سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: هگل معنای انسان را وابسته به شهر میداند، آیا این گزاره از نظر فلسفه اسلامی و اسلام درست است؟ آیا اینکه انسان خودش بشود حتما لازمه این است که خودش را در قالب نقشی در اجتماع ارائه دهد وگرنه بی معناست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن نکته که جناب هگل متذکر میشود یک امر تاریخی است که جهان امروز برای هر انسان به معنای شهروند، معنای دیگری دارد از آن جهت که انسانِ امروز در نسبت با شهر میتواند خود را معنا کند. کتاب «بشر جدید و آیندۀ قدسی پیش رو» را حاج آقا حسینی شرح کردهاند و در این مورد میتوانید مطالب را با دقت بیشتر دنبال بفرمایید. https://eitaa.com/joinchat/4091478490Cb04d9047b2. موفق باشید
سلام استاد: وقتتون بخیر. در رابطه با کتاب سوره جاثیه سوال داشتم که در آن میفرمایید اصلا ایمان به الله همان دیدن الله در آیات و آینه های آن است در عالم که هر لحظه نو میشود و برایمان پیش می آید. من اینجا این آینه ها یا آیات رو خوب متوجه نمیشم که یعنی هر اتفاقی که برایم میافتد و یا آفریده ای که میبینم و هرچیزی را باید الله را در او ببینم؟ به چه شکل؟ منظور همان دیدن جمال و جلال الهی است؟ که حتی اتفاقات ناگوار را هم جلال الهی ببینم؟ میشود این مطلب را باز کنین که چگونه الله را در همه ی عالم ببینیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمونهاش اینکه مییابید خرمشهر را خدا آزاد کرد و یا متوجه میشوید در دل جنایات باند صهیونیسم در غزّه، خداوند بنا دارد وجدان عمومی را متوجه ریشههای نژادپرستی فرهنگ غرب بنماید اعم از آمریکا و اروپا تا آیندۀ بشر از ظلماتی که در نژادپرستیِ غربی نهفته است مبرّا باشد. نمونۀ بیداری وجدانهای مردمی را در اشعار آن بانوی بزرگ ملاحظه میکنید که چگونه با روح مادرانۀ خود متوجه سنتهای الهی و افقهای دور است. https://eitaa.com/matalebevijeh/19103 موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز و گرامی: میخواستم تعریفی از لذت در مسیر سلوکی بیان بفرمایید. منظورم ناظر به حدیثی است که میفرمایند که روز خودت را به سه قسمت یا چهار قسمت تقسیم کنید و یک قسمت آن لذات حلال است. تعریف های زیادی برای این لذت شده است. مثلا پارک رفتن و نشستن و غذا خوردن، یا نگاه کردن به فیلم های طنز تلویزیون و موارد دیگه ای که خودتون بهتر میدونید. منی که از ۱۸ سال پیش با دروس شما آشنا شدم بر اساس آموزه های شما در جلسات و مباحث این نوع لذت ها برام نوعی تلف کردن عمر و سرمایه به حساب میاد. من از نگاه بقیه آدم خشکی هستم که از زندگی لذت نمیبرم اما به واقع من در خوشی و لذت درونی خوبی به سر میبرم. نمیگم خیلی آرمانی هستم اما به واقع این خوشی ها برام بی معنی است. من متهم هستم به اینکه از شادی سهمی ندارم البته شاید هم از یک نظر درست باشه. حال شما نظرتون در مورد لذت های حلال که مدد میکنند عبادات رو چیه؟ سوال دوم اینکه من با اینکه مباحث رو خوب کار کردم و تقریبا مباحث دستمه و اگر شما یک کلمه بگید من تا تهش رو میرم اما این مباحث از درونم نمی جوشد، یعنی اگر بخوام یه جلسه ای فی البداعه صحبت کنم نمیتونم، باید عینا صحبتهای شما رو پیاده کنم و ارائه بدم و در این بین چند تا حرف هم از خودم بزنم. اما سوالا رو خوب میتونم جواب بدم. چه کنم که خودم بتونم یه جلسه ای رو اداره کنم بدون اینکه نیاز باشه که مطالب رو پیاده کنم و بیان کنم. و سوال بعدی اینکه من سوالی پرسیدم که در سایت و کانال بارگزاری نشده اما با زدن کد رهگیری سوال و جواب برام نمایش داده میشه، علت این مسئله چیه؟ در صورتی که سوال من خصوصی نبود. برای مثال اين كدرهگیری. Lobolmizan_1zk4zpzbgv. ممنون از وقتی که میذارید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همانطور که در کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» اشاره شد، ظاهراً این روایت مربوط به لذات جنسی حلال با همسر میباشد. ۲. اگر با نظر به آیات و روایات، سخنگفتن را آغاز کنید ان شاءالله گفتاری که دیگر گفتارِ خود شما میباشد به ظهور میآید. ۳. در این مورد چیزی نمیدانم. ان شاءالله مسئول محترم سایت جواب خواهند داد. موفق باشید
سلام: آیا خوندن کتاب های رمان (داستان نوجوانان) ما رو از هدف بزرگ زندگی دور میکنه؟ باعث پوچی میشه؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: از یک طرف انگیزۀ ما مهم است و از طرف دیگر، محتوای رمانها. آری! اگر رمانی مانند «بینوایان» ویکتورهوگو باشد و ما نیز بنا داشته باشیم از طریق آن رمانها متذکر حضور در زندگی به معنای اصیل آن باشیم؛ کار خوبی است وگرنه وقتگذراندن است. موفق باشید
با سلام و خدا قوت خدمت جنابعالی: با توجه به آیه ای در سوره بقره: «واتقوالله ولیعلمکم الله»، اگر کسی تقوا کند، خداوند معلم آن شخص میشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به نور تقوا خداوند بصیرتها و آگاهیهایی را به انسان عطا میفرماید. موفق باشید
سلام استاد: با گروهی مباحث انسان شناسی شما را کار میکنم .از اینکه مطالب را در طی این سالیان آنطور که باید جدی نمیگیرند. اصرار بر داشتن نظم جلسات، مباحثات، رعایت برخی آداب و دارم. الان مدتیست که در اثر عدم رعایت این موضوعات، انگیزه من برای ادامه پایین آمده، حتی دیگه احساس میکنم بخواد اینطوری باشه فقط از صوت شما استفاده کنند و خودم را از این موضوعات رها کنم، به نظر شما تکلیف من چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت همینکه رفقا در عین استماع صوت جلسات در کنار هم نشستهایی داشته باشند و در موضوعات مطرحشده در صوتها گفتگو کنند، در جای خود کار خوبی است و از این جهت اگر جلسات را ترک نکنند بهتر است. موفق باشید
جلسه جوان و انتخاب بزرگ خیلی خوب بود ساده راحت بی شیله پیله آسون. ممنونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای جنابعالی نسبت به چنین حضوری آرزوی توفیق دارم. موفق باشید
سلام و عرض ادب: روز تون بخیر استاد جان. مشتاق دیدار تون هستیم. مدتی است که قسمت نشده خدمتتون برسیم. دعا کنید برامون لطفا. سوالی داشتم از خدمتتون. استاد چی میشه که انسان میل به خوبی ها داره و از یجایی حس میکنه دیگه میل به خوبی ها و خوب بودن نداره و برعکس میل به زشتی ها و بدی ها پیدا میکنه. دلیل این درد چیه و چکار باید کرد؟ التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این قصه هر آن کسی است که در «راه» است و حال با موانعِ آن راه روبرو میشود تا در بازخوانی خود به حضور دیگری نظر کند که به جای حضور در باورها، به حضور ذیل اراده الهی قرار گیرد که آن حضور تاریخی است. عرایضی در این راستا تحت عنوان «معنای درک حضور تاریخیِ اصحاب امام حسین«علیهالسلام»
https://lobolmizan.ir/sound/1520?mark=%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C%20%D8%AF%D8%B1%DA%A9%20%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1
