استاد بزرگوار، جناب آقای طاهرزاده سلام علیکم و رحمهالله: اینجانب طی سالهای گذشته، بخشی از عمر علمی و پژوهشی خود را در غرب، بهویژه در کشور سوئد، در حوزهی تحقیقات سرطان و علوم پزشکی سپری کردم. گرچه در نگاه نخست، فضای آکادمیک غرب با شعار آزادی علمی جلوهگری میکرد، اما آنچه در عمل با آن مواجه شدم، حقیقتی تلخ و پنهان از یک تمدن بود که در عمق خود، هیچگونه تساهلی نسبت به ایمان اصیل، هویت دینی مستقل، و وابستگی معنوی به مکتب اهلبیت علیهمالسلام ندارد. نهتنها از سوی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی غرب تحت فشار و تخریب قرار گرفتم، بلکه با شبکهای پیچیده از افرادی بعضاً متظاهر به دیانت نیز مواجه شدم که در عمل، کارگزار پروژهی نفوذ فرهنگی و تخریب هویت دینی بودند. مأموریت آنان، نه صرفاً حذف یک پژوهشگر مسلمان، بلکه تحقیر و تحریف بنیانهای معرفتی و اعتقادی شیعی بود. بهعنوان نمونه، یکبار بهطور غیرمستقیم توسط بازجویان آنها در مورد شنیدن دروس حضرتعالی مورد سؤال قرار گرفتم. در مقاطعی حتی برای بهرهمندی از معارف شما، ناچار به پنهانکاری و استفاده از فیلتر بودم. این تجربه بهخوبی نشان میدهد که ادعای آزادی و دموکراسی در غرب، جز نقابی نرمافزاری بر چهرهی استکبار نیست. پس از چند سال تقیه، صبوری و تلاش برای حفظ مسیر علمی و ایمانی، نهایتاً در برابر هجمهی بیامان و پروندهسازیهای آنان، ناگزیر به ترک آن کشور و بازگشت به وطن شدم. امروز، با وجود تلخی آن دوران، آن تجربه را سرمایهای گرانسنگ برای شناخت چهرهی نفاق، استکبار و ساختارهای پیچیدهی مهندسی آنان در هجمه به اسلام میدانم؛ تجربهای که اگر درست تبیین شود، میتواند بخشی از جهاد تبیین در عرصهی نبرد تمدنی باشد. اخیراً کوشیدهام این تجربه را در قالب یادداشتی با عنوان «از نوبل تا نفوذ» بیان کنم، اما آنچه بیش از همه بدان نیاز دارم، راهبری معنوی و فکری است تا این تجربهی شخصی را به تحلیلی تمدنی و نقشهای برای مقابله با پروژهی تحریف هویت اسلامی و نفوذ غرب در میان نخبگان بدل سازم. لذا از حضرتعالی، بهعنوان عالمی حکیم و پرچمدار جهاد تبیین، تقاضا دارم بنده را از دعای خیر بیبهره نفرمایید و اگر رهنمودهایی دارید، بسیار سپاسگزار خواهم شد که مرا مستفیض فرمایید. در صورت صلاحدید حضرتعالی، با کمال میل آمادگی دارم جزئیات بیشتری را به صورت محرمانه در اختیار قرار دهم، شاید بتوان از دل این ماجرا، راهی برای تبیین بهتر مکانیسمهای نفوذ غرب و راهکارهای مقابله با آن استخراج کرد. با نهایت خضوع و احترام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! محال است در این آخرین دوران که از یک طرف میدان ظهور اوج خوبیهاست و از طرف دیگر میدان ظهور اوج ظلمات است؛ بتوان در میانۀ راه بود و گمان کنیم آن کس که در اوج خوبیها حاضر نیست، بتواند در اوج بدیها نباشد. چنین مواردی که میفرمایید به صورتهای مختلف، همه صورتهای ظلمات آخرین دوران است و اتفاقاً با توجه به چنین موقعیتی به خوبی میتوانید برای نجات انسانها تلاش کنید. بنده نیز در خدمت هستم. موفق باشید
سلام استاد عزیز: با توجه به اسنادی که از اپستین و جنایاتی که مرتکب شدن و به تازگی فاش شده، شاید قبلاً به خوبی نمیشد در مورد فراماسونری و جنایاتشون صحبت کرد ولی الان با توجه به این اسناد و... به نظرم بهتر میشه روی این مسائل کار کرد. همچنین در تقابل این تفکر، حکمت ملاصدرا میدرخشه. از طرفی حس میکنم با توجه به هجمه رسانه ای علیه جمهوری اسلامی، دلایل و کارهای فرهنگی که جبهه حق در دفاع از خودش انجام میداده اثرش کمرنگ شده. ولی اگه در تقابل با فراماسونر به خصوص به واسطه جریان جزیره اپستین و همینطور تفکر صهیونیست که چه نقشه ای برای جهان داره مثلاً به عنوان یه نمونه کوچک تصویر نقشه ای که روی بازوی سربازانشون دارن، ما بتونیم با استفاده از تفکر ملاصدرا، کار فرهنگی انجام بدیم، اثرش به نظرم صدها برابره. ممنون میشم نظرتون رو بهم بگید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است بخصوص که ملاحظه میفرمایید که مقابل نظام اسلامی چه جریانی قرار گرفته از آن جهت که جریان اپستین، کارگزار موساد و سرویسهای اطلاعاتی رژیم صهیونی بودهاند و ترامپ با پروندههای رسوایی که در نزد آنها دارد، عملاً در اشغال آنها میباشد.
به این فکر کنید در زمان و زمانهایی که بشر بیش از همیشه باید با تفکر حقیقی که شناخت باطلِ زمانه است؛ خود را بیابد، انسان میتواند باطل را در هر جریانی که با مسیر آخرین پیامبر مقابله میکند، بشناسد. و در این راستا راه خدا، به عنوان راهی که راه باطل نیست، خود را مینمایاند. این یعنی حضور در میدان «تولّی» و «تبرّی» که حضور در اُنسِ نهایی با حضرت حق است در مقابله با میدانی که در نهایت خشونت با انسانیت است و این است راز حقّانیت اسلام و ذیل اسلام، راز حقّانیت انقلاب اسلامی که با خشنترین جبهۀ استکبار روبهرو شده، به معنای پایان تاریخ غربِ استکباری که تاریخ فرار از حق و حقیقت است در نهاییترین شکل. اینجا است که مییابیم چرا با خشنترین صورت استکبار روبهرو میشویم. استکباری که در جزیزۀ جفری اپستین نهتنها به دختران جوان تجاوز میکردند، حتی آنها را به قتل میرساندند و خون آنان را به آن بت تقدیم مینمودند و انعکاس آن خشونت را شما در ۱۸ و ۱۹ دیماه امسال مشاهده کردید. از عظمت انقلاب اسلامی همین بس که با تقابل با چنین جریانی روبهرو میشود و سرافراز بیرون میآید. موفق باشید
جفری اپستین. معلمی بدون هیچ مدرک دانشگاهی، وارد یکی از معتبرترین مدارس نیویورک میشود. همین معلم، سالها بعد تبدیل به مرموزترین چهره والاستریت شد و در نهایت به متهمی بدل گردید که پروندهاش پای شاهزادگان، رؤسای جمهور و میلیاردرها را وسط میکشد.
