بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40068

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد محترم: چند موضوع مبهم واسم وجود داره. تو مسیر حرکت به سمت خداوند طبق کتاب سلوک بانو امین اول مسیر حضور قلب و بعد مسیر شهود قلب. اگر مسیر حضور قلب طی شد وبه دلایلی مثل فرزند آوری عوامل غفلت زیاد شد ممکن است که مسیر به سوی شهود ادامه یابد. وقتی که مثل قبل دیگر حضور قلب و همواره در محضر بودن اتفاق نمی افتد. ولی به نظر مسیر به سوی شناخت اسما ادامه دارد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، ادامۀ «حضور» است و حاضربودن در آن حضور، بقیۀ آن را باید به خدا واگذار کرد تا چه چیزی را مصلحت می‌داند. موفق باشید 

40881

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: راستش من همیشه فکر می‌کردم کسی باید باشه راه رو چاه زندگی رو نشونم بده اصلا خودم رو بشناسم و بدونم کجا و چگونه باید برم بیاموزم استعداد هام رو پیدا کنم و اگر صبوری کردم چون حس می‌کردم اگه به کار دیگه ای مشغول شم از وظایفم میمونم و دوگانگی پیش میومده ولی خیلی تشنه شناختنم، شناختن خودم همه چیز و هر مسئله ای. جگرم کبابه از واماندن، نمیدونم الانم اگه نباید به چیز دیگه ای مشغول نمیشم و حاضرم رنج وسعت نیافتن رو کشف نکردن رو بکشم اگر که دوگانگی به بار بیاد.‌ فقط احساس لاغری نفس می‌کنم و از طرفی بدن خاکیم افتضاح چاق و ول شده است. همیشه فکر می‌کردم یه زمانی بالاخره میتونم خودم رو جمع و جور کنم و بشناسم و وسعت بدم. اگر حرفام باعث ناراحتی شما میشه معذرت میخوام من هرگز دوست نداشتم شما ذره ای جور من رو بکشید یا بخاطر من کم ترین بزحمت بیفتید خدایی نکرده. من از هرکسی که جوری از من کشیده معذرت میخوام و حاضرم خودم رو فداش کنم چون عمیقاً خجالت زده ام از جوانمردیش.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال نباید از همت‌کردن در زندگی غفلت کرد و از پای‌گذاردن در باریکه راهی که مقابل ما گشوده شده است، منصرف شد. زیرا که «مرغ را پَر می‌برد تا آشیان / پرِ مردم همّت است آن را بدان». موفق باشید

40819

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد گرانقدر: بنده ۲۷ سال سن دارم و ۲۷ سال غفلت کرده ام در رمضان سال ۱۴۰۴ و از ابتدای این سال خداوند به این بنده توفیق داد و چندین بت و زنجیر بزرگ که بر پای دلم بود با عنایت خاص خداوند برچیده شد. هر چند هنوز بت های بزرگی دارم اما آن که مانع اصلی حرکت بود برداشته شد و توفیقات زیادی هم از جانب خدا به من شد که با اسباب خود خدا از طریق قرآن و کتب اخلاقی هر جا گیر می‌کنم صفحه را باز می‌کنم خود صفحات و حوادث راه را نشانم می‌دهند. رشته ی این بنده حقیر در دانشگاه حقوق بوده و آزمون هایی از جمله قضاوت داده ام که احتمالا پذیرفته می‌شوم از خدا خواستم راه را جلوی پایم نشان دهد علاقه زیادی به عرفان و علما و حوزه در بنده ایجاد شده می‌شود راه را بر این بنده عاصی نمایان کنید؟ با توجه به این که سن بنده هم به تحصیل رسمی حوزه نمی‌خورد چه می‌فرمایید این روزها حوادث و قرآن و کتب می‌گویند باید جهاد کنی و از دنیا دل بکنی و اگر در میانه معرکه حق و باطل نباشی چه تپه نشین ندبه باشی چه شمر لعین (در ضمن دوره تحصیل و قبل از غفلت ها استعداد خیلی خوبی داشتم) در ضمن استخاره گرفتم آیه ۳۹ سوره حج آمد و خوب بود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر کنید که در این سنّ که سنّ آمادگی برای کسب معارف و حقایق است؛ به میدان آمده‌اید. پیشنهاد اولیه رجوع به سیر مطالعاتیِ سایت است بخصوص مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن‌ها و کتاب «خویشتن پنهان» و پس از آن رجوع به کتاب « معاد، بازگشت به جدی‌ترین زندگی» همراه با شرح صوتی آن و پس آن‌ نظر به سوره‌های روم و عنکبوت و آل‌عمران که همۀ آن موارد در سایت هست. و البته بدون عجله و با برنامه. در ضمن از آموزش ادبیات عرب هم غفلت نشود زیرا بالاخره متون دینی را اگر با همان زبان که گفته شده است، بیابیم ارزش خود را دارد. موفق باشید

40760

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: در جلسه شنبه گفتید عربها خیلی نادان و جاهل بودند و مثالهایی هم زدید، ولی قبلا گفته بودید جاهلیت عربها به معنای نادانی نبوده و اهل فکر و تمدن بودند و می‌گفتید ابوسفیان به رم رفته بود و دنبال گسترش تمدن بوده و... علت این دوگانگی چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دو موضوع در میان است. یکی آن‌که جریان جاهلیت در جای خود، تمدنی به حساب می آمد و خود را طوری تعریف کرده بود که برای خود برنامه و انضباطی داشت و دیگر آن‌که در آن تعریف و انضباط به جهت غفلت از معارف توحیدی نوعی خودبنیادی و خودسری در آن میدان حاکم بود تا آن‌جایی که به کوچک‌ترین بهانه جنگ‌های ۴۰ ساله راه می‌انداختند خیلی شبیه جاهلیت مدرن و جنگ جهانی اول و دوم که بین خود بیش از ۶۰ میلیون را به قتل رساندند. موفق باشید 

