بنام خدای کودکان شهید غزه و هزاران هزار مجاهدی که از کل وجود و حق زندگیشان گذشتند تا ما به هدایت خود موفق شویم. و قسم به انسانی که هزار و چند صدسال در روی کره زمین، هر رنجی از همه مردم دنیا را به جانش خرید و غم هایی دید که فقط خداوند آنرا میدانند، قسم به مهدی صلوات الله علیه که همه این رنج ها و این راه اسلام مقدس ترین هستند. قسم به ذره ذره آه مظلومان عالم، قسم به رنج های زشت و زیبایی که مردم در این راه به جان خریدند، که نوبت خدا فرا رسیده و هرچه جان دادید بهترین کاری بود که برای یک فرصت زندگی می توانستید به خود و خداوند پیش کش کنید. از من و ما گذر کردیم چیزی نیستم الا تسلیم شده ای آماده در ید اراده خداوند، و ما رستگار و به سرمقصد شدیم. مرا میبخشید که صحبتی بیش از این ندارم تا شاید عقلی را بجنباند ولی همه حرفم را بعنوان جامع حرف های عقلی و دلی خدمت شما عرض کردم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میفرمایید به هر حال سخنها گفته میشود تا «شاید عقلی را بجنباند» و با توجه به این امر در زمانهای قرار داریم که انسانها مجبورند تکلیف خود را با زندگی و تاریخ معلوم نمایند، یا باید بپذیرند که در بستر تاریخی که نظم جهان استکباری شکل داده زندگی خود را جدا از هر مقاومتی شکل دهند و سرنوشت آنها را جهان استکبار هرطور که مایل بود رقم بزند، و یا باید در بستر یگانگی بین «زندگی» و «مقاومت» در مقابل جهان استکباری مقاومت کند و خودش سرنوشت خود را در اختیار بگیرد و با یگانگی بین انسانها، زندگی را معنا کند، به جای روحیۀ نژادپرستی و خودبنیادی که جهان استکباری دامن میزند. در این رابطه سعی شده سلسله مباحث «یگانگی بین «زندگی» و «مقاومت» متذکر خطری باشیم که جهان استکباری برای بشریت در این تاریخ رقم زده است و به راهِ برونرفت از آن خطر فکر کنیم.
با نظر به سیطرۀ تکنیک در راستای تسلیمکردن انسانها توسط جبهۀ استکبار، اهمیت یگانگیِ «زندگی» و «مقاومت» در راستای مقابله با آن جبهه روز به روز بیشتر میشود زیرا تنها از همین طریق است که ناتوانی جبهۀ استکبار ظاهر میگردد و معلوم میشود در مقابل فرهنگ مقاومت، جبهۀ استکبار هیچ راهکاری ندارد، به همان صورتی که در مقابل حضرت سیدالشهداء «علیهالسلام» تنها متوسل به شهادت آن حضرت شدند به امید آنکه شمشیر آنها آخرین راهکار است، ولی چیزی نگذشت که معلوم شد آن خونی که در میدان مقاومت و شهادت ظهور میکند حضور نرمی است که بر شمشیرها پیروز میگردد و از این جهت باید به جایگاه یگانگیِ «زندگی» و «مقاومت» توجه کرد و آیندهای که مسلّم نه تنها نقشههای رژیم صهیون بلکه روحیۀ دوگانگیِ بین انسانها که در فرهنگ غربی به شدت حاکم است؛ از میان خواهد رفت امری که افق ظهور آن در رخداد اربعینیِ این سالها به ظهور آمده است و اخیراً در این رابطه عرایضی شد. https://eitaa.com/matalebevijeh/20136 موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی و عرض خسته نباشید: راستش استاد روشی خلاقانه به ذهنم رسید که بنده به هوش مصنوعی دیپسیک، قسمتی از یک کتاب را ارائه دادم، و درخواست ساختن داستانی را از اون قطعه کتاب کردم. یعنی اینجوری درخواست دادم که مثلا قطعه ای از کتاب تفسیر نور استاد قرائتی در شرح بسم الله رو به اون دادم و گفتم داستانی بساز و عیناً همین جملات را در اون بکار ببر. ودیپسیک با سرعت داستانی با آن جملات ساخت و تحویل داد. حالا بنده سوالم اینه که آیا ساختن چنین داستانهایی وبا این روش اجازه هست؟ بنده هدفم گسترش و معرفی دین اسلام به کودکان و نوجوانان بر اساس داستان خوانی است. الان به نظرم اومد شاید در شأن قرآن نیست که بخواد آیه به آیه داستان بشه و همون تفسیرهای رسمی با همان نوع چاپ بهتر و ارجح است. پس دست نگه داشتم. یکی از داستانها رو ملاحظه بفرمایید: روزی روزگاری، در شهر کوچکی که آسمانش همیشه آبی بود، پسر جوانی به نام امید در حالی که برگی کاغذ را محکم در دستش فشرده بود، پا به کلاس درس استادش گذاشت. استاد، مردی حکیم و دانا بود که موهایش به سفیدی برف بود و نگاهش آرامش بخش. امید با اضطراب گفت: «استاد، من برای ساختن زندگی جدید و شروع کسب و کارم برنامهریزی کردهام، اما میترسم مبادا راه را اشتباه بروم. نمیدانم چطور باید آغازش کنم.» استاد با لبخندی آرام گفت: «پسرم، هر راهی را که میخواهی بروی، از همان نخست باید نشانگر مسیرت باشد. به یاد داشته باش که «بسم اللَّه» نشانگر رنگ و صبغه ى الهى و بیانگر جهت گیرى توحیدى ماست.» امید با تعجب پرسید: «یعنی فقط گفتنش کافی است؟» «هرگز!» استاد پاسخ داد. «این کلمات، رمزی بزرگ در خود دارند. بدان که «بسم اللَّه» رمز توحید است و ذكر نام دیگران به جاى آن رمز كفر، و قرین كردن نام خدا با نام دیگران، نشانه ى شرك. نه در كنار نام خدا، نام دیگرى را ببریم و نه به جاى نام او.» او ادامه داد: «اما این فقط آغاز ماجراست. اگر میخواهی کارت پایدار بماند، باید بدانی که «بسم اللَّه» رمز بقا و دوام است. زیرا هرچه رنگ خدایى نداشته باشد، فانى است.» امید که کمکم اضطرابش جای خود را به کنجکاوی میداد، جلوتر آمد. استاد با نوازش ریش سفیدش ادامه داد: «از همه مهمتر، این کلمه، کلید رابطه تو با خداست. «بسم اللَّه» رمز عشق به خدا و توكّل به اوست. به كسى كه رحمان