در تمام این سالها، اپستین زندگیای فوقالعاده لوکس داشت، در بالاترین لایههای جامعه آمریکا و اروپا رفتوآمد میکرد و با افرادی دوست بود که نامشان به تنهایی میتواند انسان را متحیر کند؛ بیل کلینتون، دونالد ترامپ، بیل گیتس، کوین اسپیسی، شاهزاده اندرو و دهها نفر دیگر از نخبگان سیاسی، هنری، علمی و اقتصادی جهان. لری سامرز رئیس سابق دانشگاه هاروارد و وزیر خزانهداری آمریکا، مدلهای بریتانیایی و دهها نفر دیگر از نخبگان سیاسی، هنری و اقتصادی جهان، هرکدام جایگاهی در این حلقه داشتند. اما امپراتوری او خیلی زود به جزیرهای ختم شد که بیراه نیست اگر آن را «جزیره وحشت» بنامیم؛ جایی که ظاهراً اتفاقات عجیبی در جریان بود. این جزیره، واقع در آبهای آرام و آبی کارائیب، پر از ویلاهای لوکس و مهمانیهای مرموز بود. چهرههای مشهور، سیاستمداران و میلیاردرها در آن رفتوآمد میکردند، اما بعدها مشخص شد که این مکان تبدیل به جهنم دختران نوجوان شده بود.
یه شبکه پیچیده قاچاق دختران نوجوان از کشورهای مختلف مخصوصاً ایالتهای جنوبی آمریکا راه افتاده بود. این دخترها اکثراً نوجوان های ۱۴ و ۱۵ ساله بودند و با وعدهی شغل و زندگی بهتر وارد سیستم میشدند. اپستین، با همکاری زنانی که به او نزدیک بودند، از جمله گیلین مکسول، دختر یکی از غولهای رسانهای بریتانیا، دختران نوجوان را با وعده پول و فرصت شغلی جذب میکرد. در نگاه اول، همه چیز ساده و بیضرر به نظر میرسید: «میخوای بیای کار ماساژ انجام بدی و برای هر جلسه ۲۰۰ دلار بگیری؟» اما پشت این ظاهر ساده، واقعیتی تاریک و هولناک در جریان بود که کمکم برای قربانیان آشکار میشد. هر دختری که وارد این چرخه میشد، خیلی زود درمییافت که ماجرا چیزی فراتر از آن چیزی است که ابتدا تصور میکرد و اسیر سوءاستفاده و سکوت اجباری و تهدید میشد و در خیلی از موارد به او فشار میاوردند که خودش هم دختران دیگری را معرفی کند. حتی جابهجایی آنها به مکانهای دیگر آغاز میشد، چه در داخل آمریکا و چه در خارج از آن.
گزارش شده است که اپستین دختران زیر سن قانونی و زنان جوان را در اختیار دوستان قدرتمندش می گذاشت و همزمان سیستم نظارتی و مخفیانه گسترده ای را در سراسر املاکش در نیویورک، پالم بیچ و جزیره خصوصی اش نصب کرده بود تا فعالیت های جنسی آنها را به عنوان ابزاری برای باج گیری ثبت کند. رفتوآمد خصوصی افراد به جزیره، با هواپیمای شخصی اپستین موسوم به «Lolita Express» صورت میگرفت؛ جتی لوکس که نام آن بعدها به یکی از نمادهای رسواییهای اپستین تبدیل شد.
نفر بعدی، دونالد ترامپ است. اپستین و ترامپ در دهه ۹۰ دوستان نزدیک بودند و ترامپ در آن زمان گفته بود جفری آدم فوقالعادهای است و با زنهای زیبا معاشرت میکند، حتی زنهایی که کمی جوانتر از حد معمول هستند. با این حال، ترامپ بعدها از اپستین فاصله گرفت و مدعی شد که ارتباطش با او قطع شده است. هیچ مدرکی مبنی بر حضور ترامپ در جزیره اپستین ثبت نشده، اما نام او بارها در ارتباطات و شبکههای اپستین مطرح شده است.
ترامپ و اپستین سالها دوست نزدیک بودند و در رفتوآمدهای اجتماعی با هم دیده میشدند. فهرست پروازهای اپستین نشان میدهد که ترامپ چندین بار با هواپیمای خصوصی او سفر کرده است. این دو در دهه ۱۹۹۰ در رویدادهای سطح بالا کنار هم حضور داشتند و عکسهایی که شبکه CNN منتشر کرد، نشان میدهد اپستین در مراسم عروسی ترامپ با همسر قبلیاش حاضر بوده است. ترامپ خودش یک بار گفته بود: «من ۱۰ سال صمیمیترین دوست او بودم.»
با این حال، بسیاری از اسناد مرتبط با اپستین—از جمله فهرستهای کامل مهمانان جزیره، مکالمات تلفنی و فایلهای ضبطشده—هنوز توسط دادگاه محرمانه نگه داشته شدهاند. با این وجود، رسانهها موفق شدند لیستی موسوم به «Epstein Black Book» (دفترچه سیاه اپستین) را فاش کنند که شامل اسامی بیش از دو هزار نفر است؛ از چهرههای سیاسی و مدلها گرفته تا دانشگاهیان و حتی خبرنگاران.
و سرانجام در سال ۲۰۱۹، پرونده اپستین دوباره باز شد؛ اینبار نه از فلوریدا، بلکه از نیویورک و نه با یک اتهام سبک، بلکه با اتهام قاچاق جنسی انسان در سطح فدرال. FBI خانه او را به طور کامل بازرسی کرد و آنچه پیدا شد، شگفتانگیز و تکاندهنده بود: هزاران عکس از دختران نوجوان، فیلمهایی از دوربینهای مخفی نصبشده در خانههایی که مشخص نبود کجا بودند، پاسپورتهای خارجی با اسامی جعلی، مقادیر زیادی پول نقد به ارزهای مختلف و در نهایت دفترچهای که به «دفترچه سیاه اپستین» معروف شد و اسامی افراد سرشناس در آن ثبت شده بود.
اپستین بازداشت و به زندان افتاد و همزمان نام شخص دیگری نیز به عنوان همکار و همراهش در این پرونده مطرح شد: گیلین مکسول، که به نوعی دستیار و همکار اپستین در این فساد بود.
با اینکه اپستین هرگز ازدواج نکرد، اما رابطهای طولانی با گیلین مکسول، شهروند بریتانیایی، داشت. در تاریخ ۲ ژوئیه ۲۰۲۰، FBI این زن را دستگیر کرد و او را به شش فقره اتهام متهم نمود، از جمله اغفال دختران نوجوان به منظور مشارکت در فعالیتهای جنسی مجرمانه و ارائه شهادت دروغ. مقامات قضایی اعلام کردند که مکسول با فریب دادن این دختران و جلب اعتمادشان، آنها را به دام اپستین میانداخت.
در دسامبر ۲۰۲۱، دادگاه گیلین مکسول را مجرم شناخت و او به ۲۰ سال زندان و پرداخت ۷۵۰ هزار دلار جریمه محکوم شد.