40530

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: خدا قوت. بنده سالهاست که این پرسش به صورت اساسی در ذهنم وجود دارد و خواهش دارم که به زبانی ساده و صریح پاسخ دهید که بنده از پاسخ اطمینان پیدا بکنم و کاملا متوجه آن بشوم. می‌دانیم که رشد انسان بی نهایت است و حد توقف ندارد و از طرفی اهل بیت و انبیاء الهی علیهم السلام نیز انسان هستند، انسان متکامل، آیا اساسا ممکن است که به مقامات اهل بیت دست پیدا کرد دقیقا به همان کیفیت و شدت و مرتبه ی اعلی که آنها در آن هستند نه مرتبه ضعیف آن، و آیا دعا کردن و درخواست مصرانه از خداوند برای دست یابی به این مقامات اشکالی دارد یا خیر؟ اگر علمایی هستند که قائل هستند که می‌توان بدین مقامات رسید به همان کیفیت نام آنها را بفرمایید. خیلی ممنون از صبر و حوصله ی شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که آب، عین تری می باشد و نزدیک شدن به آب و بهره بردن از آب به معنی عین تری و عین رطوبت و عین آب شدن نیست؛ به حکم آیۀ ۳۳ سوره اجزاب خداوند اهل البیت را اراده کرده است تا در مقام طهارت باشند از آن جهت که هیچ نقص علمی و عملی در آنها نباشد تا دیگر انسانها سرگردان نگردند. آری! آنها از اختیار خارح نیستند و حفظ آن عصمت برای آنها واجب است که البته این سخت ترین کار می باشد. عرایضی در این رابطه در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شده است. کتاب روی سایت هست. موفق باشید

40504

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و روز بخیر و آرزوی سلامتی برای شما و استاد محترم جناب آقای  طاهرزاده: ضمن تشکر از شما و ارسال مطالب خوبتون و همچنین فایل دوجلد کتاب فرزندم اینگونه باید بود، بنده مطالبی رو سال گذشته از این کتاب درخصوص نامه ۳۱ نهج‌البلاغه به اضافه چند خطبه و چند حکمت به صورت یک جزوه در آوردم و تدریس کردم حالا یک نکته، کتابی که عموما اساتید درس نهج‌البلاغه تدریس می‌کنند ودر دسترس هست اصلا مناسب نیست. من یک سؤال دارم جسارتاً آیا استاد محترم کتاب مناسبی که دانشجویان به راحتی بتونند بخرند ودر حد زمانی یک ترم تحصیلی باشه سراغ دارند معرفی بفرمایند واگر نیست آیا مقدوره از مجموعه مباحث ایشان تا قبل از شروع ترم پائیز کتابی برای فروش آماده بشه که از نظر فرهنگی و اجتماعی و اخلاقی مفید برای جذب دانشجویان این درس باشه؟ اگر پاسخ بنده رو بفرمایید سپاسگزارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌‌آید کتاب «آشتی با خدا» و کتاب «چه نیازی به نبی» بتواند در این رابطه ان شاءالله جوابگو باشد. موفق باشید

40498

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در فص محمدی ابن عربی اله معتَقَد را نتیجه عمل انسان است. بعبارت دیگر اله معتَقَد ساخته شخص است. شما در بحث حوری بهشتی که آن را تجلی اسم جامع الله می‌دانید که نتیجه عمل و عبادت شخص است. حال سوالم این است که این تجلی اسم جامع الله که حوری است، آیا همان اله معتَقَد است که جناب ابن عربی در فص محمدی بیان می‌کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همین‌طور است. بالاخره خداوند برای کسی که تا مرز انس با حضرت حق و اسم جامع او جلو رفته است، حورالعین به معنایی که مربوط به مقربین است برای او تجلی می‌کند. تازه، در این موارد مهم نسبتی است که این متون مثل «فصوص الحکم» متذکر می‌شوند و نباید دغدغۀ این جزئیات را داشت. موفق باشید

40168

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام خدمت استاد‌ محترم: درست است که بگوییم در تاریخی که عقل تکنیک تقدیر بشر امروز شده، دستیابی به انرژی اتمی لازم است که البته می توان با این انرژی هم دوبرخورد متفاوت گشتل یا غیر آن را داشت، اما در تاریخی که تکنیک تقدیر بشر نبود نیازی به این انرژی نداشتیم و تعامل ابتدایی و بسیط با طبیعت چاره ساز بشر بوده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. تعامل با طبیعت و حضور در آغوش طبیعتی که برای آن نوع زندگی فراهم شده است که غیر از این نوع زندگی‌ها است که ما مجبور شویم انرژی‌های نهفته در طبیعت را از حلق آن بیرون بکشیم. این شبیهِ بیرون‌کشیدن آب‌های عمیق زمین است که برای حفظ زمین بوده تا از نشست‌های آن جلوگیری شود. موفق باشید

40101

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: استاد آیا تابه‌حال در مسیر فعالیت خود با افرادی مواجه شدید که در زندگی تحت‌تأثیر عوامل مختلف دچار حیرت و سرگردانی شده باشند یا در مسیر درست باشند؛ اما به‌یقین نرسیده باشند یا اصلاً راه ندانند اگر این چنین بوده چه مواجهه و راهکاری داشتید برای این مسئله؟ استاد بنده خود فرد با استعدادی بودم که خود را استاد فرصت‌سوزی می‌دانم و در مسیر زندگی خود معنا را با شخصیت‌هایی مثل شهید مطهری و...دریافتم و مشکلم چند موضوع بوده تا جایی یکی این که می‌دانم یک این مبانی را عمیق در نیافتم بعداً راهکار پیدا کردم که زمان‌بر در دست اجراست، بعد مشکلم عدم مهارت در بخش‌های گسترده زندگی و روش‌های فراوان غلط بوده که به بخشی رسیدم و تا حدی اصلاح شد؛ اما سرعت به‌شدت پایین هست از مسائل مهمی که غصه شده برایم مسئله تحصیل هست که هم در بعد عمق وهم در بعد عمل و نمره و علی‌رغم استعدادم ملامت‌ها شدم بخشی از مسیر هنوز باتوجه‌به سنم به نظرم قابل‌جبران هست، هدفم را ورود به عرصه علوم‌انسانی اسلامی قرار دادم بعداً از فرایند آشناشدن و تغییر جهت داده در عرصه حکمرانی دغدغه دارم و مسئله عدالت در عرصه اجرا و اجتماع، همیشه به خدا توکل کردم تا حد زیادی به مسیرم ایمان دارم؛ اما به علت بدعملی گاهی سست می‌شوم دوست می‌داشتم با نگاه درست جستی زنم و برای همیشه مسیرم و اشتباهاتم را اصلاح کنم و جراحت‌های این اشتباهات را... امیدم به خداست. گاهی هم از نرسیدن و یا شرمنده شدن و سرافکندگی در بین نامردان و نا اهلان می‌ترسم و از خدا می‌خواهم من را در مسیر درست موفق کند اما خوب نقشه دقیق راه ندارم دوست می‌داشتم اسلام‌شناس برجسته‌ای باشم تا نیازهای خود و مردمان را از این مبانی ناب استخراج کنم؛ اما افسوس که عمر کوتاه هست و ما اندر خم کوچه و نابلد و بیم نرسیدن و اسیر ضعف‌ها و هواها، حال باید چه‌کار کرد استاد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در همان موقعیتی که هستیم با تعمق در معارف توحیدی در هر آنچه برایمان امکان انجام آن را دارد حاضر شویم. در آن حال خداوند به حکم: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ» خودش راه را می‌گشاید. البته اگر انسانی که از نظر شما انسان شایسته‌ای است را مدّ نظر قرار دهید، مؤثر خواهد بود. موفق باشید

