بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40923

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد عزیز: لطفاً راهنمایی بفرمایید: ده سال است که مبتلا به بیماری صعب العلاج شدم. هیچ دارویی نمی توانم استفاده کنم و بیماری در حال پیشرفت است. فقط با ورزش و تغذیه پیش می روم. هر کار پزشکی که لازم بوده انجام دادیم. چندین قربانی، ختم قرآن و صلوات و نذر... هیچ تغییر در بیماری بوجود نیامد. تقریباً با پیشرفت بیماری، تمام زمان من صرف ورزش و استراحت می‌شود. پایان کار و مدت باقی مانده فرصت هم پزشکان اعلام کرده اند. در این مدت که بیماری سبک زندگی و حتی تفکرم را عوض کرد با شما آشنا شدم. تقریباً همه ی کتابهایتان را مطالعه کرده ام. ولی شرایط جسمی طوری پیش می رود که شاید در روز یک ساعت در اختیار خودم باشم. الان چیزی که فکرم را مشغول کرده این است که در این شرایط حاصل عمرم چه می شود و من چگونه می شوم؟ دست خالی خالی. فقط بیماری و بیماری.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین رعایت دستورات پزشک و همان ورزش و تمرکز روی مباحث معنوی از طریق «معرفت نفس»، بقیه را به خدا واگذارید و به تقدیر او راضی باشید که این در جای خود نوعی بندگی و عبادت به حساب می‌آید. موفق باشید 

40809
متن پرسش

سلام: مروری بر کتاب تکوین داشتم. حقیقتا اعجاب آور است و ذهن را رهنمون خالق می کند اگر چه ممکن است درصدی نیز احتمال تصادف برود. باری به کتاب تشریع که نظر می کنم به نظر می رسد این ادراک و احساس را در من ایجاد نمی کند که الهی هستند حال لااقل در آن حد که اصل یا ترجمه هایشان را بعضا دیدم مانند قرآن مجید، کتاب مقدس، اوستا و ... مثلا در قرآن مجید مطالبی است که شگفتی بر نمی انگیزد مگر تعداد کمی از آیات و سر جمع به یقین نرسیدم که الهی است و نیز سایر کتب ادیان. شاید با توجه به تکوین خدا هست منتها لزومی ندیده با بشر به صورت تشریع سخن بگوید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکتۀ علامه طباطبایی که امروز سالگرد رحلت ایشان است، بیندیشید که می‌فرمایند: اعتباریات شریعت ریشه در نفس الامر یعنی نظام تکوین دارد. حال اگر با این منظر به قرآن نظر شود متوجه می‌شویم قرآن ما را با سنت‌های جاری که همان نظام تکوین است، مرتبط می‌کند تا خود را در نظام متقن و اصیل هستی احساس کنیم. در راستای یاد علامه طباطبایی و ادامه راه آن مرد الهی، بحثی تحت عنوان «نقش علامه طباطبایی در قرن اخیر» تنظیم شده که خوب است نظری به آن بحث انداخته شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/20808  موفق باشید 

40803

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام خدمت استاد عزیز: خداوند متعال در قرآن از معجزاتی نام می‌برد و داستان هایی از معجزات تعریف می کند (مثل داستان حضرت عزیر یا عذاب قوم لوط و... ) که الان هیچ نشانه ای از آنها نیست و قرآن که کتابی است برای انسان ها تا قیامت، از این معجزات به عنوان یک نشانه برای مردم یاد می کند آیا این داستان ها می تواند برای مردم این عصر یک نشانه (آیه) باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً این‌گونه تذکرات مربوط به قوم یهود می‌باشد که از آن جهت مخاطب آن آیات بوده‌اند و شاید در فرهنگ جاهلیت نیز خبر آن نوع جریان‌ها مطرح بوده است و خداوند از این طریق انکار و مقابله آنها را ضعیف می‌کرده تا حرف‌های اصلی خود را بزند. موفق باشید 

40765

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور خدمت استاد گرامی: استاد آیا این فهم از بدن و روح درست است؟ آیا منظور ملاصدرا (ره) از جسمانیت الحدوث بودن روح مانند این مثال می‌توان فهمید که جریان بخار آب و قطره. روح را که همان حالت بخاری بودن است هنگامی که وارد عالم ماده می گردد مانند برخورد بخار با ظرف سرد ماده است و تبدیل شدن به قطره یعنی جسم همان روح متجسد است. آیا این نگاه درست است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حدّ مثال، مثال خوبی است از آن جهت که روح، با حضور در جسم متعیّن می‌شود و از این جهت جناب صدرا می‌فرماید: ««النفس كمال الأول لجسم طبيعي آلي ذي حيوة» يعنى نفس، كمال اول براى جسمِ زنده‏ اى است كه با آلات و ابزار- مثل دست و چشم- فعاليت مى‏ كند. در این مورد خوب است به سؤال و جواب شماره 25059 رجوع فرمایید. موفق باشید

