بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40280
متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام جناب استاد: بنده در زمان جنگ تحمیلی ۱۲ روزه دچار حالتی شدم که تمام معماهای جنگ غزه و لبنان برایم قابل درک شد. اینکه چگونه غزه در برابر این همه هجمه جنگ افزارها و تکنولوژی شیطانی غرب هنوز سربلند و زنده تر از قبل است و شجاعتی وصف ناپذیر در آنها موج می‌زند و همچنین در حزب‌الله لبنان. به یاد کلام مولا امیرالمؤمنین علی علیه السلام که فرمودند: وارد ترسها شوید که خیر در آن است. متوجه حرف نیچه شدم که گفته بود آنانکه به دنبال حقیقتند باید خانه خود را بر دهانه آتشفشان بنا کنند. بنده در این مدت جنگ ۱۲ روزه متوجه شدم نه تنها ترس از وجودم رفته بلکه خیلی شوق این را داشتم که من هم یک جوری باید دفاعی از وطنم کنم یا کاری انجام بدم. متوجه شدم اصلا این پدیده بطور خودبخود آمده و انگار خبری از اون شخصیت قبلی و ترسو نیست و منیت محو شده و پرده کنار رفته. و الان راز اتحاد و همدلی و تغییر احوالات مردم را خوب درک می‌کنم که این هم جای بسی شکر دارد. بله واقعیت این است که انسان در فضایی بدون سختی و تهدید از طرف دشمن آهسته آهسته رو به کرختی و غفلت می‌ رود. ولی انگار برای رشد و بیداری و روشنایی و صعود حتما لازم است که در کنار و مرز انسان تهدید وجود داشته باشد و این یک تلنگر همیشگی است. وجود شیطان و تاریکی‌ها و تهدیداتشان در این دنیا، فرصت‌های بی نظیری هستند برای انسان‌هایی که بدنبال حقیقتند. پس هم مرز بودن حزب‌الله لبنان و فلسطینیان با این رژیم شیطانی و تاریک باعث شده تا این انسانها دائما مراقب خود و عدم غفلت شوند و این تهدید برایشان تبدیل به فرصت رشد شده و منیت در این نوع انسانها مجال خودنمایی نمی‌دهد و ایمان وصف ناپذیری دارند. آیا این طور نیست؟ بنده بر این باورم که خداوند متعال با این جنگ ۱۲ روزه که با حماقت دشمن رقم خورد، بار گناه مردم ایران را که همان منیت و کدورت‌ها و غفلت‌ها بود را پاک کرد و همه دلها رو به هم رساند و وحدت ایجاد کرد و ما باید با این نگرش قدردان و سپاسگذار خداوند باشیم. و شاید دلها رو آماده کرد برای روزها و اتفاقات پیش رو و مسیری که به ظهور و تجلی انسانیت منتهی می‌شود. آیا همینطور است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه ارزشمندی را نسبت به جایگاه تاریخی دفاع مقدس مطرح فرموده‌اید. حال مائیم و با حضور در فرهنگ کربلایی خود و رویارویی با دو رویکرد، رویکردی که عده‌ای بنا دارند از طریق رسانه‌ها در فرهنگ مدرن، افکار عمومی را به نفع خود مدیریت نمایند و انسان را در معنایی که معنای خودبنیادی و خودخواهی و تکبّر است؛ تعریف ‌کنند، با تصور و گمانی که حقِ سیطره بر دیگر ملل را برای خود قائل‌اند و رویکرد دیگری که نظر به وجدانِ عمومی انسان‌ها دارد تا ابعاد روحانی و متعالی آنان را متذکر شود و به یگانگیِ انسان‌ها در هر کجا که باشند، نظر دارد، به همان معنای حضور افراد با ملیّت‌های مختلف در رخداد تنفر از آمریکا و رژیم صهیونی در روزهایی که ما با آن روبه‌رو هستیم، تا معلوم شود انسان‌ها چه اندازه در معنای بودن تاریخی خود می‌توانند در کنار همدیگر مؤثر باشند، از آن جهت که متوجۀ ظلمات نظم موجود هستند، نظمی که در نهایتِ خودخواهی و خودبنیادی برای خود این حق را قائل است که اجازه ندهد کشوری مانند ایران صنعت هسته‌ای صلح‌آمیز داشته باشد و با نظر به کربلا به خوبی جایگاه جاهلیت دیروز و امروز روشن می‌شود تا انسان‌ها منوّر به بصیرت تاریخی باشند با نظر به سنت الهی که قرآن در وصف آن می‌فرماید: «مَنْ كانَ يُريدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَميعاً (فاطر/۱٠) و یا «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ» (منافقون/۸). آیا ما با حضور در چنین سنتی در آینده‌ای حاضر نیستیم که جایگاهی برای جهان استکباری در آن نیست و جهان استکبار از این جهت نگران است و سعی در عدم موفقیت ما دارد؟ موفقیتی که انسانیت انسان‌هارامدّ نظر دارد. موفق باشید

40232

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام: چرا در لحظات ابهام و التهاب و تکثر روایت ها هیچ شخص یا نهاد یا سازمانی نیست که جوابگو باشد و یک روایت صادقانه، وحدت بخش و منسجم از آنچه اتفاق افتاده ارائه دهد؟ چرا بعد از شک آتش بس، مردم باید سرگردان بمانند و هزار و یک تحلیل از در و دیوار ببارد؟ در این لحظات، جامعه پدر می خواهد، شخص امین و دلسوز و بانفوذ که با مردم صحبت کند. خدا رحمت کند حاج قاسم را. چقدر با مردم حرف می زد. گویا فقط مقام معظم رهبری مانده. هیچ کس دیگر مرد میدان نیست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً علاوه بر مسائلی که مسائل امنیتی به حساب می‌آید، اهل نظر و افراد دلسوزی مانند آقای دکتر فؤاد ایزدی https://eitaa.com/jedaaltv/4224 و یا جناب آقای عابدینی به نحوی نکات لازم را با مردم در میان گذاشته‌اند. باید با حوصله به مطالب آن افراد دل سپرد. موفق باشید

