سلام استاد عزیزم: ۱. استاد با توجه به اون فراز فصوص الحکم که فرمودند «ان ربی علی صراط مستقیم» آیه ی ابتدایی سوره مبارکه بقره که فرمودند «اولئک علی هدی من ربهم» هدایت رب چیه؟ (اخیرا اشاره فرمودید) ۲. استاد آیا رب من میتونه به حضرت محمد (ص) و آل او درود بفرسته؟ صلوات دانی بر عالی به چه نحوه است؟ خداوند خیرتون بده
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر میآید خوب است در این مورد به جلسۀ دوم و سوم بحث در مورد سورۀ بقره رجوع شود. ۲. نکاتی در کتاب «صلوات بر پیامبر (صلواتاللهعلیهوآله) عامل قدسی شدن روح»https://lobolmizan.ir/book/72?mark=%D8%B5%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AA در این مورد مطرح شده است. خوب است به آن کتاب رجوع فرمایید. موفق باشید
عرض سلام و ارادت خدمت شما: چیزی بعد سالها حضور در زندگی و چه بسا این روزها بیشتر من را به خود مشغول کرده و من را به یافتن میکشاند؛ یافتنی که جدایی از عادات اطراف و آگاهی به صورت در کنار هم بودنی من را به خود مشغول ساخته؛ مقصد این زندگی را چگونه میشود برای خود یافت؛ اصلا چگونه میشود به خود گفت زندگی همین است؟ زمانی هست برایم که میپرسم آیا زندگی همین است؟ یا اینکه شاید من باید چیزی دیگر هم بخواهم؟! مانده ام به گفتارِ شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ مهمی است. اتفاقاً شخصیتهایی مانند شهید آوینی زودتر با این سؤال روبرو شدند و با همین سؤال بود که او متوجه شد استدلالهای عقلی و انتزاعی او را کفایت نمی کند و باید در نسبت خود با انسانی فکر کرد که بودن انسانی او را معنا میکند و شهید آوینی به شخصیت حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» رسید که آینۀ انسان کامل در این زمانه بود و آوینی اینگونه آوینی شد و تأکید بر شخصیت حضرت علی «علیهالسلام» در همین رابطه موضوع مهمی میباشد. عرایضی با همین رویکرد ان شاءالله در روز ۱۳ ماه رجب در اعتکافی که در پیش است، خواهد شد. موفق باشید
سلام علیک استاد بزرگوار: در باب خداشناسی و نسبت آن با جریان غزه و حوادث آخر الزمانی شاید بتوان گفت که بسیاری از مؤمنین دچار مشکل شک و تردید شده و ممکن است یکی از دلایلی که میگویند حفظ ایمان در آخر الزمان مشکل است همین مسائل باشد که انسانها بین برداشت و درکی که از خدا دارند و حوادث پیش آمده نمیتوانند تحلیل دینی درستی داشته آن را حضم کنند و به اصطلاح پدیدار شناسی آنها با حقیقت پدیده که خداوند باشد جور در نمی آید. خود بنده فکر میکنم در درکی که از خدا داشتم تا حدی باید تجدید نظر کرده و او را حقیقتی نامحدود به گستردگی همه جهان هستی بدانم که بر اساس اسما و صفات و سنن و قوانین خود عمل کرده و گاهی برای اهدافی بالاتر مظلومیت و زجر و شکنجه یک قوم را نادیده میگیرد. و عجله ای در انتقام ندارد بر خلاف بینش ما که متوقع و خواستار رخدادی بزرگ از بابت این ظلمها هستیم در هر صورت جا دارد یکی از موضوعات دروس شما همین مطلب باشد که باعث نفوذ شیطان و شک در خیلیها شده هرچند به زبان نمی آورند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ بسیار حساسی است اگر جناب شیخ بهائی فرمود: «رنج راحت دان، چو شد مطلب بزرگ» به همین صحنهها نظر داشته است. کافی است متوجۀ نقشۀ یهود برای کلّ عالَم باشیم که بنا داشته به عنوان قوم برگزیده، همۀ جهان را بردۀ خود کند و در این راستا از همۀ جهات، خود را مجهز کرده از جهت رسانه و تکنیک تا حتی پروندۀ «جفری اپستین» که تقریباً همۀ سران و رئیس جمهورهای آمریکا از دمکرات تا جمهوری خواه را برایشان پروندۀ فساد واقعی ساخته تا همه در اختیار جریان یهود با جلوۀ صهیون باشند. حال این مردم غزه هستند که با الهام از روحیۀ انقلاب اسلامی بنا دارند این نقشۀ آخرالزمانی آنها را خنثی کنند و حماس با روحیۀ شهید یحیی سنوار به خوبی میداند این مهم، به عهدۀ آنها گذاشته شده که اتفاقاً در سرزمین به اصطلاح موعود باید کار جریان صهیون را خنثی کنند و جهان را از شرّ آنها نجات دهند. کافی است متوجۀ این سنت اصیل نظام الهی باشیم که: «مظلومیت، بیداری میآفریند و مظلومیت گسترده، بیداریِ گسترده میآفریند». آیا این قاعده را در بیداری امروز در مردم جهان ملاحظه نمیکنید؟ امری که یهود در جلوۀ صهیون از آن غافل بود و هنوز هم از آن غافل است ولی ما باید سخت متوجه باشیم آری! «رنج راحت شد چو شد مطلب بزرگ». این امری بود که ما در رابطه با انقلاب اسلامی ایران تجربه کردیم و حال در حالِ وقوع در جهان میباشد. موفق باشید
سلام علیکم استاد گرامی: در ادامه مطالعات عرفانی، به ویژه با بررسی تطبیقی میان مثنوی مولوی و آثار سهروردی، پرسشی برایم مطرح شده که نیازمند راهنمایی حکیمانۀ شماست. به نظر اینجانب سهروردی با تلفیق منطق مشایی و شهود عرفانی، دستگاه فکری منسجم و کمنظیری پدید آورده که از چند جهت حائز اهمیت است: تشیع او هماهنگی کامل با مبانی کلام امامیه دارد، نظریه نور و مراتب انوارش با مفهوم ولایت در اندیشۀ شیعی تطبیقی دقیق مییابد، و انسجام عقلی این نظام فلسفی، آن را از تأویلهای نابجا مصون میدارد. در مقابل، با تمام احترام برای مقام عرفانی مولوی، باید توجه داشت که مذهب اشعری و گرایش به تقدیرگرایی در آثار او، در مواردی با اصل عدل الهی در تشیع ناسازگار است. همچنین مواردی مانند ستایش معاویه و برخی خلفا در اشعارش، از منظر شیعی قابل پذیرش نیست. به گمانم حکمت اشراق با درآمیختن استدلال منطقی و کشف نورانی، پاسخی هماهنگتر با نیازهای معنوی انسان معاصر ارائه میدهد. نظر شما در این باره چیست؟ اگر امکان داشته باشد، سپاسگزار خواهم شد اگر بازخوانی و تأویل عرفانی داستانهای نمادین سهروردی را در برنامۀ کاری خود قرار دهید. این داستانهای موجز و نمادین، با وجود کوتاهی، گنجینۀ ارزشمندی از معارف ناب عرفانی هستند که متأسفانه میان نسل جوان کمتر شناخته شده است. با سپاس