40615

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام: خدا قوت و استدعای توفیقات و برکات بیش از پیش برای شما استاد گرامی و همه برادران عزیز سالیان درازی است که حیران و سرگردانم. سالیان درازی است که نمی‌توانم با خودم کنار بیایم. حقیقتا دیگر آن صفای باطنی که در کودکی و قبل تر ها داشتم را ندارم. از اعماق وجودم خلأای را حس می‌کنم که قدرت بیانش را ندارم و تشنگی عمیقی که سیراب نمی‌شود. دیگر مدت زیادی است که همه جهان برایم رنگ باخته است. حتی معصومیت شیرین کودکان هم مرا نمی‌تواند تکان بدهد. حیاتی بدون لذت و خوشی... بله، نسیم هایی می‌وزد، حال ها عوض می‌شود اما باز هم پس از چندی با آن خلأ عمیق رو به رو می‌شوم. زبانم بیانی ندارد، به سختی می‌توانم کلامی بگویم و با دوستان گرم بگیرم. گویا گمشده ای دارم که تا نیابمش در این دنیا معیوبم. دوستان کمتر می‌شوند و من هم کمتر و کمتر می‌توانم انسی بگیرم. و در نهایت روز خود را تنها میابم با قلبی اغلب سرد و خالی... و تمام حیاتم را در خسرانی عمیق می‌بینم. راه معلوم نیست و رمقی هم نمانده... و هر چه هم بیشتر گشتم کمتر انیس و مونسی یافتم. همگان را در دنیایی خود ساخته می‌بینم. دنیایی که کمتر جایی برای غیر دارد. و این قلبی که بدون عشق و شوق نمی‌تواند ادامه دهد و از این حیات بی نشاط بیزار است. قلبی که برای خود به سختی چیزی می‌طلبد و تمام خوشی ها را برای اطرافیان و دوستانش می‌خواهد اما بی انیس و مطرود مانده... آری. آیا راهی هست؟ آیا می‌توان بدون غیر ادامه داد با اینکه این قلب همه را خود می‌داند و با اتصال و خیر رساندن زنده می‌‌ماند؟ کجا می‌توان آن عشق عمیق را یافت و آتشکده خاموش دل را دوباره به گداختن و نور افشانی واداشت؟ برای کسی که در خود؛ خود را نمی‌بیند و دیگر با بقیه هم ارتباط عمیقی ندارد چگونه راهی هست که هویتی بیابد با آنکه این عشق به برادران است که با شعله هایش جان او را شکل داده و راه دیگری نگذاشته است. آیا خورشیدی که ندرخشد و نور ندهد باز می‌تواند خود را بپذیرد؟ این حال دلی است سرگشته و حیران که دیگر سخنان خالی ثمری برایش ندارد و هر جا سراغ از خود گم شده اش می‌گیرد و کمتر و کمتر میابد. لطفا اشارتی بنمایید. موفق و در پناه حق باشید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! قصۀ بشر امروز چنین است که به گفتۀ شما همگان در دنیای خودساختۀ خود مشغولند بدون وسعتی که در دریای انسانیت انسان‌ها قابل درک است. راهکار رفع از این مشکل را در شعری می‌دانم که حضرت آیت الحق آیت الله حسن‌زاده «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» مکرر می‌خواندند که: 
بُوَد مرد تمامی آن‌که از تن‌ها نشد تنها / ولکن به تنهایی بُوَد تن‌ها و با تن‌ها بُوَد تنها
در نسبتی که باید با رهبر معظم انقلاب و شهدا داشت، می‌توان به چنین حضوری فکر کرد. در ضمن نظری به سؤال و جواب شمارۀ 40556  بیندازید خوب است. موفق باشید
 

40570

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عوام بود علی را کسی خدا نامید / خدای گوشه‌ی ایوان طلاش آرامید / چه کام برتر از آن بوسه‌‌ی ضریح علی / چه باک گفته کسی: اهل شیعه! ناکامید / نبی به آب وضوی علی تبرک جست / برای مست شدن در پی می و جامید؟ / علی ز خویشتن خویش خود سفر کردست / سفر کنید اگر پیروان اسلامید / علیست شیر خدایی که شیر شیران است / هزار شیر که باشید پیش او رامید / به خال و ابروی او از ازل گرفتارید / کبوترید و گرفتار دانه و دامید / به می بشوی ورقهای دفتر عرفان / خوشا مطالعه‌ای که به عشق انجامید / ۲۶ شهریور ۱۴۰۴

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «هزار شیر که باشید پیش او رامید» از آن جهت که اگر شیربودن یعنی وسیع‌ترین حضور برای فتح قلّه‌ها، هرکس که می‌خواهیم باشیم در مقابل شخصیت گشوده و گسترده و متعالی آن حضرت، تنها ذیل سایۀ انسانیت آن حضرت می‌توانیم به طور حقیقی در نزد خود حاضر باشیم. موفق باشید

40927
متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: نزدیک به دو سالیست که یک بیت شعر فکر من را کاملا مشغول کرده. این بیت شعر این است هر چه گفتند حقیقت، تو به انكارش كوش / تا یقینی به كف آری ز یقین بالاتر. تا در جایی از شما شنیدم هنوز نه ... گویا این قصه بی پایان است. چنانچه در جایی شعری هست که می گوید چه خواهد کرد با ما عشق؟ پرسیدیم و خندیدی فقط با پاسخت پیچیده تر کردی معما را. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اتفاق زیبایی است که آنچه فرمودید نزدیک است به آنچه در سؤال و جواب شمارۀ 40926 پیش آمده. زیرا اساساً حقیقت، تعریف‌بردار نیست، تنها می‌توان در نسبت با حقیقت، اظهار داشت: «آن‌قدر هست که بانک جرسی می‌آید». و این یعنی: در راه بودن https://eitaa.com/matalebevijeh/21009  موفق باشید

