سلام و عرض ادب: استاد آیا تابهحال در مسیر فعالیت خود با افرادی مواجه شدید که در زندگی تحتتأثیر عوامل مختلف دچار حیرت و سرگردانی شده باشند یا در مسیر درست باشند؛ اما بهیقین نرسیده باشند یا اصلاً راه ندانند اگر این چنین بوده چه مواجهه و راهکاری داشتید برای این مسئله؟ استاد بنده خود فرد با استعدادی بودم که خود را استاد فرصتسوزی میدانم و در مسیر زندگی خود معنا را با شخصیتهایی مثل شهید مطهری و...دریافتم و مشکلم چند موضوع بوده تا جایی یکی این که میدانم یک این مبانی را عمیق در نیافتم بعداً راهکار پیدا کردم که زمانبر در دست اجراست، بعد مشکلم عدم مهارت در بخشهای گسترده زندگی و روشهای فراوان غلط بوده که به بخشی رسیدم و تا حدی اصلاح شد؛ اما سرعت بهشدت پایین هست از مسائل مهمی که غصه شده برایم مسئله تحصیل هست که هم در بعد عمق وهم در بعد عمل و نمره و علیرغم استعدادم ملامتها شدم بخشی از مسیر هنوز باتوجهبه سنم به نظرم قابلجبران هست، هدفم را ورود به عرصه علومانسانی اسلامی قرار دادم بعداً از فرایند آشناشدن و تغییر جهت داده در عرصه حکمرانی دغدغه دارم و مسئله عدالت در عرصه اجرا و اجتماع، همیشه به خدا توکل کردم تا حد زیادی به مسیرم ایمان دارم؛ اما به علت بدعملی گاهی سست میشوم دوست میداشتم با نگاه درست جستی زنم و برای همیشه مسیرم و اشتباهاتم را اصلاح کنم و جراحتهای این اشتباهات را... امیدم به خداست. گاهی هم از نرسیدن و یا شرمنده شدن و سرافکندگی در بین نامردان و نا اهلان میترسم و از خدا میخواهم من را در مسیر درست موفق کند اما خوب نقشه دقیق راه ندارم دوست میداشتم اسلامشناس برجستهای باشم تا نیازهای خود و مردمان را از این مبانی ناب استخراج کنم؛ اما افسوس که عمر کوتاه هست و ما اندر خم کوچه و نابلد و بیم نرسیدن و اسیر ضعفها و هواها، حال باید چهکار کرد استاد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در همان موقعیتی که هستیم با تعمق در معارف توحیدی در هر آنچه برایمان امکان انجام آن را دارد حاضر شویم. در آن حال خداوند به حکم: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ» خودش راه را میگشاید. البته اگر انسانی که از نظر شما انسان شایستهای است را مدّ نظر قرار دهید، مؤثر خواهد بود. موفق باشید
عنوان: دکتر محسن فرشاد سلام علیکم استاد: با درخواست قبولی طاعات و عبادات حضرتعالی از درگاه خداوند متعال آیا نسبت به افکار و دیدگاههای آقای دکتر محسن فرشاد نویسنده کتابهای «انسان و جهان فراآگاهی»، «ژرفای هستی» و ... شناختی دارید؟ مطالعه آثار ایشان را با تحفظ نسبت به تطبیقهای مطالب فراحسی با یافتهها و مکاشفات عارفان، و توجه به این خلط مطالب، مفید میدانید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کلیّات قضیه میتوان گفت این افراد اساساً متوجه ساحات معنوی و عوالم فوق ماده نیستند و از این جهت سعی دارند مسائل را تماماً در محدودۀ عالم ماده که به تعبیر خودشان، میتواند در ضمن فراکیهانی باشد معنا کنند و این حرفها زمین تا آسمان با آموزههای دینی که انسان را متوجه حضور ابدی او میکند فرق می کند.که بحث آن مفصل است. موفق باشید
سلام: در جلسه شنبه گفتید عربها خیلی نادان و جاهل بودند و مثالهایی هم زدید، ولی قبلا گفته بودید جاهلیت عربها به معنای نادانی نبوده و اهل فکر و تمدن بودند و میگفتید ابوسفیان به رم رفته بود و دنبال گسترش تمدن بوده و... علت این دوگانگی چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: دو موضوع در میان است. یکی آنکه جریان جاهلیت در جای خود، تمدنی به حساب می آمد و خود را طوری تعریف کرده بود که برای خود برنامه و انضباطی داشت و دیگر آنکه در آن تعریف و انضباط به جهت غفلت از معارف توحیدی نوعی خودبنیادی و خودسری در آن میدان حاکم بود تا آنجایی که به کوچکترین بهانه جنگهای ۴۰ ساله راه میانداختند خیلی شبیه جاهلیت مدرن و جنگ جهانی اول و دوم که بین خود بیش از ۶۰ میلیون را به قتل رساندند. موفق باشید
سلام: ممکن است بفرمایید آرای هایدگر و فردید چه تاثیراتی در جلسات تفسیر قرآن شما داشته است؟ چه آیاتی در این زمینه با تفسیر متفاوتی روبرو شدهاند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که علامۀ طباطبایی با ارتباط با جناب کربن متوجه شده بودند میتوانند حقیقت قرآن را برای بشر جدید که امثال کربن به جهت حضور در غرب، خوبتر میشناختند؛ ایشان نیز آشنا شوند و در نتیجه نگاه و هدایت قرآنی را با نظر به ظرفیت انسانها در همۀ عالم به میان آورند، مواجهه با افکار جناب هایدگر و دکتر فردید که مدتی از عمر خود را در آلمان سپری کرده بود؛ موجب میشود تا به زوایای کتاب مقدس قرآن طوری پی ببریم که در واقع جواب همۀ انسانها در همۀ روحیات باشیم. موفق باشید