تا پیش از آغاز دادگاه، بسیاری نگران بودند که اگر اپستین حرف بزند، نامهایی مطرح شود که میتواند دنیا را تکان دهد. اما هیچگاه به آن نقطه نرسیدیم. در ۱۰ آگوست ۲۰۱۹، تنها سه هفته پس از ماجرای درگیری، جسد اپستین در سلولش پیدا شد. گزارش رسمی خودکشی اعلام شد، اما نکات مشکوکی وجود داشت: دوربینهای سلول همان شب قطع بودند، نگهبانها مدعی شدند خواب ماندهاند و چکهای روتین شبانه را انجام ندادهاند، و آثار روی بدنش با حلقآویز شدن همخوانی نداشت؛ بیشتر شبیه خفگی بود تا خودکشی.
شبکهای از کودکآزاران در سطوح بالای جامعه آمریکا فعال بوده و از حمایت دولتی برخوردار بودهاند؛ این ادعاها عمدتاً از طریق پیامهای شخصی با نام مستعار «کیو» (Q) در فضای مجازی منتشر شدهاند. حتی برخی ادعا کردند اپستین عامل موساد و اسرائیل بوده و هدفش جمعآوری اطلاعات از افراد سرشناس برای مجبور کردن آنها به حمایت از سیاستهای اسرائیل بوده است. برخی معتقدند همین مسئله باعث حمایت ترامپ از نتانیاهو، با وجود اختلاف نظرهایی که داشتند، شده است. البته باید تأکید کرد که این موارد در حد شایعه و تئوری هستند و هیچ سند یا مدرک رسمی برای اثبات آنها وجود ندارد.
https://ravcast.ir/jeffrey-epstein/
https://www.mashreghnews.ir/news/1782342/%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%81%DA%A9%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF
پروژه کنترلی موساد
چندی پیش اریک بوزینگ، تحلیلگر مسائل آمریکا که پرونده اپستین را با جزئیات پیگیری میکند در یادداشتی در پایگاه مدیوم نوشت که اپستین در واقع مدیری بود که یک سیستم «تلهگذاری جنسی» را به نیابت از دستگاههای اطلاعاتی از جمله موساد در بالاترین سطوح اجتماعی اداره میکرد.https://eitaa.com/atashnews/232544
بسم الله الرحمن الرحیم: سلام و ادب خدمت استاد. یه سوال داشتم ازتون و قبلش یکم اوضاع رو توضیح بدم. من الان یه جوان حدود بیست و دو سه ساله هستم، و دانشجو. از یه طرف شهدای دوران خودمون رو میبینم مثل مصطفی صدر زاده و محسن حججی و حامد صفاریان و... که انگار اونها زندگی کردن و غیر از این راه نمیشه زندگی کرد و به تعبیری دوست دارم که منم چنین زندگی ای داشته باشم، یا مثلا همین شهید کتاب بیست سال و سه روز که توی بیست سالگی به شهادت رسید اما از طرفی به خودم که نگاه میکنم میبینم که خیلی داغون تر از این حرفام، توی نماز توجه ندارم، خیلی با قرآن انس ندارم و با تعابیری که رهبری میگه خیلی فاصله دارم حالم هم مدام تغییر میکنه و گاهی یه غم و غصه ای منو میگیره که میگم احتمالا افسردگی بدی دارم ولی گاهی پیش میاد که میگم باید حواسم باشه زندگی معمولی به معنی روزمره نشم ولی گاهی هم همین زندگی روزمره قلقلکم میکنه یکم از کتاب خواندن هم متاسفانه فاصله گرفتم یعنی نه اینکه دور بشم ولی انگار نمیتونم کتاب عقیدتی و معارفی بخونیم (مگر کتب زندگی نامه شهدا) و حتی درس خوندن هم برام سخت شده، یعنی با اینکه وقت برای امتحان دارم ولی درس خوندن برام خیلی سخت شده و خیلی هم به بحث تنبلی و اینا مربوط نمیشه. (با یه جمعی از دوستان هستیم که اونا راه حقیقی براشون خیلی جدی شده ولی من انگار عقب موندم) حالا من باید چه کنم؟ منی که میگم میشه مثل شهید صدرزاده زندگی کرد ولی در عمل اینجور نیستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید به خودتان سخت گیری کنید. همین که خداوند چنین علاقه ای به شهدا را در جان شما انداخته، بسیار مهم است و این، حکایت از آن دارد که در بزنگاهها همان شهید حججی هستید. میماند که در کنار آن روحیه، برنامه ای به خودتان بدهید و یکی از افرادی را که برایش ارزش قائل هستید مد نظر داشتهباشید و طبق نگاه و شخصیت او برنامهای همه جانبه برای خود بریزید. انشاءالله با وسعت کامل میتوانید در تاریخ خود حاضر و فعال باشید. موفق باشید
عرض سلام خدمت استاد محترم: با توجه به احکام و امکانات متفاوت عوالم مجرد با عالم دنیا، منظور از اینکه در روایت گفته شده زبان اهل بهشت عربی است، چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید در جواب سؤال فردی که تنها زبان عربی را فهم میکرده، چنین سخنی گفته شده. در حالیکه اساساً در بهشت، خارج از اعتباریات زبانی، جانها نسبت به همدیگر گفتگو میکنند. موفق باشید
سلام علیکم استاد: متن روزنامه وطن امروز درباره فصل تازه دینداری یه چارچوب خوبی از منظومه فکری شما رو به من داد با اینکه آثارتون رو مطالعه میکردم. حالا توی این موصوعاتی که اشاره شد. اینکه دینداری سنتی و روشنفکری دینی جوابگوی نسل جدید نیست و نیاز داریم به تفکر انقلاب اسلامی عهد ببندیم. بخوایم همین موضوع رو مبنایی توصیح بدیم چه آثاری بخونیم که پشتوانه های معرفتیش رو بفهمیم و بتونیم منتقل کنیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «بشر جدید و آیندۀ قدسی در پیش رو» میتواند نکاتی را در این رابطه با مخاطب در میان بگذارد و یا کتاب «انقلاب اسلامی و چگونگی تحقق آینده دینداری ما» با شرحی که جناب حاج آقا نجاتبخش در آن ورود میکنند https://eitaa.com/soha_sima/5336 . مباحثی که در محرم امسال تحت عنوان «کربلا و عبور از دوگانگیِ زندگی و مقاومت» پیش آمد، ان شاءالله میتواند کمک کند. https://lobolmizan.ir/sound/1670?mark=%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7%20%D9%88%20%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1 موفق باشید
سلام و عرض ادب: پیرو سوال ۴۰۸۲۰ باید عرض کنم که بنده تمام منابع و کتبی که معرفی فرمودید را پیشتر مطالعه کرده ام. نظر شما درمورد ۷ جلد شرحی که استاد حسن زاده آملی بر اسفاراربعه نوشته اند چیست؟ آیا این مجموعه میتواند پاسخگو باشد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن کتاب را ندیدهام. ولی مگر میشود سخنی و کتابی از حضرت آیت الله حسنزاده آن مردِ ذوالفنون در میان باشد و تماماً مؤثر و مفید نباشد؟! موفق باشید
