سلام وقت بخیر و التماس دعا خدمت استاد طاهرزاده ی عزیز. ببخشید که وقت تون رو می گیریم چیزی که از بعضی سخنان شما متوجه شدم (شاید برداشت بنده اشتباه هست) این هست که در بحث ازدواج همسر آدمی چیزی از پیش تعیین شده هست (همانند پدر و مادر انسان) پس استاد تکلیف آدم ها در بحث ازدواج چیه من پسری رو میشناسم از لحاظ اخلاق و دین و کاری بودن خوب هست و چند جا به خواستگاری رفته و با اینکه تو محیط کوچکی هستن و شناخت خوبی از همدیگه دارن جواب منفی بهشون میدن مگه نه تو احادیث داریم که حضرت امیر علیه السلام می فرماید: رسول مکرّم اسلام فرمودند: وقتی کسی به خواستگاری، به خانه شما آمد که شما از اخلاق و دین او راضی هستید، او را زن بدهید، به رسول خدا عرض کردم آیا اگرچه نَسب پستی داشته باشد؟ حضرت فرمودند: اگر از اخلاق و دین او راضی هستید، کافی است که به او زن بدهید و البتّه اگر او را به دامادی نپذیرفتید، فساد و فتنه ای بزرگ در زمین ایجاد می شود. ( وسايل الشيعه، حديث 25078) حالا استاد این ها که جواب منفی میدن آیا دچار خطا و گناهی هستن یا نه چون که ازدواج از قبل تعیین شده هست اشتباهی مرتکب نشدن؟ و به نوعی جبراً این انتخاب رو میکنن؟ اگه اینطوری هست فلسفه ی امتحان و آزمایش بندگان چی هست تو این مورد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در هر حال باید به توصیۀ حضرت پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» عمل نمود وگرنه دختران و پسرانمان بیهمسر میمانند و این غیر از آن بحثی است که میفرماید بالاخره هر کودکی از پدر و مادر خاصی به دنیا میآید. موفق باشید
سرودهای نو از دلی کهنه: هزار سنگ به سر خورد و سر به سنگ نخورد / به نام عرشی تو گوشیام که زنگ نخورد / میان اینهمه کفش سفید و مشکی و زرد / یکی به درد دو تا پای زخم و لنگ نخورد / چه عیب دارد اگر یک شبی نزول کنی؟ / بیا که از ازل این ماه را پلنگ نخورد / خدای حوصلهدار است و ما عجولِ عجول / دلم به درد شکیبایی و درنگ نخورد / چرا شراب تو را جرعه جرعه نوشیدم؟ / هزار ننگ به نوشنده که قشنگ نخورد / کسی که از همه دل کند عشق بلعیدش / بدان که حضرت یونس! تو را نهنگ نخورد / نه ننگ راه تو است و نه نام مسلک تو / خوشا اگر دل ما مُهر نام و ننگ نخورد / خدا کند که نوازنده زخمهای بزند / چه خاک سر کنم آن زخمه گر به چنگ نخورد؟ / برای داشتنت (صلح کلِّ) ما دغل است / بمیرد آن دلکی که به درد جنگ نخورد/ ۲۸ شهریور ۱۴۰۴
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «صلحِ کل بودن» و انسانها را دوستداشتن و تا آنجا که ممکن است کار آنها را حمل بر صحتکردن؛ کار سادهای نیست بخصوص که جهان یهودیزده، دغلکاریهای خود را در زیر پوشش حقوق بشر پنهان میکند و انقلاب اسلامی به حکم رسالت جهانیِ اسلام آمده است تا سرنوشت جهان را به نور اسلام از آن نوع دغلکاریها رهایی بخشد. موفق باشید
سلام استاد: شما از چه سنی کار فکری رو آغاز کردید؟ به نظر شما کسی که بخواهد به مباحث شما مسلط بشه چند سال زمان نیاز داره و چه توصیه های در این خصوص دارید؟ من پس از دیدن مستند جنابعالی علاقه مند به حضور دیگری در تاریخ پیش رو شده ام بخصوص که همچون شما که در شرکتی با در آمد بالا بر اساس توصیه شهید بهشتی وارد تاریخ دیگری شدید من هم به جبر زمانه در راه دیگری پا نهاده ام و اکنون به دنبال زندگی حقیقی و حد اکثری هستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به لطف الهی از دبیرستان به کمک بعضی از معلمان به این فکرها افتادم. ولی مهم نیست. مهم آن است که در هر موقعیتی که هستیم «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت». موفق باشید
سلام استاد عزیز: وقت بخیر، ممنونم از کتاب آشتی با خدا. این کتاب حقیقتا در فطرت و حقیقت انسان اثر عمیقی می گذارد. سوالی که دارم در مورد صفحه ۲۳۶ کتاب هست. اونجا شما فرمودید که «کسی که می خواهد به مقامی برسد که در آن مقام، عالم کثرت را نمایش جمال حق ببیند ابتدا باید عقل خود را نسبت به حضور و ظهور خداوند مطمئن کند و سپس با انصراف از عالم کثرت، قلب را متوجه حق نماید.» میخواستم بدانم که چگونه می توانم قلب را نسبت به حضور و ظهور خداوند مطمئن کنم؟ مثلا الآن رو به روی من یک میز چوبی قرار دارد. چگونه به حضور و ظهور خداوند در این میز می توان پی برد؟ آیا جزوه و کتاب خاصی هم هست که در این زمینه خود را تقویت کنم؟ یک دنیا از شما و مطالب نابتون متشکرم🌹🙏
باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله آرامآرام انسان در این مسیر به جایی میرسد که متوجۀ انوار و اسمای الهی در مخلوقات خداوند میشود مانند آن که در درختان، نور حیات حضرت حق را مدّ نظر میآورد از آن جهت که درخت، موجودی است که مخلوق خداوند است و این با میز فرق میکند که افراد در رابطه با حوائجشان ساختهاند. در رابطه با راهی که انسان متوجۀ انوار و اسمای الهی بشود؛ «برهان صدیقین» که روی سایت هست و شرح صوتی آن، ان شاءالله کمک میکند. موفق باشید