40756

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد گرامی: در قرآن می خوانیم: «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ»؛ اما ایمان بدون علم میسر نیست و از غیب ما خبر (علم) نداریم۔ چطور این تناقض رو حل کنیم۔ لطفاً راهنمایی فرمایید۔ متشکرم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ابتدا باید به کمک عقل متوجه حقیقت خالق هستی و ربوبیت او بود و پس از آن است که قلب انسان متوجه حقیقتی می‌شود بسی متعالی و اینجاست که نسبت انسان با آن حقیقت متعالی به صورت ایمان به غیب پیش می‌آید که مقصد و مقصود انسان است در جلوه اهل تقوا به همان  معنایی که قرآن در ابتدای سوره بقره در وصف تقوا فرمود آنچه را که فرمود و عرایضی در این رابطه خدمت عزیزان شد.https://lobolmizan.ir/get-file/5621/?item=0  موفق باشید 

40607

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم: یه حدیث که داخلش راجع به به چیزایی که سبب سستی و غمگین شدن و در نهایت کاهلی تو کارها میشه ما رو مهمان می‌کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه سخنی و حدیثی بالاتر از «رهنمودهای حضرت امام باقر علیه السلام به جابر بن یزید جعفی» که از عظمت سخنان و رهنمودهای آن حضرت حقیقتاً انسان مدتها می‌تواند خود را در میدان حضور با محبوب حقیقی‌اش یعنی حضرت حق احساس کند. https://lobolmizan.ir/sound/1376?mark=%D8%AC%D8%B9%D9%81%DB%8C  موفق باشید

40540

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. سلام علیکم: نوع پوشش رهبر معظم انقلاب _از نخ کش بودن آستین لباسشان و مندرس بودن عبایشان _ در دیدار دولت حکایت از چه دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موقعیت و این سنّ، او راست و هر آنچه ملاحظه می‌فرمایید، وگرنه در جای خود و در آن دوران‌های گذشته، ظاهری داشتند چشمگیر. موفق باشید

40977
متن پرسش

با سلام و عرض ادب: استاد ارجمند غرض از مزاحمت کانال خانه حضرت زهرا (س) کانالیست که مربوط به اطلاع رسانی جلسات مذهبی و معرفتی که در مکان فرهنگی خانه حضرت زهرا انجام می شود، می باشد. در جلسات فرهنگی موضوع زنان در غرب پیرامون حجاب، مباحث معماری و جلسات مناسبتی و تدبر در قرآن انجام می شود. اگر حضرتعالی صلاح می دانید کانال را به کاربران معرفی کنید، با تشکر آدرس کانال مربوطه: https://eitaa.com/ladyzahrahouse

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان کار خوب‌تان هستم و بحمدالله به موضوع قابل ارزشی پرداخته‌اید آن هم در زمانه‌ای که با نسلی روبرو هستیم که با روح آخرالزمانی خود پرسش‌گری را پیشه کرده است تا به عمق آموزه‌های دینی برسد و این‌جا است که ما باید با توجه به روحیه‌ای این‌چنینی با سؤالات این نسل روبرو شویم به این معنا که از ابتدا طوری باب مباحث را باز کنیم که نسبت به روحیۀ پرسش‌گری این نسل، حرف داشته باشیم و این‌جا است که جناب صدرالمتألّهین وارد میدان گفتگو می‌شود. موفق باشید

40916

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد: پسر جوانی اهل دین و دنبال کننده مباحث جنابعالی به عشق دچار شد و چند مدتی‌ست که حال ناخوشی دارد. ظاهرا برای رسیدن به معشوق تلاش بسیار کرده و مدت زیادی به انتظار ایستاده و ناگهان خبر ازدواج معشوق را به او می‌رسانند. چیزی که می‌گویند این است که با این وجود که ۶ ماه از آن قضیه می‌گذرد ذره ای اوضاعش تغییر نکرده و به حال حیرت باقیمانده است. خودش باور دارد که حیرتِ به وجود آمده می‌تواند وسعتی برایش رقم بزند ولی در بیرون، ذره ذره درحال آب شدن است. او به عرفان و معنویات بسیار علاقه‌مند است و می‌توان فهمید که واقعا عاشق بوده و هیجان‌زده یا هوس‌آمیز نبوده است. (والله اعلم) پیرو این قضیه که او دنبال کننده آثار شما بوده و هست، خواستم راهنمایی ای بفرمایید. تفألی به خواجه زده بود و این بیت نظرش را جلب نموده بود که:« ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست|هرچه آغاز ندارد نپذیرد انجام». او درحال حاضر از ازدواج و فضای آن بشدت دوری می‌کند و معتقد است تا زمانی که حب شخص دیگری در قلب اوست نباید غیر را راه دهد. دراین حال طلب این‌را دارد که زندگی اش را از سر بگیرد ولی قلبا به این نتیجه رسیده که طعم عشق در این عالم را دیگر نخواهد چشید. او اهل شعر است و برایش از شیخ اجل خوانده ام که: « به خَدِّ اطلس اگر وقتی التفات کنی|به قدر کن که نه اطلس کم است در بازار» ولی هیچ به خرجش نمی‌رود. هنوز نمازهایش حزن فراق دارد و به گفته خودش دیگر نتوانسته با معنویات انس بگیرد. لطفا راهنمایی بفرمایید. با تشکر از زحمات شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا در این مورد فکر نکنیم که: 
دوست دارد یار این آشفتگی
کوشش بیهوده به از خفتگی
بهر این فرمود رحمان ای پسر
کل یوم هو فی شان ای پسر
اندرین ره می‌تراش و می‌خراش
تا دم آخر دمی فارغ مباش
و این‌جا است که انسان تازه متوجۀ وسعت خود می‌شود که چگونه از محدودۀ دیروز خود به جهانی نظر می‌کند اقیانوس‌گونه، جهانی می‌شود که دیگر رودهایی که بر او می‌ریزند و یا از او سرازیر می‌شوند، بر استقرار او مشکلی پیش نمی‌آید و همواره به زندگی در وسعتِ حضور در طوفان‌ها می‌اندیشد. موفق باشید
 