40150
متن پرسش

سلام علیکم: با عرض ادب و‌ ارادت محضر استاد طاهرزاده، به مناسبت سالگرد آغاز زعامت رهبر معظم انقلاب مطلبی بیان می‌شود در روایات داریم که بهره هر کس به اندازه ظرفیت اوست و‌ در معارف داریم که چگونه انسان می‌تواند ظرفیت خود را افزایش بدهد حال در این عصر یکی از عوامل مهم افزایش ظرفیت وجودی انسان ها التزام به ولایت فقیه و ایمان به ایمان رهبر معظم انقلاب می‌باشد ما در انسان‌های متعالی دیدیم که چگونه ارادت به رهبری باعث افزایش ظرفیت وجودی آنها شد که مصداق بارز آنها شهید سلیمانی می‌باشند که آن تعابیر عمیق و خاص درباره رهبری داشتند و همچنین شهدای بسیاری دیگر.... و علمای بزرگی همچون علامه حسن زاده عاملی که ارادت آنها به رهبری چگونه ظرفیت وجودی آنها را افزایش داد و‌ به درجات عالی معنوی رسیدند از طرفی ما می‌بینیم که این افزایش ظرفیت انسانها فقط مخصوص ايران نیست و در جهان اسلام و‌ حتی انسان های آزاده در سراسر جهان متاثر از فرمایشات حضرت آقا نوعی خود آگاهی تاریخی و انسانی برایشان ایجاد شده است تا آن‌جا که حتی در خود آمریکا بنر بزرگی از حضرت آقا به اهتزاز در می آید حال از حضرتعالی درخواست دارم تببین بفرمایید که رابطه بین ایمان به رهبری ‌و‌ افزایش ظرفیت وجودی انسان چگونه است؟ با تشکر

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به تفکر تاریخی  نظر داشته باشیم زیرا در تفکر تاریخی انسان از یک طرف متوجه اراده الهی در زمانه می‌شود و از طرف دیگر شخصیت‌هایی که نماد اراده الهی هستند و خداوند از طریق آن شخصیت‌ها بنا دارد آن اراده تاریخی را محقق کند، مد نظر قرار می‌دهد، در این میدان است که انسان جایگاه رهبری رهبر انقلاب را بعد از حضور تاریخی حضرت امام روح الله  می‌نگرد و می‌یابد که چگونه با نظر به شخصیت رهبر انقلاب، می‌توان در انتخاب‌های خود گرفتار روزمرگی‌ها و سیطره  رسانه ها نبود و به سنت‌های لایتغیر الهی اندیشه کرد. در این حالت انسان چون کوه استوار می‌شود و آینده برای او  میدانی است تا بتواند هرچه بیشتر اکنون را به بهترین نحو مدیریت کند از آن جهت که متوجه می‌شود نظر به رهبری انقلاب یعنی حضور در آینده تاریخ. موفق باشید

40031

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد گرامی جناب آقای طاهرزاده با عرض سلام و وقت بخیر: غرض از مزاحمت این بود که بنده به سبب رشته‌ی تحصیلی دوره‌ی کارشناسی در زمینه کامپیوتر، آشنایی با هوش مصنوعی داشتم و بعد هم که فلسفه‌ی ملاصدرا را از کلاسهای شما و مجموعه‌ی ساحت حضور و همچنین کلاسهای آقای دکتر امامی جمعه دریافت کردم، احساس کردم که در این زمینه جای خالی بحث‌های ملاصدرا به چشم می‌آید. به خصوص به این دلیل که از شما و دیگر آقایان مرتب این را می‌شنیدم که ملاصدرا گمشده‌ی این زمانه هست و جایگاه خودش را نظام فکری و فلسفی این زمانه بازخواهد جست، احساس کردم بشر امروز بعد از اینکه دچار هیجان زیاد بابت هوش مصنوعی و ماشین‌های خودکار پیدا کرده نیاز دارد خودش را یک بار دیگر بازبینی کند. بشر امروز مقهور تکنولوژی به خصوص هوش مصنوعی شده و برخی متفکران غربی از ضعف انسان در مقابل این تکنولوژی صحبت می‌کنند به این معنا که به زودی هوش مصنوعی اختیار اداره‌ی انسان را برعهده می‌گیرد. امروز به دلیل اینکه هوش مصنوعی بسیاری کارهای تحقیقی و علمی را انجام می‌دهد دیگر علم آموزی بسیار بی معنا شده و آنچه که می‌شود از هوش مصنوعی پرسید به نوعی یادگیری آن بی‌فایده است. به نظر می‌رسد بشر نمی‌داند که چه چیزی باید یادبگیرد که ارزش یادگیری را داشته باشد. یا حتی در زمینه‌ی هنرمندی و خلاقیت هم انسان دارد خاکریز به خاکریز تسلیم می‌شود و عقب می‌نشیند. این در حالی است که هنری که ثمره‌ی تعالی روح است هیچ جایگزینی ندارد و شعر متعالی تنه به تنه‌ی وحی می‌زند و این چیزی نیست که هوش مصنوعی بتواند بسازد. من دیده‌ام برخی محققان علوم اسلامی با شوق و ذوق از تفسیر هوش مصنوعی بر قرآن صحبت می‌کنند در حالی که خروار خروار این تفسیر ها به اندازه‌ی یک تفسیر حمد المیزان ارزش ندارد. احساس می‌کنم الان زمانه‌ی است که اگر معرفت النفس ملاصدرا حرفهای زیادی برای گفتن دارد و شاید غربی‌ها بیش از ما به حرف نو نیازداشته باشند و به نوعی هنوز ما نفهمیده‌ایم که چه بلایی سرمان آمده و هوش مصنوعی چطور دارد دنیای ما را تنگ‌تر از قبل می‌کند. در این زمینه اگر راهنمایی دارید ممنون میشم بفرمایید. اگر امکان تشکیل جلسه‌ی حضوری در مورد هوش مصنوعی در سها فراهم شود هم بسیار مفید خواهد بود. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به خوبی متوجه شده‌اید علم، در محدودۀ آگاهی به کمیت‌ها و اندیشۀ به اصطلاح دیجیتال جواب ابعاد متعالی انسان را نمی‌دهد و از این جهت باید به سبک دیگری از حضور در نزد خود فکر کرد که همان حضور در «اکنون بیکرانۀ جاودانۀ انسان» است. امری که معرفت نفس با وسعتی اصیل متذکر آن است که در بحث «معرفت‌نفس و روان‌شناسی و قدمی جلوتر» https://eitaa.com/matalebevijeh/19233 بابی از آن گشوده شد. موفق باشید