با سلام و درود: معلم و مربی هستم و برای تهیه یک بسته ی محتوای کلاسی برای خودم و مربیانم، دنبال منبع مطالعاتی درباره موضوع «بحران هویت» هستم کدام کتابها و جزوه های شما به صورت نقطه زن این موضوع رو پوشش داده که بتونم مطالعه و به فیش برداری خوب برسم؟ البته منابع دیگه هم مطالعه میشن با سپاس
باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث «معرفت نفس» و «معاد» مانند مباحث مربوط به کتابهای «جوان و انتخاب بزرگ» و «ده نکته در معرفت نفس» و «خویشتن پنهان» و «معاد» ان شاءالله میتوانند مفید باشند. موفق باشید
سلام خدمت آقای اصغر طاهرزاده: وظیفه من چیست؟ ۱۴ ساله
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. احترام به والدین ۲. مطالعۀ کتابهایی مانند «داستان راستان» از شهید مطهری و کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «چه نیازی به نبی» که این دو کتاب روی سایت هست. همۀ اینها در کنار دروس مدرسه ۳. ورزش ۴. اگر استعداد حفظ قرآن دارید، شرکت در کلاسهای حافظ قرآن. موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخیر: سوالی داشتم من یه خانم ۲۴ ساله هستم یک سالی هست که با یک دختر خانم ۱۶ ساله به صورت مجازی آشنا شدم روز به روز بیشتر با هم صمیمی شدیم اما متاسفانه ایشون پسر نما هستن و علاقه ی زیادی به اینکه شبیه پسرها باشن دارن ظاهرشون رو روز به روز بیشتر دارن شبیه پسرها میکنن بی حجابن حتی دیدم که دست به دست نامحرم میرقصن تا جایی که رفتن مشهد ولی حرم نرفتن به خاطر اینکه نخوان چادر بپوشن من هرچه بهشون تذکر میدم فایده ای نداره. البته میگه نماز میخونه ولی مطمئن نیستم. نمیدونم این رفاقت اصلا درست هست یا نه فکر نمیکنم اخلاقش روی من اثر گذاشته باشه ولی ذهنم رو درگیر خودش کرده الان تا حدودی به هم وابسته شدیم من ذهنم خیلی درگیر ایشون شده (دلم میخواد درگیر خدا و معنوبت باشه) ایشونم خیلی روی من حساسه و اگر به هم بزنیم مطمئنم ضربه ی سنگینی میخوره به منظور استشاره قرآن رو باز کردم آیه ی ۸۰ سوره ی مائده اومد و واقعا ترسیدم. ممنون میشم راهنماییم کنید که این رفاقت رو ادامه بدم یا قطع ارتباط کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: تذکراتی عمیق مانند طرح نکات معرفت النفسی و توجه به شخصیت مقام معظم رهبری ممکن است او را به خود آورد و البته در عین حال طوری با هم نباید مرتبط باشید که جایگاه خود را محدود به توجه او نمایید و از دنبال کردن شخصیت علمی و فکری و انقلابی و انس با شهدا و خاطرات آنها، باز بمانید. موفق باشید
سلام استاد عزیزم: شما را برای خداوند متعال دوست دارم و این دوست داشتن را خداوند منان روزیم کرده، پس مطالبی که در زیر بیان میشه تصورات ذهنی بنده است که جنبه انتقادی پیدا نموده و خدمت شما عرض میکنم و هیچ قصدی هم ندارم جز این جنبه دوستی بیان شده. سه کانال از شما بزرگوار در پیام رسان ایتا مشاهده کردم که از مطالب مختلف آموزنده و معنوی، سیاسی، اخلاقی، معرفتی، ولایی و ... وجود دارد، در مواقع حساس کشور مثل حادثه شب قبل عید سعید غدیر خم - شهادت عزیزان و گستاخی جبهه کفر و نفاق و متناسب آن مواضع ولی فقیه حفظه الله تعالی-، این خلا وجود داشت که در کانالهای منتسب به شما مطالبی در خصوص چگونگی برخورد با این مسأله از جمله تبعیت از ولی فقیه، اتحاد و...، استفاده از ظرفیتهای موجود و راهکارهایی از این قبیل درج میشد تا برخی از مومنین که از این کانالهای ایتا بهره میبرند به بقیه منتقل کنند که البته بخشی از مطالب مذکور با تعویق در سخنرانی شنبه شما مطرح شد، خلأ به درج برخی مطالب در وقت مقرر خود یافتم، در پناه حق تعالی باشید و دعای حضرت بقیه الله الاعظم روزی شما باشد، قربان شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر از نگاهِ دلسوزانۀ جنابعالی؛ عنایت داشته باشید که کانال مطالب ویژه همانطور که بر ویژهبودنِ خود تأکید دارد، خود را در جایی تعریف کرده که به مباحث معرفتی بپردازد و نه آنکه مانند رسانۀ خبری عمل نماید و به همین جهت تنها پیام رهبر معظم انقلاب در رابطه با تجاوز رژیم صهیون در کانال قرار داده شد، مگر آنکه یا در سخنرانیها و یا در مصاحبهها و یا در جواب سؤالاتی که از طریق سایت پیش میآید، کاربران محترم را در معرض آن نگاه قرار دهد. موفق باشید