باعرض سلام و ادب: بنده از زمانی که جوان تر بودم همیشه براهین اثبات خدا رو دنبال میکردم و از نظر عقلی قبول دارم اما احساس میکنم از نظر قلبی وارد اثبات نشده به دلیل اینکه در زمانیکه احساس میکنم با خدا ارتباط گرفته ام یا مثلا دارم با اهل بیت ارتباط میگیرم یا دعایی میخوانم ناگهان این به ذهنم می آید که نکند همه ی اینها دروغ باشد نکند وهم و خیال باشد و حال روحی من رو خراب میکند چه باید بکنم از شر شک خلاص شوم؟ همسرم زیاد اهل مطالعه برهان و اثبات و ... نیست اما با تمام وجود برای خدا و اهل بیت همه کار میکند اما من همیشه در نزد خودم در حال مبارزه و اثبات و شک هستم و تلاش میکنم از شبهات ذهنی خودم و شبهات جامعه رها شوم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال این پرسشگری پیش میآید بخصوص برای نسل جدید که نسل پرسشگری است و به همین جهت باید در میدانی حاضر شد که انسان، خدا را در نزد خود احساس کند و این غیر از آن است که به خدا باور داشته باشیم. در این راستا بود که در ابتدای مهرماه امسال بحث با عنوان «در موضوع توحید و ایمان» به میان آمد که میتوانید آن مباحث را دنبال کنید. https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AF%D8%B1%20%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9&tab=sounds. علاوه بر آن اگر سری به کتاب «بشر جدید و آیندۀ قدسی آن» که روی سایت هست، بزنید خوب است. موفق باشید
سلام و درود الهی بر شما استاد گرامی: با تشکر از اینکه سؤالات قبلیم رو جواب دادید. یک سؤال دیگه از حضرتعالی دارم اینکه ما در معنای حمد میگیم: حمد مخصوص خود خداوند است و کسی جز خودش نمیتواند حمد را بجا آورد، در حالی که در خطبه ۸۳ امام علی فرمودند: احمدهُ آیا چون صرفاً انسان کامل هستند، این اجازه رو دارند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت «علیهالسلام» هم در آن جمله حضرت حق را حمد میکنند به معنایی که حمد مخصوص اوست و تنها او شایستۀ حمد است. موفق باشید
سلام آقای طاهرزاده: من عاشق مرحوم امام و انقلاب اسلامی ام و پیامم از جهت نگرانی و دلسوزیه و اونم اینکه ما تا کی قراره با این صحبت که همین دختران کم حجاب هم دختران ما هستند و این موارد صحبت ها که تا حدودی درست است چشم ببندیم در مقابل اتفاقاتی که در شهرها به خصوص تهران در حال رخ دادنه. استاد من در تهران هستم و احساسم اینه بزرگانی چون شما از وضعیت به صورت میدانی با خبر نیستید. چند وقت پیش آقای جمشیدی یادداشتی منتشر کردند در همین موارد و انقلابیون به ایشان حمله کردند که نه اینطوری نیست و نباید نگران استحاله فرهنگی جمهوری اسلامی شد. وضعیت خیابان ها پوشش حتی آقایان، سگ گردانی، مشروبات، روابط آزاد واقعا جای نگرانی داره. من ذهنیتم این است اطلاع میدانی نسبت به این موضوع برای بزرگان وجود نداره. وقتی مسیر مراجع از بیت تا مسجد باشه آنچه در خیابان های تهران رخ میده قطعا بی اطلاع هستند. خواستم نظر خودتان را بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به هر حال جبهۀ استکبار بیکار ننشسته است و عملاً با به میدانآوردن بیحیایی در جامعه تلاش دارد به اهداف خود که مقابله با نظام و انقلابی است که همۀ موجودیت آن را به خطر انداخته است و به همین جهت متفکران جامعه هر کدام باید از زاویهای متوجۀ این امر باشند تا از یک طرف موجب تقابل افراد جامعه با یکدیگر نشوند و از طرف دیگر جامعه، بسترِ فرهنگ غربی نگردد. که سعی اهل نظر در این رابطه، سعی خوبی است و با همان متانت و حکمت رهبری، مسلّماً این نقشه مانند دیگر نقشههای دشمن خنثی خواهد شد وقتی ما بتوانیم ارزش انسانها را با آنها در میان بگذاریم و متوجه شویم زیرِپا قراردادنِ دستورات شریعت الهی آنان را از ابعاد فاخر و متعالیشان ساقط میکند. هنوز زمینۀ چنین گفتگوهایی فراهم نشده است بخصوص در مدارس و دانشگاهها. و البته در مقابل آنانی که مأمور ایجاد فساد در جامعه میباشند موضوع فرق میکند. موفق باشید
https://lobolmizan.ir/special-post/1050
https://lobolmizan.ir/sound/666#sound-row-4397
سلام خدمت شما استاد عزیز: سوالی که خدمتتون داشتم این بود که آیا امکانش هست که دانشگاه رفت و درس های حوزه را نه در محیط حوزه بلکه به صورت مطالعه دقیق و با روحیه تفقه خواند و از آن تاثیر و آن عمق و آن تعالی بهرهمند شد یا همزمان با دانشگاه کلاس و پایه های حوزه را رفت و از آن وسعت نیز خودش را بهرهمند کند و برای بحث ملبس شدن هم وارد حوزه شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی از عزیزان سعی کرده اند آن دو را جمع کنند. البته اگر افراد بتوانند با جدیت وارد حوزه شوند و در کنار آن، دروس دانشگاهی را بگذرانند، راحت تر و بهتر توانسته اند در سلوک یک روحانی خود را تعریف و معنا کنند. موفق باشید
سلام وقت بخیر: چه طور می توانم بفهمم ایمانم به خدا و قیامت و اهل بیت علیهم السلام واقعی است یا فقط ادعا است؟ تو مسیر خود سازی خیلی تلاش میکنم سعی میکنم دایم ارتباطم را با خدا و اهل بیت داشته باشم اما گاهی وقتی اشتباهی میکنم بعدش خیلی خیلی پشیمان میشم تو ارتباطم دچار شک میشم نه این که خدای نکرده شک در وجود خدا داشته باشم یا حضور اهل بیت را بخوام انکار کنم. در نحوه ارتباط خودم و مسیری که دارم میرم شک میکنم گاهی به قدر نامید میشم چند روز تمام مطالعاتم را کنار میگذارم احساس نا امیدی از خودم میکنم. این که حضورشان را احساس نمیکنم را گناه کار بودن و بی لیاقتی خودم میدانم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک برای تشخیص حق از باطل، سیره و عمل اولیای الهی میباشد و تدبّر در قرآن و معارف قرآنی از طریق تفاسیر همچون المیزان و یا رجوع به روایات اخلاقی همچون کتاب شریف «جامع السعادات» که عرایضی در شرح آن شده است که میتوانید به کانالhttps://eitaa.com/jameo_saadat «شرح کتاب جامع السعادات ملا محمدمهدی نراقی» رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام استاد عزیزم. وقت بخیر. استاد من خیلی امیدوار بودم که ظهور در عصر ما اتفاق میفته و نبرد نهایی متصل به ظهور همین نبرد ما با اسرائیل خواهد بود. طبق آیات اول سوره اسراء. و فکر میکردم که ما نبردمون با اسرائیل همون مرحله دومی هست که آیات دارند میگن. ولی الان وقتی آیات رو میخونم متوجه میشم که ما همون مرحله اول نبرد با بنی اسرائیل هستیم. چون صراحتا آیات میگن که در مرحله دوم تعداد یهودی ها بیشتر خواهد بود و کلمه «بنین» رو قرآن میاره که به معنی فرزندان هست. در حالیکه الان جمعیت یهود از شیعه کمتره. پس ما در مرحله دوم نیستیم و اولیم. همچنین اینکه برخی میگن مرحله اول فساد و سرکوب بنی اسرائیل در زمان بخت النصر اتفاق افتاده به این نکته توجه نمیکنند که اولا بخت النصر شامل «عباد لنا» نمیشه و بخت النصر کافر بوده. و دوما آیات دارند درباره یک مسجد صحبت میکنند که در هر دو مرحله سرکوب توسط مسلمانان از قوم یهود پاکسازی میشه. در حالی که قبل