41008

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد من گمان می‌کنم عده ای با مبحث روانشناسی و علوم تربیتی و تربیت فرزند پیش می‌رفتن و بحث صبر را از آنجا و آن منظر دنبال می‌کردن و عده ای مباحث را از دیدگاه طلبگی و عرفان و ره صد ساله از یه طرف اگه ما با این مباحث پیش بریم یه جورایی کند پیش می‌ریم و از طرفی اگه نرویم بالاخره یه سری سیستم ها و آموزش و پرورش از طریق این علوم که گاها خیلی اش با مبانی دینی ما هم تطبیق داره پیش میره و از طرفی در خصوص زنان باید با احتیاط تر نسبت بهشون بود و آسیب پذیرن، بنده دیدم یکی از کتابهای رهبرانقلاب و هم شهید مطهری راجع بحث صبر هست که احتمالا مشهدی ها و انتشارات انقلاب که بعضیشون طلاب نویسنده و ویراستار کتب رهبری هستن و شاید اگر مباحث را کلی پیش می‌آمدیم خصوص در مورد صفات اینطورنمی‌شد که یه عده بگن با صبر باید جلورفت یه عده بگن نه عقب می‌افتیم، استاد این موضوع را درست متوجه شدم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع «صبر» موضوعِ بسیار و بسیار حساس و مهمی می‌باشد و اساساً اگر قرآن فرمود: «انّ الله مع الصّابرین» و متذکر شد خداوند همواره در کنار اهل صبر میباشد؛ حکایت از آن دارد که اگر راهی به سوی حقیقت مقابل انسان گشوده شد، آنچه موجب نتیجه و حضور نهایی می‌شود، پایداری در آن راه است. خوشا به حال دیندارانی که در دینداری خود پایداری و صبر پیشه کردند و نگذاشتند شیطان صبر آن‌ها را برُباید و خوشا به حال حاج قاسم‌ها که در مسیر مقابله با کفر و جنایت، صبر پیشه کردند و در گردونۀ ریزش‌های انقلاب گرفتار نشدند. و در این رابطه در فرازی از دعای ماه رجب از حضرت محبوب تقاضا می‌کنیم: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِينَ لَكَ...» https://eitaa.com/matalebevijeh/15919    موفق باشید

40938

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: با توجه به اینکه جهان درحال حرکت است و ما هم به عنوان موجودی در این جهان دائم در حال تغییر و حرکتیم چطور می‌شود نظامی را (همان دین) بپذیریم و تمام عمر طبق آن عمل کنیم؟! و چطور یک عده حتی در سنین کم چنان با یقین این اعمال را انجام می‌دهند که انسان حسرت می‌خورد نسبت من با دین باید چگونه باشد؟! و چطور این نسبت حاصل می‌شود؟! چرا هرچه می‌گذرد بجای یقین بیشتر به شکم افزوده می‌شود؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بشر پیشرفت دارد و همان‌طور که در کتاب «بشر جدید و آیندۀ قدسی آن» عرض شده است، ما نمی‌توانیم از روحیات بشر جدید غفلت کنیم، ولی شریعت الهی صادرشده از ربّ العالمین است که پروردگار همۀ بشریت در همۀ دوران‌ها می‌باشد و به قول آقای پروفسور کربن، فراتاریخی است. و این‌جا است که هرکس متوجه می‌شود گویا پیامبران خدا قصه و حکایت همین امروز آن‌ها را برای نجات آن‌ها با آن‌ها در میان می‌گذارد. موفق باشید

40780

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: عرض ادب خدمت استاد گرامی: مدتی هست که تصمیم به مطالعه‌ی تفسیر شریف المیزان دارم منتها به دلیل تفصیل مطالب، بعد از مدتی، نسبت به ادامه سست می‌شوم و توفیق مداومت ندارم. مقاله‌ی مربوط به نحوه‌ی مطالعه هم تا حدودی بررسی شد اما مشکل را در کم حوصلگی و تنوع طلبی می‌بینم. دوست دارم در هر مراجعه به قرآن کریم از چندین پیام قرآنی بهره‌مند شوم، متاسفانه فعلا صبر سیر در همه‌ی اعماقی که علامه ارائه کرده‌اند را ندارم. چه توصیه‌ای برای اینجانب دارید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال این نسل آخرالزمانی با ظرفیت آخرالزمانی که دارد، جواب جان خود را از قرآن و تدبّر در قرآن می‌تواند بیابد و تفسیر قیّم «المیزان» حقیقتاً در همین رابطه به میان آمده و نمی‌توان از آن غفلت کرد. آری! باید به خود برنامه بدهیم و در برنامه‌دادن به خود سختگیری نکنیم. به مناسبت سالگرد رحلت علامۀ طباطبایی در ۲۴ آبان‌ماه، در حال تنظیم بحثی با عنوان «نقش علامۀ طباطبایی «رحمۀ‌الله‌علیه» در قرن اخیر» هستیم که ان شاءالله می‌تواند نسبت به حساسیت جایگاه قرآن و المیزان مفید باشد. موفق باشید