بسم هو: چه بگوید دلی که هنوز بیرون از گود است؛ چه بگوید جانی که سوختن را میفهمد، سوختن را دیده است، با سوختن سوختگان بیچاره شده است، اما به خویش که میآید جز هوسی نمییابد؛ چه بگوید قلبی که تنها، فقط و فقط طلب کرده، یا نه طلب کردن دیگران را دیده و تنها هوسش را کرده؛ همان که سالهاست سخنِ زهرا (س) و جایگاه تاریخیاش و ایستادگیاش را شنیده و به حضور رفته و اما هنوز نه تنها در اکنونش متفکر نیست که اکنون زدگیِ خویش را مییابد. نمیدانم، شاید هم میدانم: راه تفکر سخت است. آری برای امثال من سخت است. عاقل به کنار جوی پی پل میگشت / دیوانه پا برهنه از جوی گذشت. داشتم به نیست انگاری_نیهیلیسم_ نیچه، سید مرتضی آوینی و غروب فکه، اُنسم با دکتر داوری و رمان و خصوصا مطالبی که دو سه سال پیش خود شما در تاکید به نیستانگاری داشتید و همچنین رمان بینوایان، فکر میکردم. نکند به جای عبور_ که گویا باید صبح و شب شیره جانم را بکشد و فکری و کاری_ بیخیالی و بیهودگی سراغم آمده. نمیدانم. نکند گناهکاری و بیهودهکاری همین را هم گرفته باشد. هر چه به خویش مینگرم گویا بیمایهتر از قبلم، گویا دستاویز کمتری برای نجات دارم. اعتراضی نیست، پشیمانیای هم از آمدن تا اینجا ندارم. شاید این طلب و نشدن همان ایمان باشد و شاید باید لحظه به لحظه سکراتی را چشید. اما هر چه در خود میگردم اینگونه بودنی برایم نیست، تقوایی نیست، پروایی نیست، دلتنگی و دلداگیای نیست، نماز و انس و عشقی نیست. تنها گاهی با دیدن حاجقاسم و سید حسن و دیگر شهدا است که میتوانم جانم را سیراب کنم. پر حرفی نکنم، به قول یکی از دوستان در جلسات «انسان و باز انسان» عجب راهی است این راهی که با ما در میان میگذارید اما این حرمان و نشدنمان را چه کنیم. نه میتوان به راهی سطحی دلبست نه میتوان به آن راه با این ظرف کوچک پای نهاد. آری! تو پا به راه در نِه و هیچ مپرس / خود راه گویدت چون باید کرد؛ آری اما هنوز در خم یک کوچه ماندهایم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا این خاصیت وجود نیست که با ذات مشککِ خود که عین شدت و ضعف است در هر مرتبهای از آنکه حاضر شویم اجمالی است به سوی تفصیل و قصۀ «هنوز نه» را پیش میآورد؟ گویا باید در چنین قبض و بسطی در میدان وجود، همچنان سرگردان بمانیم به حکم آنکه «دیروز» کافی نیست، «فردایی» هم که چون «فردا» است، پیش نیامده. به جناب حافظ فکر می کنم و حکایت اینکه میفرماید: «سالها دل طلبِ جام جم از ما میکرد / آنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا میکرد». راستی! چه چیزی را تمنّا میکرد که نزد او بود و با ابژهکردن آن و در بیرون در جستجویِ یافتن آن؛ در خارج از حضورش به دنبال آن بود؟ تازه حضوری که فقط حضور است و بودن، بودنی که ذات مشکک است و در هر جایی از مراتب آنکه باشی اجمالی است به سوی تفصیلی، یعنی «بودن» و «نبودن» و «صبر» در این میدان، یعنی «انتظار» و «وارستگی». موفق باشید
سلام علیکم استاد گرامی: در جلسه ۶۹ معاد می فرمایند انسان هم اکنون در همه عوالم حاضر است و اگر افسردگی یا ناامیدی دارد، بهتر است به جای مراجعه به روانپزشک، مشکل خود را از اصل حل کند. حال آنکه معمولاً آنچه باعث افسردگی می شود ناشی از اختلالات در مرتبه هورمونها و عصبها است که مربوط به روان (همان جسم) می شود و نه مربوط به روح. در این موارد فقط داروهایی که تعادل هورمونی را به انسان برگردانند کارسازند. به عنوان مثال اگر کسی از سن ازدواج گذشته باشد و مجرد باشد، به دلیل اینکه هیجان جسمی لازم را در زندگیاش ندارد، هورمون سروتونین در بدن او کمتر از میزان لازم تولید می گردد و شخص به افسردگی مبتلا می گردد. این فرد حتی اگر روحش در بهشت باشد، تا زمانی که روح به این بدن متعلق است ناچار است با کمک دارو، کمبود هورمون خود را جبران کند و این ربطی به اعمال و عقایدش ندارد. آیا بنده درست عرض می کنم یا اشتباه متوجه شدم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید که اگر روح انسان در گسترۀ بیکرانۀ خود حاضر نشود که کارِ سادهای هم نیست، عملاً در مدیریت و تدبیر بدن با مشکلاتی روبهرو میشود که عکس العمل آن نمونههایی است که در اختلال هورمونیِ بدن پیش میآید و باید با همان تجربیات روانپزشکی درمان شود. ولی اگر در همان حالت هم سعی کنیم وسعت روح خود را مدّ نظر قرار دهیم، ان شاءالله روح انسان به تعادل خود برمیگردد و در تدبیر بدن موفق میشود. و البته این بدان معنا نیست که از کمک به بدن از طریق آن داروها منصرف شویم. موفق باشید
با سلام و درود بر استاد عزیز: چرا خداوند حضرت محمد صلی الله علیه وآله را عقل کل خلق کرد؟ اینکه میگن نود و نه درصد عقل اختصاص به ایشون دارد و یک درصد مابقی مربوط به سایر انسانها اگه اینطور باشه، چون خداوند اراده کرده، میتونست اون مخلوق اول من باشم چه دلیلی در وجود حضرت بوده که ایشون انتخاب شده؟ یعنی چه عمل خاصی انجام داده که لایق این فیض شده؟ از این دست سؤالات ذهن من رو درگیر کرده. مثلاً علی اصغر که در کربلا در شش ماهگی به شهادت رسید چه عمل خاصی انجام داده که باب الحوائج شد اینکه هنوز زندگی در دنیای کثیف را تجربه نکرده بود که یک شبه به این مقام والا رسید صرف اینکه فرزند امام حسین علیه السلام بوده، خوب اگه خدا میخواست من میشدم فرزند امام حسین. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد مفصل است. در مورد قسمت اول سؤال و اینکه خداوند حضرت محمد «صلواتاللهعلیهوآله» را شایسته یافتند که هدایت مردم و نبوت را به عهدۀ آن حضرت بگذارند، خوب است به قسمت اول کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست رجوع فرمایید. و در مورد قسمت دوم سؤال، قبلاً عرض شد که این امام معصوم است که از اسرار درون افراد آگاه میباشند و متوجۀ طلب درونی افراد هستند که چگونه آن کودک ۶ ماهه مایل است در آن نهضت بزرگ سهمی داشته باشد. موفق باشید