باسمه تعالی: سلام علیکم: در شخصیت ارزشمند جناب سهروردی هیچ شکی نیست و در همین رابطه جناب هانری کربن که متوجۀ نیاز بشر جدید بودند، تلاش میکنند ما را متوجۀ شخصیت ذو ابعادِ جناب سهروردی بنمایند و بنده نیز نسبت به بعضی از داستانهای سمبلیک جناب سهروردی عرایضی داشتهام مانند کتاب «عقل سرخ»https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%B9%D9%82%D9%84%20%D8%B3%D8%B1%D8%AE&tab=sounds ولی در مورد جناب مولوی باید طوری آن اشعار را مدّ نظر داشت و از آن سخن گفت که منظور اصلی مولوی در آن قرار دارد تا متهم به اشعری گری و یا تقدیرگرایی نشود. به همین جهت امثال مرحوم قاضی طباطبایی بنا به گفتۀ آیت الله حسینی طهرانی در کتاب «روح مجرد» معتقد به تشیع جناب مولوی هستند. موفق باشید
سلام: میخواستم در مورد شروع حیات انسان در کره زمین سوال بپرسم. الان انسان دیرین شناسان با توجه به بقایا و علم ژنتیک یک خط تکاملی برای پیدایش ما دارند که از حدود ۸ ملیون سال پیش توی آفریقا شروع شده و تا الان ادامه داره. میخواستم نظرتون در مورد تکامل رو بدونم و بپرسم حالا آدم و حوا که توی دین گفته شده اولین انسان ها هستن کجای این خط تکاملی میتونن قرار بگیرن؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم شهید مطهری در کتاب «تکامل» که مجموعۀ فرمایشات ایشان در باره تکامل است میفرمایند از نظر دینی ما میتوانیم بگوییم اولین انسان که نژاد این انسانها میباشد، حضرت آدم و حضرت حوّا بودهاند. ولی دلایل علم فسیلشناسی در رابطه با ادعایشان نسبت به تکامل انسان ناقص است. بنده در جلسات اولیۀ شرح سورۀ سجده عرایضی در این رابطه داشتهام. https://lobolmizan.ir/sound/1250?mark=%D8%B3%D8%AC%D8%AF%D9%87 موفق باشید
سلام علیکم استاد بزرگوار: ببخشید در جایی فرمودین غضب روح انسان را میسوزاند. آیا گریه و ناله زیاد که گاهی همراه خشم هست و گاهی از روی افسردگی شدید. این هم همینطور روح را میسوزاند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم. ولی به هر حال باید خود را در نسبت با حضرت حق از یک طرف و با انسانیت انسانها و محبت و ارادت به آنها از طرف دیگر مدّ نظر داشته باشیم. موفق باشید
سلام وقتتون بخیر: ببخشید سوالی داشتم. من یه دانشجوی دختر هستم که شهر دیگه دانشجوام و تو خوابگاه میمونم، این ۳ سال اونقدر آدمهای مختلف دیدم که پیر شدم. دخترایی که شب ساعت ۳ میاومدن خوابگاه و مواردی که قابل بیان نیست. حالا مدیر کانال دخترانهای از من خواسته ویس بگیرم برای مخاطبهای یک کانال دخترانه و بگم که شهر دیگه دانشگاه نزنید اگر رشته خودتون در شهر خودتون هست و از تجربههام بگم به نظرتون این کار درسته؟ مثلا یکی مثل من که دانشگاه شهر کوچیک سطحش بالا نیست اگه بگم شهر خودتون انتخاب رشته کنید اشتباهه؟ چون واقعا خوابگاه آسیبش برای دختران خیلیی زیاده. خیلی ممنون میشم راهنماییم کنید. یعنی ذهنیتم این هست که دانشگاههای سطح یک از مذهبیها خالی نشه ولی از طرفی این آسیبهای بیشمار رو میبینم تو خوابگاهها و موارد زیادی که افراد از دین دارن خارج میشن. آیا اینکه به همه دختران توصیه بشه که دانشگاه در شهر دیگه رو حدالامکان انتخاب نکنید غلطه؟ اگه دختری نخبه باشه چی؟ ولی خب همون نخبه هم، بازم تو شهر دیگه واقعا چالش زیادی تو خوابگاه خواهد داشت.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر باید متذکر این امر باشیم که بالاخره حضور در خوابگاه به جهت دوری از شهرِ خود آسیبهای خاص خود را دارد تا خانوادهها در این مورد حساس باشند. موفق باشید
سلام علیکم: در فص محمدی ابن عربی اله معتَقَد را نتیجه عمل انسان است. بعبارت دیگر اله معتَقَد ساخته شخص است. شما در بحث حوری بهشتی که آن را تجلی اسم جامع الله میدانید که نتیجه عمل و عبادت شخص است. حال سوالم این است که این تجلی اسم جامع الله که حوری است، آیا همان اله معتَقَد است که جناب ابن عربی در فص محمدی بیان میکند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همینطور است. بالاخره خداوند برای کسی که تا مرز انس با حضرت حق و اسم جامع او جلو رفته است، حورالعین به معنایی که مربوط به مقربین است برای او تجلی میکند. تازه، در این موارد مهم نسبتی است که این متون مثل «فصوص الحکم» متذکر میشوند و نباید دغدغۀ این جزئیات را داشت. موفق باشید