40614
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم: یک استدلال زیبایی شهید مطهری دارند که: سختی شناخت خدا بخاطر فراگیر بودن آن است؛ _چرا که تعریف حد و رسم می‌خواهد_ همچون زمانی که تمام دنیا را سفیدی فرا گرفته باشد، آن‌موقع عملا شناخت سفیدی ممکن نیست. غرض از ذکر این فرمایش، می‌خواهم بگویم که وقتی امری بسیار بزرگ شد عملا به حجاب می‌رود و قابلیت ظهور و بروزش ضعیف می‌گردد؛ همچون طلبگی در روزگار کنونی؛ از شدت وسعت و عمقی که دارد، از طرفی شناخت خوبی نسبت بدان حاصل نمی‌گردد، از طرفی بخوبی ظهور و بروزی ندارد. واقعا فکر نسبت به طلبگی دیوانه کننده ترین فکر حاضر است؛ انسان برود در دانشگاه دکتر یا مکانیک یا مهندس شود، حقیقتا نمود بیشتر در رشد و هویت دارد؛ چرا که حد دارد و براحتی آدمی بر آن مسلط می‌شود (هرچند غرض از مذکور برای تکفیر طلبگی نبود). با توجه به پرسش شماره۴۰۵۹۷ آهی تازه برایم جلوه کرد؛ تا بحال متوجه این‌همه ظلمت خود نبودم، نمی‌دانستم تا این حد گوش هایم سنگین شده! حال می‌توانم صدای ناله های راه طلبگی که بر من گشوده شده را بشنوم که تا چه اندازه نسبت بدان بی توجه بودم و این روح را درک نکردم و چقدر نسبت بدان بیرحمانه برخورد کردم؛ منی که در این راه قدم‌ برداشتم‌ اما هرجا که پیش می آمد، رهسپار می‌گشتم جز در این راه. حقیقتا من نسبت بدین راه جفا کرده ام، مسئول خوبی نسبت بدان نبودم و اویی که خود را بر من گشود را اینچنین جریحه دار کرده ام؛ اویی (راه حوزه) که بدنبال رساندن من، به خودم بود...! چگونه روحیه مسئولیت پذیری را در خود زنده کنیم تا که تا این حد متشتت و بیگانه از محلّ خود نباشیم و اینچنین خودی را که با نسبت پیدا کردن با بسترها و قدم زدن در راه آنان، معنا می یابد را، بیابیم؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم:
عاشق شده ای ای دل سودات مبارک باد
از جا و مکان رستی آن جات مبارک باد
از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور
تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد
ای پیش‌روِ مردی امروز تو برخوردی
ای زاهد فردایی فردات مبارک باد
کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد
حلوا شده‌ای کلی حلوات مبارک باد
در خانقه سینه غوغاست فقیران را
ای سینه بی‌کینه غوغات مبارک باد
این دیده دل دیده اشکی بد و دریا شد
دریاش همی‌گوید دریات مبارک باد
ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد
ای طالب بالایی بالات مبارک باد
ای جان پسندیده جوییده و کوشیده
پرهات بروییده پرهات مبارک باد
خامش کن و پنهان کن بازار نکو کردی
کالای عجب بردی کالات مبارک باد
حقیقتاً همین‌طور است و طلبگی به معنای حقیقی آن همچون حضور نور است در عالم که همه جا را روشن می‌کند بدون آن‌که دیده شود. و خوشا به حال آن طلبه‌ها و روحانیونی که چنین حضوری در عالم دارند به جای آن‌که بخواهند دیده شوند و یا بر مردم ریاست کنند و خود را بر دیگران تحمیل نمایند. چه اندازه ارزشمند بودند امثال آیت الله بهاءالدینی ها و آیت الله احمدی میانجی‌ها و آیت الله راستی‌ها که به ظاهر هیچ‌کجایی نبودند ولی در عمق جان افراد نفوذ می‌کردند و این یعنی همه جا بودند. خوشا به حال ائمۀ جماعاتی که چون سایه‌ای آرامش‌بخش بر سر نمازگزاران خود بودند. موفق باشید                
 

40609

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام استاد عزیز: خواستم از خدمتتان در مورد ویژگی های قبض و بسط سوال کنم. اگر شخص بعد از حالات عادی زندگی دچار غمی افسردگی مانند شود که در کنار این غم چیزهایی را می‌فهمد یا متوجه می شود از درسهای زندگی و حکمت مانند که در حالات عادی متوجه نبود. خواستم اگر لطف کنید بفرمایید این چه حالتی است؟ استاد احساس می کنم آنچه ایمان نام دارد در درونم نمی یابم احساس می کنم با ایمان می‌توانم از این وضعیت خارج شوم لطفا بفرمایید اگر ایمان موهبتی است باید دقیقا چه کار کنم تا ایمانم قلبی تر بشه؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به گفتۀ مولایمان علی «علیه‌السلام»: «إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً- فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَى النَّوَافِلِ- وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَى الْفَرَائِضِ» قلب‌ها را حالات مختلفی هست، گاهی در بسط است و طالب انس با حضرت حق، و گاهی در قبض است تا انسان به خود و ضعف‌های خود بیندیشد و هر دو را لطف خدا بداند. با مطالعۀ سیرۀ اولیای الهی و زیارت آن عزیزان، از آن جهت که آنان نماد ایمان هستند، متذکر ایمانی که در جان شما به صورت فطری هست، می‌شوید. در رابطه با نظر به سیرۀ اولیای الهی می‌توانید به جزوۀ «رجوع به هویت شیعه در تاریخ اسلام» که روی سایت هست رجوع فرماییدhttps://lobolmizan.ir/leaflet/360?mark=%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA . موفق باشید