از ظهور پیامبر ما مسجد نداشتیم و قرآن جای دیگه برای عبادتگاههای ادیان دیگه واژه های صومعه و.. رو بکار میبره. پس هر دو نبرد بعد از ظهور اسلام اتفاق میفته و سرکوب یهود توسط بخت النصر قبل از ظهور اسلام بوده و نمیشه که سرکوب اول رو به بخت النصر نسبت داد. مشکلی دیگه ای که هست این هست که فاصله مرحله اول و دوم هم کم نیست. چون آیه میگه شما بنی اسرائیل دوبار در سطح زمین (بین الملل) فساد میکنید و اگر عصر مرحله اول اگر ظهور حضرت مهدی باشه و ایشان ظهور کنند یهودی ها فرصت و امکان و توانایی فساد کردن رو در سطح بین المللی ندارند. بخاطر حاکمیت جهانی حضرت مهدی. پس بین مرحله اول و دوم فاصله زیادی هست. ضمن اینکه براه انداختن فساد در سطح بین المللی و فسادی این چنین سازمان یافته و جهانی شده بعد از یک بار سرکوب و پاکسازی مشخصا شاید دهه ها طول بکشه. علاوه بر اینکه افزایش جمعیت یهود و بیشتر شدنش از شیعیان با توجه به جمعیت خیلی کم الان شون هم شاید دهه ها طول بکشه و یا شاید یکی دو نسل. بنابراین ما در عصر ظهور امام زمان نیستیم متاسفانه. آیا این استدلال ها درست هستند استاد؟ خیلی ممنونم از پاسخگویی و راهنمایی تون
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که حجتالاسلام آقای دکتر مصطفی صادقی در کتاب تحلیل تاریخی نشانههای ظهور میفرمایند آیات و روایات مربوط به آخرالزمان و ظهور حضرت امام عصر «عجلاللهتعالیفرجه» جنبۀ تأویلی دارد و تطبیق آن امور با آنچه با آن روبرو هستیم، کار آسانی نیست. موفق باشید
با سلام بر استاد عزیز: حس و حالم در این روزها این است که شهید رئیسی را پیدا میکنیم؟ سلام مرد میدان حسی که بعد از یک سال و این روزهای بعد از اولین سالگردت دارم این است که انگار هنوز هم به دنبالت میگردیم، آرام نیستیم، انگار خودمان را گم کرده ایم و با شناخت تو پیدا میشویم زبان هر روزمان شده هارداسان، کجایی؟ و هر روز بیشتر پیدایت میکنم، از آن موقعی که فهمیدم زیارت عاشورایت غروب جمعه ترک نمیشود، پیدایت کردم. از آن لحظه ای که فهمیدم ۳ بامداد از کشور روسیه برگشتی و صبح به داد مردم کرج رفتی آن جا پیدایت کردم، آنجایی که عبای خاکیت را دیدم، آنجایی که نامه آن پیرزن به نام بی بی گل را گرفتی و گفتی نامه ات را بده به خود من وحتی حاضر نشدی نامه را دیگران بخوانند آنجایی که آقا به شما گفتند قدری استراحت کن و گفتی کار برای مردم مرا خسته نمیکند، آنجا که قرآن و عکس حاج قاسم را بر دست گرفتی، آنجا بود که پیدایت کردم و هر چه قدر میشناسمت، پیدایت میکنم و حالا که فکرش را میکنم خدا میخواست تو در جنگل های ورزقان گم شوی تا ما پیدایت کنیم و تقدیر باید اینچنین میشد تا تو شهید شوی و پیدایت کنیم ای شهید خودت را به ما نشان بده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: و چه اندازه خداوند آن عزیز را به آن زیبایی به ما نشان داد. خدا را بنگرید که چه زیبا فرزندان خود را به اوج میرساند و پس آنگه به قلب دیگر انسانها نشانشان میدهد تا همگان بدانند در این زمانه تا کجاها میتوانند بدون سر و صدا جلو و جلوتر بروند و تأکید رهبر معظم انقلاب در نشاندادن شخصیت رئیسی عزیز، خود، حکایتی دارد و به تعبیر ایشان: «همهی ما، آیندگان ما، جوانان ما، مسئولانی که بر این کشور حکمرانی خواهند کرد، برای این ملّت کار خواهند کرد، بشنوند، بدانند و ببینند که اینجور زندگی، در روحیهی مردم، در آیندهی کشور، در وضع کشور چقدر تأثیر دارد؛ اینها درس است.»
فرمودید هر روز او را بیشتر از دیروز پیدایش میکنید؛ آری! این قصۀ هر آنکسی است که بنا ندارد در این زمانه که زمانۀ سیطره و سلطۀ استکبار است، با بمبها و رسانههای استکبار، خود را ببازد و مرعوب آنها شود و از آیندۀ بزرگی که در افق این تاریخ در حال ظهور است، غفلت کند حتی اگر رئیس جمهور آن کشور در جنگلهای ورزقان بسوزد و حتی اگر فرزندان و مادران باریکۀ غزه یا از گرسنگی و یا با اسلحههای رژیم صهیونیسم، همه شهید شوند؛ باز این مائیم و آیندهای که نه تنها مردان که زنان ما میداندار حضور آن هستند. همه چیز حکایت از آن دارد که به آیندهای فوقالعاده متعالی باید نظر داشت به هر قیمت که باشد. موفق باشید
با سلام و احترام: اگر ظهور حقیقت بهتدریج است و امر وجودی، آن به آن شدت میگیرد؛ نمیتوانیم به این فکر کنیم که ظهور حضرت حجت (عج) که ظهور نور خداست نیز به تدریج انجام می پذیرد؟ اینگونه که آن نور هرچه شدت میگیرد ما نیز گشایش و فرج را بهتدریج و با تشکیک درک میکنیم تا امر نهایی حاصل، و حضور جسمانی مادی بر همگان ظاهر شود. از نشانههای این ایده که نور حضرت (عج) دائما در حال شدت گرفتن است اینست که در سراسر جهان افرادی پاکطینت در حال عدالتخواهی دربرابر ظلم آشکار صهیون هستند؛ از ایران و کشورهای اطراف گرفته تا اروپا و آمریکا، و این نور در حال [جهانپروری] است. نظر به این نور و نگاهِ انتظار در برابر این نور، امکان را برای تابش پرتوی این نور بر دلها و [اشراقِ حقایق] بر جانهای امیدوار فراهم کرده است. چنانچه هرچه بیشتر متوجه حضور این نور در هوای هستی آخرالزمانی باشیم، بطور ویژه تری از آن بهره خواهیم برد که این از الطاف الهی بر مردمیست که خواهان شدیدترین نوع ایمان هستند. و براستی که دشمنِ اینان، کسانی هستند که هرلحظه به قعر تاریکی میاندیشند و هرآن، طالبِ تاریکترین نوع حضور در جهاناند. انتظار فرج امریست که هرلحظه در حال تحقق است و فرج مقوله ایست که دائما در شدن بسر میبرد. این نکته باعث میشود که ظهور را امری دور از خود نبینیم زیرا همین الان ظهور درحال وقوع است. «انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا» با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور است. در این رابطه عرایضی در جواب سؤال شماره 41077 شد. حقیقتاً مسئله، مسئلۀ بسیار مهم و دقیقی است. خیلی خوب متوجۀ موضوع شدهاید که اصطلاحاً گفته میشود حضرت حجت «عجلاللهتعالیفرجه الشریف» را ابژه قرار ندادهاید که نوعی دوگانگی با جانتان داشته باشد. و در همین رابطه باید به نایب آن حضرت یعنی رهبر معظم انقلاب نظر کرد که نوری از انوار آن حضرت در شخصیت ایشان به میان آمده است. شب گذشته عرض شد: « بیچاره آنانی که متوجه نیستند نایبالإمام یعنی کسی که به نور قرآنِ حیّ و حاضر یعنی حضرت صاحب الأمر «عجلاللهتعالیفرجهالشریف» میاندیشند و سخن میگویند. مگر حضرت با طولانیشدنِ عمر مبارکشان، پیر میشوند که عدهای گمان میکنند رهبر انقلاب پیر شدهاند؟!».