در زمانی اینچنین، دچار احوالاتی متناقض و داغون میشوم. باز از خود گلایه میکنم. باز خودی که هیچ است را نگاه میکنم؛ به دل خراباتی خود نگاه میکنم؛ به داغون بودن خود نگاه میکنم؛ هیچ نمیابم؛ و چه میتوانم بکنم؟ عجز و ناتوانی و درماندگی و درماندگی و درماندگی تمام وجودم را میگیرد؛ کارها هستند میآیند و میروند، هیئتها میآیند و میروند و من گویی داغونتر میشوم گویی سوخته تر در وجود خود میشوم؛ از خود میپرسم: آخر چهات شده که دل غریبیات پایان ندارد و نمیپذیرد پایانی را و بهانهگیر است و گمگشته و درگَشتِه است. نمیدانم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یعنی دل، آمادۀ معرفت عمیقتری است برای درک کربلایی که به نهاییترین انسان نظر دارد. عرایضی در روز تاسوعا تحت عنوان «کربلا و نظر به نهاییترین حضور» https://eitaa.com/matalebevijeh/19788 انجام شد. امید است که اشارهای باشد به آنچه امثال جنابعالی باید در ادامۀ دینداری مدّ نظر قرار دهید. موفق باشید
سلام و عرض ادب: عزاداری ها قبول باشه ان شااله🤲 در شرایط فعلی گویا فصل مشترک آحاد جامعه وطن دوستی هست. یعنی از فردی که که تنها خدا رو قبول داره و دیگر هیچ تا کسی که به اصطلاح حزب اللهی هست. با توجه به این موضوع آیا پیدا کردن مصادیق تاریخی با محور ایران دوستی بدون دخالت عنصر دین در ایجاد وحدت بین آحاد جامعه چقدر راهگشاست؟ هنگامی که بحران به بالاترین حد خودش میرسد مثلا خطرات جانی مالی و... در مبارزه با اسرائیل به بالاترین حد ممکن میرسد آیا وطن دوستی میتواند نجات دهنده باشد و به بیان کلی تاب آوری را افزایش دهد؟ برای کسی که به اصول دینی پایبند است شاید حل این موضوعات و خطرات را به جان خریدن، راحتتر است اما برای یک وطن دوست هم میتواند همینطور باشد؟ روایتی که میگوید حب الاوطان من الایمان چقدر با این موضوع مرتبط است؟ ممنون از شما استاد گرامی
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در وطنی است که نماد و بستر دینداری و ستیز با دشمن انسانیت باشد. آری! دفاع از این وطن برای هرکس که باشد ارزشمند است و ایران، در این زمانه چنین وطنی است و در چنین جایگاهی قرار دارد، و این است که رهبر معظم انقلاب نیز در شب عاشورا فرمودند: سرود «ای ایران» خوانده شود.https://eitaa.com/mahdavi_arfae/24244. موفق باشید
سلام و عرض ادب: کتاب آشتی با خدا رو مطالعه میکردم همیشه یه سوالی داشتم که چه جوری میشه در درونمون با ما صحبت می کنند در بیرون نیست در درونمون هست. جدیدا در بیرون از خودمون هم صدایم میکنند و این بیرون باز با این دنیا فرق میکند نمیدانم چه طوری بازگو کنم. مثل اینکه یه درون و یه بیرون از خودمون داریم و یه دنیا که با حواس مشاهده میکنیم اگر بخواهیم راجع به این موضوعات بیشتر بدانیم که باید چگونه با آن صدای درونی و با خودمون رفتار کنیم میشه راهنمایی بفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با ادامه مباحث معرفت نفس و بحث معاد ان شاالله این موارد برایتان روشن خواهد شد. موفق باشید
سلام استاد عزیز وقتتون بخیر: چند سوال از خدمتتان داشتم: اول اینکه آیا ما وقتی در عالم مثال بودیم و هنوز در بستر دنیا نیامده بودیم غایت و نهایت خودمان برای رشد و تعالی را انتخاب کرده بودیم؟ یا وقتی در دنیا آمدیم در مسیر قوس صعود با بالفعل کردن قوا غایت رو میسازیم؟ آیا این درست هست که ما در عالم مثال غایتمان را انتخاب کردیم بعد در بستر دنیا و برای رسیدن بهش تلاش میکنیم، بسته به تلاشمان در دنیا یا با اون غایت میرسیم یا نمیرسیم به بیانی دیگر هرکس هرجایگاهی داره خودش در عالم مثال براساس ظرفیتش انتخاب کرده. یعنی وقتی خدا خودش رو به موجودات عرضه کرد هرکسی تا یه حدی پذیرفت، سنگ، حد سنگ بودن رو پذیرفت زنازاده در حد زنازادگی، من در حد خودم، یزید اونجا یزید بودنش رو انتخاب کرد... و بالاترین میزان پذیرش رو چهارده معصوم داشتند. آیا این درست است؟ دوم در مورد مقام اهل البیت. آیا آنها مقامشان را خودشون خواستند و ظرفیتش را داشتند یا به صورت تکوینی خدا به آنها داده است؟ و آیا مقام انبیا خصوصا الوالعزم با مقام اهل البیت یکی است؟ یا آنها در طیف تشکیکی وجود از نظر مقامی از اهل البیت پایین تر هستند؟ سوم آیا اینکه میگویند الان قیامتی قائم یعنی محشر به پا شده و حساب و کتاب اتفاق می افتد یا اینکه الان همه در برزخ به سر میبرند و حشر در زمانی که قیامت عالم ماده اتفاق می افتد برقرار میشود؟ چهارم میهمان خان اهل البیت بودن در قیامت به چه معناست؟ میهمان به جایگاه میزبان میرود یعنی در لحظه ای از لحظات دنیا آن شخص اینقدر داری شدت وجودی شده که به مقام اهل بیت رسیده یا اینکه شخص با نظر و توجه اهل بیت به آن جایگاه رسیده اند؟ این جابه جایی مکانی است یا مقامی؟ سپاس از پاسخگوییتون
باسمه تعالی: سلام علیکم: سوالات مفصلی مطرح فرمودهاید که نیاز است مباحث مربوط به آن را دنبال بفرمایید. در مورد انتخاب اولیه آری انسان در ذات خود مختار است و از همان ابتدا شخصیت خود را انتخاب کرده است و در راستای همان انتخاب، همواره میتواند نسبت به آن انتخاب تجدید نظر کند که بحث آن در جای خود شده است و انبیا و اولیای الهی در همان راستای انتخاب خود زیباترین انتخابها را انجام دادهاند تا آن حدی که خداوند آنها را عامل هدایت مردم تشخیص داد و از آن به بعد البته عنایات خاص و توانایی های خاصی را به آنها ارزانی کرد تا در راستای هدایت مردمان موفق باشند. درجای خود عرض شد که همیشه هر عالمی و جهانی که مقامش و رتبه وجودی اش برتر و بالاتر است زودتر خلق شده است و از این جهت قیامت به معنای مقام و عالمی برتر از نظر خلقت مقدم بر خلقت زمین و عالم ارض است و این غیر از آن است که ما در نسبت به اعمالمان قیامت خود را میسازیم.