و رحیم است عشق مى ورزیم و كارمان را با توكّل به او آغاز مى كنیم، كه بردن نام او سبب جلب رحمت است.» «اما من گاهی احساس غرور میکنم، استاد. فکر میکنم خودم همه چیز هستم.» استاد خندید: «پس به همین دلیل است که به آن نیاز داری. «بسم اللَّه» رمز خروج از تكبّر و اظهار عجز به درگاه الهى است. و وقتی از تکبر خارج شدی، تازه میتوانی راه بندگی را شروع کنی. پس به خاطر بسپار که «بسم اللَّه» گام اوّل در مسیر بندگى و عبودیّت است.» نگاه امید پر از امید شده بود. استاد افزود: «و در این راه، دشمنی هست به نام شیطان که میخواهد تو را گمراه کند. اما مطمئن باش که «بسم اللَّه» مایه فرار شیطان است. كسى كه خدا را همراه داشت، شیطان در او مؤثّر نمى افتد.» «پس اگر کارم را با نام او شروع کنم، مقدس میشود؟» «دقیقاً! «بسم اللَّه» عامل قداست یافتن كارها و بیمه كردن آنهاست. و فراموش نکن که با گفتن آن، در حقیقت به پروردگارت میگویی: «بسم اللَّه» ذكر خداست، یعنى خدایا! من تو را فراموش نكرده ام.» استاد ادامه داد: «و این جمله، نیت پاک تو را نیز فریاد میزند. «بسم اللَّه» بیانگر انگیزه ماست، یعنى خدایا هدفم تو هستى نه مردم، نه طاغوت ها ونه جلوه ها و نه هوس ها.» امید شگفتزده شده بود از عظمت این عبارت کوتاه. استاد برای تأکید بر بزرگی آن، حدیثی نقل کرد: «ای امید، به یاد داشته باش که امام رضاعلیه السلام فرمود: «بسم اللَّه» به اسم اعظم الهى، از سیاهى چشم به سفیدى آن نزدیك تر است.» امید با قلبی آرام و روحیۀی جدید از کلاس خارج شد. او حالا میدانست که چگونه و با چه نیتی باید راه جدید زندگیاش را آغاز کند. جملات مذهبی بکار برده شده در داستان عینا جملات تفسیر نور استاد قرائتی است بدون ذره ای تغییر ولی طرح کلی داستان کار خود هوش مصنوعیه. این هوش مصنوعی بسیار خلاقانه طراحی شده و شما هر داستانی با هر موضوعی بخوایید بهتون تحویل میده. چه خوب بود عزیزانی که در این رشته دستی دارند و دغدغه ی اسلام رو دارند، چنین هوش مصنوعی بسازند که کاملا منطبق با عقل و منطق و اسلام باشه و کاربردی. نمیدونم این هوش مصنوعی رو میشناسید یا نه هر سوالی ازش بپرسی جواب میده ،حتی اگه از اون بخای تاریخ فلسفه ی غرب رو برام شرح بده شرح میده. طراحی چنین هوش مصنوعیی توسط اهل فن اسلامی خودش میتونه به تنهایی یک دانشگاه باشه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که هوش مصنوعی چیزی جز مجموعۀ اطلاعاتی که در میدان فضای سایبری به آن داده شده است؛ را با شما در میان نمیگذارد و این غیر از آن است که گمان کنیم هوش مصنوعی به قدرت خودآگاهی رسیده. و فهم این موضوع موجب میشود تا ما انتظارمان از هوش مصنوعی آن نباشد که مثلاً معلم و راهنمای ما گردد. آری! اطلاعاتی که به آن داده شده است را به نحو فوق العادهای در کنار هم قرار میدهد که انسان به راحتی نمیتواند چنین توانایی را داشته باشد، ولی چیزی جز همانهایی که به او دادهاید را تحویل نمیدهد. استاد احمد واعظی در رابطه با عدم خودآگاهی هوش مصنوعی نکاتی را در هماندیشیِ پنجم سلسله هم اندیشیهای توسعه و توانمندسازی علوم اسلامی مطرح کردهاند که خوب است دنبال فرمایید. موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عزیز و پدر مهربان، استاد طاهرزاده دام الظله و توفیقاته عرض تسلیت بمناسبت ایام عاشورا و عزای امام حسین علیه السلام و شهادت سرداران و مردم عزیز کشورمون. استاد من از وقتی که این جنگ تحمیلی شروع شد هر لحظه منتظر شنیدن صدای پدافند و خبرهای جنگ هستم و شنیدن خبر نفوذیها و خبر سلامتی رهبر عزیزتر از جان مون و کنترل حواس بچه هام که کوچیکند. و از اینکه هر لحظه منتظر فرج و ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و علایم ظهور نیستم و نگران حمله موشکی هستم ناراحتم. دلم میخواد همینقدر که حمله موشکهای رژیم صهیونیستی رو قریب الوقوع میبینم و یقین دارم همونقدر یا بیشتر از اون هم ظهور آقا رو یقین داشته باشم و منتظر باشم اما متأسفانه اینطوری نیستم. البته سعی میکنم که با گوش کردن به صوتهای شما و استاد پناهیان و سپیدنامه و شجاعی ... قدرت درونی و روحی ام و بینش و تحلیل کردنم رو قوی کنم و مدام به ذکر و دعا و نماز مشغولم و از خدا میخوام که همه مردم به درک توحیدی برسند و نترسند. اما دوست دارم جهت قوت قلبم شما راهنماییم بفرمایید. پیشاپیش ممنونم یا علی
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته بیندیشید که بحمدالله خبیثترین جریان به میدان مبارزه با شما آمده است و مسلّم در این میدان امدادهای الهی در میان است. عرایضی به اشاره در این مورد در بحث «کربلا و نظر به نهاییترین حضور»https://eitaa.com/matalebevijeh/19788 شده. امید است که اشارهای باشد به آنچه امثال جنابعالی باید در ادامۀ دینداری مدّ نظر قرار دهید. موفق باشید
سلام و وقت بخیر استاد گرامی: ببخشین درگیر وسواس عملی در طهارت و بالاخص نماز هستم. ممنون میشم راهنمایی بفرمایین.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که مکرر عرض شده است هر اندازه در معارف توحیدی رشد کنیم به همان اندازه توهمات که منجر به وسواس میشود ضعیف می گردد. در این رابطه خوب است به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست رجوع شود. موفق باشید