40415

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم. وقت بخیر. استاد من خیلی امیدوار بودم که ظهور در عصر ما اتفاق میفته و نبرد نهایی متصل به ظهور همین نبرد ما با اسرائیل خواهد بود. طبق آیات اول سوره اسراء. و فکر می‌کردم که ما نبردمون با اسرائیل همون مرحله دومی هست که آیات دارند میگن. ولی الان وقتی آیات رو میخونم متوجه میشم که ما همون مرحله اول نبرد با بنی اسرائیل هستیم. چون صراحتا آیات میگن که در مرحله دوم تعداد یهودی ها بیشتر خواهد بود و کلمه «بنین» رو قرآن میاره که به معنی فرزندان هست. در حالیکه الان جمعیت یهود از شیعه کمتره. پس ما در مرحله دوم نیستیم و اولیم. همچنین اینکه برخی میگن مرحله اول فساد و سرکوب بنی اسرائیل در زمان بخت النصر اتفاق افتاده به این نکته توجه نمی‌کنند که اولا بخت النصر شامل «عباد لنا» نمیشه و بخت النصر کافر بوده. و دوما آیات دارند درباره یک مسجد صحبت می‌کنند که در هر دو مرحله سرکوب توسط مسلمانان از قوم یهود پاکسازی میشه. در حالی که قبل از ظهور پیامبر ما مسجد نداشتیم و قرآن جای دیگه برای عبادتگاههای ادیان دیگه واژه های صومعه و.. رو بکار میبره. پس هر دو نبرد بعد از ظهور اسلام اتفاق میفته و سرکوب یهود توسط بخت النصر قبل از ظهور اسلام بوده و نمیشه که سرکوب اول رو به بخت النصر نسبت داد. مشکلی دیگه ای که هست این هست که فاصله مرحله اول و دوم هم کم نیست. چون آیه میگه شما بنی اسرائیل دوبار در سطح زمین (بین الملل) فساد می‌کنید و اگر عصر مرحله اول اگر ظهور حضرت مهدی باشه و ایشان ظهور کنند یهودی ها فرصت و امکان و توانایی فساد کردن رو در سطح بین المللی ندارند. بخاطر حاکمیت جهانی حضرت مهدی. پس بین مرحله اول و دوم فاصله زیادی هست. ضمن اینکه براه انداختن فساد در سطح بین المللی و فسادی این چنین سازمان یافته و جهانی شده بعد از یک بار سرکوب و پاکسازی مشخصا شاید دهه ها طول بکشه. علاوه بر اینکه افزایش جمعیت یهود و بیشتر شدنش از شیعیان با توجه به جمعیت خیلی کم الان شون هم شاید دهه ها طول بکشه و یا شاید یکی دو نسل. بنابراین ما در عصر ظهور امام زمان نیستیم متاسفانه. آیا این استدلال ها درست هستند استاد؟ خیلی ممنونم از پاسخگویی و راهنمایی تون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که حجت‌الاسلام آقای دکتر مصطفی صادقی در کتاب تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور می‌فرمایند آیات و روایات مربوط به آخرالزمان و ظهور حضرت امام عصر «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» جنبۀ تأویلی دارد و تطبیق آن امور با آنچه با آن روبرو هستیم، کار آسانی نیست. موفق باشید

40115

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سوال نگارنده این است: اگر من فردید را نمی شناختم و برخی از توضیحات وی در باب اشعار حافظ را نمی دانستم از این شرح شما در مورد این بیت (و همینطور سایر ابیات این غزل) چنین نتیجه نمی گرفتم که شما براین باورید که حافظ از آدم علیه السلام و آن دل بی حفاظ و بی جدار و بی غیرتش ناراحت بوده که «مسکن مالوف» و بهشت را رها کرده و خودش و ما را گرفتار دنیا (کثرات عالم وجود) کرده و حتی یاد آن مسکن مالوف یعنی بهشت را هم نمی کند ولی ما باید امیدوار باشیم در آینده ای که در پیش است به آن بهشت بازگردیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید با دقتی که جناب علامه طباطبایی در رابطه با آیات مربوط به بهشت برزخی دارند می‌توان متوجه نکاتی شد که جناب فردید نیز متوجه آن شده است. موفق باشید

41052
متن پرسش

سلام علیکم و رحمه الله: خدمت استاد ارجمند و عزیز عرض می‌کنم که شما فرمودید اگر برای مصالح مسلمین اسرای مسلمان در جنگ در خط مقدم دشمن به کار گرفته شوند می‌توان آنها را کشت و آنها هم شهید هستند. خب تعدادی از مسئولین فاسد را هم اعدام کنند اگر حقشان نبود شهید حساب می‌شوند. آخر این چه اصراریست که ما طرفداران نظام داریم که وقت برخورد با مردم و یا معترضین و یا اغتشاشگران محکم و مستدل به هزار دلیل بی پایه و با پایه مستمسک می‌شویم ولی تا کار به برخورد با مسئولین آنهم مسئولین فاسد و جاسوس که اغتشاشگران واقعی و اصلی هستند به هزار نکته و حربه متوسل می‌شویم که نه! مصلحت نیست یا رهبری صلاح نیست ورود کند یا قوۀ قضائیه نمی‌تواند وارد شود و . . و . . و هزار کلمه قلمبه و سلمبه که آری! تمدن انقلابی و انقلاب تمدنی و حس حضور ما در تاریخ معاصر و عدم حس حضور ما در تاریخ گذشته و هزار ریسمان به آسمان کلام می‌بندیم که بله! نظام ما بی اشکال ترین نظام دنیاست و آری از هر خطا و اشکال است. آخه چرا نمیگیم مملکت رو انواع منابع خوابیده و این همه مسئول دزد حتی اگه نصف پول منابع رو می‌دزدیدند و نصف دیگه رو خرج مردم می‌کردند الان کشور گلستان بود همه هم راضی بودند ما هم الگوی مردم خودمون و همه جهان بودیم. چرا نمیگیم خب می‌شد حداقل یک مسئول فاسد فقط یک مسئول فاسد رو در ملا عام اعدام کرد تا هم مردم جیگرشون حال بیاد و هم سایر مسئولین فاسد ماستشون رو کیسه کنند. این اهتمام رئیس قوه قضائیه که دو روز بعد از اغتشاشات خودش شخصا به پرونده اغتشاشگرا ورود میکنه دهم کجی به مردم نیست که پس اگه تو انقدر پاکار بودی چرا سالهاست یه مسئول مفسد رو فسادش رو برملا نکردی و رسیدگی کنی و اعدام کنی به جرم محاربه و اخلال در نظام کشور؟ چرا یک نفر از خائنین اقتصادی دولتها رو مجازات نکردی پس تو فقط وظیفت برای مردمه نسبت به دولت هیچ وظیفه و اختیاری قانون به تو نداده؟ آیا ما توجیه گران این دزدها و اختلاسگرهای جاسوس و نفوذی نشدیم؟ آیا ما سپر بلا و اسکورت و بادی گارد این حرام لقمگان نالایق دولتمرد فاسد نشدیم؟ آیا مائی که جهان استکبار و آمریکا و اسرائیل را درمانده کرده‌ایم واقعا هیچ چاره ای برای حذف این نالایقان بی عرضه بی غیرت نفوذی نداریم آیا نباید هیچ هسته روشنگری یا فعالیت برنامه ریزی شده و منسجمی در این رابطه برای بهبود این وضع در طول این همه سال انجام می‌دادیم؟ چه برای آگاهی مردم و چه برای مطالبه برخورد با خائنین آیا ما کم کاری نکرده ایم؟ از لحن بی ادبانه خود عذرخواهم ولی این ذهنیتی است که خیلی‌ها شاید دارند و دیگر حتی از بیانش خسته اند. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت، حکایت عجیبی است!! از یک طرف مائیم و جریان‌هایی که از آن گفتید. و این‌که بالاخره دشمن بستر را آماده دیده و در چنین بستری موج‌سواری می‌کند. حداقل جریان بوروکراسیِ ما و ترکِ فعل‌های آن به هر بهانه‌ای کار ساده‌ای نیست و آگاهیِ تاریخی از اینکه با هر جریانی نمی‌توان انقلاب اسلامی را در چنین طوفانی محفوظ داشت و جلو برد؛ مسئلۀ مهمی است امری که مردم ما باید بیش از پیش متوجۀ این امر شوند. و این‌جا است که به این نکته نیز باید فکر کرد که برای آبادکردن دهی، نباید شهری را خراب کرد. و این بدین معنا نیست که اهداف عالیۀ انقلاب اسلامی از طریق بعضی از دولت‌ها به حاشیه رود.
بخواهیم و نخواهیم ما در داخل کشور با دو جریان که خود را متعلّق به انقلاب می‌دانند، روبرو هستیم. جریانی که انقلاب را در حدّ استقلال نسبت به استعمار می‌داند و به راحتی می‌تواند به گمان خود در کنار نظم جهانی موجود زندگی کند که می‌توان جریان اصلاحات را از این نوع دانست. و جریان دیگری که متوجۀ رسالت تاریخی اسلام و انقلاب اسلامی در مقابل جریان استکبار و نظم جهانیِ استکباری می‌باشد و معنای خود را در مقابله با جریان استکباری یافته است به عنوان رسالت اسلامی که بنا دارد انسانیت را در افق انسان کامل مدّ نظر قرار دهد. مهم آن است که همان‌طور که متوجه شده‌اید به نحوی با موانعی آن‌چنان نفوذی طوری برخورد کرد که در واقع از آن‌ها عبور کرده باشیم. مانند روشی که رهبر معظم انقلاب در نسبت با آقای هاشمی رفسنجانی پیشه کردند و به جای مقابلۀ دو جبهه، عملاً آن ها  را از نقشه‌هایی که کشیده بودند ناکام گذاشتند. حال این مائیم و نحوۀ مقابله با جریانی که جنابعالی به خوبی متوجۀ آن‌ها شده‌اید. موفق باشید              
 

