد به صبری که در دینداری پیشه کرده است. موفق باشید

40487

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام محضر استاد طاهرزاده: به نظر شما مطالعه روانشناسی اگزیستانسیالیسم و hثار روانشناسان تاثیر گرفته از هایدگر با دیگر روانشناسی ها فرق دارد و می تواند مسائل را روشن تر کند و در فهم دین به ما کمک کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد صاحب‌نظر نیستم ولی اهل نظر می‌فرمایند از آن زمانی که آقای فروید با نگاه به آثار هایدگر، روان‌شناسی را شکل داد جهشی در روان‌شناسی ایجاد شده که ظاهراً متأسفانه ما در ایران، آقای فروید را از این زاویه نمی‌نگریم. موفق باشید 

40460

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: با توجه به دغدغه ای که در نوشتن کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود داشته اید، آیا فکر می‌کنید که این مسئله همچنان در این تاریخ نیز وجو دارد یا خیر، چرا که بنده احساس می کنم این مسئله در تاریخ امروز و نوجوان امروز حل شده است چرا که می‌بینم جوان و نوجوان امروزی چنان چه با مسئله ای ارتباط وجودی و حضوری برقرار نکند آن را دنبال نمی‌کند بخلاف نسل ما. آیا تصور بنده را درست می دانید یا اشتباه می‌کنم. از این جهت می‌پرسم که ببینم همچنان طرح مباحث کتاب ذکر شده در جمع مربیان و تذکر به این مسئله جا دارد یا زمان آن گذشته یا لااقل دیگر مثل سابق مطرح نیست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واقعیت آن است که هر اندازه با مفاهیم، هرچند آن مفاهیم مهم باشند نمی‌توان زندگی کرد و در این زمانه این نکته بسیار جدی شده به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب فرمودند نگران تبلیغ هستند. موفق باشید

41228
متن پرسش

سلام بر استاد گرامی: طاعات قبول حق. در پرسش و پاسخ شمارۀ 41212 تحت عنوان «ماه رمضان؛ ایمانی به ایمانِ رهبر معظم انقلاب»؛ از ایمانِ رهبر معظم انقلاب سخن گفتید که بسیار مسئلۀ مهمی است. سؤال بنده آن است که راز این «ایمان» چیست که بعضی مانند ایشان و امثال حاج قاسم عزیز در آن حاضرند؟ و بعضی دیگر که در انقلاب همراه ایشان بوده اند و برای انقلاب تلاشها کردند، مانند آقای هاشمی رفسنجانی با اینکه دغدغه انقلاب داشتند ولی این نوع ایمان در ایشان نبود به طوری که بعضی مواقع سخنانی می فرمودند حاکی از آنکه باید به نحوی با آمریکا کنار آمد https://www.aparat.com/v/a34337h و یا دیگر مواردی که حتماً در جریان هستید. سؤال بنده آن است که راز این تفاوت کجاست؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که شناخت ناقص زمانه و عدم شناخت درست انسان، ریشه در غفلت انسان نسبت به سنت‌های لایتغیّر الهی دارد، به طوری که توجه به فضای رسانه‌ای جهان مدرن برای انسان برجسته می‌گردد و قدرت جهان مدرن به چشم می‌آید. تفاوت نگاه رهبر معظم انقلاب و توجه ایشان به اصالت سنت‌های لایتغیّر الهی، با نگاه آقای مرحوم هاشمی رفسنجانی و پیرو ایشان آقای شیخ حسن روحانی و جریان‌های لیبرالِ وطنی، در این است که فردی مانند رهبر معظم انقلاب با نظر به حضور لایتغیّر سنت‌های الهی، با آرامش تمام همانند کوه در مقابل جبهۀ استکبار و تهدیدهای آن ایستاده‌اند بدون هر اضطرابی. و جریان‌های مرعوب از غرب، برعکسِ مقام معظم رهبری، دائماً در اضطراب به سر می‌برند و به اصطلاح «از ترسِ مرگ، خودکشی می‌کنند» و عملاً خود را همواره شکست‌خورده و مرعوب در تقابل ما با جبهۀ استکبار احساس می‌کنند. آیا تجربۀ این سال‌ها نشان نداد آنگاه که با ایمانِ رهبر انقلاب و توصیه‌های ایشان جلو نرفتیم، چوب آن را خوردیم؟! به عنوان مثال، آن‌گاه که ایشان سال‌های قبل فضای مجازی را به عنوان قتلگاه نوجوانان و جوانان یاد کردند و ملاحظه کردید که در فتنۀ اخیر چگونه با جوانانی روبه‌رو بودیم که به عنوان نسل مضطرب گرفتار فضای مجازی، بخصوص اینستاگرام بودند. این است راز تفاوت نگاهی که متوجۀ سنت‌های الهی و امیدواری به رحمت الهی در مقابله با سرکوبی جبهۀ استکبار است و نگاهی که با فضای رسانه‌ای غرب افکار خود را تغذیه می‌کند. موفق باشید.        