سلام: طاعات قبول. مجددا به خطبه شعبانیه رجوع داشتم و باز با «الورع عن محارم الله» با عنوان افضلالاعمال روبرو شدم. بیشتر دنبال این هستم که با این ورع چگونه در این تاریخ مواجه شویم؟ کتاب رمضان دریچه رویت رو سال پیش و سالهای پیش مطالعه کردهام، اما انگار باید با صحبت شما متذکر ایمانی پس از ایمان دیگر شد. و با نظر به سید حسنها و حاج قاسمها باید این ورع را جست. از طرفی عجیب متذکر صحبتهای اخیر در رابطه با ایمان هستم. چه در جلسه تفسیر سوره بقره چه در جلسه حضرت نرجس خاتون. ایمانی بس عجیب و بس استوار و گویا تنها به قامت انسان امروز میآید. یاعلی مدد
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در کتاب «رمضان، دریچۀ رؤیت» در رابطه با پاسداشتِ ایمان عرض شد؛ آری! راه، بسی باریک و حساس است و از این جهت پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» در جواب مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» که بنا داشتند در ظریفترین حضور نسبت به ایمان حاضر شوند، متذکر «ورع» به معنایی شدند که عرض شد یعنی «یک چشمزدن غافل از آن یار نباشید / شاید که نگاهی کند، آگاه نباشید». و این یعنی هجرت از اصالت ماهیت و خود را در میدان «وجود» حاضرکردن، که سراسر حقیقت است در عین شدت و ضعف. و این یعنی مناجات شریف «ابوحمزه» و عرایضی که در رمضان سال گذشته تحت عنوان «حقیقت ایمان در منظر امامان معصوم «علیهمالسلام» و عرفا» شد. موفق باشید
https://lobolmizan.ir/sound/1476?mark=%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%81#sound-row-5090
با سلام: رهبری از جوانان میخواهد که تولید محتوا کنند. اما متاسفانه با عملکردهای بد مسئولین حکومت جمهوری اسلامی ایران، در برابر هر عملکرد بد مسئولین دهها تولید محتوا لازم میآید. بهتر است بجای تشویق افراد به ساختن تولید محتوا، عملکرد مسؤلین جمهوری اسلامی ایران اصلاح گردد!
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو کار لازم است و بحمدالله انقلاب اسلامی به سوی عبور از عملکردهای غلط در حالِ جلورفتن است. موفق باشید
سلام علیکم استاد گرامی: ببخشید، در کتاب راز کهکشان نیستی اگر آقای قوچانی از استادش آقای قاضی در خواست میکرد که برایش طلب ظرفیت و قابلیت بیشتری کند. آیا خداوند این درخواست را از آقای قاضی می پذیرفت؟ ما که ملک نیستیم که مقام معلوم داشته باشیم. حسم این است که خدا می پذیرفت. آیا این حس درست است؟ توضیح بفرمایید. با تشکر التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً خداوند منشأ رحمت واسعه است ولی ظرفیت انسانها را در نظر میگیرد و سالکانی مانند مرحوم قاضی متوجه آن ظرفیتها هستند و در حدّی که برای افراد مفید باشد، آنها را راهنمایی میکند و جلو میبرد. موفق باشید
بسمه تعالی؛ سلام علیکم: استاد جایگاه امیال ما در زندگی و در مسیر سلوک به چه نحو است: امیال چه آورده ای دارند؟ مثلا الان بنده خیلی خیلی غذا های ساده در روز دارم. شاید بعضی مواقع باشه که اصلا نون به تنهابی در وعده غذایی مصرف بکنم. اما البته برای اینکه نفسم عادت نکنه شاید مثلا هفته ای یه غذای پر مزه بخورم (هرچند میلی دیگه به طعم غذا ها و غذا های پر ملات ندارم؛ آنقدری که نان و عسل، و یا نان و شیری که_مثلا در ناهار یا شام_ میخورم و لذت میبرم، از شاید برنج و خورشت این چنین لذتی نداشته باشم. اما احساس میکنم امیالم داره فروکش میکنه. خوب است یا خیر؟ چکار بکنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل این حضور خوب است. ولی همانطور که متوجه شدهاید نباید طوری باشد که مزاج طبیعی انسان مختل شود که در آن صورت، تعادل قوا به هم میخورد. موفق باشید
سلام علیکم: وقتی حضرت عیسی علیه السلام مریضی را شفا میداد و مردم میدیدند. آیا هم عیسی علیه السلام و هم مردم اسم شافی را میدیدند؟ فرق حضرت عیسی علیه السلام و مردم در این مورد چه بود؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر کسی بانظر به معارف اسلامی متوجه اسم شافی باشد؛ آن را در آینه ظهور اسم شافی می یابد، نه اینکه اسم شافی یک پدیده قابل حس باشد و مانند محسوسات دیده شود. موفق باشید
سلام استاد عزیزم: اینکه انسان بدون هیچ دلیلی به کسانی حب شدید پیدا میکند آیا مانع سیر است؟ هرچه میخواهم این حب را سرکوب کنم نمیشود که هیچ بیشتر هم میشود! آیا این یکجور تعلق به دنیاست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که به وسعتی که در خود داریم نظر کنیم تا کاری ما را از کاری باز ندارد یعنی اگر دستْ در کار است، دل با یار باشد. در این حالت علاقه به دیگران مانع حضور گسترده ما نمیشود. موفق باشید