40834
متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: استاد در جلسات توحید و ایمان فرمودند (از قول معصوم) هرگاه خواستید نماز بخوانید ما را بخاطر آورید و یک نفر هم موقع نماز آیت الله شاه آبادی را یاد می‌کرد و به مقامات عالیه رسید. منظور استاد از این جمله چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح صوتی کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی» عرایضی در این مورد شده است به اعتبار روایتی که از حضرت صادق «علیه‌السلام» داریم که می‌فرمایند: «وَ انْوِ عِنْدَ افْتِتَاحِ الصَّلَاهِ ذِکْرَ اللَّهِ وَ ذِکْرَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ اجْعَلْ وَاحِداً مِنَ الْأَئِمَّهِ نُصْبَ عَیْنَیْک‏.» یعنی در هنگام شروع نماز یاد خدا و یاد رسول خدا باش و یکی از ائمه علیهم السلام را مد نظر قرار بده. و این به همان معنای مدّ نظرقراردادن شخصیت توحیدی آن عزیزان است که افق نهاییِ انسانیتِ هر انسانی می‌باشد و در این راستا فرمودند اساتیدی که متذکر چنین حضور و افقی هستند را می‌توانید مدّ نظر قرار دهید. موفق باشید

40788

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: سوال زیر را فقط از منظر ابن عربی پاسخ بدید نه ملاصدرا. این جملاتی که میگم آیا درست است یا نه؟ الله عین علیم است و علیم عین الله است. این جمله درباره تمام صفات با ذات می‌باشد. جمله بعدی، علیم عین قدیر است و قدیر عین سمیع هست و این جمله در رابطه همه اسما با هم است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این امور، اموری است که هرکس باید خودش در آن حاضر شود و شرطش آن است که: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس» و خود به خود راه، ما را به جایی می‌برد که «آن‌که عمری در پی او می‌دویدم کو به کو / ناگهانش یافتم با دل نشسته روبرو». به گفتۀ اساتید این امور، چشیدنی است و نه شنیدنی، تعلیمی نیست باید به میدان حضور حاضر شد و جلو رفت. موفق باشید

40518

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت شما استاد عزیز: سوالی که خدمتتون داشتم این بود که آیا امکانش هست که دانشگاه رفت و درس های حوزه را نه در محیط حوزه بلکه به صورت مطالعه دقیق و با روحیه تفقه خواند و از آن تاثیر و آن عمق و آن تعالی بهره‌مند شد یا همزمان با دانشگاه کلاس و پایه های حوزه را رفت و از آن وسعت نیز خودش را بهره‌مند کند و برای بحث ملبس شدن هم وارد حوزه شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی از عزیزان سعی کرده اند آن دو را جمع کنند. البته اگر افراد بتوانند با جدیت وارد حوزه شوند و در کنار آن، دروس دانشگاهی را بگذرانند، راحت تر و بهتر توانسته اند در سلوک یک روحانی خود را تعریف و معنا کنند. موفق باشید

40496

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: از بس همیشه اومدم غر زدم، این بار اومدم بگم حالم خیلی خوبه. حالم خیلی خیلی خیلی خوبه. چون دیگه نمی‌ترسم. چراییش رو هم به طور دقیق نمی‌دونم فقط باور کردم که همه عالم تحت مدیریت خداست و این برام کافیه. حضور حاضر خداوند برگشته و از تاریکی جنون آمیز نجات پیدا کردم، فعلا. تا ببینیم در ادامه سفر چی پیش میاد. فقط یه سوال کوچیک، من نماز رو در مسجد سنی ها یاد گرفتم و به همین علت از اول در ۵ نوبت میخوندم، اما کمی مشقت باره. آیا شما هم همین کارو می‌کنید؟ اگه ۳ نوبت بخونم چیزی از فضیلتش کم میکنه؟ البته من در کل روز به یاد خدا هستم. وقتی بیدار میشم، وقتی وسط شب از خواب می‌پرم، وقتی گریه می‌کنم و حتی وقتی دچار تردید در هستی میشم.... و جز این هیچ چیزی از دنیا نمیخوام. سجاده فقط ظاهرشه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. سیرۀ پیامبر «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» نیز آن بوده که نماز را در ۵ نوبت می‌خواندند، ولی در بعضی شرایط، بدون آن‌که محذوری در کار باشد آن را در ۳ نوبت جمع می‌کردند و بدین لحاظ اکثر شیعیان به صورت جمع می‌خوانند و به نظر می‌آید هر دو روش مورد رضایت خداوند است. ۲. آری! قصۀ انسان چنین است که اگر به نور توحید، آری! به نور توحید منوّر شود؛ به ایمانی مفتخر می‌گردد که همه چیز اوست. در آخر جلسۀ اول: «پیامبر خدا و ائمه «علیهم‌السلام» و بازگشت به ایمانِ گمشده» از ایمانی که در نسبت با اولیای معصوم باید مدّ نظر آورد، سخن گفته شده. خوب است به آن نکته توجه شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/20136 . موفق باشید