39820

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز و گرامی: می‌خواستم تعریفی از لذت در مسیر سلوکی بیان بفرمایید. منظورم ناظر به حدیثی است که می‌فرمایند که روز خودت را به سه قسمت یا چهار قسمت تقسیم کنید و یک قسمت آن لذات حلال است. تعریف های زیادی برای این لذت شده است. مثلا پارک رفتن و نشستن و غذا خوردن، یا نگاه کردن به فیلم های طنز تلویزیون و موارد دیگه ای که خودتون بهتر میدونید. منی که از ۱۸ سال پیش با دروس شما آشنا شدم بر اساس آموزه های شما در جلسات و مباحث این نوع لذت ها برام نوعی تلف کردن عمر و سرمایه به حساب میاد. من از نگاه بقیه آدم خشکی هستم که از زندگی لذت نمی‌برم اما به واقع من در خوشی و لذت درونی خوبی به سر می‌برم. نمیگم خیلی آرمانی هستم اما به واقع این خوشی ها برام بی معنی است. من متهم هستم به اینکه از شادی سهمی ندارم البته شاید هم از یک نظر درست باشه. حال شما نظرتون در مورد لذت های حلال که مدد می‌کنند عبادات رو چیه؟ سوال دوم اینکه من با اینکه مباحث رو خوب کار کردم و تقریبا مباحث دستمه و اگر شما یک کلمه بگید من تا تهش رو میرم اما این مباحث از درونم نمی جوشد، یعنی اگر بخوام یه جلسه ای فی البداعه صحبت کنم نمیتونم، باید عینا صحبتهای شما رو پیاده کنم و ارائه بدم و در این بین چند تا حرف هم از خودم بزنم. اما سوالا رو خوب میتونم جواب بدم. چه کنم که خودم بتونم یه جلسه ای رو اداره کنم بدون اینکه نیاز باشه که مطالب رو پیاده کنم و بیان کنم. و سوال بعدی اینکه من سوالی پرسیدم که در سایت و کانال بارگزاری نشده اما با زدن کد رهگیری سوال و جواب برام نمایش داده میشه، علت این مسئله چیه؟ در صورتی که سوال من خصوصی نبود. برای مثال اين كدرهگیری. Lobolmizan_1zk4zpzbgv. ممنون از وقتی که میذارید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همان‌طور که در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» اشاره شد، ظاهراً این روایت مربوط به لذات جنسی حلال با همسر می‌باشد. ۲. اگر با نظر به آیات و روایات، سخن‌گفتن را آغاز کنید ان شاءالله گفتاری که دیگر گفتارِ خود شما می‌باشد به ظهور می‌آید. ۳. در این مورد چیزی نمی‌دانم. ان شاءالله مسئول محترم سایت جواب خواهند داد. موفق باشید

39392

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: آیا می‌تونیم حضرت محمد رو در نظرمون مجسم کنیم. با توجه به اینکه ایشان انسان کامل است و ظهور و تجلی الله است. انگار داریم با خود خدا حرف می‌زنیم با حالا با خدا حرف بزنیم. نه اینکه داریم با حضرت محمد حرف می‌زنیم. مثلا در ذهن بگیم من فدای تو بشم در این کار منو راهنمایی کن. ولی میدونیم که اون خدا هست ولی نیست و حضرت محمدم هست. یعنی چون یکی شدن روحشون. در واقع اینجوری موقع حرف زدن با ایشون خود خدا مخاطب انسان و روبروی انسانه. نمیدونم تونستم منظورم رو برسونم؟ بالاخره روح محمد و خدا که از هم جدا نیست که با خدا جداگانه حرف بزنیم. نمیدونم چرا من اینجوری تصور می‌کنم و با خدا به این روش حرف می‌زنم. با توجه از شناختی که از دین پیدا کردم طی سالیان. شاید اشتباهه. من امکان دیدن استاد حضوری ابدا ندارم، که کارم اینطور بسیار راحت تر می‌شد. هر چه خودم تفکر کنم یا کتابی بدستم برسد. عذر میخام که وقتتون رو می‌گیرم. التماس دعا. خواهش می‌کنم بنده را دعا کنید تا به نتیجه برسم ان شاءلله

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مهم، مبنای توحیدی توجه به سیرۀ اولیای الهی است که همان انوار هدایت ربّ العالمین می‌باشد و می‌توان در شخصیت آن عزیزان، راه‌های قرب الهی را پیدا کرد و در این رابطه است که در معرفی آنان گفته می‌شود «هُمُ السّبیل» آنان راه‌های رجوع به خداوندند. عرایضی در این رابطه در کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت» همراه با شرح صوتی آن شده استhttps://lobolmizan.ir/book/82?mark=%D8%AD%D8%A8. موفق باشید

38337

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: بر اساس تجربه و روشی که دارید می‌توانید یک برنامه سلوکی خیلی سبک برای یک مبتدی بیان کنید!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با برنامه سلوکی بنده ورودی ندارم ولی سیر مطالعاتی سایت، جهت امور معرفتی ان شاءالله می‌تواند مفید باشد. موفق باشید

40486
متن پرسش

استاد سلام: ارادت وقتتون بخیر: یک سوالی ذهن من رو به شدت مشغول کرده، ما در حال فعالیت در یک مجموعه فرهنگی دانش آموزی هستیم و یک جمع صمیمی و هم هدف در حال تلاش هستیم و خب اقتضاعات مجموعه دانش آموزی رو هم میدونین دیگه، سوالی که ذهن بنده رو مشغول کرده اینه که، هدف باید رسیدن به خدای متعال باشه، و خب در راه رسیدن به این هدف باید خیلی چیزا رو رعایت کرد و از امتحانات با موفقیت عبور کرد، چیزی که ما می‌بینیم اینه که بسیاری از عابدین و عارفین و زاهدین و سالکین و مخبطین در راه خدا، با خلوت و دوری از مردم و خلوت های طولانی به این مهم دست پیدا کردند و توصیه های بسیاری هم در این زمینه وارد شده، از طرفی هم می‌بینیم بسیاری از بزرگان از جمله مقام معظم رهبری در کنار خلوت و .. با در جمع بودن به این مهم دست پیدا کردند و باز توصیه های زیادی هم وارد شده که در مسیر خودسازی باید دگرسازی داشته باشی تا به خودسازی برسی و به کار تشکیلاتی توصیه فراوان شده، حالا یکجور تناقض در این ها مشاهده میشه، از یک طرف توجه و خلوت و مراقبت و ریاضت و دوری از مردم، از یک طرف در جمع بودن و کار تشکیلاتی و.... ، چطور اینها رو باید کنار هم قرار بدیم تا سعادت حاصل بشه؟ طبیعتا با در جمع بودن یکسری چیزها رعایت نمیشن، مثلا در مدرسه وقتی میخوای کار تشکیلاتی کنی، از یکسری از دانش آموزا حرف هایی شنیده می‌شود که اخلال به وجود میاره، یا مثلا چیزهایی شبیه به این که در جمع قطعا برای انسان به‌وجود میاد، اینجا تکلیف و وظیفه چیه؟ چیکار باید کنیم دقیقا؟ باید با نهایت دقت و ظرافت در جمع باشیم و کار تشکیلاتی کنیم؟ یا نه، روش دیگه رو در پیش بگیرم امیدوارم تونسته باشم، منظورم رو بهتون برسونم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد، ملاکِ ما پیامبر خدا و ائمه «علیهم‌السلام» می‌باشند که با نظر به حضرت ربّ العالمین در صحنه‌ها حاضر می‌شوند به آن صورت که به یک معنا تماماً در محضر حق هستند چه آن زمانی که با افراد روبرو می‌گردند و در صدد اصلاح امور جامعه هستند و چه آن زمانی که در خلوت و عبادات خود می‌باشند. مهم آن است که متوجه باشیم چه موضوعاتی را و با چه سبکی با مخاطب و مخاطبان خود در میان بگذاریم که منجر به غفلت خود از حضور در محضر حق نشود و در این‌ رابطه است که خداوند به پیامبر خود می‌فرماید: «ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» (نحل/۱۲۵) در مسیر دعوت افراد به سوی پروردگارت با روشی حکیمانه و یا با موعظه آن کار را انجام بده و چنانچه طرف مقابل خواست جدال کند، در آن جدال هم حالت احسن قضیه را رعایت کن که کار به مشغول‌شدن ذهن نگردد. بنابراین ما باید به روش حکیمانه که همراه است با دعوت‌کردنِ مخاطب به اندیشیدن و نه محکوم‌شدن، کار را جلو ببریم. و یا به روشی دلسوزانه و موعظه‌گونه متذکر راه‌های حق و باطل باشیم و راه، جز این نیست. و این‌جا است که به یاد سخن آیت الله حسن‌زاده می‌افتیم که می‌فرمودند: «دست در کار و دل با یار» زیرا آن مردان بزرگ با عمق حکمت و روش موعظه‌گونۀ خود می‌توانستند چنین حالتی را در خود داشته باشند. موفق باشید      