سلام روز بخیر: من میخوام یکی از کتاب های استاد رو بصورت اینترنتی خریداری و مطالعه کنم (کتاب عالم انسان دینی) یعنی نمیخوام سفارش بدم و میخوام نسخه الکترونیک رو بخونم میتونم از اپلیکیشن ها این کتاب رو دانلود کنم؟ تو خود سایت من قسمت خرید رو پیدا نکردم اگر هست لطفا بگین کجاست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در سایت، پی دی اف و ورد کتابها به طور رایگان در اختیار رفقا قرار دارد. موفق باشید
با سلام: ما در این عالم لذتها را دو دسته میدانیم: خوردنیهای نیکو و خانههای مجلل و همسر و فرزند و... که به آنها لذتهای حیوانی یا مادی میگوییم و لذت انس با خدا، اشک بر حسین، ذکر اهل بیت، نماز با حضور قلب که لذتهای معنویاند. اگر قرآن و روایتی نبود و قرار بود ما بگوییم بهشت خداوند از جنس کدام لذتهاست احتمالا دسته دوم را انتخاب میکردیم. اما در قرآن از کاخها و باغها و شراب و حوریان و ... سخن میگوید. آیا در بهشت کاری از جنس عبادت نیست؟ چه چیزی در بهشت هست که ما را از بندگی خدا غافل نمیکند و نیازی به اعمال عبادی نیست؟ صورت بندگی خدا در بهشت چیست؟ اشاره قرآنی به آن صورت غیر از «رضوان الله اکبر» چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در بحث شرح سورۀ واقعه عرض شد اتفاقاً حوریان در آن مقام، صورت بندگی خدا هستند و از آن جهت نه تنها مانع حضور معنوی انسان نمیباشند بلکه تماماً صورت همان اعمال عبادی انسان هستند تا انسان در وسعت بیشتر ابعاد عقل و خیال با انوار پروردگار مأنوس شود و این نکتۀ بسیار مهمی است که چرا معاد باید جسمانی باشد. موفق باشید
این دنیا دنیای مادهست. هر قدری، قضایی داره. اگه مسواک نزنی، دندونات خراب میشه. اگه ابزار جسمت مریضه، کم توان میشی. پس تا چه اندازه میتونم مسئله بیماری و ترس از عوارض و تاثیراتش رو به امام حسین علیه السلام بسپارم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: روح است که جسم را تدبیر میکند و لذا هر اندازه روح وسعت داشته باشد و از تفکرات زائد آزاد باشد؛ امکان تدبیر بدن برایش بهتر فراهم میشود. موفق باشید
سلام استاد خدا قوت: تشکر از وقتی که به همراهان هدیه میدید. در نسبت با جلسه تفسیر سوره بقره و تعلیم اسماء الهی، رابطه زبان داشتن انسان و مظهر تمام اسماء الهی بودن جیست؟ آیا اگر انسان مظهر یک یا چند اسم بود، زبان وجود نداشت؟ تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر «زبان، خانۀ وجود است» و وجود در هر مرتبه که باشد جامع همۀ کمالات است؛ تنها موجودی زبان دارد که جامعِ همۀ اسماء باشد و آن تنها انسان است و حضوری که در نزد خود دارد و با استقرار در آن حضور، «وجود» به تجلی میآید و تجلی وجود در شخصیت انسان منجر به «گفت» میشود. موفق باشید
با عرض سلام و وقت بخیر: استاد بنده چند سخنرانی از مقام معظم رهبری و امام خمینی رحمه الله علیه دیدم که جوانان را سفارش به درس خواندن و تحصیل میفرمودند همچنین از آیت الله بهجت. سوال بنده این است که منظورِ این بزرگواران تحصیل در دروس معرفتی در قالب حوزه و یا مطالعه آزاد است یا دروس دانشگاه و کسب رتبه علمی؟ سوال دوم اینکه با توجه به هدف خلقت انسان چه رشته ای را برای تحصیل پیشنهاد میفرمایید؟ در رشته انسانی. پیشاپیش ممنون از پاسختون
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در کنار کسب معارف الهی، تحصیل علوم و فنونی که نیاز جامعه است نیز لازم میباشد. ۲. رشتههایی مانند فلسفۀ اسلامی و هر آنچه که به نحوی ما را با قرآن و روایات مأنوس کند، بسیار با ارزش است. موفق باشید
سلام به استاد گرامی: طلبه هستم که به امید خدا برای تبلیغ از حوزۀ علمیه قم به یکی از شهرستانها اعزام شده ام. سؤال بنده آن است که در این راه و در این زمانه و با شرایط موجود چه مباحث و موضوعاتی را و با چه سبکی پیش بیاورم که نتیجه مناسبی داشته باشد و به گفته جنابعالی طوری نشود که بعد از مدتی معلوم شود فعالیت های فرهنگی ما ممکن است پوچ باشد. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله همینکه به این نوع خودآگاهی و هوشیاری رسیدهاید که ما در این زمانه باید متوجۀ احوال مخاطبان خود باشیم که چه مسائلی در درون خود دارند. با توجه به این امر، در عین آنکه به هر حال باید راهی را در پیش گرفت که آنها به مرور متوجۀ اشارات قرآنی و معرفت نفس خود شوند؛ به این نکته بیندیشید که حضور مردم ما و بخصوص جوانان ما در مساجد به خودی خود برای به فعلیتآمدنِ روحانیت درونیشان، موضوعیت دارد.