هر آنکس به اندازهای که در انسانیت خود به تعالی رسیده باشد به همان اندازه به نحوی با انسانهای کامل ارتباط دارد و این به همان معنای میهمان اهل البیت بودن است. موفق باشید
سوال نگارنده این است: اگر من فردید را نمی شناختم و برخی از توضیحات وی در باب اشعار حافظ را نمی دانستم از این شرح شما در مورد این بیت (و همینطور سایر ابیات این غزل) چنین نتیجه نمی گرفتم که شما براین باورید که حافظ از آدم علیه السلام و آن دل بی حفاظ و بی جدار و بی غیرتش ناراحت بوده که «مسکن مالوف» و بهشت را رها کرده و خودش و ما را گرفتار دنیا (کثرات عالم وجود) کرده و حتی یاد آن مسکن مالوف یعنی بهشت را هم نمی کند ولی ما باید امیدوار باشیم در آینده ای که در پیش است به آن بهشت بازگردیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید با دقتی که جناب علامه طباطبایی در رابطه با آیات مربوط به بهشت برزخی دارند میتوان متوجه نکاتی شد که جناب فردید نیز متوجه آن شده است. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیزم: دیدن اسماء الهی، بستگی به نظرگاه ما دارد، مثلا نگاه به یک گل، یکی نظر به جمال الهی دارد، یکی قدرت الهی، یکی علم الهی و... منظورم در ظهور اسماء است و الا تمام اسما و ذات عین هم هستند. آیا درست فهمیدم؟ با تشکر از زحمات شما استاد بزرگوارم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است و اینجا است که فرمود: «نظر را نغز کن تا مغز بینی / گذر از پوست کن تا مغز بینی». آری! هرکس باید خودش از طریق خودش چنین حضوری را تجربه کند. به گفتۀ مرحوم ملاعباس تربتی در کتاب شریف «فضیلتهای فراموششده»؛ «چشیدنی است و نه شنیدنی». موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی و تشکر از عنایات بیحد جنابعالی: عدهای از دغدغهمندان به شریعت ناراحت از این بودند که: «چرا خانمهای بیحجاب در گلزار شهدا و تشییع ایشان حضور دارند». به نور حق ۲ نکته مورد نظر است: ۱) شهید زنده است؛ ورای تصوری که شهید را در بهشت میدانند و او را در آنجا در حال زندگی تصور میکنند، باید به این نظر کرد که زنده بودن شهید یعنی او حاضر است در شدت حضور. او که از تن بهدر آمده، اکنون بر همه عالم مادون مسلط است. «زنده»، زندگان را فرا میخواند به سبب کششی که در دلهای زندگان است. پس چهبسا خانم بیحجابی که زندهدل است و به نور شهید فراخوانده میشود و امثال بنده که دو رکعت نمازی -آنهم با هزار منت و بیحوصلگی- میخوانند و خدا را دیگر بنده نیستند، جذبِ نور شهید نمیشوند ازین جهت که قلب شان آماده دریافت توجهات نورانی حضرت حق در دل شهید نیست. ۲) خدا کجاست؟ مگرنه اینکه «حضور»، در فضاهایی پررنگتر است؟ مسائل فقهی ای که کاملا خشک و با هدف های سطحی (شراب و حوری و دوری از عذاب و شکنجه) تبلیغ شدهاند، برای نسل بنده قابلیت اجرایی ندارد. پس ابتدائا اندک حقی سرِ عدم رعایت بدهیم و بعد به این فکر کنیم که آیا نور حق -که ظلمتهارا میشکافد- در مکانهایی مثل مزار شهدا هویداتر از جاهای دیگر نیست؟ اصلا همین هویدایی و عریانی و همین احساس حضور بیکرانه است که وسعت چنین تجمعاتی دارد و همگان را با کششی که دارد به سوی خود میکشاند. اگر امربهمعروفی باشد هم از دل شهید حاصل میشود؛ آنجا که آن خانم، گوشهای از وصیتنامه ایشان را که میخواند به راستی در مییابد که برای حضور بیشتر نزد شهید باید به آن وصیت عمل کند و چه بسیار مورد که شهدا به قضیه حجاب و رعایت آن توجه داشته اند. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع، موضوع حساسی میباشد. آری! اگر انگیزۀ افرادی که می فرمایید اُنس با شهدا باشد ان شاءالله آن افراد هم بر خلاف ظاهرشان نتیجه میگیرند. ولی از حرمت گلزار شهدا نباید غفلت کرد و بیحجابیِ کامل با حجاب ضعیف، تفاوت دارد. رهبر معظم انقلاب در فتوای اخیر خود میفرمایند:
استفتاء: آیا برای نشاندادن پایبندی افراد کمحجاب به اصل نظام میتوان تصاویر آنها را منتشر کرد؟
🔺پاسخ امام خامنهای: «نشاندادن زنان #کمحجاب در مراسم انقلابی و دینی اگر به منظور نشاندادن حمایت اقشار مختلف مردم از نظام اسلامی باشد و مفسدهای بر آن مترتب نباشد، اشکال ندارد؛ ولی نشاندادن زنان #بیحجاب در مراسم انقلابی و دینی، چون سبب قبحشکنی از حرام مسلّم شرعی است، جایز نیست.»
از این جهت حتی باید به آن افراد که با حضور در گلزار شهداء قصد حرمتشکنی ندارند، متذکر شد که بهرۀ لازم را از آن حضور در کنار شهدای عزیز نمیبرند زیرا روح شهدا از این نوع هنجارشکنیها اذیت میشود و این در مورد هر مکان مقدسی صدق میکند. به همین جهت حتی در مورد مسجد داریم که باید ادبِ حضور در آن مکان مقدس را رعایت کرد. با پای راست وارد مسجد شد و با تواضع رو به قبله نشست و موضوعات صرفاً دنیایی را پشت سر گذاشت حتی در بدو ورود به احترام مسجد خوب است ۲ رکعت نماز تحیّت خواند و عجیب است از بعضی از روحانیون عزیز که خودشان باید متخلق به این آداب باشند دیرتر از نمازگزاران میآیند و بدون هیچ مقدمه، نماز را شروع میکنند و سریعاً بعد از نماز از محراب زودتر از نمازگزاران خارج میشوند و بعضاً میروند روی صندلی مینشینند و به تلفن همراه خود مشغول میشوند. چگونه میتوان پذیرفت که اگر عذری ندارند آن حالت تواضع و دو زانونشستن و رو به قبله را با نشستن روی صندلی مقایسه کرد؟!! . موفق باشید
سلام استاد عزیز: با توجه به اسنادی که از اپستین و جنایاتی که مرتکب شدن و به تازگی فاش شده، شاید قبلاً به خوبی نمیشد در مورد فراماسونری و جنایاتشون صحبت کرد ولی الان با توجه به این اسناد و... به نظرم بهتر میشه روی این مسائل کار کرد. همچنین در تقابل این تفکر، حکمت ملاصدرا میدرخشه. از طرفی حس میکنم با توجه به هجمه رسانه ای علیه جمهوری اسلامی، دلایل و کارهای فرهنگی که جبهه حق در دفاع از خودش انجام میداده اثرش کمرنگ شده. ولی اگه در تقابل با فراماسونر به خصوص به واسطه جریان جزیره اپستین و همینطور تفکر صهیونیست که چه نقشه ای برای جهان داره مثلاً به عنوان یه نمونه کوچک تصویر نقشه ای که روی بازوی سربازانشون دارن، ما بتونیم با استفاده از تفکر ملاصدرا، کار فرهنگی انجام بدیم، اثرش به نظرم صدها برابره. ممنون میشم نظرتون رو بهم بگید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است بخصوص که ملاحظه میفرمایید که مقابل نظام اسلامی چه جریانی قرار گرفته از آن جهت که جریان اپستین، کارگزار موساد و سرویسهای اطلاعاتی رژیم صهیونی بودهاند و ترامپ با پروندههای رسوایی که در نزد آنها دارد، عملاً در اشغال آنها میباشد.
به این فکر کنید در زمان و زمانهایی که بشر بیش از همیشه باید با تفکر حقیقی که شناخت باطلِ زمانه است؛ خود را بیابد، انسان میتواند باطل را در هر جریانی که با مسیر آخرین پیامبر مقابله میکند، بشناسد. و در این راستا راه خدا، به عنوان راهی که راه باطل نیست، خود را مینمایاند. این یعنی حضور در میدان «تولّی» و «تبرّی» که حضور در اُنسِ نهایی با حضرت حق است در مقابله با میدانی که در نهایت خشونت با انسانیت است و این است راز حقّانیت اسلام و ذیل اسلام، راز حقّانیت انقلاب اسلامی که با خشنترین جبهۀ استکبار روبهرو شده، به معنای پایان تاریخ غربِ استکباری که تاریخ فرار از حق و حقیقت است در نهاییترین شکل. اینجا است که مییابیم چرا با خشنترین صورت استکبار روبهرو میشویم. استکباری که در جزیزۀ جفری اپستین نهتنها به دختران جوان تجاوز میکردند، حتی آنها را به قتل میرساندند و خون آنان را به آن بت تقدیم مینمودند و انعکاس آن خشونت را شما در ۱۸ و ۱۹ دیماه امسال مشاهده کردید. از عظمت انقلاب اسلامی همین بس که با تقابل با چنین جریانی روبهرو میشود و سرافراز بیرون میآید. موفق باشید
جفری اپستین. معلمی بدون هیچ مدرک دانشگاهی، وارد یکی از معتبرترین مدارس نیویورک میشود. همین معلم، سالها بعد تبدیل به مرموزترین چهره والاستریت شد و در نهایت به متهمی بدل گردید که پروندهاش پای شاهزادگان، رؤسای جمهور و میلیاردرها را وسط میکشد.