40295

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم: بعد از دست بوسی عرضی خدمتتان داشتم برای دست شستن قلبی از کثرات چرا باید دستمان را بشوییم در عالم ماده؟ هنگام وضو گرفتن یا مثلا چرا حضرت قاسم علیه السلام باید آستین خود را پاره کنند برای جدایی از وهم: آستین وهم او را خرق کرد_ حق و باطل را بر او فرق کرد. البته فرمایشاتی در ذهن هست ولی احساس می کنم برایم کم رنگ شده است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این همان رابطۀ بین ظاهر و باطن است و با نظر به باطنِ آب که «وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ» (هود/۷) می‌باشد و بر این مبنا به سوی آب می‌رویم و عملاً با وضو، نوعی حضور در عرش را مدّ نظر داریم. حضرت آیت الله جوادی در کتاب «راز نماز» تذکرات خوبی در این رابطه به میان آورده‌اند. موفق باشید

40257
متن پرسش

سلام و عرض ادب: وقتتون بخیر. استاد خواستم راهی پیش پای من بگذارید. این مرض خودبرتربینی و عجب و تکبر دارد کار دستم می‌دهد. هرکاری که می‌کنم غرور مرا می‌گیرد و چنان در اعماق وجودم احساس رضایت دارم (که خدا من را برای اینکار انتخاب کرده) که نگویید و نپرسید. هیچ راهکاری برای درمانش جواب نداده تاحالا. یعنی زباله هارو جمع کنم یا همه داشته هایم را فضل خدا بدانم و... باز آن ذلت را در وجودم نمی یابم. حتی به ممکن الوجود بودنم، به فانی بودنم و به اینکه هیچ چیز در این عالم به دست من نیست هم فکر می‌کنم ولی باز انگار خودم را خیلی قبول دارم و خیلی روی خودم حساب باز کردم. این زخم کهنه شده؛ دوسال پیش که هنوز وارد دانشگاه نشده بودم خدمتتون رسیدم ولی درمانش رو جدی نگرفتم و الان خوفی در وجودم هست. انگار جملاتی هم که اینجا می‌نویسم بوی خودنمایی می‌دهد. حس می‌کنم که می‌خواهم به شما اثبات کنم که منم شخص خاصی هستم. این افکار واقعا آزاردهنده است. مخصوصا بعد از قبول شدن در دانشگاه، تعریف خانواده و اطرافیان شروع شد و شکست نفسی هم در این موارد فایده نمی‌کند. یعنی شکسته نفسی که می‌کنم با خودم میگویم: من چه انسان بزرگی هستم که شکست نفسی کردم یا خدا چقدر من رو بنده خوبی میدونه که بهم توفیق شکسته نفسی داده! و این قضیه بی‌نهایت ادامه دارد. معراج‌السعاده رو ورق زدم و درمانش رو نگاه کردم ولی خود خواندن این کتاب برای من منشأ خودبرتر بینی شده. (حقیقتا ترسم این هست که با وجود این صفات بسیار زشت، نتونم خودم رو به جمع حاجی‌زاده ها برسانم. به خدا خیلی اشک ریختم که از این وضعیت در بیام. یه وقت خدایی نکرده خودم رو بهتر از افراد دیگه، مخصوصا اونایی که در ظاهر متفاوت اند نبینم). لطف کنید در این زمینه راهنمایی ام بفرمایید. با تشکر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا حدّی می‌توان گفت این حالت، در ابتدای امر طبیعی است و در ادامه در نسبتی که با دیگر انسان‌ها و مسائل اصیل انسانی قرار می‌گیریم، می‌یابیم که «بی عنایات حق و الطاف حق / گر ملک باشد سیه باشد ورق» آن‌جایی که انسان می‌یابد حقیقت بلندتر از آن است که انسان، خودش بتواند با آن نسبت برقرار کند و آن را در حرکات و کلماتش به ظهور آورد بخصوص آن‌گاه که تلاش کند نسبتی با قرآن و روایات برقرار کند و بخواهد به جای آموختن معانیِ آن کلمات، به اشارات آن نایل شود. این‌جا است که می‌یابد حتی «کز بهشت آدم به یک تقصیر بیرون می‌کند» که آن بهشتِ درک اشاراتی است که کلام الهی و سخنان اولیای الهی به پیش می‌آورد و لذا قصه، قصۀ او می‌شود که به خود خواهد گفت: «آن‌قدر ای دل که توانی بکوش / گرچه بهشت‌اش نه به کوشش دهند». موفق باشید      