سلام آقای طاهرزاده: من عاشق مرحوم امام و انقلاب اسلامی ام و پیامم از جهت نگرانی و دلسوزیه و اونم اینکه ما تا کی قراره با این صحبت که همین دختران کم حجاب هم دختران ما هستند و این موارد صحبت ها که تا حدودی درست است چشم ببندیم در مقابل اتفاقاتی که در شهرها به خصوص تهران در حال رخ دادنه. استاد من در تهران هستم و احساسم اینه بزرگانی چون شما از وضعیت به صورت میدانی با خبر نیستید. چند وقت پیش آقای جمشیدی یادداشتی منتشر کردند در همین موارد و انقلابیون به ایشان حمله کردند که نه اینطوری نیست و نباید نگران استحاله فرهنگی جمهوری اسلامی شد. وضعیت خیابان ها پوشش حتی آقایان، سگ گردانی، مشروبات، روابط آزاد واقعا جای نگرانی داره. من ذهنیتم این است اطلاع میدانی نسبت به این موضوع برای بزرگان وجود نداره. وقتی مسیر مراجع از بیت تا مسجد باشه آنچه در خیابان های تهران رخ میده قطعا بی اطلاع هستند. خواستم نظر خودتان را بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به هر حال جبهۀ استکبار بیکار ننشسته است و عملاً با به میدانآوردن بیحیایی در جامعه تلاش دارد به اهداف خود که مقابله با نظام و انقلابی است که همۀ موجودیت آن را به خطر انداخته است و به همین جهت متفکران جامعه هر کدام باید از زاویهای متوجۀ این امر باشند تا از یک طرف موجب تقابل افراد جامعه با یکدیگر نشوند و از طرف دیگر جامعه، بسترِ فرهنگ غربی نگردد. که سعی اهل نظر در این رابطه، سعی خوبی است و با همان متانت و حکمت رهبری، مسلّماً این نقشه مانند دیگر نقشههای دشمن خنثی خواهد شد وقتی ما بتوانیم ارزش انسانها را با آنها در میان بگذاریم و متوجه شویم زیرِپا قراردادنِ دستورات شریعت الهی آنان را از ابعاد فاخر و متعالیشان ساقط میکند. هنوز زمینۀ چنین گفتگوهایی فراهم نشده است بخصوص در مدارس و دانشگاهها. و البته در مقابل آنانی که مأمور ایجاد فساد در جامعه میباشند موضوع فرق میکند. موفق باشید
https://lobolmizan.ir/special-post/1050
https://lobolmizan.ir/sound/666#sound-row-4397
با سلام: در روایت داریم که هرگاه از چیزی ترسیدی، خود را در آن بیفکن. از طرفی در روانشناسی نیز هرگاه فردی از چیزی میترسد، با رعایت ظرفیت فرد و نوع ترسش، در قالب یک فرآیند، فرد با آنچه میترسیده روبرو میشود. مکاتب مختلف روانشناسی روش ها و دیدگاه های مختلفی برای این رویارویی دارند و مثالی که عرض کردم تنها یکی از این موارد است و موارد دیگری هم وجود دارد که روایات به انجام کاری برای خود توصیه کرده اند که مشابه آن در فرآیندهای روان درمانی نیز وجود دارد. سوالم این است که چه تغییری در بشر جدید رخ داده که او دیگر نمیتواند خودش چنین درمانگری را نسبت به خودش داشته باشد و نیاز دارد که آنچه قبلا خودش میتوانسته در مورد خودش انجام دهد، در قالب یک فرآیند و یک رابطه تخصصی انجام شود؟ و این بشر جدید، چه حالی دارد که باید بخشی از آنچه خودش قبلا بوده را در قالب علوم انسانی و مثلا امری تخصصی مانند روان درمانی جستجو کند؟ نسبت روان درمانگر و بیمار، جای چه نسبتی از فرد نسبت به خودش یا دیگری را گرفته؟ قبلا بشر در چه وضعیتی بوده است که چنین توصیه هایی از دیگری میتوانسته او را کمک کند ولی اکنون این توصیه باید در یک فرآیند و در رابطه روان درمانگر و بیمار جاری شود تا تاثیر بگذارد؟ تعجب بیشتر اینجا پیش می آید که وقتی این موضوعات در قالب فرآیند روان درمانی قرار میگیرند، بسیار پیچیده می شوند که حتی رعایت نکردن دستور العمل های روان درمانی، موجب آسیب به بیمار میشود و برای مثال، اضطراب او بیشتر میشود در حالی که وقتی فرد خودش بخواهد چنین کاری انجام دهد، ظاهرا فاقد این پیچیدگی هاست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً میدانید که موضوع، بسیار پیچیده و دقیق است و نظر صاحبنظرانی مانند هایدگر و گادامر که نسبت به انسان، بخصوص انسان جدید اندیشیدهاند، موضوع نیهیلیسم و نیستانگاری است و راه عبور از آن در راستای حضور انسان است در سوبژگی خود و در عین حضور در جهان نسبت به انسان. عرایضی تحت عنوان «نیستانگاری» شده است امید است در این رابطه برای اندیشیدن هرچه بیشتر کمککار باشد. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C&tab=sounds موفق باشید