41188

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و ارادت و احترام خدمت استاد بزرگوار و با آرزوی سلامتی و علو درجات برای شما به لطف و عنایت و نظر ویژه حضرت حجت ارواحنا فداه. استاد من شنیدم که در روز ۲۲ بهمن شاگردان مؤسسه مصاف بتی که نماد شیطان پرستان بود رو در میدان انقلاب آتش زدند با تلافی قرآن سوزی رژیم صهیونسیتی. بعد از چند نفر مخالف و معاند شنیدم که این کار باعث خشم بیشتر اجنه و شیاطین میشه چون اونها از جنس آتشند و کسانی که این کار را کردند ممکن است دچار خیلی گره ها در زندگی شخصی یا روح و روان شون بشند. آیا صرف تلافی و احمق جلوه دادن یا مقابله با آیین های فراماسونری و رژیم صهیونسیتی این کار درست بوده در میدان انقلاب ؟ آیا واقعا اثرات سوء در زندگی آن افراد مجری خواهد داشت؟ ممنونم از اینکه وقت گرانبهاتون رو برای پاسخ به سؤالات من گذاشتید. اجرتون با صاحب الزمان (عج)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید وظایف ما در مقابله با دشمن این نوع کارها نباشد. ولی فکر نمی‌کنم اگر با روحیۀ توحیدی زندگی را ادامه دهند، از شیطان و شیطان‌ها کاری برآید. به حکم آنکه فرمود: «انّ کید شیطان کان ضعیفا». موفق باشید

40930

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام محضر استاد عزیز و همکاران گرامی: سوالی در مورد حرکت جوهری داشتم در نگاه اول اینطور به ذهن می‌رسد که حرکت جوهری و تبدیل قوه به فعل در جهت کمال است پس چگونه کسی که در مسیر حیوانیت حرکت می‌کند نفس او به تجرد می‌رسد؟ چگونه قوه های او به فعلیت می‌رسد ولی مسیر سقوط را طی می‌کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث «حرکت جوهری» عرض شد که آن کسی هم که در مسیر حیوانیت خود را تعریف کرده است، در همان وجه حیوانیتش به فعلیت می‌رسد زیرا نفس ناطقه در ذات خود به جهت تعلق به بدن، حکم حرکت جوهری بدن را در خود دارد ولی جهت‌دادن به آن مربوط به خود انسان است. موفق باشید

40918

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

کاش آن یار گرامی به برم برگردد/  آنکه در قافله شد همسفرم برگردد / پشت من گرم از آن تاج‌گذاریست هنوز / کاش آن تاج خدا روی سرم برگردد / اشتباه است که دل خانه مردم بشود / کاش آن مردم فوق بشرم برگردد / چند وقتیست که ساکن شده احوال دلم / کاش آن فتنه‌ی پر شور و شرم برگردد / در خرابات مرا حال مناجات ببخش / دلبرم باش که ذکر سحرم برگردد / مرغ آمین! ببر این شعر مرا تا ملکوت / عشق را وسوسه کن تا به حرم برگردد / ۲۳ آذر ۱۴۰۴

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این است آن طلبی که تازه وقتی راه گشوده شد، پیش می‌آید تا صراط، به گشودگیِ هرچه بیشتر ما را از فردایی که بیگانه از دیروز نیست، آگاه و در آن حاضر کند به همان معنایی که حضرت حق برای رهروان راه توحید وعده و مژده داد: «سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ  أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» به زودی نشانه های خود را در کرانه ها و اطراف جهان و در نفوس خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برای آنان روشن شود که بی تردید او حق است. آیا کافی نیست که پروردگارت بر همه چیز آشکار است. موفق باشید