اخیراً در نشستی که به مناسبت چهل و دومین سالگرد رحلت «بانو مجتهده امین» در تهران برگزار شد و بنده نیز مفتخر بودم که در آن نشست شرکت کنم، پس از آن همراه با بعضی از رفقا، افتخار ملاقات با جناب آقای دکتر سعید جلیلی پیش آمد؛ در حین گفتگو ایشان با بصیرت خاص قرآنی و سیاسی خود متذکر نکتۀ مهمی شدند که چرا در فتنۀ اخیر، تلاش عمدۀ دشمنان ما آتشزدنِ حدود ۲۵۰ مسجد بود؟!! و به گفتۀ ایشان آیا این حکایت از آن ندارد که دشمنان حقیقت و دشمنان انسانیت در این زمانه متوجۀ نقش اساسی مساجد هستند؟ و نقطۀ خطر را در آن نوع حضوری میدانند که از طریق مساجد در این تاریخ پیش میآید؟ زیبایی کار آقای دکتر جلیلی آن بود که ایشان هر شب در یکی از مساجد، بخصوص مساجدی که آتش زده شده، در اقصی نقاط کشور حاضر میشوند و به همان معنایی که مبارزۀ اصلی ما با دشمنان، حضور نرمی است که آنان را شکست میدهد؛ به همان معنای حضور نرمِ مردم ما در ۲۲ بهمن که در واقع جنگ نرمی بود در مقابل آن خشونتها؛ بصیرت آقای دکتر جلیلی در این مورد قابل توجه است و از این جهت باید گلهمند بود از دوستانی که به ایشان انتقاد دارند چرا دکتر جلیلی از نظر آنها کنشگریهای لازم را نداشتهاند. غافل از آنکه در جنگ نرم، کنشگریها شکل خاصی دارد از جنس به ظاهر سکوت مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» پس از رحلت و شهادت پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله»، تا فضای ایمانی و نظر به آیندهای قدسی گرفتار مناقشات سیاسی نشود. موفق باشید
سلام و عرض ادب: پدری هستم که پسری ۲۲ ساله دارم که کمابیش با آثار شما مانوس است. این پسر مدتیست که هوای ازدواج به سرش افتاده و این درخواست را از ما داشت. دختری را معرفی کرد و انصافا هم دختر خوبی بود منتها ما سریع اقدام نکردیم و خودش هم نبود که اقدامی کند و آن دختر ازدواج کرد. بعد از این قضیه مدتی سرخورده شده و میل به کار نیز ندارد. آخر چطور به او بفهمانم که این سن و سال برای ازدواج نیست؟ بالاخره میفهمم که جوان است، ولی وقتی سر کار نمیرود و صرفا یک دانشجوست چگونه میخواهد زندگی کند؟ سعی کردهام که با گفتنِ از شرایطِ بد اقتصادی و... رأیش را راجع به ازدواج بزنم ولی مرغش یکپا دارد و جدیدا صراحتا میگوید که در معرض گناه افتادم و ازین قبیل حرفها. به او گفتم که مشغول شود و اخلاقش را بهتر کند یا کلا مشغولیتی پیدا کند که فکرش از سرش بیفتند ولی نه انگار نمیشود. روزش را با کتاب هایش و خوابیدن شب میکند. زمان ما اینطور نبود، ما اگر پدرمان میگفت الان وقت ازدواجت نیست این بازی ها را در نمی آوردیم. برای من آیه هم میخواند که خدا من و زنم رو بی نیاز میکنه؛ من نمیدانم این چه برداشتیه که از آیه دارد! از لحاظ اقتصادی من هم نمیتوانم پشتیبانش باشم. من هم حقوقی دارم که وسط برج تمام شده. حالا اگر به گناه هم بیفتد مشکل خودش است چون بالاخره من و او را در قبر های جداگانه میگذارند. میگوید وضع دانشگاه فلان است خیابان چون است جامعه اینطوریست، خب مسئولیت خیابان و جامعه با من نیست. او کلا با من کم صحبت میکرد اما حالا تقریبا صحبتی نمیکند برای همین گفتم از اینجا شما حداقل به ذهن جوانش چیزی بگویید تا بلکه از خر شیطان پایین بیاید. سپاس
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساس بر آن است که جوانانمان را در این سن و سالها کمک کنیم تا ازدواج کنند، هرچند با سادگی تمام، به جهت مشکلات معیشتی بخصوص مشکل مسکن که این زمانه گریبان بسیاری را گرفته است و چارهای نداریم که حتی به یک اتاق در خانۀ پدری فکر کنیم که البته امروز، کار آسان و پیشنهاد قابل قبولی نیست برای این نوع زندگیها و اینهمه وسایل. آری! بالاخره خود آن جوان هم باید تلاش کند تا نیازهای زندگی خود را خودش تأمین کند و والدین باید کمک کنند، و نه آنکه بار زندگی فرزندشان را تماماً به دوش بگیرند که معلوم است ممکن نیست. با توجه به آنچه عرض شد خوب است که آن جوان عزیز به سؤال و جواب شمارۀ 41066 نظری بکنند. موفق باشید
«پنهان در تو» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/book/243306 سلام استاد این کتاب دستنوشته های قبل و یکسری دستنوشته جدید هست. ممنون اگر نظرتون را بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به نکاتی که در کلیّت مطرح شده است، به نظر میآید برای جوانان عزیز مفید باشد. موفق باشید