در تمام این سالها، اپستین زندگیای فوقالعاده لوکس داشت، در بالاترین لایههای جامعه آمریکا و اروپا رفتوآمد میکرد و با افرادی دوست بود که نامشان به تنهایی میتواند انسان را متحیر کند؛ بیل کلینتون، دونالد ترامپ، بیل گیتس، کوین اسپیسی، شاهزاده اندرو و دهها نفر دیگر از نخبگان سیاسی، هنری، علمی و اقتصادی جهان. لری سامرز رئیس سابق دانشگاه هاروارد و وزیر خزانهداری آمریکا، مدلهای بریتانیایی و دهها نفر دیگر از نخبگان سیاسی، هنری و اقتصادی جهان، هرکدام جایگاهی در این حلقه داشتند. اما امپراتوری او خیلی زود به جزیرهای ختم شد که بیراه نیست اگر آن را «جزیره وحشت» بنامیم؛ جایی که ظاهراً اتفاقات عجیبی در جریان بود. این جزیره، واقع در آبهای آرام و آبی کارائیب، پر از ویلاهای لوکس و مهمانیهای مرموز بود. چهرههای مشهور، سیاستمداران و میلیاردرها در آن رفتوآمد میکردند، اما بعدها مشخص شد که این مکان تبدیل به جهنم دختران نوجوان شده بود.
یه شبکه پیچیده قاچاق دختران نوجوان از کشورهای مختلف مخصوصاً ایالتهای جنوبی آمریکا راه افتاده بود. این دخترها اکثراً نوجوان های ۱۴ و ۱۵ ساله بودند و با وعدهی شغل و زندگی بهتر وارد سیستم میشدند. اپستین، با همکاری زنانی که به او نزدیک بودند، از جمله گیلین مکسول، دختر یکی از غولهای رسانهای بریتانیا، دختران نوجوان را با وعده پول و فرصت شغلی جذب میکرد. در نگاه اول، همه چیز ساده و بیضرر به نظر میرسید: «میخوای بیای کار ماساژ انجام بدی و برای هر جلسه ۲۰۰ دلار بگیری؟» اما پشت این ظاهر ساده، واقعیتی تاریک و هولناک در جریان بود که کمکم برای قربانیان آشکار میشد. هر دختری که وارد این چرخه میشد، خیلی زود درمییافت که ماجرا چیزی فراتر از آن چیزی است که ابتدا تصور میکرد و اسیر سوءاستفاده و سکوت اجباری و تهدید میشد و در خیلی از موارد به او فشار میاوردند که خودش هم دختران دیگری را معرفی کند. حتی جابهجایی آنها به مکانهای دیگر آغاز میشد، چه در داخل آمریکا و چه در خارج از آن.
گزارش شده است که اپستین دختران زیر سن قانونی و زنان جوان را در اختیار دوستان قدرتمندش می گذاشت و همزمان سیستم نظارتی و مخفیانه گسترده ای را در سراسر املاکش در نیویورک، پالم بیچ و جزیره خصوصی اش نصب کرده بود تا فعالیت های جنسی آنها را به عنوان ابزاری برای باج گیری ثبت کند. رفتوآمد خصوصی افراد به جزیره، با هواپیمای شخصی اپستین موسوم به «Lolita Express» صورت میگرفت؛ جتی لوکس که نام آن بعدها به یکی از نمادهای رسواییهای اپستین تبدیل شد.
نفر بعدی، دونالد ترامپ است. اپستین و ترامپ در دهه ۹۰ دوستان نزدیک بودند و ترامپ در آن زمان گفته بود جفری آدم فوقالعادهای است و با زنهای زیبا معاشرت میکند، حتی زنهایی که کمی جوانتر از حد معمول هستند. با این حال، ترامپ بعدها از اپستین فاصله گرفت و مدعی شد که ارتباطش با او قطع شده است. هیچ مدرکی مبنی بر حضور ترامپ در جزیره اپستین ثبت نشده، اما نام او بارها در ارتباطات و شبکههای اپستین مطرح شده است.
ترامپ و اپستین سالها دوست نزدیک بودند و در رفتوآمدهای اجتماعی با هم دیده میشدند. فهرست پروازهای اپستین نشان میدهد که ترامپ چندین بار با هواپیمای خصوصی او سفر کرده است. این دو در دهه ۱۹۹۰ در رویدادهای سطح بالا کنار هم حضور داشتند و عکسهایی که شبکه CNN منتشر کرد، نشان میدهد اپستین در مراسم عروسی ترامپ با همسر قبلیاش حاضر بوده است. ترامپ خودش یک بار گفته بود: «من ۱۰ سال صمیمیترین دوست او بودم.»
با این حال، بسیاری از اسناد مرتبط با اپستین—از جمله فهرستهای کامل مهمانان جزیره، مکالمات تلفنی و فایلهای ضبطشده—هنوز توسط دادگاه محرمانه نگه داشته شدهاند. با این وجود، رسانهها موفق شدند لیستی موسوم به «Epstein Black Book» (دفترچه سیاه اپستین) را فاش کنند که شامل اسامی بیش از دو هزار نفر است؛ از چهرههای سیاسی و مدلها گرفته تا دانشگاهیان و حتی خبرنگاران.
و سرانجام در سال ۲۰۱۹، پرونده اپستین دوباره باز شد؛ اینبار نه از فلوریدا، بلکه از نیویورک و نه با یک اتهام سبک، بلکه با اتهام قاچاق جنسی انسان در سطح فدرال. FBI خانه او را به طور کامل بازرسی کرد و آنچه پیدا شد، شگفتانگیز و تکاندهنده بود: هزاران عکس از دختران نوجوان، فیلمهایی از دوربینهای مخفی نصبشده در خانههایی که مشخص نبود کجا بودند، پاسپورتهای خارجی با اسامی جعلی، مقادیر زیادی پول نقد به ارزهای مختلف و در نهایت دفترچهای که به «دفترچه سیاه اپستین» معروف شد و اسامی افراد سرشناس در آن ثبت شده بود.
اپستین بازداشت و به زندان افتاد و همزمان نام شخص دیگری نیز به عنوان همکار و همراهش در این پرونده مطرح شد: گیلین مکسول، که به نوعی دستیار و همکار اپستین در این فساد بود.
با اینکه اپستین هرگز ازدواج نکرد، اما رابطهای طولانی با گیلین مکسول، شهروند بریتانیایی، داشت. در تاریخ ۲ ژوئیه ۲۰۲۰، FBI این زن را دستگیر کرد و او را به شش فقره اتهام متهم نمود، از جمله اغفال دختران نوجوان به منظور مشارکت در فعالیتهای جنسی مجرمانه و ارائه شهادت دروغ. مقامات قضایی اعلام کردند که مکسول با فریب دادن این دختران و جلب اعتمادشان، آنها را به دام اپستین میانداخت.