40838

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: من یه مطلبی دیدم که نشان می‌دهد ابن عربی به معاد ی که شما میگید اعتقاد ندارد: ابن عربی در الفتوحات المکیه، به صراحت، به حدیثی از پیامبر (ص) درباره چگونگی آغاز نشئهٔ جدید و حشر اجساد اشاره می‌کند و آن را با نزول آب حیات الهی توضیح می‌دهد: ​متن ابن عربی دربارهٔ نحوهٔ زنده شدن از عجب الذنب ​این متن در ضمن بحث از نحوهٔ حشر اجساد و چگونگی به وجود آمدن اعضا از عجب الذنب (در نشئهٔ آخرت) آمده است: ​متن عربی (منبع دقیق) ​«وَ قَدْ أَخْبَرَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ أَنَّ النَّشْأَةَ تَقُومُ عَلَى عَجْبِ الذَّنَبِ، فَيَنْزِلُ مِنْ سَمَاءِ الْحَيَاةِ مَاءٌ يُسَمَّى مَاءَ الْحَيَوَانِ فَتَنْبُتُ الْأَجْسَادُ مِنْ عَجْبِ الذَّنَبِ، كَمَا يَنْبُتُ الشَّجَرُ وَ الْخَضِرُ مِنْ مَائِهَا، فَيَظْهَرُ الرَّجُلُ وَ السَّاقُ وَ الْفَخْذُ وَ الْمَقْعَدَةُ فَعَنْ حَرَكَةٍ مَنْكُوسَةٍ، وَ مَا ظَهَرَ مِنْ عَجْبِ الذَّنَبِ إِلَى وُجُودِ الرَّأْسِ فَعَنْ حَرَكَةٍ مُسْتَقِيمَةٍ، وَ مَا ظَهَرَ فِي الِاتِّسَاعِ عَنْ جِهَةِ الْيَمِينِ وَ الشِّمَالِ وَ الْخَلْفِ وَ الْأَمَامِ فَعَنْ حَرَكَةٍ أُفُقِيَّةٍ...» ​ترجمه فارسی ​«پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم خبر داده است که نشئه [جدید] بر عَجْبُ الذَّنَب استوار می‌شود، پس آبی از آسمانِ حیات نازل می‌شود که آبِ حیوان نامیده می‌شود، آنگاه اجساد از عَجْبُ الذَّنَب می‌رویند، همان‌گونه که درخت و گیاه از آبشان می‌رویند. پس [اعضایی مانند] ساق، ران و نشیمنگاه با یک حرکت معکوس آشکار می‌شوند، و آنچه از عَجْبُ الذَّنَب تا رسیدن به سر آشکار می‌شود، با یک حرکت مستقیم است، و آنچه در توسعه و گسترش [بدن] به سمت راست و چپ و عقب و جلو پدیدار می‌شود، با یک حرکت افقی است...» ​منبع دقیق ​کتاب: الفتوحات المکیة ​جلد و صفحه (در یکی از نسخه‌های رایج): جلد ۲، صفحه ۴۶۴ (در باب حرکت‌های نبات و انسان). ​موضوع اصلی: بیان استمرار حیات (معاد) و آغاز نشئهٔ دوم بر اساس حدیث نبوی، با استفاده از تمثیل حرکت در نباتات.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که این موارد ابداً مواردی نیست که کسی بدون استاد و آن هم با ترجمه متوجه شود!!!! و تازه انتظار داشته باشید که در میدان سؤال و جواب این سایت از آن گفتگو شود! موفق باشید