40905

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: خیلی اتفاقی در هفته اخیر پس از جلسه شنبه که فرمودید ایران نه چین شرق است و نه غرب با یک داستان از یک نویسنده مشهور غربی که در جنگ جهانی اسیر ژاپنی ها شده و برای بریتانیا می‌جنگیده روبرو شدم! نویسنده ای به نام کلیول. یک رمان بسیار پر فروش به نام شوگان مینویسه و ژاپن رو مظهر نظم و فلسفه ای عمیق از یک تمدن منظم درک میکنه و یک شخصیت خیالی با توجه به چندین شخصیت تاریخی ژاپنی بر اساس یک واقعه تاریخی در ژاپن به بررسی شرق و غرب می‌پردازد و غرب رو بی فرهنگ اما جلوه گر و بی نظم و وحشی اما زورمند بیان میکنه و شخصیت بانو ماریکوی ژاپنی رو یک زن بسیار بزرگ شبیه که کاری بزرگ شبیه بانوان شیعی تاریخی درک میکنه! و حقیقتا بنده مبهوت آن زن شدم رمان بسیار زیباست. جالبه بدونید نویسنده آقای کلیول در اوایل انقلاب اسلامی مدت زیادی رو به ایران سفر می‌کنه در زمان جنگ و انقلاب و اینجا مستقر میشه تا درکی از ایران انقلابی پیدا کنه اما هرچه تلاش می‌کنه نمیتونه انقلاب اسلامی ایران رو درک کنه و در نهایت در رمان ایران محورش به اسم ویارل ایران رو آشفته و غیر قابل درک می‌فهمه و غرب رو فقط درک می‌کنه و کلیت میگه اینجا جای غربی ها نیست و نمی‌توانند و باید رهایش کنن. جالبه از بعد از این رمان این نویسنده افول جدی میکنه و سردرگم میشه تا مرگش. تقریبا هیچ رمان نویس مشهور غربی نتوانسته انقلاب اسلامی رو دست یافتی و قابل ادراک ببینه! انقلاب اسلامی همیشه در دور دست ها و تحقق نیافته ها بوده و هرگز به ظهور زندگی منجر نشده مگر توسط مجاهدان بزرگی مثل حاج قاسم که ایشان هم در گیر مبارزه و شدن بوده و با شهادتش تونسته برسه اما نتونسته در زندگیش نه غربی و نه شرقی باشه بلکه بعنوان آرزویی دور که با شهادت در آن مستقر میشه و البته رفتارهایی از حاج قاسم سر می‌زند که در ظاهر یا اسلام غربی است یا نوعی شکل مدرن دارد اما نمی‌توان آنگونه که قابل دست یابی است ایران انقلاب اسلامی را در زندگی روزمره آن بعنوان زیستی ملموس و راحت یافت همواره استقامت و مبارزه. با اینحال پیشنهاد می‌کنم رمان شوگان را مطالعه بفرمایید یا مینی سریالی که در سال ۲۰۲۴ از آن رمان ساخته شده را ببینید که بنده با شخصیت بانو ماریکو ذره ذره عقلم متجعب شد و چقدر زیبا با ایجاد میدان زنانگی ای در جنگ مردانه جنگ بزرگ را به پیروزی قطعی تاریخی رساند. عجیب است. ان شاءالله موفق باشید آرزوی من تحقق زندگی انقلاب اسلامی است بطوری که بشود هزاران رمان ملموس از آن بخاطر بودنش، نوشته شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که مطرح کرده‌اند که غرب جهانی بی‌فرهنگ اما جلوه‌گر و بی‌نظم و وحشی و زورمند می‌باشد و نمونۀ آن را در دفاع از اسرائیل در مقابل مردم مظلوم غزه دیدیم و این‌که انقلاب اسلامی راهی است به سوی عبور از این غرب، که هنوز در دوردست‌ها می‌باشد؛ سخن درستی است و در همین رابطه مقام معظم رهبری فرمودند: «به توفیق الهی جمهوری اسلامی در حال پیشرفت است. کمبود زیاد داریم؛ ... امّا کشور دارد جلو می‌رود، ‌دارد پیش می‌رود. ملّت ایران دارند روزبه‌روز برای اسلام آبرو درست می‌کنند، نشان می‌دهند که اسلام یعنی ایستادگی، اسلام یعنی قدرت، اسلام یعنی صدق و صفا، اسلام یعنی خیرخواهی و عدالت‌خواهی؛ اینها را ملّت ایران دارند بتدریج نشان می‌دهند. البتّه تحوّلات بزرگ در یک کشور به چشم نمی‌آید، چون تدریجی است، چون طولانی‌مدّت است ــ کوتاه‌مدّت نیست و در یک لحظه انجام نمی‌گیرد تا انسان ببیند؛ بتدریج انجام می‌گیرد ــ امّا من می‌خواهم عرض بکنم به توفیق الهی بتدریج جامعه پیشرفت می‌کند.» موفق باشید. 