البته جای بحث بیشتری دارد. مهم آن است که توانستهاید نگاه دقیق و خوبی به آخرین دوران و خصوصیت آن دوران نسبت به انسان کامل و انسانها نسبت به آن حضرت داشته باشید. موفق باشید
سلام و وقت بخیر خدمت استاد گرامی: با دختری برای ازدواج آشنا شدم که همه معیار های ایمان، اخلاق خوب، قناعت و ولایتی بودن و ... را دارد ولی از نظر زیبایی، به هیچ عنوان زشت نیستند ولی من دوست داشتم زیبا تر از این می بود چه کار کنم؟ لطفاً راهنمایی کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن وقت به قول جناب حجت الاسلام قرائتی در آن صورت اگر با زیباتر از آن روبهرو شدیم، از آن زیبای قبلی منصرف میشویم. در حالیکه همینکه مورد پسند باشد کافی است و خداوند است که فرمود: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» و از نشانه های [قدرت و ربوبیت] او این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و در میان شما دوستی و مهربانی قرار داد؛ یقیناً در این [کار شگفت انگیز] نشانه هایی است برای مردمی که می اندیشند. موفق باشید
سلام علیکم استاد گرامی: در ادامه مطالعات عرفانی، به ویژه با بررسی تطبیقی میان مثنوی مولوی و آثار سهروردی، پرسشی برایم مطرح شده که نیازمند راهنمایی حکیمانۀ شماست. به نظر اینجانب سهروردی با تلفیق منطق مشایی و شهود عرفانی، دستگاه فکری منسجم و کمنظیری پدید آورده که از چند جهت حائز اهمیت است: تشیع او هماهنگی کامل با مبانی کلام امامیه دارد، نظریه نور و مراتب انوارش با مفهوم ولایت در اندیشۀ شیعی تطبیقی دقیق مییابد، و انسجام عقلی این نظام فلسفی، آن را از تأویلهای نابجا مصون میدارد. در مقابل، با تمام احترام برای مقام عرفانی مولوی، باید توجه داشت که مذهب اشعری و گرایش به تقدیرگرایی در آثار او، در مواردی با اصل عدل الهی در تشیع ناسازگار است. همچنین مواردی مانند ستایش معاویه و برخی خلفا در اشعارش، از منظر شیعی قابل پذیرش نیست. به گمانم حکمت اشراق با درآمیختن استدلال منطقی و کشف نورانی، پاسخی هماهنگتر با نیازهای معنوی انسان معاصر ارائه میدهد. نظر شما در این باره چیست؟ اگر امکان داشته باشد، سپاسگزار خواهم شد اگر بازخوانی و تأویل عرفانی داستانهای نمادین سهروردی را در برنامۀ کاری خود قرار دهید. این داستانهای موجز و نمادین، با وجود کوتاهی، گنجینۀ ارزشمندی از معارف ناب عرفانی هستند که متأسفانه میان نسل جوان کمتر شناخته شده است. با سپاس
باسمه تعالی: سلام علیکم: در شخصیت ارزشمند جناب سهروردی هیچ شکی نیست و در همین رابطه جناب هانری کربن که متوجۀ نیاز بشر جدید بودند، تلاش میکنند ما را متوجۀ شخصیت ذو ابعادِ جناب سهروردی بنمایند و بنده نیز نسبت به بعضی از داستانهای سمبلیک جناب سهروردی عرایضی داشتهام مانند کتاب «عقل سرخ»https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%B9%D9%82%D9%84%20%D8%B3%D8%B1%D8%AE&tab=sounds ولی در مورد جناب مولوی باید طوری آن اشعار را مدّ نظر داشت و از آن سخن گفت که منظور اصلی مولوی در آن قرار دارد تا متهم به اشعری گری و یا تقدیرگرایی نشود. به همین جهت امثال مرحوم قاضی طباطبایی بنا به گفتۀ آیت الله حسینی طهرانی در کتاب «روح مجرد» معتقد به تشیع جناب مولوی هستند. موفق باشید
سلام خدمت استاد عزیز: خداوند در آیه شریفه ۱۱۲ آل عمران فرمودند که «یهودیها هر جای دنیا که باشند، خفت و خواری باید بر سرشان سایهافکن باشد؛ مگر اینکه مسلمان شوند یا پناهنده. .. و داغ بیچارگی بر پیشانیشان زده شده است.» اما اکنون ثروتمندترین افراد جهان یهودی اند. این آیه با واقعیت امروز چگونه جمع می شود؟ تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در مورد اکثر یهودیان به اعتبار آنکه در مقابل وَحی الهی ایستادند که حکایت از آن دارد که عملاً کتاب مقدس خود را نیز زیر پا گذاشتند؛ میفرماید: «ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ ما ثُقِفُوا إِلاَّ بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَ حَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ» هر جا يافت شوند، مهر ذلت بر آنان خورده است؛ مگر با ارتباط به خدا، (و تجديد نظر در روش ناپسند خود،) و(يا) با ارتباط با مردم (و وابستگى به اين و آن)؛ و به خشم خدا، گرفتار شده اند؛ و مهر بيچارگى بر آنها زده شده؛ چرا كه آنها به آيات خدا، كفر مى ورزيدند و پيامبران را بناحق مى کشتند. اينها بخاطر آن است كه گناه كردند؛ و(به حقوق ديگران،) تجاوز مى نمودند. و به همین جهت ملاحظه میکنید که حتی برای عبور از آن سرگردانی مجبور میشوند به زمینها و کشور مردم فلسطین تجاوز کنند و سرگردانی غیر از ثروتمندی و چپاول ثروت بقیۀ انسانها میباشد که این خود نوعی سقوط در انسانیت انسانیشان میباشد و ادامۀ نیستانگاری و نیهیلیسم، از آن جهت که «زندگی» غیر از «رفاه» می باشد. موفق باشید