39678

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: ان شا الله خدا به شما عزت دو دنیا دهد. در دوران دانشجویی به یک خودآگاهی نسبت به آنچه هستم آنچه باید باشم و مسیری که باید طی کنم داشتم حتی خطاها و اثرات آن بر مسیرم را به الطاف حضرت حق متوجه می شدم. هر زیارت مشهد برای من مملو بود از حس آرامش و حتی توبیخ از ترک فعل ها و خطاها و البته دریافت های معنوی که مقداری از آنچه باید طی کنم را پیش رویم قرار می داد و نگاه امام رضا و هدایت ایشان برایم بسیار آشکار بود و رزق های مشهدم در سال زیاد بود. مدتی است خودآگاهی که داشتم از بین رفته است و گویا در بیابان تاریکی قدم می گذارم که نمی دانم هر قدم مرا از مقصد دور کرده یا نزدیک. آنچه قبلاً دریافتم دیگر نیست مثل همان علم حضوری که شما در مباحثتان مطرح می کنید. رزق مشهدم کم شده است و دیگر نه تنها از آن دریافت ها و رزق های معنوی خبری نیست و آن حس آرامش بعد از حرم و مشهد وجود ندارد بلکه هر بار که برای زیارت به مشهد می رویم یک اتفاقی ناراحت کننده می افتد که حس و حال و فرصت زیارت را از ما می گیرد. و این داستان هر باز تکرار می شود من به هر دری زده ام و از هر چه فکر می کردم خطا بوده توبه کرده و از امام رضا عذرخواهی کرده ام اما این گره انگار کور تر می شود خواهش می کنم اگر می توانید راهنمایی ام کنید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه در مسیر رجوع به حضرت محبوب همین‌طور است که نفحات و خطورات معنوی ابتدا می‌آیند تا ما را تشویق کنند به سوی معارفی که باید درک کنیم. معارفی که آن احوالات را برای ما نهادینه می‌کند و از این جهت اگر با معارف توحیدی و تدبّر در قرآن کار را ادامه دهیم، آن احوالات با حالتی بسی عمیق‌تر به سراغ انسان می‌آید و در واقع حکم «مما کسبت» پیدا می‌کند. موفق باشید

39624

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و وقت بخیر: ببخشید من معلم دبستان دخترانه دور دوم (پایه ششم) هستم که این شغل را با هدف تربیت نیرو برای امام زمان (عج) انتخاب کردم. سالهای اول تدریس ام هست و تجربه کمی دارم ولی دوره هایی گذراندم که مفید بوده. همه می گویند معلم مقتدر مهربان باش و لازم نیست عصبانی و بد اخلاق باشی ولی در عمل سر بچه ها داد می زنند و به بچه ها اخم می کنند و به آنها تند می شوند و بازخواست می کنند. می گویند باید همیشه با نگاه بدبینی به بچه ها نگاه کنی و حرفهایشان را باور نکنی و بدانی آنها دنبال از زیر کار در رفتن هستند و به عبارتی در دل و زبان باید به آنها تهمت بزنی و ... خلاصه کلی گناه بکنی‌ تا بچه ها را مدیریت بکنی. به نظر شما آیا این روش ها صحیح است؟ اگر نه جایگزین این رفتارها چه باید باشد تا بتوان هم به بچه ها سخت گرفت و هم گناه نکرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! معلم باید مقتدر و مهربان باشد و تا آن‌جا که ممکن است با احترام و مهربانی با نوجوانان برخورد شود. زیرا معلم، پیشوایی است تأثیرگذار و هرگز نباید از پیشوایی خود غفلت کند. در این رابطه عرایضی تحت عنوان «معلمی و پیشوایی نسل آینده»  https://cdn.lobolmizan.ir/uploads/shakhsiatha/shahid_motahari/speech/UhX_Moalemi_va_pishvai_nasle_aeandh-1.mp3  شده است. خوب است به آن رجوع فرمایید. موفق باشید

41032
متن پرسش

غفلت از راهی که شهداء برای استقلال و آزادی مقابل‌مان گشودند، کشمکش با ذات خودمونه، مثل پوستی است که روی گوشت و استخون و رگ خودمون می‌کشیم، درونمون غریزۀ ظلم مثل یه انگل وول می‌خوره، منتظر فرصتیه که تبدیلمون کنه به یه اژدها! خیلی زود انسان خودش یک شیطانه و داره جهانو نابود می‌کنه. و این‌جاست که بندۀ شیطان شدی! شیطانی که برازندۀ خدایی نبود، ولی تو این فرصتو بهش دادی! وقتی بهش خدمت کردی اونو پرستیدیش. ولی ذات انسان از خدا بود، پاک و همراه صلح و همسویی با زندگی جاودان، چیزی که شیطان تموم تلاشش رو کرد تا ازت مخفی‌اش کنه. شیطان چند هزارسال دل انسان رو شناخت، طریقۀ شکستنش و جهت دهی‌اش رو آموخت و از دانشش توانا شد تا از نقطه‌ضعف‌های تو سوء استفاده کنه که هربار بخوای ازش جدا بشی تا اون رو بکشی این حس مرگ به تو دست بده و تا سر حد مرگ با شکستنت ترسوندت. وقتی خدا در قرآن گفت شما را با کاستی مال‌ها و فرزندان و دارایی‌هاتون امتحان می‌کنم؛ شیطان گفت طوری بخونش که در قلبت ثبت نشه، فراموش بشه، تا غرق در فراموشی از حقیقتت بشی، هزاران بار تکرارش کردم که چطور شیطان هرچیز خوبی را تقلبی‌اش رو ساخته تا مرزی برای حقیقت پیدا نشه. چرا که وقتی در میان دروغ زندگی کنی، شنیدنِ حقیقت فقط یک چیز سخت نیست، بلکه نابود کنندته، پیش خودم فکرش رو هم نمی‌کردم جهموری اسلامی که عجیبه اما هستۀ تعیین‌کننده جهان شده؛ و پا به شکستن چنین نظمی گذاشته، نظمی که علی علیه السلام بنیه‌اش رو بنیان‌گذاری کرد و جمهوری اسلامی ایران نظامی به تاریخ بشریت، از پس هزاران گمشدگی‌های هستی برای ما آورد و حاضر کرد که دیگه نظام شیطان نیست. این نظام، همانی است که علی علیه السلام برای نخستین بار در عالم هستی به تمام و کمال ساختش و وسعتش به آخرین زمان یعنی سیر نهایی انسان به ما رسید. این دنیای ترامپِ احمق، می‌خواهد انسان مدام به خدمت شیطان باشه. اما علم علی «علیه‌السلام»، زهد و ایمان علی «علیه‌السلام»، به سوی رشد نظام اسلامی، انسان را به ایمانِ ذاتی و به سوی پیروزی‌های ناشکستنی روانه می‌داره به گونه‌ای که یک سرباز مؤمن عالم اسلام، به هزار پادشاه دنیایی گرفتار نظم شیطان پیروزی راحتی رو بهشون رقم میزنه. ما به همراهی انسان با انسان راه حق رو طی می‌کنیم و یک‌بار برای همیشه نیاز داریم که تصدیقش کنیم که این حقیقت رو دیدیم و حسش کردیم. در این صورت شیطان شکست خوردنش رو یقین می‌کنه و اینبار اونه که می‌شکنه، چون ذاتی به بقا نداره و خیلی راحت فرو می‌ریزه، کفایت شکست شیطان به همین ایمان راستین ما می‌باشد. و تو با چشمانت دیدی که مزدوران شیطان یا همون آمریکا چطور از واهمۀ شکست جهانشون، به اغتشاش بلند شدند. مردم ایران نظم جهانی آینده دنیا را رقم زدند حتی اگر خودشون ندونند چه کار بزرگی دارند می‌کنند. ولی تو این را بدان: اگر متوجۀ نقش تاریخی انقلاب اسلامی نشوی، هرگز از بند شیطانت خلاص نمی‌شوی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اشارۀ خوبی را به میان آورده‌اید. آری! دقیقاً همین‌طور است که اگر از عظمت راهی که شهدای عزیز در راستای استقلال و آزادی مقابل ما گشودند، غفلت کنیم؛ کشمکش با ذات‌مان، ما را به اژدهایی تبدیل می‌کند که برای آتش‌زدنِ ایران عزیز به تعبیر آقای دکتر سعدالله زارعی با تخریب زیرساخت‌های ایران، ایران را برای کمک به رژیم استکباری به یک غزۀ دیگر تبدیل می‌کنیم. (روزنامه کیهان یکشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۴)  زیرا آن‌ها نتوانستند ایران را در اختیار بگیرند و از آنِ خود کنند. پس به گمان خود با نابودیِ کشور ایران برای همیشه از شرّ آن راحت می‌شوند. و از این جهت جریانی دست به تخریب می‌زنند که می‌دانند هیچ جایگاهی پس از آن در ایران ندارند. غافل از آن‌که دشمنان ایران متوجه نیستند حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» از قبل به الهامِ الهی متوجۀ چنین پیش‌آمدهایی شده‌اند و در عین توجه به جایگاه ارزشمند نیرو های انتظامی ، تشکیل بسیج و سپاه برای مقابله با این نقشه‌ها می‌باشد. دشمنان ما به یک شبکۀ زیرپوستی در داخل ایران با انواع اسلحه‌ها برای تخریب و به قتل‌رساندن مردم فکر کردند، ولی به جایگاه بسیج فکر نکردند و همان‌طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند: «دشمنان ما، ایران را نمی‌شناسند و غلط برنامه‌ریزی می‌کنند». آن‌ها گمان کردند نیروهای بسیج یک گروه عادی می‌باشند که می‌توان با این نوع اغتشاشات مرعوب‌شان کرد، در حالی‌که اتفاقاً بسیج یک حضور نرم است در مقابل هر خباثتی که استکبار به آن دامن می‌زند. تفاوت بسیج با ارتش‌های دنیا دقیقاً در هیمن جا است و از این جهت است که رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: « همه بدانند: جمهوری اسلامی با خون چند صد هزار انسان شریف روی کار آمده؛ در مقابل کسانی که تخریب‌گرند، جمهوری اسلامی کوتاه نخواهد آمد، مزدوری بیگانگان را تحمّل نمی‌کند.» این است راز غفلت دشمنان ما. و همان‌طور که آقای دکتر سعدالله زارعی فرمودند: «این انقلاب، نظام، رهبری و مردم از این مصاف هم سربلند بیرون می‌آیند و مانند پهلوانی که رقیب قدرتمندی را خاک کرده‌اند، درخشش تازه‌ای پیدا می‌کند. این مردم را نمی‌توان با فضای مجازی از صحنه بیرون کرد. انقلاب ایران حقیقتی است که ریشه در آرمان‌های تاریخی ایران و مسلمانان دارد.» حقیقتاً همین‌طور است. موفق باشید  