در دسامبر ۲۰۲۱، دادگاه گیلین مکسول را مجرم شناخت و او به ۲۰ سال زندان و پرداخت ۷۵۰ هزار دلار جریمه محکوم شد.
تا پیش از آغاز دادگاه، بسیاری نگران بودند که اگر اپستین حرف بزند، نامهایی مطرح شود که میتواند دنیا را تکان دهد. اما هیچگاه به آن نقطه نرسیدیم. در ۱۰ آگوست ۲۰۱۹، تنها سه هفته پس از ماجرای درگیری، جسد اپستین در سلولش پیدا شد. گزارش رسمی خودکشی اعلام شد، اما نکات مشکوکی وجود داشت: دوربینهای سلول همان شب قطع بودند، نگهبانها مدعی شدند خواب ماندهاند و چکهای روتین شبانه را انجام ندادهاند، و آثار روی بدنش با حلقآویز شدن همخوانی نداشت؛ بیشتر شبیه خفگی بود تا خودکشی.
شبکهای از کودکآزاران در سطوح بالای جامعه آمریکا فعال بوده و از حمایت دولتی برخوردار بودهاند؛ این ادعاها عمدتاً از طریق پیامهای شخصی با نام مستعار «کیو» (Q) در فضای مجازی منتشر شدهاند. حتی برخی ادعا کردند اپستین عامل موساد و اسرائیل بوده و هدفش جمعآوری اطلاعات از افراد سرشناس برای مجبور کردن آنها به حمایت از سیاستهای اسرائیل بوده است. برخی معتقدند همین مسئله باعث حمایت ترامپ از نتانیاهو، با وجود اختلاف نظرهایی که داشتند، شده است. البته باید تأکید کرد که این موارد در حد شایعه و تئوری هستند و هیچ سند یا مدرک رسمی برای اثبات آنها وجود ندارد.
https://ravcast.ir/jeffrey-epstein/
https://www.mashreghnews.ir/news/1782342/%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%81%DA%A9%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF
پروژه کنترلی موساد
چندی پیش اریک بوزینگ، تحلیلگر مسائل آمریکا که پرونده اپستین را با جزئیات پیگیری میکند در یادداشتی در پایگاه مدیوم نوشت که اپستین در واقع مدیری بود که یک سیستم «تلهگذاری جنسی» را به نیابت از دستگاههای اطلاعاتی از جمله موساد در بالاترین سطوح اجتماعی اداره میکرد.https://eitaa.com/atashnews/232544
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: طبق چیزی که توی کانال گذاشتید: #استاد_طاهرزاده: چه اندازه در غفلت اند آن هایی که حضرت آیت الله خامنه ای، یعنی نایب الام عصر را که به نور قرآنِ حیّ و حاضر یعنی نور حضرت صاحب الأمر «عجلاللهتعالیفرجهالشریف» میاندیشند و سخن میگویند. به جهت طولانی بودن عمر شریف شان پیر قلمداد می کنند! مگر حضرت صاحب الأمر با طولانیشدنِ عمر مبارکشان، پیر میشوند که عدهای گمان میکنند رهبر انقلاب پیر شدهاند؟! خواستم چیزی را به شما عرض کنم حضرت آیتالله خامنهای مد ظله العالی در یک دیداری فرمودند: عمري الى التسعين يركض مسرعا والنفس واقفة على العشرين. حضرت آقا مد ظله العالی مانند حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رو به سمت جوانی هستند و لحظه به لحظه جوونتر از قبل میشن. هم جوونتر لحظه به لحظه میشن و مهربونتر و عشقم نسبت به ایشون لحطه به لحظه بیشتر میشه
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ مهمی است و همینطور که فرمودند: «سن و سالم را باید براساس روحم حساب کرد نه به تعداد سالها. فردا سنّ نود سالگی را به مسخره خواهم گرفت. عمرم شتابان به سوی نود سالگی میدود. ولی روحم بر بیست سالگی ثابت است.» و واقعاً اگر عزیزان با دقت روی سخنان رهبر معظم انقلاب تمرکز کنند، متوجۀ عمق دقت ایشان نسبت به جهانی که در آن قرار دارند؛ میشوند. به عنوان نمونه میتوانید به عرایضی که در رابطه با سخنان ایشان در موضوع «جنگ نرم» شد، نظری بیندازید. https://eitaa.com/matalebevijeh/21554 . و یا در این رابطه خوب است به سخنان حاج آقا موسویان با نظر به سخنان رهبر معظم انقلاب را مدّ نظر آرید. https://eitaa.com/sabbar_ir/3938 موفق باشید
با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: استاد اینکه اوضاع اقتصادی نابسامان است صحیح و اینکه متأسفانه فاصله غنی و فقیر در مقایسه با اول انقلاب زیاد شده به وضوح در جامعه دیده میشود، ولی چه چیز باعث شده است که بخشی از جوانان سطحی نگر معترض القابی را که شایسته مستکبران و دیکتاتورهای ظالم عالم چون نتانیاهوی ملعون و ترامپ فرومایه است را به رهبری نسبت بدهند و این پدر رئوف و مهربان و این امید مظلومین و مستضعفین جهان را باعث و بانی اوضاع نابسامان اقتصادی کنونی بدانند؟ بدیهی است که در رسانه نوک پیکان دشمن خودی ترین خودی ها را نشانه گرفته و رهبری را به مردم به عنوان علت مشکلات معرفی می کند با اینکه رهبر جایگاه رهبری دارند و نه جایگاه کارشناس اقتصادی. ولی در این شرایط از رئیس دولت که با ادعای بهبود اوضاع اقتصادی به میدان آمد ولی متأسفانه شرایط بدتر شد، انتظار می رود که لااقل خود دولت را مسئول بداند و شبه های مرتبط با رهبری را برطرف کند. تا کنون چندین بار رهبری از رئیس جمهور پشتیبانی کرده اند و مردم را به همکاری با دولت ترغیب کرده اند و الان که دشمن سعی دارد رهبری را باعث و بانی شرایط کنونی معرفی کند جا دارد لااقل رئیس جمهور به مردم بگوید که رهبری در بدتر شدن اوضاع اقتصادی نقشی ندارند و بدتر شدن اوضاع متوجه دولت است و نه رهبری. تا کی باید رهبر عزیزمان، این پدر رئوف و مهربان حتی در داخل کشور اینقدر مورد مظلومیت قرار بگیرند و چوب بی تدبیری های دولت ها را بخورند. نمیدانم در بین دولت مردان ما ترس از دست دادن محبوبیت در جامعه است که باعث می شود که آنطور که باید پشت رهبری در نیایند، که اگر چنین است بروند تهذیب نفس کنند و یا اینکه خدای ناکرده دل آنها جای دیگری ست اما اینکه شعارهای بخشی از مردم معترض سطحی نگر متوجه رهبری، این ندای حق زمانه، شده است دل انسان را به شدت بدرد می آورد. التماس دعا استاد
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجه هستید در هر حال و کم و بیش با نفوذ غربزدگان لیبرال، ما در نظام اجرایی گرفتار افرادی شدهایم که هیچ تعهدی نسبت به مردم ندارند و به عدالت و تقوایی که مبنای نظام اسلامی میباشد، آنطور که شایسته است متعهد نیستند هرچند همۀ بدنۀ دولت چنین نیست، ولی آن افراد که جنابعالی نیز متذکر آنها هستید، در گلوگاههای بعضی از تصمیمگیریها حاضرند. مهم آن است که متوجه باشیم این افراد بالاخره در نظام اسلامی ما مهمانهای ناخواندهای هستند و این درست بر عکسِ سرنوشت کشورهای غربی است که این افراد، صاحب نظام کشورهای غربی شدهاند و اینجا است که باید سخت امیدوار بود که دشمن بر افرادی سرمایهگذاری کرده و امیدوار است که سرابی بیش نیستند. و این است معنای سخن رهبر معظم انقلاب که میفرمایند: «امروز هم آمریکا دچار خطای محاسباتی است؛ امروز آمریکا غلط میفهمد مسائل را، محاسبهاش اشتباه و غلط است». و در این رابطه به هیچوجه این سخن رهبر معظم انقلاب را ساده نگیرید که میفرمایند آنچه رژیم طاغوتی پهلوی را سرنگون کرد، ایمانِ به اسلام و غیرت دینی و غیرت ایمانی بود، و امروز نیز ملت سرافراز ایران با همان روحیه در صحنهاند.