سلام علیکم: نظر جنابعالی در مورد حدیث زیر چیست؟ منظور از خسته شدن حضرت جبرئیل علیه السلام چیست؟ ۳ جایی که جبرئیل خسته شد: پیامبر روزی به جبرئیل فرمود که تو با چنین نیرویی که داری تاكنون خسته شدهای؟ 🔹 گفت: آری، ای محمّد (ص)! ۳ بار. یكی روزی كه ابراهیم (ع) در آتش انداخته شد؛ آن روز خداوند فرمود به شكوه و بزرگیام سوگند اگر ابراهیم (ع) پیش از تو به آتش برسد، اسمت را از دفتر فرشتگان پاک میكنم. من با شتاب به سویش رفتم و میان آتش و هوا او را دریافتم و به او گفتم: ای ابراهیم (ع) چیزی نیاز نداری؟ گفت: از خدا آری امّا از تو نه. 🔹 بار دوم روزی بود كه به ابراهیم (ع) فرمان داده شد تا سر فرزندش اسماعیل (ع) را ببرد. آن روز خداوند فرمود اگر چاقو پیش از تو به گردن اسماعیل (ع) برسد اسمت را از دفتر فرشتگان پاک میكنم. من شتابان فرود آمدم و چاقو را در دست ابراهیم (ع) به پشت برگرداندم و قوچی را به او رساندم. 🔹 بار سوم هنگامی بود كه یوسف (ع) در چاه انداخته شد. آن روز خداوند فرمود: ای جبرئیل اگر یوسف (ع) پیش از تو به قعر چاه برسد اسمت را از دفتر فرشتگان پاک میكنم. من شتابان فرود آمدم و او را در میان راه دریافتم و به سوی صخرهای كه در قعر چاه بود، بردم و او را تندرست بر آن نشاندم ولی بسیار خسته شدم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع روایات، بیشتر جنبۀ تأویلی دارد و لذا خستگی جناب جبرائیل به این معنا میباشد که حضور بیشتر از حضور ایشان که همان حضور مستقیم خداوند است، در صحنه میباشد که امکان حضور جناب جبرائیل را به ایشان نمیدهد و از این جهت نوعی تنگیِ حضور برای خود احساس میکند. موفق باشید
سلام علیکم: خدا میدونه با وجودم چقدر دلم به سازندگی تمدنی انقلاب اسلامی مسمم و امیدوار هستم. توانایی در انقلاب احساس میکنم که میتونه اونقدر متفاوت و کامل باشه که تقریباً همه دنیا ازین برتری شگفت زده بشن و نجات دهنده دنیا خواهد بود. متأسفم که از ابتدای انقلاب بیشتر افراد مسئول در مسائل مختلف موقعیت شغلی که خدمت از برای شایستگی و تلاش بوده رو بعنوان هدیه ای برای برتری جویی و استراحت استفاده کردند. متاسفم که تعداد بیشترین مسئولین و کم کارترین مسئولین دنیا را به اختلاف بسیار فاحش از هر کشوری داریم زیرا جایگاه شغلی رو هدیه گرفتند نه اینکه از خودسازی و لیاقت بدستش آورده باشن. اما از دل همین ظلم ها انقلاب اسلامی شروع کرده و امروز میبینم که امکان ساختن ایران اسلامی در وسعت حهانی بدست افراد شایسته و عاشق وجود داره. این فیلم از آیت الله مستجاب الدعواتی رو ببینید که چطور در آخر عمر روی تخت بیمارستان از خشکی آب زاینده رود گلایه میکنه و میگه ایران و اصفهان توانایی و برتری ذاتی داره و از اشتباه کاری مسئولینه که خشک شده. اینها نمونه ای از تلاشهای غمخواران دل سوخته ایه که به این زمان امید داشتند و جانشون رو فدای آینده کردند. ما میتوانیم ما توانمدیم و چنته پری از علم های الهی انسانی ایرانی، جهانی و اراده های راسخ و هوش های بینظیر ایرانی داریم. اونقدر منتظرم که گویا تشنه ای دم مرگ هستم. https://www.google.com/amp/s/www.khabaronline.ir/amp/1538877/
باسمه تعالی: سلام علیکم: الحمدلله که متوجۀ این نکات هستید و حقیقتاً بدانید که در دل همین طوفانها، راهِ نجات به معنای واقعی آن به ظهور میآید. این است که رهبر معظم انقلاب با نگاه حکیمانۀ خود میفرمایند: «ملّت ایران بدون تردید در آیندهای که آن آینده انشاءالله خیلی دور نخواهد بود و شما جوانهای عزیز قطعاً آن آینده را مشاهده خواهید کرد، از همه جهت در قلّههای شرف و افتخار خواهد بود.۱۳۹۳/۱۱/۲۹. و یا در جای دیگر میفرمایند: «من حقیقتاً به آینده خوشبینم و خیلی از افقها را خوب و روشن میبینم. ۱۳۷۰/۰۴/۲۵
▪️وضع ما بحمداللّه وضع خوبی است.۱۴۰۲/۰۱/۰۱ موفق باشید
با سلام: استاد درنوشته ای ازعلامه مجلسی خوندم نوشته بود ایشون روح را غیرمجرد دانسته اند این درسته؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً همینطور است و البته این نگاه، منحصر به جناب مجلسی نمیشود. ولی از یک طرف جناب مجلسی نظر به نکات مطرحشده توسط جناب صدرالمتألهین دارند و این نشان میدهد که نباید آن نگاه غیرمجردبودن را در ایشان جدّی گرفت. موفق باشید
سلام استاد: آقای محمد شجاعی مباحثی در خصوص انسان شناسی دارن کتاب ها و مباحث ایشون رو برای جوانان مناسب میبینید؟ کتابی تحت عنوان من کیستم تالیف کردند که مباحث جالبی در خصوص معرفت نفس مطرح کردند ایشون رو تایید میکنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: استاد شجاعی استادی زحمت کشیده و انقلابی و دلسوز هستند و چه خوب است از آثار ایشان استفاده شود. موفق باشید