40768

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بنام خدای انقلاب فاطمی و فرزندان پیروز انقلاب: حقیقتا فاطمیه خاص ترین جهانه تاریخه که نظیر نداره و از اصالات و حتمیات حضور انسان آخرالزمانی برای ظهورات و استقرار انسانهاست که بهترین روزهای زندگیم می‌باشد. دو نکته ای که در سخنان حضرت آقا مدتهاست بهش توجه کردم و شما هم بسیار اشاره می‌فرمایید اولاً سخنانی است که جنگ نرم و تاریخ و جهان را متذکر می‌شود مثلاً فرمودند: «اگر آمریکاییها تعاملی می‌خواهند باید پایگاه های خود را در منطقه جمع کنند و از اسرائیل پشتیبانی نکنند» این رو بنده اینطور فهم می‌کنم در مثال که هر شخصیتی بعنوان پایگاه خواسته های آمریکاییه نباید عامل و پایگاه اعمال اراده های آمریکا باشه برای مثالی روشن آقای دکتر زیبا کلام که هرچه ترامپ می‌گوید را اصل قرار داده و از آنها طرفداری و اعمال قدرت هایی می‌کند. دوماً دقت کردم رهبری در جنگ براحتی می‌توانستند اسرائیل را تمام کنند اما! جنگ نرم را اصل قرار می‌دادند و صبری از روی حکمت را پیشه کردند در حالیست که سخنان ایشان اینطور شده که امکان ظهور انسان آخرالزمانی در میدانی را می‌بینند و شروع می‌کنند به گفتن و چند ماه بعد به واقعیت می‌رسد! گویا می‌گویند و کن فیکون می‌شود (این نیز نشانه ای است که حرکت نرم و جهانی برای معنا و حضور زندگی انسانها در جهان مورد اراده خداوند را اولویت می‌دانند). بنده به این مسائل فکر می‌کنم و خود را در این مرتع از فهم قرار می‌دهم و حس می‌کنم نوعی ترقی از سطحی نگری به اصالت اندیشی هاست. هرچند راهی خاص است و نیاز به زمان دارد ولی چاره چیست حد اقل های فهم کردن از شرایط تاریخی است تا زندگی را متحول کند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. چه اندازه جای تأسف است که امثال آقای صادق زیباکلام متوجۀ نورانیت انقلاب نیستند و به بهانۀ حضور جریان‌های منفی که حقیقتاً حجاب انقلاب می‌باشد، از حضور تاریخی انقلاب اسلامی که حضوری جهانی شده، در غفلت‌اند. حضوری که مردم جهان متوجه آن شده‌اند که با نظر با انقلاب اسلامی می‌توانند به آیندۀ دیگری فکر کنند. به نظر بنده آقای دکتر محمد مرندی که بیشتر متوجه جریان‌های حاضر در جهان می‌باشند به خوبی متوجۀ آن حضور هستند و در مناظره‌ای که با آقای علیزاده داشتند نکاتی در این رابطه متذکر شدند. https://eitaa.com/jedaaltv/4900 موفق باشید

40568

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم حاج آقا: در پایان دعای عدیله نوشته شده هر که خواهد از آن (عدیله عند الموت) سالم بماند استحضار کند ادله ی ایمان و اصول خمسه را با ادله ی قطعیه و صفای خاطر و بسپارد آن را به حق تعالی (و عقاید حقه) معنی این کلمات چیه؟ منظور از استحضار ادله ی ایمان و ادله ی قطعیه و صفای خاطر چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یعنی آن نکات را که در آن دعا می‌فرماید به قلب خود برسانیم مانند آن‌که می‌فرماید: «وَاَشْهَدُ اَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ، وَمُسآئَلَةَ الْقَبْرِ حَقٌّ، وَالْبَعْثَ حَقٌّ، وَالنُّشُورَ حَقٌّ، وَالصِّراطَ حَقٌّ، وَالْميزانَ حَقٌّ، وَالْحِسابَ حَقٌّ، وَالْکتابَ حَقٌّ، وَالْجَنَّةَ حَقٌّ، وَالنَّارَ حَقٌّ، وَاَنَّ السَّاعَةَ اتِيةٌ لارَيبَ فيها...». موفق باشید

40487

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام محضر استاد طاهرزاده: به نظر شما مطالعه روانشناسی اگزیستانسیالیسم و hثار روانشناسان تاثیر گرفته از هایدگر با دیگر روانشناسی ها فرق دارد و می تواند مسائل را روشن تر کند و در فهم دین به ما کمک کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد صاحب‌نظر نیستم ولی اهل نظر می‌فرمایند از آن زمانی که آقای فروید با نگاه به آثار هایدگر، روان‌شناسی را شکل داد جهشی در روان‌شناسی ایجاد شده که ظاهراً متأسفانه ما در ایران، آقای فروید را از این زاویه نمی‌نگریم. موفق باشید 

40470

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام. امیدوارم خدا عمر و عزتتون بدهد لطفا بفرمایید آیا با توجه به اینکه در بعضی منابع گفته شده در بین الطلوعین کراهت داره پرداختن به امور دنیوی، آیا کسی که وقتش پر هست در طول روز و بعلت مشغله زیاد، برای مطالعه و کسب علم، از اون موقع استفاده کنه هم کراهت داره یا نظر شما این نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کراهت دارد؛ یعنی بهتر است انجام نگیرد. ولی به هر حال نوعی رخصت‌دادن در آن است. موفق باشید