آری! اگر دشمن به گمان خود چند جوان ساده و نادان را تحریک میکند و به آنها امید بسته، به این طرف ماجرا نظر بفرمایید که جوانان بسیجی ما چه اندازه سلحشورانه آمادهاند که یک ساعته همۀ بساط اغتشاشگران را که امید ترامپ شدهاند، برچینند به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب در مورد جوان ایرانی میفرمایند جوان ایرانی کسی است که در جنگ، سلحشور است و سینه سپر میکند، در سیاست روشنبین است و آمریکا را میشناسد. در امور دینی دارای تقیّد است. و در همین رابطه خطاب به جوانان میفرمایند در دینداری و تفکر سیاسی حاضر و آمادگی داشته باشند.
آیا با توجه به این امر نباید دشمنان ایران همۀ حملۀ خود را متوجۀ رهبر انقلاب نمایند؟ که اینچنین طشت رسوایی جبهۀ استکبار را به صدا در میآورند؟ آری! ای رفیق! قضیه از این قرار است و این است که به گفتۀ رهبر معظم انقلاب باز استمرار خطاهای عمیق محاسباتی آمریکا در قبال ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی، و باز شکست و نزدیکیِ سرنگونیِ جبهۀ استکبار به همان معنایی که خداوند فرمود: «كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيزٌ» بدین معنا که این حکمِ قطعی است که خداوند مقرر فرموده حتماً و حتماً من و پیامبرم بر آنها چیره خواهیم شد. موفق باشید
سلام و عرض ادب: با توجه به اینکه جهان درحال حرکت است و ما هم به عنوان موجودی در این جهان دائم در حال تغییر و حرکتیم چطور میشود نظامی را (همان دین) بپذیریم و تمام عمر طبق آن عمل کنیم؟! و چطور یک عده حتی در سنین کم چنان با یقین این اعمال را انجام میدهند که انسان حسرت میخورد نسبت من با دین باید چگونه باشد؟! و چطور این نسبت حاصل میشود؟! چرا هرچه میگذرد بجای یقین بیشتر به شکم افزوده میشود؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بشر پیشرفت دارد و همانطور که در کتاب «بشر جدید و آیندۀ قدسی آن» عرض شده است، ما نمیتوانیم از روحیات بشر جدید غفلت کنیم، ولی شریعت الهی صادرشده از ربّ العالمین است که پروردگار همۀ بشریت در همۀ دورانها میباشد و به قول آقای پروفسور کربن، فراتاریخی است. و اینجا است که هرکس متوجه میشود گویا پیامبران خدا قصه و حکایت همین امروز آنها را برای نجات آنها با آنها در میان میگذارد. موفق باشید
میشل فوکو (درباره انقلاب اسلامی): زمانی فراخواهد رسید که این پدیده که تلاش میکنیم درکش کنیم و ما را به شدت مجذوب خود کرده است - یعنی تجربه ی انقلابی ـ خاموش خواهد شد. دقیقاً نوری بود که در همه ی این مردم روشن بود و درعین حال همه ی آنان را در خود غرق کرد. این نور خاموش خواهد شد. آنگاه نیروهای متفاوت سیاسی و جریانهای متفاوت سربر خواهند آورد، سازشهایی صورت خواهد گرفت و من به هیچ وجه نمیدانم چه کسی پیروز خواهد بود و گمان نمی کنم زیاد باشند کسانی که بتوانند از هم اکنون این را پیش گویی کنند. این نور محو خواهد شد. فرایندهایی متعلق به سطحی دیگر و به نوعی متعلق به واقعیتی دیگر وجود خواهد داشت. منظورم این است که آنچه شاهدش بودیم نتیجه ی نوعی ائتلاف مثلاً میان گروههای متفاوت سیاسی نبود، نتیجه ی سازش میان دو طبقه ی اجتماعی هم نبود که یکی با عقب نشینی بر سر این موضع و دیگری بر سر موضعی دیگر سرانجام بر سر مطالبه ی این یا آن انتخاب به توافق برسند. ابداً. چیزی دیگر روی داد. پدیده ای همه ی مردم را در بر گرفت و روزی از حرکت بازخواهد ایستاد. در آن زمان دیگر فقط محاسبه های سیاسی باقی خواهد ماند. کتاب «آیا قیام کردن بیفایده است؟»، گفتگوی ایران: روح جهان بیروح، ترجمه نیکو سرخوش و افشین جهاندیده، ص۴۶ بیایید نظر کنیم، نه به غوغای سیاست و نزاعهای روزمره، بلکه به آن لحظهی آغازین، آن دمِ نخستینِ انقلاب اسلامی که به تعبیر حضرت امام، نوری بود در قلب امت؛ نوری که نه از سازش طبقات برآمد، نه از محاسبههای سرد سیاست، بلکه از عمق جان مردم جوشید و همه را در خود غرق کرد. افسوس که امروز، آن نور در پس پردهی دعواهای سیاسی پنهان گشته است؛ و تحلیلها، به جای آنکه از حقیقت وجودی این تجربه سخن گویند، در سطح منازعات روزمره متوقف ماندهاند. این حجابِ سیاست، ما را از شهود آن لحظهی ناب بازمیدارد. پس اگر میخواهیم بفهمیم، باید از نو نظر کنیم؛ با چشم دل، با نگاه تاریخی و وجودی، به آن نوری که روزی در قلبها شعله کشید و هنوز میتوان پژواکش را در جانهای بیدار شنید. و مگر نه آنکه هر انقلابی، اگر از جنس حقیقت باشد، نه تنها ساختارها را دگرگون میکند، بلکه جانها را نیز به لرزه میافکند؟ آن نور، آن لحظهی بیبدیل، نه در شعارها بود و نه در صفآراییهای سیاسی؛ در سکوتی بود که دلها را فرا میگرفت، در اشکهایی که بیدلیل جاری میشد، در گامهایی که بیمحاسبه به سوی خطر میرفتند، تنها به امید چیزی که نامش را نمیدانستند، اما حضورش را حس میکردند. اکنون، در روزگاری که تحلیلها به آمار و تفسیرهای سطحی فروکاسته شدهاند، و هر تجربهی تاریخی در قالب جناح و جریان بازخوانی میشود، وظیفهی ماست که از نو به آن لحظه بنگریم؛ نه برای بازگشت به گذشته، بلکه برای فهم آن حقیقتی که در دل آن لحظه نهفته بود. شاید آن نور خاموش شده باشد، چنانکه فوکو گفت؛ اما خاموشیاش نیز خود نشانهای است. نشانهی عبور از شور به شعور، از انفجار به تأمل، از جمع به فرد. و شاید اکنون، در این سکوتِ پس از طوفان، وقت آن رسیده باشد که از نو بپرسیم: آن نور چه بود؟ از کجا آمد؟ و آیا هنوز میتوان ردّش را در جانهای مشتاق یافت؟ @varastegi_ir ๛ وارَستِگی