40825

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم خدا قوت. نظرتون در مورد زهران ممدانی شهردار مسلمان و طاهرا شیعه نیویورک چی هست؟ عده ای اون را خروجی مقاومت و نماینده انقلاب می‌دانند و معتقدن علت رای آوردنش صرفا حمایت از فلسطینه (درحالی که شعارهای اصلی او عدالت اجتماعی برای مهاجرین و مسائل داخلی آمریکا بوده و دفاعش از فلسطین در مجلس ایالتی بوده نه شهرداری)... . عده ای هم میگن او پوسته اسلامی داره برای بدنام کردن شیعه یا فریب افکار عمومی و شاهد مثال هم حمایت علنی و جدی این آقا از همجنس گرایی. به هر حال ممدانی مسول آمریکاییه و هدفش منافع خودشون و قوانین اونجاست. اصلا این انتخاب باید برای ما مهم باشه یا نه؟ و اینکه اگر کسی صرفا ادعای شیعه بودن و حمایت از مقاومت داشته باشه کافیه یا باید در عمل نشون بده؟ ممنون میشم نظرتون را بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد به صحبت‌های آقای دکتر فؤاد ایزدی https://eitaa.com/jedaaltv/4929 و مقالۀ آقای سعدالله زارعی https://eitaa.com/matalebevijeh/20828 رجوع شود. موفق باشید

40763

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: به نظر شما آیا نظریه رویاهای پیامبر (ص) که دکتر سروش قرآن را نتیجه رویاهای پیامبر (ص) می‌داند بر گرفته شده از نظریات ابن عربی نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً چنین نیست. جناب ابن عربی در «فصوص الحکم» خود افق درک وَحی الهی را که در قرآن به ظهور آمده، تبیین می‌کنند. در حالی‌که اساساً در بحث «رؤیای رسولان» آقای سروش به نحوی نفی وَحی و نقش ربوبیت حضرت حق می‌شوند. موفق باشید

40618
متن پرسش

به نظر می‌رسد وقتی ولی تاریخ صحبت از جمع میان دین و دانش می‌کنند به یک قله تاریخی اشاره دارند، حالا که به فتح قله‌ها نزدیکیم و از طرفی این تاریخ همه ما را فرا گرفته است متشکر می‌شوم اگر در خصوص معارف وجودی زیر نکاتی را بفرمایید تا مشیر قلوب بیدار باشد به سمت مقاومتی از جنس انقلاب: - مصلحین - آخوند مهندس - مهندس آخوند - دانش‌بنیان و کارآفرینی - شیخ بهایی - تکنیک قدسی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظرفیت روحی که در این زمانه به میان آمده، آنچنان است که وسعت ظرفیت همۀ انسان‌ها را یکجا در خود می‌تواند حاضر کند تا در عین روحیۀ فنی، حضور روحانی و عرفانی‌اش به حاشیه نرود و در عین فعالیت‌های فنی، از الهامات لازم جهت جلورفتن در کار بهره‌مند گردد. مهم آن است که افراد این نسل با روحیۀ آخرالزمانی خود متوجۀ چنین وسعتی در خود باشند. موفق باشید 

40474

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خداقوت: معمولا انسان ها تا قبل از بلوغ متوجه عالم هستی و خلقت و رشد نیستند و درگیر بازی های بچه گانه هستند. به سن بلوغ که رسیدند خدا میگه خب دیگه نباید گناه کنید! آیا کسی که تازه فهم پیدا کرده و به بلوغ رسیده میتونه عصمت داشته باشه و از گناه دوری کنه؟ قطعا خدا از ما ترگ گناه و انجام واجبات خواسته که تکلیف ما لا یطاق هست چون رشد تدریجی حاصل میشه و انسان تدریجی سالک و عارف میشه غیر بعضی مواردی که استثنا بوده و نمیشه طبق موارد استثنا حکم داد بلکه باید عموم انسان ها رو دید. برای همین ما غیر از اهل بیت کسی رو تقریبا نمی‌بینیم که بتونه ادعای عصمت کنه یعنی اکثر مردم ناتوان هستند از اطاعت اوامر الهی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که انسان گناه را ترک کند و به واجب عمل نماید، وارد شریعت الهی شده است و این غیر از مقام عصمت است که بسی والا می‌باشد. موفق باشید

40470

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام. امیدوارم خدا عمر و عزتتون بدهد لطفا بفرمایید آیا با توجه به اینکه در بعضی منابع گفته شده در بین الطلوعین کراهت داره پرداختن به امور دنیوی، آیا کسی که وقتش پر هست در طول روز و بعلت مشغله زیاد، برای مطالعه و کسب علم، از اون موقع استفاده کنه هم کراهت داره یا نظر شما این نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کراهت دارد؛ یعنی بهتر است انجام نگیرد. ولی به هر حال نوعی رخصت‌دادن در آن است. موفق باشید

41353
متن پرسش

باسلام خدمت استاد و عرض تسلیت شهادت رهبر انقلاب . استاد عزیز خوشحالم و کمی حیران کمی نگران و پر از سوال و حیرت از اتفاقات این چند روز بگذریم. من نسبتم با رهبرشهید حالت پناه بود حالت تکیه گاه محکم یقینی ،حالت یک دست آسمانی که چنگ میزدم به او . اصلاً انقلاب با ایشان برایم انقلاب بود ،بوی نیابت امام را از او می چشیدم، حتی در تحلیل سیاسی هم او را راستگوترین میدیدم و بقیه حرفها بقیه سیاسیون بقیه نظرات را با او میسنجیدم و میزانم بود ، و نمیدانم چرا و چگونه اما با تمام وجود حس میکردم او درست ترین و صادق ترین را میگوید و دقیق ترین و در تجربه هم این حس برایم مسجل شده بود. قبل از جنگ اخیر گفت یقینا این نظام جلو میرود گفت به ترامپ توهم نمیتوانی جمهوری اسلامی را برداری و گفت خدا با مبعوث کردن مردم کار را جلو خواهد برد اینها قلبم را به آرامش سنگین رساند. و ترامپ و ناوگانش برایم هیچ شد. بعد شهادت ایشان کمی نگران شدم چون تصور این را نداشتم بعد دوباره دلم محکم شد که این مرد و خدای مرد دروغ نگفته اند . کمی از حرفها بهم ریختم که نکند حسن روحانی به رهبری برسد باز گفتم خود رهبری گفته بود کار دست خداست و نگرانی من بی مورد و دیدیم که حقیقتا دست خدا عیان شد. استاد پیام سید مجتبی را از تلویزیون شنیدم وجودم را سیراب کرد و حکمت را از آن چشیدم و بوی رهبری را از ایشان استشمام کردم. سوالم این است، من روی کلمات رهبر شهید و جملات ایشان زوم میکردم و جمله به جمله را محل تامل و میگفتم رهبری این جمله رو مخصوص گفته و با فکز گفته وبا تحلیل گفته و با تجربه و حکمت گفته خب همه چنین بودند. استاد آیا دقت در کلام سید مجتبی هم لازم است؟ آیا چون سبد مجتبی جوان است همان دقت در کلامشان نیاز است یا ایشان جوان است و هنوز باید بگذرد تا کلامشان را محک بزنیم؟ خیلی دارم بد سوال میپرسم بلد نیستم قشنگ بپرسم. آیا نور نیابت امام وعنایت امام در همین پیام اول ایشان هم جلوه میکند؟ من رهبر شهید را باور میکردم و مستحکم بود، آیا نکاتی که سیدمجتبی در مورد جنگ گفتند کلمه به کلمه اش را باور دارد و یقین پشت آن است و تدبر؟ مثلا آنجا که گفت ضربات نظامیان دشمن را از توهم تسلط و تجزیه ایران خارج کرد این جمله را اینگونه برداشت کنیم که واقعا ایشان اطلاع دقیق دارند که هدف تجزیه بود و الان از این هدف عقب کشیده اند؟ همه ی سخنم و پرسشم این است که پرسبدم و کلمه نداشتم برای پرسیدن ولی حسم را گفتم. دنبال آن استحکام رهبر شهید میگردم آن پناه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار و بسیار خدا را شکر کنید که شما را متوجۀ جایگاه قدسی و متعالی آن رهبر شهید کرده بود. و حقیقتاً آن مرد، عنایت خاصی بود به این تاریخ و این بود که به دست شقی‌ترین اشقیاء به شهادت رسید. ولی از این نکته هم نباید غافل شد که حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و آن رهبر شهید یک «راه» بودند که در این تاریخ در مقابل ملت ما گشوده شد تا بشریت از جبهۀ استکبار عبور کند و بحمدالله همین راه است که مقابل آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای گشوده شده است و یقیناً با اخلاصی که در ایشان هست حتماً مورد عنایت و مددهای خاص حضرت صاحب الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» هستند و باید با تمام امید به حضور ایشان در مقام رهبریِ انقلاب دلگرم بود. نکاتی را رفقا در نشست خود در رابطه با جایگاه تاریخی‌مان مطرح فرموده‌اند که خوب است نسبت به آن فکر شود https://eitaa.com/soha_sima/5628 موفق باشید