به نام خدا. تاریخ، مشمول و محکوم تکرار کفر و الحاد نیست؛ ما مرحله مدرن را پشت سر گذاشتهایم. مسئولیت تحقق هستی خود، قابل واگذاری نیست و تنها در ولایت مطلق تماماً معنا مییابد - این یکتا مسیر آزادی و کمال انسان است. آزادی بزرگ در پذیرش ولایت محقق است، که در الگوی پوچ تحمیلی غرب که آزادی را به ابزاری برای سلطه تبدیل کرده، ممکن نبود زیرا به جای اجازه بلند قامتی انسان او را میشکست تا آدم نداند کیست. هرگونه انکار این اصل، به معنای خروج از دایره آزادی انسانی است، خصوصاً در این برهه متکامل تاریخی که همه چیز در بهترین شرایط و آخرین تاریخ از سیر هستی میباشد. خداوند، یگانه با کسانی است که در مسیر حقیقت به ولایت متمسکند، و مخالفت با این کمال، مستوجب خشم سخت الهی است - این دوگانگی (مهر و قهر) از اصول تغییرناپذیر اراده خداوند از ولایت در نظام هستی محسوب میشود که در این زمان نهایتش را مظهور مییابیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. مگر میتوان با نگاه خود و بر مبنای افکار جزئی و شخصیِ خود زندگی را ادامه داد؟ در حالیکه بازندگی ذیل ولایت الهی که تعیّنِ آن، زندگی ذیل ولایت فقیه است؛ انسان معنی متعالی خود را مییابد از آن جهت که درک میکند وسعت او وسعت ولیّ الهی او است که خود را ذیل او احساس میکند. موفق باشید
سلام: یک جسم کروی مثلا زرد رنگ را در نظر بگیرید نا خدا گاه این جسم چه در ذهن باشد چه در بیرون در زمینه ای قرار دارد که در ذهن ممکن است آن زمینه مثلا سیاه باشد ولی به هر حال چیزی وجود دارد در آن محل حال سوال من این است اگر کره را چیزی که وجود دارد بدانیم و زمینه مورد نظر را فضای خلا مطلق و نبودن وجود بدانیم آیا وجود محدود نمیشود؟ یعنی اینکه آن جسم کروی تا مرزی که دارد وجود است و بعد آن نبودن وجود. وجود اینگونه محدود میشود .
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت بودن در همه این میدان ها حکایت بودن است حال چه آن کره را بودن بدانیم و چه فضای بیرونی آن را. موفق باشید
سلام استاد: در زیارت اباعبدالله و حضرت عباس بعضی میگویند اول خدمت حضرت عباس برسید برای کسب اجازه بعد خدمت ارباب نظر شما چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این ذوق نوعی ادب به حساب میآید ولی به این معنا نیست که حتماً باید اینطور عمل کرد ممکن است کسی جان خود و در طلب روحانیاش بخواهد با نظر به صفای مقدس حضرت اباعبدالله علیه السلام کار را شروع کند، طوبی له. موفق باشید
میگن روزی دست خداست و خدا مومنین را بیشتر دوست دارد پس چرا وضع کشورهای غیر مسلمان بهتر است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید نمیتوان در این رابطه یک قاعدهای را شکل داد. آیا آنچه در کشورهای استعماری به چشم میخورد، رزقی است که خداوند برای آنها رقم زده؟ و از آن طرف آیا استدراجی در میان نیست؟ که البته بحث آن مفصل است. خوب است در رابطه با رزق، سری به کتاب «جایگاه رزق در هستی» که روی سایت هست بزنید. موفق باشید
با سلام و احترام: اگر ظهور حقیقت بهتدریج است و امر وجودی، آن به آن شدت میگیرد؛ نمیتوانیم به این فکر کنیم که ظهور حضرت حجت (عج) که ظهور نور خداست نیز به تدریج انجام می پذیرد؟ اینگونه که آن نور هرچه شدت میگیرد ما نیز گشایش و فرج را بهتدریج و با تشکیک درک میکنیم تا امر نهایی حاصل، و حضور جسمانی مادی بر همگان ظاهر شود. از نشانههای این ایده که نور حضرت (عج) دائما در حال شدت گرفتن است اینست که در سراسر جهان افرادی پاکطینت در حال عدالتخواهی دربرابر ظلم آشکار صهیون هستند؛ از ایران و کشورهای اطراف گرفته تا اروپا و آمریکا، و این نور در حال [جهانپروری] است. نظر به این نور و نگاهِ انتظار در برابر این نور، امکان را برای تابش پرتوی این نور بر دلها و [اشراقِ حقایق] بر جانهای امیدوار فراهم کرده است. چنانچه هرچه بیشتر متوجه حضور این نور در هوای هستی آخرالزمانی باشیم، بطور ویژه تری از آن بهره خواهیم برد که این از الطاف الهی بر مردمیست که خواهان شدیدترین نوع ایمان هستند. و براستی که دشمنِ اینان، کسانی هستند که هرلحظه به قعر تاریکی میاندیشند و هرآن، طالبِ تاریکترین نوع حضور در جهاناند. انتظار فرج امریست که هرلحظه در حال تحقق است و فرج مقوله ایست که دائما در شدن بسر میبرد. این نکته باعث میشود که ظهور را امری دور از خود نبینیم زیرا همین الان ظهور درحال وقوع است. «انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا» با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور است. در این رابطه عرایضی در جواب سؤال شماره 41077 شد. حقیقتاً مسئله، مسئلۀ بسیار مهم و دقیقی است. خیلی خوب متوجۀ موضوع شدهاید که اصطلاحاً گفته میشود حضرت حجت «عجلاللهتعالیفرجه الشریف» را ابژه قرار ندادهاید که نوعی دوگانگی با جانتان داشته باشد. و در همین رابطه باید به نایب آن حضرت یعنی رهبر معظم انقلاب نظر کرد که نوری از انوار آن حضرت در شخصیت ایشان به میان آمده است. شب گذشته عرض شد: « بیچاره آنانی که متوجه نیستند نایبالإمام یعنی کسی که به نور قرآنِ حیّ و حاضر یعنی حضرت صاحب الأمر «عجلاللهتعالیفرجهالشریف» میاندیشند و سخن میگویند. مگر حضرت با طولانیشدنِ عمر مبارکشان، پیر میشوند که عدهای گمان میکنند رهبر انقلاب پیر شدهاند؟!».