40789

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت بخیر: استاد ببخشید خواستم اگر ممکنه برای تذهیب و پاکی ذهن، راهکاری ارائه بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مطالعۀ کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» دنبال‌کردن سلسله مباحث «شرح کتاب جامع السعادات ملا محمدمهدی نراقی» https://eitaa.com/jameo_saadat می‌تواند ان شاءالله مؤثر باشد. موفق باشید

40677

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی و عزیز: خدا قوت و التماس دعا. اخیرا دکتر جبرائیلی در تلاش ایجاد حزب تمدن نوین اسلامی هستند و به نظر تشکیل این حزب را به جا و مناسب می باشد ولی نگران کند روی و تند روی ها و همچنین برچسب خوردن های آن هستیم که ما را از صراط مستقیم منحرف کند .سوال بنده این است به شکل تشکیلاتی با این حزب همکاری کنیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب استاد جبرائیلی فرد قابل اعتمادی هستند ولی باید خود عزیزان که بنا دارندبا حضور در آن حزب، خود را معنا کنند متوجه باشند که جهانی که انسان‌ها در نسبت با انسانیت خود و دیگر انسان‌ها بخصوص مردم مظلوم فلسطین و یا مردم خودمان که قدرت خریدشان به شدت پایین آمده است، در کنار همدیگر هستند. باید مواظب بود روحیۀ حزب‌گرایی که روحیۀ محور قراردادن خودی‌ها و نفی غیر خودی‌ها است و یک بار در حزب جمهوری اسلامی گرفتار آن شدیم؛ در میان نیاید. لازم است با حکمت لازم بقیۀ جریان‌ها و اندیشه‌ها را نیز «فهم» کنیم تا از آثار حزب‌بازی رهایی یابیم. موفق باشید 

40670

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

از نظر حضرتعالی یک جزوه ایده‌آل و ماندگار چگونه باید نگارش شود، چه ویژگی‌هایی را در مسیر نگارش باید توجه داشت؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد فکر نکرده‌ام. تنها می‌توان گفت آنچه باید مدّ نظر قرار داد شناخت مخاطب و مسائل بشر جدید است. عرایضی در این رابطه در کتاب «ما و بشر جدید و آینده قدسی پیش رو» https://lobolmizan.ir/book/1599 شده است، امید است مفید افتد. موفق باشید

40526

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: استاد نظرتون در مورد عزیز نسفی چیه؟ بنظرتون در مورد ایشون و آثار ایشان کم لطفی نشده؟ ای عزیز! آدمی تا از یک چیز نميرد به یک چیز دیگر زنده نتواند شد، پس اگر فراغت می خواهی از شغل بمير و اگر خدای می خواهی از خود بمير.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده از نظرات ایشان بخصوص از کتاب «انسان کامل» ایشان استفاده کردم. چه خوب است که ما در انس با آثار ایشان بخصوص آن کتاب، زمان زیادی را بگذرانیم. در آن صورت از عمر خود استفاده برده ایم. موفق باشید