40459

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام ادب خدمت استاد بزرگوار: من ۳۶ سال سن دارم ولی تا به حال نتونستم یک چله ی کامل بگیرم. حتی چله هایی که خیلی آسان است مثل صلوات حضرت زهرا (س). چه چیزهایی باعث می‌شود که از رسیدن به این فیض محروم شوم. باید چه کار کنم که لیاقت انجام پیدا کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفۀ اصلی ما انجام واجبات و ترک محرمات است و نباید در ترک مستحبات مانند چله‌گرفتن نگران بود. موفق باشید

40091
متن پرسش

با سلام بر استاد عزیز: حس و حالم در این روزها این است که شهید رئیسی را پیدا می‌کنیم؟ سلام مرد میدان حسی که بعد از یک سال و این روزهای بعد از اولین سالگردت دارم این است که انگار هنوز هم به دنبالت می‌گردیم، آرام نیستیم، انگار خودمان را گم کرده ایم و با شناخت تو پیدا می‌شویم زبان هر روزمان شده هارداسان، کجایی؟ و هر روز بیشتر پیدایت می‌کنم، از آن موقعی که فهمیدم زیارت عاشورایت غروب جمعه ترک نمی‌شود، پیدایت کردم. از آن لحظه ای که فهمیدم ۳ بامداد از کشور روسیه برگشتی و صبح به داد مردم کرج رفتی آن جا پیدایت کردم، آنجایی که عبای خاکیت را دیدم، آنجایی که نامه آن پیرزن به نام بی بی گل را گرفتی و گفتی نامه ات را بده به خود من وحتی حاضر نشدی نامه را دیگران بخوانند آنجایی که آقا به شما گفتند قدری استراحت کن و گفتی کار برای مردم مرا خسته نمی‌کند، آنجا که قرآن و عکس حاج قاسم را بر دست گرفتی، آنجا بود که پیدایت کردم و هر چه قدر می‌شناسمت، پیدایت می‌کنم و حالا که فکرش را می‌کنم خدا می‌خواست تو در جنگل های ورزقان گم شوی تا ما پیدایت کنیم و تقدیر باید اینچنین می‌شد تا تو شهید شوی و پیدایت کنیم ای شهید خودت را به ما نشان بده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و چه اندازه خداوند آن عزیز را به آن زیبایی به ما نشان داد. خدا را بنگرید که چه زیبا فرزندان خود را به اوج می‌رساند و پس آن‌گه به قلب دیگر انسان‌ها نشان‌شان می‌دهد تا همگان بدانند در این زمانه تا کجاها می‌توانند بدون سر و صدا جلو و جلوتر بروند و تأکید رهبر معظم انقلاب در نشان‌دادن شخصیت رئیسی عزیز، خود، حکایتی دارد و به تعبیر ایشان: «همه‌ی ما، آیندگان ما، جوانان ما، مسئولانی که بر این کشور حکمرانی خواهند کرد، برای این ملّت کار خواهند کرد، بشنوند، بدانند و ببینند که این‌جور زندگی، در روحیه‌ی مردم، در آینده‌ی کشور، در وضع کشور چقدر تأثیر دارد؛ اینها درس است.»
فرمودید هر روز او را بیشتر از دیروز پیدایش می‌کنید؛ آری! این قصۀ هر آن‌کسی است که بنا ندارد در این زمانه که زمانۀ سیطره و سلطۀ استکبار است، با بمب‌ها و رسانه‌های استکبار، خود را ببازد و مرعوب آن‌ها شود و از آیندۀ بزرگی که در افق این تاریخ در حال ظهور است، غفلت کند حتی اگر رئیس جمهور آن کشور در جنگل‌های ورزقان بسوزد و حتی اگر فرزندان و مادران باریکۀ غزه یا از گرسنگی و یا با اسلحه‌های رژیم صهیونیسم، همه شهید شوند؛ باز این مائیم و آینده‌ای که نه تنها مردان که زنان ما میدان‌دار حضور آن هستند. همه چیز حکایت از آن دارد که به آینده‌ای فوق‌العاده متعالی باید نظر داشت به هر قیمت که باشد. موفق باشید      
 

41037
متن پرسش

سلام علیکم: بعد از این حوادثی که در دی ماه امسال پیش آمد، در مواجهه با اقوام و اطرافیان و همکارانی که با ما تعارضات اساسی دارند چگونه رفتار کنیم؟ استاد با این همه دشمن چه کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفرمایید با اینهمه دشمن چه کنیم؟!!! بفرمایید چرا اینهمه دوست را نادیده انگاریم.https://eitaa.com/atashnews/226481 مگر برای عبور از تاریخی که محور آن را نفس امّاره و خودبنیادیِ بشر غرب‌زده قرار داده به سوی تاریخی که محور آن انسانیت انسان‌ها می‌باشد؛ راهی جز این در میان است؟ که بالاخره آن‌هایی که خود را در تاریخ زندگی غربی معنا کرده‌اند، نمی‌توانند به راحتی متوجۀ حضور تاریخی دیگری شوند که ذیل شخصیت حضرت مولی الموحدین «علیه‌السلام» در میدان غدیر، حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» آغاز کرده؟
آری! اولاً: باید با حرکاتی نرم و با سبکی انسانی آن‌هایی که می‌توانند فکر کنند را متوجۀ بودنی دیگر کرد به همان معنایی که خداوند می‌فرماید: «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً» (فرقان/۷۲) چون با اندیشه‌های سطحی و غلط روبرو شدید، با بزرگواری و حکمت خود بدون مقابله با آن‌ها در مواجهه با آنان، از آن‌ها عبور کنید بلکه به خود آیند. و ثانیاً: آنانی که در مقابله با نظام اسلامی ایران در ضدِ انسانی‌‌ترین حالت قرار گرفتند خود به خود به سوی نابودی می‌روند حتی به دست فرزندان انقلاب اسلامی.
به اوج انسانیتی فکر کنید که در ۲۲ دی‌ماه به میان آمد و به ضد انسانی‌ترین صحنه‌ها بیندیشید که چند روز قبل ملاحظه کردید. آیا این حکایت حضور آخرالزمانی نیست که حق با عالی‌ترین جلوه، و باطل با ظلمانی‌ترین شکل به میان آمد تا انسانیت انسان‌ها به بلوغ برسد؟ موفق باشید        