طی 9 جلسه انجام گرفت که البته موضوع حساسی است ولی به نور حضرت اباعبدالله«علیهالسلام» امکان آن نوع گفتگو فراهم شد. امید است مفید افتد. موفق باشید
سلام وقت بخیر: استاد ببخشید با توجه به این که انسان به خودش علم حضوری دارد و وحدت دارد چگونه می شود که یک شخص ویژگی های خود را اشتباه درک کند یعنی خودش نتواند از برخی ویژگی های روحش بی خبر باشد چگونه می توان علم حضوری به خود را هم تشکیکی در نظر گرفت اگر تشکیکی است. می شود بفرمایید چگونه می توان آن را افزایش داد؟ ممنون از شما مطالب بسیار مفید سایتتون.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. علت آن توهم است که جای حقیقت را می گیرد. ۲. تعمق در قرآن و روایات و معارف حقّه، و در عبادات به حالت سلوکی. موفق باشید
سلام علیکم: آیا درست است که بگوییم که توحید در فطرت انسان قرار داده شده است. و این عارف است که سعی میکند این نور را به ظهور برساند. بعبارت دیگر هدف نهایی عرفان همین نور و توحید فطری است. توحیدی که عارف بدنبال آن است، همین توحید فطری است. با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است. زیرا فرمود: «فطرت الله التی فطر الناس علیها» یعنی سرشتی که خداوند آن را سرشته است و به گفته امام صادق «علیه السلام»: «فطرهم علی التوحید» آنان را بر اساس توحید سرشته اند. موفق باشید
با سلام خدمت استاد محترم: ببخشید می شود تفاوت تجلیات بر سالک و در سالک را کمی دقیق توضیح دهید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد هرکس باید خودش آن را تجربه کند. به گفته آیت الله تربتی در کتاب «فضیلتهای فراموششده» این امور، چشیدنی است و نه شنیدنی. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: بنده یه سری مسائل شرعی را سختم هست تذکر بدهم. آیا شما راه حلی سراغ دارید که بتوانم راحت تر این مسائل را تذکر بدهم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور که متوجه شده اید بالاخره نمیتوان مستقیماً به افراد تذکر داد. عمده آن است که در بستر رفاقتهایی که پیش میآید، بتوانیم آن نوع تذکرات را بدهیم. موفق باشید
با سلام و احترام: آیا حضرتعالی ماسارا ایموتو و آزمایشات او را تایید می کنید؟ و آیا برای اثبات و شعور درک کائنات می تواند قابل اعتماد باشد؟ ضمن اینکه چنین نظریه ای در مورد برخی از فلزات وجود دارد. ماسارو ایموتو نویسنده و شبه دانشمند ژاپنی بود که به دلیل ادعاهایش در مورد بلور یخ شناخته شده است. ایموتو معتقد بود مولکولهای آب در مقابل کلمات و افکار انسانها سریعاً عکسالعمل نشان میدهند. او آزمایشهای خود را اینگونه انجام داد: مقداری آب را در ظرفی ریخته سپس افکار مثبت یا کلمات زیبا را بر آن آب میخواند یا القا میکند و بلافاصله آب را منجمد کرده و از مولکولهای یخ عکس میگیرد. همین کار را با همان آب و این بار با کلمات منفی یا افکار زشت تکرار میکند. او معتقد است تصویر اول شکل هندسی ششوجهی زیبایی دارد و تصویر دوم فاقد شکل منظم هندسی است و اصلاً زیبا نیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا حدی در جریان هستم و این حکایت از آن دارد که نسبتی بین روح انسان و طبیعت برقرار است و با توجه به این امر، چرا از طریق «معرفت نفس» تا مرز انس با قرآن و تدبّر در قرآن، خود را جلو و جلوتر نبریم تا هماهنگی لازم بین ما و همۀ عالم وجود برایمان پیش نیاید؟ موفق باشید