41253
متن پرسش

بسم رب العلی العظیم نایب الشهید امام زمان حضرت خامنه‌ای رضوان الله تعالی‌علیه. بفدای فداکاری ابر انسانی که تمام بار وجود تاریخی ما را حامل بود و به صاحب تاریخ توحید آخرالزمان حضرت مهدی صلوات الله علیه با این شهادت تحویل داد و ما را بدون واسطه به حضرت سپرد. در ایام اخیر فکری بودیم که این همه تکیه مردم بر ایشان چقدر حساس است و متعجب ازین اتفاق، اما با شهادتشان یافتیم که ما را همراه خودش به خداوند سپرده و جمع صراط ها را به صراط کل نهایی فنا کرده و سپردند. این امر نهایی و مهم جز با تسلیم کامل ایشان به خداوند میسر نبود. بفدای عمر سراسر عبادی ایشان شویم که در خط مقدم ها بدنیا آمدند و زندگی کرده و در خط نهایی بشری به اوج عبودیت تسلیم کردند. جناب استاد عزیز تر از جانم قربان حضوری که حضرتعالی ما را متذکر آن می‌فرمایید و آن حضور نرم است، بشوم که حاضر در نهایتی شده‌اید که آن ماورای هر سلاح و تکنولوژی است. حضور و قدرت نرم همان شمشیر ذوالفقار دو دم امام زمان است، آن شمشیری که گردنکشان ظالم عالم را گردن می‌زند؛ آن آنها را و بود آنها را گردن می‌زند و میدان را پاکسازی برای آن و بود انفسی_ افعالی ما برای زندگی کردن می‌کند این همان تحقق زندگی در جهان ظهور است و اگر قدرت نرم نبود با افزایش روز افزون تجهیزات فیزیکی هیچ کنترلگری برای آنها نبود و امروز دست امت انسان و اسلام است. یاد دارم سالهای قبل این ویژگی نبود و بنده با این شعر مولانا گریه می‌کردم از ناتوانی زندگی با آن خود، زیرا تمدن ظالمان یهودی مدرن اجازه بودن به هیچ احدی نمی‌دادند! مولوی می‌فرمود:
 آن من است او هی مزنیدش
 جان من است او هی مزنیدش
 شمع دل است او سبزی بیدش
 سرخی سیبش مثل ندارد باغ امیدش
 و امروز بودِ آنها را با شمشیر نرم گردن می‌زنیم تا همه افعال آنها پوچ گردد و آنها گم و سلاح هایشان بی اثر شود. البته همه آدمیان همیشه حضوری نرم دارند حتی دشمنان لاکن این حضور نرم حضور خاص تاریخ است که مد نظر است. این آن و بودن نتیجه چنین جهانی است و آن یعنی تحقق زندگی ما در زمان ظهور حضرت صلوات الله علیه! سلام خدا بر آن مرد کامل شده سید علی خامنه ای زنده تر از دیروز. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایتِ «گز سنگ ناله خیزد وقتِ وداع یاران» حکایتِ عجیبی می‌باشد! نمی‌دانم با بودن‌اش بیشتر «هست»؟ و یا با رفتن و شهادت‌اش؟!! راستی را! آن‌گاه که از قفس پر می‌کشد و به سوی عرش سیر می‌کند، به کدام منزل اشاره دارد که این اندازه جهان را در مقابل ما گشوده می‌کند؟! به گشودگیِ همۀ عرش. چگونه باور کنیم که ما در فردایی بس بلند با این مردِ بال‌گشوده می‌توانیم زندگی را به وسعت همۀ هستی تجربه کنیم؟!! خواستم با بال‌گشودنِ او، بال گشایم به سرزمین‌های بیکرانه، ولی دیدم نه! هنوز بال‌ها کوتاه و همّت‌ها کوتاه‌تر است. می‌ماند که او ما را امیدوار کرد به بودنی که «بودنِ» دیگری است از آن جهت عرض شد:
ای مرد! تو در نسبت با قرآن و با دعا، تا کجا رفته بودی که تا این اندازه در شخصیت خود به نهایت‌های بشر آخرالزمان اشاره داشتی؟ با این مردم چه کردی که نمی‌دانند بعد از تو چه کنند؟!!! پس از خبر شهادتت، سرگشته و پریشان بدون اختیار میدان‌های شهر را به طرز فوق‌العاده‌ای پُر کردند. اشک‌ها ریختند تا تو را، آری! تا تو را به وسعت همۀ نهایتی که در پیش دارند احساس کنند. مگر می‌شود؟!!!
ای راز زمانه! من باید دوباره با تو قرآن و دعا بخوانم. من باید دوباره با تو مسلمان شوم. من باید دوباره با تو خدا را بشناسم. چه اندازه خداوند با تو بزرگ و حیرت‌انگیز است. موفق باشید       
 

41194

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

خضر به موسی نگفت مرید من باش بلکه گفت در آینه من خود را ببین و موسویت خودت را حفظ کن و به آن عمق ببخش و آن را محدود ندان، فقط سوال نکن تا من اخبار غیبیت را به تو بدهم‌. خضر رسول موسی بود تا کم نیاورد و به هرچه بیشتر عمق بخشیدن به مسیر خود کمکش کند ولی موسی او را مخالف موسویتش دانست و سوال کرد. خضر یعنی موسویت شدیدتر نه مقابله و مخالفت با موسویت قبلی. سوال پرسیدن یعنی دوئیت و این خطاست چون خضر خود موسی بود به جلوه شدیدتر. تا موسی متوجه شود شریعت موسوی یعنی پویایی و رفتن نه ایستایی و ماندن. خضر یعنی بیشتر و باز بیشتر شدن موسی در موسویتش نه ترک موسویت. خضر همان موسای حقی است برای عبور از موسای موسایی. رب همان عبد است به جلوه باطنی. خضر مامور شکستن موسا بود نه موسویت. طی این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی در کنار شریعت، که حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» مأمور به آن بودند، حقیقتی در میان است که حضرت خضر «علیه‌السلام» حامل آن بودند و جمع این دو مقام یعنی حقیقت و وقتِ محمّدی.
تاریخی‌اندیشیدن یعنی متوجۀ «وقت» بودن، وقتی که مخصوص آخرین پیامبر و آخرین دین است، به همان معنایی که حضرت محمد «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند:« لِی‌ مَعَ اللَهِ وَقْتٌ لَا یَسَعُنِی‌ فِیهِ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ» این «وقتِ» حضور وسعتی دارد فوق وسعت فرشتگان مقرب که تنها در محدودۀ اسم خاصی حاضرند و فوق نبیّ مرسل، که مانند حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» مأمور تذکر به احکام الهی هستند، بدون حضور در مقام حضرت خضر که حضوری است ماورای پرسیدن و دانستن به همان معنایی که حضرت خضر «علیه‌السلام» به حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» فرمودند: «فَلا تَسْئَلْني‏ عَنْ شَيْ‏ءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً»  (کهف/۷۰) آری! اموری است که باید تنها حضور و ذکر آن امور پیش آید و از این جهت پرسیدنی نیست و در وقتِ محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» آن حضور پیش می‌آید، حضوری که «لایسعنی ملک المقرب و لا نبیّ المرسل» این است حضور نهایی که با اسلام و آخرین پیامبر برای آنانی که به وقت محمدی نظر دارند، پیش می‌آید. حضوری ماورای حضور حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» که مأمور رعایت احکام شریعت می‌باشند، امری که البته هیچ انسانی نباید از آن غافل باشد ولی حضور دیگری هم هست که باید در افق شخصیت حضرت خضر آن را یافت و در این تاریخ با حضور در وقتِ جامع محمدی می‌توان در آن حاضر شد که در این آخرین دوران، حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» متذکر آن هستند و در این حضور، آیت الله سید علی خامنه‌ای و ذیل این حضور، شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید آوینی در آن حاضرند، و این یعنی تاریخی اندیشیدن و این یعنی متوجۀ «وقت» بودن. موفق باشید
 