باز رد شد اربعین و باز من حسرت به دل. بار دیگر داشتم پایی و پا نگذاشتم در راه دل. استاد اربعینی دیگر گذشت و این بار هم لطف هم قدم شدن با زائران اربعینی نصیب بنده نشد. نمیدانم از بی لیاقتی و کم سعادتی بنده است یا از بی همتی و یا یکجور ترس درونی. نه ترس از گرما و ناملایمات و سختی راه که بی شک حس حضور همه را شیرین می کند. بلکه ترس از نوع ترسی که یکنفر شوق و اشتیاق دیدار یاری را دارد و ترس دارد که نکند بعد از دیدارش از شدت آن شوق و اشتیاق کاسته شود. هر وقت پیاده روی اربعین را از طریق تلویزیون دنبال میکنم از ته دل به راهیان پیاده روی اربعین غبطه میخورم. غبطه خوردن به حالشان یک حس و حال متعالی به بنده میدهد و میترسم بعد از اینکه اولین بار راهی پیاده روی اربعین شدم دیگر این غبطه خوردن به سراغم نیاید. دوست دارم این غبطه خوردن را، دوست دارم اشکی را که به هنگام طلب هم قدم شدن با زائران اربعینی در چشمانم جمع می شود. نمیخواهم این اشتیاق سرد شود. نمیخواهم پیاده روی اربعین برایم به یک امر عادی تبدیل شود، دوست دارم طلب کردنش را از خدا. خواستم از جنابعالی سؤال کنم با این احوالاتی که این حقیر دارم بهتر است زودتر پیادهروی اربعین را تجربه کنم (البته اگر لطف خداوند شامل حالم شود و قسمت شود) یا اینکه به تعویق انداختن آن باعث بیشتر شدن عطش و یا معرفت نسبت به این پدیده میشود و چه بسا به تعویق انداختن آن برای بنده حقیر میتواند برکات بیشتری به همراه داشته باشد. التماس دعا استاد بزرگوار
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته غبطه خوردن در این امور، در جای خود ارزشمند است ولی تجربۀ «حضور» امرِ دیگری است آنگاه که انسان نسبت خود را با حضرت اباعبدالله «علیهالسلام» در جمع زائر و خادم، احساس میکند که چگونه هرکدام به نحوی به امامی نظر دارند که نهایت انسانیت را حتی با آنانی که قصد شهادت آن حضرت داشتند؛ نشان داده است. و حال مائیم و قدم به قدم به سوی او رفتن، تا با هر قدمی سیئهای از جانمان زدوده شود و حسنهای به میان آید و آرامآرام با نفیِ سیئهها و پیشآمدنِ حسنهها، نوعی همسنخی ذیل آن حضرت در انسان پیش آید که این، احساسی است مخصوص به خود. و معلوم است غبطهخوردن از این حضور، خود نوعی حضور است. موفق باشید
با سلام و احترام محضر استاد گرامی: طبق توصیه حضرتعالی کتاب ادب خیال قلب و عقل را مطالعه کردم، آنچه بعنوان مهمترین دستورالعمل از این کتاب دریافتم مطالعه آثار عالمان عالم دار بود و حتما مهم نیست که آن استاد زنده باشد بلکه او می تواند ولو در قید این حیات نیست، امر راهنمایی را انجام دهد. و امام خمینی بعنوان یک استاد بی مثال در این زمانه معرفی شدند. من خودم خیلی شخصیت حضرت امام را ستودنی می دانم و بعد از مطالعه کتاب شما هم واقعا عزمی را احساس کردم که از این رهبر بزرگ الهی استعانت کنم تا در درون ما هم مانند جامعه مان انقلاب کبیری رقم بزند. انقلابی برای حرکت به سمت الله. منتهی با توجه به اینکه ایشان آثار متعددی دارند و برخی هم برای امثال ما که تخصص حوزوی نداریم زبان سنگینی دارد، میخواستم ببینم گام های پیشنهادی حضرتعالی در ادامه این فرایند گزینش چیست؟ بعبارتی حالا که عالم ایشان را برگزیده و دوست دارم از راهنمایی ایشان مدد ببرم، حالا در گام های بعدی چه کنم؟ بویژه کدام آثار را و با چه ترتیبی بخوانم و همچنین اگر اقدامات عملی یا معنوی خاصی جهت برقراری ارتباط با ایشان لازم است جهت برخوردار شدن از ادب ایشان در تربیت خیال و قلب و عقل بفرمایید. خیلی متشکرم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال آری! «آب دریا را اگر نتوان کشید / پس به قدر تشنگی باید چشید». از این جهت ان شاءالله با اُنس طولانی با کتاب «آداب الصلوات» ایشان همراه با شرح صوتی آن کتاب که روی سایت هست؛ به نحوی نسبت ما با حضرت محبوب از طریق انسانی بزرگ یعنی حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» به میان خواهد آمد.
https://lobolmizan.ir/sound/674?mark=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8 علاوه بر آن خوب است با مطالعۀ کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» بیشتر از بیش متوجۀ راهی شویم که این مرد الهی در مقابل ما گشودهاند. موفق باشید
ایران عاشورایی... تو سربلند و پیروز در کل عالمینی... تا وقتی با تو باشد این غیرت حسینی. سلام علیکم استاد عزیز: عزاداری هاتون قبول باشه انشاءالله. شب عاشورا در حسینیه امام خمینی، آقا با تمجید از مداحی #ای_ایران از آقای کریمی درخواست میکنند این مداحی را در مهمترین شب عزاداری شیعان بخوانند و حاج محود که قرار بود امسال در کربلا مراسم بگیرد، به درخواست مردم در تهران ماند و اشعار و نوحه هایش را با نام ایران در آمیخت و از رهبری مهر تایید و قبولی گرفتن. اما خیلی از هیئتی هایمان این کار را نقد کرده و آن را دور از شان مجلس امام حسین میدانند و میگویند هیئت برای امام حسین است ولاغیر!!! واقعا چه سرّی در این مداحی است که آقا از آن احساس رضایت میکنند؟ و این چه ایرانی است که رهبرمان در عزای جدشان، نامش را میبرند؟ و هیئت ها و مداحان ما چگونه باید ایران و عاشورا را در کنار هم ببینند؟ التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در گفتگو با متن سؤال شمارۀ 40293 عرض شد ایران، دیگر یک سرزمین نیست، حضوری است در تاریخ، حضور در تاریخی که به نور حضرت سیدالشهداء «علیهالسلام» اراده شده است با همۀ یزیدیان در هر قالب و ظاهری به هر قیمت مقابله شود. ایران، سرزمینِ عبور از دوگانگیِ زندگی و مقاومت است که غربزدگان بر ما تحمیل کردند. آیا میتوان در این زمانه بدون این ایران به سوی اباعبدالله «علیهالسلام» و کربلا نظر کرد؟ و باز با آن حضرت مأنوس بود؟ و از این جهت آری! ایران، ایرانِ امروز یعنی کربلا. موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام جناب استاد: بنده در زمان جنگ تحمیلی ۱۲ روزه دچار حالتی شدم که تمام معماهای جنگ غزه و لبنان برایم قابل درک شد. اینکه چگونه غزه در برابر این همه هجمه جنگ افزارها و تکنولوژی شیطانی غرب هنوز سربلند و زنده تر از قبل است و شجاعتی وصف ناپذیر در آنها موج میزند و همچنین در حزبالله لبنان. به یاد کلام مولا امیرالمؤمنین علی علیه السلام که فرمودند: وارد ترسها شوید که خیر در آن است. متوجه حرف نیچه شدم که گفته بود آنانکه به دنبال حقیقتند باید خانه خود را بر دهانه آتشفشان بنا کنند. بنده در این مدت جنگ ۱۲ روزه متوجه شدم نه تنها ترس از وجودم رفته بلکه خیلی شوق این را داشتم که من هم یک جوری باید دفاعی از وطنم کنم یا کاری انجام بدم. متوجه شدم اصلا این پدیده بطور خودبخود آمده و انگار خبری از اون شخصیت قبلی و ترسو نیست و منیت محو شده و پرده کنار رفته. و الان راز اتحاد و همدلی و تغییر احوالات مردم را خوب درک میکنم که این هم جای بسی شکر دارد. بله واقعیت این است که انسان در فضایی بدون سختی و تهدید از طرف دشمن آهسته آهسته رو به کرختی و غفلت می رود. ولی انگار برای رشد و بیداری و روشنایی و صعود حتما لازم است که در کنار و مرز انسان تهدید وجود داشته باشد و این یک تلنگر همیشگی است. وجود شیطان و تاریکیها و تهدیداتشان در این دنیا، فرصتهای بی نظیری هستند برای انسانهایی که بدنبال حقیقتند. پس هم مرز بودن حزبالله لبنان و فلسطینیان با این رژیم شیطانی و تاریک باعث شده تا این انسانها دائما مراقب خود و عدم غفلت شوند و این تهدید برایشان تبدیل به فرصت رشد شده و منیت در این نوع انسانها مجال خودنمایی نمیدهد و ایمان وصف ناپذیری دارند. آیا این طور نیست؟ بنده بر این باورم که خداوند متعال با این جنگ ۱۲ روزه که با حماقت دشمن رقم خورد، بار گناه مردم ایران را که همان منیت و کدورتها و غفلتها بود را پاک کرد و همه دلها رو به هم رساند و وحدت ایجاد کرد و ما باید با این نگرش قدردان و سپاسگذار خداوند باشیم. و شاید دلها رو آماده کرد برای روزها و اتفاقات پیش رو و مسیری که به ظهور و تجلی انسانیت منتهی میشود. آیا همینطور است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه ارزشمندی را نسبت به جایگاه تاریخی دفاع مقدس مطرح فرمودهاید. حال مائیم و با حضور در فرهنگ کربلایی خود و رویارویی با دو رویکرد، رویکردی که عدهای بنا دارند از طریق رسانهها در فرهنگ مدرن، افکار عمومی را به نفع خود مدیریت نمایند و انسان را در معنایی که معنای خودبنیادی و خودخواهی و تکبّر است؛ تعریف کنند، با تصور و گمانی که حقِ سیطره بر دیگر ملل را برای خود قائلاند و رویکرد دیگری که نظر به وجدانِ عمومی انسانها دارد تا ابعاد روحانی و متعالی آنان را متذکر شود و به یگانگیِ انسانها در هر کجا که باشند، نظر دارد، به همان معنای حضور افراد با ملیّتهای مختلف در رخداد تنفر از آمریکا و رژیم صهیونی در روزهایی که ما با آن روبهرو هستیم، تا معلوم شود انسانها چه اندازه در معنای بودن تاریخی خود میتوانند در کنار همدیگر مؤثر باشند، از آن جهت که متوجۀ ظلمات نظم موجود هستند، نظمی که در نهایتِ خودخواهی و خودبنیادی برای خود این حق را قائل است که اجازه ندهد کشوری مانند ایران صنعت هستهای صلحآمیز داشته باشد و با نظر به کربلا به خوبی جایگاه جاهلیت دیروز و امروز روشن میشود تا انسانها منوّر به بصیرت تاریخی باشند با نظر به سنت الهی که قرآن در وصف آن میفرماید: «مَنْ كانَ يُريدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَميعاً (فاطر/۱٠) و یا «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ» (منافقون/۸). آیا ما با حضور در چنین سنتی در آیندهای حاضر نیستیم که جایگاهی برای جهان استکباری در آن نیست و جهان استکبار از این جهت نگران است و سعی در عدم موفقیت ما دارد؟ موفقیتی که انسانیت انسانهارامدّ نظر دارد. موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد طاهرزاده: من هم اکنون در حال مطالعه کتاب ۲۰۰ نکته درباره انسان هستم. الحق که کتاب روشن و پر معنایی است. سپاسگزارم. از خواندن این کتاب خیلی مسائل داره برام قابل درک میشه. مثلا شهادت فرماندهان جبهه اسلام شامل حزبالله لبنان، یمن، عراق، فرماندهان کشور عزیزمان و همچنین شهادت سید حسن نصرالله و شهید حاج قاسم سلیمانی این مسئله برایم قابل درک و هضم نبود و این را نوعی شکست در دلم احساس میکردم. اما اکنون همه چی کاملا برعکس شد. اینگونه برایم درک شد، بیان کنم که امیدی برای همه باشد: در واقع خداوند بر اساس سنت خود و اراده خودش تمام کارها رو جلو میبره نه بر اساس اون چیزی که ما فکر میکنیم اون هم با ذهن تحلیلی و محدود خودمان. در اصل خداوند اراده اش را بر اساس مقتضیات زمان حال پیش میبرد. مثلا با شهادت سردار شهید سلیمانی علی الظاهر ما فرمانده بی نظیری را از دست دادیم که دیگر جایگزینی ندارد. البته که جایگزینی ندارد، چون قرار در کار خدا چیزی به مفهوم تکرار وجود ندارد. قرار بر این است که در وجوه بی تکرار تجلی کند. شهید سلیمانی آنگونه بود که میبایست میبود و همینگونه هم بود و ماموریت و مسئولیتش همین بود که به نحو احسنت و کامل به پایان رساند و این تجلی مخصوص فرد ایشان بود و بس. حال قرار است ادامه این روند