من متوجه تعارضات شما پیرامون افراد و سلک های مختلف نمیشوم، از طرفی میگویید خواب و مکاشفه حجت نیست، از طرفی میفرمایید مطالبی که مخالفت واضح با قرآن و حدیث دارند از امثال جناب ابن عربی را نباید حکم به ظاهر کرد و باید دید او از چه نگاهی به دنیا نگریسته و اینان که مثلا به جناب ابن عربی خرده میگیرند که چرا آیات عذاب را به غرق در لذات و نعمات بهستی بودن تاویل و تفسیر کرده، این افراد در ظاهر گیر کرده اند و نفهمیدند، از طرف دیگر وقتی ده ها بار ابن عربی میگوید مکاشفه برای سنجش صحت و سقم احادیث از بررسی سند و محتوا و معیارهای حدیثی بالاتر است، هیچ واکنشی نشان نمیدهید، یعنی در این مورد هم معتقدید ابن عربی منظورش این نیست و باید نگریست چه نکات لطیفی در این نظراتش داشته؟ و یا وقتی سید حیدر آملی مینویسد اگر ابن عربی به دروغ هم اگر کتابش را به رسول الله (ص) نسبت داده باشد کار خوبی کرده میفرمایید مجال پاسخ در پرسش و پاسخ سایت وجود ندارد. حضرت استاد این تناقضات پدر صاحب مغزم را درآورده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار است که در محدودۀ سؤال و جواب نمیگنجد. خوب است سری به کتاب «مبانی و اصول عرفان نظری» از استاد یزدانپناه بزنید. البته آنچه در مورد جناب سید حیدر آملی گفتید تهمتی است که به ایشان زده شده. اتفاقاً او بر عکس، معتقد است ملاک حق و باطل تنها پیامبر خدا و ائمۀ هدی «علیهمالسلام» هستند. موفق باشید
سلام و رحمت خدمت استاد طاهرزاده و همه همراهان بزرگوار: تشکر بابت وقتی که به مطالعه پرسش و پاسخ شایسته آن اختصاص میدهید. در رابطه با صحبت اخیر رهبری در روز ۱۳ آبان، و اشاره ایشون به حجاب زهرایی و زینبی سوالاتی داشتم که خدمتتون عرض میشه: ۱. این که ایشون مخاطب سخن خود را خانمها و دختران فرمودند و از مسئولیت حفظ حجاب در جامعه با ایشان صحبت کردند میتوان به اشارت رهبری گوش سپرد که: مسئولیت حفظ حجاب در جامعه به عنوان یک امر اسلامی و دینی، بیش از اینکه یک امر حکومتی باشد یک امر مردمی است که: «کلکم راع، و کلکم مسئول عن رعیته». آیا میتوان گفت که اصرار بر قانون حجاب بدون پذیرفتنمسئولیت جامعه دینی برای حفط آن، یک غفلت بزرگ است که فقط در ساحت حکمت و تفکر انقلابی میتوان به آن متدکر شد؟ ۲. و اگر حجاب امر زهرایی و زینبی است پس چگونه میتوان در پیگیری برای حفظ آن، از زبان خطبه هایشان غافل شد آن گاه که رهبری میفرمایند: خطبه طوفانی حضرت زهرا (س) پس از رحلت پیامبر اعظم (ص) که در عین مضامین مهم و اعتراضی و اعلام خطر درباره انحراف از مفاهیم برجسته اسلامی، با کلمات محکم و متین و بدون بیان حتی یک کلمه توهینآمیز بیان شده است، افزودند: مکتب اهلبیت از مسائلی مانند قول بغیر علم، غیبت، تهمت، بدگویی و بدزبانی مبرّا است. به نظر میرسد تامل بر این کلام بسیار مجمل رهبری، ساعت ها گفت وگو میطلبد تا در مساله حجاب، سلوک زهرایی و زینبی را شنوا شویم و راه تاریخ اکنون را برای اين مساله مهم بگشاییم تا مساله حجاب،عامل انسجام جامعه دینی گردد و نه اختلاف و دوری و یا تقصیر و مقصر یابی!! تشکر از وفتی که به مخاطبان هدیه میدید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در این دوران آخرالزمانی که زمانۀ حضور ابعاد نهایی انسانها ذیل نظر به انسان کامل است؛ باید به حضور نهایی زنان و بانوان فکر کرد و اینکه اگر دختران ما متوجه باشند آن حضور نهایی که به دنبال آن میباشند را با نظر به نمادهایی از انسانیت مییابند که در شخصیت حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» و حضرت زینب «سلاماللهعلیها» میتوانند بیابند، مسلّماً در درون خود به خوبی احساس میکنند چه اندازه به آن بزرگواران نزدیکاند و چه اندازه نیاز دارند برای رسیدن به نهایت خود، شخصیت آن بزرگواران را در خود جستجو کنند تا بیش از پیش به خودِ نهایی خود نزدیک شوند و از سرگردانی رهایی یابند. و اینجا است که در شخصیت زهرایی و زینبیِ خود حجاب را به معنای فاخر آن در مییابند. و این است آیندۀ فاخر دختران ما. موفق باشید
با سلام بر استاد عزیز: خواستم چنانچه برایتان ممکن است کمی در رابطه با سخنان دیشب رهبر معظم انقلاب و راز انتخاب این زمان برای آن سخنان، برایمان بگویید. بخصوص با نظر به فرازهای حساسی که در آن سخنان بود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیانات تاریخساز و راهگشای دیشب رهبر معظم انقلاب. توهمات دشمنان را از یک طرف، و توهّمات غفلتزدگان داخلی را از طرف دیگر، مشخص کرد. به خصوص در آن فرازهایی که فرمودند: «مذاکره با آمریکا بنبست محض است... هیچ کمکی به ما نمیکند، هیچ سودی ندارد، ضررهای جبران ناپذیر هم دارد... ما تسلیم نشدیم و تسلیم نخواهیم شد، در این قضیه و در هر قضیه دیگری تسلیم فشار نخواهیم شد... بنا نداریم که از سلاح هستهای استفاده کنیم اما غنیسازی را داریم... ملت ایران بر دهان کسانی میزند که میگویند نباید غنیسازی اورانیوم داشته باشیم... باید در همه زمینهها قوی شویم... دشمن میخواست فتنههای خیابانی درست کند، مردم به خیابانها آمدند اما علیه دشمن نه علیه نظام اسلامی... » زمان ایراد بیانات ایشان نیز حکیمانه و هوشمندانه انتخاب شده بود. رهنمودهای ایشان میتواند برای سخنرانی امروز رئیسجمهور کشورمان در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد، راهگشا و نقشه راه باشد، و میتوان گفت احتمالاً رهبر معظم انقلاب با نظر به این امر، زمان سخنرانی خود را تعیین کردهاند. باید سطر به سطر سخنان رهبر انقلاب تبیین شود. ملاحظه میکنید که چگونه ایشان هنوز بار تبیین افکار عمومی را به دوش می کشند. و این است معنای فناوری نرم ولایت فقیه که مقابل پروژههای جدید در حالِ تدارکِ دشمن، عقلها را شکوفا میکند؛ به خوبی روشن فرمودند این مذاکره نیست. این دیکته است. این تهدید است. آمریکا تهدید میکند که اگر مذاکره نکنید چنین وچنان میشود، اگر یکبار عقب نشینی کنیم تا انتها باید عقب نشینی کنیم. ملت ایران هیچگاه تسلیم نخواهد شد. رهبر انقلاب فرمودند: قبول مذاکره با تهدید را هیچ ملت باشرف و سیاستمدار خردمندی قبول نمیکند. با کسی مذاکره کنیم که مدام تهدید میکند؟ آنها اصلا قابل اطمینان نیستند، مذاکره با آمریکا بن بست محض است. چنین مذاکره ای جز افتخار برای ترامپ چیزی ندارد که بنشیند و بگوید من اینها را تسلیم کردم! بنابراین مذاکره نمیکنیم. آیا این نوع ورود به مسائل از طریق ولایت فقیه، به همان معنایی نیست که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت شما نرسد». موفق باشید