به چه علت حضرت محمد صلی الله علیه و آله شخص اول خلقت انتخاب شد یعنی در چه عالمی با انجام بهترین عمل ایشون نفر اول عالم خلقت شد که بعد بعنوان پیامبر خاتم معرفی شود منظور خود را اینطور بگم 👇👇👇 امام خامنهای به دنیا پا گذاشتن و با کسب علم در مدارس حوزوی و رعایت تقوی به عنوان نایب امام زمان حاکم ایران شد و دقیقا پلههای ترقی را گام به گام برداشت ولی یکی مثل حضرت علی در خانهی خدا بدنیا میاد، در کودکی سوره مؤمنون میخونه، در تمام صفات (رشادت، شجاعت، علم و هر چی که فکر کنی) نفر اول است و این نشان از این است که ایشون در عالم دیگری باید یک دوره زندگی کرده باشد و شایستگی خود را نشان داده باشد تا در عالم دنیا به این شکل جلوهگری کند و یا حضرت عیسی علیه السلام . إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ در یک عالمی باید کل بشر در شرایط یکسان (جسمی، روحی، خانوادگی، هوشی، علمی و ...) عمری زندگی کنند تا با تقویترینشون مشخص بشه و اونوقت یکی اول، دیگری دوم و الی آخر مشخص بشه تا چهارده نفر از آنها گلچین بشه تا این چهارده نفر تحت تعلیم مستقیم خداوند دوره ببینن تا در عالم دنیا بعنوان چهارده معصوم به کل عالم معرفی بشوند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: لازم به چنین فرضی نیست. کافی است متوجۀ علم خداوند به شخصیت افراد باشیم به همان معنای «علمِ قبل ما یکون» یعنی قبل از آنکه آن حادثهها و یا افراد متولد شوند و به ظهور آیند و لذا شایستگیهایی که آن افراد جهت هدایت انسانها دارند در علم خداوند هست و از این جهت آنان را پرورش خاصی میدهد تا در وظیفۀ الهی خود موفق باشند. خوب است به سؤال شمارۀ 40563 نیز رجوع شود. موفق باشید
بسمه تعالی، سلام علیکم: دیگر خودم را نمیشناسم! استاد دلم نمیدانم کجاست؟، نمی دانم کی ام، نمی دانم کجایم. بعد از ازدواجم دیگر خودم را نمیشناسم. با موجودی غریبه روبرو گشتم که هرگاه عکس هایش را میبینم در فکر فرو میروم و میگویم این منم؟ نمیدانم آن امید کجاست و این امید کیست؟ دلم در سوز و گذار و عذاب غرق است کاری ز دستم نمی آید. از ضعف، از کم بودن، از نبودن متنفرم. اما دیگر نیستم، کمم، ضعیفم. از برای اینکه عقلی هم درکار نیست، آرزوی توقف میکنم. آخر منِ به پناه و سر و پایی که بعد از سال ها زندگی در ظلمات، نور یافتم که بکجاست، حالا هم که پایی و اراده ای و چشمی برای رفتن ندارم. بدنبال هرچه بهتر و بیشتر شدن موقعیت های رسیدن به خود، سبک زندگی را اصلاح میکنیم و مطالعه و ازدواج و ... را پیش میگیریم اما پاینبد شد!!. منِ بی آه و چاره به کجا درد بَرَم؟ به که گویم؟ کی مرا میفهمد که بخواهم برایش سفره دل باز گردانم؟ استاد به خدا بگویید باز خر ما را زین نفس پلید. به امام زمان بگویید یک کرشمه. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: این قصۀ انسان امروزین تاریخ است که بالاخره از حضور دینداریِ دیروزین باید نسبت به حضور امروزینِ دینداری که نظر به انسان کامل است؛ هجرت کند و در نسبت با پیامبر و اهل البیت «علیهمالسلام» به عنوان آیینۀ انسان های کامل که قصۀ نهایت انسانیتِ ما میباشد، خود را جستجو کند و با توجه به همین امر عرایض اخیر تحت عنوان «پیامبر خدا و ائمه علیهم السلام و بازگشت به ایمان گمشده (۱ و ۲)» https://cdn.lobolmizan.ir/uploads/enghelab/bashar_jadid_azadi_va_din/speech/bvf_peyambar_va_aemeh_va_bazghasht_be_iman-1.MP3 و