40494

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه‌تعالی جناب استاد بزرگوار، سلام علیکم: اینجانب در طی سال‌های گذشته از مجموعه دروس ارزشمند شما بهره‌ فراوان برده‌ام. تاکنون موفق به استفاده از دروس صوتی زیر شده‌ام: ده نکته در معرفت نفس، از برهان تا عرفان، برهان صدیقین، سوره زمر، ای اباذر، جنود عقل و جهل، شرح دعای مکارم‌الاخلاق، مناجات التائبین، حدیث یابن‌الجندب، شرح دستورالعمل‌های آیت‌الله بهجت، حدیث عنوان بصری، زیارت جامعه کبیره و اکنون به‌تازگی درس «آداب‌الصلاة» حضرت امام خمینی (رض) را آغاز کرده‌ام. ضمناً لازم به ذکر است که با وجود علاقه به مباحث نظری، نگاهم بیشتر معطوف به عرفان عملی و کاربردی است. ۱. با توجه به اینکه در مسیر معرفت توحیدی، احساس علاقه برای ورود به متون اصیل عرفانی دارم، آیا ورود به متونی نظیر فصوص‌الحکم برای بنده در این مرحله توصیه می‌شود؟ یا پیشنهادی برای ترتیب و اولویت دروس بعدی دارید؟ ۲. با توجه به اینکه طی سه سال گذشته در سوئد مورد توطئه ضد اسلامی و آزار و ظلم سیستماتیک بوده‌ام که ذهن و روحم را در حالت چالش مداوم نگه داشته است، چگونه می‌توانم در مسیر سیر و سلوک، این وضعیت را به فرصتی برای تعمیق معرفت و دستیابی به آرامش درونی تبدیل کنم، بدون آنکه دچار فرسودگی، تلخی یا انحراف از هدف اصلی شوم؟ مشتاقانه منتظر راهنمایی‌های حضرت‌عالی هستم. با احترام و ارادت

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده با توجه به مراحلی که دنبال فرموده‌اید ان شاءالله می‌توانید مباحث «فصوص الحکم» و «منازل السائرین» را دنبال کنید. ۲. در این موارد مهم، سبک و سیره‌ای است که انسان باید از خود نشان دهد که آن وارستگی با افراد است نسبت به وجوه انسانی که انسان‌ها نسبت به هم می‌توانند داشته باشند. موفق باشید

40407

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

باسمه تعالی. سلام علیکم: اعظم الله اجورنا و اجورکم. شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها را تسلیت عرض می کنم. چند وقتی است که می خواستم مسئله ای را در میان بگذارم. امروز که در مجلس دیدم آقای توسلی با چه بغضی در گلو و خون دلی داشتند اعتراضات به وضعیت فرهنگ را به وزیر ارشاد مطرح می کردند، دلم شکست و فرصت را مناسب دیدم که مطرح کنم که به نظر شما این پدیده به اصطلاح وفاق، چه ماهیتی در پشت پرده دارد؟ بحثم در اصل وفاق و هماهنگی قوا نیست که مقام معظم رهبری دام ظله بر آن همیشه تاکید داشته اند. یادم است چند سال پیش کتاب هنر اصحاب کربلا در فهم تاریخی حادثه ها را می خواندم، یادم به نکته ای افتاد که فرموده بودید در زمان صلح معاویه، شیعیان و مومنین چه خون دل ها خوردند و می خواستند کاری کنند ولی از طرف دیگر نمی توانستند کاری کنند و منتظر فرصتی بودند تا راهی گشوده شود. به نظر بنده حقیر شرایط امروز وفاق برخی آقایان هم تقریبا همان شرایط است که کم کم دارند آرمان های انقلابی و مذهبی را می جوند و کم رنگ می کنند و با پنبه سر می برند و هر گونه انتقادی را با مشت وفاق به دهان منتقد می کوبند چنانچه چند روز پیش دیدید مجری ۲۰:۳۰ وقتی مطالبه ای از نحوه انتصاب یک مدیر از معاونت هنری وزیر ارشاد داشت، او در جواب با تحکم گفت چرا می خواهید با طرح این پرسش همبستگی را به هم بزنید، شماها کی می خواهید درست شوید!! این یک نمونه است که دم خروس این جریان را دارد بیرون می زند، چنانچه آقای رشید پور هم که از طرفداران آن هاست و مرتب به انقلابی ها هتاکی می کند در پشت صحنه آن برنامه مبتذل ماهواره ای حاضر شد. یا مثلا دیدید چطور به آقای تیموری که به بی حجابی انتقاد کرد، هتاکی کردند. از آن طرف وضع فیلم ها و سریال هایشان است و دارند فرهنگ بی حیایی را ترویج می کنند و از این طرف جلوی ابلاغ لایحه عفاف و حجاب را می گیرند و همین الان هم دارند حتی به لایحه ای که دولت خودشان به مجلس در مورد فضای مجازی داده هم حمله می کنند و آن وقت می گویند برای حجاب باید کار فرهنگی کرد!! نباید قانون باشد. والله استاد از کشف حجاب ها دلمان خون است من خودم چند بار امر به معروف و نهی از منکر کرده ام اما برخی وقیحانه کار خود را ادامه می دهند و دارند این حرام سیاسی را عادی سازی می کنند که حتی یک زمانی رییس جمهور هم از شدت بی بند و باری صدایش درآمد و اگر هم کار فرهنگی هم باشد باز همین مذهبی ها و انقلابی ها انجام می دهند وگرنه جریان وفاق که دارد کار ضد فرهنگی انجام می دهد. متاسفانه برخی از به اصطلاح شخصیت های مذهبی و اصولگرا هم به اسم مبارزه با تندروی که من هم منتقد هستم، دارند به شدت جریان مذهبی و انقلابی را می کوبند و دافعه ایجاد می کنند و هر صدایی را به اسم وفاق خفه می کنند اما از آن طرف بر جریان دولت و وفاق و اشتباهات آنان به نوعی ماله می کشند و توجیه می کنند. در حالی که مقام معظم رهبری دام ظله فرمودند انتقاد کنید به جهت گیری ها اما تخریب نباشد و وحدت ملی به هم نخورد. به نظر شما مواجهه حکیمانه با این مسئله چیست؟ و چگونه باید جلوی آن گرفته شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ سخن در این زمانه همان سخن حکیمانۀ رهبر معظم انقلاب است که حقیقتاً حاصل کلام ایشان همان است که در مواجهه با ضعف‌های پیش آمده به جهت گیری‌ها غلط انتقاد باید کرد اما تخریب نباشد و در این رابطه هم وحدت ملی به هم نخورد. حال اگر با روحیۀ متانت و دلسوزی و صبر از یک طرف متذکر انحراف‌ها و ضعف‌ها بشویم و از طرف دیگر متذکر اهداف بلند الهی نسبت به انقلاب و انسان باشیم، مطمئن باشید ما از این جریان که اکثراً از جنس انقلاب نیستند عبور می‌کنیم. زیرا خداوند چیز دیگری را برای ما مقدّر فرموده است و افرادی که مناسب تحقق آن تقدیرات است، پرورانده است و این مائیم و درک و شناخت آن افراد، بخصوص در انتخابات آینده. موفق باشید 