🔆 ابوذرانه با ولیّ؛ دور از تشریفات ✍یادداشتی از حجتالاسلام مجتبی مشهدی: دشمن در پندار مادیگرایانهی خویش چنین تصور میکرد که با هدف قرار دادنِ فرماندهان ارشد نظامی، مقدمات شکست جبهه حق را فراهم آورده است؛ اما این محاسبات (بهواسطه نادیده گرفتن سنتهای الهی) به خطا رفت. هرچند فقدانِ سردارانِ باایمان و باتجربه خسارت سنگینی است، اما هرگز به معنای شکست نیست؛ چراکه این نظام بر رکنِ رکینِ «ولایت فقیه» استوار است که معمار کبیر انقلاب، امام خمینی (ره)، آن را بنیان نهاد. دشمن پس از نبردی دوازدهروزه، بر آن شد تا این نقطه را در دو ساحتِ جنگ سخت و نرم مورد هجمه قرار دهد. از طرفی ترامپ رهبر معظم انقلاب را بارها تهدید به ترور کرده است و در بعد جنگ نرم نیز اقداماتی را رقم میزند. مقام معظم رهبری در سیزدهم دیماه، این نقشهی خصمانه را چنین تبیین فرمودند: «۱» تاریخ گواهی میدهد آنگاه که دشمن در میدان نظامی حریفِ صولتِ حیدری نشد، از معبر جنگ نرم وارد گشت. آن روز که مالک به چند قدمی خیمهی معاویه رسیده بود و تنها چند گام تا سعادتِ ابدیِ جهان باقی بود، دشمن با غبارآلود کردن فضا، در میان مؤمنان بذر شک و تردید پاشید و مانع پیروزی جبهه حق شد. اما به همین بسنده نکرد و با دستآویز غارتگری شد، چنان وانمود کرد که تظلمها همگی از جانب علی (ع) است. رهبر انقلاب فرمودند امروز نیز همان راهبرد عیناً در حال انجام است. و چند روز بعد در روز سیزدهم جنگ شاهد این جنایات بودیم. دشمن در هیاهوی رسانهای خود، مسبب شهید شدن و کشته شدن تعداد زیادی از هموطنانمان را جمهوری اسلامی دانست. هوشیاریِ مؤمنان ضرورتی است دوچندان؛ چراکه دشمنِ آسیبدیده در میدانِ نبرد، اکنون ایمان و انگیزهی مردم را هدف قرار داده است تا با ایجاد یأس و تردید، پیوند امت و امام را بگسلد. ایشان به مناسبت عید مبعث نیز با استناد به آیهی «وَ لا تَهِنوا وَ لا تَحزَنوا وَ اَنتُمُ الاَعلَون»، برتریِ جامعهی اسلامی را مشروط به «ایمان» دانستند: «۲» اما پرسش اینجاست که کدام ایمان مد نظر است؟ در روز مبعث فرمودند ایمانِ «ابوذرساز». ابوذر در تاریخ اسلام نمادِ صلابت و دفاعِ بیمرز از ولایت است. شاید وجهِ اینکه رهبری به بازخوانیِ شخصیتِ ابوذر توجه دادند، در این نکته نهفته باشد که امروز ولیِ جامعه هدفِ مستقیمِ حملات قرار گرفته و دفاع از این حریم، جانفشانیِ ابوذرگونه میطلبد. دشمن با وقاحتی بیسابقه، بارها زبان به تهدیدِ ایشان گشوده است؛ تهدیدی که (در صورت وجودِ غیرتِ جمعی) کافی بود تا موجی از خشمِ مقدس و کاروانهای فدایی، عرصهی زمین را بر این عناصرِ خبیث تنگ نمایند. در چنین شرایطی، آمادگی برای عملیاتهای استشهادی، پاسخی صریح به این جسارتهاست. بزرگترین خطری که جبههی داخلی را تهدید میکند، «رابطهی تشریفاتی با ولیّ» است. ایشان در ۱۲ بهمنماه بر این نکته تأکید ورزیدند: «۳» رابطهی ابوذر با علی (ع) رابطهی تشریفاتی نبود. او و خانوادهاش در این مسیرِ، تبعید و فقر را به جان خریدند اما دستش را از ولیِ خویش جدا نکرد. شکستِ یک جامعه زمانی رقم میخورد که مردم از پیشوا جدا شوند؛ چراکه «ولیِّ خدا بدون همیاریِ مردم، یارای پیشبردِ اهداف را نخواهد داشت: هُوَ الَّذی اَیَّدَکَ بِنَصرِهِ وَبِالمُؤمِنین». (۱۳ دی ۱۴۰۴) #جامعه_ابوذری 💠 تشکل طلبگی ربیون 🌐 @rebbiion
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین طور است که ما امروز در نسبت به حضور اسلام در مقابل جاهلیت دوران، ابوذرگونه میتوانیم در جایگاهی قرار گیریم که جایگاه حقیقی امروزمان میباشد، و آن پاسداری از اسلامی است که در آن زمان از یک طرف ولایت به حاشیه رفته و خلیفه جای «ولیّ الهی» را گرفته است و از طرف دیگر بیت المال در بستر عدالت قرار نگرفته و حال این اباذر است که بر سر خلیفه فریاد میزند که چگونه بیت المال که از آن مردم باید باشد، به طبقه خاصی سپرده میشود؟
بحمدالله مردم ما با آن خرد خسروانیِ خود به خوبی متوجه جایگاه رهبر معظم انقلاب برای ادامه این انقلاب قدسی هستند و باز همین مردم باید اباذرگونه ذیل ولایت «نایب الامام» نسبت به عدالتی که به حاشیه رفته است فریاد بزنند و همچون رهبر معظم انقلاب امیدوار باشند که در این روزگار ذیل تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده است عدالت، آری عدالت، این گمشده امروز ما، به این مرز و بوم بر میگردد. امری که دشمنان ما سخت نگران آن هستند و ما سخت امیدوار به آن میباشیم و در همین رابطه شرطهایی که با دولت آمریکا گذاشته ایم را مدنظر داشته باشید مبنی بر آنکه اولاً : ما به سلاح هستهای ورود نمیکنیم که معلوم است این به جهت حضور خود ما در این تاریخ میباشد و ثانیاً : باید آمریکا تحریمهای خود را لغو کند. که این نوعی انفعال برای آن ابر قدرت میباشد. حتی محل گفتگوها بر اساس نظر ایران تعیین شد و یک مقام کاخ سفید به الجزیره گفت برنامههای برگزاری جلسه با ایران در مسقط روز جمعه به مسیر صحیح خود بازگشت. بازگشت گفتوگوها با ایران به مسیر خود پس از فشار رهبران عرب و مسلمان برای عدم کنارهگیری صورت گرفت. موفق باشید. https://eitaa.com/Binesh_Rahbordi/10285