41116

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم: بعد از دست بوسی شما می‌فرمایید که علم تو استاد توست اما خیلی کار سختی هست این موضوع که من برابر علم خودم بتونم کار استادی مثل علامه طباطبایی عزیز رو برای خودم انجام بدم. شاید با این مثال بتونم حرفم رو تقدیم کنم. من به عنوان تجلی آقا امام زمان علیه السلام علامه حسن‌زاده آملی رو موقع نماز جلو خود مجسم می‌کردم و متوجه نمی‌شدم که یک ساعته دارم نماز میخونم بعد با خودم گفتم الان ماه شعبانه ماه پیامبر اکرم (ص) هست و ماه جمال هست بهتره پیامبر اکرم (ص) رو نصب العین خود کنم. حالا نمی‌دونم آیا چونکه مدتی بیشتر مشغول دنیا شده ام. حوصله م برای نماز کمتر شده یا این جابجایی در نصب العین قرار دادن در نماز باعث این شده. البته فکر می‌کنم اگر مجددا بچسبم به عبادت شاید بتونم کمی حرکت کنم. اصلا نمی‌دونم. بالاخره اگه مقدوره یک راهنمایی بفرمایید هم در خصوص سوال و هم در خصوص علم تو استاد توست. خیلی دوستتون دارم استاد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال فراموش نکنید که گویا فراموش می‌کنیم که «دوست دارد یار، این آشفتگی»! آری! مولایمان امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: «انّ للقلوب اقبالاً و ادباراً» که به اصطلاح عرفا، «بسط» و «قبض» برای قلب هست و ما نباید قبضی که برایمان پیش می‌آید را حمل بر بی‌خدایی بکنیم، بلکه آن حالت را زمینه نشان‌دادن صبر بر بندگی بدانیم. زیرا خداوند دوست دارد تا ما در چنین حالاتی نیز بندگی خود را به نمایش بگذاریم. در عین حال نباید حق نماز را، این عزیزترین لطف خدا را سبک شمرد. از آن جهت که ملاک قبولیِ دیگر اعمال این عطای الهی یعنی نماز است که حقیقتاً آسمان معنویت را در مقابل ما می‌گشاید. موفق باشید

41071

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

در آستانه ماه شعبان، تواصی بفرمائید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در سایت «لُب المیزان» مطرح شده  خوب است به آن‌جا رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/category/65?&tab=posts&inner_tab=leaflet  موفق باشید