40202

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر: آیا درسته که تقابل اسرائیل و ایران مقدمه ظهور هستش؟ و اگر ممکنه یه منبع موثق در رابطه با حوادث قبل از ظهور معرفی بفرمایید لطفا. ممنون از توجه و راهنماییتون🙏

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این مورد نمی‌دانم. ولی آنچه در صحنه است تقابل ایران است با ظلمات محض، تا آن‌جایی که یکی از مسئولان کشور چین موضوعِ مقابلۀ خیر و شرّ در این تاریخ را به میان آورده‌ است. موفق باشید

40137
متن پرسش

با سلام و نور و رحمت خدمت استاد عزیزم: استاد آیا گفتگوی خداوند در کوه طور با حضرت موسی به صورت جلوه ای با نور و یا آتشی که از دل درخت ظاهر شده بود به این اشاره دارد که آن درخت همان شجره نبوت و مولا جانم حضرت علی روحی له الفداه بوده است چرا که درخت زمینی را تاب و توان آن نیست که جلوه گاه حضرت ربوبی باشد و او که نماد حق و عزیز الله بود توانست منشا حضرتش باشد و جلوه کلام اش و آیا این فهم هم درست است که حضرت آدم هم چون تخطی کرد و زشتی این نافرمانی و یه وجه دنیایی اش نمایان گشت خود را به ستر مقام ولایت و یا همان برگ درخت طوبی پوشانید و کیست جز علی که این چنین حق در اوست و او در حق پدر خدا بیامرز ام شعری در وصف مولا جان حضرت علی می‌خواند که بسیار در گوش جانم مانده و ایشان همیشه می گفت: من علی را خدا نمی‌دانم اما... از خدا هم جدا نمی‌دانم. استاد تمنا دارم دعایم کنید تا به معرفت این بزرگواران و حضرت حق برسم و جز عشق و بندگی و گدایی مرا مسلک و روشی نماند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری سخن در این مورد بسی اندیشه‌ها در پی دارد و حقیقتاً هر آن کس در نماد انسانیت بخواهد خود را ادامه دهد  مگر می‌شود در منظر خود نهایی‌ترین انسان را که پیامبر نبود ولی مقصد به ظهور آمدن همه انبیا و اولیا بود، نباشد؟ همانطور که در روایت  حقیقت نوری اهل البیت علیهم السلام عرایضی شد. راستی! جناب اباذر از مولایمان علی علیه السلام چه در ذهن داشت که به سوی جناب سلمان که به تعبیری دانای به فرهنگ اهل البیت بود رفت بلکه از حضرت علی علیه السلام سخن بگوید و ملاحظه فرمودید که  جناب سلمان نیز توصیه فرمود که به سوی حضرت علی علیه السلام روانه شوند تا  آنچه را حضرت  بفرمایند در آن روایت فرمودند. حقیقتاً هر آن کس به دنبال نمادی اصیل و همه جانبه در انسانیت باشد مگر می‌تواند در منظر خود شخصیت و سبک انسانی حضرت مولای متقیان علی بن ابی طالب علیه السلام را نداشته باشد. حتماً در این مورد به آن سخن مشهور رسول خدا صلوات الله علیه و آله  بیندیشید که حضرت فرمودند: علی علیه السلام نفس و جان من می‌باشد. موفق باشید.  

40122

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: آیا حضرت علامه جوادی آملی بر نظریه وجود تشکیکی ملاصدرا ایراد گرفته اند؟ اصولاً در وجود تشکیکی که وجود مطلق گاهی قوی و گاهی ضعیف است این شدت و ضعف با مطلق بودن حق سازگار است؟ در این وجود تکلیف ماهیات که حد وجود و عدمی هستند چه می‌شود؟ ممنون از لطفتون. لطفا منابعی هم جهت مطالعه بیشتر معرفی بفرمایید.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسی مفصل است و مسلماً آیت الله جوادی  از جمله حکیمانی هستند که معتقد به تشکیک وجود می‌باشند و هر آن چیزی که تشکیکی هست مرتبه تعالی دارد که در رابطه با وجود آن حقیقت مطلق مقام توحید ربوبی می‌باشد و دیگر مراتب تجلیات اسماء الهی هستند. ماهیات به این اعتبار صورت مراتب وجود می‌باشد که بحث آن در جای خود بحث مفصلی می‌باشد. موفق باشید

40108

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: کتاب شرح فصوص را خریداری نمودم و برای دریافت فایل های صوتی آن چکار کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است با حاج آقا نظری به شماره 09136032342 تماس بگیرید. موفق باشید

40100

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام: با توجه این آیه: ﴿ يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا...﴾ ای پیامبران! از خوردنی های پاکیزه بخورید و کار شایسته انجام دهید...(آیه شریفه ۵۱ سوره مبارکه مومنون) هر خوراکی که جسم را سنگین و آلوده کند و روح (نفس) را متوجه و متوقف در جسم کند کمک به هواء و سقوط نفس می کند نباید خورده شود، و این هم شامل خوردنه و هم تصرف در طعام ها حالا منظور از طیبات چی هست؟ شاخص چیه؟ راهکار چیه؟ مطمئنا خیلی بیشتر از حرام و حلال معمولی منظورشه، و اگر ما صاحب خرج نباشیم ولی مجبور به تصرف در آن چی؟ کنترل نفس در خوردن با روزه میشه و اگر شرایط روزه محقق نباشه چی؟ سختترین مرحله رشد به زعم من همین کنترل خوردنه، که درش یا افراط میشه یا تفریط و حد وسطی انگار نداره حالا اگر شرایط خاصی هم بر آن مضاعف بشه که دیگه غیر ممکنه، ولی مگر میشه راه حلی نباشه؟ و اینکه در بارداری تکلیف تعارفیها چی میشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد نباید سخت‌گیری کرد زیرا بالاخره در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که مردم آن در کلیت، مقیّد به رعایت دستورات شرع مقدس می‌باشند مگر کسانی‌که فسق آن‌ها علنی است. موفق باشید

39746

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامیم: در رابطه با سوال ۳۹۷۴۵، منظورم این بود که مشکلم مانند عینیت ذات و صفات بود. اما ظاهراً آنطور که من از پاسخ شما فهمیدم، این تمرکز من در وحدت و یگانگی حضرت حق ممکن است، در مرحله واحدیت یا احدیت یا هویت غیبیه باشد. آیا درست فهمیدم؟ با تشکر از زحمات استاد گرامیم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در نماز آنچه باید مدّ نظر باشد حضوری است که قلب، در کلیّت خود در نسبت با حضرت معبود تصدیق می کند، امری آزاد از این نوع اصطلاحات عرفانی. موفق باشید

نمایش چاپی