استاد سلام: به تازگی احساس میکنم که ما باید خود را آماده غافلگیری های زیاد از جمله مثل سوریه و رفتن بشار اسد یا مثل دزدیدن مادورو کنیم. ما مکرر دیدیم که در این مدت چقدر این دو منفورترین و پست ترین های عالم یعنی نتیاهو و ترامپ از رفتن عزیز دل ما حاج قاسم خوشحالی خودشان را ابراز کردند و گفتند اگر او امروز بود ما به این موفقیت ها نمی رسیدیم. چه شده است مگر؟ ما اعتقاد مان همان حرف امام بود که می فرمود نظام ما که دل به خدا دارد با رفتن اشخاص متزلزل نمی شود ولی الان در میدان داریم می بینیم که دشمن خیلی خیلی حساب شده دارد پیش می آید و برنامه قوی ریخته است ولی والله لحظه ای ترس در وجود ما نمی باشد ولی آیا در رده های بالا و مسئولين ما و فرماندهان الان ما نیز همینطور است؟ استاد عزیز من با تمام وجود به حقانیت و پیروزی نهایی و دیدگاه تمدنی آقا ایمان زیادی دارم و لحظه ای تردید به خود راه نداده ام ولی کجاست آن اقتداری که روزی ما آمریکا و اسرائیل را به نابودی تل آویو و حیفا تهدید میکردیم؟ کجاست آن سرداری که میگفت سپاه قدس حریف شماست بیا ما منتظریم؟ کجاست آن حاجی زاده بزرگوار ما که میگفت وقتی فرمانده هوا فضا روسیه آمد ایران با پهپاد بالای ناو آمریکا رفتیم و او متحیر شده بود که آمریکا آن پهپاد را نزد و با تعجب پرسید چگونه؟ سردار فرمود اگر بزنند می زنیم و زدن این ناو هواپیمابر برای ما کاری ندارد؟ ولی همین امروز ما خبر زدن پهپاد سپاه را دیدیم ولی خبری از پاسخ نشنیدیم و هیچ واکنشی ندیدیم تازه ادامه مذاکرات محکم ادامه دارد. استاد والله من کسي نیستم که انقلاب را بخواهم زیر سوال ببرم و همواره هر روز آماده ام تا جانم را فدای سید علی کنم ولی استاد ما دیدیم که حرف ها و تهدید های ما در حرف باقی ماند و با واقعیت عمل خیلی فاصله داشت. چرا می خواهند به ما دلخوشی الکی بدهند؟ زمانی که پایگاه آمریکا را زدیم شروع کردند به گفتن این حرف که ما کار بزرگی کردیم و کلی آمریکا از ما ترسید ولی الان آقای عراقچی خودش ناخواسته اعتراف کرد که ما این بار اگر آمریکا حمله کند همانند قبل (نمادین) پاسخ نخواهیم داد پس یعنی حملات ما نمادین بوده است و همینطور هم بود آیا این خبر از سیاست های سازش با دشمنان انسانیت و خدا نیست که با سیاست ها ظاهر کار را حفظ کرده ولی باطن کار را به حاشیه برده اند؟ استاد ما لحظه شماری میکنیم تا فرصتی پیش بیاید تا این دشمنان حق و حقیقت را به خاک و خون بکشیم ولی فرصت ها دارند پیش می آیند و ما شاهد انتقام سختی از آنها نیستیم تا دل مستضعفین عالم را که از دست اینان خون است را خوشحال کنیم و حرف آخرم این است که اگر ما بتوانیم بزنیم و نزنیم بزرگ ترین ظلم را به خود و مستضعفان عالم کردیم «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ ۚ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ»
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه احساساتی این چنین مسئولانه را مد نظر دارید بسیار مهم است و نکاتی نیست که مدنظر نداشته باشیم. میماند که حقیقتاً با توجه به آنچه میفرمایید ما اکنون در نسبت به حضور تاریخی انقلاب اسلامی در کجا هستیم. آیا با توجه به شرایط پیش آمده نوع حضور ما در جهان تغییر کرده و یا نسبت به اهداف تاریخی خود عقب افتادهایم؟ به این امر به طور جدی باید فکر کرد و عرض عریضی را از ما طلب میکند. همین اندازه به این فکر کنید که چرا رژیم صهیونی و آمریکا تا این حد برای بقای خود مسئله آنها ایران شده است! آیا ما در مواضع تاریخی خود در جایی قرار گرفتهایم که جبهه مقابله با استکبار تغییر کرده و آنان از سر استیصال هر آنچه در توان دارند را برای مقابله با ما به میان آورده اند و یا ما کوتاه آمدهایم؟ بنده در این فکر هستم که گویا خداوند حضوری بس گستردهتر از آنچه در ابتدا مدنظر ما در مقابله با استکبار بود به میان آورده و اگر جبهه استکبار بحث مذاکره را به میان میکشد به امید آن است تا در تاریخ بی معنایی و بی تاریخی خود حضوری را برای خود شکل دهد که مسلم با عمق بیفکری جریان استکبار در این میدان نیز شکست خواهد خورد.
همین اندازه تقاضا دارم اجازه دهید نسبت به «تاریخی نگاه کردن» رخدادها زیاد فکر کنیم و جایگاه حادثهها را در تاریخی که در صحنه است ببینیم که کار آسانی هم نیست. یادداشت هایی تحت عنوان «جایگاه بی تاریخی اغتشاشات اخیر در منظرتفکر توحیدی» https://eitaa.com/matalebevijeh/21549 شده است. به نظر میآید با مرور به آن نکات بتوان به جایگاه تاریخی امروزین خود فکر کرد و اگر دیروز سخن از آن بود که در مقابل حمله اسرائیل حیفا و تلآویو را میزنیم و با خاک یکسان می کنیم .عنایت داشته باشید که این سخنان در قبل از تاریخ رخداده ۷ اکتبر بود و مادر تاریخِ پیش آمده توسط ۷ اکتبر عملاً در ادامه بودن اسرائیل و در حال منتفی شدن آن قرار داریم. پس باید ماورای آن نکات به بیتاریخی و بی آینده بودن اسرائیل فکر کرد که باز همچنان جای بحث دارد. موفق باشید.