41183

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه. استاد چرا بعضی از افراد هستند که به هیچ وجه مقام نورانیت اهل بیت علیهم السلام رو نمیخوان بپذیرند وقتی احادیث رو مباحثه می‌کنیم میگن که اینها مسایل ذوقی و اشراقی هست و اصلا نباید در این وادی ها وارد شد و باید بسنده کنیم به نماز و اعمال ظاهری دین و وارد این مسایل نشیم به کفر و هپروت و توهم می‌رسم اگه قدم در وادی نورانیت اهل بیت علیهم السلام بگذاریم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید از آن افراد پرسید جایگاه قدسی اهل البیت را که قرآن متذکر می‌شود، چگونه نادیده بگیریم تا آن‌جایی که در سوره‌ احزاب، آيه‌ ۳۳ با ما سخن‌ها دارد. در این مورد پیشنهاد می‌شود سری به کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت» بخصوص در صفحات ۹۹ به بعد زده شود. کتاب روی سایت هست. موفق باشید

41168

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیک استاد خسته نباشید: ۱. استاد اگه امکانش هست یک راهنمایی درباره جهاد تبیین و این که توی این راه خسته نشویم و پا پس نکشیم بکنید. ۲. و این که استاد چه طور با طرف مقابل مون صحبت کنیم که طرف مقابل مون با اون جبهه هابی که میگیره خودش در درون خودش به فکر فرو بره و به نتیجه درست برسه؟ ۳. و این که طرف های مقابل مون الان اصلا حرف های ما رو گوش نمیدن یا به زور یکم گوش میدن و فقط گوش میدن که در لحظه یک چیزی به ما جواب بدن در این شرایط چیکار کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت این تاریخ، چنین حکایتی است که باید متوجه بود انسانِ این تاریخ چه انسانی است و این تاریخ، چه تاریخی و آینده چه آینده‌ای است. عرایضی طی چند جلسه تحت عنوان «درخششی دیگر» https://eitaa.com/soha_sima/5514  شده است. خوب است نظری به آن مباحث بیندازید و سپس مباحث عرض شده در رابطه با سوره بقره را شروع بفرمایید. امید است که در دل افقی که گشوده می‌شود، آرام‌آرام گفتگوهای شما با جوانانی که فعلاً آمادۀ گوش‌سپردن نیستند، فراهم شود. باید عجله نکرد چون غبارها فرو نشیند؛ جوانان ما در طلب حضوری خواهند بود که درآن حضور کم‌تر از شهید ابراهیم هادی نخواهند بود. موفق باشید