41031
متن پرسش

با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: استاد اینکه اوضاع اقتصادی نابسامان است صحیح و اینکه متأسفانه فاصله غنی و فقیر در مقایسه با اول انقلاب زیاد شده به وضوح در جامعه دیده می‌شود، ولی چه چیز باعث شده است که بخشی از جوانان سطحی نگر معترض القابی را که شایسته مستکبران و دیکتاتورهای ظالم عالم چون نتانیاهوی ملعون و ترامپ فرومایه است را به رهبری نسبت بدهند و این پدر رئوف و مهربان و این امید مظلومین و مستضعفین جهان را باعث و بانی اوضاع نابسامان اقتصادی کنونی بدانند؟ بدیهی است که در رسانه نوک پیکان دشمن خودی ترین خودی ها را نشانه گرفته و رهبری را به مردم به عنوان علت مشکلات معرفی می کند با اینکه رهبر جایگاه رهبری دارند و نه جایگاه کارشناس اقتصادی. ولی در این شرایط از رئیس دولت که با ادعای بهبود اوضاع اقتصادی به میدان آمد ولی متأسفانه شرایط بدتر شد، انتظار می رود که لااقل خود دولت را مسئول بداند و شبه های مرتبط با رهبری را برطرف کند. تا کنون چندین بار رهبری از رئیس جمهور پشتیبانی کرده اند و مردم را به همکاری با دولت ترغیب کرده اند و الان که دشمن سعی دارد رهبری را باعث و بانی شرایط کنونی معرفی کند جا دارد لااقل رئیس جمهور به مردم بگوید که رهبری در بدتر شدن اوضاع اقتصادی نقشی ندارند و بدتر شدن اوضاع متوجه دولت است و نه رهبری. تا کی باید رهبر عزیزمان، این پدر رئوف و مهربان حتی در داخل کشور اینقدر مورد مظلومیت قرار بگیرند و چوب بی تدبیری های دولت ها را بخورند. نمی‌دانم در بین دولت مردان ما ترس از دست دادن محبوبیت در جامعه است که باعث می شود که آنطور که باید پشت رهبری در نیایند، که اگر چنین است بروند تهذیب نفس کنند و یا اینکه خدای ناکرده دل آنها جای دیگری ست اما اینکه شعارهای بخشی از مردم معترض سطحی نگر متوجه رهبری، این ندای حق زمانه، شده است دل انسان را به شدت بدرد می آورد. التماس دعا استاد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه هستید در هر حال و کم و بیش با نفوذ غرب‌زدگان لیبرال، ما در نظام اجرایی گرفتار افرادی شده‌ایم که هیچ تعهدی نسبت به مردم ندارند و به عدالت و تقوایی که مبنای نظام اسلامی می‌باشد، آن‌طور که شایسته است متعهد نیستند هرچند همۀ بدنۀ دولت چنین نیست، ولی آن افراد که جنابعالی نیز متذکر آن‌ها هستید، در گلوگاه‌های بعضی از تصمیم‌گیری‌ها حاضرند. مهم آن است که متوجه باشیم این افراد بالاخره در نظام اسلامی ما مهمان‌های ناخوانده‌ای هستند و این درست بر عکسِ سرنوشت کشورهای غربی است که این افراد، صاحب نظام کشورهای غربی شده‌اند و این‌جا است که باید سخت امیدوار بود که دشمن بر افرادی سرمایه‌گذاری کرده و امیدوار است که سرابی بیش نیستند. و این است معنای سخن رهبر معظم انقلاب که می‌فرمایند: «امروز هم آمریکا دچار خطای محاسباتی است؛ امروز آمریکا غلط می‌فهمد مسائل را، محاسبه‌اش اشتباه و غلط است». و در این رابطه به هیچ‌وجه این سخن رهبر معظم انقلاب را ساده نگیرید که می‌فرمایند آنچه رژیم طاغوتی پهلوی را سرنگون کرد، ایمانِ به اسلام و غیرت دینی و غیرت ایمانی بود، و امروز نیز ملت سرافراز ایران با همان روحیه در صحنه‌اند. 
 آری! اگر دشمن به گمان خود چند جوان ساده و نادان را تحریک می‌کند و به آن‌ها امید بسته، به این طرف ماجرا نظر بفرمایید که جوانان بسیجی ما چه اندازه سلحشورانه آماده‌اند که یک ساعته همۀ بساط اغتشاش‌گران را که امید ترامپ شده‌اند، برچینند به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب در مورد جوان ایرانی می‌فرمایند جوان ایرانی کسی است که در جنگ، سلحشور است و سینه سپر می‌کند، در سیاست روشن‌بین است و آمریکا را می‌شناسد. در امور دینی دارای تقیّد است. و در همین رابطه خطاب به جوانان می‌فرمایند در دینداری و تفکر سیاسی حاضر و آمادگی داشته باشند. 
آیا با توجه به این امر نباید دشمنان ایران همۀ حملۀ خود را متوجۀ رهبر انقلاب نمایند؟ که این‌چنین طشت رسوایی جبهۀ استکبار را به صدا در می‌آورند؟ آری! ای رفیق! قضیه از این قرار است و این است که به گفتۀ رهبر معظم انقلاب باز استمرار خطاهای عمیق محاسباتی آمریکا در قبال ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی، و باز شکست و نزدیکیِ سرنگونیِ جبهۀ استکبار به همان معنایی که خداوند فرمود: «كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلي‏ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيزٌ» بدین معنا که این حکمِ قطعی است که خداوند مقرر فرموده حتماً و حتماً من و پیامبرم بر آن‌ها چیره خواهیم شد. موفق باشید         
 

نمایش چاپی