البته جای بحث بیشتری دارد. مهم آن است که توانستهاید نگاه دقیق و خوبی به آخرین دوران و خصوصیت آن دوران نسبت به انسان کامل و انسانها نسبت به آن حضرت داشته باشید. موفق باشید
با سلام و عرض ادب خدمت شما استاد محترم: زمانی که تلاش میکنم زن را در تمام تاریخ ببینم به کربلا میرسم. در ذهنم همۀ زنان برجسته، در خیمه ای به وسعت تاریخ، گِرد وجود حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کربلا جمع هستند. حتی خانم مرضیه حدیدچی هم در این خیمه همراه زنان بنی هاشم حضور دارد. این زنان مومنه برای ظهور تلاش میکنند. حیاتی در این خیمه هست که در دنیای مادی ما نیست. ما اغلب در «نمیشودها» و «نمیتوانمها» متوقف میشویم. ولی گویی در این خیمه هوا و رایحه ای دیگر جاری است. چطور میشود از قید «زمان» رها شد و ورای تصویر ذهنی به دیدن و شنیدن رسید و فراتر از آن مخاطب اوامر قرار گرفت و پر توان چشم گفت؟ آیا صحیح است به جای در نظرگرفتن علما و اساتید ارجمند، در نماز با اهل این خیمه همراه شد؟ لطفا در صورت صلاحدید راهنمایی بفرمایید. بی نهایت سپاسگزارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. مهم آن است که متوجۀ آینههایی باشیم که اشاره دارند به آنچه آن آینهها مینمایانند، حال چه آن آینه از جنس مردان باشد و چه از جنس بانوان، چه حاج قاسم سلیمانی باشد و چه خانم مرضیۀ دبّاغ و چه همسر شهید رشید. این است که جناب عمّان سامانی «رحمتاللهعلیه» در وصف زینب کبری «سلاماللهعلیها» به عنوان شخصی ماورای جنس زنان و مردان، میفرماید:
زن مگو مرد آفرین روزگار
زن مگو بنت الجلال اخت الوقار
زن مگو خاک درش نقش جبین
زن مگو، دست خدا در آستین
موفق باشید
سلام: راستش من همیشه فکر میکردم کسی باید باشه راه رو چاه زندگی رو نشونم بده اصلا خودم رو بشناسم و بدونم کجا و چگونه باید برم بیاموزم استعداد هام رو پیدا کنم و اگر صبوری کردم چون حس میکردم اگه به کار دیگه ای مشغول شم از وظایفم میمونم و دوگانگی پیش میومده ولی خیلی تشنه شناختنم، شناختن خودم همه چیز و هر مسئله ای. جگرم کبابه از واماندن، نمیدونم الانم اگه نباید به چیز دیگه ای مشغول نمیشم و حاضرم رنج وسعت نیافتن رو کشف نکردن رو بکشم اگر که دوگانگی به بار بیاد. فقط احساس لاغری نفس میکنم و از طرفی بدن خاکیم افتضاح چاق و ول شده است. همیشه فکر میکردم یه زمانی بالاخره میتونم خودم رو جمع و جور کنم و بشناسم و وسعت بدم. اگر حرفام باعث ناراحتی شما میشه معذرت میخوام من هرگز دوست نداشتم شما ذره ای جور من رو بکشید یا بخاطر من کم ترین بزحمت بیفتید خدایی نکرده. من از هرکسی که جوری از من کشیده معذرت میخوام و حاضرم خودم رو فداش کنم چون عمیقاً خجالت زده ام از جوانمردیش.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال نباید از همتکردن در زندگی غفلت کرد و از پایگذاردن در باریکه راهی که مقابل ما گشوده شده است، منصرف شد. زیرا که «مرغ را پَر میبرد تا آشیان / پرِ مردم همّت است آن را بدان». موفق باشید
عرض سلام خدمت استاد محترم: با توجه به احکام و امکانات متفاوت عوالم مجرد با عالم دنیا، منظور از اینکه در روایت گفته شده زبان اهل بهشت عربی است، چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید در جواب سؤال فردی که تنها زبان عربی را فهم میکرده، چنین سخنی گفته شده. در حالیکه اساساً در بهشت، خارج از اعتباریات زبانی، جانها نسبت به همدیگر گفتگو میکنند. موفق باشید
سلام خدمت استاد عزیز: خداوند در آیه شریفه ۱۱۲ آل عمران فرمودند که «یهودیها هر جای دنیا که باشند، خفت و خواری باید بر سرشان سایهافکن باشد؛ مگر اینکه مسلمان شوند یا پناهنده. .. و داغ بیچارگی بر پیشانیشان زده شده است.» اما اکنون ثروتمندترین افراد جهان یهودی اند. این آیه با واقعیت امروز چگونه جمع می شود؟ تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در مورد اکثر یهودیان به اعتبار آنکه در مقابل وَحی الهی ایستادند که حکایت از آن دارد که عملاً کتاب مقدس خود را نیز زیر پا گذاشتند؛ میفرماید: «ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ ما ثُقِفُوا إِلاَّ بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَ حَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ» هر جا يافت شوند، مهر ذلت بر آنان خورده است؛ مگر با ارتباط به خدا، (و تجديد نظر در روش ناپسند خود،) و(يا) با ارتباط با مردم (و وابستگى به اين و آن)؛ و به خشم خدا، گرفتار شده اند؛ و مهر بيچارگى بر آنها زده شده؛ چرا كه آنها به آيات خدا، كفر مى ورزيدند و پيامبران را بناحق مى کشتند. اينها بخاطر آن است كه گناه كردند؛ و(به حقوق ديگران،) تجاوز مى نمودند. و به همین جهت ملاحظه میکنید که حتی برای عبور از آن سرگردانی مجبور میشوند به زمینها و کشور مردم فلسطین تجاوز کنند و سرگردانی غیر از ثروتمندی و چپاول ثروت بقیۀ انسانها میباشد که این خود نوعی سقوط در انسانیت انسانیشان میباشد و ادامۀ نیستانگاری و نیهیلیسم، از آن جهت که «زندگی» غیر از «رفاه» می باشد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد در جلسات توحید و ایمان فرمودند (از قول معصوم) هرگاه خواستید نماز بخوانید ما را بخاطر آورید و یک نفر هم موقع نماز آیت الله شاه آبادی را یاد میکرد و به مقامات عالیه رسید. منظور استاد از این جمله چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح صوتی کتاب «چگونگی فعلیتیافتن باورهای دینی» عرایضی در این مورد شده است به اعتبار روایتی که از حضرت صادق «علیهالسلام» داریم که میفرمایند: «وَ انْوِ عِنْدَ افْتِتَاحِ الصَّلَاهِ ذِکْرَ اللَّهِ وَ ذِکْرَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ اجْعَلْ وَاحِداً مِنَ الْأَئِمَّهِ نُصْبَ عَیْنَیْک.» یعنی در هنگام شروع نماز یاد خدا و یاد رسول خدا باش و یکی از ائمه علیهم السلام را مد نظر قرار بده. و این به همان معنای مدّ نظرقراردادن شخصیت توحیدی آن عزیزان است که افق نهاییِ انسانیتِ هر انسانی میباشد و در این راستا فرمودند اساتیدی که متذکر چنین حضور و افقی هستند را میتوانید مدّ نظر قرار دهید. موفق باشید
استاد عزیز سلام علیکم: استاد نظر شما را در مورد این جملات خواستم بدانم. خداوند در ذات خود عین علم است. بطور مثال درخت یا جسم من را وقتی با دقت می نگریم.علمی است که به این شکل آمده. مثلا به سر انگشت دست که نگاه می کنیم دراصل علمی است که به این شکل ظهور کرده. استاد عزیز چه راهی هست که بتوان از این اوهام شکل ها وتعین ها درآمد و به باور قلبی حضور خدا رسید؟ یعنی قلبم باور کنه؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» به عنوان مقدمه لازم است برای انس بیشتر با قرآن، بخصوص با نظر به سورۀ مبارکه آل عمران که عرایضی در رابطه با جایگاه تأویل آیات مطرح شده است. موفق باشید
سلام و احترام: آیا در نهایت، انسان با گناهانی که قبلا انجام داده و توبه کرده و محال است به سمت اون نزدیک هم بشه، روبرو خواهد شد؟ خدا چنین گناهانی رو به روی بندگانش میاره؟ اگر روبرو شد بهترین کار چیه؟ بیشتر از جنس حق الله
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرگز چنین نیست از آن جهت که از رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» داریم: «من تاب لذنب کمن لا ذنب له» هر آنکس که از گناهی توبه کند در آن حدّ است که گویا آن گناه را انجام نداده است. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامی: انشاءالله بزودی با جمع مجموعه فرهنگی تربیتی از نوجوانان متوسطه بزودی عازم زیارت علی ابن موسی الرضا هستیم. خواهشندیم براساس زمانه و تاریخی که در حال زندگی در آن هستیم، توصیه های محتوایی و معرفتی به جمع ما بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه خوب است سری به جزوۀ «زیارت امام رضا علیه السلام در مشهد» بزنیدhttps://lobolmizan.ir/leaflet/624?mark=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%20%D8%B1%D8%B6%D8%A7 . موفق باشید
با سلام و احترام استاد عزیز: آیا ولایت پذیری همین نیست که در واقع ما پذیرش امام زمان و زنده را بعنوان الگو یا همان امری که برای آن به زمین آمده ایم در نظر داشته باشیم و از طرفی توجه به اینکه در حال حاضر فقدان آن هستیم ولی با نگاه به آن الگوی زنده و از طرفی تصدیق اکنون فعلی خودمان از اینکه ضعیف هستیم و فعلا آن خصوصیات امام را نداریم بسوی آن شدن حرکت خواهیم کرد؟ یعنی همین که با دیدن ارزشهای انسانی و صفات الهی در انسان کامل ما فقدان آنها را در خود احساس میکنیم و به انسان کامل قبطه میخوریم و همین امر باعث حرکت به آن سو میشود و شدن اتفاق می افتد. پس آیا میشود گفت حس بودن اینگونه انسانی با این صفات الهی همان ولایت پذیریست؟ و این همان پذیرش درونی با شوق به چنین انسانی شدن همان پذیرش کامل ولی است؟ اینکه انسان با دیدن چنین الگویی ناگهان و خودبخود متذکر خودش میشود که چقدر فقیر است و ضعیف. و آیا همین جا نیست که انسان تصمیم میگیرد فقط با یک تصدیق یا انکار، سرنوشتش را رقم بزند؟ ولی پذیری یا انکار ولی (تصدیق ضعف خود یا انکار ضعف خود) آیا این همان نقطه عطف است؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ خوبی است از آن جهت که انسان متوجه میشود در میدان انسانیتاش نهایتی در میان است و میتوان در هماکنونِ خود در نسبت با انسان کامل، خود را در دایرۀ انسانیت حاضر کرد و البته در این رابطه متوجۀ نمادهایی تحت عنوان نایب الإمام از آن حضرت در هر زمانی بود. موفق باشید
عرض سلام خدمت استاد محترم: درست است که بگوییم در تاریخی که عقل تکنیک تقدیر بشر امروز شده، دستیابی به انرژی اتمی لازم است که البته می توان با این انرژی هم دوبرخورد متفاوت گشتل یا غیر آن را داشت، اما در تاریخی که تکنیک تقدیر بشر نبود نیازی به این انرژی نداشتیم و تعامل ابتدایی و بسیط با طبیعت چاره ساز بشر بوده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. تعامل با طبیعت و حضور در آغوش طبیعتی که برای آن نوع زندگی فراهم شده است که غیر از این نوع زندگیها است که ما مجبور شویم انرژیهای نهفته در طبیعت را از حلق آن بیرون بکشیم. این شبیهِ بیرونکشیدن آبهای عمیق زمین است که برای حفظ زمین بوده تا از نشستهای آن جلوگیری شود. موفق باشید
سلام علیکم استاد: من متوجه زمانه و درگیری تمدنی بین انقلاب مرحوم امام و غرب هستم. روحم انگار در شور و حرارت وجودی این درگیری قرار گرفته اما نمیتونم رسالتم رو پیدا کنم که من چه نقشی باید داشته باشم؟ وقتی ظرفیت حاج قاسم را میبینم که رسالت ایشان قطع بازوی اسلام آمریکایی در منطقه بود و ظرفیت کم خودم را میبینم حسرت میخورم به کم کاری ها. استاد چه کنم خدمت گذار امام عصر باشم در این نظم جدید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید روحیۀ بشر جدید و جهان جدید را همانطور که حضرت روح الله «رضواناللهتعالی علیه» درک کردند؛ بشناسیم. پیشنهاد می شود سری به کتاب «ما و بشر جدید و آیندۀ قدسی پیش رو» که حاج آقا حسینی در حال شرح آن هستند؛ https://eitaa.com/c/31126495/511 بزنید بخصوص به قسمت آخر کتاب تحت عنوان «انقلاب اسلامی و فهم امام خمينی از انسان و جهان مدرن». موفق باشید
با سلام بر استاد عزیز: حس و حالم در این روزها این است که شهید رئیسی را پیدا میکنیم؟ سلام مرد میدان حسی که بعد از یک سال و این روزهای بعد از اولین سالگردت دارم این است که انگار هنوز هم به دنبالت میگردیم، آرام نیستیم، انگار خودمان را گم کرده ایم و با شناخت تو پیدا میشویم زبان هر روزمان شده هارداسان، کجایی؟ و هر روز بیشتر پیدایت میکنم، از آن موقعی که فهمیدم زیارت عاشورایت غروب جمعه ترک نمیشود، پیدایت کردم. از آن لحظه ای که فهمیدم ۳ بامداد از کشور روسیه برگشتی و صبح به داد مردم کرج رفتی آن جا پیدایت کردم، آنجایی که عبای خاکیت را دیدم، آنجایی که نامه آن پیرزن به نام بی بی گل را گرفتی و گفتی نامه ات را بده به خود من وحتی حاضر نشدی نامه را دیگران بخوانند آنجایی که آقا به شما گفتند قدری استراحت کن و گفتی کار برای مردم مرا خسته نمیکند، آنجا که قرآن و عکس حاج قاسم را بر دست گرفتی، آنجا بود که پیدایت کردم و هر چه قدر میشناسمت، پیدایت میکنم و حالا که فکرش را میکنم خدا میخواست تو در جنگل های ورزقان گم شوی تا ما پیدایت کنیم و تقدیر باید اینچنین میشد تا تو شهید شوی و پیدایت کنیم ای شهید خودت را به ما نشان بده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: و چه اندازه خداوند آن عزیز را به آن زیبایی به ما نشان داد. خدا را بنگرید که چه زیبا فرزندان خود را به اوج میرساند و پس آنگه به قلب دیگر انسانها نشانشان میدهد تا همگان بدانند در این زمانه تا کجاها میتوانند بدون سر و صدا جلو و جلوتر بروند و تأکید رهبر معظم انقلاب در نشاندادن شخصیت رئیسی عزیز، خود، حکایتی دارد و به تعبیر ایشان: «همهی ما، آیندگان ما، جوانان ما، مسئولانی که بر این کشور حکمرانی خواهند کرد، برای این ملّت کار خواهند کرد، بشنوند، بدانند و ببینند که اینجور زندگی، در روحیهی مردم، در آیندهی کشور، در وضع کشور چقدر تأثیر دارد؛ اینها درس است.»