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر تاریخی در دل ظلمات آغاز شود آنچنان نیست که حجابهای ظلمانی او را به راحتی رها کنند، ولی همچنان هم نیست که بتوانند خاموشش نمایند و از افقی که در مقابل مردمان گشوده شده است، مردمان را منصرف نمایند حتی خانم سمیه حیدری، اولین بانوی مدال آور در رقابتهای جهانی در رشتهی جودو که رهبر به ایشان فرمودند: خیلی کار خوبی کردید که با چادر روی سکو رفتید. باعث افتخار مملکت ایران هستید. https://eitaa.com/syasatmahdaviyat/737433 . نه! همانطور که میفرمایید انقلاب اسلامی نوری است که بعضاً با سیاستبازیهای عدهای به حجاب میرود ولی افقی با انقلاب اسلامی در مقابل مردم ما گشوده شده است که آنان را به انسان و انسانیت دعوت میکند. وقتی زیبایی هستیِ خود را با حضور در هستی خود احساس کردیم، معلوم است که هر آنچه از چنین انسانی با چنین حضوری ظاهر شود، زیبا است؛ چه در سخنگفتن و چه در حرکات و سکنات و تعاملات با دیگران. در همه موارد، این هستی است که به صورتی خاص در این تاریخ با افقی که انقلاب اسلامی مقابل ما گشوده است، به ظهور آمده تا ما را با هستی خود آشنا کند و هرچه بشر جلو و جلوتر رود، بیشتر به هستی خود نزدیک و در آن حاضر میشود. این راهی است برای انسانی که خودش برای خودش مسئله شده، تا خود را با خودآگاهیِ تمام و همه چیز را در آن حضور بازبینی کند، به همان معنایی که در آخرالزمان، گویا آن عالیترین انسان، دین جدیدی آورده، زیرا انسان آماده نگاهی دوباره به آخرین دین است، برای آخرین انسان در نهاییترین حضور. و اینجا است که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند: « مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت- ارواحنا فداه- است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظهای مسئولین را از وظیفهای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند.» موفق باشید
با رمز شعار مرگ بر آمریکا / طوفان شده در سراسر این دنیا. تاریخ ولادت خود تاریخ است / تبریک به کلّ هفت اکتبریها. استاد دعا کنید روسیاهانی مثل من هم در دل این تاریخ خود را بیابیم و ۷ اکتبر روز ولادتمان باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است و بیحساب نیست که رهبر معظم انقلاب در مورد شهید سنوار فرمودند: «او چهرهی درخشان مقاومت و مجاهدت بود؛ با عزم پولادین در برابر دشمن ظالم و متجاوز ایستاد؛ با تدبیر و شجاعت به او سیلی زد؛ ضربهی جبرانناپذیر هفتم اکتبر را در تاریخ این منطقه به یادگار گذاشت». و حجت الاسلام آقای مجتبی کاظمی در مقدمۀ بحث «ما و جهان پس از هفت اکتبر» متذکر نکتۀ خوبی در رابطه با هفت اکتبریِ ما شدند https://eitaa.com/matalebevijeh/20409 . موفق باشید
سلام و ادب: بنده دانشجوی کارشناسی فلسفه هستم و خیلی به عرفان علاقه مندم اگر بخوام اصولی مسیر رسیدن به مقام های عرفانی بدون خطر افتادن در وهم و ضلالت رو طی کنم بهم سیر مطالعاتی معرفی کنید لطفا. ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد میشود پس از تعمق بر حکمت صدرایی، به «فصوص الحکم» ابن عربی همراه با شرحی که با ذوقتان بخواند رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام علیکم: بحث رب خاص در کدام فص از فصوص الحکم آمده است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اکنون هیچ حضوری در این رابطه ندارم. موفق باشید
سلام علیکم: بر اساس آنچه که درباره تفسیر سوره واقعه درباره حوری بهشتی فرمودید میخواستم بدونم که آیا امکان دارد یک فرد مقرب «مقربون» بیشتر از یک حوری داشته باشد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در کثرتِ موضوع نیست، بحث در آینههایی است که صورت عبادات انسان میباشند و افقی که به سوی حضرت محبوب می گشایند. موفق باشید
سلام خدمت شما: بنده پسری ۱۹ ساله هستم که به تازگی کنکور دادم و آماده و انشاءلله قراره برم دانشگاه. مسئلهای هست که بنده به مرور زمان درگیرش شدم و گاهی از اوقات احساس پوچی کامل میکنم. قبلا توی یک فضای معنوی بودم و بحث حفظ قرآن رو دنبال میکردم و گاه گاهی بحثای عرفانی شما رو هم دنبال میکردم و ارتباط خوبی با خدا و اهل بیت داشتم. چند وقت پیش که کلا وارد فضای درس خوندن و کنکور و یه مقدار از طرفی وارد فضای کسب درآمد شدم کم کم از اون فضا دور شدم تا الان به یه نقطه ای رسیدم که کلا ذهنم درگیر مادیات و آیندس و همیشه درحال تلاشم که چجوری بیشتر درآمد داشته باشم و اون حضوری که قبلا داشتم رو ندارم و حتی کلا شاید در ماه قرآن نخونم و کلا وارد این فضا شدم. همچنین مثل اکثر نسل امروزی دنبال همدم و همراه جنس مخالف هستم و خیلی در این زمینه احساس نیاز میکنم و میخوام که یه همدم داشته باشم ولی با توجه به سن و سال و شرایط به هیچ عنوان نمیتونم به ازدواج حتی فکر هم بکنم. در کل با توجه به همه این حالاتی که عرض کردم خدمتتون الان احساس پوچی بهم دست داده و حال بدی دارم و همش سعی میکنم که خودم رو مشغول و سرگرم کنم به خصوص با فضای مجازی. از یه طرف نمیتونم به دارآمد و مادیات فکر نکنم از یه طف دیگه هم نمیتونم اون حضور و معنویت رو نداشته باشم این حال کلا خرابم کرده و یه سردرگمی عجیبی بهم داده و احساس پوچی میکنم. لطفا اگه میشه بفرمایید که چه توصیه ای برای بنده دارید تا بتونم یکم از این سردرگمی و پوچی در بیام. با تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به گفتۀ استاد آیت الله حسنزاده اگر انسان خود را مشغول امور معرفتی و الهی نکند، ذهن او، او را مشغول امور وَهمی و خیالی میکند. موفق باشید