در انسانی دیگر اما در مرحله برتر و با توجه به مقتضیات زمان حال همان دوره تجلی کند نه تکرار که عبث و بیهوده است، چون تکرار یعنی دوباره از صفر شروع کردن. بلکه ادامه رشد سردار سلیمانی در دیگری. در واقع ماموریت حاج قاسم تکمیل شد در زمان حال خودش مطابق با شرایط زمان خودش و حالا مرحله بعد از تکمیل مرحله قبلی شروع شده که در سردار قاآنی ظهور میکند اون هم مطابق با شرایط و زمان حال نه گذشته. پس نباید با چشم قیاس نگاه کنیم به این مسئله بلکه باید با چشم اکنون و حضور و توحیدی نگاه کنیم تا این مسائل برایمان درک و هضم شود. شنیدم که با شهادت فرماندهان حزبالله لبنان و شهید نصرالله، اکنون جوانانی این حزب را بدست گرفته اند که بسیار سخت و انتقام جو هستند نسبت به دشمن و این یعنی خداوند با تجلی جدیدش دیگر فرصت توبه از دشمن را تمام شده اعلام کرده و وقت انتقام رسیده. این به وضوح در همه جبهه مقاومت قابل مشاهده است. همچنین که در عملیات وعده صادق ۳ در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه با چشم دیدیم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران از حالت خویشتن داری به حالت سرسختی و انتقام از دشمن تغییر کرد و این با ظهور و تجلی روح جدید در فرماندهان جدید رقم خورد. و این جریان الهی ادامه دارد تا پاکسازی کامل زمین از تاریکی و پلیدی و در نهایت این ظهورات و تجلیات، ظهور نهایی خدا است که در شخص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف متجلی میشود. آیا این همان فرایند تجلی و ظهور در انسانهاست که به صورت سلسله مراتب به ظهور نهایی انسان کامل ختم میشود؟ 🌹🌹🌹
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار خوشبخت و خوشوقت هستم از نگاهی که نسبت به جریانهای پیشآمده دارید بخصوص آنجایی که میفرمایید نباید با چشم قیاس به شرایط پیشآمده نظر کرد. بلکه باید با چشمِ اکنون و حضور و توحید نگاه کنیم تا این مسائل برایمان درک و هضم شود.
در فهم تاریخیِ خود، باید متوجه باشیم این ضرورت تاریخی است که ما را به سوی رخدادی جدید سوق داده است، به سوی تاریخی که در آن تاریخ در نظر به احساس بنیادین خود، جایگاه امثال شهید حججی و شهید حاج قاسم سلیمانی و دیگر سرداران و دانشمندان هستهای فهمیده میشود و آن عزیزان در اوج یگانگی با حقیقت دوران، سرمایۀ تاریخی ما برای ادامۀ راه میگردند و میتوان در آینۀ وجود آنها آیندۀ مردم خود را احساس کرد. آیندهای که «انسانیتِ» انسانها هرچه بیشتر نسبت به همدیگر درک میشود و این یعنی کربلا و اُنس و ارتباطی که پس از شهادت آن حضرت بین مردم پیش آمد. موفق باشید
با سلام و احترام: آیا حضرت علامه جوادی آملی بر نظریه وجود تشکیکی ملاصدرا ایراد گرفته اند؟ اصولاً در وجود تشکیکی که وجود مطلق گاهی قوی و گاهی ضعیف است این شدت و ضعف با مطلق بودن حق سازگار است؟ در این وجود تکلیف ماهیات که حد وجود و عدمی هستند چه میشود؟ ممنون از لطفتون. لطفا منابعی هم جهت مطالعه بیشتر معرفی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسی مفصل است و مسلماً آیت الله جوادی از جمله حکیمانی هستند که معتقد به تشکیک وجود میباشند و هر آن چیزی که تشکیکی هست مرتبه تعالی دارد که در رابطه با وجود آن حقیقت مطلق مقام توحید ربوبی میباشد و دیگر مراتب تجلیات اسماء الهی هستند. ماهیات به این اعتبار صورت مراتب وجود میباشد که بحث آن در جای خود بحث مفصلی میباشد. موفق باشید
سلام جناب استاد: از انجایی ک من دهه هشتادی نمیتونستم ارتباط بگیرم با بعضی از پستهای کانال مطالب ویژه. از کانال بیرون اومده بودم _ دیروز مجددا عضو شدم که دیدم امروز یه پست جدید بالاخره گذاشتن. شرح جوان و انتخاب بزرگ خوبیش این بود که اون کلماتی که از کانال مطالب ویژه متوجه نمیشدم رو بعضیاش رو لا به لای همین جلسه اول و دوم شرح جوان و انتخاب بزرگ اون آقا متوجه شدم. احساس میکنم چندتا ویژگی باید داشته باشه شرحهای کتاباتون یکی اینکه حتما زبون خودمونی باشه یکی دیگه آنکه باید کوتاه باشه بعضی چیزا تا متوجهش بشیم. من فکر میکنم علت اینکه دهه هشتادی کمتر میتونن توی مطالب ویژه بمونن همین باشه. ببخشیدا جسارت کردم من خواهر برادرام همه شاگردای شما بودن.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حمد خدا را که از این طریق راهی برای این عزیزان گشوده شد. موفق باشید
سلام بر همۀ عزیزان: با نظر به سفر اربعینی در عین دعاگویی برای همۀ رفقا، از اینکه مدتی امکان جوابگویی به سؤالات نیست؛ عذرخواهی میشود. التماس دعا
سلام بر همۀ عزیزان: با نظر به سفر اربعینی در عین دعاگویی برای همۀ رفقا، از اینکه مدتی امکان جوابگویی به سؤالات نیست؛ عذرخواهی میشود. التماس دعا
عرض سلام و ادب: استاد بنده به دنبال منبعی برای مطالعه اسفار اربعه هستم، اما از آنجایی که نمیتوانم منبع عربی آن را مطالعه کنم میخواستم که اگر امکان دارد منبع معتبر و قابل استنادی که به زبان فارسی نوشته شده است به بنده معرفی بفرمایید. ممنون از پاسختون
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه بنده ترجمهای فارسی از «اسفار اربعه» را سراغ ندارم. ولی اگر به مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آنها و کتاب «خویشتن پنهان» و پس از آن به کتاب « معاد، بازگشت به جدیترین زندگی» همراه با شرح صوتی آن رجوع فرمایید و پس از آن به کتاب «معرفتِ نفس و حشر» که متن آن همراه با شرح صوتی آن روی سایت هست؛ نیز رجوع فرمایید تا حدی وارد فضای «اسفار اربعه» خواهید شد. موفق باشید