فرمودید هر روز او را بیشتر از دیروز پیدایش میکنید؛ آری! این قصۀ هر آنکسی است که بنا ندارد در این زمانه که زمانۀ سیطره و سلطۀ استکبار است، با بمبها و رسانههای استکبار، خود را ببازد و مرعوب آنها شود و از آیندۀ بزرگی که در افق این تاریخ در حال ظهور است، غفلت کند حتی اگر رئیس جمهور آن کشور در جنگلهای ورزقان بسوزد و حتی اگر فرزندان و مادران باریکۀ غزه یا از گرسنگی و یا با اسلحههای رژیم صهیونیسم، همه شهید شوند؛ باز این مائیم و آیندهای که نه تنها مردان که زنان ما میداندار حضور آن هستند. همه چیز حکایت از آن دارد که به آیندهای فوقالعاده متعالی باید نظر داشت به هر قیمت که باشد. موفق باشید
🔆 ابوذرانه با ولیّ؛ دور از تشریفات ✍یادداشتی از حجتالاسلام مجتبی مشهدی: دشمن در پندار مادیگرایانهی خویش چنین تصور میکرد که با هدف قرار دادنِ فرماندهان ارشد نظامی، مقدمات شکست جبهه حق را فراهم آورده است؛ اما این محاسبات (بهواسطه نادیده گرفتن سنتهای الهی) به خطا رفت. هرچند فقدانِ سردارانِ باایمان و باتجربه خسارت سنگینی است، اما هرگز به معنای شکست نیست؛ چراکه این نظام بر رکنِ رکینِ «ولایت فقیه» استوار است که معمار کبیر انقلاب، امام خمینی (ره)، آن را بنیان نهاد. دشمن پس از نبردی دوازدهروزه، بر آن شد تا این نقطه را در دو ساحتِ جنگ سخت و نرم مورد هجمه قرار دهد. از طرفی ترامپ رهبر معظم انقلاب را بارها تهدید به ترور کرده است و در بعد جنگ نرم نیز اقداماتی را رقم میزند. مقام معظم رهبری در سیزدهم دیماه، این نقشهی خصمانه را چنین تبیین فرمودند: «۱» تاریخ گواهی میدهد آنگاه که دشمن در میدان نظامی حریفِ صولتِ حیدری نشد، از معبر جنگ نرم وارد گشت. آن روز که مالک به چند قدمی خیمهی معاویه رسیده بود و تنها چند گام تا سعادتِ ابدیِ جهان باقی بود، دشمن با غبارآلود کردن فضا، در میان مؤمنان بذر شک و تردید پاشید و مانع پیروزی جبهه حق شد. اما به همین بسنده نکرد و با دستآویز غارتگری شد، چنان وانمود کرد که تظلمها همگی از جانب علی (ع) است. رهبر انقلاب فرمودند امروز نیز همان راهبرد عیناً در حال انجام است. و چند روز بعد در روز سیزدهم جنگ شاهد این جنایات بودیم. دشمن در هیاهوی رسانهای خود، مسبب شهید شدن و کشته شدن تعداد زیادی از هموطنانمان را جمهوری اسلامی دانست. هوشیاریِ مؤمنان ضرورتی است دوچندان؛ چراکه دشمنِ آسیبدیده در میدانِ نبرد، اکنون ایمان و انگیزهی مردم را هدف قرار داده است تا با ایجاد یأس و تردید، پیوند امت و امام را بگسلد. ایشان به مناسبت عید مبعث نیز با استناد به آیهی «وَ لا تَهِنوا وَ لا تَحزَنوا وَ اَنتُمُ الاَعلَون»، برتریِ جامعهی اسلامی را مشروط به «ایمان» دانستند: «۲» اما پرسش اینجاست که کدام ایمان مد نظر است؟ در روز مبعث فرمودند ایمانِ «ابوذرساز». ابوذر در تاریخ اسلام نمادِ صلابت و دفاعِ بیمرز از ولایت است. شاید وجهِ اینکه رهبری به بازخوانیِ شخصیتِ ابوذر توجه دادند، در این نکته نهفته باشد که امروز ولیِ جامعه هدفِ مستقیمِ حملات قرار گرفته و دفاع از این حریم، جانفشانیِ ابوذرگونه میطلبد. دشمن با وقاحتی بیسابقه، بارها زبان به تهدیدِ ایشان گشوده است؛ تهدیدی که (در صورت وجودِ غیرتِ جمعی) کافی بود تا موجی از خشمِ مقدس و کاروانهای فدایی، عرصهی زمین را بر این عناصرِ خبیث تنگ نمایند. در چنین شرایطی، آمادگی برای عملیاتهای استشهادی، پاسخی صریح به این جسارتهاست. بزرگترین خطری که جبههی داخلی را تهدید میکند، «رابطهی تشریفاتی با ولیّ» است. ایشان در ۱۲ بهمنماه بر این نکته تأکید ورزیدند: «۳» رابطهی ابوذر با علی (ع) رابطهی تشریفاتی نبود. او و خانوادهاش در این مسیرِ، تبعید و فقر را به جان خریدند اما دستش را از ولیِ خویش جدا نکرد. شکستِ یک جامعه زمانی رقم میخورد که مردم از پیشوا جدا شوند؛ چراکه «ولیِّ خدا بدون همیاریِ مردم، یارای پیشبردِ اهداف را نخواهد داشت: هُوَ الَّذی اَیَّدَکَ بِنَصرِهِ وَبِالمُؤمِنین». (۱۳ دی ۱۴۰۴) #جامعه_ابوذری 💠 تشکل طلبگی ربیون 🌐 @rebbiion
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین طور است که ما امروز در نسبت به حضور اسلام در مقابل جاهلیت دوران، ابوذرگونه میتوانیم در جایگاهی قرار گیریم که جایگاه حقیقی امروزمان میباشد، و آن پاسداری از اسلامی است که در آن زمان از یک طرف ولایت به حاشیه رفته و خلیفه جای «ولیّ الهی» را گرفته است و از طرف دیگر بیت المال در بستر عدالت قرار نگرفته و حال این اباذر است که بر سر خلیفه فریاد میزند که چگونه بیت المال که از آن مردم باید باشد، به طبقه خاصی سپرده میشود؟