سلام وخدا قوت: میخواستم نظر استاد را راجع به این مطلب دکتر داوری بدونم. https://www.khabaronline.ir/news/2113921
باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخن نیز مانند همۀ سخنان حکیمانه و اندیشه برانگیز، نیاز به تفکر و بحث دارد. امری که امکان شرح آن در میدان سؤال و جواب فراهم نیست. امید است رفیقان با اندیشۀ خود، اندیشمندانه به سخنان اهل تفکر بیندیشند و همچنان سخن جناب هایدگر را مدّ نظر داشته باشند که میفرماید اندیشیدنیترین اندیشه آن است که ما متوجه باشیم نمیاندیشیم! موفق باشید
سلام استاد: از بس همیشه اومدم غر زدم، این بار اومدم بگم حالم خیلی خوبه. حالم خیلی خیلی خیلی خوبه. چون دیگه نمیترسم. چراییش رو هم به طور دقیق نمیدونم فقط باور کردم که همه عالم تحت مدیریت خداست و این برام کافیه. حضور حاضر خداوند برگشته و از تاریکی جنون آمیز نجات پیدا کردم، فعلا. تا ببینیم در ادامه سفر چی پیش میاد. فقط یه سوال کوچیک، من نماز رو در مسجد سنی ها یاد گرفتم و به همین علت از اول در ۵ نوبت میخوندم، اما کمی مشقت باره. آیا شما هم همین کارو میکنید؟ اگه ۳ نوبت بخونم چیزی از فضیلتش کم میکنه؟ البته من در کل روز به یاد خدا هستم. وقتی بیدار میشم، وقتی وسط شب از خواب میپرم، وقتی گریه میکنم و حتی وقتی دچار تردید در هستی میشم.... و جز این هیچ چیزی از دنیا نمیخوام. سجاده فقط ظاهرشه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. سیرۀ پیامبر «صلواتاللهعلیهوآله» نیز آن بوده که نماز را در ۵ نوبت میخواندند، ولی در بعضی شرایط، بدون آنکه محذوری در کار باشد آن را در ۳ نوبت جمع میکردند و بدین لحاظ اکثر شیعیان به صورت جمع میخوانند و به نظر میآید هر دو روش مورد رضایت خداوند است. ۲. آری! قصۀ انسان چنین است که اگر به نور توحید، آری! به نور توحید منوّر شود؛ به ایمانی مفتخر میگردد که همه چیز اوست. در آخر جلسۀ اول: «پیامبر خدا و ائمه «علیهمالسلام» و بازگشت به ایمانِ گمشده» از ایمانی که در نسبت با اولیای معصوم باید مدّ نظر آورد، سخن گفته شده. خوب است به آن نکته توجه شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/20136 . موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامی: انشاءالله بزودی با جمع مجموعه فرهنگی تربیتی از نوجوانان متوسطه بزودی عازم زیارت علی ابن موسی الرضا هستیم. خواهشندیم براساس زمانه و تاریخی که در حال زندگی در آن هستیم، توصیه های محتوایی و معرفتی به جمع ما بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه خوب است سری به جزوۀ «زیارت امام رضا علیه السلام در مشهد» بزنیدhttps://lobolmizan.ir/leaflet/624?mark=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%20%D8%B1%D8%B6%D8%A7 . موفق باشید
عرض سلام ادب خدمت استاد بزرگوار: من ۳۶ سال سن دارم ولی تا به حال نتونستم یک چله ی کامل بگیرم. حتی چله هایی که خیلی آسان است مثل صلوات حضرت زهرا (س). چه چیزهایی باعث میشود که از رسیدن به این فیض محروم شوم. باید چه کار کنم که لیاقت انجام پیدا کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفۀ اصلی ما انجام واجبات و ترک محرمات است و نباید در ترک مستحبات مانند چلهگرفتن نگران بود. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: طبق چیزی که توی کانال گذاشتید: #استاد_طاهرزاده: چه اندازه در غفلت اند آن هایی که حضرت آیت الله خامنه ای، یعنی نایب الام عصر را که به نور قرآنِ حیّ و حاضر یعنی نور حضرت صاحب الأمر «عجلاللهتعالیفرجهالشریف» میاندیشند و سخن میگویند. به جهت طولانی بودن عمر شریف شان پیر قلمداد می کنند! مگر حضرت صاحب الأمر با طولانیشدنِ عمر مبارکشان، پیر میشوند که عدهای گمان میکنند رهبر انقلاب پیر شدهاند؟! خواستم چیزی را به شما عرض کنم حضرت آیتالله خامنهای مد ظله العالی در یک دیداری فرمودند: عمري الى التسعين يركض مسرعا والنفس واقفة على العشرين. حضرت آقا مد ظله العالی مانند حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رو به سمت جوانی هستند و لحظه به لحظه جوونتر از قبل میشن. هم جوونتر لحظه به لحظه میشن و مهربونتر و عشقم نسبت به ایشون لحطه به لحظه بیشتر میشه
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ مهمی است و همینطور که فرمودند: «سن و سالم را باید براساس روحم حساب کرد نه به تعداد سالها. فردا سنّ نود سالگی را به مسخره خواهم گرفت. عمرم شتابان به سوی نود سالگی میدود. ولی روحم بر بیست سالگی ثابت است.» و واقعاً اگر عزیزان با دقت روی سخنان رهبر معظم انقلاب تمرکز کنند، متوجۀ عمق دقت ایشان نسبت به جهانی که در آن قرار دارند؛ میشوند. به عنوان نمونه میتوانید به عرایضی که در رابطه با سخنان ایشان در موضوع «جنگ نرم» شد، نظری بیندازید. https://eitaa.com/matalebevijeh/21554 . و یا در این رابطه خوب است به سخنان حاج آقا موسویان با نظر به سخنان رهبر معظم انقلاب را مدّ نظر آرید. https://eitaa.com/sabbar_ir/3938 موفق باشید