40997
متن پرسش

سلام علیک و رضوانه: جناب استاد طاهرزاده عزیز برایتان بهترین نسیم ها و نفحات توحیدی و احدی ماه شریف رجب را از خداوند خواستارم. اسائه ادب این کمترین را در اظهار این وجیزه که تصدیع وقت شما می شود را ببخشید. «وطن» صرفا محل پرورش تن نیست تا نتیجه اش آسایش باشد و بهای حفظ و حراست اش ریختن خون شریف ترین ها شود. «وطن» بروز و ظهور هویت آدمی (روح) است و محل تکون و تروح جسم است و حقیقت آدمی به اصالت و حقیقت و هویت اوست. ما بیش از آنی که جسما به وطن تعلق داشته باشیم در تکوین و باطن جان مان ریشه در وطن داریم و این موجب دفاع و حراست ما از وطن است. وطن یک بروز مادی جغرافیایی نیست صرفا تا ما تن را سنگر محافظت از آن کنیم. وطن محل ظهور تکوین و بروز باطن حقیقت عالم است که بی مناسبت ما را در دامن خود نپرورانده و بزرگ نکرده است تا اگر روزی آن را نخواستیم مثل جامه به در کنیم و از در قهر با او درآییم. وطن دامن مهری است که حیات مادی و معنوی ما در تعلق به اوست و وای بر روزی که کسی بی وطن شود. نظام عالم در ربط با ملکوت اش بی حساب نیست. آفتابی که بر سرزمین ما می نماید همان آفتابی است که بر سر سرزمین آمریکا و اروپا می تابد، اما زمینی که نور آفتاب را می گیرد و می روید بهره اش با بهره آن سرزمین یکسان نیست! ما روزی شاید از تن هایمان خسته شویم اما از وطن هرگز. وطن همان جسم است که صورت روحانی تاریخ به خود دارد. صورت تاریخی وطن ما که امروز در بهترین صورت خود قرار دارد نیازمند گام هایی برای تحقق فعلیت های خود است. وطن همیشه پر بوده از استعداد ها و بالقوگی ها که مردمان و آزادمردان تاریخ به آن تعین فعلی بخشیدند و آن را مرحله به مرحله به ظهور آوردند و با مهر و لطف با او همراه شدند و امروز ما بر فراز آن لطف ها و مهر با وطن تا بدینجا آمده ایم و خدا نکند از سر قهر بدو پشت کنیم و بند ناف بکنیم و إعراض کنیم. پشت کردن به وطن پشت کردن به حقیقتی است که هویت مان را از دست خواهیم داد. تجربه های تاریخی نشان داده است ملت هایی که به صورت و فعلیت های تاریخ خود بی لطفی کردند و از استعدادهای حیات تاریخی شان رو تُرش کردند و از بارور شدن آن سر باز زدند بی وطن شدن. و وای اگر ملتی وطن اش را گم کند تاریخ اش را از دست خواهد داد. هویت اش را از دست خواهد داد و امکانات حضور حیات برین و برتر فردایش را از دست خواهد داد. ملت بی وطن، مردمی بی تاریخ وسرگردان، دست مایه های تاریخ استبداد و استعمار خواهند شد. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً همین‌طور است که فرمودید. عجیب است که در تاریخی قرار گرفته‌ایم که حتی وطن مادی یعنی ایران عزیز هم نماد آن وطن معنوی ما شده است تا آن‌جایی که با نظر به چنین شرایط و تاریخی رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: «سخن از بحث هسته‌ای و چیزهائی از قبیل آن نیست. سخن از مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان کنونی، و روی آوردن به نظام عادلانه‌ی ملّی و بین‌المللی اسلامی است. این است دعویِ بزرگی که ایران اسلامی پرچم آن را برافراشته و زورگویان فاسد و مفسد را برآشفته است.» 
این‌جا است که بی‌وطنی در این تاریخ یعنی بی‌تاریخی و غفلت از تاریخی که با ایران شروع شده است تا بشریت، معنای حضور در خود بیکرانه‌اش را تجربه کند آن هم با نظر به شخصیت مردی که حقیقتاً در این زمانه روح الله بود.
اگر جناب مولوی فرمود: «این وطن، مصر و عراق و شام نیست /  این وطن، شهری‌ست کان را نام نیست»؛ می‌خواست تا ما از حضوری که می‌توانیم در خود به عنوان مرکز اسماء الهی حاضر شویم، غفلت نکنیم و این امری است که امروز در ایران به میان آمده که ایرانِ جناب سلمان فارسی است و چشم امید رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» از همان ابتدا به آن بود. تقدیر الهی را بنگرید که چگونه خداوند باید در منظر آخرین پیامبر، وطنی را مدّ نظر آورد که جمع بین ماده و معنا شده است و خود آن سرزمین، اشاره به معنویت بشر آخرالزمانی پیدا کرده است! آیا نباید برای سکنی‌گزیدن بشر آخرالزمانی که به یک معنا بشر جدید است، به این وطن که آن ایران است و در عین حال وطن معنوی همۀ انسان‌ها دل سپرد؟ موفق باشید          
 

40772

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: علاقه دارم که شرح کتاب سرح العیون را از بیان شما بیاموزم. لطفاً راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توفیق شرح آن کتاب شریف پیش نیامده، ولی مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی» که روی سایت هست تا حدّی می‌تواند جایگزین شود. موفق باشید

40590

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز: من فایل صوتی مصباح الهدایه امام خمینی رو که شما شرح دادید رو گوش می‌دادم در قسمتی که مربوط به اعیان ثابته بود شما فرمودید مرد و زن بودن یا فرزند نامشروع بودن رو خودمون انتخاب کردیم و اینها در علم خدا بوده است و خداوند فقط موجود بودن رو بر اساس انتخاب خودمون بما داده و خلق کرده سوالم اینه که بر چه اساسی ما زن بودن یا مرد بودن یا طبق مثال خودتون صدام بودن رو انتخاب کردیم؟ با تشکر از زحمات شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بر همین اساس در دنیا هم انسان با همان انتخاب ذاتی اش کارهای خود را انجام می دهد و تصوری که از خود و از آیندۀ خود دارد. زیرا انتخاب‌گری ذاتیِ انسان است و مبتنی بر خود اوست، حال چه صدام‌بودن را برای خود انتخاب کند و چه حاج قاسم‌بودن را. موفق باشید

40586

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و احترام خدمت شما استاد گرامی: آیا در استان گیلان فردی مورد تایید شما هستند تا در مباحث معرفت النفس و سیر و سلوک به ایشان رجوع نماییم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که با آقای توکلی به شمارۀ  09138780869  و حاج آقا نظری به شمارۀ   09136032342 تماس بگیرید. موفق باشید

 

نمایش چاپی