بحمدالله مردم ما با آن خرد خسروانیِ خود به خوبی متوجه جایگاه رهبر معظم انقلاب برای ادامه این انقلاب قدسی هستند و باز همین مردم باید اباذرگونه ذیل ولایت «نایب الامام» نسبت به عدالتی که به حاشیه رفته است فریاد بزنند و همچون رهبر معظم انقلاب امیدوار باشند که در این روزگار ذیل تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده است عدالت، آری عدالت، این گمشده امروز ما، به این مرز و بوم بر میگردد. امری که دشمنان ما سخت نگران آن هستند و ما سخت امیدوار به آن میباشیم و در همین رابطه شرطهایی که با دولت آمریکا گذاشته ایم را مدنظر داشته باشید مبنی بر آنکه اولاً : ما به سلاح هستهای ورود نمیکنیم که معلوم است این به جهت حضور خود ما در این تاریخ میباشد و ثانیاً : باید آمریکا تحریمهای خود را لغو کند. که این نوعی انفعال برای آن ابر قدرت میباشد. حتی محل گفتگوها بر اساس نظر ایران تعیین شد و یک مقام کاخ سفید به الجزیره گفت برنامههای برگزاری جلسه با ایران در مسقط روز جمعه به مسیر صحیح خود بازگشت. بازگشت گفتوگوها با ایران به مسیر خود پس از فشار رهبران عرب و مسلمان برای عدم کنارهگیری صورت گرفت. موفق باشید. https://eitaa.com/Binesh_Rahbordi/10285
سلام بر امّ البنین، راستی چرا نمیگوییم امّ الحسین؟! مگر دیگر باید چه میکردی؟ مگر دیگر قرار بود برای فرزندان حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» چگونه باشی؟ تو همسر مهربان علی شدی و مادر فداکار فرزندان زهرا «سلاماللهعلیها»، همین کافی بود. تو چه احساسی به فرزندان زهرا داشتی که بعد از گذر هزار و اندکی سال ما آن را نفهمیدیم آخر چرا تمام فرزندانت را با حسین همراه کردی؟ چرا بعد از غوغای عاشورا در دیدار با بشیر سراغی از فرزندانت نگرفتی مگر فقط مادر حسین بودی که مدام سراغ حسین را میگرفتی و گفت بشیر از حسینم بگو از حسینم...... و چندین بار این را تکرار کردی چند نفر از ما میدانیم نام واقعی شما فاطمه است تو حتی از صدا زدن نام خود هم گذشتی وگفتی تو را امّ البنین صدا بزنیم مبادا با بردن اسم فاطمه فرزندان علی اندوهگین مادر شوند. کاش اینقدرها مهربان نبودی بین خودمان میماند چه احساسی داشتی وقتی فهمیدی تیر به دو چشمان عباست زدند وقتی فهمیدی دودست عباست را از بدن جدا کردن چرا ناله نکردی این صبر تو ما را آزار میدهد. کاش اندکی برای عباست اشک میریختی و از آن بدتر بر تو چه گذشت وقتی شنیدی تیر به مشک عباس زدند وقتی قرار بود با آن آب برای علی اصغر حسینت ببرد. فکر میکنم آن موقع اشک از چشمان تو سرازیر شد و آرام و قرار نداشتی نه برای چشمان عباس نه برای دستانش برای تیری که به مشک خورد چون قرار بود آب برای طفل شش ماهه حسینت ببرد مادر آرام باش... مادر کمتر بی قرار حسینت باش او علمداری چون فرزند تو دارد که از اهل خیمه و زینبت مراقبت میکند. چرا بعد از عاشورا همه گفتند امان از دل زینب، گفتند مادری دارم خون میگرید (حضرت زهرا «سلاماللهعلیها»)، ولی مادر! چرا نامی از تو نیاوردیم؟ تو بعد از گذر هزار و اندی سال با قلبهای زنان و مادران چه کردی که اینان شما را الگو قرار دادند و فرزندان و همسران خود را به جبهه ها اعزام کردند برای اینکه مبدا کسی به اسلام حسینی تو تعرض کند. ما آزادی و آزادگی و امنیت را مدیون شما و الگو قراردادن شما در زندگی هستيم. مادر! چرا هیچگاه از دلتنگی خود نگفتی؟! چرا هیچ وقتی ادعایی نداشتی؟! راستی میگویند حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» شبها بر بالین قبر شهدای گمنام حاضر میشود، یقیناً شما هم در کنار ایشان هستی. میگویند در غوغای محشر چشمان و نگاه عباس تو شفاعت میکند. مادر میشود در غوغای محشر برای ما هم مادری کنی؟ ای بهترین مادر ما را ببخش که عمری تو را نامادری خوانیدم. سلام ما را به خواهرت زهرا «سلاماللهعلیها» برسان. از این پس از آوردن اسم حضرت ام البنین در کنار اسم حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» غافل نشویم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: سلام بر امّ البنین «السَّلامُ عَلَیکِ یَا زَوجَةَ وَصِیِّ رَسَولِ الله» سلام بر عاشوراییترین زن، بدونِ حضور در کربلا. مادرِ شیرمردانی که فرمود: تمام پسرانم فدای یک تار موی حسین «علیهالسلام». سلام بر بانویی است که فریاد حسین جان گفتنش را در میدان مدینه و صحن کربلا هنوز میتوان شنید.
راستی را! این بصیرت در درک تاریخیِ کربلا را چگونه او به دست آورد؟ آیا عظمت او میهمانیِ خانۀ مادران شهید ما نبود که اینچنین اسطورهوار فرزندانشان را در انقلاب بزرگ اسلامی بدرقه کردند؟ بصیرت جناب امّ البنین بانویی که در بستر تاریخ اسلام پروریده شد تا آنجایی که با عباسِ «علیهالسلام» خود یگانگی را با حضرت سیدالشهداء «علیهالسلام» تجربه کرد.
بنده حقیقتاً با شما موافقم که میفرمایید: از این پس از آوردن اسم حضرت امّ البنین در کنار نام حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» نباید غافل شد از آن جهت که با نظر به جایگاه تاریخی حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» مییابیم که نگاه زنان اسلام چگونه به آن افقهای دور نظر دارند و در راه تحقق آن افقها از فداکردن فرزندان خود کوچکترین سستی به خود راه نمیدهند. آری! در دیدن این بانوی بزرگ در این شرایط تاریخی «چشمها را بايد شست جور ديگر بايد ديد». موفق باشید