سلام علیکم استاد گرانقدر: بنده ۲۷ سال سن دارم و ۲۷ سال غفلت کرده ام در رمضان سال ۱۴۰۴ و از ابتدای این سال خداوند به این بنده توفیق داد و چندین بت و زنجیر بزرگ که بر پای دلم بود با عنایت خاص خداوند برچیده شد. هر چند هنوز بت های بزرگی دارم اما آن که مانع اصلی حرکت بود برداشته شد و توفیقات زیادی هم از جانب خدا به من شد که با اسباب خود خدا از طریق قرآن و کتب اخلاقی هر جا گیر میکنم صفحه را باز میکنم خود صفحات و حوادث راه را نشانم میدهند. رشته ی این بنده حقیر در دانشگاه حقوق بوده و آزمون هایی از جمله قضاوت داده ام که احتمالا پذیرفته میشوم از خدا خواستم راه را جلوی پایم نشان دهد علاقه زیادی به عرفان و علما و حوزه در بنده ایجاد شده میشود راه را بر این بنده عاصی نمایان کنید؟ با توجه به این که سن بنده هم به تحصیل رسمی حوزه نمیخورد چه میفرمایید این روزها حوادث و قرآن و کتب میگویند باید جهاد کنی و از دنیا دل بکنی و اگر در میانه معرکه حق و باطل نباشی چه تپه نشین ندبه باشی چه شمر لعین (در ضمن دوره تحصیل و قبل از غفلت ها استعداد خیلی خوبی داشتم) در ضمن استخاره گرفتم آیه ۳۹ سوره حج آمد و خوب بود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر کنید که در این سنّ که سنّ آمادگی برای کسب معارف و حقایق است؛ به میدان آمدهاید. پیشنهاد اولیه رجوع به سیر مطالعاتیِ سایت است بخصوص مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آنها و کتاب «خویشتن پنهان» و پس از آن رجوع به کتاب « معاد، بازگشت به جدیترین زندگی» همراه با شرح صوتی آن و پس آن نظر به سورههای روم و عنکبوت و آلعمران که همۀ آن موارد در سایت هست. و البته بدون عجله و با برنامه. در ضمن از آموزش ادبیات عرب هم غفلت نشود زیرا بالاخره متون دینی را اگر با همان زبان که گفته شده است، بیابیم ارزش خود را دارد. موفق باشید
از نظر حضرتعالی یک جزوه ایدهآل و ماندگار چگونه باید نگارش شود، چه ویژگیهایی را در مسیر نگارش باید توجه داشت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد فکر نکردهام. تنها میتوان گفت آنچه باید مدّ نظر قرار داد شناخت مخاطب و مسائل بشر جدید است. عرایضی در این رابطه در کتاب «ما و بشر جدید و آینده قدسی پیش رو» https://lobolmizan.ir/book/1599 شده است، امید است مفید افتد. موفق باشید
مشکل من اضطراب بود از سال ۱۳۹۷ که دو سال در حد داروهای اعصاب و روان و بسیار سخت که الحمدالله بهبود نسبی پیدا کرد خیلی بهتر شد اما این حالت در هنگام غروب آفتاب به اوج میرسد حالت دلشوره چند تا سطح داره اگر خیلی شدید باشه کاملاً در حالت معنوی موثر و با قرص باید کنترلش کنم یعنی تردید در ایمان احساس حمله شیاطین، ناامیدیها و.. واقعاً غیر قابل توصیف اگر ضعیف تر باشه با ذکر، نماز، قرآن بصورت مقطعی کاهش پیدا میکنه برای درمانش خیلی متوسل شدم و نذر و نیاز کردم آخرین چله جدی تقریباً محرم سال قبل بود که زیارت عاشورا به روش آیت الله حق شناس را با امید بسیار و دقیق انجام دادم امید زیاد میگم چون خیلی تصادفی در ایام چله دو بار کربلا قسمت شد و تقریباً هفته آخر صبح ها با شروع طلوع آفتاب تو حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام خوندم. اما جالب اینکه ی حمله تقریباً شدید در پایان چله داشتم نمیدونم حکمتش چی بود؟ ببخشید خیلی طولانی شد دو تا عرض داشتم اول اینکه آیا میتونه این اضطراب همان خوف در آیه : «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ» باشه؟ یعنی وظیفه من صبر باشه؟ یا نه با اصرار و توسل و طلب از خداوند و... دنبال درمان باشم؟ اگر قابل درمان و وظیفه درمان چطور متونم با ذکر و یا... درمان کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نحوه حضور را تقدیرِ این تاریخ بدانید، تاریخی که انسان باید در مقابل انکارهای بزرگِ خود قرار گیرد و تنها با ایمانی بزرگتر میتواند در جهانِ متعالی خود حاضر شود. چنانچه در این سالها ملاحظه کردهاید همۀ عرض بنده آن است که انسان باید در جهان خود و سوبژگی خود حاضر گردد تا نسبت انسانی خود را با انسان کامل بیابد که البته موضوع سادهای نیست. شاید کتاب «بشر جدید» شروع خوبی باشد، ولی فکر نکنید با حضور در چنین حالتی، عقبافتادهاید. به نظر بنده بخواهیم و یا نخواهیم این نسل با این انکارها روبرو میشود تا به بزرگترین ایمان که ایمان آخرالزمانی میباشد؛ نزدیک شود. اشاراتی در غزل شماره ۱۴۲ که مشغول شرح آن هستم، در این رابطه شده است.https://eitaa.com/varastegi_ir/1771 در ضمن خوب است به سؤال و جواب شمارۀ 40548 نیز رجوع فرمایید. با توجه به این امر نباید به خود سختگیری کرد و از زندگی عادی که مردم در کنار همدیگر و با صلۀ رحم و خدمت به افراد، زندگی خود را شکل میدهند؛ باید زندگی را معنا کرد از آن جهت که حضرت علی«علیهالسلام» میفرمایند: «و الْزَموا السَّوادَ الأعْظَمَ ، فإنَّ يَدَ اللّه ِ مَع الجَماعةِ ، و إيّاكُم و الفُرْقَةَ ، فإنَّ الشّاذَّ مِن النّاسِ للشَّيطانِ ، كما أنّ الشّاذَّ مِن الغَنَمِ للذِّئبِ» با اكثريت [دين دار] جامعه همراه شويد؛ زيرا دست خدا با جماعت است. از پراكندگى بپرهيزيد كه جدا شده از مردم، طعمه شيطان است، همچنان كه گوسفند جدا شده از رمه، طعمه گرگ است. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: این عشق به امام رضا چه عشقیست که انسان حاضر است جانش را فدای او کند؟ البته این را میدانم که انسان اگر جانش را فدای امام رضا کند جانش را در اصل فدای خدا کرده ولی استاد بزرگوار این چه عشقیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: امام معصوم به عنوان انسان کامل و نهایت انسانیت هرکس، طوری است که با نظر به آن حضرت عملاً انسان خود را در نهایت و وجه متعالیاش احساس میکند و مییابد حقیقتاً او اصل و جان انسانیت هر انسان میباشد. موفق باشید
به نام خدا. سلام علیکم: جنگ با اسرائیل جنگ با همه پلیدی های ضد دینی و ضد زندگی بوده؟ اگر همه بدیهای حاضر در ایران را تحت ولایت اسرائیل-به عنوان والی آمریکای شیطان بزرگ در منطقه- بدانیم، خواهیم دانست شکست همه پلیدی ها رقم خورده. گوش بفرمانان شیطان، ولایت شیطان بزرگ خود را از دست دادند و نظم و استحکام آنها زیر پا له شد. درست که ایران مرکز اوج این پیروزی و حضور زندگی سیاسی دینی هست و اینجا نیز اوج شکست آنها بود اما در دنیا هم امروز میبینیم که فرانسه انگلیس سوئد و.. مجبور به پذیرش استقلال فلسطین شدند و آنها میدانند اولاً اسرائیل و آمریکا سلطه خود را بر همه از دست داده و ثانیا با ادامه خدمتگذاری به آنها بجای خدمت گزاری به مردمشان، حکومت خود را در خطر از دست رفتن خواهند گذاشت!- یعنی مردمشان دیگر حاکمیتی که ناپاک است را به رسمیت نخواهند پذیرفت! و این برایشان پادشاهی بدون رعیت و شکست را رقم میزند، پس جمهوریت به معنای واقعی پیدا شده. این یعنی تحول تاریخ. ما از ابتدا قدرت همه کاری داشتیم منتهی مثل حضرت ابالفضل سلام الله برای خدا صبر کردیم تا شریعت، توحید خالص و دین سیاسی تاریخی به نظم جهانی حاضر شود وگرنه هرگز مومنان ضعیف نیستند. ضعف برای بندگان خدا بی معناست و امروز امر الهی بنایش زندگی سازی است و هم اکنون در آنیم. حتی اگر تمام عالم مقابل خداوند می ایستادند خداوند قدرت هر کاری دارد چرا متوجه نشویم؟! چرا این زندگی را نکنیم؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه که میفرمایید خوب است به طریقت حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» از فتوحات آخرالزمانی ایشان و درک حضور نهایی انسان آخرالزمانی فکر کرد، طریقتی در رابطه با گذار از مدرنیته و از این جهت شخصیت حضرت امام تعلّق به آخرالزمان داشت و این غیر آن شهودی است که بعضی از اهل سلوک از آن بیگانه میباشند و در شهودات فردی متوقف هستند و لذا جلال و جمال در وجود امام به نحوی تجلی کرده بود که ایشان آخرالزمان را به نحو تفصیلی میشناختند، امری که تنها خودآگاهیِ تاریخیِ متفکران اُنسی میتوانند از آن آگاهی داشته باشند و با توجه به این امر اگر به کربلا رجوع شود، کربلا را در تاریخ خود حاضر کردهایم و در اکنون خود در کربلا حاضر شدهایم حتی اگر همۀ عالم مقابلمان بایستند. موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم: ای ایران؛ نوحه عاشورای حسینی در ایران چه رازیست که حضرت روح الله فرمود: ایران موجودیست الهی که بر بال فرشتگان نشسته است؟ و این ایران چه عهدی با حسین علیه السلام دارد که اینگونه در تاب و تب مقاومت و هجوم همه جانبه و عزت نمائی رخ می نمایاند؟ و این ایران چه عهدی با جان ها بسته است که خامنه ای عزیز در شب عاشورا با یاد «ای ایران» عزای حسین علیه السلام را زنده میدارد؟ و جان خود را می طرواد؟ امروز همه ی اسلام در حرم جمهوری ایران است. و ایران، حسین است، حیدر است، و تمام شریعت محمدی صلی الله علیه و آله است و در نهایت، زمینه ساز حضور حضرت حجت عجل الله تعالی است. امروز شیدای غدیر یعنی ایران. عزای حسین یعنی ایران؛ و مدیحه ی ایران مدیحه ی حسین است. و چه زیبا رهبر معظم انقلاب مجلس عاشورائی را با نام ایران نور بخشید و سینه زنان نوای «ایران» را در چشم جهانیان عَلَم کرد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در پاسخ به سؤال شمارۀ 40272 عرض شد حقیقتاً این ایران همان امّ القرای جهان اسلام شده است و در این رابطه خوب است به «نقش ایران شیعی در آیندۀ جهان» اندیشید از آن جهت که رخداد تجاوز رژیم صهیونی و آمریکا به ما، پنجرهای شد برای آنکه ما شیعیان، بهخصوص ما ایرانیان، جهان مدرن را درست بفهمیم، جهانی که تا دیروز با نوعی شیفتگی به آن مینگریستیم. در حالیکه امروز متوجه شدهایم جهان در وضعیت جدیدِ خود متوجۀ جایگاه تاریخی ایرانِ مرتبط با نهضت اباعبدالله «علیهالسلام» شده است تا آنجایی که همه میدانند آیندۀ جهان به نقش ایران در بستر انقلاب اسلامی پیوند خورده است و در این راستا و با توجه به این حضور که سیرۀ حضرت سیدالشهداء «علیهالسلام» مدّ نظر است، مردم ما در میدان مقابله با استکبار حاضر شدهاند که نوعی آمادگی است برای حضور در جهانی غیر از نظم جهانی موجود. امری که رهبر معظم انقلاب متذکر آن می باشند و میفرمایند: «دشمن در دشمنی و نقشهکشی خود جدّی است، ما هم در مقابله با دشمن به شدت جدّی هستیم.» موفق باشید