https://cdn.lobolmizan.ir/uploads/enghelab/bashar_jadid_azadi_va_din/speech/qOU_peyambar_va_aemeh_va_bazghasht_be_iman-2.MP3 شده است خوب است به آن مباحث رجوع شود. آری! https://eitaa.com/ayaat_110/23538. موفق باشید
با سلام: در محل کار به طور نسبی از شغل خود رضایت ندارم، همت کافی برای اینکه نتایج لازم از مجموعه کار تیمی حاصل شود را در خودم نمی بینم. گاهی فکر می کنم به من چه ارتباطی دارد، من سعی کنم کار خودم را در حد معمول و نه بیشتر انجام دهم، چه بسا اشکالاتی که در سیستم وجود دارد را دلیل یا شاید بهانه ای کنم که سلب مسولیت کنم. از طرفی دوست ندارم ذهن م درگیر و مشغولیت اضافه ای نسبت به شغلم داشته باشم که تقریبا از ساعت ۷ تا ۶ بعد ازظهر بیشتر عمر ما را اشغال کرده ولی این شرایط برعکس مشغولیت ذهنی زیادی برای من ایجاد کرده و انگیزه زیادی در کار ندارم و از کیفیت کار خودم راضی نیستم و احساس دین می کنم. لطفاً راهنمایی کنید که چطور از این شرایط می توان خارج شد. با این شرایط هم نسبت به پاکی مالم شک دارم و بنابراین نسبت به دین داری خودم مأیوس هستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان سالهای اوایل انقلاب بود که این حالات در بسیاری از کارمندان متعهد پیش آمد که نکند نسبت به وظیفهای که داریم فضای اداره و نظام اداری ما را محدود به خدمتگذاری کند. و حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند هرکس هرجا هست با اخلاق حسنه آنچه به عهده دارد انجام دهد، خود به خود خداوند آن کار را با برکت می کند. موفق باشید
سلام علیکم: ۱. چهار فرشته جبرئیل، میکائیل، اسرافیل مقام بالاتری نزد خداوند دارند یا فرشتگان مهیمن؟ ۲. در میان فرشتگان مقرب آیا خلقت ملک الموت از سایرین جداگانه بوده است؟ اگر آری چرا و چگونه؟ ۳. بنابر گفته پیامبر جبرئیل برترین فرشتگان است پس چرا امام فرشتگان در نماز میکائیل است؟ و اگر مطلبی که خوانده ام صحت داشته باشد چرا عزرائیل آخرین مخلوق باقیمانده بعد از نفخ صور خواهد بود که پس از قبض روح فرشتگان من جمله جبرئیل، توسط خدا قبض روح می شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شاید بتوان گفت فرشتگان مهیمن فوق مقام آن ۴ فرشتهاند. ۲. همۀ آن فرشتگان در نسبت به محل ظهورشان متفاوتند وگرنه در مقام خود که مقام قرب الهی است، یگانه میباشند. ۳. همچنان که عرض شد نسبت به شرایط ظهور، متفاوتند و از این جهت که شرایط ظهور جناب جبرائیل ظهور وَحی است، آن مقام، مقامِ برتری به حساب میآید.https://lobolmizan.ir/sound/1669 موفق باشید
همان طور که در سوال شماره 40246 عرض شد. از این خودی که الان دارم اصلا خوشم نمیاد. دلم میخواد سر به تنش نباشه. اول گیر دادم که میخوام اسمم رو عوض کنم، بذارم صغری و کبری یا کاملیا و رکسانا. چه میدونم، با یه اسم لعنتی جز اینی که الان دارم، صدام کنن. بعد رفتم چند میلیون پول دادم - از جیب پدر بینوا، توی کیف پول خودم که مگس میپره- که برای اولین بار یه تغییرِ مثلا درست حسابی توی «خودم» ایجاد کنم. لیلا خانوم - آرایشگر رو میگم- نصف کله سیاهم رو تبدیل به کله طلایی کرد. یه چیزهای دیگه هم با ماسماسک مالید به صورتم که به تعبیر خودش «حالا که میخوای، اصلا یه جوری تغییرت میدم که دیگه مامانتم نشناستت!» همینجوری که داشت موهامو تا مرز کنده شدن با برس میکشید