41137

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: وقتتون بخیر. امیدوارم که فرصت پاسخگویی به این سوال را داشته باشید. حقیقت بعد از انتخابات سال پیش سوالات زیادی برای من پیش آمده که تا الآن پاسخ مناسبی برای این پرسش‌ها پیدا نکرده‌ام. بنده خودم به شدت طرفدار آقای جلیلی بودم و هستم، ولی این حب و بغضی که نسبت به ایشون به وجود آمده را درک نمی‌کنم و حتی بعضی از رفقای حزب اللهی، ایشان را مقصر و دچار خطای محاسباتی می‌دانند. برای مثال با فرد مطمئن و محترمی در این‌باره صحبت می‌کردم، ایشون استدلال می‌کردند که جامعه تغییر کرده و برای مثال استفاده از تیبا که آقای جلیلی استفاده می‌کنند باعث تمسخر ایشان هست در این زمانه، یا اینکه گفتن از ایشون به اصطلاح یک «لولو» ساخته‌اند تا به این واسطه رای سلبی بدست بیاورند و (‌‌واقعا این موضوع را بنده در خانواده خود دیدم، کسی که سال‌ها بود رای نداده بود برای اینکه آقای جلیلی رای نیاورد به آقای پزشکیان رای داد)، و می‌گفتند که ایشون همین حضورشون پاس گل به جریان مقابل است تا رای جمع می‌کنند و نباید اصلا ایشان در انتخابات شرکت کنند در سال‌ها بعد هم این یک نکته. نکته دیگر می‌گفتند که ایشون اگر کارآمد هستند چرا هیچ مسئولیت اجرایی به ایشان داده نمی‌شود؟ اگر به درد می‌خورد رهبری چرا به ایشان مسئولیت اجرایی نمی‌دهند؟ ممنون میشم اگر راهنمایی کنید، چون شما در هنگام انتخابات فرمودید که دیدگاه ایشان بیشتر به روح انقلاب اسلامی نزدیک است، ولی این نکات رو من براشون جوابی نداشتم. با تشکر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته سخن در این رابطه بسیار است و خوب است به این فکر کنیم که در زمان و زمانه ای که بشر بیش از همیشه باید با تفکر حقیقی که شناخت باطلِ زمانه است؛ خود را بیابد، انسان می‌تواند باطل را در هر جریانی که با مسیر آخرین پیامبر مقابله می‌کند، بشناسد. و در این راستا راه خدا، به عنوان راهی که راه باطل نیست، خود را می‌نمایاند. این یعنی حضور در میدان «تولّی» و «تبرّی» که حضور در اُنسِ نهایی با حضرت حق است در مقابله با میدانی که در نهایت خشونت با انسانیت است و این است راز حقّانیت اسلام و ذیل اسلام، راز حقّانیت انقلاب اسلامی است که با خشن ترین جبهۀ استکبار روبه رو شده، به معنای پایان تاریخ غربِ استکباری که تاریخ فرار از حق و حقیقت است در نهایی ترین شکل. و با توجه به اینکه انسان در مسیر توحید و شریعت اسلامی از «آگاهی» به سوی «خودآگاهی» می رود و از «خودآگاهی» به «دل آگاهی» نایل می‌گردد که همان تفکر حضوری است که منجر به درک موقعیت تاریخی می شود که در آن تاریخ حاضر است. می توان گفت آن مادر شهید و آن خانم خانه داری که در راهپیمایی ۲۲ دیماه شرکت می کنند؛ متفکرتر از بسیاری از تحصیل کرده های غربزده می باشند زیرا تفکر، همواره با «تقوی» و ورع همراه است تا به حکم: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» (نحل/۴۴) انسانها متوجۀ تفکری می شوند که در دل شریعت محمّدی پیش می آید و جریان غربزدۀ بی تقوا و بی ورع هرگز نمی تواند از آن شریعت بهره مند شود و به تفکری که آیۀ مذکور متذکر آن است برسد. در این رابطه نمی‌خواهم تصور شود هر کس به جناب آقای دکتر پزشکیان رای داده‌ بی‌تقوا قلمداد شود ولی اینکه با بی‌تقوایی تمام نفی شخصیت آقای دکتر جلیلی را  می‌کنند جای خود دارد. همین اندازه می‌توانم بگویم خداوند برای ادامه تاریخ انقلاب اسلامی در میدان اجرا جناب آقای دکتر سعید جلیلی را پرورانده است، حال این مردم هستند که با نظر به اهداف عالیه انقلاب بنگرند چه کسی می‌تواند آن اهداف را با جدیتِ عمیق و انقلابی و قرآنی به ظهور آورد.
در مورد کار اجرایی فراموش نکنید که ایشان به طور فوق العاده و ابتکاری جریان دولت در سایه را پیش آورده است و در این مورد چه خدماتی به جناب شهید رئیسی کردند و در این روزها  نیز راهکارهای بسیار دقیقی را مطرح می‌کنند که متاسفانه عقل اقتصادی و سیاسی هیئت دولت تا اینجاها رشد نکرده‌اند، هرچند که قصد منفی ندارند ولی این انقلاب با روح و روحیه دیگری می‌تواند جلو برود که در شخصیت‌هایی مانند آقای دکتر جلیلی حاضر است و از این جهت باید امیدوار بود به خودآگاهی مردمی که پای کار انقلاب با تمام وجود ایستاده‌اند. موفق باشید
 

نمایش چاپی