تا صاف شه و اونم تغییر کنه، گفت شدی عینهو قرص ماه شب چهارده! ولی من هرچی تو آینه نگاه کردم نه قرص ماه رو دیدم، نه یه یلدای جدید رو. همون بودم که بودم. حتی با کله ی طلایی. با عینک یا بدون عینک، با اسم کبری یا کاملیا، با پاسپورت ایران یا انگلستان، با لیسانس علوم قرآن یا زبان فرانسه. هر کاری میکنم همون یلداام. همون خودی که ازش بیزارم داشت از توی آینه نگاهم میکرد و به ریشم میخندید، به تقلاها و دست و پا زدن های «بیخودی» که «خود» رو بدون ذره ای تغییر، سر جاش نگه میداره. به راستی ایراد کار کجاست؟ آرایشگاهی میشناسین که خود واقعی رو آرایش کنه؟ یا دکتری که خود حقیقی رو جراحی پلاستیک کنه. میگم که. میخوام سر به تنش نباشه این تنبل بی اراده ی هواپرست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی تحت عنوان «نیستانگاری....» شده است که میتوانید در رابطه با این موضوع بدان بیندیشید که راستی! اگزیستانسِ متناهی انسان میتواند جانشین الهیاتی شود که مبتنی بر استدلال است؟ همان اگزیستانسیالی که انسان را متوجه افقی میکند که جهان به سوی او گشوده شده است و او به سوی آن جهان گشوده؟ آیا این از هزار ایمان برتر نیست که انسان داردبه خودش رجوع میکند در عین آنکه هزاران جهان در او در حال طلوع است؟ جهانهای فراخی که ما نهتنها در اولیای الهی، بلکه در حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» و حضرت علی آقای خامنهای میتوان احساس کرد. چه چیزی این دختران با ظاهر غیر شرعی در حضرت امام خامنهای احساس میکنند که در نسبت با او به دنبال انسانی هستند که گمشدۀ این تاریخ است. آیا جز این است که در این زمانه انسان، خودش مسئلۀ خودش شده است و به دنبال انسانی است که بتواند او را معنا ببخشد؟ آیا این انسانها مقصرند؟ یا ما مقصریم؟ موفق باشید
استاد عزیز سلام: وظیفه چیست؟ چه باید کرد؟ آوینی ها کجا هستند؟ سخنی کوتاه با دوستان انقلابی دوستان عزیز دغدغه تان بجا. اما بر فرض پذیرفتیم که پذیرش توقف توسط ما نباید صورت میگرفت، حالا ما چه کار کنیم؟ می دانیم آتش بس نقشه فریبکارانه است؟ آیا کفن پوش بیاییم داخل خیابان؟ تجمع کنیم؟ اینک چه کنیم؟ عزیزان من! اشتر چرا اشتر شد؟ چون در خیمه معاویه، می توانست ده قدم برود و کار معاویه را تمام کند اما ولایتمداری اش باعث شد عقب بیاید و نهایتا جنگ سراسر پیروزی را با شکست عوض کردیم، حال سوال اینجاست: آیا می شود بگوییم چرا مالک اطاعت کرد؟ آیا تقصیر مالک بود؟ چرا آن ده قدم را نرفت؟ اگر می رفت ما پیروز میشدیم، مالک را ولایت پذیریش مالک کرد، حتی آنجا که می دانست نظر خودش و مولایش ادامه جنگ است اما بدلیل وجود خرس خاله ها در قامت خواص و تاثیرگذاری بر مردم در بزنگاه تصمیم، مالک تسلیم حرف مولایش شد.. ما که مالک نبودیم، ماکه دم در خیمه معاویه و اسرائیل نبودیم که در بحبوهه جنگ تصمیم بگیریم، ما در خانه خود نشسته بودیم و فیلم سینمایی نبرد اسرائیل و ایران را می دیدیم، با این حال هم برخی نمی خواهند اطاعت مولا کنند اگر مالک بودیم و دم در خیمه معاویه بودیم چه؟ آیا بر می گشتیم؟ یا اینکه بی تفاوت نسبت به مولایمان به هجوم ادامه می دادیم؟ اینجاست که تفاوت ها رقم می خورد اما اینک وظیفه ما چیست؟ رهبر عزیز انقلاب همه چیز را در تاریخ ۲۸ خرداد در پیام تلویزیونی شفاف بیان فرموده، من و شما یک وظیفه داریم، فرماندهان یک وظیفه، دولت یک وظیفه، وظیفه بنده و شما را رهبر عزیز مشخص کرده خودش فرمود: «من به ملّت عزیزمان عرض میکنم همین آیهی شریفه را همیشه در نظر داشته باشید. زندگی بحمدالله به طور عادّی در جریان است. نگذارید دشمن احساس کند که شما در مقابل او میترسید، احساس ضعف میکنید. اگر دشمن احساس کند که شما از او میترسید، دیگر گریبان شما را رها نخواهد کرد. همین رفتاری که تا امروز داشتید، این رفتار را با قوّت ادامه بدهید. کسانی که امور خدماتی به عهدهشان است، کسانی که با مردم سروکار دارند، کسانی که امور تبلیغاتی و تبیینی بر عهدهشان است، کار خودشان را با قوّت انجام بدهند و ادامه بدهند و به خدای متعال توکّل کنند. وَ مَا النَّصرُ اِلّا مِن عِندِ اللَهِ العَزیزِ الحَکیم؛ و خدای متعال ملّت ایران را و حقیقت را و حق را، به طور قطع و یقین، پیروز خواهد کرد انشاءالله» می فرماید: همین رفتاری که تا امروز داشتید، این رفتار را با قوّت ادامه بدهید این یعنی چه؟ یعنی تا به امروز از رفتارتان راضی هستم اما کدام رفتار؟ نظامیان باید بجنگند، خوب فرمانده سپاه و نیروهای مسلح و ... باید این را درک کنند رئیس جمهور و دولت باید درک کنند رسانه، باید کار خودش را انجام دهد راهبران سیاسی باید درک کنند، خدماتی ها خدمت کنند، مبلغین تبلیغ و تبیین کنند در ادامه می فرماید: [اینها] کار خودشان را با قوّت انجام بدهند و ادامه بدهند و به خدای متعال توکّل کنند. وَ مَا النَّصرُ اِلّا مِن عِندِ اللَهِ العَزیزِ الحَکیم؛ بنظر می آید وظیفه امروز ما فقط روایتگری است ما آوینی می خواهیم وظیفه بنده و امثال بنده با وظیفه فرمانده نیروهای مسلح و رئیس جمهور تفاوت دارد چه کنم؟ چاره چیست؟ بنده الان در کسوت رئیس شورای امنیت ملی نیستم که دستور جنگ یا آتش بس بدهم بنده اکنون یک سرباز هستم که وظیفه ام را مولایم در پیام دوم تلویزیونی بیان کرده، تبیین تبیین تبیین. در جای دیگر از همین سخنرانی میفرماید: من انتظار دارم که صاحبان فکر و صاحبان بیان و قلم، بخصوص مرتبطین با افکار عمومی جهانیان، این معانی و این مفاهیم را بیان کنند، تبیین کنند، برای مخاطبین روشن کنند، اجازه ندهند که دشمن با تبلیغات فریبکارانهی خودش حقیقت را دگرگون جلوه بدهد کدام معانی و مفاهیم؟ پاسخ مولا: حادثهی تهاجم ابلهانه و خباثتآلود رژیم صهیونیستی به کشورمان ــ در حالی رخ داد که مسئولین دولتی با طرف آمریکایی به طور غیر مستقیم و باواسطه مشغول مذاکره بودند؛ هیچ موضوعی از سوی ایران وجود نداشت که نشانهی این باشد که یک حرکت نظامی یا یک حرکت تندی و سختی وجود دارد. پس ما آوینی می خواهیم و آوینی و آوینی... فرمود: من به ملّت عزیزمان عرض میکنم همین آیهی شریفه را همیشه در نظر داشته باشید و لا تَهِنوا وَ لا تَحزَنوا وَ اَنتُمُ الاَعلَونَ ان کُنتُم مُؤمِنینَ» اگر واقعا مومن به انقلاب و اسلام و امام هستید نترسید و غصه نخورید چون شما برتر هستید دائما این آیه را در نظر داشته باشد که حزن معنا ندارد. نه پیش از رهبر نه عقب تر از رهبر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید با توجه به سومین پیام تلویزیونی رهبری خطاب به ملت ایران در پی تهاجم رژیم صهیونی، دغدغههای جناب عالی منتفی باشد. جناب آقای وحید جلیلی با نگاهی بسیار دقیق موضوع حضور ما در آینده تاریخی مان را متذکر میشوند. https://eitaa.com/jalili_vahid/260 موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی .....................................
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا قوت. با آرزوی توفیق هرچه بیشتر برای آن عزیزان. بنده هر روز صبح بعد از نماز صبح که در مسجد خدیجه کبری «سلاماللهعلیها» برقرار میشود، میتوانم در خدمت عزیزان باشم. مگر صبح یکشنبه. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد گرانقدرمان، استاد چند متن و شعری که ارسال شد گرچه زیاد بود اما میخواستم به سیاه نوشته هایم نظر شما بیافتد شاید رو سفید شوند، از اینکه وقت شریفتان را میگیرم عذرخواهم، امیدوارم همیشه در صحت و سلامت و موفقیت باشید. البته چند وقتی کد ورودم را گم کرده بودم و سایت کد جدید به ایمیل نمیفرستاد از این رو این نوشته ها انباشته شدند. دوستتان داریم با جان و دل.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ماشاءالله، بلبل زبانیهایتان که قصه عشق است، قصه همنوایی و احساس حضوری نزد همدیگر. موفق باشید
سلام: مدتی هست که به همه چیز شک دارم از وجود و هستی و عالم و خدا تا کوچک ترین وقایع اطرافم - به این فکر میکنم که در این دنیا هیچ قطعیتی وجود ندارد و هر آنچه ک ما به عنوان درست فکر میکنیم هست شاید واقعا درست نباشد و سلسله تفکرات اشتباه ما باعث شده آن چیز اشتباه را درست بپنداریم. مبناهای فکری متفاوت قطعا یکسری اعتقادات را درست میپندارند که استفاده ما از هر کدام ازین مبناها اعتقاداتی را برای ما بوجود میاورد. مثلا اگر یکسری دلیل بر حقانیت اسلام می آوریم قطعا میشود یکسری دلایل بر نفی آن نیز بیاوریم. من حتی بر این باورم که چشم ها و ذهن ما هم میتوانند اشتباه کنن مثل خطاهای دید که روزانه داریم. نمیتوانم با خودم کنار بیایم. همیشه این سوال با من است که از کجا معلوم شاید یک روز مشخص شود راهی که الان درست میپندارم اشتباه باشد. چنان شک دارم که ایمانی در من جای ندارد. لطفا راهنمایی کنید. ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: به همین جهت باید با «معرفت نفس» شروع کرد زیرا در آن فضا بالاخره حضوری از خود را احساس میکنیم که اگر هم به همه چیز شک کنیم به آن کسی که شک میکند، نمیتوان شک کرد. پیشنهاد میشود با مباحث «معرفت نفس» مأنوس شوید (روی سایت هست). موفق باشید
سلام آقای طاهرزاده: ممنونیم از جلسه جوان و انتخاب بزرگ که گذاشتید مطالب ویژه. واقعیتش بعضی جلسه ها رو نمیفهمیدم اصلا چه حرفی گفته میشه ولی این خیلی ساده و راحت بود کامل فهمیدم. از آقای مهدی رحمتی فر هم متشکرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای جنابعالی نسبت به چنین حضوری آرزوی توفیق دارم. موفق باشید
سلام علیکم: در دین اسلام در بعضی از سخنان، صحبت از لقاء الله آمده است. و بعضی جاها صحبت از لقاء رب آمده است. آیا این دو با هم فرق دارند ؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این که لقاء ذات معنا ندارد، همواره لقاء ربّ در مظاهر ربوبیت او مدّ نظر است. موفق باشید
سلام: مشکل اعتقادی دارم اگر می توانید برایم کتاب مذهبی ارسال کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «چه نیاز به نبی» روی سایت هست. می توانید از آن ها استفاده نمایید. موفق باشید
